Anarchonomy
48.1K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
برای اوباش پوچ‌گرای شیعه، تناقض یک ایراد نیست، یک زحمته که برای رسیدن به آرزوهای موهوم فرقه، باید به جان خرید. همونطور که با افتخار از فدا کردن آبرو صحبت می‌کنند. اینکه آرمان متعالی نیاز داشته باشد که بی‌آبرو بشی، تناقضیه که انکارش نمی‌کنند، بش افتخار می‌کنند.…
چاپیدن هدف نیست، محصول جانبیه.
لازم نیست به جایی برسه. اینکه در فضای عمومی اینطور بیان می‌کنند که هدف تحویل دادن پرچم به امام زمانه، صرفا یک ویترینه. خودشون واقفند که کل داستان امام زمان یک سپر برای محافظت از فقهاست، نه قهرمانی که واقعا مردم رو نجات خواهد داد. هدف فقط پرسه زدن در عالم حیات، و دریدن دیگرانه، تا به پرچم شیعی تسلیم بشن. درست مثل سگ‌های ولگردی که بیمار شده‌اند. خدایی که به حساب اعمال‌‌شون خواهد رسید رو خدایی تعریف کرده‌اند که فقط ازشون میپرسه چندنفر رو دریدید؟ برای همینه که براشون مهم نیست ملت از دین و میراث مذهبی متنفر بشن. چون اون خدای تعریف‌شده، درباره این سوال نخواهد کرد.

من تلاشم رو می‌کنم که بتون بفهمونم این سیستم ذهنی چطور کار می‌کنه، اما خودتون هم باید کمی دقت کنید.‌
Anarchonomy
برای همینه که میگم دقت نمی‌کنید. پول و سکس هدف بازیگران متعارف بازی قدرته. بچه‌شیعه بازیگر متعارف نیست. سگ بیمار، سگ نگهبان نیست، سگ گله نیست، سگ شکار هم نیست.
فرقه مرگ‌سالار زندگی رو نجس میدونه، بنابراین مردن رو یک موفقیت حساب می‌کنه. حتی تاریخ مذهبی خودش رو هم از همین دریچه نگاه می‌کنه. اگه اصرار داره که دختر پیامبر در هنگام وفات هجده ساله بود برای اینه که بگه خیلی زود به موفقیت رسید! معنی نداره ازش بپرسی علی‌اصغر رو، که معلوم نیست وجود داشته، چرا انقدر بزرگ کردید. بزرگش کرده چون نوزادی بود که در مردن موفق بود! اگه شناخت درستی از جنس این حیات‌ستیزی نداشته باشی، تصور می‌کنی حرص آخوند در رسیدن به صدسالگی از روی علاقه به زندگیه. اما دلیلش صرفا دور بودن از عوامل پرریسکه. که یا یک دوری پسیوه یا یک دوری اکتیو. دوری پسیو از ریسک، در یک نمونه یعنی لازم نباشه کار کنی، پس لازم نباشه بری بیرون از خونه، و پس در معرض فاکتورهایی که عمرت رو کوتاه می‌کنند قرار نگیری. دوری اکتیو یعنی یه عده به عنوان پزشکان دربار حواسشون باشه که بدنت با کمبودی مواجه نشه. در هر دو حالت، تلاش برای بقا توجیه قبیله‌ای داره: «باید زنده بمانم چون فرقه به من نیاز دارد». همزمان که این تلاش رو انجام میده، از زندگی هم بدش میاد. برای همینه که دیوار خونه‌ مرجع شیعه رطوبت داره و سال‌ها برای اون رطوبت کاری انجام نمیده، و بوی نم به جزء جدایی‌ناپذیر فضای منزلش تبدیل میشه. چون زندگی نجسه، و چرا باید به نجاست اهمیت داد؟

در برابر چنین فرقه‌ای، نباید به مرگ مراجعه کنی، چون نمیتونی تو بازی‌ای که اون‌ها قرن‌ها داخلش هستند و الان در اوجش هستند، برنده بشی. خودکشی، افسردگی، عزا، غصه‌خوری رو باید برای خودت ممنوع کنی. چون مسئله فقط این نیست که پذیرفتن باخته، بلکه پذیرفتن بازی اون‌هاست. اون‌ها از خداشونه که در خودت فرو بری، و سپس به یونگ و مونگ و جونگ مراجعه کنی، و نهایتا به دارو. اون‌ها از خداشونه که تو هم به تدریج زندگی رو نجس ببینی. پس دقیقا باید آرزوشون رو به باد بدی، و طوری رفتار کنی که انگار مرگ وجود نداره. و برای اینکه نشون بدی مرگ وجود نداره لازم نیست یک حیات سرشار از حس خوب داشته باشی. دقیقا در بدترین شرایط اقتصادی، و بدترین شرایط خانوادگی، و بدترین شرایط عاطفی و بدترین شرایط اجتماعی باید از زندگی طرفداری کرد. دقیقا داخل سیاهچاله که باید به خدایان مرگ دهن‌کجی کرد.
نولان نمیدونه آخوند چیه. اون قصه درباره یه موضوع دیگه‌ست. بت‌من و خدمتکارش نماد نخبه‌سالاری مدرن هستند. دموکراسی در گاتهام ریده، چون عوام ریدن، پس جوکر بوجود میاد که از همه‌چیز زخم خورده، یا فکر می‌کنه که خورده. نخبه‌های تکنولوژیست میان قانون و دموکراسی رو دور می‌زنند تا خود قانون و دموکراسی رو نجات بدن. برای اینکه قانون رو دور بزنند نیاز دارند که یاغی رو از شهروندان استثناء کنند. برای اینکه استثناء کنند نیهیلیست و ضداجتماع معرفی‌شون می‌کنند. در حالی که در واقعیت، یاغی قاعده‌ستیز بوده، نه زندگی‌ستیز.
موضوع جالب و بااهمیتیه، اما ربطی به کشور در حال سقوط ما نداره. یا لاقل فعلا نداره.
تکرار مکرراته، ولی هر فیک‌نیوزی ضداطلاعات نیست. تا الان ازین اوباش ضداطلاعات چندانی ندیدیم حقیقتا (#گله_گاو که خودی‌های خودش رو هم نمیتونه از سردرگمی خارج کنه، ضداطلاعات طراحی کنه؟). فیک‌نیوزها معمولا یا توسط آدم‌های دوزاری که ادای خبرنگار درمیارن، منتشر میشن، یا آدم‌های رندومی که کلیک و بازدید خیلی براشون مهمه؛ یا ناخواسته توسط کسانی که شناخت‌شون ضعیفه. دو دسته اول که تکلیف‌شون مشخصه. درباره دسته سوم باید گفت که اختصاص به این مملکت نداره. مثلا در مورد روسیه هم بارها دیده شد، و میشه. مثلا در ابتدای جنگ هم می‌گفتند میلیاردرهای روس در حال فرارند. در حالی که فرار نبود لزوما، طرف میرفت ترکیه تا ملک بخره، تا قسمتی از پولش رو بیرون از خاک روسیه نگه داره. اگه به سیستم روسیه شناخت داشتند می‌دونستند که این حتی در ایام عادی هم جریان داره، و در زمان تحریم تشدید میشه. چون اساس کار اینه که نزدیکان به هسته‌ی مرکزی قدرت، از منابع کشور سهم میبرند، اما این سهم یکم دوره از مرکز. یعنی طرف باید بره یه جای دورافتاده و کم‌امکانات، برای مدتی مدیریت یک شرکت رو بعهده بگیره. در مرحله اول زن و بچه رو میاره همونجا. در مرحله بعد که میلیونر شد زن و بچه رو میفرسته مسکو و خودش اونجا میمونه. مرحله بعد زن و بچه رو میفرسته سنت‌پترزبورگ خودش میاد مسکو. مرحله بعد زن و بچه رو میفرسته خارج خودش میره سنت‌پترزبورگ، و مرحله بعد ممکنه خودش هم بره خارج، و ممکنه نره. مسیرهای مختلف هر کدوم ازین افراد، با بقیه موازیه، اما همزمان نیست. یکی ممکنه تو مرحله یک باشه، یکی دیگه تو مرحله سه. از فوکوس کردن روی یک یا چندنفرشون نباید خبر در بیاری. و اگه کسی خبر درآورد نباید فکر کنی ضداطلاعاته.
خیلی هولناکه که به ملت هشتاد میلیون نفری هم باید بگی «برو دورتو بزن برگرد».
روسیه به مادری تجاوز می‌کند:

ناسیونالیست روس: اگر امروز به این زن تجاوز نشود فردا مردم روسیه را نسل‌کشی می‌کند.

مزدوران اسد: اگر دولت روسیه درخواست کند ما هم از پشت وارد این زن می‌شویم.

بسیجی: آمریکایی‌ها به این زن تجاوز کردند و صورت یک مرد روس را با کامپیوتر چسباندند به مزدور خودشان.

عمله‌های چین: دوران تک‌قطبی ریختن اشک تمساح برای زنانی که سکس دارند به پایان رسیده.

صدراعظم آلمان: اگر جلوی تجاوز به این زن را بگیریم ممکن است واژنش عفونت کند.

خاورمیانه‌ایِ تانک‌ِ روسی پرست: من با برادر خانومم که تو مایو کلینیک کار می‌کنه صحبت کردم گفت واژن زن اگه در فواصل معین مورد تجاوز قرار نگیره دچار خشکیدگی و زگیل میشه.

وزیر خارجه ایران: این خانوم به حریم آلتی که در خودش فرو رفته احترام بگذارد.

پناهیان: این خانوم یک‌بار فرصت داشت اسلام بیاره و صیغه یکی از طلاب بشه، ولی فریب غرب رو خورد و الان به این‌ وضعیت افتاده.

چامسکی: این زن اگر خودش را سفت کند ممکن است دچار خونریزی شود.

سردبیر مجله ژاکوبین: در مسیر عبور از سرمایه‌داری، واژن چند زن هم پاره شود قابل اغماض است.

طرفداران ترامپ: رسانه‌ها این رو به شما نمیگن ولی این زن هفته پیش بدون سوتین رفته بود بیرون.
زن ایرانی: آخوند باید بره.

مرد سلطنت‌طلب: اگه قراره آخوندها برن ولی هر گوشه خودمختار بشه بهتره آخوندها بمونند.

مرد کمونیست: اگه قراره آخوندها برن ولی ایران بیفته دست آمریکایی‌ها بهتره آخوندها بمونند.

مرد مذهبی: اگه قراره آخوندها برن ولی زن‌ها هرکاری خواستند بکنند بهتره آخوندها بمونند.

مرد ایرانشهری: اگه قراره آخوندها برن ولی آموزش پرورش خصوصی بشه بهتره آخوندها بمونند.

مرد لیبرال: اگه قراره آخوندها برن ولی تو پارلمان همش کمونیست‌ها رأی بیارن بهتره آخوندها بمونند.

مرد ترک: چرا تهران حمایت نکرد؟
درباره احترام به جنازه دشمن و در رد کتلت، عمر بن عبدود رو مثال میزنه که علی کشتش ولی مثله‌ش نکرد.
فلاسفه یونان از دو هزار سال پیش هشدار داده بودند که اول باید عقل داشته باشی، بعد بری سراغ یک مذهب. (البته ممکنه گفته بشه کسی که عقل داره سراغ مذهب نمیره، ولی این یک عقیده جدیده، دو هزار سال پیش مطرح نبود).‌ وقتی مثل یک آدم عقب‌افتاده ذهنی وارد حیطه مذهب یا اخلاقیات میشی، با چنین اظهارنظرهایی میای بیرون.

علی و عمر بن عبدود در یک سطح از قدرت بودند. هر دو شمشیرزن بودند و هر دو شمشیر داشتند، و هیچ‌کس در نبردشون دخالت نکرد. در شرایط برابر، احترام معنا داره. میتونی احترام نذاری، ولی معنا داره. رابطه مردمی که گروگان گرفته شده‌اند، و سلیمانی که جزء گروگانگیران‌شون بود، رابطه برابر نیست. در رابطه نابرابر، اگه در موضع پایین‌تر هستی، هیچ‌چیز دشمنت قابل احترام نیست. از بدنش گرفته تا مقدساتش. به هرچیزی که مربوط به وجودشه باید توهین کنی. می‌تونی نکنی، ولی توهینت معنادار و موجه است. این چیزیه که هرکس که عقب‌افتاده ذهنی نیست باید درک کنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چطور میشه که یک آدم باسواد و باهوش با کلی مطالعه و تحقیق، یهو درباره بیت‌کوین چنین اظهارنظر احمقانه‌ای می‌کنه که اگه تعداد واحدهایی که از یک پول داریم ثابت باشه دیگه نمیشه تجارت انجام داد؟ چطور مغزش اجازه میده یهو چنین چیزی از دهانش بیرون بیاد؟
کل تجارت همین الان دنیا رو میشه با ۵ دلار انجام داد.‌ در اون صورت باید هر دلار رو به چند تریلیون قسمت تقسیم می‌کردیم. کجای این قابل فهم نیست؟ اگه قدیم سکه رو باید مدام تولید می‌کردند برای این بود که مبادله به فیزیک پول نیاز داشت، و فیزیکش نیاز به تولید داره. اگه هزارسال پیش هم نیازی به فیزیکش نبود، با پشتوانه‌ای از یک مقدار ثابت از طلا هم میشد همه تجارتی که داشتند رو انجام بدن.
حتی این احتمال وجود داره که بنده خدا معنی رشد اقتصادی رو هم درست متوجه نشده باشه.
در شرایطی که اوباش پوچگرای شیعه همچنان برای طناب‌های دارشون دنبال گردن می‌گردند و مردم همچنان عاطفی ایران به هشتگ و روضه اکتفا کرده‌اند، صحبت از ساختار سیاسی آینده، اگه گزافه‌گویی نباشه اتلاف وقت است حتما. اما چون درباره فدرالیسم مدنظرم سوالات زیادی می‌پرسند، صرفا جهت رفع ابهام و سوء تفاهم جواب چندتا از مکرر پرسیده‌شده‌ها رو می‌نویسم. بدیهی‌ست همه این‌ها با فرض اینه که در سال ۲۰۶۰ کشور واحدی به نام ایران باقی مونده باشه، یا سکونتگاه‌های اون هنوز قابل سکونت باشند.

- تقسیم‌بندی فدرالی تو بر مبنای قومیته یا جغرافیا؟

قطعا بر مبنای جغرافیای استان‌ها. چون الان با مهاجرت‌های زیادی که اتفاق افتاده، مرزکشی قومیتی دیگه مفهوم نداره. حتی تقسیمات فعلی استان‌ها رو هم نباید دستکاری کرد، چون شر غیرضرور جدیدی به همه مشکلات موجود اضافه می‌کنه. مگر اینکه ۳۷ سال بعد خیلی همه‌چیز زیر و رو شده باشه، که بعیده.

- سقف خودمختاری مدنظر تو کجاست؟

برای پیدا کردن سقف خودمختاری استان‌ها، باید بپرسید چه سقفی برای اختیارات دولت مرکزی قائلم. و سقفی که برای دولت مرکزی قائلم انقدر پایینه که میشه گفت دولتی وجود نخواهد داشت‌. بلکه چیزی در حد یک شورای ملی، که مسئول هماهنگی برای کارهای حیاتی و بزرگ، مثل جنگ و مقابله با بیماری‌های واگیردار و حوادث طبیعی و این چیزها باشه.

- و اعضای اون شورا چطور انتخاب بشن؟

هر استان پارلمان خودش رو داره، و یه فرماندار، که کابینه استانی رو تشکیل میده. احزاب استانی سر کرسی‌های پارلمان رقابت می‌کنند. حزب برنده نامزدهای خودش رو معرفی می‌کنه و مردم به طور مستقیم یکی ازون‌ها رو به عنوان فرماندار استان انتخاب می‌کنند. اگه ۳۱ استان داشته باشیم، ۳۱ فرماندار خواهیم داشت، که شورای ملی رو تشکیل میدن. هر تصمیمی که قرار باشه در اون شورا گرفته باشه باید رأی دو سوم اون ۳۱ نفر رو داشته باشه. مثلا اگه بین هند و پاکستان جنگی رخ بده و بخوایم تصمیم بگیریم که ما هم به یکیشون کمک کنیم، باید ۲۰ نفر از فرمانداران با این دخالت موافق باشند. یک حزب بزرگ میتونه در همه استان‌ها فعال باشه، اما اگه بخواد در تصمیمات شورای ملی تأثیرگذار باشه، باید حداقل در بیست استان رأی اکثریت مردم استان رو کسب کرده باشه.

- هر استان قانون اساسی خودش رو داره یا همه از یک قانون تبعیت می‌کنند؟

قانون اساسی کشوری باید در یک صفحه آچهار جا بشه، نه بیشتر. و باید دو بخش داشته باشه. در بخش اول، حقوق طبیعی همه ایرانی‌ها رو به رسمیت بشناسه، مثل حرمت حیات و حق مالکیت و آزادی بیان و آزادی تبلیغ مذهب و برابری و این چیزها، و در بخش دوم یک سری حقوق ملی تعریف کنه، که مختص ایرانی‌هاست، نه همه انسان‌ها. مثل آزادی رفت‌آمد و تجارت بین استان‌ها و اعتبار اسناد رسمی یک استان در بقیه استان‌ها و ازین چیزها. مابقی قوانین، هرچه که باشند و مربوط به هرچیزی باشند، به عهده هر استانه.

- قانون استانی تا کجا میتونه پیش بره؟

تا هرکجا که پارلمانش بره، تا جایی که حقوق تضمین شده در قانون اساسی ملی رو سلب نکنه. میتونه حقوق رو بسط بده، مثلا بگه در استان ما در صورت گذراندن دوره‌های آموزشی، حمل اسلحه مجاز است. اما نمیتونه تصویب کنه در استان ما زن حق طلاق ندارد.

- و توزیع بودجه‌ چطور خواهد بود؟

غیر از همون مواردی که شورای ملی درباره‌ش تصمیم می‌گیره مثل جنگ و بحران و این چیزها، بودجه کشوری نخواهیم داشت. دخل و خرج هر استان با خودشه.

- در اون صورت بعضی استان‌ها ممکنه حقوق کارمندان‌شون هم نتونن بدن!

مشکلات‌شون خیلی بیشتر از حقوق کارمندان خواهد بود. به چنان دیواری اصابت کنند که اولش اعلام کنند غلط کردیم. نه تنها درباره سایز نهادها و سازمان‌ها، بلکه درباره تمام ساختار مدیریتی تجدیدنظر خواهند کرد. اما به مرور درست میشه. همه می‌گفتند نمیشه آموزش و پرورش رو سپرد دست شرکت‌ها، ولی در هند دادند، و شد، و ارزونتر از دولت هم درآورد!

- در این سیستم پول ملی خواهیم داشت یا هر استان پول خودش رو منتشر می‌کنه؟

اگه در قانون اساسی ملی، تفکیک پول از دولت به رسمیت شناخته بشه، این سوال بلاموضوعه، چون استفاده از هر ارزی که دلت بخواد به عنوان یک حق طبیعی تو در نظر گرفته میشه، و مسلما وقتی آزاد باشی از هر ارزی که دلت بخواد استفاده کنی، از ارز دیجیتال غیرمتمرکز که ربطی به دولت نداره استفاده خواهی کرد.

- این همون تجزیه نیست؟

نه نیست. چون خیلی بهتر از تجزیه‌ست. تجزیه تنها شدنه، و همونطور که بارها تکرار کردم این تنهایی در جهنم خاورمیانه حکم خودکشی رو خواهد داشت. چون قدرت‌های همسایه تنهاهای ضعیف رو می‌بلعند. مثلا می‌تونید ببینید ترکیه داره با همسایگان ضعیفش چه می‌کنه. این سیستم همه مزایای تجزیه رو داره، بدون اینکه معایبش رو داشته باشه، چون هر استان پشتیبانی بقیه رو پشت خودش داره.
- فکر می‌کنی مردم در یک رفراندوم به چنین طرحی رأی بدن؟


الان نه. وقتی ایران با همه مشخصات ملی تاریخی خودش غرق شد، چرا. که اون موقع هم دیره‌.
Anarchonomy
- فکر می‌کنی مردم در یک رفراندوم به چنین طرحی رأی بدن؟ الان نه. وقتی ایران با همه مشخصات ملی تاریخی خودش غرق شد، چرا. که اون موقع هم دیره‌.
می‌دونید چی در تاریخ این کره خاکی زیاد ما به ازای واقعی داشته؟ امپراتوری! همونی که شما باش مخالفی. اگه ساعت تاریخ حکمرانی سیستماتیک رو ۶۰ دقیقه در نظر بگیریم، ۵۷ دقیقه‌ش در امپراتوری یا مشابهش طی شده. این دو سه دقیقه آخره که با پارلمان و این چیزها گذشته‌. در ۵۹ دقیقه و ۴۵ ثانیه‌ش، مردم تاریخ به پولی که شما بش میگی پول می‌خندیدند.
Anarchonomy
می‌دونید چی در تاریخ این کره خاکی زیاد ما به ازای واقعی داشته؟ امپراتوری! همونی که شما باش مخالفی. اگه ساعت تاریخ حکمرانی سیستماتیک رو ۶۰ دقیقه در نظر بگیریم، ۵۷ دقیقه‌ش در امپراتوری یا مشابهش طی شده. این دو سه دقیقه آخره که با پارلمان و این چیزها گذشته‌.…
این نگاه شما متأثر از کلیشه مرکزگراییه که تهران رو لوکوموتیو پیشروی فرهنگی فرض می‌گیره و بقیه رو واگن‌های پشت‌سرش.
این احتمال وجود داره که تو سیستم فدرالی، وضع فرهنگی بلوچستان از تبریز هم جلو بزنه. یه قتل ناموسی تو‌ خوزستان می‌بینید نتیجه می‌گیرید تو قرون وسطی هستند، اما زیرش رو نمی‌بینید. لایه زیری اون جامعه استعداد بیشتری داره برای پرش به چند سطح بالاتر.
از طرفی توسعه فرهنگی زورکی، توسعه نخواهد بود. دکورسازی خواهد بود. توسعه فرهنگی نیاز به فضای آزاد و زمان داره، نه چوب؛ و مثل توسعه اقتصادی سریع میوه نمیده. در قطر دیدید که در دلار شنا می‌کنند و مدیریت هر کاری که سواد میخواد رو سپردن به چشم‌آبی‌ها، اما همون نگاهی رو به گی‌ها دارند که پیش‌نماز مسجد امیرحمزه تایباد به گی‌ها داره.
Anarchonomy
این نگاه شما متأثر از کلیشه مرکزگراییه که تهران رو لوکوموتیو پیشروی فرهنگی فرض می‌گیره و بقیه رو واگن‌های پشت‌سرش. این احتمال وجود داره که تو سیستم فدرالی، وضع فرهنگی بلوچستان از تبریز هم جلو بزنه. یه قتل ناموسی تو‌ خوزستان می‌بینید نتیجه می‌گیرید تو قرون…
بالاخره یه جایی باید اقتصاد از منابع‌فروشی و تولید بیفایده، بره به سمت خدمات و صادراتش. و مجبور بودن، تنها موتور محرک این شیفت خواهد بود. اگه نفت و گاز متعلق به هر استانی باشه که چاهش در اون قرار داره، فقط به نفع خود اون استان نیست، به نفع بقیه هم است. چون مجبور خواهند شد ازین حالت بیمارگونه خارج بشن. یکی از دلایلی که خودمختاری و توزیع قدرت برای ما فقط یک گزینه نیست بلکه یک ضرورته، اینه که دولت‌های مرکزی، اجازه نخواهند داد ازین حالت بیمارگونه خارج بشیم. الان داره به نحوی اجازه نمیده، در یک دولت دیگه هم به نحوی متفاوت اجازه نخواهد داد. صد مدل مختلف هم تست کنید، همین خواهد بود.
از هم پاشیدن سبک زندگی «کارمند دولت بشیم، با خیال راحت زندگی کنیم»، که متأسفانه پهلوی‌ها استارتش زدند، به جامعه استرس وارد می‌کنه.‌ برای گرفتن ضرب این استرس، باید در تجارت یک رویکرد رادیکال داشت تا فرصت‌های جدید، سریع شکل بگیرند. مثل تعریف آزادی تجارت شهروند ایرانی با هرکسی در دنیا که دلش خواست، به عنوان یک حق؛ که شامل واردات و صادرات هرچیزی با تعرفه صفر هم میشه.
Anarchonomy
بالاخره یه جایی باید اقتصاد از منابع‌فروشی و تولید بیفایده، بره به سمت خدمات و صادراتش. و مجبور بودن، تنها موتور محرک این شیفت خواهد بود. اگه نفت و گاز متعلق به هر استانی باشه که چاهش در اون قرار داره، فقط به نفع خود اون استان نیست، به نفع بقیه هم است. چون…
هنوز این کانسپت برای مردم ما خیلی غریبه که شهروند عادی از یه شرکت هلندی ماشین راهسازی بخره، و دولت هیچ‌جوری نتونه جلوش رو بگیره، چون به عنوان یک حق تعریف شده و اگه دولت بخواد مانعی جلوش قرار بده یا شرط و شروطی براش بذاره، با دادگاه عالی طرف خواهد شد.
براش غریبه چون نه تنها به مخیله‌ش خطور نمی‌کنه که یک شهروند بتونه انقدر قدرتمند باشه، بلکه این شانس رو برای خودش قائل نیست که از یک شهروند غربی هم قدرتمندتر باشه، چون دولت اون‌ها میتونه در خریدش دخالت کنه.
بگذارید یک چیزی رو رک بگم.. ما جهان‌سومی‌ها باید درست قلق‌گیری کنیم، و خیلی بالاتر رو هدف قرار بدیم، چون بهرحال پایین‌تر خواهد خورد. اگه وضع الان شهروند غربی رو هدف قرار بدی، یه قانون سیب‌زمینی‌طور گیرت میاد.
Anarchonomy
هنوز این کانسپت برای مردم ما خیلی غریبه که شهروند عادی از یه شرکت هلندی ماشین راهسازی بخره، و دولت هیچ‌جوری نتونه جلوش رو بگیره، چون به عنوان یک حق تعریف شده و اگه دولت بخواد مانعی جلوش قرار بده یا شرط و شروطی براش بذاره، با دادگاه عالی طرف خواهد شد. براش…
این فقط مشکل یک استان با یک استان دیگه نیست. سودان و مصر هم این مشکل رو دارند. و اتفاقا یکی از دلایل رد ایده تجزیه‌ست. کشور استقلال‌یافته ضعیف نمیتونه سهم آبش رو از همسایه قدرتمندتر بگیره، همون‌طور که الان اقلیم کردستان نمیتونه سهمش رو از ترکیه بگیره. اما در یک چارچوب فدرال، علاوه بر اینکه منافع محیط‌زیستی کشور، خط قرمز تعیین میشه، بلکه خرید و فروش آب به قیمت واقعی باعث میشه فروختنش به استان‌های همجوار توجیه اقتصادی بیشتری پیدا کنه.‌
وضع الان رو کلا سرنخ چیزی قرار ندید، چون الان در هرج و مرج کاملیم.
Anarchonomy
این فقط مشکل یک استان با یک استان دیگه نیست. سودان و مصر هم این مشکل رو دارند. و اتفاقا یکی از دلایل رد ایده تجزیه‌ست. کشور استقلال‌یافته ضعیف نمیتونه سهم آبش رو از همسایه قدرتمندتر بگیره، همون‌طور که الان اقلیم کردستان نمیتونه سهمش رو از ترکیه بگیره. اما…
ظاهرا خیلی‌ها ازینکه مجبور باشند گاز و برق و آب رو به قیمت جهانی یا منطقه‌ای بخرند واهمه دارند!
خب اینکه الان هم آب‌تون و هم گازتون و هم برق‌تون رو هواست، و خود هوا رو هم نمی‌تونید تنفس کنید، به خاطر همینه که تا الان به صورت نذری توزیع شده. اگه آب نذری نبود، وسط بیابون کارخونه فولاد نمیزدن، و الان تو اصفهان میشد نفس کشید. خیلی از چیزهایی که فکر می‌کنید نمیشه تغییرشون داد، عامل اصلی وضعیتیه که باعث شده حس کنید باید تغییراتی صورت بگیره.
بخش زیادی از عمر انسان صرف این میشه که بفهمه وارد چه دنیایی شده، و این از همون بچگی شروع میشه. هر بچه‌ای تا به مرحله راه رفتن چهاردست‌و‌پا رسید، هرچیزی گیرش بیاد رو برمیداره میکنه تو دهنش که با حسگرهای لب و زبانش بفهمه چه جنسی داره و چه اندازه‌ای داره و چه مزه‌ای داره. طوری که در اون دوره بزرگترها باید بیشتر مواظب باشند، چون ممکنه یکی از چیزهایی که میکنه تو دهنش خفه‌ش کنه‌. اما بعضی‌ها این پروسه رو زیادی کش میدن‌.
من هیچوقت تو دیت شانس نداشتم. دفعه اول دختره از خانواده‌ای بود که کلا حجاب نمی‌دونستند چیه. نماز که بنیادگرایی حساب می‌شد. اما این یه آلبوم از شهدای دفاع مقدس درست کرده بود. عکس این فرمانده‌ها رو جمع کرده بود و همه رو حفظ بود. نقشه والفجر مقدماتی رو گذاشته بود زیر شیشه میز تحریرش! خیلی سعی کردم مودبانه بپرسم «دخترم کسخلی آیا، یا موضوع چیه؟». نمیشد پرسید تو می‌دونی اینا کی‌ان و ذهن‌شون چطور کار می‌کرد؟ میدونی اینا هیچ ربطی به تو نداشتن؟ چون اگه می‌پرسیدی می‌گفت آره مطالعه کردم! نمیشد بش گفت نه مطالعه فایده نداره، باید از من بپرسی. چون بعدش میپرسید تو از کجا میدونی؟ و طبعا نمی‌تونستم بگم سر من هم رفته بود زیر آب، ولی به موقع اومدم بالا و نفس گرفتم. و خب اینکه منبع مطالعاتی نیست. این یه جور دونستنیه که رفرنس علمی نداره. و البته بعد یه مدتی ولش کرد. فکر می‌کردم فقط این اینجوریه. دختر سومیه فتیش مشابهی داشت اما به ارتش! عبارت تیپ ۶۵ نوهد رو جلوش به زبان می‌آوردی خیس میشد. یکم بالاتر از اونجای مچ که معمولا برای خودکشی با تیغ میزنند، یه ستاره سرخ که فکر کنم ستاره ارتش شوروی بود تتو کرده بود. سعادت نداشتم بقیه مناطق رو اسکن کنم. ازین پیرهن‌های استتار لجنی می‌پوشید و آستین رو تا میزد و ساعت کاسیو تکاورها رو می‌بست. و اینم بعد یه مدت ول کرد این چیزهارو. نه به خاطر اینکه من بش گفته باشم ارتش کلا جای کثافتی است. همینجوری ول کرد. دیدم این‌ها جدی دارن فقط زبون می‌زنند، بعد میندازن کنار. مثل بچه که دسته کلید رو می‌کنه تو دهنش. شناختی در کار نبود. فهمید اون یارو که پشت خط عین کسخلا زانوهاش رو بغل گرفته بود و با خودش میگفت «امام میگه برید جلو، ولی بچه‌ها میگن نمیشه رفت، الان امام زمان اینجا بود چیکار می‌کرد؟» مغزش با چه مکانیزمی کار می‌کرد؟ نه، نفهمید. فهمید اینا وقتی با وانت جنازه‌ها رو میاوردن و خون میریخت رو لوله اگزوز و می‌شمردند میدیدن ۶۹ تاست افسوس میخوردن که چرا ۳ تا کم اومده که ۷۲ تا نشه، چجوری می‌تونستند اینطور روانی باشند و به جنگ هم ادامه بدن؟ نه، نفهمید. فهمید چطور حسن باقری هم حرص میخورد برای نتیجه هم نتیجه براش مهم نبود؟ نه، نفهمید. الان هم بش بگم نمیفهمه. قرار بود فقط زبون بزنه. محیط تخمی‌ای که توش به دنیا اومده بود، از همین دسته کلیدها داشت فقط، پس همینارو باید لیس میزد تا بفهمه چیزهایی که در دنیای من هستند چی هستند.

دیت چهارم خیلی مستقیم گفت ببین من فقط میخوام مزه آلت مردانه رو بفهمم، بعدش میرم پی کارم. اگه بفهمی هدف از خیلی از کارهاشون فقط لیس زدن بوده، میفهمی همه‌جا رو تفی کردن. استندآپ کمدی تازه داشت پا می‌گرفت گفتم کسخلید؟ کمدی بدون شوخی جنسی و شوخی سیاسی فلجه، و هر دو تو ایران مسدوده‌. دنبال چی هستید؟ سلبریتی کمدین فالو می‌کنید؟ یه مدت به این هم زبون زدن و انداختنش کنار. یارو حقوقدانه میگه رشته حقوق رو حذف کنید دیگه، نیازی بش نیست وقتی مثل القاعده حکم صادر می‌کنید! انگار القاعده شیعی هفته پیش تأسیس شده. چون قرار نبود شناخت پیدا کنه. قرار بود زبون بزنه. دانشگاه هم یه چیزی بود که کردن دهنشون یکم مزه کردن، حالا اینم دارن میندازن کنار. همه‌جا رو تف برداشته.

اون طرف تو خیابون هم یه عده حالا حالاها باید اعتراضات بلژیکی رو لیس بزنند. باید به اسپری و بنر آتیش زدن لیس بزنند، و بعد یه مدت بندازن کنار. بالاخره تو محیط کشوری که دائما انقلابیه، اینم یکی از دسته‌کلیدهاست. یارو نوشته ما تو ایلام خود پاسگاه رو ترکوندیم چرا کانال‌ها چیزی ننوشتن فقط بنرها رو پوشش میدن؟! که باید بگی خب رسانه‌ها که غلط کردن، ولی قربون بیضه‌هات برم، شما هم داری پاسگاه آتیش زدن رو زبون میزنی، فقط شما زبونت زبرتره یکم، نه؟.. نه، نمیشه گفت. و فکر کن وایساده باشی پای اتوبوس و در رو‌ باز کرده باشی و به این بچه‌های در حال لیس زدن اشیاء دم دست بگی که باید سوار شن تا بریم جلوتر، و ببینی یکی نشسته داره با نوک خودکار به کون یه کفشدوزک ضربه میزنه که سرعتش بیشتر بشه، اون یکی میگه آقا اجازه امیر رسولی قمقمه‌مون رو برداشته نمیده!

🔽
.
...خیلی ازون کلیدخورا رفتن از ایران البته، و در تماس هم نیستم. لابد بعد از کلی پرسه زدن، جمع‌بندی نهایی‌شون این بود که «وطنم ایران» خیلی معذرت میخوام مزه عـَــن میده! و من اینجا نشستم دارم برای شما می‌نویسم حتی وقتی چهل میلیون کسخلند و چهل میلیون کسکش، نباید عزاداری کرد! شاید یکی صد و سی سال بعد دلش برام بسوزه.