Anarchonomy
48.1K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
هزار و صد نفر از چهره‌های مطرح تکنولوژی و صنعت نرم‌افزار نامه سرگشاده زدن که همه کسانی که دارن رو هوش مصنوعی و مخصوصا مدل‌های زبانی کار می‌کنند شش ماه دست نگه دارن و کاری انجام ندن تا یه فکری برای مدیریت و استانداردسازی این فعالیت‌ها بشه که یه وقت یه رباتی از توش درنیاد که به خودآگاهی برسه و بشر رو نابود کنه!
یه آیرونی خاصی تو این هست که آدم رو قلقلک میده. اگه نخبه‌ترین مهندسان میتونند انقدر بچه‌گانه رفتار کنند، در حالی که هوش مصنوعی میتونه انقدر بچه نباشه، خودش به این معنی نیست که انسان از هوش مصنوعی عقب افتاده؟
منبع‌شون برای این نگرانی چیزی نیست جزء مقادیر زیادی هوچی‌گری در شبکه‌های اجتماعی. درست همونطور که کودکان با چیزهای جدید هیجان‌زده میشن و درباره‌ش اغراق می‌کنند. همچنین، نادان‌ها فکر می‌کنند تو آمریکا شش ماه همه همه‌چیز رو فریز کنند تو چین و روسیه و هند و هرجای دیگه‌ای هم میگن چشم، چون شما گفتید فعلا تعطیل می‌کنیم! تو استانداردهای ساده حریم خصوصی رو هم نتونستی به کشورهای یاغی یا صرفا رقیب تحمیل کنی، بعد میخوای متقاعدشون کنی تو هوش مصنوعی پاشون رو از پدال گاز بردارن؟ حتی جی‌پی‌تی ۴ انقدر احمق نیست.
Anarchonomy
هزار و صد نفر از چهره‌های مطرح تکنولوژی و صنعت نرم‌افزار نامه سرگشاده زدن که همه کسانی که دارن رو هوش مصنوعی و مخصوصا مدل‌های زبانی کار می‌کنند شش ماه دست نگه دارن و کاری انجام ندن تا یه فکری برای مدیریت و استانداردسازی این فعالیت‌ها بشه که یه وقت یه رباتی…
حماقت مردم خاورمیانه و بخصوص ایران اینه که مهندس‌ها رو زیادی جدی میگیرند‌. یه موهبتی که بابتش به جو روگن مدیونیم این بود که خیلی ازین‌ها رو آورد تو پادکستش و مشخص شد اکثرا تو فلسفه و منطق، شوتند!
متخصص، مهندس، کارآفرین، در یک دایره محدود از مهارت‌ها به بازدهی بالا رسیده. نه اینکه در یک المپیک ذهنی مقام آورده باشه. خردمندی‌شون رو در مورد کرونا دیدیم که کانسپت ساده‌ای مثل «پنیک از ناشناخته، باید در تایم خاصی اتفاق بیفتد تا منجر به نتیجه مطلوب شود» رو درک نمی‌کردند. بگذریم که تعریف‌شون از خودآگاهی هم همون چیزهاییه که جانوران آکادمیک در رشته روانشناسی براشون ردیف کردن، که بیشترش در حد انشاست. همچنین اینکه هرچیزی رو نمیشه رگولیت کرد هم هضم نمی‌کنند. قسمت آنارشیست مغزشون فقط از پس دولت‌ستیزی لجبازانه برمیاد. هرچند که زیاد پیش میاد دست به دامن همون دولت بشن.
از بین اینهمه عکس که میتونه از خیابون‌های ایران ثبت بشه، به عکسی جایزه میدن که دختر آزادی‌خواه قیافه مغموم گرفته و انگار دیگه نایی برای مبارزه نداره، چون توسط انبوهی از سنت‌گرایان تاریکی احاطه شده. و اون‌ها سرپا و در حال تحرک هستند، و این نشسته و متوقفه.
بی‌رحمی بازار از خباثت در نیومده. از واقعیت بیرون اومده. اگه نظمش رو بهم بزنی، بی‌رحمی رو از بین نمیبری. فقط جابجاش می‌کنی. بعدا از یه جا دیگه، و یا یه شکل دیگه بیرون میزنه.
تو سوئد اومدن نرخ اجاره رو سرکوب کردند تا معلم و رفتگر هم بتونند تو همون محله‌هایی خونه اجاره کنند که پزشک‌ها و بانکدارها اونجا زندگی می‌کنند. تا همه هم‌سطح بشن. نتیجه این شد که الان برای اینکه یکی ازون خونه‌ها که نرخ اجاره‌شون سرکوب شده رو گیر بیاری، باید ۹ سال تو صف انتظار بمونی.
نسبت واقعیت دلار با قصه‌هایی که دارن درباره واقعیت دلار در رسانه‌ها میگن، مثل نسبت خبر هواشناسیه که میگه داره تگرگ میاد، و میری پنجره رو باز می‌کنی می‌بینی کفتر از شدت گرما و تیغ آفتاب اومده تو سایه پناه گرفته.
Anarchonomy
نسبت واقعیت دلار با قصه‌هایی که دارن درباره واقعیت دلار در رسانه‌ها میگن، مثل نسبت خبر هواشناسیه که میگه داره تگرگ میاد، و میری پنجره رو باز می‌کنی می‌بینی کفتر از شدت گرما و تیغ آفتاب اومده تو سایه پناه گرفته.
همین الانش که یوآن اصلا مطرح نیست و استفاده‌ای نداره، دارند چاپ می‌کنند، و بد هم چاپ می‌کنند. اما این چیزها نیاز به فرضیاتی مثل «اگر حالت ایکس پیش بیاد و کشورها فلان کنند و بهمان» نداره. برای اینکه ارزت جایگاه پیدا کنه در دنیا لازمه جریان ورود و خروج پول رو آزاد بذاری. و چین نمیتونه اینکارو بکنه، چون به محض اینکه راه خروج رو باز بذاره سرمایه هنگفتی از کشور خارج میشه. یعنی مردم خودش شروع می‌کنند به فروختن یوآن‌شون، تبدیلش می‌کنند به دلار، و میبرن بیرون.‌
یه سری داوطلب خارجی ریخته بودن اوکراین که مجانی بجنگند. خیلی‌هاشون برای عقیده‌شون اومدن، و اینکه میخواستن خودشون تعیین کنند مرگ‌شون چه شکلی باشه. و بعضی‌هاشون هم کشته شدند. اما یه عده هم برای هیجانش اومده بودند. کال آو دیوتی واقعی، وسوسه‌کننده‌ست. یکی ازینا یه آمریکایی بود که اکانت توعیتر پرفالوعری داشت‌ و معمولا ویدئو منتشر می‌کرد. پست‌هاش رو میفرستادند برام که بذارم تو کانال‌. و می‌گفتم از هر کسی میذارم غیر ازین یارو. و می‌پرسیدند چرا؟ و جوابم این بود که: نمی‌دونم، نمی‌تونم توضیح بدم، این بابا یه چیزیش میلنگه. حتی فکر می‌کنم کار جنگی بلد نیست، ولی مطمئن نیستم، ولی خوشم نمیاد ازش، یه ایرادی داره، نمی‌دونم.
تا اینکه هفته پیش نیویورک‌تایمز یه مقاله درباره این داوطلب‌ها داد، که می‌گفت تو اینا شیشه خورده زیاد هست، که علاوه بر هدر دادن کمک‌های مردمی، یه سری سوتی نظامی هم داده‌اند، و در مواردی حتی جا رو عوض کردن و به روسیه پیوستن. تو همون مقاله یه مصاحبه مختصری هم با این یارو داشت که اعتراف کرده بود درباره آموزش و سوابق نظامیش مقدار زیادی دروغ گفته بوده تا بتونه خودش رو برسونه به اوکراین. تا مقاله منتشر شد اکانت توعیترش با اون همه فالوعر و محتوا رو پاک کرد.

فکر می‌کنم تولید محتوا در ایران و مواجهه دائمی با انواع گاو و گوسفند و گراز در فضای سیاسی اینجا، یک فشار تکاملی بم وارد کرده که در نتیجه اون حسگرهای شارلاتان‌یابم داره بالاتر از پرفرمنس میانگین کار می‌کنه.
اِنی‌ وِی، برای بار چندصدم اثبات شد که در کشورهای نرمال، مردم به صورت دیفالت خوش‌بین و نیک‌اندیش هستند، و ما تو ایران این کیفیت رو تجربه نکردیم و نمی‌تونیم درک کنیم که زیست اجتماعی با اون کیفیت، دقیقا چطوره.
Anarchonomy
همین الانش که یوآن اصلا مطرح نیست و استفاده‌ای نداره، دارند چاپ می‌کنند، و بد هم چاپ می‌کنند. اما این چیزها نیاز به فرضیاتی مثل «اگر حالت ایکس پیش بیاد و کشورها فلان کنند و بهمان» نداره. برای اینکه ارزت جایگاه پیدا کنه در دنیا لازمه جریان ورود و خروج پول رو…
چین برای مسئله تایوان مجبوره پشت سرهم رزمایش اجرا کنه، که تعدادی ازون رزمایش‌ها غیرنظامی هستن. آشتی نچسب بین ایران و عربستان یکیش بود، که بلافاصله آخوندها جوابش رو تو سوریه دادن؛ ملاقات با پوتین هم یکیش بود، که اونم جوابش رو با وعده انتقال سلاح هسته‌ای به بلاروس داد. اینا علائم تحقیرند، که حتی عروسکات هم جدی نگیرنت، ولی جو فعلی رسانه‌ها یه جوریه که از روی عمد این علائم رو نمی‌بینند.
همزمان یه رزمایش دیگه هم داره با یوآن انجام میشه، و دولت چین پشت سر هم دنبال «تولید تیتر» درباره جایگزینی دلاره‌. و جواب این هم داده خواهد شد، اما جواب این دیگه حتی علنی هم نیست که بعد رسانه بخواد عمدا ببینه یا نبینه. جواب غیرعلنی به این رزمایش اینه که وقتی معامله با یوآن انجام شد، سر اینکه کی زودتر میره به دلار تبدیلش می‌کنه مسابقه میذارن.
آخونده میخواد جواب پناهیان رو بده و میگه اخلاق بر دین مقدم است، چون اصلا کسی نمیتونه لباس رسالت به تن کنه و پایبند به اخلاق نباشه، و هیچ‌کدوم از پیامبران هم کار غیراخلاقی نکردند.

برده‌داری غیراخلاقی نیست بزرگوار؟ یکی رو به زور بگیری بیاری تو خونه‌ت و مجبورش کنی بت سرویس بده غیراخلاقی نیست؟ اینکه باش خوش‌رفتار باشی و براش هدیه بخری، تأثیری در غیراخلاقی بودنش نداره. مثل اینه که ماشین کسی رو بدزدی، بعد زنگ بزنی به صاحبش و بگی «نگران نباش، نمیذارم یه خش روش بیفته».
اما این نظر ما در قرن بیست و یکمه. که جامعه‌‌ای هستیم که بعد از ظهور اومانیسم زیسته. آدم‌های گذشته رو نباید با اخلاقیات امروز خودمون قضاوت کنیم. اون‌ها زیر سایه یک نظام اخلاقی متفاوت زندگی می‌کردند. دعواهاشون با همدیگه هم در چارچوب همون نظام بود. اخلاق بشر هم همراه با توسعه فرهنگی و علمی و حتی اقتصادی، تغییر می‌کنه.

اگه از استاندارد امروز برای قضاوت شخصی گذشتگان استفاده کنی، خیلی ساده و بی‌تعارف جاهلی. و همچنین اگه استاندارد امروز رو در ارزیابی کارهایی که انجام دادن، لحاظ نکنی، باز هم جاهلی. البته مشخصه چرا اینکارو می‌کنی. اگه بگی پیامبران خیلی خوب بودند، ولی فقط خوب‌ترین فرد زمانه خودشون بودند، نه خوب‌ترین در همه زمان‌ها، ایده «انسان کامل» یکم چیز میشه.
Anarchonomy
حماقت مردم خاورمیانه و بخصوص ایران اینه که مهندس‌ها رو زیادی جدی میگیرند‌. یه موهبتی که بابتش به جو روگن مدیونیم این بود که خیلی ازین‌ها رو آورد تو پادکستش و مشخص شد اکثرا تو فلسفه و منطق، شوتند! متخصص، مهندس، کارآفرین، در یک دایره محدود از مهارت‌ها به بازدهی…
«اعتراضات زیادی، از جمله از طرف خود دولت حتی، وجود داشت تا جلوی توسعه ‌و استفاده از نرم‌افزارهای تشخیص چهره گرفته بشه. حالا بیشترین استفاده ازین نرم‌افزارها رو داره خود دولت انجام میده».

داره با این ارجاع تاریخی یادآوری می‌کنه که های و هویی که درباره هوش مصنوعی راه انداختن جدید نیست. هدف همینه که ابتدا پنیک ایجاد کنند، بعد دولت بگه این چیز خیلی خطرناکیه باید فقط دست من باشه!
«دین سوپرمارکت نیست که هر تکه‌ش رو که دوس داشتی برداری»

بچه شیعه حواسش نیست که این دقیقا چیزی بود که یهودیا به محمد می‌گفتند.
Anarchonomy
«دین سوپرمارکت نیست که هر تکه‌ش رو که دوس داشتی برداری» بچه شیعه حواسش نیست که این دقیقا چیزی بود که یهودیا به محمد می‌گفتند.
اگه دلواپس مصادره کلمه شیعه توسط اوباش هستید، باید دلواپس کلمه «ارزش» هم باشید.
یه مسجدی بود تو اروپا، یه خانوم امام جماعت شده بود، و حجاب هم نداشت. خیلی هم شیک. من نوشتم اتفاقا خیلی خوبه، ولی چه اصراریه از همین هویت اسلامی استفاده کنید که بعد با هویت سنتی اسلام که زن رو یونولیت هم حساب نمی‌کنه به تضاد بخوره؟ بگید یه دین جدیده. چه عیبی داره؟ شما که دغدغه تبلیغ و گسترش ندارید. دین براتون یه مسئله شخصیه. اون قدیم بود که دین جدید کارکرد یک انقلاب اجتماعی داشت و بنابراین نیاز بود سوپرمن و کتاب و معجزه داشته باشه. شما نیاز به این چیزها ندارید.
در موردی شمای ایرانی هم همین سوال رو دارم: چه اصراریه همچنان به خودتون بگید شیعه؟ ازین عنوان چه خیری بتون میرسه؟ مشابه این سوال رو از چادری‌ها هم پرسیدم قبلا: وقتی انواع لباس زنانه که حجاب اسلامی رو تأمین کنه وجود داره، چرا از چادر استفاده می‌کنید؟ شرش رو که همه می‌دونیم (همرنگی با اشرار)، خیرش در چیه؟
Anarchonomy
«دین سوپرمارکت نیست که هر تکه‌ش رو که دوس داشتی برداری» بچه شیعه حواسش نیست که این دقیقا چیزی بود که یهودیا به محمد می‌گفتند.
اون آیه ظاهرا درباره حکم شرعیه، اما درباره حکم شرعی نیست. درباره اثر ایمانه. به بنی‌اسراییل میگه قرار نبود همدیگه رو بکشید و آواره کنید، اما وقتی همونایی که آواره کردید اسیر میشن، طبق حکم شرعی تورات عمل می‌کنید و یه پولی می‌گیرید تا آزادشون کنید! چطور به اون دستور نکشتن و آواره نکردن عمل نکردید، اما قاعده معامله اسیر رو مو به مو اجرا می‌کنید؟ نمیخواد بگه به یه جاش ایمان دارید و به یه جاش ندارید، داره میگه کلا ایمان ندارید. چون گناه بزرگ‌تر که قتل بود رو به هیچ گرفتید. پس ایمان‌تون فاقد اثره. اگه برعکس بود فرق داشت. یعنی اگه حرمت قتل رو جدی می‌گرفتند، اما در امر اسرا کمی خباثت به خرج میدادن، نمی‌شد گفت ایمان ندارند. چون اثرش هست (کشتار رخ نمیده)، اما کامل نیست.
و اما در مورد پیامبر اسلام. یهودیا بش می‌گفتن تکه‌هایی از دین ما که خوشت می‌اومد رو برداشتی بقیه رو رد می‌کنی.

امیدوارم این توضیح به شدت کافی باشه.
Anarchonomy
امشب فقط پایان یک سال تقویمی نبود. امشب پایان یک نبرد بود. بازار شلوغ و خیابان‌های تسخیرشده توسط دست‌فروش‌ها، یک موج انسانی ساخته بود که زن‌ها با درجات مختلفی از پوشش در اون حضور داشتند. هوس اوباش حکومتی در این بود که این ازدحام رو رنگ دلخواه بزنند و به جای…
یه عکسی هست که وایرال شد و دو تا دختر بی‌حجابند کنار پدر و مادر مذهبی‌شون، یا دقیق‌تر، کنار پدر هیئتی‌شون، که کاملا اوکی هستند با عقاید فرزندشون. حجم زیادی از اطلاعات که توی عکسه، همه رو به وجد میاره. که بعدا آدم میتونه به آیندگان بگه این عکس دوران منه! عکس‌های تاریخی پکیج فشرده‌ای از اطلاعات سنگین هستند که نمی‌تونی به راحتی از روشون اسکرول کنی و بگذری، چون نیاز به چند ثانیه یا چند دقیقه تأمل داره تا کاملا هضم بشه، و فرقی نداره بیننده کدوم طرف تاریخ ایستاده باشه.
اما با وجود این حجم سنگین اطلاعات، یه چیزی توش نیست، و همین غیبت هم جزیی از اطلاعات تاریخی پکیج عکسه. و اون نسل مابین این دو پدر و دختره. نسلی که پنجاه و هفتی نبود و فقط توش به دنیا اومد، و دوره کودکی و نوجوانیش رو تو بی‌ثباتی جنگ و صف نفت و نون و روغن و برنج گذروند. تو نبرد بین مرد ریش‌سفیدکرده هیئتی و دختری که طرفدار تیلور سوئیفته، خودش رو یک توپ جمع کن می‌بینه. اینکه به نظر میاد غایبه، تصادفی نیست. نمیتونه غایب نباشه، چون روحیه بازندگی فلجش کرده. بازندگی مثل یه دراگه، که اگه برای مدت طولانی استفاده بشه، ترک کردنش کار خودت نیست و باید یه عده تو آسایشگاه پروژه نجاتت رو به عهده بگیرن. و ما آسایشگاهی برای این لوزرها نداریم. وقتی از خیابون‌ها صدای تیراندازی و شلیک اشک‌آور می‌اومد، پاسخ این نسل این بود که: من با این کارها مخالفم، یه بار انقلاب رو دیدیم برای هفت پشت‌مون بسه!
این همون نسلیه که انقلاب زندگیش رو نابود کرد، اما بزرگترها ازش میخواستن مثل سگ به تلاش کردن ادامه بده. مثل سگ تو صف وایسه و همزمان مثل سگ درس بخونه، و همزمان مثل سگ کارهای خونه رو انجام بده، از جمله کارهای مربوط به نگهداری خواهر برادرهای کوچکتر، که پروژه تولید انبوه شیعه در دهه شصت بود.‌ این نسل نه تعصبات والدینش به سنت و مذهب مرگ‌سالار رو داره، و نه اونقدر زندگی از درونش میجوشه که مثل جوان‌ها برای آزادی ارزشی قائل باشه. یک کارمند/معلم/مهندس آواره‌ست، که از پیروز شدن هیچ کس خوشحال نمیشه؛ و حتی فراتر از اون، خود پیروزی رو هم به رسمیت نمیشناسه. چنان در بازندگی غرق شده که دنیا رو آکواریوم لزجی از باخت و خسارت می‌بینه. بنابراین کل مطالبه‌ش اینه که «سر و صدا نکنید بذارید دم غروب استراحت‌مون رو بکنیم».

تاریخ رو اون‌هایی که خودشون رو نشون میدن میسازن. کسانی که نمیخوان بیان وسط، بهتره که حتی تصادفی هم وسط میدان نباشند. اون عکس باید دقیقا به همون شکلی می‌بود که شد.
Anarchonomy
درست یک سال ازین پست گذشته و اوضاع هوچی‌گری همونه که بود. https://t.iss.one/anarchonomy/10243
اینا سهم هر ارز از تراکنش‌های دنیاست. اون آبی کمر‌نگه دلاره. آبی پررنگه یورو. اروپا با اون بنیه صنعتی و صادراتی، بیست و دو ساله که جون میکنه، شده این. اون نارنجیه، که هسته خرماست، یوآنه.
(ازونجایی که هر تراکنش دو طرف داره مجموع باید بشه دویست درصد، البته با احتساب همه ارزهای ریزنقش دیگه).
#لبخند_شبانه
عکس کالا رو میدن به هوش مصنوعی، پس‌زمینه و محیط رو خودش براش خلق می‌کنه.
مجله‌های لوکس چندهزار دلار میدادن به عکاس‌های مشهور، تا همین کار رو انجام بده.
آمار طلاق بعضی کشورها پنجاه درصده‌. جانور آکادمیک اومده تحلیل کارشناسانه انجام بده، میگه شاید مدل ازدواج کلاسیک دیگه جواب نمیده و باید مدل‌های دیگه‌ای رو امتحان کنیم!
این شبیه این نیست که ماشینت رو بکوبی به در و دیوار، بعد بگی این ماشین نمیتونه من رو به مقصد برسونه چون هی متوقف میشه؟
فکر می‌کنه آدم سرگردان رو با مدلی متفاوت از قراردادها میشه سر به راه کرد. اونی که رنو رو میکوبه به در و دیوار، بنتلی هم زیر پاش بود میزد به در و دیوار.
مردم تو دنبال پارتنری هستند که بشه تمام بیست و چهار ساعت شیفته‌ش بود! و چنین آدمی وجود نداره. بنابراین فکر می‌کنند آدم اشتباهی رو انتخاب کردن. دنبال پارتنری هستند که بشه تمام بیست و چهار ساعت شیفته‌ش بود، چون این رو حق خودشون می‌پندارند. فکر می‌کنند این سهم‌شون ازین دنیاست که کسی رو داشته باشند که بشه تمام بیست و چهار ساعت شیفته‌ش بود. چون فرهنگ عمومی و نظام آموزش و پرورش کشورت، اینطور تربیتش کرد که مدام به سهم‌هایی که داره فکر کنه‌. در بین مردم تو، آدم‌های زیادی وجود دارند که برای سهم‌های خیالی‌شون بیشتر حرص میخورند، تا برای حقوق واقعی‌شون.
ما کینگ نیستیم که برامون حوریان بهشتی رو ردیف کنند. و ازدواج هم درباره این نیست. هدف اینه که کاری کنی پارتنرت، که پرفکت نیست، از خودش خوشش بیاد. اون کاری که میتونی براش انجام بدی، اینه‌. برای حوری هیچ‌کاری نمیتونی انجام بدی. اون برای اینکه از خودش خوشش بیاد نیاز به کسی نداره. ازدواج درباره اینه که برای یک دیگری، سهم بسازی.