در نقطه مقابل کسانی که خودشون رو گرفتار رژیمها و فرمولهای پیچیده و گسترده تغذیهای کردهاند، کسانی قرار دارند که برای رژیم مخربشون دنبال توجیه میگردند. و یکی از متداولترین اون توجیهات اینه که: فلانی یک عمر آشغال خورد، تا ۹۵ سالگی هم عمر کرد! از وارن بافت که نمیخوایم بیشتر عمر کنیم، هرروز صبحونه بیسکوئیت میخوره!
البته عمر داریم تا عمر. خیلیها خونه نشستن و تلویزیون نگاه کردن رو زندگی حساب نمیکنند. اما حتی اگه ۹۵ سالههای آشغالخور تا روز آخر مثل افلاطون زندگی کنند، یک اقلیت ناچیزند که عمرشون رو مدیون ژنشون هستند.
مردم خوششون نمیاد جواب خیلی از سوالات و ابهامات در ژن و توارث باشه. چون یک بازندگی محتوم رو تو پروندهشون قرار میده. بنابراین به استناد به اون اقلیت خوششانس، خودشون رو اینطور فریب میدن که «پزشکی هنوز خوب بدن ما رو نشناخته.. ما با غذای آشغال هم میتونیم سالم بمونیم».
البته عمر داریم تا عمر. خیلیها خونه نشستن و تلویزیون نگاه کردن رو زندگی حساب نمیکنند. اما حتی اگه ۹۵ سالههای آشغالخور تا روز آخر مثل افلاطون زندگی کنند، یک اقلیت ناچیزند که عمرشون رو مدیون ژنشون هستند.
مردم خوششون نمیاد جواب خیلی از سوالات و ابهامات در ژن و توارث باشه. چون یک بازندگی محتوم رو تو پروندهشون قرار میده. بنابراین به استناد به اون اقلیت خوششانس، خودشون رو اینطور فریب میدن که «پزشکی هنوز خوب بدن ما رو نشناخته.. ما با غذای آشغال هم میتونیم سالم بمونیم».
❤136
کمیسیون سواحل کالیفرنیا، که زیر مجموعه دولت ایالتی کالیفرنیاست و مسئول حفاظت از ۱۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی این ایالته، با رأی قاطع ۱۱ به صفر با ساخت تأسیسات آبشیرینکن در ۵۰ کیلومتری لسآنجلس مخالفت کرد، که میتونست روزی ۱۹۰ میلیون لیتر آب شیرین تولید کنه که برای مصرف ۴۰۰ هزارنفر کافی میبود. چرا؟ چون بعضی موجودات دریایی ممکنه چیز بشن و بعد از آب شدن قطب شمال ممکنه سطح اقیانوس چیز بشه و تأسیسات بره زیر آب و چیز بشه، و... و اینجاش خوبه: و آبی که تولید میکنه گرونه اقشار مستضعف نمیتونند بخرن!
یعنی به بخش خصوصی میگن برو هروقت تونستی آب اقیانوس رو طوری شیرین کنی که هیچ افکتی روی هیچچیز نداشته باشه و بعد انقدر هم مفت باشه که باش ماشینمون رو بشوریم، بیا بت مجوز بدیم!
یعنی به بخش خصوصی میگن برو هروقت تونستی آب اقیانوس رو طوری شیرین کنی که هیچ افکتی روی هیچچیز نداشته باشه و بعد انقدر هم مفت باشه که باش ماشینمون رو بشوریم، بیا بت مجوز بدیم!
❤100
Anarchonomy
کمیسیون سواحل کالیفرنیا، که زیر مجموعه دولت ایالتی کالیفرنیاست و مسئول حفاظت از ۱۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی این ایالته، با رأی قاطع ۱۱ به صفر با ساخت تأسیسات آبشیرینکن در ۵۰ کیلومتری لسآنجلس مخالفت کرد، که میتونست روزی ۱۹۰ میلیون لیتر آب شیرین تولید کنه…
اگه ملت میدونستند دولتها چطور کار «نمیکنند»، نه تئوریهای توطئه شکل میگرفت، نه در نقطه مقابلش این خوشبینیهای کودکانه.
نه عزیزم، این کمیسیون به اینکه مرگ فلان موجود دریایی چه تأثیری در بیزینس سی سال بعد داره، کار نداره. مشاغل محلی؟ اینا تو کرونا ماتحت مشاعل محلی رو جوری پاره کردن که در تاریخ آمریکا سابقه نداشت. اینها فقط به مرگ اون موجود دریایی کار دارند، چون برای حفاظت، اصالت ذاتی قائلند! اما همین اصالت حفاظت هم زیر مجموعه اصالت توسعهستیزی قرار میگیره. آبشیرینکن، جاده جدید، نیروگاه، خطوط ریلی، تونل، پل، اینا یعنی فعالیت بیشتر انسان، و رویکرد اینها در برابر فعالیت بیشتر انسان اینه که «خیلی شلوغش نکنید حالا، طبیعت بیدار میشه».
نه عزیزم، این کمیسیون به اینکه مرگ فلان موجود دریایی چه تأثیری در بیزینس سی سال بعد داره، کار نداره. مشاغل محلی؟ اینا تو کرونا ماتحت مشاعل محلی رو جوری پاره کردن که در تاریخ آمریکا سابقه نداشت. اینها فقط به مرگ اون موجود دریایی کار دارند، چون برای حفاظت، اصالت ذاتی قائلند! اما همین اصالت حفاظت هم زیر مجموعه اصالت توسعهستیزی قرار میگیره. آبشیرینکن، جاده جدید، نیروگاه، خطوط ریلی، تونل، پل، اینا یعنی فعالیت بیشتر انسان، و رویکرد اینها در برابر فعالیت بیشتر انسان اینه که «خیلی شلوغش نکنید حالا، طبیعت بیدار میشه».
❤60
«اروپا که بودم در عرض دو هفته پنج کیلو وزن کم کردم. برگشتم آمریکا دوباره پف کردم و معده درد. چه آشغالی تو غذای ماست؟».
این یکی از نمونههای اخیرا رایج از ترکیب «زیادی جدی گرفتن تجربه شخصی، بعلاوه دقت نکردن به تجربه شخصی» است. اولی درباره آماره، و دومی درباره دیسیپلین. همزمان که از معده درد خودش کل تغذیه یک کشور سیصدمیلیون نفری رو میخواد مورد سنجش قرار بده، برای همون معده درد هم هیچ ایدهای نداره که از کجا اومد.. انگار یک چیز مرموز و عجیب غریبه!
بعد جنگ عراق سربازان آمریکایی اعزام شده پنج کیلو اضافهوزن پیدا کرده بودن. در حالی که خود عراق با بحران فقر غذایی مواجه بود. چرا؟ چون ارتش آمریکا ارتشیه که میتونه به هرکشوری در هر گوشه جهان حمله کنه، و یه شعبه از برگر کینگ رو منتقل کنه به پادگانی که اونجا احداث کرده! و همین کار رو در عراق هم کرد.
چیز مرموزی وجود نداره.
این یکی از نمونههای اخیرا رایج از ترکیب «زیادی جدی گرفتن تجربه شخصی، بعلاوه دقت نکردن به تجربه شخصی» است. اولی درباره آماره، و دومی درباره دیسیپلین. همزمان که از معده درد خودش کل تغذیه یک کشور سیصدمیلیون نفری رو میخواد مورد سنجش قرار بده، برای همون معده درد هم هیچ ایدهای نداره که از کجا اومد.. انگار یک چیز مرموز و عجیب غریبه!
بعد جنگ عراق سربازان آمریکایی اعزام شده پنج کیلو اضافهوزن پیدا کرده بودن. در حالی که خود عراق با بحران فقر غذایی مواجه بود. چرا؟ چون ارتش آمریکا ارتشیه که میتونه به هرکشوری در هر گوشه جهان حمله کنه، و یه شعبه از برگر کینگ رو منتقل کنه به پادگانی که اونجا احداث کرده! و همین کار رو در عراق هم کرد.
چیز مرموزی وجود نداره.
❤102
Anarchonomy
ناشکری نکن. مالیاتی که میدی رو به عنوان حقوق ماهیانه میدن به نماینده اتریش در اتحادیه اروپا، که بره اونجا تصویب کنه که اپل حق نداره از پورتی غیر از USB استفاده کنه.
شاید اونجا به دنیا اومده، از کجا میدونید؟
آها.. اگه اونجا هم به دنیا اومده باشه میگید: خوشت نمیاد جمع کن برو آمریکا که کمتر مالیات میدن!
ولی این نوع برخورد یک ذهن سالم دربرابر غارتگری نیست. همونطور که مطلعید اینجا دارن ماشین چینی رو با دو برابر قیمتش میفروشند. یکی گفت خب بعضیها پول دارند، براشون مهم نیست که داره باشون دوبله و سوبله حساب میشه. گفتم باید آزاد باشه چیزی رو بخره که میدونه سوبله حساب کردند، ولی آدم سالم این کار رو نمیکنه. چون داشتن پول زیاد، ریختن پول توی آتش شومینه رو توجیه نمیکنه. این اهمیت ندادن به اینکه پول کجا میره، عواقب دومینویی زیادی هم برای خود فرد، و هم برای جامعهش و هم حتی برای دنیا داره. این یک وزن اخلاقی روی دوش آدمه که پول رو باید درست خرج کرد و به درست خرج شدنش اهمیت داد.
همین حالت مفعولی شهروند اروپایی نسبت به دولت، به یک فرهنگ معیوب تبدیل شده و به جوامع جهان سوم هم رسیده، چون بهرحال هر فرهنگی وارد میشه، و الان میبینیم که حتی کوننشورهای وطنی هم از ضرورت تقدیم مالیات به بت اعظم سخن میرانند.
آها.. اگه اونجا هم به دنیا اومده باشه میگید: خوشت نمیاد جمع کن برو آمریکا که کمتر مالیات میدن!
ولی این نوع برخورد یک ذهن سالم دربرابر غارتگری نیست. همونطور که مطلعید اینجا دارن ماشین چینی رو با دو برابر قیمتش میفروشند. یکی گفت خب بعضیها پول دارند، براشون مهم نیست که داره باشون دوبله و سوبله حساب میشه. گفتم باید آزاد باشه چیزی رو بخره که میدونه سوبله حساب کردند، ولی آدم سالم این کار رو نمیکنه. چون داشتن پول زیاد، ریختن پول توی آتش شومینه رو توجیه نمیکنه. این اهمیت ندادن به اینکه پول کجا میره، عواقب دومینویی زیادی هم برای خود فرد، و هم برای جامعهش و هم حتی برای دنیا داره. این یک وزن اخلاقی روی دوش آدمه که پول رو باید درست خرج کرد و به درست خرج شدنش اهمیت داد.
همین حالت مفعولی شهروند اروپایی نسبت به دولت، به یک فرهنگ معیوب تبدیل شده و به جوامع جهان سوم هم رسیده، چون بهرحال هر فرهنگی وارد میشه، و الان میبینیم که حتی کوننشورهای وطنی هم از ضرورت تقدیم مالیات به بت اعظم سخن میرانند.
❤132
اگه میشد با یک کلیک کل پستهای انگیزشی در شبکههای اجتماعی رو از روی سرورهای اینترنت پاک کنیم، و میکردیم، هیچ خللی در آگاهیهای فردی و اجتماعی کاربران ایجاد نمیشد، از بس که مهمل و نامربوط هستند. اما در مواردی آبجکتیو میشه و به مخاطبشون انجام یک کار خاص رو پیشنهاد میدن، و سپس انجام ندادن اون کار رو مایه خسران معرفی میکنند! یکی از نمونههایی که این روزها زیاد شده لایفاستایل سفره، که مثلا میان میگن همهچیزمون رو فروختیم و یه ون خریدیم و تصمیم گرفتیم حالت عشایری بریم دنیا رو بچرخیم! سپس شروع میکنند به تولید محتوا در ژانر «جاتون خالی» در اقصی نقاط تفریحی سیاحتی جهان. همه این محتوا، چه حاوی متن باشه چه نباشه، یک تم زمینهای داره با این مضمون که «یه بار زندگی میکنی و زندگی هم کوتاهه.. چرا این منظره بکر که من دارم تجربه میکنم رو ول کردی چسبیدی به شهر و کار؟».
ادعا میکنند سرمایه زیادی نمیخواد، که خب دروغ میگن. اغلب یک بابالنگدراز دارند که اسپانسر همه این ماجراجوییهاست. ولی اون قسمتش که «من که کردم، شد» مشکل اصلی نیست. مشکل اصلی قسمت دومه که از دست دادن این تجربه نزدیک رو فقدان سنگینی نشون میده. و این یک نوع نادانی نسبت به ابعاد دنیاست. بیشتر مردم به دلایل مختلف نمیتونند از جایی که هستند تکون بخورند، و گرنه کسی از دیدن دنیا تا قبل از مرگش، بدش نمیاد. و دقیقا چون بیشتر مردم نمیتونند، تجربه سفر با کیفیت فعلی، ممکن شده. اگر همه مردم میتونستند، هر مقصد سیاحتی دنیا وضعیت عراق در ایام اربعین رو پیدا میکرد. نه فقط توریسم، بلکه حتی سفر عشایری مدرن هم، حالت فعلیشون رو مدیون ضرب دو متغیر ناچیز هستند: اقلیتی از جمعیت دنیا، درصد کوچکی از زمانی که در طول یکسال دارند رو صرف سفر میکنند. هر کدوم ازین دو متغیر دچار افزایش بشه، حاصلضرب بزرگتر میشه. اگه تعداد زیادی از مردم دنیا، مقدار زیادی از زمانشون رو در سفر باشند، مسافران حتی در جزیرههای کمتر دیده شده اندونزی هم باید کون به کون بچسبند و سلفی بگیرند. اینکه تنهایی بشینی بالای یک صخره ساحلی و دستات رو مثل عقاب باز کنی و تصویری از یک تجربه بکر ترسیم کنی، به این دلیل نیست که تونستی بیای اونجا. به این دلیله که بقیه نیومدن.
ادعا میکنند سرمایه زیادی نمیخواد، که خب دروغ میگن. اغلب یک بابالنگدراز دارند که اسپانسر همه این ماجراجوییهاست. ولی اون قسمتش که «من که کردم، شد» مشکل اصلی نیست. مشکل اصلی قسمت دومه که از دست دادن این تجربه نزدیک رو فقدان سنگینی نشون میده. و این یک نوع نادانی نسبت به ابعاد دنیاست. بیشتر مردم به دلایل مختلف نمیتونند از جایی که هستند تکون بخورند، و گرنه کسی از دیدن دنیا تا قبل از مرگش، بدش نمیاد. و دقیقا چون بیشتر مردم نمیتونند، تجربه سفر با کیفیت فعلی، ممکن شده. اگر همه مردم میتونستند، هر مقصد سیاحتی دنیا وضعیت عراق در ایام اربعین رو پیدا میکرد. نه فقط توریسم، بلکه حتی سفر عشایری مدرن هم، حالت فعلیشون رو مدیون ضرب دو متغیر ناچیز هستند: اقلیتی از جمعیت دنیا، درصد کوچکی از زمانی که در طول یکسال دارند رو صرف سفر میکنند. هر کدوم ازین دو متغیر دچار افزایش بشه، حاصلضرب بزرگتر میشه. اگه تعداد زیادی از مردم دنیا، مقدار زیادی از زمانشون رو در سفر باشند، مسافران حتی در جزیرههای کمتر دیده شده اندونزی هم باید کون به کون بچسبند و سلفی بگیرند. اینکه تنهایی بشینی بالای یک صخره ساحلی و دستات رو مثل عقاب باز کنی و تصویری از یک تجربه بکر ترسیم کنی، به این دلیل نیست که تونستی بیای اونجا. به این دلیله که بقیه نیومدن.
❤234
از رو قیافه نباید قضاوت کرد. اگه سال ۸۰ اینارو تو خیابون میدیدم میگفتم احسان میره اسپیسایکس، اشکان میفته زندان.
#لبخند_شبانه
#لبخند_شبانه
❤120
نقشه توزیع جمعیتی مصر از پنج هزار سال قبل تا الان تکون نخورده. این کشور فقط یک رودخانهست بعلاوه یک بندر. پنج هزار سال قبل هم همین بوده. افکت این عدم تغییر رو در فرهنگ و سیاستشون رو هم میشه دید. ممکنه ماهی یک بار انقلاب بشه، ولی کلیت جامعه با سرعت حلزونی حرکت میکنه.
آدمها سر ژن و نژاد و قبیله و مذهب به سر و کله هم میزنند.. اما نهایتا این آب بوده که تکلیفشون رو مشخص کرده.
آدمها سر ژن و نژاد و قبیله و مذهب به سر و کله هم میزنند.. اما نهایتا این آب بوده که تکلیفشون رو مشخص کرده.
❤135
با ظن اینکه همکار زنش میخواد از راه بدرش کنه رفته پسره رو به قتل رسونده. به درخواست اولیای دم حکم قصاص میزنند. ازونجایی که مرتکب قتل شده خودش رو جهنمی میدیده و نماز رو ترک میکنه. تو زندان خواب میبینه که بش میگن نمازخون شو بعد بیا به این دنیا. دوباره شروع میکنه به نماز و قرآن و دعا، و با این روحیه که «بخشیده شدم» درس میخونه برای کنکور ارشد. و حالا با رتبه بالا قبول شده. اولیای دم هم منصرف شده و رضایت دادن.
ما داریم تو یک آکواریوم چرک لجن گرفته زندگی میکنیم که توش دیگه هیچچیز معنا نداره. یه عده فکر میکنند باختهاند، یه عده فکر میکنند برنده شدهاند، اما همه تا گردن در مایع لزجی فرو رفتهاند که هیچجوری نمیشه توضیحش داد. از روی بدویت آدم میکشند، بعد حس میکنند نظر کرده خدا هستند، و با همین موهومات روحیه میگیرند، و دوباره به جامعه برمیگردند، و لابد بعدا صدقه هم زیاد خواهند داد، و بقیه هم به شکل داستان جذابی از کلید اسرار بش نگاه میکنند، و برای مقتول، که «سرنوشت اون بندهخدا هم اون بود» طلب مغفرت میکنند. برای مجموعه این کثافات باید چه کلمهای به کار برد؟ چه کلمهای حاضره داوطلب بشه تا بار معنایی این مایع لزج چرک رو به دوش بکشه؟ از هر زاویه که به هرچیزی نگاه کنی، بوی فاضلاب میشنوی. فرهنگ زشت، قانون زشت، مذهب زشت، منطق زشت، ذهن زشت، عرف زشت، زندگیهای زشت، از آدمهای زشت.
و با افتخار هم میمیرند. با این فکر که ما آمدیم به این دنیا، داستان عبرتآموز زیبایی ساختیم، و رفتیم! روی سنگ قبر هم حتما یک بیت شعر تکراری با این مضمون که امام حسین اگه شفاعتم نکنی ایراد از توعه، حک میکنند. و خود اینکه کسی متوجه نیست که همه در چه کثافتی قرار داریم، بخش مهمتر این کثافته.
روزی یک بار به خودم فحاشی میکنم که چرا چیزی نمینویسم. چون اگه آیندگان دقیقا درک نکنند که ما در چه کثافتی بودیم، گناهش بر عهده ماست، و من ازین گناه میترسم. اما نمیدونم باید چطور بنویسم.. کتاب.. داستان.. شعر.. فیلمنامه.. بلد نیستم. فقط بخشی از مغزم، به بخش دیگهش مشت میزنه و میگه بلد باش.. بلد باش.. بلد باش!
ما داریم تو یک آکواریوم چرک لجن گرفته زندگی میکنیم که توش دیگه هیچچیز معنا نداره. یه عده فکر میکنند باختهاند، یه عده فکر میکنند برنده شدهاند، اما همه تا گردن در مایع لزجی فرو رفتهاند که هیچجوری نمیشه توضیحش داد. از روی بدویت آدم میکشند، بعد حس میکنند نظر کرده خدا هستند، و با همین موهومات روحیه میگیرند، و دوباره به جامعه برمیگردند، و لابد بعدا صدقه هم زیاد خواهند داد، و بقیه هم به شکل داستان جذابی از کلید اسرار بش نگاه میکنند، و برای مقتول، که «سرنوشت اون بندهخدا هم اون بود» طلب مغفرت میکنند. برای مجموعه این کثافات باید چه کلمهای به کار برد؟ چه کلمهای حاضره داوطلب بشه تا بار معنایی این مایع لزج چرک رو به دوش بکشه؟ از هر زاویه که به هرچیزی نگاه کنی، بوی فاضلاب میشنوی. فرهنگ زشت، قانون زشت، مذهب زشت، منطق زشت، ذهن زشت، عرف زشت، زندگیهای زشت، از آدمهای زشت.
و با افتخار هم میمیرند. با این فکر که ما آمدیم به این دنیا، داستان عبرتآموز زیبایی ساختیم، و رفتیم! روی سنگ قبر هم حتما یک بیت شعر تکراری با این مضمون که امام حسین اگه شفاعتم نکنی ایراد از توعه، حک میکنند. و خود اینکه کسی متوجه نیست که همه در چه کثافتی قرار داریم، بخش مهمتر این کثافته.
روزی یک بار به خودم فحاشی میکنم که چرا چیزی نمینویسم. چون اگه آیندگان دقیقا درک نکنند که ما در چه کثافتی بودیم، گناهش بر عهده ماست، و من ازین گناه میترسم. اما نمیدونم باید چطور بنویسم.. کتاب.. داستان.. شعر.. فیلمنامه.. بلد نیستم. فقط بخشی از مغزم، به بخش دیگهش مشت میزنه و میگه بلد باش.. بلد باش.. بلد باش!
❤290
آیا میدانستید ۸۵ درصد مردم آمریکا مخالف شرکت کردن کشورشون در جنگ جهانی دوم بودند؟ تو فیلمهای هالیوود اینطور به نظر میرسه؟
فقدان مطالعه و اطلاعات آدم رو عجول بار میاره. چون اینطور نیست که چیزی رو ندانی، و ندانی. برای فضای چیزهای که نمیدانی در ذهنت، دیگران محتوا میسازند و پرش میکنند. بنابراین فکر میکنی که آمریکای زمان جنگ جهانی رو میشناسی. بنابراین در تفسیر نظر امروز مردم آمریکا درباره حمایت از اوکراین، عجله میکنی. چون فکر میکنی که میدونی قبلا چطور بوده، و الان شبیه گذشته است یا نیست.
اگه تسلیم دیتا بودیم، خیلی از حرفهایی که میزنیم رو نمیزدیم. و درباره خیلی چیزها عجله نمیکردیم. مثل «تا حالا اینجوری نبوده»، یا «به خاطر فلان اتفاق اینجوری شده».
فقدان مطالعه و اطلاعات آدم رو عجول بار میاره. چون اینطور نیست که چیزی رو ندانی، و ندانی. برای فضای چیزهای که نمیدانی در ذهنت، دیگران محتوا میسازند و پرش میکنند. بنابراین فکر میکنی که آمریکای زمان جنگ جهانی رو میشناسی. بنابراین در تفسیر نظر امروز مردم آمریکا درباره حمایت از اوکراین، عجله میکنی. چون فکر میکنی که میدونی قبلا چطور بوده، و الان شبیه گذشته است یا نیست.
اگه تسلیم دیتا بودیم، خیلی از حرفهایی که میزنیم رو نمیزدیم. و درباره خیلی چیزها عجله نمیکردیم. مثل «تا حالا اینجوری نبوده»، یا «به خاطر فلان اتفاق اینجوری شده».
❤56
سلبریتیهای جمهوریاسلامی هم از جنس خودش هستند.
در چین یه فیلم ساختن درباره زندگی یه خانواده روستایی که نمایشی از فقر و فلاکت بود. بازیگر نقش اولش مجانی بازی کرد تا فیلم با کمبود بودجه مواجه نشه. وقتی اکران شد شهرنشینها گفتن فیلم سیاهنمایی کرده تا از جشنوارههای خارجی جایزه بگیره! آشناست، نه؟ اما دولت اومد گفت خیر، این واقعیت روستاهای ماست، شما شهرنشینها هستید که از واقعیت پرت هستید! یعنی دقیقا ۱۸۰ درجه تفاوت با ایران، که مردم دنبال فریاد زدن واقعیتند، و حکومت و ارتش سلبریتیهاش اصرار دارند که سیاهنمایی میکنید!
ما در چنین لجنی فرو رفتهایم.
در چین یه فیلم ساختن درباره زندگی یه خانواده روستایی که نمایشی از فقر و فلاکت بود. بازیگر نقش اولش مجانی بازی کرد تا فیلم با کمبود بودجه مواجه نشه. وقتی اکران شد شهرنشینها گفتن فیلم سیاهنمایی کرده تا از جشنوارههای خارجی جایزه بگیره! آشناست، نه؟ اما دولت اومد گفت خیر، این واقعیت روستاهای ماست، شما شهرنشینها هستید که از واقعیت پرت هستید! یعنی دقیقا ۱۸۰ درجه تفاوت با ایران، که مردم دنبال فریاد زدن واقعیتند، و حکومت و ارتش سلبریتیهاش اصرار دارند که سیاهنمایی میکنید!
ما در چنین لجنی فرو رفتهایم.
❤236
تو کالیفرنیا میخواستن جف بزوس رو تیغ بزنند. اومدن یه مالیات جدید اختراع کردند که به مشاغلی که فروش آنلاین دارند فرو میرفت تا ازین طریق بتونند آمازون رو بزنند. بعد دیدند آمارون از اجاره سرورهاش بیشتر از فروشگاه آنلاینش پول درمیاره و این قانون شامل تجارت سرورش نمیشه! و بدین ترتیب آلت بزوس صاف وارد پیشونیشون شد.
حجم بیکفایتی در این حده که قبل از وضع قانون چک نمیکنه که درآمد این شرکتها چه ترکیبی داره.
اما این قسمت مهم داستان نیست. چون بیکفایتی یک داستان تکراریه. قسمت مهم اینه که خودشون علنا اذعان میکنند که مالیات جدید رو فقط با این هدف که یک فرد خاص رو تیغ بزنند طراحی کردند!
بعد صحبت مالیات میشه شهروند مفعول میاد میگه مالیات برای اینه که بیمارستان داشته باشیم، جادهها آسفالت باشند، شبا که ما خوابیدیم آقا پلیسه بیداره!
حجم بیکفایتی در این حده که قبل از وضع قانون چک نمیکنه که درآمد این شرکتها چه ترکیبی داره.
اما این قسمت مهم داستان نیست. چون بیکفایتی یک داستان تکراریه. قسمت مهم اینه که خودشون علنا اذعان میکنند که مالیات جدید رو فقط با این هدف که یک فرد خاص رو تیغ بزنند طراحی کردند!
بعد صحبت مالیات میشه شهروند مفعول میاد میگه مالیات برای اینه که بیمارستان داشته باشیم، جادهها آسفالت باشند، شبا که ما خوابیدیم آقا پلیسه بیداره!
❤169
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاری نموند که برای سینما نکرده باشه.
میتونست فقط از چهره و خوشتیپی پول دربیاره. تبلیغات و گهگاه بازی کردن در فیلمهای هنری برای پولدار شدنش کافی بود. اما تصمیم گرفت مردم رو سرگرم کنه. خیلی فرق داره هدفت از سرگرم کردن مردم پول باشه، یا خود سرگرم کردن مردم هدفت باشه. در سینما اگه «هنرمندِ مردم» یک عنوان معتبر باشه، متعلق به این مرد است و بس.
میتونست فقط از چهره و خوشتیپی پول دربیاره. تبلیغات و گهگاه بازی کردن در فیلمهای هنری برای پولدار شدنش کافی بود. اما تصمیم گرفت مردم رو سرگرم کنه. خیلی فرق داره هدفت از سرگرم کردن مردم پول باشه، یا خود سرگرم کردن مردم هدفت باشه. در سینما اگه «هنرمندِ مردم» یک عنوان معتبر باشه، متعلق به این مرد است و بس.
❤219
«درآمد ناخالص ساباستک در سال ۲۰۲۱ صد میلیون دلار بوده. درآمد ناخالص اونلیفنز نزدیک پنج میلیارد دلار!».
این مقایسهها بیمعنیاند. درست مثل اون ناله جانوران آکادمیک که چرا به رونالدو انقدر میلیون میدید ولی به ما جامعهشناسها ده هزارتا هم زورتون میاد بدید!
اما فارغ ازین مقایسههای بیمعنی، اونلیفنز به تنهایی یک مورد شگفتانگیزه. نه فقط به خاطر این درآمد نجومی، که از درآمد صنایع سنگین ما هم بیشتره، بلکه به دلیل گستردگی بالایی که پیدا کرده و درآمدش هم مدیون همین گستردگیه.
در گذشته، که حتی منظور گذشتهی قبل از اینترنت نیست، در همین گذشتهی بعد از اینترنت؛ فعالان صنعت پورن در حاشیه جامعه بودند، که به دلایل مختلف کسی توجهی بشون نمیکرد. اما الان هرکسی میتونه در پورن فعال باشه! مثلا میان میگن «دوستم (که یعنی خواهرم) برای اونلیفنزش دوربین میخواد، چه مدلی پیشنهاد میدی؟». این یه پدیده جدید و بدیعه که نه شرع و نه عرف هیچ پاسخی براش ندارند.
این مقایسهها بیمعنیاند. درست مثل اون ناله جانوران آکادمیک که چرا به رونالدو انقدر میلیون میدید ولی به ما جامعهشناسها ده هزارتا هم زورتون میاد بدید!
اما فارغ ازین مقایسههای بیمعنی، اونلیفنز به تنهایی یک مورد شگفتانگیزه. نه فقط به خاطر این درآمد نجومی، که از درآمد صنایع سنگین ما هم بیشتره، بلکه به دلیل گستردگی بالایی که پیدا کرده و درآمدش هم مدیون همین گستردگیه.
در گذشته، که حتی منظور گذشتهی قبل از اینترنت نیست، در همین گذشتهی بعد از اینترنت؛ فعالان صنعت پورن در حاشیه جامعه بودند، که به دلایل مختلف کسی توجهی بشون نمیکرد. اما الان هرکسی میتونه در پورن فعال باشه! مثلا میان میگن «دوستم (که یعنی خواهرم) برای اونلیفنزش دوربین میخواد، چه مدلی پیشنهاد میدی؟». این یه پدیده جدید و بدیعه که نه شرع و نه عرف هیچ پاسخی براش ندارند.
❤75
تأسیسات گاز مایع که دارند تو اروپا احداث میکنند، اگه تا آخر پیش بره، تا دو سه سال دیگه به ظرفیت ۱۵۰ میلیارد متر مکعب میرسه. این زمستون ۱۳۰ میلیارد کم دارند. اگه بتونند دو تا زمستون آینده رو صرفهجویی کنند، از ۲۰۲۴ به بعد اوضاع خیلی فرق خواهد کرد. ۷۰ درصد صرفهجویی در مصرف سخته، ولی شدنیه. قاعدتا یه نفر باید تو کرملین باشه که بگه اینا زمستون رو به هرحال رد میکنند، و دو سال بعد دیگه لوله هم لازم ندارند، و این ماییم که مشتریمون رو از دست میدیم.
اما حتی اگه اون یک نفر وجود داشته باشه، جرئت حرف زدن نداره. چون برای رهبر معظم، این چیزها مهم نیست. برای اون فقط «عظمت» مهمه.
اما حتی اگه اون یک نفر وجود داشته باشه، جرئت حرف زدن نداره. چون برای رهبر معظم، این چیزها مهم نیست. برای اون فقط «عظمت» مهمه.
❤140
در بین نمودارهای عجیب، این جزء ده تای برتر باید باشه. جمعیت چین در هشتاد سال بعد، در خوشبینانهترین تخمین، نزدیک ۸۰۰ میلیون خواهد بود، و در بدبینانهترین تخمین فقط ۴۴۰ میلیون نفر!
ما اون موقع زنده نیستیم، ولی باید صحنه جالبی باشه. شاید شهرهای خالی از سکنه رو به محل بازیهای کامپیوتری تبدیل کنند. البته برای پینتبال هم عالیه.
ما اون موقع زنده نیستیم، ولی باید صحنه جالبی باشه. شاید شهرهای خالی از سکنه رو به محل بازیهای کامپیوتری تبدیل کنند. البته برای پینتبال هم عالیه.
❤110
یه رشته توعیت داره در تیراژ بالا فوروارد میشه درباره کارهایی که باید تا قبل از ۳۰ سالگی انجام داد، که بیشترشون انقدر در ایران دستنیافتنی هستند که شبیه شوخی به نظر میاد. اما در مورد این ژانر از نصایح، فکر میکنم کارهایی که نباید کرد مهمتر است از کارهایی که باید کرد. بنابراین من چند اشتباه که در دوره جوانی نباید مرتکب شد رو لیست میکنم:
- ما فکر میکردیم مسیر شغلی از قبل سنگفرش شده، فقط ما باید بار درس و مشق رو به دوش بکشیم. اما این تصور غلط بود. هیچ چیز برای کسی آماده نشده. اگه به نظر بیاد آماده شده، یک سرابه. ممکنه این سراب رو خانواده ایجاد کنند، ممکنه معلمان ایجاد کنند، یا رسانهها. فرقی نداره کارگردانش کی باشه. همهچیز رو باید خودت برای خودت آماده کنی. از جمله یادگیری مهارتهایی که برای پیدا کردن شغل لازمه.
- ما فکر میکردیم اینکه میدونیم داره تو مدرسه وقتمون تلف میشه کافیه. اما نبود. نسبت به تلف شدن زمان، باید مثل تلف شدن پول، واکنش اکتیو نشون داد. نه پسیو. اگه در حین راه رفتن اسکناسهای پول همینطور از جیبت بریزه بیرون، در همون حالت راه رفتن نمیگی خیلی بده که داره پولم هدر میره! و واکنش اکتیو اینه که یا بکشی بیرون از جایی که داره زمانت رو تلف میکنه، یا با انجام کارهای موازی به حداقل برسونیش.
- اگه فرض کنی داری تو جنگل زندگی میکنی و بعدها بفهمی عه یه آثاری از تمدن هم وجود داره، خیلی بهتر ازینه که فکر کنی داری تو یه تمدن انسانی زندگی میکنی، و بعد بفهمی مثل جنگله. هشتاد درصد تصمیمات غلط، یک ربطی پیدا میکنند به اینکه همه گرگ، خوک، و قاطر در نظر گرفته نشدهاند.
- زیانبارترین ذهنیت اینه که فکر کنی پدر مادر داری. که البته داری، ولی اگه فکر کنی داری، کارت تمومه.
- بیکسی، حالتی برای لبههای حاشیهای جامعهست. یا در ناحیه فقر زیاد، که به فرد تحمیل میشه. یا در ناحیه ثروت زیاد، که داوطلبانه انتخاب میشه. همه بقیه افراد جامعه، برای زندگی نیاز به داشتن افرادی دارند که براشون کسی باشه. «من درونگرا هستم» واسه پولدارهاست. پس اگه متعلق به وسط جامعه هستی، باید بذاریش کنار. اشتباه خیلیها در اینه که فکر میکنند این فرصت لاکشری رو دارند که برونگرا نباشند.
- از همون روزی که میتونی ده کیلومتر بدوئی، باید به فکر واکر و ویلچر باشی. نه به این دلیل که پیری ناگزیره. بلکه به این دلیل که بدن انسان یک خائن عوضیه، و میتونه درست زمانی که روش حساب باز کردی از کار بیفته و همه برنامههات رو بهم بریزه. کسی که فرض برنامههاش رو بر این بذاره که بدنش خیلی باش همکاری خواهد کرد، ضدحال خواهد خورد.
- و اشتباه مهلک نهایی: «حالا وقت برای داشتن پارتنر زیاد هست». نه نیست. اون پارتنری که باید صبر کرد قسمتهای سخت زندگی تموم بشه بعد وارد زندگی بشه، پارتنر نیست. کوزه دکوریه. باید برای قسمتهای سخت، پارتنر داشت.
- ما فکر میکردیم مسیر شغلی از قبل سنگفرش شده، فقط ما باید بار درس و مشق رو به دوش بکشیم. اما این تصور غلط بود. هیچ چیز برای کسی آماده نشده. اگه به نظر بیاد آماده شده، یک سرابه. ممکنه این سراب رو خانواده ایجاد کنند، ممکنه معلمان ایجاد کنند، یا رسانهها. فرقی نداره کارگردانش کی باشه. همهچیز رو باید خودت برای خودت آماده کنی. از جمله یادگیری مهارتهایی که برای پیدا کردن شغل لازمه.
- ما فکر میکردیم اینکه میدونیم داره تو مدرسه وقتمون تلف میشه کافیه. اما نبود. نسبت به تلف شدن زمان، باید مثل تلف شدن پول، واکنش اکتیو نشون داد. نه پسیو. اگه در حین راه رفتن اسکناسهای پول همینطور از جیبت بریزه بیرون، در همون حالت راه رفتن نمیگی خیلی بده که داره پولم هدر میره! و واکنش اکتیو اینه که یا بکشی بیرون از جایی که داره زمانت رو تلف میکنه، یا با انجام کارهای موازی به حداقل برسونیش.
- اگه فرض کنی داری تو جنگل زندگی میکنی و بعدها بفهمی عه یه آثاری از تمدن هم وجود داره، خیلی بهتر ازینه که فکر کنی داری تو یه تمدن انسانی زندگی میکنی، و بعد بفهمی مثل جنگله. هشتاد درصد تصمیمات غلط، یک ربطی پیدا میکنند به اینکه همه گرگ، خوک، و قاطر در نظر گرفته نشدهاند.
- زیانبارترین ذهنیت اینه که فکر کنی پدر مادر داری. که البته داری، ولی اگه فکر کنی داری، کارت تمومه.
- بیکسی، حالتی برای لبههای حاشیهای جامعهست. یا در ناحیه فقر زیاد، که به فرد تحمیل میشه. یا در ناحیه ثروت زیاد، که داوطلبانه انتخاب میشه. همه بقیه افراد جامعه، برای زندگی نیاز به داشتن افرادی دارند که براشون کسی باشه. «من درونگرا هستم» واسه پولدارهاست. پس اگه متعلق به وسط جامعه هستی، باید بذاریش کنار. اشتباه خیلیها در اینه که فکر میکنند این فرصت لاکشری رو دارند که برونگرا نباشند.
- از همون روزی که میتونی ده کیلومتر بدوئی، باید به فکر واکر و ویلچر باشی. نه به این دلیل که پیری ناگزیره. بلکه به این دلیل که بدن انسان یک خائن عوضیه، و میتونه درست زمانی که روش حساب باز کردی از کار بیفته و همه برنامههات رو بهم بریزه. کسی که فرض برنامههاش رو بر این بذاره که بدنش خیلی باش همکاری خواهد کرد، ضدحال خواهد خورد.
- و اشتباه مهلک نهایی: «حالا وقت برای داشتن پارتنر زیاد هست». نه نیست. اون پارتنری که باید صبر کرد قسمتهای سخت زندگی تموم بشه بعد وارد زندگی بشه، پارتنر نیست. کوزه دکوریه. باید برای قسمتهای سخت، پارتنر داشت.
❤387
گفتگوی من و معدهم
- میخوام یه سیب بخورم اگه بازی درنمیاری
+ سیب؟ سیب برای چی؟ الان چه وقت سیبه؟
- سیب مگه وقت داره؟
+ تو چه مشکلی با خالی بودنم داری؟
- چی میشه مگه؟
+ من اصلا قصد ادامه تحصیل دارم
- یه سیبه فقط
+ اگه میخوای گاز زمستون اروپا رو تأمین کنم بخور
- یه سیبه بابا
+ حداقل نصفش رو تعارف کن به بقیه
- وسطش رو که بذاریم کنار کلش دو تا قاشق نمیشه
+ اشتباهت همینجاست که فکر میکنی هضم دو قاشق سیب کار راحتیه
گاز اول
+ چرا اینکارو کردی؟
- چی شد؟
+ خیلی سنگینه. نمیشه از یه راه دیگه ویتامینت رو تأمین کنی، مثلا آمپول بزنی؟
- برای ویتامینش نمیخورم، برای فیبرش میخورم
+ فیبر؟ فیبر؟؟ شیب؟ بام؟ فیبر چیه.. فکر کردی من معده کرکسم؟
- لوسبازی درنیار انقدر
+ باشه به اروپا بگو آماده باشه
گاز دوم
+ اوکی من دچار اسپاسم شدم. بای.
- صبر کن ببینم..
+ ببین ما به درد هم نمیخوریم
- بقیهشو چیکار کنم؟
+ هیچ ایدهای ندارم
- آب بخورم بهتر میشی؟
+ ممنون میشم، اما ۱۲ سیسی فقط.
- میخوام یه سیب بخورم اگه بازی درنمیاری
+ سیب؟ سیب برای چی؟ الان چه وقت سیبه؟
- سیب مگه وقت داره؟
+ تو چه مشکلی با خالی بودنم داری؟
- چی میشه مگه؟
+ من اصلا قصد ادامه تحصیل دارم
- یه سیبه فقط
+ اگه میخوای گاز زمستون اروپا رو تأمین کنم بخور
- یه سیبه بابا
+ حداقل نصفش رو تعارف کن به بقیه
- وسطش رو که بذاریم کنار کلش دو تا قاشق نمیشه
+ اشتباهت همینجاست که فکر میکنی هضم دو قاشق سیب کار راحتیه
گاز اول
+ چرا اینکارو کردی؟
- چی شد؟
+ خیلی سنگینه. نمیشه از یه راه دیگه ویتامینت رو تأمین کنی، مثلا آمپول بزنی؟
- برای ویتامینش نمیخورم، برای فیبرش میخورم
+ فیبر؟ فیبر؟؟ شیب؟ بام؟ فیبر چیه.. فکر کردی من معده کرکسم؟
- لوسبازی درنیار انقدر
+ باشه به اروپا بگو آماده باشه
گاز دوم
+ اوکی من دچار اسپاسم شدم. بای.
- صبر کن ببینم..
+ ببین ما به درد هم نمیخوریم
- بقیهشو چیکار کنم؟
+ هیچ ایدهای ندارم
- آب بخورم بهتر میشی؟
+ ممنون میشم، اما ۱۲ سیسی فقط.
❤143