Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوره آموزشی دموکراسی در کلاس درس
جلسه سوم: تفکر انتقادی
پدیدهها و واقعیتهای زندگی انسانی درهمتنیدهاند و تحلیل آنها و پیچیدگیها و اجزاء مختلفشان همیشه آسان نیست. در این جلسه درباره این صحبت میکنیم که چگونه باید بدون تعصب و پیشداوری و با پرسشگری به سراغ تحلیل پدیدهها رفت.
https://tavaana.org/session-3-critical-thinking/
در یوتیوب:
https://youtu.be/vUHggKXYtdU?feature=shared
در ساندکلاد:
https://bit.ly/335t5AE
لینک جلسه دوم:
https://t.iss.one/Tavaana_TavaanaTech/89558
کانال دوره
https://t.iss.one/joinchat/AAAAAEYvlUOFzInkhWXZSA
#دوره_آموزشی #دموکراسی #مدرسه #آزادی #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جلسه سوم: تفکر انتقادی
پدیدهها و واقعیتهای زندگی انسانی درهمتنیدهاند و تحلیل آنها و پیچیدگیها و اجزاء مختلفشان همیشه آسان نیست. در این جلسه درباره این صحبت میکنیم که چگونه باید بدون تعصب و پیشداوری و با پرسشگری به سراغ تحلیل پدیدهها رفت.
https://tavaana.org/session-3-critical-thinking/
در یوتیوب:
https://youtu.be/vUHggKXYtdU?feature=shared
در ساندکلاد:
https://bit.ly/335t5AE
لینک جلسه دوم:
https://t.iss.one/Tavaana_TavaanaTech/89558
کانال دوره
https://t.iss.one/joinchat/AAAAAEYvlUOFzInkhWXZSA
#دوره_آموزشی #دموکراسی #مدرسه #آزادی #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خسرو آذربیگ: شما که خدمت بلد نیستید، حداقل خیانت نکردن را یاد بگیرید
خسرو آذربیگ، هنرمند، نوازنده دف و شهروند معترض، در مترو تهران با مردم سخن گفت و اعلام کرد:
«من دارم میروم جلوی مجلس. چندی پیش، یکی از نمایندگان مجلس، حمید رسایی، گفت: «بهتر است این مجلس را تعطیل کنیم و برویم در خانههایمان بنشینیم.» این عاقلانهترین جملهای بود که در ۴۰ سال گذشته از تریبون این مجلس شنیدهایم.
من به همین دلیل، کتاب «امیر و ایران» را به مجلسنشینان هدیه میدهم، تا شاید متوجه شوند که این مجلس جز ضرر برای ایران و ایرانی چیزی ندارد. اگر حداقل کمی خردمندی دارند، از حقوقدانان و جامعهشناسان دعوت کنند تا یک قانون اساسی جدید بنویسند و کشور را از این فاجعهای که ساختهاند، نجات دهند.
به قول سعدی:
یکی از پادشاهان ستمگر از یک پارسا پرسید: «کدام عبادت برتر است؟»
پارسا پاسخ داد: «خواب نیمروز تو، که در آن ساعت مردمان را نیازاری.»
ظالمی را خفته دیدم نیمروز
گفتم این فتنه است، خوابش برده به
آنکه خوابش بهتر از بیداری است
این چنین بد زندگانی، مرده به
پس به نمایندگان میگویم: «شما که خدمت کردن بلد نیستید، حداقل خیانت نکردن را یاد بگیرید.»
متن منتشرشده در صفحه اینستاگرام خسرو آذربیگ:
آقای رسایی،
با احترام، شما چندی پیش در مجلس گفتید که «بهتر است این مجلس را تعطیل کنیم و در خانههای خود بنشینیم.»
این، عاقلانهترین و مفیدترین جملهای بود که در **۴۰ سال گذشته از تریبون این مجلس شنیدهایم. تعطیلی این مجلس، منطقیترین و خردمندانهترین تصمیمی است که میتوان به نتایج سراسر فایدهی آن امید داشت.
به همین دلیل، من به عنوان یک شهروند دغدغهمند و میهندوست، این کتاب را به پاس بر زبان آوردن این جملهی عاقلانه، به شما هدیه میکنم. همچنین، از شما میخواهم که به دیگر نمایندگان مجلس، که همگی پیروان آقاخان نوریها، وثوقالدولهها و شیخ فضلالله نوریها هستید، یادآوری کنید که پس از تعطیلی این مجلس، یک جلد از این کتاب را تهیه کرده و مطالعه کنند، شاید تحت تأثیر امیرکبیر، این رعیتزادهی نجیب، فرهیخته و خردمند، قرار بگیرند و دست از خیانت و آزار جامعه بردارند.
به عبارت دیگر: شما که خدمت بلد نیستید، حداقل خیانت نکردن را یاد بگیرید.
با بهترین آرزوها برای ایرانمان.
#خسرو_آذربیگ #ایران #آزادی #عدالت #برابری #امیرکبیر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خسرو آذربیگ، هنرمند، نوازنده دف و شهروند معترض، در مترو تهران با مردم سخن گفت و اعلام کرد:
«من دارم میروم جلوی مجلس. چندی پیش، یکی از نمایندگان مجلس، حمید رسایی، گفت: «بهتر است این مجلس را تعطیل کنیم و برویم در خانههایمان بنشینیم.» این عاقلانهترین جملهای بود که در ۴۰ سال گذشته از تریبون این مجلس شنیدهایم.
من به همین دلیل، کتاب «امیر و ایران» را به مجلسنشینان هدیه میدهم، تا شاید متوجه شوند که این مجلس جز ضرر برای ایران و ایرانی چیزی ندارد. اگر حداقل کمی خردمندی دارند، از حقوقدانان و جامعهشناسان دعوت کنند تا یک قانون اساسی جدید بنویسند و کشور را از این فاجعهای که ساختهاند، نجات دهند.
به قول سعدی:
یکی از پادشاهان ستمگر از یک پارسا پرسید: «کدام عبادت برتر است؟»
پارسا پاسخ داد: «خواب نیمروز تو، که در آن ساعت مردمان را نیازاری.»
ظالمی را خفته دیدم نیمروز
گفتم این فتنه است، خوابش برده به
آنکه خوابش بهتر از بیداری است
این چنین بد زندگانی، مرده به
پس به نمایندگان میگویم: «شما که خدمت کردن بلد نیستید، حداقل خیانت نکردن را یاد بگیرید.»
متن منتشرشده در صفحه اینستاگرام خسرو آذربیگ:
آقای رسایی،
با احترام، شما چندی پیش در مجلس گفتید که «بهتر است این مجلس را تعطیل کنیم و در خانههای خود بنشینیم.»
این، عاقلانهترین و مفیدترین جملهای بود که در **۴۰ سال گذشته از تریبون این مجلس شنیدهایم. تعطیلی این مجلس، منطقیترین و خردمندانهترین تصمیمی است که میتوان به نتایج سراسر فایدهی آن امید داشت.
به همین دلیل، من به عنوان یک شهروند دغدغهمند و میهندوست، این کتاب را به پاس بر زبان آوردن این جملهی عاقلانه، به شما هدیه میکنم. همچنین، از شما میخواهم که به دیگر نمایندگان مجلس، که همگی پیروان آقاخان نوریها، وثوقالدولهها و شیخ فضلالله نوریها هستید، یادآوری کنید که پس از تعطیلی این مجلس، یک جلد از این کتاب را تهیه کرده و مطالعه کنند، شاید تحت تأثیر امیرکبیر، این رعیتزادهی نجیب، فرهیخته و خردمند، قرار بگیرند و دست از خیانت و آزار جامعه بردارند.
به عبارت دیگر: شما که خدمت بلد نیستید، حداقل خیانت نکردن را یاد بگیرید.
با بهترین آرزوها برای ایرانمان.
#خسرو_آذربیگ #ایران #آزادی #عدالت #برابری #امیرکبیر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی و شناخت
«بگذار شهامت خواندن، اندیشیدن، گفتن و نوشتن را داشته باشیم… بگذار دریچههای شناخت گشوده شود و رود شناخت جریان یابد.»
— جان آدامز
میان آزادی و شناخت پیوندی ناگسستنی وجود دارد. هرکجا که شناخت عمومی گسترش یافته، استبداد و سرکوب رو به کاهش گذاشته است. انسان ذاتاً موجودی متفکر و آزاد است؛ اما همین تمایل به شناخت، اگر مهار شود، او را به بردگی میکشاند و اگر آزاد باشد، موجب رهایی و آزادی او خواهد شد.
بدون آگاهی، آزادی دوام نمیآورد. مردم از حق مسلم شناخت شخصیت و رفتار حاکمان خود برخوردارند، حقی که همیشه موجب ترس و هراس مستبدان بوده است. حاکمان چیزی جز نماینده، امانتدار و خادم مردم نیستند و اگر به این اعتماد خیانت کنند، مردم حق دارند قدرت را از آنان بازپس گیرند و حاکمان شایستهتری را برگزینند.
بنابراین، حفاظت از ابزارهای شناخت، از جمله آموزش عمومی، آزادی مطبوعات و جریان آزاد اطلاعات، نهتنها برای مردم عادی، بلکه برای والادستان و آیندگان آنان نیز حیاتی است. در جهانی که ناآگاهی گسترش یابد، استبداد رشد میکند؛ و در هر جامعهای که آگاهی بیدار شود، پایههای ظلم فرو میریزد.
«در فقدان دانش عمومی، آزادی دوام نخواهد یافت.»
شناخت، سلاح مردم در برابر فساد و ظلم است.
جان آدامز؛ اندیشمندی در خدمت آزادی
جان آدامز (۱۷۳۵–۱۸۲۶)، دومین رئیسجمهور ایالات متحده و از شخصیتهای برجسته انقلاب آمریکا بود. او در سال ۱۷۶۵، بدون امضا، مقالهای در مخالفت با قانون تمبر در مستعمرات آمریکایی در روزنامه «بوستون گازت» منتشر کرد.
این مقاله که بعدها با عنوان «رسالهای بر قانون شرع و قانون فئودال» شناخته شد، به بررسی نقش تاریخی این قوانین در ایجاد ظلم و استبداد مذهبی و سیاسی پرداخت. آدامز در این اثر بر اهمیت تحصیلات عمومی بهعنوان ضامن آزادی تأکید کرد و هشدار داد که بدون آگاهی مردم، آزادی از بین خواهد رفت.
او همچنین نقش مطبوعات را در گسترش آگاهی و مبارزه با فساد سیاسی ستود و آزادی بیان را یکی از ابزارهای افشای استبداد و دفاع از حقوق مردم دانست.
📚 برای مطالعه کامل این اثر ارزشمند، «آزادی و شناخت» را با ترجمه آموزشکده توانا به رایگان دانلود کنید:
🔗 لینک دانلود
#کتاب_توانا #پدران_بنیانگذار #آزادی #آگاهی #ترجمه #جان_آدامز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«بگذار شهامت خواندن، اندیشیدن، گفتن و نوشتن را داشته باشیم… بگذار دریچههای شناخت گشوده شود و رود شناخت جریان یابد.»
— جان آدامز
میان آزادی و شناخت پیوندی ناگسستنی وجود دارد. هرکجا که شناخت عمومی گسترش یافته، استبداد و سرکوب رو به کاهش گذاشته است. انسان ذاتاً موجودی متفکر و آزاد است؛ اما همین تمایل به شناخت، اگر مهار شود، او را به بردگی میکشاند و اگر آزاد باشد، موجب رهایی و آزادی او خواهد شد.
بدون آگاهی، آزادی دوام نمیآورد. مردم از حق مسلم شناخت شخصیت و رفتار حاکمان خود برخوردارند، حقی که همیشه موجب ترس و هراس مستبدان بوده است. حاکمان چیزی جز نماینده، امانتدار و خادم مردم نیستند و اگر به این اعتماد خیانت کنند، مردم حق دارند قدرت را از آنان بازپس گیرند و حاکمان شایستهتری را برگزینند.
بنابراین، حفاظت از ابزارهای شناخت، از جمله آموزش عمومی، آزادی مطبوعات و جریان آزاد اطلاعات، نهتنها برای مردم عادی، بلکه برای والادستان و آیندگان آنان نیز حیاتی است. در جهانی که ناآگاهی گسترش یابد، استبداد رشد میکند؛ و در هر جامعهای که آگاهی بیدار شود، پایههای ظلم فرو میریزد.
«در فقدان دانش عمومی، آزادی دوام نخواهد یافت.»
شناخت، سلاح مردم در برابر فساد و ظلم است.
جان آدامز؛ اندیشمندی در خدمت آزادی
جان آدامز (۱۷۳۵–۱۸۲۶)، دومین رئیسجمهور ایالات متحده و از شخصیتهای برجسته انقلاب آمریکا بود. او در سال ۱۷۶۵، بدون امضا، مقالهای در مخالفت با قانون تمبر در مستعمرات آمریکایی در روزنامه «بوستون گازت» منتشر کرد.
این مقاله که بعدها با عنوان «رسالهای بر قانون شرع و قانون فئودال» شناخته شد، به بررسی نقش تاریخی این قوانین در ایجاد ظلم و استبداد مذهبی و سیاسی پرداخت. آدامز در این اثر بر اهمیت تحصیلات عمومی بهعنوان ضامن آزادی تأکید کرد و هشدار داد که بدون آگاهی مردم، آزادی از بین خواهد رفت.
او همچنین نقش مطبوعات را در گسترش آگاهی و مبارزه با فساد سیاسی ستود و آزادی بیان را یکی از ابزارهای افشای استبداد و دفاع از حقوق مردم دانست.
📚 برای مطالعه کامل این اثر ارزشمند، «آزادی و شناخت» را با ترجمه آموزشکده توانا به رایگان دانلود کنید:
🔗 لینک دانلود
#کتاب_توانا #پدران_بنیانگذار #آزادی #آگاهی #ترجمه #جان_آدامز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
صلح، توسعه و حقوق بشر، اثر آندره ساخاروف
آندره ساخاروف (Andrei Sakharov) یکی از دانشمندان فیزیک هستهای روسیه بود که بمب هیدروژنی شوروی را ساخت. بعدها او به یکی از برجستهترین چهرههای مدافع حقوق بشر در قرن بیستم تبدیل شد. ساخاروف یکی از بنیانگذاران کمیته حقوق بشر اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۰ بود، همچنین اولین شخصیت روسی است که برنده جایزه صلح نوبل شده است.
خطابه ساخاروف در مراسم اعطای جایزه نوبل در سال ۱۹۷۵ با عنوان «صلح، پیشرفت و حقوق بشر» نشانگر باور عمیق او به این نکته است که: «… غیرممکن است که یکی از این سه هدف (صلح، پیشرفت و حقوق بشر) با بیاعتنایی به دو هدف دیگر به دست آید.» ساخاروف با این استدلال که حقوق مدنی و سیاسی سرنوشت بشر را شکل میدهند، نه شرایط اقتصادی و اجتماعی؛ اذعان میکند که تنها یک جامعه باز که حقوق اساسی در آن پذیرفته شده، میتواند پایهای برای تفاهم متقابل باشد و به پیشرفت و امنیت بینالمللی بیانجامد.
به گفته مجله تایم «تا زمان درگذشت او در سال ۱۹۸۹ این فیزیکدان فروتن موجب پراکندهشدن ایدههای دموکراتیک در سرتاسر دنیای کمونیست شده بود. چالشهای اخلاقی او با استبداد، اعتقاد او به عقل فردی و قدرت آن، شجاعتش در مقابل محکومیت (از طرف شوروی) و نهایتا حبس خانگیاش، او را به قهرمانی برای شهروندان عادی در همه جای دنیا تبدیل کرد.»
«صلح، پیشرفت و حقوق بشر» را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/peace-progress-humanrights/
#آزادی_بیان #ساخاروف #حقوق_بشر #سخنرانی #کتاب_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آندره ساخاروف (Andrei Sakharov) یکی از دانشمندان فیزیک هستهای روسیه بود که بمب هیدروژنی شوروی را ساخت. بعدها او به یکی از برجستهترین چهرههای مدافع حقوق بشر در قرن بیستم تبدیل شد. ساخاروف یکی از بنیانگذاران کمیته حقوق بشر اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۰ بود، همچنین اولین شخصیت روسی است که برنده جایزه صلح نوبل شده است.
خطابه ساخاروف در مراسم اعطای جایزه نوبل در سال ۱۹۷۵ با عنوان «صلح، پیشرفت و حقوق بشر» نشانگر باور عمیق او به این نکته است که: «… غیرممکن است که یکی از این سه هدف (صلح، پیشرفت و حقوق بشر) با بیاعتنایی به دو هدف دیگر به دست آید.» ساخاروف با این استدلال که حقوق مدنی و سیاسی سرنوشت بشر را شکل میدهند، نه شرایط اقتصادی و اجتماعی؛ اذعان میکند که تنها یک جامعه باز که حقوق اساسی در آن پذیرفته شده، میتواند پایهای برای تفاهم متقابل باشد و به پیشرفت و امنیت بینالمللی بیانجامد.
به گفته مجله تایم «تا زمان درگذشت او در سال ۱۹۸۹ این فیزیکدان فروتن موجب پراکندهشدن ایدههای دموکراتیک در سرتاسر دنیای کمونیست شده بود. چالشهای اخلاقی او با استبداد، اعتقاد او به عقل فردی و قدرت آن، شجاعتش در مقابل محکومیت (از طرف شوروی) و نهایتا حبس خانگیاش، او را به قهرمانی برای شهروندان عادی در همه جای دنیا تبدیل کرد.»
«صلح، پیشرفت و حقوق بشر» را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/peace-progress-humanrights/
#آزادی_بیان #ساخاروف #حقوق_بشر #سخنرانی #کتاب_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«۵۳۰ روز گذشت…
۵۳۰ روز از بیعدالتی، از ظلم، از اسارت پدری که جز دادخواهی گناهی نداشت.
۵۳۰ روز از روزی که عمو ماشاالله کرمی را بیهیچ مدرک و جرمی به بند کشیدند، فقط به جرم اینکه دادخواه خون فرزندش بود—فرزندی که جمهوری اسلامی اعدامش کرد.
آزادیاش را گرفتید، اموال و زندگیش را هم از او ربودید…
دیگر چه از او باقی مانده که بخواهید بگیرید؟
عمو از بیکسیاش این بلا را دید، اما شما جانیان، ظلم را بر ظلم میافزایید.
اما آن روز خواهد آمد…
روزی که تکتک شما مزدوران، به پای عمو ماشاالله میافتید.
و آن روز، عدالت دیگر شعاری نخواهد بود، عدالت اجرا خواهد شد!»
از صفحه میلاد محمدی، برادر جاویدنام شهریار محمدی
#ماشاالله_کرمی #محمد_مهدی_کرمی #آزادی
#ایران #ورزش #محبت #انسانیت #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۵۳۰ روز از بیعدالتی، از ظلم، از اسارت پدری که جز دادخواهی گناهی نداشت.
۵۳۰ روز از روزی که عمو ماشاالله کرمی را بیهیچ مدرک و جرمی به بند کشیدند، فقط به جرم اینکه دادخواه خون فرزندش بود—فرزندی که جمهوری اسلامی اعدامش کرد.
آزادیاش را گرفتید، اموال و زندگیش را هم از او ربودید…
دیگر چه از او باقی مانده که بخواهید بگیرید؟
عمو از بیکسیاش این بلا را دید، اما شما جانیان، ظلم را بر ظلم میافزایید.
اما آن روز خواهد آمد…
روزی که تکتک شما مزدوران، به پای عمو ماشاالله میافتید.
و آن روز، عدالت دیگر شعاری نخواهد بود، عدالت اجرا خواهد شد!»
از صفحه میلاد محمدی، برادر جاویدنام شهریار محمدی
#ماشاالله_کرمی #محمد_مهدی_کرمی #آزادی
#ایران #ورزش #محبت #انسانیت #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بهروز بهزادی، مدیرمسئول روزنامه اعتماد، به یک سال محرومیت از فعالیت مطبوعاتی محکوم شد.
این روزنامهنگار پیشکسوت با انتشار مطلبی اعلام کرد که به مدت یک سال، از فعالیت در کار مطبوعاتی منع شده است. او بدون اشاره به جزئیات بیشتر در این خصوص، از حکم صادره انتقاد کرد و نوشت:
«غروب یکشنبه ۱۴ بهمن، عدالت به من جایزه داد و ۵۷ سال کار مطبوعاتی من در برابر شوک یک انقطاع قرار گرفت.»
از یاد نبریم سخنان خامنهای را که گفته بود:
«در کشور ما آزادی بیان به طور کامل وجود دارد و ملت دارد آن را میبیند.»
او ادامه داده بود:
«هیچ کس امروز بخاطر اینکه طبق عقیده خود حرف زده است، مورد مواخذه دستگاه نیست.»
این در حالیست که زندانها مملو از زندانیانیست که فقط به دلیل ابراز عقیده محکوم شدهاند.
#یاری_مدنی_توانا
#آزادی_بیان
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بهروز_بهزادی
@Tavaana_TavaanaTech
این روزنامهنگار پیشکسوت با انتشار مطلبی اعلام کرد که به مدت یک سال، از فعالیت در کار مطبوعاتی منع شده است. او بدون اشاره به جزئیات بیشتر در این خصوص، از حکم صادره انتقاد کرد و نوشت:
«غروب یکشنبه ۱۴ بهمن، عدالت به من جایزه داد و ۵۷ سال کار مطبوعاتی من در برابر شوک یک انقطاع قرار گرفت.»
از یاد نبریم سخنان خامنهای را که گفته بود:
«در کشور ما آزادی بیان به طور کامل وجود دارد و ملت دارد آن را میبیند.»
او ادامه داده بود:
«هیچ کس امروز بخاطر اینکه طبق عقیده خود حرف زده است، مورد مواخذه دستگاه نیست.»
این در حالیست که زندانها مملو از زندانیانیست که فقط به دلیل ابراز عقیده محکوم شدهاند.
#یاری_مدنی_توانا
#آزادی_بیان
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بهروز_بهزادی
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهارم فوریه، زادروز رزا پارکس بود.
ویدیویی درباره نافرمانی مدنی رُزا پارکس و مقاومت در برابر تسلیم صندلی در اتوبوس جداسازیشده در جریان جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان در آمریکا، ۱ دسامبر ۱۹۵۵
رزا پارکس (۱۹۱۳- ۲۰۰۵) زنی ۴۲ ساله و کارگر ساده سیاهپوست ساکن شهر مونتگومری ایالت آلاباما آمریکا، تصمیم میگیرد در اول دسامبر ۱۹۵۵ با یک روش ساده در اعتراض به تبعیضی نهادینه در آمریکا، دست به نافرمانی مدنی بزند. اعتراض او به تفکیک صندلیها و محل نشستن مسافران سفیدپوست و آفریقاییتبار بود.
گرچه در اواخر قرن نوزدهم در کشور محل زندگی رزا، بردهداری ملغی و حتی به سیاهپوستان حق رای اعطا شده بود، قوانین تبعیضآمیز و نژادپرستی نهادینه بر همه ارکان زندگی آنان سایه افکنده بود. از سیستم آموزشی و تفکیک در مدارس تا برتریدادن سفیدپوستان بر سیاهپوستان در استخدام، تهیه مسکن و … . قطعا الویت سرویسدهی در وسایل نقلیه عمومی، کمترین و نامحسوسترین آسیب و خسارت را به سیاهپوستان آمریکا تحمیل میکرد؛ گرچه احتمالا جزء فراگیرترین و عیانترین تبعیضها بود.
اعتراض رزا پارکس، دستگیری و جریمه او با حمایت و سازماندهی همفکرانش توانست توجه افکار عمومی را، فارغ از رنگ و نژاد، بدین نقض حقوق سیاهپوستان جلب و با خود همراه کند. پس از یک سال بایکوت حمل و نقل عمومی شهر مونتگومری دادگاه منطقهای دستور به رفع تبعیض و جداسازی نژادی در اتوبوسهای این شهر داد، ولی این پایان ماجرا نبود؛ سیاهپوستان کمکم توانستند با استمرار حرکتهای مدنی و حفظ انسجام و تاکید بر مطالبات، پیروزیهای کوچک و محلی خود را به سطح ملی و مشکلات اساسیتر بکشانند و بسیاری از قوانین تبعیضآمیز را به نفع خود تغییر دهند.
در ایران، به خصوص در ده سال اخیر، زنان بسیاری با نافرمانی مدنی در برابر قانون ظالمانه حجاب اجباری ایستادگی کردند و الهامبخش مبارزات مدنی شدهاند، مبارزهای که همچنان ادامه دارد و به یقین با استمرار و انسجام، میتواند حکومت استبدادی را شکست دهد.
گرچه بین نظام مستقر در ایران و آمریکا تفاوت اساسی وجود دارد و خواسته مردم امروز فراتر از لغو یک قانون ظالمانه است، ولی مدل مبارزاتی، شهامت و ایستادگی روی خواستههای برحق برای رقمزدن تغییر اساسی در جامعه و تلاش برای ارزشهای جهانشمول میتواند الهامبخش باشد.
مرتبط:
رزا پارکس در خیابانهای تهران
tinyurl.com/3xtdyaj2
رزا پارکس اینبار تسلیم نمیشود
https://tavaana.org/rosa-parks/
#رزا_پارکس #نافرمانی_مدنی #برابری #رفع_تبعیض #آزادی #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ویدیویی درباره نافرمانی مدنی رُزا پارکس و مقاومت در برابر تسلیم صندلی در اتوبوس جداسازیشده در جریان جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان در آمریکا، ۱ دسامبر ۱۹۵۵
رزا پارکس (۱۹۱۳- ۲۰۰۵) زنی ۴۲ ساله و کارگر ساده سیاهپوست ساکن شهر مونتگومری ایالت آلاباما آمریکا، تصمیم میگیرد در اول دسامبر ۱۹۵۵ با یک روش ساده در اعتراض به تبعیضی نهادینه در آمریکا، دست به نافرمانی مدنی بزند. اعتراض او به تفکیک صندلیها و محل نشستن مسافران سفیدپوست و آفریقاییتبار بود.
گرچه در اواخر قرن نوزدهم در کشور محل زندگی رزا، بردهداری ملغی و حتی به سیاهپوستان حق رای اعطا شده بود، قوانین تبعیضآمیز و نژادپرستی نهادینه بر همه ارکان زندگی آنان سایه افکنده بود. از سیستم آموزشی و تفکیک در مدارس تا برتریدادن سفیدپوستان بر سیاهپوستان در استخدام، تهیه مسکن و … . قطعا الویت سرویسدهی در وسایل نقلیه عمومی، کمترین و نامحسوسترین آسیب و خسارت را به سیاهپوستان آمریکا تحمیل میکرد؛ گرچه احتمالا جزء فراگیرترین و عیانترین تبعیضها بود.
اعتراض رزا پارکس، دستگیری و جریمه او با حمایت و سازماندهی همفکرانش توانست توجه افکار عمومی را، فارغ از رنگ و نژاد، بدین نقض حقوق سیاهپوستان جلب و با خود همراه کند. پس از یک سال بایکوت حمل و نقل عمومی شهر مونتگومری دادگاه منطقهای دستور به رفع تبعیض و جداسازی نژادی در اتوبوسهای این شهر داد، ولی این پایان ماجرا نبود؛ سیاهپوستان کمکم توانستند با استمرار حرکتهای مدنی و حفظ انسجام و تاکید بر مطالبات، پیروزیهای کوچک و محلی خود را به سطح ملی و مشکلات اساسیتر بکشانند و بسیاری از قوانین تبعیضآمیز را به نفع خود تغییر دهند.
در ایران، به خصوص در ده سال اخیر، زنان بسیاری با نافرمانی مدنی در برابر قانون ظالمانه حجاب اجباری ایستادگی کردند و الهامبخش مبارزات مدنی شدهاند، مبارزهای که همچنان ادامه دارد و به یقین با استمرار و انسجام، میتواند حکومت استبدادی را شکست دهد.
گرچه بین نظام مستقر در ایران و آمریکا تفاوت اساسی وجود دارد و خواسته مردم امروز فراتر از لغو یک قانون ظالمانه است، ولی مدل مبارزاتی، شهامت و ایستادگی روی خواستههای برحق برای رقمزدن تغییر اساسی در جامعه و تلاش برای ارزشهای جهانشمول میتواند الهامبخش باشد.
مرتبط:
رزا پارکس در خیابانهای تهران
tinyurl.com/3xtdyaj2
رزا پارکس اینبار تسلیم نمیشود
https://tavaana.org/rosa-parks/
#رزا_پارکس #نافرمانی_مدنی #برابری #رفع_تبعیض #آزادی #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
منشوری برای وضع آزادی دینی در ویرجینیا، اثر توماس جفرسون
«ما اعضای مجمع عمومی ویرجینیا بدین وسیله مقرر میداریم که هیچ انسانی را نمیتوان به زور به عبادت و حمایت از آیینی خاص واداشت؛ در هیچ مکانی و در قالب هیچ فرقهای. و نیز جان و مال هیچ انسانی را نمیتوان به خاطر باورهای دینیاش مورد فشار، محدودیت یا اذیت و آزار قرار داد.»
توماس جفرسون (١٧٤٣ ـ ١٨٢٦) سومین رئیس جمهور ایالات متحده و نویسنده اصلی بیانیه استقلال و یکی از مدافعان سرسخت آزادی مذهبی بود. جفرسون منشور «وضع آزادی دینی در ویرجینیا» (A Bill for Establishing Religious Freedom in Virginia) را در سال ١٧٧٧ به رشته تحریر درآورد؛ ولی این منشور تا سال ١٧٨٦ به تصویب این ایالت نرسید.
این قانون، که توانا آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است، استدلالات قانع کنندهای در ارتباط با آزادی عقیده و جدایی دین از دولت ارائه کرده و اعلام میکند که «هیچ انسانی را نمیتوان به زور به عبادت و حمایت از آئینی خاص واداشت؛ در هیچ مکانی و در قالب هیچ فرقهای و نیز جان و مال هیچ انسانی را نمیتوان به خاطر باورهای دینیاش مورد فشار، محدودیت یا اذیت و آزار قرار داد. … انسانها جملگی حق دارند تا آزادانه به اظهار و تدریس باورهای دینی خود پرداخته و با استدلال از آنها دفاع کنند و چنین امری به هیچ وجه نمیتواند دستاویزی برای محدودساختن یا بسطدادن یا به هر ترتیبی تاثیرگذاردن بر امتیازها و اختیارات مدنی آنها به شمار رود.»
منشور «وضع آزادی دینی در ویرجینیا» به محکی برای سنجش آزادی مذهبی تبدیل شده است و در احکام دادگاههای ایالتی و فدرال آمریکا از جمله تصمیمات دیوان عالی، مورد استناد قرار میگیرد.
«منشوری برای وضع آزادی دینی در ویرجینیا» را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
از لینک زیر دانلود کنید:
https://tavaana.org/freedom-in-virginia/
#آزادی_عقیده #آزادی_باور #آزادی_ادیان #توماس_پین #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
منشوری برای وضع آزادی دینی در ویرجینیا، اثر توماس جفرسون
«ما اعضای مجمع عمومی ویرجینیا بدین وسیله مقرر میداریم که هیچ انسانی را نمیتوان به زور به عبادت و حمایت از آیینی خاص واداشت؛ در هیچ مکانی و در قالب هیچ فرقهای. و نیز جان و مال هیچ انسانی را نمیتوان به خاطر باورهای دینیاش مورد فشار، محدودیت یا اذیت و آزار قرار داد.»
توماس جفرسون (١٧٤٣ ـ ١٨٢٦) سومین رئیس جمهور ایالات متحده و نویسنده اصلی بیانیه استقلال و یکی از مدافعان سرسخت آزادی مذهبی بود. جفرسون منشور «وضع آزادی دینی در ویرجینیا» (A Bill for Establishing Religious Freedom in Virginia) را در سال ١٧٧٧ به رشته تحریر درآورد؛ ولی این منشور تا سال ١٧٨٦ به تصویب این ایالت نرسید.
این قانون، که توانا آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است، استدلالات قانع کنندهای در ارتباط با آزادی عقیده و جدایی دین از دولت ارائه کرده و اعلام میکند که «هیچ انسانی را نمیتوان به زور به عبادت و حمایت از آئینی خاص واداشت؛ در هیچ مکانی و در قالب هیچ فرقهای و نیز جان و مال هیچ انسانی را نمیتوان به خاطر باورهای دینیاش مورد فشار، محدودیت یا اذیت و آزار قرار داد. … انسانها جملگی حق دارند تا آزادانه به اظهار و تدریس باورهای دینی خود پرداخته و با استدلال از آنها دفاع کنند و چنین امری به هیچ وجه نمیتواند دستاویزی برای محدودساختن یا بسطدادن یا به هر ترتیبی تاثیرگذاردن بر امتیازها و اختیارات مدنی آنها به شمار رود.»
منشور «وضع آزادی دینی در ویرجینیا» به محکی برای سنجش آزادی مذهبی تبدیل شده است و در احکام دادگاههای ایالتی و فدرال آمریکا از جمله تصمیمات دیوان عالی، مورد استناد قرار میگیرد.
«منشوری برای وضع آزادی دینی در ویرجینیا» را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
از لینک زیر دانلود کنید:
https://tavaana.org/freedom-in-virginia/
#آزادی_عقیده #آزادی_باور #آزادی_ادیان #توماس_پین #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سعید عباسی، از زندانیان سیاسی کمتر شناخته شده است، او در زندان سبزوار در حال گذراندن دوران حبس ده ساله است.
سعید عباسی، زندانی سیاسی اهل جوین، که از اسفند ۱۴۰۰ در بازداشت بهسر میبرد، اخیرا به مرخصی درمانی اعزام شده بود و پس از پایان مرخصی پزشکی برای انجام عمل جراحی، امروز دوباره به زندان سبزوار بازگشت.
او متولد ۱۳۶۶ است و توسط محمد محمدی، قاضی شعبهی اول دادگاه انقلاب سبزوار، بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال و بابت اتهام «همکاری با دول متخاصم» که صرفاً به دلیل آتش زدن بنرهای حکومتی و مجسمهی قاسم سلیمانی به او نسبت داده شده است، به ده سال حبس محکوم شده است
این حکم ظالمانه، در دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شده است و طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد یعنی ده سال قابل اجرا است.
سعید عباسی نه یک چهرهی مشهور رسانهای است و نه نامش در میان لیست زندانیان سرشناس دیده میشود، اما مانند هزاران معترض دیگر، نماد مبارزه خاموش اما قدرتمند مردم ایران است. او یکی از همان صداهای بیصدایی است که در زندانهای جمهوری اسلامی، روزها و شبها را به امید آزادی سپری میکنند.
سعید عباسی، بدون آنکه دست به خشونت بزند یا جرمی واقعی مرتکب شود، تنها به جرم اعتراض به دیکتاتوری و نشان دادن نارضایتی خود از وضعیت کشور، سالهای جوانیاش را در پشت میلههای زندان میگذراند.
از سعید عباسی و دیگر زندانیان ناشناخته حمایت کنیم. نامشان را فریاد بزنیم.
#سعید_عباسی #زندانی_سیاسی #آزادی #سبزوار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سعید عباسی، زندانی سیاسی اهل جوین، که از اسفند ۱۴۰۰ در بازداشت بهسر میبرد، اخیرا به مرخصی درمانی اعزام شده بود و پس از پایان مرخصی پزشکی برای انجام عمل جراحی، امروز دوباره به زندان سبزوار بازگشت.
او متولد ۱۳۶۶ است و توسط محمد محمدی، قاضی شعبهی اول دادگاه انقلاب سبزوار، بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال و بابت اتهام «همکاری با دول متخاصم» که صرفاً به دلیل آتش زدن بنرهای حکومتی و مجسمهی قاسم سلیمانی به او نسبت داده شده است، به ده سال حبس محکوم شده است
این حکم ظالمانه، در دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شده است و طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد یعنی ده سال قابل اجرا است.
سعید عباسی نه یک چهرهی مشهور رسانهای است و نه نامش در میان لیست زندانیان سرشناس دیده میشود، اما مانند هزاران معترض دیگر، نماد مبارزه خاموش اما قدرتمند مردم ایران است. او یکی از همان صداهای بیصدایی است که در زندانهای جمهوری اسلامی، روزها و شبها را به امید آزادی سپری میکنند.
سعید عباسی، بدون آنکه دست به خشونت بزند یا جرمی واقعی مرتکب شود، تنها به جرم اعتراض به دیکتاتوری و نشان دادن نارضایتی خود از وضعیت کشور، سالهای جوانیاش را در پشت میلههای زندان میگذراند.
از سعید عباسی و دیگر زندانیان ناشناخته حمایت کنیم. نامشان را فریاد بزنیم.
#سعید_عباسی #زندانی_سیاسی #آزادی #سبزوار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی از نگاه نیاکان و مقایسه آن با دیدگاه معاصران
اثر بنجامین کانستنت
بنجامین کانستنت (۱۷۶۷-۱۸۳۰) نظريهپرداز سياسی فرانسوی-سوييسی، کنشگر سياسی و نويسندهای بود که مدافع آزادی فردی در دورهی پر فراز و نشیب انقلاب فرانسه، حکومت ناپلئون و بازگشت پادشاهی فرانسه بود. استدلالهای او در دفاع از آزادیهای فردی و دولت نمايندهی مردم هم بر انديشهی کلاسيک ليبرال و هم بر سياست فرانسه اثر گذاشت. «آزادی قدما در مقایسه با آزادی متجددان» (۱۸۱۶) که يکی از مهمترین مقالات کانستنت است، آزادی در روزگار قدیم را که به معنای آزادیهای رسمی سياسی ولی نه به معنای آزادیهای فردی بود با آزادی در عصر تجدد مقايسه میکند که محورش احترام گذاشتن به حقوق فردی، دولت نمايندهی مردم، حاکميت قانون و حق کسب و کار و تجارت است.
او در بخشی از این اثر خواندنی میآورد:
«آقایان، ابتدا از خود بپرسید که امروزه فردی انگلیسی، فرانسوی یا شهروندی در ایالات متحده آمریکا چه درک و دریافتی از واژه «آزادی» دارد. [با چشمپوشی از برخی تفاوتها] برای هرکدام از آنها آزادی به این معنی است که فقط ملزم به تبعیت از قانون باشد و اینکه بر اساس اراده مستبدانه هیچ فرد یا افرادی، بازداشت، زندانی، شکنجه و اعدام نشود.
برای آنان آزادی یعنی حق ابراز عقیده برای همگان، انتخاب شغل و پرداختن به آن، مدیریت و یا حتی سوءمدیریت دارایی خود؛ اینکه برای رفت و آمد به کسب اجازه نیاز نداشته باشند و به توضیح و توجیه انگیزه ها و مقاصدشان مجبور نباشند. آزادی یعنی حق همگان برای گردهمایی و همکاری با افراد دیگر، چه برای گفتگو درباره منافع، یا برای ابراز باورهای مذهبی، یا فقط برای وقت گذرانی به نحوی که دوست دارند و لذت میبرند. در نهایت، آزادی یعنی حق تاثیرگذاری بر دولت چه از طریق انتخاب مقامات مشخص و چه از طریق نمایندگان، دادخواهی و خواسته هایی که مقامات کمابیش مجبور به پاسخگویی به آنها هستند.
حال این آزادی را با آنچه در دوران باستان بود مقایسه کنید.
آزادی در دوران باستان بیشتر حقی جمعی انگاشته میشد و عبارت بود از مشارکت همگانی اما مستقیم در چندین بخش از کلیت حکومت: در رایزنیها، در میدانهای عمومی و درباره جنگ و صلح، در شکل گیری اتحادها با دولتهای خارجی، در رای دادن به قوانین، در قضاوتها، در بررسی حسابها، رفتارها و نظارت مقامات، در احضار آنها برای حضور در برابر اجتماع مردم، در متهم کردن، محکوم کردن و تبرئه کردن آنان. اما اگر در عهد باستان آزادی این گونه تعریف میشد، آنان همراه این آزادی جمعی، فرد را کاملا تحت انقیاد جامعه قرار میدادند.
در آن دوره تقریبا هیچ کدام از لذات آزادیهای دوران مدرن را مشاهده نمیکنید. تمام رفتارهای خصوصی تحت نظارت شدید قرار داشت.
استقلال فردی اساسا به رسمیت شمرده نمیشد، نه در زمینه عقاید، نه در کار و نه در مذهب. حق انتخاب دین که ما آن را یکی از مهمترین حقوق میدانیم در دوران باستان جرم و کفر تلقی میشد.»
متن کامل را از لینک زیر دانلود کنید:
https://tavaana.org/benjamin-constant-the-liberty-of-the-ancients-compared-with-that-of-the-moderns/
#کتاب_توانا #آزادی #آزادی_فردی #آزاذی_مدرن #کتاب #ترجمه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اثر بنجامین کانستنت
بنجامین کانستنت (۱۷۶۷-۱۸۳۰) نظريهپرداز سياسی فرانسوی-سوييسی، کنشگر سياسی و نويسندهای بود که مدافع آزادی فردی در دورهی پر فراز و نشیب انقلاب فرانسه، حکومت ناپلئون و بازگشت پادشاهی فرانسه بود. استدلالهای او در دفاع از آزادیهای فردی و دولت نمايندهی مردم هم بر انديشهی کلاسيک ليبرال و هم بر سياست فرانسه اثر گذاشت. «آزادی قدما در مقایسه با آزادی متجددان» (۱۸۱۶) که يکی از مهمترین مقالات کانستنت است، آزادی در روزگار قدیم را که به معنای آزادیهای رسمی سياسی ولی نه به معنای آزادیهای فردی بود با آزادی در عصر تجدد مقايسه میکند که محورش احترام گذاشتن به حقوق فردی، دولت نمايندهی مردم، حاکميت قانون و حق کسب و کار و تجارت است.
او در بخشی از این اثر خواندنی میآورد:
«آقایان، ابتدا از خود بپرسید که امروزه فردی انگلیسی، فرانسوی یا شهروندی در ایالات متحده آمریکا چه درک و دریافتی از واژه «آزادی» دارد. [با چشمپوشی از برخی تفاوتها] برای هرکدام از آنها آزادی به این معنی است که فقط ملزم به تبعیت از قانون باشد و اینکه بر اساس اراده مستبدانه هیچ فرد یا افرادی، بازداشت، زندانی، شکنجه و اعدام نشود.
برای آنان آزادی یعنی حق ابراز عقیده برای همگان، انتخاب شغل و پرداختن به آن، مدیریت و یا حتی سوءمدیریت دارایی خود؛ اینکه برای رفت و آمد به کسب اجازه نیاز نداشته باشند و به توضیح و توجیه انگیزه ها و مقاصدشان مجبور نباشند. آزادی یعنی حق همگان برای گردهمایی و همکاری با افراد دیگر، چه برای گفتگو درباره منافع، یا برای ابراز باورهای مذهبی، یا فقط برای وقت گذرانی به نحوی که دوست دارند و لذت میبرند. در نهایت، آزادی یعنی حق تاثیرگذاری بر دولت چه از طریق انتخاب مقامات مشخص و چه از طریق نمایندگان، دادخواهی و خواسته هایی که مقامات کمابیش مجبور به پاسخگویی به آنها هستند.
حال این آزادی را با آنچه در دوران باستان بود مقایسه کنید.
آزادی در دوران باستان بیشتر حقی جمعی انگاشته میشد و عبارت بود از مشارکت همگانی اما مستقیم در چندین بخش از کلیت حکومت: در رایزنیها، در میدانهای عمومی و درباره جنگ و صلح، در شکل گیری اتحادها با دولتهای خارجی، در رای دادن به قوانین، در قضاوتها، در بررسی حسابها، رفتارها و نظارت مقامات، در احضار آنها برای حضور در برابر اجتماع مردم، در متهم کردن، محکوم کردن و تبرئه کردن آنان. اما اگر در عهد باستان آزادی این گونه تعریف میشد، آنان همراه این آزادی جمعی، فرد را کاملا تحت انقیاد جامعه قرار میدادند.
در آن دوره تقریبا هیچ کدام از لذات آزادیهای دوران مدرن را مشاهده نمیکنید. تمام رفتارهای خصوصی تحت نظارت شدید قرار داشت.
استقلال فردی اساسا به رسمیت شمرده نمیشد، نه در زمینه عقاید، نه در کار و نه در مذهب. حق انتخاب دین که ما آن را یکی از مهمترین حقوق میدانیم در دوران باستان جرم و کفر تلقی میشد.»
متن کامل را از لینک زیر دانلود کنید:
https://tavaana.org/benjamin-constant-the-liberty-of-the-ancients-compared-with-that-of-the-moderns/
#کتاب_توانا #آزادی #آزادی_فردی #آزاذی_مدرن #کتاب #ترجمه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech