Anarchonomy
47.2K subscribers
6.82K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
یه شارلاتانی به نام کرگ رایت ادعا داشت ساتوشی ناکاماتو واقعی خودشه. خیلی‌ها بش گفتند بشین سرجات کلاهبردار کذاب‌‌. از یه سری ازین‌ها شکایت کرد، که شما آبرو و حیثیت من رو بردید و تو فضای عمومی بم گفتید کلاهبردار. یکی‌شون پیتر مک کورمک بود که یه پادکست داشت. چون جناب شارلاتان دروغ زیاد گفته بود، دادگاه تمام ادعاهاش رو رد کرد، اما مک کورمک باید ۹۰۰ هزار پوند بابت هزینه‌ها پرداخت کنه. تکنیک اینجوریه که وقتی نمیشه تو دادگاه برنده شد، انقدر پرونده رو کش میدیم که اونی که پول کمتری داره ببازه، چون نمیتونه بیشتر ازون ادامه بده. اما جالب‌تر اینجاست که قاضی نه تنها تلویحا به وجود این تکنیک کثیف اذعان داره، بلکه ازش خوشش هم میاد، و میگه این ۹۰۰ هزار پوند باید به آقای مک کورمک ثابت کرده باشه که زبان سرخ، سر سبز را می‌کند ورشکست!
خیلی‌ها متوجه شدت مسخرگی این مسئله نیستند هنوز.. قاضی داره میگه درسته اونی که در ملاء عام بش گفتی کلاهبردار، واقعا کلاهبردار و دروغگوعه، ولی ازین به بعد حواستو جمع می‌کنی که چی بگی و چی نگی درباره دیگران!

توصیه می‌کنم دوباره مقاله کارل مارکس درباره جرم و دولت رو بخونید.
برای اینکه بسنجید آیا بایکوت و تحریم از عهده این مردم برمی‌آید یا نه، تست کنید آیا می‌تونند از فردا به خیابان جمهوری تهران بگن خیابان ژینا، یا نه. خواهید دید که نخواهند توانست. این یک پروژه کلیدی نیست، هرچند که میتونه معنادار باشه، چون در کشوری که گرفتار استبداد مطلقه‌ست معنی نداره روی نقشه‌ شهرها کلمه جمهوری دیده بشه؛ اما با اینکه یک پروژه کلیدی نیست و اثری رو کلیت جنگ نداره، هزینه‌ای هم نداره، و کار دشواری هم نیست، و نیاز نداره مردم قید درآمدشون رو بزنند، یا کالای خاصی رو مصرف نکنند. کافیه کلمه جمهوری رو به زبان نیارن. آیا می‌توانند؟ خیر.
ممکنه بگید این ناتوانی چه ربطی داره به ناتوانی در بایکوت بانک‌ها و تحریم ایران‌خودرو؟
قبلا نوشته بودم اینجا مردم در تجارت مثل روباه عمل می‌کنند، اما در سیاست رفتاری دارند که انسان گمان می‌کنه همگی دچار سندروم داون هستند! هرروز از روش‌های جدید کلاهبرداری، شیادی، رانت‌گیری و رشوه‌دهی، دور زدن قانون و کاسبی‌های زیرزمینی و مشاغل کاذب و دلالی‌های عجیب رونمایی میشه که گاهی فک شنونده رو قفل می‌کنه. اما همین آدم‌هایی که برای همه این امورات خلاقیت دارند، به مبارزه سیاسی که میرسه ناگهان خنگ‌بازی‌هایی درمیارند که باز هم میتونه فک شنونده رو قفل کنه.
یکی از دلایلش اینه که جماعت ایرانی به طور میانگین نمیتونه خودش رو در برابر رسمیت‌یافتگی‌ها قرار بده. حتی اگه مطمئن باشه که تلویزیون حکومتی دروغ شاخدار تحویل مخاطب میده، باز هم جدی می‌گیردش، چون تلویزیون حکومتی یک تلویزیون رسمیه. ایرانی در برابر هرچیز آفیشیالی، زانوهاش شل میشه‌. در دوره کرونا نوشتم که ترس مردم از بیماری، به خاطر اعتمادشون به دولت ایران نیست، به خاطر اعتمادشون به دولت‌های خارجیه. در برابر سیاست رسمیت‌یافته درباره پاندمی، زانوهاشون شل میشه و کاملا حرف‌گوش‌کن میشن. و این میتونه باعث بشه تصور کنید تناقضی وجود داره، ولی وجود نداره. وابستگی روانی‌شون به «امر رسمی»، کاور می‌کند بی‌اعتمادی‌شون به دولت را. همزمان که هیچ‌کدام از حرف‌های دولت درباره صنعت خودرو رو باور نمی‌کنند، خودروسازی رسمی مملکت رو هم نمی‌تونند بایکوت کنند. چون اینکه همه پدیده‌های رسمی مملکت بی‌اعتبار بشن، این استرس رو بشون میده که دیگه کشوری به نام ایران وجود نداره!

اگه حتی جادوگری وجود داشت و کاری می‌کرد تمام تجهیزات صداسیما از کار بیفته و دیگه هیچ گیرنده‌ای سیگنالش رو دریافت نکنه، حتی همون‌هایی که اذعان دارند صداسیما دستگاه لجن‌پراکنیه، دچار اضطراب می‌شدند. چون در ذهن‌شون کشوری که تلویزیون کشوری نداره، کشور نیست!

بدون تغییر یافتن ذهنیت مردم ایران، از ایران؛ نمیشه ازشون انتظار داشت در برابر اشغالگران ایران بایستند.
تقریبا تمام دنیا برای ارتباط با دیگران، به واتس‌اپ متکی هستند (با یک میلیارد ویس رد و بدل شده در شبانه‌روز). بعد ازون مسنجر فیسبوک قرار داره.‌ تلگرام فقط برای ما و اتیوپی در رتبه اوله!
یکی از چیزهای جالبی که از خارجی‌ها شنیده میشه اینه که از محیط کاربری تلگرام خوششون نمیاد! در حالی که برای ما ایرانی‌ها خیلی کم‌نقص به نظر میاد. در دو عالم متفاوت زندگی می‌کنیم.
هیس 🤫 فعلا چیزی نگید هیولا بهانه برای سرکوب پیدا کنه. آخه دنبال بهانه‌ست! بدون بهانه هیچ کاری نمیتونه بکنه و خلع سلاح میشه!
Anarchonomy
هیس 🤫 فعلا چیزی نگید هیولا بهانه برای سرکوب پیدا کنه. آخه دنبال بهانه‌ست! بدون بهانه هیچ کاری نمیتونه بکنه و خلع سلاح میشه!
در مورد فدرالیسم چیزی نگید، درباره خودمختاری چیزی نگید، در مورد حمایت خارجی چیزی نگید، در مورد خشونت چیزی نگید، درباره تخریب زیرساخت چیزی نگید، درباره تحریم چیزی نگید، درباره خود اسلام چیزی نگید، برای مرگ‌شون خوشحالی نکنید، فحش مادر ندید، به قیافه‌شون گیر ندید!
پست‌های وی‌چت در چین که خبر از فوت روزانه دو هزارنفر از بیماران کرونایی میدن، بلافاصله حذف میشن‌. به صرف اینکه حذف میشن نمیشه گفت عدد دقیق گزارش شده. چون دولت چین فقط با گزارش عددش مشکل نداره. اگه به جای دو هزارنفر می‌نوشتند دویست نفر هم باز حذف می‌کرد. با اینکه کسی بدون اجازه پادشاه چیزی رو گزارش کنه، مشکل دارند. برای ناظر بیرونی هم باید همین مهم باشه، نه خود عدد. اینکه به کوچکترین شفافیتی اجازه تنفس داده نمیشه، مهم‌تر ازینه که عدد واقعی دو هزارتاست یا بیست‌هزارتا. ناظر بیرونی وقتی که داشت از جدیت دولت چین در قرنطینه شهرها تمجید می‌کرد، باید عقلش می‌رسید که دنیای واقعی به امپراتوری‌های دروغ تخفیف نمیده. باید عقلش می‌رسید که اگه سیستم شفافی داشته باشی که کار غلط انجام بده، بهتر ازینه که سیستم بسته‌ای داشته باشی که گاهی کار درست هم انجام میده. چون سیستم شفاف، کار غلطش رو با کارهای درست بعدی جبران می‌کنه؛ یا حداقل بضاعت جبرانش رو داره. اما سیستم بسته به کار درست خودش هم گند خواهد زد. باید عقلش می‌رسید که در سیستم بسته، تغییر سیاست صرفا معطل یک دستور یا فتواست. ممکنه یک بار دستور منجر به سیاستی بشه که فکر می‌کنی درسته، و یک دستور دیگه سیاست قبلی رو بریزه تو سطل آشغال. باید عقلش می‌رسید که سیستم بسته حاضره برای اینکه ثابت کنه اشتباه نکرده، اشتباهات بیشتری مرتکب بشه‌.
بعد از اینکه امتیازات غارت سوریه توسط اوباش کرملین از دست محور مقاومت قاپیده شدند، حتی اون‌هایی که به صورت خاص درخواست شده بودند، خلیفه اندفعه امتیاز مصونیت قضایی خواسته. که یعنی سپاهی‌ها و خانواده‌شون در سوریه در صورت ارتکاب جرم، در ایران محاکمه بشن، نه در خود سوریه. یعنی همون چیزی که خمینی اسمش رو گذاشته بود کاپیتالاسیون و به استعمارگران نسبتش می‌داد. آخوند همینه، چون آدم بدون قطب‌نما و پوچ‌گرا همینه. درباره شرعیات بی‌اهمیت مثل حجاب، صحبت از حرام لایتغیر می‌کنه و به خاطرش آدم می‌کشه، اما در تغییر ارزش‌های کلیدی انقدر ریلکسه که معنی کلمه مستضعف رو در قرآن تغییر میده، و ذوق‌زده اعمال استعماری قرن نوزده و بیست رو تقلید می‌کنه‌.
اما عادت‌های گاوی #گله_گاو همواره در پس پوچ‌گرایی هیئتی وجود داره. درخواست مصونیت قضایی قبلا مطرح نبود. وقتی مطرح شد که درخواست‌های قبلی پرید. خلیفه قبلا یک بندر در مدیترانه می‌خواست. اما روسیه ازش گرفت. بنابراین برای جایگزینی درخواست قبلی، مصونیت رو اضافه کرد تا به نظر برسه همچنان توقعش زیاده. چون کم کردن توقع، برخلاف «اقتدار» تعریف شده! اما برای جایگزین، دنبال الگو می‌گشت. خود گله که بلد نیست منافع بلند مدت تعریف کنه. این کار آدم‌های باسواده. و تشکیلات اوباش آدم باسواد نداره. پس مجبوره از دست اولیاء خودش تقلب کنه. پرسیدند روسیه چه چیزهایی خواسته بوده، ما هم همونا رو بخوایم. و روسیه مصونیت رو قبلا گرفته بود. پس همین رو کپی کردند. گاومیش‌ها نمی‌فهمند که مصونیت برای روسیه، مفهوم داره. روس‌ها قلدرصفت هستند، اما بی‌دین هم هستند. و این در کشور کاملا مسلمان میتونه دردسرهایی درست کنه. برای اون‌ها منطقیه که نخوان گرفتار قوانین اسلام بشن. اما بچه‌شیعه تو کشوری که توسط نوچه علوی خلیفه اداره میشه با چه ریسکی مواجهه؟
یه زمانی مشایی گفته بود می‌ترسیم وقتی مذهبی‌ها بفهمند چقدر فساد عمیقه (که یعنی خود خلیفه طراح فساده)، دچار شوک اجتماعی بشیم.
اما درست‌تر این بود که بگه: ممکنه اگه مردم بفهمند چقدر همه‌چیز توسط تعدادی گاو طراحی و تنظیم شده، دچار شوک اجتماعی بشیم.

هنوز با اون شوک فاصله داریم. چون عده زیادی تحت تأثیر مواد مخدر هستند و هشیاری ندارند‌.
فاصله روزی که به علی می‌گفتند دست تو دست خداست و شمشیر تو شمشیر خداست، تا روزی که زبان دوستان نزدیکش رو به عنوان اغتشاشگر بریدند و جنازه‌شون رو در شهر چرخوندند، کمتر از عمر متوسط یک شتر بود. و این چیزی بود که از قبل حسش می‌کرد. همون‌هایی که زبان‌شون بریده شد هم حسش می‌کردند. اما با اینکه می‌دونستند کمی جلوتر چی انتظارشون رو می‌کشه، جلو رفتند. چون جلوی شرارت مذهبی، فقط با زره ایمان میشه پیشروی کرد.
باید ترسید.. برای جامعه‌ای که نمی‌دونه چه چیزی انتظارش رو می‌کشه، و مجهز هم نیست‌.
برای پیدا کردن جواب سوال‌تون دارید جای اشتباهی رو جستجو می‌کنید. مجازات زین‌کننده اسب مختص تاریخ شیعه نیست. دادگاه‌های آلمان هم کسانی که برای نازی‌ها اسب زین کردند رو محاکمه کرد. این کار نه تنها عقلانیه، که سواد و دیسیپلین هم نیاز داره.

تشکیلات اوباش با مقعدش هدایت میشه، نه با سرش. یک شخص بیسواد و حقیر در قوه قضاییه میتونه تصمیم بگیره که نوید افکاری رو باید به قتل رسوند، و کل نظام به تصمیم اون فرد تمکین می‌کنه، حتی اگه هزینه ایجاد کنه. برای باکره‌ها ترسناک‌تر خواهد بود این خبر، که سری هم وجود نداره و همه‌جاش مقعده. اگه سری وجود داشت خوب بود. چون سر رو میشه برد زیر گیوتین. اما از بین بردن پیکری که همه‌جاش مقعده، یک مسئله متفاوته.
پس اول باید سوال رو درست بپرسید: چرا یک شخص بیسواد حقیر بی‌اهمیت در داخل تشکیلات تصمیم می‌گیره که باید نوید افکاری رو به قتل رسوند؟ چون همه کسانی که سر چیزی می‌ایستند، دشمن هستند.‌ باید تمام هشتاد و پنج میلیون نفر حقیر باشند، تا هم‌سطح «بی‌مقدارهای خلافت» قرار بگیرند. نوید باید به قتل می‌رسید چون بی‌مقدار نبود، و هم‌سطحی رو بهم میزد. پزشک متعهد، هم‌سطحی رو بهم میزنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هویت فرهنگی بدون آزادی شوخی کردن با همه‌چیز، زنده نمیمونه.
هرسال پدرم نزدیک اسفندماه یکی از ما رو میفرستاد بریم تو صف بانک بایستیم تا عوارض نوسازی شهرداری رو پرداخت کنیم. حتی برای پولی که معلوم نبود برای چی باید پرداخت کنیم هم باید تو صف می‌ایستادیم. و بقیه هم به همون دلیل تو صف بودند. بعضیاشون قبل از باز شدن در شعبه اونجا نوبت می‌گرفتند، و از سرما تکون‌هایی به خودشون میدادند که انگار مخفیانه دارند لی لی بازی می‌کنند.
وقتی از اهل صف می‌پرسیدی اینو پرداخت نکنیم چی میشه مثلا؟ هزار و یک سناریو که ممکنه دردسر ایجاد کنند برات رو تشریح می‌کردند. اما هیچوقت هیچ‌کدوم ازون سناریوها اتفاق نیفتاد، و اونایی که سال‌ها پرداخت نکردند، موقع معامله ملک تسویه‌ش کردند.
بابت یه قبض بی‌معنی فرض رو بر این میذاشتن که حکومت یه هیولاست. اما وقتی خود هیولا زنگ میزنه بشون میگه در امانی، فکر می‌کنند دولت بلژیک باشون تماس گرفته!
واقعا تحمل کردن مردم کار سختیه.
نیاز به یک فرزند پسر دارم که اسمش رو بذارم شعیب.
این پاراگراف رو یه بچه‌شیعه درباره رفقای بچه‌شیعه‌ش نوشته.
گفتم که همه‌چیز داره خوب پیش میره.
برخلاف ادعای مخاطبان تازه‌وارد، به جدیت انتقاد پذیرم. ولی بیشتر، نقد خودم از خودم رو می‌پذیرم، تا نقد دیگران از خودم. چون خودم رو موظف کرده‌ام به درست فکر کردن. ولی دیگران دنبال امتیازگیری و بازی‌های چیپ هستند. به عبارت دیگه، فقط خودم دلسوز ذهنم هستم. ۲۰۲۲ هم سالی پر از انتقادات خودم از خودم بود، که غیر از یکی، نیازی به تشریح‌شون به دیگران نیست و خودم در جریان باشم کافیه. و اون یکی هم مربوط به مذهب در ایران میشه.
واقعیت برای ما سه جنبه داره. یک، اصل واقعیت. دو، برداشت ما از اصل واقعیت، و سه استراتژی ما در برابر واقعیت. مذهب اسلامی-ایرانی یک موجود واقعی است که اصلی دارد‌. یعنی هزار و چهارصدسال پیش واقعا یک اتفاقاتی افتاده و مسیر ما تغییر کرده. میشه درباره اصلش بحث آکادمیک کرد، باستان‌شناسی کرد، کتیبه‌ها رو ترجمه کرد. حتی عکس‌های ماهواره‌ای از سایت‌های تاریخی هم میتونه کمک کنه. و هرچه اطلاعات بیشتر و مطالعات عمیق‌تر بشه، نمای صحیح‌‌تری از اصل واقعیتش بدست میاد.‌ مثلا ممکنه نتیجه گرفته بشه که حمله اعراب به ایران یک داستان فیک بوده و طراحی سیستم عامل اسلام و قرآن، محصول مشترک منطقه بوده، نه واردات محتوا از وسط یک بیابان!
با توجه به پکیج ایدئولوژیکی که هرکس در اون گرفتاره، برداشت‌ها درباره این واقعیت متفاوته. یک برداشت میتونه این باشه که «این ملت آخوندپرست تا پونصد سال بعد دست از افیون خودش برنمیداره». یک برداشت دیگه میتونه این باشه که «اسلام ایرانی سرزمینی که میتونست از هم بپاشه رو یک تکه نگه داشت». برداشت یکی اینه که «اسلام واقعی همین اسلام داعش بود»، و برداشت یکی دیگه اینه که «اگه همه واقعا همه مسلمون بودند وضع‌مون اینطور نمی‌شد».
با توجه به هر برداشتی، استراتژی برخورد با واقعیت هم شکل می‌گیره. و استراتژی‌ای که ازش حمایت می‌کردم، نه نجات اسلام حنیف از دست اوباش عمامه به سر، بلکه زایش ققنوس‌وار یک اسلام انسانی و آدمیزادپسند از دل میراث دینی باقی‌مانده بود. به این معنی که ما نباید وکیل مدافع حیثیت محمد و علی باشیم. بلکه باید یک محمد و علی جدید بسازیم که ایرانی مدرن امروزی بتونه به عنوان انسان کمال‌یافته بشون نگاه کنه.

اشتباه، در باید یا نباید انجام این کار نبود. در شد یا نشد این کار بود. فکر می‌کردم باید انجام داد، و می‌شود انجام داد. اما در آخرین بروزرسانی فریمور ذهنم، این باور به این شکل تغییر پیدا کرد: باید انجام داد، ولی باید دانست که شدنی نیست!

اما اگه می‌دانیم که شدنی نیست، برای چی باید انجامش بدیم؟ تا اواسط سال میلادی که امروز به پایان میرسه، سوال آزاردهنده‌ای برای مغزم بود.‌ مشاهده بعضی چیزها باعث شد بفهمم این دو گزاره از هم جدا نیستند.‌ اون «باید»، به این «نمی‌شود» وصله؛ و نتیجه‌ش فراتر از ماست، و فراتر از میراث مذهبیه. اگه مجروحی رو برات بیارن که اصلا بش نمیخوره زنده بمونه، باید هرکاری که میشه انجام داد رو برای نجاتش انجام بدی. این، اتلاف دارو و وسایل پانسمان نیست.‌ اون مجروح فوت میشه، ولی تو منطق «باید تا لحظه آخر تلاش کرد» رو به دیگران منتقل می‌کنی. چون اون منطق، فراتر از خودت و فراتر از اون مجروحه. از دست رفتن این منطق، خیلی خطرناک‌تر از دست رفتن اون مجروح، و از دست رفتن مقداری دارو و وسایل یکبار مصرفه.

🔽
به عنوان کسی که شاخک‌های حساسی داره و روی افق وسواس داره، دیگه برام تردیدی وجود نداره که کلک مذهب تشیع در ایران کنده‌ست. نویز زیادی اطراف این مجروح پراکنده‌ست و ملت رو مشغول خواهد کرد، بدون اینکه تأثیری در چیزی که رخ داده داشته باشه. نه تنها ازین پس دفاع از حیثیت محمد بی‌معنیه، بلکه ساخت یک محمد که ایرانی مدرن بپذیردش هم کاملا بی‌ثمر خواهد بود. در بخش‌هایی از راه طولانی تاریخ، باید اجازه داد بعضی چیزها بمیرند. حتی اگه مثل سگ بمیرند.‌ اما همزمان باید به حقیقت هم وفادار موند، و بخشی از حقیقت اینه که شابلون استانداردهای اخلاقی رو نباید انداخت روی مردم دوران باستان و قضاوت‌شون کرد! آدمی که دو هزارسال پیش برده‌دار بود، در فضا و زمانی زندگی می‌کرد که اینکه برده‌سازی همنوع یک ظلمه، تعریف‌نشده بود. نباید چون خودت در سال دو هزار و بیست و یک پس از میلاد برده نداری، تصور کنی آدم بهتری هستی. کسی که امروز فرزند خودش رو قربانی بت‌ها کنه، ادامه کسی که هزار سال پیش فرزند خردسال خودش رو قربانی بت‌ها می‌کرد نیست. اون آدم هزارسال پیش که اون کار رو می‌کرد آدم بهتری بود. چون کارش صرفا فداکاری بود، نه جنایت. اما کار کسی که امروز این کار رو بکنه صرفا جنایته، نه فداکاری. وقتی ساحران فرعون به موسی ایمان آوردند، پذیرفتند که دست و پاشون قطع بشه.‌ کسی بلند نشد بگه این کثافت‌کاری‌ها چیه.‌ چون طبق اخلاقیات زمانه، مجازات خائن همون بود.‌ حماسه اون ساحران، پذیرفتن اصل هزینه‌ای بود که باید برای تسلیم شدن به حقیقت می‌پرداختند، نه پذیرفتن جنس هزینه. اگه علی گردن مجرم رو میزد، برای این بود که این کار در چارچوب اخلاقیات زمان خودش بود. نباید درباره داعشی امروزی که گردن میزنه بگی این ادامه همونه! در اتمسفری که مذهب خونریزی زیادی خواهد داشت و بالاخره روی همین تخت اکسپایر میشه، این حرف دفاع از حیثیت مذهب قلمداد میشه.‌ اما این دفاع از منطق اخلاقیاته.‌ اگه قرار باشه شابلون استانداردها رو روی قسمت‌های مختلف تاریخ بگیری، باید همه رو بریزی دور.‌ قضاوت انسان هزار سال پیش با اخلاقیات امروز، مثل اینه که سرخپوست سیصدسال پیش رو به دلیل تنفس عمیق دود سرطان‌زای گیاهانی که به نظرش می‌رسید شفابخش هستند، بی‌عقل حساب کنیم و هر حرفی که زده رو مهمل به حساب بیاریم. اون روش علمی رو نمی‌دونست، میکروسکوپ نداشت، ام‌آر‌آی نداشت، آزمایشگاه پاتولوژی نداشت. نه اینکه بی‌عقل بود. اگه با شابلون اخلاقی، همه گذشتگان رو بریزی دور، اشتباهات همون‌هایی رو تکرار خواهی کرد که هزاران سال پیش مرتکب‌شون شدند، در حالی که فکر می‌کنی فرق داری و آدم بهتری هستی.
این منطقیه که باید به دیگران منتقلش کرد. فارغ ازینکه مریض روی تخت در چه وضعی باشه.
در کل تلگرام فارسی ساده‌نویس‌تر از من پیدا نمی‌کنید، و همچنان برای هرچیزی باید زیرنویس بذارم.
خودم لیترالی نوشتم قابل نجات نیست.‌ و گفتم اقدامات احیاء، در ظاهر به نظر میرسه برای نجات اون مجروحه، اما در اصل برای نجات یک چیز دیگه‌ست. مسئله این نیست که اگر اسلام رو بد قضاوت کنید، آسیب بدی به جامعه و نسل‌های بعد میرسه. مگه جوامعی که رنگ اسلام رو هم ندیدن، الان مشکلی دارند؟ مسئله اینه که بدون تسلیم به منطق اخلاقیات، این دور ریختن منجر به از دست دادن همه میراثی میشه که اتفاقا لازمش داریم. همون آدمی که گردن و دست و پای دشمنانش رو قطع می‌کرد، همزمان یک مانیفست برای حکومت‌ستیزی تبیین کرده بود که همین الان اگه در سطح اجتماع پذیرفته شده بود، داعش توان هیچ تحرکی نمی‌داشت. چهار ماهه دارید از همه روش‌های مدرن اعتراض استفاده می‌کنید، کدومش جواب داده؟ اگه سیصدهزار نفر داشتیم که به اون مانیفست علوی ایمان داشتند و مثل افعی ضربه می‌زدند، الان در همین موقعیت بودیم؟
من گفتم کلید سلولی که توش حبس هستید، تو جیب همون جذامیه‌ست. حالا اگه مایلید جنازه‌ش رو با لباسش و همه وسایلش بندازید تو کوره. خود دانید.
Anarchonomy
برای اینکه بسنجید آیا بایکوت و تحریم از عهده این مردم برمی‌آید یا نه، تست کنید آیا می‌تونند از فردا به خیابان جمهوری تهران بگن خیابان ژینا، یا نه. خواهید دید که نخواهند توانست. این یک پروژه کلیدی نیست، هرچند که میتونه معنادار باشه، چون در کشوری که گرفتار استبداد…
اول صبح هوا نسبتا تمیز بود. به تدریج آلوده‌تر شد، تا جایی که الان از روزهای آلوده قبلی هم بدتره! انگار چون امروز «رسما» به خاطر آلودگی تعطیل شده، به کارخانه‌ها و نیروگاه‌ها گفتن هرچی خواستید بسوزونید و راحت باشید، چون امروز رسما آلوده‌ست!
یه روز در حد هفت سانت برف اومده بود. اعلام کردند تعطیل کردن مدارس به صلاحدید مدیرانه. ازونجایی که مدیر مدرسه‌مون رو میشناختم و می‌دونستم وقتی تصمیمی رو به عهده‌ش بذارن حس می‌کنه امپراتور بیزانسه، پا شدم رفتم. و دیدم فقط یک سوم بچه‌ها اومدن، و همونا هم دارن برمیگردن. یکی از بچه‌ها همراه با نق زدن چیزی گفت که خیلی جالب بود: وقتی اعلام می‌کنند برف اومده یعنی زیاد اومده دیگه، هفت سانت یا هرچقدر!

اگه برای خود جهنم هم بلیت «رسمی» صادر بشه، برای همه اعضاء خانواده میخرند.
یه سرچ کن در فضای وب فارسی، ببین کی اولین بار نوشت انتخاب کوفه به عنوان مرکز خلافت یه اشتباه استراتژیک بود. ببین کی نوشته کسی که با چاه حرف میزنه، افسردگی شدید داره. ببین کی نوشته کاراکترش در جنگی غایب بوده که بسیار مشکوکه. ببین کی نوشته برای حکمرانی منش تعریف کرد، نه ساختار، و با تعریف صرفا منش، پیروانش رو در بی‌برنامگی رها کرد. ببین کی نوشته همزمان که با جهالت سنتی ستیز داشت، مدافع بدویت «عرب آزاد» بود.
همه این‌ها تو آرشیو همین کاناله. من عینک ایدئولوژیک دارم؟ شما باید سه بار جراحی آب مروارید انجام بدید تا تازه به پست‌های سه سال قبل من برسید. شما حتی متوجه نیستید دارم چی میگم، چون اگه بودید معاویه رو به عنوان رقیب «موفق» نمی‌دیدید. سلطان و خلیفه موفق همینیه که الان داریم. همینیه که الان مراسم کفن و دفن رو هم ممنوع کرده. همینیه که اینترنت رو برای شما بسته.
ما به ذهنیت یاغی نیاز داریم، که همزمان مجهز به ایمان باشه. چون اینجا خاورمیانه‌ست و یاغی خالی، زود از پا میفته.
Anarchonomy
از وقتی این کانال رو استارت زدم تا همین الان بیشترین سوالی که ازم شده اینه که به نظرت آمریکا یا اسراییل حمله می‌کنند؟ گویی علم غیب دارم. آخه چطور باید از قبل جواب چنین سوالی رو داشت؟ اما ازین گذشته، مسئله ما حمله نظامی نیست. اون مسئله آمریکاست و اسراییل. اگه…
به اروپا مربوطه که یه مشت جاکش شیعه پهپاد انتحاری تقدیم می‌کنند به یک مشت سگ‌پدر روس که درست تو شب سال نو هم مناطق مسکونی شهر اروپایی رو هدف قرار بده. به خودشون مربوطه که با آخوند چه کنند‌. ما با این همه شهید و اسیر در داخل، نمیتونیم دغدغه اشتباهات استراتژیک اون‌ها رو هم داشته باشیم.
کلیدهای خصوصیش رو عمدن گذاشته تو گیت‌هاب تا ببینه بات‌ها دنبال چه کوین‌هایی هستند. بیت‌کوین‌ها تو پونزده ثانیه سرقت شدن. والت اتریومش بعد از یک سال، دست نخورده!

#لبخند_شبانه
هر ائتلافی که نیروی هوایی پشتش نداره، فلجه. چه ائتلاف درستی باشه چه نباشه. چه ائتلاف مورد پسندی باشه چه نباشه. هروقت ائتلافی تشکیل شد که نیروی هوایی هم داشت، صدام کنید.

اما من به ائتلاف دیگران غر هم نمی‌زنم. اگه از کار دیگران خوشت نمیاد، باید خودت اقدام کنی. آینده از آن کسانیه که خودشون رو نشون میدن‌. آدم بی‌عمل، بی‌دولت هم خواهد بود. این جمله یکم شبیه حرفای مولانا شد، ولی هم دولت معادل گاورمنت، هم دولت معادل مفهومی که در مثنوی اومده، در این جمله برای ما معنی میده.