تا کی میخواید تعجب کنید؟
آخوند شما رو یک اسباببازی میبینه که باش رویاهای مذهبی فرقهای خودش رو در فضای فیزیکی امروز بازسازی کنه. ازینکه بچه مردم رو بفرسته رو مین لذت میبرد چون شبیه داستانهای صدر اسلام بود که دست خالی میرفتن جلو تیر میخوردن و کشته میشدن تا ثابت بشه که از مرگ نمیترسن. عملیات لو رفته رو کنسل نمیکرد چون میخواست شب عاشورا رو بازسازی کنه. تو کربلا که چیزی کنسل نشد. از اعدام لذت میبره چون مفهوم محارب در صدر اسلام رو بازسازی میکنه. شما براش عروسکی هستید که دوست داره با پیچگوشتی چشمش رو دربیاره.
آخوند شما رو یک اسباببازی میبینه که باش رویاهای مذهبی فرقهای خودش رو در فضای فیزیکی امروز بازسازی کنه. ازینکه بچه مردم رو بفرسته رو مین لذت میبرد چون شبیه داستانهای صدر اسلام بود که دست خالی میرفتن جلو تیر میخوردن و کشته میشدن تا ثابت بشه که از مرگ نمیترسن. عملیات لو رفته رو کنسل نمیکرد چون میخواست شب عاشورا رو بازسازی کنه. تو کربلا که چیزی کنسل نشد. از اعدام لذت میبره چون مفهوم محارب در صدر اسلام رو بازسازی میکنه. شما براش عروسکی هستید که دوست داره با پیچگوشتی چشمش رو دربیاره.
Anarchonomy
«اگر ادعا کنی هویتی مستقل از هویت ایرانی که رضاخان تعریقش کرده داری، داری هویت بقیه رو نفی میکنی». برای چسبیدن به آئین پدرانشون حاضرند بیمعنیترین جملات رو به زبان بیارند.
در چین جنایتی نمونده که علیه اقلیت مسلمان در غرب این کشور انجام نداده باشند. اونجا آدمها رو به جرم فکر کردن به استقلال از پکن هم مجازات میکنند. اما دولت برای توسعه مناطق دورافتاده هرکاری بلد بود انجام داد. اگه از مشت آهنین استفاده کرد، تو مشتش چیزهایی هم داشت. میتونست بگه ما که هرکاری لازم بود برای توسعه منطقهتون انجام دادیم، بتمرگید دیگه!.. این منطق یک قلدره. ولی یک منطق است، که قابل فهمه.
اینکه یک منطقهای رو به تبعیدگاه فلاکتزده تبدیل کنی، مردمش رو به مرز خودکشی برسونی، و همزمان هویت و زبان و فرهنگشون هم انکار کنی، یک سطح بالایی از رذالته که آخوند و سلطنتطلب به صورت مشترک بش رسیدن.
اینکه یک منطقهای رو به تبعیدگاه فلاکتزده تبدیل کنی، مردمش رو به مرز خودکشی برسونی، و همزمان هویت و زبان و فرهنگشون هم انکار کنی، یک سطح بالایی از رذالته که آخوند و سلطنتطلب به صورت مشترک بش رسیدن.
در دو سه مورد اخیر قتلهای ناموسی که اخبارش رو دیدم، زن یا مادربزرگ خانواده نقش کلیدی داشته. به این شکل که مرد نشسته داره ماستش رو میخوره، و زن میگه پاشو برو دخترمون رو بکش! که هیچ تبعات جزایی هم براشون نداره. البته به لطف قوانین قشنگ اسلام برای خود مردان قاتل هم تبعات چندانی وجود نداره، چه برسه به زنانی که از پشت جبهه پشتیبانیشون میکنند.
یکی از اشتباهات ما این بود که ابزارآلات تحلیل سیاسی رو برداشتیم آوردیم تو کارگاه جامعهشناسی. شاید چون جرئت فاصله گرفتن از پیچیدهپنداری همهچیز، که جزء سوغات ثابت تحلیلگری سیاسی است رو نداشتیم. اگه یک فرد عادی میگفت این مشکلات همه به خاطر حسادت زنها بهمدیگهست، بش میخندیدیم و میگفتیم نه بابا نمیتونه دلیلش انقدر پیش پا افتاده باشه! ولی واقعیت اینه که در موارد بسیاری، واقعا همینقدر پیش پا افتادهست. زنی که تمام عمر از تمام خواستههای نفسانیش تخلیه شده و از شانزده سالگی به عنوان ماشین زایمان ازش استفاده کردهاند، به دخترهایی که آزادانه با پسرها خوش و بش میکنند و ازدواج رو تا هروقت که میخوان به تأخیر میندازن، حسادت داره. «اگه جهنم سهم من بود، باید سهم همه باشه». همینقدر ساده.
یکی از اشتباهات ما این بود که ابزارآلات تحلیل سیاسی رو برداشتیم آوردیم تو کارگاه جامعهشناسی. شاید چون جرئت فاصله گرفتن از پیچیدهپنداری همهچیز، که جزء سوغات ثابت تحلیلگری سیاسی است رو نداشتیم. اگه یک فرد عادی میگفت این مشکلات همه به خاطر حسادت زنها بهمدیگهست، بش میخندیدیم و میگفتیم نه بابا نمیتونه دلیلش انقدر پیش پا افتاده باشه! ولی واقعیت اینه که در موارد بسیاری، واقعا همینقدر پیش پا افتادهست. زنی که تمام عمر از تمام خواستههای نفسانیش تخلیه شده و از شانزده سالگی به عنوان ماشین زایمان ازش استفاده کردهاند، به دخترهایی که آزادانه با پسرها خوش و بش میکنند و ازدواج رو تا هروقت که میخوان به تأخیر میندازن، حسادت داره. «اگه جهنم سهم من بود، باید سهم همه باشه». همینقدر ساده.
عکاس خوب نیاز به دوربین خوب نداره.
با زرنگی زمان رو به کلی از کادر کشیده بیرون. الان گرفته، ولی معلوم نیست الان گرفته شده یا سی سال پیش. با کمترین اطلاعات ممکن، داستان کوتاه میسازه: «با ماشین وارد یک ساحل شدیم!». همزمان مکان رو هم در ابهام قرار میده تا داستان مرموزتر بشه: اینجا زمینه یا یک سیاره دیگه؟
عکاس خوب حسش رو بت منتقل نمیکنه. دستت رو میگیره میبره به جایی که خودت حست رو کشف کنی.
با زرنگی زمان رو به کلی از کادر کشیده بیرون. الان گرفته، ولی معلوم نیست الان گرفته شده یا سی سال پیش. با کمترین اطلاعات ممکن، داستان کوتاه میسازه: «با ماشین وارد یک ساحل شدیم!». همزمان مکان رو هم در ابهام قرار میده تا داستان مرموزتر بشه: اینجا زمینه یا یک سیاره دیگه؟
عکاس خوب حسش رو بت منتقل نمیکنه. دستت رو میگیره میبره به جایی که خودت حست رو کشف کنی.
اونی که با فلش قرمز نشون داده قدیروفه. رهبر چچنیهایی که برای روسیه آدم میکشند و تجاوز میکنند و شکنجه میکنند، و همزمان الله اکبر هم میگن. اما یه زمانی این سگ بیمقدار پایینتر از چکمههای اسلان ماسخادوف میایستاد.
آدم بزرگترها، آدم شریفترها، آدم مردترها رو حذف میکنند، و آدم پستترها، و بیشرفها و بزدلها رو میارن بالا. این قاعده تکراری دنیاست، و فقط به این دلیل تکرار میشه که مردم دنبال زندگی روزمره خودشون هستند و وارد جنگ با شر نمیشن.
آدم بزرگترها، آدم شریفترها، آدم مردترها رو حذف میکنند، و آدم پستترها، و بیشرفها و بزدلها رو میارن بالا. این قاعده تکراری دنیاست، و فقط به این دلیل تکرار میشه که مردم دنبال زندگی روزمره خودشون هستند و وارد جنگ با شر نمیشن.
در مورد سوال اول: چرا فکر میکنید مردم باید در حد حواریون عیسی باشند تا لایق حداکثر آزادیها باشند؟ آزادی دیپلم نیست که بگیم هروقت این مقدار درس خوندی بت تعلق خواهد گرفت. آزادی، حق است.
در مورد ریسک ایجاد رایش سوم که رأی اکثریت رو داشت، مثال خوبی نزدید. در مناطقی که قتل ناموسی بیشتره، همین الانش هم سلاح وجود داره، و اتفاقا بدست آوردنش راحتتر از زمانیه که قانونمند بشه. این ریسک همهجا وجود داره. در ایتالیا هم وجود داره، انتظار دارید در ایران وجود نداشته باشه؟ تنها دلیلی که میتونند این ریسک رو دور نگه دارند، استقلال قوا از همدیگهست.
خیلی عجیبه. وقتی یک ایده آلترناتیو مطرح میشه یه جوری از ریسکهای احتمالی صحبت میکنید انگار اگه اون ایده نتونه بهشت برین رو در کشور ایجاد کنه، ایده نامناسبیه! معلومه که ریسک دیکتاتوری خواهیم داشت، معلومه که دعوا خواهیم داشت، معلومه که چالش خواهیم داشت.
در مورد سوال دوم: تمایلات تجزیهطلبانه به خاطر تمرکز بیمارگونه قدرت و ثروت ایجاد شده. وقتی همهچیز دست خود استان باشه، تجزیهطلبی موضوعیتی نخواهد داشت. چرا ساکنان حاشیه ایران رو بیمار فرض میکنید که مرض دارند جنگ داخلی ایجاد کنند؟
در مورد ریسک ایجاد رایش سوم که رأی اکثریت رو داشت، مثال خوبی نزدید. در مناطقی که قتل ناموسی بیشتره، همین الانش هم سلاح وجود داره، و اتفاقا بدست آوردنش راحتتر از زمانیه که قانونمند بشه. این ریسک همهجا وجود داره. در ایتالیا هم وجود داره، انتظار دارید در ایران وجود نداشته باشه؟ تنها دلیلی که میتونند این ریسک رو دور نگه دارند، استقلال قوا از همدیگهست.
خیلی عجیبه. وقتی یک ایده آلترناتیو مطرح میشه یه جوری از ریسکهای احتمالی صحبت میکنید انگار اگه اون ایده نتونه بهشت برین رو در کشور ایجاد کنه، ایده نامناسبیه! معلومه که ریسک دیکتاتوری خواهیم داشت، معلومه که دعوا خواهیم داشت، معلومه که چالش خواهیم داشت.
در مورد سوال دوم: تمایلات تجزیهطلبانه به خاطر تمرکز بیمارگونه قدرت و ثروت ایجاد شده. وقتی همهچیز دست خود استان باشه، تجزیهطلبی موضوعیتی نخواهد داشت. چرا ساکنان حاشیه ایران رو بیمار فرض میکنید که مرض دارند جنگ داخلی ایجاد کنند؟
Anarchonomy
در مورد سوال اول: چرا فکر میکنید مردم باید در حد حواریون عیسی باشند تا لایق حداکثر آزادیها باشند؟ آزادی دیپلم نیست که بگیم هروقت این مقدار درس خوندی بت تعلق خواهد گرفت. آزادی، حق است. در مورد ریسک ایجاد رایش سوم که رأی اکثریت رو داشت، مثال خوبی نزدید. در…
یکی از عجیبترین ایراداتی که به این ایده میگرفتند این بود: «در اون صورت مهاجرت شدیدی به سمت خوزستان خواهیم داشت».
انگار اتفاق بدیه که مردم اتاق گاز تهران، «بیمعنیترین شهر جهان» رو ول کنند و به خوزستان مهاجرت کنند. تازه بهتر نیست قبل ازینکه زلزله بیاد این شهر رو ول کنند؟
انگار اتفاق بدیه که مردم اتاق گاز تهران، «بیمعنیترین شهر جهان» رو ول کنند و به خوزستان مهاجرت کنند. تازه بهتر نیست قبل ازینکه زلزله بیاد این شهر رو ول کنند؟
- غیر از موارد استثناء که به سلامت عمومی مربوطه مثل مواد رادیو اکتیو، باید اختیار ممنوعیت واردات، و اختیار وضع تعرفه، و اختیار صدور پاسپورت و مجوز خروج، از دولت سلب بشه.
- این ایده جالبیه، ولی جایی در کره خاکی اجرا هم شده؟
- دارم میگم کسی نباید حق داشته باشه شبا مادرت رو برداره ببره. دنبال نمونه خارجی میگردی؟
- نه نمیگم بده، منظورم اینه که قابل اجراست؟
- اینکه شبا مادرت رو نبرن قابل اجرا نیست؟ در دوره جنگ داخلی چین، دولت مالیات چهل سال بعد رو از مردم میگرفت، یعنی سال ۱۹۳۰ بود، مالیات ۱۹۷۰ رو میگرفت! الان دولتی میتونه اینکارو بکنه؟ نه. خیلی از کشورها این اختیار رو از دولت گرفتن که بتونه از ثروتی که هنوز بوجود نیومده مالیات بگیره. پس همون طور که میشه یه سری اختیارات رو به دولت داد، میشه یه سری اختیارات رو هم ازش گرفت. به شرطی که مردم بفهمند نجات مادرشون ضروریه.
- این ایده جالبیه، ولی جایی در کره خاکی اجرا هم شده؟
- دارم میگم کسی نباید حق داشته باشه شبا مادرت رو برداره ببره. دنبال نمونه خارجی میگردی؟
- نه نمیگم بده، منظورم اینه که قابل اجراست؟
- اینکه شبا مادرت رو نبرن قابل اجرا نیست؟ در دوره جنگ داخلی چین، دولت مالیات چهل سال بعد رو از مردم میگرفت، یعنی سال ۱۹۳۰ بود، مالیات ۱۹۷۰ رو میگرفت! الان دولتی میتونه اینکارو بکنه؟ نه. خیلی از کشورها این اختیار رو از دولت گرفتن که بتونه از ثروتی که هنوز بوجود نیومده مالیات بگیره. پس همون طور که میشه یه سری اختیارات رو به دولت داد، میشه یه سری اختیارات رو هم ازش گرفت. به شرطی که مردم بفهمند نجات مادرشون ضروریه.
Anarchonomy
در مورد سوال اول: چرا فکر میکنید مردم باید در حد حواریون عیسی باشند تا لایق حداکثر آزادیها باشند؟ آزادی دیپلم نیست که بگیم هروقت این مقدار درس خوندی بت تعلق خواهد گرفت. آزادی، حق است. در مورد ریسک ایجاد رایش سوم که رأی اکثریت رو داشت، مثال خوبی نزدید. در…
صد البته که دنبال یاد گرفتن نیستید. دنبال بهانهتراشی بنیاسراییلی هستید. اتفاقا بنیاسراییل هم میگفتند «نه جدی میخوام بدونم». هیچکس نمیگه «سوال دارم چون کرم دارم». در ایرانی که قدرت کاملا توزیع شده، ریسک تجزیه مشکل صد و دوازدهم این مملکت هم نخواهد بود.
مایلید یک نشانه بتون بدم؟ شما هیچوقت این سوالها رو درباره تجزیهطلبی در مثلا مازندران مطرح نمیکنید. چون آخوند و سلطنتطلب هیچوقت درباره جداشدن مازندران از ایران، تبلیغاتی انجام نداده (در حالی که به خاطر مرز آبی با یک قدرت بزرگ توسعهطلب ریسک بالاتری داره. ناسیونالیست های افراطی روس حاضرن چچن و داغستان رو بدن و در عوض مازندران رو بگیرن). کل تصور و ذهنیت و دغدغه و شناخت و برداشتی که از تجزیه دارید، از ترک، کرد، و بلوچه. چون برنامه شستشوی مغزی این دو حکومت در عرض یک قرن گذشته متمرکز روی اینها بوده.
مایلید یک نشانه بتون بدم؟ شما هیچوقت این سوالها رو درباره تجزیهطلبی در مثلا مازندران مطرح نمیکنید. چون آخوند و سلطنتطلب هیچوقت درباره جداشدن مازندران از ایران، تبلیغاتی انجام نداده (در حالی که به خاطر مرز آبی با یک قدرت بزرگ توسعهطلب ریسک بالاتری داره. ناسیونالیست های افراطی روس حاضرن چچن و داغستان رو بدن و در عوض مازندران رو بگیرن). کل تصور و ذهنیت و دغدغه و شناخت و برداشتی که از تجزیه دارید، از ترک، کرد، و بلوچه. چون برنامه شستشوی مغزی این دو حکومت در عرض یک قرن گذشته متمرکز روی اینها بوده.
«تو که گفتی رضاخان پدر ماست، هنوز هم پستش تو کانالت هست، بعد الان میگی هویت ایرانی که رضاخان تعریفش کرده بده؟».
اون پست هنوز سر جاشه و نظرم هنوز همونه. پدر بداخلاق ما، ما رو تغییر داد، و نباید شاهی که یه مدت اومد و بعد رفت، حساب بشه. ولی چون یک نفر خیلی روی زندگیت اثر داشته معنیش این نیست که موظفی بش وفادار باشی. این خبرنگار لیبرال کراواتی رو نگاه نکنید که در سال ۲۰۲۳ میلادی هنوز افسوس میخوره که چرا تملق شاه سابق رو نکرده. اگه رضاشاه همین الان از قبر بیرون میاومد و دنباله طبیعی قلدربازیهای «ملی» خودش رو در وضع مملکت میدید و دبی و دوحه رو هم میدید، شاید در اولین فرصت میرفت اهواز و اعلام میکرد من غلط کردم حاکم محلیتون رو کشتم!
اون پست هنوز سر جاشه و نظرم هنوز همونه. پدر بداخلاق ما، ما رو تغییر داد، و نباید شاهی که یه مدت اومد و بعد رفت، حساب بشه. ولی چون یک نفر خیلی روی زندگیت اثر داشته معنیش این نیست که موظفی بش وفادار باشی. این خبرنگار لیبرال کراواتی رو نگاه نکنید که در سال ۲۰۲۳ میلادی هنوز افسوس میخوره که چرا تملق شاه سابق رو نکرده. اگه رضاشاه همین الان از قبر بیرون میاومد و دنباله طبیعی قلدربازیهای «ملی» خودش رو در وضع مملکت میدید و دبی و دوحه رو هم میدید، شاید در اولین فرصت میرفت اهواز و اعلام میکرد من غلط کردم حاکم محلیتون رو کشتم!
اینکه جواب طیف خاصی از سوالات رو میدم به این معنی نیست که سوال همهست. نظر خیلیها که پیام میدن اینه که «آقا به تخمم اگه تجزیه هم بشه، نون برای خوردن نداریم، چهل هزارتومن دادم برای یه مشت اسفناج، بورانی هم لاکشری شده این پدسگا نگران تمامیت ارضی هستن، ریدم تو اون تمامیت و ارضتون با هم». و خب لزومی نداره اسکرینشاتشون رو بذارم، چون پیامشون خبریه، سوالی نیست.
Anarchonomy
- غیر از موارد استثناء که به سلامت عمومی مربوطه مثل مواد رادیو اکتیو، باید اختیار ممنوعیت واردات، و اختیار وضع تعرفه، و اختیار صدور پاسپورت و مجوز خروج، از دولت سلب بشه. - این ایده جالبیه، ولی جایی در کره خاکی اجرا هم شده؟ - دارم میگم کسی نباید حق داشته…
نه تنها مجوز واردات کالاها و مجوز ورود و خروج شهروندان، بلکه اختیار صدور مجوزهایی مثل گواهینامه هم باید از دولت گرفته بشه.
اگه کارمند دولت هستی، یا به طور مستقیم یا غیرمستقیم حقوقبگیر دولت هستی، و دلت میخواد یه کاری علیه داعش انجام بدی ولی نمیدونی دقیقا چه کاری، چون تخمش رو نداری خرابکاری پر سر و صدا انجام بدی، و حتی جرئت استعفاء دادن نداری چون میترسی زن و بچهت بیفتن تو خیابون، میتونی کارت رو در دو قالب مفید ادامه بدی: بد کار کردن، و دزدی! بد کار کردن یعنی کارو طوری انجام بدی که عملا انجام نشه، یا به شدت به تأخیر بیفته، یا بعدا زمینگیر بشه. ممکنه بگی همین الان هم اینجوریه. ولی اینجوری نیست، چون بیهدفه. باهدف بد کار کردن، فرق داره با بیهدف بد کار کردن. و دزدی یعنی هر نوع کشرفتنی که هزینهها رو افزایش بده. اگه نگران حرام بودنش هستی میتونی هرچیز فیزیکی و غیرفیزیکی بدست اومده رو بندازی دور، یا معادل ارزشش رو بدی به فقرا. و در هر دو موذی باش، نه انتحاری.
به عنوان مبارزه بش نگاه نکن، چون مبارزه نیست. به عنوان حداقل کاری که علیه شر باید انجام داد حسابش کن، و شب راحتتر بخواب.
به عنوان مبارزه بش نگاه نکن، چون مبارزه نیست. به عنوان حداقل کاری که علیه شر باید انجام داد حسابش کن، و شب راحتتر بخواب.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دقت و پایداری اتوفوکس یه دوربین عکاسی نیکون رو در فرمور ورژن یک مقایسه میکنه با فرممور ورژن دو و نهایتا ورژن سه. هر دفعه یک ارتقاء اساسی پیدا کرده، تا جایی که در نسخه آخر مثل دوربینهای نظامی عمل میکنه! سختافزار همان، سوژه همان، و فقط چند خط کد در نرمافزار تغییر کرده.
اگه وقتی بچه بودیم و میپرسیدیم ریاضی به چه درد میخوره؟ یه چیزی مشابه این رو بمون نشون میدادن، با علاقه بیشتری میفتادیم دنبالش.
اگه وقتی بچه بودیم و میپرسیدیم ریاضی به چه درد میخوره؟ یه چیزی مشابه این رو بمون نشون میدادن، با علاقه بیشتری میفتادیم دنبالش.
صادرات محصولات کشاورزی مراکش در سال ۲۰۲۲ به عدد ۷ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار رسیده. و مقصد صادراتش اروپا و آمریکا هستند. ایران در سه ماهه اول امسال فقط یک میلیارد دلار صادرات، در همه بخشهای غذایی داشته، که نصف این مقدار به مقصد فقط افغانستان و عراق هستند.
حضور در بازار جهانی مثل حضور در دانشگاه نیست که بری بگی من یک ترم مرخصی میگیرم، و یک ترم بیفتی دنبال یک مشغولیت دیگه، و چندماه بعد برگردی و کلاسها رو ادامه بدی، طوری که انگار اتفاقی نیفتاده. در بازار جهانی هیچ صندلیای برای هیچکس رزرو نیست. تا بلند بشی، یکی دیگه به جات میشینه، و اونی که به جات نشسته به راحتی بلند نمیشه. با این روند بیست سال دیگه هیچ صندلیای برای ایران باقی نخواهد موند.
حضور در بازار جهانی مثل حضور در دانشگاه نیست که بری بگی من یک ترم مرخصی میگیرم، و یک ترم بیفتی دنبال یک مشغولیت دیگه، و چندماه بعد برگردی و کلاسها رو ادامه بدی، طوری که انگار اتفاقی نیفتاده. در بازار جهانی هیچ صندلیای برای هیچکس رزرو نیست. تا بلند بشی، یکی دیگه به جات میشینه، و اونی که به جات نشسته به راحتی بلند نمیشه. با این روند بیست سال دیگه هیچ صندلیای برای ایران باقی نخواهد موند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان هزاران سال آرزو داشت پرواز کنه. امروز بدون اینکه پرواز کنه میتونه دید یه پرنده رو داشته باشه، و جاهایی رو از بالا ببینه که پرندهها هم نمیبینند. بدون اینکه لازم باشه مشقت بال زدن و سرما و گرما رو تحمل کنه. اما حتی همین هم براش عادی شد، و چنین تصاویری رو اسکرول میکنه و ازش میگذره.
حیرتانگیزه.
حیرتانگیزه.
«ایرونی» از کتلت کردن سردار سپاهی به دست آمریکا کیفور میشه، اما همون کار رو برای خودش مجاز نمیبینه. حتی اگه احتمال انجامش وجود داشته باشه، هزار و یک سوال فلسفی اخلاقی میپرسه که آیا درسته این کار یا نه، و آیا فایده دارد یا نه. در واقع هنوز داره از فرمول کهن فلات ایران استفاده میکنه که: قلدر برتر، کد اخلاقی را تعیین میکند، و کار منطقی را انجام میدهد. آمریکا قلدر برتر است پس قتلی که انجام میدهد کار درستی است، و فایده هم دارد. اما من که زوری ندارم، پس کارم غیراخلاقی است و بیفایده هم است.
Anarchonomy
تا کی میخواید تعجب کنید؟ آخوند شما رو یک اسباببازی میبینه که باش رویاهای مذهبی فرقهای خودش رو در فضای فیزیکی امروز بازسازی کنه. ازینکه بچه مردم رو بفرسته رو مین لذت میبرد چون شبیه داستانهای صدر اسلام بود که دست خالی میرفتن جلو تیر میخوردن و کشته میشدن…
برای شیعه پوچگرا، که از ابزارآلات قلدربازی که در اختیارش قرار گرفته ذوقزدهست، حتی میراث شیعی هم اسباببازی هستند. یک روز از مختار سریال تلویزیونی میسازه و حکومت موقتش رو نسخه اصلی جمهوریاسلامی معرفی میکنه، و انقدر پخشش میکنه که بیماران کمای بخش آی سی یو هم حفظش کنند، و یک روز دیگه خلیفه میاد میگه مختار یک ارزن نمیارزید چون به موقع نیومد!
یه روز با حسن بازی میکنه، یه روز با حسین. یه روز با پیامبر «اعظم» بازی میکنه، یه روز با علی ۱۱۰.
یه روز با حسن بازی میکنه، یه روز با حسین. یه روز با پیامبر «اعظم» بازی میکنه، یه روز با علی ۱۱۰.
Anarchonomy
اگه کارمند دولت هستی، یا به طور مستقیم یا غیرمستقیم حقوقبگیر دولت هستی، و دلت میخواد یه کاری علیه داعش انجام بدی ولی نمیدونی دقیقا چه کاری، چون تخمش رو نداری خرابکاری پر سر و صدا انجام بدی، و حتی جرئت استعفاء دادن نداری چون میترسی زن و بچهت بیفتن تو خیابون،…
شما اخلاقی بمان و در اداره داعش خوب کار کن و دزدی هم نکن، و همینطور اخلاقی بازنشست شو، و کاملا اخلاقی به مابقی زندگی سگیت ادامه بده، و کاملا اخلاقی مثل سگ بمیر.