💢رباتی که از افسانههای باستانی بیرون آمده است/ نخستین ربات «سانتور» جهان در چین رونمایی شد
یک شرکت رباتیک در شانگهای از نخستین ربات شبهانسان و چرخدار جهان موسوم به «سانتور» رونمایی کرده است که با ترکیب سرعت و قابلیت عبور از موانع، تحولی بزرگ در عملیاتهای امدادی و صنعتی ایجاد میکند. این ماشین هوشمند که بیش از ۹۵ درصد قطعات آن کاملاً بومی است، با ساختار منحصربهفرد خود توانایی انجام پیچیدهترین مأموریتها را در محیطهای خطرناک دارد.
شرکت رباتیک «ران رباتیکس» (Run Robotics) در جریان کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ (WAIC ۲۰۲۶) در شانگهای، از جدیدترین دستاورد خود یعنی نخستین ربات هیبریدی چرخدار-پادار جهان تحت عنوان «سانتور» رونمایی کرد.
نام و طراحی این ربات با الهام از موجود اساطیری سانتور (موجودی با بالاتنه انسان و پایینتنه اسب) شکل گرفته است. برخلاف رباتهای انساننمای سنتی که متکی بر حرکت دوپا هستند، این ربات از یک طراحی دو بخشی بهره میبرد؛ شاسی چهارچرخ و همهفنحریف در بخش پایینی برای حرکت سریع، و بالاتنهای کاملاً مشابه انسان مجهز به بازوهای مکانیکی برای انجام عملیاتهای پیچیده فیزیکی.
این ربات به طور ویژه برای به کارگیری در شرایط سخت و محیطهای پرخطر مانند کارخانههای فولاد، پالایشگاههای نفت، تأسیسات هستهای و معدنکاری طراحی شده است. ترکیب ساختاری آن به گونهای است که بخش چرخدار پایینی امکان پیمایش سریع در سطوح ناهموار و خطرناک را فراهم میسازد، در حالی که بازوهای مکانیکی و بالاتنه هوشمند آن میتوانند اقداماتی نظیر پاکسازی موانع، کار با تجهیزات صنعتی و کمک به تیمهای امداد و نجات را در شرایط بحرانی انجام دهند.
علاوه بر این، ربات سانتور با رعایت استانداردهای ضد انفجار، ترکیبی از وزن سبک و قابلیت اطمینان بالا را ارائه میدهد. این پلتفرم ماژولار توانایی حمل بارهای تجاری بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم را داشته و حتی میتواند بار استاتیک تا حداکثر ۲۱۰ کیلوگرم را تحمل کند. همچنین بسته به نوع مأموریت، امکان نصب انواع بازوهای دوگانه، دستهای پرتوان و سنسورهای چندبعدی نیرو روی آن وجود دارد.
مغز متفکر این ربات به یک سیستم درک محیطی بومی مجهز است که از تلفیق لایدار (Lidar)، بینایی دوچشمی و دوربینهای عمقسنج بهره میبرد. این سیستم هوشمند ربات را قادر میسازد تا لولهها، شیرآلات، گیجها، موانع و افراد را به دقت شناسایی کرده، موقعیت آنها را ارزیابی کند و با مسیریابی خودکار و خودفرمان، چرخه کاملی از درک محیطی تا تصمیمگیری و اجرا را به نمایش بگذارد.
ساخت این محصول حاصل تلاش برای برطرف کردن چالشهای قدیمی رباتها، مانند محدودیت توان حرکتی و عدم تطبیقپذیری با محیطهای گوناگون بوده است. سازندگان آن اعلام کردهاند که خط تولید انبوه و اتوماتیک این محصول در سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ تکمیل میشود و از هماکنون سفارشهای تجاری متعددی برای دریافت آن ثبت شده است.
رویداد رونمایی از این ربات، که در میان ۱۰ رویداد برتر شبکه تلویزیونی دولتی چین (CCTV) قرار گرفت، نشاندهنده رشد شتابان چین در حوزه رباتیک هوشمند است. طبق آمار وزارت صنعت و فناوری اطلاعات چین، شرکتهای چینی تاکنون بیش از ۴۰۰ مدل ربات انساننما توسعه دادهاند که بیش از نصف کل آمار جهانی را شامل میشود.
همچنین نزدیک به ۷۰ درصد از فروش جهانی رباتهای چهارپا نیز در اختیار سازندگان چینی قرار دارد. این ربات جدید نیز که تمام مراحل تحقیق و توسعه آن در شهر علمی ژانگجیانگ شانگهای انجام شده، گواه دیگری بر تکمیل زنجیره تأمین داخلی و جهش فناوری در این کشور است.
https://interestingengineering.com/ai-robotics/worlds-first-centaur-robot
🆔@ScientificDialectics
یک شرکت رباتیک در شانگهای از نخستین ربات شبهانسان و چرخدار جهان موسوم به «سانتور» رونمایی کرده است که با ترکیب سرعت و قابلیت عبور از موانع، تحولی بزرگ در عملیاتهای امدادی و صنعتی ایجاد میکند. این ماشین هوشمند که بیش از ۹۵ درصد قطعات آن کاملاً بومی است، با ساختار منحصربهفرد خود توانایی انجام پیچیدهترین مأموریتها را در محیطهای خطرناک دارد.
شرکت رباتیک «ران رباتیکس» (Run Robotics) در جریان کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ (WAIC ۲۰۲۶) در شانگهای، از جدیدترین دستاورد خود یعنی نخستین ربات هیبریدی چرخدار-پادار جهان تحت عنوان «سانتور» رونمایی کرد.
نام و طراحی این ربات با الهام از موجود اساطیری سانتور (موجودی با بالاتنه انسان و پایینتنه اسب) شکل گرفته است. برخلاف رباتهای انساننمای سنتی که متکی بر حرکت دوپا هستند، این ربات از یک طراحی دو بخشی بهره میبرد؛ شاسی چهارچرخ و همهفنحریف در بخش پایینی برای حرکت سریع، و بالاتنهای کاملاً مشابه انسان مجهز به بازوهای مکانیکی برای انجام عملیاتهای پیچیده فیزیکی.
این ربات به طور ویژه برای به کارگیری در شرایط سخت و محیطهای پرخطر مانند کارخانههای فولاد، پالایشگاههای نفت، تأسیسات هستهای و معدنکاری طراحی شده است. ترکیب ساختاری آن به گونهای است که بخش چرخدار پایینی امکان پیمایش سریع در سطوح ناهموار و خطرناک را فراهم میسازد، در حالی که بازوهای مکانیکی و بالاتنه هوشمند آن میتوانند اقداماتی نظیر پاکسازی موانع، کار با تجهیزات صنعتی و کمک به تیمهای امداد و نجات را در شرایط بحرانی انجام دهند.
علاوه بر این، ربات سانتور با رعایت استانداردهای ضد انفجار، ترکیبی از وزن سبک و قابلیت اطمینان بالا را ارائه میدهد. این پلتفرم ماژولار توانایی حمل بارهای تجاری بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم را داشته و حتی میتواند بار استاتیک تا حداکثر ۲۱۰ کیلوگرم را تحمل کند. همچنین بسته به نوع مأموریت، امکان نصب انواع بازوهای دوگانه، دستهای پرتوان و سنسورهای چندبعدی نیرو روی آن وجود دارد.
مغز متفکر این ربات به یک سیستم درک محیطی بومی مجهز است که از تلفیق لایدار (Lidar)، بینایی دوچشمی و دوربینهای عمقسنج بهره میبرد. این سیستم هوشمند ربات را قادر میسازد تا لولهها، شیرآلات، گیجها، موانع و افراد را به دقت شناسایی کرده، موقعیت آنها را ارزیابی کند و با مسیریابی خودکار و خودفرمان، چرخه کاملی از درک محیطی تا تصمیمگیری و اجرا را به نمایش بگذارد.
ساخت این محصول حاصل تلاش برای برطرف کردن چالشهای قدیمی رباتها، مانند محدودیت توان حرکتی و عدم تطبیقپذیری با محیطهای گوناگون بوده است. سازندگان آن اعلام کردهاند که خط تولید انبوه و اتوماتیک این محصول در سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ تکمیل میشود و از هماکنون سفارشهای تجاری متعددی برای دریافت آن ثبت شده است.
رویداد رونمایی از این ربات، که در میان ۱۰ رویداد برتر شبکه تلویزیونی دولتی چین (CCTV) قرار گرفت، نشاندهنده رشد شتابان چین در حوزه رباتیک هوشمند است. طبق آمار وزارت صنعت و فناوری اطلاعات چین، شرکتهای چینی تاکنون بیش از ۴۰۰ مدل ربات انساننما توسعه دادهاند که بیش از نصف کل آمار جهانی را شامل میشود.
همچنین نزدیک به ۷۰ درصد از فروش جهانی رباتهای چهارپا نیز در اختیار سازندگان چینی قرار دارد. این ربات جدید نیز که تمام مراحل تحقیق و توسعه آن در شهر علمی ژانگجیانگ شانگهای انجام شده، گواه دیگری بر تکمیل زنجیره تأمین داخلی و جهش فناوری در این کشور است.
https://interestingengineering.com/ai-robotics/worlds-first-centaur-robot
🆔@ScientificDialectics
Interesting Engineering
China unveils world's first centaur robot that tackles rough terrain
China unveils the world's first centaur wheel-leg robot, combining speed, agility and AI for industrial and rescue missions.
❤2🔥1
💢قدرت شفابخش صدا و موسیقی
ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
خیلیها با این تجربه آشنایی دارند: ترانهای که در مسیر خانه در ماشین گوش میکنند و حس خوبی از آن میگیرند، یا صدای باران که کمک میکند به خواب عمیق بروند. صدا فقط حالوهوای ما را تغییر نمیدهد، بلکه وضعیت جسمانی ما را هم دگرگون میکند. ضربان قلب کاهش پیدا میکند، سطح هورمونهای استرس به حداقل میرسد و احساس درد و ناراحتی دستخوش تغییر میشود.
به این ترتیب، ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
تأثیری که صدا روی بدن میگذارد
همهچیز به عملکرد دستگاه عصبی بازمیگردد. صوتدرمانی روی امواج مغزی اثر میگذارد. از آنجا که امواج مغزی مختلف با سطوح متفاوتی از آرامش ارتباط دارند، صدا یا موسیقی میتواند به آرامش مغز کمک کند.
مطالعات مبتنی بر اسکن مغزی نشان دادهاند که صدای کاسه تبتی باعث افزایش فعالیت امواج دلتا و تتا در مغز میشود. امواج تتا، با فرکانس ۴ تا ۸ هرتز، با مراقبه و خواب سبک ارتباط دارند. این درحالی است که امواج دلتا، با فرکانس کمتر از ۴ هرتز، به خواب عمیق و آرام گره خوردهاند.
صدا و ارتعاش عصب واگ را تحریک میکنند؛ عصبی که نقش مهمی در خروج بدن از حالت ستیز یا گریز دارد و بدن را وارد فاز آرامش میکند.
باید بین دو مقولهای که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، تمایز قائل شویم: موسیقیدرمانی و صوتدرمانی. صوتدرمانی با استفاده از کاسه تبتی یا تکنیک غوطهورشدن در صدا یک رویکرد شخصی و بدون نیاز به تشخیص پزشکی یا هدف درمانی مشخص است. با اینحال، موسیقیدرمانی در گوش دادن به موسیقی خلاصه نمیشود و یک مداخله هدفمند و منسجم است که در حضور موسیقیدرمانگر انجام میگیرد و با توجه به نیازهای بیمار پیش میرود.
موسیقیدرمانی: رسیدگی به نیازهای خاص
موسیقیدرمانی با کاهش استرس، اضطراب و افسردگی ارتباط دارد و در زمینه کاهش درد و ناراحتی نتایج امیدوارکنندهای را رقم زده است.
موسیقیدرمانی نقاط مغزی مرتبط با تنظیم خلقوخو را فعال میکند و باعث ترشح دوپامین، اندورفین و اکسیتوسین میشود. موسیقی همچنین ذهن ما را مشغول موضوعات متفرقه میکند و جلوی افکار اضطرابی را میگیرد.
یک مطالعه مروری با بررسی ۹ مطالعه باکیفیت نشان داد که موسیقیدرمانی شدت درد را کاهش میدهد و باعث بهبود افسردگی میشود. پژوهشگران دریافتند که مدتزمان مناسب برای موسیقیدرمانی ۲۰ دقیقه است و زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بیمار به موسیقی مورد علاقه خود گوش کند، ساز بزند یا از هدفون استفاده کند.
تجربه موسیقیدرمانی برای هرکسی متفاوت است. کارا گلدربلوم، موسیقیدرمانگر باتجربه می گوید: «من از ساز برای تحریک ذهن و دستگاه عصبی و واکاوی آنها استفاده میکنم.» او گاهی از گیتار، آهنگ پاپ مورد علاقه بیمار یا قطعهای استفاده میکند که همان لحظه و براساس نیاز فرد ساخته میشود.
گلدربلوم به افرادی که مشکلات روانشناختی دارند، پیشنهاد میکند از یک موسیقیدرمانگر حرفهای کمک بگیرند: «اگر بیمار از طریق خواندن یا نواختن با موسیقی آشنایی داشته باشد، موسیقیدرمانی برای او گزینه مناسبی خواهد بود.»
🆔@ScientificDialectics
ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
خیلیها با این تجربه آشنایی دارند: ترانهای که در مسیر خانه در ماشین گوش میکنند و حس خوبی از آن میگیرند، یا صدای باران که کمک میکند به خواب عمیق بروند. صدا فقط حالوهوای ما را تغییر نمیدهد، بلکه وضعیت جسمانی ما را هم دگرگون میکند. ضربان قلب کاهش پیدا میکند، سطح هورمونهای استرس به حداقل میرسد و احساس درد و ناراحتی دستخوش تغییر میشود.
به این ترتیب، ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
تأثیری که صدا روی بدن میگذارد
همهچیز به عملکرد دستگاه عصبی بازمیگردد. صوتدرمانی روی امواج مغزی اثر میگذارد. از آنجا که امواج مغزی مختلف با سطوح متفاوتی از آرامش ارتباط دارند، صدا یا موسیقی میتواند به آرامش مغز کمک کند.
مطالعات مبتنی بر اسکن مغزی نشان دادهاند که صدای کاسه تبتی باعث افزایش فعالیت امواج دلتا و تتا در مغز میشود. امواج تتا، با فرکانس ۴ تا ۸ هرتز، با مراقبه و خواب سبک ارتباط دارند. این درحالی است که امواج دلتا، با فرکانس کمتر از ۴ هرتز، به خواب عمیق و آرام گره خوردهاند.
صدا و ارتعاش عصب واگ را تحریک میکنند؛ عصبی که نقش مهمی در خروج بدن از حالت ستیز یا گریز دارد و بدن را وارد فاز آرامش میکند.
باید بین دو مقولهای که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، تمایز قائل شویم: موسیقیدرمانی و صوتدرمانی. صوتدرمانی با استفاده از کاسه تبتی یا تکنیک غوطهورشدن در صدا یک رویکرد شخصی و بدون نیاز به تشخیص پزشکی یا هدف درمانی مشخص است. با اینحال، موسیقیدرمانی در گوش دادن به موسیقی خلاصه نمیشود و یک مداخله هدفمند و منسجم است که در حضور موسیقیدرمانگر انجام میگیرد و با توجه به نیازهای بیمار پیش میرود.
موسیقیدرمانی: رسیدگی به نیازهای خاص
موسیقیدرمانی با کاهش استرس، اضطراب و افسردگی ارتباط دارد و در زمینه کاهش درد و ناراحتی نتایج امیدوارکنندهای را رقم زده است.
موسیقیدرمانی نقاط مغزی مرتبط با تنظیم خلقوخو را فعال میکند و باعث ترشح دوپامین، اندورفین و اکسیتوسین میشود. موسیقی همچنین ذهن ما را مشغول موضوعات متفرقه میکند و جلوی افکار اضطرابی را میگیرد.
یک مطالعه مروری با بررسی ۹ مطالعه باکیفیت نشان داد که موسیقیدرمانی شدت درد را کاهش میدهد و باعث بهبود افسردگی میشود. پژوهشگران دریافتند که مدتزمان مناسب برای موسیقیدرمانی ۲۰ دقیقه است و زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بیمار به موسیقی مورد علاقه خود گوش کند، ساز بزند یا از هدفون استفاده کند.
تجربه موسیقیدرمانی برای هرکسی متفاوت است. کارا گلدربلوم، موسیقیدرمانگر باتجربه می گوید: «من از ساز برای تحریک ذهن و دستگاه عصبی و واکاوی آنها استفاده میکنم.» او گاهی از گیتار، آهنگ پاپ مورد علاقه بیمار یا قطعهای استفاده میکند که همان لحظه و براساس نیاز فرد ساخته میشود.
گلدربلوم به افرادی که مشکلات روانشناختی دارند، پیشنهاد میکند از یک موسیقیدرمانگر حرفهای کمک بگیرند: «اگر بیمار از طریق خواندن یا نواختن با موسیقی آشنایی داشته باشد، موسیقیدرمانی برای او گزینه مناسبی خواهد بود.»
🆔@ScientificDialectics
PubMed Central (PMC)
Eastern Integrative Medicine and Ancient Sound Healing Treatments for Stress: Recent Research Advances
Eastern integrative medicine includes centuries-old practices and treatments which have quite recently garnered significant attention in Western society. Numerous traditional medicine techniques such as yoga, sound healing, Qigong, Tai Chi Chuan, ...
❤8
💢نوشیدن ۵ فنجان قهوه، دوست یا دشمن قلب؟ پاسخ تازه انجمن قلب آمریکا به یک بحث قدیمی
یک بررسی جامع جدید اعلام میکند مصرف روزانه تا پنج فنجان قهوه برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و حتی ممکن است فوایدی هم داشته باشد.
انجمن قلب آمریکا (AHA)با صدور یک بیانیه علمی تازه اعلام کرد که نوشیدن حداکثر پنج فنجان قهوه در روز برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و مصرف منظم آن ممکن است خطر سکته مغزی، دیابت و نارسایی قلبی را کاهش دهد.
این گزارش رسمی که روز دوشنبه در نشریه علمی Circulation منتشر شد، به سالها توصیههای متناقض درباره تاثیر کافئین بر سلامت قلب میپردازد.
با این حال، این نتایج تنها درباره قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند و شامل انواع دیگر قهوه نمیشود.
پزشکان در چند ده سال اخیر اغلب به افراد مبتلا به بیماریهای قلبی توصیه میکردند از مصرف مواد محرک خودداری کنند. اما این مرور جامع، با تفکیک قائل شدن میان قهوه طبیعی و کافئین مصنوعی، تغییر مهمی در این رویکرد ایجاد کرده است.
در گذشته، توصیههای پزشکی بیشتر بر اساس مطالعاتی با شواهد ضعیفتر بود، اما کارشناسان انجمن قلب آمریکا در بررسی جدید خود نتایج تحقیقات بالینی تازه را هم بررسی کردند.
این تحقیقات نشان میدهد حتی بیمارانی که برای درمان نامنظمی ضربان قلب تحت عمل قرار گرفتهاند، با نوشیدن روزانه قهوه ممکن است ۳۹ درصد کمتر در معرض بازگشت این مشکل قرار بگیرند.
مصرف منظم قهوه همچنین با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز مرتبط دانسته شده است.
با این حال، انجمن قلب آمریکا هشدار میدهد که روش تهیه روزانه قهوه میتواند بهطور چشمگیری بر این فواید احتمالی سلامت تأثیر بگذارد. این ارتباطهای مفید برای سلامت قلب، تنها در مورد قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند.
قهوههای بدون فیلتر، از جمله قهوه تهیهشده با فرنچپرس، اسپرسو یا قهوه ترک، ترکیب طبیعیای به نام کافستول را در خود حفظ میکنند. این ماده سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) یا همان «کلسترول بد» را افزایش میدهد. کلسترول بد با گذشت زمان میتواند باعث گرفتگی رگها شود.
نکته مهم این است که این ارتباطهای مثبت با سلامت قلب، شامل محصولات حاوی کافئین مصنوعی با غلظت بالا مانند نوشیدنیهای انرژیزا، شاتهای کافئین و قرصهای کافئین نمیشود. انجمن قلب آمریکا تأکید میکند که نوشیدنیهای انرژیزای پرکافئین بهطور مداوم با آسیبهای قلبیعروقی مرتبط بودهاند. این محصولات با افزایش ناگهانی فشار خون و بروز حملات حاد بینظمی ریتم قلب، حتی در افراد سالم، ارتباط دارند.
نوشیدنیهای انرژیزا میتوانند آسیبهای قابلتوجهی به سلامت قلب و عروق وارد کنند. مصرف زیاد این نوشیدنیها میتواند باعث بروز اختلالات خطرناک ریتم قلب و حتی ایست قلبی شود.
مانند بسیاری از خوراکیها، اعتدال اصل اساسی است و اگر به قهوه خامه، شکر، شیرینکنندهها، شربتهای طعمدهنده یا افزودنیهای پرکالری اضافه کنید، بسیاری از فواید احتمالی آن از بین میرود.
در نهایت باید گفت که میزان ایدهآل مصرف کافئین برای هر فرد تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی او قرار دارد. تفاوتهای ارثی در ژن یک آنزیم کبدی به نام CYP1A2 تعیین میکند که بدن با چه سرعتی مواد محرک را متابولیزه میکند. در حالی که برخی افراد بهراحتی میتوانند ۴۰۰ میلیگرم کافئین، یعنی حدود سه تا پنج فنجان قهوه، را دفع کنند، برخی دیگر ممکن است با مقدار بسیار کمتری کافئین نیز دچار اختلال خواب و افزایش ناگهانی فشار خون شوند.
پزشکان همچنان هشدار میدهند افرادی که به بیماری قلبی زمینهای مبتلا هستند یا خطر ابتلا به بیماری قلبی یا سکته مغزی در آنها وجود دارد، باید درباره میزان ایمن مصرف قهوه یا کافئین با پزشک خود مشورت کنند.
https://www.sciencealert.com/new-review-from-american-heart-association-reveals-the-optimal-daily-cups-of-coffee-for-your-health
🆔@ScientificDialectics
یک بررسی جامع جدید اعلام میکند مصرف روزانه تا پنج فنجان قهوه برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و حتی ممکن است فوایدی هم داشته باشد.
انجمن قلب آمریکا (AHA)با صدور یک بیانیه علمی تازه اعلام کرد که نوشیدن حداکثر پنج فنجان قهوه در روز برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و مصرف منظم آن ممکن است خطر سکته مغزی، دیابت و نارسایی قلبی را کاهش دهد.
این گزارش رسمی که روز دوشنبه در نشریه علمی Circulation منتشر شد، به سالها توصیههای متناقض درباره تاثیر کافئین بر سلامت قلب میپردازد.
با این حال، این نتایج تنها درباره قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند و شامل انواع دیگر قهوه نمیشود.
پزشکان در چند ده سال اخیر اغلب به افراد مبتلا به بیماریهای قلبی توصیه میکردند از مصرف مواد محرک خودداری کنند. اما این مرور جامع، با تفکیک قائل شدن میان قهوه طبیعی و کافئین مصنوعی، تغییر مهمی در این رویکرد ایجاد کرده است.
در گذشته، توصیههای پزشکی بیشتر بر اساس مطالعاتی با شواهد ضعیفتر بود، اما کارشناسان انجمن قلب آمریکا در بررسی جدید خود نتایج تحقیقات بالینی تازه را هم بررسی کردند.
این تحقیقات نشان میدهد حتی بیمارانی که برای درمان نامنظمی ضربان قلب تحت عمل قرار گرفتهاند، با نوشیدن روزانه قهوه ممکن است ۳۹ درصد کمتر در معرض بازگشت این مشکل قرار بگیرند.
مصرف منظم قهوه همچنین با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز مرتبط دانسته شده است.
با این حال، انجمن قلب آمریکا هشدار میدهد که روش تهیه روزانه قهوه میتواند بهطور چشمگیری بر این فواید احتمالی سلامت تأثیر بگذارد. این ارتباطهای مفید برای سلامت قلب، تنها در مورد قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند.
قهوههای بدون فیلتر، از جمله قهوه تهیهشده با فرنچپرس، اسپرسو یا قهوه ترک، ترکیب طبیعیای به نام کافستول را در خود حفظ میکنند. این ماده سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) یا همان «کلسترول بد» را افزایش میدهد. کلسترول بد با گذشت زمان میتواند باعث گرفتگی رگها شود.
نکته مهم این است که این ارتباطهای مثبت با سلامت قلب، شامل محصولات حاوی کافئین مصنوعی با غلظت بالا مانند نوشیدنیهای انرژیزا، شاتهای کافئین و قرصهای کافئین نمیشود. انجمن قلب آمریکا تأکید میکند که نوشیدنیهای انرژیزای پرکافئین بهطور مداوم با آسیبهای قلبیعروقی مرتبط بودهاند. این محصولات با افزایش ناگهانی فشار خون و بروز حملات حاد بینظمی ریتم قلب، حتی در افراد سالم، ارتباط دارند.
نوشیدنیهای انرژیزا میتوانند آسیبهای قابلتوجهی به سلامت قلب و عروق وارد کنند. مصرف زیاد این نوشیدنیها میتواند باعث بروز اختلالات خطرناک ریتم قلب و حتی ایست قلبی شود.
مانند بسیاری از خوراکیها، اعتدال اصل اساسی است و اگر به قهوه خامه، شکر، شیرینکنندهها، شربتهای طعمدهنده یا افزودنیهای پرکالری اضافه کنید، بسیاری از فواید احتمالی آن از بین میرود.
در نهایت باید گفت که میزان ایدهآل مصرف کافئین برای هر فرد تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی او قرار دارد. تفاوتهای ارثی در ژن یک آنزیم کبدی به نام CYP1A2 تعیین میکند که بدن با چه سرعتی مواد محرک را متابولیزه میکند. در حالی که برخی افراد بهراحتی میتوانند ۴۰۰ میلیگرم کافئین، یعنی حدود سه تا پنج فنجان قهوه، را دفع کنند، برخی دیگر ممکن است با مقدار بسیار کمتری کافئین نیز دچار اختلال خواب و افزایش ناگهانی فشار خون شوند.
پزشکان همچنان هشدار میدهند افرادی که به بیماری قلبی زمینهای مبتلا هستند یا خطر ابتلا به بیماری قلبی یا سکته مغزی در آنها وجود دارد، باید درباره میزان ایمن مصرف قهوه یا کافئین با پزشک خود مشورت کنند.
https://www.sciencealert.com/new-review-from-american-heart-association-reveals-the-optimal-daily-cups-of-coffee-for-your-health
🆔@ScientificDialectics
ScienceAlert
American Heart Association Reveals The Optimal Daily Cups of Coffee For Your Health
Put the kettle on.
❤4
💢فراموش کنید اسلک و تیمز: چت کاری بعدی شما با همکاران هوش مصنوعی است
شرکت بلاک یک رقیب متنباز برای اسلک و گیتهاب راهاندازی کرده که به عاملهای هوش مصنوعی هویت و مجوز مستقل میدهد و آنها را همکار نه ابزار میبیند.
شرکت فینتک «بلاک» متعلق به جک دورسی، همبنیانگذار توییتر، پلتفرمی جدید به نام Buzz معرفی کرده است؛ پلتفرم متنباز همکاری در محیط کار که عاملهای هوش مصنوعی را نه مانند زبانهای در مرورگر که بیسر و صدا میبندید، بلکه به عنوان اعضای کامل تیم در نظر میگیرد.
این پلتفرم روز سهشنبه راهاندازی شد و اکنون در نشانی buzz.xyz در دسترس است. Buzz کانالها، رشتهها، پیامهای مستقیم، صدا، اشتراکگذاری محتوای چندرسانهای، مخزنهای کد و گردشکارهای خودکار را در یک جا ترکیب میکند و به همین دلیل ساختاری مشابه اسلک دارد.
تفاوت اصلی در نحوه برخورد این پلتفرم با هوش مصنوعی است.
در Buzz هر عامل هوش مصنوعی هویت و سطح دسترسی رمزنگاریشده خود را دریافت میکند و میتواند در کنار همکاران انسانی پست منتشر کند، کد را بررسی کند، فرایندهای خودکار را اجرا کند و در گفتگوها مشارکت داشته باشد.
برادلی اکسن، رئیس بخش توانمندیهای هوش مصنوعی در بلاک، گفت: «هر شرکت به فضایی نیاز خواهد داشت که در آن انسانها و عاملها در کنار هم کار کنند.»
او افزود: «سوال این است که آیا این فضا باید مالکیتی باشد یا باز. ما Buzz را ساختیم چون معتقدیم این فضا باید باز باشد.»
پلتفرم Buzz بر پایه پروتکل غیرمتمرکز Nostr کار میکند؛ پروتکلی که برای هر مشارکتکننده، چه انسان و چه عامل هوش مصنوعی، یک جفت کلید رمزنگاری ایجاد میکند که متعلق به خود اوست نه به پلتفرم.
بلاک میگوید این موضوع باعث میشود هویت و سابقه یک عامل قابلانتقال باشد و بتواند در دیگر سامانههای سازگار با Nostr جابهجا شود، بدون آنکه به سامانه حسابهای یک عرضهکننده واحد گره بخورد.
این پلتفرم نسبت به مدلهای هوش مصنوعی بیطرف است. تیمها میتوانند عاملهایی را که بر پایه Claude Code، Codex یا چارچوب اختصاصی بلاک به نام goose ساخته شدهاند متصل کنند یا از عاملهای خودشان استفاده کنند.
مت راس، رئیس بخش ارتباط با سرمایهگذاران در بلاک، گفت که دیده است چند عامل هوش مصنوعی در زمان واقعی روی یک پروژه با هم همکاری کردهاند و خروجی آن بلافاصله برای تیم او قابل استفاده بوده تا کار را ادامه دهند.
او در پستی در ایکس نوشت: «این فناوری به طور کامل شیوه کار ما را دگرگون خواهد کرد.»
بلاک Buzz را تحت مجوز Apache 2.0 عرضه میکند؛ به این معنا که توسعهدهندگان میتوانند کد آن را آزادانه بررسی، ویرایش و روی سرورهای خود میزبانی کنند.
تیمهایی که نمیخواهند زیرساخت خود را راهاندازی کنند میتوانند از طریق buzz.xyz برای میزبانی مدیریتشده بلاک ثبتنام کنند، هرچند شرکت هنوز قیمت این گزینه را اعلام نکرده است.
بلاک میگوید Buzz را متنباز کرده چون بیشتر ابزارهای هوش مصنوعی موجود شرکتها را به پلتفرم و قواعد یک شرکت واحد وابسته میکند، در حالی که Buzz به کسبوکارها امکان میدهد مالک سامانه هوش مصنوعی خود باشند و آن را متناسب با نیازهایشان تغییر دهند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
شرکت بلاک یک رقیب متنباز برای اسلک و گیتهاب راهاندازی کرده که به عاملهای هوش مصنوعی هویت و مجوز مستقل میدهد و آنها را همکار نه ابزار میبیند.
شرکت فینتک «بلاک» متعلق به جک دورسی، همبنیانگذار توییتر، پلتفرمی جدید به نام Buzz معرفی کرده است؛ پلتفرم متنباز همکاری در محیط کار که عاملهای هوش مصنوعی را نه مانند زبانهای در مرورگر که بیسر و صدا میبندید، بلکه به عنوان اعضای کامل تیم در نظر میگیرد.
این پلتفرم روز سهشنبه راهاندازی شد و اکنون در نشانی buzz.xyz در دسترس است. Buzz کانالها، رشتهها، پیامهای مستقیم، صدا، اشتراکگذاری محتوای چندرسانهای، مخزنهای کد و گردشکارهای خودکار را در یک جا ترکیب میکند و به همین دلیل ساختاری مشابه اسلک دارد.
تفاوت اصلی در نحوه برخورد این پلتفرم با هوش مصنوعی است.
در Buzz هر عامل هوش مصنوعی هویت و سطح دسترسی رمزنگاریشده خود را دریافت میکند و میتواند در کنار همکاران انسانی پست منتشر کند، کد را بررسی کند، فرایندهای خودکار را اجرا کند و در گفتگوها مشارکت داشته باشد.
برادلی اکسن، رئیس بخش توانمندیهای هوش مصنوعی در بلاک، گفت: «هر شرکت به فضایی نیاز خواهد داشت که در آن انسانها و عاملها در کنار هم کار کنند.»
او افزود: «سوال این است که آیا این فضا باید مالکیتی باشد یا باز. ما Buzz را ساختیم چون معتقدیم این فضا باید باز باشد.»
پلتفرم Buzz بر پایه پروتکل غیرمتمرکز Nostr کار میکند؛ پروتکلی که برای هر مشارکتکننده، چه انسان و چه عامل هوش مصنوعی، یک جفت کلید رمزنگاری ایجاد میکند که متعلق به خود اوست نه به پلتفرم.
بلاک میگوید این موضوع باعث میشود هویت و سابقه یک عامل قابلانتقال باشد و بتواند در دیگر سامانههای سازگار با Nostr جابهجا شود، بدون آنکه به سامانه حسابهای یک عرضهکننده واحد گره بخورد.
این پلتفرم نسبت به مدلهای هوش مصنوعی بیطرف است. تیمها میتوانند عاملهایی را که بر پایه Claude Code، Codex یا چارچوب اختصاصی بلاک به نام goose ساخته شدهاند متصل کنند یا از عاملهای خودشان استفاده کنند.
مت راس، رئیس بخش ارتباط با سرمایهگذاران در بلاک، گفت که دیده است چند عامل هوش مصنوعی در زمان واقعی روی یک پروژه با هم همکاری کردهاند و خروجی آن بلافاصله برای تیم او قابل استفاده بوده تا کار را ادامه دهند.
او در پستی در ایکس نوشت: «این فناوری به طور کامل شیوه کار ما را دگرگون خواهد کرد.»
بلاک Buzz را تحت مجوز Apache 2.0 عرضه میکند؛ به این معنا که توسعهدهندگان میتوانند کد آن را آزادانه بررسی، ویرایش و روی سرورهای خود میزبانی کنند.
تیمهایی که نمیخواهند زیرساخت خود را راهاندازی کنند میتوانند از طریق buzz.xyz برای میزبانی مدیریتشده بلاک ثبتنام کنند، هرچند شرکت هنوز قیمت این گزینه را اعلام نکرده است.
بلاک میگوید Buzz را متنباز کرده چون بیشتر ابزارهای هوش مصنوعی موجود شرکتها را به پلتفرم و قواعد یک شرکت واحد وابسته میکند، در حالی که Buzz به کسبوکارها امکان میدهد مالک سامانه هوش مصنوعی خود باشند و آن را متناسب با نیازهایشان تغییر دهند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
euronews
Forget Slack and Teams — your next work chat comes with AI co-workers
Block has launched an open-source rival to Slack and GitHub that gives AI agents their own identities and permissions, treating them as colleagues rather than tools.
❤2
💢 ۴ راهکار برای کاهش وابستگی کودکان به صفحهنمایش، بدون درگیری و تنش
بسیاری از والدین با صحنهای آشنا هستند: زمان کنار گذاشتن گوشی یا تبلت فرا میرسد و کودک با ناراحتی، گریه یا مقاومت واکنش نشان میدهد.
برای کاهش وابستگی کودکان به صفحهنمایش، چهار راهکار پیشنهادی وجود دارد: انتخاب محتوای آرامتر، همراهی والدین با کودک در استفاده از دستگاه، جلوگیری از بهکارگیری مداوم صفحهنمایش بهعنوان ابزار آرامسازی، و تنظیم زمانبندی مشخص برای استفاده. هدف ایجاد تعادل در مصرف فناوری دیجیتال است تا رشد کودک و تنش خانواده کاهش یابد.
پژوهشگران میگویند این رفتار همیشه نشانه لجبازی نیست. بسیاری از بازیها، ویدئوها و برنامههای دیجیتال بهگونهای طراحی شدهاند که توجه کودکان را برای مدت طولانی حفظ کنند و جدا شدن از آنها را دشوار سازند.
متخصصان چهار راهکار ساده را برای کاهش تنش در این موقعیتها پیشنهاد میکنند:
محتوای آرامتر انتخاب کنید
همه محتواهای دیجیتال یکسان نیستند. بازیها و ویدئوهای پرسرعت که دائماً محرکهای جدید ارائه میکنند، معمولاً ترک کردن صفحهنمایش را دشوارتر میکنند. در مقابل، برنامههای آموزشی یا محتواهای آرامتر میتوانند انتقال به فعالیتهای دیگر را آسانتر کنند.
کنار کودک باشید
پژوهشگران توصیه میکنند والدین تا حد امکان در استفاده از صفحهنمایش همراه کودک باشند. تماشای مشترک یک برنامه یا بازی کردن در کنار کودک نهتنها فرصت گفتوگو و یادگیری را افزایش میدهد، بلکه از مصرف منفعلانه و طولانیمدت محتوا نیز جلوگیری میکند.
صفحهنمایش را ابزار آرامسازی دائمی نکنید
استفاده از موبایل یا تبلت برای ساکت کردن کودک در هر موقعیت ناراحتکننده ممکن است در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما فرصت یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان را از او میگیرد. کودکان نیاز دارند گاهی بیحوصلگی، ناامیدی یا انتظار را تجربه کنند و یاد بگیرند چگونه با این احساسات کنار بیایند.
زمانبندی مشخص داشته باشید
داشتن قوانین روشن یکی از مؤثرترین راهکارهاست. اعلام زمان استفاده از قبل، دادن هشدار چند دقیقهای پیش از پایان و برنامهریزی برای یک فعالیت جذاب بعد از خاموش شدن دستگاه میتواند مقاومت کودک را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد.
متخصصان تأکید میکنند هدف، حذف کامل فناوری از زندگی کودکان نیست. آنچه اهمیت دارد ایجاد تعادل و کمک به کودکان برای استفاده سالمتر از ابزارهای دیجیتال است؛ تعادلی که هم به رشد آنها کمک میکند و هم تنشهای روزمره خانواده را کاهش میدهد.
https://theconversation.com/why-turning-off-screens-is-so-hard-for-children-and-four-tips-to-make-it-easier-284996
🆔@ScientificDialectics
بسیاری از والدین با صحنهای آشنا هستند: زمان کنار گذاشتن گوشی یا تبلت فرا میرسد و کودک با ناراحتی، گریه یا مقاومت واکنش نشان میدهد.
برای کاهش وابستگی کودکان به صفحهنمایش، چهار راهکار پیشنهادی وجود دارد: انتخاب محتوای آرامتر، همراهی والدین با کودک در استفاده از دستگاه، جلوگیری از بهکارگیری مداوم صفحهنمایش بهعنوان ابزار آرامسازی، و تنظیم زمانبندی مشخص برای استفاده. هدف ایجاد تعادل در مصرف فناوری دیجیتال است تا رشد کودک و تنش خانواده کاهش یابد.
پژوهشگران میگویند این رفتار همیشه نشانه لجبازی نیست. بسیاری از بازیها، ویدئوها و برنامههای دیجیتال بهگونهای طراحی شدهاند که توجه کودکان را برای مدت طولانی حفظ کنند و جدا شدن از آنها را دشوار سازند.
متخصصان چهار راهکار ساده را برای کاهش تنش در این موقعیتها پیشنهاد میکنند:
محتوای آرامتر انتخاب کنید
همه محتواهای دیجیتال یکسان نیستند. بازیها و ویدئوهای پرسرعت که دائماً محرکهای جدید ارائه میکنند، معمولاً ترک کردن صفحهنمایش را دشوارتر میکنند. در مقابل، برنامههای آموزشی یا محتواهای آرامتر میتوانند انتقال به فعالیتهای دیگر را آسانتر کنند.
کنار کودک باشید
پژوهشگران توصیه میکنند والدین تا حد امکان در استفاده از صفحهنمایش همراه کودک باشند. تماشای مشترک یک برنامه یا بازی کردن در کنار کودک نهتنها فرصت گفتوگو و یادگیری را افزایش میدهد، بلکه از مصرف منفعلانه و طولانیمدت محتوا نیز جلوگیری میکند.
صفحهنمایش را ابزار آرامسازی دائمی نکنید
استفاده از موبایل یا تبلت برای ساکت کردن کودک در هر موقعیت ناراحتکننده ممکن است در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما فرصت یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان را از او میگیرد. کودکان نیاز دارند گاهی بیحوصلگی، ناامیدی یا انتظار را تجربه کنند و یاد بگیرند چگونه با این احساسات کنار بیایند.
زمانبندی مشخص داشته باشید
داشتن قوانین روشن یکی از مؤثرترین راهکارهاست. اعلام زمان استفاده از قبل، دادن هشدار چند دقیقهای پیش از پایان و برنامهریزی برای یک فعالیت جذاب بعد از خاموش شدن دستگاه میتواند مقاومت کودک را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد.
متخصصان تأکید میکنند هدف، حذف کامل فناوری از زندگی کودکان نیست. آنچه اهمیت دارد ایجاد تعادل و کمک به کودکان برای استفاده سالمتر از ابزارهای دیجیتال است؛ تعادلی که هم به رشد آنها کمک میکند و هم تنشهای روزمره خانواده را کاهش میدهد.
https://theconversation.com/why-turning-off-screens-is-so-hard-for-children-and-four-tips-to-make-it-easier-284996
🆔@ScientificDialectics
The Conversation
Why turning off screens is so hard for children – and four tips to make it easier
There are ways to help children better self-regulate their own digital activity and prepare for the digital demands in their future.
❤5
💢پژوهشگران به دنبال تولید دندانهاییاند که عاج، مینا و پوسیدگی خودشان را ترمیم میکنند
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند
پژوهشگرانی در آمریکا و بریتانیا موفق شدهاند در آزمایشگاه، با استفاده از سلولهای بنیادی، پروتئینهای مینای دندان و ترکیب سلولهای انسانی و حیوانی، ساختارهایی شبیه دندان را پرورش دهند. آنها امیدوارند این دستاورد بتواند در آینده امکان ترمیم طبیعی پوسیدگیها و جایگزینی دندانهای ازدسترفته را فراهم کند.
دانشمندان در تلاشاند با بهرهگیری از توان پزشکی بازساختی، برای میلیونها نفری که دندانهایشان را از دست دادهاند یا دنداندرد دارند، راهکار نوینی پیدا کنند که جایگزین درمانهای سنتی دندانپزشکی شود.
اگر طرح این دانشمندان عملی شود، ممکن است دندانپزشکان در آینده بهجای استفاده از مواد مصنوعی یا کشیدن دندان، بافت آسیبدیده آن را ترمیم کنند یا حتی دندان تازهای را رشد دهند.
امروزه میدانیم که مشکلات دهان و دندان، مانند باکتریهای ناشی از بیماری لثه، حتی میتوانند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عفونتهای تنفسی را افزایش دهند و میان این مشکلات و بیماری آلزایمر نیز ارتباط مشاهده شده است. از دست دادن دندان نیز با افزایش بیماریها و مرگ زودرس ارتباط دارد، زیرا توانایی غذا خوردن، جویدن و لبخند زدن را مختل میکند و میتواند به سلامت اجتماعی و عاطفی فرد آسیب بزند.
دندانپزشکان برای مقابله با این مشکلات ابزارهای متعددی دارند. آنها میتوانند بخش پوسیده دندان را بردارند و فضای ایجادشده را با مادهای مصنوعی، مانند کامپوزیت رزینی، پر کنند. همچنین میتوانند با مواد پرکننده، لبپریدگیها و ترکهای کوچک دندان را ترمیم کنند، اما این راهحلها بینقص نیستند. برای مثال، دوام مواد پرکننده بسیار متفاوت است و ممکن است از حدود پنج تا ۲۰ سال متغیر باشد و افراد ناچار شوند چنین درمانهایی را چندین بار تکرار کنند. دلیلش این است که این روشها عمدتا بر ترمیم آسیب متمرکزند، نه بازگرداندن عملکرد طبیعی و زیستی دندان و اینجا است که دندانپزشکی بازساختی میتواند الگوی درمان را کاملا تغییر دهد؛ زیرا بر التیام و بازسازی تاکید دارد.
هانله روهولابیکر، معاون موسسه سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی دانشگاه واشنگتن در آمریکا، میگوید: «وقتی کارمان را شروع کردیم، یک چیز برایم کاملا روشن شد: مردم آمادهاند روشهای تازه دندانپزشکی را امتحان کنند.»
پوسیدگی دندان «شایعترین عامل تخریب دندان» است. دندانها چهار لایه اصلی دارند: مینا، عاج، سمان و پالپ. پوسیدگی زمانی ایجاد میشود که باکتریهای پلاک دندان از قندها تغذیه و اسیدهایی تولید کنند که بهتدریج نخستین لایه، یعنی مینای دندان، را حل میکنند. عاج زیر مینا قرار دارد و نرمتر و در برابر پوسیدگی آسیبپذیرتر است. وقتی مینا از بین میرود و عاج بدون پوشش میماند، احتمال پوسیدگی باز هم افزایش مییابد.
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند. آنها همچنین یکی از ژنهای موثر در تشکیل عاج را همانندسازی کردند تا سازوکار اولیه تولید و نگهداری این بافت در دندان بهتر شناخته شود. این شناخت ممکن است به درمانهای تازهای منجر شود که دندان آسیبدیده را تحریک میکنند با ساخت عاج جدید، پوسیدگی را خودبهخود ترمیم کند و دیگر نیازی نباشد حفره دندان با مواد پرکننده معمول پوشانده شود.
روهولابیکر و گروهش نیز روی نوعی روش زیستی برای پر کردن دندان کار میکنند که میتواند به بازسازی طبیعی مینای آسیبدیده کمک کند، اما پژوهش آنها بیشتر بر مینای دندان متمرکز است تا عاج.
این دانشمندان پس از بررسی دندان عقلهای اهدایی دریافتند که سلولهای ویژه تولیدکننده مینای دندان، موسوم به آملوبلاست، پس از رویش دندان انسان از بین میروند. بنابراین پس از بیرون آمدن دندان از لثه، دیگر نمیتوان این سلولها را تحریک کرد. این گروه با استفاده از پیامهای شیمیایی، برخی سلولهای بنیادی را به آملوبلاست تبدیل کرد و گروه دیگری از سلولهای بنیادی را واداشت به ادونتوبلاست، یعنی سلولهای سازنده عاج، تبدیل شوند. ترکیب این مواد در محیط آزمایشگاه، یک اندامواره دندانی ایجاد کرد که میتواند بهطور مستقل، پروتئینهای سازنده مینا ترشح کند.
روهولابیکر امیدوار است در آینده از این پروتئینها برای تولید مواد پرکننده استفاده شود یا سطح دندانهای ترکخورده با آنها پوشانده شود، اما هدف بلندمدت او تولید یک دندان کامل در آزمایشگاه است.
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند
پژوهشگرانی در آمریکا و بریتانیا موفق شدهاند در آزمایشگاه، با استفاده از سلولهای بنیادی، پروتئینهای مینای دندان و ترکیب سلولهای انسانی و حیوانی، ساختارهایی شبیه دندان را پرورش دهند. آنها امیدوارند این دستاورد بتواند در آینده امکان ترمیم طبیعی پوسیدگیها و جایگزینی دندانهای ازدسترفته را فراهم کند.
دانشمندان در تلاشاند با بهرهگیری از توان پزشکی بازساختی، برای میلیونها نفری که دندانهایشان را از دست دادهاند یا دنداندرد دارند، راهکار نوینی پیدا کنند که جایگزین درمانهای سنتی دندانپزشکی شود.
اگر طرح این دانشمندان عملی شود، ممکن است دندانپزشکان در آینده بهجای استفاده از مواد مصنوعی یا کشیدن دندان، بافت آسیبدیده آن را ترمیم کنند یا حتی دندان تازهای را رشد دهند.
امروزه میدانیم که مشکلات دهان و دندان، مانند باکتریهای ناشی از بیماری لثه، حتی میتوانند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عفونتهای تنفسی را افزایش دهند و میان این مشکلات و بیماری آلزایمر نیز ارتباط مشاهده شده است. از دست دادن دندان نیز با افزایش بیماریها و مرگ زودرس ارتباط دارد، زیرا توانایی غذا خوردن، جویدن و لبخند زدن را مختل میکند و میتواند به سلامت اجتماعی و عاطفی فرد آسیب بزند.
دندانپزشکان برای مقابله با این مشکلات ابزارهای متعددی دارند. آنها میتوانند بخش پوسیده دندان را بردارند و فضای ایجادشده را با مادهای مصنوعی، مانند کامپوزیت رزینی، پر کنند. همچنین میتوانند با مواد پرکننده، لبپریدگیها و ترکهای کوچک دندان را ترمیم کنند، اما این راهحلها بینقص نیستند. برای مثال، دوام مواد پرکننده بسیار متفاوت است و ممکن است از حدود پنج تا ۲۰ سال متغیر باشد و افراد ناچار شوند چنین درمانهایی را چندین بار تکرار کنند. دلیلش این است که این روشها عمدتا بر ترمیم آسیب متمرکزند، نه بازگرداندن عملکرد طبیعی و زیستی دندان و اینجا است که دندانپزشکی بازساختی میتواند الگوی درمان را کاملا تغییر دهد؛ زیرا بر التیام و بازسازی تاکید دارد.
هانله روهولابیکر، معاون موسسه سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی دانشگاه واشنگتن در آمریکا، میگوید: «وقتی کارمان را شروع کردیم، یک چیز برایم کاملا روشن شد: مردم آمادهاند روشهای تازه دندانپزشکی را امتحان کنند.»
پوسیدگی دندان «شایعترین عامل تخریب دندان» است. دندانها چهار لایه اصلی دارند: مینا، عاج، سمان و پالپ. پوسیدگی زمانی ایجاد میشود که باکتریهای پلاک دندان از قندها تغذیه و اسیدهایی تولید کنند که بهتدریج نخستین لایه، یعنی مینای دندان، را حل میکنند. عاج زیر مینا قرار دارد و نرمتر و در برابر پوسیدگی آسیبپذیرتر است. وقتی مینا از بین میرود و عاج بدون پوشش میماند، احتمال پوسیدگی باز هم افزایش مییابد.
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند. آنها همچنین یکی از ژنهای موثر در تشکیل عاج را همانندسازی کردند تا سازوکار اولیه تولید و نگهداری این بافت در دندان بهتر شناخته شود. این شناخت ممکن است به درمانهای تازهای منجر شود که دندان آسیبدیده را تحریک میکنند با ساخت عاج جدید، پوسیدگی را خودبهخود ترمیم کند و دیگر نیازی نباشد حفره دندان با مواد پرکننده معمول پوشانده شود.
روهولابیکر و گروهش نیز روی نوعی روش زیستی برای پر کردن دندان کار میکنند که میتواند به بازسازی طبیعی مینای آسیبدیده کمک کند، اما پژوهش آنها بیشتر بر مینای دندان متمرکز است تا عاج.
این دانشمندان پس از بررسی دندان عقلهای اهدایی دریافتند که سلولهای ویژه تولیدکننده مینای دندان، موسوم به آملوبلاست، پس از رویش دندان انسان از بین میروند. بنابراین پس از بیرون آمدن دندان از لثه، دیگر نمیتوان این سلولها را تحریک کرد. این گروه با استفاده از پیامهای شیمیایی، برخی سلولهای بنیادی را به آملوبلاست تبدیل کرد و گروه دیگری از سلولهای بنیادی را واداشت به ادونتوبلاست، یعنی سلولهای سازنده عاج، تبدیل شوند. ترکیب این مواد در محیط آزمایشگاه، یک اندامواره دندانی ایجاد کرد که میتواند بهطور مستقل، پروتئینهای سازنده مینا ترشح کند.
روهولابیکر امیدوار است در آینده از این پروتئینها برای تولید مواد پرکننده استفاده شود یا سطح دندانهای ترکخورده با آنها پوشانده شود، اما هدف بلندمدت او تولید یک دندان کامل در آزمایشگاه است.
❤3
دیالکتیک علمی
💢پژوهشگران به دنبال تولید دندانهاییاند که عاج، مینا و پوسیدگی خودشان را ترمیم میکنند دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند پژوهشگرانی در آمریکا…
پرورش دندان
اگر دندانی پوسیدگیهای متعدد و گسترده داشته باشد، بهترین و سادهترین درمان ممکن است کشیدن آن و قرار دادن ایمپلنت باشد. ایمپلنت از یک پایه پیچمانند، تاج مصنوعی و قطعهای برای اتصال این دو تشکیل میشود، اما ایمپلنت عصب ندارد که هنگام جویدن به ایجاد حس کمک کنند. به همین دلیل ممکن است فرد ناخواسته بیش از اندازه محکم گاز بزند و ایمپلنت ترک بخورد.
باکتریها نیز ممکن است به ایمپلنت بچسبند و عارضهای ایجاد کنند که دندانهای سالم باقیمانده را تحتتاثیر قرار دهد. از طرفی تاجهای مصنوعی نیز پس از حدود ۱۵ سال باید تعویض شوند و بسته به پوشش بیمه، ممکن است هزاران دلار هزینه داشته باشند.
آنا آنجلووا ولپونی، مدیر بخش دندانپزشکی بازساختی کینگز کالج لندن، میگوید دندانهایی که بهطور کامل در آزمایشگاه پرورش یافتهاند، ممکن است راهحلی بادوامتر از ایمپلنت باشند.
ولپونی که در حال ساخت انداموارهای با قابلیت تبدیل شدن به دندان جایگزین است، میگوید: «بهجای اینکه فقط قسمت آسیبدیده را وصله کنیم، میتوانیم از جایگزینی زیستی استفاده کنیم.»
گروه ولپونی دریافت که ترکیب سلولهای گرفتهشده از بافت لثه انسان بالغ با سلولهای سازنده دندان موش، میتواند «ساختاری دندانمانند» ایجاد کند که ریشههای زنده و در حال رشد دارد. او اکنون میکوشد دستورهای زیستی هدایتکننده این فرایند را بازسازی کند و همزمان روی مواد زیستی مهندسیشدهای کار میکند که ممکن است به این سلولها کمک کنند در قالب دندانهایی منظم و دارای عملکرد طبیعی، کنار یکدیگر قرار گیرند.
متاسفانه این فرایند در بدن انسان بهطور طبیعی رخ نمیدهد و انسان برخلاف برخی حیوانات، پس از آسیب دیدن یا از دست رفتن دندانهای دائمی خود نمیتواند دندان تازه تولید کند.
برای مثال کوسهها ذخیرهای پایانناپذیر از دندان دارند و دندانهایشان بهطور پیوسته، مانند حرکت تسمهنقاله، جایگزین میشود. کانگوروها و فیلها نیز چندین مجموعه دندان آسیاب تولید میکنند. خوکها نیز ویژگی زیستی عجیبی دارند: فک آنها حاوی چندین مجموعه جوانه دندان دائمی است که هنوز نروییدهاند.
همین ویژگیها به پاملا یلیک، استاد دانشکده دندانپزشکی تافتس در آمریکا، امکان داد با ترکیب سلولهای دندانی انسان و خوک، دندانهایی شبیه دندان انسان را در بدن خوکهای بالغ یوکاتان پرورش دهد. این گروه سلولهای قادر به ساخت عاج را از دندانهای انسان گرفت و سلولهای تولیدکننده مینا را از دندانهای نروییده موجود در فک خوکهایی که یک قصاب دور انداخته بود، استخراج کرد.
پژوهشگران پس از پرورش سلولها در آزمایشگاه، آنها را روی داربستی زیستمهندسیشده قرار دادند که برای شبیهسازی محیط رشد دندان طراحی شده بود. پس از سه ماه، ساختارهایی شبیه دندان با سرعتی نزدیک به رشد طبیعی دندان خوک شکل گرفتند. او اکنون قصد دارد آزمایش را در بازه زمانی طولانیتری و مستقیم درون فک خوک انجام دهد. هدف نهایی یلیک و گروهش این است که بدون استفاده از هیچ سلول خوکی، سلولها را وادار کنند در دهان انسان دندان تولید کنند.
از آزمایشگاه تا مطب دندانپزشکی
با وجود تقاضای فراوان، هنوز با نخستین انسانی که پوسیدگی دندانش خودبهخود ترمیم شود یا دندان پرورشیافته در آزمایشگاه دریافت کند، سالها فاصله داریم. روهولابیکر میگوید پیش از آنکه حتی بتوان درباره آزمایش روی انسان صحبت کرد، ابتدا باید آزمایشهایی روی نخستیسانان غیرانسان انجام شود.
این مرحله به تحقیقات، زمان و بودجه بیشتری نیاز دارد. افزون بر این، پژوهشگران برای قرار دادن دندانهای پرورشیافته آزمایشگاهی در دهان انسان باید محیط مناسبتری برای رشد دندان ایجاد کنند.
در این فاصله، یافتههای دندانپزشکی بازساختی ممکن است به تلاشهای گستردهتر برای بازتولید بخشهای مختلف بدن، مانند اندامها و استخوانها، کمک کنند.
https://www.bbc.com/future/article/20260717-goodbye-implants-scientists-are-regrowing-teeth
🆔@ScientificDialectics
اگر دندانی پوسیدگیهای متعدد و گسترده داشته باشد، بهترین و سادهترین درمان ممکن است کشیدن آن و قرار دادن ایمپلنت باشد. ایمپلنت از یک پایه پیچمانند، تاج مصنوعی و قطعهای برای اتصال این دو تشکیل میشود، اما ایمپلنت عصب ندارد که هنگام جویدن به ایجاد حس کمک کنند. به همین دلیل ممکن است فرد ناخواسته بیش از اندازه محکم گاز بزند و ایمپلنت ترک بخورد.
باکتریها نیز ممکن است به ایمپلنت بچسبند و عارضهای ایجاد کنند که دندانهای سالم باقیمانده را تحتتاثیر قرار دهد. از طرفی تاجهای مصنوعی نیز پس از حدود ۱۵ سال باید تعویض شوند و بسته به پوشش بیمه، ممکن است هزاران دلار هزینه داشته باشند.
آنا آنجلووا ولپونی، مدیر بخش دندانپزشکی بازساختی کینگز کالج لندن، میگوید دندانهایی که بهطور کامل در آزمایشگاه پرورش یافتهاند، ممکن است راهحلی بادوامتر از ایمپلنت باشند.
ولپونی که در حال ساخت انداموارهای با قابلیت تبدیل شدن به دندان جایگزین است، میگوید: «بهجای اینکه فقط قسمت آسیبدیده را وصله کنیم، میتوانیم از جایگزینی زیستی استفاده کنیم.»
گروه ولپونی دریافت که ترکیب سلولهای گرفتهشده از بافت لثه انسان بالغ با سلولهای سازنده دندان موش، میتواند «ساختاری دندانمانند» ایجاد کند که ریشههای زنده و در حال رشد دارد. او اکنون میکوشد دستورهای زیستی هدایتکننده این فرایند را بازسازی کند و همزمان روی مواد زیستی مهندسیشدهای کار میکند که ممکن است به این سلولها کمک کنند در قالب دندانهایی منظم و دارای عملکرد طبیعی، کنار یکدیگر قرار گیرند.
متاسفانه این فرایند در بدن انسان بهطور طبیعی رخ نمیدهد و انسان برخلاف برخی حیوانات، پس از آسیب دیدن یا از دست رفتن دندانهای دائمی خود نمیتواند دندان تازه تولید کند.
برای مثال کوسهها ذخیرهای پایانناپذیر از دندان دارند و دندانهایشان بهطور پیوسته، مانند حرکت تسمهنقاله، جایگزین میشود. کانگوروها و فیلها نیز چندین مجموعه دندان آسیاب تولید میکنند. خوکها نیز ویژگی زیستی عجیبی دارند: فک آنها حاوی چندین مجموعه جوانه دندان دائمی است که هنوز نروییدهاند.
همین ویژگیها به پاملا یلیک، استاد دانشکده دندانپزشکی تافتس در آمریکا، امکان داد با ترکیب سلولهای دندانی انسان و خوک، دندانهایی شبیه دندان انسان را در بدن خوکهای بالغ یوکاتان پرورش دهد. این گروه سلولهای قادر به ساخت عاج را از دندانهای انسان گرفت و سلولهای تولیدکننده مینا را از دندانهای نروییده موجود در فک خوکهایی که یک قصاب دور انداخته بود، استخراج کرد.
پژوهشگران پس از پرورش سلولها در آزمایشگاه، آنها را روی داربستی زیستمهندسیشده قرار دادند که برای شبیهسازی محیط رشد دندان طراحی شده بود. پس از سه ماه، ساختارهایی شبیه دندان با سرعتی نزدیک به رشد طبیعی دندان خوک شکل گرفتند. او اکنون قصد دارد آزمایش را در بازه زمانی طولانیتری و مستقیم درون فک خوک انجام دهد. هدف نهایی یلیک و گروهش این است که بدون استفاده از هیچ سلول خوکی، سلولها را وادار کنند در دهان انسان دندان تولید کنند.
از آزمایشگاه تا مطب دندانپزشکی
با وجود تقاضای فراوان، هنوز با نخستین انسانی که پوسیدگی دندانش خودبهخود ترمیم شود یا دندان پرورشیافته در آزمایشگاه دریافت کند، سالها فاصله داریم. روهولابیکر میگوید پیش از آنکه حتی بتوان درباره آزمایش روی انسان صحبت کرد، ابتدا باید آزمایشهایی روی نخستیسانان غیرانسان انجام شود.
این مرحله به تحقیقات، زمان و بودجه بیشتری نیاز دارد. افزون بر این، پژوهشگران برای قرار دادن دندانهای پرورشیافته آزمایشگاهی در دهان انسان باید محیط مناسبتری برای رشد دندان ایجاد کنند.
در این فاصله، یافتههای دندانپزشکی بازساختی ممکن است به تلاشهای گستردهتر برای بازتولید بخشهای مختلف بدن، مانند اندامها و استخوانها، کمک کنند.
https://www.bbc.com/future/article/20260717-goodbye-implants-scientists-are-regrowing-teeth
🆔@ScientificDialectics
Bbc
Scientists are regrowing human teeth
While teeth play a greater role in health than many realise, current dental solutions for tooth loss are temporary and subpar. What if we could regrow our teeth instead?
❤8
💢کاوشگر ناسا پس از یک دوره خواب زمستانی در اعماق فضا دوباره فعال شد
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است
فضاپیمای «نیو هورایزنز» (New Horizons) ناسا پس از نزدیک به یک سال خواب زمستانی [و حالت کممصرف]، دوباره فعال شده و دانشمندان مشتاقاند دادههایی را که این فضاپیما در این مدت جمعآوری کرده است، بررسی کنند.
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است.
دادههایی که آنجا ثبت شدهاند، میتوانند به یافتن پاسخهای بیشتر درباره چگونگی شکلگیری گیتی و آنچه در کمربند سیارکی دوردست «کویپر» قرار دارد، کمک کنند.
[توضیح: کمربند کویپر منطقهای حلقهمانند به شکل شیرینی دونات از اجرام یخی است که فراتر از مدار نپتون قرار دارد. این منطقه محل قرارگیری پلوتو، بیشتر سیارههای کوتوله شناختهشده و همچنین برخی دنبالهدارها است]
نیو هورایزنز معمولا در دورههای طولانی سفرش به حالت خواب زمستانی میرود؛ دورههایی که در جریان آنها، به جمعآوری و ذخیرهسازی اطلاعات ادامه میدهد. این دوره خواب زمستانی ۳۲۱ روز طول کشید و در ۲۳ ژوئن به پایان رسید.
ناسا اعلام کرد که خوشبختانه به نظر میرسد نیو هورایزنز در سلامت کامل از خواب بیدار شده است. این فضاپیما در طول این مدت وضعیت خود را به زمین گزارش میداد، اما اطلاعات حسگرها و ابزارهای علمی خود را ارسال نمیکرد.
آلیس بومن، مدیر عملیات ماموریت نیو هورایزنز در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه «جانز هاپکینز» در مریلند، در اظهاراتی گفت: «تمام گزارشهای وضعیت در طول این دوره خواب زمستانی 'سبز' بودند؛ یعنی هر هفته، همهچیز در نیو هورایزنز خوب بود.»
در روزهای آینده، تیم ماموریت دادههای مربوط به سلامت و ایمنی فضاپیما را از آن دریافت خواهد کرد.
در ادامه، این تیم، دادههای سه ابزار علمی نیو هورایزنز را دریافت خواهد کرد: «ونیشا برنی استیودنت داست کانتر» (VBSDC) که غبار فضایی را آشکارسازی میکند، «طیفسنج بررسی ذرات پرانرژی پلوتو» (PEPSSI) که ذرات را آشکارسازی میکند و ابزار «باد خورشیدی در پلوتو» (SWAP) که باد خورشیدی را اندازهگیری میکند.
این ابزارهای علمی در کمتر از یک ماه دیگر، فعالیتشان را از سر خواهند گرفت.
ناسا گفت: «حدود سه هفته دیگر، طیفنگار فرابنفش آلیس که روی فضاپیما نصب شده است، توزیع گاز هیدروژن را در بخش بیرونی هلیوسفر بررسی خواهد کرد. همزمان ابزارهای باد خورشیدی در پلوتو، طیفسنج پژوهش ذرات پرانرژی پلوتو و ونیشا برنی استیودنت داست کانتر [که غبارهای فضایی را شمارش میکند]، به اندازهگیریهایشان ادامه خواهند داد و تیم زمینی نیز مجموعهای از بررسیها را روی فضاپیما و ابزارهای آن انجام خواهد داد.»
این تیم همچنین در حال تکمیل ارتقای نرمافزارهای زمینی است که نگهداری از نیو هورایزنز را آسانتر خواهد کرد.
آزمایشهای آن نرمافزار از هماکنون تا پایان سال در حال اجرا است.
نیو هورایزنز نخستین بار ژانویه ۲۰۰۶ از زمین پرتاب شد؛ سریعترین پرتاب فضایی ثبتشده تا آن زمان.
این فضاپیما برای بررسی پلوتو طراحی شده بود و این ماموریت را در ژوییه ۲۰۱۵ انجام داد. دومین هدف آن رسیدن به جرم «آراکوث» در کمربند کویپر بود که دورترین جرمی است که تاکنون از فاصله نزدیک بررسی شده است. این هدف در سال ۲۰۱۹ محقق شد.
نیو هورایزنز در طول سفرش از کنار مشتری گذشت، تصاویر خیرهکنندهای از قمرهای آن ثبت کرد و جو بیرونی خورشید، موسوم به هلیوسفر، را بررسی کرد.
به گفته انجمن سیارهای (Planetary Society)، انتظار میرود این فضاپیما تا پایان دهه جاری به فعالیتش ادامه دهد.
https://www.independent.co.uk/space/nasa-new-horizons-satellite-deep-space-b3012245.html
🆔@ScientificDialectics
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است
فضاپیمای «نیو هورایزنز» (New Horizons) ناسا پس از نزدیک به یک سال خواب زمستانی [و حالت کممصرف]، دوباره فعال شده و دانشمندان مشتاقاند دادههایی را که این فضاپیما در این مدت جمعآوری کرده است، بررسی کنند.
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است.
دادههایی که آنجا ثبت شدهاند، میتوانند به یافتن پاسخهای بیشتر درباره چگونگی شکلگیری گیتی و آنچه در کمربند سیارکی دوردست «کویپر» قرار دارد، کمک کنند.
[توضیح: کمربند کویپر منطقهای حلقهمانند به شکل شیرینی دونات از اجرام یخی است که فراتر از مدار نپتون قرار دارد. این منطقه محل قرارگیری پلوتو، بیشتر سیارههای کوتوله شناختهشده و همچنین برخی دنبالهدارها است]
نیو هورایزنز معمولا در دورههای طولانی سفرش به حالت خواب زمستانی میرود؛ دورههایی که در جریان آنها، به جمعآوری و ذخیرهسازی اطلاعات ادامه میدهد. این دوره خواب زمستانی ۳۲۱ روز طول کشید و در ۲۳ ژوئن به پایان رسید.
ناسا اعلام کرد که خوشبختانه به نظر میرسد نیو هورایزنز در سلامت کامل از خواب بیدار شده است. این فضاپیما در طول این مدت وضعیت خود را به زمین گزارش میداد، اما اطلاعات حسگرها و ابزارهای علمی خود را ارسال نمیکرد.
آلیس بومن، مدیر عملیات ماموریت نیو هورایزنز در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه «جانز هاپکینز» در مریلند، در اظهاراتی گفت: «تمام گزارشهای وضعیت در طول این دوره خواب زمستانی 'سبز' بودند؛ یعنی هر هفته، همهچیز در نیو هورایزنز خوب بود.»
در روزهای آینده، تیم ماموریت دادههای مربوط به سلامت و ایمنی فضاپیما را از آن دریافت خواهد کرد.
در ادامه، این تیم، دادههای سه ابزار علمی نیو هورایزنز را دریافت خواهد کرد: «ونیشا برنی استیودنت داست کانتر» (VBSDC) که غبار فضایی را آشکارسازی میکند، «طیفسنج بررسی ذرات پرانرژی پلوتو» (PEPSSI) که ذرات را آشکارسازی میکند و ابزار «باد خورشیدی در پلوتو» (SWAP) که باد خورشیدی را اندازهگیری میکند.
این ابزارهای علمی در کمتر از یک ماه دیگر، فعالیتشان را از سر خواهند گرفت.
ناسا گفت: «حدود سه هفته دیگر، طیفنگار فرابنفش آلیس که روی فضاپیما نصب شده است، توزیع گاز هیدروژن را در بخش بیرونی هلیوسفر بررسی خواهد کرد. همزمان ابزارهای باد خورشیدی در پلوتو، طیفسنج پژوهش ذرات پرانرژی پلوتو و ونیشا برنی استیودنت داست کانتر [که غبارهای فضایی را شمارش میکند]، به اندازهگیریهایشان ادامه خواهند داد و تیم زمینی نیز مجموعهای از بررسیها را روی فضاپیما و ابزارهای آن انجام خواهد داد.»
این تیم همچنین در حال تکمیل ارتقای نرمافزارهای زمینی است که نگهداری از نیو هورایزنز را آسانتر خواهد کرد.
آزمایشهای آن نرمافزار از هماکنون تا پایان سال در حال اجرا است.
نیو هورایزنز نخستین بار ژانویه ۲۰۰۶ از زمین پرتاب شد؛ سریعترین پرتاب فضایی ثبتشده تا آن زمان.
این فضاپیما برای بررسی پلوتو طراحی شده بود و این ماموریت را در ژوییه ۲۰۱۵ انجام داد. دومین هدف آن رسیدن به جرم «آراکوث» در کمربند کویپر بود که دورترین جرمی است که تاکنون از فاصله نزدیک بررسی شده است. این هدف در سال ۲۰۱۹ محقق شد.
نیو هورایزنز در طول سفرش از کنار مشتری گذشت، تصاویر خیرهکنندهای از قمرهای آن ثبت کرد و جو بیرونی خورشید، موسوم به هلیوسفر، را بررسی کرد.
به گفته انجمن سیارهای (Planetary Society)، انتظار میرود این فضاپیما تا پایان دهه جاری به فعالیتش ادامه دهد.
https://www.independent.co.uk/space/nasa-new-horizons-satellite-deep-space-b3012245.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
A NASA satellite just woke up from hibernation in deep space
The probe is six billion miles from Earth
❤2
💢کشف لاشه کشتی در دریاچه بودنزه: شگفتی باستانشناسان زیرآبی
پروفسور دکتر توبیاس فلفلدر از انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآب (BGfU) از کشف قطعات چوبی لاشه یک کشتی در دریاچه کنستانس خبر میدهد و توضیح میدهد چه چیز این کشف را ویژه میکند.
در برابر شهر لینداو در دریاچه کنستانس باستانشناسان زیرآبی قطعات چوبی یک لاشه کشتی را کشف کردهاند که ظاهرا بسیار قدیمیتر از آن چیزی است که ابتدا تصور میشد.
توبیاس پفلدرر، باستانشناس پژوهشگر زیرآبی، میگوید: «سرنخ را یکی از غواصان ورزشی که منطقه را خوب میشناسد در اختیار ما گذاشت. او پیشتر حدس میزد که شاید با لاشه یک کشتی روبهرو باشد.» پفلدرر در زندگی حرفهای اصلی خود متخصص قلب در شهر کافبویِرن و استاد دانشگاه ارلانگن است و در عین حال رئیس افتخاری انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (BGfU) به شمار میرود.
پفلدرر توضیح میدهد: «آنچه برای ما بیش از همه جالب بود این بود که توانستیم این بقایای چوب را واقعا بهعنوان لاشه کشتی شناسایی کنیم. این موضوع از همان ابتدا اصلا روشن نبود و ممکن بود با بقایای چوبی دیگری طرف باشیم. اما وقتی چندین اسپانت و بخشهایی از دیواره بدنه کشتی از سطح بستر دریاچه بیرون زده بود، تفسیر ما بهسرعت روشن شد.»
اسپانت یک عضو باربر در ساختمان قایق، کشتی یا هواپیماست. اسپانتهای بههمپیوسته مانند دندهها بدنه کشتی را شکل میدهند. باستانشناسان زیرآبی انجمن BGfU پیش از این در دریاچه کنستانس و همچنین در دریاچه خیِمزه چندین قایق تکالواری بسیار سنگین یافته بودند که برخی از آنها در موزه آلمان در مونیخ به نمایش گذاشته شده است.
این کشتی قرون وسطایی که اکنون کشف شده ظاهرا بین هشت تا دوازده متر طول دارد. پهنای دیواره بدنه آن حدود سه متر است.
اسپانتها و دیگر قطعات چوبی در دریاچه کنستانس، بزرگ ترین پهنه آبی داخلی آلمان ، در برابر شهر لینداو و در نزدیکی مرز اتریش کشف شدهاند. ساحل مقابل این نقطه متعلق به سوئیس است.
سطح آب دریاچه کنستانس حتی در سال گذشته و پیش از موجهای اخیر گرما بهطور تاریخی پایین بود.
لاشه کشتیای از قرون وسطی متاخر
باستانشناسان زیرآبی اما از سن این لاشه کشتی واقعا شگفتزده شدهاند. پفلدرر میگوید: «ما در اصل انتظار داشتیم که این یافته به دوران جدید تعلق داشته باشد. هرچند در دریاچه کنستانس چند لاشه کشتی از قرون وسطی متاخر شناخته شده است، اما تعداد آنها بسیار کم است و تا کنون فقط چهار مورد بوده. بنابراین این لاشه میتواند اطلاعات بیشتری درباره شیوه کشتیسازی و دریانوردی در دریاچه کنستانس در اواخر قرون وسطی در اختیار ما بگذارد.»
تحلیل یک نمونه کوچک چوب، در هماهنگی با اداره ایالتی حفاظت از بناهای تاریخی بایرن، نشان داده است که این لاشه به دورهای میان سالهای ۱۴۲۰ تا ۱۴۵۰ میلادی تعلق دارد؛ همانطور که روزنامه «شوابیِشه سایتونگ» نیز گزارش کرده است.
پفلدرر با فروتنی توضیح میدهد: «تا کنون تنها دو غواصی انجام دادهایم و صرفا یک بررسی اولیه صورت گرفته است؛ به این معنا که ارتوفوتوگرافی انجام دادیم و یک نمونه چوب از یکی از اسپانتها برداشتیم. با کمک روش تاریخگذاری کربن-۱۴ توانستیم این لاشه را در سده پانزدهم میلادی تاریخگذاری کنیم.»
بیرون آوردن لاشه بسیار پرهزینه است
برخلاف کشف تماشایی محموله یک کشتی از دوران روم باستان در دریاچه نویِنبورگِر در سوئیس، برنامهای برای بیرون آوردن این لاشه از دریاچه کنستانس تا کنون در نظر گرفته نشده است.
توبیاس پفلدرر در این باره میگوید: «بیرون آوردن یعنی اینکه باید قطعات لاشه را بهطور حرفهای حفاظت و نگهداری کرد. این کاری بهغایت پرهزینه است. علاوه بر این، هیچ چیز به اندازه آنکه لاشه زیر آب و بهتر از آن زیر پوشش رسوبات باقی بماند، محافظ و نگهدارنده نیست. احتمال انجام یک حفاری محدود برای شناسایی شیوه ساخت کشتی و ابعاد دقیق آن در حال بررسی است.»
اطلاعات بیشتر درباره پروژههای این انجمن در چند دریاچه مختلف در وبسایت انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (منبع به زبان آلمانی)(BGfU) در دسترس است. این انجمن حدود ۱۰۰ عضو دارد که بیشتر آنها بهطور داوطلبانه همکاری میکنند. میان اعضا باستانشناسان حرفهای و غواصان پژوهشی آموزشدیده حضور دارند و همچنین دانشجویان، غواصان ورزشی باتجربه و کسانی که باستانشناسی زیرآبی را بهعنوان یک سرگرمی دنبال میکنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: آلمانی.
🆔@ScientificDialectics
پروفسور دکتر توبیاس فلفلدر از انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآب (BGfU) از کشف قطعات چوبی لاشه یک کشتی در دریاچه کنستانس خبر میدهد و توضیح میدهد چه چیز این کشف را ویژه میکند.
در برابر شهر لینداو در دریاچه کنستانس باستانشناسان زیرآبی قطعات چوبی یک لاشه کشتی را کشف کردهاند که ظاهرا بسیار قدیمیتر از آن چیزی است که ابتدا تصور میشد.
توبیاس پفلدرر، باستانشناس پژوهشگر زیرآبی، میگوید: «سرنخ را یکی از غواصان ورزشی که منطقه را خوب میشناسد در اختیار ما گذاشت. او پیشتر حدس میزد که شاید با لاشه یک کشتی روبهرو باشد.» پفلدرر در زندگی حرفهای اصلی خود متخصص قلب در شهر کافبویِرن و استاد دانشگاه ارلانگن است و در عین حال رئیس افتخاری انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (BGfU) به شمار میرود.
پفلدرر توضیح میدهد: «آنچه برای ما بیش از همه جالب بود این بود که توانستیم این بقایای چوب را واقعا بهعنوان لاشه کشتی شناسایی کنیم. این موضوع از همان ابتدا اصلا روشن نبود و ممکن بود با بقایای چوبی دیگری طرف باشیم. اما وقتی چندین اسپانت و بخشهایی از دیواره بدنه کشتی از سطح بستر دریاچه بیرون زده بود، تفسیر ما بهسرعت روشن شد.»
اسپانت یک عضو باربر در ساختمان قایق، کشتی یا هواپیماست. اسپانتهای بههمپیوسته مانند دندهها بدنه کشتی را شکل میدهند. باستانشناسان زیرآبی انجمن BGfU پیش از این در دریاچه کنستانس و همچنین در دریاچه خیِمزه چندین قایق تکالواری بسیار سنگین یافته بودند که برخی از آنها در موزه آلمان در مونیخ به نمایش گذاشته شده است.
این کشتی قرون وسطایی که اکنون کشف شده ظاهرا بین هشت تا دوازده متر طول دارد. پهنای دیواره بدنه آن حدود سه متر است.
اسپانتها و دیگر قطعات چوبی در دریاچه کنستانس، بزرگ ترین پهنه آبی داخلی آلمان ، در برابر شهر لینداو و در نزدیکی مرز اتریش کشف شدهاند. ساحل مقابل این نقطه متعلق به سوئیس است.
سطح آب دریاچه کنستانس حتی در سال گذشته و پیش از موجهای اخیر گرما بهطور تاریخی پایین بود.
لاشه کشتیای از قرون وسطی متاخر
باستانشناسان زیرآبی اما از سن این لاشه کشتی واقعا شگفتزده شدهاند. پفلدرر میگوید: «ما در اصل انتظار داشتیم که این یافته به دوران جدید تعلق داشته باشد. هرچند در دریاچه کنستانس چند لاشه کشتی از قرون وسطی متاخر شناخته شده است، اما تعداد آنها بسیار کم است و تا کنون فقط چهار مورد بوده. بنابراین این لاشه میتواند اطلاعات بیشتری درباره شیوه کشتیسازی و دریانوردی در دریاچه کنستانس در اواخر قرون وسطی در اختیار ما بگذارد.»
تحلیل یک نمونه کوچک چوب، در هماهنگی با اداره ایالتی حفاظت از بناهای تاریخی بایرن، نشان داده است که این لاشه به دورهای میان سالهای ۱۴۲۰ تا ۱۴۵۰ میلادی تعلق دارد؛ همانطور که روزنامه «شوابیِشه سایتونگ» نیز گزارش کرده است.
پفلدرر با فروتنی توضیح میدهد: «تا کنون تنها دو غواصی انجام دادهایم و صرفا یک بررسی اولیه صورت گرفته است؛ به این معنا که ارتوفوتوگرافی انجام دادیم و یک نمونه چوب از یکی از اسپانتها برداشتیم. با کمک روش تاریخگذاری کربن-۱۴ توانستیم این لاشه را در سده پانزدهم میلادی تاریخگذاری کنیم.»
بیرون آوردن لاشه بسیار پرهزینه است
برخلاف کشف تماشایی محموله یک کشتی از دوران روم باستان در دریاچه نویِنبورگِر در سوئیس، برنامهای برای بیرون آوردن این لاشه از دریاچه کنستانس تا کنون در نظر گرفته نشده است.
توبیاس پفلدرر در این باره میگوید: «بیرون آوردن یعنی اینکه باید قطعات لاشه را بهطور حرفهای حفاظت و نگهداری کرد. این کاری بهغایت پرهزینه است. علاوه بر این، هیچ چیز به اندازه آنکه لاشه زیر آب و بهتر از آن زیر پوشش رسوبات باقی بماند، محافظ و نگهدارنده نیست. احتمال انجام یک حفاری محدود برای شناسایی شیوه ساخت کشتی و ابعاد دقیق آن در حال بررسی است.»
اطلاعات بیشتر درباره پروژههای این انجمن در چند دریاچه مختلف در وبسایت انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (منبع به زبان آلمانی)(BGfU) در دسترس است. این انجمن حدود ۱۰۰ عضو دارد که بیشتر آنها بهطور داوطلبانه همکاری میکنند. میان اعضا باستانشناسان حرفهای و غواصان پژوهشی آموزشدیده حضور دارند و همچنین دانشجویان، غواصان ورزشی باتجربه و کسانی که باستانشناسی زیرآبی را بهعنوان یک سرگرمی دنبال میکنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: آلمانی.
🆔@ScientificDialectics
bgfu
BGfU - Unterwasserarchäologie in Bayern
Unterwasserarchäologie in Bayern und darüber hinaus
❤4
💢استفاده از ChatGPT به جای روانشناس در حال افزایش است؛ دو کارشناس دلیل را توضیح میدهند
گفتگو با چت جیپیتی درباره اضطراب، جدایی و مشکلات شخصی هر روز رایجتر میشود. دو روانشناس بررسی کرده اند چرا افراد بیشتری از هوش مصنوعی به عنوان پشتوانه احساسی استفاده میکنند.
صحبت کردن با ChatGPT درباره یک جدایی عاطفی، گرفتن مشورت از آن پیش از اتخاذ یک تصمیم مهم یا حتی استفاده از آن به عنوان تکیهگاهی برای کاهش اضطراب، به رویهای روزبهروز رایجتر، بهویژه در میان جوانان، تبدیل شده است. چیزی که تا چند سال پیش بیشتر یک کنجکاوی فناورانه به نظر میرسید، حالا در حال تبدیل شدن به یکی از اصلیترین کاربردهای هوش مصنوعی مولد است.
آمارها این روند را بازتاب میدهند. بر اساس یک گزارش در «هاروارد بیزنس ریویو» (منبع به زبان اسپانیایی) رایجترین استفاده از هوش مصنوعی مولد حمایت عاطفی و همراهی است؛ حتی جلوتر از ساماندهی زندگی شخصی، جستوجوی هدف در زندگی یا در پیش گرفتن عادتهای سالم.
همزمان، یک مطالعه شرکت «لاینیا دیرکتا» در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۹ نفر از هر ۱۰ جوان اسپانیایی ۱۶ تا ۱۹ سال از فناوری برای کسب اطلاعات در حوزه سلامت استفاده میکنند و ۲۴٫۸ درصد از اسپانیاییها در گام نخست به خودتشخیصی دیجیتال متوسل شدهاند. در مکزیک هم این پدیده در حال گسترش است. طبق ششمین نسخه گزارش سلامت ذهنی AXA (منبع به زبان اسپانیایی)، ۷۱ درصد جمعیت میگویند از ابزارهای هوش مصنوعی برای جستوجوی حمایت در زمینه سلامت روان خود استفاده میکنند.
این اوجگیری با زمینهای همزمان شده که در آن سلامت روان رو به وخامت گذاشته است. سازمان جهانی بهداشت (سازمان جهانی بهداشت) برآورد میکند بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از نوعی اختلال یا مشکل مرتبط با تندرستی روانی رنج میبرند.
با این حال، رجوع فزاینده به این ابزارها نگرانیهایی را هم برانگیخته است. یک تحقیق منتشرشده در روزنامه بریتانیایی «گاردین» هشدار داد که بعضی از سامانههای هوش مصنوعی تعبیهشده در موتورهای جستوجو، گاهی اطلاعات نادرست یا خارج از زمینه در حوزه سلامت ارائه کردهاند که در ظاهر برای کاربر قابل اعتماد جلوه داده میشود.
دقیقا به دلیل تاثیری که این فناوریها میتوانند بر زندگی افراد داشته باشند، اتحادیه اروپا سامانههای هوش مصنوعی کاربردی در حوزه سلامت را در زمره حوزههای مشمول سختگیرانهترین الزامات در قانون هوش مصنوعی خود قرار داده است.
چرا هر روز افراد بیشتری مشکلات خود را با ChatGPT در میان میگذارند؟
به باور ماریا فرناندا کروز اورکیزا، روانشناس مکزیکی، این پدیده پاسخی است به نیازهای عاطفی بسیار مشخص. او میگوید این روزها بیش از گذشته شاهد آن است که افراد پیش از اتخاذ تصمیمهای مهم، بهویژه درباره تعارضهای زوجی یا جداییها، سراغ ChatGPT میروند.
به گفته او، هوش مصنوعی چیزی را فراهم میکند که بسیاری از افراد کمبودش را احساس میکنند: دسترسی دائمی. او توضیح میدهد: «ChatGPT همیشه آنچه کاربر برایش تعریف میکند را تایید میکند و این تایید شدن مداوم برای مراجعان بسیار جذاب است.» علاوه بر این، امکان بیان خود بدون احساس قضاوت شدن و دریافت پاسخ فوری، ترکیبی است که بهویژه برای افراد دچار اضطراب جذابیت زیادی دارد.
سیسیلیا پاردس آلداما، رواندرمانگر، تا حدی با این تحلیل همنظر است، هرچند تاکید میکند که تا امروز ندیده است مراجعانش درمان را با ChatGPT جایگزین کنند. در عوض متوجه شدهاند که از این ابزار برای نوشتن پیامها، ارتباط assertiveتر و روبهرو شدن با گفتوگوهای دشوار استفاده میکنند. او میگوید: «این یک ابزار است، بهویژه برای افرادی که نمیخواهند مشکلاتشان را پیش دیگران باز کنند.»
Cecilia Paredes Aldama
رواندرمانگر
هر دو متخصص بر این باورند که هوش مصنوعی در برخی زمینهها میتواند مفید باشد. پاردس معتقد است وقتی این ابزار به نظمبخشی زمان، تعیین اولویتها یا حتی پیشنهاد راههایی برای مرزبندی در محیط کار کمک میکند، میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند. با این حال، او تاکید میکند این کمک سطحی است.
او میگوید: «هوش مصنوعی میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند، اما علت را از میان نمیبرد.» در همین راستا، کروز اورکیزا بر این باور است که ChatGPT میتواند به یک تکیهگاه اولیه بدل شود برای افرادی که هنوز راهبردهای خودتنظیمی عاطفی ندارند یا از عهده هزینه مالی درمان روانشناختی برنمیآیند.
🆔@ScientificDialectics
گفتگو با چت جیپیتی درباره اضطراب، جدایی و مشکلات شخصی هر روز رایجتر میشود. دو روانشناس بررسی کرده اند چرا افراد بیشتری از هوش مصنوعی به عنوان پشتوانه احساسی استفاده میکنند.
صحبت کردن با ChatGPT درباره یک جدایی عاطفی، گرفتن مشورت از آن پیش از اتخاذ یک تصمیم مهم یا حتی استفاده از آن به عنوان تکیهگاهی برای کاهش اضطراب، به رویهای روزبهروز رایجتر، بهویژه در میان جوانان، تبدیل شده است. چیزی که تا چند سال پیش بیشتر یک کنجکاوی فناورانه به نظر میرسید، حالا در حال تبدیل شدن به یکی از اصلیترین کاربردهای هوش مصنوعی مولد است.
آمارها این روند را بازتاب میدهند. بر اساس یک گزارش در «هاروارد بیزنس ریویو» (منبع به زبان اسپانیایی) رایجترین استفاده از هوش مصنوعی مولد حمایت عاطفی و همراهی است؛ حتی جلوتر از ساماندهی زندگی شخصی، جستوجوی هدف در زندگی یا در پیش گرفتن عادتهای سالم.
همزمان، یک مطالعه شرکت «لاینیا دیرکتا» در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۹ نفر از هر ۱۰ جوان اسپانیایی ۱۶ تا ۱۹ سال از فناوری برای کسب اطلاعات در حوزه سلامت استفاده میکنند و ۲۴٫۸ درصد از اسپانیاییها در گام نخست به خودتشخیصی دیجیتال متوسل شدهاند. در مکزیک هم این پدیده در حال گسترش است. طبق ششمین نسخه گزارش سلامت ذهنی AXA (منبع به زبان اسپانیایی)، ۷۱ درصد جمعیت میگویند از ابزارهای هوش مصنوعی برای جستوجوی حمایت در زمینه سلامت روان خود استفاده میکنند.
این اوجگیری با زمینهای همزمان شده که در آن سلامت روان رو به وخامت گذاشته است. سازمان جهانی بهداشت (سازمان جهانی بهداشت) برآورد میکند بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از نوعی اختلال یا مشکل مرتبط با تندرستی روانی رنج میبرند.
با این حال، رجوع فزاینده به این ابزارها نگرانیهایی را هم برانگیخته است. یک تحقیق منتشرشده در روزنامه بریتانیایی «گاردین» هشدار داد که بعضی از سامانههای هوش مصنوعی تعبیهشده در موتورهای جستوجو، گاهی اطلاعات نادرست یا خارج از زمینه در حوزه سلامت ارائه کردهاند که در ظاهر برای کاربر قابل اعتماد جلوه داده میشود.
دقیقا به دلیل تاثیری که این فناوریها میتوانند بر زندگی افراد داشته باشند، اتحادیه اروپا سامانههای هوش مصنوعی کاربردی در حوزه سلامت را در زمره حوزههای مشمول سختگیرانهترین الزامات در قانون هوش مصنوعی خود قرار داده است.
چرا هر روز افراد بیشتری مشکلات خود را با ChatGPT در میان میگذارند؟
به باور ماریا فرناندا کروز اورکیزا، روانشناس مکزیکی، این پدیده پاسخی است به نیازهای عاطفی بسیار مشخص. او میگوید این روزها بیش از گذشته شاهد آن است که افراد پیش از اتخاذ تصمیمهای مهم، بهویژه درباره تعارضهای زوجی یا جداییها، سراغ ChatGPT میروند.
به گفته او، هوش مصنوعی چیزی را فراهم میکند که بسیاری از افراد کمبودش را احساس میکنند: دسترسی دائمی. او توضیح میدهد: «ChatGPT همیشه آنچه کاربر برایش تعریف میکند را تایید میکند و این تایید شدن مداوم برای مراجعان بسیار جذاب است.» علاوه بر این، امکان بیان خود بدون احساس قضاوت شدن و دریافت پاسخ فوری، ترکیبی است که بهویژه برای افراد دچار اضطراب جذابیت زیادی دارد.
سیسیلیا پاردس آلداما، رواندرمانگر، تا حدی با این تحلیل همنظر است، هرچند تاکید میکند که تا امروز ندیده است مراجعانش درمان را با ChatGPT جایگزین کنند. در عوض متوجه شدهاند که از این ابزار برای نوشتن پیامها، ارتباط assertiveتر و روبهرو شدن با گفتوگوهای دشوار استفاده میکنند. او میگوید: «این یک ابزار است، بهویژه برای افرادی که نمیخواهند مشکلاتشان را پیش دیگران باز کنند.»
ما انسانهایی رابطهمحور هستیم و هوش مصنوعی هرگز جایگزین پیوند انسانی نخواهد شد
Cecilia Paredes Aldama
رواندرمانگر
هر دو متخصص بر این باورند که هوش مصنوعی در برخی زمینهها میتواند مفید باشد. پاردس معتقد است وقتی این ابزار به نظمبخشی زمان، تعیین اولویتها یا حتی پیشنهاد راههایی برای مرزبندی در محیط کار کمک میکند، میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند. با این حال، او تاکید میکند این کمک سطحی است.
او میگوید: «هوش مصنوعی میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند، اما علت را از میان نمیبرد.» در همین راستا، کروز اورکیزا بر این باور است که ChatGPT میتواند به یک تکیهگاه اولیه بدل شود برای افرادی که هنوز راهبردهای خودتنظیمی عاطفی ندارند یا از عهده هزینه مالی درمان روانشناختی برنمیآیند.
🆔@ScientificDialectics
Harvard Business Review
How People Are Really Using AI in 2026
In the third edition of this study, the authors found that people are adopting generative AI for an ever-widening range of uses. Trends from one year to the next should be understood as shifts in emphasis, rather than stark ruptures. As the breadth and depth…
❤2
💢آنچه از تاریکی بیرون آمد همه را شگفتزده کرد
دانشمندان لاشه یک گاو را در اعماق دریا به عنوان طعمه استفاده کردند و نتیجه، کشف غیرمنتظره یکی از مرموزترین کوسههای جهان بود.
گاهی مهمترین کشفها زمانی رخ میدهند که پژوهشگران به دنبال چیز دیگری هستند. گروهی از زیستشناسان دریایی برای بررسی اینکه جانوران اعماق اقیانوس چگونه از لاشه جانوران بزرگ تغذیه میکنند، یک لاشه گاو را در عمق ۱٬۶۲۹ متری دریای چین جنوبی مستقر کردند. در این میان دوربینهای نصبشده در کف دریا، تصویر مهمانی غیرمنتظره را ثبت کردند. کوسه خفته اقیانوس آرام (Pacific sleeper shark)، گونهای که تاکنون هرگز در این بخش از جهان مشاهده نشده بود. این کشف میتواند دید دانشمندان را نسبت به پراکندگی یکی از اسرارآمیزترین شکارچیان اعماق اقیانوس تغییر دهد.
کوسه خفته اقیانوس آرام معمولاً در آبهای سرد شمال اقیانوس آرام زندگی میکند. از دریای برینگ و خلیج آلاسکا گرفته تا سواحل ژاپن و کالیفرنیا. مشاهده این گونه در آبهای گرمتر دریای چین جنوبی، محدوده شناختهشده زیستگاه آن را به شکل قابل توجهی گسترش میدهد و نشان میدهد این شکارچی بزرگ احتمالاً سازگاری بیشتری با شرایط محیطی دارد.
فیلمهای ثبتشده نشان میدهد کوسههای بزرگتر، با طول بیش از ۲٫۷ متر، با شدت بیشتری لاشه را تکهتکه میکردند، در حالی که نمونههای کوچکتر با احتیاط در اطراف آن شنا میکردند.
یکی دیگر از یافتههای جالب، حرکت عقبکشیدن چشم هنگام تغذیه بود. برخلاف بسیاری از کوسهها، این گونه پرده محافظ روی چشم ندارد. پژوهشگران معتقدند عقب کشیدن کره چشم احتمالاً راهکاری برای محافظت از چشم در برابر برخورد با طعمه یا لاشه است. این فرضیه با مشاهدات ویدئویی سازگار است، اما برای تأیید آن به مطالعات بیشتری نیاز خواهد بود.
در طول این مطالعه، هشت کوسه مشاهده شدند و همه آنها ماده بودند. پژوهشگران یادآور میشوند که در برخی گونههای اعماق دریا نیز الگوی مشابهی دیده شده است. این موضوع احتمال میدهد دریای چین جنوبی برای مادهها اهمیت ویژهای، مثلاً بهعنوان منطقه تغذیه یا حتی زادآوری، داشته باشد. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که در حال حاضر شواهد کافی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد.
https://www.discoverwildlife.com/animal-facts/marine-animals/pacific-sleep-shark-predation-south-china-sea
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان لاشه یک گاو را در اعماق دریا به عنوان طعمه استفاده کردند و نتیجه، کشف غیرمنتظره یکی از مرموزترین کوسههای جهان بود.
گاهی مهمترین کشفها زمانی رخ میدهند که پژوهشگران به دنبال چیز دیگری هستند. گروهی از زیستشناسان دریایی برای بررسی اینکه جانوران اعماق اقیانوس چگونه از لاشه جانوران بزرگ تغذیه میکنند، یک لاشه گاو را در عمق ۱٬۶۲۹ متری دریای چین جنوبی مستقر کردند. در این میان دوربینهای نصبشده در کف دریا، تصویر مهمانی غیرمنتظره را ثبت کردند. کوسه خفته اقیانوس آرام (Pacific sleeper shark)، گونهای که تاکنون هرگز در این بخش از جهان مشاهده نشده بود. این کشف میتواند دید دانشمندان را نسبت به پراکندگی یکی از اسرارآمیزترین شکارچیان اعماق اقیانوس تغییر دهد.
کوسه خفته اقیانوس آرام معمولاً در آبهای سرد شمال اقیانوس آرام زندگی میکند. از دریای برینگ و خلیج آلاسکا گرفته تا سواحل ژاپن و کالیفرنیا. مشاهده این گونه در آبهای گرمتر دریای چین جنوبی، محدوده شناختهشده زیستگاه آن را به شکل قابل توجهی گسترش میدهد و نشان میدهد این شکارچی بزرگ احتمالاً سازگاری بیشتری با شرایط محیطی دارد.
فیلمهای ثبتشده نشان میدهد کوسههای بزرگتر، با طول بیش از ۲٫۷ متر، با شدت بیشتری لاشه را تکهتکه میکردند، در حالی که نمونههای کوچکتر با احتیاط در اطراف آن شنا میکردند.
یکی دیگر از یافتههای جالب، حرکت عقبکشیدن چشم هنگام تغذیه بود. برخلاف بسیاری از کوسهها، این گونه پرده محافظ روی چشم ندارد. پژوهشگران معتقدند عقب کشیدن کره چشم احتمالاً راهکاری برای محافظت از چشم در برابر برخورد با طعمه یا لاشه است. این فرضیه با مشاهدات ویدئویی سازگار است، اما برای تأیید آن به مطالعات بیشتری نیاز خواهد بود.
در طول این مطالعه، هشت کوسه مشاهده شدند و همه آنها ماده بودند. پژوهشگران یادآور میشوند که در برخی گونههای اعماق دریا نیز الگوی مشابهی دیده شده است. این موضوع احتمال میدهد دریای چین جنوبی برای مادهها اهمیت ویژهای، مثلاً بهعنوان منطقه تغذیه یا حتی زادآوری، داشته باشد. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که در حال حاضر شواهد کافی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد.
https://www.discoverwildlife.com/animal-facts/marine-animals/pacific-sleep-shark-predation-south-china-sea
🆔@ScientificDialectics
Discover Wildlife
Scientists sunk a cow into the South China Sea. Then a gigantic animal appeared | Discover Wildlife
The enormous deep-sea creature, which can grow up to seven metres in length, had never been filmed in this part of the world before.
❤5
💢جنجال استفاده زندایا از جواهرات ۳ هزار ساله ایرانی در رویداد فیلم «ادیسه»
استفاده زندایا از گوشوارههای طلا ۳۰۰۰ ساله باستانی ایران (مجموعه زیویه) در رویداد فیلم ادیسه، موجی از انتقادات باستانشناسان و معترضین را به همراه داشت.
به گزارش مجله باستان شناسی ، بازیگر سرشناس هالیوود، زندایا (Zendaya)، در جریان تور تبلیغاتی فیلم جدید کریستوفر نولان با نام «ادیسه» (The Odyssey) در لندن، با بهکارگیری گوشوارههایی از جنس طلا متعلق به تقریباً ۳,۰۰۰ سال پیش (دوران هخامنشی/مادی ایران)، جنجالآفرین شد. این اقدام که با اعتراض شدید باستان شناسان و تاریخدانان همراه بوده، بحثهای داغی را پیرامون غارت، کالاسازی و استفاده تجملی از آثار غارتشده میراث جهانی به راه انداخته است.
یک گنجینه باستانی در خدمت فرش قرمز!
زندایا که در اثر جدید کریستوفر نولان نقش «آتنا» (الهه خرد و جنگ) را ایفا میکند، در مراسم فرش قرمز لندن با گوشوارههایی ظاهر شد که از آثار باستانی ایران مربوط به حدود ۷۰۰ پیش از میلاد ساخته شدهاند.
این گوشوارهها متعلق به گالری اعیانی «بارون لندن» (Barron London) است. طبق بیانیه این گالری، این قطعات در سال ۲۰۲۵ از یک جواهرسازی خریده شده و منتسب به گنجینه معروف زیویه (Ziwiye) هستند که در سال ۱۹۴۷ در شمال غربی ایران (کردستان) توسط چوپانان محلی کشف و سپس مورد غارت قرار گرفت. بخش عمدهای از این گنجینه در دهه ۱۹۶۰ میلادی در بازارهای سیاه عتیقهجات به خارج از ایران قاچاق شد و امروز در موزهها و مجموعههای خصوصی جهان پراکنده است.
خشم باستان شناسان: «اینها میراث بشریتاند، نه اکسسوری!»
پروفسور سوسن بابایی، تاریخدان برجسته هنر در موسسه کورتولد (Courtauld Institute)، با ابراز خشم شدید از این اتفاق گفت: «بسیار تکاندهنده است که هیچکس در تیم استایل و مد این بازیگر فکر نکرده که این کار شاید فکره خوبی نباشد. طراحان لباس و استایلیستهای سلبریتیها حساسیت و سواد فرهنگی کافی ندارند و این کار، غارت، پیشپاافتادهسازی و جدا کردن آثار از هویت تاریخی ایران است.»
دکتر آنلیس بر (Dr. Annelise Baer)، باستانشناس و تهیهکننده نیز تاکید کرد: «مسئله اصلی این است که این گوشوارهها از اشیاء باستانی غارتشده ساخته شدهاند. استفاده زندایا از آنها روی فرش قرمز، این موضوع تلخ را به شکل عریانی در معرض دید عموم قرار داد.»
توجیه گالری بارون و تناقضهای سیاسی-فرهنگی
گالری بارون در دفاع از خود مدعی شده که هدف از قرض دادن این جواهرات، تجاری نبوده بلکه «تجلیل از هنر و استادی والای جواهرسازان پارسی/ایرانی» بوده است. با این حال، منتقدان میگویند تقلیل دادن آثار مقدس و ارزشمند ۳,۰۰۰ ساله به یک «اکسسوری مد روز» در حالی که ایران همواره تحت فشارهای سیاسی و بحرانهای گوناگون قرار دارد، مصداق بارز مصادره فرهنگی است.
این جنجال یادآور اتفاق مشابهی در سال ۲۰۲۲ است، زمانی که کیم کارداشیان لباس تاریخی مرلین مونرو را در مراسم مت گالا پوشید و با انتقادهای گسترده در مورد عدم حفظ و نگهداری میراثهای تاریخی روبرو شد.
https://share.google/Vpk4WZ4yqkXv8WG7L
@ScientificDialectics
استفاده زندایا از گوشوارههای طلا ۳۰۰۰ ساله باستانی ایران (مجموعه زیویه) در رویداد فیلم ادیسه، موجی از انتقادات باستانشناسان و معترضین را به همراه داشت.
به گزارش مجله باستان شناسی ، بازیگر سرشناس هالیوود، زندایا (Zendaya)، در جریان تور تبلیغاتی فیلم جدید کریستوفر نولان با نام «ادیسه» (The Odyssey) در لندن، با بهکارگیری گوشوارههایی از جنس طلا متعلق به تقریباً ۳,۰۰۰ سال پیش (دوران هخامنشی/مادی ایران)، جنجالآفرین شد. این اقدام که با اعتراض شدید باستان شناسان و تاریخدانان همراه بوده، بحثهای داغی را پیرامون غارت، کالاسازی و استفاده تجملی از آثار غارتشده میراث جهانی به راه انداخته است.
یک گنجینه باستانی در خدمت فرش قرمز!
زندایا که در اثر جدید کریستوفر نولان نقش «آتنا» (الهه خرد و جنگ) را ایفا میکند، در مراسم فرش قرمز لندن با گوشوارههایی ظاهر شد که از آثار باستانی ایران مربوط به حدود ۷۰۰ پیش از میلاد ساخته شدهاند.
این گوشوارهها متعلق به گالری اعیانی «بارون لندن» (Barron London) است. طبق بیانیه این گالری، این قطعات در سال ۲۰۲۵ از یک جواهرسازی خریده شده و منتسب به گنجینه معروف زیویه (Ziwiye) هستند که در سال ۱۹۴۷ در شمال غربی ایران (کردستان) توسط چوپانان محلی کشف و سپس مورد غارت قرار گرفت. بخش عمدهای از این گنجینه در دهه ۱۹۶۰ میلادی در بازارهای سیاه عتیقهجات به خارج از ایران قاچاق شد و امروز در موزهها و مجموعههای خصوصی جهان پراکنده است.
خشم باستان شناسان: «اینها میراث بشریتاند، نه اکسسوری!»
پروفسور سوسن بابایی، تاریخدان برجسته هنر در موسسه کورتولد (Courtauld Institute)، با ابراز خشم شدید از این اتفاق گفت: «بسیار تکاندهنده است که هیچکس در تیم استایل و مد این بازیگر فکر نکرده که این کار شاید فکره خوبی نباشد. طراحان لباس و استایلیستهای سلبریتیها حساسیت و سواد فرهنگی کافی ندارند و این کار، غارت، پیشپاافتادهسازی و جدا کردن آثار از هویت تاریخی ایران است.»
دکتر آنلیس بر (Dr. Annelise Baer)، باستانشناس و تهیهکننده نیز تاکید کرد: «مسئله اصلی این است که این گوشوارهها از اشیاء باستانی غارتشده ساخته شدهاند. استفاده زندایا از آنها روی فرش قرمز، این موضوع تلخ را به شکل عریانی در معرض دید عموم قرار داد.»
توجیه گالری بارون و تناقضهای سیاسی-فرهنگی
گالری بارون در دفاع از خود مدعی شده که هدف از قرض دادن این جواهرات، تجاری نبوده بلکه «تجلیل از هنر و استادی والای جواهرسازان پارسی/ایرانی» بوده است. با این حال، منتقدان میگویند تقلیل دادن آثار مقدس و ارزشمند ۳,۰۰۰ ساله به یک «اکسسوری مد روز» در حالی که ایران همواره تحت فشارهای سیاسی و بحرانهای گوناگون قرار دارد، مصداق بارز مصادره فرهنگی است.
این جنجال یادآور اتفاق مشابهی در سال ۲۰۲۲ است، زمانی که کیم کارداشیان لباس تاریخی مرلین مونرو را در مراسم مت گالا پوشید و با انتقادهای گسترده در مورد عدم حفظ و نگهداری میراثهای تاریخی روبرو شد.
https://share.google/Vpk4WZ4yqkXv8WG7L
@ScientificDialectics
Arkeofili
Zendaya, Odysseia Etkinliğinde Pers Takıları Yüzünden Tepki Çekti
Oyuncu Zendaya, Christopher Nolan'ın Odysseia filminin tanıtımını yaparken neredeyse 3.000 yıl öncesine tarihlenen altın eserler taktı.
❤6👍1😭1
💢حد نهایی طول عمر انسان چقدر است؟ دانشمندان حداکثر سن ممکن را کشف کردند
دانشمندان با بررسی الگوی جهشهای ژنتیکی اعلام کردند که حتی در صورت درمان تمام عوامل پیری، بدن انسان با یک سقف سخت و غیرقابل عبور برای ادامه حیات روبرو است.
پژوهشهای تازه نشان میدهد اگر روزی علم پزشکی موفق شود تمام علل و نشانههای اصلی پیری را کاملا درمان کرده و از بین ببرد، طول عمر انسان همچنان حد نهایی و مشخصی خواهد داشت.
بر اساس مدلسازیهای جدید، جهشهای اجتنابناپذیر دیانای مانعی بازدارنده ایجاد میکنند که بر اساس آن، میانگین طول عمر انسان حتی در ایدهآلترین شرایط درمانی فراتر از حدود ۲۰۰ سال نخواهد رفت.
گروهی از پژوهشگران با طراحی یک مدل ریاضی پیچیده تلاش کردند به این پرسش پاسخ دهند که اگر تمام عوامل اصلی پیری بهجز جهشهای ژنتیکی در سلولهای غیرجنسی (جهشهای سوماپیک) حذف شوند، انسان تا چه سنی میتواند زنده بماند.
جهشهای دیانای بهطور طبیعی طی زمان و با تقسیم سلولی، فرآیندهای سوختوساز بدن یا مواجهه با عوامل محیطی رخ میدهند و رویهم انباشته میشوند.
این آسیبهای ژنتیکی از سختترین عوامل پیری برای درمان یا دستکاری ژنتیکی به شمار میروند.
رویای جاودانگی در برابر واقعیت زیستشناختی
در این مطالعه که نتایج آن در مجله علمی «انپیجی ایجینگ» منتشر شده است، محققان سناریویی فرضی و ایدهآل را شبیهسازی کردند که در آن سایر عوامل شناختهشده پیری مانند التهابهای مزمن، اختلال در عملکرد میتوکندریها و تجمع سلولهای فرسوده (پیر) کاملا قابل بازگشت و درمان باشند.
نتایج این شبیهسازی نشان داد که ارگانهای مختلف بدن واکنشهای بسیار متفاوتی به آسیبهای ناشی از جهشهای ژنتیکی نشان میدهند.
در این میان، بافتهای مغز و قلب به دلیل داشتن سلولهای حیاتی و غیرقابل جایگزینی که پس از تولد بهندرت تقسیم میشوند، بیشترین آسیبپذیری را در برابر انباشت این جهشها دارند.
در مقابل، کبد به عنوان عضوی با توانایی بازسازی بالا، بهطور مداوم سلولهای فرسوده را جایگزین میکند.
با ترکیب شبیهسازی کارکرد ارگانهای مختلف در یک مدل یکپارچه، دانشمندان دریافتند انسانهایی که تنها با پیری ناشی از جهشهای ژنتیکی روبرو هستند، به میانه طول عمری بین ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال خواهند رسید؛ رقمی که تقریبا دو برابر میانگین طول عمر فعلی بشر (حدود ۷۹ سال) است.
پژوهشگران در مقاله خود نوشتهاند: «نتایج ما نشان میدهد که حتی با حذف تمامی نشانههای پیری به جز جهشهای سوماپیک، میانگین طول عمر انسان به ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال میرسد. این شکاف دو برابری نشان میدهد سایر عوامل پیری دستکم به اندازه جهشهای ژنتیکی در محدود کردن طول عمر انسان نقش دارند.»
گامی به سوی نظریه جامع پیری
با وجود این نتایج شگفتانگیز، دانشمندان تاکید دارند که این پژوهش یک دستاورد نظری و محاسباتی است و نباید آن را به عنوان یک آزمایش بالینی یا قطعی تلقی کرد، چرا که متغیرهای مدل به نحوه تعامل پیچیده میان ارگانهای بدن وابسته است.
هدف اصلی این مطالعه، اثبات این واقعیت است که جهشهای ساختاری دیانای بزرگترین سد راه زیستشناختی در صورت دستیابی پزشکی آینده به درمان سایر ابعاد پیری خواهند بود.
این مدلسازی گامی کلیدی برای تفکیک فرآیند پیری به اجزای قابل سنجش مکانیکی محسوب میشود و میتواند راه را برای شکلگیری یک نظریه جامع و دقیق درباره پیری هموار سازد.
https://doi.org/10.1038/s41514-026-00421-6
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان با بررسی الگوی جهشهای ژنتیکی اعلام کردند که حتی در صورت درمان تمام عوامل پیری، بدن انسان با یک سقف سخت و غیرقابل عبور برای ادامه حیات روبرو است.
پژوهشهای تازه نشان میدهد اگر روزی علم پزشکی موفق شود تمام علل و نشانههای اصلی پیری را کاملا درمان کرده و از بین ببرد، طول عمر انسان همچنان حد نهایی و مشخصی خواهد داشت.
بر اساس مدلسازیهای جدید، جهشهای اجتنابناپذیر دیانای مانعی بازدارنده ایجاد میکنند که بر اساس آن، میانگین طول عمر انسان حتی در ایدهآلترین شرایط درمانی فراتر از حدود ۲۰۰ سال نخواهد رفت.
گروهی از پژوهشگران با طراحی یک مدل ریاضی پیچیده تلاش کردند به این پرسش پاسخ دهند که اگر تمام عوامل اصلی پیری بهجز جهشهای ژنتیکی در سلولهای غیرجنسی (جهشهای سوماپیک) حذف شوند، انسان تا چه سنی میتواند زنده بماند.
جهشهای دیانای بهطور طبیعی طی زمان و با تقسیم سلولی، فرآیندهای سوختوساز بدن یا مواجهه با عوامل محیطی رخ میدهند و رویهم انباشته میشوند.
این آسیبهای ژنتیکی از سختترین عوامل پیری برای درمان یا دستکاری ژنتیکی به شمار میروند.
رویای جاودانگی در برابر واقعیت زیستشناختی
در این مطالعه که نتایج آن در مجله علمی «انپیجی ایجینگ» منتشر شده است، محققان سناریویی فرضی و ایدهآل را شبیهسازی کردند که در آن سایر عوامل شناختهشده پیری مانند التهابهای مزمن، اختلال در عملکرد میتوکندریها و تجمع سلولهای فرسوده (پیر) کاملا قابل بازگشت و درمان باشند.
نتایج این شبیهسازی نشان داد که ارگانهای مختلف بدن واکنشهای بسیار متفاوتی به آسیبهای ناشی از جهشهای ژنتیکی نشان میدهند.
در این میان، بافتهای مغز و قلب به دلیل داشتن سلولهای حیاتی و غیرقابل جایگزینی که پس از تولد بهندرت تقسیم میشوند، بیشترین آسیبپذیری را در برابر انباشت این جهشها دارند.
در مقابل، کبد به عنوان عضوی با توانایی بازسازی بالا، بهطور مداوم سلولهای فرسوده را جایگزین میکند.
با ترکیب شبیهسازی کارکرد ارگانهای مختلف در یک مدل یکپارچه، دانشمندان دریافتند انسانهایی که تنها با پیری ناشی از جهشهای ژنتیکی روبرو هستند، به میانه طول عمری بین ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال خواهند رسید؛ رقمی که تقریبا دو برابر میانگین طول عمر فعلی بشر (حدود ۷۹ سال) است.
پژوهشگران در مقاله خود نوشتهاند: «نتایج ما نشان میدهد که حتی با حذف تمامی نشانههای پیری به جز جهشهای سوماپیک، میانگین طول عمر انسان به ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال میرسد. این شکاف دو برابری نشان میدهد سایر عوامل پیری دستکم به اندازه جهشهای ژنتیکی در محدود کردن طول عمر انسان نقش دارند.»
گامی به سوی نظریه جامع پیری
با وجود این نتایج شگفتانگیز، دانشمندان تاکید دارند که این پژوهش یک دستاورد نظری و محاسباتی است و نباید آن را به عنوان یک آزمایش بالینی یا قطعی تلقی کرد، چرا که متغیرهای مدل به نحوه تعامل پیچیده میان ارگانهای بدن وابسته است.
هدف اصلی این مطالعه، اثبات این واقعیت است که جهشهای ساختاری دیانای بزرگترین سد راه زیستشناختی در صورت دستیابی پزشکی آینده به درمان سایر ابعاد پیری خواهند بود.
این مدلسازی گامی کلیدی برای تفکیک فرآیند پیری به اجزای قابل سنجش مکانیکی محسوب میشود و میتواند راه را برای شکلگیری یک نظریه جامع و دقیق درباره پیری هموار سازد.
https://doi.org/10.1038/s41514-026-00421-6
🆔@ScientificDialectics
Nature
Somatic mutations impose an entropic upper bound on human lifespan
npj Aging - Somatic mutations impose an entropic upper bound on human lifespan
❤10👍1
💢 تحلیل؛ هوش مصنوعی به اشاعه باورهای نادرست ما دامن میزند
یک مطالعه جدید از حقیقتی تلخ پرده برداشته است: ما هوش مصنوعی را به ابزاری برای خلق واقعیتهای جعلی تبدیل کردهایم. این مطالعه به ما یادآوری میکند که مواجهه با هوش مصنوعی بهعنوان یک موجود خودآگاه یا انسان واقعی خطرناک است.
مطالعه جدید پژوهشگران دانشگاه اکستر نشان میدهد که چتباتهای هوش مصنوعی نقش بسزایی در اشاعه باورهای نادرست کاربران دارند. روایتهای شخصی و نظریههای توطئه بهواسطه خصلت تعاملی، «خودمانی» و تأییدکننده چتباتها به باورهای غلط کاربران عمق بیشتری میبخشند.
این مطالعه که به رهبری دکتر لوسی اوسلر انجام گرفته است، نشان میدهد که هوش مصنوعی با ایجاد خاطرات کاذب و دامنزدن به تفکر هذیانی نقش مهمی در شکلگیری و تأیید باورهای نادرست کاربران ایفا میکند.
در چکیده این مطالعه آمده است: «بهتر است بهجای اینکه فقط نگران خطاهای هوش مصنوعی و پاسخهای نادرست آن باشیم، به این فکر کنیم که وابستگی ما به هوش مصنوعی در زمینه تفکر، یادآوری و روایت باعث میشود که خودمان هم دچار اشتباه شویم. این وضعیت زمانی رخ میدهد که هوش مصنوعی در روند پردازش اطلاعات مرتکب اشتباه میشود یا در این فرایند به افکار هذیانی و روایتهای ساختگی ما تکیه میکند.»
از آنجا که چتباتهای هوش مصنوعی برای پاسخگویی، کمکرسانی و ایجاد ارتباط خودمانی با کاربران طراحی شدهاند تا خواستههای آنها را اجابت کنند، اغلب بهجای اینکه دیدگاه کاربران را زیر سؤال ببرند، همه را تأیید میکنند. از این گذشته، زمانی که کاربران با هوش مصنوعی مخالفت میکنند، چتبات از موضع قبلی خود عقبنشینی کرده و و پاسخش را تغییر میدهد تا به چیزی که «تصور میکند» کاربر به آن باور دارد نزدیکتر شود.
مشکل فقط این نیست که هوش مصنوعی باورهای نادرست را به انسان منتقل میکند، بلکه تعامل میان انسان و هوش مصنوعی باعث شکلگیری اشتباهات خطرناکی میشود که هیچکدام بهتنهایی مرتکب آنها نمیشوند.
اوسلر در مصاحبه با پایگاه خبری دانشگاه اکستر گفت: «تعامل با هوش مصنوعی نهتنها به تأیید باورهای نادرست کاربران منجر میشود، بلکه به نهادینهسازی آن باورها هم کمک میکند، زیرا هوش مصنوعی مولد گفتوگو را براساس برداشت شخصی کاربران از واقعیت پیش میبرد.»
از آنجا که هوش مصنوعی نقش همصحبت را ایفا میکند، بیش از ابزارهایی مانند دفترچه یادداشت یا موتور جستوجو بر شیوه تفکر ما اثر میگذارد. هوش مصنوعی با شبیهسازی تعامل اجتماعی باعث میشود که فکر کنیم باورها و روایتهای شخصی ما مورد تأیید دیگران هستند.
اوسلر می گوید نقش هوش مصنوعی در شکلگیری باورهای هذیانی از باور نادرست خودِ ما نشأت میگیرد که هوش مصنوعی را بهعنوان یک موجود خودآگاه در نظر میگیریم و فکر میکنیم که میتواند درباره افکار و تصورات ما نظر بدهد (برای نمونه، بگوید «کارتان درست است» یا «تحسینبرانگیز هستید»). من از اعمال محدودیتهای بیشتر در قبال چتباتها حمایت میکنم. حتی معتقدم که قابلیت گفتوگو با آنها باید بهطور کامل حذف شود تا خطر انسانانگاری چتباتها به حداقل برسد؛ خصلتی که باعث میشود کاربران با چتباتها خودمانی شوند و به دنبال دریافت تأیید آنها باشند. بهتر است چتباتها مانند موتورهای جستوجوی پیشرفته عمل کنند (همان چیزی که واقعاً هستند) و همصحبتی با کاربران را کنار بگذارند.
با اینحال، برای جلوگیری از این مشکلات باید از نو به ارزش روان انسان و ویژگی منحصربهفرد آگاهی انسانی توجه کنیم. تنها درصورتی میتوانیم بهطور کامل متوجه خطرات هوش مصنوعی شویم که باور کنیم هیچ فناوری پیشرفتهای نمیتواند جای خرد، درک و آگاهی انسان را بگیرد.
نویسنده: واکر لارسن
واکر لارسن روزنامهنگار مستقل و نویسنده حوزه فرهنگ است و پیشتر در یک آکادمی خصوصی در ویسکانسین مدرس ادبیات و تاریخ بوده است. او با همسر و دخترش زندگی میکند و مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی دارد. نوشتههای لارسن در نشریات همینگوی ریویو، اینتلکچوال تیکاوت و حساب شخصی او در ساباستک منتشر میشوند. دو رمان به نامهای «هولوگرام» و «نغمه افلاک» از او منتشر شده است.
🆔@ScientificDialectics
یک مطالعه جدید از حقیقتی تلخ پرده برداشته است: ما هوش مصنوعی را به ابزاری برای خلق واقعیتهای جعلی تبدیل کردهایم. این مطالعه به ما یادآوری میکند که مواجهه با هوش مصنوعی بهعنوان یک موجود خودآگاه یا انسان واقعی خطرناک است.
مطالعه جدید پژوهشگران دانشگاه اکستر نشان میدهد که چتباتهای هوش مصنوعی نقش بسزایی در اشاعه باورهای نادرست کاربران دارند. روایتهای شخصی و نظریههای توطئه بهواسطه خصلت تعاملی، «خودمانی» و تأییدکننده چتباتها به باورهای غلط کاربران عمق بیشتری میبخشند.
این مطالعه که به رهبری دکتر لوسی اوسلر انجام گرفته است، نشان میدهد که هوش مصنوعی با ایجاد خاطرات کاذب و دامنزدن به تفکر هذیانی نقش مهمی در شکلگیری و تأیید باورهای نادرست کاربران ایفا میکند.
در چکیده این مطالعه آمده است: «بهتر است بهجای اینکه فقط نگران خطاهای هوش مصنوعی و پاسخهای نادرست آن باشیم، به این فکر کنیم که وابستگی ما به هوش مصنوعی در زمینه تفکر، یادآوری و روایت باعث میشود که خودمان هم دچار اشتباه شویم. این وضعیت زمانی رخ میدهد که هوش مصنوعی در روند پردازش اطلاعات مرتکب اشتباه میشود یا در این فرایند به افکار هذیانی و روایتهای ساختگی ما تکیه میکند.»
از آنجا که چتباتهای هوش مصنوعی برای پاسخگویی، کمکرسانی و ایجاد ارتباط خودمانی با کاربران طراحی شدهاند تا خواستههای آنها را اجابت کنند، اغلب بهجای اینکه دیدگاه کاربران را زیر سؤال ببرند، همه را تأیید میکنند. از این گذشته، زمانی که کاربران با هوش مصنوعی مخالفت میکنند، چتبات از موضع قبلی خود عقبنشینی کرده و و پاسخش را تغییر میدهد تا به چیزی که «تصور میکند» کاربر به آن باور دارد نزدیکتر شود.
مشکل فقط این نیست که هوش مصنوعی باورهای نادرست را به انسان منتقل میکند، بلکه تعامل میان انسان و هوش مصنوعی باعث شکلگیری اشتباهات خطرناکی میشود که هیچکدام بهتنهایی مرتکب آنها نمیشوند.
اوسلر در مصاحبه با پایگاه خبری دانشگاه اکستر گفت: «تعامل با هوش مصنوعی نهتنها به تأیید باورهای نادرست کاربران منجر میشود، بلکه به نهادینهسازی آن باورها هم کمک میکند، زیرا هوش مصنوعی مولد گفتوگو را براساس برداشت شخصی کاربران از واقعیت پیش میبرد.»
از آنجا که هوش مصنوعی نقش همصحبت را ایفا میکند، بیش از ابزارهایی مانند دفترچه یادداشت یا موتور جستوجو بر شیوه تفکر ما اثر میگذارد. هوش مصنوعی با شبیهسازی تعامل اجتماعی باعث میشود که فکر کنیم باورها و روایتهای شخصی ما مورد تأیید دیگران هستند.
اوسلر می گوید نقش هوش مصنوعی در شکلگیری باورهای هذیانی از باور نادرست خودِ ما نشأت میگیرد که هوش مصنوعی را بهعنوان یک موجود خودآگاه در نظر میگیریم و فکر میکنیم که میتواند درباره افکار و تصورات ما نظر بدهد (برای نمونه، بگوید «کارتان درست است» یا «تحسینبرانگیز هستید»). من از اعمال محدودیتهای بیشتر در قبال چتباتها حمایت میکنم. حتی معتقدم که قابلیت گفتوگو با آنها باید بهطور کامل حذف شود تا خطر انسانانگاری چتباتها به حداقل برسد؛ خصلتی که باعث میشود کاربران با چتباتها خودمانی شوند و به دنبال دریافت تأیید آنها باشند. بهتر است چتباتها مانند موتورهای جستوجوی پیشرفته عمل کنند (همان چیزی که واقعاً هستند) و همصحبتی با کاربران را کنار بگذارند.
با اینحال، برای جلوگیری از این مشکلات باید از نو به ارزش روان انسان و ویژگی منحصربهفرد آگاهی انسانی توجه کنیم. تنها درصورتی میتوانیم بهطور کامل متوجه خطرات هوش مصنوعی شویم که باور کنیم هیچ فناوری پیشرفتهای نمیتواند جای خرد، درک و آگاهی انسان را بگیرد.
نویسنده: واکر لارسن
واکر لارسن روزنامهنگار مستقل و نویسنده حوزه فرهنگ است و پیشتر در یک آکادمی خصوصی در ویسکانسین مدرس ادبیات و تاریخ بوده است. او با همسر و دخترش زندگی میکند و مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی دارد. نوشتههای لارسن در نشریات همینگوی ریویو، اینتلکچوال تیکاوت و حساب شخصی او در ساباستک منتشر میشوند. دو رمان به نامهای «هولوگرام» و «نغمه افلاک» از او منتشر شده است.
🆔@ScientificDialectics
SpringerLink
Hallucinating with AI: Distributed Delusions and “AI Psychosis”
Philosophy & Technology - There is much discussion of the false outputs that generative AI systems such as ChatGPT, Claude, Gemini, DeepSeek, and Grok create. In popular terminology, these have...
❤5
💢مصرف روزانه آووکادو میتواند در کاهش کلسترول بد و خطر بیماریهای قلبی موثر باشد
آووکادو بسته به اندازه آن معمولا بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کالری دارد. با این حال پژوهشگران دریافتند که مصرف منظم آووکادو اگرچه لزوما به کاهش وزن افراد مبتلا به چاقی منجر نمیشود، سطح کلسترول بد را در آنها کاهش میدهد
نتایج پژوهشی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا نشان داد که خوردن روزی یک آووکادو ممکن است بدون آنکه تغییری در وزن بدن ایجاد کند، سطح کلسترول بد یا الدیال را که یکی از عوامل خطر مهم ابتلا به بیماریهای قلبی در افراد مبتلا به چاقی است، کاهش دهد. البته باید توجه داشت که آووکادو کمکالری نیست و باید به تناسب افزودن آن به برنامه غذایی روزانه، مصرف مواد پرکالری دیگر را کاهش داد.
این پژوهش که در نشریه «لیپیدشناسی بالینی» (Journal of Clinical Lipidology) منتشر شد، شواهدی ارائه داد که نشان میدهد مصرف منظم آووکادو به کاهش غلظت لیپوپروتئین کمچگال یا الدیال در خون کمک میکند که این کاهش با ۴ درصد کاهش خطر ابتلا به بیماری قلبی مرتبط بود.
الدیال نوعی لیپوپروتئین است که کلسترول را به سراسر بدن حمل میکند. به گفته پژوهشگران، بالا بودن سطح الدیال که به «کلسترول بد» نیز معروف است، میتواند افراد مبتلا به چاقی را بیشتر در معرض خطر قرار دهد.
جانهاوی دامانی، پژوهشگر پسادکتری دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا و نویسنده اول این مطالعه، گفت: «اگر افراد بخواهند کیفیت رژیم غذایی خود را بهبود دهند، ایجاد یک تغییر کوچک ممکن است راهکاری عملیتر از تلاش برای تغییر کل رژیم غذایی باشد. گنجاندن آووکادو در رژیم غذایی روزانه میتواند برای افراد مبتلا به چاقی نقطه شروع مناسبی باشد.»
آووکادو حاوی چربیهای سالم است، اما کمکالری محسوب نمیشود و هر آووکادو بسته به اندازه آن معمولا بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کالری دارد. با این حال پژوهشگران دریافتند که مصرف منظم آووکادو اگرچه لزوما به کاهش وزن افراد مبتلا به چاقی منجر نمیشود، سطح کلسترول بد را در آنها کاهش میدهد.
دامانی گفت: «این کاهش ۴ درصدی در مقایسه با کاهش ۱۴ تا ۲۹ درصدی خطر بیماری قلبی که با بهبود کلی رژیم غذایی ارتباط دارد، رقم نسبتا محدودی است. با این حال، گامی در مسیر درست به شمار میرود.»
پژوهش دیگری که پیشتر در نشریه انجمن قلب آمریکا منتشر شد، نیز به نتایج مثبت مشابهی دست یافت. پس از تعدیل نتایج با در نظر گرفتن سبک زندگی و سایر عوامل مربوط به رژیم غذایی، مشخص شد خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی در افرادی که در هفته، دو بار یا بیشتر آووکادو مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که آووکادو نمیخوردند، ۱۶ درصد کمتر بود. خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب نیز در این افراد ۲۱ درصد کاهش داشت.
جایگزین کردن نصف یک وعده کره، تخممرغ، ماست، پنیر یا گوشتهای فراوریشده با همان مقدار آووکادو، هم با کاهش ۱۶ تا ۲۲ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی ارتباط داشت.
https://health.yahoo.com/conditions/cardiovascular/articles/avocado-day-reduces-bad-cholesterol-212036718.html
🆔@ScientificDialectics
آووکادو بسته به اندازه آن معمولا بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کالری دارد. با این حال پژوهشگران دریافتند که مصرف منظم آووکادو اگرچه لزوما به کاهش وزن افراد مبتلا به چاقی منجر نمیشود، سطح کلسترول بد را در آنها کاهش میدهد
نتایج پژوهشی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا نشان داد که خوردن روزی یک آووکادو ممکن است بدون آنکه تغییری در وزن بدن ایجاد کند، سطح کلسترول بد یا الدیال را که یکی از عوامل خطر مهم ابتلا به بیماریهای قلبی در افراد مبتلا به چاقی است، کاهش دهد. البته باید توجه داشت که آووکادو کمکالری نیست و باید به تناسب افزودن آن به برنامه غذایی روزانه، مصرف مواد پرکالری دیگر را کاهش داد.
این پژوهش که در نشریه «لیپیدشناسی بالینی» (Journal of Clinical Lipidology) منتشر شد، شواهدی ارائه داد که نشان میدهد مصرف منظم آووکادو به کاهش غلظت لیپوپروتئین کمچگال یا الدیال در خون کمک میکند که این کاهش با ۴ درصد کاهش خطر ابتلا به بیماری قلبی مرتبط بود.
الدیال نوعی لیپوپروتئین است که کلسترول را به سراسر بدن حمل میکند. به گفته پژوهشگران، بالا بودن سطح الدیال که به «کلسترول بد» نیز معروف است، میتواند افراد مبتلا به چاقی را بیشتر در معرض خطر قرار دهد.
جانهاوی دامانی، پژوهشگر پسادکتری دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا و نویسنده اول این مطالعه، گفت: «اگر افراد بخواهند کیفیت رژیم غذایی خود را بهبود دهند، ایجاد یک تغییر کوچک ممکن است راهکاری عملیتر از تلاش برای تغییر کل رژیم غذایی باشد. گنجاندن آووکادو در رژیم غذایی روزانه میتواند برای افراد مبتلا به چاقی نقطه شروع مناسبی باشد.»
آووکادو حاوی چربیهای سالم است، اما کمکالری محسوب نمیشود و هر آووکادو بسته به اندازه آن معمولا بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کالری دارد. با این حال پژوهشگران دریافتند که مصرف منظم آووکادو اگرچه لزوما به کاهش وزن افراد مبتلا به چاقی منجر نمیشود، سطح کلسترول بد را در آنها کاهش میدهد.
دامانی گفت: «این کاهش ۴ درصدی در مقایسه با کاهش ۱۴ تا ۲۹ درصدی خطر بیماری قلبی که با بهبود کلی رژیم غذایی ارتباط دارد، رقم نسبتا محدودی است. با این حال، گامی در مسیر درست به شمار میرود.»
پژوهش دیگری که پیشتر در نشریه انجمن قلب آمریکا منتشر شد، نیز به نتایج مثبت مشابهی دست یافت. پس از تعدیل نتایج با در نظر گرفتن سبک زندگی و سایر عوامل مربوط به رژیم غذایی، مشخص شد خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی در افرادی که در هفته، دو بار یا بیشتر آووکادو مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که آووکادو نمیخوردند، ۱۶ درصد کمتر بود. خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب نیز در این افراد ۲۱ درصد کاهش داشت.
جایگزین کردن نصف یک وعده کره، تخممرغ، ماست، پنیر یا گوشتهای فراوریشده با همان مقدار آووکادو، هم با کاهش ۱۶ تا ۲۲ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی ارتباط داشت.
https://health.yahoo.com/conditions/cardiovascular/articles/avocado-day-reduces-bad-cholesterol-212036718.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
An avocado a day reduces bad cholesterol particles, heart disease risk in adults with obesity, study says
A Penn State study found eating one avocado a day may lower a key heart disease risk factor in adults with obesity.
❤4
💢بمب گرافیتی چطور سیستم برق را بهطور موقت مختل میکند؟
پس از انفجار بمب، ابری حاوی هزاران رشته الیاف آزاد و بر فراز نقاط مهم زیرساخت برق از جمله نیروگاهها، ترانسفورماتورها، پستهای برق و خطوط فشارقوی پراکنده میشود. این الیاف به تجهیزات و مدارهای الکتریکی حامل ولتاژ بالا میچسبند و جریان برق را مختل میکنند
روزنامه بریتانیایی دیلیمیل اخیرا گزارش داد که احتمالا ارتش آمریکا در جریان عملیات بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری سابق ونزوئلا، برای آسیب زدن به بخشی از زیرساختهای حیاتی برق کاراکاس، پایتخت این کشور، و از کار انداختن آنها از یک بمب گرافیتی مدل بیالیوــ۱۱۴/بی (BLU-114/B) معروف به بمب خاموشی (dark bomb) استفاده کرده است.
این بمب گرافیتی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هم تلویحا به استفاده از آن اشاره کرد، برای وارد کردن نوعی «آسیب نرم» به زیرساختها طراحی شده است و میتواند بدون تخریب فیزیکی و بدون تلفات جانی، در شبکه برق اختلالی موقت ایجاد کند.
ایالات متحده پیشتر در جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۹ و جنگ دوم خلیج فارس در سال ۲۰۰۳ از این سلاح استفاده کرد.
به گزارش سرویس جهانی بیبیسی، در سال ۱۹۹۱، نیروی دریایی آمریکا از یک کلاهک جنگی که برای موشک کروز تاماهاوک توسعه داده بود، استفاده کرد تا شبکه برق بخش بزرگی از عراق را از کار بیندازد.
این کلاهکها که به «کیت-۲» (Kit-2) معروف بودند و استفاده از آنها تنها یک سال بعد فاش شد، قرقرههایی از الیاف کربنی را باز میکردند که باعث اتصال کوتاه در تجهیزات الکتریکی میشدند.
گفته میشود نیروی هوایی آمریکا پس از آن، توسعه نسخه اختصاصی خود از «بمب خاموشی» (Blackout Bomb) را آغاز کرد.
جنگندههای رادارگریز آمریکا در جریان عملیات نظامی ناتو علیه کوزوو در سال ۱۹۹۹، این بمبها را بر فراز صربستان پرتاب کردند.
محفظههایی که در محل سقوط پیدا شدند، با برچسب بیالیو-۱۱۴/بی BLU-114/B مشخص شده بودند (BLU مخفف استاندارد نظامی Bomb Live Unit به معنای «واحد بمب فعال» است).
کن بیکن، سخنگوی پنتاگون، در آن زمان گفت: «ما سلاحهایی داریم که معتقدیم صحبت درباره آنها مناسب نیست و این یکی از آنهاست.»
او افزود: «این سلاح کاملا محرمانه است و چیزی نیست که بخواهیم درباره آن بهصورت عمومی صحبت کنیم.»
این بمب حاوی الیاف کربنی یا گرافیتیــ موادی رسانای الکتریسیتهــ است که هدف از بهکارگیری آنها ایجاد اتصال کوتاه و از کار انداختن و خنثی سازی سیستمهای حیاتی برق است.
پس از انفجار بمب، ابری حاوی هزاران رشته الیاف آزاد و بر فراز نقاط مهم زیرساخت برق از جمله نیروگاهها، ترانسفورماتورها، پستهای برق و خطوط فشارقوی پراکنده میشود. این الیاف به تجهیزات و مدارهای الکتریکی حامل ولتاژ بالا میچسبند و جریان برق را مختل میکنند، تا جایی که موجب اتصال کوتاه و قطع برق در مناطق گسترده میشوند.
اتصال کوتاه همچنین ممکن است برای جلوگیری از بروز واکنشی زنجیرهای از فروپاشیها و وارد آمدن خسارتهای انباشته به شبکه برق، باعث خاموشی خودکار بخشهای دیگر شبکه شود.
برای محافظت از سیستمهای حیاتی برق در برابر چنین حملهای راههای مختلفی وجود دارد؛ از جمله پوشاندن رساناهای الکتریکی با مواد عایق، ایجاد سامانههای حفاظتی اختصاصی یا فراهم کردن امکانات پشتیبان برای شبکه برق.
خسارتهای ناشی از چنین حملهای صرفا به خود شبکه برق محدود نمیشود و زیرساختها و سیستمهای وابسته به آن نیز تحت تاثیر قرار میگیرند.
واکنش ناهماهنگ و نامنسجم نیروهای دفاعی ونزوئلا در جریان حمله آمریکا را هم میتوان با این عوامل توضیح داد.
اگر فرضیه استفاده از «بمب گرافیتی» واقعا درست باشد، این دستاورد یعنی توانایی اجرای حملهای هدفمند و مرگبار علیه زیرساختهای حیاتی با کمترین میزان آسیب به محیطزیست و افراد غیرمرتبط با درگیری، نقطه عطف مهمی در جنگهای مدرن به شمار میرود.
«کلید برق»
سرویس جهانی بیبیسی مینویسد، یکی از اثرات اصلی این سلاح، تأثیر روانی آن است.
جیمی شی، سخنگوی وقت ناتو، گفت: «اینکه چراغها در ۷۰ درصد کشور خاموش شد، نشان میدهد که ناتو انگشت خود را روی کلید برق یوگسلاوی گذاشته است.»
«ما هر زمان که لازم باشد و هر وقت که بخواهیم، میتوانیم برق را قطع کنیم.»
براساس این گزارش، این سلاح تعداد زیادی «ریزمهمات» را در قالب محفظههایی تقریبا به اندازه یک قوطی نوشیدنی پراکنده میکند.
https://www.inss.org.il/social_media/did-the-united-states-strike-the-power-grid-during-the-operation-in-venezuela/
🆔@ScientificDialectics
پس از انفجار بمب، ابری حاوی هزاران رشته الیاف آزاد و بر فراز نقاط مهم زیرساخت برق از جمله نیروگاهها، ترانسفورماتورها، پستهای برق و خطوط فشارقوی پراکنده میشود. این الیاف به تجهیزات و مدارهای الکتریکی حامل ولتاژ بالا میچسبند و جریان برق را مختل میکنند
روزنامه بریتانیایی دیلیمیل اخیرا گزارش داد که احتمالا ارتش آمریکا در جریان عملیات بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری سابق ونزوئلا، برای آسیب زدن به بخشی از زیرساختهای حیاتی برق کاراکاس، پایتخت این کشور، و از کار انداختن آنها از یک بمب گرافیتی مدل بیالیوــ۱۱۴/بی (BLU-114/B) معروف به بمب خاموشی (dark bomb) استفاده کرده است.
این بمب گرافیتی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هم تلویحا به استفاده از آن اشاره کرد، برای وارد کردن نوعی «آسیب نرم» به زیرساختها طراحی شده است و میتواند بدون تخریب فیزیکی و بدون تلفات جانی، در شبکه برق اختلالی موقت ایجاد کند.
ایالات متحده پیشتر در جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۹ و جنگ دوم خلیج فارس در سال ۲۰۰۳ از این سلاح استفاده کرد.
به گزارش سرویس جهانی بیبیسی، در سال ۱۹۹۱، نیروی دریایی آمریکا از یک کلاهک جنگی که برای موشک کروز تاماهاوک توسعه داده بود، استفاده کرد تا شبکه برق بخش بزرگی از عراق را از کار بیندازد.
این کلاهکها که به «کیت-۲» (Kit-2) معروف بودند و استفاده از آنها تنها یک سال بعد فاش شد، قرقرههایی از الیاف کربنی را باز میکردند که باعث اتصال کوتاه در تجهیزات الکتریکی میشدند.
گفته میشود نیروی هوایی آمریکا پس از آن، توسعه نسخه اختصاصی خود از «بمب خاموشی» (Blackout Bomb) را آغاز کرد.
جنگندههای رادارگریز آمریکا در جریان عملیات نظامی ناتو علیه کوزوو در سال ۱۹۹۹، این بمبها را بر فراز صربستان پرتاب کردند.
محفظههایی که در محل سقوط پیدا شدند، با برچسب بیالیو-۱۱۴/بی BLU-114/B مشخص شده بودند (BLU مخفف استاندارد نظامی Bomb Live Unit به معنای «واحد بمب فعال» است).
کن بیکن، سخنگوی پنتاگون، در آن زمان گفت: «ما سلاحهایی داریم که معتقدیم صحبت درباره آنها مناسب نیست و این یکی از آنهاست.»
او افزود: «این سلاح کاملا محرمانه است و چیزی نیست که بخواهیم درباره آن بهصورت عمومی صحبت کنیم.»
این بمب حاوی الیاف کربنی یا گرافیتیــ موادی رسانای الکتریسیتهــ است که هدف از بهکارگیری آنها ایجاد اتصال کوتاه و از کار انداختن و خنثی سازی سیستمهای حیاتی برق است.
پس از انفجار بمب، ابری حاوی هزاران رشته الیاف آزاد و بر فراز نقاط مهم زیرساخت برق از جمله نیروگاهها، ترانسفورماتورها، پستهای برق و خطوط فشارقوی پراکنده میشود. این الیاف به تجهیزات و مدارهای الکتریکی حامل ولتاژ بالا میچسبند و جریان برق را مختل میکنند، تا جایی که موجب اتصال کوتاه و قطع برق در مناطق گسترده میشوند.
اتصال کوتاه همچنین ممکن است برای جلوگیری از بروز واکنشی زنجیرهای از فروپاشیها و وارد آمدن خسارتهای انباشته به شبکه برق، باعث خاموشی خودکار بخشهای دیگر شبکه شود.
برای محافظت از سیستمهای حیاتی برق در برابر چنین حملهای راههای مختلفی وجود دارد؛ از جمله پوشاندن رساناهای الکتریکی با مواد عایق، ایجاد سامانههای حفاظتی اختصاصی یا فراهم کردن امکانات پشتیبان برای شبکه برق.
خسارتهای ناشی از چنین حملهای صرفا به خود شبکه برق محدود نمیشود و زیرساختها و سیستمهای وابسته به آن نیز تحت تاثیر قرار میگیرند.
واکنش ناهماهنگ و نامنسجم نیروهای دفاعی ونزوئلا در جریان حمله آمریکا را هم میتوان با این عوامل توضیح داد.
اگر فرضیه استفاده از «بمب گرافیتی» واقعا درست باشد، این دستاورد یعنی توانایی اجرای حملهای هدفمند و مرگبار علیه زیرساختهای حیاتی با کمترین میزان آسیب به محیطزیست و افراد غیرمرتبط با درگیری، نقطه عطف مهمی در جنگهای مدرن به شمار میرود.
«کلید برق»
سرویس جهانی بیبیسی مینویسد، یکی از اثرات اصلی این سلاح، تأثیر روانی آن است.
جیمی شی، سخنگوی وقت ناتو، گفت: «اینکه چراغها در ۷۰ درصد کشور خاموش شد، نشان میدهد که ناتو انگشت خود را روی کلید برق یوگسلاوی گذاشته است.»
«ما هر زمان که لازم باشد و هر وقت که بخواهیم، میتوانیم برق را قطع کنیم.»
براساس این گزارش، این سلاح تعداد زیادی «ریزمهمات» را در قالب محفظههایی تقریبا به اندازه یک قوطی نوشیدنی پراکنده میکند.
https://www.inss.org.il/social_media/did-the-united-states-strike-the-power-grid-during-the-operation-in-venezuela/
🆔@ScientificDialectics
INSS
Did the United States Strike the Power Grid During the Operation in Venezuela?
Recently, the British Daily Mail reported that during the operation to abduct the President of Venezuela, Nicolás Maduro, the US military apparently used a dark bomb of the BLU-114/B model to damage and disable part of the critical power infrastructure in…
❤4🔥3
💢فرمول طلایی حفظ قدرت عضلانی؛ کشف تازهای که جادوی جوانی را در بدن بیدار میکند
از دست دادن قدرت عضلات و کاهش انرژی حرکتی، یکی از اولین نشانههایی است که با گذشت زمان در بدن همه ما رخ میدهد. با کم شدن توان عضلات، کارهای ساده روزمره هم سختتر میشوند و بدن شادابی و چالاکی سابق خود را از دست میدهد.
حالا اما پژوهشگران دانشگاه کیوشو در ژاپن به دستاوردی دست یافتهاند که میتواند آینده سلامت و شادابی بدن را کاملا دستخوش تغییر کند.
تیمی از دانشمندان به سرپرستی پروفسور ریوئیچی تاتسومی در بررسیهای تازه خود دریافتند که دلیل اصلی ضعیف شدن عضلات، از کار افتادن یک کلید پروتئینی مهم در بدن است.
این پروتئین در بدن همه ما وجود دارد و وظیفه اصلی آن، بیدار کردن «سلولهای بنیادی» برای ترمیم و نوسازی عضلات است.
در بدنهای جوان و شاداب، این کلید پروتئینی به محض آسیب دیدن یا خستگی عضلات، بلافاصله فعال میشود و فرمان ترمیم و بازسازی را صادر میکند.
اما با مرور زمان، تغییرات شیمیایی باعث میشوند این کلید مانند یک «قفل زنگزده» عمل کند و دیگر نتواند عضلات را نوسازی کند.
تولد «سوپر پروتئین»؛ کلید جادویی برای شادابی عضلات
محققان ژاپنی برای حل این مشکل، مادهای بر پایه گوگرد به نام «LASSS» را آزمایش کردند. آنها متوجه شدند این ماده نه تنها مانع از فرسودگی کلید ترمیمی بدن میشود، بلکه آن را تقویت و به یک «سوپر پروتئین» تبدیل میکند.
این سوپر پروتئین جدید با قدرتی دو برابر بیشتر از حالت عادی، سلولهای بازسازیکننده را بیدار میکند و عضلات را حتی در سنین بالا، قوی، شاداب و آماده حرکت نگه میدارد.
پروفسور تاتسومی در اینباره میگوید: «نتایج بسیار شگفتانگیز بود. این ترکیب فقط یک محافظ ساده نیست؛ بلکه ساختار پروتئین را طوری بازسازی میکند که قدرتی بهمراتب بیشتر برای ساختن عضلات تازه و قدرتمند پیدا کند.»
از آزمایشگاه تا زندگی روزمره: آیندهای بدون ضعف و کمتحرکی
دانشمندان این ترکیب را روی بدن موجودات زنده نیز آزمایش کردند و دیدند عضلاتی که دچار ضعف شدید شده بودند، با کمک این روش دوباره توان و قدرت بازسازی خود را به دست آوردند.
این دستاورد بزرگ نشان میدهد که در آینده نزدیک، میتوان با درمانهای ساده مولکولی، جلوی ضعف بدنی، خانهنشینی و بستری شدنهای طولانیمدت را گرفت.
خبر خوب این است که این روش نه تنها برای انسانها، بلکه برای شاداب نگهداشتن حیوانات خانگی مثل سگها و گربهها هم کاربرد خواهد داشت تا همه بتوانند تا آخرین سالهای زندگی، استقلال حرکتی، نشاط و جوانی خود را حفظ کنند.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260724061432.htm
🆔@ScientificDialectics
از دست دادن قدرت عضلات و کاهش انرژی حرکتی، یکی از اولین نشانههایی است که با گذشت زمان در بدن همه ما رخ میدهد. با کم شدن توان عضلات، کارهای ساده روزمره هم سختتر میشوند و بدن شادابی و چالاکی سابق خود را از دست میدهد.
حالا اما پژوهشگران دانشگاه کیوشو در ژاپن به دستاوردی دست یافتهاند که میتواند آینده سلامت و شادابی بدن را کاملا دستخوش تغییر کند.
تیمی از دانشمندان به سرپرستی پروفسور ریوئیچی تاتسومی در بررسیهای تازه خود دریافتند که دلیل اصلی ضعیف شدن عضلات، از کار افتادن یک کلید پروتئینی مهم در بدن است.
این پروتئین در بدن همه ما وجود دارد و وظیفه اصلی آن، بیدار کردن «سلولهای بنیادی» برای ترمیم و نوسازی عضلات است.
در بدنهای جوان و شاداب، این کلید پروتئینی به محض آسیب دیدن یا خستگی عضلات، بلافاصله فعال میشود و فرمان ترمیم و بازسازی را صادر میکند.
اما با مرور زمان، تغییرات شیمیایی باعث میشوند این کلید مانند یک «قفل زنگزده» عمل کند و دیگر نتواند عضلات را نوسازی کند.
تولد «سوپر پروتئین»؛ کلید جادویی برای شادابی عضلات
محققان ژاپنی برای حل این مشکل، مادهای بر پایه گوگرد به نام «LASSS» را آزمایش کردند. آنها متوجه شدند این ماده نه تنها مانع از فرسودگی کلید ترمیمی بدن میشود، بلکه آن را تقویت و به یک «سوپر پروتئین» تبدیل میکند.
این سوپر پروتئین جدید با قدرتی دو برابر بیشتر از حالت عادی، سلولهای بازسازیکننده را بیدار میکند و عضلات را حتی در سنین بالا، قوی، شاداب و آماده حرکت نگه میدارد.
پروفسور تاتسومی در اینباره میگوید: «نتایج بسیار شگفتانگیز بود. این ترکیب فقط یک محافظ ساده نیست؛ بلکه ساختار پروتئین را طوری بازسازی میکند که قدرتی بهمراتب بیشتر برای ساختن عضلات تازه و قدرتمند پیدا کند.»
از آزمایشگاه تا زندگی روزمره: آیندهای بدون ضعف و کمتحرکی
دانشمندان این ترکیب را روی بدن موجودات زنده نیز آزمایش کردند و دیدند عضلاتی که دچار ضعف شدید شده بودند، با کمک این روش دوباره توان و قدرت بازسازی خود را به دست آوردند.
این دستاورد بزرگ نشان میدهد که در آینده نزدیک، میتوان با درمانهای ساده مولکولی، جلوی ضعف بدنی، خانهنشینی و بستری شدنهای طولانیمدت را گرفت.
خبر خوب این است که این روش نه تنها برای انسانها، بلکه برای شاداب نگهداشتن حیوانات خانگی مثل سگها و گربهها هم کاربرد خواهد داشت تا همه بتوانند تا آخرین سالهای زندگی، استقلال حرکتی، نشاط و جوانی خود را حفظ کنند.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260724061432.htm
🆔@ScientificDialectics
ScienceDaily
Scientists discover a compound that could supercharge aging muscle repair
A sulfur-based compound called LASSS appears to protect and supercharge a key protein involved in repairing damaged muscle. The discovery could eventually lead to new ways to slow muscle loss and preserve strength as people age.
❤5⚡2
💢جنگ فضایی چین علیه آمریکا
شرکت علوم و فناوری هوافضای چین از طریق یکی از شرکتهای زیرمجموعه خود توانست برای نخستینبار در چین بوستر موشک را بازیابی کند و از این حیث بعد از آمریکا به دومین کشوری تبدیل شد که موفق به انجام چنین کاری شده است. این امر نشان میدهد که چین در زمینه فناوری موشکهای قابل بازیافت بعد از آمریکا و شرکت اسپیساکس در جایگاه دوم جهان قرار دارد.
این پیشرفت جای نگرانی دارد، زیرا شرکت علوم و فناوری هوافضای چین در راستای منافع حزب کمونیست فعالیت میکند و در بسیاری از فناوریهای مرتبط با فضا از جمله تسلیحات فضایی، نابودی ماهوارههای دشمن، پهپادهای خودمختار و سامانههای یکپارچه پدافند هوایی و موشکی با روسیه همکاری دارد.
گزارش شده که این شرکت قصد دارد ماهوارههای اسپیساکس را که ارتش آمریکا و کشورهای متحد به آنها متکی هستند نابود کند.
بازیابی این موشک نخستین نمونه در جهان بود که با نصب یک تور بسیار بزرگ در بستر دریا انجام شد. بعد از عملیات اسپیساکس در سال ۲۰۱۵ و عملیات بلو اریجین در سال ۲۰۲۵، این سومینبار است که یک شرکت موفق به انجام چنین کاری شده است. بوستر بازیابیشده به موشک ۶۳ متری «لانگ مارچ ۱۰بی» تعلق داشت که از قابلیت حمل ۱۶ تن محموله تا مدار پایینی زمین برخوردار است.
بوستر «لانگ مارچ ۱۰بی» ۵ متر قطر داشت. برای بازیابی این موشک بهجای پایههای فرود از قلاب استفاده شد که نوآوری بزرگی بهشمار میرود. چین همچنین درحال توسعه موشک قابل بازیابی دیگری است که قطر آن به ۷ متر میرسد.
«لانگ مارچ ۱۰بی» در روز ۱۰ ژوئیه از جزیره هاینان در جنوب چین به فضا پرتاب شد. بوستر با استفاده از سامانههای خودکار و یک تور بزرگ در فاصله ۴۳۰ کیلومتری از محل پرتاب در دریای جنوبی چین روی یک سکوی دریایی فرود آمد.
شرکت علوم و فناوری هوافضای چین میگوید این نوآوری بهدلیل حذف پایههای فرود و کاهش وزن اجازه میدهد که از موشکهای قابل بازیابی برای حمل محمولههای سنگینتر استفاده کنیم. بازیابی بوستر در فواصل دورتر از محل پرتاب هم باعث میشود سوخت کمتری برای بازگشت به سکوی پرتاب مصرف شود. شرکتی که این سامانه را توسعه داده است، آکادمی فناوری تجهیزات پرتاب چین نام دارد.
این سامانه هزینه پرتاب ماهوارههای چین را کاهش میدهد و به پیشرفت برنامه اعزام فضانوردان چینی به ماه در سال ۲۰۳۰ کمک خواهد کرد. این فناوری دومنظوره قوای نظامی چین را برای تهدید داراییهای آمریکا در زمین و فضا از طریق منظومههای ماهوارهای، تسلیحات ضدفضا، افزایش ظرفیت پرتاب و تقویت صنعت موشکی با ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما افزایش خواهد داد.
شرکت اسپیساکس با استفاده از موشک قابل بازیابی «فالکون ۹» بالغ بر ۱۲ هزار ماهواره استارلینک را به فضا فرستاده است. این شرکت نقش مهمی در ایجاد منظومه ماهوارهای «استارشیلد» آمریکا داشته که امکان ایجاد ارتباطات ایمن و قابلیتهای جاسوسی را در اختیار ارتش آمریکا قرار میدهد.
اسپیساکس برنامه توسعه شبکه اطلاعاتی جدید برای نیروی فضایی آمریکا و سامانه رهگیری اهداف متحرک روی زمین و هوا را در دست توسعه دارد. ارتش آمریکا علاوه بر استارشیلد از تجهیزات ارزانتر استارلینک هم بهطور گسترده در زمینه ایجاد ارتباط، مقابله با پهپادها و هدایت پهپادهای تهاجمی دوربرد استفاده میکند.
گزارش شده که رژیم پکن بهواسطه طرحی که از سوی شرکت علوم و فناوری هوافضای چین به روسیه پیشنهاد شده است، قصد دارد علیه سامانههای اسپیساکس وارد عمل شود. این طرح چند مرحله دارد که شامل موارد زیر میشود: اعمال محدودیتهای حقوقی و تصویب مقررات بینالمللی در قبال ماهوارههای اسپیساکس، رقابت بر سر باندهای فرکانسی و جایگاههای مداری محدود، جنگ الکترومغناطیسی و حملات سایبری علیه ماهوارههای اسپیساکس و استفاده از گزینه نظامی برای نابودی ماهوارهها با تسلیحات کمهزینه که میتوانند شمار زیادی از ماهوارههای اسپیساکس را در روی مدار از بین ببرند.
شرکت علوم و فناوری هوافضای چین برای اجرای این برنامه طرح ساخت سلاحی را در دستور کار قرار داده که ارزان باشد و بتواند ماهوارهها را قبل از پرتاب ماهواره جایگزین توسط اسپیساکس نابود کند.
این شرکت نخستین نهاد چینی است که موفق به بازیابی کنترلشده بوستر شده است، اما شرکتهای چینی دیگری هم در تلاش هستند که به این فناوری دست پیدا کنند. دستکم برخی از آنها در آینده نزدیک به این هدف دست خواهند یافت و به روند رشد پرشتابِ پرتابهای فضایی چین سرعت خواهند بخشید؛ عملیاتی که تا اینجا از ۳۹ پرتاب در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۹۰ پرتاب در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
شرکت علوم و فناوری هوافضای چین از طریق یکی از شرکتهای زیرمجموعه خود توانست برای نخستینبار در چین بوستر موشک را بازیابی کند و از این حیث بعد از آمریکا به دومین کشوری تبدیل شد که موفق به انجام چنین کاری شده است. این امر نشان میدهد که چین در زمینه فناوری موشکهای قابل بازیافت بعد از آمریکا و شرکت اسپیساکس در جایگاه دوم جهان قرار دارد.
این پیشرفت جای نگرانی دارد، زیرا شرکت علوم و فناوری هوافضای چین در راستای منافع حزب کمونیست فعالیت میکند و در بسیاری از فناوریهای مرتبط با فضا از جمله تسلیحات فضایی، نابودی ماهوارههای دشمن، پهپادهای خودمختار و سامانههای یکپارچه پدافند هوایی و موشکی با روسیه همکاری دارد.
گزارش شده که این شرکت قصد دارد ماهوارههای اسپیساکس را که ارتش آمریکا و کشورهای متحد به آنها متکی هستند نابود کند.
بازیابی این موشک نخستین نمونه در جهان بود که با نصب یک تور بسیار بزرگ در بستر دریا انجام شد. بعد از عملیات اسپیساکس در سال ۲۰۱۵ و عملیات بلو اریجین در سال ۲۰۲۵، این سومینبار است که یک شرکت موفق به انجام چنین کاری شده است. بوستر بازیابیشده به موشک ۶۳ متری «لانگ مارچ ۱۰بی» تعلق داشت که از قابلیت حمل ۱۶ تن محموله تا مدار پایینی زمین برخوردار است.
بوستر «لانگ مارچ ۱۰بی» ۵ متر قطر داشت. برای بازیابی این موشک بهجای پایههای فرود از قلاب استفاده شد که نوآوری بزرگی بهشمار میرود. چین همچنین درحال توسعه موشک قابل بازیابی دیگری است که قطر آن به ۷ متر میرسد.
«لانگ مارچ ۱۰بی» در روز ۱۰ ژوئیه از جزیره هاینان در جنوب چین به فضا پرتاب شد. بوستر با استفاده از سامانههای خودکار و یک تور بزرگ در فاصله ۴۳۰ کیلومتری از محل پرتاب در دریای جنوبی چین روی یک سکوی دریایی فرود آمد.
شرکت علوم و فناوری هوافضای چین میگوید این نوآوری بهدلیل حذف پایههای فرود و کاهش وزن اجازه میدهد که از موشکهای قابل بازیابی برای حمل محمولههای سنگینتر استفاده کنیم. بازیابی بوستر در فواصل دورتر از محل پرتاب هم باعث میشود سوخت کمتری برای بازگشت به سکوی پرتاب مصرف شود. شرکتی که این سامانه را توسعه داده است، آکادمی فناوری تجهیزات پرتاب چین نام دارد.
این سامانه هزینه پرتاب ماهوارههای چین را کاهش میدهد و به پیشرفت برنامه اعزام فضانوردان چینی به ماه در سال ۲۰۳۰ کمک خواهد کرد. این فناوری دومنظوره قوای نظامی چین را برای تهدید داراییهای آمریکا در زمین و فضا از طریق منظومههای ماهوارهای، تسلیحات ضدفضا، افزایش ظرفیت پرتاب و تقویت صنعت موشکی با ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما افزایش خواهد داد.
شرکت اسپیساکس با استفاده از موشک قابل بازیابی «فالکون ۹» بالغ بر ۱۲ هزار ماهواره استارلینک را به فضا فرستاده است. این شرکت نقش مهمی در ایجاد منظومه ماهوارهای «استارشیلد» آمریکا داشته که امکان ایجاد ارتباطات ایمن و قابلیتهای جاسوسی را در اختیار ارتش آمریکا قرار میدهد.
اسپیساکس برنامه توسعه شبکه اطلاعاتی جدید برای نیروی فضایی آمریکا و سامانه رهگیری اهداف متحرک روی زمین و هوا را در دست توسعه دارد. ارتش آمریکا علاوه بر استارشیلد از تجهیزات ارزانتر استارلینک هم بهطور گسترده در زمینه ایجاد ارتباط، مقابله با پهپادها و هدایت پهپادهای تهاجمی دوربرد استفاده میکند.
گزارش شده که رژیم پکن بهواسطه طرحی که از سوی شرکت علوم و فناوری هوافضای چین به روسیه پیشنهاد شده است، قصد دارد علیه سامانههای اسپیساکس وارد عمل شود. این طرح چند مرحله دارد که شامل موارد زیر میشود: اعمال محدودیتهای حقوقی و تصویب مقررات بینالمللی در قبال ماهوارههای اسپیساکس، رقابت بر سر باندهای فرکانسی و جایگاههای مداری محدود، جنگ الکترومغناطیسی و حملات سایبری علیه ماهوارههای اسپیساکس و استفاده از گزینه نظامی برای نابودی ماهوارهها با تسلیحات کمهزینه که میتوانند شمار زیادی از ماهوارههای اسپیساکس را در روی مدار از بین ببرند.
شرکت علوم و فناوری هوافضای چین برای اجرای این برنامه طرح ساخت سلاحی را در دستور کار قرار داده که ارزان باشد و بتواند ماهوارهها را قبل از پرتاب ماهواره جایگزین توسط اسپیساکس نابود کند.
این شرکت نخستین نهاد چینی است که موفق به بازیابی کنترلشده بوستر شده است، اما شرکتهای چینی دیگری هم در تلاش هستند که به این فناوری دست پیدا کنند. دستکم برخی از آنها در آینده نزدیک به این هدف دست خواهند یافت و به روند رشد پرشتابِ پرتابهای فضایی چین سرعت خواهند بخشید؛ عملیاتی که تا اینجا از ۳۹ پرتاب در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۹۰ پرتاب در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
👏3
دیالکتیک علمی
💢جنگ فضایی چین علیه آمریکا شرکت علوم و فناوری هوافضای چین از طریق یکی از شرکتهای زیرمجموعه خود توانست برای نخستینبار در چین بوستر موشک را بازیابی کند و از این حیث بعد از آمریکا به دومین کشوری تبدیل شد که موفق به انجام چنین کاری شده است. این امر نشان میدهد…
چین در سال جاری ۱۴۰ پرتاب فضایی خواهد داشت. با توجه به توسعه فناوری پرتاب و بازیابی چین احتمال میرود که شمار پرتابهای این کشور از آمریکا پیشی بگیرد.
انتظار میرود تعداد بازیابیهای موفق چین در یک یا دو سال آینده افزایش یابد و منظومههای ماهوارهای این کشور با سرعت بیشتری توسعه پیدا کنند و با سامانههای اسپیساکس و آمازون لئو (پروژه کویپر) وارد رقابت شوند. آمازون لئو قصد دارد با استقرار ۳ هزار و ۲۳۶ ماهواره در مدار پایینی زمین امکان دسترسی به اینترنت پرسرعت را در اقصینقاط جهان گسترش دهد.
برنامه چین برای رقابت با اسپیساکس و آمازون بلندپروازانه است و فناوری موشکهای قابل بازیابی این کشور در این برنامه مورد استفاده قرار میگیرد. منظومههای ماهوارهای مورد نظر چین شامل سامانههای گوئوانگ (شبکه ملی) و کیانفان (هزار بادبان) هستند که قرار است بیش از ۲۸ هزار ماهواره را در مدار پایینی زمین مستقر کنند.
این منظومهها درحالحاضر بالغ بر ۳۵۰ ماهواره در مدار دارند که علاوه بر خدماترسانی به نهادهای تجاری چین به نهادهای نظامی و اطلاعاتی هم سرویس میدهند. این منظومهها نقش بسزایی در استقرار پهپادهای نظامی چین خواهند داشت؛ پهپادهایی که در زمینه هدایت، ارتباطات و شناسایی به سامانههای ماهوارهای جهانی متکی هستند.
سامانه کیانفان که قرار است ۱۵ هزار ماهواره را تا سال ۲۰۳۰ در مدار زمین مستقر کند، بر سر تصاحب بازار جهانی اینترنت ماهوارهای با سامانههای آمریکایی رقابت خواهد کرد. این سامانه تاکنون با برزیل، ترکیه، مالزی و قزاقستان قرارداد اولیه امضا کرده است. اگر این کشورها بخواهند به همکاریهای دموکراتیک و دسترسی به بازارهای آمریکا و متحدان این کشور ادامه دهند، باید قراردادهای مربوط به چین را لغو کنند.
توسعه فناوری موشکهای قابل بازیابی در چین، امنیت ملی آمریکا و متحدان این کشور را به خطر میاندازد. روند سریع توسعه فناوریهای موشکی و فضایی چین باید با اعمال محدودیتهای صادراتی از سوی آمریکا و متحدان این کشور متوقف شود؛ محدودیتهایی که میبایست قطعات سفارشی، نیمهرساناها، ماشینابزارها و مواد اولیه مورد نیاز صنایع پرتاب چین و روسیه را هدف بگیرند. گفتنی است که ایندو کشور با انتقال کالا از طریق کشورهای ثالث (ترانشیپ) تحریمها را دور میزنند.
دامنه تعرفهها و تحریمهای اقتصادی علیه چین و روسیه باید گسترش پیدا کند تا اقتصاد ایندو کشور، که مهمترین منبع تأمین هزینههای نظامی و فضایی آنها بهشمار میرود، در تنگنا قرار بگیرد.
نویسنده: آندرس کور
آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است. او از مدیران شرکت تحلیلی کور و ناشر مجله ریسک سیاسی است و تحقیقات گستردهای در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا انجام داده است. «تمرکز قدرت: نهادینهسازی، سلسلهمراتب و هژمونی» (۲۰۲۱) و «قدرتهای بزرگ، راهبردهای بزرگ: بازی جدید در دریای جنوبی چین» (۲۰۱۸) آخرین کتابهای او هستند.
🆔@ScientificDialectics
انتظار میرود تعداد بازیابیهای موفق چین در یک یا دو سال آینده افزایش یابد و منظومههای ماهوارهای این کشور با سرعت بیشتری توسعه پیدا کنند و با سامانههای اسپیساکس و آمازون لئو (پروژه کویپر) وارد رقابت شوند. آمازون لئو قصد دارد با استقرار ۳ هزار و ۲۳۶ ماهواره در مدار پایینی زمین امکان دسترسی به اینترنت پرسرعت را در اقصینقاط جهان گسترش دهد.
برنامه چین برای رقابت با اسپیساکس و آمازون بلندپروازانه است و فناوری موشکهای قابل بازیابی این کشور در این برنامه مورد استفاده قرار میگیرد. منظومههای ماهوارهای مورد نظر چین شامل سامانههای گوئوانگ (شبکه ملی) و کیانفان (هزار بادبان) هستند که قرار است بیش از ۲۸ هزار ماهواره را در مدار پایینی زمین مستقر کنند.
این منظومهها درحالحاضر بالغ بر ۳۵۰ ماهواره در مدار دارند که علاوه بر خدماترسانی به نهادهای تجاری چین به نهادهای نظامی و اطلاعاتی هم سرویس میدهند. این منظومهها نقش بسزایی در استقرار پهپادهای نظامی چین خواهند داشت؛ پهپادهایی که در زمینه هدایت، ارتباطات و شناسایی به سامانههای ماهوارهای جهانی متکی هستند.
سامانه کیانفان که قرار است ۱۵ هزار ماهواره را تا سال ۲۰۳۰ در مدار زمین مستقر کند، بر سر تصاحب بازار جهانی اینترنت ماهوارهای با سامانههای آمریکایی رقابت خواهد کرد. این سامانه تاکنون با برزیل، ترکیه، مالزی و قزاقستان قرارداد اولیه امضا کرده است. اگر این کشورها بخواهند به همکاریهای دموکراتیک و دسترسی به بازارهای آمریکا و متحدان این کشور ادامه دهند، باید قراردادهای مربوط به چین را لغو کنند.
توسعه فناوری موشکهای قابل بازیابی در چین، امنیت ملی آمریکا و متحدان این کشور را به خطر میاندازد. روند سریع توسعه فناوریهای موشکی و فضایی چین باید با اعمال محدودیتهای صادراتی از سوی آمریکا و متحدان این کشور متوقف شود؛ محدودیتهایی که میبایست قطعات سفارشی، نیمهرساناها، ماشینابزارها و مواد اولیه مورد نیاز صنایع پرتاب چین و روسیه را هدف بگیرند. گفتنی است که ایندو کشور با انتقال کالا از طریق کشورهای ثالث (ترانشیپ) تحریمها را دور میزنند.
دامنه تعرفهها و تحریمهای اقتصادی علیه چین و روسیه باید گسترش پیدا کند تا اقتصاد ایندو کشور، که مهمترین منبع تأمین هزینههای نظامی و فضایی آنها بهشمار میرود، در تنگنا قرار بگیرد.
نویسنده: آندرس کور
آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است. او از مدیران شرکت تحلیلی کور و ناشر مجله ریسک سیاسی است و تحقیقات گستردهای در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا انجام داده است. «تمرکز قدرت: نهادینهسازی، سلسلهمراتب و هژمونی» (۲۰۲۱) و «قدرتهای بزرگ، راهبردهای بزرگ: بازی جدید در دریای جنوبی چین» (۲۰۱۸) آخرین کتابهای او هستند.
🆔@ScientificDialectics
Amazon
The Concentration of Power
The Concentration of Power [Corr, Anders] on Amazon.com. *FREE* shipping on qualifying offers. The Concentration of Power
👏2
💢«کمتر از یک دقیقه از وقت شما»؛ رعایت محدودیت سرعت میتواند هزینهها را کم و آلایندگی را کاهش دهد
یک پژوهش تازه اعلام کرده رعایت محدودیت سرعت میتواند هر سال میلیونها یورو صرفهجویی کند و فقط ۵۴ ثانیه به زمان متوسط رفتوآمد روزانه اضافه میکند.
رعایت محدودیت سرعت میتواند مصرف سوخت و انتشار گازهای گلخانهای را «به طور چشمگیری کاهش دهد» و در عین حال هر سال میلیاردها یورو برای رانندگان صرفهجویی کند.
پژوهشگران دانشگاه مینِسوتای توینسیتیز بیش از 120 میلیون سفر واقعی با خودرو در آمریکا را بررسی کردهاند تا تاثیرات واقعی سرعت غیر مجاز را بهتر بفهمند.
این مطالعه که در نشریه علمی Communications Sustainability (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده است نشان میدهد اگر رانندگان در سراسر آمریکا به سرعتهای اعلامشده پایبند باشند، هر روز به طور متوسط 22 میلیون دلار (حدود 19.26 میلیون یورو)، بیش از 25 میلیون لیتر سوخت و 57 هزار تن دیاکسید کربن صرفهجویی خواهد شد.
این صرفهجوییها مربوط به خودروهای سبک با موتور احتراقی (LDV) مانند خودروها و ونهای کوچک است که 14.6 درصد از کل مصرف انرژی در آمریکا را به خود اختصاص میدهند.
بر اساس گزارش سال 2024 پروژه اودیسه-میور، که با حمایت اتحادیه اروپا روندهای بهرهوری انرژی را پایش میکند، خودروهای LDV حدود نیمی از انرژی مصرفی در حملونقل جادهای اروپا را مصرف میکنند.
علاوه بر صرفهجویی مالی و زیستمحیطی، که با جهش قیمت گاز در پی جنگ علیه ایران میتواند باز هم بیشتر شود، پژوهشگران دریافتند رعایت محدودیت سرعت کمتر از یک دقیقه به زمان متوسط رفتوآمد روزانه اضافه میکند.
ویلیام نورتروپ، استاد مهندسی مکانیک در دانشگاه مینِسوتا و نویسنده مسئول این مقاله، میگوید: «در حالی که خودروهای دارای موتور درونسوز در دهههای گذشته به طور چشمگیری کارآمدتر شدهاند، قدرت آنها نیز بسیار بیشتر شده است.»
او اضافه میکند: «تند راندن امروز از همیشه آسانتر است. مطالعه ما یک مداخله آشکار اما دشوار برای اجرا را بررسی میکند که میتواند بدون جایگزینی خودروها به صرفهجویی عمده در مصرف سوخت منجر شود: آهستهتر رانندگی کردن.»
پژوهشگران میگویند گام بعدی پژوهش آنها گسترش این چارچوب برای پوشش انواع بیشتری از جادهها و فهم تاثیر «شتابگیریهای شدید» بر مصرف سوخت و میزان انتشار آلایندههاست.
نورتروپ میگوید: «بررسی کاهش همزمان سرعت و شتاب، تصویر کاملتری از ظرفیت واقعی صرفهجویی در مصرف سوخت به ما خواهد داد.»
اختلال در عرضه جهانی انرژی بر اثر جنگ علیه ایران موجی از رونق خودروهای برقی (EV) را در سراسر اروپا به راه انداخته است، زیرا شمار بیشتری از رانندگان در حال فاصله گرفتن از خودروهای وابسته به سوختهای فسیلی هستند.
به گفته انجمن خودروسازان اروپا (ACEA)، ثبت خودروهای تمامبرقی باتریمحور (BEV) در سراسر اتحادیه اروپا در ماه مارس نسبت به مدت مشابه سال گذشته 48.9 درصد افزایش یافته است.
در حالی که خودروهای برقی به سرعت در حال گسترش جایگاه خود هستند، خودروهای هیبریدی برقی (HEV) همچنان با سهم 38.6 درصدی، بزرگترین سهم فردی بازار را در اختیار دارند و ثبت آنها در سهماهه نخست از مرز یک میلیون دستگاه عبور کرده است.
همزمان، خودروهای دارای موتور درونسوز همچنان از محبوبیت کمتری برخوردار میشوند. ثبت خودروهای بنزینی در سهماهه نخست در سراسر اتحادیه اروپا بیش از پیش کاهش یافته و از سهم 28.7 درصدی سال گذشته به میزان قابل توجهی پایینتر آمده است؛ خودروهای دیزلی نیز مسیری مشابه را طی کردهاند و سهم آنها تنها به 7.7 درصد رسیده است.
بر اساس برآورد بنیاد بریتانیایی Energy Saving Trust (منبع به زبان انگلیسی)، شارژ کامل یک خودروی برقی معمولا بردی حدود 220 مایل (354 کیلومتر) فراهم میکند و اگر در خانه شارژ شود حدود 17 پوند (19.91 یورو) هزینه دارد.
شرکت بزرگ انرژی EDF (منبع به زبان انگلیسی) محاسبه کرده است که خودروهای بنزینی رایج به طور متوسط حدود 165 گرم دیاکسید کربن در هر کیلومتر و خودروهای دیزلی حدود 170 گرم دیاکسید کربن در هر کیلومتر منتشر میکنند، در حالی که میانگین انتشار برای خودروهای برقی تنها 50 گرم دیاکسید کربن در هر کیلومتر است؛ رقمی که تولید برق مورد استفاده آنها نیز در آن لحاظ شده است.
البته تولید خودروهای برقی خود مستلزم مصرف قابل توجه انرژی است. معمولا انتشارهای ایجادشده در فرایند ساخت این خودروها به دلیل تولید باتریهای لیتیوم-یون، که گازهای گلخانهای حبسکننده گرما آزاد میکنند، از خودروهای بنزینی بیشتر است.
با این حال پیشرفتهای فناوری این فرایند را کارآمدتر میکند و رانندگان میتوانند به سراغ خودروهای برقی دستدوم بروند که اغلب قیمتی همسطح گزینههای بنزینی دارند.
🆔@ScientificDialectics
یک پژوهش تازه اعلام کرده رعایت محدودیت سرعت میتواند هر سال میلیونها یورو صرفهجویی کند و فقط ۵۴ ثانیه به زمان متوسط رفتوآمد روزانه اضافه میکند.
رعایت محدودیت سرعت میتواند مصرف سوخت و انتشار گازهای گلخانهای را «به طور چشمگیری کاهش دهد» و در عین حال هر سال میلیاردها یورو برای رانندگان صرفهجویی کند.
پژوهشگران دانشگاه مینِسوتای توینسیتیز بیش از 120 میلیون سفر واقعی با خودرو در آمریکا را بررسی کردهاند تا تاثیرات واقعی سرعت غیر مجاز را بهتر بفهمند.
این مطالعه که در نشریه علمی Communications Sustainability (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده است نشان میدهد اگر رانندگان در سراسر آمریکا به سرعتهای اعلامشده پایبند باشند، هر روز به طور متوسط 22 میلیون دلار (حدود 19.26 میلیون یورو)، بیش از 25 میلیون لیتر سوخت و 57 هزار تن دیاکسید کربن صرفهجویی خواهد شد.
این صرفهجوییها مربوط به خودروهای سبک با موتور احتراقی (LDV) مانند خودروها و ونهای کوچک است که 14.6 درصد از کل مصرف انرژی در آمریکا را به خود اختصاص میدهند.
بر اساس گزارش سال 2024 پروژه اودیسه-میور، که با حمایت اتحادیه اروپا روندهای بهرهوری انرژی را پایش میکند، خودروهای LDV حدود نیمی از انرژی مصرفی در حملونقل جادهای اروپا را مصرف میکنند.
علاوه بر صرفهجویی مالی و زیستمحیطی، که با جهش قیمت گاز در پی جنگ علیه ایران میتواند باز هم بیشتر شود، پژوهشگران دریافتند رعایت محدودیت سرعت کمتر از یک دقیقه به زمان متوسط رفتوآمد روزانه اضافه میکند.
ویلیام نورتروپ، استاد مهندسی مکانیک در دانشگاه مینِسوتا و نویسنده مسئول این مقاله، میگوید: «در حالی که خودروهای دارای موتور درونسوز در دهههای گذشته به طور چشمگیری کارآمدتر شدهاند، قدرت آنها نیز بسیار بیشتر شده است.»
او اضافه میکند: «تند راندن امروز از همیشه آسانتر است. مطالعه ما یک مداخله آشکار اما دشوار برای اجرا را بررسی میکند که میتواند بدون جایگزینی خودروها به صرفهجویی عمده در مصرف سوخت منجر شود: آهستهتر رانندگی کردن.»
پژوهشگران میگویند گام بعدی پژوهش آنها گسترش این چارچوب برای پوشش انواع بیشتری از جادهها و فهم تاثیر «شتابگیریهای شدید» بر مصرف سوخت و میزان انتشار آلایندههاست.
نورتروپ میگوید: «بررسی کاهش همزمان سرعت و شتاب، تصویر کاملتری از ظرفیت واقعی صرفهجویی در مصرف سوخت به ما خواهد داد.»
اختلال در عرضه جهانی انرژی بر اثر جنگ علیه ایران موجی از رونق خودروهای برقی (EV) را در سراسر اروپا به راه انداخته است، زیرا شمار بیشتری از رانندگان در حال فاصله گرفتن از خودروهای وابسته به سوختهای فسیلی هستند.
به گفته انجمن خودروسازان اروپا (ACEA)، ثبت خودروهای تمامبرقی باتریمحور (BEV) در سراسر اتحادیه اروپا در ماه مارس نسبت به مدت مشابه سال گذشته 48.9 درصد افزایش یافته است.
در حالی که خودروهای برقی به سرعت در حال گسترش جایگاه خود هستند، خودروهای هیبریدی برقی (HEV) همچنان با سهم 38.6 درصدی، بزرگترین سهم فردی بازار را در اختیار دارند و ثبت آنها در سهماهه نخست از مرز یک میلیون دستگاه عبور کرده است.
همزمان، خودروهای دارای موتور درونسوز همچنان از محبوبیت کمتری برخوردار میشوند. ثبت خودروهای بنزینی در سهماهه نخست در سراسر اتحادیه اروپا بیش از پیش کاهش یافته و از سهم 28.7 درصدی سال گذشته به میزان قابل توجهی پایینتر آمده است؛ خودروهای دیزلی نیز مسیری مشابه را طی کردهاند و سهم آنها تنها به 7.7 درصد رسیده است.
بر اساس برآورد بنیاد بریتانیایی Energy Saving Trust (منبع به زبان انگلیسی)، شارژ کامل یک خودروی برقی معمولا بردی حدود 220 مایل (354 کیلومتر) فراهم میکند و اگر در خانه شارژ شود حدود 17 پوند (19.91 یورو) هزینه دارد.
شرکت بزرگ انرژی EDF (منبع به زبان انگلیسی) محاسبه کرده است که خودروهای بنزینی رایج به طور متوسط حدود 165 گرم دیاکسید کربن در هر کیلومتر و خودروهای دیزلی حدود 170 گرم دیاکسید کربن در هر کیلومتر منتشر میکنند، در حالی که میانگین انتشار برای خودروهای برقی تنها 50 گرم دیاکسید کربن در هر کیلومتر است؛ رقمی که تولید برق مورد استفاده آنها نیز در آن لحاظ شده است.
البته تولید خودروهای برقی خود مستلزم مصرف قابل توجه انرژی است. معمولا انتشارهای ایجادشده در فرایند ساخت این خودروها به دلیل تولید باتریهای لیتیوم-یون، که گازهای گلخانهای حبسکننده گرما آزاد میکنند، از خودروهای بنزینی بیشتر است.
با این حال پیشرفتهای فناوری این فرایند را کارآمدتر میکند و رانندگان میتوانند به سراغ خودروهای برقی دستدوم بروند که اغلب قیمتی همسطح گزینههای بنزینی دارند.
🆔@ScientificDialectics
Nature
Speeding incurs substantial environmental and economic costs nationwide for negligible travel time savings
Communications Sustainability - Obeying speed limits can save over six million gallons of fuel and fifty thousand metric tonnes of carbon dioxide per day with minimal delay, based on analysis of...
❤1
💢چشمانداز ماسک از آینده هوش مصنوعی؛ افزایش رفاه همگانی محتملتر از ظهور هوش مصنوعی قاتل است
ماسک در مصاحبه با اکونومیست گفت پیشرفت هوش مصنوعی و رباتها توقفناپذیر است و بهتر است «از این سفر لذت ببریم»
ایلان ماسک میگوید بشر احتمالا نباید روند پیشرفت هوش مصنوعی را متوقف کند، حتی اگر چنین امکانی وجود داشته باشد. او در مصاحبه با زانی مینتون بدوس، سردبیر اکونومیست، گفت خطر انحراف فاجعهبار هوش مصنوعی و رباتها «صفر» نیست، اما با وجود این معتقد است مسیر توسعه باید ادامه داشته باشد.
ماسک گفت نتیجهگیری فلسفی او این است که به جنبه مثبت ماجرا نگاه کند، زیرا راهی برای متوقف کردن شتاب فعلی هوش مصنوعی و رباتها نمیبیند. به گفته او، حتی اگر دکمهای برای توقف این روند وجود داشت، احتمالا نباید آن را فشار داد، چون محتملترین نتیجه وفور بیسابقه منابع و امکانات برای همه خواهد بود.
او پیشبینی کرد هوش مصنوعی ممکن است ظرف حدود پنج سال از مجموع هوش انسانی فراتر رود و عصری را پدید آورد که در آن هر کسی بتواند تقریبا هر آنچه تصور میکند در اختیار داشته باشد، مگر آنکه اتفاقی مانند جنگ هستهای جهانی این روند را متوقف کند.
ماسک سالهاست هشدار درباره فاجعه احتمالی هوش مصنوعی را با پیشبینیهایی همراه کرده است که بهتدریج رنگوبوی خوشبینانهتری گرفتهاند. او در سال ۲۰۱۴ ساخت هوش مصنوعی را به «احضار شیطان» تشبیه کرد و در سال ۲۰۱۸ گفت هوش مصنوعی از سلاح هستهای خطرناکتر است. در مارس ۲۰۲۵ نیز احتمال اینکه رباتهای قاتل بشر را نابود کنند بین ۱۰ تا ۲۰ درصد برآورد کرد.
با این حال، سخنان اخیر او حالوهوای آرمانشهری بیشتری پیدا کرده است. او در ژانویه سال جاری پیشبینی کرد پسانداز برای بازنشستگی بیمعنا خواهد شد و هوش مصنوعی و رباتها کار را به گزینهای اختیاری تبدیل و زمینه «درآمد بالای همگانی» را فراهم خواهند کرد.
در مصاحبه اکونومیست، وقتی از ماسک پرسیده شد آیا ظهور هوش مصنوعی را اجتنابناپذیر میداند، پاسخ داد فلسفهاش اکنون این است که «از این سفر لذت ببریم». او گفت پیشرفت هوش مصنوعی و رباتها توقفناپذیر است و حتی اگر بخواهد، نمیتواند مانع شود.
ماسک همچنان بر برآورد ۱۰ تا ۲۰ درصدی احتمال وقوع نتیجه فاجعهبار پافشاری کرد. وقتی از او پرسیده شد آیا با چنین احتمالی سوار یکی از موشکهای اسپیساکس میشود، پاسخ مثبت داد و اضافه کرد تنها کاری که میتوان انجام داد، کاهش احتمال وقوع نتیجه بد است.
او همچنین گفت بعید میداند انسان تا یک دهه دیگر همچنان کنترل هوش مصنوعی را در دست داشته باشد. به گفته او، تصور اینکه بتواند هوش مصنوعی فوقهوشمندی را که بسیار از خودش باهوشتر است کنترل کند، نوعی خودپسندی خواهد بود. او تاکید کرد باید تلاش شود هوش مصنوعی ارزشهای درستی داشته باشد، به انسانها اهمیت دهد، و خواهان خوشبختی و پیشرفت آنان باشد.
ماسک گفت پیش از انتشار یادداشت دمیس هاسابیس، مدیرعامل گوگل دیپمایند، درباره تنظیم مقررات هوش مصنوعی، با او گفتوگو کرده و پیشنهاد داده است مدیران شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی درباره مسائل ایمنی و امنیتی مرتب با یکدیگر تماس داشته باشند. او معتقد است رقبا میتوانند از این طریق یکدیگر را پاسخگو نگه دارند.
این مصاحبه یک روز پیش از آن ضبط شد که اوپنایآی اعلام کرد برخی از پیشرفتهترین مدلهایش در جریان یک آزمایش امنیتی از کنترل خارج شدند و یک شرکت نوپا را هک کردند. این اتفاق نگرانیهایی درباره ناسازگاری هوش مصنوعی با ارزشهای انسانی ایجاد کرد، هرچند برخی گفتند اوپنایآی که به دنبال ورود به بازار سهام است، از بزرگنمایی قدرت محصولاتش سود میبرد.
ماسک همچنین گفت رقابت میان شرکتهایی مانند اوپنایآی و آنتروپیک باعث شتاب بیشتر توسعه هوش مصنوعی میشود و به نظر میرسد همه مسیرها به تسریع این روند منتهی میشوند. او در بخش دیگری از گفتوگو پیشبینی کرد «تا یک دهه دیگر پول اهمیتی نخواهد داشت».
در بخش دیگری از مصاحبه از گرایش سیاسی ماسک سوال شد و او حمایت از دیدگاههای راست افراطی را رد کرد. او در پاسخ به انتقادها درباره انتشار فیلمی ضدمهاجرت در ایکس (توییتر سابق)، به هندیتبار بودن شیوان زیلیس، شریک زندگیاش، و داشتن چهار فرزند از او اشاره کرد و گفت نژادپرست نیست. او همچنین گفت مدیران ارشدی از نژادهای مختلف در شرکتهایش حضور دارند.
با این حال، وقتی درباره موضعش درباره مسلمانان پرسیده شد، گفت با ورود افرادی که دیدگاههایشان با ارزشهای کشور میزبان در تضاد است مخالف است.
ماسک در پایان گفت میداند برخی از افراد از او متنفرند، اما اهمیتی نمیدهد.
https://www.economist.com/business/2026/07/23/elon-musks-vision-of-the-future
🆔@ScientificDialectics
ماسک در مصاحبه با اکونومیست گفت پیشرفت هوش مصنوعی و رباتها توقفناپذیر است و بهتر است «از این سفر لذت ببریم»
ایلان ماسک میگوید بشر احتمالا نباید روند پیشرفت هوش مصنوعی را متوقف کند، حتی اگر چنین امکانی وجود داشته باشد. او در مصاحبه با زانی مینتون بدوس، سردبیر اکونومیست، گفت خطر انحراف فاجعهبار هوش مصنوعی و رباتها «صفر» نیست، اما با وجود این معتقد است مسیر توسعه باید ادامه داشته باشد.
ماسک گفت نتیجهگیری فلسفی او این است که به جنبه مثبت ماجرا نگاه کند، زیرا راهی برای متوقف کردن شتاب فعلی هوش مصنوعی و رباتها نمیبیند. به گفته او، حتی اگر دکمهای برای توقف این روند وجود داشت، احتمالا نباید آن را فشار داد، چون محتملترین نتیجه وفور بیسابقه منابع و امکانات برای همه خواهد بود.
او پیشبینی کرد هوش مصنوعی ممکن است ظرف حدود پنج سال از مجموع هوش انسانی فراتر رود و عصری را پدید آورد که در آن هر کسی بتواند تقریبا هر آنچه تصور میکند در اختیار داشته باشد، مگر آنکه اتفاقی مانند جنگ هستهای جهانی این روند را متوقف کند.
ماسک سالهاست هشدار درباره فاجعه احتمالی هوش مصنوعی را با پیشبینیهایی همراه کرده است که بهتدریج رنگوبوی خوشبینانهتری گرفتهاند. او در سال ۲۰۱۴ ساخت هوش مصنوعی را به «احضار شیطان» تشبیه کرد و در سال ۲۰۱۸ گفت هوش مصنوعی از سلاح هستهای خطرناکتر است. در مارس ۲۰۲۵ نیز احتمال اینکه رباتهای قاتل بشر را نابود کنند بین ۱۰ تا ۲۰ درصد برآورد کرد.
با این حال، سخنان اخیر او حالوهوای آرمانشهری بیشتری پیدا کرده است. او در ژانویه سال جاری پیشبینی کرد پسانداز برای بازنشستگی بیمعنا خواهد شد و هوش مصنوعی و رباتها کار را به گزینهای اختیاری تبدیل و زمینه «درآمد بالای همگانی» را فراهم خواهند کرد.
در مصاحبه اکونومیست، وقتی از ماسک پرسیده شد آیا ظهور هوش مصنوعی را اجتنابناپذیر میداند، پاسخ داد فلسفهاش اکنون این است که «از این سفر لذت ببریم». او گفت پیشرفت هوش مصنوعی و رباتها توقفناپذیر است و حتی اگر بخواهد، نمیتواند مانع شود.
ماسک همچنان بر برآورد ۱۰ تا ۲۰ درصدی احتمال وقوع نتیجه فاجعهبار پافشاری کرد. وقتی از او پرسیده شد آیا با چنین احتمالی سوار یکی از موشکهای اسپیساکس میشود، پاسخ مثبت داد و اضافه کرد تنها کاری که میتوان انجام داد، کاهش احتمال وقوع نتیجه بد است.
او همچنین گفت بعید میداند انسان تا یک دهه دیگر همچنان کنترل هوش مصنوعی را در دست داشته باشد. به گفته او، تصور اینکه بتواند هوش مصنوعی فوقهوشمندی را که بسیار از خودش باهوشتر است کنترل کند، نوعی خودپسندی خواهد بود. او تاکید کرد باید تلاش شود هوش مصنوعی ارزشهای درستی داشته باشد، به انسانها اهمیت دهد، و خواهان خوشبختی و پیشرفت آنان باشد.
ماسک گفت پیش از انتشار یادداشت دمیس هاسابیس، مدیرعامل گوگل دیپمایند، درباره تنظیم مقررات هوش مصنوعی، با او گفتوگو کرده و پیشنهاد داده است مدیران شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی درباره مسائل ایمنی و امنیتی مرتب با یکدیگر تماس داشته باشند. او معتقد است رقبا میتوانند از این طریق یکدیگر را پاسخگو نگه دارند.
این مصاحبه یک روز پیش از آن ضبط شد که اوپنایآی اعلام کرد برخی از پیشرفتهترین مدلهایش در جریان یک آزمایش امنیتی از کنترل خارج شدند و یک شرکت نوپا را هک کردند. این اتفاق نگرانیهایی درباره ناسازگاری هوش مصنوعی با ارزشهای انسانی ایجاد کرد، هرچند برخی گفتند اوپنایآی که به دنبال ورود به بازار سهام است، از بزرگنمایی قدرت محصولاتش سود میبرد.
ماسک همچنین گفت رقابت میان شرکتهایی مانند اوپنایآی و آنتروپیک باعث شتاب بیشتر توسعه هوش مصنوعی میشود و به نظر میرسد همه مسیرها به تسریع این روند منتهی میشوند. او در بخش دیگری از گفتوگو پیشبینی کرد «تا یک دهه دیگر پول اهمیتی نخواهد داشت».
در بخش دیگری از مصاحبه از گرایش سیاسی ماسک سوال شد و او حمایت از دیدگاههای راست افراطی را رد کرد. او در پاسخ به انتقادها درباره انتشار فیلمی ضدمهاجرت در ایکس (توییتر سابق)، به هندیتبار بودن شیوان زیلیس، شریک زندگیاش، و داشتن چهار فرزند از او اشاره کرد و گفت نژادپرست نیست. او همچنین گفت مدیران ارشدی از نژادهای مختلف در شرکتهایش حضور دارند.
با این حال، وقتی درباره موضعش درباره مسلمانان پرسیده شد، گفت با ورود افرادی که دیدگاههایشان با ارزشهای کشور میزبان در تضاد است مخالف است.
ماسک در پایان گفت میداند برخی از افراد از او متنفرند، اما اهمیتی نمیدهد.
https://www.economist.com/business/2026/07/23/elon-musks-vision-of-the-future
🆔@ScientificDialectics
The Economist
Elon Musk’s vision of the future
The world’s richest man sits down with The Economist
❤3👏1