Anarchonomy
آتش زدن پرچم آمریکا جرم نیست، اما اگه پرچم دگرباشان جنسی رو آتش بزنی به جرم نفرتپراکنی دستگیر میشی. علت این تناقض اینه که دامنه دخالت دولت فدرال افزایش پیدا کرد. شمای ایرانی نباید دقیقا همین اشتباه رو مرتکب بشی.
یک سوال رو به بیست و پنج حالت مختلف میپرسید. ایالت متحده هم مثلا میخواست بیطرف باشه، ولی نیست. اگه برای دولت مرکزی دریچهای قانونی باز بذاری که یک قدم دخالت کنه، از همون دریچه دویست قدم دخالت خواهد کرد. پس دریچه رو باید همون اول ببندی. برای همین اولش یک ایده رادیکال به نظر میرسه.
خودمختاری برای دادن اختیار به ایالتها در انتخاب پیمانکار موزاییککاری پیادهروها نیست. اون اختیار رو همین الان هم دارند. خودمختاری درباره اختیار ایالتها به زدن سر خودشون به سنگه.
خودمختاری برای دادن اختیار به ایالتها در انتخاب پیمانکار موزاییککاری پیادهروها نیست. اون اختیار رو همین الان هم دارند. خودمختاری درباره اختیار ایالتها به زدن سر خودشون به سنگه.
Anarchonomy
یک سوال رو به بیست و پنج حالت مختلف میپرسید. ایالت متحده هم مثلا میخواست بیطرف باشه، ولی نیست. اگه برای دولت مرکزی دریچهای قانونی باز بذاری که یک قدم دخالت کنه، از همون دریچه دویست قدم دخالت خواهد کرد. پس دریچه رو باید همون اول ببندی. برای همین اولش یک…
اگه ساختار پیشنهادی شما فقط در صورتی کار میکنه که همه مردم فرهیخته باشند، یک ساختار نیست، یک نقاشیه.
قانون ذاتا با این فرض طراحی میشه که همه وحشیاند. ساختار خودمختاری استانهای ایران هم با این فرض واقعگرایانهست که این جامعه اونجور که مد نظر یک آدم سوپر لیبراله، درست بشو نیست. پس به عنوان یک اقدام حداقلی میشه کاری کرد که خریتهای ایدئولوژیک، در محلیت خودشون ایزوله بشن و به کل کشور سرایت نکنند.
قانون ذاتا با این فرض طراحی میشه که همه وحشیاند. ساختار خودمختاری استانهای ایران هم با این فرض واقعگرایانهست که این جامعه اونجور که مد نظر یک آدم سوپر لیبراله، درست بشو نیست. پس به عنوان یک اقدام حداقلی میشه کاری کرد که خریتهای ایدئولوژیک، در محلیت خودشون ایزوله بشن و به کل کشور سرایت نکنند.
Anarchonomy
اگه ساختار پیشنهادی شما فقط در صورتی کار میکنه که همه مردم فرهیخته باشند، یک ساختار نیست، یک نقاشیه. قانون ذاتا با این فرض طراحی میشه که همه وحشیاند. ساختار خودمختاری استانهای ایران هم با این فرض واقعگرایانهست که این جامعه اونجور که مد نظر یک آدم سوپر…
«اگه بعد از خودمختاری همه استانها، ایران بهشت نشد چی؟».
هیچی. به مبارزه، اعتراض، و فعالیت سیاسی و جنگیدن برای آزادی ادامه میدید.
هیچی. به مبارزه، اعتراض، و فعالیت سیاسی و جنگیدن برای آزادی ادامه میدید.
Anarchonomy
«اگه بعد از خودمختاری همه استانها، ایران بهشت نشد چی؟». هیچی. به مبارزه، اعتراض، و فعالیت سیاسی و جنگیدن برای آزادی ادامه میدید.
مثال شما درباره افغانستان نظر من رو تأیید میکنه، نه نظر شما رو. جانوران آکادمیک واشنگتندیسی فکر کردند کشوری که چند هزار ساله کسی نتونسته از مرکز کنترلش کنه، حالا به پشتوانه چندتا تانک آبرامز، میشه از مرکز کنترلش کرد. «و مصلحتش اینه که اینطور اداره بشه». در نتیجه نه تنها نیروهای محلی تضعیف شدند، که همون طالبان که قصد مرکزگرایی داره هم تو گل گیر کرده.
آرمانی اینه که فکر کنید تهران۲ نجاتتون میده.
آرمانی اینه که فکر کنید تهران۲ نجاتتون میده.
Anarchonomy
مثال شما درباره افغانستان نظر من رو تأیید میکنه، نه نظر شما رو. جانوران آکادمیک واشنگتندیسی فکر کردند کشوری که چند هزار ساله کسی نتونسته از مرکز کنترلش کنه، حالا به پشتوانه چندتا تانک آبرامز، میشه از مرکز کنترلش کرد. «و مصلحتش اینه که اینطور اداره بشه».…
میخواستم نهایتا یکی همین رو بگه. یکم لفتش دادید، ولی کلا ۳۵ دقیقه طول کشید.
بله اگه دقت کنید بیشتر لیبرالها با فاشیسم مشکلی ندارند، فقط سر اینکه از فاشیسم باید برای تحمیل چه پکیجی از ارزشها استفاده کرد باشون اختلاف عقیده دارند.
چیزی که عجیبه اینه که یک ایرانی به این چاله بیفته. چون یک ایرانی بیشتر از هر شهروند دیگهای در دنیا تحمیل ارزشها با مشت آهنین رو در زندگیش تجربه کرده و میدونه نتیجهش چیه.
بله اگه دقت کنید بیشتر لیبرالها با فاشیسم مشکلی ندارند، فقط سر اینکه از فاشیسم باید برای تحمیل چه پکیجی از ارزشها استفاده کرد باشون اختلاف عقیده دارند.
چیزی که عجیبه اینه که یک ایرانی به این چاله بیفته. چون یک ایرانی بیشتر از هر شهروند دیگهای در دنیا تحمیل ارزشها با مشت آهنین رو در زندگیش تجربه کرده و میدونه نتیجهش چیه.
Anarchonomy
میخواستم نهایتا یکی همین رو بگه. یکم لفتش دادید، ولی کلا ۳۵ دقیقه طول کشید. بله اگه دقت کنید بیشتر لیبرالها با فاشیسم مشکلی ندارند، فقط سر اینکه از فاشیسم باید برای تحمیل چه پکیجی از ارزشها استفاده کرد باشون اختلاف عقیده دارند. چیزی که عجیبه اینه که یک ایرانی…
بله، اگه یک استان قلدربازی دربیاره علیه شهروند، بقیه ایالتها حق دارند دخالت کنند. خودمختاری محلی، ایجاد ۳۱ شعبه برای گروگانگیری نیست. بلکه برعکس ایجاد ۳۱ انتخابه. با توزیع قدرت، مسئولیت دفاع از هموطنان رو از دوش خودمون برنمیداریم. بعد از خودمختاری خوزستان هم، درباره دختران خوزستانی که قربانی خشونت ناموسی هستند مسئولیت دفاعی خواهیم داشت. اولین لایه دفاع هم تضمین آزادی جابجایی محل سکونته.
در عمل، کار به اینجاها نمیکشه، و اکثریت هر استانی به آدمیزادیترین قانون موجود رأی خواهد داد. نگرانیهای شما در رسوباتی که از هشتاد سال گذشته به اینطرف توسط دولتهای قلدر مرکزی ایجاد شدهاند، ریشه داره.
در عمل، کار به اینجاها نمیکشه، و اکثریت هر استانی به آدمیزادیترین قانون موجود رأی خواهد داد. نگرانیهای شما در رسوباتی که از هشتاد سال گذشته به اینطرف توسط دولتهای قلدر مرکزی ایجاد شدهاند، ریشه داره.
Anarchonomy
بله، اگه یک استان قلدربازی دربیاره علیه شهروند، بقیه ایالتها حق دارند دخالت کنند. خودمختاری محلی، ایجاد ۳۱ شعبه برای گروگانگیری نیست. بلکه برعکس ایجاد ۳۱ انتخابه. با توزیع قدرت، مسئولیت دفاع از هموطنان رو از دوش خودمون برنمیداریم. بعد از خودمختاری خوزستان…
تهران در نوع تمرکز ثروتی که در خودش داره نمونه خارجی نداره. تمام شهرهایی که مرکزیت تجاری دارند، یا بندر هستند یا یک هاب منطقهای یا یک بازار بینالمللی. یعنی یک مزیت جغرافیایی یا مالیاتی یا رگولاتوری داشته برای تجارت بالاخره که جذابیت پیدا کرده. مزیت تهران فقط تخت سلطان بوده! بنابراین تمام منافعی که میبره مصنوعی هستند. مثلا نظام توزیع کالا اینجوریه که از بندر میاد تهران و از تهران توزیع میشه!
در کشورهایی که یک جای کار به شدت میلنگد، سهم املاک در سرمایه خانوادهها خیلی بالاست. و تهران در این زمینه برجستهترینه. بنابراین ممکنه در ظاهر ابراز نگرانی کنند که در صورت خودمختاری بلوچستان القاعدهای میشه و بوشهر بوکوحرامی! ولی دغدغه اصلی اینه که ارزش داراییهاشون در تهران به شدت افت خواهد کرد.
در کشورهایی که یک جای کار به شدت میلنگد، سهم املاک در سرمایه خانوادهها خیلی بالاست. و تهران در این زمینه برجستهترینه. بنابراین ممکنه در ظاهر ابراز نگرانی کنند که در صورت خودمختاری بلوچستان القاعدهای میشه و بوشهر بوکوحرامی! ولی دغدغه اصلی اینه که ارزش داراییهاشون در تهران به شدت افت خواهد کرد.
ازین بیشرمی که بگذریم حتی از ساز و کاری که منجر به رادیکال شدن کلونیها میشه هم شناختی ندارند، و حتی چپکی بش نگاه میکنند. در فلسطین بستر برای رادیکالیسم ایجاد شد چون در بنبست قرار گرفتن. هرکی رو بندازی گوشه رینگ تندخوتر میشه. نه وقتی که از حاشیه بکشیش بیرون و قدرتش رو بیشتر کنی. دارو رو به شکل زهر میبینند و زهر رو به شکل دارو.
وقتی بفهمن آنارشیستی اولین سوالی که ازت میپرسن اینه که چه چیزی باعث شد جذبش بشی؟
ازونجایی که همه ایدیولوژیها وعده بهشت میدن، آنارشیسم که به طور خلاصه نه گفتن به بیشتر ایدئولوژیهاست، نه تنها هیچ وعدهای برای بهشت نداره، بلکه احتمال میده همچنان مشکلات زیادی وجود خواهند داشت. و شاید بشه گفت برای همین کمونیسم محبوبیت پیدا کرد، و آنارشیسم به گرد پاش هم نرسید. جذابیت بهشتی که کمونیسم وعدهش رو میداد، قابل انکار نبود. مخصوصا برای مردم دهاتی که آب لولهکشی هم ندیده بودند. بنابراین کنجکاوی ایجاد میکنه که چرا چیزی که وعده بهشت نداره، برات جذابیت داره. که گاهی این تصور رو ایجاد میکنه که یه جور فشنه. مثل نوجوانهایی که یه مدت یهو کلید میکنند روی رنگ کردن موهاشون با رنگهایی که فقط تو فوتوشاپ میشه پیداشون کرد.
اما این یک ترند هیجانی نیست. آنارشیست شدن خیلی راحت و منطقی اتفاق میفته. کافیه بخوای خودت باشی بدون اینکه اسیر رویا باشی. فرمولش همینه. اگه مردم آنارشیست نیستند به خاطر اینه که یکی از دو صفت در اونها نیست. یعنی یا نمیخوان خودشون باشن، یا میخوان خودشون باشند اما اسیر رویا هستند، و چون اسیر رویاها هستند به تفرعن میرسند (فرعون کسیه که اسیر رویاهاشه و تونسته قدرتی کسب کنه که برای تحقق رویاهاش دست به قلدری بزنه). اگه نخوای خودت باشی، با دولت زورمندی که نقش پدر رو برات بازی کنه و دیکته کنه که بهتره چه جور آدمی باشی، هیچ مشکلی نخواهی داشت. اگه بخوای خودت باشی اما اسیر رویاهات باشی هم با دولت زورمند مشکلی نخواهی داشت، چون میتونی از زورمندیش استفاده کنی تا رویاهای تو رو، به جای رویاهای بقیه، محقق کنه. مثل رویای عدالت! مثل رویای رایگان بودن همهچیز! مثل رویای مرفه بودن همه! مثل رویای شیعه بودن همه! مثل رویای حرف زدن همه به زبان مادری تو!
بنابراین جواب سوال آنارشیسم چه جذابیتی برات داشت، اینه که «فرعون بودن جذابیتی برام نداشت».
ازونجایی که همه ایدیولوژیها وعده بهشت میدن، آنارشیسم که به طور خلاصه نه گفتن به بیشتر ایدئولوژیهاست، نه تنها هیچ وعدهای برای بهشت نداره، بلکه احتمال میده همچنان مشکلات زیادی وجود خواهند داشت. و شاید بشه گفت برای همین کمونیسم محبوبیت پیدا کرد، و آنارشیسم به گرد پاش هم نرسید. جذابیت بهشتی که کمونیسم وعدهش رو میداد، قابل انکار نبود. مخصوصا برای مردم دهاتی که آب لولهکشی هم ندیده بودند. بنابراین کنجکاوی ایجاد میکنه که چرا چیزی که وعده بهشت نداره، برات جذابیت داره. که گاهی این تصور رو ایجاد میکنه که یه جور فشنه. مثل نوجوانهایی که یه مدت یهو کلید میکنند روی رنگ کردن موهاشون با رنگهایی که فقط تو فوتوشاپ میشه پیداشون کرد.
اما این یک ترند هیجانی نیست. آنارشیست شدن خیلی راحت و منطقی اتفاق میفته. کافیه بخوای خودت باشی بدون اینکه اسیر رویا باشی. فرمولش همینه. اگه مردم آنارشیست نیستند به خاطر اینه که یکی از دو صفت در اونها نیست. یعنی یا نمیخوان خودشون باشن، یا میخوان خودشون باشند اما اسیر رویا هستند، و چون اسیر رویاها هستند به تفرعن میرسند (فرعون کسیه که اسیر رویاهاشه و تونسته قدرتی کسب کنه که برای تحقق رویاهاش دست به قلدری بزنه). اگه نخوای خودت باشی، با دولت زورمندی که نقش پدر رو برات بازی کنه و دیکته کنه که بهتره چه جور آدمی باشی، هیچ مشکلی نخواهی داشت. اگه بخوای خودت باشی اما اسیر رویاهات باشی هم با دولت زورمند مشکلی نخواهی داشت، چون میتونی از زورمندیش استفاده کنی تا رویاهای تو رو، به جای رویاهای بقیه، محقق کنه. مثل رویای عدالت! مثل رویای رایگان بودن همهچیز! مثل رویای مرفه بودن همه! مثل رویای شیعه بودن همه! مثل رویای حرف زدن همه به زبان مادری تو!
بنابراین جواب سوال آنارشیسم چه جذابیتی برات داشت، اینه که «فرعون بودن جذابیتی برام نداشت».
«چه کسی رو برای فالو کردن توصیه میکنی؟»
هیچکس. کسی مثل من نگشته دنبال آدمی که مغزش سیصد و شصت درجه باشه. نبود. نیست. با وجود تکثر زیاد، چنان قحطالرجالی در جریانه که باید تاپسکرت باشه تا مردم وحشت نکنند. اینطور به نظر میرسه که هر کسی چند درجه کوری داره. یکی بیست درجه، یکی سی درجه. خیلیها ممکنه خوب ببینند و خوب فکر کنند، ولی بعضی چیزها رو هم نبینند. ولی این چیزی که میگم کوری نیست. آدمی که در یک گوشه کوری داره نمیدونه که داره اون قسمت رو نمیبینه. ۲۷۰ درجهای که پوشش میده رو ۳۶۰ حساب میکنه. اما مردم امروز به دلیل آموزش همگانی مدرن به این موضوع واقفند که ممکنه کوری داشته باشند. که یعنی حتی نقدپذیر هم هستند. اما در یک محدوده خاص خل میشن. خیلی جدی در اون محدوده، خر کاملند. در اون نقطه مثل میمون عمل میکنند. در ریاضی خوبه، در پزشکی خوبه، فلسفه میفهمه، اما به قانون میرسه میمون میشه. اون یکی در قانون خوبه، در تحلیل سیاسی خوبه، به هنر میرسه میمون محضه. نادان نیست در اون موضوع. میمونه. و این جالب و ترسناکه. اما همینه که هست. باید باش کنار بیایید. اگه خواستید کسی رو فالو کنید، اول نقطه میمونیش رو پیدا کنید، بعد فالوش کنید. با اینکه کاملا متوجه نیستید از چه وضعیت هولناکی صحبت میکنم.
هیچکس. کسی مثل من نگشته دنبال آدمی که مغزش سیصد و شصت درجه باشه. نبود. نیست. با وجود تکثر زیاد، چنان قحطالرجالی در جریانه که باید تاپسکرت باشه تا مردم وحشت نکنند. اینطور به نظر میرسه که هر کسی چند درجه کوری داره. یکی بیست درجه، یکی سی درجه. خیلیها ممکنه خوب ببینند و خوب فکر کنند، ولی بعضی چیزها رو هم نبینند. ولی این چیزی که میگم کوری نیست. آدمی که در یک گوشه کوری داره نمیدونه که داره اون قسمت رو نمیبینه. ۲۷۰ درجهای که پوشش میده رو ۳۶۰ حساب میکنه. اما مردم امروز به دلیل آموزش همگانی مدرن به این موضوع واقفند که ممکنه کوری داشته باشند. که یعنی حتی نقدپذیر هم هستند. اما در یک محدوده خاص خل میشن. خیلی جدی در اون محدوده، خر کاملند. در اون نقطه مثل میمون عمل میکنند. در ریاضی خوبه، در پزشکی خوبه، فلسفه میفهمه، اما به قانون میرسه میمون میشه. اون یکی در قانون خوبه، در تحلیل سیاسی خوبه، به هنر میرسه میمون محضه. نادان نیست در اون موضوع. میمونه. و این جالب و ترسناکه. اما همینه که هست. باید باش کنار بیایید. اگه خواستید کسی رو فالو کنید، اول نقطه میمونیش رو پیدا کنید، بعد فالوش کنید. با اینکه کاملا متوجه نیستید از چه وضعیت هولناکی صحبت میکنم.
Anarchonomy
«چه کسی رو برای فالو کردن توصیه میکنی؟» هیچکس. کسی مثل من نگشته دنبال آدمی که مغزش سیصد و شصت درجه باشه. نبود. نیست. با وجود تکثر زیاد، چنان قحطالرجالی در جریانه که باید تاپسکرت باشه تا مردم وحشت نکنند. اینطور به نظر میرسه که هر کسی چند درجه کوری داره.…
یکی از نقاط میمونی کسانی که غیر ازون یک مورد، خوب فکر میکنند، ترامپ بود. تشکیک و تردید، کاملا طبیعی و لازمه. اما عین میمون جیغ زدن، نه. وای ترامپ هیتلره میخواد سریال ندیمه رو تو آمریکا اجرا کنه، همون میمون شدن بود که گفتم ناگهانی رخ میده و از آدمی که تو همه چیزهای دیگه منطقی بوده، انتظار نداشتی. یک مورد دیگه واکسن بود. تشکیک و تردید درباره شرکت چندملیتی تولیدکننده منطقی بود، مخالفت با اجبار گشتاپویی دولت در زدنش منطقی بود، اما وای نانوذرات لیپیدی حامل مولکول ام آر ان ای، باعث ایجاد لخته میشه اینا مردم رو کشتن صداش رو درنیاوردن، نه. حاضرند وانمود کنند نجات پیدا کردن میلیونها انسان بواسطه واکسن، به قیمت مرگ چندهزارنفر بر اثر لختگی خون، نمیارزیده! بعد وقتی در برابر سوالات اخلاقی قرار میگیرند، از حمله به عنوان دفاع استفاده میکنند و ادعا میکنند این اونها هستند که دغدغه اخلاقی دارند، و بقیه مرگ جوانان براشون مهم نیست! و برای این ادعای اخلاقی مجبورند وانمود کنند واکسن فایزر هیچ فایدهای نداشته، و برای اینکه نشون بدن فایدهای نداشته مجبورند آمار و دیتا رو طوری ارائه بدن که برای تحقیق درباره وام مسکن خونهشون نمیپذیرند کسی اونجوری بشون ارائه بده! یعنی اگه اینطور که خودشون دیتای مربوط به واکسن رو تحلیل میکنند، کسی درباره خونهای که قراره یک میلیون دلار بابتش بپردازند دیتا ارائه میکرد، بلافاصله حکم میدادند که یارو کلاهبرداره! اینطور نیست که کلا نفهمند آمار چطور کار میکنه. در این مورد خاص میمون میشن.
یه مشت گاو گفتن جاولین بدید به اوکراین جنگجهانی سوم میشه. گفتن ایلان ماسک اینترنت ماهوارهای بده به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن گلوله توپ هدایتشونده بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن هایمارس بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن اگه اوکراین ناو روسیه رو غرق کنه جنگ جهانی سوم میشه. گفتن اگه پایگاه هوایی روسیه که بیخ گوش مسکو هم هست مورد حمله قرار بگیره جنگ جهانی سوم میشه. همه این اتفاقات افتاد، جنگ جهانی سوم نشد. بلکه پوتین از طالبان مجبوره تقاضای خودروی زرهی بکنه، از آخوند پهپاد قرض بگیره، و به خاطر ورود فقط ۱۸ تا تانک آلمانی، تهدید هستهای کنه!
جنگ جهانی رو کسی میتونه راه بندازه، واکنش همهجانبه رو کسی میتونه اجرا کنه، که دستش بازه. روسیه دستش بستهست، و تعداد زیادی گاومیش وجود دارند که این رو نمیتونند باور کنند. تعدادی ازونها پول میگیرند که باور نکنند، ولی تعداد بیشتری باور نمیکنند چون برای مدت خیلی طولانی مصرفکننده تبلیغات بودهاند، و تصور کردند تبلیغات به علم انسان میافزاید.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/9550
جنگ جهانی رو کسی میتونه راه بندازه، واکنش همهجانبه رو کسی میتونه اجرا کنه، که دستش بازه. روسیه دستش بستهست، و تعداد زیادی گاومیش وجود دارند که این رو نمیتونند باور کنند. تعدادی ازونها پول میگیرند که باور نکنند، ولی تعداد بیشتری باور نمیکنند چون برای مدت خیلی طولانی مصرفکننده تبلیغات بودهاند، و تصور کردند تبلیغات به علم انسان میافزاید.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/9550
Telegram
اقوال الانعام
از یک سال پیش که جنگ شروع شده، دومین ارتش گودرتمند جهان، با همین تسلیحاتی که گیم چنجر نیستند ۲ هزار تانک، ۹۰ پدافند سام، ۹ هزار خودرو و سلاح سنگین از دست داده، و ۱۲۰ هزار کشته داده. و هنوز ناتو وارد جنگ نشده.
ولی بچه شیعه کونی بهرحال در هر شرایطی باید جشن…
ولی بچه شیعه کونی بهرحال در هر شرایطی باید جشن…
Anarchonomy
یه مشت گاو گفتن جاولین بدید به اوکراین جنگجهانی سوم میشه. گفتن ایلان ماسک اینترنت ماهوارهای بده به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن گلوله توپ هدایتشونده بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن هایمارس بدن به اوکراین جنگ جهانی سوم میشه. گفتن اگه اوکراین…
درست مثل اینجا که یه شریعتمداری داریم که اگه مدفوع محافظ خامنهای کج دربیاد میگه باید تنگه هرمز رو ببندیم، در روسیه هم یه تعداد مجری و کارشناس تلویزیونی دارند که هرروز به دلیلی توصیه میکنند ارتش از بمب اتم استفاده کنه. درباره اینکه کجا باید استفاده بشه و چه کارکردی داره و بعدش چی میشه هیچ صحبتی نمیکنند. مثل این پسربچههایی که وقتی وسط دعوا فقط یک سانت با بغض فاصله دارند میگن «اصلنش بابام یه قمه داره انقدر!».
تو یکی ازین برنامههای تلویزیونی، اون یابوی به اصطلاح کارشناس گفت اصلنش حالا که اینطوره باید موشک هستهای بدیم به ایران، بعد ببینیم این گنبد آهنین اسراییل واقعا آهنیه یا نه!
یعنی همین اسراییلی که نهایت سکوت و بیطرفی رو رعایت کرده و برای تحریک نکردنشون روی لاین مادرجندگی هم قرار گرفته، تهدید و حتی تمسخر میکنند. بعد یه عده پرت، در توجیه و توضیح توحش روسیه در اوکراین میگفتن عاه، بیا، روی سوتین دوستدختر یکی از اعضای آزوف لوگوی نازیها دیده میشه تو عکس، پس روسیه حق داشت حمله کنه! یک عدهشون که قطعا پول میگیرند، ولی عده زیادی واقعا پرتند. گاومیش میخواد حیوان نجیبی باشه، ولی نهایتا یک گاوه و به خدمت اشرار درمیاد. برای روسها اینکه تعریف نازی و فاشیست چیه، هیچ اهمیتی نداره. اونها همین فردا صبح میتونند اعلام کنند اسراییلیها نازی هستند. نه تنها تاریخ، بلکه خود واقعیت برای جامعه روسیه، یک برساخت حکومتیه. و مهم نیست اون حکومت دموکراتیک باشه یا تزاری. حکومت روسیه، برای روس یعنی «ما». حکومت تعیین کنه اسراییلیها نازی هستند، یعنی «ما» اینطور تعیین کردیم، پس واقعیت همینه. برای همینه که «لیبرال روس» یک عنوان انتزاعیه که ما برای سهولت در تفکیک جناحهای سیاسیشون استفاده میکنیم. انسان روس که لیبرال باشه وجود نداره.
تو یکی ازین برنامههای تلویزیونی، اون یابوی به اصطلاح کارشناس گفت اصلنش حالا که اینطوره باید موشک هستهای بدیم به ایران، بعد ببینیم این گنبد آهنین اسراییل واقعا آهنیه یا نه!
یعنی همین اسراییلی که نهایت سکوت و بیطرفی رو رعایت کرده و برای تحریک نکردنشون روی لاین مادرجندگی هم قرار گرفته، تهدید و حتی تمسخر میکنند. بعد یه عده پرت، در توجیه و توضیح توحش روسیه در اوکراین میگفتن عاه، بیا، روی سوتین دوستدختر یکی از اعضای آزوف لوگوی نازیها دیده میشه تو عکس، پس روسیه حق داشت حمله کنه! یک عدهشون که قطعا پول میگیرند، ولی عده زیادی واقعا پرتند. گاومیش میخواد حیوان نجیبی باشه، ولی نهایتا یک گاوه و به خدمت اشرار درمیاد. برای روسها اینکه تعریف نازی و فاشیست چیه، هیچ اهمیتی نداره. اونها همین فردا صبح میتونند اعلام کنند اسراییلیها نازی هستند. نه تنها تاریخ، بلکه خود واقعیت برای جامعه روسیه، یک برساخت حکومتیه. و مهم نیست اون حکومت دموکراتیک باشه یا تزاری. حکومت روسیه، برای روس یعنی «ما». حکومت تعیین کنه اسراییلیها نازی هستند، یعنی «ما» اینطور تعیین کردیم، پس واقعیت همینه. برای همینه که «لیبرال روس» یک عنوان انتزاعیه که ما برای سهولت در تفکیک جناحهای سیاسیشون استفاده میکنیم. انسان روس که لیبرال باشه وجود نداره.
نظر ما اینه که زر میزند. «میثاق»نویسی، نسخه رفسنجانیزه «وکالت» سلطنتطلبهاست. جمهوری اسلامی امروز هیچ فرقی با جمهوریاسلامی دهه شصت که ایشون از نزدیک شاهد کثافتکاریهاش بود و تنها خروجی وجدانش یک استعفای عافیتطلبانه بود، نداره. گرگی که هنوز به توبه واقعی که مستحقشه نرسیده، حتی حاضر نیست از اصلاحپذیر دانستن نظام در گذشته، که منجر به یأس اجتماعی و تلف شدن وقت ملت برای حداقل دو دهه شد، عذرخواهی کنه، بنابراین ادعا میکنه «الان» اصلاحناپذیر شده!
برای اف۲۲ هایی که بالن چینی رو زدند، کالساین فرانک ۰۱ و فرانک ۰۲ رو انتخاب کردند. فرانک لوک خلبان آمریکایی بود که تو جنگ جهانی اول رکورد ساقط کردن بالنهای آلمانی رو داشت.
ارتش یک ابرقدرت، هویت و تاریخ خودش رو اینطور به نسلهای آینده منتقل میکنه.
ارتش یک ابرقدرت، هویت و تاریخ خودش رو اینطور به نسلهای آینده منتقل میکنه.
Anarchonomy
برای اف۲۲ هایی که بالن چینی رو زدند، کالساین فرانک ۰۱ و فرانک ۰۲ رو انتخاب کردند. فرانک لوک خلبان آمریکایی بود که تو جنگ جهانی اول رکورد ساقط کردن بالنهای آلمانی رو داشت. ارتش یک ابرقدرت، هویت و تاریخ خودش رو اینطور به نسلهای آینده منتقل میکنه.
این فقط ارتش آمریکا نیست که روی برند و هویت و تاریخ، برنامه داره. آخرین بویینگ ۷۴۷ که تحویل شد این مسیر پروازی رو طی کرد تا یک لوگو ایجاد بشه، که فخر صنعت هوایی رو نشون میده. اونها میتونند کاری کنند که حتی کسانی که مصرفکننده محصولشون نیستند، یعنی کسانی که یک بار هم سوار ۷۴۷ نشدهاند، نسبت بش احساس داشته باشند.
اینجا سر هر کوچه ورکشاپ برندینگ برگزار میشه این روزها. اما باید همه رو تعطیل کنند و به جاش سر هر کوچه کلاس «آمریکا چیست» بذارن.
اینجا سر هر کوچه ورکشاپ برندینگ برگزار میشه این روزها. اما باید همه رو تعطیل کنند و به جاش سر هر کوچه کلاس «آمریکا چیست» بذارن.
«مادر ازینکه من را یک انسان به دنیا آوردی از تو خیلی شاکیام. میدانم خودت یک انسانی و بچه انسان، انسان میشود. ولی این مشکل من نیست. من باید یک اردک به دنیا میآمدم. البته اردک از تخم بیرون میآید، ولی آن هم مشکل من نیست. مشکل من فقط این است که اردک نیستم. میدانم که اردک بودن هم دشواریهایی دارد. مثلا باید هرروز بیدار شوند و صداهایی از خودشان دربیاورند و چیزهای ریز خوردنی که روی زمین افتاده را بخورند. اما میتوانم به خوبی از عهده این کارها بربیایم. همانطور که الان هرروز صبح بیدار میشوم و میروم شرکت و با همکاران صداهایی از خودمان درمیآوریم و عصر برمیگردیم خانه. در واقع اگر زندگی فقط همین بود دیگر نیازی نبود اردک باشم و شکایتی از تو نداشتم. اما زندگی انسان چیزهای دیگری دارد که با روحیه من سازگار نیست. مثلا بلافاصله بعد از خریدن یک کاکتوس برای میز تحریرت، باید بشنوی که یک جوان خودکشی کرده، و سپس فکر کنی که مقصر اینکه خودکشی کرده چه کسی است، و سپس ازینکه آدمهایی وجود دارند که میگویند فقط تقصیر خودش بوده حرص بخوری. البته خیلی چیزهای دیگر هم هست. این یک مثال بود. من همه تلاشم را میکنم که در کالبد انسانی، اردک باشم، اما زیرساختهای لازم برای اینکه هیچ چیزی از دنیای انسانی وارد محفظه اردکیام نشود، فراهم نیست. من دوست ندارم برای زنده بودن لازم باشد آدم انقدر فکر کند و احساسات بد و تلخ را تجربه کند. دوست ندارم مجبور باشیم بین ذلت و از جانگذشتگی یکی را انتخاب کنیم. یا بین ترس و بیتفاوتی. این چیزها مزه زندگی را خراب میکنند. من به اردکها حسادت نمیکنم. فقط این را میدانم که باید اردک میبودم. این چیزهایی که شما درباره خیر و شر و خوب و بد و اخلاق و آزادی میگویید، حوصلهام را سر میبرد، چون اردک این چیزها را دوست ندارد».
این چیزیه که خیلیها باید بگن، اما به یک زبان دیگه میگن.
این چیزیه که خیلیها باید بگن، اما به یک زبان دیگه میگن.
خودکشی در ارتش ترکیه انقدر بالا بود که مقامات ارتش دستور دادند روی قسمت ماشه اسلحه قطعهای اضافه کنند که نشه ازش برای خودکشی استفاده کرد.
عقل نیروی نظامی در مواجهه با معضل روانی و اجتماعی در همین حد کار میکنه. نه تنها در ریشهیابی معضل ناتوانه، بلکه ارادهای برای اصلاح هم نداره. همزمان از راه حلی مکانیکی استفاده میکنه که کارایی نداره، و برعکس تجسم خودکشی رو به کسانی که قبلا به خودکشی فکر نمیکردند هم انتقال میده. اگه در کشوری تمام امور مملکت به دست نظامیان بیفته، یعنی مثل ایران، دقیقا همین پروسه سه مرحلهای، یعنی سطحینگری و نپذیرفتن مسئولیت گندی که بالا آمده، ارائه راه حل مسخره، و گستردهتر کردن دامنه معضل به دلیل استفاده از راه حل مسخره، در تمام تصمیمات سیاسی اداری کشور مشاهده خواهد شد.
عقل نیروی نظامی در مواجهه با معضل روانی و اجتماعی در همین حد کار میکنه. نه تنها در ریشهیابی معضل ناتوانه، بلکه ارادهای برای اصلاح هم نداره. همزمان از راه حلی مکانیکی استفاده میکنه که کارایی نداره، و برعکس تجسم خودکشی رو به کسانی که قبلا به خودکشی فکر نمیکردند هم انتقال میده. اگه در کشوری تمام امور مملکت به دست نظامیان بیفته، یعنی مثل ایران، دقیقا همین پروسه سه مرحلهای، یعنی سطحینگری و نپذیرفتن مسئولیت گندی که بالا آمده، ارائه راه حل مسخره، و گستردهتر کردن دامنه معضل به دلیل استفاده از راه حل مسخره، در تمام تصمیمات سیاسی اداری کشور مشاهده خواهد شد.
همه حرفهای لری سامرز، به عنوان مجسمهای از یک جانور آکادمیک، حرف بیحساب نیست. درباره پیدا شدن رقیب برای آمریکا گفته بود باید چیزی داشته باشید که جایگزین قدرت فعلی کنید، اروپا که یه موزهست، ژاپن آسایشگاه سالمندانه، و چین بازداشتگاهه!
تنها دلیلی که اون موزه هنوز برجام رو با آخوند امضاء نکرده اینه که در شرایط فعلی مقداری بیآبرویی ایجاد میکنه. همین. اینها بالاخره ریسک این بیآبرویی رو دور میزنند و معامله رو انجام خواهند داد. امروز نشد، پسفردا. و شاید این اشتباه راهبردی ما بود که به جای اینکه تمام فعالیت اپوزیسیون رو متمرکز کنیم روی آمریکا، در لندن و برلین دنبال کسب نتیجه بودیم. بهرحال زمان زیادی نمیخواد تا معلوم بشه اشتباه بوده یا نه.
تنها دلیلی که اون موزه هنوز برجام رو با آخوند امضاء نکرده اینه که در شرایط فعلی مقداری بیآبرویی ایجاد میکنه. همین. اینها بالاخره ریسک این بیآبرویی رو دور میزنند و معامله رو انجام خواهند داد. امروز نشد، پسفردا. و شاید این اشتباه راهبردی ما بود که به جای اینکه تمام فعالیت اپوزیسیون رو متمرکز کنیم روی آمریکا، در لندن و برلین دنبال کسب نتیجه بودیم. بهرحال زمان زیادی نمیخواد تا معلوم بشه اشتباه بوده یا نه.
یکی از فالوعرهای قدیمی، یک زن مطلقه با یک بچه کمسن و سال بود. بعد از چند سال افسردگی و مردستیزی، یه دوستپسر پیدا کرد و بعد مدتی داشت به حال نرمال میرسید. تا اینکه خیلی ناگهانی ولش کرد. پرسیدم چه خطایی ازش سر زد؟ گفت هیچ. خیلی سکس رو خوب بلد بود، و معتادش شدم. هیچ حسی بش ندارم و نمیخوام رابطهم با یک مرد فقط به این دلیل باشه که بدنم رو خوب میشناسه.
گفتم زن خر نباش. اما هیچ فایدهای نداشت.
رسوب نظام ارزشی پدرسالار چنان عمیق، ضخیم و سفته، که حتی زن فمنیست مستقل لیبرال هم همچنان باش درگیری درونی داره، و حس میکنه اگه فقط به خاطر سکس رابطهای داشته باشه، یه روسپی شده، و اسم هفتهای یک بار همخوابگی، اعتیاد به سکسه! که من رو یاد حرف مشابهی مینداخت که وقتی دو روز پشتسرهم کباب میخوردند میگفتند نکنه نقرس بگیریم؟! یک عمر آش دوغ و اشکنه باعث شده بود فکر کنند دو روز پشت سر هم گوشت خوردن باعث مسمومیت یا عوارض خطرناک میشه! تقوایی که نتیجه نداری و محرومیت مزمن بود. ترحم برانگیزتر اینکه یه روزی بابت این تقوای از روی فلاکت، به خودشون جایزه هم میدن که «خودم رو خوب حفظ کردم».
در نظام ارزشی پدرسالار، زن علاوه بر ماشین زایمان، باید چشمه جوشان مهر و عشق باشه. و این در مغز همون زنی که ترجیح میده همه مردها رو متجاوز ببینه هم کد شده. و وقتی در رابطهای در دل خودش هیچ اثری از عشق نمیبینه، فکر میکنه یک جای کار ایراد اساسی داره و باید زودتر مسئله را برطرف کنم!
هنوز کار زیاد داریم.
گفتم زن خر نباش. اما هیچ فایدهای نداشت.
رسوب نظام ارزشی پدرسالار چنان عمیق، ضخیم و سفته، که حتی زن فمنیست مستقل لیبرال هم همچنان باش درگیری درونی داره، و حس میکنه اگه فقط به خاطر سکس رابطهای داشته باشه، یه روسپی شده، و اسم هفتهای یک بار همخوابگی، اعتیاد به سکسه! که من رو یاد حرف مشابهی مینداخت که وقتی دو روز پشتسرهم کباب میخوردند میگفتند نکنه نقرس بگیریم؟! یک عمر آش دوغ و اشکنه باعث شده بود فکر کنند دو روز پشت سر هم گوشت خوردن باعث مسمومیت یا عوارض خطرناک میشه! تقوایی که نتیجه نداری و محرومیت مزمن بود. ترحم برانگیزتر اینکه یه روزی بابت این تقوای از روی فلاکت، به خودشون جایزه هم میدن که «خودم رو خوب حفظ کردم».
در نظام ارزشی پدرسالار، زن علاوه بر ماشین زایمان، باید چشمه جوشان مهر و عشق باشه. و این در مغز همون زنی که ترجیح میده همه مردها رو متجاوز ببینه هم کد شده. و وقتی در رابطهای در دل خودش هیچ اثری از عشق نمیبینه، فکر میکنه یک جای کار ایراد اساسی داره و باید زودتر مسئله را برطرف کنم!
هنوز کار زیاد داریم.