کانون ادبی هنری سها
🍂 برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم 🍂 جشن یلدای سها 🗓 سهشنبه ۲ دی ۱۴۰۴ 🕰 ساعت ١۵ 🏛 تالار ابن سینا دانشکده پزشکی با سخنرانی: علیرضا بدیع شاعر و ترانهسرا و استندآپ کمدی: دکتر صادق کاظمی پزشک و طنزپرداز اجرای…
دوستان همیشه همراه سها💫
متاسفانه به علت مشکلات غیرقابل پیش بینی، فردا در جشن یلدا برنامهی استندآپ کمدی اجرا نخواهد شد.
اما بنا بر رسم میهمان نوازی، شام مختصری برای تمام شرکت کنندگان تدارک دیده شده. ☺️
امیدواریم بابت این مشکل پیش اومده عذرخواهی مارو پذیرا باشید.
فردا به صرف عصرانه و شام در جشن یلدای سها میزبان نگاه مهربانتون هستیم. 🤍
متاسفانه به علت مشکلات غیرقابل پیش بینی، فردا در جشن یلدا برنامهی استندآپ کمدی اجرا نخواهد شد.
اما بنا بر رسم میهمان نوازی، شام مختصری برای تمام شرکت کنندگان تدارک دیده شده. ☺️
امیدواریم بابت این مشکل پیش اومده عذرخواهی مارو پذیرا باشید.
فردا به صرف عصرانه و شام در جشن یلدای سها میزبان نگاه مهربانتون هستیم. 🤍
❤25🤯3🥰2🕊1
از ساعت ۳ و نیم ثبت نام برای تکمیل ظرفیت باز خواهد شد.
توضیح ژتون برای ثبت نام کنندگان تا ساعت ۱۶ صورت میگیرد.
توضیح ژتون برای ثبت نام کنندگان تا ساعت ۱۶ صورت میگیرد.
❤9
Forwarded from روزنامه پورسینا
شماره هفتم.pdf
4.5 MB
شماره هفتم از روزنامه «پورسینا» منتشر شد.🌱
صدایی از دلِ دانشگاه برای خودِ دانشگاه.
ما اینجا کنار شماییم؛ میان خبر، روایت و اندیشه.
📍دانشگاه علوم پزشکی تهران
🗞 روزنامه پورسینا
🗓 شماره هفتم؛ دوم دی ماه ۱۴۰۴
صدایی از دلِ دانشگاه برای خودِ دانشگاه.
ما اینجا کنار شماییم؛ میان خبر، روایت و اندیشه.
📍دانشگاه علوم پزشکی تهران
🗞 روزنامه پورسینا
🗓 شماره هفتم؛ دوم دی ماه ۱۴۰۴
❤13
یلدا گذشت
اما شبِ بلندِ شعر
هنوز ادامه دارد…
یلدا فقط یک شب نیست،
بهانهایبود
برای ماندنِ کنار هم
و روشن نگه داشتنِ چراغ واژهها
به یادگار از جشن یلدا🍉
به همت کانون ادبی_هنری «سها»
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی
دانشگاه علوم پزشکی تهران✨
@javaneh_club🌱
@soha_javaneh
اما شبِ بلندِ شعر
هنوز ادامه دارد…
یلدا فقط یک شب نیست،
بهانهایبود
برای ماندنِ کنار هم
و روشن نگه داشتنِ چراغ واژهها
به یادگار از جشن یلدا🍉
به همت کانون ادبی_هنری «سها»
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی
دانشگاه علوم پزشکی تهران✨
@javaneh_club🌱
@soha_javaneh
❤14
امروز، بزرگداشت رودکی است؛ شاعری که از او بهعنوان پدر شعر فارسی یاد میشود.
او در دورهای میزیست که زبان فارسی در حال تثبیت بود و شعرش سهمی جدی در گسترش و ماندگاری آن داشت. روایت شده است که او اولین دیوان منظم فارسی را به رشتهی تحریر دراورده است.
سادگی زبان، موسیقی روشن و توجه به تجربههای انسانی و روزمره از ویژگیهای آثار رودکی به شمار میرود.
بازخوانی شعر او، یادآور این نکته است که ادبیات فارسی از آغاز، پیوندی نزدیک با زندگی داشته است.
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
@soha_javaneh💫
@javaneh_club🌱
او در دورهای میزیست که زبان فارسی در حال تثبیت بود و شعرش سهمی جدی در گسترش و ماندگاری آن داشت. روایت شده است که او اولین دیوان منظم فارسی را به رشتهی تحریر دراورده است.
سادگی زبان، موسیقی روشن و توجه به تجربههای انسانی و روزمره از ویژگیهای آثار رودکی به شمار میرود.
بازخوانی شعر او، یادآور این نکته است که ادبیات فارسی از آغاز، پیوندی نزدیک با زندگی داشته است.
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
@soha_javaneh💫
@javaneh_club🌱
❤13
کانون ادبی هنری سها
🌱 کانون ادبی هنری سها تقدیم میکند 🎞 سینما جوانه 🎞 💥 اکران فیلم سینمایی F1 ⭐️ IMDB: 7.7/10 🗓 دوشنبه ۱۰ آذر ١۴۰۴ 📍دانشکده پزشکی، تالار دانشجو ⏰ساعت ۱۵ 🏁 F1 (2025) برد پیت در نقش رانندهای بازنشسته به دنیای فرمول یک بازمیگردد تا تیمی شکستخورده را به اوج…
و بالاخره امروز ساعت ۳ فیلم F1 در تالار معتمدی اکران خواهد شد.
مشتاق حضور گرمتون هستیم🤍🌱
مشتاق حضور گرمتون هستیم🤍🌱
❤7
🌱 کانون ادبی هنری سها برگزار میکند
📚 جلسه اول حلقه ادبیات فانتزی
با خوانش کتاب سیلماریلیون
فصل «آینولینداله»
تو این حلقه قراره کتاب سیلماریلیون رو دور هم بخونیم و در سیر روایت عصر اول دنیای ارباب حلقهها سفر کنیم و به ریشه جهان سازی تالکین بپردازیم
⭕فرقی نمیکنه اولین باره که به سرزمین میانه قدم میذارید یا از کهنهکاران این دنیایید، همهی شما دعوتید تا در این جلسات شرکت کنید 🌱✌️
🕰سه شنبه، ۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۰
🚪 دانشکده پزشکی، سالن شهدا، ضلع غربی، تالار دکتر معتمدی
🌐 حضور به شرط ثبتنام، برای همه آزاد و رایگان است.
💬 برای گپ و گفت درباره ادبیات فانتزی و آشنا شدن با دیگر دوستدارانش، همچنین برای اطلاع از جلسههای بعدی حلقههای ادبیات فانتزی، میتونید داخل گروه ادبیات فانتزی عضو شین. برای عضویت توی گروه ادبیات فانتزی میتونین با @Erfan_Korpeh در ارتباط باشین.
@soha_javaneh
@javaneh_club 🌱
📚 جلسه اول حلقه ادبیات فانتزی
با خوانش کتاب سیلماریلیون
فصل «آینولینداله»
تو این حلقه قراره کتاب سیلماریلیون رو دور هم بخونیم و در سیر روایت عصر اول دنیای ارباب حلقهها سفر کنیم و به ریشه جهان سازی تالکین بپردازیم
⭕فرقی نمیکنه اولین باره که به سرزمین میانه قدم میذارید یا از کهنهکاران این دنیایید، همهی شما دعوتید تا در این جلسات شرکت کنید 🌱✌️
🕰سه شنبه، ۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۰
🚪 دانشکده پزشکی، سالن شهدا، ضلع غربی، تالار دکتر معتمدی
🌐 حضور به شرط ثبتنام، برای همه آزاد و رایگان است.
💬 برای گپ و گفت درباره ادبیات فانتزی و آشنا شدن با دیگر دوستدارانش، همچنین برای اطلاع از جلسههای بعدی حلقههای ادبیات فانتزی، میتونید داخل گروه ادبیات فانتزی عضو شین. برای عضویت توی گروه ادبیات فانتزی میتونین با @Erfan_Korpeh در ارتباط باشین.
@soha_javaneh
@javaneh_club 🌱
❤6👎1🔥1
Forwarded from انجمن اسلامى دانشكده پزشكى
«کرکرۀ دانشگاه پایین است. لطفاً مزاحم نشوید.»
هر وقت در خانه دعوا بالا میگرفت، پدربزرگم چراغها را خاموش میکرد و میگفت: «وقت خوابه. برید بخوابید. تا فردا همه با هم آشتی میکنید.» بعضی «فرداها» واقعاً همینطور میشد؛ یادمان میرفت چرا دیشب قهر بودیم و انگار نه انگار چیزی اتفاق افتاده، میرفتیم پیِ زندگیمان. اما بعضی «فرداهای دیگر» هیچچیز درست نمیشد. صبح، جلوی آینه، جای چنگ را روی صورتمان میدیدیم و دعوا از نو شروع میشد. درد بعضی زخمها را نمیشود خواباند. نمیشود خاموششان کرد. چون فقط درد نیستند؛ نشانهی حقیاند که ضایع شده و باید پس گرفته شود.
جای بعضی زخمها همواره درد میکند. زخم این روزهای ایران از همان زخمهاست و دانشجو، یکی از زخمخوردهترینها. خاموشکردن چراغ دانشگاه هیچ دعوایی را فیصله نمیدهد؛ فقط اعترافی مضحک است به ناتوانی در دیدن و شنیدن واقعیت اجتماعی. اعترافی به اینکه مسئله را نه حل کردهایم، نه حتی فهمیدهایم. صداها خاموش میشوند، اما از بین نمیروند. فرو خورده میشوند؛ گاهی به خشم بدل میشوند، گاهی به افسردگی، اما همواره پابرجا میمانند. صداهایی که هر از گاهی زبان باز میکنند و پاسخشان یکی است: سرکوب. تهدید. بازداشت.
دانشجو صرفاً یک معترض نیست؛ او حامل معناست. حضورش تهدیدکننده است، نه بهخاطر خشونت، که بهخاطر پرسشگری. پرسشی که نظم موجود را ناگزیر به توضیح میکند. و هر نظمی که مجبور به توضیح شود، ترک برداشته است. تعطیلی دانشگاه، تلاشی است برای گریز از این توضیح؛ تا «چرا»ها بیپاسخ بمانند و «چگونه»ها به حاشیه رانده شوند. اما تاریخ نشان داده که پرسشهای سرکوبشده، دیر یا زود، با بهایی سنگینتر بازمیگردند.
از این منظر، تعطیلی دانشگاه نه نشان اقتدار، که نشانهٔ ضعف است. قدرتی که توان شنیدن ندارد، به خاموشی متوسل میشود. قدرتی که نمیتواند گفتوگو کند، فضا را میبندد. اما دانشگاه، حتی در تعطیلی، کارکرد خود را حفظ میکند: تولید حافظهٔ جمعی. این روزها ثبت میشوند؛ در ذهن دانشجو، در بدن او، در تجربهٔ زیستهاش. و این حافظه، روزی به زبان خواهد آمد؛ زبانی که دیگر تنها دانشجویی نیست، بلکه سراسری و اجتماعی است.
تعطیلی شاید کلاس را متوقف کند، اما آموزش را هرگز. امروز، دانشجو بیش از هر زمان دیگری میآموزد: میآموزد از نسبتِ قدرت و ترس، قانون و اراده، سکوت و خشونت. این آموزش، رسمی نیست، اما عمیق است. دانشگاه را میتوان تعطیل اعلام کرد، اما نمیتوان اثرش را پاک کرد. زخمی که آگاه است، دیرتر التیام مییابد؛ و جامعهای که این زخم را نبیند، محکوم به تکرار آن است.
@anjomane_pezeshki
هر وقت در خانه دعوا بالا میگرفت، پدربزرگم چراغها را خاموش میکرد و میگفت: «وقت خوابه. برید بخوابید. تا فردا همه با هم آشتی میکنید.» بعضی «فرداها» واقعاً همینطور میشد؛ یادمان میرفت چرا دیشب قهر بودیم و انگار نه انگار چیزی اتفاق افتاده، میرفتیم پیِ زندگیمان. اما بعضی «فرداهای دیگر» هیچچیز درست نمیشد. صبح، جلوی آینه، جای چنگ را روی صورتمان میدیدیم و دعوا از نو شروع میشد. درد بعضی زخمها را نمیشود خواباند. نمیشود خاموششان کرد. چون فقط درد نیستند؛ نشانهی حقیاند که ضایع شده و باید پس گرفته شود.
جای بعضی زخمها همواره درد میکند. زخم این روزهای ایران از همان زخمهاست و دانشجو، یکی از زخمخوردهترینها. خاموشکردن چراغ دانشگاه هیچ دعوایی را فیصله نمیدهد؛ فقط اعترافی مضحک است به ناتوانی در دیدن و شنیدن واقعیت اجتماعی. اعترافی به اینکه مسئله را نه حل کردهایم، نه حتی فهمیدهایم. صداها خاموش میشوند، اما از بین نمیروند. فرو خورده میشوند؛ گاهی به خشم بدل میشوند، گاهی به افسردگی، اما همواره پابرجا میمانند. صداهایی که هر از گاهی زبان باز میکنند و پاسخشان یکی است: سرکوب. تهدید. بازداشت.
دانشجو صرفاً یک معترض نیست؛ او حامل معناست. حضورش تهدیدکننده است، نه بهخاطر خشونت، که بهخاطر پرسشگری. پرسشی که نظم موجود را ناگزیر به توضیح میکند. و هر نظمی که مجبور به توضیح شود، ترک برداشته است. تعطیلی دانشگاه، تلاشی است برای گریز از این توضیح؛ تا «چرا»ها بیپاسخ بمانند و «چگونه»ها به حاشیه رانده شوند. اما تاریخ نشان داده که پرسشهای سرکوبشده، دیر یا زود، با بهایی سنگینتر بازمیگردند.
از این منظر، تعطیلی دانشگاه نه نشان اقتدار، که نشانهٔ ضعف است. قدرتی که توان شنیدن ندارد، به خاموشی متوسل میشود. قدرتی که نمیتواند گفتوگو کند، فضا را میبندد. اما دانشگاه، حتی در تعطیلی، کارکرد خود را حفظ میکند: تولید حافظهٔ جمعی. این روزها ثبت میشوند؛ در ذهن دانشجو، در بدن او، در تجربهٔ زیستهاش. و این حافظه، روزی به زبان خواهد آمد؛ زبانی که دیگر تنها دانشجویی نیست، بلکه سراسری و اجتماعی است.
تعطیلی شاید کلاس را متوقف کند، اما آموزش را هرگز. امروز، دانشجو بیش از هر زمان دیگری میآموزد: میآموزد از نسبتِ قدرت و ترس، قانون و اراده، سکوت و خشونت. این آموزش، رسمی نیست، اما عمیق است. دانشگاه را میتوان تعطیل اعلام کرد، اما نمیتوان اثرش را پاک کرد. زخمی که آگاه است، دیرتر التیام مییابد؛ و جامعهای که این زخم را نبیند، محکوم به تکرار آن است.
@anjomane_pezeshki
👍25❤15👎4