Anarchonomy
48K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترکیب فشن شو بالنسیاگا و جنگ ستارگان، توسط هوش مصنوعی.
دوران طلایی میم تازه داره شروع میشه.

#لبخند_شبانه
وقتی تانک یا یه خودروی زرهی مورد اصابت موشک‌هایی قرار می‌گیره که برای نابود کردنش طراحی شدن، برای جمع‌آوری باقی‌مانده کسی که داخلش بوده باید یک نفر بشینه با پنس تکه‌های دو سه سانتی استخوان رو از تکه‌های دو سه سانتی آلومینیوم تفکیک کنه، و نهایتا به اندازه یک مشت که جمع کرد، بیاره بیرون بذاره روی یه پوشه و زیرش بنویسه فلانی، اعزامی از شهر فلان!
این چیزیه که باید به عنوان محتوای آموزشی به همه شهروندانی که میگن «جنگ جنگ تا پیروزی» نمایش داده بشه. نه برای دلسرد کردن‌شون. بلکه برای خنثی کردن تمام توهمات و خیالاتی که از جنگ دارند.
Anarchonomy
بچه مسلمان هنوز در سوال «ما تو اوناییم یا اونا تو مان؟» گیر کرده. مطمئن نیست قاضی شدن زن محجبه یعنی اسلام پیروز شد، یا آمریکا خودش رو به اسلام تحمیل کرد؟! اما بامزه اینه که آنتی‌بچه‌مسلمان، چون خودش بچه‌مسلمان سابقه، این سردرگمی رو به ارث برده، و اونم مطمئن…
یکی دیگه از مصادیق «معلوم نیست ما تو اوناییم یا اونا تو مان؟» افطاری دادن کلیساهاست. رواداری مذهبی نیاز به قاطی کردن همه‌چیز با همدیگه نداره. اما فرهنگ وُک غربی با این قاطی کردن، افطار رو به یک عصرونه تنزل میده، که «حالا یه روز هم بیایید ما در خدمت باشیم». عصرانه در مکانی نامتعارف و نامربوط که «بازی دوستانه در خانه حریف» تلقی شده، که فوتبالی کردن مذهبه.
و متعاقبا هر عصرونه‌ای میتونه به «کترینگ مجلل» دچار بشه، و ازین طریق هم روزه از فلسفه ریاضتی خودش، تخلیه میشه.
Maybe It’s Time (feat. Corey Taylor, Joe Elliott, Brantley Gilbert…
Sixx:A.M.
Yeah I was on a mission
To ruin everything in life
But now I'm so damn ready
Just take my hand and steady
And we will make it through the night
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید بدون اینکه بخواد از داخل یک میم، یک بیانیه میسازه. بتمن، به عنوان نماینده تکنوکرات‌های فرمالیست، راه نجات گاتهام رو در مبارزه با جرم‌های خرد می‌دونند.
Anarchonomy
یکی دیگه از مصادیق «معلوم نیست ما تو اوناییم یا اونا تو مان؟» افطاری دادن کلیساهاست. رواداری مذهبی نیاز به قاطی کردن همه‌چیز با همدیگه نداره. اما فرهنگ وُک غربی با این قاطی کردن، افطار رو به یک عصرونه تنزل میده، که «حالا یه روز هم بیایید ما در خدمت باشیم».…
در جواب انتقادها به افطار در اماکن نامربوط میگه افطار جزء مناسک نیست، پس هرجا غذا میدادن بشینید بخورید!
خیلی راحت دارند تعاریف رو تغییر میدن. افطار جزء مناسکه، آداب داره، چارچوب داره، ذکر و دعا داره. همونطور که روزه نخوردن رو به جهاد تبدیل می‌کنه، افطار، خوردن رو به جهاد تبدیل می‌کنه.
۴۵۰ سال قبل از میلاد یه جنگی بین حکومت‌های محلی چین اتفاق افتاد، که دو طرف در کنار رودخانه اردو زدند، ولی یکی در بالادست بود و اون یکی در پایین. در کتاب‌هاشون نوشته اونی که بالا بود تو آب رودخانه سم ریخت و باعث شد تعداد زیادی از سربازان دشمن که پایین بودن کشته بشن. تلفات به حدی بوده که بعد ازون به عنوان یک درس نظامی می‌گفتن هرگز در پایین دست رودخونه اردو نزنید.
قاعدتا ماده سمی رو بریزی تو جریان آب، باید رقیق بشه و افکتش کاهش پیدا کنه. دوستانی که رشته تخصصی‌شون تو حوزه سم و این چیزهاست اگه ماده‌ای سراغ دارند که میشه باش چنین کاری کرد، لطفا من را نیز در جریان قرار بدن. با تشکر.

(اگه آلودگی که منجر به بیماری بشه بود، اسم بیماری رو هم ذکر می‌کردن. ولی فقط گفتن سم. یعنی سریع عمل می‌کرده. ضمنا باید بی‌بو و بی‌مزه بوده باشه. همچنین باید میتونستند برای یه مدت به ریختنش در رود ادامه بدن، چون همه سربازان همزمان با هم آب نمیخورن).
به جای این حرف‌ها اگه کانال من رو میخوند، هم برای خودش مفیدتر بود هم خوانندگانش. اگه می‌رفت پست‌ها رو می‌دزدید و منبع هم نمی‌زد مهم نبود. بهتر ازین بود که تحلیلی بنویسه که وسطش خلاء داره. اگه واقعا تفکیکی هست بین بنیادگرا و سنت‌گرا، که خود این ادعا باید ثابت بشه، این تفاوت از چه چیزی حاصل شده؟ چون باخت در حوزه اجتماعی به هر دو وارد شده.
در پست‌های متعدد نوشتم که مسئله باخت مذهب نیست، که با اینکه رخ داده اما دغدغه آدم ایرانی نیست. بلکه باخت امپراتوری ایرانی مطرحه.
موشک کروز روسی که میلیون‌ها دلار فاکتور میشه، ازین قطعات الکترونیکی چیپ و ارزون قیمت استفاده می‌کنه. منطق روسی میگه اگه میشه باش آدم کشت، پس یعنی همین کافیه. اما نشون میده دولت، مخصوصا از نوع بسته اون که هیچ دریچه‌ای برای بازرسی و نقد و اصلاح نداره، چقدر داره به بهانه خرید تسلیحات از جیب مردم خودش میدزده. دولت‌پرست‌ها همیشه در جواب این ادعای آنارشیستی که «مردم برای ارتش نیازی به دولت ندارند» که می‌رسید به اینکه «بخش خصوصی سلاح رو به شدت ارزان خواهد کرد»، می‌گفتند علت گران تمام شدن تسلیحات اینه که از قطعات خاص استفاده می‌کنند و امکان انبوه‌سازی ندارند، پس اگه ارتش دست بخش خصوصی هم بود فرقی نداشت. اما الان به جایی رسیدیم که کوادکوپتری که باش مراسم عروسی رو فیلمبرداری میکردن به یک ماشین تخریب تبدیل شده، و موشک کروز رو میشه با قطعاتی که تو اینترنت دونه‌ای ۲ دلار میفروشن، ساخت. این آشغال رقیب سلاح آمریکایی نیست، اما با صرفه‌جویی در یک‌سری از سلاح‌ها، میشه بودجه سلاح پیشرفته‌تر رو تأمین کرد. دولت اجازه نمیده این صرفه‌جویی اتفاق بیفته.
آقا من از هرکی که احیانا در گذشته بش گفتم گرینوالد رو فالو کن معذرت میخوام. کسکش لاشی به کسی که تو تجاوز به اوکراین فعالیت علنی داشته و عکساش با یونیفرم هم تو اینترنت هست، و چپ و راست نسل‌کشی رو تبلیغ می‌کرد میگه «ژورنالیست» و برای کتلت شدنش عزا گرفته! کونده پفیوز انقدر چپ زد که خایه‌مال فاشیست‌ها و آدم‌کش‌ها شد.
من در چهارده روایت مختلف، معذرت میخوام.
پسربچه‌ها اف۱۶ رو با سوخو ۳۵ مقایسه و سر خودشون رو گرم می‌کنند، اما جنگ آدم بزرگ‌ها رو لجستیک اداره می‌کنه‌. ارتش آمریکا در عرض یک ماه، ۷۰ رزمایش و تمرین نظامی کوچک و بزرگ رو انجام داده که خیلی ازون‌ها با متحدانش در اون سر دنیا بوده‌اند. دولت‌های قاره آسیا روی هم جمع بشن کارهای اداری این حجم از فعالیت رو هم نمیتونند سامان بدن، کار نظامیش بماند. این ارتش میتونه کل نیروهای مسلح ایران و تجهیزاتش رو بریزه تو پاکت و پاکته رو سه بار تا بزنه که یه نوار دربیاد و از درز صندوق صدقات رد بشه. نیروهای مسلحی که حتی ارتشش که قرار بوده پانتومیم بازی نکنه و یکم جدی باشه، ناوی رو میندازه تو اقیانوس که تو رادار حریف به شکل چمدون مستربین دیده میشه، و پرسنلش قبل اعزام زنگ میزنند به خانواده‌هاشون که دعا کنید! و این دعا برای اینه که به صورت خود به خودی غرق نشن، چون مأموریت همینکه خود دریانوردی رو انجام بده موفقیته! و چین همین ناو اسقاطی رو در مانور مشترکش شرکت میده، که بیاد اون وسط فقط در جریان مکالمات رادیویی قرار بگیره، تا تیتر بزنند که وای اینا با هم تمرین کردند، نظم جهانی فلان شد. حتی برای خر داغ کردن هم حداقل مواد لازم یک عدد خره، که اون هم وجود نداره و بو رو دارن با این پیپ‌های الکترونیکی تولید می‌کنند.
اینکه پرونده این اوباش رو نمی‌بندند، فقط از ترس این نیست که بعد از کار نظامی، کسی از پس مهار اوباش پراکنده شیعه برنیاد. که برای ملتی عاطفی که برای لگد زدن به بسیجی هم سه بار استخاره می‌کنه، کار سنگینیه. بلکه ازین دغدغه‌ست که مطمئن نیستند ایران باید چطور اداره بشه که به یک کشور فلج تبدیل نشه. پاکستان و افغانستان به طور کامل فلج شده‌اند، و پیوستن ایران به باشگاه فلج‌ها، این طاعون رو به سمت اروپا نزدیک‌تر می‌کنه.
آمریکا قابلیت این رو داره که ذهن مخالفانش رو هم پروگرام کنه. همونطور که انقدر درباره شوروی توهم‌فروشی کرد، که خود روس‌ها هم خریدنش. امروز هم داره به چین قابلیت‌هایی رو نسبت میده که خود چینی‌ها هم نمی‌تونند در برابر باورکردنش مقاومت کنند. زمان خروج نیروها از کابل، در گعده‌های آنلاین چینی، صحبت‌ها شکلی داشت که اگه خدا بخواد تا سه هفته دیگه چین کل افغانستان رو در اختیار می‌گیره و دریایی از لیتیوم رو صاحب میشه. امروز خود خدا هم مسئولیت افغانستان رو به عهده نمی‌گیره. ناسیونالیست‌های چینی داشتند بزاقی که از دهان آمریکایی‌ها ترشح می‌شد رو می‌نوشیدند. امروز هم دارند فکر می‌کنند ایران رو در اختیار دارند تا طرز درست کنترل کردن اوضاع رو به آمریکایی‌ها تدریس کنند! این حرف برای بیان شدن در اندیشکده های آمریکایی هم زیادی رادیکاله، ولی با چنین حالت ناجوری از واقعیت طرفیم. وقتی حزب قدقد، باور کرده که داخل بازیه، ترقه‌بازی ضرورتی نداره. باید اجازه داد درگیر تکلیف شبش باشه. اگه این تکلیف، فقط بتونه روند پاکستانیزه شدن ایران رو نرم‌تر پیش ببره، تا اروپا فرصت کنه خودش رو جمع کنه، کافیه. و گرنه از دیتا اینطور برمیاد که اصل روند ناگزیره و فقط میشه روی سرعت و فرمتش کار کرد.
فکر می‌کردم مخوف‌ترین عکس‌ها عکس مردگان هستند. عکس‌هایی که سوژه آن‌ها یا آدمی است که لحظه خنده، گریه، خشم، هیجانش ثبت شده، اما دیگر زنده نیست، و بدون اینکه خودش باشد احساساتش ابدی شده؛ و یا جنازه‌ای که سوخته، فاسد شده، متلاشی شده، غرق شده، و با اینکه خودش دیگر نیست، جسمانی بودنش ابدی شده. این عکس‌ها باعث می‌شد از خودت بپرسی «این چیزی که دارم می‌بینم واقعا چیست؟».
بعد فهمیدم مخوف‌تر از آن عکس‌هایی هستند که عکاسان مرده گرفته‌اند. عکس سوژه‌هایی که از بین رفته‌اند و دیگر نیستند، و خود آن کسی که ثبتش کرده هم از بین رفته و دیگر نیست. دو چیز که وجود داشته‌اند نیست شده‌اند، اما نسبت آن‌‌ها با همدیگر ابدی شده.
بعدتر فهمیدم عکس‌هایی وجود دارند که از آن دو هم مخوف‌ترند. عکس‌هایی که گرفته شده‌اند تا به کسی که مرده تقدیم شوند. مثل این عکس، که عکاس به دوست مرده‌اش تقدیم کرده تا بگوید این سنگ من را به یاد تنهایی تو می‌انداخت! اگر کسی توضیحش را نداند نخواهد فهمید سوژگی این سنگ درباره چه بوده. چیزی که یک انسان درباره یک انسان دیگر می‌دانسته به سمبل رمزگذاری می‌شود که برای آیندگان قابل رمزگشایی نیست، و فقط همان رمز ابدی شده.
چیزی که لازم بود تا لائیک‌ها هم گوشت خوک رو حرام اعلام کنند، استفاده از واکسن mRNA برای دام بود.
در «نمی‌دونم دقیقا ولی یه چیزی توش هست که خوب نیست» بین انسان قبیله‌ای هزار سال پیش و انسان امروزی فرقی وجود نداره.
«از سال ۱۹۹۸ اوپک ۱۷ بار کاهش تولید اعلام کرده که در نیمی از موارد، قیمت میانگین نفت در یک ماه، سه ماه، و شش ماه پس از اعلام، به جای افزایش، کاهش پیدا کرده است».

وسط دوره کاهش مصرف، تولید رو یک میلیون بشکه کاهش بدی که با تخریب تقاضا، مصرف ازینی که هست هم پایین‌تر بیاد، تا فقط به آمریکا بگی فاک یو؟
اگه یه کانال مشابه اقوال مخصوص بازار داشتم، هشتگ #گاو_خارجی توی اون کانال هم کاربردهای زیادی پیدا می‌کرد.
هنوز خیلی مونده تا ملت عاطفی یاد بگیرند جواب مزاحمت و آزار اسلامگرایان در خیابان رو با روش‌های اسلامی بدن، اما در یک سال گذشته تغییرات محسوسی رخ داده، مثل حمله دسته‌جمعی مردانی که قبلا تماشاچی بودند، به ناهیان منکر، که گاه با مشت و لگد همراهه. و این باعث شده این تصور ایجاد بشه که تحولات در عقاید افراد جامعه، در همین سال رخ داده. که تصور درستی نیست. هرچند در سالی که گذشت ستون‌های اعتقادی خیلی‌ها فرو ریخت، اما این فروریزی‌ها عامل اصلی تغییر کنش‌ها یا خلق کنش‌های جدید نبوده‌اند. عامل اصلی، آگاه شدن مردم از دیدگاه همدیگه‌ست.

در خرد جمعی تکنیکی داریم که اسمش رو گذاشتن سوپرایزینگلی پاپیولار! متأسفانه صفحه ویکی این موضوع ترجمه فارسی نداره، در حالی که پیج خواننده‌های بی‌تی‌اس رو تا واو آخر ترجمه کرده‌اند.
مثال همین صفحه رو به صورت خلاصه ترجمه می‌کنم:
فرض کنید از مردم می‌پرسیم آیا پایتخت ایالت پنسیلوانیا، فیلادلفیا است؟ ۶۵ درصد جواب میدن بله، و ۳۵ درصد جواب میدن نه.‌ سپس از همون‌ها می‌پرسیم فکر می‌کنید بقیه مردم چه جوابی به سوال بالا بدن؟ ۷۵ درصد میگن جواب بقیه مردم بله است، و ۲۵ درصد نه. ۷۵ رو از ۶۵ کم می‌کنیم میشه منفی ۱۰ درصد. در حالی که ۲۵ رو از ۳۵ کم می‌کنیم میشه ۱۰ درصد. جوابی که میانگین تفاوت بین دو جواب رو بیشینه کنه، جواب سوپرایزینگلی پاپیولار خواهد بود، که اینجا جواب نه این حکم رو داره. و جواب درست هم نه است، فیلادلفیا پایتخت ایالت نیست. هریسبورگ پایتخته. ازونجایی که زیاد پیش میاد خرد جمعی اشتباه کنه، این تکنیک برای پیدا کردن جواب درست، جوابی که پاپیولاره ولی مردم فکر می‌کنند نیست رو، انتخاب می‌کنه. بعبارت دیگه از داخل خرد جمعی، دانش اقلیتی که از جمع بیشتر می‌دونند رو استخراج می‌کنه.


این فقط یه مثال ساده‌ست. اینکه بدونی که مردم می‌دونند پایتخت ایالت کدوم شهره، تأثیری روی زندگیت نداره. اما موارد زیاد دیگه‌ای هست، که تأثیر داره. خیلی از رفتارهای فردی، متأثر از برداشت همون فرد از نظر بقیه مردم درباره اون رفتاره. اگه از زنان بپرسید دلیل چادر سر کردن‌تون چیه، ۷۰ درصدشون میگن از روی ناچاری، چون شوهرم میخواد. ولی اگه از همونا بپرسی فکر می‌کنید دلیل بقیه زنان چادری چیه، ۸۰ درصدشون میگن چون اون‌ها اعتقاد دارند! اگه از شوهران‌شون بپرسی دلیل اینکه از زنت میخوای چادر سر کنه چیه، ۷۰ درصدشون میگن از بقیه مردان خانواده میترسن که انگ بی‌غیرت بخورند. ولی اگه از همین‌ها بپرسی فکر می‌کنید دلیل بقیه مردانی که زن‌شون رو مجبور می‌کنند چادر سر کنه چیه، ۸۰ درصدشون میگن اون‌ها از روی اعتقادشونه! و سپس نتیجه می‌گیرند تا وقتی مردم اینطوری‌اند هیچ‌چیز عوض نمی‌شه.

خرد جمعی ایرانی درباره اینکه جامعه ایرانی چجور جامعه‌ای است، دچار اشتباهات زیادی بود و هست. تحول یک سال گذشته بیشتر متمرکز بر این بود که هرکس متوجه شد تعداد افرادی که مثل خودش هستند خیلی بیشتر از چیزی بوده که تخمین میزده. نه تنها افراد غیرمذهبی، درباره غیرمذهبی بودن بقیه مردم اطلاعات بیشتری کسب کردند، بلکه مذهبی‌های سکولارشده که خودشون رو منزوی کرده بودند متوجه شدند آدم‌های مشابه خودشون خیلی زیاد بوده و دلیلی نداره منزوی باشند.

سال گذشته سال اَجاست شدن اعتقادات نبود‌. سال اجاست شدن خرد جمعی بود.
یه مشت شارلاتان مبلغ بیت‌کوین شدن و همون اراجیفی رو تحویل خلق‌الله میدن که سپاهی و بسیجی رو به ارگاسم میرسونه: جنگ نرم، آمریکا فرو پاشید، دلار به باد رفت، چین همه رو بلعید، بشتابید!
کد مارکتینگ همه‌شون هم مثل همدیگه‌ست: میخوای بدونی دنیا چطور به فاک خواهد رفت؟ ازین آدرس کتابم رو سفارش بده!
خب اگه انقدر نگران سرنوشت بشریتی مجانی بذار تو وبلاگت.. یو استوپید کانت.
اینکه میگن قمار خوب نیست معنیش این نیست که نباید ازش چیزی یاد بگیری، چون بهرحال داری تو زندگیت انجامش میدی. اگه یه سری چیزها رو در نسخه دمو بفهمی، ضررش کمتره. رفتی مدرسه، و باختی. دوازده سال از عمرت رو، که دیگه برنگشت. و این فقط یکیش بود. یکی دیگه‌ش همسرت بود، که خودت هم نفهمیدی چطور انتخاب شد، ولی امضاش رو تو زدی.

اینا چند مورد هستن که آدم تو قمار یاد می‌گیره:

- همه مایلند ریسک رو تو بکنی، تا تجربه رو اونا بدست بیارن.
- بعد از باخت همه از اطرافت پراکنده میشن. که یعنی اطرافت بودن، چون هنوز معلوم نبود چی میشه.
- وقتی دیگه چیزی برات باقی نموند، هر کسی بت کمک کنه، داره گروگانت می‌گیره.
- تو موقعیتی که نمیشه برنده شد، داشتن روحیه مثبت با نداشتنش فرقی نداره.
- اینکه بگی خودم کردم که لعنت بر خودم باد، چیزی رو تغییر نمیده.

اگه کسی اینارو میدونه، باز میره کاری رو انجام میده که دیگران گفتن باید انجام داد؟
کشورهای جهان سومی که حکم جلب پوتین توسط دادگاه بین‌المللی رو به رسمیت نمیشناسند، و حتی مفتخرانه اعلام می‌کنند که از سفرش به کشورشون استقبال هم می‌کنند، در لفظ و در ظاهر علتش رو تناقضات این دادگاه عنوان می‌کنند، که مثلا چون بوش و تونی بلر را محاکمه نکرد پس اعتبار ندارد! ولی در واقع مشکل‌شون با این تناقض ادعایی نیست. اگه واقعا بوش محاکمه می‌شد، باز هم دبه می‌کردند و می‌گفتند کل سناتورهای کنگره رو هم محاکمه کنید، و اگه اون‌ها هم محاکمه می‌شدند می‌گفتند کل یهودیان آمریکا رو هم محاکمه کنید. جدا از اینکه اگه دغدغه کسی واقعا تناقض یک نهاد قضایی بود، صرفا حکمش رو به رسمیت نمیشناخت، نه اینکه مجرم رو هم به آغوش بکشه! اینکه بگی مجرم را دستگیر نمی‌کنیم یا اگر دستگیر کردیم تحویل نمی‌دهیم، خیلی فرق داره با اینکه براش فرش قرمز هم پهن کنی.
مشکل کشورهای جهان سومی دقیقا اصل وجود داشتن چنین نهادیه. با اینکه یک الهه تمیس وجود داشته باشه و مرز جغرافیایی نشناسه، مشکل دارند. چرا که چنین نهادهای بدون مرزی، مانع احیای سنت‌های بدوی این کشورها هستند. ماشین جنگی آمریکا برای حذف فیزیکی دشمنانش نیاز به حکم دادگاه نداره. چون اون‌ها رو تو اتاق خواب‌شون به سوسیس و کالباس تبدیل می‌کنه. اون کسانی که به نهاد قضایی بین‌المللی نیاز دارند، مردم عادی و بی‌دفاع هستند. همون مردمی که تقی به توقی میخوره نسل‌کشی میشن، مورد تجاوز دسته‌جمعی قرار می‌گیرن، بچه‌هاشون و زمین‌هاشون و حتی زبان‌ و فرهنگ‌شون ازشون دزدیده میشه، مزارعشون آتش زده میشه، و مجبور میشن بقیه عمر رو در آوارگی بگذرونند (کارهایی که از قضا آمریکا انجام نمیده، دشمنان آمریکا انجام میدن).
کشورهای جهان‌سومی همواره نسبت به دورانی که با خیال راحت همدیگه رو کشتار می‌کردند و شکنجه می‌کردند و مصادره می‌کردند و تنها چیزی که خسته‌شون می‌کرد وسعت سرزمین بود، و هیچ‌کس در دنیا هم خبردار نمی‌شد، حس نوستالژی دارند. و حس می‌کنند اون «آزادی» رو غرب ازشون گرفت.
از زمانی که گفتم «دانشگاه نرید کسخلا» قیمت دلار و نرخ تورم به حدی رسیده که اونایی که می‌گفتن «پس چجوری مهاجرت کنیم؟» توانایی خرید بلیت هواپیما به مقصد اون کشوری که مد نظرشون بود هم از دست دادن. حتی اون قضیه «چرا من هزینه بدم وقتی بقیه نمیدن؟» برای وقتیه که بزدلی یه منافعی برای آدم ایجاد می‌کنه. ما در موقعیتی هستیم که بزدل‌ها هم بدبختند.
به والله اگه می‌دونستید این سوال‌ها چقدر مسخره‌ست از پرسیدنش خجالت می‌کشیدید. تو پایتخت فشن دنیا درس میخونید که از هر کوچه‌ش عکس بگیری کارت پستاله، و از کسی که تو توالت خاورمیانه گیر افتاده می‌پرسید باید قدم بعدی چی باشه؟
ازدواج، درس، مهاجرت، موضوعات مشورتی نیستند. مشورت برای جاییه که یه آبجکت داریم که مستقل از وضعیت ما نسبت به اون آبجکت، خصوصیاتی داره که همه نمی‌دونند، و باید پرسید. مثل خودرو سواری، که باید از مکانیک بپرسی سورنتو ۲۰۱۸ بگیرم یا نگیرم، و اونم میگه موتورش به لعنت خدا نمیارزه نگیر. مریم رو بگیرم یا مهتاب رو، یه سوال بی‌معنیه. هیچ‌کدوم زیر من.. معذرت می‌خوام، زیر دست من، نبودن که بدونم. این تصمیم شخصی شماست.

#لبخند_شبانه