Anarchonomy
47.7K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
فرض کنید یک دهه هفتادی یا هشتادی هستید و به سن قانونی رسیدید و یک شغل هم پیدا کردید. تو هر کدوم از شهرهای ایران که هستید وارد پیج همون شهر تو سایت دیوار بشید و دنبال آپارتمان برای اجاره بگردید‌. قبل ازینکه به قیمت‌ها نگاه کنید، بشمارید چند مورد لیست شده. مواردی…
«تو که به هرچی برجه میگی استفراغ معماران، همزمان از کمبود مسکن هم شکایت داری».


منافاتی نداره. برج‌ها در اکثر موارد شیادی هستند. چون ظاهرا به منظور افزایش تراکم بشون مجوز داده میشه، اما فقط فروشندگانش ازش منتفع میشن، نه جامعه شهری. از یک ارتفاعی به بالاتر، هزینه ساخت و نگهداری برج انقدر بالا میره که فقط در صورتی که یک کالای لوکس باشه صرفه اقتصادی داره. مثل برج‌های لندن که در زمینی که قبلا فقط ۱۴ خانه ویلایی وجود داشت، ۱۴۰ واحد آپارتمانی جا داده، ولی ازون ۱۴۰ تا، ۱۲۰ واحدش رو فقط الیگارش‌های روس و شیوخ خلیج فارس می‌تونند بخرند، و شاید حتی ساکنش هم نشن، و فقط دست به دست کنند. مدیران شهر هم دلشون خوشه که درآمد مالیاتی خوبی ازین‌ها دارند.
حالت دیگه برج‌، انبوه‌سازی کمونیستیه، که اون‌ها هم شیادی هستند. با این فرق که سود در تیراژی کردن تولیده. و گرنه هزینه‌های ساخت و نگهداری این‌ها هم بالاست. خیلی از پروژه‌های قوطی‌کبریتی در اروپای شرقی، بعد از سی سال تخریب شدند چون دیگه غیرقابل بازسازی بودند. ضمنا این پروژه‌ها نه تنها نیاز به ماشین رو مرتفع نمی‌کنه، بلکه اعتیاد به ماشین رو بیشتر می‌کنه. هرچند ایده اولیه در شوروی این بود که ساکنان هر برج بتونند نیازهای سوپرمارکتی خودشون رو در محوطه برج تهیه کنند، اما شهرک همواره آویزان مرکز شهر باقی میموند، و ترافیک مضاعفی رو به خیابان‌ها تحمیل می‌کرد.
مسائل روانی حاصل از یک‌شکلی و فقدان هویت که برج ایجاد میکنه هم مسئله جداگانه‌ایه. برخلاف مرغ‌ها، انسان‌ها تمایل دارند خانه متفاوتی نسبت به دیگران داشته باشند. البته شاید مرغ‌ها هم چنین تمایلاتی داشته باشند. کسی ازشون نپرسیده.
علاوه بر همه این‌ها، این روزها دغدغه‌های محیط‌زیستی هم اضافه شده. برج، چه لوکس باشه و چه مثلا برای طبقه متوسط، بدون مقدار نجومی بتن و میلگرد بالا نمیره. که تولید این‌ها میلیون‌ها تن دی‌اکسیدکربن وارد جو می‌کنه. انرژی‌ای که صرف میشه بماند. به عبارت دیگه، سرپناه بتنی، از لحاظ محیط زیستی زیادی گرون درمیاد برای جامعه.

برای افزایش تراکم، نیازی به هنگ‌کنگیزاسیون شهرها نیست‌. باید شکل شهر تغییر کنه، و وقتی تغییر می‌کنه که اعتیاد به خودروی شخصی از بین بره. نصف زمین قابل استفاده شهرها که می‌شد برای ساخت مسکن استفاده بشه، توسط ماشین‌ها تصرف شده. و این از جهتی ربط پیدا می‌کنه به همون واقعیت که «جامعه‌ای که مردمش نمیتونند بیشتر از ماهی پونصد دلار دربیارن، و بیشترشون کمتر ازین مقدار درمیارن، گه میخورن دولتی دارند که چهار میلیون کارمند داره». چون جامعه فقیر، نباید انقدر معتاد خودروی شخصی باشه که اساسا برای طبقه متوسط مرفهه. البته اون پست رو هم خیلی‌ها متوجه نشدند و فکر کردند دارم خطاب به فرد میگم، که طبعا معنی نداره. چون در اختیار من یا شمای نوعی نبوده که دولت در عین فقر جامعه، انقدر بزرگ و پرخرج شده. مسئله نوع نگاه به بحرانه‌. وقتی نگاه عموم اینه که دولت همینجوری که هست اوکی است، قطعا هیچوقت راه حلش رو مطالبه نمی‌کنند. به همون ترتیب اگه نوع نگاهت اینه که خیلی نرمال و منطقی است که میلیون‌ها نفر به خاطر ماشین سواری دچار فقر مسکن باشند، قطعا هیچوقت تغییر شکل شهر رو مطالبه نمی‌کنی. چه قرار باشه به چیزی که طلب می‌کنی برسی چه نرسی.
البته اعتیاد به خودرو، فقط یکی از عوامل سیستماتیکه. اما به تنهایی مشکل فکری پشت بقیه عوامل رو هم برملا می‌کنه. و اون مشکل فکری اینه که امکانات و فرصت‌های اون بیرون، اصلا متناسب با واقعیت‌های فعلی و در حال وقوع طراحی و تنظیم نشده. و مختص یک شهر و یک ناحیه نیست. از تهران تا یاسوج، همه‌چیز متناسب با دوران نسل پنجاه و هفتی‌هاست. خباثت این نسل فقط این نبود که یک حکومت عرفی رو از ما گرفت، و یک هرج و مرج اسلامی رو به ارث گذاشت. بلکه اجازه نداد توسعه به شکلی انجام بشه که متناسب با بلایی باشه که سرمون اومده‌. اگه فاجعه سیاسیش رو به بار می‌آورد و می‌رفت یه گوشه می‌نشست، قابل تحمل‌تر بود. چون میشد گفت خنجر خوردیم، ولی دوا درمانی هم هست. اما این‌ها نه تنها فاجعه سیاسی به بار آوردند، بلکه تا آخرین لحظه مرگ‌شون اگه بفهمند همسایه که داره آپارتمان جدید میسازه، سه متر اومده جلو، میرن شکایت می‌کنند، که یه وقت سایه نیفته تو حیاط خونه تخمی‌شون.
هیچ عددی تو ذهنم نبود. درباره سرعت مردم اشتباهات زیادی نداشتم تا الان. بیشتر اشتباهاتم درباره سرعت اشرار شیعه در فتح قله‌های خریت بوده.‌ واقعیت اینه که اگه اون‌ها این سرعت رو نداشتند، شما این تغییرات رو در مردم نمی‌دیدید. برد افرادی مثل من خیلی کمه، و اثرگذاری در حد منش شخصیه. کاملا جدی آدم‌های زیادی رو به کلی تغییر دادم، ولی روی اجتماع، میشه گفت اثرم صفر بوده. این خود اشرارند که دارند اثر اجتماعی ایجاد می‌کنند.
Anarchonomy
هیچ عددی تو ذهنم نبود. درباره سرعت مردم اشتباهات زیادی نداشتم تا الان. بیشتر اشتباهاتم درباره سرعت اشرار شیعه در فتح قله‌های خریت بوده.‌ واقعیت اینه که اگه اون‌ها این سرعت رو نداشتند، شما این تغییرات رو در مردم نمی‌دیدید. برد افرادی مثل من خیلی کمه، و اثرگذاری…
این روند طبیعیشه، نیاز به هوش هدایت‌کننده نداره. نمیخوام یه تئوری به داخل تئوری اضافه کنم، ولی اینطور که فکر می‌کنید کار نمی‌کنه.
یه زمانی یه نمایشگاهی در پایگاه بسیج برگزار شده بود، که بازدیدش برای عموم نبود. نه که جلوی کسی رو بگیرند، ولی خودمانی بود. یه سری عکس و اسلاید آورده بودن از هشت سال دوره جنگ. یه تصاویری بود که تا اون زمان ندیده بودم، و بعدا هم ندیدم؛ حتی وقتی اینترنت فراگیر شد. نمی‌دونم از کدوم آرشیوی درآورده بودند. تصاویری بود از جسدهای کرم‌خورده، پیکرهای نصفه نیمه، دل و روده‌های بیرون ریخته، استخوان‌های از وسط شکسته و بیرون زده، جنازه‌هایی که سر و تهشون معلوم نبود. و داشتند این‌ها رو به نوجوانان بسیجی تقریبا چهارده پانزده ساله نمایش میدادند. ظاهرا هدف این بود که بگن شهادت اینجوریه. اما یه چیز دیگه‌ هم دیدم. از تماشای اون تصاویر لذت معنوی می‌بردند. انگار یه چیز متعالی و عرفانی در جسد از هم پاشیده وجود داره. و سپس این حالت معنوی رو به بچه‌ها منتقل می‌کردند.
تو این کانال تنگ فرقه‌ای که بیماری، عارضه جانبی نیست، بلکه اصل موضوعه؛ بیمارترها پیشرو میشن و بقیه ازشون عقب میمونند.
یکی از حرف‌های ثابت اوباما به منتقدان درباره وضع اشتغال این بود که دیگه تو آمریکا نمیشه چیزی رو ارزون درآورد، و یه سری فرصت‌های شغلی که رفتن چین، دیگه برنمیگردن.
آدمی که تمام عمر یک جانور آکادمیک بوده، از کجا باید بدونه صنعت چطور کار می‌کنه؟ اما رییس‌جمهور مشاورانی داره و اون مشاورها با صنعت در ارتباطند. همه شواهد نشون میداد که این نظر همون مشاوران بود. چی باعث میشه کسانی که با صنعت در ارتباطند هم ندونند که صنعت داره چطور کار می‌کنه؟
پس ازون تیم کوک، مدیر عامل اپل، ادعای مشابهی کرد اما با ارائه مصادیقی تخصصی. مثلا گفت ما برای طراحی و ساخت قالب، که هنوز بخشی ازون دستی انجام میشه، اگه صدتا مهندس در آمریکا داشته باشیم، چین ده هزارنفر داره. همون موقع یکی از مهندسان بازنشسته که خودش هم لیبرال و دموکراته و شعارهای راستگرایانه و ملی‌گرایانه که «آمریکا می‌تواند» و فلان هیچ‌جوری بش نمی‌چسبه تذکر داد که این حرف درست نیست. چون علت اینکه ما اینجا صدنفر داریم اینه که شما آقای کوک، برای تربیت‌ بیشتر ازین تعداد در داخل آمریکا سرمایه‌گذاری نمی‌کنید، و گرنه بسترش وجود داره، علمش هم وجود داره.
ایراد گرفتن از کوک اعتماد به نفس میخواد، چون ستاره «لجستیک زنجیره تأمین» در دنیاست. اما مسئله این نبود که به آقای کوک بگوییم تو نمی‌دونی صنعت چطور کار می‌کنه. مسئله این بود که به یک فرد موسفیدکرده در صنعت بگیم چیزی که میدونی رو بگو، نه چیزی که صرفا سهامدارت رو قانع می‌کنه. چون ما می‌دونیم چیزی که میدونی این نیست.
شاید مشکل مشاوران اوباما هم همین بود، که چیزی که می‌دونستند رو به خاطر منافعی به زبان نمی‌آوردند. این خیلی عجیب نیست وقتی سرمایه‌دارانی در غرب دیده میشن که طوری چین رو توصیف می‌کنند که انگار همون بهشتی بوده که موسی و عیسی وعده داده بودند. که البته حتی خودشون هم خیلی به چیزی که می‌گفتن و میگن باور ندارند، وگرنه نمی‌شد تو شرکت‌هایی که زیر دست‌شونه مواردی دید که هشتاد درصد تولید رو از چین منتقل کرده‌اند به تایلند و ویتنام.

کسانی که از دخل و خرج تسلا خبر دارند، حاشیه سود این شرکت رو نزدیک ۴۰ درصد تخمین می‌زنند، که عددیه که هیچ شرکت معتبری در دنیا، چه اون نوظهورهای چینی که حمایت دولتی رو پشت سرشون دارند، و چه برندهای ژاپنی که یک قرنه این‌کاره‌اند، در رویا هم نمی‌بینه. اگه تسلا قیمتش رو انقدر پایین بیاره که حاشیه سودش نصف بشه، باز هم سودش دو برابر بقیه برندهاست! و چنین اتفاقی در دل آمریکا رخ داده‌. چیزی که اوباما فکر می‌کرد دیگه ممکن نیست.
دو تا کا رو با هم اشتباه گرفتید. تو ایران باید کافکا می‌خوندید، اما کامو خوندید. دلیلش برتری یکی بر دیگری نبود. دلیلش این بود که نمیخواستید کافکا رو بفهمید. چون نمیخواستید کسی جایی که توش هستید رو بتون معرفی کنه. کافکا معرفی‌کننده‌ست، و معرفی‌کننده‌ها گزنده هستند.
این عکس برای پزشکان ارتوپد که به رشته‌شون علاقه دارند، هیجان‌انگیزه. اما برای کسانی که مجبورند باش کنار بیان، نه‌.
هر دو یک قطعه هستند که انتظار داری در بین همه مشابه باشند، اما با هم فرق دارند. شما کتف داری، هشت میلیارد نفر دیگه هم کتف دارند. شما لگن داری، هشت میلیارد نفر دیگه هم دارند. اما شکل کتف و لگن شما تعیین می‌کنه که آزادی حرکت مفصلت چقدره، و چند درجه میتونه بچرخه. هرچقدر ورزش کنی، هرچقدر رژیم سالم و علمی داشته باشی، هرچقدر اراده داشتی باشی، شکل استخوانت عوض نمیشه. و یقه هیچ‌کس رو هم نمیتونی بگیری.
شما به مدرک دانشگاه نیاز ندارید. به پول نیاز دارید.
تو مکتوبات تاریخی خیلی روی این تأکید، و تکرار شده بود که وقتی وایکینگ‌ها حمله کردن به انگلیس، ریختن آخوندها و راهب‌های بی‌دفاع رو قتل عام کردن و جواهرات صومعه‌ها رو غارت کردند و کسی رو زنده نذاشتن. اما چیزهایی که اخیرا از زیر خاک درآوردن نشون میده اینا تو اون دوران داشتن به کارشون ادامه میدادن و گویی اتفاق خاصی نیفتاده بوده، زمین صومعه‌ها هم سرجاش بوده، که بعدها کلیسای کانتربری صاحب میشه.
آخوند، از هر دینی باشه، از قدیم عادت داشته هوچی‌گری و مظلوم‌نمایی کنه، و سپس تاریخ رو به نفع خودش روایت کنه.
خوشبختانه امروز اینترنت هست، و آخوند تنها راوی موجود نیست. اما این کافی نیست. باید همه درباره مکتوب کردن تاریخ احساس مسئولیت کنند.
روس‌ها بعد از اشغال و ویرانه کردن شهر ماریوپل، حتی ریل‌های تراموا رو هم کندن و بردن.
اون چیزی که در انتظار ایرانه، اینه. حالا چه از طریق خود حکومت شیعی، چه از طریق واگنر شیعی.
بعد عده‌ای دارند درباره واگذاری چندتا کارخونه زپرتی دولتی و چند هکتار زمین به خانواده‌های متصل، بحث می‌کنند.
عزیزجان.. اینا یه روزی میان موکت زیر پات هم برمیدارند و میبرند. با علم به این موضوع پلن داشته باش.
قضیه وکالت، فقط یک بخش از یک معضل بزرگه، و اون معضل بزرگ به شوخی گرفتن همه‌چیزه. دقیقا همون ذهنیت کودکانه‌ای که تصور می‌کنه با چندتا استوری تو اینستاگرام راهنمای اداره یک کشور رو تدوین کرده، میاد مبارزه سیاسی و اکت سیاسی برای برانداختن یک نظم مخرب رو تقلیل میده به یک وکالت اینترنتی. حتی اگه با روش‌ها و راه‌حل‌های همدیگه مخالف باشند، همه از یک قبیله‌اند. قبیله شوت‌ها!
ولی من از مطالعه دفاع می‌کنم. آدم بدون مطالعه الاغی خواهد شد که یا سوارش میشن یا از لب پرتگاه پرتش می‌کنند پایین، و در هر دو حالت متوجه نمیشه چی شد. فرق انسان با الاغ اینه که دانش رو به همنوعان خودش منتقل می‌کنه، و بدون مطالعه این انتقال رخ نمیده. حالا اینکه هنوز کتاب در فرم سنتی خودش مدیوم مناسبی برای این انتقاله، یک بحث دیگه‌ست.
ولی دیگری‌ستیزی، و خیلی از شرارت‌ها، از روی جهل سهوی نیست که با انتقال دانش، جلوش گرفته بشه. دلیلش انگیزه‌ها و منافعه، و تا وقتی مناسبات این منافع برقراره، ادامه پیدا می‌کنه. برای همین حتی همین امروز هم در هر جامعه‌ای باید مطمئن باشی ساختاری ایجاد شده که کتک زدن زن با هزینه همراه باشه، چون اگه نباشه حتی الان هم که سال ۲۰۲۳ میلادی است، زن‌ها در خانه‌ها کتک خواهند خورد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سامسونگ در معرفی محصولش ضعیف کار می‌کنه. هیچ نکته‌ای در کلیپ وجود نداره که به کسانی که مدل سال قبل یا سال قبل‌تر رو دارند بفهمونه بهتره آپگرید کنند. بدتر اینکه هیچ نکته‌ای وجود نداره که بگه چرا کسانی که سمت برندهای چینی رفته‌اند، بهتره به سامسونگ برگردند.
حتی لائیک‌های ایران هم دنبال حضرت صاحب‌زمان هستند. طیفی ازون‌ها که بالاخره به حقانیت خشونت در موضع دفاع پی برده‌اند، منتظر یک جنگجوی کوهستان هستند که بیاد در قسمت‌هایی از ایران که مزاحم زندگی شهری نمیشه، با سپاه شر مبارزه کنه، و بعد که موفق شد نتیجه زحماتش رو تقدیم موش‌های شهری کنه و دوباره بین درخت‌های البرز یا زاگرس ناپدید بشه. و طیف دیگه که در برابر حاشیه‌نشینان و اقلیت‌ها نمرودند ولی در برابر اشرار مسلح اصرار دارند که نقش عیسی مسیح رو بازی کنند، منتظر یک نیکولو ماکیاولی هستند که بیاد نظریه‌پردازی نوینی در حوزه سیاستِ مخصوصِ ایرانِ گرفتار انجام بده که فک همه بیفته و دهان همه باز بمونه، طوری که انگار با مسئله‌ای مواجهند که تمام علوم انسانی تولید شده از دو هزار سال پیش به اینور برای حلش کافی نیست!
این میشه که می‌بینیم همه دارند دعای فرج می‌خونند.
وزیر خارجه لیتوانی گفت هیچ سفیر روسی نباید در اروپا باشد، وقتی کار این‌ها به جای دیپلماسی صرفا پروپاگاندا و توجیه نسل‌کشی است، دلیلی ندارد اجازه دهیم به فعالیت‌شان ادامه دهند.

این همون چیزی بود که باید ایرانیان مقیم اروپا از دولت‌هاشون میخواستن. اما وقتی یک نفر این رو خواست، همه گفتند «سیاست بلد نیست!».
ایرونی تیپیکال، هی برای خودش تعریف می‌کنه که قوام روس‌ها رو فریب داد و فلان و بهمان، و شناختش از دیپلماسی خلاصه‌شده در «رکب زدن به ابرقدرت‌ها»؛ و وقتی کسی بلند میشه یک موضوع رو خیلی ساده و رک و مستقیم بیان می‌کنه، فکر می‌کنند نشانه نابلدیه‌!
چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، وسواس و حرص ایرانی برای زرنگ بودن، باعث شده عین پخمه‌ها رفتار کنه.
به محض اینکه جوردن پیترسون به ممنوعیت حکومتی پکیجی از مطالب درسی فلوریدا که چپ‌ها طراحیش کرده بودند انتقاد کرد، محافظه‌کاران مسیحی باش لج افتادند. یعنی همون‌هایی که وقتی داشت فمنیست‌ها رو پهن می‌کرد روی بند رخت، براش هورا می‌کشیدند.
البته اتفاق ویژه‌ای نیست. کسی که متفکر نیست، ولی اداش رو درمیاره، گرفتار کسانی شده که متفکر نیستند و اداش رو درمیارن. محافظه‌کار مسیحی سواد، یا فن بیان کافی برای کوبیدن فمنیسم رو نداشت و یک خلاء ایجاد شده بود. پیترسون کلمات‌باز، با فرصت‌طلبی این خلاء رو پر کرد و به شهرت رسید. و این باعث شد فکر کنه صاحب اندیشه‌ست! این یک گناه نابخشودنی نیست. همه ما ممکنه مرتکب بشیم. گناه نابخشودنی، تکرار کردن این گناهه. که به دفعات مشخص بشه صاحب اندیشه نیستی، و فقط به فن بیانت متکی هستی، اما باز هم باورت نشه.
نه فقط یک صاحب اندیشه، بلکه حتی کسی که به واقعیت اطرافش تسلط داره، نقد محافظه‌کاران رو همزمان و موازی با نقد فمنیسم انجام می‌داد، نه نوبتی. که خود اون نوبت هم فحش‌هایی که میخوره تنظیم کنه. پیترسون اگه به واقعیت مسلط بود، همزمان با آگاهی از مغلطه‌های چپ که با هدف «نفی همه‌چیز» به کار گرفته میشن، از نازیسم پنهان در بین طرفداران مسیحی خودش هم آگاه می‌بود.
هیتلر فیلتری روی تاریخ قرن بیستم انداخته که به سختی میشه ازش عبور کرد. ولی اگه نسل‌کشی‌های دیوانه‌وار رو کنار بگذاریم، اهداف اصلی نازی‌ها چه بود غیر از ملی‌گرایی نژادی، احیای نظام پدرسالاری، و سرکوب سوسیالیسم؟ مگه همین سه مورد، اهداف محافظه‌کاران مسیحی امروز نیست؟ تمام استدلال‌شون در مخالفت با ورود مهاجران، روی ملی‌گرایی نژادی استوار شده. تمام استدلال‌شون در مخالفت با مدرنیته، برای اینه که پدرسالاری رو منسوخ کرده، و اگه دستشون باز بود هرکس حرف از سوسیالیسم بزنه رو می‌انداختند توی دریا. این‌ها اگه به دولت فحش میدن، از حب علی نیست، از بغض معاویه‌ست. اگه همون دولت در جهت یکی ازین سه هدف قدم برداره، قربون صدقه اون دولت هم میرن. همونطور که الان قربون صدقه فرماندار فلوریدا میرن.
صاحب اندیشه باید توانایی مخالفت با ۹ میلیارد نفر رو داشته باشه. پیترسون از پس یک میلیون مسیحی هم برنمیاد.
کار کردن برای شرکت‌های چندملیتی قطعا با روحیه من سازگار نبود. چون اینکه دانشمند یا محقق باشم، بعد استخدامم کنند، بعد بگن نظر تخصصیت رو باید طبق نظرات مدیران بالایی شرکت تنظیم کنی، تو کتم نمیرفت. ولی این‌ها راحتند. چون نظر مدیران ارشد تویوتا اینه که برقی‌سازی کل خودروها شدنی نیست، نظر تخصصی‌شون میچرخه به این سمت که بله، شدنی نیست! و برای این ژیمناستیک، از مغلطه هم استفاده می‌کنند. مثلا فرموده اگه باتری صدکیلوواتی که برای یک خودروی برقی استفاده میشه رو بین صدتا خودروی بنزینی تقسیم کنیم تا هیبرید بشن، مجموعا آلایندگی کمتری تولید میشه! استنادش به آلایندگی خودروهای هیبریدی هم همون اعداد رسمیه، که همه می‌دونند در دنیای واقعی بیشتر ازون مقداره.
مدیران ارشد حق دارند. چون تعطیل شدن موتور درون‌سوز، یعنی تعطیل شدن صنعت خودروسازی ژاپن. چون باتری و موتور برقی، یک داستان دیگه‌ست، که این تشکیلات مهندسی که در صد سال گذشته راه انداختیم رو نمیخواد. یا به عبارت دیگه: چون ما همین تکنیک را خوب بلدیم، چاره بشریت برای حمل و نقل هم باید همین تکنیک باشد!
منافع تجاری قابل درکه. مشکل اینجاست که برای منافع تجاری توجیه «علمی» بتراشند.
این تصاویر جزء اخبار عادی مربوط به ایران شده. هرروز هزاران قبضه اسلحه که در حال ارسال به یمن بوده روی آب توقیف میشه. اما در عین حال حتی این هم جزیی از طنز وضعیت ماست. اگه مردم دقت می‌کردند از خود این عکس خنده‌شون می‌گرفت. چون پر از بی‌معنی بودنه. اصولا بی‌معنایی یکی از عناصر کمدیه. هیچ‌کس نمیتونه به سیاست اوباش شیعه در یمن، معنا ببخشه. هیچ‌جوری و با هیچ ژانگولر کلامی نمیشه توضیحش داد، مگر با پوچ‌گرایی خاص بچه‌شیعه هیئتی. و گرنه از نظر امنیتی، از نظر نظامی، از نظر ژئوپولیتیک، از نظر رئال‌پولیتیک، کاملا بی‌معناست.
و متأسفانه تا الان در فهماندن این واقعیت ترسناک به غربی‌ها، که با یک حکومت شرور طرف نیستیم بلکه با گنگی که حتی بی‌معنایی براش مهم نیست طرفیم، ناموفق بودیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگن پنجاه هزار سال بعد میشه دوباره این دنباله‌دار رو دید.
یعنی روزی که هیچ اثری از تمدن امروزی وجود نداره.
«اگه هر استان خودمختار بشه، و اگه بلوچستان قانون محلی بذاره که هرکس پیامبر اسلام رو مسخره کرد باید اعدام بشه، باید چه کرد؟ باید نشست و تماشا کرد یا باید نیرو فرستاد در پارلمان‌شون رو تخته کنه؟».


مادامیکه مانعی برای مهاجرت ساکنین بلوچستان که نمیتونند چنین قوانینی رو تحمل کنند، وجود نداره، باید تماشا کرد.
سوال بعدی.
Anarchonomy
«اگه هر استان خودمختار بشه، و اگه بلوچستان قانون محلی بذاره که هرکس پیامبر اسلام رو مسخره کرد باید اعدام بشه، باید چه کرد؟ باید نشست و تماشا کرد یا باید نیرو فرستاد در پارلمان‌شون رو تخته کنه؟». مادامیکه مانعی برای مهاجرت ساکنین بلوچستان که نمیتونند چنین…
آتش زدن پرچم آمریکا جرم نیست، اما اگه پرچم دگرباشان جنسی رو آتش بزنی به جرم نفرت‌پراکنی دستگیر میشی. علت این تناقض اینه که دامنه دخالت دولت فدرال افزایش پیدا کرد. شمای ایرانی نباید دقیقا همین اشتباه رو مرتکب بشی.
Anarchonomy
آتش زدن پرچم آمریکا جرم نیست، اما اگه پرچم دگرباشان جنسی رو آتش بزنی به جرم نفرت‌پراکنی دستگیر میشی. علت این تناقض اینه که دامنه دخالت دولت فدرال افزایش پیدا کرد. شمای ایرانی نباید دقیقا همین اشتباه رو مرتکب بشی.
یک سوال رو به بیست و پنج حالت مختلف می‌پرسید. ایالت متحده هم مثلا میخواست بی‌طرف باشه، ولی نیست. اگه برای دولت مرکزی دریچه‌ای قانونی باز بذاری که یک قدم دخالت کنه، از همون دریچه دویست قدم دخالت خواهد کرد. پس دریچه رو باید همون اول ببندی. برای همین اولش یک ایده رادیکال به نظر میرسه.
خودمختاری برای دادن اختیار به ایالت‌ها در انتخاب پیمانکار موزاییک‌کاری پیاده‌روها نیست. اون اختیار رو همین الان هم دارند. خودمختاری درباره اختیار ایالت‌ها به زدن سر خودشون به سنگه.