Forwarded from پیشنهادهای فوری مهم
«قند پارسی از زبان شیرین سعید رحیمی»
#پیشنهاد #پادکست #شعر #ادبیات
👤 محمد:
✅ دانشجوهای شریف، احتمالا بیشترشان سعید رحیمی را به کلاسهای شیرین و لطیف ادبیاتش میشناسند؛ همان درسی که در ترمهای اول، ابتدا از روی اجبار برنامه درسی و چارت مصوب دانشگاه و دانشکده برمیدارند، اما هرقدر ترم جلوتر میرود و نظم و نثر تاریخ کهن و معاصر ادبیات فارسی را بیشتر به جان مینشانند، فیلشان یاد هندوستانش سر به فلک میگذارد و گاهی حتی فکر اوراق و دفاتر مهندسی و ریاضی شستن و پناه بردن به کنج دنج شعر و ادب به سرش میزند.
🔸 سعید رحیمی که در شریف، هم سر کلاسها و هم در محفلها و حلقهها و جمعهای شعردوست دانشجوها زیاد در تاریخ ادبیات فارسی رفتوآمد میکند و نظمها و نثرهای برجسته و مهم را با چاشنی حواشی و زمانه و ایده و فلسفه همجوارشان به حال میآورد و مخاطبش را از ذوق سیراب میکند، تصمیم گرفته در پادکست تازهتأسیسی به نام «سرواد» یک دوره تقریبا کامل تاریخ ادبیات فارسی را ارائه دهد و از صفر تا صد این تاریخ را یکبار برای مخاطب علاقهمند مرور کند.
🔸 رحیمی قصد دارد در «سرواد» سراغ شاعران و نویسندگان و متون مهم تاریخ ادبیات فارسی برود و تصویری کلی از تاریخ ادبیات فارسی و جایگاه این شاعران و نویسندگان و متون در ساختار کلی آن را بیان کند و از زندگی و اندیشه و آرا و دوران شاعران و نویسندگان هم بگوید. برای شروع هم رودکی را به عنوان استاد شاعران و پدر شعر فارسی و اولین شاعر بزرگ بعد از اسلام انتخاب کرده و از آغاز شعر فارسی در قرن سوم حرف به میان آورده است.
🎧 سرواد را در Castbox و اسپاتیفای میتوانید بشنوید، اما اگر خود سعید رحیمی دوستداشتنی را هم میخواهید ببینید، میتوانید به یوتیوبش سر بزنید.
@Pishnahadable
#پیشنهاد #پادکست #شعر #ادبیات
👤 محمد:
✅ دانشجوهای شریف، احتمالا بیشترشان سعید رحیمی را به کلاسهای شیرین و لطیف ادبیاتش میشناسند؛ همان درسی که در ترمهای اول، ابتدا از روی اجبار برنامه درسی و چارت مصوب دانشگاه و دانشکده برمیدارند، اما هرقدر ترم جلوتر میرود و نظم و نثر تاریخ کهن و معاصر ادبیات فارسی را بیشتر به جان مینشانند، فیلشان یاد هندوستانش سر به فلک میگذارد و گاهی حتی فکر اوراق و دفاتر مهندسی و ریاضی شستن و پناه بردن به کنج دنج شعر و ادب به سرش میزند.
🔸 سعید رحیمی که در شریف، هم سر کلاسها و هم در محفلها و حلقهها و جمعهای شعردوست دانشجوها زیاد در تاریخ ادبیات فارسی رفتوآمد میکند و نظمها و نثرهای برجسته و مهم را با چاشنی حواشی و زمانه و ایده و فلسفه همجوارشان به حال میآورد و مخاطبش را از ذوق سیراب میکند، تصمیم گرفته در پادکست تازهتأسیسی به نام «سرواد» یک دوره تقریبا کامل تاریخ ادبیات فارسی را ارائه دهد و از صفر تا صد این تاریخ را یکبار برای مخاطب علاقهمند مرور کند.
🔸 رحیمی قصد دارد در «سرواد» سراغ شاعران و نویسندگان و متون مهم تاریخ ادبیات فارسی برود و تصویری کلی از تاریخ ادبیات فارسی و جایگاه این شاعران و نویسندگان و متون در ساختار کلی آن را بیان کند و از زندگی و اندیشه و آرا و دوران شاعران و نویسندگان هم بگوید. برای شروع هم رودکی را به عنوان استاد شاعران و پدر شعر فارسی و اولین شاعر بزرگ بعد از اسلام انتخاب کرده و از آغاز شعر فارسی در قرن سوم حرف به میان آورده است.
🎧 سرواد را در Castbox و اسپاتیفای میتوانید بشنوید، اما اگر خود سعید رحیمی دوستداشتنی را هم میخواهید ببینید، میتوانید به یوتیوبش سر بزنید.
@Pishnahadable
❤86👍8👎6👏5
Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
🔴مساله افول علم در ایران، موسسه حامی و دعوتی به مشارکت
با وجود اختلاف نظرها، یک واقعیت مسلم تاریخی وجود دارد که مسلمانان با محوریت ایران یک دورهای (قرن های 8 تا 13م) طلایهدار علم در دنیا بودهاند. یک واقعیت مسلم تاریخی دیگر که همین الان هم ما آن را احساس میکنیم این است که کشورهای مسلمان از جمله ایران، دچار عقب ماندگی و افول در علم شدهاند.
آثار زیادی نوشته شده که این منحنی نزولی را توضیح دهد. برخی از آنها بیشتر بر دلایل خارجی (مانند استعمار) تکیه میکنند؛ برخی بیشتر بر دلایل داخلی تاکید دارند (مثلا استبداد پادشاهان و ارتجاع علمای دینی، ازجمله کتاب "ما چگونه ما شدیم؟" نوشته صادق زیباکلام)، برخی هم به پیچیدگی و چند عاملی بودن این موضوع اشاره میکنند (مثل کتاب "ما چگونه ما نشدیم؟" نوشته امیرمحمد گمینی که قبلا در اینجا گفتگویی هم با ایشان داشتهایم.)
بعد از انقلاب علمی و بزرگ شدن ساختار علم، جامعهشناسانِ علم بر وابستگی علم به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی تأکید کردند. این بحث منجر به افزودن علت مهم دیگری به نظریات افول علم شد: کاهش حمایتهای مالی و موقوفات (endowments) از علم و نهادهای علمی در کشورهای اسلامی.
به عنوان مثال، اریک چنی (Eric Chaney)، استاد تاریخ اقتصادی آکسفورد، در مقالهای با عنوان "دین و صعود و افول علم اسلامی"، مینویسد:
🔹هنوز هم این چالش وجود دارد. در حالی که بخش قابل توجهی از منابعی که برای تاسیس و اداره دانشگاههای بزرگ جهان مانند هاروارد (37 درصد کل بودجه دانشگاه)، استنفورد (21 درصد کل بودجه) و آکسفورد (4 میلیارد پوند) از منابع خیریه و وقفهای علمی تأمین میشود، در ایران سهم بسیار کمی از بودجههای علمی از این منابع تأمین میگردد.
🔸🔸این یادداشت یک دعوت همگانی از اصحاب علم و فرهنگ و همچنین شرکتها و افراد عادی، برای پرداختن بیشتر به مساله وقف علمی به معنای عام آن است. اما هدف خاصتر آن، دعوتی است به مشارکت در حمایتهایی که موسسه حامی علوم انسانی از محققان و مستعدان کشور در حوزههای علوم انسانی و اجتماعی آغاز کرده است.
توسعه علوم انسانی در ایران علاوه بر عوامل پیشگفته، به دلایل متعدد دیگری همچون کمبود منابع دولتی، اهمیت اجتناب از سوگیریهای علمی، عقبماندگی نسبت به علوم فنی و مهندسی، و اهمیت حیاتی علوم اجتماعی در توسعه ایران امروز، نیازمند مشارکتهای مردمی و بخش خصوصی است.
🏢🔻موسسه حامی علوم انسانی یک سازمان مردمنهاد ثبت شده در ایران است که از سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را آغاز کرده است. (اسناد ثبتی، گزارشها و سایر اطلاعات از اینجا قابل دسترس است)
این موسسه تاکنون ۹۰ دانشجو و پژوهشگر مستعد علوم انسانی را از طریق بورسیههای تحصیلی خارج از کشور، فرصتهای مطالعاتی و حضور در کنفرانسهای بینالمللی با شرط بازگشت و خدمت به کشور، حمایت کرده است. بخشی از این دانشجویان در بهترین دانشگاههای جهان مشغول تحصیل و پژوهش هستند و برخی دیگر به چهرههای علمی و مدیریتی موثر در کشور تبدیل شدهاند که به عنوان اعضای هیئت علمی یا مدیران شرکتهای موفق داخلی فعالیت میکنند.
🔹استمرار و گسترش برنامههای حمایتی موسسه حامی کاملاً به عزم افرادی بستگی دارد که اهمیت علوم انسانی و سرمایهگذاری در این حوزه را درک میکنند.
(حامی امکانات متنوعی برای حمایت از افراد و پروژهها فراهم کرده و از همه دعوت میکند تا در این مسیر همراه شوند. درگاه پرداخت موسسه در دسترس است و امکان واریز مستقیم کمکهای مالی به حساب برگزیدگان نیز وجود دارد. همچنین، شرایط پرداخت ارزی نیز مهیا است. (در این صورت لطفاً با ایمیل حامی در ارتباط باشید: [email protected]))
🔹در پایان، به بخشی از یادداشتی با عنوان"هفت دلیل اهمیت اهداء " (Seven Reasons Why Giving Matters) از صفحه جمعآوری کمکهای مالی استنفورد اشاره میکنم:
@haameeorg
با وجود اختلاف نظرها، یک واقعیت مسلم تاریخی وجود دارد که مسلمانان با محوریت ایران یک دورهای (قرن های 8 تا 13م) طلایهدار علم در دنیا بودهاند. یک واقعیت مسلم تاریخی دیگر که همین الان هم ما آن را احساس میکنیم این است که کشورهای مسلمان از جمله ایران، دچار عقب ماندگی و افول در علم شدهاند.
آثار زیادی نوشته شده که این منحنی نزولی را توضیح دهد. برخی از آنها بیشتر بر دلایل خارجی (مانند استعمار) تکیه میکنند؛ برخی بیشتر بر دلایل داخلی تاکید دارند (مثلا استبداد پادشاهان و ارتجاع علمای دینی، ازجمله کتاب "ما چگونه ما شدیم؟" نوشته صادق زیباکلام)، برخی هم به پیچیدگی و چند عاملی بودن این موضوع اشاره میکنند (مثل کتاب "ما چگونه ما نشدیم؟" نوشته امیرمحمد گمینی که قبلا در اینجا گفتگویی هم با ایشان داشتهایم.)
بعد از انقلاب علمی و بزرگ شدن ساختار علم، جامعهشناسانِ علم بر وابستگی علم به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی تأکید کردند. این بحث منجر به افزودن علت مهم دیگری به نظریات افول علم شد: کاهش حمایتهای مالی و موقوفات (endowments) از علم و نهادهای علمی در کشورهای اسلامی.
به عنوان مثال، اریک چنی (Eric Chaney)، استاد تاریخ اقتصادی آکسفورد، در مقالهای با عنوان "دین و صعود و افول علم اسلامی"، مینویسد:
دو دوره اصلی برای حمایت مالی از علم وجود داشته است. دوره اول از قرن 8 تا 12(دوره صعود) و دوره دوم از 12 تا 19م (دوره افول). در دوره اول، حکمرانان و ثروتمندان از تولیدات علمی حمایت مالی کرده و مؤسساتی مانند کتابخانهها را برای پرداختن به موضوعات علمی تأسیس کردند. آنها دانشمندان را، هم به منظور افزایش پرستیژ خود؛ و هم به خاطر مزایای عملیِ علوم پزشکی، نجوم، ستارهشناسی و ریاضیات حمایت میکردند. در دوره دوم، کمک مالی محدود به مؤسسات مذهبی شد. محققانی که میخواستند از این حمایتها بهرهمند شوند، باید در علوم دینی تخصص میداشتند. لذا در این دوره، مؤسساتی که به طور خاص به علم میپرداختند، از بین رفتند.
🔹هنوز هم این چالش وجود دارد. در حالی که بخش قابل توجهی از منابعی که برای تاسیس و اداره دانشگاههای بزرگ جهان مانند هاروارد (37 درصد کل بودجه دانشگاه)، استنفورد (21 درصد کل بودجه) و آکسفورد (4 میلیارد پوند) از منابع خیریه و وقفهای علمی تأمین میشود، در ایران سهم بسیار کمی از بودجههای علمی از این منابع تأمین میگردد.
🔸🔸این یادداشت یک دعوت همگانی از اصحاب علم و فرهنگ و همچنین شرکتها و افراد عادی، برای پرداختن بیشتر به مساله وقف علمی به معنای عام آن است. اما هدف خاصتر آن، دعوتی است به مشارکت در حمایتهایی که موسسه حامی علوم انسانی از محققان و مستعدان کشور در حوزههای علوم انسانی و اجتماعی آغاز کرده است.
توسعه علوم انسانی در ایران علاوه بر عوامل پیشگفته، به دلایل متعدد دیگری همچون کمبود منابع دولتی، اهمیت اجتناب از سوگیریهای علمی، عقبماندگی نسبت به علوم فنی و مهندسی، و اهمیت حیاتی علوم اجتماعی در توسعه ایران امروز، نیازمند مشارکتهای مردمی و بخش خصوصی است.
🏢🔻موسسه حامی علوم انسانی یک سازمان مردمنهاد ثبت شده در ایران است که از سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را آغاز کرده است. (اسناد ثبتی، گزارشها و سایر اطلاعات از اینجا قابل دسترس است)
این موسسه تاکنون ۹۰ دانشجو و پژوهشگر مستعد علوم انسانی را از طریق بورسیههای تحصیلی خارج از کشور، فرصتهای مطالعاتی و حضور در کنفرانسهای بینالمللی با شرط بازگشت و خدمت به کشور، حمایت کرده است. بخشی از این دانشجویان در بهترین دانشگاههای جهان مشغول تحصیل و پژوهش هستند و برخی دیگر به چهرههای علمی و مدیریتی موثر در کشور تبدیل شدهاند که به عنوان اعضای هیئت علمی یا مدیران شرکتهای موفق داخلی فعالیت میکنند.
🔹استمرار و گسترش برنامههای حمایتی موسسه حامی کاملاً به عزم افرادی بستگی دارد که اهمیت علوم انسانی و سرمایهگذاری در این حوزه را درک میکنند.
(حامی امکانات متنوعی برای حمایت از افراد و پروژهها فراهم کرده و از همه دعوت میکند تا در این مسیر همراه شوند. درگاه پرداخت موسسه در دسترس است و امکان واریز مستقیم کمکهای مالی به حساب برگزیدگان نیز وجود دارد. همچنین، شرایط پرداخت ارزی نیز مهیا است. (در این صورت لطفاً با ایمیل حامی در ارتباط باشید: [email protected]))
🔹در پایان، به بخشی از یادداشتی با عنوان"هفت دلیل اهمیت اهداء " (Seven Reasons Why Giving Matters) از صفحه جمعآوری کمکهای مالی استنفورد اشاره میکنم:
هر هدیه تأثیر دارد: بیشتر کمکها به دانشگاه استنفورد کمتر از ۱۰۰۰ دلار هستند. اما زمانی که با هم جمع میشوند، میلیونها دلار برای کمکهای مالی، برنامههای آموزشی، پژوهشها و سایر برنامهها تأمین میکنند.
@haameeorg
👍40👎14❤1
«به وقت بهار، به تماشای بداغ»
#شریفگرافی #ارسالی
📝 #امین_رضایی
📸 اگر پس از بازگشایی دانشگاه در بهار، قدم به پردیس دانشگاه گذاشته و از کنار دانشکده مهندسی شیمی و نفت گذر کرده باشید، نوازش جواهری سبز و سپید را روی چشمهایتان احساس کردهاید؛ درختچهای پرشکوه با خوشههای گل سفید و پرفروغ که گویی برف بهاری شاخههایش را آراسته است. این درخت زیبا «بداغ» یا Viburnum opulus نام دارد و گویهای گلهای ریز و درخشانش مانند گردنبندی از مروارید میدرخشد.
🔹 راز بداغ اما در فرصت گذران حظ بردن از آن است. گلهای سفید آن تنها چند هفته در اوایل بهار میپایند و سپس به سرعت ایام جوانی رخت برمیبندند. گل دادن و گل رفتنش گویا استعارهایست از ناپایداری زندگی؛ شکوفههای کوتاهعمر اما فراموشنشدنی زندگی که اگر به موقع به تماشایشان ننشینیم و برای دیدنشان درنگ نکنیم، فرصت از کف میرود.
🔹 اگر گذرتان این روزها به دانشگاه میخورد، فرصت تماشای بداغ را دریابید، زیر سایهسارش اندکی درنگ کنید و اجازه دهید عطر گلهایش روحتان را تازه کند که زیباییهای زندگی، هرقدر هم کوتاه و گریزپا باشند، همانها هستند که زندگی را در خاطرات و یادهایش جاودانه میکنند.
پینوشت: این عکسها و متن را یکی برایمان فرستاد و حیفمان با شما به اشتراکش نگذاریم. شما هم هر زمان سوژهای، یادداشتی، تحلیلی، آمار و ارقامی، نکته نغزی چیزی به چشمتان خورد یا به سرتان زد، خواستید برایمان بفرستید که گهگداری چیزی اینجا منتشر شود. خودمان هم شاید سعیهایمان را روی هم گذاشتیم و چیزکهای بیشتری اینجا به یادگار گذاشتیم.
🔵 @SharifToday
#شریفگرافی #ارسالی
📝 #امین_رضایی
🔹 راز بداغ اما در فرصت گذران حظ بردن از آن است. گلهای سفید آن تنها چند هفته در اوایل بهار میپایند و سپس به سرعت ایام جوانی رخت برمیبندند. گل دادن و گل رفتنش گویا استعارهایست از ناپایداری زندگی؛ شکوفههای کوتاهعمر اما فراموشنشدنی زندگی که اگر به موقع به تماشایشان ننشینیم و برای دیدنشان درنگ نکنیم، فرصت از کف میرود.
🔹 اگر گذرتان این روزها به دانشگاه میخورد، فرصت تماشای بداغ را دریابید، زیر سایهسارش اندکی درنگ کنید و اجازه دهید عطر گلهایش روحتان را تازه کند که زیباییهای زندگی، هرقدر هم کوتاه و گریزپا باشند، همانها هستند که زندگی را در خاطرات و یادهایش جاودانه میکنند.
پینوشت: این عکسها و متن را یکی برایمان فرستاد و حیفمان با شما به اشتراکش نگذاریم. شما هم هر زمان سوژهای، یادداشتی، تحلیلی، آمار و ارقامی، نکته نغزی چیزی به چشمتان خورد یا به سرتان زد، خواستید برایمان بفرستید که گهگداری چیزی اینجا منتشر شود. خودمان هم شاید سعیهایمان را روی هم گذاشتیم و چیزکهای بیشتری اینجا به یادگار گذاشتیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤94👍12👎5🤩4🔥2🤬1🕊1
«آموزش برنامهنویسی بدون لپتاپ در وقت اضافه»
📝 یادداشت زیر را #علیرضا_کدیور که از پاییز ۹۸ به عنوان استاد مدعو دانشکده مهندسی کامپیوتر، درس مبانی برنامهسازی کامپیوتری با زبان پایتون را ارائه میدهد، نوشته و در آن به برخی مشکلات آموزش این درس اشاره کرده؛ از تعلل سازمان سنجش در اعلام نتایج و در نتیجه شروع با تأخیر و فشرده شدن ترم اول ورودیها تا دسترسی نداشتن ورودیهای جدید به لپتاپ و کامپیوتر شخصی و تجهیز و در دسترس نبودن سایتهای کامپیوتر دانشکدهها و البته بیگانگی نسل جدیدتر ورودیهای دانشگاه با کامپیوتر بهخاطر مأنوس بودنشان با تلفنهای همراه هوشمند.
📸 سایت کامپیوتر دانشکده علوم ریاضی (برگرفته از وبسایت دانشکده علوم ریاضی)
🔵 @SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21👎2
Sharif Today
«آموزش برنامهنویسی بدون لپتاپ در وقت اضافه» 📝 یادداشت زیر را #علیرضا_کدیور که از پاییز ۹۸ به عنوان استاد مدعو دانشکده مهندسی کامپیوتر، درس مبانی برنامهسازی کامپیوتری با زبان پایتون را ارائه میدهد، نوشته و در آن به برخی مشکلات آموزش این درس اشاره کرده؛…
«آموزش برنامهنویسی بدون لپتاپ در وقت اضافه»
📝 #علیرضا_کدیور
✴️ آموزش برنامهنویسی معمولا بهخاطر تنوع تجربیات قبلی افراد پیچیدگیهای زیادی دارد. اگر آموزش برای دانشجوهای ترم اول باشد، این پیچیدگی بیشتر هم میشود. تغییر محیط از مدرسه به دانشگاه، تغییر محل سکونت (برای دانشجوهای شهرهای دیگر) و مواجهه با پدیدهها و روندهای جدید همگی عواملی هستند که دانشجو را در ابتدای ورود به دانشگاه آسیبپذیر میکنند و فرایند آموزش و یادگیری را با تحت تأثیر قرار میدهند.
🔹 در کنار اینها، در یکی دو سال اخیر، تعلل سازمان سنجش در اعلام نتایج کنکور و در نتیجه شروع همراه با یک ماه تأخیر ترم پاییز برای دانشجوهای ورودی جدید، فرصت یادگیری را در ترم اول برای آنها محدود کرده و چالشهای آموزش برنامهنویسی را بیشتر. دانشجویی که تازه پایش به محیط متفاوت دانشگاه باز شده، در کنار همه فشارهای دیگر، باید جور تعلل سازمان سنجش را هم به دوش بکشد و واحدهایی را که دانشگاه در برنامهاش چیده، در ترمی بسیار فشرده و پراسترس به سرانجام برساند. اما مبانی برنامهسازی کامپیوتری پیشنیاز بسیاری از درسهای دیگر است و تقاضای زیادی در بازار کار هم برای آن وجود دارد، به طوری که در بسیاری از موقعیتهای شغلی داشتن مهارت در آن یا از الزامات است و یا از امتیازهای بسیار مهم. در نتیجه نمیتوان با کم کردن سرفصلها سر و ته درس را هم آورد. در نتیجه تأخیر در اعلام نتایج کنکور و فشردگی برنامه ترم پاییز ورودیهای جدید، باعث میشود این دانشجوها تحت فشار مضاعف قرار بگیرند.
🔹 همچنین دسترسی به یک کامپیوتر مناسب لازمه گذراندن این درس است، چرا که بدون آن و تمرین عملی برنامهنویسی، گذراندن این درس آورده خاصی برای دانشجوها نخواهد داشت. اما دسترسی به کامپیوتر هم در چند سال اخیر با چالشهایی مواجه بوده؛ برخی از دانشجوها لپتاپ یا کامپیوتر شخصی ندارند، برخی دارند، اما از آنجا که تمامی نیازهای دیجیتالشان را از ابتدا با گوشی هوشمند رفع کردهاند، میانهای با آن ندارند و به نحو مطلوب از آن نمیتوانند بهره بگیرند، برخیشان به تازگی صاحب لپتاپ شدهاند، اما هنوز به دستشان نرسیده و برخی نیز مدام درباره RAM و CPU و ... میپرسند تا یک خوبش را تهیه کنند.
🔹 اولین باری که متوجه شدم عدهای از دانشجوها لپتاپ ندارند. آدرس سایت دانشکده را آنچنانکه از دوره دانشجویی خودم یادم بود، به آنها دادم و با اعتماد به نفس و غرور بهشان گفتم آنجا کامپیوترهایی برای دانشجوهای کارشناسی هست، میتوانید تمرینهایتان را آنجا حل کنید. اما جلسه بعد دیدم دانشجوها برنامههایی پیدا کردهاند که کد پایتون را روی گوشی هوشمندشان اجرا میکند و میخواهند از لپتاپ و کامپیوتر شخصی اعلام استقلال کنند. پرسیدم اتاق کامپیوتر دانشکده را پیدا نکردید؟ گفتند خیلی گشتیم، اما چنین چیزی پیدا نکردیم. گفتم حتما خوب نگشتید. بعد از کلاس سری به دانشکده زدم و دیدم حق با دانشجوهاست. سایت دانشکده سابق تغییر کاربری داده و دیگر اثری از اتاق کامپیوتر برای دانشجوهای کارشناسی نیست.
🔹 پرسوجو کردم، گفتند اغلب دانشجوها با لپتاپ شخصی کار میکنند و به همین خاطر سایت بلااستفاده شده بود. از طرف دیگر، نوسازی کامپیوترهای سایت نیز پرهزینه بوده و منابع کافی برای آن وجود نداشته است. از چند دانشکده دیگر هم پرسوجو کردم. برخیشان نداشتند، یا حداقل برای استفاده عموم دانشجوها در هر زمانی که نیاز داشته باشند، در دسترس نبود و استفادهاش محدود میشد به برخی کلاسها و کارگاهها و رویدادهای دانشکده. تعداد زیادی از دانشکدهها هم که دارند، احتمالا خیلی مورد مراجعه دانشجوهای کارشناسی و به ویژه دانشجوهای ورودی جدید قرار نمیگیرند؛ هم از یک طرف دانشجوهای جدید امور روزمرهشان را به شکلی راحتتر و بهینهتر با تلفنهای هوشمندشان رتق و فتق میکنند و هم از طرف دیگر یا نمیدانند چنین امکانی در دانشکدهشان تعبیه شده و یا حوصلهشان سروکله زدن با تجهیزات نسبتا قدیمی سایتهای دانشکدهای را تاب نمیآورد.
🔹 این مشاهده اگرچه محدود به یک درس از یک دانشکده بوده، اما به نظر میرسد:
▫️اولا نشانهای از بیگانه شدن دانشجوهای جوانتر دانشگاه با کامپیوترهای شخصیست که در ادامه تحصیل میتواند آنها را با چالش مواجه کند، چرا که تلفنهای هوشمند بعید است همه نیازهای دانشگاهی و کاری آنها را حلوفصل نماید،
▫️و ثانیا افزایش قیمت کامپیوترهای شخصی و موارد نسبتا زیاد ناامنی و سرقت در اطراف دانشگاه (و حتی دلخراشتر از آن که در مواردی مثل ماجرای قتل امیرحسین خالقی میتواند جان دانشجوها را تهدید کند)، تجهیز سایتهای کامپیوتر دانشکدهها را برای دانشجوهای کارشناسی و تسهیل استفاده از آن را بهویژه برای دانشجوهای ترمهای اول دانشگاه به یک ضرورت تبدیل کرده است.
🔵 @SharifToday
📝 #علیرضا_کدیور
✴️ آموزش برنامهنویسی معمولا بهخاطر تنوع تجربیات قبلی افراد پیچیدگیهای زیادی دارد. اگر آموزش برای دانشجوهای ترم اول باشد، این پیچیدگی بیشتر هم میشود. تغییر محیط از مدرسه به دانشگاه، تغییر محل سکونت (برای دانشجوهای شهرهای دیگر) و مواجهه با پدیدهها و روندهای جدید همگی عواملی هستند که دانشجو را در ابتدای ورود به دانشگاه آسیبپذیر میکنند و فرایند آموزش و یادگیری را با تحت تأثیر قرار میدهند.
🔹 در کنار اینها، در یکی دو سال اخیر، تعلل سازمان سنجش در اعلام نتایج کنکور و در نتیجه شروع همراه با یک ماه تأخیر ترم پاییز برای دانشجوهای ورودی جدید، فرصت یادگیری را در ترم اول برای آنها محدود کرده و چالشهای آموزش برنامهنویسی را بیشتر. دانشجویی که تازه پایش به محیط متفاوت دانشگاه باز شده، در کنار همه فشارهای دیگر، باید جور تعلل سازمان سنجش را هم به دوش بکشد و واحدهایی را که دانشگاه در برنامهاش چیده، در ترمی بسیار فشرده و پراسترس به سرانجام برساند. اما مبانی برنامهسازی کامپیوتری پیشنیاز بسیاری از درسهای دیگر است و تقاضای زیادی در بازار کار هم برای آن وجود دارد، به طوری که در بسیاری از موقعیتهای شغلی داشتن مهارت در آن یا از الزامات است و یا از امتیازهای بسیار مهم. در نتیجه نمیتوان با کم کردن سرفصلها سر و ته درس را هم آورد. در نتیجه تأخیر در اعلام نتایج کنکور و فشردگی برنامه ترم پاییز ورودیهای جدید، باعث میشود این دانشجوها تحت فشار مضاعف قرار بگیرند.
🔹 همچنین دسترسی به یک کامپیوتر مناسب لازمه گذراندن این درس است، چرا که بدون آن و تمرین عملی برنامهنویسی، گذراندن این درس آورده خاصی برای دانشجوها نخواهد داشت. اما دسترسی به کامپیوتر هم در چند سال اخیر با چالشهایی مواجه بوده؛ برخی از دانشجوها لپتاپ یا کامپیوتر شخصی ندارند، برخی دارند، اما از آنجا که تمامی نیازهای دیجیتالشان را از ابتدا با گوشی هوشمند رفع کردهاند، میانهای با آن ندارند و به نحو مطلوب از آن نمیتوانند بهره بگیرند، برخیشان به تازگی صاحب لپتاپ شدهاند، اما هنوز به دستشان نرسیده و برخی نیز مدام درباره RAM و CPU و ... میپرسند تا یک خوبش را تهیه کنند.
🔹 اولین باری که متوجه شدم عدهای از دانشجوها لپتاپ ندارند. آدرس سایت دانشکده را آنچنانکه از دوره دانشجویی خودم یادم بود، به آنها دادم و با اعتماد به نفس و غرور بهشان گفتم آنجا کامپیوترهایی برای دانشجوهای کارشناسی هست، میتوانید تمرینهایتان را آنجا حل کنید. اما جلسه بعد دیدم دانشجوها برنامههایی پیدا کردهاند که کد پایتون را روی گوشی هوشمندشان اجرا میکند و میخواهند از لپتاپ و کامپیوتر شخصی اعلام استقلال کنند. پرسیدم اتاق کامپیوتر دانشکده را پیدا نکردید؟ گفتند خیلی گشتیم، اما چنین چیزی پیدا نکردیم. گفتم حتما خوب نگشتید. بعد از کلاس سری به دانشکده زدم و دیدم حق با دانشجوهاست. سایت دانشکده سابق تغییر کاربری داده و دیگر اثری از اتاق کامپیوتر برای دانشجوهای کارشناسی نیست.
🔹 پرسوجو کردم، گفتند اغلب دانشجوها با لپتاپ شخصی کار میکنند و به همین خاطر سایت بلااستفاده شده بود. از طرف دیگر، نوسازی کامپیوترهای سایت نیز پرهزینه بوده و منابع کافی برای آن وجود نداشته است. از چند دانشکده دیگر هم پرسوجو کردم. برخیشان نداشتند، یا حداقل برای استفاده عموم دانشجوها در هر زمانی که نیاز داشته باشند، در دسترس نبود و استفادهاش محدود میشد به برخی کلاسها و کارگاهها و رویدادهای دانشکده. تعداد زیادی از دانشکدهها هم که دارند، احتمالا خیلی مورد مراجعه دانشجوهای کارشناسی و به ویژه دانشجوهای ورودی جدید قرار نمیگیرند؛ هم از یک طرف دانشجوهای جدید امور روزمرهشان را به شکلی راحتتر و بهینهتر با تلفنهای هوشمندشان رتق و فتق میکنند و هم از طرف دیگر یا نمیدانند چنین امکانی در دانشکدهشان تعبیه شده و یا حوصلهشان سروکله زدن با تجهیزات نسبتا قدیمی سایتهای دانشکدهای را تاب نمیآورد.
🔹 این مشاهده اگرچه محدود به یک درس از یک دانشکده بوده، اما به نظر میرسد:
▫️اولا نشانهای از بیگانه شدن دانشجوهای جوانتر دانشگاه با کامپیوترهای شخصیست که در ادامه تحصیل میتواند آنها را با چالش مواجه کند، چرا که تلفنهای هوشمند بعید است همه نیازهای دانشگاهی و کاری آنها را حلوفصل نماید،
▫️و ثانیا افزایش قیمت کامپیوترهای شخصی و موارد نسبتا زیاد ناامنی و سرقت در اطراف دانشگاه (و حتی دلخراشتر از آن که در مواردی مثل ماجرای قتل امیرحسین خالقی میتواند جان دانشجوها را تهدید کند)، تجهیز سایتهای کامپیوتر دانشکدهها را برای دانشجوهای کارشناسی و تسهیل استفاده از آن را بهویژه برای دانشجوهای ترمهای اول دانشگاه به یک ضرورت تبدیل کرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
Sharif Today
«آموزش برنامهنویسی بدون لپتاپ در وقت اضافه»
📝 یادداشت زیر را #علیرضا_کدیور که از پاییز ۹۸ به عنوان استاد مدعو دانشکده مهندسی کامپیوتر، درس مبانی برنامهسازی کامپیوتری با زبان پایتون را ارائه میدهد، نوشته و در آن به برخی مشکلات آموزش این درس اشاره کرده؛…
📝 یادداشت زیر را #علیرضا_کدیور که از پاییز ۹۸ به عنوان استاد مدعو دانشکده مهندسی کامپیوتر، درس مبانی برنامهسازی کامپیوتری با زبان پایتون را ارائه میدهد، نوشته و در آن به برخی مشکلات آموزش این درس اشاره کرده؛…
💔50👍17👎2❤1
«ماشین حساب یا ماشین فهم؟»
▫️چند مشاهده از بازتنظیم آموزش و ارزیابی، در عصر LLMها
✴️ دو سال پیش که هوش مصنوعی درس میدادیم، خیلی راحت از روی کد دانشجوها میشد تشخیص داد کدام دانشجو از روی دست کدام دیگری تقلب کرده و کد اصیل و اورجینال (آن زمان احتمالا کد اصیل خوشتعریفتر بود) تحویل نداده. بعدش هم در همان تمرین اول درس آنچنان متقلبین را نقرهداغ میکردیم که همه دوزاریشان بیفتد و حساب کار دستشان بیاید و کمتر خیال تقلب به سرشان بزند. امسال اما آن شیوه کشف تقلب جواب نمیدهد، چرا؟ چون شیوه تقلب از اساس عوض شده، چون GPTها و Geminiها و Claudeها در دسترساند و روز به روز هم بهتر و دقیقتر و کماشتباهتر و قابل اعتمادتر میشوند. دانشجوها در لابی دانشکده جوری با تمرینها برخورد میکنند که انگار واقعا Vibe Coding پذیرفته و جهانشمول شده و کار مهندسهای نرمافزار صرفا تغذیه LLMها با Promptهای خوب و دقیق است تا هوش مصنوعی با سرعت و کیفیتی بهتر، نرمافزارهای مورد نیاز ما را توسعه بدهد. در کوئرا هم اوضاع نسبت به سالهای قبل غریب و متفاوتتر است. خبری از پرسشهای بیپایان دانشجوها زیر پست کوئرای تمرین نیست. انگار دانشجوها هیچ ابهام و سوالی درباره تمرین ندارند، یا دقیقترش استاد و دستیار آموزشی را محرم این ابهام و پرسششان نمیدانند. درخواستها برای تمدید مهلت تمرینها هم کمتر شده و همه خوش و خرم پاسخها را سر موقع ارسال میکنند.
🔹 اما آیا واقعا استفاده گسترده دانشجوها از ابزارهای هوش مصنوعی را باید تقلب به حساب آورد؟ آن هم ابزارهایی که تا حد خوبی رایگاناند و در دسترس همه و تبعیض خاصی فعلا در استفاده از آنها به چشم نمیخورد. هدف واقعی استاد و دستیار آموزشی مهندسی کامپیوتر که سنجش مهارت کد نوشتن دانشجوها نیست، همانطور که استاد فیزیک نمیخواهد بفهمد کدام دانشجو یک محاسبه ده بیست صفحهای در نظریه میدانهای کوانتومی را سریعتر و دقیقتر از بقیه به ته میرساند، یا استاد مهندسی برایش خیلی مهم نیست که دانشجویش میتواند یک مسئله پرمحاسبه و چغر المان محدود یا یک معادله دیفرانسیل پارهای را بهطور کامل خودش روی کاغذ حل کند و به نتیجه دقیق نهایی برسد یا نه، آن هم وقتی کل ابزار و نرمافزار برای این کار توسعه داده شده است (اگر استاد یا دستیار آموزشیای، خواسته یا ناخواسته این هدف را پس ذهنش دارد هم که همچون احمد نجفی یک نیمهشبی بروید و گل بگیرید در آن کلاس و دانشکده را). هدف غایی کلاس و درس قرار بوده ارتقای فهم و درک دانشجوها از مسائل و مطالب باشد و ارزیابی هم ابزاری برای سنجش این درک و فهم.
🔹 اما از تقلب با کمک LLMها که بگذریم، سوال بزرگتر این است که اگر ماشین توانسته پرده را کنار بزند و مفهوم پشت مسئله را هم درک کند، چرا ما هم حتما باید بلد باشیم مستقل از ماشین سراغ مسئله برویم و از پسش برآییم؟ اینکه الآن خیلیهایمان بلد نیستم یا دقیقترش فراموش کردهایم چطور میشود جذر یک عدد سهرقمی را با دقت کافی محاسبه کرد، چیزی از ارزشهایمان کم میکند؟ یا این محاسبه آنقدر پیشپاافتاده هست که دامن دست و فکرمان را بهش آلوده نکنیم و بدهیم ماشینها برایمان بهتر و سریعتر و ارزانتر انجام دهند؟
🔹 شاید برخی بگویند به هر حال فهم ذات مسئله و آنچه پشت تایپ سریع LLMها میگذرد، مهم است و هرکس از آن سر در نیاورد، قافیه را باخته (همانطور که یک مهندس باید منطق و کارکرد پشت نرمافزارهای تحلیل مهندسی را خوب بفهمد تا آشغال تحویل نگیرد). در همین موضوع، اخیرا در یک وبلاگ رندوم پستی را دیدم که میگفت نسل جدید برنامهنویسها، یعنی همانها که برنامهنویسی را در عصر LLMها شروع کردهاند، بهخاطر دسترسی ۲۴/۷ به این ابزارهای هوش مصنوعی، کدها را سریعتر تحویل میدهند، اما فهمشان از مسئله ناقص است و استفادهشان از LLMها فراتر از یک دستیار همهفنحریف است. مشاهده من از برخی تمرینهایی که دانشجوها تحویل میدهند هم تقریبا همین را میگوید. همه دانشجوها در نهایت به پاسخ رسیدهاند و کدها همگی تمیز و بهینه و خواناست، اما تسلطی که سالهای قبل در فهم دانشجوها به چشم میخورد، تا حدی غایب است. گاهی حتی با راهحلهای غیرمنطقی به جواب میرسند و دقیق هم نمیدانند حکمت این راهحل چه بوده و از کجا سروکلهاش پیدا شده. با نسلی از برنامهنویسها مواجهایم که در عین سرعت بیشتر، دقیق نمیدانند چرا و چطور کدشان کار میکند، اما خوب کار میکند، و شاید تنها هدف همین است.
📝 متن کامل این یادداشت را که براساس تعدادی از پستهای کانال تلگرامی Out of Distribution نوشته شده، در تلگراف و ویرگول میتوانید بخوانید. این کانال را مهدی سمیعی، دانشجوی دکترای دانشکده مهندسی کامپیوتر شریف آن را میگرداند.
🔵 @SharifToday
▫️چند مشاهده از بازتنظیم آموزش و ارزیابی، در عصر LLMها
✴️ دو سال پیش که هوش مصنوعی درس میدادیم، خیلی راحت از روی کد دانشجوها میشد تشخیص داد کدام دانشجو از روی دست کدام دیگری تقلب کرده و کد اصیل و اورجینال (آن زمان احتمالا کد اصیل خوشتعریفتر بود) تحویل نداده. بعدش هم در همان تمرین اول درس آنچنان متقلبین را نقرهداغ میکردیم که همه دوزاریشان بیفتد و حساب کار دستشان بیاید و کمتر خیال تقلب به سرشان بزند. امسال اما آن شیوه کشف تقلب جواب نمیدهد، چرا؟ چون شیوه تقلب از اساس عوض شده، چون GPTها و Geminiها و Claudeها در دسترساند و روز به روز هم بهتر و دقیقتر و کماشتباهتر و قابل اعتمادتر میشوند. دانشجوها در لابی دانشکده جوری با تمرینها برخورد میکنند که انگار واقعا Vibe Coding پذیرفته و جهانشمول شده و کار مهندسهای نرمافزار صرفا تغذیه LLMها با Promptهای خوب و دقیق است تا هوش مصنوعی با سرعت و کیفیتی بهتر، نرمافزارهای مورد نیاز ما را توسعه بدهد. در کوئرا هم اوضاع نسبت به سالهای قبل غریب و متفاوتتر است. خبری از پرسشهای بیپایان دانشجوها زیر پست کوئرای تمرین نیست. انگار دانشجوها هیچ ابهام و سوالی درباره تمرین ندارند، یا دقیقترش استاد و دستیار آموزشی را محرم این ابهام و پرسششان نمیدانند. درخواستها برای تمدید مهلت تمرینها هم کمتر شده و همه خوش و خرم پاسخها را سر موقع ارسال میکنند.
🔹 اما آیا واقعا استفاده گسترده دانشجوها از ابزارهای هوش مصنوعی را باید تقلب به حساب آورد؟ آن هم ابزارهایی که تا حد خوبی رایگاناند و در دسترس همه و تبعیض خاصی فعلا در استفاده از آنها به چشم نمیخورد. هدف واقعی استاد و دستیار آموزشی مهندسی کامپیوتر که سنجش مهارت کد نوشتن دانشجوها نیست، همانطور که استاد فیزیک نمیخواهد بفهمد کدام دانشجو یک محاسبه ده بیست صفحهای در نظریه میدانهای کوانتومی را سریعتر و دقیقتر از بقیه به ته میرساند، یا استاد مهندسی برایش خیلی مهم نیست که دانشجویش میتواند یک مسئله پرمحاسبه و چغر المان محدود یا یک معادله دیفرانسیل پارهای را بهطور کامل خودش روی کاغذ حل کند و به نتیجه دقیق نهایی برسد یا نه، آن هم وقتی کل ابزار و نرمافزار برای این کار توسعه داده شده است (اگر استاد یا دستیار آموزشیای، خواسته یا ناخواسته این هدف را پس ذهنش دارد هم که همچون احمد نجفی یک نیمهشبی بروید و گل بگیرید در آن کلاس و دانشکده را). هدف غایی کلاس و درس قرار بوده ارتقای فهم و درک دانشجوها از مسائل و مطالب باشد و ارزیابی هم ابزاری برای سنجش این درک و فهم.
🔹 اما از تقلب با کمک LLMها که بگذریم، سوال بزرگتر این است که اگر ماشین توانسته پرده را کنار بزند و مفهوم پشت مسئله را هم درک کند، چرا ما هم حتما باید بلد باشیم مستقل از ماشین سراغ مسئله برویم و از پسش برآییم؟ اینکه الآن خیلیهایمان بلد نیستم یا دقیقترش فراموش کردهایم چطور میشود جذر یک عدد سهرقمی را با دقت کافی محاسبه کرد، چیزی از ارزشهایمان کم میکند؟ یا این محاسبه آنقدر پیشپاافتاده هست که دامن دست و فکرمان را بهش آلوده نکنیم و بدهیم ماشینها برایمان بهتر و سریعتر و ارزانتر انجام دهند؟
🔹 شاید برخی بگویند به هر حال فهم ذات مسئله و آنچه پشت تایپ سریع LLMها میگذرد، مهم است و هرکس از آن سر در نیاورد، قافیه را باخته (همانطور که یک مهندس باید منطق و کارکرد پشت نرمافزارهای تحلیل مهندسی را خوب بفهمد تا آشغال تحویل نگیرد). در همین موضوع، اخیرا در یک وبلاگ رندوم پستی را دیدم که میگفت نسل جدید برنامهنویسها، یعنی همانها که برنامهنویسی را در عصر LLMها شروع کردهاند، بهخاطر دسترسی ۲۴/۷ به این ابزارهای هوش مصنوعی، کدها را سریعتر تحویل میدهند، اما فهمشان از مسئله ناقص است و استفادهشان از LLMها فراتر از یک دستیار همهفنحریف است. مشاهده من از برخی تمرینهایی که دانشجوها تحویل میدهند هم تقریبا همین را میگوید. همه دانشجوها در نهایت به پاسخ رسیدهاند و کدها همگی تمیز و بهینه و خواناست، اما تسلطی که سالهای قبل در فهم دانشجوها به چشم میخورد، تا حدی غایب است. گاهی حتی با راهحلهای غیرمنطقی به جواب میرسند و دقیق هم نمیدانند حکمت این راهحل چه بوده و از کجا سروکلهاش پیدا شده. با نسلی از برنامهنویسها مواجهایم که در عین سرعت بیشتر، دقیق نمیدانند چرا و چطور کدشان کار میکند، اما خوب کار میکند، و شاید تنها هدف همین است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegraph
ماشین حساب یا ماشین فهم؟
این یادداشت براساس تعدادی از پستهای کانال تلگرامی Out of Distribution نوشته شده؛ کانالی که مهدی سمیعی، دانشجوی دکترای دانشکده مهندسی کامپیوتر شریف آن را میگرداند. دو سال پیش که هوش مصنوعی درس میدادیم، خیلی راحت از روی کد دانشجوها میشد تشخیص داد کدام دانشجو…
👍35❤7🤔3👎2
«روسای تحمیلی»
#یادداشت
🔹 رئیس فعلی به بهانه بلاتکلیفی و خورشید دم بوم بودن، دستش به تغییر و تحولی نمیرود و ساختار مدیریتی دانشگاه هم، وقتی صندلی ریاست دانشگاه را لرزان میبیند، عملکردی در حد و اندازه شریف نشان نمیدهد. عجیبتر آن که مدتها پیش، قدمهای ابتدایی برای تغییر رئیس دانشگاه برداشته شده، در بازگشتی نیک به سنت قدیمی دانشگاه، کمیتهای برای انتخاب رئیس دانشگاه شکل گرفته تا براساس رأیگیری از بین اعضای هیئتعلمی، گزینههای منتخب برای ریاست دانشگاه را به شورای دانشگاه و از آنجا به وزارت علوم معرفی کند، و گزینههای نهایی هم مشخص شدهاند، اما استعلامها یا هرچه که هست، مانع شده که رئیس جدید شریف بالاخره به صورت رسمی اعلام شود. البته که نباید فراموش کرد در همین فرایند هم مدیریت دانشگاه با اعمال نفوذی عجیبوغریب، نام رئیس فعلی دانشگاه را بدون کسب رأی از اعضای هیئتعلمی در بین گزینههای نهایی قرار داده بود.
🔵 @SharifToday
#یادداشت
🔹 رئیس فعلی به بهانه بلاتکلیفی و خورشید دم بوم بودن، دستش به تغییر و تحولی نمیرود و ساختار مدیریتی دانشگاه هم، وقتی صندلی ریاست دانشگاه را لرزان میبیند، عملکردی در حد و اندازه شریف نشان نمیدهد. عجیبتر آن که مدتها پیش، قدمهای ابتدایی برای تغییر رئیس دانشگاه برداشته شده، در بازگشتی نیک به سنت قدیمی دانشگاه، کمیتهای برای انتخاب رئیس دانشگاه شکل گرفته تا براساس رأیگیری از بین اعضای هیئتعلمی، گزینههای منتخب برای ریاست دانشگاه را به شورای دانشگاه و از آنجا به وزارت علوم معرفی کند، و گزینههای نهایی هم مشخص شدهاند، اما استعلامها یا هرچه که هست، مانع شده که رئیس جدید شریف بالاخره به صورت رسمی اعلام شود. البته که نباید فراموش کرد در همین فرایند هم مدیریت دانشگاه با اعمال نفوذی عجیبوغریب، نام رئیس فعلی دانشگاه را بدون کسب رأی از اعضای هیئتعلمی در بین گزینههای نهایی قرار داده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍59👎21❤3😁1
«روسای تحمیلی»
#یادداشت
✴️ حدود ۹ ماهی از رأی اعتماد مجلس به کابینه دولت مسعود پزشکیان و آغاز به کار وزرا میگذرد. عملکرد سیاه و تلخ وزارت علوم در دولت قبل باعث شده بود جامعه دانشگاهی چشم امید داشته باشد به سیمایی صراف که به وضعیت دانشگاهها، بهویژه دانشگاههای بزرگ و مطرح کشور تکانی بدهد و از رخوت سهساله خارجشان کند. تغییرات مثبت شیوهنامه اجرایی آییننامه انضباطی دانشجویان، کاستن از سیطره نگاه امنیتی به فضای دانشگاه و تا حدودی کوتاه شدن دست حراست از دخالتهای نابهجا در امور روزمره دانشگاهها در همان ماههای ابتدایی حضور سیمایی صراف در وزارت علوم، در کنار موضعگیریها و صحبتهای او نشان میداد که واقعا کشتیبان را سیاستی دگر آمده و امیدهایی که به وزارت اون بستهاند، روی سراب بنا نشده است.
🔹 تغییر روسای دانشگاههای مطرح کشور که نه سابقه و اسم و رسمشان پیش از انتصاب در دولت سیزدهم، در حد و اندازه تکیه بر کرسی ریاست آن دانشگاهها بود، و نه عملکردشان در دوران ریاست، با استقبال جامعه دانشگاهی مواجه شده بود، از جمله انتظارات از وزیر جدید علوم به حساب میآمد. این انتظار که در برخی دانشگاههای بزرگ کشور در یک سال گذشته جامه عمل پوشید، در شریف هنوز در حد شایعه و گمانهزنی و تعویق و موکول شدن به هفته و ماه آینده باقی مانده است. شریف در دولت سیزدهم، دو بار دفتر ریاستش دست به دست شد، که هر دو تغییر، یک ویژگی مشترک داشتند؛ انتصابی بدون در نظر گرفتن نظرات و پیشنهادهای جامعه دانشگاهی شریف و کاملا از بیرون. نتیجه این انتصابهای تحمیلی از سوی وزارت علوم هم عدم همراهی بدنه دانشگاه با رئیس بوده، چرا که از نظر آنها رئیس منصوبشده اعتبار لازم برای حضور در دفتر ریاست را نداشته و صرفا مهرهای بوده که سیاستهای وزارت علوم را در دانشگاه پیش میبرده و شریف مسئله و اولویت اولش نبوده است.
🔹 رئیس نخست که از هر نظر در هماهنگی کامل با تباهی وزارت علوم دولت به سر میبرد، بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱، حمایت گروههای دانشجویی پرنفوذ نزدیک به دولت را از دست داد و به بهانه جشن فارغالتحصیلی پردیس کیش دانشگاه، ستاره بختش غروب کرد. آن هم در وضعیتی کمدی که خبر عزلش را قبل از خبرگزاریها و روابط عمومیهای رسمی مملکت، در پلتفرمی اعلام کردند که خودش از عاملان اصلی فیلتر آن بوده است. رئیس بعدی هم در شرایطی کلید در اتاق ریاست را چرخاند که کمتر کسی حاضر میشد میراثدار رئیس قبلی و برکناری تحقیرآمیزش باشد. اردیبهشت پارسال که به سر آمد و دولت سیزدهم یک سال قبل از پایان معهود، خانهنشین شد، کمتر کسی فکر میکرد رئیسی که خود دولت سیزدهم هم در قحطالرجالی مطلق منصوب کرده، در دولت چهاردهم بیش از چند ماه دوام بیاورد. اما یک سال از اردیبهشت قبلی گذشته و شریف همچنان در وضعیت بلاتکلیفی، بدون یک رئیس واقعی به سر میبرد.
🔹 رئیس فعلی به بهانه بلاتکلیفی و خورشید دم بوم بودن، دستش به تغییر و تحولی نمیرود و ساختار مدیریتی دانشگاه هم، وقتی صندلی ریاست دانشگاه را لرزان میبیند، عملکردی در حد و اندازه شریف نشان نمیدهد. عجیبتر آن که مدتها پیش، قدمهای ابتدایی برای تغییر رئیس دانشگاه برداشته شده، در بازگشتی نیک به سنت قدیمی دانشگاه، کمیتهای برای انتخاب رئیس دانشگاه شکل گرفته تا براساس رأیگیری از بین اعضای هیئتعلمی، گزینههای منتخب برای ریاست دانشگاه را به شورای دانشگاه و از آنجا به وزارت علوم معرفی کند، و گزینههای نهایی هم مشخص شدهاند، اما استعلامها یا هرچه که هست، مانع شده که رئیس جدید شریف بالاخره به صورت رسمی اعلام شود. البته که نباید فراموش کرد در همین فرایند هم مدیریت دانشگاه با اعمال نفوذی عجیبوغریب، نام رئیس فعلی دانشگاه را بدون کسب رأی از اعضای هیئتعلمی در بین گزینههای نهایی قرار داده بود.
🔹 نباید فراموش کرد که ریاست یک دانشگاه، آن هم دانشگاهی مثل شریف، بسیار فراتر از یک جایگاه علمی است. شریف ذینفعان زیادی در درون و بیرون خودش دارد و برقراری تعادلی بهینه بین آنها که در نهایت توسعه و بهبود وضعیت دانشگاه را در پی داشته باشد، امریست که صرف عضویت در هیئتعلمی یک دانشکده، نمیتواند صلاحیت لازم برای آن را کفایت کند. رئیس دانشگاه شریف قبل از هر چیز باید اعتبار و اصالتی در درون و بیرون دانشگاه برای خودش داشته باشد که هم درون دیوارهای دانشگاه و در ساختار مدیریتی آن برایش تره خرد کنند و هم در راهروهای ساختار بروکراسی دولت و حاکمیت. جلب همراهی و همدلی بدنه دانشگاه برای پیشبرد مطلوب و بهسامان امور دانشگاه، نیاز به چهرهای مقبول دارد و ایستادن در برابر فشارهای بیرونی و حفاظت از استقلال و منافع دانشگاه، نیاز به سمبه پرزور و سر سیاستدانی که اجازه ندهد به هر بهانهای و از هر ناکجاآبادی برای دانشگاه تصمیم بگیرند و فقط چشم بشنوند.
🔵 @SharifToday
#یادداشت
✴️ حدود ۹ ماهی از رأی اعتماد مجلس به کابینه دولت مسعود پزشکیان و آغاز به کار وزرا میگذرد. عملکرد سیاه و تلخ وزارت علوم در دولت قبل باعث شده بود جامعه دانشگاهی چشم امید داشته باشد به سیمایی صراف که به وضعیت دانشگاهها، بهویژه دانشگاههای بزرگ و مطرح کشور تکانی بدهد و از رخوت سهساله خارجشان کند. تغییرات مثبت شیوهنامه اجرایی آییننامه انضباطی دانشجویان، کاستن از سیطره نگاه امنیتی به فضای دانشگاه و تا حدودی کوتاه شدن دست حراست از دخالتهای نابهجا در امور روزمره دانشگاهها در همان ماههای ابتدایی حضور سیمایی صراف در وزارت علوم، در کنار موضعگیریها و صحبتهای او نشان میداد که واقعا کشتیبان را سیاستی دگر آمده و امیدهایی که به وزارت اون بستهاند، روی سراب بنا نشده است.
🔹 تغییر روسای دانشگاههای مطرح کشور که نه سابقه و اسم و رسمشان پیش از انتصاب در دولت سیزدهم، در حد و اندازه تکیه بر کرسی ریاست آن دانشگاهها بود، و نه عملکردشان در دوران ریاست، با استقبال جامعه دانشگاهی مواجه شده بود، از جمله انتظارات از وزیر جدید علوم به حساب میآمد. این انتظار که در برخی دانشگاههای بزرگ کشور در یک سال گذشته جامه عمل پوشید، در شریف هنوز در حد شایعه و گمانهزنی و تعویق و موکول شدن به هفته و ماه آینده باقی مانده است. شریف در دولت سیزدهم، دو بار دفتر ریاستش دست به دست شد، که هر دو تغییر، یک ویژگی مشترک داشتند؛ انتصابی بدون در نظر گرفتن نظرات و پیشنهادهای جامعه دانشگاهی شریف و کاملا از بیرون. نتیجه این انتصابهای تحمیلی از سوی وزارت علوم هم عدم همراهی بدنه دانشگاه با رئیس بوده، چرا که از نظر آنها رئیس منصوبشده اعتبار لازم برای حضور در دفتر ریاست را نداشته و صرفا مهرهای بوده که سیاستهای وزارت علوم را در دانشگاه پیش میبرده و شریف مسئله و اولویت اولش نبوده است.
🔹 رئیس نخست که از هر نظر در هماهنگی کامل با تباهی وزارت علوم دولت به سر میبرد، بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱، حمایت گروههای دانشجویی پرنفوذ نزدیک به دولت را از دست داد و به بهانه جشن فارغالتحصیلی پردیس کیش دانشگاه، ستاره بختش غروب کرد. آن هم در وضعیتی کمدی که خبر عزلش را قبل از خبرگزاریها و روابط عمومیهای رسمی مملکت، در پلتفرمی اعلام کردند که خودش از عاملان اصلی فیلتر آن بوده است. رئیس بعدی هم در شرایطی کلید در اتاق ریاست را چرخاند که کمتر کسی حاضر میشد میراثدار رئیس قبلی و برکناری تحقیرآمیزش باشد. اردیبهشت پارسال که به سر آمد و دولت سیزدهم یک سال قبل از پایان معهود، خانهنشین شد، کمتر کسی فکر میکرد رئیسی که خود دولت سیزدهم هم در قحطالرجالی مطلق منصوب کرده، در دولت چهاردهم بیش از چند ماه دوام بیاورد. اما یک سال از اردیبهشت قبلی گذشته و شریف همچنان در وضعیت بلاتکلیفی، بدون یک رئیس واقعی به سر میبرد.
🔹 رئیس فعلی به بهانه بلاتکلیفی و خورشید دم بوم بودن، دستش به تغییر و تحولی نمیرود و ساختار مدیریتی دانشگاه هم، وقتی صندلی ریاست دانشگاه را لرزان میبیند، عملکردی در حد و اندازه شریف نشان نمیدهد. عجیبتر آن که مدتها پیش، قدمهای ابتدایی برای تغییر رئیس دانشگاه برداشته شده، در بازگشتی نیک به سنت قدیمی دانشگاه، کمیتهای برای انتخاب رئیس دانشگاه شکل گرفته تا براساس رأیگیری از بین اعضای هیئتعلمی، گزینههای منتخب برای ریاست دانشگاه را به شورای دانشگاه و از آنجا به وزارت علوم معرفی کند، و گزینههای نهایی هم مشخص شدهاند، اما استعلامها یا هرچه که هست، مانع شده که رئیس جدید شریف بالاخره به صورت رسمی اعلام شود. البته که نباید فراموش کرد در همین فرایند هم مدیریت دانشگاه با اعمال نفوذی عجیبوغریب، نام رئیس فعلی دانشگاه را بدون کسب رأی از اعضای هیئتعلمی در بین گزینههای نهایی قرار داده بود.
🔹 نباید فراموش کرد که ریاست یک دانشگاه، آن هم دانشگاهی مثل شریف، بسیار فراتر از یک جایگاه علمی است. شریف ذینفعان زیادی در درون و بیرون خودش دارد و برقراری تعادلی بهینه بین آنها که در نهایت توسعه و بهبود وضعیت دانشگاه را در پی داشته باشد، امریست که صرف عضویت در هیئتعلمی یک دانشکده، نمیتواند صلاحیت لازم برای آن را کفایت کند. رئیس دانشگاه شریف قبل از هر چیز باید اعتبار و اصالتی در درون و بیرون دانشگاه برای خودش داشته باشد که هم درون دیوارهای دانشگاه و در ساختار مدیریتی آن برایش تره خرد کنند و هم در راهروهای ساختار بروکراسی دولت و حاکمیت. جلب همراهی و همدلی بدنه دانشگاه برای پیشبرد مطلوب و بهسامان امور دانشگاه، نیاز به چهرهای مقبول دارد و ایستادن در برابر فشارهای بیرونی و حفاظت از استقلال و منافع دانشگاه، نیاز به سمبه پرزور و سر سیاستدانی که اجازه ندهد به هر بهانهای و از هر ناکجاآبادی برای دانشگاه تصمیم بگیرند و فقط چشم بشنوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
Sharif Today
«روسای تحمیلی»
#یادداشت
🔹 رئیس فعلی به بهانه بلاتکلیفی و خورشید دم بوم بودن، دستش به تغییر و تحولی نمیرود و ساختار مدیریتی دانشگاه هم، وقتی صندلی ریاست دانشگاه را لرزان میبیند، عملکردی در حد و اندازه شریف نشان نمیدهد. عجیبتر آن که مدتها پیش، قدمهای…
#یادداشت
🔹 رئیس فعلی به بهانه بلاتکلیفی و خورشید دم بوم بودن، دستش به تغییر و تحولی نمیرود و ساختار مدیریتی دانشگاه هم، وقتی صندلی ریاست دانشگاه را لرزان میبیند، عملکردی در حد و اندازه شریف نشان نمیدهد. عجیبتر آن که مدتها پیش، قدمهای…
👍84👎36❤5🤔4😁2
«بیانیه در جواب بیانیه»
✴️ دو هفته بعد از پایان جنگ ۱۲روزه ایران با اسرائیل و آمریکا، بیانیهای منتشر شد که نویسندگانش با عنوان «۱۸۰ اقتصاددان، استاد دانشگاه و صاحبنظر» معرفی شدند و شریفیها نقش پررنگی در میان امضاکنندگان داشتند؛ چنان که نام ۲۲ استاد از دانشکدههای مختلف شریف در میان امضاکنندگان دیده میشد. البته بیشترین سهم را اساتید دانشگاه علامه طباطبایی با ۳۶ نفر برده بودند، اما حضور اساتیدی از دانشگاههای سرتاسر کشور در میان امضاکنندگان جالب توجه بود. نام بسیاری از اساتید شناختهشده یا مقامات ارشد اقتصادی کشور در دهههای گذشته نیز در میان امضاکنندگان دیده میشد.
🔹 این بیانیه بازخوردهای گوناگونی در فضای داخل و خارج از کشور داشت. با گذشت بیش از دو هفته از انتشار این بیانیه، هنوز هم بازخوردها ادامه دارد و از جمله در سه روز گذشته، دو بیانیه با حضور قابل توجه فارغالتحصیلان شریف منتشر شده که عبارات تندوتیزی نسبت به بیانیه نخست به کار بردهاند. این گزارش به مرور سه بیانیهای میپردازد که شریفیها دستی در آنها داشتهاند.
🔵 @SharifToday
✴️ دو هفته بعد از پایان جنگ ۱۲روزه ایران با اسرائیل و آمریکا، بیانیهای منتشر شد که نویسندگانش با عنوان «۱۸۰ اقتصاددان، استاد دانشگاه و صاحبنظر» معرفی شدند و شریفیها نقش پررنگی در میان امضاکنندگان داشتند؛ چنان که نام ۲۲ استاد از دانشکدههای مختلف شریف در میان امضاکنندگان دیده میشد. البته بیشترین سهم را اساتید دانشگاه علامه طباطبایی با ۳۶ نفر برده بودند، اما حضور اساتیدی از دانشگاههای سرتاسر کشور در میان امضاکنندگان جالب توجه بود. نام بسیاری از اساتید شناختهشده یا مقامات ارشد اقتصادی کشور در دهههای گذشته نیز در میان امضاکنندگان دیده میشد.
🔹 این بیانیه بازخوردهای گوناگونی در فضای داخل و خارج از کشور داشت. با گذشت بیش از دو هفته از انتشار این بیانیه، هنوز هم بازخوردها ادامه دارد و از جمله در سه روز گذشته، دو بیانیه با حضور قابل توجه فارغالتحصیلان شریف منتشر شده که عبارات تندوتیزی نسبت به بیانیه نخست به کار بردهاند. این گزارش به مرور سه بیانیهای میپردازد که شریفیها دستی در آنها داشتهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤21👎11😁6👍4
Sharif Today
«بیانیه در جواب بیانیه» ✴️ دو هفته بعد از پایان جنگ ۱۲روزه ایران با اسرائیل و آمریکا، بیانیهای منتشر شد که نویسندگانش با عنوان «۱۸۰ اقتصاددان، استاد دانشگاه و صاحبنظر» معرفی شدند و شریفیها نقش پررنگی در میان امضاکنندگان داشتند؛ چنان که نام ۲۲ استاد از…
«بیانیه در جواب بیانیه»
✴️ یکی از نخستین واکنشهای جامعه دانشگاهی پس از آتشبس، بیانیهای بود که به امضای ۱۸۰ نفر از اقتصاددانان و اساتید دانشگاه رسید و با عنوان «وقت تغییر پارادایم» منتشر شد. در این بیانیه بر تعامل سازنده با جهان تأکید شده بود؛ امضاکنندگان از دولت خواسته بودند با در پیش گرفتن مسیر دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا از ایران محافظت کند و مانع بروز جنگ مجدد شود. حفظ تمامیت ارضی ایران را خط قرمز نامیده و هشدار داده بودند رویکردهای افراطی و محرک دشمنی و درگیری، در شرایط کنونی خطرناک و فاجعهبار است. در عرصه داخلی نیز بر افزایش مشارکت ملموس جامعه و احیای سرمایه اجتماعی از طریق رفع فضای امنیتی تأکید کرده بودند. بیانیه خواستار تقویت آزادی بیان شده و میگفت برخلاف تصور برخی سیاستمداران، نظامهای سیاسی در فضای آزادی بیان، تثبیت و تقویت میشوند. همچنین امضاکنندگان خواستار پایان دخالت نیروهای نظامی در اقتصاد و تمرکز آنها بر وظایف دفاعی شده و توصیه به اصلاح سیاستهای اقتصادی با هدف رفع رانتجویی و فساد کرده بودند تا منابع عمومی بهطور شفاف و عادلانه تخصیص یابد.
🔹 این بیانیه بازتاب گستردهای در رسانهها داشت؛ از جمله انتقاد تند رسانههایی نظیر فارس و کیهان و تسنیم. اما مدتی طول کشید تا انتقاد از بیانیه نخست به متن سایر بیانیهها نیز راه پیدا کند.
🔹 جمعهشب بیانیه دیگری منتشر شد با عنوان: «روز ایستادن پای ایران است». در این بیانیه نیز اساتید و فارغالتحصیلان دانشگاه شریف در میان ۱۹۱ امضاکننده حضور پررنگی داشتند. در متن بیانیه آمده بود که در دوران جنگ ۱۲روزه، همبستگی خودجوش و بیسابقهای میان اقشار مختلف مردم ایران شکل گرفت که به یاری نیروهای دفاعی کشور آمد. بر این اساس، بایسته است که چتر همبستگی ملی در دفاع میهنی همچنان گسترده بماند و حتی فرماندهی واحد و مشترک پیدا کند. بیانیه هشدار داده بود که پس از آتشبس نباید دوباره فضای دوقطبی و تفرقه حاکم شود و «نباید این همبستگی به نفع گروهی خاص مصادره شود».
🔹 اما این بیانیه تعریض تندوتیزی به بیانیه نخست داشت و میگفت: «روایتهایی که [...] سیاستهای ایران را عامل جنگ میخواند و واقعیت تجاوزکاری دشمن را کمرنگ میکند و بعضا در بیانیههایی با نیت خیرخواهانه طرح شده است، مقدمه انشقاق و نزاع داخلی و کاهنده توان ایران در برابر ایرانستیزان است». برخلاف بیانیه نخست که بیشتر خطاب به سیاستمداران نوشته شده و نویسندگان ادعا کرده بودند که سعی در انعکاس نظرات مردم برای اصلاح سیاستها و تحکیم همبستگی اجتماعی دارند، بیانیه دوم خطاب به مردم بود و تلاش میکرد تصویری از وضع موجود ارائه دهد و همصنفیها را از برخی عبارات و توصیهها برحذر دارد. نویسندگان در جای دیگری از بیانیه میگفتند در شرایط فعلی باید از «مطالبه اصلاحات بزرگ، دفعی، کلی و نشدنی» پرهیز کرد.
🔹 سومین بیانیه نیز همین امروز منتشر شده و باز هم شریفیها حضور پررنگی در آن دارند. اساتید دانشگاه در بیانیه «ایران؛ علاج ایران» حضور چندانی ندارند، اما میتوان از دبیران ادوار انجمن اسلامی تا مسئولان بسیج دانشجویی را در فهرست امضاکنندگان سراغ گرفت. این بیانیه در همان بندهای ابتدایی اشاره بسیار تندی به بیانیه نخست دارد و بر جریانهای فکری سطحی میتازد که توسعه اقتصادی ایران را به گروگان گرفتهاند. از جمله با اشاره واضح به بیانیه نخست میگوید که «توصیه به تغییر پارادایم و مذاکرات جدیدی میکنند که هدف آن نه یک توافق منصفانه بلکه خلع سلاح ایران است». البته در ادامه حرفهای بیشتری از سیاستورزی در عرصه بینالمللی میزند و تأکیدهایی هم بر کنترل تنش با دشمنان دارد. در ادامه نیز نویسندگان بیانیه سوم بر توصیههای اقتصادیای متمرکز میشوند که معتقدند میتواند زیربنای ارتقای امنیت را در شرایط امروز کشور فراهم آورد؛ توصیههایی که قرابت زیادی با نگاه عموم اقتصاددانهای بیانیه اول دارد.
🔹 به نظر میرسد دانشگاهیان تلاش دارند در روزهای پس از جنگ، ورود مسئولانهای به فضای عمومی داشته و راهکارهایشان برای عبور از این شرایط را ارائه دهند. البته که انتظار دیگری هم از نهاد دانشگاه نمیرود. اما با وجود اشتراکهای زیاد این بیانیهها در محکومیت تجاوز دشمن و لزوم حفظ همبستگی اجتماعی، بازار اتهام و برچسب به دیگران هم انگار کماکان رونق دارد؛ بازاری که جنگ اخیر بستر خوبی هم برای آن پهن کرده و خریدارانش را پرشمارتر. هرچند بعید است دم زدن از حفظ همبستگی، با انتساب نقلونباتطور اتهامهایی مثل سطحی بودن و نزاعآفرینی به نگاههای مخالف قرابتی داشته باشد. نمیتوان از مصادره همبستگی اجتماعی به سود یک جریان خاص نگران بود و از دستگذاشتن بر اصلاح سیاستهای نادرستی که محصول همین گروههای سیاسی بوده ابا داشت.
🔵 @SharifToday
✴️ یکی از نخستین واکنشهای جامعه دانشگاهی پس از آتشبس، بیانیهای بود که به امضای ۱۸۰ نفر از اقتصاددانان و اساتید دانشگاه رسید و با عنوان «وقت تغییر پارادایم» منتشر شد. در این بیانیه بر تعامل سازنده با جهان تأکید شده بود؛ امضاکنندگان از دولت خواسته بودند با در پیش گرفتن مسیر دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا از ایران محافظت کند و مانع بروز جنگ مجدد شود. حفظ تمامیت ارضی ایران را خط قرمز نامیده و هشدار داده بودند رویکردهای افراطی و محرک دشمنی و درگیری، در شرایط کنونی خطرناک و فاجعهبار است. در عرصه داخلی نیز بر افزایش مشارکت ملموس جامعه و احیای سرمایه اجتماعی از طریق رفع فضای امنیتی تأکید کرده بودند. بیانیه خواستار تقویت آزادی بیان شده و میگفت برخلاف تصور برخی سیاستمداران، نظامهای سیاسی در فضای آزادی بیان، تثبیت و تقویت میشوند. همچنین امضاکنندگان خواستار پایان دخالت نیروهای نظامی در اقتصاد و تمرکز آنها بر وظایف دفاعی شده و توصیه به اصلاح سیاستهای اقتصادی با هدف رفع رانتجویی و فساد کرده بودند تا منابع عمومی بهطور شفاف و عادلانه تخصیص یابد.
🔹 این بیانیه بازتاب گستردهای در رسانهها داشت؛ از جمله انتقاد تند رسانههایی نظیر فارس و کیهان و تسنیم. اما مدتی طول کشید تا انتقاد از بیانیه نخست به متن سایر بیانیهها نیز راه پیدا کند.
🔹 جمعهشب بیانیه دیگری منتشر شد با عنوان: «روز ایستادن پای ایران است». در این بیانیه نیز اساتید و فارغالتحصیلان دانشگاه شریف در میان ۱۹۱ امضاکننده حضور پررنگی داشتند. در متن بیانیه آمده بود که در دوران جنگ ۱۲روزه، همبستگی خودجوش و بیسابقهای میان اقشار مختلف مردم ایران شکل گرفت که به یاری نیروهای دفاعی کشور آمد. بر این اساس، بایسته است که چتر همبستگی ملی در دفاع میهنی همچنان گسترده بماند و حتی فرماندهی واحد و مشترک پیدا کند. بیانیه هشدار داده بود که پس از آتشبس نباید دوباره فضای دوقطبی و تفرقه حاکم شود و «نباید این همبستگی به نفع گروهی خاص مصادره شود».
🔹 اما این بیانیه تعریض تندوتیزی به بیانیه نخست داشت و میگفت: «روایتهایی که [...] سیاستهای ایران را عامل جنگ میخواند و واقعیت تجاوزکاری دشمن را کمرنگ میکند و بعضا در بیانیههایی با نیت خیرخواهانه طرح شده است، مقدمه انشقاق و نزاع داخلی و کاهنده توان ایران در برابر ایرانستیزان است». برخلاف بیانیه نخست که بیشتر خطاب به سیاستمداران نوشته شده و نویسندگان ادعا کرده بودند که سعی در انعکاس نظرات مردم برای اصلاح سیاستها و تحکیم همبستگی اجتماعی دارند، بیانیه دوم خطاب به مردم بود و تلاش میکرد تصویری از وضع موجود ارائه دهد و همصنفیها را از برخی عبارات و توصیهها برحذر دارد. نویسندگان در جای دیگری از بیانیه میگفتند در شرایط فعلی باید از «مطالبه اصلاحات بزرگ، دفعی، کلی و نشدنی» پرهیز کرد.
🔹 سومین بیانیه نیز همین امروز منتشر شده و باز هم شریفیها حضور پررنگی در آن دارند. اساتید دانشگاه در بیانیه «ایران؛ علاج ایران» حضور چندانی ندارند، اما میتوان از دبیران ادوار انجمن اسلامی تا مسئولان بسیج دانشجویی را در فهرست امضاکنندگان سراغ گرفت. این بیانیه در همان بندهای ابتدایی اشاره بسیار تندی به بیانیه نخست دارد و بر جریانهای فکری سطحی میتازد که توسعه اقتصادی ایران را به گروگان گرفتهاند. از جمله با اشاره واضح به بیانیه نخست میگوید که «توصیه به تغییر پارادایم و مذاکرات جدیدی میکنند که هدف آن نه یک توافق منصفانه بلکه خلع سلاح ایران است». البته در ادامه حرفهای بیشتری از سیاستورزی در عرصه بینالمللی میزند و تأکیدهایی هم بر کنترل تنش با دشمنان دارد. در ادامه نیز نویسندگان بیانیه سوم بر توصیههای اقتصادیای متمرکز میشوند که معتقدند میتواند زیربنای ارتقای امنیت را در شرایط امروز کشور فراهم آورد؛ توصیههایی که قرابت زیادی با نگاه عموم اقتصاددانهای بیانیه اول دارد.
🔹 به نظر میرسد دانشگاهیان تلاش دارند در روزهای پس از جنگ، ورود مسئولانهای به فضای عمومی داشته و راهکارهایشان برای عبور از این شرایط را ارائه دهند. البته که انتظار دیگری هم از نهاد دانشگاه نمیرود. اما با وجود اشتراکهای زیاد این بیانیهها در محکومیت تجاوز دشمن و لزوم حفظ همبستگی اجتماعی، بازار اتهام و برچسب به دیگران هم انگار کماکان رونق دارد؛ بازاری که جنگ اخیر بستر خوبی هم برای آن پهن کرده و خریدارانش را پرشمارتر. هرچند بعید است دم زدن از حفظ همبستگی، با انتساب نقلونباتطور اتهامهایی مثل سطحی بودن و نزاعآفرینی به نگاههای مخالف قرابتی داشته باشد. نمیتوان از مصادره همبستگی اجتماعی به سود یک جریان خاص نگران بود و از دستگذاشتن بر اصلاح سیاستهای نادرستی که محصول همین گروههای سیاسی بوده ابا داشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
Sharif Today
«بیانیه در جواب بیانیه»
✴️ دو هفته بعد از پایان جنگ ۱۲روزه ایران با اسرائیل و آمریکا، بیانیهای منتشر شد که نویسندگانش با عنوان «۱۸۰ اقتصاددان، استاد دانشگاه و صاحبنظر» معرفی شدند و شریفیها نقش پررنگی در میان امضاکنندگان داشتند؛ چنان که نام ۲۲ استاد از…
✴️ دو هفته بعد از پایان جنگ ۱۲روزه ایران با اسرائیل و آمریکا، بیانیهای منتشر شد که نویسندگانش با عنوان «۱۸۰ اقتصاددان، استاد دانشگاه و صاحبنظر» معرفی شدند و شریفیها نقش پررنگی در میان امضاکنندگان داشتند؛ چنان که نام ۲۲ استاد از…
👍39👎28❤24😁6🤬2🔥1😡1
Sharif Today
«استادها هم میروند» ✴️ هفتهای که گذشت، روابط عمومی دانشگاه خبر داد که دکتر #عبدالرضا_سیمچی، استاد دانشکده مهندسی و علم مواد دانشگاه عضو آکادمی علوم جهان تواس (TWAS) شده است. اگر سری به وبسایت دانشکده مواد بزنید، نام دکتر سیمچی را در صفحه اعضای هیئتعلمی…
«چه کسانی از دانشگاه رفتند؟»
✴️ مهاجرت استادهای دانشگاه شریف، تا چند وقت پیش فقط در جلسات داخلی مسئولین آموزش عالی سوژه بحث بود و پیرامونش اخبار و آمار و ارقام گفته میشد؛ اخبار و آمار و ارقامی که در گفتوگوها و اظهارنظرها کمتر جایی داشتند و کسی سراغشان را نمیگرفت. اما اخیرا اگر اخبار مرتبط با آموزش عالی ایران را دنبال کرده باشید، احتمال دارد که زیاد و پرتکرار درباره مهاجرت استادها، به ویژه در دانشگاهی مثل شریف شنیده باشید.
🔹 حسین سیمایی صراف، وزیر علوم دولت مسعود پزشکیان، آذر سال پیش از آمار ۲۵ درصدی مهاجرت اساتید دانشگاهها در چند سال اخیر گفت. مسعود تجریشی، رئیس جدید شریف هم دیماه پارسال در یک گفتوگو این جمله را نقل میکند که «در دانشکده خودمان، یعنی عمران، دیدم که تنها در سال گذشته، ۸ نفر از اعضای هیئت علمی رفتهاند… این آمار یعنی دانشگاه دارد خالی میشود! الان که من دارم با شما صحبت میکنم تعداد اعضای هیئت علمی ما به ۲۰ سال پیش برگشته است. ما الان داریم راجع به ۳۴۰ نفر صحبت میکنیم، نه آن ۵۰۰ نفری که سایت دانشگاه شریف اسمشان را با احتساب افراد بازنشسته گذاشته است.»
🔹 محمدرضا هرمزینژاد، مدیر امور پژوهشی دانشگاه هم در گفتوگوی دیگری در آبان سال قبل، ضمن اشاره به مهاجرت یا مرخصی بدون حقوق «تعداد نسبتا زیادی» از همکاران عضو هیئتعلمی دانشگاه، این را هم اضافه کرد «اساتیدی که از دانشگاه صنعتی شریف مهاجرت دائم یا موقت می کنند، افرادی بسیار فعال از نظر پژوهشی به شمار می روند؛ چرا که کشورهای خارجی اساتید درجه دوم و سوم را استخدام نمی کنند و دنبال استخدام نخبگان هستند.» سعید سهرابپور، رئیس دهه هشتاد شریف نیز در یادداشتی که برای روزنامه شریف اخیرا فرستاده، اظهار داشته که «طبق اطلاع من ۵۵ نفر از اساتید که بیشتر استادیار بودهاند مهاجرت کردند».
🔹 از آمار و ارقام که بگذریم، نوبت به این میرسد که بپرسیم کدام استادها از دانشگاه رفتهاند؟ در غیاب آمار و اخبار رسمی در این زمینه، متوسل به صفحه لینکدین استادهایی شدیم که اخباری غیررسمی از مهاجرتشان شنیده بودیم. بررسی صفحات لینکدین، ما را به لیستی ۲۷نفری رساند. البته که هستند استادهای مهاجری که یا صفحه لینکدین فعالی ندارند و یا آن را هنوز بهروز نکردهاند.
📝 این گزارش را در تلگراف و ویرگول میتوانید بخوانید. با این توضیح که عامل اصلی مهاجرت استادهایی که خیلیهایشان پیش از این یکبار مهاجرت معکوس کرده و با شور و شوق به وطنشان بازگشته بودند، مسائل اقتصادی و مالیست؛ چه حقوقهای بیست سی میلیون تومانی سالهای نخست شروع به کارشان در دانشگاه که کفاف زندگی عادی یک خانواده را در تهران به سختی میدهد و چه فقر و ضعف اقتصادی دانشگاه که خودش را در کمبود و نقصان تجهیزات و وسایل آزمایشگاهی و پژوهشی و ... به رخ میکشد. امیدواریم حالا که همه به صراحت این معضل را به زبان میآورند، چاره کار بستن یا محدود کردن یا بهروز نکردن صفحات لینکدین آدمها نباشد.
📰 نسخهای از این گزارش در شماره روز ۱۷ تیر روزنامه شرق نیز به چاپ رسیده است.
🌐 اگر شما هم از مهاجرت استادی خبر داشتید، ما را بیخبر نگذارید که این گزارش کاملتر شود.
🔵 @SharifToday
✴️ مهاجرت استادهای دانشگاه شریف، تا چند وقت پیش فقط در جلسات داخلی مسئولین آموزش عالی سوژه بحث بود و پیرامونش اخبار و آمار و ارقام گفته میشد؛ اخبار و آمار و ارقامی که در گفتوگوها و اظهارنظرها کمتر جایی داشتند و کسی سراغشان را نمیگرفت. اما اخیرا اگر اخبار مرتبط با آموزش عالی ایران را دنبال کرده باشید، احتمال دارد که زیاد و پرتکرار درباره مهاجرت استادها، به ویژه در دانشگاهی مثل شریف شنیده باشید.
🔹 حسین سیمایی صراف، وزیر علوم دولت مسعود پزشکیان، آذر سال پیش از آمار ۲۵ درصدی مهاجرت اساتید دانشگاهها در چند سال اخیر گفت. مسعود تجریشی، رئیس جدید شریف هم دیماه پارسال در یک گفتوگو این جمله را نقل میکند که «در دانشکده خودمان، یعنی عمران، دیدم که تنها در سال گذشته، ۸ نفر از اعضای هیئت علمی رفتهاند… این آمار یعنی دانشگاه دارد خالی میشود! الان که من دارم با شما صحبت میکنم تعداد اعضای هیئت علمی ما به ۲۰ سال پیش برگشته است. ما الان داریم راجع به ۳۴۰ نفر صحبت میکنیم، نه آن ۵۰۰ نفری که سایت دانشگاه شریف اسمشان را با احتساب افراد بازنشسته گذاشته است.»
🔹 محمدرضا هرمزینژاد، مدیر امور پژوهشی دانشگاه هم در گفتوگوی دیگری در آبان سال قبل، ضمن اشاره به مهاجرت یا مرخصی بدون حقوق «تعداد نسبتا زیادی» از همکاران عضو هیئتعلمی دانشگاه، این را هم اضافه کرد «اساتیدی که از دانشگاه صنعتی شریف مهاجرت دائم یا موقت می کنند، افرادی بسیار فعال از نظر پژوهشی به شمار می روند؛ چرا که کشورهای خارجی اساتید درجه دوم و سوم را استخدام نمی کنند و دنبال استخدام نخبگان هستند.» سعید سهرابپور، رئیس دهه هشتاد شریف نیز در یادداشتی که برای روزنامه شریف اخیرا فرستاده، اظهار داشته که «طبق اطلاع من ۵۵ نفر از اساتید که بیشتر استادیار بودهاند مهاجرت کردند».
🔹 از آمار و ارقام که بگذریم، نوبت به این میرسد که بپرسیم کدام استادها از دانشگاه رفتهاند؟ در غیاب آمار و اخبار رسمی در این زمینه، متوسل به صفحه لینکدین استادهایی شدیم که اخباری غیررسمی از مهاجرتشان شنیده بودیم. بررسی صفحات لینکدین، ما را به لیستی ۲۷نفری رساند. البته که هستند استادهای مهاجری که یا صفحه لینکدین فعالی ندارند و یا آن را هنوز بهروز نکردهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegraph
چه کسانی از دانشگاه رفتند؟
مهاجرت دانشجوها و فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر کشور که زمانی از آن با عناوینی مثل «فرار مغزها» یاد میشد، الآن دیگر به روالی طبیعی و عادی تبدیل شده و هرقدر هم آمارش بالا و بالاتر برود، آنچنان تعجبی برنمیانگیزد. به عنوان مثال اندیشکده هاتف چند سال قبل…
💔78❤15👍5👎5🕊5🤬2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کارهایی که اگر نمیکردند!»
#یادداشت
✴️ مدیران کشور چند سالی است که ادعا میکنند اهمیت رسانه را درک کردهاند. مدام از جایگاه رفیعش حرف میزنند و اهمیتی که در شکلدهی به افکار عمومی دارد. «روایت» کردن را هم بسیار دوست دارند. تصور عمومی مدیران و دوستداران ایشان این است که چون رسانه و روایت ذهنیت مردم را میسازد، پس دلیل بزرگ دیده شدن کاستیها و مشکلات همین روایت و رسانه است. پس چاره هم در همین روایت و رسانه است.
🔹 به همین دلیل مشاور رسانهای دارند، بری انتشار محتوا و روایت مطلوبشان در شبکههای اجتماعی هزینه میکنند و حتی جلوی دوربین میروند تا روایت دست اول و البته مطلوب تولید کنند. مثل این که بعد از غروب آفتاب آن یکشنبه کذایی ۱۰ مهر سه سال پیش، جلوی دوربین میروند و خیابان اصلی دانشگاه را آرام و ساکت نشان میدهند که مردم فریب نخورید که خبری نیست و همه چیز آرام است و ما چقدر خوشحالیم. مثالهای کلان و بزرگش را هم که هر روز میتوانید در سطح کشور ببینید.
🔹 هر اندازه که چنین کاری روی اعصاب شهروند و مخاطب عادی راه میرود و خشم تولید میکند، مدیران همان قدر برای کار خودشان و دوستانشان بهبه و چهچه میکنند. از شجاعت فرد میگویند و از مبارزه برای نشان دادن حقیقت. اصلا فکر نکنید جلساتشان مثل تصویرسازی محمدرضا ورزی از حلقه فراماسونی است که میگویند باید برویم و مردم را فریب دهیم. حکایت داییجان ناپلئون است. خودشان هم باورشان شده که خبری است و سر کوچه آش میدهند.
🔹 توصیه ما به این عزیزان سه نکته است. اول این که آن چیزی که در قدرت رسانه شنیدهاید، بیحدوحصر و بیقاعده نیست. شاید بشود گنجشک را با رنگآمیزی مناسب به جای قناری فروخت. اما با وزغ نمیتوانید چنین کاری کنید. دانشجویی که یکشنبه در دانشگاه بوده، با ویدئوی شما متحول نمیشود. فقط خشمگینتر میشود.
🔹 دوم این که عزیز من شما این کاره نیستید. کاری که در تخصص شما نیست نکنید. چه اصراری است. نه ابزارش را دارید نه دانشش را. مشاور رسانهای اگر میخواهید برای نوشتن متن کوتاه و سخنرانی منظم هزینه کنید.
🔹 و آخر این که کاری که هزینه بیشتری به شما تحمیل میکند نکنید. بالاخره جلوی ضرر را از هرجا بگیرید منفعت است.
▫️پینوشت: هادی نوبهاری، مدیر کل حوزه ریاست دانشگاه که آن مصاحبه عجیب را شامگاه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ انجام داده بود، امروز از این سمت بالاخره کنار گذاشته شد.
🔵 @SharifToday
#یادداشت
✴️ مدیران کشور چند سالی است که ادعا میکنند اهمیت رسانه را درک کردهاند. مدام از جایگاه رفیعش حرف میزنند و اهمیتی که در شکلدهی به افکار عمومی دارد. «روایت» کردن را هم بسیار دوست دارند. تصور عمومی مدیران و دوستداران ایشان این است که چون رسانه و روایت ذهنیت مردم را میسازد، پس دلیل بزرگ دیده شدن کاستیها و مشکلات همین روایت و رسانه است. پس چاره هم در همین روایت و رسانه است.
🔹 به همین دلیل مشاور رسانهای دارند، بری انتشار محتوا و روایت مطلوبشان در شبکههای اجتماعی هزینه میکنند و حتی جلوی دوربین میروند تا روایت دست اول و البته مطلوب تولید کنند. مثل این که بعد از غروب آفتاب آن یکشنبه کذایی ۱۰ مهر سه سال پیش، جلوی دوربین میروند و خیابان اصلی دانشگاه را آرام و ساکت نشان میدهند که مردم فریب نخورید که خبری نیست و همه چیز آرام است و ما چقدر خوشحالیم. مثالهای کلان و بزرگش را هم که هر روز میتوانید در سطح کشور ببینید.
🔹 هر اندازه که چنین کاری روی اعصاب شهروند و مخاطب عادی راه میرود و خشم تولید میکند، مدیران همان قدر برای کار خودشان و دوستانشان بهبه و چهچه میکنند. از شجاعت فرد میگویند و از مبارزه برای نشان دادن حقیقت. اصلا فکر نکنید جلساتشان مثل تصویرسازی محمدرضا ورزی از حلقه فراماسونی است که میگویند باید برویم و مردم را فریب دهیم. حکایت داییجان ناپلئون است. خودشان هم باورشان شده که خبری است و سر کوچه آش میدهند.
🔹 توصیه ما به این عزیزان سه نکته است. اول این که آن چیزی که در قدرت رسانه شنیدهاید، بیحدوحصر و بیقاعده نیست. شاید بشود گنجشک را با رنگآمیزی مناسب به جای قناری فروخت. اما با وزغ نمیتوانید چنین کاری کنید. دانشجویی که یکشنبه در دانشگاه بوده، با ویدئوی شما متحول نمیشود. فقط خشمگینتر میشود.
🔹 دوم این که عزیز من شما این کاره نیستید. کاری که در تخصص شما نیست نکنید. چه اصراری است. نه ابزارش را دارید نه دانشش را. مشاور رسانهای اگر میخواهید برای نوشتن متن کوتاه و سخنرانی منظم هزینه کنید.
🔹 و آخر این که کاری که هزینه بیشتری به شما تحمیل میکند نکنید. بالاخره جلوی ضرر را از هرجا بگیرید منفعت است.
▫️پینوشت: هادی نوبهاری، مدیر کل حوزه ریاست دانشگاه که آن مصاحبه عجیب را شامگاه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ انجام داده بود، امروز از این سمت بالاخره کنار گذاشته شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍99👎22❤10🔥3🤬3😱2
Sharif Today
«کارهایی که اگر نمیکردند!» #یادداشت ✴️ مدیران کشور چند سالی است که ادعا میکنند اهمیت رسانه را درک کردهاند. مدام از جایگاه رفیعش حرف میزنند و اهمیتی که در شکلدهی به افکار عمومی دارد. «روایت» کردن را هم بسیار دوست دارند. تصور عمومی مدیران و دوستداران…
«میان خدا و کتاب؛ میان دانشگاه و پایگاه»
#یادداشت
✴️ مارتین بوبر، فیلسوف یهودی، جایی مینویسد هرگاه بخواهم متنی بابِلی را نقل یا تفسیر کنم، این کار را با بیم و تردید انجام میدهم؛ تردیدی ناگزیر میان کلمات خدا و کلمات انسان. خدا با کلامش به آدمی یاری میرساند، اما آدمی همواره وفادارانه گوش نمیسپارد. از همین رو، هیچ چیز مرا وادار نمیکند به خدایی ایمان بیاورم که شائول را به خاطر نکشتن دشمنش تنبیه کرد. بله، ما گاهی ناچاریم بین خدا و کتاب مقدس یکی را انتخاب کنیم.
🔹 این دوگانه دشوار را من به عرصههای زمینیتر نیز میکشانم: میان کشورم و جهان، میان ایران و منافع خودم، و در نهایت میان «دانشگاه شریف» و «پایگاه سیاسی و اعتقادی»ای که ممکن است به آن تعلق داشته باشم. در این میان، خوب یا بدبودن اشخاص معیار قضاوت من نیست؛ «انتخابها و کنشها» است که باید به داوری گذاشته شود. مینگرم که مسئول امروز چگونه هیئتعلمی را جذب یا ارتقا داده است؟ مسئله اصلی قطع همکاری با فلان استاد چیست؟ در سال ۱۴۰۱ پرفرازونشیب، کفه تصمیمها به سود چه کسانی سنگین شده؟ گوش او به بیرون بیش از «خانواده شریف» بدهکار بوده یا نه؟ نشاط دانشجویی رشد کرده، یا حتی نشانی از نشاط گذشته نیز نمانده است؟
🔹 برخی از این پرسشها پاسخ کیفی دارند، برخی بازتاب مستقیمی از رخدادهای جامعهاند و برخی را میتوان به صورت کمی اندازهگیری کرد، روند کشید و تحلیل نوشت. اما همان گونه که میان هویت برند و تصویر برند فاصلهای معنادار هست، اینجا هم باید به احساس خانواده شریف نسبت به شریف گوش سپرد؛ همان احساسی که اگر نادیده بماند، واقعیت را دیر یا زود با خود میکشد. بد نیست هشدار دارون عجم اوغلو در «ملتها چگونه شکست میخورند» را از نو بخوانیم و ببینیم مدیریت دانشگاه با نهادهای اصیل درونی چه کرده است: آیا در تلاقی نادانی و فرصتطلبی، چرخهای باطل شکل نگرفته که نظام پاداش و تنبیه را برای گروهی خاص بازتعریف کند؟ همان چرخه آشنا که برای دوستان همه چیز و برای دیگران قانون است؟
🔹 دانشگاه، اگر دانشگاه بماند، باید معیارهایش را روشن، قابل سنجش و یکسان برای همه نگه دارد: شفافیت در انتصابات، معیارهای روشن در جذب و ارتقا، استقلال از فشارهای بیرونی، حمایت بیچونوچرا از آزادی آکادمیک و پاسداشت نشاط دانشگاه و تشکلهای دانشجویی. اینها شعار نیست؛ ابزار سنجش سلامت نهادیاند. هرگاه این شاخصها کمرنگ شوند، «هویت» و «تصویر» واگرا میشوند و فاصله دانشگاه با خاستگاه اجتماعیاش زیاد.
🔹 تاریخ پر است از دورههایی که آدم آرزو میکند ای کاش نبودند؛ دورههایی که بعضی ترجیح میدهند سریع از آن عبور کنند و بعضی دیگر پیوسته آن را بررسی میکنند تا تکرار نشود. من از دومیام. با این همه، امروز ترجیح میدهم از پایان یک دوره چندساله در مدیریت شریف خرسند باشم و به آغاز دوبارهای که سزاوار این دانشگاه است امیدوار: بازگشت به معیار، بازسازی اعتماد، و بازگشایی فضا برای علم، نقد و جوانه زدن امید. شکر خدایی را به جا میآورم که به او ایمان دارم و او را دوست دارم؛ خدایی که ما را به انتخاب درست، نه وفاداری کور، فرا میخواند.
🔵 @SharifToday
#یادداشت
✴️ مارتین بوبر، فیلسوف یهودی، جایی مینویسد هرگاه بخواهم متنی بابِلی را نقل یا تفسیر کنم، این کار را با بیم و تردید انجام میدهم؛ تردیدی ناگزیر میان کلمات خدا و کلمات انسان. خدا با کلامش به آدمی یاری میرساند، اما آدمی همواره وفادارانه گوش نمیسپارد. از همین رو، هیچ چیز مرا وادار نمیکند به خدایی ایمان بیاورم که شائول را به خاطر نکشتن دشمنش تنبیه کرد. بله، ما گاهی ناچاریم بین خدا و کتاب مقدس یکی را انتخاب کنیم.
🔹 این دوگانه دشوار را من به عرصههای زمینیتر نیز میکشانم: میان کشورم و جهان، میان ایران و منافع خودم، و در نهایت میان «دانشگاه شریف» و «پایگاه سیاسی و اعتقادی»ای که ممکن است به آن تعلق داشته باشم. در این میان، خوب یا بدبودن اشخاص معیار قضاوت من نیست؛ «انتخابها و کنشها» است که باید به داوری گذاشته شود. مینگرم که مسئول امروز چگونه هیئتعلمی را جذب یا ارتقا داده است؟ مسئله اصلی قطع همکاری با فلان استاد چیست؟ در سال ۱۴۰۱ پرفرازونشیب، کفه تصمیمها به سود چه کسانی سنگین شده؟ گوش او به بیرون بیش از «خانواده شریف» بدهکار بوده یا نه؟ نشاط دانشجویی رشد کرده، یا حتی نشانی از نشاط گذشته نیز نمانده است؟
🔹 برخی از این پرسشها پاسخ کیفی دارند، برخی بازتاب مستقیمی از رخدادهای جامعهاند و برخی را میتوان به صورت کمی اندازهگیری کرد، روند کشید و تحلیل نوشت. اما همان گونه که میان هویت برند و تصویر برند فاصلهای معنادار هست، اینجا هم باید به احساس خانواده شریف نسبت به شریف گوش سپرد؛ همان احساسی که اگر نادیده بماند، واقعیت را دیر یا زود با خود میکشد. بد نیست هشدار دارون عجم اوغلو در «ملتها چگونه شکست میخورند» را از نو بخوانیم و ببینیم مدیریت دانشگاه با نهادهای اصیل درونی چه کرده است: آیا در تلاقی نادانی و فرصتطلبی، چرخهای باطل شکل نگرفته که نظام پاداش و تنبیه را برای گروهی خاص بازتعریف کند؟ همان چرخه آشنا که برای دوستان همه چیز و برای دیگران قانون است؟
🔹 دانشگاه، اگر دانشگاه بماند، باید معیارهایش را روشن، قابل سنجش و یکسان برای همه نگه دارد: شفافیت در انتصابات، معیارهای روشن در جذب و ارتقا، استقلال از فشارهای بیرونی، حمایت بیچونوچرا از آزادی آکادمیک و پاسداشت نشاط دانشگاه و تشکلهای دانشجویی. اینها شعار نیست؛ ابزار سنجش سلامت نهادیاند. هرگاه این شاخصها کمرنگ شوند، «هویت» و «تصویر» واگرا میشوند و فاصله دانشگاه با خاستگاه اجتماعیاش زیاد.
🔹 تاریخ پر است از دورههایی که آدم آرزو میکند ای کاش نبودند؛ دورههایی که بعضی ترجیح میدهند سریع از آن عبور کنند و بعضی دیگر پیوسته آن را بررسی میکنند تا تکرار نشود. من از دومیام. با این همه، امروز ترجیح میدهم از پایان یک دوره چندساله در مدیریت شریف خرسند باشم و به آغاز دوبارهای که سزاوار این دانشگاه است امیدوار: بازگشت به معیار، بازسازی اعتماد، و بازگشایی فضا برای علم، نقد و جوانه زدن امید. شکر خدایی را به جا میآورم که به او ایمان دارم و او را دوست دارم؛ خدایی که ما را به انتخاب درست، نه وفاداری کور، فرا میخواند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51❤12👎9😁1
«ازدواج نابالغها»
#یادداشت
✴️ روزنامه شرق گزارشی از دانشگاه منتشر کرده که میگوید مسئولان دانشگاه، با خانواده دانشجوهای دختر تماس میگیرند و به آنها درباره پوشش دختر دانشجویشان تذکر میدهند.
🔹 از این درد بگذریم که از چنین گزارشی در نشریات و رسانههای داخل دانشگاه خبر کافی نیست. سوال بزرگ این است که دانشگاه چرا باید سراغ خانواده دانشجو برود؟!
🔹 فرض کنید کسی از دانشگاه شریف که برای خودش نام و نشانی دارد به شما زنگ میزند و میگوید دختر شما در دانشگاه «عریان» تردد میکند یا در حال «بیعفتی» است، تصور شما از عمق ماجرا و واکنش شما چیست؟ باور کنید اینها عباراتیست که تماس گیرندگان از دانشگاه به کار بردهاند.
🔹 حالا اگر حتی یک نفر از این دانشجوهای دختر در خانوادهای زندگی میکند که خطر خشونت خانگی او را تهدید میکند، کدام یک از حضرات دانشگاه پاسخگو خواهند بود؟ گردننگیرها در چنینی مواقعی چه میکنند؟ به ما میگویند که فلان دانشجوی دختر خودش مشکلات خانوادگی داشته یا پدرش بیماری زمینهای داشته؟ اگر یک دانشجو از تحصیل محروم شود، یا فشار روانی بیش از توانش به او وارد شود، مدیران دانشگاه چه پاسخی به پیچیده کردن شرایط زندگی دانشجو دارند؟
🔹 چرا دانشگاه باید رفتار یک فرد بزرگسال که مسئولیت حقوقی همه کارهایش با خودش است را به خانواده و پدر و مادرش گزارش کند؟ از نظر مسئولان دانشگاه، دانشجوها کودک و نابالغ هستند؟ آن بخش از مسئولان دانشگاه که به دانشجو و افکار عمومی پاسخگو هستند، چقدر در جریان جزئیات این طرح بزرگ و مبتکرانه فرهنگی هستند؟ آنهایی که مروج و مشوق این کارهای مثلا فرهنگی هستند، هیچ وقت در مقام پاسخگویی قرار میگیرند یا تنها در اتاقهای دربسته طرح ارائه میکنند و وظایف مدیران را به آنها یادآوری میکنند؟
🔹 جالب این که این روزها دانشگاه پر بود از تصاویری برای ترویج ازدواج. خیلی هم کار خوبی است، تنها سوال این است که به نظر مسئولان محترمی که ترویجگر ازدواج هستند و دلی هم در گرو رعایت قوانین اجتماعی و فرهنگی کشور دارند، دانشجوی نابالغ و صغیر و نیازمند به ولی دانشجو، چرا باید به ازدواج فکر کند؟
🔵 @SharifToday
#یادداشت
✴️ روزنامه شرق گزارشی از دانشگاه منتشر کرده که میگوید مسئولان دانشگاه، با خانواده دانشجوهای دختر تماس میگیرند و به آنها درباره پوشش دختر دانشجویشان تذکر میدهند.
🔹 از این درد بگذریم که از چنین گزارشی در نشریات و رسانههای داخل دانشگاه خبر کافی نیست. سوال بزرگ این است که دانشگاه چرا باید سراغ خانواده دانشجو برود؟!
🔹 فرض کنید کسی از دانشگاه شریف که برای خودش نام و نشانی دارد به شما زنگ میزند و میگوید دختر شما در دانشگاه «عریان» تردد میکند یا در حال «بیعفتی» است، تصور شما از عمق ماجرا و واکنش شما چیست؟ باور کنید اینها عباراتیست که تماس گیرندگان از دانشگاه به کار بردهاند.
🔹 حالا اگر حتی یک نفر از این دانشجوهای دختر در خانوادهای زندگی میکند که خطر خشونت خانگی او را تهدید میکند، کدام یک از حضرات دانشگاه پاسخگو خواهند بود؟ گردننگیرها در چنینی مواقعی چه میکنند؟ به ما میگویند که فلان دانشجوی دختر خودش مشکلات خانوادگی داشته یا پدرش بیماری زمینهای داشته؟ اگر یک دانشجو از تحصیل محروم شود، یا فشار روانی بیش از توانش به او وارد شود، مدیران دانشگاه چه پاسخی به پیچیده کردن شرایط زندگی دانشجو دارند؟
🔹 چرا دانشگاه باید رفتار یک فرد بزرگسال که مسئولیت حقوقی همه کارهایش با خودش است را به خانواده و پدر و مادرش گزارش کند؟ از نظر مسئولان دانشگاه، دانشجوها کودک و نابالغ هستند؟ آن بخش از مسئولان دانشگاه که به دانشجو و افکار عمومی پاسخگو هستند، چقدر در جریان جزئیات این طرح بزرگ و مبتکرانه فرهنگی هستند؟ آنهایی که مروج و مشوق این کارهای مثلا فرهنگی هستند، هیچ وقت در مقام پاسخگویی قرار میگیرند یا تنها در اتاقهای دربسته طرح ارائه میکنند و وظایف مدیران را به آنها یادآوری میکنند؟
🔹 جالب این که این روزها دانشگاه پر بود از تصاویری برای ترویج ازدواج. خیلی هم کار خوبی است، تنها سوال این است که به نظر مسئولان محترمی که ترویجگر ازدواج هستند و دلی هم در گرو رعایت قوانین اجتماعی و فرهنگی کشور دارند، دانشجوی نابالغ و صغیر و نیازمند به ولی دانشجو، چرا باید به ازدواج فکر کند؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍455🤬72👎32❤20💔4👏3🤩2
«باد سرد، جو گرم»
✴️ بعد از اعتراضهای یکی دو روز گذشته در بازار و برخی خیابانها و مناطق تهران، امروز تعدادی از دانشگاههای بزرگ تهران هم شاهد تجمعهای اعتراضی دانشجوها بودند؛ اعتراضهایی که هم در شعارها و هم در حالوهوا، شبیه اعتراضهای دامنهدار پاییز ۱۴۰۱ در این دانشگاهها بود.
🔹 در دانشگاه شریف، از حوالی ساعت ۱۲ ظهر، پیرو برخی فراخوانهای منتشرشده در کانالهای تلگرامی، دانشجوها تجمعشان را از مقابل سلف دانشگاه آغاز کردند. دانشجوهای معترض ضمن سر دادن شعارهایی مشابه اعتراضات ۱۴۰۱، به سمت ساختمان ابنسینا حرکت کردند و تا حدود ساعت ۱۴، تجمعشان را در فضای اطراف حوض مقابل ساختمان ابنسینا ادامه دادند. در جریان این تجمع که با حضور پرتعداد نیروهای حراست نیز همراه بود، درگیریهایی بین دانشجوهای معترض و دانشجوهای بسیجی مخالف تجمع رخ داد.
🔹 بعد از آن، جمعیت معترض به سمت سردر خیابان آزادی حرکت کرد، اما حوالی ساعت ۱۴:۳۰ و پیش از رسیدن به سردر، با زنجیره انسانی دانشجوهای بسیجی مواجه شد که سعی داشت مانع از رسیدن جمعیت معترض به سردر شود. این تقابل به درگیری فیزیکی و زد و خورد بین دو گروه نیز منجر شد.
🔹 رئیس دانشگاه، معاونین فرهنگی و دانشجویی و برخی دیگر از استادان دانشگاه، برای آرام کردن فضا در میان و در حوالی تجمع حاضر بودند. تجریشی، رئیس دانشگاه، علیرغم واکنشهای اعتراضی اولیه از سوی جمعیت و هو شدن، دانشجوها را به آرامش دعوت کرد. او در صحبتهایش با انتقاد از شیوه اعتراضی دانشجوها، از آنها خواست راهکارهای عملی ارائه دهند و مشکلاتشان را به صورت مشخص بیان کنند تا زمینه حضور وزیر و انتقال مستقیم دغدغه دانشجوها به مسئولین فراهم شود.
🔹 این تجمع در نهایت پس از حرکت جمعیت معترض به سمت خیابان پژوهش (محل استقرار دفتر حراست و دانشکده برق)، حوالی ساعت ۱۵:۳۰ به پایان رسید. در زمان برگزاری این تجمع، محدودیتهایی در تردد به دانشگاه نیز اعمال شده بود؛ از جمله ممنوعیت ورود از در انرژی و کنترل کارتهای دانشجویی برای خروج از در آزادی. همچنین در بیرون دانشگاه خودروها و مأموران نیروی انتظامی حضور داشتند و شواهدی از حضور نیروهای لباسشخصی در داخل و اطراف دانشگاه هم به چشم میآمد.
🔵 @SharifToday
✴️ بعد از اعتراضهای یکی دو روز گذشته در بازار و برخی خیابانها و مناطق تهران، امروز تعدادی از دانشگاههای بزرگ تهران هم شاهد تجمعهای اعتراضی دانشجوها بودند؛ اعتراضهایی که هم در شعارها و هم در حالوهوا، شبیه اعتراضهای دامنهدار پاییز ۱۴۰۱ در این دانشگاهها بود.
🔹 در دانشگاه شریف، از حوالی ساعت ۱۲ ظهر، پیرو برخی فراخوانهای منتشرشده در کانالهای تلگرامی، دانشجوها تجمعشان را از مقابل سلف دانشگاه آغاز کردند. دانشجوهای معترض ضمن سر دادن شعارهایی مشابه اعتراضات ۱۴۰۱، به سمت ساختمان ابنسینا حرکت کردند و تا حدود ساعت ۱۴، تجمعشان را در فضای اطراف حوض مقابل ساختمان ابنسینا ادامه دادند. در جریان این تجمع که با حضور پرتعداد نیروهای حراست نیز همراه بود، درگیریهایی بین دانشجوهای معترض و دانشجوهای بسیجی مخالف تجمع رخ داد.
🔹 بعد از آن، جمعیت معترض به سمت سردر خیابان آزادی حرکت کرد، اما حوالی ساعت ۱۴:۳۰ و پیش از رسیدن به سردر، با زنجیره انسانی دانشجوهای بسیجی مواجه شد که سعی داشت مانع از رسیدن جمعیت معترض به سردر شود. این تقابل به درگیری فیزیکی و زد و خورد بین دو گروه نیز منجر شد.
🔹 رئیس دانشگاه، معاونین فرهنگی و دانشجویی و برخی دیگر از استادان دانشگاه، برای آرام کردن فضا در میان و در حوالی تجمع حاضر بودند. تجریشی، رئیس دانشگاه، علیرغم واکنشهای اعتراضی اولیه از سوی جمعیت و هو شدن، دانشجوها را به آرامش دعوت کرد. او در صحبتهایش با انتقاد از شیوه اعتراضی دانشجوها، از آنها خواست راهکارهای عملی ارائه دهند و مشکلاتشان را به صورت مشخص بیان کنند تا زمینه حضور وزیر و انتقال مستقیم دغدغه دانشجوها به مسئولین فراهم شود.
🔹 این تجمع در نهایت پس از حرکت جمعیت معترض به سمت خیابان پژوهش (محل استقرار دفتر حراست و دانشکده برق)، حوالی ساعت ۱۵:۳۰ به پایان رسید. در زمان برگزاری این تجمع، محدودیتهایی در تردد به دانشگاه نیز اعمال شده بود؛ از جمله ممنوعیت ورود از در انرژی و کنترل کارتهای دانشجویی برای خروج از در آزادی. همچنین در بیرون دانشگاه خودروها و مأموران نیروی انتظامی حضور داشتند و شواهدی از حضور نیروهای لباسشخصی در داخل و اطراف دانشگاه هم به چشم میآمد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍156❤55👎37🤬23💔9😁5🔥1👏1