Anarchonomy
47K subscribers
6.82K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
ازین بی‌شرمی که بگذریم حتی از ساز و کاری که منجر به رادیکال شدن کلونی‌ها میشه هم شناختی ندارند، و حتی چپکی بش نگاه می‌کنند. در فلسطین بستر برای رادیکالیسم ایجاد شد چون در بن‌بست قرار گرفتن. هرکی رو بندازی گوشه رینگ تندخوتر میشه. نه وقتی که از حاشیه بکشیش بیرون و قدرتش رو بیشتر کنی. دارو رو به شکل زهر می‌بینند و زهر رو به شکل دارو.
ازونجایی که تا ۲۰۶۰ وقت داریم، این امکان وجود داره که اون ۸ رو بکنیم ۲ نفر. اگه همه سر فرو ببرند در گریبان، این ۳۷ سال عین برق میگذره و توی همین مرحله باقی میمونیم.
وقتی بفهمن آنارشیستی اولین سوالی که ازت میپرسن اینه که چه چیزی باعث شد جذبش بشی؟
ازونجایی که همه ایدیولوژی‌ها وعده بهشت میدن، آنارشیسم که به طور خلاصه نه گفتن به بیشتر ایدئولوژی‌هاست، نه تنها هیچ وعده‌ای برای بهشت نداره، بلکه احتمال میده همچنان مشکلات زیادی وجود خواهند داشت. و شاید بشه گفت برای همین کمونیسم محبوبیت پیدا کرد، و آنارشیسم به گرد پاش هم نرسید. جذابیت بهشتی که کمونیسم وعده‌ش رو میداد، قابل انکار نبود. مخصوصا برای مردم دهاتی که آب لوله‌کشی هم ندیده بودند. بنابراین کنجکاوی ایجاد می‌کنه که چرا چیزی که وعده بهشت نداره، برات جذابیت داره. که گاهی این تصور رو ایجاد می‌کنه که یه جور فشنه. مثل نوجوان‌هایی که یه مدت یهو کلید می‌کنند روی رنگ کردن موهاشون با رنگ‌هایی که فقط تو فوتوشاپ میشه پیداشون کرد.
اما این یک ترند هیجانی نیست.‌ آنارشیست شدن خیلی راحت و منطقی اتفاق میفته. کافیه بخوای خودت باشی بدون اینکه اسیر رویا باشی.‌ فرمولش همینه. اگه مردم آنارشیست نیستند به خاطر اینه که یکی از دو صفت در اون‌ها نیست. یعنی یا نمیخوان خودشون باشن، یا میخوان خودشون باشند اما اسیر رویا هستند، و چون اسیر رویاها هستند به تفرعن می‌رسند (فرعون کسیه که اسیر رویاهاشه و تونسته قدرتی کسب کنه که برای تحقق رویاهاش دست به قلدری بزنه). اگه نخوای خودت باشی، با دولت زورمندی که نقش پدر رو برات بازی کنه و دیکته کنه که بهتره چه جور آدمی باشی، هیچ مشکلی نخواهی داشت. اگه بخوای خودت باشی اما اسیر رویاهات باشی هم با دولت زورمند مشکلی نخواهی داشت، چون میتونی از زورمندیش استفاده کنی تا رویاهای تو رو، به جای رویاهای بقیه، محقق کنه. مثل رویای عدالت! مثل رویای رایگان بودن همه‌چیز! مثل رویای مرفه بودن همه! مثل رویای شیعه بودن همه! مثل رویای حرف زدن همه به زبان مادری تو!

بنابراین جواب سوال آنارشیسم چه جذابیتی برات داشت، اینه که «فرعون بودن جذابیتی برام نداشت».
«چه کسی رو برای فالو کردن توصیه می‌کنی؟»

هیچ‌کس. کسی مثل من نگشته دنبال آدمی که مغزش سیصد و شصت درجه باشه. نبود. نیست. با وجود تکثر زیاد، چنان قحط‌الرجالی در جریانه که باید تاپ‌سکرت باشه تا مردم وحشت نکنند. اینطور به نظر میرسه که هر کسی چند درجه کوری داره. یکی بیست درجه، یکی سی درجه. خیلی‌ها ممکنه خوب ببینند و خوب فکر کنند، ولی بعضی چیزها رو هم نبینند. ولی این چیزی که میگم کوری نیست. آدمی که در یک گوشه کوری داره نمیدونه که داره اون قسمت رو نمی‌بینه. ۲۷۰ درجه‌ای که پوشش میده رو ۳۶۰ حساب می‌کنه. اما مردم امروز به دلیل آموزش همگانی مدرن به این موضوع واقفند که ممکنه کوری داشته باشند. که یعنی حتی نقدپذیر هم هستند. اما در یک محدوده خاص خل میشن. خیلی جدی در اون محدوده، خر کاملند. در اون نقطه مثل میمون عمل می‌کنند. در ریاضی خوبه، در پزشکی خوبه، فلسفه می‌فهمه، اما به قانون میرسه میمون میشه. اون یکی در قانون خوبه، در تحلیل سیاسی خوبه، به هنر میرسه میمون محضه. نادان نیست در اون موضوع. میمونه. و این جالب و ترسناکه. اما همینه که هست. باید باش کنار بیایید. اگه خواستید کسی رو فالو کنید، اول نقطه میمونیش رو پیدا کنید، بعد فالوش کنید. با اینکه کاملا متوجه نیستید از چه وضعیت هولناکی صحبت می‌کنم.
Anarchonomy
«چه کسی رو برای فالو کردن توصیه می‌کنی؟» هیچ‌کس. کسی مثل من نگشته دنبال آدمی که مغزش سیصد و شصت درجه باشه. نبود. نیست. با وجود تکثر زیاد، چنان قحط‌الرجالی در جریانه که باید تاپ‌سکرت باشه تا مردم وحشت نکنند. اینطور به نظر میرسه که هر کسی چند درجه کوری داره.…
یکی از نقاط میمونی کسانی که غیر ازون یک مورد، خوب فکر می‌کنند، ترامپ بود. تشکیک و تردید، کاملا طبیعی و لازمه. اما عین میمون جیغ زدن، نه.‌ وای ترامپ هیتلره میخواد سریال ندیمه رو تو آمریکا اجرا کنه، همون میمون شدن بود که گفتم ناگهانی رخ میده و از آدمی که تو همه چیزهای دیگه منطقی بوده، انتظار نداشتی. یک مورد دیگه واکسن بود. تشکیک و تردید درباره شرکت چندملیتی تولیدکننده منطقی بود، مخالفت با اجبار گشتاپویی دولت در زدنش منطقی بود، اما وای نانوذرات لیپیدی حامل مولکول ام‌ آر ان ای، باعث ایجاد لخته میشه اینا مردم رو کشتن صداش رو درنیاوردن، نه. حاضرند وانمود کنند نجات پیدا کردن میلیون‌ها انسان بواسطه واکسن، به قیمت مرگ چندهزارنفر بر اثر لختگی خون، نمیارزیده! بعد وقتی در برابر سوالات اخلاقی قرار می‌گیرند، از حمله به عنوان دفاع استفاده می‌کنند و ادعا می‌کنند این اون‌ها هستند که دغدغه اخلاقی دارند، و بقیه مرگ جوانان براشون مهم نیست! و برای این ادعای اخلاقی مجبورند وانمود کنند واکسن فایزر هیچ فایده‌ای نداشته، و برای اینکه نشون بدن فایده‌ای نداشته مجبورند آمار و دیتا رو طوری ارائه بدن که برای تحقیق درباره وام مسکن خونه‌شون نمیپذیرند کسی اونجوری بشون ارائه بده! یعنی اگه اینطور که خودشون دیتای مربوط به واکسن رو تحلیل می‌کنند، کسی درباره خونه‌ای که قراره یک میلیون دلار بابتش بپردازند دیتا ارائه می‌کرد، بلافاصله حکم میدادند که یارو کلاهبرداره! اینطور نیست که کلا نفهمند آمار چطور کار می‌کنه. در این مورد خاص میمون میشن.
یه مشت گاو گفتن جاولین بدید به اوکراین جنگ‌جهانی سوم میشه. گفتن ایلان ماسک اینترنت ماهواره‌ای بده به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن گلوله توپ هدایت‌شونده بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن هایمارس بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن اگه اوکراین ناو روسیه رو غرق کنه جنگ جهانی سوم میشه. گفتن اگه پایگاه هوایی روسیه که بیخ گوش مسکو هم هست مورد حمله قرار بگیره جنگ جهانی سوم میشه. همه این اتفاقات افتاد، جنگ جهانی سوم نشد. بلکه پوتین از طالبان مجبوره تقاضای خودروی زرهی بکنه، از آخوند پهپاد قرض بگیره، و به خاطر ورود فقط ۱۸ تا تانک آلمانی، تهدید هسته‌ای کنه!
جنگ جهانی رو کسی میتونه راه بندازه، واکنش همه‌جانبه رو کسی میتونه اجرا کنه، که دستش بازه. روسیه دستش بسته‌ست، و تعداد زیادی گاومیش وجود دارند که این رو نمی‌تونند باور کنند. تعدادی ازون‌ها پول می‌گیرند که باور نکنند، ولی تعداد بیشتری باور نمی‌کنند چون برای مدت خیلی طولانی مصرف‌کننده تبلیغات بوده‌اند، و تصور کردند تبلیغات به علم انسان می‌افزاید.


https://t.iss.one/AnimalsQuotes/9550
Anarchonomy
یه مشت گاو گفتن جاولین بدید به اوکراین جنگ‌جهانی سوم میشه. گفتن ایلان ماسک اینترنت ماهواره‌ای بده به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن گلوله توپ هدایت‌شونده بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن هایمارس بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن اگه اوکراین…
درست مثل اینجا که یه شریعتمداری داریم که اگه مدفوع محافظ خامنه‌ای کج دربیاد میگه باید تنگه هرمز رو ببندیم، در روسیه هم یه تعداد مجری و کارشناس تلویزیونی دارند که هرروز به دلیلی توصیه می‌کنند ارتش از بمب اتم استفاده کنه. درباره اینکه کجا باید استفاده بشه و چه کارکردی داره و بعدش چی میشه هیچ صحبتی نمی‌کنند. مثل این پسربچه‌هایی که وقتی وسط دعوا فقط یک سانت با بغض فاصله دارند میگن «اصلنش بابام یه قمه داره انقدر!».
تو یکی ازین برنامه‌های تلویزیونی، اون یابوی به اصطلاح کارشناس گفت اصلنش حالا که اینطوره باید موشک هسته‌ای بدیم به ایران، بعد ببینیم این گنبد آهنین اسراییل واقعا آهنیه یا نه!
یعنی همین اسراییلی که نهایت سکوت و بی‌طرفی رو رعایت کرده و برای تحریک نکردن‌شون روی لاین مادرجندگی هم قرار گرفته، تهدید و حتی تمسخر می‌کنند. بعد یه عده پرت، در توجیه و توضیح توحش روسیه در اوکراین می‌گفتن عاه، بیا، روی سوتین دوست‌دختر یکی از اعضای آزوف لوگوی نازی‌ها دیده میشه تو عکس، پس روسیه حق داشت حمله کنه! یک عده‌شون که قطعا پول می‌گیرند، ولی عده زیادی واقعا پرتند. گاومیش میخواد حیوان نجیبی باشه، ولی نهایتا یک گاوه و به خدمت اشرار درمیاد. برای روس‌ها اینکه تعریف نازی و فاشیست چیه، هیچ اهمیتی نداره. اون‌ها همین فردا صبح می‌تونند اعلام کنند اسراییلی‌ها نازی هستند. نه تنها تاریخ، بلکه خود واقعیت برای جامعه روسیه، یک برساخت حکومتیه. و مهم نیست اون حکومت دموکراتیک باشه یا تزاری. حکومت روسیه، برای روس یعنی «ما». حکومت تعیین کنه اسراییلی‌ها نازی هستند، یعنی «ما» اینطور تعیین کردیم، پس واقعیت همینه. برای همینه که «لیبرال روس» یک عنوان انتزاعیه که ما برای سهولت در تفکیک جناح‌های سیاسی‌شون استفاده می‌کنیم. انسان روس که لیبرال باشه وجود نداره.
نظر ما اینه که زر می‌زند. «میثاق»نویسی، نسخه رفسنجانیزه «وکالت» سلطنت‌طلب‌هاست. جمهوری اسلامی امروز هیچ فرقی با جمهوری‌اسلامی دهه شصت که ایشون از نزدیک شاهد کثافت‌کاری‌هاش بود و تنها خروجی وجدانش یک استعفای عافیت‌‌طلبانه بود، نداره. گرگی که هنوز به توبه واقعی که مستحقشه نرسیده، حتی حاضر نیست از اصلاح‌پذیر دانستن نظام در گذشته، که منجر به یأس اجتماعی و تلف شدن وقت ملت برای حداقل دو دهه شد، عذرخواهی کنه، بنابراین ادعا می‌کنه «الان» اصلاح‌ناپذیر شده!
برای اف۲۲ هایی که بالن چینی رو زدند، کال‌ساین فرانک ۰۱ و فرانک ۰۲ رو انتخاب کردند. فرانک لوک خلبان آمریکایی بود که تو جنگ جهانی اول رکورد ساقط کردن بالن‌های آلمانی رو داشت.
ارتش یک ابرقدرت، هویت و تاریخ خودش رو اینطور به نسل‌های آینده منتقل می‌کنه.
Anarchonomy
برای اف۲۲ هایی که بالن چینی رو زدند، کال‌ساین فرانک ۰۱ و فرانک ۰۲ رو انتخاب کردند. فرانک لوک خلبان آمریکایی بود که تو جنگ جهانی اول رکورد ساقط کردن بالن‌های آلمانی رو داشت. ارتش یک ابرقدرت، هویت و تاریخ خودش رو اینطور به نسل‌های آینده منتقل می‌کنه.
این فقط ارتش آمریکا نیست که روی برند و هویت و تاریخ، برنامه داره. آخرین بویینگ ۷۴۷ که تحویل شد این مسیر پروازی رو طی کرد تا یک لوگو ایجاد بشه، که فخر صنعت هوایی رو نشون میده. اون‌ها می‌تونند کاری کنند که حتی کسانی که مصرف‌کننده محصول‌شون نیستند، یعنی کسانی که یک بار هم سوار ۷۴۷ نشده‌اند، نسبت بش احساس داشته باشند.

اینجا سر هر کوچه ورکشاپ برندینگ برگزار میشه این روزها. اما باید همه رو تعطیل کنند و به جاش سر هر کوچه کلاس «آمریکا چیست» بذارن.
«مادر ازینکه من را یک انسان به دنیا آوردی از تو خیلی شاکی‌ام. می‌دانم خودت یک انسانی و بچه انسان، انسان می‌شود. ولی این مشکل من نیست. من باید یک اردک به دنیا می‌آمدم. البته اردک از تخم بیرون می‌آید، ولی آن هم مشکل من نیست. مشکل من فقط این است که اردک نیستم. می‌دانم که اردک بودن هم دشواری‌هایی دارد. مثلا باید هرروز بیدار شوند و صداهایی از خودشان دربیاورند و چیزهای ریز خوردنی که روی زمین افتاده را بخورند. اما می‌توانم به خوبی از عهده این کارها بربیایم. همانطور که الان هرروز صبح بیدار می‌شوم و می‌روم شرکت و با همکاران صداهایی از خودمان درمی‌آوریم و عصر برمی‌گردیم خانه. در واقع اگر زندگی فقط همین بود دیگر نیازی نبود اردک باشم و شکایتی از تو نداشتم. اما زندگی انسان‌ چیزهای دیگری دارد که با روحیه من سازگار نیست. مثلا بلافاصله بعد از خریدن یک کاکتوس برای میز تحریرت، باید بشنوی که یک جوان خودکشی کرده، و سپس فکر کنی که مقصر اینکه خودکشی کرده چه کسی است، و سپس ازینکه آدم‌هایی وجود دارند که می‌گویند فقط تقصیر خودش بوده حرص بخوری. البته خیلی چیزهای دیگر هم هست. این یک مثال بود. من همه تلاشم را می‌کنم که در کالبد انسانی، اردک باشم، اما زیرساخت‌های لازم برای اینکه هیچ چیزی از دنیای انسانی وارد محفظه اردکی‌ام نشود، فراهم نیست. من دوست ندارم برای زنده بودن لازم باشد آدم انقدر فکر کند و احساسات بد و تلخ را تجربه کند. دوست ندارم مجبور باشیم بین ذلت و از جان‌گذشتگی یکی را انتخاب کنیم. یا بین ترس و بی‌تفاوتی. این چیزها مزه زندگی را خراب می‌کنند. من به اردک‌ها حسادت نمی‌کنم. فقط این را می‌دانم که باید اردک می‌بودم. این چیزهایی که شما درباره خیر و شر و خوب و بد و اخلاق و آزادی می‌گویید، حوصله‌ام را سر می‌برد، چون اردک این چیزها را دوست ندارد».

این چیزیه که خیلی‌ها باید بگن، اما به یک زبان دیگه میگن.
خودکشی در ارتش ترکیه انقدر بالا بود که مقامات ارتش دستور دادند روی قسمت ماشه اسلحه قطعه‌ای اضافه کنند که نشه ازش برای خودکشی استفاده کرد.
عقل نیروی نظامی در مواجهه با معضل روانی و اجتماعی در همین حد کار می‌کنه. نه تنها در ریشه‌یابی معضل ناتوانه، بلکه اراده‌ای برای اصلاح هم نداره. همزمان از راه حلی مکانیکی استفاده می‌کنه که کارایی نداره، و برعکس تجسم خودکشی رو به کسانی که قبلا به خودکشی فکر نمی‌کردند هم انتقال میده. اگه در کشوری تمام امور مملکت به دست نظامیان بیفته، یعنی مثل ایران، دقیقا همین پروسه سه مرحله‌ای، یعنی سطحی‌نگری و نپذیرفتن مسئولیت گندی که بالا آمده، ارائه راه حل مسخره، و گسترده‌تر کردن دامنه معضل به دلیل استفاده از راه حل مسخره، در تمام تصمیمات سیاسی اداری کشور مشاهده خواهد شد.
همه حرف‌های لری سامرز، به عنوان مجسمه‌ای از یک جانور آکادمیک، حرف بی‌حساب نیست. درباره پیدا شدن رقیب برای آمریکا گفته بود باید چیزی داشته باشید که جایگزین قدرت فعلی کنید، اروپا که یه موزه‌ست، ژاپن آسایشگاه سالمندانه، و چین بازداشتگاهه!
تنها دلیلی که اون موزه هنوز برجام رو با آخوند امضاء نکرده اینه که در شرایط فعلی مقداری بی‌آبرویی ایجاد می‌کنه. همین. این‌ها بالاخره ریسک این بی‌آبرویی رو دور می‌زنند و معامله رو انجام خواهند داد. امروز نشد، پس‌فردا‌. و شاید این اشتباه راهبردی ما بود که به جای اینکه تمام فعالیت اپوزیسیون رو متمرکز کنیم روی آمریکا، در لندن و برلین دنبال کسب نتیجه بودیم. بهرحال زمان زیادی نمیخواد تا معلوم بشه اشتباه بوده یا نه.
یکی از فالوعرهای قدیمی، یک زن مطلقه با یک بچه کم‌سن و سال بود. بعد از چند سال افسردگی و مردستیزی، یه دوست‌پسر پیدا کرد و بعد مدتی داشت به حال نرمال می‌رسید. تا اینکه خیلی ناگهانی ولش کرد. پرسیدم چه خطایی ازش سر زد؟ گفت هیچ. خیلی سکس رو خوب بلد بود، و معتادش شدم. هیچ حسی بش ندارم و نمیخوام رابطه‌‌م با یک مرد فقط به این دلیل باشه که بدنم رو خوب میشناسه.
گفتم زن خر نباش. اما هیچ فایده‌ای نداشت.
رسوب نظام ارزشی پدرسالار چنان عمیق، ضخیم و سفته، که حتی زن فمنیست مستقل لیبرال هم همچنان باش درگیری درونی داره، و حس میکنه اگه فقط به خاطر سکس رابطه‌ای داشته باشه، یه روسپی شده، و اسم هفته‌ای یک بار همخوابگی، اعتیاد به سکسه! که من رو یاد حرف‌ مشابهی مینداخت که وقتی دو روز پشت‌سرهم کباب میخوردند می‌گفتند نکنه نقرس بگیریم؟! یک عمر آش دوغ و اشکنه باعث شده بود فکر کنند دو روز پشت سر هم گوشت خوردن باعث مسمومیت یا عوارض خطرناک میشه! تقوایی که نتیجه نداری و محرومیت مزمن بود. ترحم برانگیزتر اینکه یه روزی بابت این تقوای از روی فلاکت، به خودشون جایزه هم میدن که «خودم رو خوب حفظ کردم».
در نظام ارزشی پدرسالار، زن علاوه بر ماشین زایمان، باید چشمه جوشان مهر و عشق باشه. و این در مغز همون زنی که ترجیح میده همه مردها رو متجاوز ببینه هم کد شده. و وقتی در رابطه‌ای در دل خودش هیچ اثری از عشق نمی‌بینه، فکر می‌کنه یک جای کار ایراد اساسی داره و باید زودتر مسئله را برطرف کنم!
هنوز کار زیاد داریم.
نه تنها ترکیه از هر کشوری که میتونه برای امداد و نجات کمک بفرسته، درخواست کمک کرد، بلکه نتانیاهو اعلام کرد تیم‌های امدادی اسراییل علاوه بر ترکیه، وارد سوریه هم خواهند شد، که اگه اتفاق بیفته، یک اولین باره.
درست روی خود گسل خونه ساخته باشی، اما کشورت حکومت داشته باشه، شانست برای زنده موندن بیشتره، تا اینکه خونه‌ت امن باشه، اما کشورت حکومت نداشته باشه. زندگی مردم ما، زندگی مردمی که کشورشون حکومت نداره نیست. باید حتما و حتما یه بلایی سر خودشون بیاد تا کشف کنند که ایران حکومت نداره، بلکه اون اوباشی که کنترل کشور رو در اختیار دارند، بیماران روانی پوچ‌گرا هستند، و دقیقا کاری می‌کنند که سه کشته بشه سی کشته، و سی کشته بشه سیصد کشته. اگر این واقعیت به یک باور همگانی تبدیل شده بود، مردم یک زندگی کاملا متفاوت رو برای خودشون طراحی و تنظیم می‌کردند. کسی در ایران تا الان موتور برق، چادر و تجهیزات استاندارد خوابیدن در خیابون رو نداره، که فکر می‌کنه ایران حکومت داره. فقیریم پول نداریم وسایل لازم رو تهیه کنیم یک بهانه مسخره‌ست. حتی آدم فقیر هم اگه مطمئن بود که حکومت نداریم یک شکل دیگه برای زندگیش برنامه‌ریزی می‌کرد. مثلا می‌رفت می‌پرسید چادر رو باید چطور گرم نگه داشت، تا اگه لازم شد اینکارو بکنه شب به همراه مادرش با دود هیزم خفه نشن. کسی میفته دنبال یادگیری این چیزها که میدونه چی در انتظارشه.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میم‌های اینترنتی میتونند کاربرد آموزشی داشته باشند. مثل این که در یک دقیقه تکامل (یا پسرفت؟) موسیقی عرب رو برای کسی که آشنایی نداره معرفی میکنه.

#لبخند_شبانه
Anarchonomy
میم‌های اینترنتی میتونند کاربرد آموزشی داشته باشند. مثل این که در یک دقیقه تکامل (یا پسرفت؟) موسیقی عرب رو برای کسی که آشنایی نداره معرفی میکنه. #لبخند_شبانه
یه میم دیگه که کاربرد آموزشی داره. اف۲۲ واقعا تو آسمون هیچ کاری جز زدن یه بالن نکرده تا الان. اما همزمان نشون میده که چقدر اف۱۵ و اف۱۶ کار راه‌انداز بوده‌اند برای ارتش آمریکا.
Anarchonomy
یکی از فالوعرهای قدیمی، یک زن مطلقه با یک بچه کم‌سن و سال بود. بعد از چند سال افسردگی و مردستیزی، یه دوست‌پسر پیدا کرد و بعد مدتی داشت به حال نرمال می‌رسید. تا اینکه خیلی ناگهانی ولش کرد. پرسیدم چه خطایی ازش سر زد؟ گفت هیچ. خیلی سکس رو خوب بلد بود، و معتادش…
افسانه «مقام زن» رو هم نظام پدرسالار اختراع کرد. اینکه برای شناخت زن باید تو عمق پایین‌تری شیرجه بریم هم، کار نظام پدرسالار بود.‌ همه این اسطوره‌سازی‌ها از زن، کار مردانی بود که انقدر زن رو در آسمان بالا بردند، که در زمین یک سیاهچال گیرش اومد. شما مثل قالیچه‌ای شدید که هرچقدر چوب‌تون بزنم ازتون خاک پدرسالاری درمیاد، طوری که انگار دلیلش زیر پا موندن‌تون نبوده و خودتون مولد این گرد و خاکید!
تو ترکیه مردهای گنده وقتی فروریختن نوبتی ساختمان‌ها رو می‌بینند، مثل بچه‌ها میشینند زمین و گریه می‌کنند، یا طوری نعره الله اکبر سر میدن که بقیه بیشتر بترسند. همین مردهای گنده وقتی مسئله ناموسی یا قومیتی پیش بیاد، غرش مرد آلفا ازشون شنیده میشه‌!
کلیشه مرد نترس/زن ترسو هم محصول ارزش‌های پدرسالارانه‌ست، اما این بزدل‌ها نصفه نیمه بش پایبندند. در ساختار سنتی، تحمل کردن قلدری مرد یک پاداش داشت، و اونم این بود که در بحران میشد بش تکیه کرد. این‌ها از میراث قدیم قلدری رو نگه داشتن، اما در بحران فرقی با موش ندارند‌. مرد سنتی باید برای زن و بچه که ترسیدن، حکم خنثی‌کننده وحشت داشته باشه؛ که بیارزه و معنی داشته باشه قلدریش رو هم بپذیری. مردی که وسط معرکه وحشت و مصیبت، یکی لازمه خودش رو نوازش بده، باید در همه موارد دیگه هم صداش رو بیاره پایین.
باید نفر به نفر، و از روی تصادف و نصیب و قسمت، پاشون بیفته به میدان واقعیت، تا تازه بفهمن تا اون موقع داشتن تو چه حبابی زندگی میکردن. و وقتی فهمیدن، در کنج خودخوری فرو میرن.
چرا همه سریع میرن سراغ صحنه‌های سینمایی؟
این دهشتناک بودن صحنه‌ها نیست که سرنوشت رو تعیین می‌کنه. سرنوشت بعضی کشورها با ترور فقط یک نفر تغییر کرد، و سرنوشت بعضی دیگه با زیر و رو شدن شهرهای ساحلی هم تکون نخورد.
زلزله تهران، اگه بالای ۷ و نیم باشه، که بعیده، استارت بزرگترین انتقال اجتماعی ثروت رو در ایران خواهد زد. چه تلفات کمتر از تخمین‌ها باشه، چه بیشتر از تخمین‌ها. و این اون انتقال ثروته که روی سرنوشت ایران اثر خواهد داشت. و پیش‌بینی اینکه اون اثر مثبت خواهد بود یا منفی، از پیش‌بینی خود زلزله هم غیرممکن‌تره.