صنعت نشر دنیا مدتهاست در روال تولید آثار اغلب بر «سفارش» متمرکز است تا «گزینش»، یعنی خودش کتابها و پروژههایی را سفارش میدهد تا تولید و برای انتشار آماده شوند. اگر هم گزینش در کار باشد، منحصر به آثار نویسندههای مستعد و حرفهای است که پیشتر از غربال بازار یا کارگزاران ادبی گذشتهاند.
در سالهای اخیر، خوشبختانه، صنعت نشر ما هم، دستکم در بخش حرفهای، به غلبهی سفارش بر گزینش رسیده است. در این اوضاع، همچنان بعضی از ناشرها «فراخوان»هایی برای چاپ کتاب منتشر میکنند، یعنی اطلاعیه میدهند فرضاً اگر رمان نوشتهاید یا ترجمهای انجام دادهاید، بیاورید ما بررسی کنیم.
حقیقت این است که انتشار فراخوان برای جذب اثر یعنی من برنامهای برای روند تولید انتشاراتم ندارم وچشمبهراهم کاری برسد و چیزی چاپ کنم. درواقع ــ در بهترین حالت ــ دستهای بالای تحریریه را نشان میدهد. این نوع فراخوانها معمولاً به نتیجهی خاصی هم نمیرسد و اثر درخشانی را به دست ناشر نمیرساند؛ کسی که حرفهای است از مدتها پیش قول کتابش را به ناشر داده یا قراردادش را بسته و، اتفاقی، در تلگرام یا اینستاگرام دنبال ناشرها نمیگردد.
پیشنهاد میشود ناشرها فراخوانهای عمومی برای چاپ اثر منتشر نکنند. راهنمایی ناشر در این زمینهها به عهدهی سرویراستار است.
(این یادداشت ناظر به فعالیت یا فراخوان مؤسسهی خاصی نیست و، مثل بقیهی نوشتههای کانال ویراستار، کلی و آموزشی است.)
حسین جاوید
@Virastaar
در سالهای اخیر، خوشبختانه، صنعت نشر ما هم، دستکم در بخش حرفهای، به غلبهی سفارش بر گزینش رسیده است. در این اوضاع، همچنان بعضی از ناشرها «فراخوان»هایی برای چاپ کتاب منتشر میکنند، یعنی اطلاعیه میدهند فرضاً اگر رمان نوشتهاید یا ترجمهای انجام دادهاید، بیاورید ما بررسی کنیم.
حقیقت این است که انتشار فراخوان برای جذب اثر یعنی من برنامهای برای روند تولید انتشاراتم ندارم وچشمبهراهم کاری برسد و چیزی چاپ کنم. درواقع ــ در بهترین حالت ــ دستهای بالای تحریریه را نشان میدهد. این نوع فراخوانها معمولاً به نتیجهی خاصی هم نمیرسد و اثر درخشانی را به دست ناشر نمیرساند؛ کسی که حرفهای است از مدتها پیش قول کتابش را به ناشر داده یا قراردادش را بسته و، اتفاقی، در تلگرام یا اینستاگرام دنبال ناشرها نمیگردد.
پیشنهاد میشود ناشرها فراخوانهای عمومی برای چاپ اثر منتشر نکنند. راهنمایی ناشر در این زمینهها به عهدهی سرویراستار است.
(این یادداشت ناظر به فعالیت یا فراخوان مؤسسهی خاصی نیست و، مثل بقیهی نوشتههای کانال ویراستار، کلی و آموزشی است.)
حسین جاوید
@Virastaar
👍34👌7❤4😁1
ویراستار
هفده تا کتاب درجهیک و خیلی خوب را گذاشتم در سبد خریدم در یکی از سایتهای اینترنتی، درمجموع شد چهار میلیون و صد و نود هزار تومان؛ کمابیش معادل هزینهی یک شام معقول خانوادگی در تهران، و برابر با ۳۷ دلار (پول بیشینه دو جلد کتاب در خارج از ایران). کتاب همچنان…
آن روز خیلیها پیام دادند که چه کتابهایی بود و قول دادم که بگویم. کتابها اینهاست و تازه به دستم رسید (آن هفده تا به اضافهی دو کتاب که بعداً به سبد افزودم و طبعاً مقداری قیمت را بالاتر برد). از بعضیشان بیشتر خواهم نوشت.
حسین جاوید
@Virastaar
حسین جاوید
@Virastaar
❤31👍15😁1😢1👌1
اگر بخواهید یک آگهی را در سطح شهر «اکران» کنید، ده بار آن را به شیوههای مختلف بازبینی میکنند تا خدای ناکرده چیزی از دستشان درنرود، اما انگار تنها موضوعی که با آن کار ندارند «درستنویسی» است!
یعنی در دستگاه عریضوطویل سفارشدهنده، طراح و مجری آگهی و نیز در ادارهی ارشاد کسی نبوده که بگوید دستکم «نمیخوایم» را در دو سطر پشتسرهم به دو شیوهی متفاوت ننویسید؟
حسین جاوید
@Virastaar
یعنی در دستگاه عریضوطویل سفارشدهنده، طراح و مجری آگهی و نیز در ادارهی ارشاد کسی نبوده که بگوید دستکم «نمیخوایم» را در دو سطر پشتسرهم به دو شیوهی متفاوت ننویسید؟
حسین جاوید
@Virastaar
👌74😢31👍20😁19❤7
کاغذ تحریر بندی ۳ میلیون را رد کرده و کاغذ بالکی نایاب است. دلار ۱۳۱ هزار و سکه ۱۴۲ میلیون است و چکهای تسویهنشده در دست ناشرها تبدیل به کاه شده. آنوقت دغدغهی اتحادیه چیست؟ بله، برگزاری کلاس شطرنج!
تقاضا دارم مسابقات منچ را هم به برنامهی اتحادیه بیفزایند.
حسین جاوید
@Virastaar
تقاضا دارم مسابقات منچ را هم به برنامهی اتحادیه بیفزایند.
حسین جاوید
@Virastaar
😁64😢46👌20🤔7❤3
ایرانخودرو و بهمن با همدیگر «اولین خودرو هیبرید ساخت ایران» را تولید کردهاند و اسمش را گذاشتهاند «اینووی»!
بزرگوار! فناوریاش را که از چانگان خریدهای، دستکم یک اسم فارسی روی آن بگذار، نه اسم انگلیسی!
حسین جاوید
@Virastaar
بزرگوار! فناوریاش را که از چانگان خریدهای، دستکم یک اسم فارسی روی آن بگذار، نه اسم انگلیسی!
حسین جاوید
@Virastaar
😁85👍40😢13👌4
Forwarded from فاز
😢154❤9🤔5
«هَوَل» از واژههای زبان مخفی است که اندکاندک به لایههای بالاتر زبان راه پیدا کرده و پربسامد شده است. این واژه صفت است و به کسی اطلاق میشود که بهویژه در برقراری ارتباط با جنس مخالف اشتیاق زیادی نشان میدهد و در این راه حتی خود را خواروخفیف میسازد. نیز به کسی اطلاق میشود که شوروشوق زیادی برای کار یا غذا یا شیء خاصی دارد. «هَوَلبازی» هم از همین واژه ساخته شده است و فعل «هولبازی درآوردن» بر پایهی آن شکل گرفته است.
این واژه و فعل مرتبط به آن در هیچ فرهنگی مضبوط نیست و به نظر میرسد لغتنامهها باید آن را بپذیرند و مدخل کنند.
حسین جاوید
@Virastaar
این واژه و فعل مرتبط به آن در هیچ فرهنگی مضبوط نیست و به نظر میرسد لغتنامهها باید آن را بپذیرند و مدخل کنند.
حسین جاوید
@Virastaar
👍95😁38❤12🤔2😢2
خاطر مبارکتان هست چند ماه پیش خبر رسید که تاجیکستان به همهی شهروندانش یک شاهنامه هدیه داده است؟ حسابی از این خبر استقبال شد و خیلیمان ذوق کردیم.
حالا مشخص شده ظاهراً تعداد قابل توجهی از این شاهنامهها، با رانت افراد خاص و بدون هیچگونه مزایده و ضابطهای، در کشور ما چاپ شده و حجم بسیار زیادی کاغذ صرف آن شده است! همان کاغذی که این روزها ورق زر است و کمیاب شده، با قیمت دولتی، از بازار جمع شده و در اختیار افراد خاصی قرار گرفته است تا «بچاپند» و به اسم صادرات، بازار را به هم بریزند! این نایابی و گرانی کاغذ که این روزها داد همه را ــ از کتابخوان و نویسنده گرفته تا ناشر و کتابفروش ــ درآورده انگار بخشیاش هم ناشی از همین ویژهخواری بوده است.
دستگاههای نظارتی و مسئولان قضایی مدام تأکید میکنند که با «فساد» مبارزه میکنند. چه فرصتی بهتر از این؟ یک گروه تخصصی تشکیل بدهید و ببینید چه دستهایی پشت این ماجراها بوده و تخلفات احتمالی چیست. چرا باید ارزی که بهزحمت تأمین شده و صرف واردات کاغذ گشته است در طاقچههای خانههای دیگران خودنمایی کند؟
حسین جاوید
@Virastaar
حالا مشخص شده ظاهراً تعداد قابل توجهی از این شاهنامهها، با رانت افراد خاص و بدون هیچگونه مزایده و ضابطهای، در کشور ما چاپ شده و حجم بسیار زیادی کاغذ صرف آن شده است! همان کاغذی که این روزها ورق زر است و کمیاب شده، با قیمت دولتی، از بازار جمع شده و در اختیار افراد خاصی قرار گرفته است تا «بچاپند» و به اسم صادرات، بازار را به هم بریزند! این نایابی و گرانی کاغذ که این روزها داد همه را ــ از کتابخوان و نویسنده گرفته تا ناشر و کتابفروش ــ درآورده انگار بخشیاش هم ناشی از همین ویژهخواری بوده است.
دستگاههای نظارتی و مسئولان قضایی مدام تأکید میکنند که با «فساد» مبارزه میکنند. چه فرصتی بهتر از این؟ یک گروه تخصصی تشکیل بدهید و ببینید چه دستهایی پشت این ماجراها بوده و تخلفات احتمالی چیست. چرا باید ارزی که بهزحمت تأمین شده و صرف واردات کاغذ گشته است در طاقچههای خانههای دیگران خودنمایی کند؟
حسین جاوید
@Virastaar
1👌102😢56👍22❤13🤔1
مطالب کانال ویراستار در سال گذشتهی میلادی ۱/۵ میلیون بار دیده و خوانده شده است. در مقام قیاس، این بازدید بهتنهایی از میزان بازدید کانال خبرگزاری ایبنا، کانال خانهی کتاب و ادبیات ایران و کانال شورای کتاب کودک بیشتر است و حدود دو برابر بازدید کانال تلگرام طاقچه، دو برابر بازدید کانال تلگرام باغ کتاب، سه برابر بازدید کانال تلگرام اتحادیهی ناشران و کتابفروشان، سه برابر بازدید کانال تلگرام سیبوک و شش برابر بازدید کانال تلگرام نهاد کتابخانههای عمومی کشور است.
دست تکتکتان را میبوسم و تلاش
میکنم بهتر و مفیدتر بنویسم.
حسین جاوید
@Virastaar
دست تکتکتان را میبوسم و تلاش
میکنم بهتر و مفیدتر بنویسم.
حسین جاوید
@Virastaar
❤216👍46👌9🤔8😁4
Forwarded from کتاب سده
#کتاب_سده منتشر کرد:
آوازهای چند فیلسوار
آیدا مرادی آهنی
چاپ اول: زمستان ۱۴۰۴/ ۳۸۴ صفحه/ ۶۹۰ هزار تومان
آوازهای چند فیلسوار رمانی است دربارهی شهر و عشق و، بیش از آن، داستان زندگی و زمانهی زنان است.
یکی از شخصیتها در فضای هنرهای تجسمی تهران دههی پنجاه معمایی را رقم میزند که دیگری در تهران سال ۱۳۹۸، سال آمدن پروانهها، به دنبال حل آن است. درعینحال، هر دو درگیر شهرند و درگیر عشق. شخصیت سوم، سرگردان بین قرنها، از ری تا شیراز و اصفهان و تهران، ماجراهای زنانی از جنس آنان را روایت میکند که همگی چون فیلسواران آوازخوان، راویان زمانهی خویشاند.
رمان آیدا مرادی آهنی داستان این فیلسوارهاست که در آن معماری، ادبیات و هنرهای تجسمی از طریق عشق و زندگی در هم تنیده میشوند.
سده پیشتر کتابهای موفق گلف روی باروت، شهرهای گمشده و تختخواب دیگران را از همین نویسنده منتشر کرده است.
برای سفارش کتاب (همراه با ارسال رایگان) میتوانید به @salesadmin1 پیام بدهید.
@SadePub
آوازهای چند فیلسوار
آیدا مرادی آهنی
چاپ اول: زمستان ۱۴۰۴/ ۳۸۴ صفحه/ ۶۹۰ هزار تومان
آوازهای چند فیلسوار رمانی است دربارهی شهر و عشق و، بیش از آن، داستان زندگی و زمانهی زنان است.
یکی از شخصیتها در فضای هنرهای تجسمی تهران دههی پنجاه معمایی را رقم میزند که دیگری در تهران سال ۱۳۹۸، سال آمدن پروانهها، به دنبال حل آن است. درعینحال، هر دو درگیر شهرند و درگیر عشق. شخصیت سوم، سرگردان بین قرنها، از ری تا شیراز و اصفهان و تهران، ماجراهای زنانی از جنس آنان را روایت میکند که همگی چون فیلسواران آوازخوان، راویان زمانهی خویشاند.
رمان آیدا مرادی آهنی داستان این فیلسوارهاست که در آن معماری، ادبیات و هنرهای تجسمی از طریق عشق و زندگی در هم تنیده میشوند.
سده پیشتر کتابهای موفق گلف روی باروت، شهرهای گمشده و تختخواب دیگران را از همین نویسنده منتشر کرده است.
برای سفارش کتاب (همراه با ارسال رایگان) میتوانید به @salesadmin1 پیام بدهید.
@SadePub
❤21👍5
نمیخواهم در کتابها دنبال شعر و داستان و اندرز تمثیلی بگردم و اینجا بگذارم و بگذرم. از آنچه در این هفتهها و روزها بر کشورم گذشت و میگذرد یک چشمم اشک است و دیگری خون. من پدر و برادر و پسر همهی جانهای عزیز ازدسترفته هستم. شد آنچه نباید میشد و ایران نازپروردهی ما زخم عمیق دیگری برداشت.
توشوتوانی نیست. مثل اغلب شما، همین گوشهها «خون میخورم و خاموشم...»
حسین جاوید
@Virastaar
توشوتوانی نیست. مثل اغلب شما، همین گوشهها «خون میخورم و خاموشم...»
حسین جاوید
@Virastaar
😢160❤74👍7🤔3👌1
«جاویدنام» از واژههایی است که باید در فرهنگهای بعدی مدخل شود. این واژه نوساخت نیست اما استفاده از آن بهتازگی بسامد بیشتری یافته و بهنوعی شامل تخصیص معنایی نیز گشته است. «جاویدنام» به آن دسته از جانباختگان وقایع زمستان ۱۴۰۴ گفته میشود که جزو نیروهای نظامی و وابسته به حاکمیت نبودهاند.
حسین جاوید
@Virastaar
حسین جاوید
@Virastaar
1❤306😢57🤔27👌23👍22
چهل روز شد که جانهای گرانقدری را چون بذرهایی در خاک ایران کاشتیم، اما چهل سال و چهارصد سال و چهار هزار سال هم که بگذرد، داغشان را فراموش نمیکنیم. ما هنوز ــ پس از چند هزار سال و چند صد سال ــ دلمان با اسکندر و خلفای بغداد و امرای مغول صاف نشده است و عزادار سیاوشهایی هستیم که خونشان بهناحق روی زمین ریخت...
بار دیگر به همهی آنها که در اتفاقات تلخ اخیر دوستی، فرزندی، خویشی، عزیزی را از دست دادند تسلیت عرض میکنم.
کانال ویراستار روال آموزشی خود را پیش میگیرد، اما هیچکدام از ما آدمهای سابق نیستیم و نمیشویم.
حسین جاوید
@Virastaar
بار دیگر به همهی آنها که در اتفاقات تلخ اخیر دوستی، فرزندی، خویشی، عزیزی را از دست دادند تسلیت عرض میکنم.
کانال ویراستار روال آموزشی خود را پیش میگیرد، اما هیچکدام از ما آدمهای سابق نیستیم و نمیشویم.
حسین جاوید
@Virastaar
❤220😢48👍18🤔17👌4
چند نمونه از واژههای اصیل فارسی در کتاب فرج بعد از شدت
«آهو: عیب
اُستره: تیغ دلاکی
ازدر: لایق
بزغسمه: جُلوزغ
بُستاخ: جسور، گستاخ
بیوسیدن: انتظار داشتن
تیم: کاروانسرا
خارخار: خواهش و وسوسه
خامپوستی: ابلهی
خایسک: پتک آهنگری
خیُو: آب دهان
دستبرد: هنر، مهارت
دکان: سکو
دیریاز: طولانی
درازشاخ: گاو
رسته: صنف، بازار
سپیدکاری: دورویی
شوخ: چرک
گراندستی: تأخیر
گربه در انبان داشتن: کنایه از مکر و حیله
مُردریگ: میراث
موزه: پایافزار
نامزیده: ناچشیده
نماز آوردن: سجده کردن
نماز پیشین: ظهر
نماز دیگر: عصر
نَوانش: جنبش، خمیدگی
نهالی: بستر
نیوشیدن: شنیدن
هرزهلا: یاوهگو
همبری: برابری
همیان: کیسهی پول
هنجار: طریق، مقصد، قاعده
هنگامه: غوغا، معرکه.»
برگرفته از پیشگفتار برگزیدهی فرج بعد از شدت، تألیف حسن ابن اسعد دهستانی، تصحیح و فهارس از دکتر اسماعیل حاکمی، انتشارات توس، چاپ اول، ۱۳۷۲
@Virastaar
«آهو: عیب
اُستره: تیغ دلاکی
ازدر: لایق
بزغسمه: جُلوزغ
بُستاخ: جسور، گستاخ
بیوسیدن: انتظار داشتن
تیم: کاروانسرا
خارخار: خواهش و وسوسه
خامپوستی: ابلهی
خایسک: پتک آهنگری
خیُو: آب دهان
دستبرد: هنر، مهارت
دکان: سکو
دیریاز: طولانی
درازشاخ: گاو
رسته: صنف، بازار
سپیدکاری: دورویی
شوخ: چرک
گراندستی: تأخیر
گربه در انبان داشتن: کنایه از مکر و حیله
مُردریگ: میراث
موزه: پایافزار
نامزیده: ناچشیده
نماز آوردن: سجده کردن
نماز پیشین: ظهر
نماز دیگر: عصر
نَوانش: جنبش، خمیدگی
نهالی: بستر
نیوشیدن: شنیدن
هرزهلا: یاوهگو
همبری: برابری
همیان: کیسهی پول
هنجار: طریق، مقصد، قاعده
هنگامه: غوغا، معرکه.»
برگرفته از پیشگفتار برگزیدهی فرج بعد از شدت، تألیف حسن ابن اسعد دهستانی، تصحیح و فهارس از دکتر اسماعیل حاکمی، انتشارات توس، چاپ اول، ۱۳۷۲
@Virastaar
❤53👍29🤔4👌4
شاید گمان کنید میخواهم به آن «استخوانو» گیر بدهم؛ نه.
شاید گمان کنید میخواهم بپرسم «داخلیِ مغز و اعصاب» دیگر چه نوع تخصصی است؛ باز هم نه.
شاید گمان کنید میخواهم بگویم چطور املای درست «فارغالتحصیل» را نمیدانستهاند؛ حتی این هم نه.
بر اساس اطلاعات سایت نظامپزشکی، فامیلی این پزشک درواقع «بحرینی» است، نه «بحرننی»! دستکم نباید اسم او را درست مینوشتهاند؟
واقعاً هر کس با هر تخصصی ابتدا باید یاد بگیرد فارسی را روان و درست بنویسد.
(برای جامعهی محترم پزشکی احترام زیادی قائلم و هدف این فرسته صرفاً تأکید بر اهمیت درستنویسی، بهویژه میان اقشار درسخوانده، است.)
حسین جاوید
@Virastaar
شاید گمان کنید میخواهم بپرسم «داخلیِ مغز و اعصاب» دیگر چه نوع تخصصی است؛ باز هم نه.
شاید گمان کنید میخواهم بگویم چطور املای درست «فارغالتحصیل» را نمیدانستهاند؛ حتی این هم نه.
بر اساس اطلاعات سایت نظامپزشکی، فامیلی این پزشک درواقع «بحرینی» است، نه «بحرننی»! دستکم نباید اسم او را درست مینوشتهاند؟
واقعاً هر کس با هر تخصصی ابتدا باید یاد بگیرد فارسی را روان و درست بنویسد.
(برای جامعهی محترم پزشکی احترام زیادی قائلم و هدف این فرسته صرفاً تأکید بر اهمیت درستنویسی، بهویژه میان اقشار درسخوانده، است.)
حسین جاوید
@Virastaar
👍107❤39🤔21😢18👌1
پیشروی ترکی در صفحات گیلان
اقوام ترکزبان، به دلایل فرهنگی و اجتماعی، علاقهی زیادی به سخن گفتن به زبان ترکی دارند و این واقعیت از زبان ترکی زبانی مهاجم ساخته است. فرضاً ترکزبانها اگر ازدواجی با اقوام دیگر کردهاند، اغلب زوج خود را در فرهنگ خود حل کردهاند، نه برعکس، و خیلی وقتها زبانشان با خودشان مهاجرت کرده است. البته، قضیه بسیار مفصل است و من صرفاً در حد اشارهای گفتم.
باری، هر بار که گذارم به شهر انزلی میافتد، بسیار پیش میآید که در رفتوآمد و خرید و گردش روزانه گوشم زبان ترکی را میشنود و خیلیها در سطح شهر بهترکی سخن میگویند. اینها کسانیاند که عمدتاً از نواحی تالش و آستارا برای خرید و سیاحت و کارهای دیگر به انزلی میآیند. برخی هم، برای تجارت یا با ازدواج، ساکن شهر شدهاند. خودِ تالش و آستارا و نواحی اطرافشان هم جاهایی هستند که در دهههای اخیر زبانهای بومیشان کمرنگ شده و ترکی در آنها قوت گرفته است. مدتی است که حتی در شهر رشت هم این موضوع را حس میکنم و ترکزبانان زیادی میبینم.
دور نیست که زبان ترکی در نواحی بیشتری از استان گیلان، بهویژه آن صفحاتی که به استانهای ترکزباننشین نزدیکترند، در کنار زبانهای بومی، رایج شود.
حسین جاوید
@Virastaar
اقوام ترکزبان، به دلایل فرهنگی و اجتماعی، علاقهی زیادی به سخن گفتن به زبان ترکی دارند و این واقعیت از زبان ترکی زبانی مهاجم ساخته است. فرضاً ترکزبانها اگر ازدواجی با اقوام دیگر کردهاند، اغلب زوج خود را در فرهنگ خود حل کردهاند، نه برعکس، و خیلی وقتها زبانشان با خودشان مهاجرت کرده است. البته، قضیه بسیار مفصل است و من صرفاً در حد اشارهای گفتم.
باری، هر بار که گذارم به شهر انزلی میافتد، بسیار پیش میآید که در رفتوآمد و خرید و گردش روزانه گوشم زبان ترکی را میشنود و خیلیها در سطح شهر بهترکی سخن میگویند. اینها کسانیاند که عمدتاً از نواحی تالش و آستارا برای خرید و سیاحت و کارهای دیگر به انزلی میآیند. برخی هم، برای تجارت یا با ازدواج، ساکن شهر شدهاند. خودِ تالش و آستارا و نواحی اطرافشان هم جاهایی هستند که در دهههای اخیر زبانهای بومیشان کمرنگ شده و ترکی در آنها قوت گرفته است. مدتی است که حتی در شهر رشت هم این موضوع را حس میکنم و ترکزبانان زیادی میبینم.
دور نیست که زبان ترکی در نواحی بیشتری از استان گیلان، بهویژه آن صفحاتی که به استانهای ترکزباننشین نزدیکترند، در کنار زبانهای بومی، رایج شود.
حسین جاوید
@Virastaar
👍46🤔29😢28❤10
ویراست جدید آثار ادبی، آری یا نه
ارائهی ویرایش نو یا اصطلاحاً «ویراست جدید» منحصر به آثار علمی و پژوهشی است ــ طبیعی و بدیهی است که علم روزآمد شود. اما نباید در رمانها و داستانها و نمایشنامهها و شعرها به بهانهی ارائهی «ویراست جدید» دست برد. اینها بازتابدهندهی دورهی خاصی از خلاقیت و آفرینش هنری هر نویسنده و شاعر هستند و طبعاً ممکن است با دیدگاهها و قلم پختهتر او در آینده متفاوت باشند. کارنامهی هر نویسنده را همین تفاوتها و شباهتها و اوجوفرودهای آثارش مشخص میکند. «بازنویسی» آثار گذشته درواقع آنها را به نوشتههایی جدید تبدیل میکند و «هویت» آنها و «مسیر» پدیدآور را مخدوش میسازد. البته، رفع ایرادات نگارشی و ویرایشی جزئی در چاپهای بعدی این دسته از آثار بدون اشکال است؛ «ماهیت» اثر نباید دستخوش تغییر شود.
حسین جاوید
@Virastaar
ارائهی ویرایش نو یا اصطلاحاً «ویراست جدید» منحصر به آثار علمی و پژوهشی است ــ طبیعی و بدیهی است که علم روزآمد شود. اما نباید در رمانها و داستانها و نمایشنامهها و شعرها به بهانهی ارائهی «ویراست جدید» دست برد. اینها بازتابدهندهی دورهی خاصی از خلاقیت و آفرینش هنری هر نویسنده و شاعر هستند و طبعاً ممکن است با دیدگاهها و قلم پختهتر او در آینده متفاوت باشند. کارنامهی هر نویسنده را همین تفاوتها و شباهتها و اوجوفرودهای آثارش مشخص میکند. «بازنویسی» آثار گذشته درواقع آنها را به نوشتههایی جدید تبدیل میکند و «هویت» آنها و «مسیر» پدیدآور را مخدوش میسازد. البته، رفع ایرادات نگارشی و ویرایشی جزئی در چاپهای بعدی این دسته از آثار بدون اشکال است؛ «ماهیت» اثر نباید دستخوش تغییر شود.
حسین جاوید
@Virastaar
❤37👌27👍26
برخی از فعالان بازار ارز به «اسکناس دلار» میگویند «جنس».
مثلاً، میگویند: «امروز جنس در بازار کم است.»
این معنای «جنس» فعلاً عمومی نیست و میتوان آن را جزو واژگان نوعی «زبان ساختگی» در صنف خودشان دانست.
سعی میکنم در آینده بیشتر راجع به «زبانهای ساختگی» بنویسم.
شما راجع به این زبانها چه میدانید؟(لطفاً پاسخ را برای من نفرستید. پرسشم دعوتی است به جستوجو و مداقه.)
حسین جاوید
@Virastaar
مثلاً، میگویند: «امروز جنس در بازار کم است.»
این معنای «جنس» فعلاً عمومی نیست و میتوان آن را جزو واژگان نوعی «زبان ساختگی» در صنف خودشان دانست.
سعی میکنم در آینده بیشتر راجع به «زبانهای ساختگی» بنویسم.
شما راجع به این زبانها چه میدانید؟
حسین جاوید
@Virastaar
❤34👍25
اگر عمرمان به دنیا نبود، این باشد پیام آخر من در این کانال.
آرزو میکنم همهی مردم رنجکشیدهی کشورم و نجد ایران در امان باشند.
تکتکتان را دوست دارم. تا جای ممکن، از خودتان و عزیزانتان مراقبت بفرمایید.
خاک پای همهتان
حسین جاوید
@Virastaar
آرزو میکنم همهی مردم رنجکشیدهی کشورم و نجد ایران در امان باشند.
تکتکتان را دوست دارم. تا جای ممکن، از خودتان و عزیزانتان مراقبت بفرمایید.
خاک پای همهتان
حسین جاوید
@Virastaar
❤185😢14😁4🤔1