Forwarded from تحلیل زمانه
🔵🔵🔵 داستان ژنها؛ از عارفزاده تا زیدآبادی و تاجزاده
✍️محمدحسین روانبخش
چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بپسندیم و چه نپسندیم، «ژن خوب» یا «ژن برتر» یکی از واقعیتهای زندگی این دنیایی است! البته میتوان قبول نکرد و شعار داد که ما برای تغییر جهان آمدهایم، اما واقعیت تغییری نمیکند... کافی است فقط کمی خبرهای این روزها را مرور کنیم تا دقیقا شیرفهم شویم که فرق ژن خوب با ژنهای نامرغوب چیست؟! آقازادهی ژن خوبدار این روزها حسابی روی دور است، آن هم در حالی که نه خودش و نه پدر محترمش هیچوقت دور و بر هیچ مسالهی مشکلآفرینی نچرخیدهاند و آهسته میآیند و میروند که مبادا گربه شاخشان نزند؛ یعنی عزت و احترام و احتیاط را رها نکردهاند مثلا مثل احمد زیدآبادی نیستند که در هیچ دولتی هیچکارهای نمیشود اما فحش و احضار و زندانش سر جایش است. زیدآبادی خودش در کتاب خاطراتش نوشته که چه ژنی دارد، بروید کتابش را بخوانید و ببینید که فرقش با عارفزادهها در ژن چقدر زیاد است. آن ژن خوب باعث میشود که صاحبان آن در زمان هزینه دادن معافیت داشته باشند و استراحت کنند تا دوباره نوبتشان شود و همهکاره شوند. اما زیدآبادی که آن ژن را ندارد هزار جور تلاش میکند، آگاهی بخشی میکند و برای تغییر وضعیت کار میکند، اما چون ژنش جور دیگر است، نه خودش دنبال سهمخواهی است و نه اگر هم بخواهد کسی به او سهمی تعارف میکند... مگر ژنهای خوب مرده باشند!
فکر نکنید که این چیزها دست خود آدم است؛ نخیر آن ژن خوب و برتر است که ناخودآگاه آدم را کنترل میکند والا عارفزاده دلش میخواهد از تاجزاده هم تندتر باشد ولی ژنش چنان قفل و زنجیرش کرده که جز مجیزگویی برای قدرت کاری نمیتواند بکند، این طرف هم زیدآبادی و تاجزاده ژنهایشان یک جوری است که باید هزینه بدهند دیگر.
یک زمان عرفی شیرازی، شاعری که ژنش متوسط بود گفته بود که «چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی، مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند» اما ژن برتریها میگویند که چرا بعد از مردن؟! درستش این است که
مرض داری مگر میخواهی از اهل قلم باشی؟
چنان با نیک و بد خو کن که دائم محترم باشی!
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
✍️محمدحسین روانبخش
چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بپسندیم و چه نپسندیم، «ژن خوب» یا «ژن برتر» یکی از واقعیتهای زندگی این دنیایی است! البته میتوان قبول نکرد و شعار داد که ما برای تغییر جهان آمدهایم، اما واقعیت تغییری نمیکند... کافی است فقط کمی خبرهای این روزها را مرور کنیم تا دقیقا شیرفهم شویم که فرق ژن خوب با ژنهای نامرغوب چیست؟! آقازادهی ژن خوبدار این روزها حسابی روی دور است، آن هم در حالی که نه خودش و نه پدر محترمش هیچوقت دور و بر هیچ مسالهی مشکلآفرینی نچرخیدهاند و آهسته میآیند و میروند که مبادا گربه شاخشان نزند؛ یعنی عزت و احترام و احتیاط را رها نکردهاند مثلا مثل احمد زیدآبادی نیستند که در هیچ دولتی هیچکارهای نمیشود اما فحش و احضار و زندانش سر جایش است. زیدآبادی خودش در کتاب خاطراتش نوشته که چه ژنی دارد، بروید کتابش را بخوانید و ببینید که فرقش با عارفزادهها در ژن چقدر زیاد است. آن ژن خوب باعث میشود که صاحبان آن در زمان هزینه دادن معافیت داشته باشند و استراحت کنند تا دوباره نوبتشان شود و همهکاره شوند. اما زیدآبادی که آن ژن را ندارد هزار جور تلاش میکند، آگاهی بخشی میکند و برای تغییر وضعیت کار میکند، اما چون ژنش جور دیگر است، نه خودش دنبال سهمخواهی است و نه اگر هم بخواهد کسی به او سهمی تعارف میکند... مگر ژنهای خوب مرده باشند!
فکر نکنید که این چیزها دست خود آدم است؛ نخیر آن ژن خوب و برتر است که ناخودآگاه آدم را کنترل میکند والا عارفزاده دلش میخواهد از تاجزاده هم تندتر باشد ولی ژنش چنان قفل و زنجیرش کرده که جز مجیزگویی برای قدرت کاری نمیتواند بکند، این طرف هم زیدآبادی و تاجزاده ژنهایشان یک جوری است که باید هزینه بدهند دیگر.
یک زمان عرفی شیرازی، شاعری که ژنش متوسط بود گفته بود که «چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی، مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند» اما ژن برتریها میگویند که چرا بعد از مردن؟! درستش این است که
مرض داری مگر میخواهی از اهل قلم باشی؟
چنان با نیک و بد خو کن که دائم محترم باشی!
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نیروی_انتظامی آلونک یک خانواده را بخاطر نزدیکی به حریم رودخانه اینگونه #تخریب و ویران و در حضور همسر بیچاره اش او را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. ای وای بر ما، ای وای بر ما که اینگونه رفتار شرم آور را تحمل میکنیم.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
◻️فیرحی در کتاب «پیامبری و قرارداد» چه میگوید؟
✍رضا تاران
🔘کتاب «پیامبری و قرارداد؛ نظریهای درباره سیره حکمرانی پیامبر» حاصل سه دوره تدریس سیره سیاسی پیامبر توسط داود فیرحی در دانشگاه تهران در سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ است که بعد از درگذشت او، اکبر محمدی در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر آن را تنظیم و تحقیق و در سال ۱۴۰۳ نشر نی آن را منتشر کرده است.
🔘فیرحی دوگانه «اسلامی» و «جاهلی» به تاریخ شبهجزیره عربستان را رد میکند و دولت مدینه را در امتداد دوره پیش از اسلام تحلیل میکند. او بر این باور است که قبایل عرب توانسته بودند با پیمان و قراردادهای میانقبیلهای خط اقتصادی امنی ایجاد کنند(۳۹۴). از نظر فرهنگی هم بر فرهنگ روم و هم بر فرهنگ ایران آگاهی داشتند(۳۹۵). بر این اساس وضعیت عربستان پیش از اسلام جنگ دائمی نبود و بر پایه پیمان و قرارداد وضعیت باثباتی داشتند(۷۴). شکلگیری دولت مدینه و حکمرانی پیامبر نیز بر پایه و اساس قراردادهای مرسوم آن دوره بود(۵۸). این دیدگاه در مقابل نظریهای نخبهگرایانهای است که معتقد است پیامبر بر پایه نظر و رای خود مدینه را اداره کرده است(۵۴).
🔘فیرحی مهاجرت پیامبر به مدینه را نقطه آغاز تشکیل دولت مدینه میداند که با قراردادی میان او و بزرگان مدینه انجام شد(۶۳). اما مستند اصلی فیرحی پیمان مدینه است که در ماههای اول هجرت انجام شده است. به باور او پیمان مدینه نه فرمان بلکه از جنس قرارداد است؛ قراردادی میان پیامبر، مهاجران، انصار، مشرکان و برخی از گروههای یهودی(۷۶). بر اساس این قرارداد مدینه به عنوان «حّرم» اعلام میشود که منازعات داخلی را به صلح و از تعرضات بیرونی جلوگیری شود(۱۰۸). مرجع حل اختلافات پیامبر است اما جنس تعیین او از قبیل «قاضی تحکیم» است که طرفین دعوا با توافق او را انتخاب کردهاند(۱۰۹). به باور فیرحی در همه قراردادها پیامبر داور نبود بلکه با توافق طرفین قرارداد داور تعیین میشد(۱۷۳). قرارداد مدینه قبیله و هویتهای ایمانی را از بین نبرد بلکه هویت جمعی بزرگتری بهنام شهروند مدینه بودن را افزود(۱۲۱). بر اساس قرارداد قانون مدینه شکل میگیرد که در دو بخش است؛ بخش اول: قانون داخلی قبایل و گروههای عقیدتی است و قانون دوم قانون شهر با توافق جماعتها(۱۲۹). محور این قرارداد ممنوعیت ظلم، گناه، دشمنی و فساد نسبت به اعضای قرارداد بود(۲۱۷).
🔘به باور فیرحی در چند سال اول حضور پیامبر در مدینه، قرارداد مدینه توانست انسجام نسبی داخلی ایجاد کند و دولتشهر مدینه را شکل دهد. از سال ششم قراردادهای جدیدی اضافه شد از جمله مهمترین آن «قرارداد صلح حدیبیه« بود(۱۴۰) که توانست قریش را کنترل کند. قرارداد طائف که پیمانی امنیتی بود بخشی دیگری از مخالفان مدینه را به همپیمان تبدیل کرد(۱۵۷). سال نهم هجریت ویژگی مهمی دارد و این سال را «عام الوفود« یعنی سال قراردادها نامگذاری کردهاند، زیرا در این سال تعداد زیادی از قبایل وارد مدینه شده و با پیامبر قرارداد بستند(۱۶۷).
🔘قرارداد نجران از دیگر قراردادهای مهم پیامبر با مسیحیان است؛ پیامبر دین مسیحیان را به رسمیت شناخته و امنیت آنان را در مقابل پرداخت جزیه تضمین میکند(۳۰۷). فیرحی معتقد است این قرارداد در دوره خلیفه اول تمدید شد اما خلیفه دوم این پیامبر را شکست و مسیحیان را مجبور به کوچ کرد(۳۱۷). همچنین قرارداد مقنا و خیبر نیز که با یهودیان بسته شده است مورد توجه فیرحی است(۳۳۵).
🔘به باور فیرحی حکمرانی پیامبر نه بر آرایش جنگی بلکه بر نرمافزار قرارداد ایستاده است. بر این اساس اصل صلح و قرارداد است و جنگ عارضه است. در تمام قراردادها استقلال قبایل به رسمیت شناخته شده است(۱۷۲). فیرحی پیامبر را نه شخصیتی انقلابی بلکه اصلاحگری محافظهکار میداند که دنبال زیر و رو کردن طبقات اجتماعی نبود(۳۳۷). به باور فیرحی پیامبر با قراردادهای مختلف نوعی فدرالیسم قبیلهای شکل داد که در آن وحدت اصلی با محوریت دفاعی و نظامی بود(۱۶۱). فیرحی بر این باور است که تکیه پیامبر نه بر نیروی نظامی و مسلح بلکه بر قرارداد بوده است و نظامیگری دوره خلفا تخطی از سیره پیامبر است(۳۵۵). بهنظر میرسد فیرحی به «جهاد ابتدایی« باور نداشت و جنگهای پیامبر را در اثر پیمانشکنی و تخطی از قراردادها از جانب قبایل تحلیل میکرد. فیرحی بر این باور است که پیامبر همچون یک استراتژیست توانست با عنصر قرارداد دولتی تشکیل دهد و اسلام را عرضه کند.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
✍رضا تاران
🔘کتاب «پیامبری و قرارداد؛ نظریهای درباره سیره حکمرانی پیامبر» حاصل سه دوره تدریس سیره سیاسی پیامبر توسط داود فیرحی در دانشگاه تهران در سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ است که بعد از درگذشت او، اکبر محمدی در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر آن را تنظیم و تحقیق و در سال ۱۴۰۳ نشر نی آن را منتشر کرده است.
🔘فیرحی دوگانه «اسلامی» و «جاهلی» به تاریخ شبهجزیره عربستان را رد میکند و دولت مدینه را در امتداد دوره پیش از اسلام تحلیل میکند. او بر این باور است که قبایل عرب توانسته بودند با پیمان و قراردادهای میانقبیلهای خط اقتصادی امنی ایجاد کنند(۳۹۴). از نظر فرهنگی هم بر فرهنگ روم و هم بر فرهنگ ایران آگاهی داشتند(۳۹۵). بر این اساس وضعیت عربستان پیش از اسلام جنگ دائمی نبود و بر پایه پیمان و قرارداد وضعیت باثباتی داشتند(۷۴). شکلگیری دولت مدینه و حکمرانی پیامبر نیز بر پایه و اساس قراردادهای مرسوم آن دوره بود(۵۸). این دیدگاه در مقابل نظریهای نخبهگرایانهای است که معتقد است پیامبر بر پایه نظر و رای خود مدینه را اداره کرده است(۵۴).
🔘فیرحی مهاجرت پیامبر به مدینه را نقطه آغاز تشکیل دولت مدینه میداند که با قراردادی میان او و بزرگان مدینه انجام شد(۶۳). اما مستند اصلی فیرحی پیمان مدینه است که در ماههای اول هجرت انجام شده است. به باور او پیمان مدینه نه فرمان بلکه از جنس قرارداد است؛ قراردادی میان پیامبر، مهاجران، انصار، مشرکان و برخی از گروههای یهودی(۷۶). بر اساس این قرارداد مدینه به عنوان «حّرم» اعلام میشود که منازعات داخلی را به صلح و از تعرضات بیرونی جلوگیری شود(۱۰۸). مرجع حل اختلافات پیامبر است اما جنس تعیین او از قبیل «قاضی تحکیم» است که طرفین دعوا با توافق او را انتخاب کردهاند(۱۰۹). به باور فیرحی در همه قراردادها پیامبر داور نبود بلکه با توافق طرفین قرارداد داور تعیین میشد(۱۷۳). قرارداد مدینه قبیله و هویتهای ایمانی را از بین نبرد بلکه هویت جمعی بزرگتری بهنام شهروند مدینه بودن را افزود(۱۲۱). بر اساس قرارداد قانون مدینه شکل میگیرد که در دو بخش است؛ بخش اول: قانون داخلی قبایل و گروههای عقیدتی است و قانون دوم قانون شهر با توافق جماعتها(۱۲۹). محور این قرارداد ممنوعیت ظلم، گناه، دشمنی و فساد نسبت به اعضای قرارداد بود(۲۱۷).
🔘به باور فیرحی در چند سال اول حضور پیامبر در مدینه، قرارداد مدینه توانست انسجام نسبی داخلی ایجاد کند و دولتشهر مدینه را شکل دهد. از سال ششم قراردادهای جدیدی اضافه شد از جمله مهمترین آن «قرارداد صلح حدیبیه« بود(۱۴۰) که توانست قریش را کنترل کند. قرارداد طائف که پیمانی امنیتی بود بخشی دیگری از مخالفان مدینه را به همپیمان تبدیل کرد(۱۵۷). سال نهم هجریت ویژگی مهمی دارد و این سال را «عام الوفود« یعنی سال قراردادها نامگذاری کردهاند، زیرا در این سال تعداد زیادی از قبایل وارد مدینه شده و با پیامبر قرارداد بستند(۱۶۷).
🔘قرارداد نجران از دیگر قراردادهای مهم پیامبر با مسیحیان است؛ پیامبر دین مسیحیان را به رسمیت شناخته و امنیت آنان را در مقابل پرداخت جزیه تضمین میکند(۳۰۷). فیرحی معتقد است این قرارداد در دوره خلیفه اول تمدید شد اما خلیفه دوم این پیامبر را شکست و مسیحیان را مجبور به کوچ کرد(۳۱۷). همچنین قرارداد مقنا و خیبر نیز که با یهودیان بسته شده است مورد توجه فیرحی است(۳۳۵).
🔘به باور فیرحی حکمرانی پیامبر نه بر آرایش جنگی بلکه بر نرمافزار قرارداد ایستاده است. بر این اساس اصل صلح و قرارداد است و جنگ عارضه است. در تمام قراردادها استقلال قبایل به رسمیت شناخته شده است(۱۷۲). فیرحی پیامبر را نه شخصیتی انقلابی بلکه اصلاحگری محافظهکار میداند که دنبال زیر و رو کردن طبقات اجتماعی نبود(۳۳۷). به باور فیرحی پیامبر با قراردادهای مختلف نوعی فدرالیسم قبیلهای شکل داد که در آن وحدت اصلی با محوریت دفاعی و نظامی بود(۱۶۱). فیرحی بر این باور است که تکیه پیامبر نه بر نیروی نظامی و مسلح بلکه بر قرارداد بوده است و نظامیگری دوره خلفا تخطی از سیره پیامبر است(۳۵۵). بهنظر میرسد فیرحی به «جهاد ابتدایی« باور نداشت و جنگهای پیامبر را در اثر پیمانشکنی و تخطی از قراردادها از جانب قبایل تحلیل میکرد. فیرحی بر این باور است که پیامبر همچون یک استراتژیست توانست با عنصر قرارداد دولتی تشکیل دهد و اسلام را عرضه کند.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
🔵🔴تفاوتهای میان روسیه و آمریکا
September 19, 2024 by
✍ #محمود_سریعالقلم
در متونِ تخصصی علمِ روابط بینالملل، یک نوع تفکیک بنیادی در تقسیمبندی میان کشورها وجود دارد: کشورهایی که بر اساس منافع ملی عمل میکنند، و آنهایی که مبتنی بر منافع حکمرانان اداره میشوند. هردو در پی امنیت هستند اما یکی در مدار امنیت ملی و کل کشور مدیریت میشود و دیگری بر بنیان امنیت رژیم.
(National Security versus Regime Security)
در زیر، به تفاوتهای دو نوع حکمرانی، به ترتیب اهمیت و با مثالهایی از روسیه و آمریکا، پرداخته میشود:
۱. اولین تفاوت این دو سیستم در اصل تفکیک قوا است. شاید با اطمینان بسیار بتوان گفت هیچ علم و معرفتی به اندازه علم حقوق در حکمرانی کارآمد و موفق، سرنوشتساز نیست. حکمرانی کارآمد ریشه در «قاعدهمندی» دارد و ضامن قاعدهپذیری، علم حقوق است که سرآمد علوم انسانی است. تفکیک قوا یعنی هر قوه، تابع قوانین خود عمل میکند، مستقل است و در عین حال، ناظر بر قوای دیگر است. وقتی تفکیک قوا نباشد، منافع و مصلحت عامه مردم بیمعناست. در روسیه، بلاروس و کره شمالی، هرچند در ظاهر سه قوه وجود دارد، اما هر سه قوه یکجا جمع شده است. حتی این تجمیع در مصلحت، سلیقه و خواستههای یک فرد در راس قوۀ مجریه است. به فاصله یک هفته پس از ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۷، ترامپ اعلام کرد شهروندان هفت کشور نمیتوانند وارد آمریکا شوند (قوه مجریه). اما یک قاضی محلی ( و نه فدرال)، دستور او را با استناد به قانون اساسی آمریکا ملغی کرد. از این رو، اقتدار حقوقی یک قاضی در آمریکا کمتر از رئیس جمهور کشور نیست. در عین حال، کنگرۀ آمریکا نهاد قدرتمندی است که بر عملکرد قوۀ مجریه عقابگونه سایه افکنده است. اما در روسیه، مصلحت قوۀ مجریه، جهتِ عملکرد دو قوۀ دیگر را هدایت میکند. این مصلحت در نهایت، منافع، سلیقه و حتی مزاج فرد است. وقتی علم حقوق بر تمامی ابعاد حکمرانی سیطره داشته باشد، مردم خود بهخود به یک نظام سیاسی «اعتماد» خواهند کرد. در روسیه، هر قاعدهای بنا به تشخیص افراد، تبصره پیدا میکند ولی در آمریکا، وقتی دو خبرنگار با Fact اثبات کنند رئیس جمهور کار خلاف قانون انجام داده است، او را می توانند مجبور به استعفا کنند (ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴). در روسیه، قوه قضائیه یا مقنّنه، مواردی را پیگیری میکنند که به مصلحت قوه مجریه باشد. اما در آمریکا، شهروند موردی را علیه یک شرکت گاز و برق به خاطر آلوده کردن آب یک منطقه پیگیری میکند و در دادگاه، علیرغم منافع عظیم مالی یک شرکت در نظام سرمایه داری، پیروز میشود (این مورد واقعی به صورت یک فیلم با عنوان Erin Brockovich (2000) به نمایش در آمده است). بنابراین، اولین شاقول (Benchmark) فهمِ وضعیتِ حکمرانی یک کشور، بررسی وضعیت تفکیک قوای آن است؛
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
September 19, 2024 by
✍ #محمود_سریعالقلم
در متونِ تخصصی علمِ روابط بینالملل، یک نوع تفکیک بنیادی در تقسیمبندی میان کشورها وجود دارد: کشورهایی که بر اساس منافع ملی عمل میکنند، و آنهایی که مبتنی بر منافع حکمرانان اداره میشوند. هردو در پی امنیت هستند اما یکی در مدار امنیت ملی و کل کشور مدیریت میشود و دیگری بر بنیان امنیت رژیم.
(National Security versus Regime Security)
در زیر، به تفاوتهای دو نوع حکمرانی، به ترتیب اهمیت و با مثالهایی از روسیه و آمریکا، پرداخته میشود:
۱. اولین تفاوت این دو سیستم در اصل تفکیک قوا است. شاید با اطمینان بسیار بتوان گفت هیچ علم و معرفتی به اندازه علم حقوق در حکمرانی کارآمد و موفق، سرنوشتساز نیست. حکمرانی کارآمد ریشه در «قاعدهمندی» دارد و ضامن قاعدهپذیری، علم حقوق است که سرآمد علوم انسانی است. تفکیک قوا یعنی هر قوه، تابع قوانین خود عمل میکند، مستقل است و در عین حال، ناظر بر قوای دیگر است. وقتی تفکیک قوا نباشد، منافع و مصلحت عامه مردم بیمعناست. در روسیه، بلاروس و کره شمالی، هرچند در ظاهر سه قوه وجود دارد، اما هر سه قوه یکجا جمع شده است. حتی این تجمیع در مصلحت، سلیقه و خواستههای یک فرد در راس قوۀ مجریه است. به فاصله یک هفته پس از ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۷، ترامپ اعلام کرد شهروندان هفت کشور نمیتوانند وارد آمریکا شوند (قوه مجریه). اما یک قاضی محلی ( و نه فدرال)، دستور او را با استناد به قانون اساسی آمریکا ملغی کرد. از این رو، اقتدار حقوقی یک قاضی در آمریکا کمتر از رئیس جمهور کشور نیست. در عین حال، کنگرۀ آمریکا نهاد قدرتمندی است که بر عملکرد قوۀ مجریه عقابگونه سایه افکنده است. اما در روسیه، مصلحت قوۀ مجریه، جهتِ عملکرد دو قوۀ دیگر را هدایت میکند. این مصلحت در نهایت، منافع، سلیقه و حتی مزاج فرد است. وقتی علم حقوق بر تمامی ابعاد حکمرانی سیطره داشته باشد، مردم خود بهخود به یک نظام سیاسی «اعتماد» خواهند کرد. در روسیه، هر قاعدهای بنا به تشخیص افراد، تبصره پیدا میکند ولی در آمریکا، وقتی دو خبرنگار با Fact اثبات کنند رئیس جمهور کار خلاف قانون انجام داده است، او را می توانند مجبور به استعفا کنند (ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۴). در روسیه، قوه قضائیه یا مقنّنه، مواردی را پیگیری میکنند که به مصلحت قوه مجریه باشد. اما در آمریکا، شهروند موردی را علیه یک شرکت گاز و برق به خاطر آلوده کردن آب یک منطقه پیگیری میکند و در دادگاه، علیرغم منافع عظیم مالی یک شرکت در نظام سرمایه داری، پیروز میشود (این مورد واقعی به صورت یک فیلم با عنوان Erin Brockovich (2000) به نمایش در آمده است). بنابراین، اولین شاقول (Benchmark) فهمِ وضعیتِ حکمرانی یک کشور، بررسی وضعیت تفکیک قوای آن است؛
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♈️ حجت الاسلام محمد موحدی:
حکومتی که اکثریت جامعه آنرا نخواهند، حکومت اسلامی نیست،
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
حکومتی که اکثریت جامعه آنرا نخواهند، حکومت اسلامی نیست،
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
♦️کوررنگی جمهوری اسلامی در مشاهده پیام های پیمان آبراهام
🖊حامد آئینه وند
🔻ظاهر ماجرا این است که وضعیت فعلی خاورمیانه و اوضاع تاسف بار غزه و کشته شدن بیش از ۴۱ هزار فلسطینی از آغاز درگیری ها در این باریکه و بحران انسانی متعاقب آن ، ترور اسماعیل هنیه در تهران ، انفجارهای هالیوودی پیجرهای اعضای حزب ا.. در لبنان ، حملات سنگین اسرائیل به جنوب لبنان و در نهایت ترور حسن نصر ا.. در بیروت نتیجه حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل و جنگی است که در آستانه یک سالگی قرار دارد .
🔻این ظاهر اما باطنی در دل خود دارد و آن عدم درک درست پیمان آبراهام و کوررنگی در مشاهده معنای حقیقی آن توسط« محور مقاومت » است. حقیقتی به نام عادی سازی «روابط اعراب و اسرائیل »و به بوته فراموشی سپرده شدن آرمان فلسطین توسط کشورهای عربی و اجماع اعمال شده اما اعلام نشده تمامی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی در پذیرش این پیمان و تن دادن به لوازم آن که مهمترین آن عدم حمایت از هر گونه منازعه مسلحانه با اسرائیل توسط کشورهای منطقه است.
🔻عربستان سعودی اگرچه رسما به این پیمان نپیوسته اما کسانی که با سیاست خارجی عربستان آشنا هستند می دانند امارات و بحرین هر گز بدون چراغ سبز عربستان قادر به چنین کاری نبودند.
🔻اینکه حماس به عنوان بخشی مهم از محور مقاومت تصور می کرد با عملیات «طوفان الاقصی » وحمله به اسرائیل و گروگان گیری می تواند روند طی شده در توافق آبراهام را با کمک حزب ا.. و جمهوری اسلامی معکوس کند و مانع از عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل شود نشان دهنده این است که درک سیاسی محور مقاومت از تحولات اطرافشان محدود و به شدت غیر واقع بینانه بوده است.
🔻پیمان آبراهام که به بیانیه مشترک واشنگتن، تل آویو، امارات و بحرین معروف است، حاصل ابتکار دونالد ترامپ رئیس جمهوری سابق ایالات متحده آمریکا و نامزد کنونی حزب جمهوری خواه است که در ۱۳ اوت ۲۰۲۰ منعقد شد.
🔻از منظر علت شناسی، پیمان ابراهیم نتیجه ی تقابل ایران با اسرائیل بوده که همین تقابل سبب نزدیکی و هم سویی کشورهای حاشیه ی خلیج فارس به اسرائیل شده است. از منظر تأثیرات امنیتی، پیمان ابراهیم بیش ترین تأثیر را بر امنیت منطقه ای غرب آسیا و خاورمیانه گذاشته و ترتیبات بلند مدت امنیتی نیز در خاورمیانه بر همین اساس گذاشته شده و با امتناع محور مقاومت از پذیرش آن برنامه در هم کوبیدن حماس و حزب الله در راستای همین ترتیبات است. به همین دلیل هم جز برخی رسانه های عربی که انتقاداتی نسبت به روند مقابله با حماس بیان کرده اند در عمل نه هیچ یک از دولتهای عضو توافق ابراهیم و نه حتی عربستان سعودی یا مصر اقدام عملی مهمی در برابر اسرائیل صورت ندادند.
🔻آمریکا و اسرائیل تصمیم گرفته اند هر گونه مقاومتی در برابر پیمان آبراهام را از سوی محور مقاومت درهم بشکنندو سکوت و بی عملی کشورهای عربی منطقه نیز همراهی با آنها است.در واقع پیام صریح آنها این است که یا پذیرای آبراهام هستید یا پذیرای آبراهام خواهید شد.
🔻سه چهره کلیدی محور مقاومت یعنی قاسم سلیمانی ، اسماعیل هنیه ، و حسن نصرا... در کنار بسیاری دیگر از فرماندهان میانی و بی شمار زنان و کودکان بی گناه کشته شدند تا بازدارندگی اسرائیل خدشه دار و پیمان آبراهام ملغی شود.
🔻جمهوری اسلامی همواره به نظرات کارشناسی بر آمده از خرد سیاسی عمل کرده است اما نه بهنگام ، مسیر های احمقانه پر هزینه را تا جایی که امکان داشته ادامه داده و بعد که نتایج زیان بار آنها گریبانش را گرفته و در انتخاب بین مرگ و زندگی گرفتارش کرده است به «خرد سیاسی » تن داده است .
🔻اما خروجی عملیات هفت اکتبر ۲۰۲۳ ( طوفان الاقصی ) چست؟ آیا آنچنان که آقای خامنهای گفت اسرائیل آسیب غیر قابل ترمیم دید و بازدارندگی آن زیر سوال رفت یا با وقایع اخیر منطقه به قول عوام جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد بر مبنای آن ضرب المثل معروف هم چوب را بخورد هم پیاز، هم پول بدهد.
🔻پاسخ سخت نیست اما سوال مهمتر این است که آیا این وضع غیر قابل اجتناب بود ؟ پاسخ این است که کاملا قابل پیشبینی و پیشگیری بود اما چون عده ای نادان و بی سواد در مسند امور نشسته اند و نه بر اساس واقعیت ها و آمار و ارقام بلکه بر مبنای آمال و آرزوهایشان تصمیم گیری می کنند، صورت حساب همین است که روی میز قرار دارد.
🔻جمهوری اسلامی هیچ پاسخی به حملات اخیر به رغم عمق تحقیر آن نخواهد داد و عملا به عضوی اعلام نشده از توافق آبراهام تبدیل خواهد شد حتی اگر نمایش هایی مانند آنچه در مجلس یا فرودگاه اجرا شد خیلی شور داشته باشد.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
🖊حامد آئینه وند
🔻ظاهر ماجرا این است که وضعیت فعلی خاورمیانه و اوضاع تاسف بار غزه و کشته شدن بیش از ۴۱ هزار فلسطینی از آغاز درگیری ها در این باریکه و بحران انسانی متعاقب آن ، ترور اسماعیل هنیه در تهران ، انفجارهای هالیوودی پیجرهای اعضای حزب ا.. در لبنان ، حملات سنگین اسرائیل به جنوب لبنان و در نهایت ترور حسن نصر ا.. در بیروت نتیجه حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل و جنگی است که در آستانه یک سالگی قرار دارد .
🔻این ظاهر اما باطنی در دل خود دارد و آن عدم درک درست پیمان آبراهام و کوررنگی در مشاهده معنای حقیقی آن توسط« محور مقاومت » است. حقیقتی به نام عادی سازی «روابط اعراب و اسرائیل »و به بوته فراموشی سپرده شدن آرمان فلسطین توسط کشورهای عربی و اجماع اعمال شده اما اعلام نشده تمامی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی در پذیرش این پیمان و تن دادن به لوازم آن که مهمترین آن عدم حمایت از هر گونه منازعه مسلحانه با اسرائیل توسط کشورهای منطقه است.
🔻عربستان سعودی اگرچه رسما به این پیمان نپیوسته اما کسانی که با سیاست خارجی عربستان آشنا هستند می دانند امارات و بحرین هر گز بدون چراغ سبز عربستان قادر به چنین کاری نبودند.
🔻اینکه حماس به عنوان بخشی مهم از محور مقاومت تصور می کرد با عملیات «طوفان الاقصی » وحمله به اسرائیل و گروگان گیری می تواند روند طی شده در توافق آبراهام را با کمک حزب ا.. و جمهوری اسلامی معکوس کند و مانع از عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل شود نشان دهنده این است که درک سیاسی محور مقاومت از تحولات اطرافشان محدود و به شدت غیر واقع بینانه بوده است.
🔻پیمان آبراهام که به بیانیه مشترک واشنگتن، تل آویو، امارات و بحرین معروف است، حاصل ابتکار دونالد ترامپ رئیس جمهوری سابق ایالات متحده آمریکا و نامزد کنونی حزب جمهوری خواه است که در ۱۳ اوت ۲۰۲۰ منعقد شد.
🔻از منظر علت شناسی، پیمان ابراهیم نتیجه ی تقابل ایران با اسرائیل بوده که همین تقابل سبب نزدیکی و هم سویی کشورهای حاشیه ی خلیج فارس به اسرائیل شده است. از منظر تأثیرات امنیتی، پیمان ابراهیم بیش ترین تأثیر را بر امنیت منطقه ای غرب آسیا و خاورمیانه گذاشته و ترتیبات بلند مدت امنیتی نیز در خاورمیانه بر همین اساس گذاشته شده و با امتناع محور مقاومت از پذیرش آن برنامه در هم کوبیدن حماس و حزب الله در راستای همین ترتیبات است. به همین دلیل هم جز برخی رسانه های عربی که انتقاداتی نسبت به روند مقابله با حماس بیان کرده اند در عمل نه هیچ یک از دولتهای عضو توافق ابراهیم و نه حتی عربستان سعودی یا مصر اقدام عملی مهمی در برابر اسرائیل صورت ندادند.
🔻آمریکا و اسرائیل تصمیم گرفته اند هر گونه مقاومتی در برابر پیمان آبراهام را از سوی محور مقاومت درهم بشکنندو سکوت و بی عملی کشورهای عربی منطقه نیز همراهی با آنها است.در واقع پیام صریح آنها این است که یا پذیرای آبراهام هستید یا پذیرای آبراهام خواهید شد.
🔻سه چهره کلیدی محور مقاومت یعنی قاسم سلیمانی ، اسماعیل هنیه ، و حسن نصرا... در کنار بسیاری دیگر از فرماندهان میانی و بی شمار زنان و کودکان بی گناه کشته شدند تا بازدارندگی اسرائیل خدشه دار و پیمان آبراهام ملغی شود.
🔻جمهوری اسلامی همواره به نظرات کارشناسی بر آمده از خرد سیاسی عمل کرده است اما نه بهنگام ، مسیر های احمقانه پر هزینه را تا جایی که امکان داشته ادامه داده و بعد که نتایج زیان بار آنها گریبانش را گرفته و در انتخاب بین مرگ و زندگی گرفتارش کرده است به «خرد سیاسی » تن داده است .
🔻اما خروجی عملیات هفت اکتبر ۲۰۲۳ ( طوفان الاقصی ) چست؟ آیا آنچنان که آقای خامنهای گفت اسرائیل آسیب غیر قابل ترمیم دید و بازدارندگی آن زیر سوال رفت یا با وقایع اخیر منطقه به قول عوام جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد بر مبنای آن ضرب المثل معروف هم چوب را بخورد هم پیاز، هم پول بدهد.
🔻پاسخ سخت نیست اما سوال مهمتر این است که آیا این وضع غیر قابل اجتناب بود ؟ پاسخ این است که کاملا قابل پیشبینی و پیشگیری بود اما چون عده ای نادان و بی سواد در مسند امور نشسته اند و نه بر اساس واقعیت ها و آمار و ارقام بلکه بر مبنای آمال و آرزوهایشان تصمیم گیری می کنند، صورت حساب همین است که روی میز قرار دارد.
🔻جمهوری اسلامی هیچ پاسخی به حملات اخیر به رغم عمق تحقیر آن نخواهد داد و عملا به عضوی اعلام نشده از توافق آبراهام تبدیل خواهد شد حتی اگر نمایش هایی مانند آنچه در مجلس یا فرودگاه اجرا شد خیلی شور داشته باشد.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
✳️ بچه های نسل آلفا@ ؟!
✍حسن خسروی
✅ نسل آلفا ( Generation Alpha ) عمدتاً به بچه های دهه نودی و متولدین 2010 میلادی به بعد میگویند. نسلی که قرار است آینده شان با عصر متاورس و هوش مصنوعی رقم بخورد.
🔹جغرافیای زیستی این بچه ها، سرزمینهای دیجیتالی و فضای مجازی و موبایلهای هوشمند است که با حال و هوای ما پدر و مادرهایشان بسیار فاصله دارد.
اگر به بچه های نسل آلفا بگویید که ما جلوی پدرمون پای خود را دراز نمیکردیم ، تعجب کرده و بعضا ما را مورد تمسخر قرار میدهند؟!
🔸نسل آلفا یی ها اغلب عجول و باهوش و سرکش هستند و به راحتی زیر بار هر حرفی یا هر کاری نمیروند. خیلی از آنها حرف های گنده تر از دهانشان میزنند و این نشان میدهد که با چرخش و گردش در موبایل، به سرعت زیر و بم هر چه را درمیآورند و با یکدیگر به اشتراک میگذارند. نسل آلفا بدنبال راستی آزمایی هر چیزی بوده و خیلی حساس و شکننده هستند . مثلا گفتگو با آنان درباره خدا، قیامت، بهشت، جهنم، نماز، روزه و... بسیار سخت است. نسل آلفا یا دهه نودی ها وابستگی حیرت انگیزی به موبایل دارند و زندگی بدون موبایل برایشان غیر قابل تحمل است. آنها از معلمان خود هم بعضا جلوتر هستند و دیگر با روشهای سنتی و غیر دیجیتالی نمیشود به آنها درس و مشق داد. اگر مثلا سرعت تغییرات بین متولدین دهه چهل یعنی مثلا آنهایی که الان شصت ساله هستند به نسبت با متولدین دهه پنجاه چیزی حدود 50 کیلومتر در ساعت بود اکنون سرعت تغییرات دهه چهل با دهه نود بیش از 500 کیلومتر شده است و شکاف بزرگی میان درک و فهم و هوش و انتظارات میان این دو نسل است. در حقیقت، نسل آلفا نوه های متولدین دهه چهل و پنجاه هستند و ما پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها دیگر مثل قدیم نباید انتظارات خاصی از این نسل داشته باشیم.
🔹 نسل آلفا را باید با احتیاط تعلیم و تربیت نمود تا سرخورده و لجباز و گوشه گیر نشوند. دهه نودی ها ذهنی پرسشگر و جستجوگر داشته و اهل آزمون و خطا هستند. آنها بعضا سنتها و آداب و رسوم پیشینیان خود را زیر سؤال برده و ناکامیهای خود را به گردن ما میاندازند و در فرافکنی خیلی حرفه ای هستند. دهه نودی های نسل آلفا به شدت اهل مد هستند و حتی با خریدهای ارزان قیمت خوشحال میشوند و دوست دارند انواع اکسسوری ها ( وسایل تزئینی ) را به خود وصل کرده و لذت ببرند. صد البته، هر چه که ما میگوییم نسبی است و ممکن است در هر شهری یا کشوری شدت و ضعف داشته باشد. نسل آلفا در کشور ما نیازمند محبت، مراقبت، حمایت، آموزش و پرورش مناسب به اقتضای شرایط زمان و مکان میباشد . با نسل آلفا به هیچ وجه قهر نکرده و آنها را سخت تنبیه یا محروم نکنید. خشم و خشونت در مورد نسل آلفا میتواند عواقب خطرناکی برای جامعه داشته باشد.
#تحلیل_زمانه
🌏 @TahlilZamane
✍حسن خسروی
✅ نسل آلفا ( Generation Alpha ) عمدتاً به بچه های دهه نودی و متولدین 2010 میلادی به بعد میگویند. نسلی که قرار است آینده شان با عصر متاورس و هوش مصنوعی رقم بخورد.
🔹جغرافیای زیستی این بچه ها، سرزمینهای دیجیتالی و فضای مجازی و موبایلهای هوشمند است که با حال و هوای ما پدر و مادرهایشان بسیار فاصله دارد.
اگر به بچه های نسل آلفا بگویید که ما جلوی پدرمون پای خود را دراز نمیکردیم ، تعجب کرده و بعضا ما را مورد تمسخر قرار میدهند؟!
🔸نسل آلفا یی ها اغلب عجول و باهوش و سرکش هستند و به راحتی زیر بار هر حرفی یا هر کاری نمیروند. خیلی از آنها حرف های گنده تر از دهانشان میزنند و این نشان میدهد که با چرخش و گردش در موبایل، به سرعت زیر و بم هر چه را درمیآورند و با یکدیگر به اشتراک میگذارند. نسل آلفا بدنبال راستی آزمایی هر چیزی بوده و خیلی حساس و شکننده هستند . مثلا گفتگو با آنان درباره خدا، قیامت، بهشت، جهنم، نماز، روزه و... بسیار سخت است. نسل آلفا یا دهه نودی ها وابستگی حیرت انگیزی به موبایل دارند و زندگی بدون موبایل برایشان غیر قابل تحمل است. آنها از معلمان خود هم بعضا جلوتر هستند و دیگر با روشهای سنتی و غیر دیجیتالی نمیشود به آنها درس و مشق داد. اگر مثلا سرعت تغییرات بین متولدین دهه چهل یعنی مثلا آنهایی که الان شصت ساله هستند به نسبت با متولدین دهه پنجاه چیزی حدود 50 کیلومتر در ساعت بود اکنون سرعت تغییرات دهه چهل با دهه نود بیش از 500 کیلومتر شده است و شکاف بزرگی میان درک و فهم و هوش و انتظارات میان این دو نسل است. در حقیقت، نسل آلفا نوه های متولدین دهه چهل و پنجاه هستند و ما پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها دیگر مثل قدیم نباید انتظارات خاصی از این نسل داشته باشیم.
🔹 نسل آلفا را باید با احتیاط تعلیم و تربیت نمود تا سرخورده و لجباز و گوشه گیر نشوند. دهه نودی ها ذهنی پرسشگر و جستجوگر داشته و اهل آزمون و خطا هستند. آنها بعضا سنتها و آداب و رسوم پیشینیان خود را زیر سؤال برده و ناکامیهای خود را به گردن ما میاندازند و در فرافکنی خیلی حرفه ای هستند. دهه نودی های نسل آلفا به شدت اهل مد هستند و حتی با خریدهای ارزان قیمت خوشحال میشوند و دوست دارند انواع اکسسوری ها ( وسایل تزئینی ) را به خود وصل کرده و لذت ببرند. صد البته، هر چه که ما میگوییم نسبی است و ممکن است در هر شهری یا کشوری شدت و ضعف داشته باشد. نسل آلفا در کشور ما نیازمند محبت، مراقبت، حمایت، آموزش و پرورش مناسب به اقتضای شرایط زمان و مکان میباشد . با نسل آلفا به هیچ وجه قهر نکرده و آنها را سخت تنبیه یا محروم نکنید. خشم و خشونت در مورد نسل آلفا میتواند عواقب خطرناکی برای جامعه داشته باشد.
#تحلیل_زمانه
🌏 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
✅آیت الله محقق یزدی با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد
گفته می شود در پی اظهارات جواد محقق یزدی که به رهبر ایران گفته بود در صورتی که چهار پسر خود را به غزه و لبنان اعزام کنی من هم تا کاخ سفید خواهم رفت روز گذشته با حکم دادگاه ویژه دستگیر شد
#تحلیل_زمانه
@TahlilZamane
گفته می شود در پی اظهارات جواد محقق یزدی که به رهبر ایران گفته بود در صورتی که چهار پسر خود را به غزه و لبنان اعزام کنی من هم تا کاخ سفید خواهم رفت روز گذشته با حکم دادگاه ویژه دستگیر شد
#تحلیل_زمانه
@TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
🔵 پاسخ هادی کساییزاده روزنامهنگار به یادگار یادگار یادگار یادگار امام خمینی در موضوع مهاجران افغان
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
شب عاشورا
امام حسین شب عاشورا خطاب به سپاه همراهش فرمود:
"به گمانم این، آخرین روزی است که از سوی این قوم مهلت داریم. آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اینک که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی برگیرید و بروید".
در نقل دیگری آمده است که سیدالشهدا رو به لشگر همراهش کرد و فرمود:
"یاران من متوجه باشید، یک امشب بیش در این عالم به سر نمیبریم و ما فردا از دست این مردم به سلامت نخواهیم بود. من به شما اجازه میدهم که همهتان دستهجمعی از این سرزمین خارج شوید و من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک شب و تاریک است. میتوانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمنان برهانید..."
سکینه(س) دختر سیدالشهدا گفته است:
"هنوز حرف پدر تمام نشده بود که اصحابش پراکنده شدند. ۱۰ نفر، ۱۰ نفر یا ۲۰ نفر، ۲۰ نفر شروع به رفتن کردند و از آنها جز ۱۰۰ تن نماند. به پدرم نگاه کردم. دیدم که سرش را پایین انداخته است. گریه راه نفسم را گرفت و ترسیدم که پدرم صدای گریة مرا بشنود. هر طور بود، جلوی گریهام را گرفتم و دستم را به سوی آسمان بلند کردم و گفتم، خدایا همانطور که آنها ما را واگذاشتند، تو نیز آنها را واگذار و دعایشان را مستجاب نکن و شفاعت جدم را روز قیامت نصیب آنان نگردان."
گویا ۱۰۰۰ سوار و ۱۰۰ جنگجوی پیاده سپاه سیدالشهدا را تشکیل می داد. ولی پس از این گفتگو و مخیر کردن سپاهیانش به ماندن و جنگیدن و یا رها کردن جنگ، تنها حدود ۱۰۰ تن باقی ماندند.
کاش می شد رهبران و دولت های مبارز و جنگجو که خواهان پیکار با طآغوت، استکبار و امپرياليسم اند، ملت های خود را نیز در جریان گذاشته و به آنان اختیار جنگ یا صلح می دادند. شاید مردمشان در پی شهادت نباشند.
#یدالله_کریمی_پور
@karimipour_k
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
امام حسین شب عاشورا خطاب به سپاه همراهش فرمود:
"به گمانم این، آخرین روزی است که از سوی این قوم مهلت داریم. آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اینک که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی برگیرید و بروید".
در نقل دیگری آمده است که سیدالشهدا رو به لشگر همراهش کرد و فرمود:
"یاران من متوجه باشید، یک امشب بیش در این عالم به سر نمیبریم و ما فردا از دست این مردم به سلامت نخواهیم بود. من به شما اجازه میدهم که همهتان دستهجمعی از این سرزمین خارج شوید و من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک شب و تاریک است. میتوانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمنان برهانید..."
سکینه(س) دختر سیدالشهدا گفته است:
"هنوز حرف پدر تمام نشده بود که اصحابش پراکنده شدند. ۱۰ نفر، ۱۰ نفر یا ۲۰ نفر، ۲۰ نفر شروع به رفتن کردند و از آنها جز ۱۰۰ تن نماند. به پدرم نگاه کردم. دیدم که سرش را پایین انداخته است. گریه راه نفسم را گرفت و ترسیدم که پدرم صدای گریة مرا بشنود. هر طور بود، جلوی گریهام را گرفتم و دستم را به سوی آسمان بلند کردم و گفتم، خدایا همانطور که آنها ما را واگذاشتند، تو نیز آنها را واگذار و دعایشان را مستجاب نکن و شفاعت جدم را روز قیامت نصیب آنان نگردان."
گویا ۱۰۰۰ سوار و ۱۰۰ جنگجوی پیاده سپاه سیدالشهدا را تشکیل می داد. ولی پس از این گفتگو و مخیر کردن سپاهیانش به ماندن و جنگیدن و یا رها کردن جنگ، تنها حدود ۱۰۰ تن باقی ماندند.
کاش می شد رهبران و دولت های مبارز و جنگجو که خواهان پیکار با طآغوت، استکبار و امپرياليسم اند، ملت های خود را نیز در جریان گذاشته و به آنان اختیار جنگ یا صلح می دادند. شاید مردمشان در پی شهادت نباشند.
#یدالله_کریمی_پور
@karimipour_k
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
🔵🔵🔵 من از عباس پالیزدار می ترسم البته از خیلی ها می ترسم !
من از بعضی آدمها خیلی میترسم !
دکتر پویان، متخصص اعصاب و روان، به جای گرفتن شرح حال شفاهی، از بیمار ۴۰ سالهاش خواست طی پیامی کتبی، دقیقا توضیح بدهد از چه کسانی میترسد.
بیمارش دچار آنتروپوفوبیا (انسان هراسی) شده بود.
بیمار به او چنین نوشت:
آقای دکتر پویان!
روانپزشک مهربان من!
من از بعضی آدم ها خیلی میترسم. نمی گویم که آنها آدم های بدی هستند... نه! ممکن است مشکل از خودم باشد. اگر مشکل نداشتم که به شما مراجعه نمی کردم. یک وقت فکر نکنید قصد توهین به کسی را دارم. خودم بیمارم و به من گفتید که حق دارم در مورد فوبیای خودم به شما توضیح بدهم. این هایی که از آنها میترسم با بعضیهای شان دوست صمیمی هستم. خواهش میکنم از ترس های من با کسی صحبت نکنید.
بله... بگذارید بگویم از چه کسانی میترسم.
من کارگرها را خیلی دوست دارم ولی از کارگرهای کارواش که به زور میخواهند به ماشین من واکس و پولیش بزنند میترسم.
از کارگرهایی هم که اسبابکشی میکنند میترسم مخصوصا وقتی که پول طبقات را میگیرند و وسایلم را با آسانسور جابه جا میکنند.
من از خانم های جوانی که در ملا عام سیگار میکشند و یکدستی رانندگی میکنند می ترسم.
از خانم های روشنفکری که مهریه شان را به اجرا میگذارند هم میترسم.
من از اساتید دانشگاه که بعد از ۷۵ سالگی شرکت دانش بنیان میزنند و همین طور از آنهایی که بیشتر از یک انگشتر عقیق دارند میترسم (مخصوصا از تحصیل کرده های خارج).
هم از قضات میترسم و هم از وکلا میترسم.
از مشاورین املاک هم میترسم. هیچ توضیحی هم ندارم.
من از آخوندهای بیش از حد اصلاح طلب می ترسم... مخصوصا از آنهایی که در عکس پروفایل شان عمامه نمی گذارند.
من از همهی کسانی که شدیدا مخالف استکبار جهانی هستند ولی گوشی آیفون دارند میترسم.
از حضراتی که نگران تاثیر بد ماهواره روی مردم هستند ولی خودشان ماهواره دارند هم میترسم.
از کسانی که میگویند اگر جیب و سفرهی مردم پر باشد همه مشکلات حل میشود میترسم.
از افراد غیر پزشک که از طب جایگزین پول در میآورند مخصوصا هامیوپاتی و انرژی درمانی خیلی میترسم.
از پزشکان متخصص طب سنتی بیشتر از آنها میترسم.
از خانم های چادری که زیر چادرشان لباسهای رنگارنگ جیغ و اسپورت میپوشند میترسم. اگر تاتو و گونه گذاری کرده باشند بیش از حد میترسم.
از رانندگان آژانس که به جای گفتن قیمت میپرسند «قبلا چقدر میدادی» میترسم.
از معلمهایی که در کلاس های خصوصی بهتر از مدرسه درس میدهند میترسم.
من از مداحهایی که بعد از ۱۰۰ بار تکرار یک روضه باز هم مثل ابر بهار اشک میریزند میترسم.
من از آدمهایی که در دوران پسا دموکراسی و انفجار اطلاعات طرفدار رژیم سلطنتی هستند میترسم.
از ایرانی های خارج از کشور که به ما میگویند لنگش کن خیلی میترسم.
از مشاورین خانواده (مخصوصا طلاق دادهها و طلاق گرفته ها)، سخنرانان انگیزشی و مدرسین کارآفرینی که خودشان بیکار هستند میترسم.
از اعضای شوراهای شهر که هنوز دستگیر نشده اند میترسم.
از کاندیداهای مجلس هم که از خودشان چند میلیارد خرج میکنند و نمیدانم اگر درنیایند چه خاکی میخواهند به سرشان بریزند هم میترسم. معلوم است که اگر دربیایند به سر ما خاک میریزند، که از آن هم میترسم.
آقای دکتر پویان! روانپزشک مهربان من!
شما بگویید من با این ترسهایم چه کنم؟ قرصهایتان از اثر افتاده، نیاز به بستری شدن دارم.
کمکم کنید.
گودرز صادقی هشجین(استاد فارماکولوژی دانشگاه تهران)
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
من از بعضی آدمها خیلی میترسم !
دکتر پویان، متخصص اعصاب و روان، به جای گرفتن شرح حال شفاهی، از بیمار ۴۰ سالهاش خواست طی پیامی کتبی، دقیقا توضیح بدهد از چه کسانی میترسد.
بیمارش دچار آنتروپوفوبیا (انسان هراسی) شده بود.
بیمار به او چنین نوشت:
آقای دکتر پویان!
روانپزشک مهربان من!
من از بعضی آدم ها خیلی میترسم. نمی گویم که آنها آدم های بدی هستند... نه! ممکن است مشکل از خودم باشد. اگر مشکل نداشتم که به شما مراجعه نمی کردم. یک وقت فکر نکنید قصد توهین به کسی را دارم. خودم بیمارم و به من گفتید که حق دارم در مورد فوبیای خودم به شما توضیح بدهم. این هایی که از آنها میترسم با بعضیهای شان دوست صمیمی هستم. خواهش میکنم از ترس های من با کسی صحبت نکنید.
بله... بگذارید بگویم از چه کسانی میترسم.
من کارگرها را خیلی دوست دارم ولی از کارگرهای کارواش که به زور میخواهند به ماشین من واکس و پولیش بزنند میترسم.
از کارگرهایی هم که اسبابکشی میکنند میترسم مخصوصا وقتی که پول طبقات را میگیرند و وسایلم را با آسانسور جابه جا میکنند.
من از خانم های جوانی که در ملا عام سیگار میکشند و یکدستی رانندگی میکنند می ترسم.
از خانم های روشنفکری که مهریه شان را به اجرا میگذارند هم میترسم.
من از اساتید دانشگاه که بعد از ۷۵ سالگی شرکت دانش بنیان میزنند و همین طور از آنهایی که بیشتر از یک انگشتر عقیق دارند میترسم (مخصوصا از تحصیل کرده های خارج).
هم از قضات میترسم و هم از وکلا میترسم.
از مشاورین املاک هم میترسم. هیچ توضیحی هم ندارم.
من از آخوندهای بیش از حد اصلاح طلب می ترسم... مخصوصا از آنهایی که در عکس پروفایل شان عمامه نمی گذارند.
من از همهی کسانی که شدیدا مخالف استکبار جهانی هستند ولی گوشی آیفون دارند میترسم.
از حضراتی که نگران تاثیر بد ماهواره روی مردم هستند ولی خودشان ماهواره دارند هم میترسم.
از کسانی که میگویند اگر جیب و سفرهی مردم پر باشد همه مشکلات حل میشود میترسم.
از افراد غیر پزشک که از طب جایگزین پول در میآورند مخصوصا هامیوپاتی و انرژی درمانی خیلی میترسم.
از پزشکان متخصص طب سنتی بیشتر از آنها میترسم.
از خانم های چادری که زیر چادرشان لباسهای رنگارنگ جیغ و اسپورت میپوشند میترسم. اگر تاتو و گونه گذاری کرده باشند بیش از حد میترسم.
از رانندگان آژانس که به جای گفتن قیمت میپرسند «قبلا چقدر میدادی» میترسم.
از معلمهایی که در کلاس های خصوصی بهتر از مدرسه درس میدهند میترسم.
من از مداحهایی که بعد از ۱۰۰ بار تکرار یک روضه باز هم مثل ابر بهار اشک میریزند میترسم.
من از آدمهایی که در دوران پسا دموکراسی و انفجار اطلاعات طرفدار رژیم سلطنتی هستند میترسم.
از ایرانی های خارج از کشور که به ما میگویند لنگش کن خیلی میترسم.
از مشاورین خانواده (مخصوصا طلاق دادهها و طلاق گرفته ها)، سخنرانان انگیزشی و مدرسین کارآفرینی که خودشان بیکار هستند میترسم.
از اعضای شوراهای شهر که هنوز دستگیر نشده اند میترسم.
از کاندیداهای مجلس هم که از خودشان چند میلیارد خرج میکنند و نمیدانم اگر درنیایند چه خاکی میخواهند به سرشان بریزند هم میترسم. معلوم است که اگر دربیایند به سر ما خاک میریزند، که از آن هم میترسم.
آقای دکتر پویان! روانپزشک مهربان من!
شما بگویید من با این ترسهایم چه کنم؟ قرصهایتان از اثر افتاده، نیاز به بستری شدن دارم.
کمکم کنید.
گودرز صادقی هشجین(استاد فارماکولوژی دانشگاه تهران)
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❌️مناظره حجت الاسلام رنجبریان(موافق) با محمد تقی اکبرنژاد(مخالف) در مورد مسئله ولایت مطلقه فقیه - قسمت دوم
#تحلیل_زمانه
@TahlilZamane
#تحلیل_زمانه
@TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
✅گردن قالیباف نیندازید
🔷 بیخود گردن #قالیباف نیاندازید؛ اومکلف به ابلاغ قانون است. دولت #پزشکیان اگر واقعا مخالف #قانون_حجاب است ومیخواهد از خود سلب مسئولیت (حداقل تاریخی) کند؛ یک برگه آ۴ بردارد. ماده واحده سه خطی لغو این قانون را بنویسد به قید ۳فوریت به #مجلس ارجاع دهد. آنگاه میتوان گفت واقعا مخالفست.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
🔷 بیخود گردن #قالیباف نیاندازید؛ اومکلف به ابلاغ قانون است. دولت #پزشکیان اگر واقعا مخالف #قانون_حجاب است ومیخواهد از خود سلب مسئولیت (حداقل تاریخی) کند؛ یک برگه آ۴ بردارد. ماده واحده سه خطی لغو این قانون را بنویسد به قید ۳فوریت به #مجلس ارجاع دهد. آنگاه میتوان گفت واقعا مخالفست.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
حکمرانی بیقصه
✍️ محسن رنانی
هیچ سازمان و نظامی بدون قصه باورپذیر، دوام نمیآورد. بشار اسد اگر سقوط کرد چون سالها بود حزب بعث سوریه به پایان قصه خود رسیده بود؛ یعنی قصه قدیمیاش دیگر باورپذیر نبود و بشار نیز نتوانست و نکوشید تا برای حکومت خویش و برای آینده سوریه قصه تازهای خلق کند.
بهگمانم جمهوری اسلامی نیز سالهاست که دیگر قصهای ندارد. قصهای که بنیانگذار در سال ۱۳۴۲ نوشتنش را آغاز کرد و سپس مرحوم دکتر شریعتی نسخه مدرن آن را در دهه پنجاه خلق کرد، یک قصه دوجلدی شد که انقلاب ۵۷ روح و معنا و سپس شکل خود را از آن گرفت. آن قصه اکنون دیگر سالهاست که برای اکثریت نسل جدید، معنا و باورپذیری خود را از دست داده است. حاکمان ایران نیز در سالهای اخیر هیچ تلاشی برای خلق قصه دلربای دیگری برای خود و برای ایران نکردند. شاید گمان میکردند «قصه مقاومت» میتواند نقش یک قصه دلربای جدید را بازی کند. احتمالا هم برای مدتی چنین بوده است؛ اما آن قصه نیز مدتهاست، و بویژه با آنچه در این چندماه در غزه و لبنان و سوریه اتفاق افتاد، دیگر باورپذیر نیست.
البته هاشمی و خاتمی کوشیدند تا روایت جدیدی از قصه بنیانگذار را ارایه بدهند و دلهای نسلهای بعد از بنیانگذار را ببرند. اما نظام روایت آنها را قبول نداشت و قصه آنها را نیز به شکست کشانید. شاید احمدینژاد را آوردند تا قصه تازهای خلق کنند اما در این قصه جدید، آنقدر همه را حذف کردند، که آن قصه دیگر برای هیچکس جذابیت نداشت. احمدینژاد هم البته دنبال ساخت قصه خودش بود نه قصه نظام.
مهندس موسوی نیز در سال ۸۸ خواست ویرایش تازهای از قصه بنیانگذار را ارائه کند اما روایت او را در همان نطفه خفه کردند. به گمانم از ۸۸ به بعد بود که دیگر هیچ روایتی از نسخه بنیانگذار برای نسل جدید جذابیت نداشت. در اعتراضات ۹۶ و ۹۸ بخش بزرگی از مردم با شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» پایان قصه بنیانگذار را به صورت علنی فریاد کردند.
سرانجام با پدیدار شدن جنبش مهسا، همه قصهها و نسخهها، بیرنگ و بیاعتبار شدند. جنبش مهسا نخستین جنبش اجتماعی پس از مشروطیت است که خودش دارد قصه خودش را خلق میکند. در انقلاب مشروطیت، در نهضت نفت، در انقلاب اسلامی، در جنبش سبز و دیگر تحولات بزرگ سده اخیر، همواره مردم در قصهای که رهبران و نخبگان و سیاستمداران ساخته بودند بازی کردند. جنبش مهسا، نخستین جنبش یک سده اخیر است که رهبر ندارد و در قصه رهبران بازی نمیکند و خودش در حال خلق قصه خویش است. از این نظر جنبش مهسا را میتواند اصیلترین جنبش مدنی یکصد سال اخیر ایران دانست. این که من بالبال میزنم که تحولات کشور به سوی خشونت نرود، برای همین است که جنبش مهسا فرصت کند قصه خودش را تکمیل کند. اگر کشور به سوی بیثباتی وخشونت برود، اولین قربانی آن، «قصه جنبش مهسا» خواهد بود که ناتمام خواهد ماند. اگر جنبش مهسا بتواند قصه خودش را کامل کند، آنگاه دیگر هیچ قدرتی نمیتواند آن را متوقف کند یا آن را به سوی خشونت ببرد. وقتی قصه خلق شد، آنگاه از دل قصه، رهبران آن هم خلق خواهند شد.
انگیزه من برای مشارکت در انتخابات چهاردهم و تشویق مردم به رای دادن به پزشکیان، تنها این بود که پایمان را بگذاریم لای درْ، تا افق سیاست بسته نشود و شاید تصادفات تاریخی هم به سود ما پدیدار شود (که شد) تا این که جنبش مهسا فرصت کند قصه خود را به بلوغ برساند. به گمانم اکنون پای ما تا زانو لای در است و این درْ دیگر بسته نخواهد شد. چون آنان که برای بستنِ درْ فشار میآورند، روزبهروز قدرتشان کاستی میگیرد و نسل نو روزبهروز قدرتمندتر میشود. تحولات خارجی هم البته به سود این تغییر قدرت عمل کرده و خواهد کرد.
اکنون حتی جمهوری اسلامی هم اگر تصمیم بگیرد قصه تازه باورپذیری خلق کند، دیگر نمیتواند قصهاش در تقابل با قصه جنبش مهسا باشد و گرنه شکست میخورد.
درواقع جامعه ایران با ورود پیشبینی نشده به انتخابات چهاردهم، «خلق امکان» کرد. این جامعه دیگر روبهعقب نخواهد رفت. ایران اکنون در حال تجربه یکی از باثباتترین و عقلانیترین و عمیقترین تحولات سیاسی صد سال اخیر خود است؛ فقط باید مراقب باشیم که خودمان به دست خودمان این تحولات باثبات و مطمئن را مختل نکنیم؛ چون باور دارم که حکومت دیگر قدرت توقف آن را ندارد. به دو سال گذشته بنگرید: انگار به اندازه کل چهل سال قبل از آن، تحول رخ داده است. ما چه میخواهیم جز تحول؟! و برای حکومت چه چارهای مانده است جز تغییر؟!
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
✍️ محسن رنانی
هیچ سازمان و نظامی بدون قصه باورپذیر، دوام نمیآورد. بشار اسد اگر سقوط کرد چون سالها بود حزب بعث سوریه به پایان قصه خود رسیده بود؛ یعنی قصه قدیمیاش دیگر باورپذیر نبود و بشار نیز نتوانست و نکوشید تا برای حکومت خویش و برای آینده سوریه قصه تازهای خلق کند.
بهگمانم جمهوری اسلامی نیز سالهاست که دیگر قصهای ندارد. قصهای که بنیانگذار در سال ۱۳۴۲ نوشتنش را آغاز کرد و سپس مرحوم دکتر شریعتی نسخه مدرن آن را در دهه پنجاه خلق کرد، یک قصه دوجلدی شد که انقلاب ۵۷ روح و معنا و سپس شکل خود را از آن گرفت. آن قصه اکنون دیگر سالهاست که برای اکثریت نسل جدید، معنا و باورپذیری خود را از دست داده است. حاکمان ایران نیز در سالهای اخیر هیچ تلاشی برای خلق قصه دلربای دیگری برای خود و برای ایران نکردند. شاید گمان میکردند «قصه مقاومت» میتواند نقش یک قصه دلربای جدید را بازی کند. احتمالا هم برای مدتی چنین بوده است؛ اما آن قصه نیز مدتهاست، و بویژه با آنچه در این چندماه در غزه و لبنان و سوریه اتفاق افتاد، دیگر باورپذیر نیست.
البته هاشمی و خاتمی کوشیدند تا روایت جدیدی از قصه بنیانگذار را ارایه بدهند و دلهای نسلهای بعد از بنیانگذار را ببرند. اما نظام روایت آنها را قبول نداشت و قصه آنها را نیز به شکست کشانید. شاید احمدینژاد را آوردند تا قصه تازهای خلق کنند اما در این قصه جدید، آنقدر همه را حذف کردند، که آن قصه دیگر برای هیچکس جذابیت نداشت. احمدینژاد هم البته دنبال ساخت قصه خودش بود نه قصه نظام.
مهندس موسوی نیز در سال ۸۸ خواست ویرایش تازهای از قصه بنیانگذار را ارائه کند اما روایت او را در همان نطفه خفه کردند. به گمانم از ۸۸ به بعد بود که دیگر هیچ روایتی از نسخه بنیانگذار برای نسل جدید جذابیت نداشت. در اعتراضات ۹۶ و ۹۸ بخش بزرگی از مردم با شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» پایان قصه بنیانگذار را به صورت علنی فریاد کردند.
سرانجام با پدیدار شدن جنبش مهسا، همه قصهها و نسخهها، بیرنگ و بیاعتبار شدند. جنبش مهسا نخستین جنبش اجتماعی پس از مشروطیت است که خودش دارد قصه خودش را خلق میکند. در انقلاب مشروطیت، در نهضت نفت، در انقلاب اسلامی، در جنبش سبز و دیگر تحولات بزرگ سده اخیر، همواره مردم در قصهای که رهبران و نخبگان و سیاستمداران ساخته بودند بازی کردند. جنبش مهسا، نخستین جنبش یک سده اخیر است که رهبر ندارد و در قصه رهبران بازی نمیکند و خودش در حال خلق قصه خویش است. از این نظر جنبش مهسا را میتواند اصیلترین جنبش مدنی یکصد سال اخیر ایران دانست. این که من بالبال میزنم که تحولات کشور به سوی خشونت نرود، برای همین است که جنبش مهسا فرصت کند قصه خودش را تکمیل کند. اگر کشور به سوی بیثباتی وخشونت برود، اولین قربانی آن، «قصه جنبش مهسا» خواهد بود که ناتمام خواهد ماند. اگر جنبش مهسا بتواند قصه خودش را کامل کند، آنگاه دیگر هیچ قدرتی نمیتواند آن را متوقف کند یا آن را به سوی خشونت ببرد. وقتی قصه خلق شد، آنگاه از دل قصه، رهبران آن هم خلق خواهند شد.
انگیزه من برای مشارکت در انتخابات چهاردهم و تشویق مردم به رای دادن به پزشکیان، تنها این بود که پایمان را بگذاریم لای درْ، تا افق سیاست بسته نشود و شاید تصادفات تاریخی هم به سود ما پدیدار شود (که شد) تا این که جنبش مهسا فرصت کند قصه خود را به بلوغ برساند. به گمانم اکنون پای ما تا زانو لای در است و این درْ دیگر بسته نخواهد شد. چون آنان که برای بستنِ درْ فشار میآورند، روزبهروز قدرتشان کاستی میگیرد و نسل نو روزبهروز قدرتمندتر میشود. تحولات خارجی هم البته به سود این تغییر قدرت عمل کرده و خواهد کرد.
اکنون حتی جمهوری اسلامی هم اگر تصمیم بگیرد قصه تازه باورپذیری خلق کند، دیگر نمیتواند قصهاش در تقابل با قصه جنبش مهسا باشد و گرنه شکست میخورد.
درواقع جامعه ایران با ورود پیشبینی نشده به انتخابات چهاردهم، «خلق امکان» کرد. این جامعه دیگر روبهعقب نخواهد رفت. ایران اکنون در حال تجربه یکی از باثباتترین و عقلانیترین و عمیقترین تحولات سیاسی صد سال اخیر خود است؛ فقط باید مراقب باشیم که خودمان به دست خودمان این تحولات باثبات و مطمئن را مختل نکنیم؛ چون باور دارم که حکومت دیگر قدرت توقف آن را ندارد. به دو سال گذشته بنگرید: انگار به اندازه کل چهل سال قبل از آن، تحول رخ داده است. ما چه میخواهیم جز تحول؟! و برای حکومت چه چارهای مانده است جز تغییر؟!
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
معاون پارلمانی پزشکیان: «در حال آماده کردن لایحه اصلاحی قانون عفاف و حجاب هستیم. درخواست کردیم فعلاً این قانون ابلاغ نشود.»
دقت کردین؟ مشکلی با کلیت قانون ندارن. چندتا بند اتباع و اینا رو اصلاح میکنن و میگن بفرمایید، ما مقاومت کردیم و اینم مقاومتمون.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
دقت کردین؟ مشکلی با کلیت قانون ندارن. چندتا بند اتباع و اینا رو اصلاح میکنن و میگن بفرمایید، ما مقاومت کردیم و اینم مقاومتمون.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
❇️ بنیان اصلی فکر پنجاهوهفتی
❇️ در اثبات این که انقلاب پنجاه و هفت، اصالتا ماهیت چپ داشت!
از حدود دو قرن پیش که حوزۀ علمیۀ نجف (در شکل جدیدش) با ظهور افرادی چون شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی به راه افتاد، و از حدود یک قرن پیش که حوزۀ علمیۀ قم را شیخ عبدالکریم حائری یزدی تأسیس کرد و افرادی چون آیتالله حسین بروجردی در آن به تربیت عالمان دینی پرداختند، در میان دهها آیتالله صاحبرساله، حتی یک نفر هم معتقد به فعالیتهای انقلابی و برقراری حکومت نبود و نشد.
اقلیت جوان و میانسالی از این قوم که به این ایدهها رو کردند، بخش مهمی از عقاید و انگیزههای خود را از محافل روشنفکری چپگرا اخذ و اقتباس کرده بودند؛ چنانکه یکی از آنان، از ماجرای دیدار خود با آلاحمد و خواندن کتاب غربزدگی خبر داد؛ و دیگری در خطابههای خود، از علی شریعتی با عنوان «بهقول آن محقق بزرگ» نقل قول میآورد. نیز اینان با محافلی چون کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور، و حتی با گروههایی چون مجاهدین ارتباط داشتند.
مهمتر و کلیتر از این موارد اینکه: اقلیت مزبور، اغلب درسهای حوزه را خوانده و نخوانده، از آن فاصله گرفته؛ و با آموزههای انقلابی در سطح منطقه و حتی جهان، و فکر و فضای سیاسی مسلط آن دوره انس گرفته، و در فرایند تولید نوعی سوسیالیسم مشارکت میکردند. سوسیالیسمی که تلاش میشد با بهره گیری از اسطورههای آیینی مذهبی، زیر نامهای عدالتخواهی، ظلمستیزی، درافتادن با طاغوت و استکبار و نظایر اینها، پشتوانههایی برای آن دستوپا شود. بهعبارتی: کمتر کسی ابتدا به ساکن در ادبیات آیینی مذهبی به برابری و مبارزه و انقلاب و ... برخورده بود. عموماً ابتدا در فرهنگ سیاسی مارکسیستی زمانه با این مفاهیم آشنا شده، و سپس بسا به دلایل تاکتیکی، به تطبیق آن با آیین رو کردند.
روحانیت سنتی علاقهای نداشت که دم و دستگاه مسجد و محراب و منبر خود را همچون یک شبکۀ سازمانی در اختیار اقلیت آخوند سیاسی (یا بهتعبیری سیاسیِ ملبسشده به لباس آخوندی) قرار دهد که هر کدام دیگری را خارج از صراط مستقیم میدانست. ولی با گسترش ناگهانی عقاید انقلابی در میان مردم - خصوصاً جوانان - اینان پشتوانهای پیدا کردند و روحانیتِ سنتیِ نامعتقد به انقلاب و انقلابیگری را، تقریباً به زور، از مساجد بیرون راندند یا ساکت کردند و خود بر امور مسلط شدند. مساجد، مرکز انقلاب نبودند؛ بلکه به وسیله جوانان انقلابی و اقلیت کوچک طلاب سیاسی تسخیر شدند. بخش مهمی از روحانیت سنتی، حتی پس از ۵۷ هم با آن چندان از در آشتی در نیامد و کموبیش حاشیهنشین شد؛ ولی بخشی هم این روایت جدید از آیین را همچون یک واقعیت پذیرفت و حتی کوشید از نمد آن، کلاهی هم برای سر خود بسازد.
اشتباه نکنید. در پی تکرار آن توضیح نیستم که: «دو روایت از آیین هست: یکی بد و دیگری خوب.» هرگز! آیین هرچه بود، بود؛ اما نسبتی با انقلابيگری، تشکیل حکومت، ضدیت با امپریالیسم، و وحدت با روسیه و چین نداشت.
شیخ مرتضی انصاری، ولایت سیاسی را انکار کرد. آخوند خراسانی وجود فقها در مجلس شورا را پذیرفت؛ ولی دادن حق وتو به آنان را ناروا دانست. سید ابوالحسن اصفهانی (رییس حوزۀ نجف) دستور داد نواب صفوی را از عراق سوار ماشین کرده و در مرز ایران پیاده کنند. شیخ عبدالکریم حائری در خصوص رفتار تند #رضاشاه در قم (در برخورد با یک معمم) فتوا داد حرام است کسی کلمهای راجع به آن صحبت کند. سید حسین بروجردی امر کرد نواب و یارانش را به زخم چوب از فیضیه بیرون انداختند؛ و با دربار ارتباطی مسالمتآمیز داشت. سید ابوالقاسم خویی (مرجع شیعه) برای شاه انگشتر متبرک فرستاد. با توجه به اینموارد، به گمانم سخت نیست پذیرفتن این که: «از چنین نهادی، انقلاب و حکومت دینی بیرون نمیآمد.»
مهدی بازرگان پس از برکناری گفت: «چهل سال ما اسبی را زین کردیم؛ ولی فلان و فلان نرسيده، پریدند روی آن و تاختند.» راست میگفت؛ الا اینکه زین و یراق کردن آن اسب، کمتر بر عهدۀ افرادی چون او بود. زینکننده اصلی، چپهایی بودند که دائم او را از جهت «به قدر کافی انقلابی نبودن» طعن و لعن میکردند؛ از جمله دانشجویان چپ مذهبی که برای جلو زدن در چپ بودن (نسبت به چپهای لامذهب) سفارت آمریکا را اشغال کردند.
مهمترین دانشگاه فنی ایران به نام یک چریک چپگرای مذهبی است (دانشگاه شریف). در تهران، دو اتوبان به نام نواب صفوی و فداییان اسلام وجود دارد و حتی خیابانهایی به نام پاتریس لومومبا (مبارز چپگرای افریقایی) و سیمون بولیوار (انقلابی ضداستعمار امریکای جنوبی) وجود دارد؛ ولی خیابانی به نام هیچیک از مراجع شیعی که گفتیم، در تهران نیست.
این موارد، گویای چیزی در خصوص ماهیت اصالتاً چپ ۵۷ نیست؟
✍️ مرتضی مردیها
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
❇️ در اثبات این که انقلاب پنجاه و هفت، اصالتا ماهیت چپ داشت!
از حدود دو قرن پیش که حوزۀ علمیۀ نجف (در شکل جدیدش) با ظهور افرادی چون شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی به راه افتاد، و از حدود یک قرن پیش که حوزۀ علمیۀ قم را شیخ عبدالکریم حائری یزدی تأسیس کرد و افرادی چون آیتالله حسین بروجردی در آن به تربیت عالمان دینی پرداختند، در میان دهها آیتالله صاحبرساله، حتی یک نفر هم معتقد به فعالیتهای انقلابی و برقراری حکومت نبود و نشد.
اقلیت جوان و میانسالی از این قوم که به این ایدهها رو کردند، بخش مهمی از عقاید و انگیزههای خود را از محافل روشنفکری چپگرا اخذ و اقتباس کرده بودند؛ چنانکه یکی از آنان، از ماجرای دیدار خود با آلاحمد و خواندن کتاب غربزدگی خبر داد؛ و دیگری در خطابههای خود، از علی شریعتی با عنوان «بهقول آن محقق بزرگ» نقل قول میآورد. نیز اینان با محافلی چون کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور، و حتی با گروههایی چون مجاهدین ارتباط داشتند.
مهمتر و کلیتر از این موارد اینکه: اقلیت مزبور، اغلب درسهای حوزه را خوانده و نخوانده، از آن فاصله گرفته؛ و با آموزههای انقلابی در سطح منطقه و حتی جهان، و فکر و فضای سیاسی مسلط آن دوره انس گرفته، و در فرایند تولید نوعی سوسیالیسم مشارکت میکردند. سوسیالیسمی که تلاش میشد با بهره گیری از اسطورههای آیینی مذهبی، زیر نامهای عدالتخواهی، ظلمستیزی، درافتادن با طاغوت و استکبار و نظایر اینها، پشتوانههایی برای آن دستوپا شود. بهعبارتی: کمتر کسی ابتدا به ساکن در ادبیات آیینی مذهبی به برابری و مبارزه و انقلاب و ... برخورده بود. عموماً ابتدا در فرهنگ سیاسی مارکسیستی زمانه با این مفاهیم آشنا شده، و سپس بسا به دلایل تاکتیکی، به تطبیق آن با آیین رو کردند.
روحانیت سنتی علاقهای نداشت که دم و دستگاه مسجد و محراب و منبر خود را همچون یک شبکۀ سازمانی در اختیار اقلیت آخوند سیاسی (یا بهتعبیری سیاسیِ ملبسشده به لباس آخوندی) قرار دهد که هر کدام دیگری را خارج از صراط مستقیم میدانست. ولی با گسترش ناگهانی عقاید انقلابی در میان مردم - خصوصاً جوانان - اینان پشتوانهای پیدا کردند و روحانیتِ سنتیِ نامعتقد به انقلاب و انقلابیگری را، تقریباً به زور، از مساجد بیرون راندند یا ساکت کردند و خود بر امور مسلط شدند. مساجد، مرکز انقلاب نبودند؛ بلکه به وسیله جوانان انقلابی و اقلیت کوچک طلاب سیاسی تسخیر شدند. بخش مهمی از روحانیت سنتی، حتی پس از ۵۷ هم با آن چندان از در آشتی در نیامد و کموبیش حاشیهنشین شد؛ ولی بخشی هم این روایت جدید از آیین را همچون یک واقعیت پذیرفت و حتی کوشید از نمد آن، کلاهی هم برای سر خود بسازد.
اشتباه نکنید. در پی تکرار آن توضیح نیستم که: «دو روایت از آیین هست: یکی بد و دیگری خوب.» هرگز! آیین هرچه بود، بود؛ اما نسبتی با انقلابيگری، تشکیل حکومت، ضدیت با امپریالیسم، و وحدت با روسیه و چین نداشت.
شیخ مرتضی انصاری، ولایت سیاسی را انکار کرد. آخوند خراسانی وجود فقها در مجلس شورا را پذیرفت؛ ولی دادن حق وتو به آنان را ناروا دانست. سید ابوالحسن اصفهانی (رییس حوزۀ نجف) دستور داد نواب صفوی را از عراق سوار ماشین کرده و در مرز ایران پیاده کنند. شیخ عبدالکریم حائری در خصوص رفتار تند #رضاشاه در قم (در برخورد با یک معمم) فتوا داد حرام است کسی کلمهای راجع به آن صحبت کند. سید حسین بروجردی امر کرد نواب و یارانش را به زخم چوب از فیضیه بیرون انداختند؛ و با دربار ارتباطی مسالمتآمیز داشت. سید ابوالقاسم خویی (مرجع شیعه) برای شاه انگشتر متبرک فرستاد. با توجه به اینموارد، به گمانم سخت نیست پذیرفتن این که: «از چنین نهادی، انقلاب و حکومت دینی بیرون نمیآمد.»
مهدی بازرگان پس از برکناری گفت: «چهل سال ما اسبی را زین کردیم؛ ولی فلان و فلان نرسيده، پریدند روی آن و تاختند.» راست میگفت؛ الا اینکه زین و یراق کردن آن اسب، کمتر بر عهدۀ افرادی چون او بود. زینکننده اصلی، چپهایی بودند که دائم او را از جهت «به قدر کافی انقلابی نبودن» طعن و لعن میکردند؛ از جمله دانشجویان چپ مذهبی که برای جلو زدن در چپ بودن (نسبت به چپهای لامذهب) سفارت آمریکا را اشغال کردند.
مهمترین دانشگاه فنی ایران به نام یک چریک چپگرای مذهبی است (دانشگاه شریف). در تهران، دو اتوبان به نام نواب صفوی و فداییان اسلام وجود دارد و حتی خیابانهایی به نام پاتریس لومومبا (مبارز چپگرای افریقایی) و سیمون بولیوار (انقلابی ضداستعمار امریکای جنوبی) وجود دارد؛ ولی خیابانی به نام هیچیک از مراجع شیعی که گفتیم، در تهران نیست.
این موارد، گویای چیزی در خصوص ماهیت اصالتاً چپ ۵۷ نیست؟
✍️ مرتضی مردیها
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
🎧 یلتسین کیست؟ و سرنوشت ایران چه خواهد شد؟
🎙مصاحبۀ یورونیوز با #مهدی_مطهرینیا
🔻برشی از گفتگو
❓شما سقوط را محتملتر از سایر وقایع میدانید؟
نظام جمهوری اسلامی بر اساس نظریۀ معکبهای فروریزش و فروپاشی رژیمها، از بخش فروریزش وارد فروپاشی شده است. به این معنا که جمهوری اسلامی بحرانهای ششگانۀ مکعب فروریزش را طی کرده است. یعنی این نظام بحران نخبگان، بحران کارآمدی، بحران عتماد، بحران اعتبار، بحران رهایی از اکنونزدگی و بحران عبور از اصلاحات را تجربه کرده و امروزه وارد مکعب فروپاشی شده و دو مرحلۀ این مکعب را هم گذرانده است. به این معنا که عادتگرایی در تخریب دارد و تصلب و انسداد و تحجر موجب شده است که همواره از راههای یکسان برای برخورد با بحرانها استفاده کند و از این حیث شبیه چکش کاپلان عمل میکند.
چکش کاپلان به چکشی گفته میشود که کودک از آن برای کوبیدن میخ استفاده میکند و به نظرش میرسد که با آن چکش میتواند همۀ مسائل را حل کند. جمهوری اسلامی ایران هم دچار این عارضه است. همواره از یک راه عمل میکند و بر روی یک پا میایستد و عقبنشینی را سختتر از هر چیز دیگری میداند. لذا نه میخواهد بر اساس خردورزی عقبنشینی کند، نه میخواهد معیارهای شکستخوردۀ خود را عوض کند.
❓اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، بر اساس آنچه که شما گفتید، یا از طریق ادامۀ وضع موجود باقی میماند یا از طریق قدرتگیری اسلام بر ایران. سوالم این است که آیا این نظام ممکن است از طریق تندادن به اصلاحات دموکراتیک باقی بماند؟
وضع موجود پتانسیل ادامه را ندارد و هر چه طولانیتر شود، ریشههای تفکری که پشت این نظام است، بیشتر ضربه خواهد خورد. وضع موجود حداکثر تا زمانی که رهبر کنونی جمهوری اسلامی بر مسند ولایت نشسته باشد میتواند ادامه پیدا کند. یعنی حداکثر چند سال دیگر.
❓و تا وقتی که رهبر فعلی هست، شما شانس اصلاحات دموکراتیک را هم ناچیز میدانید؟
بله، ناچیز است. امکان اصلاحات دموکراتیک، با اینکه پزشکیان با حمایت رهبر به قدرت رسیده، در ماجرای فیلترینگ مشخص است.
با توجه به وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی در ایران و آمدن مجدد ترامپ به کاخ سفید، احتمال سناریوی سقوط بیشتر از سایر سناریوهاست.
❓یعنی احتمال دارد در صورت سقوط جمهوری اسلامی، مذهب تشیع در ایران به سرنوشت آیین زرتشت در ایران پس از سقوط حکومت ساسانیان دچار شود و به محاق برود؟
بله، چنین احتمالی برای مذهب شیعه در ایران زیاد است. مگر همین الان در نظام جمهوری اسلامی، اگر ارکان قدرت از تشیع حمایت نکنند، این مذهب در محاق قرار نمیگیرد؟ روند موجود نشاندهندۀ همین محاق است.
Naqdagin
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
🎙مصاحبۀ یورونیوز با #مهدی_مطهرینیا
🔻برشی از گفتگو
❓شما سقوط را محتملتر از سایر وقایع میدانید؟
نظام جمهوری اسلامی بر اساس نظریۀ معکبهای فروریزش و فروپاشی رژیمها، از بخش فروریزش وارد فروپاشی شده است. به این معنا که جمهوری اسلامی بحرانهای ششگانۀ مکعب فروریزش را طی کرده است. یعنی این نظام بحران نخبگان، بحران کارآمدی، بحران عتماد، بحران اعتبار، بحران رهایی از اکنونزدگی و بحران عبور از اصلاحات را تجربه کرده و امروزه وارد مکعب فروپاشی شده و دو مرحلۀ این مکعب را هم گذرانده است. به این معنا که عادتگرایی در تخریب دارد و تصلب و انسداد و تحجر موجب شده است که همواره از راههای یکسان برای برخورد با بحرانها استفاده کند و از این حیث شبیه چکش کاپلان عمل میکند.
چکش کاپلان به چکشی گفته میشود که کودک از آن برای کوبیدن میخ استفاده میکند و به نظرش میرسد که با آن چکش میتواند همۀ مسائل را حل کند. جمهوری اسلامی ایران هم دچار این عارضه است. همواره از یک راه عمل میکند و بر روی یک پا میایستد و عقبنشینی را سختتر از هر چیز دیگری میداند. لذا نه میخواهد بر اساس خردورزی عقبنشینی کند، نه میخواهد معیارهای شکستخوردۀ خود را عوض کند.
❓اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، بر اساس آنچه که شما گفتید، یا از طریق ادامۀ وضع موجود باقی میماند یا از طریق قدرتگیری اسلام بر ایران. سوالم این است که آیا این نظام ممکن است از طریق تندادن به اصلاحات دموکراتیک باقی بماند؟
وضع موجود پتانسیل ادامه را ندارد و هر چه طولانیتر شود، ریشههای تفکری که پشت این نظام است، بیشتر ضربه خواهد خورد. وضع موجود حداکثر تا زمانی که رهبر کنونی جمهوری اسلامی بر مسند ولایت نشسته باشد میتواند ادامه پیدا کند. یعنی حداکثر چند سال دیگر.
❓و تا وقتی که رهبر فعلی هست، شما شانس اصلاحات دموکراتیک را هم ناچیز میدانید؟
بله، ناچیز است. امکان اصلاحات دموکراتیک، با اینکه پزشکیان با حمایت رهبر به قدرت رسیده، در ماجرای فیلترینگ مشخص است.
با توجه به وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی در ایران و آمدن مجدد ترامپ به کاخ سفید، احتمال سناریوی سقوط بیشتر از سایر سناریوهاست.
❓یعنی احتمال دارد در صورت سقوط جمهوری اسلامی، مذهب تشیع در ایران به سرنوشت آیین زرتشت در ایران پس از سقوط حکومت ساسانیان دچار شود و به محاق برود؟
بله، چنین احتمالی برای مذهب شیعه در ایران زیاد است. مگر همین الان در نظام جمهوری اسلامی، اگر ارکان قدرت از تشیع حمایت نکنند، این مذهب در محاق قرار نمیگیرد؟ روند موجود نشاندهندۀ همین محاق است.
Naqdagin
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
♈️ بخشی از نطق مهندس مهدی بازرگان؛۱۵ مهر ۱۳۶۰ در مجلس شورا
♈️ آنچه خواهید شنید، نه سخنی است سیاستمدارانه و نه لایحهای دفاعیه. درد دلی است از قلبهای سوخته و استغاثه از جانب کسی که قبول دارید سالهای طولانی از عمر پر فراز و نشیب خود را در آرزوی آزادی و استقلال ملت عزیز ایران و عدالت و اسلام به جای اختناق اسارت و جور و کفر به سر برده. تلاشها و توفیقها داشته، محرومیتها کشیده،...حالا هم که به آخرین روزهای زندگی رسیده و در اشتیاق لقاءالله است…
♈️ آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهور گشتهاست. خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده. کمتر کسی است که درصدد خاموش کردن آن برآید و بعضی میکوشند آتش را افروختهتر ساخته و بر خرمن طرف مقابل بیندازند. همه بلعیده میشوند... افرادی بی گناه در معابر و منازل بی جهت کشته و معلول میشوند و همچنین نونهالان دختر و پسر کسان وابسته و هوادار که در درگیریهای خیابانی و دادگاههای انقلابی، قربانی التقاط و انحراف یا انتقام میگردند. نونهالانی که هر چه باشد جگر گوشگان و پرورش یافتگان امید این مملکتند. عاشقوار یا دیوانهوار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده افتادهاند. در حالیکه هر طرف گروه مقابل را منافق یا مرتجع و ضداسلام و عامل امپریالیسم میخواند، نه روحانیون ارجمند و مکتبیهای غیرتمندمان از آمریکا وارد شدهاند و نه جوانان جانباز در خانوادههای آمریکایی زائیده و بزرگ گشتهاند که بتوان مزدورشان خواند. پس چرا اینسان ریختن خون یکدیگر را مباح و بلکه واجب میشمارند؟...
🔰 رفسنجانی: آقای بازرگان الان جای این حرفها نیست...
🔰یکی از نمایندگان خطاب به بازرگان: [برو مسخره...] چَرت نگو
🔰احمد توکلی: اصلاً نشستن در این جلسه خلاف شرع است، بیائید بیرون. بیائید بیرون...
🔰 یکی دیگر از نمایندگان: تمام کن مرتیکه. (عده ای از نمایندگان جلسه را ترک میکنند).
🔰عبدالرضا اسدی نیا (معروف به عادل): (با داد و قال) مرگ بر بازرگان که شعار مردم است، مرگ بر بازرگان، مرگ بر بازرگان. مرگ بر بازرگان...این شعار ملت است .(همهمه نمایندگان).
🔰هاشمی رفسنجانی: آقای اسدی نیا …شلوغ نکنید.
🔰 یکی از نمایندگان: بازرگان از مرگ انور سادات ناراحت است. برو گمشو مرتیکه، برو گمشو
🔰صادق خلخالی (با فریاد بلند): بازرگان باید محاکمه بشود. این آقا جزو ملت ایران نیست، آمریکائی است.
🔰 (خلخالی در حالی که میکروفون را از جلوی مهندس بازرگان میکِشد داد میزند بیا برو کنار، برو کنار، برو کنار...
🔰بعد رو به رفسنجانی میگوید: چرا میگذارید ایشان صحبت کند این بلندگو مال مردم است نه کسی که در مقابل ملت ایران ایستادگی کند.
🔰عابدین زاده: (خطاب به بازرگان) مُردنی، قالتاق، آمریکائی....
🔰 احمد توکلی: قرآن میگوید در قصاص حیات است آقای بازرگان میگوید نه...
🔰خلخالی دوباره داد میزند: بازرگان میگه این بچهها آمریکائی نیستند و از خارج نیامده اند. اینها همان بچههای ساواکیها هستند که تو بر ما مسلط کردی آقا (همهمه نمایندگان)
🔰 یکی از نمایندگان: (خطاب به بازرگان) تو تمام احکام دادگاههای انقلاب را باطل شمردی.
🔰 احمد توکلی: مگر مردم نمیگفتند مرگ بر بازرگان؟ چرا نشستهاید... بازرگان مرگ بر تو، ننگ بر تو...
♈️مهندس بازرگان: آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهور گشتهاست...
🔰 آری ، این چنین بود برادر !
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
♈️ آنچه خواهید شنید، نه سخنی است سیاستمدارانه و نه لایحهای دفاعیه. درد دلی است از قلبهای سوخته و استغاثه از جانب کسی که قبول دارید سالهای طولانی از عمر پر فراز و نشیب خود را در آرزوی آزادی و استقلال ملت عزیز ایران و عدالت و اسلام به جای اختناق اسارت و جور و کفر به سر برده. تلاشها و توفیقها داشته، محرومیتها کشیده،...حالا هم که به آخرین روزهای زندگی رسیده و در اشتیاق لقاءالله است…
♈️ آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهور گشتهاست. خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده. کمتر کسی است که درصدد خاموش کردن آن برآید و بعضی میکوشند آتش را افروختهتر ساخته و بر خرمن طرف مقابل بیندازند. همه بلعیده میشوند... افرادی بی گناه در معابر و منازل بی جهت کشته و معلول میشوند و همچنین نونهالان دختر و پسر کسان وابسته و هوادار که در درگیریهای خیابانی و دادگاههای انقلابی، قربانی التقاط و انحراف یا انتقام میگردند. نونهالانی که هر چه باشد جگر گوشگان و پرورش یافتگان امید این مملکتند. عاشقوار یا دیوانهوار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده افتادهاند. در حالیکه هر طرف گروه مقابل را منافق یا مرتجع و ضداسلام و عامل امپریالیسم میخواند، نه روحانیون ارجمند و مکتبیهای غیرتمندمان از آمریکا وارد شدهاند و نه جوانان جانباز در خانوادههای آمریکایی زائیده و بزرگ گشتهاند که بتوان مزدورشان خواند. پس چرا اینسان ریختن خون یکدیگر را مباح و بلکه واجب میشمارند؟...
🔰 رفسنجانی: آقای بازرگان الان جای این حرفها نیست...
🔰یکی از نمایندگان خطاب به بازرگان: [برو مسخره...] چَرت نگو
🔰احمد توکلی: اصلاً نشستن در این جلسه خلاف شرع است، بیائید بیرون. بیائید بیرون...
🔰 یکی دیگر از نمایندگان: تمام کن مرتیکه. (عده ای از نمایندگان جلسه را ترک میکنند).
🔰عبدالرضا اسدی نیا (معروف به عادل): (با داد و قال) مرگ بر بازرگان که شعار مردم است، مرگ بر بازرگان، مرگ بر بازرگان. مرگ بر بازرگان...این شعار ملت است .(همهمه نمایندگان).
🔰هاشمی رفسنجانی: آقای اسدی نیا …شلوغ نکنید.
🔰 یکی از نمایندگان: بازرگان از مرگ انور سادات ناراحت است. برو گمشو مرتیکه، برو گمشو
🔰صادق خلخالی (با فریاد بلند): بازرگان باید محاکمه بشود. این آقا جزو ملت ایران نیست، آمریکائی است.
🔰 (خلخالی در حالی که میکروفون را از جلوی مهندس بازرگان میکِشد داد میزند بیا برو کنار، برو کنار، برو کنار...
🔰بعد رو به رفسنجانی میگوید: چرا میگذارید ایشان صحبت کند این بلندگو مال مردم است نه کسی که در مقابل ملت ایران ایستادگی کند.
🔰عابدین زاده: (خطاب به بازرگان) مُردنی، قالتاق، آمریکائی....
🔰 احمد توکلی: قرآن میگوید در قصاص حیات است آقای بازرگان میگوید نه...
🔰خلخالی دوباره داد میزند: بازرگان میگه این بچهها آمریکائی نیستند و از خارج نیامده اند. اینها همان بچههای ساواکیها هستند که تو بر ما مسلط کردی آقا (همهمه نمایندگان)
🔰 یکی از نمایندگان: (خطاب به بازرگان) تو تمام احکام دادگاههای انقلاب را باطل شمردی.
🔰 احمد توکلی: مگر مردم نمیگفتند مرگ بر بازرگان؟ چرا نشستهاید... بازرگان مرگ بر تو، ننگ بر تو...
♈️مهندس بازرگان: آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهور گشتهاست...
🔰 آری ، این چنین بود برادر !
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
Forwarded from تحلیل زمانه
Forwarded from تحلیل زمانه
اتاق بازجویی در سال ۸۸ و مقابلم بازجو:
پسرم متولد چه سالی هستی؟
بازجو:به تو ربطی نداره
باشه
بازجو: سال ۶۱
چه ماهی؟
بازجو: اردیبهشت
چه روزی؟
چرا اینها رو میپرسی؟نوزدهم
میخندم
بازجو:چرا میخندی؟
موقعی که داشتی تو بیمارستان به دنیا میامدی من تو بیت المقدس داشتم آرپیچی میزدم!خرمشهر
قاسم محمدی
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
پسرم متولد چه سالی هستی؟
بازجو:به تو ربطی نداره
باشه
بازجو: سال ۶۱
چه ماهی؟
بازجو: اردیبهشت
چه روزی؟
چرا اینها رو میپرسی؟نوزدهم
میخندم
بازجو:چرا میخندی؟
موقعی که داشتی تو بیمارستان به دنیا میامدی من تو بیت المقدس داشتم آرپیچی میزدم!خرمشهر
قاسم محمدی
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane