فرار از جبههی دفاع خیانته، و مجازات خیانت مرگ. روزهای اول با خودت میگی چون مجازات مرگه راه بازگشت ندارم. و جلوتر دشمن کسی رو زنده نمیذاره. من رو در یک تله انداختهاند که نمیشه ازش زنده بیرون اومد. اما درست در جلوترین نقطه خط مقدم، هم قوانین پشت سر، و هم ریسکهای جلو، رنگ میبازند. و تله رو نه چیزی که دیگران ساختهاند، بلکه چیزی که زندگی ساخته میبینی. که این زندگی بوده که نذاشته زندگی کنی. که این زندگی بوده که میخواد ببازی. میشه همون لحظه به آتش خیره شد و دیگه به چیزی فکر نکرد.
حامد اسماعیلیون یک زن و یک بچه رو از دست داد و همین کافی بود تا بلندگو دست بگیره و در خیابانهای کشورهای غربی علیه داعش شیعی شعار بده. مسئولیتپذیری با توانایی در انجام مسئولیت دو مسئله جدا از هم هستند. ممکنه کسی در انجام کارها ناتوان باشه، اما در اینکه باید کاری کرد، یک وجدان بیدار داشته باشه. آدم بیداری که اشتباه کنه بهتر از آدمیه که خاموشه.
رضا پهلوی یک پدر، یک سلطنت، به همراه هزاران وفادار نظامی و سیاسی که به جوخههای اعدام سپرده شدند رو از دست داد. آیا همه اینها انقدر ارزش نداشت که از همون روز اول تبعید کار سیاسی برای «پس گرفتن» رو آغاز کنه؟ در دوران اروپای پادشاهی، فرزند تبعید شده پادشاهان مخلوع، از همون روز اول برنامهریزی برای یورش بردن به پایتخت و پس گرفتن تخت رو شروع میکردند، که گاهی هدف اولیه نه خود تخت، بلکه اعاده حیثیت پدرشون بود که حاکم جدید خائن اعلامش کرده بود.
بعضیها میگن رضا پهلوی کاری برای دموکراسی انجام نداده که امروز بش اعتماد کنیم. اما موضوع این نیست. رضا پهلوی برای خریدن آبرو برای سلطنت هم کاری انجام نداد.
فعلا وکیل من بچههای بلوچ هستند.
رضا پهلوی یک پدر، یک سلطنت، به همراه هزاران وفادار نظامی و سیاسی که به جوخههای اعدام سپرده شدند رو از دست داد. آیا همه اینها انقدر ارزش نداشت که از همون روز اول تبعید کار سیاسی برای «پس گرفتن» رو آغاز کنه؟ در دوران اروپای پادشاهی، فرزند تبعید شده پادشاهان مخلوع، از همون روز اول برنامهریزی برای یورش بردن به پایتخت و پس گرفتن تخت رو شروع میکردند، که گاهی هدف اولیه نه خود تخت، بلکه اعاده حیثیت پدرشون بود که حاکم جدید خائن اعلامش کرده بود.
بعضیها میگن رضا پهلوی کاری برای دموکراسی انجام نداده که امروز بش اعتماد کنیم. اما موضوع این نیست. رضا پهلوی برای خریدن آبرو برای سلطنت هم کاری انجام نداد.
فعلا وکیل من بچههای بلوچ هستند.
Anarchonomy
حامد اسماعیلیون یک زن و یک بچه رو از دست داد و همین کافی بود تا بلندگو دست بگیره و در خیابانهای کشورهای غربی علیه داعش شیعی شعار بده. مسئولیتپذیری با توانایی در انجام مسئولیت دو مسئله جدا از هم هستند. ممکنه کسی در انجام کارها ناتوان باشه، اما در اینکه باید…
مگه گردان آزوف کسی رو برای مذاکره فرستاد اروپا؟
آزوف نشون داد جنگیدن رو بلده. خود اروپا فهمید که باید جدی بگیردش. من کسانی رو وکیل خودم قرار میدم که اراده جنگیدن دارند، حتی اگه هنوز خیلی راهش رو بلد نباشند. آزوف هم در سال ۲۰۱۴ خیلی چیزها رو بلد نبود. شما دنبال جنگ نیستید. شما میخواید یوگا کار کنید.
آزوف نشون داد جنگیدن رو بلده. خود اروپا فهمید که باید جدی بگیردش. من کسانی رو وکیل خودم قرار میدم که اراده جنگیدن دارند، حتی اگه هنوز خیلی راهش رو بلد نباشند. آزوف هم در سال ۲۰۱۴ خیلی چیزها رو بلد نبود. شما دنبال جنگ نیستید. شما میخواید یوگا کار کنید.
Anarchonomy
حامد اسماعیلیون یک زن و یک بچه رو از دست داد و همین کافی بود تا بلندگو دست بگیره و در خیابانهای کشورهای غربی علیه داعش شیعی شعار بده. مسئولیتپذیری با توانایی در انجام مسئولیت دو مسئله جدا از هم هستند. ممکنه کسی در انجام کارها ناتوان باشه، اما در اینکه باید…
برای همینه که وکیل من نیست. من به کسی که تشنه قدرت نیست وکالت نمیدم. ۴۴ سال تمام این نکبت شیعی رو تحمل کردیم چون غیر از خود اوباش شیعه، هیچکس دیگهای تشنه قدرت نبود. که البته از یک ملت عاطفی انتظار دیگهای نمیشه داشت.
یکم درباره دنیای فیزیکی شناخت پیدا کنید. زندگی تعزیه نیست. در دنیای فیزیکی، برای تشکیل حکومت باید آدمهایی داشت که مشتاق حکومت کردن باشند.
یکم درباره دنیای فیزیکی شناخت پیدا کنید. زندگی تعزیه نیست. در دنیای فیزیکی، برای تشکیل حکومت باید آدمهایی داشت که مشتاق حکومت کردن باشند.
Anarchonomy
حامد اسماعیلیون یک زن و یک بچه رو از دست داد و همین کافی بود تا بلندگو دست بگیره و در خیابانهای کشورهای غربی علیه داعش شیعی شعار بده. مسئولیتپذیری با توانایی در انجام مسئولیت دو مسئله جدا از هم هستند. ممکنه کسی در انجام کارها ناتوان باشه، اما در اینکه باید…
بله یادمه، هنوزم به چنان گونهای از سگ راضیام. ولی شما یه پامرانین انتخاب کردید. که ایده خودتون هم نبوده. ایده عدهای پرت از جامعه بوده که حتی سوء استفاده هم بلد نیستند. خیلیها نوشتهاند سلطنتطلبان دنبال مصادره انقلاب زن زندگی آزادی هستند. نه آقا، اینها مصادره هم بلد نیستند. چون کار سیاسی بلد نیستند، و اهلش نیستند. که اگه بودند خیلی زودتر ازینها شروع میکردند، چون آدم سیاسی صبر نمیکنه ببینه چندتا هشتگ در حمایت ازش زده میشه، بعد شروع کنه به فعالیت. اوباش شیعه خیلی خرسند خواهند بود که یه مدت هم وقتتون رو با اینها تلف کنید.
Anarchonomy
حامد اسماعیلیون یک زن و یک بچه رو از دست داد و همین کافی بود تا بلندگو دست بگیره و در خیابانهای کشورهای غربی علیه داعش شیعی شعار بده. مسئولیتپذیری با توانایی در انجام مسئولیت دو مسئله جدا از هم هستند. ممکنه کسی در انجام کارها ناتوان باشه، اما در اینکه باید…
انقدر باکرهاید که قاعدتا آدم باید نگرانتون بشه و تو خیابون دستتون رو ول نکنه.
Anarchonomy
حامد اسماعیلیون یک زن و یک بچه رو از دست داد و همین کافی بود تا بلندگو دست بگیره و در خیابانهای کشورهای غربی علیه داعش شیعی شعار بده. مسئولیتپذیری با توانایی در انجام مسئولیت دو مسئله جدا از هم هستند. ممکنه کسی در انجام کارها ناتوان باشه، اما در اینکه باید…
مگه شما شناسنامه داعش رو دارید چه مزیتی داشتید تا الان جز اینکه جنازهتون زودتر شناسایی میشه؟
مگه شما که در مرکز امکانات بیشتری داشتید با حزب و نماینده به دستش آوردید؟ یه کاسه نفتی بود که صرفا به دلیل مجاورت، فرصت لیسیدن تهماندهش گیرتون اومد. همین.
بلوچ به سطح بالقوه خودش نرسیده هنوز، ولی در سطح بالفعل خیلی از شما جلوتره. اونها تا الان چندتا سپاهی رو داغدار کردن، شما چندتا؟
همین الانش هم پلاکاردش پنج سال جلوتر از شماست. یا این ملت کار حزبی رو یاد میگیرند، یا در باتلاق باقی خواهند ماند.
مگه شما که در مرکز امکانات بیشتری داشتید با حزب و نماینده به دستش آوردید؟ یه کاسه نفتی بود که صرفا به دلیل مجاورت، فرصت لیسیدن تهماندهش گیرتون اومد. همین.
بلوچ به سطح بالقوه خودش نرسیده هنوز، ولی در سطح بالفعل خیلی از شما جلوتره. اونها تا الان چندتا سپاهی رو داغدار کردن، شما چندتا؟
همین الانش هم پلاکاردش پنج سال جلوتر از شماست. یا این ملت کار حزبی رو یاد میگیرند، یا در باتلاق باقی خواهند ماند.
Anarchonomy
حامد اسماعیلیون یک زن و یک بچه رو از دست داد و همین کافی بود تا بلندگو دست بگیره و در خیابانهای کشورهای غربی علیه داعش شیعی شعار بده. مسئولیتپذیری با توانایی در انجام مسئولیت دو مسئله جدا از هم هستند. ممکنه کسی در انجام کارها ناتوان باشه، اما در اینکه باید…
مرکزنشین دچار حقارت شده. با بیش از سه دهه تجمع مرکزگرایانه وراجی سیاسی در محیط آکادمیک و رسانه، فکرش رو نمیکرد بینش درست از شهرهای حاشیهای بیرون بیاد که بعضی ازونها حتی شناسنامه ندارند. با دک و پوزی که موقتا با دلارهای نفتی فراهم شده بود، خودش رو مرجع در نظر میگرفت اما عملا وقتش رو با مسخرهبازی تلف کرد. شناختش از حاشیه رو مستقیم از دستگاه تبلیغات آخوند دریافت کرده بود، اما سالی یکبار از دیدن رفتار آخوند دچار شوک میشد. موجودی کند در یادگیری، که برای پذیرفتن جلو بودن بقیه، زیادی بزدله.
Anarchonomy
مرکزنشین دچار حقارت شده. با بیش از سه دهه تجمع مرکزگرایانه وراجی سیاسی در محیط آکادمیک و رسانه، فکرش رو نمیکرد بینش درست از شهرهای حاشیهای بیرون بیاد که بعضی ازونها حتی شناسنامه ندارند. با دک و پوزی که موقتا با دلارهای نفتی فراهم شده بود، خودش رو مرجع…
« شما رو چه به زر زر کردن سنیهای پابرهنه؟ ما باسوادها که مدرکمون رو از دانشگاه های داعش شیعی گرفتیم یه سری مسائل رو مطرح میکنیم و شما تکرار میکنید، تا ما حکومت رو از آخوند بگیریم و صاحب پایتخت بشیم، بعد به شما مردم حاشیه امکانات بیشتری میدیم انشاءالله. چیزی بیشتر از امکانات هم که نباید براتون مهم باشه، چون بدبختید».
چیزی که خیلی از علاقمندان یوگا میخوان بگن ولی یه جور دیگه میگن.
چیزی که خیلی از علاقمندان یوگا میخوان بگن ولی یه جور دیگه میگن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بضاعت صنعتی، یعنی اینکه بتونی قاب عینک تولید کنی. و هر کدومش رو دویست یورو به مشتری جهانی بفروشی. کشوری که هیچچیزی غیر از فیوز مجاورتی موشک نمیتونه بسازه، بضاعت صنعتی نداره.
یه ضربالمثل ترکی هست که میگه سفرهای که باز نشه یه عیب داره، سفرهای که باز میشه هزار عیب. یعنی اگه شام ندی، عیبش فقط اینه که میگن یارو خسیس بود یه شام بمون نداد. ولی اگه شام بدی، میگن چرا فلانی رو دعوت کرد بهمانی رو دعوت نکرد؟ چرا یه نوع غذا بود فقط؟ چرا گوشتش کم بود؟ میخواستی برنج خارجی بدی نمیدادی بهتر بود!
کار سیاسی مثل سفره پهن کردنه. یا نباید بیای توش، یا وقتی اومدی باید سه تا ویژگی داشته باشی: ۱- پررو باشی. چون بهرحال قراره بگن گوشتش کم بود ۲- ول نکنی. چون باید ببینند هرچقدر بگن گوشتش کمه سفرهت رو جمع نمیکنی ۳- بشه روت حساب کرد. چون همونایی که میگن گوشتش کمه، سفره تو که همیشه بازه رو به اونایی که سفرهشون یه روز هست یه روز نیست، یه روز اینجاست یه روز یه جای دیگه، ترجیح میدن.
این سفره برای نذری نیست. برای تغییر دادن مزاج مهمانهاست. اگه اینو نمیفهمی بهتره جمعش کنی.
کار سیاسی مثل سفره پهن کردنه. یا نباید بیای توش، یا وقتی اومدی باید سه تا ویژگی داشته باشی: ۱- پررو باشی. چون بهرحال قراره بگن گوشتش کم بود ۲- ول نکنی. چون باید ببینند هرچقدر بگن گوشتش کمه سفرهت رو جمع نمیکنی ۳- بشه روت حساب کرد. چون همونایی که میگن گوشتش کمه، سفره تو که همیشه بازه رو به اونایی که سفرهشون یه روز هست یه روز نیست، یه روز اینجاست یه روز یه جای دیگه، ترجیح میدن.
این سفره برای نذری نیست. برای تغییر دادن مزاج مهمانهاست. اگه اینو نمیفهمی بهتره جمعش کنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مسکو بری گل بذاری برای قربانیان موشکباران دنیپرو اوکراین، بازداشت میشی. اما گلهای قبلی رو جمع نمیکنند. براشون مهم نیست که معلوم نشه کسانی هستند که گل میذارن. هدف فقط اینه که هرکی گذاشت، مجازات بشه. خود مجازات به یک امر مقدس تبدیل شده، نه اینکه محافظ امر مقدس باشه.
بعد میگن پروپاگاندای روسیه قویه!
بعد میگن پروپاگاندای روسیه قویه!
مردم حق ندارند هر نظام سیاسی که خواستن انتخاب کنند. همونطور که حق ندارند تصمیم بگیرند کسی برده باشه یا آزاد. در پاکستان ممکنه زنده به گور کردن پیروان احمدیه رأی بیاره. آزادی بدون خون و لاله و اینها هم باقی میمونه، اما بدون مرز دوام نخواهد داشت. اول مرز تعیین میکنی، سپس داخل مرز از آزادی مراقبت میکنی. مرز آزادی در انتخاب سیاسی هم اینه که کسی نباید اجازه داشته باشه به برده شدن دیگران رأی بده، یا به نظام سیاسیای که بخشی از جامعه رو بالاتر از بخش دیگه قرار بده. «هرچی مردم بخوان» یه تله پوپولیستی برای احیای استبداده.
Anarchonomy
مردم حق ندارند هر نظام سیاسی که خواستن انتخاب کنند. همونطور که حق ندارند تصمیم بگیرند کسی برده باشه یا آزاد. در پاکستان ممکنه زنده به گور کردن پیروان احمدیه رأی بیاره. آزادی بدون خون و لاله و اینها هم باقی میمونه، اما بدون مرز دوام نخواهد داشت. اول مرز تعیین…
اشتباه لیبرالها در ایران این بود که فکر کردند زیر سایه نظام سیاسی که بخشی از جامعه رو بالاتر از بخش دیگه قرار میده، اشاره کردن به خریتها باعث اصلاح میشه. در حالی که حتی با این فرض تخیلی که بشود اکثریت مطلق جامعه رو به افرادی باشعور با حداقل خریت ممکن تبدیل کرد، تحت یک نظام سیاسی فاشیستی یا آپارتایدی یا ولایت فقیهی، از همه اون شهروندان باشعور فقط شر به دیگران خواهد رسید. چون مثل ماده رسانای جریان شر عمل خواهند کرد. مردم وقتی در حال خریدند، با وضع هرگونه تعرفه و عوارض واردات بر روی کالاهای خارجی مخالفند. اما وقتی برای یک کارگاه تولیدی کار میکنند که مورد حمایت دولت قرار گرفته، از وضع تعرفه بر روی کالایی که مشابهش رو خودشون تولید میکنند دفاع خواهند کرد. اینکه بیای با منطق متفکران مکتب اتریشی اقتصاد بشون بگی این تعرفه بستنها عملا یک نوع خودزنی محسوب میشن، هیچ افکتی روی هیچکس نداره. همه دعواها باید دعوای حقوقی باشند. نباید بگی تعرفه بد است به این دلایل تئوریک اقتصادی. باید بگی کسی حق نداره تعرفه از من بگیره؛ نه شخص، نه دولت.
ترجیح دادن بخشی از جامعه به بخش دیگه، فقط درباره ترجیح دادن مرکز به حاشیه، شیعه به سنی، مرد به زن، سالمندان به جوانان، و فارس به بقیه نیست. شامل ترجیح دادن کارگران ایرانخودرو به بقیه مردم هم میشه.
ترجیح دادن بخشی از جامعه به بخش دیگه، فقط درباره ترجیح دادن مرکز به حاشیه، شیعه به سنی، مرد به زن، سالمندان به جوانان، و فارس به بقیه نیست. شامل ترجیح دادن کارگران ایرانخودرو به بقیه مردم هم میشه.
میگم اینها در فضای گیم آو ترونز و ارباب حلقهها و این چیزها هستند، باور نمیکنید؛ ولی خیلی جدی تصور میکنند دولتهای اروپا و آمریکا که آمار محبوبیت پوتین رو دقیقتر از خود سازمانهای روسی درمیارن، نیاز به مترجم فارسی دارند که بره بشون بگه مردم ایران چی میگن و چی میخوان!
در این مورد حتی خیلی هم تأثیر هالیوودی نیست. سریال مختار هم تأثیر داشته: «کیان، فرستادهای رهسپار کن...».
در این مورد حتی خیلی هم تأثیر هالیوودی نیست. سریال مختار هم تأثیر داشته: «کیان، فرستادهای رهسپار کن...».
Anarchonomy
میگم اینها در فضای گیم آو ترونز و ارباب حلقهها و این چیزها هستند، باور نمیکنید؛ ولی خیلی جدی تصور میکنند دولتهای اروپا و آمریکا که آمار محبوبیت پوتین رو دقیقتر از خود سازمانهای روسی درمیارن، نیاز به مترجم فارسی دارند که بره بشون بگه مردم ایران چی میگن…
در حالی انگ بهانهجویی به من میزنند که هیچوقت به شخصیت رضا پهلوی گیر بنیاسراییلی ندادم، و حتی اونهایی که چنین گیرهایی میدن رو هم مورد تمسخر قرار دادم. در حالی که همه سر نمره فرهنگی شاهزاده بحث میکردند، گفتم درباره تواناییش در مبارزه بحث کنید. به درک که یک بنیاد هم نتونسته تأسیس کنه. به درک که مشاورانش یک لوگو هم نتونستند بدون آبروریزی طراحی کنند. همزمان یکی از جامعترین پستهای تلگرام درباره اینکه چرا برای قیام رهبر نداریم و خوبه که نداریم رو هم من نوشتم. که تکمیلی بر پست قدیمیتر بود. همچنین نوشتم که ما در حداقلیترین حالت نیاز به اپوزوسیونی در حد اپوزیسیون لیبی داریم، که خجالت نکشه ازینکه دنبال گزینه نظامی باشه، در حالی که رضا پهلوی همیشه چنان دربرابر گزینه نظامی موضع گرفته که انگار حمله به تأسیسات نظام حمله به مادرشه! بگذریم از پرت بودنش از فضای داخل ایران که توقع داشت سپاه به مردم تیراندازی نکنه! به این دلیل که خودم منتقدان رضا پهلوی رو مسخره کردم، کل دریافتشون از مطالبم اینه که: «پس باید بپری بغل رضا دیگه!». که از مغزهای شاخکی، جز این انتظار نمیره، چون تمام پردازششون در شاخکهاشون خلاصه شده. و شاخک، قرآن رو بالای نیزه دیده و میگه «خب دیگه نمایندهمون جور شد، پس حجت تمامه!».
خیر حجت تمام نشده. هنوز آدمی که کار سیاسی بکنه و آماده جنگ باشه پیدا نکردهایم، یا به عبارت دقیقتر «تربیت نکردهایم». اگه قرار بود هر فرد مربوط و نامربوطی که دلمون خواست به عنوان نماینده معرفی کنیم، من هم اگه به شوخی مکس امینی رو معرفی میکردم باید حجت بر همه تمام میشد! طرفداران پهلوی فکر میکنند تعلل من در معرفی فرد مورد نظرم، و عدم تعلل خودشون چی بوده؟ من دستشویی بودم و اونا نبودن؟ اصلا فرض کنیم همه آزادیخواهان در هنگام معرفی نمایندهشون دستشویی بودن. این سوال پیش میاد که طرفداران پهلوی چرا هیچ وقت دستشویی نیستند؟ چرا همیشه حاضرند و سریعتر از بقیه اسم میدن؟ احیانا علتش این نیست که سلطنتطلب هستند، نه دموکرات؛ و برای طالب سلطنت همهچی مشخص و آمادهست؟
خیر، ما دستشویی نبودیم، چلاق هم نیستیم، لکنت هم نداریم. فرق ما، یعنی بقیه گروهها و اقشار ایرانی که سلطنتطلب نیستند، اینه که «شازده» ندارند، و باید کسی رو پیدا کنند که بلد باشه کار سیاسی انجام بده، و حقیقتا دنبال تشکیل حکومت باشه، و همه آلودگیهای این کار رو به تن بخره، و بتونه غربیها رو متقاعد کنه که خلاء قدرت رخ نخواهد داد و عراق ۲ پیش نمیاد. و چون کسی رو برای این کار تربیت نکردهاند، طبیعتا ازشون تعلل دیده میشه. چون وقتی کشاورز نداری که رو زمینت کار کنه، یعنی نداری. نمیتونی یه مترسک نصب کنی و بگی «خب حالا دارم!». این رو فقط کلاغها میپذیرند، نه اعضای ناتو.
خیر حجت تمام نشده. هنوز آدمی که کار سیاسی بکنه و آماده جنگ باشه پیدا نکردهایم، یا به عبارت دقیقتر «تربیت نکردهایم». اگه قرار بود هر فرد مربوط و نامربوطی که دلمون خواست به عنوان نماینده معرفی کنیم، من هم اگه به شوخی مکس امینی رو معرفی میکردم باید حجت بر همه تمام میشد! طرفداران پهلوی فکر میکنند تعلل من در معرفی فرد مورد نظرم، و عدم تعلل خودشون چی بوده؟ من دستشویی بودم و اونا نبودن؟ اصلا فرض کنیم همه آزادیخواهان در هنگام معرفی نمایندهشون دستشویی بودن. این سوال پیش میاد که طرفداران پهلوی چرا هیچ وقت دستشویی نیستند؟ چرا همیشه حاضرند و سریعتر از بقیه اسم میدن؟ احیانا علتش این نیست که سلطنتطلب هستند، نه دموکرات؛ و برای طالب سلطنت همهچی مشخص و آمادهست؟
خیر، ما دستشویی نبودیم، چلاق هم نیستیم، لکنت هم نداریم. فرق ما، یعنی بقیه گروهها و اقشار ایرانی که سلطنتطلب نیستند، اینه که «شازده» ندارند، و باید کسی رو پیدا کنند که بلد باشه کار سیاسی انجام بده، و حقیقتا دنبال تشکیل حکومت باشه، و همه آلودگیهای این کار رو به تن بخره، و بتونه غربیها رو متقاعد کنه که خلاء قدرت رخ نخواهد داد و عراق ۲ پیش نمیاد. و چون کسی رو برای این کار تربیت نکردهاند، طبیعتا ازشون تعلل دیده میشه. چون وقتی کشاورز نداری که رو زمینت کار کنه، یعنی نداری. نمیتونی یه مترسک نصب کنی و بگی «خب حالا دارم!». این رو فقط کلاغها میپذیرند، نه اعضای ناتو.
Anarchonomy
در حالی انگ بهانهجویی به من میزنند که هیچوقت به شخصیت رضا پهلوی گیر بنیاسراییلی ندادم، و حتی اونهایی که چنین گیرهایی میدن رو هم مورد تمسخر قرار دادم. در حالی که همه سر نمره فرهنگی شاهزاده بحث میکردند، گفتم درباره تواناییش در مبارزه بحث کنید. به درک که…
فرد آرمانی چیه؟ ایدهآل چیه دیگه؟ اگه بگم درست کردن نشت لوله، لولهکش میخواد آیدهآلگرام؟ اگه بگم گیربکس بنز رو باید کسی که از خود بنز سرتیفیکیت گرفته باز کنه، دنبال فرد آرمانیام؟ مگه قراره یک مانور روانی انجام بدیم؟ که فکر کنید یک نفر هست و خدارو شکر و بعد احساس آرامش بکنید؟ مگه بچهبازیه؟ مسئله ترجیح دادن کسی به آخوندها نیست. من حاکمیت هر شغالی رو به حاکمیت آخوندها ترجیح میدم. اما حتی «قرار دادن یک شغال به جای آخوند» هم یک کار خاصه که افراد خاصی میتونند انجامش بدن، و ما نداریم اون رو. چه برسه قرار دادن یک نظام دموکراتیک به جای آخوند.
انقدر هم تکرار نکنید این کلمه همبستگی رو. همبستگی بدون برگ برنده، همون باخت دستهجمعیه. سگهایی که میندازن تو قفس و یه گراز میندازن بینشون تا با شاخش همهشون رو پاره کنه هم قبل از تلف شدن خیلی همبستگی دارن. برای همین تماشاچی جمع میشه.
انقدر هم تکرار نکنید این کلمه همبستگی رو. همبستگی بدون برگ برنده، همون باخت دستهجمعیه. سگهایی که میندازن تو قفس و یه گراز میندازن بینشون تا با شاخش همهشون رو پاره کنه هم قبل از تلف شدن خیلی همبستگی دارن. برای همین تماشاچی جمع میشه.
حالا حواسشون هم نیست، ولی خوبه که حواسشون نیست، که همزمان که میگن هدف فقط «دوره گذار» است، همچنان به طرف میگن «شاهزاده».
قاعدتا، حداقل تو مرحله نوفللوشاتو نباید این کلمه رو به کار ببرند.
قاعدتا، حداقل تو مرحله نوفللوشاتو نباید این کلمه رو به کار ببرند.
فکر نمیکنم دلیلش پیدا کردن علاجی برای انفجار مغز باشه. دلیلش اینه که فکر میکنند فعالیت سیاسی همینه. من و شما که همیشه ساندویچ کثیف خوردیم و رستورانهای لاکشری رو ندیدیم، اگه دستمون رو بگیرن ببرن یه رستوران لوکس تو پاریس که غذاهاش ازیناست که چهارتا نخود و یه پر گوشت تزیینشده رو میذارن وسط بشقاب و میگن سس فلان روش ریخته شده، هرچی بذارن جلومون فکر میکنیم خوردنیه. اگه برای دست انداختنمون یه تکه پلاستیک هم روی گوشته بذارن تشخیص نمیدیم که اون رو نباید خورد. جماعت هیچوقت کار سیاسی نکرده هم تا از خارج بش میگن «وکالت» فکر میکنه لابد اینم جزء منوعه. پس «اینم بذار، با دو تا نون اضافه».