Anarchonomy
من یه دیپلم ردیام، هیچوقت هم اقتصاد نخوندم، هرروز هم با کارشناسان و کلهگندههای صنایع مصاحبه نداشتم، طبیعیه که یه چیزهایی رو درست نفهمیده باشم و بعدا بفهمم کلا اشتباه فهمیده بودم. اما فرید زکریا چرا؟ میاد تو سیانان حرفهایی میزنه که با چندتا نمودار میشه…
فرض کن تو صاحب عربستانی. به تک تک شهروندانت هم یه لندکروز اهدا کردی و بازم پول تموم نشده. ایلان ماسک عرب هم نداری که نیاز به سرمایه داشته باشه. پولت رو چیکار میکنی؟
این کشورها صادرات زیادی دارند، اما تقاضا در کشور خودشون پایینه. بنابراین میریزنش تو بازار داراییهای آمریکا. فقط هم دولتها نیستند. یه مجموعه خیلی بزرگ از نهادها و شرکتها و اشخاص حقیقی هم هستند. کلیشه رایج این بود که میگفتند آمریکا زیاد خرج میکنه و میذاره بقیه کشورها پرداختش کنند. اما عملا اینطور نیست. بقیه کشورها میخوان یه سیاهچاله بدهی وجود داشته باشه، تا سرمایهشون رو بریزن توش.
اگه آمریکا یه کشور در حال توسعه بود و لازم بود مثلا فیبر نوری بکشه به اینور اونور، این جریان ورودی سرمایه میتونست منجر به افزایش سرمایهگذاری بشه. ولی توسعهیافتهست و کار زیادی نمونده که انجام بده. پس هرچقدر هم پسانداز جامعه بیشتر بشه، یعنی کمتر خرج کنند، تأثیری رو مثلا کسری تجاریشون نداره. به عبارتی کدخدایی دلار، با غلظت فعلی، بیشتر به نفع دولت آمریکاست، تا مردم آمریکا. اما زکریا کاملا برعکس جلوهش میده و وانمود میکنه به نفع مردم آمریکا شده، و دولت در خطره!
این کشورها صادرات زیادی دارند، اما تقاضا در کشور خودشون پایینه. بنابراین میریزنش تو بازار داراییهای آمریکا. فقط هم دولتها نیستند. یه مجموعه خیلی بزرگ از نهادها و شرکتها و اشخاص حقیقی هم هستند. کلیشه رایج این بود که میگفتند آمریکا زیاد خرج میکنه و میذاره بقیه کشورها پرداختش کنند. اما عملا اینطور نیست. بقیه کشورها میخوان یه سیاهچاله بدهی وجود داشته باشه، تا سرمایهشون رو بریزن توش.
اگه آمریکا یه کشور در حال توسعه بود و لازم بود مثلا فیبر نوری بکشه به اینور اونور، این جریان ورودی سرمایه میتونست منجر به افزایش سرمایهگذاری بشه. ولی توسعهیافتهست و کار زیادی نمونده که انجام بده. پس هرچقدر هم پسانداز جامعه بیشتر بشه، یعنی کمتر خرج کنند، تأثیری رو مثلا کسری تجاریشون نداره. به عبارتی کدخدایی دلار، با غلظت فعلی، بیشتر به نفع دولت آمریکاست، تا مردم آمریکا. اما زکریا کاملا برعکس جلوهش میده و وانمود میکنه به نفع مردم آمریکا شده، و دولت در خطره!
دولت انحصار خشونت رو در اختیار داره، پس پلیس، با علم به اینکه قراره ازین انحصار صیانت کنه فعالیت میکنه. پس پلیس نیکوکار نداریم. پلیس تعهد میده که بازوی خشونت باشه. پس تکلیف ما باش معلومه. این موضع آنارشیسمه. و البته هرکس که از پلیسها بدش میاد آنارشیست نیست. آنارشیست با پلیس مشکل شخصی نداره. مشکل نهادی داره. نهادی که تو به عنوان مأمور براش کار میکنی، موقعیت تو در برابر من رو تعریف میکنه، نه منش شخصی خودت. بنابراین من کاری ندارم چه جملات دوستانهای از دهانت درمیاد، یا با موتوریها شوخی میکنی، یا برای بچههایی که دوست دارن پلیس بشن بوق میزنی، یا دست پیرزنها رو میگیری و از خیابون رد میکنی. همچنین کاری ندارم چقدر بت حقوق میدن، و هرروز چه صحنههایی میبینی، و چه پروندههای اعصابخردکنی رو باید تحمل کنی. من فقط پیام نهادی که استخدامت کرده رو به رسمیت میشناسم و جدی میگیرم، و پیام اون نهاد اینه که اگه بخوام قدرت دولت رو ازش بگیرم تو موظفی گردنم رو بشکنی. بنابراین از منظر آنارشیستی، مقایسه عملکرد پلیس یک کشور با پلیس یک کشور دیگه، بیمعنی است. اینکه پلیس کشور ایکس، معترض رو با چوب میزنه، و پلیس کشور ایگرگ با شوکر، تغییری در واقعیت پلیس ایجاد نمیکنه. اینکه چطور اوضاع رو اداره کنند، یک مسئله درونسازمانیه. برای آنارشیست این فرض همیشه برقراره که هر دو موظفند گردنش رو بشکنند. اگه نشکستند یعنی در داخل سازمان، طرح دیگهای برای سرکوب طراحی شده بوده. نه اینکه پلیس از آنچه که هست و باید باشد، عقبنشینی کرده باشه.
آدمهای اون بیرون آنارشیست نیستند. اما لازمه این موضع آنارشیستی رو در ذهن داشت، تا برسیم به اینکه چرا تحلیلگر ایرانی پرت است؛ که وقتی در حال مقایسه اوباشستان ایران با فرانسهست، امتیازات ساچمهای دو طرف رو در برابر هم قرار میده. حتی اگر فرض کنیم که فرانسه یک پلیساستیت بود، که نیست؛ موضوع تفاوت دو پلیساستیت با همدیگه نیست. موضوع عدم تطابق هرچیزی از جامعه استبدادزده، با هرچیزی از جامعه دموکراتیکه. در ایران، همه اعتراضات مشروعند، با اینکه همهشون غیرقانونیاند. چون تا وقتی نظام دموکراتیک وجود نداره، هر اقدام حکومتی، شره. حتی اگه مستقلا اقدام مثبتی باشه. این کانسپت البته برای خیلیها غیرقابل هضمه، و در مورد کیسی مثل واکسناسیون این عدم هضم رو نشون دادند. به وضوح نمیتونند درک کنند که چرا اقدام مثبتی که پشتوانه دموکراتیک نداره، مثبت نیست. بنابراین وقتی هر اقدام حکومتی شر است، هر اعتراضی به حکومت، درست است. حتی اگه هیچ ارتباطی باش نداشته باشیم، و حتی اگه بیمعنی باشه. مثلا اگه فردا عدهای ریختند بیرون و به آبی بودن رنگ آسمان هم اعتراض کردند هم باید ازشون حمایت کرد. اما در فرانسه که نظام دموکراتیک برقراره، همه اعتراضات قانونیاند، ولی خیلیهاشون مشروع نیستند. اگه دولت رفاه جوابگوی هزینههات نیست و باید بیشتر کار کنی، قانونا حق اعتراض به بیشتر کار کردن رو داری. اما هدفت اینه که با شلوغبازی فرآیند دموکراتیک رو دور بزنی. چون میدونی که در فرآیند دموکراتیک ممکنه بیشتر کار کردن، رأی بیاره، با اینکه مورد پسند همه نیست. چون بعضی وقتها مردم واقعا تشخیص میدن که کشورشون به چه اقدامی نیاز داره، و حتی اگه اون اقدام کمی درد داشته باشه بش رأی میدن. به این ترتیبه که در فرانسه، بسیاری از اعتراضات درباره حقطلبی نیست. درباره اینه که «ما از نتایج دموکراسی، رضایت نداریم». یا حتی بدتر: «ما حاضر نیستیم هزینههای تصمیمات و انتخابهای خودمون رو خودمون بدیم». بعضی وقتها دولت در برابر این خواستههای نامشروع تسلیم میشه. و گاهی هم نمیشه. مهم اینه که اگه تسلیم نشه، حق داره.
بنابراین: دولت ایران در هیچ شرایطی حق ندارد دست روی معترض بلند کند، و هر کاری علیه معترض انجام بده گهخوری اضافه است. حتی اگه فقط آب بپاشه. ولی دولت فرانسه گاهی دقیقا باید دست روی معترض بلند کند و حقش را دارد که این کار را بکند. این تمام چیزیه که باید مطرح باشه. اینکه پلیس فرانسه هیچوقت به اندازه اوباش شیعه، وحشی نیست، با اینکه واقعیته، نباید مطرح باشه.
آدمهای اون بیرون آنارشیست نیستند. اما لازمه این موضع آنارشیستی رو در ذهن داشت، تا برسیم به اینکه چرا تحلیلگر ایرانی پرت است؛ که وقتی در حال مقایسه اوباشستان ایران با فرانسهست، امتیازات ساچمهای دو طرف رو در برابر هم قرار میده. حتی اگر فرض کنیم که فرانسه یک پلیساستیت بود، که نیست؛ موضوع تفاوت دو پلیساستیت با همدیگه نیست. موضوع عدم تطابق هرچیزی از جامعه استبدادزده، با هرچیزی از جامعه دموکراتیکه. در ایران، همه اعتراضات مشروعند، با اینکه همهشون غیرقانونیاند. چون تا وقتی نظام دموکراتیک وجود نداره، هر اقدام حکومتی، شره. حتی اگه مستقلا اقدام مثبتی باشه. این کانسپت البته برای خیلیها غیرقابل هضمه، و در مورد کیسی مثل واکسناسیون این عدم هضم رو نشون دادند. به وضوح نمیتونند درک کنند که چرا اقدام مثبتی که پشتوانه دموکراتیک نداره، مثبت نیست. بنابراین وقتی هر اقدام حکومتی شر است، هر اعتراضی به حکومت، درست است. حتی اگه هیچ ارتباطی باش نداشته باشیم، و حتی اگه بیمعنی باشه. مثلا اگه فردا عدهای ریختند بیرون و به آبی بودن رنگ آسمان هم اعتراض کردند هم باید ازشون حمایت کرد. اما در فرانسه که نظام دموکراتیک برقراره، همه اعتراضات قانونیاند، ولی خیلیهاشون مشروع نیستند. اگه دولت رفاه جوابگوی هزینههات نیست و باید بیشتر کار کنی، قانونا حق اعتراض به بیشتر کار کردن رو داری. اما هدفت اینه که با شلوغبازی فرآیند دموکراتیک رو دور بزنی. چون میدونی که در فرآیند دموکراتیک ممکنه بیشتر کار کردن، رأی بیاره، با اینکه مورد پسند همه نیست. چون بعضی وقتها مردم واقعا تشخیص میدن که کشورشون به چه اقدامی نیاز داره، و حتی اگه اون اقدام کمی درد داشته باشه بش رأی میدن. به این ترتیبه که در فرانسه، بسیاری از اعتراضات درباره حقطلبی نیست. درباره اینه که «ما از نتایج دموکراسی، رضایت نداریم». یا حتی بدتر: «ما حاضر نیستیم هزینههای تصمیمات و انتخابهای خودمون رو خودمون بدیم». بعضی وقتها دولت در برابر این خواستههای نامشروع تسلیم میشه. و گاهی هم نمیشه. مهم اینه که اگه تسلیم نشه، حق داره.
بنابراین: دولت ایران در هیچ شرایطی حق ندارد دست روی معترض بلند کند، و هر کاری علیه معترض انجام بده گهخوری اضافه است. حتی اگه فقط آب بپاشه. ولی دولت فرانسه گاهی دقیقا باید دست روی معترض بلند کند و حقش را دارد که این کار را بکند. این تمام چیزیه که باید مطرح باشه. اینکه پلیس فرانسه هیچوقت به اندازه اوباش شیعه، وحشی نیست، با اینکه واقعیته، نباید مطرح باشه.
اسناد ایرانی بودن پهپادی که علیه اوکراین استفاده میشه همینقدر پیش پا افتاده و سادهست. که یعنی کار برای اپوزیسیونی که بخواد ازین شراکت در جنایت استفاده کنه برای تشکیل یک ائتلاف خارجی علیه نظام، میتونه خیلی راحت باشه. اما اپوزیسیون ما از پس راحتترین کارها هم برنمیاد. تا اینجا دولت اوکراین، ناخواسته، نقش پررنگتری داشته در هدایت افکار عمومی دنیا علیه نظام، چون پرونده رو نه به صحن سازمان ملل، که به صحن توعیتر کشونده.
ما به عنوان یک ملت، چه در ایران باشیم چه در خارج ازون، در یکی ازین دو حالتیم: یا کار سیاسی بلد نیستیم، یا میل به کار سیاسی نداریم. در عین حال که یکسره درباره سیاست وراجی میکنیم.
ما به عنوان یک ملت، چه در ایران باشیم چه در خارج ازون، در یکی ازین دو حالتیم: یا کار سیاسی بلد نیستیم، یا میل به کار سیاسی نداریم. در عین حال که یکسره درباره سیاست وراجی میکنیم.
طبق معمول هر ماه رمضون، دارم سی روز سی مسجد رو انجام میدم.
مسجدی که در منطقه کاملا مسکونی قرار گرفته، و تراکم واحدهای مسکونی اون منطقه بالاست، و تعطیلاته و تقریبا همه خونه هستند، سی نفر اومدن برای نماز ظهر. این فقط با شیفت عقیدتی قابل توضیح نیست. احتمالا نسل پنجاه و هفت دارن به سرعت میمیرند. اینطور پیش بره برمیگردم میبینم خودم موندم تو مسجد.
مسجدی که در منطقه کاملا مسکونی قرار گرفته، و تراکم واحدهای مسکونی اون منطقه بالاست، و تعطیلاته و تقریبا همه خونه هستند، سی نفر اومدن برای نماز ظهر. این فقط با شیفت عقیدتی قابل توضیح نیست. احتمالا نسل پنجاه و هفت دارن به سرعت میمیرند. اینطور پیش بره برمیگردم میبینم خودم موندم تو مسجد.
Anarchonomy
طبق معمول هر ماه رمضون، دارم سی روز سی مسجد رو انجام میدم. مسجدی که در منطقه کاملا مسکونی قرار گرفته، و تراکم واحدهای مسکونی اون منطقه بالاست، و تعطیلاته و تقریبا همه خونه هستند، سی نفر اومدن برای نماز ظهر. این فقط با شیفت عقیدتی قابل توضیح نیست. احتمالا نسل…
نمیدونم این اطلاعات عمومی بدردتون میخوره یا نه، ولی بهرحال..
غیر از نماز عیدفطر که یک استثناست و فقط سالی یکباره، پررفتآمدترین تایم مسجد، ماه رمضان، و ظهر ماه رمضانه. مبلغها به مساجد اعزام میشن و هر سیروز بعد از نماز ظهر و عصر، منبر برگزار میشه، همراه با روضه آخر منبر. ماه به سه دهه تقسیم میشه و هر دهه رو میدن به یه مبلغ. هر مبلغ تایم ده روزه منبر خودش رو به یک موضوع اختصاص میده و ده منبر دربارهش ور میزنه. در طول سال، همیشه فقط درصدی از نمازگزاران برای منبر باقی میمونند. بالاترین درصد نشستن بعد از نماز، برای ظهر ماه رمضانه (و سپس منبر شبهای محرم، همونی که شامل چای نذری هم میشه). در هیچ تایم دیگهای در طول سال، نوسانی در رفتآمد نداشته، نداریم، و نخواهیم داشت. روال همیشگی اینطور بود که در طول سال، جمعیت نماز مغرب سه برابر جمعیت نماز ظهر باشه. و در طول ماه رمضان، جمعیت نماز ظهر «حداقل» سه برابر جمعیت نماز مغرب در بقیه ایام سال. جمعیت نماز ظهر رمضان به شکلی بود که صف نماز به داخل حیاط نشت میکرد، و حتی به نزدیکی سرویس بهداشتی میرسید. حتی مهر کم میاومد و مردم با خودشون مهر میآوردن.
غیر از نماز عیدفطر که یک استثناست و فقط سالی یکباره، پررفتآمدترین تایم مسجد، ماه رمضان، و ظهر ماه رمضانه. مبلغها به مساجد اعزام میشن و هر سیروز بعد از نماز ظهر و عصر، منبر برگزار میشه، همراه با روضه آخر منبر. ماه به سه دهه تقسیم میشه و هر دهه رو میدن به یه مبلغ. هر مبلغ تایم ده روزه منبر خودش رو به یک موضوع اختصاص میده و ده منبر دربارهش ور میزنه. در طول سال، همیشه فقط درصدی از نمازگزاران برای منبر باقی میمونند. بالاترین درصد نشستن بعد از نماز، برای ظهر ماه رمضانه (و سپس منبر شبهای محرم، همونی که شامل چای نذری هم میشه). در هیچ تایم دیگهای در طول سال، نوسانی در رفتآمد نداشته، نداریم، و نخواهیم داشت. روال همیشگی اینطور بود که در طول سال، جمعیت نماز مغرب سه برابر جمعیت نماز ظهر باشه. و در طول ماه رمضان، جمعیت نماز ظهر «حداقل» سه برابر جمعیت نماز مغرب در بقیه ایام سال. جمعیت نماز ظهر رمضان به شکلی بود که صف نماز به داخل حیاط نشت میکرد، و حتی به نزدیکی سرویس بهداشتی میرسید. حتی مهر کم میاومد و مردم با خودشون مهر میآوردن.
آفت هر جنبشی، غلبه احساسات جمعی به تک تک افراده، به شکلی که هر فرد درباره دامنه قدرت یا اثرگذاری جمع، دچار وهم و خیال میشه. با این فرمول که «من هیچم، ولی ما، خیلی خفنیم!».
مثل این معترض اسراییلی که فکر میکنه نظم جهانی رو بهم ریخته و حالا وقت اینه که اعلام کنه پی مساوی است با انپی (فقط جهت یادآوری همینکه گوشیتون وصل شده به نت بر پایه این فرضه که مساوی نیستند).
اما واقعیت اعتراض این معترض اسراییلی چی بوده؟ واقعیت اینه که نتانیاهو رو خارجیها با هلیکوپتر نیاوردن دوباره نخستوزیر کنند. با رأی مردم اومد. طرح بسط قدرت نخستوزیر هم با رأی پارلمان بدست اومد. نه جریان مخفیای وجود داشته، نه اقدام غیرقانونی بوده، و نه از روندی غیردموکرتیک عبور کرده. معترض اسراییلی داره میگه من از مردم کشورم که اینجوری رأی میدن راضی نیستم! فعر اناف.. اعتراض حقیه. منم اگه آزادی داشتم در مورد مردم ایران اینکارو میکردم. ولی فقط همینه. چیز بزرگتر و مهیبتری نیست.
مثل این معترض اسراییلی که فکر میکنه نظم جهانی رو بهم ریخته و حالا وقت اینه که اعلام کنه پی مساوی است با انپی (فقط جهت یادآوری همینکه گوشیتون وصل شده به نت بر پایه این فرضه که مساوی نیستند).
اما واقعیت اعتراض این معترض اسراییلی چی بوده؟ واقعیت اینه که نتانیاهو رو خارجیها با هلیکوپتر نیاوردن دوباره نخستوزیر کنند. با رأی مردم اومد. طرح بسط قدرت نخستوزیر هم با رأی پارلمان بدست اومد. نه جریان مخفیای وجود داشته، نه اقدام غیرقانونی بوده، و نه از روندی غیردموکرتیک عبور کرده. معترض اسراییلی داره میگه من از مردم کشورم که اینجوری رأی میدن راضی نیستم! فعر اناف.. اعتراض حقیه. منم اگه آزادی داشتم در مورد مردم ایران اینکارو میکردم. ولی فقط همینه. چیز بزرگتر و مهیبتری نیست.
«کات کردی خیلی درد داشت؟ پس ازینا نداشتی».
یک تجربه شخصی: میگفتن سدیم لوریل سولفات خمیردندان از عوامل ایجادشه. خمیر دندان بدون این ماده رو هم تست کردم، و فرقی نکرد. این مادرفاکر با ما خواهد ماند.
#لبخند_شبانه
یک تجربه شخصی: میگفتن سدیم لوریل سولفات خمیردندان از عوامل ایجادشه. خمیر دندان بدون این ماده رو هم تست کردم، و فرقی نکرد. این مادرفاکر با ما خواهد ماند.
#لبخند_شبانه
Anarchonomy
دولت انحصار خشونت رو در اختیار داره، پس پلیس، با علم به اینکه قراره ازین انحصار صیانت کنه فعالیت میکنه. پس پلیس نیکوکار نداریم. پلیس تعهد میده که بازوی خشونت باشه. پس تکلیف ما باش معلومه. این موضع آنارشیسمه. و البته هرکس که از پلیسها بدش میاد آنارشیست نیست.…
این دو افسر پلیس، اونی که تو مدرسه تیراندازی کرد رو کشتند و حالا به قهرمان تبدیل شدن. بیش از ۴ میلیون ویو داره این توعیت. پلیس نیکوکار، محبوبه.
اما به عنوان یک ضمیمه به پست قبلی: فیلم دوربین روی لباسشون نشون میده هرچقدر که میشده به سمتش شلیک کردند. که منطقی هم است. اما اگه شهروند همین کار رو بکنه، یعنی در دفاع از خود به مهاجم تیراندازی کنه، و بیشتر از یکی دوتا تیر بش بزنه، محاکمه خواهد شد. همین چند روز پیش صاحب یه بقالی بابت همین کار دادگاهی شد. بعبارتی پلیس حق داره خشابش رو روی مجرم خالی کنه، ولی شهروند حق نداره. یعنی اینکه چه مقدار از خشونت، مشروعه، توسط چارچوب خود حادثه سنجیده نمیشه. توسط دولت تعیین میشه.
اما به عنوان یک ضمیمه به پست قبلی: فیلم دوربین روی لباسشون نشون میده هرچقدر که میشده به سمتش شلیک کردند. که منطقی هم است. اما اگه شهروند همین کار رو بکنه، یعنی در دفاع از خود به مهاجم تیراندازی کنه، و بیشتر از یکی دوتا تیر بش بزنه، محاکمه خواهد شد. همین چند روز پیش صاحب یه بقالی بابت همین کار دادگاهی شد. بعبارتی پلیس حق داره خشابش رو روی مجرم خالی کنه، ولی شهروند حق نداره. یعنی اینکه چه مقدار از خشونت، مشروعه، توسط چارچوب خود حادثه سنجیده نمیشه. توسط دولت تعیین میشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فقط اوکراین نیست. این واقعیته. هوای گرگ و میش که از چیزی که چشمات میبینه مطمئن نیستی. خنکی هوا روی صورتت، و گرمی عرق زیر بغلت. خشک شدن دهنت از نفس نفس زدن. بیاعتنایی به همه آلارمهای بدنت که میگه دیگه نمیتونم. غریزه نزدیک موندن کنار بقیه طوری که انگار بدنشون رو میپرستی. خالی شدن از هر فکری که درباره اکنون نیست. صدای سوت گلولهای که از بالاسرت رد میشه. تردید درباره اینکه بازم آفتاب ظهر رو میبینی یا نه. ضربان قلب بالا در حالی که زمان متوقفه. و امواج بیوقفه ترس.
واقعیت، مهیبتر از همه فیلمها، گیمها، اسطورهها و کابوسهاست.
واقعیت، مهیبتر از همه فیلمها، گیمها، اسطورهها و کابوسهاست.
هزار و صد نفر از چهرههای مطرح تکنولوژی و صنعت نرمافزار نامه سرگشاده زدن که همه کسانی که دارن رو هوش مصنوعی و مخصوصا مدلهای زبانی کار میکنند شش ماه دست نگه دارن و کاری انجام ندن تا یه فکری برای مدیریت و استانداردسازی این فعالیتها بشه که یه وقت یه رباتی از توش درنیاد که به خودآگاهی برسه و بشر رو نابود کنه!
یه آیرونی خاصی تو این هست که آدم رو قلقلک میده. اگه نخبهترین مهندسان میتونند انقدر بچهگانه رفتار کنند، در حالی که هوش مصنوعی میتونه انقدر بچه نباشه، خودش به این معنی نیست که انسان از هوش مصنوعی عقب افتاده؟
منبعشون برای این نگرانی چیزی نیست جزء مقادیر زیادی هوچیگری در شبکههای اجتماعی. درست همونطور که کودکان با چیزهای جدید هیجانزده میشن و دربارهش اغراق میکنند. همچنین، نادانها فکر میکنند تو آمریکا شش ماه همه همهچیز رو فریز کنند تو چین و روسیه و هند و هرجای دیگهای هم میگن چشم، چون شما گفتید فعلا تعطیل میکنیم! تو استانداردهای ساده حریم خصوصی رو هم نتونستی به کشورهای یاغی یا صرفا رقیب تحمیل کنی، بعد میخوای متقاعدشون کنی تو هوش مصنوعی پاشون رو از پدال گاز بردارن؟ حتی جیپیتی ۴ انقدر احمق نیست.
یه آیرونی خاصی تو این هست که آدم رو قلقلک میده. اگه نخبهترین مهندسان میتونند انقدر بچهگانه رفتار کنند، در حالی که هوش مصنوعی میتونه انقدر بچه نباشه، خودش به این معنی نیست که انسان از هوش مصنوعی عقب افتاده؟
منبعشون برای این نگرانی چیزی نیست جزء مقادیر زیادی هوچیگری در شبکههای اجتماعی. درست همونطور که کودکان با چیزهای جدید هیجانزده میشن و دربارهش اغراق میکنند. همچنین، نادانها فکر میکنند تو آمریکا شش ماه همه همهچیز رو فریز کنند تو چین و روسیه و هند و هرجای دیگهای هم میگن چشم، چون شما گفتید فعلا تعطیل میکنیم! تو استانداردهای ساده حریم خصوصی رو هم نتونستی به کشورهای یاغی یا صرفا رقیب تحمیل کنی، بعد میخوای متقاعدشون کنی تو هوش مصنوعی پاشون رو از پدال گاز بردارن؟ حتی جیپیتی ۴ انقدر احمق نیست.
Anarchonomy
هزار و صد نفر از چهرههای مطرح تکنولوژی و صنعت نرمافزار نامه سرگشاده زدن که همه کسانی که دارن رو هوش مصنوعی و مخصوصا مدلهای زبانی کار میکنند شش ماه دست نگه دارن و کاری انجام ندن تا یه فکری برای مدیریت و استانداردسازی این فعالیتها بشه که یه وقت یه رباتی…
حماقت مردم خاورمیانه و بخصوص ایران اینه که مهندسها رو زیادی جدی میگیرند. یه موهبتی که بابتش به جو روگن مدیونیم این بود که خیلی ازینها رو آورد تو پادکستش و مشخص شد اکثرا تو فلسفه و منطق، شوتند!
متخصص، مهندس، کارآفرین، در یک دایره محدود از مهارتها به بازدهی بالا رسیده. نه اینکه در یک المپیک ذهنی مقام آورده باشه. خردمندیشون رو در مورد کرونا دیدیم که کانسپت سادهای مثل «پنیک از ناشناخته، باید در تایم خاصی اتفاق بیفتد تا منجر به نتیجه مطلوب شود» رو درک نمیکردند. بگذریم که تعریفشون از خودآگاهی هم همون چیزهاییه که جانوران آکادمیک در رشته روانشناسی براشون ردیف کردن، که بیشترش در حد انشاست. همچنین اینکه هرچیزی رو نمیشه رگولیت کرد هم هضم نمیکنند. قسمت آنارشیست مغزشون فقط از پس دولتستیزی لجبازانه برمیاد. هرچند که زیاد پیش میاد دست به دامن همون دولت بشن.
متخصص، مهندس، کارآفرین، در یک دایره محدود از مهارتها به بازدهی بالا رسیده. نه اینکه در یک المپیک ذهنی مقام آورده باشه. خردمندیشون رو در مورد کرونا دیدیم که کانسپت سادهای مثل «پنیک از ناشناخته، باید در تایم خاصی اتفاق بیفتد تا منجر به نتیجه مطلوب شود» رو درک نمیکردند. بگذریم که تعریفشون از خودآگاهی هم همون چیزهاییه که جانوران آکادمیک در رشته روانشناسی براشون ردیف کردن، که بیشترش در حد انشاست. همچنین اینکه هرچیزی رو نمیشه رگولیت کرد هم هضم نمیکنند. قسمت آنارشیست مغزشون فقط از پس دولتستیزی لجبازانه برمیاد. هرچند که زیاد پیش میاد دست به دامن همون دولت بشن.
Anarchonomy
حماقت مردم خاورمیانه و بخصوص ایران اینه که مهندسها رو زیادی جدی میگیرند. یه موهبتی که بابتش به جو روگن مدیونیم این بود که خیلی ازینها رو آورد تو پادکستش و مشخص شد اکثرا تو فلسفه و منطق، شوتند! متخصص، مهندس، کارآفرین، در یک دایره محدود از مهارتها به بازدهی…
هر بار که میگم نخبهها گیجند.
بیرحمی بازار از خباثت در نیومده. از واقعیت بیرون اومده. اگه نظمش رو بهم بزنی، بیرحمی رو از بین نمیبری. فقط جابجاش میکنی. بعدا از یه جا دیگه، و یا یه شکل دیگه بیرون میزنه.
تو سوئد اومدن نرخ اجاره رو سرکوب کردند تا معلم و رفتگر هم بتونند تو همون محلههایی خونه اجاره کنند که پزشکها و بانکدارها اونجا زندگی میکنند. تا همه همسطح بشن. نتیجه این شد که الان برای اینکه یکی ازون خونهها که نرخ اجارهشون سرکوب شده رو گیر بیاری، باید ۹ سال تو صف انتظار بمونی.
تو سوئد اومدن نرخ اجاره رو سرکوب کردند تا معلم و رفتگر هم بتونند تو همون محلههایی خونه اجاره کنند که پزشکها و بانکدارها اونجا زندگی میکنند. تا همه همسطح بشن. نتیجه این شد که الان برای اینکه یکی ازون خونهها که نرخ اجارهشون سرکوب شده رو گیر بیاری، باید ۹ سال تو صف انتظار بمونی.
Anarchonomy
نسبت واقعیت دلار با قصههایی که دارن درباره واقعیت دلار در رسانهها میگن، مثل نسبت خبر هواشناسیه که میگه داره تگرگ میاد، و میری پنجره رو باز میکنی میبینی کفتر از شدت گرما و تیغ آفتاب اومده تو سایه پناه گرفته.
همین الانش که یوآن اصلا مطرح نیست و استفادهای نداره، دارند چاپ میکنند، و بد هم چاپ میکنند. اما این چیزها نیاز به فرضیاتی مثل «اگر حالت ایکس پیش بیاد و کشورها فلان کنند و بهمان» نداره. برای اینکه ارزت جایگاه پیدا کنه در دنیا لازمه جریان ورود و خروج پول رو آزاد بذاری. و چین نمیتونه اینکارو بکنه، چون به محض اینکه راه خروج رو باز بذاره سرمایه هنگفتی از کشور خارج میشه. یعنی مردم خودش شروع میکنند به فروختن یوآنشون، تبدیلش میکنند به دلار، و میبرن بیرون.
یه سری داوطلب خارجی ریخته بودن اوکراین که مجانی بجنگند. خیلیهاشون برای عقیدهشون اومدن، و اینکه میخواستن خودشون تعیین کنند مرگشون چه شکلی باشه. و بعضیهاشون هم کشته شدند. اما یه عده هم برای هیجانش اومده بودند. کال آو دیوتی واقعی، وسوسهکنندهست. یکی ازینا یه آمریکایی بود که اکانت توعیتر پرفالوعری داشت و معمولا ویدئو منتشر میکرد. پستهاش رو میفرستادند برام که بذارم تو کانال. و میگفتم از هر کسی میذارم غیر ازین یارو. و میپرسیدند چرا؟ و جوابم این بود که: نمیدونم، نمیتونم توضیح بدم، این بابا یه چیزیش میلنگه. حتی فکر میکنم کار جنگی بلد نیست، ولی مطمئن نیستم، ولی خوشم نمیاد ازش، یه ایرادی داره، نمیدونم.
تا اینکه هفته پیش نیویورکتایمز یه مقاله درباره این داوطلبها داد، که میگفت تو اینا شیشه خورده زیاد هست، که علاوه بر هدر دادن کمکهای مردمی، یه سری سوتی نظامی هم دادهاند، و در مواردی حتی جا رو عوض کردن و به روسیه پیوستن. تو همون مقاله یه مصاحبه مختصری هم با این یارو داشت که اعتراف کرده بود درباره آموزش و سوابق نظامیش مقدار زیادی دروغ گفته بوده تا بتونه خودش رو برسونه به اوکراین. تا مقاله منتشر شد اکانت توعیترش با اون همه فالوعر و محتوا رو پاک کرد.
فکر میکنم تولید محتوا در ایران و مواجهه دائمی با انواع گاو و گوسفند و گراز در فضای سیاسی اینجا، یک فشار تکاملی بم وارد کرده که در نتیجه اون حسگرهای شارلاتانیابم داره بالاتر از پرفرمنس میانگین کار میکنه.
اِنی وِی، برای بار چندصدم اثبات شد که در کشورهای نرمال، مردم به صورت دیفالت خوشبین و نیکاندیش هستند، و ما تو ایران این کیفیت رو تجربه نکردیم و نمیتونیم درک کنیم که زیست اجتماعی با اون کیفیت، دقیقا چطوره.
تا اینکه هفته پیش نیویورکتایمز یه مقاله درباره این داوطلبها داد، که میگفت تو اینا شیشه خورده زیاد هست، که علاوه بر هدر دادن کمکهای مردمی، یه سری سوتی نظامی هم دادهاند، و در مواردی حتی جا رو عوض کردن و به روسیه پیوستن. تو همون مقاله یه مصاحبه مختصری هم با این یارو داشت که اعتراف کرده بود درباره آموزش و سوابق نظامیش مقدار زیادی دروغ گفته بوده تا بتونه خودش رو برسونه به اوکراین. تا مقاله منتشر شد اکانت توعیترش با اون همه فالوعر و محتوا رو پاک کرد.
فکر میکنم تولید محتوا در ایران و مواجهه دائمی با انواع گاو و گوسفند و گراز در فضای سیاسی اینجا، یک فشار تکاملی بم وارد کرده که در نتیجه اون حسگرهای شارلاتانیابم داره بالاتر از پرفرمنس میانگین کار میکنه.
اِنی وِی، برای بار چندصدم اثبات شد که در کشورهای نرمال، مردم به صورت دیفالت خوشبین و نیکاندیش هستند، و ما تو ایران این کیفیت رو تجربه نکردیم و نمیتونیم درک کنیم که زیست اجتماعی با اون کیفیت، دقیقا چطوره.
Anarchonomy
همین الانش که یوآن اصلا مطرح نیست و استفادهای نداره، دارند چاپ میکنند، و بد هم چاپ میکنند. اما این چیزها نیاز به فرضیاتی مثل «اگر حالت ایکس پیش بیاد و کشورها فلان کنند و بهمان» نداره. برای اینکه ارزت جایگاه پیدا کنه در دنیا لازمه جریان ورود و خروج پول رو…
چین برای مسئله تایوان مجبوره پشت سرهم رزمایش اجرا کنه، که تعدادی ازون رزمایشها غیرنظامی هستن. آشتی نچسب بین ایران و عربستان یکیش بود، که بلافاصله آخوندها جوابش رو تو سوریه دادن؛ ملاقات با پوتین هم یکیش بود، که اونم جوابش رو با وعده انتقال سلاح هستهای به بلاروس داد. اینا علائم تحقیرند، که حتی عروسکات هم جدی نگیرنت، ولی جو فعلی رسانهها یه جوریه که از روی عمد این علائم رو نمیبینند.
همزمان یه رزمایش دیگه هم داره با یوآن انجام میشه، و دولت چین پشت سر هم دنبال «تولید تیتر» درباره جایگزینی دلاره. و جواب این هم داده خواهد شد، اما جواب این دیگه حتی علنی هم نیست که بعد رسانه بخواد عمدا ببینه یا نبینه. جواب غیرعلنی به این رزمایش اینه که وقتی معامله با یوآن انجام شد، سر اینکه کی زودتر میره به دلار تبدیلش میکنه مسابقه میذارن.
همزمان یه رزمایش دیگه هم داره با یوآن انجام میشه، و دولت چین پشت سر هم دنبال «تولید تیتر» درباره جایگزینی دلاره. و جواب این هم داده خواهد شد، اما جواب این دیگه حتی علنی هم نیست که بعد رسانه بخواد عمدا ببینه یا نبینه. جواب غیرعلنی به این رزمایش اینه که وقتی معامله با یوآن انجام شد، سر اینکه کی زودتر میره به دلار تبدیلش میکنه مسابقه میذارن.
آخونده میخواد جواب پناهیان رو بده و میگه اخلاق بر دین مقدم است، چون اصلا کسی نمیتونه لباس رسالت به تن کنه و پایبند به اخلاق نباشه، و هیچکدوم از پیامبران هم کار غیراخلاقی نکردند.
بردهداری غیراخلاقی نیست بزرگوار؟ یکی رو به زور بگیری بیاری تو خونهت و مجبورش کنی بت سرویس بده غیراخلاقی نیست؟ اینکه باش خوشرفتار باشی و براش هدیه بخری، تأثیری در غیراخلاقی بودنش نداره. مثل اینه که ماشین کسی رو بدزدی، بعد زنگ بزنی به صاحبش و بگی «نگران نباش، نمیذارم یه خش روش بیفته».
اما این نظر ما در قرن بیست و یکمه. که جامعهای هستیم که بعد از ظهور اومانیسم زیسته. آدمهای گذشته رو نباید با اخلاقیات امروز خودمون قضاوت کنیم. اونها زیر سایه یک نظام اخلاقی متفاوت زندگی میکردند. دعواهاشون با همدیگه هم در چارچوب همون نظام بود. اخلاق بشر هم همراه با توسعه فرهنگی و علمی و حتی اقتصادی، تغییر میکنه.
اگه از استاندارد امروز برای قضاوت شخصی گذشتگان استفاده کنی، خیلی ساده و بیتعارف جاهلی. و همچنین اگه استاندارد امروز رو در ارزیابی کارهایی که انجام دادن، لحاظ نکنی، باز هم جاهلی. البته مشخصه چرا اینکارو میکنی. اگه بگی پیامبران خیلی خوب بودند، ولی فقط خوبترین فرد زمانه خودشون بودند، نه خوبترین در همه زمانها، ایده «انسان کامل» یکم چیز میشه.
بردهداری غیراخلاقی نیست بزرگوار؟ یکی رو به زور بگیری بیاری تو خونهت و مجبورش کنی بت سرویس بده غیراخلاقی نیست؟ اینکه باش خوشرفتار باشی و براش هدیه بخری، تأثیری در غیراخلاقی بودنش نداره. مثل اینه که ماشین کسی رو بدزدی، بعد زنگ بزنی به صاحبش و بگی «نگران نباش، نمیذارم یه خش روش بیفته».
اما این نظر ما در قرن بیست و یکمه. که جامعهای هستیم که بعد از ظهور اومانیسم زیسته. آدمهای گذشته رو نباید با اخلاقیات امروز خودمون قضاوت کنیم. اونها زیر سایه یک نظام اخلاقی متفاوت زندگی میکردند. دعواهاشون با همدیگه هم در چارچوب همون نظام بود. اخلاق بشر هم همراه با توسعه فرهنگی و علمی و حتی اقتصادی، تغییر میکنه.
اگه از استاندارد امروز برای قضاوت شخصی گذشتگان استفاده کنی، خیلی ساده و بیتعارف جاهلی. و همچنین اگه استاندارد امروز رو در ارزیابی کارهایی که انجام دادن، لحاظ نکنی، باز هم جاهلی. البته مشخصه چرا اینکارو میکنی. اگه بگی پیامبران خیلی خوب بودند، ولی فقط خوبترین فرد زمانه خودشون بودند، نه خوبترین در همه زمانها، ایده «انسان کامل» یکم چیز میشه.