Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
بالاخره یه جایی باید اقتصاد از منابع‌فروشی و تولید بیفایده، بره به سمت خدمات و صادراتش. و مجبور بودن، تنها موتور محرک این شیفت خواهد بود. اگه نفت و گاز متعلق به هر استانی باشه که چاهش در اون قرار داره، فقط به نفع خود اون استان نیست، به نفع بقیه هم است. چون…
هنوز این کانسپت برای مردم ما خیلی غریبه که شهروند عادی از یه شرکت هلندی ماشین راهسازی بخره، و دولت هیچ‌جوری نتونه جلوش رو بگیره، چون به عنوان یک حق تعریف شده و اگه دولت بخواد مانعی جلوش قرار بده یا شرط و شروطی براش بذاره، با دادگاه عالی طرف خواهد شد.
براش غریبه چون نه تنها به مخیله‌ش خطور نمی‌کنه که یک شهروند بتونه انقدر قدرتمند باشه، بلکه این شانس رو برای خودش قائل نیست که از یک شهروند غربی هم قدرتمندتر باشه، چون دولت اون‌ها میتونه در خریدش دخالت کنه.
بگذارید یک چیزی رو رک بگم.. ما جهان‌سومی‌ها باید درست قلق‌گیری کنیم، و خیلی بالاتر رو هدف قرار بدیم، چون بهرحال پایین‌تر خواهد خورد. اگه وضع الان شهروند غربی رو هدف قرار بدی، یه قانون سیب‌زمینی‌طور گیرت میاد.
Anarchonomy
هنوز این کانسپت برای مردم ما خیلی غریبه که شهروند عادی از یه شرکت هلندی ماشین راهسازی بخره، و دولت هیچ‌جوری نتونه جلوش رو بگیره، چون به عنوان یک حق تعریف شده و اگه دولت بخواد مانعی جلوش قرار بده یا شرط و شروطی براش بذاره، با دادگاه عالی طرف خواهد شد. براش…
این فقط مشکل یک استان با یک استان دیگه نیست. سودان و مصر هم این مشکل رو دارند. و اتفاقا یکی از دلایل رد ایده تجزیه‌ست. کشور استقلال‌یافته ضعیف نمیتونه سهم آبش رو از همسایه قدرتمندتر بگیره، همون‌طور که الان اقلیم کردستان نمیتونه سهمش رو از ترکیه بگیره. اما در یک چارچوب فدرال، علاوه بر اینکه منافع محیط‌زیستی کشور، خط قرمز تعیین میشه، بلکه خرید و فروش آب به قیمت واقعی باعث میشه فروختنش به استان‌های همجوار توجیه اقتصادی بیشتری پیدا کنه.‌
وضع الان رو کلا سرنخ چیزی قرار ندید، چون الان در هرج و مرج کاملیم.
Anarchonomy
این فقط مشکل یک استان با یک استان دیگه نیست. سودان و مصر هم این مشکل رو دارند. و اتفاقا یکی از دلایل رد ایده تجزیه‌ست. کشور استقلال‌یافته ضعیف نمیتونه سهم آبش رو از همسایه قدرتمندتر بگیره، همون‌طور که الان اقلیم کردستان نمیتونه سهمش رو از ترکیه بگیره. اما…
ظاهرا خیلی‌ها ازینکه مجبور باشند گاز و برق و آب رو به قیمت جهانی یا منطقه‌ای بخرند واهمه دارند!
خب اینکه الان هم آب‌تون و هم گازتون و هم برق‌تون رو هواست، و خود هوا رو هم نمی‌تونید تنفس کنید، به خاطر همینه که تا الان به صورت نذری توزیع شده. اگه آب نذری نبود، وسط بیابون کارخونه فولاد نمیزدن، و الان تو اصفهان میشد نفس کشید. خیلی از چیزهایی که فکر می‌کنید نمیشه تغییرشون داد، عامل اصلی وضعیتیه که باعث شده حس کنید باید تغییراتی صورت بگیره.
بخش زیادی از عمر انسان صرف این میشه که بفهمه وارد چه دنیایی شده، و این از همون بچگی شروع میشه. هر بچه‌ای تا به مرحله راه رفتن چهاردست‌و‌پا رسید، هرچیزی گیرش بیاد رو برمیداره میکنه تو دهنش که با حسگرهای لب و زبانش بفهمه چه جنسی داره و چه اندازه‌ای داره و چه مزه‌ای داره. طوری که در اون دوره بزرگترها باید بیشتر مواظب باشند، چون ممکنه یکی از چیزهایی که میکنه تو دهنش خفه‌ش کنه‌. اما بعضی‌ها این پروسه رو زیادی کش میدن‌.
من هیچوقت تو دیت شانس نداشتم. دفعه اول دختره از خانواده‌ای بود که کلا حجاب نمی‌دونستند چیه. نماز که بنیادگرایی حساب می‌شد. اما این یه آلبوم از شهدای دفاع مقدس درست کرده بود. عکس این فرمانده‌ها رو جمع کرده بود و همه رو حفظ بود. نقشه والفجر مقدماتی رو گذاشته بود زیر شیشه میز تحریرش! خیلی سعی کردم مودبانه بپرسم «دخترم کسخلی آیا، یا موضوع چیه؟». نمیشد پرسید تو می‌دونی اینا کی‌ان و ذهن‌شون چطور کار می‌کرد؟ میدونی اینا هیچ ربطی به تو نداشتن؟ چون اگه می‌پرسیدی می‌گفت آره مطالعه کردم! نمیشد بش گفت نه مطالعه فایده نداره، باید از من بپرسی. چون بعدش میپرسید تو از کجا میدونی؟ و طبعا نمی‌تونستم بگم سر من هم رفته بود زیر آب، ولی به موقع اومدم بالا و نفس گرفتم. و خب اینکه منبع مطالعاتی نیست. این یه جور دونستنیه که رفرنس علمی نداره. و البته بعد یه مدتی ولش کرد. فکر می‌کردم فقط این اینجوریه. دختر سومیه فتیش مشابهی داشت اما به ارتش! عبارت تیپ ۶۵ نوهد رو جلوش به زبان می‌آوردی خیس میشد. یکم بالاتر از اونجای مچ که معمولا برای خودکشی با تیغ میزنند، یه ستاره سرخ که فکر کنم ستاره ارتش شوروی بود تتو کرده بود. سعادت نداشتم بقیه مناطق رو اسکن کنم. ازین پیرهن‌های استتار لجنی می‌پوشید و آستین رو تا میزد و ساعت کاسیو تکاورها رو می‌بست. و اینم بعد یه مدت ول کرد این چیزهارو. نه به خاطر اینکه من بش گفته باشم ارتش کلا جای کثافتی است. همینجوری ول کرد. دیدم این‌ها جدی دارن فقط زبون می‌زنند، بعد میندازن کنار. مثل بچه که دسته کلید رو می‌کنه تو دهنش. شناختی در کار نبود. فهمید اون یارو که پشت خط عین کسخلا زانوهاش رو بغل گرفته بود و با خودش میگفت «امام میگه برید جلو، ولی بچه‌ها میگن نمیشه رفت، الان امام زمان اینجا بود چیکار می‌کرد؟» مغزش با چه مکانیزمی کار می‌کرد؟ نه، نفهمید. فهمید اینا وقتی با وانت جنازه‌ها رو میاوردن و خون میریخت رو لوله اگزوز و می‌شمردند میدیدن ۶۹ تاست افسوس میخوردن که چرا ۳ تا کم اومده که ۷۲ تا نشه، چجوری می‌تونستند اینطور روانی باشند و به جنگ هم ادامه بدن؟ نه، نفهمید. فهمید چطور حسن باقری هم حرص میخورد برای نتیجه هم نتیجه براش مهم نبود؟ نه، نفهمید. الان هم بش بگم نمیفهمه. قرار بود فقط زبون بزنه. محیط تخمی‌ای که توش به دنیا اومده بود، از همین دسته کلیدها داشت فقط، پس همینارو باید لیس میزد تا بفهمه چیزهایی که در دنیای من هستند چی هستند.

دیت چهارم خیلی مستقیم گفت ببین من فقط میخوام مزه آلت مردانه رو بفهمم، بعدش میرم پی کارم. اگه بفهمی هدف از خیلی از کارهاشون فقط لیس زدن بوده، میفهمی همه‌جا رو تفی کردن. استندآپ کمدی تازه داشت پا می‌گرفت گفتم کسخلید؟ کمدی بدون شوخی جنسی و شوخی سیاسی فلجه، و هر دو تو ایران مسدوده‌. دنبال چی هستید؟ سلبریتی کمدین فالو می‌کنید؟ یه مدت به این هم زبون زدن و انداختنش کنار. یارو حقوقدانه میگه رشته حقوق رو حذف کنید دیگه، نیازی بش نیست وقتی مثل القاعده حکم صادر می‌کنید! انگار القاعده شیعی هفته پیش تأسیس شده. چون قرار نبود شناخت پیدا کنه. قرار بود زبون بزنه. دانشگاه هم یه چیزی بود که کردن دهنشون یکم مزه کردن، حالا اینم دارن میندازن کنار. همه‌جا رو تف برداشته.

اون طرف تو خیابون هم یه عده حالا حالاها باید اعتراضات بلژیکی رو لیس بزنند. باید به اسپری و بنر آتیش زدن لیس بزنند، و بعد یه مدت بندازن کنار. بالاخره تو محیط کشوری که دائما انقلابیه، اینم یکی از دسته‌کلیدهاست. یارو نوشته ما تو ایلام خود پاسگاه رو ترکوندیم چرا کانال‌ها چیزی ننوشتن فقط بنرها رو پوشش میدن؟! که باید بگی خب رسانه‌ها که غلط کردن، ولی قربون بیضه‌هات برم، شما هم داری پاسگاه آتیش زدن رو زبون میزنی، فقط شما زبونت زبرتره یکم، نه؟.. نه، نمیشه گفت. و فکر کن وایساده باشی پای اتوبوس و در رو‌ باز کرده باشی و به این بچه‌های در حال لیس زدن اشیاء دم دست بگی که باید سوار شن تا بریم جلوتر، و ببینی یکی نشسته داره با نوک خودکار به کون یه کفشدوزک ضربه میزنه که سرعتش بیشتر بشه، اون یکی میگه آقا اجازه امیر رسولی قمقمه‌مون رو برداشته نمیده!

🔽
.
...خیلی ازون کلیدخورا رفتن از ایران البته، و در تماس هم نیستم. لابد بعد از کلی پرسه زدن، جمع‌بندی نهایی‌شون این بود که «وطنم ایران» خیلی معذرت میخوام مزه عـَــن میده! و من اینجا نشستم دارم برای شما می‌نویسم حتی وقتی چهل میلیون کسخلند و چهل میلیون کسکش، نباید عزاداری کرد! شاید یکی صد و سی سال بعد دلش برام بسوزه.
یکی دیگه از مزایای فدرالیسم:
ایالت تنسی قانون جدیدی وضع کرده که راننده مستی که باعث کشته شدن پدر و مادر بچه‌ای شده، باید نفقه اون فرزند رو بپردازه. یعنی ازون به بعد تمام مخارج اون بچه تا هجده سالگی به عهده‌ش خواهد بود.
وفاق ملی سندرومیه که شمای ایرانی بش دچاری و مربوط به تاریخ معاصر کشورت میشه‌. انگلیس هیچوقت یکدست نبوده‌.
فردیت الان‌شون قوی‌تر از هشتاد سال پیشه. هشتاد سال پیش اول کارگر بودند، بعد شهروند!
نتیجه باور مشترک رو در ایران دیدیم و به خاطرش هرروز چندنفر دارن اعدام میشن.
اگه همون بنگلادشی‌ها و پاکستانی‌ها نبودن خرج زندگی در انگلیس انقدری میشد که دیگه نمیتونستی به اونجا مهاجرت کنی.
آدم‌های غیرعادی‌ای که به حقوقت تعرض نکنند هزاربار بهتر از آدم‌های نرمالی هستند که دست از سرت برندارند.
بریتانیا از چیزی که در ذهن خودت ساخته بودی افول کرده. از چیزی که واقعا بود خیلی بهتر شده.
پولی که تو لندن به دست میاری رو پس‌انداز کن و بعدا یه خونه تو سالزبری بخر.
هنوز قطعات هواپیمایی که مقتدرانه با موشک زدند و یه گوشه تو فرودگاه خمینی جمع‌شون کردند، همونجاست و تکون نخورده.
اسم درستی برای این فرودگاه انتخاب کردند.

35.432438 51.134411
تا کی میخواید تعجب کنید؟
آخوند شما رو یک اسباب‌بازی می‌بینه که باش رویاهای مذهبی فرقه‌ای خودش رو در فضای فیزیکی امروز بازسازی کنه‌. ازینکه بچه مردم رو بفرسته رو مین لذت میبرد چون شبیه داستان‌های صدر اسلام بود که دست خالی میرفتن جلو تیر میخوردن و کشته میشدن تا ثابت بشه که از مرگ نمیترسن. عملیات لو رفته رو کنسل نمی‌کرد چون میخواست شب عاشورا رو بازسازی کنه. تو کربلا که چیزی کنسل نشد. از اعدام لذت میبره چون مفهوم محارب در صدر اسلام رو بازسازی می‌کنه. شما براش عروسکی هستید که دوست داره با پیچ‌گوشتی چشمش رو دربیاره.
«اگر ادعا کنی هویتی مستقل از هویت ایرانی که رضاخان تعریقش کرده داری، داری هویت بقیه رو نفی می‌کنی».

برای چسبیدن به آئین پدران‌شون حاضرند بی‌معنی‌ترین جملات رو به زبان بیارند.
Anarchonomy
«اگر ادعا کنی هویتی مستقل از هویت ایرانی که رضاخان تعریقش کرده داری، داری هویت بقیه رو نفی می‌کنی». برای چسبیدن به آئین پدران‌شون حاضرند بی‌معنی‌ترین جملات رو به زبان بیارند.
در چین جنایتی نمونده که علیه اقلیت مسلمان در غرب این کشور انجام نداده باشند. اونجا آدم‌ها رو به جرم فکر کردن به استقلال از پکن هم مجازات می‌کنند. اما دولت برای توسعه مناطق دورافتاده هرکاری بلد بود انجام داد. اگه از مشت آهنین استفاده کرد، تو مشتش چیزهایی هم داشت. می‌تونست بگه ما که هرکاری لازم بود برای توسعه منطقه‌تون انجام دادیم، بتمرگید دیگه!.. این منطق یک قلدره. ولی یک منطق است، که قابل فهمه.
اینکه یک منطقه‌ای رو به تبعیدگاه فلاکت‌زده تبدیل کنی، مردمش رو به مرز خودکشی برسونی، و همزمان هویت و زبان و فرهنگ‌شون هم انکار کنی، یک سطح بالایی از رذالته که آخوند و سلطنت‌طلب به صورت مشترک بش رسیدن.
در دو سه مورد اخیر قتل‌های ناموسی که اخبارش رو دیدم، زن یا مادربزرگ خانواده نقش کلیدی داشته. به این شکل که مرد نشسته داره ماستش رو میخوره، و زن میگه پاشو برو دخترمون رو بکش! که هیچ تبعات جزایی هم براشون نداره. البته به لطف قوانین قشنگ اسلام برای خود مردان قاتل هم تبعات چندانی وجود نداره، چه برسه به زنانی که از پشت جبهه پشتیبانی‌شون می‌کنند.

یکی از اشتباهات ما این بود که ابزارآلات تحلیل سیاسی رو برداشتیم آوردیم تو کارگاه جامعه‌شناسی. شاید چون جرئت فاصله گرفتن از پیچیده‌پنداری همه‌چیز، که جزء سوغات ثابت تحلیلگری سیاسی است رو نداشتیم. اگه یک فرد عادی می‌گفت این مشکلات همه به خاطر حسادت زن‌ها بهمدیگه‌ست، بش می‌خندیدیم و می‌گفتیم نه بابا نمیتونه دلیلش انقدر پیش پا افتاده باشه! ولی واقعیت اینه که در موارد بسیاری، واقعا همینقدر پیش پا افتاده‌‌ست. زنی که تمام عمر از تمام خواسته‌های نفسانیش تخلیه شده و از شانزده سالگی به عنوان ماشین زایمان ازش استفاده کرده‌اند، به دخترهایی که آزادانه با پسرها خوش و بش می‌کنند و ازدواج رو تا هروقت که میخوان به تأخیر میندازن، حسادت داره‌. «اگه جهنم سهم من بود، باید سهم همه باشه». همینقدر ساده.
عکاس خوب نیاز به دوربین خوب نداره.
با زرنگی زمان رو به کلی از کادر کشیده بیرون. الان گرفته، ولی معلوم نیست الان گرفته شده یا سی سال پیش. با کمترین اطلاعات ممکن، داستان کوتاه می‌سازه: «با ماشین وارد یک ساحل شدیم!». همزمان مکان رو هم در ابهام قرار میده تا داستان مرموزتر بشه: اینجا زمینه یا یک سیاره دیگه؟
عکاس خوب حسش رو بت منتقل نمی‌کنه. دستت رو می‌گیره میبره به جایی که خودت حست رو کشف کنی.
اونی که با فلش قرمز نشون داده قدیروفه. رهبر چچنی‌هایی که برای روسیه آدم می‌کشند و تجاوز می‌کنند و شکنجه می‌کنند، و همزمان الله اکبر هم میگن. اما یه زمانی این سگ بی‌مقدار پایین‌تر از چکمه‌های اسلان ماسخادوف می‌ایستاد.

آدم بزرگ‌‌ترها، آدم شریف‌‌ترها، آدم مردترها رو حذف می‌کنند، و آدم پست‌ترها، و بی‌شرف‌ها و بزدل‌ها رو میارن بالا. این قاعده تکراری دنیاست، و فقط به این دلیل تکرار میشه که مردم دنبال زندگی روزمره خودشون هستند و وارد جنگ با شر نمیشن.
در مورد سوال اول: چرا فکر می‌کنید مردم باید در حد حواریون عیسی باشند تا لایق حداکثر آزادی‌ها باشند؟ آزادی دیپلم نیست که بگیم هروقت این مقدار درس خوندی بت تعلق خواهد گرفت. آزادی، حق است.
در مورد ریسک ایجاد رایش سوم که رأی اکثریت رو داشت، مثال خوبی نزدید. در مناطقی که قتل ناموسی بیشتره، همین الانش هم سلاح وجود داره، و اتفاقا بدست آوردنش راحت‌تر از زمانیه که قانونمند بشه. این ریسک همه‌جا وجود داره. در ایتالیا هم وجود داره، انتظار دارید در ایران وجود نداشته باشه؟ تنها دلیلی که میتونند این ریسک رو دور نگه دارند، استقلال قوا از همدیگه‌ست.
خیلی عجیبه. وقتی یک ایده‌ آلترناتیو مطرح میشه یه جوری از ریسک‌های احتمالی صحبت می‌کنید انگار اگه اون ایده نتونه بهشت برین رو در کشور ایجاد کنه، ایده نامناسبیه! معلومه که ریسک دیکتاتوری خواهیم داشت، معلومه که دعوا خواهیم داشت، معلومه که چالش خواهیم داشت.‌
در مورد سوال دوم: تمایلات تجزیه‌طلبانه به خاطر تمرکز بیمارگونه قدرت و ثروت ایجاد شده. وقتی همه‌چیز دست خود استان باشه، تجزیه‌طلبی موضوعیتی نخواهد داشت. چرا ساکنان حاشیه ایران رو بیمار فرض می‌کنید که مرض دارند جنگ داخلی ایجاد کنند؟
Anarchonomy
در مورد سوال اول: چرا فکر می‌کنید مردم باید در حد حواریون عیسی باشند تا لایق حداکثر آزادی‌ها باشند؟ آزادی دیپلم نیست که بگیم هروقت این مقدار درس خوندی بت تعلق خواهد گرفت. آزادی، حق است. در مورد ریسک ایجاد رایش سوم که رأی اکثریت رو داشت، مثال خوبی نزدید. در…
یکی از عجیب‌ترین ایراداتی که به این ایده می‌گرفتند این بود: «در اون صورت مهاجرت شدیدی به سمت خوزستان خواهیم داشت».
انگار اتفاق بدیه که مردم اتاق گاز تهران، «بی‌معنی‌ترین شهر جهان» رو ول کنند و به خوزستان مهاجرت کنند. تازه بهتر نیست قبل ازینکه زلزله بیاد این شهر رو ول کنند؟
- غیر از موارد استثناء که به سلامت عمومی مربوطه مثل مواد رادیو اکتیو، باید اختیار ممنوعیت واردات، و اختیار وضع تعرفه، و اختیار صدور پاسپورت و مجوز خروج، از دولت سلب بشه.

- این ایده جالبیه، ولی جایی در کره خاکی اجرا هم شده؟

- دارم میگم کسی نباید حق داشته باشه شبا مادرت رو برداره ببره. دنبال نمونه خارجی میگردی؟

- نه نمیگم بده، منظورم اینه که قابل اجراست؟

- اینکه شبا مادرت رو نبرن قابل اجرا نیست؟ در دوره جنگ داخلی چین، دولت مالیات چهل سال بعد رو از مردم می‌گرفت، یعنی سال ۱۹۳۰ بود، مالیات ۱۹۷۰ رو می‌گرفت! الان دولتی میتونه اینکارو بکنه؟ نه. خیلی از کشورها این اختیار رو از دولت گرفتن که بتونه از ثروتی که هنوز بوجود نیومده مالیات بگیره. پس همون طور که میشه یه سری اختیارات رو به دولت داد، میشه یه سری اختیارات رو هم ازش گرفت. به شرطی که مردم بفهمند نجات مادرشون ضروریه.
Anarchonomy
در مورد سوال اول: چرا فکر می‌کنید مردم باید در حد حواریون عیسی باشند تا لایق حداکثر آزادی‌ها باشند؟ آزادی دیپلم نیست که بگیم هروقت این مقدار درس خوندی بت تعلق خواهد گرفت. آزادی، حق است. در مورد ریسک ایجاد رایش سوم که رأی اکثریت رو داشت، مثال خوبی نزدید. در…
صد البته که دنبال یاد گرفتن نیستید. دنبال بهانه‌تراشی بنی‌اسراییلی هستید. اتفاقا بنی‌اسراییل هم می‌گفتند «نه جدی میخوام بدونم». هیچکس نمیگه «سوال دارم چون کرم دارم». در ایرانی که قدرت کاملا توزیع شده، ریسک تجزیه مشکل صد و دوازدهم این مملکت هم نخواهد بود.
مایلید یک نشانه بتون بدم؟ شما هیچوقت این سوال‌ها رو درباره تجزیه‌طلبی در مثلا مازندران مطرح نمی‌کنید. چون آخوند و سلطنت‌طلب هیچوقت درباره جداشدن مازندران از ایران، تبلیغاتی انجام نداده (در حالی که به خاطر مرز آبی با یک قدرت بزرگ توسعه‌طلب ریسک بالاتری داره. ناسیونالیست های افراطی روس حاضرن چچن و داغستان رو بدن و در عوض مازندران رو بگیرن). کل تصور و ذهنیت و دغدغه و شناخت و برداشتی که از تجزیه دارید، از ترک، کرد، و بلوچه. چون برنامه شستشوی مغزی این دو حکومت در عرض یک قرن گذشته متمرکز روی این‌ها بوده.
«تو که گفتی رضاخان پدر ماست، هنوز هم پستش تو کانالت هست، بعد الان میگی هویت ایرانی که رضاخان تعریفش کرده بده؟».

اون پست هنوز سر جاشه و نظرم هنوز همونه. پدر بداخلاق ما، ما رو تغییر داد، و نباید شاهی که یه مدت اومد و بعد رفت، حساب بشه. ولی چون یک نفر خیلی روی زندگیت اثر داشته معنیش این نیست که موظفی بش وفادار باشی. این خبرنگار لیبرال کراواتی رو نگاه نکنید که در سال ۲۰۲۳ میلادی هنوز افسوس میخوره که چرا تملق شاه سابق رو نکرده. اگه رضاشاه همین الان از قبر بیرون می‌اومد و دنباله طبیعی قلدربازی‌های «ملی» خودش رو در وضع مملکت می‌دید و دبی و دوحه رو هم می‌دید، شاید در اولین فرصت میرفت اهواز و اعلام می‌کرد من غلط کردم حاکم محلی‌تون رو کشتم!
اینکه جواب طیف خاصی از سوالات رو میدم به این معنی نیست که سوال همه‌ست. نظر خیلی‌ها که پیام میدن اینه که «آقا به تخمم اگه تجزیه هم بشه، نون برای خوردن نداریم، چهل هزارتومن دادم برای یه مشت اسفناج، بورانی هم لاکشری شده این پدسگا نگران تمامیت ارضی هستن، ریدم تو اون تمامیت و ارض‌تون با هم». و خب لزومی نداره اسکرین‌شات‌شون رو بذارم، چون پیام‌شون خبریه، سوالی نیست.