پسربچهها اف۱۶ رو با سوخو ۳۵ مقایسه و سر خودشون رو گرم میکنند، اما جنگ آدم بزرگها رو لجستیک اداره میکنه. ارتش آمریکا در عرض یک ماه، ۷۰ رزمایش و تمرین نظامی کوچک و بزرگ رو انجام داده که خیلی ازونها با متحدانش در اون سر دنیا بودهاند. دولتهای قاره آسیا روی هم جمع بشن کارهای اداری این حجم از فعالیت رو هم نمیتونند سامان بدن، کار نظامیش بماند. این ارتش میتونه کل نیروهای مسلح ایران و تجهیزاتش رو بریزه تو پاکت و پاکته رو سه بار تا بزنه که یه نوار دربیاد و از درز صندوق صدقات رد بشه. نیروهای مسلحی که حتی ارتشش که قرار بوده پانتومیم بازی نکنه و یکم جدی باشه، ناوی رو میندازه تو اقیانوس که تو رادار حریف به شکل چمدون مستربین دیده میشه، و پرسنلش قبل اعزام زنگ میزنند به خانوادههاشون که دعا کنید! و این دعا برای اینه که به صورت خود به خودی غرق نشن، چون مأموریت همینکه خود دریانوردی رو انجام بده موفقیته! و چین همین ناو اسقاطی رو در مانور مشترکش شرکت میده، که بیاد اون وسط فقط در جریان مکالمات رادیویی قرار بگیره، تا تیتر بزنند که وای اینا با هم تمرین کردند، نظم جهانی فلان شد. حتی برای خر داغ کردن هم حداقل مواد لازم یک عدد خره، که اون هم وجود نداره و بو رو دارن با این پیپهای الکترونیکی تولید میکنند.
اینکه پرونده این اوباش رو نمیبندند، فقط از ترس این نیست که بعد از کار نظامی، کسی از پس مهار اوباش پراکنده شیعه برنیاد. که برای ملتی عاطفی که برای لگد زدن به بسیجی هم سه بار استخاره میکنه، کار سنگینیه. بلکه ازین دغدغهست که مطمئن نیستند ایران باید چطور اداره بشه که به یک کشور فلج تبدیل نشه. پاکستان و افغانستان به طور کامل فلج شدهاند، و پیوستن ایران به باشگاه فلجها، این طاعون رو به سمت اروپا نزدیکتر میکنه.
آمریکا قابلیت این رو داره که ذهن مخالفانش رو هم پروگرام کنه. همونطور که انقدر درباره شوروی توهمفروشی کرد، که خود روسها هم خریدنش. امروز هم داره به چین قابلیتهایی رو نسبت میده که خود چینیها هم نمیتونند در برابر باورکردنش مقاومت کنند. زمان خروج نیروها از کابل، در گعدههای آنلاین چینی، صحبتها شکلی داشت که اگه خدا بخواد تا سه هفته دیگه چین کل افغانستان رو در اختیار میگیره و دریایی از لیتیوم رو صاحب میشه. امروز خود خدا هم مسئولیت افغانستان رو به عهده نمیگیره. ناسیونالیستهای چینی داشتند بزاقی که از دهان آمریکاییها ترشح میشد رو مینوشیدند. امروز هم دارند فکر میکنند ایران رو در اختیار دارند تا طرز درست کنترل کردن اوضاع رو به آمریکاییها تدریس کنند! این حرف برای بیان شدن در اندیشکده های آمریکایی هم زیادی رادیکاله، ولی با چنین حالت ناجوری از واقعیت طرفیم. وقتی حزب قدقد، باور کرده که داخل بازیه، ترقهبازی ضرورتی نداره. باید اجازه داد درگیر تکلیف شبش باشه. اگه این تکلیف، فقط بتونه روند پاکستانیزه شدن ایران رو نرمتر پیش ببره، تا اروپا فرصت کنه خودش رو جمع کنه، کافیه. و گرنه از دیتا اینطور برمیاد که اصل روند ناگزیره و فقط میشه روی سرعت و فرمتش کار کرد.
اینکه پرونده این اوباش رو نمیبندند، فقط از ترس این نیست که بعد از کار نظامی، کسی از پس مهار اوباش پراکنده شیعه برنیاد. که برای ملتی عاطفی که برای لگد زدن به بسیجی هم سه بار استخاره میکنه، کار سنگینیه. بلکه ازین دغدغهست که مطمئن نیستند ایران باید چطور اداره بشه که به یک کشور فلج تبدیل نشه. پاکستان و افغانستان به طور کامل فلج شدهاند، و پیوستن ایران به باشگاه فلجها، این طاعون رو به سمت اروپا نزدیکتر میکنه.
آمریکا قابلیت این رو داره که ذهن مخالفانش رو هم پروگرام کنه. همونطور که انقدر درباره شوروی توهمفروشی کرد، که خود روسها هم خریدنش. امروز هم داره به چین قابلیتهایی رو نسبت میده که خود چینیها هم نمیتونند در برابر باورکردنش مقاومت کنند. زمان خروج نیروها از کابل، در گعدههای آنلاین چینی، صحبتها شکلی داشت که اگه خدا بخواد تا سه هفته دیگه چین کل افغانستان رو در اختیار میگیره و دریایی از لیتیوم رو صاحب میشه. امروز خود خدا هم مسئولیت افغانستان رو به عهده نمیگیره. ناسیونالیستهای چینی داشتند بزاقی که از دهان آمریکاییها ترشح میشد رو مینوشیدند. امروز هم دارند فکر میکنند ایران رو در اختیار دارند تا طرز درست کنترل کردن اوضاع رو به آمریکاییها تدریس کنند! این حرف برای بیان شدن در اندیشکده های آمریکایی هم زیادی رادیکاله، ولی با چنین حالت ناجوری از واقعیت طرفیم. وقتی حزب قدقد، باور کرده که داخل بازیه، ترقهبازی ضرورتی نداره. باید اجازه داد درگیر تکلیف شبش باشه. اگه این تکلیف، فقط بتونه روند پاکستانیزه شدن ایران رو نرمتر پیش ببره، تا اروپا فرصت کنه خودش رو جمع کنه، کافیه. و گرنه از دیتا اینطور برمیاد که اصل روند ناگزیره و فقط میشه روی سرعت و فرمتش کار کرد.
فکر میکردم مخوفترین عکسها عکس مردگان هستند. عکسهایی که سوژه آنها یا آدمی است که لحظه خنده، گریه، خشم، هیجانش ثبت شده، اما دیگر زنده نیست، و بدون اینکه خودش باشد احساساتش ابدی شده؛ و یا جنازهای که سوخته، فاسد شده، متلاشی شده، غرق شده، و با اینکه خودش دیگر نیست، جسمانی بودنش ابدی شده. این عکسها باعث میشد از خودت بپرسی «این چیزی که دارم میبینم واقعا چیست؟».
بعد فهمیدم مخوفتر از آن عکسهایی هستند که عکاسان مرده گرفتهاند. عکس سوژههایی که از بین رفتهاند و دیگر نیستند، و خود آن کسی که ثبتش کرده هم از بین رفته و دیگر نیست. دو چیز که وجود داشتهاند نیست شدهاند، اما نسبت آنها با همدیگر ابدی شده.
بعدتر فهمیدم عکسهایی وجود دارند که از آن دو هم مخوفترند. عکسهایی که گرفته شدهاند تا به کسی که مرده تقدیم شوند. مثل این عکس، که عکاس به دوست مردهاش تقدیم کرده تا بگوید این سنگ من را به یاد تنهایی تو میانداخت! اگر کسی توضیحش را نداند نخواهد فهمید سوژگی این سنگ درباره چه بوده. چیزی که یک انسان درباره یک انسان دیگر میدانسته به سمبل رمزگذاری میشود که برای آیندگان قابل رمزگشایی نیست، و فقط همان رمز ابدی شده.
بعد فهمیدم مخوفتر از آن عکسهایی هستند که عکاسان مرده گرفتهاند. عکس سوژههایی که از بین رفتهاند و دیگر نیستند، و خود آن کسی که ثبتش کرده هم از بین رفته و دیگر نیست. دو چیز که وجود داشتهاند نیست شدهاند، اما نسبت آنها با همدیگر ابدی شده.
بعدتر فهمیدم عکسهایی وجود دارند که از آن دو هم مخوفترند. عکسهایی که گرفته شدهاند تا به کسی که مرده تقدیم شوند. مثل این عکس، که عکاس به دوست مردهاش تقدیم کرده تا بگوید این سنگ من را به یاد تنهایی تو میانداخت! اگر کسی توضیحش را نداند نخواهد فهمید سوژگی این سنگ درباره چه بوده. چیزی که یک انسان درباره یک انسان دیگر میدانسته به سمبل رمزگذاری میشود که برای آیندگان قابل رمزگشایی نیست، و فقط همان رمز ابدی شده.
«از سال ۱۹۹۸ اوپک ۱۷ بار کاهش تولید اعلام کرده که در نیمی از موارد، قیمت میانگین نفت در یک ماه، سه ماه، و شش ماه پس از اعلام، به جای افزایش، کاهش پیدا کرده است».
وسط دوره کاهش مصرف، تولید رو یک میلیون بشکه کاهش بدی که با تخریب تقاضا، مصرف ازینی که هست هم پایینتر بیاد، تا فقط به آمریکا بگی فاک یو؟
اگه یه کانال مشابه اقوال مخصوص بازار داشتم، هشتگ #گاو_خارجی توی اون کانال هم کاربردهای زیادی پیدا میکرد.
وسط دوره کاهش مصرف، تولید رو یک میلیون بشکه کاهش بدی که با تخریب تقاضا، مصرف ازینی که هست هم پایینتر بیاد، تا فقط به آمریکا بگی فاک یو؟
اگه یه کانال مشابه اقوال مخصوص بازار داشتم، هشتگ #گاو_خارجی توی اون کانال هم کاربردهای زیادی پیدا میکرد.
هنوز خیلی مونده تا ملت عاطفی یاد بگیرند جواب مزاحمت و آزار اسلامگرایان در خیابان رو با روشهای اسلامی بدن، اما در یک سال گذشته تغییرات محسوسی رخ داده، مثل حمله دستهجمعی مردانی که قبلا تماشاچی بودند، به ناهیان منکر، که گاه با مشت و لگد همراهه. و این باعث شده این تصور ایجاد بشه که تحولات در عقاید افراد جامعه، در همین سال رخ داده. که تصور درستی نیست. هرچند در سالی که گذشت ستونهای اعتقادی خیلیها فرو ریخت، اما این فروریزیها عامل اصلی تغییر کنشها یا خلق کنشهای جدید نبودهاند. عامل اصلی، آگاه شدن مردم از دیدگاه همدیگهست.
در خرد جمعی تکنیکی داریم که اسمش رو گذاشتن سوپرایزینگلی پاپیولار! متأسفانه صفحه ویکی این موضوع ترجمه فارسی نداره، در حالی که پیج خوانندههای بیتیاس رو تا واو آخر ترجمه کردهاند.
مثال همین صفحه رو به صورت خلاصه ترجمه میکنم:
فرض کنید از مردم میپرسیم آیا پایتخت ایالت پنسیلوانیا، فیلادلفیا است؟ ۶۵ درصد جواب میدن بله، و ۳۵ درصد جواب میدن نه. سپس از همونها میپرسیم فکر میکنید بقیه مردم چه جوابی به سوال بالا بدن؟ ۷۵ درصد میگن جواب بقیه مردم بله است، و ۲۵ درصد نه. ۷۵ رو از ۶۵ کم میکنیم میشه منفی ۱۰ درصد. در حالی که ۲۵ رو از ۳۵ کم میکنیم میشه ۱۰ درصد. جوابی که میانگین تفاوت بین دو جواب رو بیشینه کنه، جواب سوپرایزینگلی پاپیولار خواهد بود، که اینجا جواب نه این حکم رو داره. و جواب درست هم نه است، فیلادلفیا پایتخت ایالت نیست. هریسبورگ پایتخته. ازونجایی که زیاد پیش میاد خرد جمعی اشتباه کنه، این تکنیک برای پیدا کردن جواب درست، جوابی که پاپیولاره ولی مردم فکر میکنند نیست رو، انتخاب میکنه. بعبارت دیگه از داخل خرد جمعی، دانش اقلیتی که از جمع بیشتر میدونند رو استخراج میکنه.
این فقط یه مثال سادهست. اینکه بدونی که مردم میدونند پایتخت ایالت کدوم شهره، تأثیری روی زندگیت نداره. اما موارد زیاد دیگهای هست، که تأثیر داره. خیلی از رفتارهای فردی، متأثر از برداشت همون فرد از نظر بقیه مردم درباره اون رفتاره. اگه از زنان بپرسید دلیل چادر سر کردنتون چیه، ۷۰ درصدشون میگن از روی ناچاری، چون شوهرم میخواد. ولی اگه از همونا بپرسی فکر میکنید دلیل بقیه زنان چادری چیه، ۸۰ درصدشون میگن چون اونها اعتقاد دارند! اگه از شوهرانشون بپرسی دلیل اینکه از زنت میخوای چادر سر کنه چیه، ۷۰ درصدشون میگن از بقیه مردان خانواده میترسن که انگ بیغیرت بخورند. ولی اگه از همینها بپرسی فکر میکنید دلیل بقیه مردانی که زنشون رو مجبور میکنند چادر سر کنه چیه، ۸۰ درصدشون میگن اونها از روی اعتقادشونه! و سپس نتیجه میگیرند تا وقتی مردم اینطوریاند هیچچیز عوض نمیشه.
خرد جمعی ایرانی درباره اینکه جامعه ایرانی چجور جامعهای است، دچار اشتباهات زیادی بود و هست. تحول یک سال گذشته بیشتر متمرکز بر این بود که هرکس متوجه شد تعداد افرادی که مثل خودش هستند خیلی بیشتر از چیزی بوده که تخمین میزده. نه تنها افراد غیرمذهبی، درباره غیرمذهبی بودن بقیه مردم اطلاعات بیشتری کسب کردند، بلکه مذهبیهای سکولارشده که خودشون رو منزوی کرده بودند متوجه شدند آدمهای مشابه خودشون خیلی زیاد بوده و دلیلی نداره منزوی باشند.
سال گذشته سال اَجاست شدن اعتقادات نبود. سال اجاست شدن خرد جمعی بود.
در خرد جمعی تکنیکی داریم که اسمش رو گذاشتن سوپرایزینگلی پاپیولار! متأسفانه صفحه ویکی این موضوع ترجمه فارسی نداره، در حالی که پیج خوانندههای بیتیاس رو تا واو آخر ترجمه کردهاند.
مثال همین صفحه رو به صورت خلاصه ترجمه میکنم:
فرض کنید از مردم میپرسیم آیا پایتخت ایالت پنسیلوانیا، فیلادلفیا است؟ ۶۵ درصد جواب میدن بله، و ۳۵ درصد جواب میدن نه. سپس از همونها میپرسیم فکر میکنید بقیه مردم چه جوابی به سوال بالا بدن؟ ۷۵ درصد میگن جواب بقیه مردم بله است، و ۲۵ درصد نه. ۷۵ رو از ۶۵ کم میکنیم میشه منفی ۱۰ درصد. در حالی که ۲۵ رو از ۳۵ کم میکنیم میشه ۱۰ درصد. جوابی که میانگین تفاوت بین دو جواب رو بیشینه کنه، جواب سوپرایزینگلی پاپیولار خواهد بود، که اینجا جواب نه این حکم رو داره. و جواب درست هم نه است، فیلادلفیا پایتخت ایالت نیست. هریسبورگ پایتخته. ازونجایی که زیاد پیش میاد خرد جمعی اشتباه کنه، این تکنیک برای پیدا کردن جواب درست، جوابی که پاپیولاره ولی مردم فکر میکنند نیست رو، انتخاب میکنه. بعبارت دیگه از داخل خرد جمعی، دانش اقلیتی که از جمع بیشتر میدونند رو استخراج میکنه.
این فقط یه مثال سادهست. اینکه بدونی که مردم میدونند پایتخت ایالت کدوم شهره، تأثیری روی زندگیت نداره. اما موارد زیاد دیگهای هست، که تأثیر داره. خیلی از رفتارهای فردی، متأثر از برداشت همون فرد از نظر بقیه مردم درباره اون رفتاره. اگه از زنان بپرسید دلیل چادر سر کردنتون چیه، ۷۰ درصدشون میگن از روی ناچاری، چون شوهرم میخواد. ولی اگه از همونا بپرسی فکر میکنید دلیل بقیه زنان چادری چیه، ۸۰ درصدشون میگن چون اونها اعتقاد دارند! اگه از شوهرانشون بپرسی دلیل اینکه از زنت میخوای چادر سر کنه چیه، ۷۰ درصدشون میگن از بقیه مردان خانواده میترسن که انگ بیغیرت بخورند. ولی اگه از همینها بپرسی فکر میکنید دلیل بقیه مردانی که زنشون رو مجبور میکنند چادر سر کنه چیه، ۸۰ درصدشون میگن اونها از روی اعتقادشونه! و سپس نتیجه میگیرند تا وقتی مردم اینطوریاند هیچچیز عوض نمیشه.
خرد جمعی ایرانی درباره اینکه جامعه ایرانی چجور جامعهای است، دچار اشتباهات زیادی بود و هست. تحول یک سال گذشته بیشتر متمرکز بر این بود که هرکس متوجه شد تعداد افرادی که مثل خودش هستند خیلی بیشتر از چیزی بوده که تخمین میزده. نه تنها افراد غیرمذهبی، درباره غیرمذهبی بودن بقیه مردم اطلاعات بیشتری کسب کردند، بلکه مذهبیهای سکولارشده که خودشون رو منزوی کرده بودند متوجه شدند آدمهای مشابه خودشون خیلی زیاد بوده و دلیلی نداره منزوی باشند.
سال گذشته سال اَجاست شدن اعتقادات نبود. سال اجاست شدن خرد جمعی بود.
دوستان تذکر دادند این پست چهار پنج سال پیش نیاز به بازنشر داره.
من هم حرفگوشکن.
https://t.iss.one/anarchonomy/991
من هم حرفگوشکن.
https://t.iss.one/anarchonomy/991
Telegram
Anarchonomy
این مطلب رو از کانال آقای شیرعلینیا با دقت بخونید. میگم با دقت چون چیزی توش هست که معمولا بهش دقت نمیشه.
دوست ارزشیمون (که تنهامون گذاشت و رفت) برای استمرار وضع موجود توجیهی داشت که حتی به ذهن اصلاحطلبها هم نمیرسید (اینکه از استمرارطلبترین جریان…
دوست ارزشیمون (که تنهامون گذاشت و رفت) برای استمرار وضع موجود توجیهی داشت که حتی به ذهن اصلاحطلبها هم نمیرسید (اینکه از استمرارطلبترین جریان…
یه مشت شارلاتان مبلغ بیتکوین شدن و همون اراجیفی رو تحویل خلقالله میدن که سپاهی و بسیجی رو به ارگاسم میرسونه: جنگ نرم، آمریکا فرو پاشید، دلار به باد رفت، چین همه رو بلعید، بشتابید!
کد مارکتینگ همهشون هم مثل همدیگهست: میخوای بدونی دنیا چطور به فاک خواهد رفت؟ ازین آدرس کتابم رو سفارش بده!
خب اگه انقدر نگران سرنوشت بشریتی مجانی بذار تو وبلاگت.. یو استوپید کانت.
کد مارکتینگ همهشون هم مثل همدیگهست: میخوای بدونی دنیا چطور به فاک خواهد رفت؟ ازین آدرس کتابم رو سفارش بده!
خب اگه انقدر نگران سرنوشت بشریتی مجانی بذار تو وبلاگت.. یو استوپید کانت.
اینکه میگن قمار خوب نیست معنیش این نیست که نباید ازش چیزی یاد بگیری، چون بهرحال داری تو زندگیت انجامش میدی. اگه یه سری چیزها رو در نسخه دمو بفهمی، ضررش کمتره. رفتی مدرسه، و باختی. دوازده سال از عمرت رو، که دیگه برنگشت. و این فقط یکیش بود. یکی دیگهش همسرت بود، که خودت هم نفهمیدی چطور انتخاب شد، ولی امضاش رو تو زدی.
اینا چند مورد هستن که آدم تو قمار یاد میگیره:
- همه مایلند ریسک رو تو بکنی، تا تجربه رو اونا بدست بیارن.
- بعد از باخت همه از اطرافت پراکنده میشن. که یعنی اطرافت بودن، چون هنوز معلوم نبود چی میشه.
- وقتی دیگه چیزی برات باقی نموند، هر کسی بت کمک کنه، داره گروگانت میگیره.
- تو موقعیتی که نمیشه برنده شد، داشتن روحیه مثبت با نداشتنش فرقی نداره.
- اینکه بگی خودم کردم که لعنت بر خودم باد، چیزی رو تغییر نمیده.
اگه کسی اینارو میدونه، باز میره کاری رو انجام میده که دیگران گفتن باید انجام داد؟
اینا چند مورد هستن که آدم تو قمار یاد میگیره:
- همه مایلند ریسک رو تو بکنی، تا تجربه رو اونا بدست بیارن.
- بعد از باخت همه از اطرافت پراکنده میشن. که یعنی اطرافت بودن، چون هنوز معلوم نبود چی میشه.
- وقتی دیگه چیزی برات باقی نموند، هر کسی بت کمک کنه، داره گروگانت میگیره.
- تو موقعیتی که نمیشه برنده شد، داشتن روحیه مثبت با نداشتنش فرقی نداره.
- اینکه بگی خودم کردم که لعنت بر خودم باد، چیزی رو تغییر نمیده.
اگه کسی اینارو میدونه، باز میره کاری رو انجام میده که دیگران گفتن باید انجام داد؟
کشورهای جهان سومی که حکم جلب پوتین توسط دادگاه بینالمللی رو به رسمیت نمیشناسند، و حتی مفتخرانه اعلام میکنند که از سفرش به کشورشون استقبال هم میکنند، در لفظ و در ظاهر علتش رو تناقضات این دادگاه عنوان میکنند، که مثلا چون بوش و تونی بلر را محاکمه نکرد پس اعتبار ندارد! ولی در واقع مشکلشون با این تناقض ادعایی نیست. اگه واقعا بوش محاکمه میشد، باز هم دبه میکردند و میگفتند کل سناتورهای کنگره رو هم محاکمه کنید، و اگه اونها هم محاکمه میشدند میگفتند کل یهودیان آمریکا رو هم محاکمه کنید. جدا از اینکه اگه دغدغه کسی واقعا تناقض یک نهاد قضایی بود، صرفا حکمش رو به رسمیت نمیشناخت، نه اینکه مجرم رو هم به آغوش بکشه! اینکه بگی مجرم را دستگیر نمیکنیم یا اگر دستگیر کردیم تحویل نمیدهیم، خیلی فرق داره با اینکه براش فرش قرمز هم پهن کنی.
مشکل کشورهای جهان سومی دقیقا اصل وجود داشتن چنین نهادیه. با اینکه یک الهه تمیس وجود داشته باشه و مرز جغرافیایی نشناسه، مشکل دارند. چرا که چنین نهادهای بدون مرزی، مانع احیای سنتهای بدوی این کشورها هستند. ماشین جنگی آمریکا برای حذف فیزیکی دشمنانش نیاز به حکم دادگاه نداره. چون اونها رو تو اتاق خوابشون به سوسیس و کالباس تبدیل میکنه. اون کسانی که به نهاد قضایی بینالمللی نیاز دارند، مردم عادی و بیدفاع هستند. همون مردمی که تقی به توقی میخوره نسلکشی میشن، مورد تجاوز دستهجمعی قرار میگیرن، بچههاشون و زمینهاشون و حتی زبان و فرهنگشون ازشون دزدیده میشه، مزارعشون آتش زده میشه، و مجبور میشن بقیه عمر رو در آوارگی بگذرونند (کارهایی که از قضا آمریکا انجام نمیده، دشمنان آمریکا انجام میدن).
کشورهای جهانسومی همواره نسبت به دورانی که با خیال راحت همدیگه رو کشتار میکردند و شکنجه میکردند و مصادره میکردند و تنها چیزی که خستهشون میکرد وسعت سرزمین بود، و هیچکس در دنیا هم خبردار نمیشد، حس نوستالژی دارند. و حس میکنند اون «آزادی» رو غرب ازشون گرفت.
مشکل کشورهای جهان سومی دقیقا اصل وجود داشتن چنین نهادیه. با اینکه یک الهه تمیس وجود داشته باشه و مرز جغرافیایی نشناسه، مشکل دارند. چرا که چنین نهادهای بدون مرزی، مانع احیای سنتهای بدوی این کشورها هستند. ماشین جنگی آمریکا برای حذف فیزیکی دشمنانش نیاز به حکم دادگاه نداره. چون اونها رو تو اتاق خوابشون به سوسیس و کالباس تبدیل میکنه. اون کسانی که به نهاد قضایی بینالمللی نیاز دارند، مردم عادی و بیدفاع هستند. همون مردمی که تقی به توقی میخوره نسلکشی میشن، مورد تجاوز دستهجمعی قرار میگیرن، بچههاشون و زمینهاشون و حتی زبان و فرهنگشون ازشون دزدیده میشه، مزارعشون آتش زده میشه، و مجبور میشن بقیه عمر رو در آوارگی بگذرونند (کارهایی که از قضا آمریکا انجام نمیده، دشمنان آمریکا انجام میدن).
کشورهای جهانسومی همواره نسبت به دورانی که با خیال راحت همدیگه رو کشتار میکردند و شکنجه میکردند و مصادره میکردند و تنها چیزی که خستهشون میکرد وسعت سرزمین بود، و هیچکس در دنیا هم خبردار نمیشد، حس نوستالژی دارند. و حس میکنند اون «آزادی» رو غرب ازشون گرفت.
از زمانی که گفتم «دانشگاه نرید کسخلا» قیمت دلار و نرخ تورم به حدی رسیده که اونایی که میگفتن «پس چجوری مهاجرت کنیم؟» توانایی خرید بلیت هواپیما به مقصد اون کشوری که مد نظرشون بود هم از دست دادن. حتی اون قضیه «چرا من هزینه بدم وقتی بقیه نمیدن؟» برای وقتیه که بزدلی یه منافعی برای آدم ایجاد میکنه. ما در موقعیتی هستیم که بزدلها هم بدبختند.
به والله اگه میدونستید این سوالها چقدر مسخرهست از پرسیدنش خجالت میکشیدید. تو پایتخت فشن دنیا درس میخونید که از هر کوچهش عکس بگیری کارت پستاله، و از کسی که تو توالت خاورمیانه گیر افتاده میپرسید باید قدم بعدی چی باشه؟
ازدواج، درس، مهاجرت، موضوعات مشورتی نیستند. مشورت برای جاییه که یه آبجکت داریم که مستقل از وضعیت ما نسبت به اون آبجکت، خصوصیاتی داره که همه نمیدونند، و باید پرسید. مثل خودرو سواری، که باید از مکانیک بپرسی سورنتو ۲۰۱۸ بگیرم یا نگیرم، و اونم میگه موتورش به لعنت خدا نمیارزه نگیر. مریم رو بگیرم یا مهتاب رو، یه سوال بیمعنیه. هیچکدوم زیر من.. معذرت میخوام، زیر دست من، نبودن که بدونم. این تصمیم شخصی شماست.
#لبخند_شبانه
ازدواج، درس، مهاجرت، موضوعات مشورتی نیستند. مشورت برای جاییه که یه آبجکت داریم که مستقل از وضعیت ما نسبت به اون آبجکت، خصوصیاتی داره که همه نمیدونند، و باید پرسید. مثل خودرو سواری، که باید از مکانیک بپرسی سورنتو ۲۰۱۸ بگیرم یا نگیرم، و اونم میگه موتورش به لعنت خدا نمیارزه نگیر. مریم رو بگیرم یا مهتاب رو، یه سوال بیمعنیه. هیچکدوم زیر من.. معذرت میخوام، زیر دست من، نبودن که بدونم. این تصمیم شخصی شماست.
#لبخند_شبانه
از اول ماه می مردم آلمان میتونند با خرید یک بلیت ۴۹ یورویی، در هر ماه هر تعداد مسافرت با قطار و اتوبوس که میخوان انجام بدن، که البته شامل قطارهای پرسرعت نمیشه. این یک طرح ملیه و بنابراین شهروند هر شهری در هر شهر دیگهای میتونه ازین بلیت استفاده کنه. در واقع مثل اینترنت، حمل و نقل رو هم به شکل اشتراک ماهانه درآوردن.
اسمش کاهش آلودگی هواست، ولی عملا «بازار آزاد با طعم سوسیالیسم» است. این جور تغییرات کار رو برای مایی که در جهان سوم دنبال حداقلی کردن نقش دولتیم، سختتر میکنه. چون خواهند گفت «یعنی میخوای از آلمان جلو بزنی؟».
اسمش کاهش آلودگی هواست، ولی عملا «بازار آزاد با طعم سوسیالیسم» است. این جور تغییرات کار رو برای مایی که در جهان سوم دنبال حداقلی کردن نقش دولتیم، سختتر میکنه. چون خواهند گفت «یعنی میخوای از آلمان جلو بزنی؟».
Anarchonomy
از اول ماه می مردم آلمان میتونند با خرید یک بلیت ۴۹ یورویی، در هر ماه هر تعداد مسافرت با قطار و اتوبوس که میخوان انجام بدن، که البته شامل قطارهای پرسرعت نمیشه. این یک طرح ملیه و بنابراین شهروند هر شهری در هر شهر دیگهای میتونه ازین بلیت استفاده کنه. در واقع…
چپگرایی به مانع خودش تبدیل شده. مثل همون مشکلی که تو تولید مسکن بوجود اومده. از یه طرف دنبال «مسکن ارزان برای تمام اقشار» هستند، از طرف دیگه مقررات محیطزیستی و شهری رو انقدر زیاد کردن که انبوهساز نمیتونه تکون بخوره. یعنی یک هدف چپ با یه هدف چپ دیگه کانفلیکت داره. در حمل و نقل، با هدف محیطزیستی و معیشتی، سفر رو ارزان میکنند، و این ارزانسازی سفر غیرضرور رو بیشتر میکنه، و آلودگی و مخارج دولت رو بیشتر میکنه. سفر که زیاد میشه، آمارش رو تبدیل میکنند به سفر خودرویی، و گزارش میکنند انقدر میلیون بیتییو صرفهجویی شد، در حالی که اگه سفر ارزان نبود، این مقدار سفر خودرویی هم اتفاق نمیفتاد.
چپ فعلی قابلیت مسیرسازی نداره دیگه. بلکه کارش چرخوندن سکان دولت رفاه به جهات مختلفه. در هرحرکت سکان، یه سری از اهداف جلو میرن و یه سری دیگه معطل میمونند. و در حرکت بعد، برعکس.
چپ فعلی قابلیت مسیرسازی نداره دیگه. بلکه کارش چرخوندن سکان دولت رفاه به جهات مختلفه. در هرحرکت سکان، یه سری از اهداف جلو میرن و یه سری دیگه معطل میمونند. و در حرکت بعد، برعکس.
اسکرینشات یه نوبادی جویای لایک رو فرستاده بودند برام که عکس یه کلت رو گذاشته بود و میگفت تنها راه مبارزه با بیحجابی اینه. نوشتم اونی که میخواد ازین روش استفاده کنه قبلش تو اینترنت هشدار نمیده. فرداش گفتند یک نفر به اونی که محسن شکاری رو گرفته بوده سه گلوله شلیک کرده. تازه همینش هم قرار نبوده منتشر بشه و اون ترولالدوله دولت احمدینژاد رسانهایش کرد. کار این تیپی درست نیست، چون اگه قراره یک انقلابی ریسک کنه و به اشرار آسیب بزنه، بهتره دربارهش تبلیغ هم بکنه، یعنی حداقل یک نفر رو داشته باشه که فیلم و عکس بگیره، نه اینکه کاملا تنها و در سکوت دل بزنه به دریا. ولی نفس این اقدام، طبیعت آدم جدی رو نمایان میکنه. تاکتیک آدم جدی رو میشه نقد کرد، اما جدی بودنش رو نمیشه انکار کرد. هیچکدوم از قدقدکنندههای داعش شیعه، جدی نیستند. پوتین یک ساله که داره هرروز هشدار میده از سلاح هستهای استفاده خواهد کرد. و همین، وضعیتی رو بوجود آورده که اگه فردا اعلام کنه ورشو رو با بمب اتم خواهد زد، مردم از روی تیتر خبرش اسکرول میکنند. برخلاف تصور اوباش، النصر بالرعب همهجا کار نمیکنه، اما حتی در جاهایی که کار کرده هم با مانور گفتاری کار نکرده. کار جدی انگیزه میخواد. و الان انگیزه در کمپ ستمدیدهها و گروگانهاست، نه در کمپ دستگاه خلافت. ملت عاطفی ممکنه در به کارگیری انگیزههاش ضعیف عمل کنه، اما این توازن انگیزهها رو به گذشته برنمیگردونه. حتی دلقکهای تذکر لسانی هم برای افطار لحظهشماری میکنند تا داخل ون با همکاران جنس مخالف لاس بزنند. حالا شما اسکرینشات طلبهای رو برام میفرستی که هیکلش رو نمیتونه تکون بده و تو کانالش سیس حجاج بن یوسف میاد؟
آدم عقبافتاده سعی میکنه ادای آدمهای سیاستبلد رو دربیاره، و نمیفهمه که خودش رو مضحکه کرده.
کشور شیخنشینی که بویی از دموکراسی نبرده، و فکر کرده با آسمانخراشهایی که مشابهش تو نیویورک نیست، که البته آرشیتکتشون بلژیکیه، میشه از غرب جلو زد، نگران دموکراسی آمریکا شده، چون مشکلشون رو با رییسجمهور سابق مثل قبایل و عشیرههای عربی حل نکردن و کار به دادگاه کشیده!
یکی لازمه بشون بگه بتمرگید گوزوهای کلاس دومی جهان سومی و جدول ضربتون رو تمرین کنید، ایراد گرفتن از کلاس «دانشگاه آمریکا» به شما نیومده.
کشور شیخنشینی که بویی از دموکراسی نبرده، و فکر کرده با آسمانخراشهایی که مشابهش تو نیویورک نیست، که البته آرشیتکتشون بلژیکیه، میشه از غرب جلو زد، نگران دموکراسی آمریکا شده، چون مشکلشون رو با رییسجمهور سابق مثل قبایل و عشیرههای عربی حل نکردن و کار به دادگاه کشیده!
یکی لازمه بشون بگه بتمرگید گوزوهای کلاس دومی جهان سومی و جدول ضربتون رو تمرین کنید، ایراد گرفتن از کلاس «دانشگاه آمریکا» به شما نیومده.
Anarchonomy
هنوز خیلی مونده تا ملت عاطفی یاد بگیرند جواب مزاحمت و آزار اسلامگرایان در خیابان رو با روشهای اسلامی بدن، اما در یک سال گذشته تغییرات محسوسی رخ داده، مثل حمله دستهجمعی مردانی که قبلا تماشاچی بودند، به ناهیان منکر، که گاه با مشت و لگد همراهه. و این باعث شده…
اون قضیه پاسخ سوپرایزینگلی پاپیولار، باز داره در بین رایدهندگان آمریکایی پیش میاد. نظر سیاسی کسی تغییر نکرده و اونایی که حاضرند باز به جو بایدن رأی بدن انقدری بیشتر از طرف مقابل هستند که بتونه دوباره رأی بیاره، اما همه دارند فکر میکنند ترامپ بعد از دادگاهش «بین بقیه مردم» محبوبتر شد. خرد جمعی باز داره برای خودش آمار فریبدهنده میسازه.
خیلیها، از جمله تحصیلکردهها بلد نیستند خبر رو درست بخونند و باید یکی کنارشون بشینه و بگه موضوع چیه.
«هدف روسیه تحلیل بردن نیروی انسانی و تجهیزات اوکراین است». آره، جنگ که طولانی بشه ممکنه آدمها و چیزهایی که از دست میدی بیشتر از آدمها و چیزهایی باشه که جایگزین میکنی، و در نتیجه شکست بخوری. که چندماه پیش گفتم برای اوکراین پیش خواهد اومد بهرحال (و نوشتم هدف نباید بردن جنگ باشه، چون نمیشه این جنگ رو برد. هدف باید تحمیل هزینه به اشرار باشه). اما نویسنده از «هدف» متجاوز خبر نداره. داره حدس میزنه که هدف اینه. حدسش جزء خبر نیست. در یک روایت اخیر گزارش شده نیروهای روسیه ۱۵۰۰ گلوله توپ استفاده کردن تا یه نقطه رو بگیرن، و بلافاصله بعد از اینکه گرفتن مجبور شدن ولش کنند و برگردن. اوکراین سوریه نیست، و میتونه هزینه وارد کنه. بنابراین در رفتارهای طرف روس هم موارد زیادی از ناچاری وجود دارند. اما نویسنده مطلب میاد اون موارد ناچاری رو هم میذاره تو سبد «برنامههای روسیه».
«بنسلمان در موقعیتهای متعدد ابراز کرده که برایش مهم نیست بایدن چه فکری درباره او میکند». البته که براش مهمه. اگه دولت آمریکا اراده کنه که حتی حداقلیترین سطح تحریم رو به عربستان وارد کنه، تمام برنامههای توسعهای این کشور بهم میریزه. اتکاء به چین برای توسعه هم یه فانتزیه، چون تا الان هیچ کشوری وجود نداشته که بدون ارتباط با غرب، و صرفا با فروختن منابع خام به چین، رفاه در داخل و جایگاه بینالمللی در خارج بدست بیاره. اینجور خبرها رو باید برعکس خوند. و برعکس این خبر اینجوری خونده میشه: «دولت بایدن به شکل بیسابقهای به دغدغههای آلسعود بیاعتنایی نشان میدهد»، که علتش همون سیاست فضاسازی عمدی برای بازیگری چینه. پس در واقع خبر دو تکهست. در تکه اول آمریکا بیاعتنایی میکند. و نیازی نداره اعلامش کنه. و در تکه دوم کشوری که مورد بیاعتنایی قرار گرفته میگه «اصنش هم برام مهم نیست، اصن». و شما تکه دوم رو خوندی.
«دولت هند در تلاش است روپیه را جایگزین دلار کند». اینا تیترهای دمدار هستند. یعنی این خبر رو وصل میکنند به یک تیتر در چند روز قبل، مثل توافق مالزی و هند برای استفاده از روپیه. که موضوع مهمی نیست اساسا. ایران و ترکیه هم از خیلی وقت پیش با هم توافقات مشابهی داشتند. و یک تیتر برای یک ماه قبلتر، که مثلا رئیس بانک مرکزی هند گفته آمادهایم به کشورهایی که با مشکل کمبود دلار در بازار مواجهند خدمات روپیهای ارائه دهیم (حالا کمبود جهانی دلار برطرف شد میخوای چیکار کنی؟). بعد به مجموعه اینها میگه «در تلاش است». رسانهای که داره خبر رو کار میکنه، داره برای خودش خبر رو بازتولید میکنه و میچینه روی همدیگه. اون بیرون لزوما چیدمانی در کار نیست.
نمیتونم تک تک اخبار رو اینجوری زیرنویس بزنم، ولی کسی که بتونه بگیره، میگیره.
«هدف روسیه تحلیل بردن نیروی انسانی و تجهیزات اوکراین است». آره، جنگ که طولانی بشه ممکنه آدمها و چیزهایی که از دست میدی بیشتر از آدمها و چیزهایی باشه که جایگزین میکنی، و در نتیجه شکست بخوری. که چندماه پیش گفتم برای اوکراین پیش خواهد اومد بهرحال (و نوشتم هدف نباید بردن جنگ باشه، چون نمیشه این جنگ رو برد. هدف باید تحمیل هزینه به اشرار باشه). اما نویسنده از «هدف» متجاوز خبر نداره. داره حدس میزنه که هدف اینه. حدسش جزء خبر نیست. در یک روایت اخیر گزارش شده نیروهای روسیه ۱۵۰۰ گلوله توپ استفاده کردن تا یه نقطه رو بگیرن، و بلافاصله بعد از اینکه گرفتن مجبور شدن ولش کنند و برگردن. اوکراین سوریه نیست، و میتونه هزینه وارد کنه. بنابراین در رفتارهای طرف روس هم موارد زیادی از ناچاری وجود دارند. اما نویسنده مطلب میاد اون موارد ناچاری رو هم میذاره تو سبد «برنامههای روسیه».
«بنسلمان در موقعیتهای متعدد ابراز کرده که برایش مهم نیست بایدن چه فکری درباره او میکند». البته که براش مهمه. اگه دولت آمریکا اراده کنه که حتی حداقلیترین سطح تحریم رو به عربستان وارد کنه، تمام برنامههای توسعهای این کشور بهم میریزه. اتکاء به چین برای توسعه هم یه فانتزیه، چون تا الان هیچ کشوری وجود نداشته که بدون ارتباط با غرب، و صرفا با فروختن منابع خام به چین، رفاه در داخل و جایگاه بینالمللی در خارج بدست بیاره. اینجور خبرها رو باید برعکس خوند. و برعکس این خبر اینجوری خونده میشه: «دولت بایدن به شکل بیسابقهای به دغدغههای آلسعود بیاعتنایی نشان میدهد»، که علتش همون سیاست فضاسازی عمدی برای بازیگری چینه. پس در واقع خبر دو تکهست. در تکه اول آمریکا بیاعتنایی میکند. و نیازی نداره اعلامش کنه. و در تکه دوم کشوری که مورد بیاعتنایی قرار گرفته میگه «اصنش هم برام مهم نیست، اصن». و شما تکه دوم رو خوندی.
«دولت هند در تلاش است روپیه را جایگزین دلار کند». اینا تیترهای دمدار هستند. یعنی این خبر رو وصل میکنند به یک تیتر در چند روز قبل، مثل توافق مالزی و هند برای استفاده از روپیه. که موضوع مهمی نیست اساسا. ایران و ترکیه هم از خیلی وقت پیش با هم توافقات مشابهی داشتند. و یک تیتر برای یک ماه قبلتر، که مثلا رئیس بانک مرکزی هند گفته آمادهایم به کشورهایی که با مشکل کمبود دلار در بازار مواجهند خدمات روپیهای ارائه دهیم (حالا کمبود جهانی دلار برطرف شد میخوای چیکار کنی؟). بعد به مجموعه اینها میگه «در تلاش است». رسانهای که داره خبر رو کار میکنه، داره برای خودش خبر رو بازتولید میکنه و میچینه روی همدیگه. اون بیرون لزوما چیدمانی در کار نیست.
نمیتونم تک تک اخبار رو اینجوری زیرنویس بزنم، ولی کسی که بتونه بگیره، میگیره.
جامعه انسانی همیشه نیاز به تابو داره. و گاهی برای اینکه تابوی جدید بسازه باید تابوهای قدیمی را جایگزین کنه. و گاهی باید تابوی قدیمی رو حفظ کنه، اما معناش رو تغییر بده. خودکشی در جامعه قدیمی تابو بود چون مردی که نانآور چندنفره، با مرگ خودش چندنفر دیگه رو هم گرسنه میکنه. این نسبتها دیگه در دنیای ما موضوعیت ندارند. نه تنها هرکس خودش رو موجودی انفرادی و مستقل از دیگران میبینه، بلکه واقعا هم مستقله. مخصوصا وقتی اطرافیانش پس از مرگش هم به دریافت مستمری ادامه خواهند داد. خودکشی برای جامعه فعلی ما باید همچنان تابو بمونه، اما به این دلیل که تسلیم به اشرار باید تابو باشه. هیچکس نباید به خودش اجازه بده که بپذیره شکست خورده. چون این پذیرش شکست زیر پای دیگرانی که باید مقاومت کنند رو خالی میکنه.
اگه این تابوی ضروری ماست، تابوشکنها باید تقبیح بشن.
اگه این تابوی ضروری ماست، تابوشکنها باید تقبیح بشن.
Anarchonomy
جامعه انسانی همیشه نیاز به تابو داره. و گاهی برای اینکه تابوی جدید بسازه باید تابوهای قدیمی را جایگزین کنه. و گاهی باید تابوی قدیمی رو حفظ کنه، اما معناش رو تغییر بده. خودکشی در جامعه قدیمی تابو بود چون مردی که نانآور چندنفره، با مرگ خودش چندنفر دیگه رو هم…
فشار بیشتر چه مسئلهای ایجاد خواهد کرد؟ ته تهش چی میشه؟ آدم بیمار اگه درمان نشه، جانش رو از دست میده. آدم فقیر اگه غذا نخوره میمیره. اینها لازم نیست خودشون اقدامی کنند. روند طبیعی چیزی که گرفتارش هستند این کار رو خواهد کرد. طناب گره زدن یک روند طبیعی نیست. یک انتخاب اگاهانهست، پس مسئولیت به همراه داره. مخصوصا وقتی در موقعیت جنگی قرار دارید. کولیبازی در خیابانهای نیویورک هیچ قبحی نداره، ولی اگه تو ارتش آمریکا و درست وسط جبهه کولیبازی دربیاری، دادگاه نظامی تنبیهت میکنه، چون عملیات بقیه رو دچار اختلال کردی.
Anarchonomy
فشار بیشتر چه مسئلهای ایجاد خواهد کرد؟ ته تهش چی میشه؟ آدم بیمار اگه درمان نشه، جانش رو از دست میده. آدم فقیر اگه غذا نخوره میمیره. اینها لازم نیست خودشون اقدامی کنند. روند طبیعی چیزی که گرفتارش هستند این کار رو خواهد کرد. طناب گره زدن یک روند طبیعی نیست.…
هیچکدام. یک جامعه نود میلیون نفری نمیتونه یه تیم باشه. چه الان چه بعدا. اما باید از توش تیمهای زیادی دربیاد. مسئله سپردن برجک به یه پیرمرد ۷۴ ساله نیست. نمیدونم چرا درک این منطق سخته برای همه که اگه بشینی یه مسئولیتی متوجهته، و اگه بلند بشی یه مسئولیت دیگه. کسی که هیچکاری برای هیچ تیمی انجام نمیده، در یک چارچوب خاص قرار میگیره، و کسی که کار تیمها رو سختتر میکنه، در یک چارچوب دیگه. ضمنا تابو درباره خصومت با شخص تابوشکن نیست. تقبیحش برای اینه که سرایت نکنه.