آموزشکده توانا
55.6K subscribers
31.9K photos
37.5K videos
2.55K files
19.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.iss.one/Tavaana_Admin

📧 : [email protected]
📧 : [email protected]

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
سکینه پروانه، در همراهی با خانواده‌های داغدار و دادخواه کشته‌شدگان انقلاب ۱۴۰۱، دست به اعتصاب غذا زد.

این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، امروز جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، در زادروز علی مظفری، نوجوان ۱۷ ساله جان‌باخته در انقلاب زن‌، زندگی، آزادی در شهرستان قوچان، طی نامه‌ای اعتصاب غذای خود را اعلام کرد.

«هرانا» متن کامل نامه سکینه پروانه را منتشر کرده است، که در ادامه می‌آید:
«علی مظفری نوجوان ۱۷ ساله اهل قوچان تنها چند روز بعد از مرگ مهسا توسط نیروهای نظامی در خیابان با شلیک سه گلوله کشته شد.
اگر در اعتراضات سال ۱۴۰۱ کشته نمی‌شد، حالا تولد ۱۹ سالگی‌اش را در کنار خانواده و دوستانش جشن می‌گرفت.
علی را از کودکی می‌شناختم. ورزشکار بود و طی سال‌هایی که من در زندان بودم به عضویت تیم والیبال نوجوانان در آمده بود و به همراه تیم سایپا به مقام نائب‌قهرمانی رسیده بود.
حالا علی عزیز دیگر در کنارمان نیست و خانواده‌اش شمع‌های تولد ۱۹ سالگی‌اش را بر مزارش روشن می‌کنند.
برای هم‌دردی با خانواده‌هایی که فرزندان‌شان را از دست داده‌اند در روز تولد علی به نشان اعتراض اعتصاب خواهم کرد.
می‌خواهم صدای مظلومیت‌تان باشم. صدای مرگ مظلومانه علی و دیگر نوجوانانی که تنها خواسته‌شان بهتر زیستن بود. هم‌دردی ام را پذیرا باشید و بدانید به یادتان هستم.
سکینه پروانه/ اردیبهشت ۱۴۰۳/ زندان اوین»

سکینه پروانه توسط قاضی منصوری از بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به ۶ سال حبس، از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

سکینه پروانه، متولد ۱۳۶۷ سات و در سال ۱۳۹۸ هم سابقه بازداشت و زندان داشته.
ارج می‌نهیم به انسان‌های وارسته‌ای که حتی در زندان هم صدای خانواده‌های دادخواه هستند.

شما چطور صدای ایران هستید؟

#یاری_مدنی_توانا
#زندانی
#سکینه_پروانه
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سکینه پروانه، زندانی سیاسی: به یاد علی مظفری، ژینا و تمام جانباختگان خیزش ۱۴۰۱ دو روز در اعتصاب غذا خواهم بود.

علی ورزشکار و عضو تیم والیبال جوانان سایپا بود و روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، در سن ۱۷ سالگی با شلیک سه گلوله ماموران جمهوری اسلامی در قوچان جان باخت.
او در اعتراض به کشته‌شدن مهسا ژینا امینی به خیابان رفت و دیگر به خانه برنگشت.
یک هفته بعد از کشته‌شدن علی، پیکر بی‌جانش را در ازای دریافت پول گلوله‌ها به خانواده‌اش تحویل دادند.
اکنون در همراهی با خانواده‌های جان‌باختگان، به یاد علی، ژینا و صدها جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱، در روزهای شنبه ۲۴ شهریور و یک‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۳ در اعتصاب غذا خواهم بود.
همچنان ایستاده‌ایم تا پایان

سکینه پروانه
۲۴ شهریور ۱۴۰۳
زندان اوین

سکینه پروانه توسط قاضی منصوری از بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به ۶ سال حبس، از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

سکینه پروانه، متولد ۱۳۶۷ است و در سال ۱۳۹۸ هم سابقه بازداشت و زندان داشته.

#سکینه_پروانه #بیانیه #اعتصاب_غذا #علی_مظفری #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
‏نامه سکینه پروانه، زندانی سیاسی: وقتی کسی زیر حکم اعدام است نمی‌پرسیم چه کار کرده بود؟ به جای این سوال برای لغو مجازات اعدام یک‌صدا می‌شویم و در کنار خانواده‌های محکومان، بدون در نظر گرفتن اتهام‌شان «نه به اعدام» را فریاد می‌کنیم.

من سکینه پروانه، زندانی سیاسی که تا کنون حدود هشت سال از عمر خود را در زندان‌های مختلف جمهوری اسلامی و با زندانیانی با جرائم مختلف محبوس بوده‌ام، برای شما روایتی دارم از اجرای احکام مرگ و تاثیراتی که می‌تواند تا سال‌ها بعد حتا بر اطرافیان و آشنایانِ محکوم بر جای بگذارد.
طی این سال‌ها با محکومان به مرگ بسیاری با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی زندگی کرده‌ام که بسیاری‌شان سربه‌دار شدند و بسیاری دیگر نیز هنوز در زندان هستند با سایه‌ی مرگ بر سرشان تحمل حبس می‌کنند.
یک زندانیِ محکوم به مرگ در تمام لحظات با تصور این‌که برای اجرای حکم صدایش بزنند زندگی می‌کند. هر بار که برای کاری به بیرون از بند صدایش می‌زنند، طناب دار را بر گردن خود می‌بیند. اگر دقایقی طولانی‌تر از حد معمول به بند برگردد، همبندیان تصور می‌کنند شاید قرار است دیگر برنگردد و برای اجرای حکم منتقل شده باشد.
ما هر روز و هر لحظه با سایه‌ی مرگ بر سرمان زندگی می‌کردیم. جمهوری اسلامی با برپا کردن چوبه‌های دار برای مخالفان سیاسی شروع به کار کرد و در سال‌های بعد که قدرت را به‌طور کامل در دست گرفت، افراد زیادی را با اتهامات غیرسیاسی به اعدام محکوم و سربه‌دار کرد.
در مرور تاریخچه‌ی جمهوری اسلامی شاهدیم صدها هزار نفر با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی همچون مواد، قتل، سرقت، تجاوز و ... کشته شدند.
اعدام مجازاتی‌ست که حتا برای کسی که واقعا جرمی مرتکب شده است نیز باید متوقف شود. مجازات اعدام هرگز بازدارنده نبود. اما حکومت‌هایی که دچار فساد هستند و مشروعیتی ندارند، با استفاده از مجازات اعدام و مشروع نشان دادن آن، مخالفان سیاسی خود را نیز به راحتی حذف می‌کنند.
همان‌طور که در ایران شاهدیم، سالانه هزاران نفر با اتهامات مختلفِ غیرسیاسی کشته و سربه‌دار می‌شوند و این راه را برای کشتن مخالفان سیاسی نیز هموار می‌کند.
من هم‌اکنون در بند زنان زندان اوین با دو زندانی محکوم به اعدام هم‌بند هستم. وریشه مرادی و پخشان عزیزی که با سناریوسازی رژیم با حکم مرگ مواجه شده‌اند.
اخیرا احکام شریفه محمدی، مهدی حسنی و بهروز احسانی نیز در دیوان عالی کشور تایید شد و بسیاری دیگر مثل محمدجواد وفایی‌ثانی هر لحظه در خطر اجرای حکم هستند.
شنیدن این اخبار تکان‌دهنده باعث شد خاطرات زندگی با زنان محکوم به مرگ در ذهنم مرور شود.
سال گذشته و قبل از انتقال به اوین، یکی از همبندی‌هایم به نام منیره نوری‌کیا (زنی حدودا ۳۰ ساله) را بعد از حدود چهار سال تحمل حبس از بند خارج کردند. منیره متهم به قتل بود و «باید» مجازات می‌شد. اما چرا اعدام؟ یعنی جمهوری اسلامی نمی‌تواند انسان‌هایی را که مجرم هستند، بدون آن‌که به قتل برساند، محاکمه و مجازات کند!؟
منیره در ماه‌های آخر زندگی در تلاش بود از خانواده شاکی رضایت بگیرد اما به دلیل تخلفات کوچکی که در زندان داشت از حق تماس محروم بود و نهایتا بدون آن‌که بتواند با شاکی پرونده‌اش تماس بگیرد، سربه‌دار شد.
محبوبه روشندل نیز هنوز ۳۰ سالش نشده بود که سحرگاه یکی از روزهای شهریور ۱۴۰۲ درحالی‌که از ترس زبانش بند آمده بود و گردنش کج و قفل شده بود، کشان‌کشان از بند یک زندان وکیل‌آباد مشهد به سمت جایگاه اعدام برده شد.
بعد از رفتن منیره و محبوبه که دو نمونه‌ی اخیر از ده ها تجربه همزیستی‌ام با محکومان به مرگ است، فشارهای زیادی بر همه‌مان وارد شد که تاثیرات آن هرگز از ذهن‌مان پاک نشد و آجری دیگر بر دیوار بلند خشم و کینه‌مان نسبت به حکومت‌های جبار که با سرکوب و کشتن انسان‌ها قدرت خود را حفظ می‌کنند ایجاد شد.
برای لغو مجازات اعدام باید دست به دست هم بدهیم. مهم نیست محکوم به اعدام با چه جرمی و از چه نژاد و ملیتی است. ما باید برای لغو مجازات اعدام در برابر هر حکم مرگی بایستیم. ما باید با هم و یک‌صدا، در کنار خانواده‌های محکومان، بدون در نظر گرفتن جرم‌شان «نه به اعدام» را فریاد کنیم.
وقتی کسی زیر حکم اعدام است، نمی‌پرسیم چه کار کرده بود؟ به جای این سوال برای لغو مجازات اعدام یک‌صدا می‌شویم.

سکینه پروانه
زندان اوین
اسفند ۱۴۰۳


#سکینه_پروانه #نه_به_اعدام #بیانبه #باری_مدنی_مدنی

@Tavaana_TavaanaTech