💢دانشگاه منچستر: برای خواب بهتر شبانه، در طول روز بیشتر در معرض نور باشید
دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند
پژوهشی تازه نشان داده است افرادی که در طول روز بهطور منظمتری در معرض نور قرار داشتند، معمولا در ساعتهای مناسبتری میخوابیدند و بیدار میشدند، در اوایل شب نیز خواب عمیقتری داشتند.
جنیفر مارتین، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه بینالمللی فلوریدا، که در این مطالعه مشارکت نداشت، گفت که این یافتهها با دانستههای کنونی متخصصان خواب درباره تاثیر نور بر ساعت زیستی بدن مطابقت دارد.
به گفته مارتین، نور از طریق مسیری مشخص که از چشم آغاز میشود، بر خواب انسان تاثیر میگذارد. وقتی نور به سلولهای خاصی در شبکیه چشم میرسد، این پیام را به مغز منتقل میکند که روز است و در نتیجه باید هوشیار و فعال باشیم.
نور صبحگاهی اهمیت ویژهای دارد، چون به تنظیم چرخه خواب و بیداری بدن کمک میکند. به همین دلیل معمولا توصیه میشود افراد در صورت امکان، در ساعات ابتدایی روز مدتی را در فضای باز بگذرانند.
مارتین دراینباره گفت: «قرار گرفتن در معرض نور خورشید در ساعات ابتدایی روز برای داشتن خواب سالم بسیار مفید است. دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند.»
او افزود محدود کردن نور شدید در ساعات عصر و شب نیز میتواند به بهبود خواب کمک کند. مارتین توصیه میکند افراد در دو ساعت پایانی پیش از خواب از نور شدید دوری کنند و هر روز صبح سر ساعت ثابتی از خواب بیدار شوند، تغییر ساعت بیدار شدن به میزان بیش از حدود یک ساعت میتواند حالتی شبیه پرواززدگی ایجاد و خواب منظم و باکیفیت را مختل کند.
البته پژوهشگران این مطالعه خاطرنشان کردهاند که این مطالعه چند محدودیت داشته و آنها در این پژوهش میان قرار گرفتن در معرض نور روز و الگوهای خواب، ارتباطی آماری یافتهاند، اما این ثابت نمیکند که یکی مستقیما علت دیگری است.
پژوهشگران همچنین میزان نور دریافتی را با دستگاههای مچبند اندازهگیری کردند، نه در سطح چشمها، یعنی جایی که نور مستقیم بر ساعت زیستی بدن اثر میگذارد. افزون بر این، عواملی مانند فعالیت بدنی یا زمان صرف وعدههای غذایی را که ممکن است بر خواب اثرگذار باشند، در محاسباتشان لحاظ نکردند.
https://www.aol.com/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706000.html
https://health.yahoo.com/wellness/sleep/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706398.html
🆔@ScientificDialectics
دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند
پژوهشی تازه نشان داده است افرادی که در طول روز بهطور منظمتری در معرض نور قرار داشتند، معمولا در ساعتهای مناسبتری میخوابیدند و بیدار میشدند، در اوایل شب نیز خواب عمیقتری داشتند.
جنیفر مارتین، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه بینالمللی فلوریدا، که در این مطالعه مشارکت نداشت، گفت که این یافتهها با دانستههای کنونی متخصصان خواب درباره تاثیر نور بر ساعت زیستی بدن مطابقت دارد.
به گفته مارتین، نور از طریق مسیری مشخص که از چشم آغاز میشود، بر خواب انسان تاثیر میگذارد. وقتی نور به سلولهای خاصی در شبکیه چشم میرسد، این پیام را به مغز منتقل میکند که روز است و در نتیجه باید هوشیار و فعال باشیم.
نور صبحگاهی اهمیت ویژهای دارد، چون به تنظیم چرخه خواب و بیداری بدن کمک میکند. به همین دلیل معمولا توصیه میشود افراد در صورت امکان، در ساعات ابتدایی روز مدتی را در فضای باز بگذرانند.
مارتین دراینباره گفت: «قرار گرفتن در معرض نور خورشید در ساعات ابتدایی روز برای داشتن خواب سالم بسیار مفید است. دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند.»
او افزود محدود کردن نور شدید در ساعات عصر و شب نیز میتواند به بهبود خواب کمک کند. مارتین توصیه میکند افراد در دو ساعت پایانی پیش از خواب از نور شدید دوری کنند و هر روز صبح سر ساعت ثابتی از خواب بیدار شوند، تغییر ساعت بیدار شدن به میزان بیش از حدود یک ساعت میتواند حالتی شبیه پرواززدگی ایجاد و خواب منظم و باکیفیت را مختل کند.
البته پژوهشگران این مطالعه خاطرنشان کردهاند که این مطالعه چند محدودیت داشته و آنها در این پژوهش میان قرار گرفتن در معرض نور روز و الگوهای خواب، ارتباطی آماری یافتهاند، اما این ثابت نمیکند که یکی مستقیما علت دیگری است.
پژوهشگران همچنین میزان نور دریافتی را با دستگاههای مچبند اندازهگیری کردند، نه در سطح چشمها، یعنی جایی که نور مستقیم بر ساعت زیستی بدن اثر میگذارد. افزون بر این، عواملی مانند فعالیت بدنی یا زمان صرف وعدههای غذایی را که ممکن است بر خواب اثرگذار باشند، در محاسباتشان لحاظ نکردند.
https://www.aol.com/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706000.html
https://health.yahoo.com/wellness/sleep/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706398.html
🆔@ScientificDialectics
AOL.com
The daytime habit that could transform your sleep, according to new study - AOL
A study of 89 adults found that brighter, more consistent daylight exposure was linked to earlier sleep timing and more deep sleep at night.
❤4👍3
💢عجیبترین رژیمهای غذایی ستارههای فوتبال؛ از هشت تخممرغ در روز تا بستنی فراوان
برخی ستارههای فوتبال روزانه تا شش وعده غذا میخورند و برخی نزدیک به چهار هزار کالری دریافت میکنند
امروزه بیشتر فوتبالیستها به داشتن رژیمهای غذایی سختگیرانهای معروفاند که برای رساندن آنها به بهترین وضعیت جسمانی طراحی شدهاند. از آنجا که تقویم مسابقات از همیشه فشردهتر شده و بازیها با سرعتی نفسگیر برگزار میشوند، آمادگی جسمانی هیچگاه تا این اندازه در فوتبال اهمیت نداشته است. غذاهای بیشتر ورزشکاران معمولا ساده، بیرنگولعاب و تکراری است و مرغ و برنج تقریبا هیجانانگیزترین گزینه در برنامه غذایی آنها به شمار میرود، اما در سالهای گذشته اوضاع بسیار فرق کرده است و بعضی فوتبالیستها عادتهای غذایی عجیب خود را دنبال میکنند.
روزنامه سان در گزارشی، برخی از عجیبترین رژیمهای غذایی فوتبالیستهای گذشته و حال را مرور کرده است.
ارلینگ هالند
جاش کینگ، همتیمی ارلینگ هالند در تیم ملی نروژ، زمانی او را «موجودی عجیب» توصیف کرد که «مثل خرس غذا میخورد». این ستاره منچسترسیتی به خوردن شش وعده غذا در روز و دریافت حدود چهار هزار کالری شهرت دارد. گفته میشود هالند ۲۳ ساله، مرغ و پاستایی را که بدون نمک و روغن پخته شده است، با اشتهای فراوان میخورد. او همچنین انواع ماهی را که همراه با سبزیجات تازه پخته شده باشند، دوست دارد. با این حال، یک غذا برای او جایگاه ویژهای دارد: پیتزا با گوشت کباب دونر.
دینو زوف
دینو زوف، دروازهبان ایتالیایی، یکی از برترین دروازهبانان تاریخ فوتبال است، با این حال میگوید که اگر توصیه غذایی مادربزرگش نبود، شاید هرگز به چنین جایگاهی نمیرسید. باورکردنی نیست، اما مردی که بعدها قهرمان جام جهانی و جام ملتهای اروپا شد و شش بار عنوان قهرمانی سری آ را به دست آورد، در ۱۴ سالگی از سوی اینترمیلان و یوونتوس رد شد، چون بیش از اندازه کوتاهقد بود. اینجا بود که مادربزرگ زوف دستبهکار شد و دینو نوجوان را واداشت برای کمک به رشدش، روزی هشت تخممرغ بخورد. جالب اینکه ظاهرا این روش نتیجه داد و قد زوف به حدود ۱۸۳ سانتیمتر رسید و فوتبالیست حرفهای شد. او سرانجام سال ۱۹۷۲ به یوونتوس پیوست، ۱۱ سال در این باشگاه ماند و بعدها حتی سرمربی آن شد.
کریستیانو رونالدو
همین که رونالدو، این ستاره پرتغالی دنیای فوتبال، در ۳۸ سالگی همچنان مهاجمی قوی و گلزن است، نشان میدهد که احتمالا تغذیه خوبی دارد.
سالها پیش مشخص شد که رونالدو به الگوی سه وعده غذا در روز اعتقادی ندارد و خوردن شش وعده را ترجیح میدهد. خوردن وعدههای کوچکتر در فاصلههای زمانی کوتاهتر باعث میشود هنگام تمرینهای سنگین بدنسازی، سطح انرژی همواره بالا بماند. رونالدو مرغ زیاد میخورد که میدانیم غذایی سرشار از پروتئین و کمچرب است. او آووکادو، سالاد و میوه را نیز دوست دارد. در یورو ۲۰۲۰ رونالدو نشان داد که به نوشیدن کوکاکولا علاقهای ندارد و آب را ترجیح میدهد.
ماساهیکو اینوها
نام این مدافع ژاپنی شاید خیلی شناختهشده نباشد، با این حال او با ۲۱ بازی ملی، قهرمانی جام ملتهای آسیا در سال ۲۰۱۱ و دو قهرمانی جیلیگ، دوران حرفهای قابلتوجهی داشت، با افتخار گفته بود روزی سه وعده بستنی میخورد که یکی از آنها هنگام حمام کردن است. علاقه او به بستنی پس از بازنشستگی نیز ادامه یافت و در حسابهایش در شبکههای اجتماعی انواع بستنی را پیشنهاد میکند.
الکس سانگ
الکس سانگ، هافبک پیشین آرسنال، در بالاترین سطح فوتبال و در تیمهایی مانند آرسنال، بارسلونا و وستهام دوران موفقی داشت و نمایشهای درخشانی ارائه میکرد. با این حال امانوئل فریمپونگ، همتیمی سابقش، ادعا کرده بود سانگ پیش از هر مسابقه در ورزشگاه امارات، مرغ سوخاری «کیافسی» میخورد.
گلن جانسون
گلن جانسون سال ۲۰۱۲ که بازیکن لیورپول بود، گفت او و همتیمیهایش در تیم ملی انگلستان پیش از مسابقات قرص کافئین مصرف میکردند. مصرف کافئین در ورزش ممنوع نیست، اما آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (وادا) میزان استفاده ورزشکاران از آن را زیر نظر دارد تا مشخص شود آیا مصرفش به حدی رسیده است که در آینده نیاز به محدودیت یا ممنوعیت داشته باشد.
🆔@ScientificDialectics
برخی ستارههای فوتبال روزانه تا شش وعده غذا میخورند و برخی نزدیک به چهار هزار کالری دریافت میکنند
امروزه بیشتر فوتبالیستها به داشتن رژیمهای غذایی سختگیرانهای معروفاند که برای رساندن آنها به بهترین وضعیت جسمانی طراحی شدهاند. از آنجا که تقویم مسابقات از همیشه فشردهتر شده و بازیها با سرعتی نفسگیر برگزار میشوند، آمادگی جسمانی هیچگاه تا این اندازه در فوتبال اهمیت نداشته است. غذاهای بیشتر ورزشکاران معمولا ساده، بیرنگولعاب و تکراری است و مرغ و برنج تقریبا هیجانانگیزترین گزینه در برنامه غذایی آنها به شمار میرود، اما در سالهای گذشته اوضاع بسیار فرق کرده است و بعضی فوتبالیستها عادتهای غذایی عجیب خود را دنبال میکنند.
روزنامه سان در گزارشی، برخی از عجیبترین رژیمهای غذایی فوتبالیستهای گذشته و حال را مرور کرده است.
ارلینگ هالند
جاش کینگ، همتیمی ارلینگ هالند در تیم ملی نروژ، زمانی او را «موجودی عجیب» توصیف کرد که «مثل خرس غذا میخورد». این ستاره منچسترسیتی به خوردن شش وعده غذا در روز و دریافت حدود چهار هزار کالری شهرت دارد. گفته میشود هالند ۲۳ ساله، مرغ و پاستایی را که بدون نمک و روغن پخته شده است، با اشتهای فراوان میخورد. او همچنین انواع ماهی را که همراه با سبزیجات تازه پخته شده باشند، دوست دارد. با این حال، یک غذا برای او جایگاه ویژهای دارد: پیتزا با گوشت کباب دونر.
دینو زوف
دینو زوف، دروازهبان ایتالیایی، یکی از برترین دروازهبانان تاریخ فوتبال است، با این حال میگوید که اگر توصیه غذایی مادربزرگش نبود، شاید هرگز به چنین جایگاهی نمیرسید. باورکردنی نیست، اما مردی که بعدها قهرمان جام جهانی و جام ملتهای اروپا شد و شش بار عنوان قهرمانی سری آ را به دست آورد، در ۱۴ سالگی از سوی اینترمیلان و یوونتوس رد شد، چون بیش از اندازه کوتاهقد بود. اینجا بود که مادربزرگ زوف دستبهکار شد و دینو نوجوان را واداشت برای کمک به رشدش، روزی هشت تخممرغ بخورد. جالب اینکه ظاهرا این روش نتیجه داد و قد زوف به حدود ۱۸۳ سانتیمتر رسید و فوتبالیست حرفهای شد. او سرانجام سال ۱۹۷۲ به یوونتوس پیوست، ۱۱ سال در این باشگاه ماند و بعدها حتی سرمربی آن شد.
کریستیانو رونالدو
همین که رونالدو، این ستاره پرتغالی دنیای فوتبال، در ۳۸ سالگی همچنان مهاجمی قوی و گلزن است، نشان میدهد که احتمالا تغذیه خوبی دارد.
سالها پیش مشخص شد که رونالدو به الگوی سه وعده غذا در روز اعتقادی ندارد و خوردن شش وعده را ترجیح میدهد. خوردن وعدههای کوچکتر در فاصلههای زمانی کوتاهتر باعث میشود هنگام تمرینهای سنگین بدنسازی، سطح انرژی همواره بالا بماند. رونالدو مرغ زیاد میخورد که میدانیم غذایی سرشار از پروتئین و کمچرب است. او آووکادو، سالاد و میوه را نیز دوست دارد. در یورو ۲۰۲۰ رونالدو نشان داد که به نوشیدن کوکاکولا علاقهای ندارد و آب را ترجیح میدهد.
ماساهیکو اینوها
نام این مدافع ژاپنی شاید خیلی شناختهشده نباشد، با این حال او با ۲۱ بازی ملی، قهرمانی جام ملتهای آسیا در سال ۲۰۱۱ و دو قهرمانی جیلیگ، دوران حرفهای قابلتوجهی داشت، با افتخار گفته بود روزی سه وعده بستنی میخورد که یکی از آنها هنگام حمام کردن است. علاقه او به بستنی پس از بازنشستگی نیز ادامه یافت و در حسابهایش در شبکههای اجتماعی انواع بستنی را پیشنهاد میکند.
الکس سانگ
الکس سانگ، هافبک پیشین آرسنال، در بالاترین سطح فوتبال و در تیمهایی مانند آرسنال، بارسلونا و وستهام دوران موفقی داشت و نمایشهای درخشانی ارائه میکرد. با این حال امانوئل فریمپونگ، همتیمی سابقش، ادعا کرده بود سانگ پیش از هر مسابقه در ورزشگاه امارات، مرغ سوخاری «کیافسی» میخورد.
گلن جانسون
گلن جانسون سال ۲۰۱۲ که بازیکن لیورپول بود، گفت او و همتیمیهایش در تیم ملی انگلستان پیش از مسابقات قرص کافئین مصرف میکردند. مصرف کافئین در ورزش ممنوع نیست، اما آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (وادا) میزان استفاده ورزشکاران از آن را زیر نظر دارد تا مشخص شود آیا مصرفش به حدی رسیده است که در آینده نیاز به محدودیت یا ممنوعیت داشته باشد.
🆔@ScientificDialectics
The Sun
Weirdest football diets including eight eggs a day and Prem ace's kebab pizza
MOST footballers are renowned for having strict diets geared towards getting them in the best physical shape possible. With the fixture list as crammed as it has ever been and the game played at a …
❤5
💢کشف۵۶۰ مجسمه و آیینهای تدفین عجیب در مصر
باستانشناسان در محوطه تل آثار قویستا مصر ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی از آیینهای نادر تدفین کشف کردند که زوایای تازهای از باورهای پس از مرگ را روشن میسازد.
به گزارش مجله باستان شناسی ، باستانشناسان در جریان کاوشهای اخیر خود در محوطه باستانی «تل آثار قویستا» (Tell Athar Quesna) واقع در استان منوفیه مصر، موفق به کشف مجموعهای بینظیر شامل ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی دستنخورده از آیینهای نادر تدفین شدند. این یافتهها پرتوی تازهای بر پیچیدگی باورهای پس از مرگ و رفتارهای مذهبی مصریان باستان در دورههای متأخر میتاباند.
کشف ۵۶۰ خدمتکار پس از مرگ در محوطه قویستا
در باورهای مصر باستان، مجسمههای «اوشابتی» (Ushabti) یا «شوابتی» به عنوان خدمتکاران طلسمشدهای ساخته میشدند تا در جهان پس از مرگ (آرو/Aaru) وظایف و کارهای سختِ شخص درگذشته را به جای او انجام دهند. کشف ۵۶۰ مجسمه اوشابتی به صورت یکجا و در یک مجموعه آرامگاهی، یافتهای بسیار نادر و باارزش تلقی میشود.
این مجسمهها که از جنس فایانس لعابدار (Faience)، سفال و سنگ ساخته شدهاند، دارای کتیبهها و خطوط هیروگلیف هستند که متون طلسمگونهای از «کتاب مردگان» (بخش معروف به فصل ششم) روی آنها حک شده است. این متون از مجسمه میخواهند که در صورت فراخوانده شدن درگذشته برای کارهایی نظیر کشاورزی یا آبیاری زمینهای جهان پس از مرگ، بلافاصله پاسخ داده و بگویند: «من اینجام!»
شواهدی از آیینهای تدفین نادر
آنچه این کشف را از کاوشهای معمول ممتاز میسازد، تنها تعداد بالای مجسمهها نیست؛ بلکه چیدمان ساختاریافته و آیینهای نادر تدفین در این گورستان است:
۱. چیدمان هندسی و نمادین: مجسمهها بر اساس الگویی دقیق حول تابوت اصلی و در لایههای مختلف قرار گرفته بودند که نشاندهنده یک آیین محافظتی ویژه برای حفظ روح درگذشته در برابر نیروهای تاریکی است.
۲. بقایای مواد معطر و رزینهای خاص: در لایههای اطراف قبر، بقایایی از رزینهای معطر و روغنهای سوخته به دست آمده که نشاندهنده برگزاری مراسم قربانی و عطرافشانی پیچیده در لحظه خاکسپاری است.
۳. تجهیزات همراه تدفین: در کنار اوشابتیها، طلسمهای محافظتی نظیر چشم هوروس (Wedjat) و اسکاراب (سوسک مقدس) یافت شده که حاکی از موقعیت اجتماعی بالای فرد مدفون یا اهمیت مذهبی این بخش از محوطه است.
اهمیت محوطه تل آثار قویستا
محوطه قویستا (Quesna) که در دل دلتای نیل واقع شده، یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی متعلق به دورههای متأخر مصر باستان (Late Period) تا عصر بطلمیوسی و رومی است. این منطقه به دلیل دارا بودن کاتاکومبها (گورپشتههای زیرزمینی)، مقابر پرندگان مقدس (مانند لکلک و شاهین) و تابوتهای سنگی و طلایی شناخته میشود.
به گفته محققان، بررسیهای آزمایشگاهی بر روی کتیبههای ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و آنالیز رزینهای بهکاررفته در آیین تدفین همچنان ادامه دارد و انتظار میرود جزئیات بیشتری درباره هویت فرد مدفون و تاریخ دقیق این گورستان منتشر شود.
https://archaeologymag.com/2026/07/560-ushabti-rare-burial-rituals-tell-athar-quesna/#:~:text=One%20chamber%20held%20two%20groups,for%20protection%20in%20the%20afterlife.
🆔@ScientificDialectics
باستانشناسان در محوطه تل آثار قویستا مصر ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی از آیینهای نادر تدفین کشف کردند که زوایای تازهای از باورهای پس از مرگ را روشن میسازد.
به گزارش مجله باستان شناسی ، باستانشناسان در جریان کاوشهای اخیر خود در محوطه باستانی «تل آثار قویستا» (Tell Athar Quesna) واقع در استان منوفیه مصر، موفق به کشف مجموعهای بینظیر شامل ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی دستنخورده از آیینهای نادر تدفین شدند. این یافتهها پرتوی تازهای بر پیچیدگی باورهای پس از مرگ و رفتارهای مذهبی مصریان باستان در دورههای متأخر میتاباند.
کشف ۵۶۰ خدمتکار پس از مرگ در محوطه قویستا
در باورهای مصر باستان، مجسمههای «اوشابتی» (Ushabti) یا «شوابتی» به عنوان خدمتکاران طلسمشدهای ساخته میشدند تا در جهان پس از مرگ (آرو/Aaru) وظایف و کارهای سختِ شخص درگذشته را به جای او انجام دهند. کشف ۵۶۰ مجسمه اوشابتی به صورت یکجا و در یک مجموعه آرامگاهی، یافتهای بسیار نادر و باارزش تلقی میشود.
این مجسمهها که از جنس فایانس لعابدار (Faience)، سفال و سنگ ساخته شدهاند، دارای کتیبهها و خطوط هیروگلیف هستند که متون طلسمگونهای از «کتاب مردگان» (بخش معروف به فصل ششم) روی آنها حک شده است. این متون از مجسمه میخواهند که در صورت فراخوانده شدن درگذشته برای کارهایی نظیر کشاورزی یا آبیاری زمینهای جهان پس از مرگ، بلافاصله پاسخ داده و بگویند: «من اینجام!»
شواهدی از آیینهای تدفین نادر
آنچه این کشف را از کاوشهای معمول ممتاز میسازد، تنها تعداد بالای مجسمهها نیست؛ بلکه چیدمان ساختاریافته و آیینهای نادر تدفین در این گورستان است:
۱. چیدمان هندسی و نمادین: مجسمهها بر اساس الگویی دقیق حول تابوت اصلی و در لایههای مختلف قرار گرفته بودند که نشاندهنده یک آیین محافظتی ویژه برای حفظ روح درگذشته در برابر نیروهای تاریکی است.
۲. بقایای مواد معطر و رزینهای خاص: در لایههای اطراف قبر، بقایایی از رزینهای معطر و روغنهای سوخته به دست آمده که نشاندهنده برگزاری مراسم قربانی و عطرافشانی پیچیده در لحظه خاکسپاری است.
۳. تجهیزات همراه تدفین: در کنار اوشابتیها، طلسمهای محافظتی نظیر چشم هوروس (Wedjat) و اسکاراب (سوسک مقدس) یافت شده که حاکی از موقعیت اجتماعی بالای فرد مدفون یا اهمیت مذهبی این بخش از محوطه است.
اهمیت محوطه تل آثار قویستا
محوطه قویستا (Quesna) که در دل دلتای نیل واقع شده، یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی متعلق به دورههای متأخر مصر باستان (Late Period) تا عصر بطلمیوسی و رومی است. این منطقه به دلیل دارا بودن کاتاکومبها (گورپشتههای زیرزمینی)، مقابر پرندگان مقدس (مانند لکلک و شاهین) و تابوتهای سنگی و طلایی شناخته میشود.
به گفته محققان، بررسیهای آزمایشگاهی بر روی کتیبههای ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و آنالیز رزینهای بهکاررفته در آیین تدفین همچنان ادامه دارد و انتظار میرود جزئیات بیشتری درباره هویت فرد مدفون و تاریخ دقیق این گورستان منتشر شود.
https://archaeologymag.com/2026/07/560-ushabti-rare-burial-rituals-tell-athar-quesna/#:~:text=One%20chamber%20held%20two%20groups,for%20protection%20in%20the%20afterlife.
🆔@ScientificDialectics
Archaeology News Online Magazine
560 ushabti figurines and rare burial rituals found in ancient Egyptian necropolis at Tell Athar Quesna | Archaeology News Online…
Archaeologists find 560 ushabti figurines, rare burial practices, and imported Greek pottery at Egypt's Tell Athar Quesna necropolis.
👍3🥰1
💢چرا گوگل دسترسی به قویترین هوش مصنوعی امنیتی خود را محدود کرد؟
گوگل با رونمایی از سه مدل جدید از خانواده جِمینای (Gemini)، گام بلندی در بازتعریف رقابت هوش مصنوعی برداشت.
در مرکز این رونمایی، مدل تخصصی Gemini 3.5 Flash Cyber قرار دارد. ابزاری که مستقیماً برای شناسایی و رفع آسیبپذیریهای امنیتی توسعه یافته و پاسخ مستقیم گوگل به پیشتازی رقبایی همچون آنتروپیک و اوپنایآی در حوزه امنیت سایبری محسوب میشود.
زره هوشمند گوگل در برابر حملات سایبری
مدل Flash Cyber بر پایه نسخه استاندارد Flash آموزش دیده اما بهطور ویژه برای مرور، تحلیل و وصلهکردن خودکار کدهای نرمافزاری بهینهسازی شده است. این مدل درون عامل امنیتی گوگل به نام CodeMender یکپارچه شده و قادر است کدهای پیچیده را تحلیل کند. در آزمونهای اولیه روی موتور مرورگر کروم (V8 JavaScript Engine)، این مدل هوش مصنوعی موفق شد ۵۵ اختلال امنیتی را شناسایی کند که ۱۰ مورد از آنها پیشتر توسط هیچ مدل دیگری کشف نشده بود.
نکته کلیدی در معماری این سیستم، استفاده از چندین عامل همزمان است. بهجای یک فراخوانی پرهزینه به یک مدل غولپیکر، چند عامل سبکوزن بهصورت موازی بخشهای مختلف کد را اسکن کرده و نتایج را در قالب یک گزارش امنیتی دقیق ترکیب میکنند.
فناوری با «کاربرد دوگانه»
قدرت بالای هوش مصنوعی در شناسایی نقاط ضعف نرمافزار، چالش بزرگی بههمراه دارد که در علوم رایانه به آن ماهیت کاربرد دوگانه (Dual-Use) میگویند. همان الگوریتمی که به مدافعان برای بستن روزنههای امنیتی کمک میکند، در دست هکرها میتواند به ابزاری برای ساخت سریع اکسپلویت و حملات سایبری تبدیل شود.
به همین دلیل، گوگل رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده و دسترسی به Gemini 3.5 Flash Cyber را عمومی نکرده است. این مدل تنها در قالب یک برنامه آزمایشی محدود در اختیار دولتها و شرکای تجاری مورد اعتماد قرار میگیرد تا مدافعان خط مقدم، پیش از سوءاستفاده مهاجمان، کدهای خود را ایمن کنند.
بهینهسازی به جای غولسازی
در کنار مدل امنیتی، گوگل دو مدل دیگر یعنی Gemini 3.6 Flash و Gemini 3.5 Flash-Lite را معرفی کرد. مدل ۳.۶ Flash با کاهش ۱۷ درصدی در مصرف توکنهای خروجی و کاهش قیمت، کارایی بالاتری برای کارهای روزمره مهندسی نرمافزار ارائه میدهد. مدل Flash-Lite نیز با سرعت پاسخدهی بالای ۳۵۰ توکن در ثانیه، برای مدیریت عوامل خودکار (AI Agents) طراحی شده است.
این عرضه در حالی صورت میگیرد که پرچمدار اصلی گوگل، یعنی مدل Gemini 3.5 Pro، همچنان با تأخیر در عرضه مواجه است. این موضوع نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در گوگل برای تمرکز بر ارزانتر کردن، سریعتر کردن و کاربردیتر کردن مدلهای سبک (Flash)، بهجای رقابت صرف بر سر ابعاد مدلهای غولپیکر است.
تحول اخیر نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال عبور از مرحله «چتباتهای عمومی» و ورود به «ابزارهای تخصصی» است. با این حال، تا زمانی که قابلیتهای این مدلها در شرایط واقعی و در برابر حملات پیچیده بازار سنجیده نشود، نمیتوان از برتری مطلق امنیت پایه هوش مصنوعی سخن گفت.
https://https//www.nytimes.com/2026/07/21/technology/google-ai-cybersecurity-gemini.html
🆔@ScientificDialectics
گوگل با رونمایی از سه مدل جدید از خانواده جِمینای (Gemini)، گام بلندی در بازتعریف رقابت هوش مصنوعی برداشت.
در مرکز این رونمایی، مدل تخصصی Gemini 3.5 Flash Cyber قرار دارد. ابزاری که مستقیماً برای شناسایی و رفع آسیبپذیریهای امنیتی توسعه یافته و پاسخ مستقیم گوگل به پیشتازی رقبایی همچون آنتروپیک و اوپنایآی در حوزه امنیت سایبری محسوب میشود.
زره هوشمند گوگل در برابر حملات سایبری
مدل Flash Cyber بر پایه نسخه استاندارد Flash آموزش دیده اما بهطور ویژه برای مرور، تحلیل و وصلهکردن خودکار کدهای نرمافزاری بهینهسازی شده است. این مدل درون عامل امنیتی گوگل به نام CodeMender یکپارچه شده و قادر است کدهای پیچیده را تحلیل کند. در آزمونهای اولیه روی موتور مرورگر کروم (V8 JavaScript Engine)، این مدل هوش مصنوعی موفق شد ۵۵ اختلال امنیتی را شناسایی کند که ۱۰ مورد از آنها پیشتر توسط هیچ مدل دیگری کشف نشده بود.
نکته کلیدی در معماری این سیستم، استفاده از چندین عامل همزمان است. بهجای یک فراخوانی پرهزینه به یک مدل غولپیکر، چند عامل سبکوزن بهصورت موازی بخشهای مختلف کد را اسکن کرده و نتایج را در قالب یک گزارش امنیتی دقیق ترکیب میکنند.
فناوری با «کاربرد دوگانه»
قدرت بالای هوش مصنوعی در شناسایی نقاط ضعف نرمافزار، چالش بزرگی بههمراه دارد که در علوم رایانه به آن ماهیت کاربرد دوگانه (Dual-Use) میگویند. همان الگوریتمی که به مدافعان برای بستن روزنههای امنیتی کمک میکند، در دست هکرها میتواند به ابزاری برای ساخت سریع اکسپلویت و حملات سایبری تبدیل شود.
به همین دلیل، گوگل رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده و دسترسی به Gemini 3.5 Flash Cyber را عمومی نکرده است. این مدل تنها در قالب یک برنامه آزمایشی محدود در اختیار دولتها و شرکای تجاری مورد اعتماد قرار میگیرد تا مدافعان خط مقدم، پیش از سوءاستفاده مهاجمان، کدهای خود را ایمن کنند.
بهینهسازی به جای غولسازی
در کنار مدل امنیتی، گوگل دو مدل دیگر یعنی Gemini 3.6 Flash و Gemini 3.5 Flash-Lite را معرفی کرد. مدل ۳.۶ Flash با کاهش ۱۷ درصدی در مصرف توکنهای خروجی و کاهش قیمت، کارایی بالاتری برای کارهای روزمره مهندسی نرمافزار ارائه میدهد. مدل Flash-Lite نیز با سرعت پاسخدهی بالای ۳۵۰ توکن در ثانیه، برای مدیریت عوامل خودکار (AI Agents) طراحی شده است.
این عرضه در حالی صورت میگیرد که پرچمدار اصلی گوگل، یعنی مدل Gemini 3.5 Pro، همچنان با تأخیر در عرضه مواجه است. این موضوع نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در گوگل برای تمرکز بر ارزانتر کردن، سریعتر کردن و کاربردیتر کردن مدلهای سبک (Flash)، بهجای رقابت صرف بر سر ابعاد مدلهای غولپیکر است.
تحول اخیر نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال عبور از مرحله «چتباتهای عمومی» و ورود به «ابزارهای تخصصی» است. با این حال، تا زمانی که قابلیتهای این مدلها در شرایط واقعی و در برابر حملات پیچیده بازار سنجیده نشود، نمیتوان از برتری مطلق امنیت پایه هوش مصنوعی سخن گفت.
https://https//www.nytimes.com/2026/07/21/technology/google-ai-cybersecurity-gemini.html
🆔@ScientificDialectics
Nytimes
Google Releases Three New A.I. Models
The models include one that is the company’s most powerful and another that is fine-tuned for cybersecurity, as Google competes with rivals like OpenAI and Anthropic.
❤5🥰1
💢چگونه چهره واقعی را از تصویر تولید هوش مصنوعی تشخیص دهیم؟
چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند
پژوهشگران در مطالعهای بررسی کردهاند که آیا میتوان افراد را برای تشخیص تصاویر چهرههای تولیدی هوش مصنوعی آموزش داد یا خیر. این تحقیق با سرپرستی دکتر کلر ساترلند از دانشگاه ابردین و پروفسور ایمی داول، مدیر آزمایشگاه احساسات و چهرهها در دانشگاه ملی استرالیا، انجام شده است. تقارن بیش از حد چهره، متناسب نبودن اجزای صورت، بیش از حد جذاب بودن، تکراری بودن چهره، منتقل نشدن احساس، و به یادماندنی نبودن از جمله ویژگیهای چهرههای تولید هوش مصنوعی است.
به نوشته سرویس جهانی بیبیسی، پیشرفت سریع هوش مصنوعی باعث شده است تصاویر ساختگی یا جعل عمیق (دیپ فیک) بسیار واقعیتر از گذشته به نظر برسند. در گذشته، تشخیص این تصاویر آسانتر بود، زیرا هوش مصنوعی اشتباههای آشکاری مانند انگشت اضافی یا جزئیات غیرطبیعی ایجاد میکرد، اما با پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی این خطاها تا حد زیادی برطرف شدهاند. به همین دلیل، پژوهشگران بهجای تمرکز بر یافتن نقصهای آشکار، روش متفاوتی را برای آموزش افراد آزمایش کردند.
در این پژوهش، هزاران تصویر چهره با استفاده از ابزار تولید تصویر StyleGAN3، یکی از پیشرفتهترین مولدهای چهره، ساخته شد. شرکتکنندگان ابتدا در آزمونی شرکت کردند تا توانایی اولیه آنها در تشخیص تصاویر واقعی از تصاویر تولیدی هوش مصنوعی سنجیده شود. سپس، آموزش دیدند و بار دیگر ارزیابی شدند.
آموزش بر شش ویژگی ادراکی متمرکز بود. نخست، تقارن چهره؛ زیرا چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند.
دوم، تناسب اجزای صورت؛ تصاویر هوش مصنوعی معمولا از چهرههایی با بینی بسیار بزرگ یا گوشهای برجسته دوری میکنند و به سمت تناسبهای رایج گرایش دارند.
ویژگی سوم، جذابیت ظاهری است. به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی معمولا چهرههایی میسازد که از نظر ظاهری زیباتر و خوشایندتر از میانگین افراد واقعیاند.
چهارمین ویژگی، تمایز چهره بود. تصاویر تولیدی هوش مصنوعی معمولا به چهرههای متوسط و معمولی شباهت دارند و کمتر ویژگیهایی دارند که آنها را در میان جمعیت متمایز کند.
پنجمین معیار، میزان بیان احساسات است. پژوهشگران دریافتند چهرههای تولیدشدی هوش مصنوعی معمولا احساسات کمتری منتقل میکنند و حالتهای چهره در آنها محدودتر است.
ششمین ویژگی نیز به قابلیت بهیادماندنی بودن چهره مربوط میشد. این تصاویر اغلب کمتر در ذهن باقی میمانند و پس از مشاهده، بهسختی به یاد آورده میشوند.
به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی در تولید چهره افراد غیرسفیدپوست، سالمندان و کودکان هنوز عملکرد ضعیفتری دارد، زیرا دادههای آموزشی بیشتر شامل تصاویر افراد جوان و سفیدپوست بوده است.
بر اساس نتایج تحقیق، تشخیص تصاویر ساختگی به یافتن یک نشانه قطعی وابسته نیست، بلکه نیازمند آشنایی تدریجی با مجموعهای از ویژگیهای ظریف و شکلگیری نوعی حس شهودی است. شرکتکنندگان با مشاهده مجموعهای از تصاویر واقعی و ساختگی و اطلاع از پاسخ صحیح، در مدت حدود یک ساعت پیشرفت قابل توجهی در تشخیص تصاویر داشتند.
نتایج نشان داد میانگین دقت شرکتکنندگان از حدود ۴۰ درصد پیش از آموزش به حدود ۸۰ درصد پس از آموزش افزایش پیدا کرد و تعدادی از افراد نیز به دقت نزدیک به ۱۰۰ درصد دست یافتند.
پژوهشگران این روند را مشابه نحوه یادگیری مدلهای هوش مصنوعی توصیف کردند؛ به این معنا که انسان نیز با مشاهده نمونههای متعدد و دریافت بازخورد، بهمرور الگوها را تشخیص میدهد، حتی اگر دقیقا نداند این فرایند چگونه در ذهن او شکل گرفته است.
بخش دیگری از پژوهش میزان اعتمادبهنفس شرکتکنندگان را بررسی کرد. مطالعات پیشین نشان داده بود افرادی که بیشترین اطمینان را به تواناییشان در تشخیص تصاویر ساختگی داشتند، اغلب بیشترین اشتباه را نیز مرتکب میشدند. اما در این پژوهش، هم دقت و هم اعتمادبهنفس افراد پس از آموزش افزایش پیدا کرد.
افراد میتوانند با تمرین بیشتر، مهارت تشخیص تصاویر ساختگی را افزایش دهند و حتی از طریق وبسایتهای آموزشی یا مشارکت در پروژههای تحقیقاتی این توانایی را تقویت کنند.
خبر خوب این است که هنوز در دنیایی پادآرمانشهری زندگی نمیکنیم که تشخیص واقعیت از تولید رایانه غیرممکن باشد.
اما خبر بد این است که مدلهای هوش مصنوعی احتمالا تاکنون مقالات علمی منتشرشده را «خواندهاند» و همچنان در حال یادگیریاند.
🆔@ScientificDialectics
چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند
پژوهشگران در مطالعهای بررسی کردهاند که آیا میتوان افراد را برای تشخیص تصاویر چهرههای تولیدی هوش مصنوعی آموزش داد یا خیر. این تحقیق با سرپرستی دکتر کلر ساترلند از دانشگاه ابردین و پروفسور ایمی داول، مدیر آزمایشگاه احساسات و چهرهها در دانشگاه ملی استرالیا، انجام شده است. تقارن بیش از حد چهره، متناسب نبودن اجزای صورت، بیش از حد جذاب بودن، تکراری بودن چهره، منتقل نشدن احساس، و به یادماندنی نبودن از جمله ویژگیهای چهرههای تولید هوش مصنوعی است.
به نوشته سرویس جهانی بیبیسی، پیشرفت سریع هوش مصنوعی باعث شده است تصاویر ساختگی یا جعل عمیق (دیپ فیک) بسیار واقعیتر از گذشته به نظر برسند. در گذشته، تشخیص این تصاویر آسانتر بود، زیرا هوش مصنوعی اشتباههای آشکاری مانند انگشت اضافی یا جزئیات غیرطبیعی ایجاد میکرد، اما با پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی این خطاها تا حد زیادی برطرف شدهاند. به همین دلیل، پژوهشگران بهجای تمرکز بر یافتن نقصهای آشکار، روش متفاوتی را برای آموزش افراد آزمایش کردند.
در این پژوهش، هزاران تصویر چهره با استفاده از ابزار تولید تصویر StyleGAN3، یکی از پیشرفتهترین مولدهای چهره، ساخته شد. شرکتکنندگان ابتدا در آزمونی شرکت کردند تا توانایی اولیه آنها در تشخیص تصاویر واقعی از تصاویر تولیدی هوش مصنوعی سنجیده شود. سپس، آموزش دیدند و بار دیگر ارزیابی شدند.
آموزش بر شش ویژگی ادراکی متمرکز بود. نخست، تقارن چهره؛ زیرا چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند.
دوم، تناسب اجزای صورت؛ تصاویر هوش مصنوعی معمولا از چهرههایی با بینی بسیار بزرگ یا گوشهای برجسته دوری میکنند و به سمت تناسبهای رایج گرایش دارند.
ویژگی سوم، جذابیت ظاهری است. به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی معمولا چهرههایی میسازد که از نظر ظاهری زیباتر و خوشایندتر از میانگین افراد واقعیاند.
چهارمین ویژگی، تمایز چهره بود. تصاویر تولیدی هوش مصنوعی معمولا به چهرههای متوسط و معمولی شباهت دارند و کمتر ویژگیهایی دارند که آنها را در میان جمعیت متمایز کند.
پنجمین معیار، میزان بیان احساسات است. پژوهشگران دریافتند چهرههای تولیدشدی هوش مصنوعی معمولا احساسات کمتری منتقل میکنند و حالتهای چهره در آنها محدودتر است.
ششمین ویژگی نیز به قابلیت بهیادماندنی بودن چهره مربوط میشد. این تصاویر اغلب کمتر در ذهن باقی میمانند و پس از مشاهده، بهسختی به یاد آورده میشوند.
به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی در تولید چهره افراد غیرسفیدپوست، سالمندان و کودکان هنوز عملکرد ضعیفتری دارد، زیرا دادههای آموزشی بیشتر شامل تصاویر افراد جوان و سفیدپوست بوده است.
بر اساس نتایج تحقیق، تشخیص تصاویر ساختگی به یافتن یک نشانه قطعی وابسته نیست، بلکه نیازمند آشنایی تدریجی با مجموعهای از ویژگیهای ظریف و شکلگیری نوعی حس شهودی است. شرکتکنندگان با مشاهده مجموعهای از تصاویر واقعی و ساختگی و اطلاع از پاسخ صحیح، در مدت حدود یک ساعت پیشرفت قابل توجهی در تشخیص تصاویر داشتند.
نتایج نشان داد میانگین دقت شرکتکنندگان از حدود ۴۰ درصد پیش از آموزش به حدود ۸۰ درصد پس از آموزش افزایش پیدا کرد و تعدادی از افراد نیز به دقت نزدیک به ۱۰۰ درصد دست یافتند.
پژوهشگران این روند را مشابه نحوه یادگیری مدلهای هوش مصنوعی توصیف کردند؛ به این معنا که انسان نیز با مشاهده نمونههای متعدد و دریافت بازخورد، بهمرور الگوها را تشخیص میدهد، حتی اگر دقیقا نداند این فرایند چگونه در ذهن او شکل گرفته است.
بخش دیگری از پژوهش میزان اعتمادبهنفس شرکتکنندگان را بررسی کرد. مطالعات پیشین نشان داده بود افرادی که بیشترین اطمینان را به تواناییشان در تشخیص تصاویر ساختگی داشتند، اغلب بیشترین اشتباه را نیز مرتکب میشدند. اما در این پژوهش، هم دقت و هم اعتمادبهنفس افراد پس از آموزش افزایش پیدا کرد.
افراد میتوانند با تمرین بیشتر، مهارت تشخیص تصاویر ساختگی را افزایش دهند و حتی از طریق وبسایتهای آموزشی یا مشارکت در پروژههای تحقیقاتی این توانایی را تقویت کنند.
خبر خوب این است که هنوز در دنیایی پادآرمانشهری زندگی نمیکنیم که تشخیص واقعیت از تولید رایانه غیرممکن باشد.
اما خبر بد این است که مدلهای هوش مصنوعی احتمالا تاکنون مقالات علمی منتشرشده را «خواندهاند» و همچنان در حال یادگیریاند.
🆔@ScientificDialectics
BBC News
See if you can spot an AI deepfake with our test
Researchers in Aberdeen have been finding out if you can train people to identify computer-generated facial images.
❤5
💢کشف منظومهای نامتعارف در کهکشان راه شیری؛ پدیدهای که در تعاریف اخترشناسی نمیگنجد
دانشمندان منظومهای غیرمتعارف و استثنایی در کهکشان راه شیری کشف کردهاند؛ ساختاری چنان متفاوت از منظومه شمسی که اخترشناسان حتی در نامگذاری و توصیف اجرام آن با چالش روبهرو شدهاند.
این منظومه از یک ستاره کوتوله سرخ با جرمی حدود ۴۰ درصد جرم خورشید تشکیل شده است که یک کوتوله قهوهای به دور آن میگردد؛ جرمی آسمانی که از نظر ویژگیها در مرز میان سیاره و ستاره قرار دارد.
ساختار این منظومه پیچیدهتر از این است. جرمی گازی تقریبا هماندازه مشتری به دور این کوتوله قهوهای میچرخد؛ جرمی که به تازگی با استفاده از «تلسکوپ بسیار بزرگ» رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی شناسایی شده است.
بر اساس تعاریف رایج که عمدتا بر مبنای منظومه شمسی شکل گرفتهاند، جرمی که به دور جرم دیگری میگردد و آن جرم نیز خود به دور یک ستاره در گردش است، باید «قمر» نامیده شود.
اگر چنین جرمی خارج از منظومه شمسی باشد، میتوان آن را «قمر فراخورشیدی» نامید.
با این حال، جرم تازه کشفشده از نظر اندازه و ترکیب به هیچ یک از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی شباهت ندارد.
قمرهای منظومه شمسی عمدتا اجرامی نسبتا کوچک و سنگی یا یخی هستند، در حالی که جرم تازه کشفشده یک غول گازی با جرمی نزدیک به مشتری است.
یافتههای این پژوهش در مجله علمی «نیچر» منتشر شده است.
معمای نامگذاری جرم جدید
کوین هوی، دانشجوی دکترای اخترفیزیک در دانشگاه دیهگو پورتالس شیلی و نویسنده اصلی این پژوهش، گفت: «بیشتر اخترشناسان در حال حاضر با استفاده از اصطلاح "ماهواره فراخورشیدی" موافق هستند؛ دستکم بهعنوان نامی موقت تا زمانی که تعاریف رسمی برای چنین اجرامی تدوین شود.»
او افزود در مواجهه با این منظومه، دانشمندان عملا به مرزهای کاربرد واژههایی رسیدهاند که برای توصیف منظومه شمسی ابداع شده بودند.
این منظومه حدود ۷۱ سال نوری از زمین فاصله دارد. یک سال نوری مسافتی است که نور در مدت یک سال طی میکند و معادل حدود ۹.۵ تریلیون کیلومتر است.
این «ماهواره فراخورشیدی» دستکم از ۹۰ درصد جرم مشتری برخوردار است؛ غولی گازی که بزرگترین سیاره منظومه شمسی به شمار میرود.
این جرم هر ۱۷۰ روز یک بار به دور کوتوله قهوهای میگردد و فاصله مداری آن حدود یکپنجم فاصله میان زمین و خورشید است.
آلیس زورلو، اخترفیزیکدان دانشگاه دیهگو پورتالس و از نویسندگان این پژوهش، کشف این منظومه غیرمعمول را به باز شدن «جعبه پاندورا» برای جامعه علمی تشبیه کرد.
او گفت: «این نوع جرم کاملا جدید و غیرمعمول است و واقعا با آنچه در منظومه شمسی خود میشناسیم، تفاوت دارد. اکنون باید با استفاده از مدلهای نظری دریابیم این نوع اجرام چگونه شکل میگیرند و آیا رایج هستند یا خیر.»
«جعبه پاندورا» اصطلاحی برگرفته از اساطیر یونان است که به رخدادی با پیامدهای گسترده، پیچیده و پیشبینیناپذیر اشاره دارد که میتواند زمینهساز چالشها و مسائل تازه شود.
زورلو افزود پژوهشگران عمدا تصمیم گرفتهاند این جرم را «قمر» ننامند، زیرا نه تنها بسیار پرجرمتر از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی است، بلکه به دور یک سیاره نیز نمیگردد و میزبان آن یک کوتوله قهوهای است.
از آنجا که تاکنون منظومهای کاملا مشابه این نمونه مشاهده نشده است، دانشمندان هنوز در تلاشاند مناسبترین تعریف و اصطلاح را برای توصیف آن پیدا کنند.
اگرچه تا به حال بیش از ۶۳۰۰ سیاره فراخورشیدی، یعنی سیارات خارج از منظومه شمسی، کشف شدهاند، شناسایی قمرهای فراخورشیدی بسیار دشوارتر بوده است و تاکنون تنها چند نامزد جدی برای قرار گرفتن در این دسته شناسایی شدهاند.
ابهام درباره چگونگی شکلگیری این منظومه نامتعارف
پژوهشگران اکنون میکوشند چگونگی شکلگیری جرم گازی تازه کشفشده و رابطه آن با کوتوله قهوهای میزبانش را مشخص کنند.
یک احتمال این است که این جرم از قرص گاز و غبار پیرامون کوتوله قهوهای شکل گرفته باشد؛ فرایندی مشابه آنچه در زمان شکلگیری سیارات در اطراف ستارگان رخ میدهد.
احتمال دیگر این است که این جرم بهطور مستقل شکل گرفته و سپس بر اثر نیروی گرانش کوتوله قهوهای در دام آن افتاده باشد.
کوتولههای قهوهای نه کاملا ستارهاند و نه سیاره و از نظر جرم و ویژگیهای فیزیکی، در محدودهای میان این دو قرار میگیرند.
منظومه بررسیشده این پژوهش یکی از نامتعارفترین نمونههای شناختهشده است؛ پدیدهای که نه تنها درک دانشمندان از چگونگی شکلگیری اجرام آسمانی را به چالش میکشد، بلکه نشان میدهد تعاریف و اصطلاحات رایج اخترشناسی ممکن است برای توصیف تنوع منظومههای موجود در کهکشان کافی نباشند.
https://www.reuters.com/science/strange-milky-way-planetary-system-leaves-scientists-puzzled-2026-07-22/
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان منظومهای غیرمتعارف و استثنایی در کهکشان راه شیری کشف کردهاند؛ ساختاری چنان متفاوت از منظومه شمسی که اخترشناسان حتی در نامگذاری و توصیف اجرام آن با چالش روبهرو شدهاند.
این منظومه از یک ستاره کوتوله سرخ با جرمی حدود ۴۰ درصد جرم خورشید تشکیل شده است که یک کوتوله قهوهای به دور آن میگردد؛ جرمی آسمانی که از نظر ویژگیها در مرز میان سیاره و ستاره قرار دارد.
ساختار این منظومه پیچیدهتر از این است. جرمی گازی تقریبا هماندازه مشتری به دور این کوتوله قهوهای میچرخد؛ جرمی که به تازگی با استفاده از «تلسکوپ بسیار بزرگ» رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی شناسایی شده است.
بر اساس تعاریف رایج که عمدتا بر مبنای منظومه شمسی شکل گرفتهاند، جرمی که به دور جرم دیگری میگردد و آن جرم نیز خود به دور یک ستاره در گردش است، باید «قمر» نامیده شود.
اگر چنین جرمی خارج از منظومه شمسی باشد، میتوان آن را «قمر فراخورشیدی» نامید.
با این حال، جرم تازه کشفشده از نظر اندازه و ترکیب به هیچ یک از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی شباهت ندارد.
قمرهای منظومه شمسی عمدتا اجرامی نسبتا کوچک و سنگی یا یخی هستند، در حالی که جرم تازه کشفشده یک غول گازی با جرمی نزدیک به مشتری است.
یافتههای این پژوهش در مجله علمی «نیچر» منتشر شده است.
معمای نامگذاری جرم جدید
کوین هوی، دانشجوی دکترای اخترفیزیک در دانشگاه دیهگو پورتالس شیلی و نویسنده اصلی این پژوهش، گفت: «بیشتر اخترشناسان در حال حاضر با استفاده از اصطلاح "ماهواره فراخورشیدی" موافق هستند؛ دستکم بهعنوان نامی موقت تا زمانی که تعاریف رسمی برای چنین اجرامی تدوین شود.»
او افزود در مواجهه با این منظومه، دانشمندان عملا به مرزهای کاربرد واژههایی رسیدهاند که برای توصیف منظومه شمسی ابداع شده بودند.
این منظومه حدود ۷۱ سال نوری از زمین فاصله دارد. یک سال نوری مسافتی است که نور در مدت یک سال طی میکند و معادل حدود ۹.۵ تریلیون کیلومتر است.
این «ماهواره فراخورشیدی» دستکم از ۹۰ درصد جرم مشتری برخوردار است؛ غولی گازی که بزرگترین سیاره منظومه شمسی به شمار میرود.
این جرم هر ۱۷۰ روز یک بار به دور کوتوله قهوهای میگردد و فاصله مداری آن حدود یکپنجم فاصله میان زمین و خورشید است.
آلیس زورلو، اخترفیزیکدان دانشگاه دیهگو پورتالس و از نویسندگان این پژوهش، کشف این منظومه غیرمعمول را به باز شدن «جعبه پاندورا» برای جامعه علمی تشبیه کرد.
او گفت: «این نوع جرم کاملا جدید و غیرمعمول است و واقعا با آنچه در منظومه شمسی خود میشناسیم، تفاوت دارد. اکنون باید با استفاده از مدلهای نظری دریابیم این نوع اجرام چگونه شکل میگیرند و آیا رایج هستند یا خیر.»
«جعبه پاندورا» اصطلاحی برگرفته از اساطیر یونان است که به رخدادی با پیامدهای گسترده، پیچیده و پیشبینیناپذیر اشاره دارد که میتواند زمینهساز چالشها و مسائل تازه شود.
زورلو افزود پژوهشگران عمدا تصمیم گرفتهاند این جرم را «قمر» ننامند، زیرا نه تنها بسیار پرجرمتر از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی است، بلکه به دور یک سیاره نیز نمیگردد و میزبان آن یک کوتوله قهوهای است.
از آنجا که تاکنون منظومهای کاملا مشابه این نمونه مشاهده نشده است، دانشمندان هنوز در تلاشاند مناسبترین تعریف و اصطلاح را برای توصیف آن پیدا کنند.
اگرچه تا به حال بیش از ۶۳۰۰ سیاره فراخورشیدی، یعنی سیارات خارج از منظومه شمسی، کشف شدهاند، شناسایی قمرهای فراخورشیدی بسیار دشوارتر بوده است و تاکنون تنها چند نامزد جدی برای قرار گرفتن در این دسته شناسایی شدهاند.
ابهام درباره چگونگی شکلگیری این منظومه نامتعارف
پژوهشگران اکنون میکوشند چگونگی شکلگیری جرم گازی تازه کشفشده و رابطه آن با کوتوله قهوهای میزبانش را مشخص کنند.
یک احتمال این است که این جرم از قرص گاز و غبار پیرامون کوتوله قهوهای شکل گرفته باشد؛ فرایندی مشابه آنچه در زمان شکلگیری سیارات در اطراف ستارگان رخ میدهد.
احتمال دیگر این است که این جرم بهطور مستقل شکل گرفته و سپس بر اثر نیروی گرانش کوتوله قهوهای در دام آن افتاده باشد.
کوتولههای قهوهای نه کاملا ستارهاند و نه سیاره و از نظر جرم و ویژگیهای فیزیکی، در محدودهای میان این دو قرار میگیرند.
منظومه بررسیشده این پژوهش یکی از نامتعارفترین نمونههای شناختهشده است؛ پدیدهای که نه تنها درک دانشمندان از چگونگی شکلگیری اجرام آسمانی را به چالش میکشد، بلکه نشان میدهد تعاریف و اصطلاحات رایج اخترشناسی ممکن است برای توصیف تنوع منظومههای موجود در کهکشان کافی نباشند.
https://www.reuters.com/science/strange-milky-way-planetary-system-leaves-scientists-puzzled-2026-07-22/
🆔@ScientificDialectics
❤4
💢ایتالیا نخستین مرکز درمان اعتیاد به شبکههای اجتماعی را راهاندازی کرد
در فلورانس مرکز «دیسکاور»، نخستین مرکز تخصصی ایتالیا برای مقابله با خطرهای استفاده نادرست از دیجیتال راهاندازی میشود؛ رویکردهای ایتالیا و اروپا مقایسه میشوند.
روز سهشنبه در فلورانس توافقنامه ایجاد پروژه «Discover- Fuori dal guscio» (منبع به زبان ایتالیایی)، نخستین مرکز تخصصی در ایتالیا که به موضوع قطع ارتباط و استفاده آگاهانه از فضای دیجیتال اختصاص دارد.
این ابتکار که توسط Asl Toscana centro، شهرداری فلورانس و تعاونی Retesviluppo پیش برده میشود، نخستین تلاش در ایتالیاست برای مواجهه با پدیده اعتیاد به جهان دیجیتال، که پیش از همه جوانان را درگیر میکند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی به همراه دارد.
لتیتزیا پرینی، معاون سیاستهای جوانان و از اصلیترین حامیان این مرکز، توضیح میدهد: «فناوریهای دیجیتال بخشی از زندگی روزمره دختران و پسران است و یک فرصت فوقالعاده به شمار میرود. درست به همین دلیل ما موظفیم آنها را به سمت استفاده هر چه آگاهانهتر همراهی کنیم و کمک کنیم میان زمانی که در اینترنت میگذرانند و وقتی که در روابط، ورزش، فرهنگ و تجربههای مشترک صرف میکنند، تعادلی پیدا کنند».
قوانین و محدودیتها در اروپا
بحث بر سر این موضوع در سطح جهان گسترده است و این روزها در اروپا راهحلهای مختلفی به کار گرفته شده است. نخستین کشوری که قانون سختگیرانهای علیه پلتفرمها به تصویب رسانده، استرالیا است که ارائهدهندگان خدمات را موظف میکند سن کاربران را راستیآزمایی کنند. این اقدام تنها شامل شبکههایی مانند اینستاگرام، تیکتاک یا فیسبوک نمیشود، بلکه انواع دیگری از خدمات آنلاین را نیز در بر میگیرد.
در ادامه رویکرد استرالیا، فرانسه روز سهشنبه نخستین کشور اروپایی شد که ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۵ سال را معرفی کرد؛ مقرراتی که از ماه سپتامبر اجرایی میشود.
پس از آنکه اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، از معرفی تدابیر تازه برای حفاظت از کودکان در فضای مجازی حمایت کرد و به دادههایی استناد کرد که خطرات پیشروی کمسنوسالها را نشان میدهد (منبع به زبان ایتالیایی)، ابتکارهای مشابهی در اروپا در حال گسترش است.
بریتانیا ۱۵ ژوئیه طرحی را برای معرفی ممنوعیت شبانه استفاده از شبکههای اجتماعی برای نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله اعلام کرد؛ هرچند این اقدام به دلیل ناکارآمد دانسته شدن، با مخالفتهایی روبهرو است.
دیگر کشورهای اروپایی، از جمله یونان، اسلوونی، سوئد و اسپانیا نیز در حال برنامهریزی برای اعمال محدودیت بر استفاده از شبکههای اجتماعی توسط افراد زیر ۱۶ و ۱۴ سال هستند.
ایتالیا بر پیشگیری تمرکز میکند
در ایتالیا هنوز تدابیری مشابه دیگر کشورهای اتحادیه اروپا به اجرا گذاشته نشده است. پروژه Discover که پس از تابستان آغاز به کار خواهد کرد، میکوشد در سطح پیشگیری از سوءاستفاده و استفاده نادرست از صفحهنمایشها و پلتفرمها وارد عمل شود و در عین حال استفاده آگاهانه از آنها را ترویج کند.
استر ماکری، رئیس Retesviluppo، میگوید: «ما صرفا ممنوعیتهای ساده پیشنهاد نخواهیم کرد، بلکه رویکردی نوآورانه را بر دو ستون بنا میکنیم: قطع ارتباط هدایتشده و ترویج استفاده آگاهانه از فناوری تا جوانان از مصرفکنندگان منفعل به بازیگران فعال زمان خودشان تبدیل شوند. مرکز Discover میخواهد به نقطه اتصالی باز برای منطقه تبدیل شود تا این پدیده را تحلیل کند، مداخلات و کارگاههای عملی را به راه بیندازد و جامعه تربیتی را آموزش دهد و آن بافت اجتماعی را که انزوای دیجیتال در معرض ازهمگسیختن آن قرار میدهد، بازسازی کند».
این مرکز پذیرای جوانان ۱۰ تا ۲۵ ساله خواهد بود و مدیریت آن را تعاونی Retesviluppo بر عهده دارد؛ تعاونیای که با یک تیم متشکل از کارکنان، همکاران و داوطلبان، تجربهای بیش از یک دهه در مدارس دارد. از جمله خدمات پیشبینیشده میتوان به مسیرهای مشاوره و جهتیابی، یک بخش مشاوره و گفتوگو و فعالیتهای کارگاهی اشاره کرد که هم بر آموزش رسانهای و هم بر تقویت جنبههای اجتماعی، از طریق بازیهای رومیزی، فعالیتهای دستی و گروهی، تمرکز دارد.
🆔@ScientificDialectics
در فلورانس مرکز «دیسکاور»، نخستین مرکز تخصصی ایتالیا برای مقابله با خطرهای استفاده نادرست از دیجیتال راهاندازی میشود؛ رویکردهای ایتالیا و اروپا مقایسه میشوند.
روز سهشنبه در فلورانس توافقنامه ایجاد پروژه «Discover- Fuori dal guscio» (منبع به زبان ایتالیایی)، نخستین مرکز تخصصی در ایتالیا که به موضوع قطع ارتباط و استفاده آگاهانه از فضای دیجیتال اختصاص دارد.
این ابتکار که توسط Asl Toscana centro، شهرداری فلورانس و تعاونی Retesviluppo پیش برده میشود، نخستین تلاش در ایتالیاست برای مواجهه با پدیده اعتیاد به جهان دیجیتال، که پیش از همه جوانان را درگیر میکند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی به همراه دارد.
لتیتزیا پرینی، معاون سیاستهای جوانان و از اصلیترین حامیان این مرکز، توضیح میدهد: «فناوریهای دیجیتال بخشی از زندگی روزمره دختران و پسران است و یک فرصت فوقالعاده به شمار میرود. درست به همین دلیل ما موظفیم آنها را به سمت استفاده هر چه آگاهانهتر همراهی کنیم و کمک کنیم میان زمانی که در اینترنت میگذرانند و وقتی که در روابط، ورزش، فرهنگ و تجربههای مشترک صرف میکنند، تعادلی پیدا کنند».
قوانین و محدودیتها در اروپا
بحث بر سر این موضوع در سطح جهان گسترده است و این روزها در اروپا راهحلهای مختلفی به کار گرفته شده است. نخستین کشوری که قانون سختگیرانهای علیه پلتفرمها به تصویب رسانده، استرالیا است که ارائهدهندگان خدمات را موظف میکند سن کاربران را راستیآزمایی کنند. این اقدام تنها شامل شبکههایی مانند اینستاگرام، تیکتاک یا فیسبوک نمیشود، بلکه انواع دیگری از خدمات آنلاین را نیز در بر میگیرد.
در ادامه رویکرد استرالیا، فرانسه روز سهشنبه نخستین کشور اروپایی شد که ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۵ سال را معرفی کرد؛ مقرراتی که از ماه سپتامبر اجرایی میشود.
پس از آنکه اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، از معرفی تدابیر تازه برای حفاظت از کودکان در فضای مجازی حمایت کرد و به دادههایی استناد کرد که خطرات پیشروی کمسنوسالها را نشان میدهد (منبع به زبان ایتالیایی)، ابتکارهای مشابهی در اروپا در حال گسترش است.
بریتانیا ۱۵ ژوئیه طرحی را برای معرفی ممنوعیت شبانه استفاده از شبکههای اجتماعی برای نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله اعلام کرد؛ هرچند این اقدام به دلیل ناکارآمد دانسته شدن، با مخالفتهایی روبهرو است.
دیگر کشورهای اروپایی، از جمله یونان، اسلوونی، سوئد و اسپانیا نیز در حال برنامهریزی برای اعمال محدودیت بر استفاده از شبکههای اجتماعی توسط افراد زیر ۱۶ و ۱۴ سال هستند.
ایتالیا بر پیشگیری تمرکز میکند
در ایتالیا هنوز تدابیری مشابه دیگر کشورهای اتحادیه اروپا به اجرا گذاشته نشده است. پروژه Discover که پس از تابستان آغاز به کار خواهد کرد، میکوشد در سطح پیشگیری از سوءاستفاده و استفاده نادرست از صفحهنمایشها و پلتفرمها وارد عمل شود و در عین حال استفاده آگاهانه از آنها را ترویج کند.
استر ماکری، رئیس Retesviluppo، میگوید: «ما صرفا ممنوعیتهای ساده پیشنهاد نخواهیم کرد، بلکه رویکردی نوآورانه را بر دو ستون بنا میکنیم: قطع ارتباط هدایتشده و ترویج استفاده آگاهانه از فناوری تا جوانان از مصرفکنندگان منفعل به بازیگران فعال زمان خودشان تبدیل شوند. مرکز Discover میخواهد به نقطه اتصالی باز برای منطقه تبدیل شود تا این پدیده را تحلیل کند، مداخلات و کارگاههای عملی را به راه بیندازد و جامعه تربیتی را آموزش دهد و آن بافت اجتماعی را که انزوای دیجیتال در معرض ازهمگسیختن آن قرار میدهد، بازسازی کند».
این مرکز پذیرای جوانان ۱۰ تا ۲۵ ساله خواهد بود و مدیریت آن را تعاونی Retesviluppo بر عهده دارد؛ تعاونیای که با یک تیم متشکل از کارکنان، همکاران و داوطلبان، تجربهای بیش از یک دهه در مدارس دارد. از جمله خدمات پیشبینیشده میتوان به مسیرهای مشاوره و جهتیابی، یک بخش مشاوره و گفتوگو و فعالیتهای کارگاهی اشاره کرد که هم بر آموزش رسانهای و هم بر تقویت جنبههای اجتماعی، از طریق بازیهای رومیزی، فعالیتهای دستی و گروهی، تمرکز دارد.
🆔@ScientificDialectics
Città di Firenze
Nasce Discover, primo Centro a Firenze e in Italia specializzato nella disconnessione guidata e nel contrasto all’uso improprio…
❤2
💢مصرف زیاد جایگزینهای مصنوعی شکر با پیری سریعتر مغز ارتباط دارد
پژوهشی روی نزدیک به ۱۳ هزار بزرگسال نشان داد سرعت افت حافظه و تواناییهای شناختی در افرادی که بیشترین میزان شیرینکنندههای مصنوعی را مصرف میکردند، ۶۲ درصد بیشتر از افراد دارای کمترین میزان مصرف بود؛ تفاوتی که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱.۶ سال پیری بیشتر دانستند.
نتایج این مطالعه که در «نورولوژی»، نشریه پزشکی آکادمی عصبشناسی آمریکا، منتشر شد، نشان میدهد مصرف شماری از جایگزینهای کمکالری یا بدون کالری شکر ممکن است با افت سریعتر عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردند این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند شیرینکنندههای مصنوعی عامل افت تواناییهای شناختیاند.
بهگفته آنها، ممکن است عوامل دیگری نیز در شکلگیری این ارتباط نقش داشته باشند.
در این پژوهش که با مشارکت سه دانشگاه برزیلی انجام شد، وضعیت ۱۲ هزار و ۷۷۲ بزرگسال ساکن مناطق مختلف برزیل بهمدت حدود هشت سال پیگیری شد. میانگین سنی شرکتکنندگان در آغاز مطالعه ۵۲ سال بود.
پژوهشگران مصرف هفت شیرینکننده رایج شامل آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم (شیرینکنندههای مصنوعی)، اریتریتول، زایلیتول، سوربیتول (الکلهای قندی) و تاگاتوز (نوعی قند کم کالری) را بررسی کردند.
این مواد در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، از جمله نوشابههای رژیمی، آبهای طعمدار، نوشیدنیهای انرژیزا، ماستها و دسرهای کمکالری وجود دارند. برخی از آنها نیز جداگانه برای افزودن به قهوه و چای یا استفاده در آشپزی و شیرینیپزی فروخته میشوند.
شرکتکنندگان بر اساس میزان مصرف روزانه شیرینکنندهها در سه گروه قرار گرفتند. میانگین مصرف در گروه دارای کمترین میزان مصرف، روزانه ۲۰ میلیگرم و در گروه دارای بیشترین مصرف، روزانه ۱۹۱ میلیگرم بود.
میزان آسپارتام مصرفشده در گروه دارای بالاترین مصرف (۱۹۱ میلیگرم در روز)، تقریبا با آسپارتام موجود در یک قوطی نوشابه رژیمی برابری میکرد.
شرکتکنندگان در آغاز، میانه و پایان مطالعه در آزمونهایی برای سنجش حافظه فعال، یادآوری واژهها، روانی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات شرکت کردند.
پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی دریافتند سرعت افت کلی حافظه و تواناییهای شناختی در گروه دارای بیشترین مصرف، ۶۲ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین مصرف بود.
سرعت افت در گروه دارای مصرف متوسط نیز ۳۵ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین میزان مصرف بود. پژوهشگران این تفاوت را معادل حدود ۱.۳ سال پیری بیشتر دانستند.
این ارتباط در افراد زیر ۶۰ سال مشاهده شد، اما پژوهشگران در میان شرکتکنندگان بالای ۶۰ سال ارتباط مشابهی نیافتند. ارتباط میان مصرف شیرینکنندهها و افت سریعتر تواناییهای شناختی در مبتلایان به دیابت نیز قویتر بود.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر از جایگزینهای شکر استفاده کنند، زیرا معمولا به آنها توصیه میشود مصرف محصولاتی را که قند خون را بهسرعت افزایش میدهند، محدود کنند.
بررسی جداگانه شیرینکنندهها نشان داد مصرف آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم، اریتریتول، سوربیتول و زایلیتول با افت سریعتر عملکرد شناختی، بهویژه حافظه، ارتباط داشت.
تاگاتوز تنها شیرینکننده بررسیشده در این مطالعه بود که پژوهشگران میان مصرف آن و افت تواناییهای شناختی ارتباطی نیافتند.
کلودیا کیمیه سوئموتو، پژوهشگر دانشگاه سائوپائولو و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «شیرینکنندههای کمکالری و بدون کالری اغلب جایگزینی سالم برای شکر تلقی میشوند، اما یافتههای ما نشان میدهد برخی شیرینکنندهها ممکن است در درازمدت بر سلامت مغز اثر منفی بگذارند.»
او خواستار انجام پژوهشهای بیشتر برای تایید نتایج و بررسی جایگزینهایی مانند پوره سیب، عسل، شربت افرا و شکر نارگیل شد.
اطلاعات غذایی این مطالعه بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال فراموشی مواد غذایی یا برآورد نادرست میزان مصرف وجود داشت. این پژوهش همه شیرینکنندههای موجود در مواد غذایی و نوشیدنیها را نیز بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه جایگزینهای شکر تعمیم داد.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260717033213.htm
🆔@ScientificDialectics
پژوهشی روی نزدیک به ۱۳ هزار بزرگسال نشان داد سرعت افت حافظه و تواناییهای شناختی در افرادی که بیشترین میزان شیرینکنندههای مصنوعی را مصرف میکردند، ۶۲ درصد بیشتر از افراد دارای کمترین میزان مصرف بود؛ تفاوتی که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱.۶ سال پیری بیشتر دانستند.
نتایج این مطالعه که در «نورولوژی»، نشریه پزشکی آکادمی عصبشناسی آمریکا، منتشر شد، نشان میدهد مصرف شماری از جایگزینهای کمکالری یا بدون کالری شکر ممکن است با افت سریعتر عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردند این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند شیرینکنندههای مصنوعی عامل افت تواناییهای شناختیاند.
بهگفته آنها، ممکن است عوامل دیگری نیز در شکلگیری این ارتباط نقش داشته باشند.
در این پژوهش که با مشارکت سه دانشگاه برزیلی انجام شد، وضعیت ۱۲ هزار و ۷۷۲ بزرگسال ساکن مناطق مختلف برزیل بهمدت حدود هشت سال پیگیری شد. میانگین سنی شرکتکنندگان در آغاز مطالعه ۵۲ سال بود.
پژوهشگران مصرف هفت شیرینکننده رایج شامل آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم (شیرینکنندههای مصنوعی)، اریتریتول، زایلیتول، سوربیتول (الکلهای قندی) و تاگاتوز (نوعی قند کم کالری) را بررسی کردند.
این مواد در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، از جمله نوشابههای رژیمی، آبهای طعمدار، نوشیدنیهای انرژیزا، ماستها و دسرهای کمکالری وجود دارند. برخی از آنها نیز جداگانه برای افزودن به قهوه و چای یا استفاده در آشپزی و شیرینیپزی فروخته میشوند.
شرکتکنندگان بر اساس میزان مصرف روزانه شیرینکنندهها در سه گروه قرار گرفتند. میانگین مصرف در گروه دارای کمترین میزان مصرف، روزانه ۲۰ میلیگرم و در گروه دارای بیشترین مصرف، روزانه ۱۹۱ میلیگرم بود.
میزان آسپارتام مصرفشده در گروه دارای بالاترین مصرف (۱۹۱ میلیگرم در روز)، تقریبا با آسپارتام موجود در یک قوطی نوشابه رژیمی برابری میکرد.
شرکتکنندگان در آغاز، میانه و پایان مطالعه در آزمونهایی برای سنجش حافظه فعال، یادآوری واژهها، روانی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات شرکت کردند.
پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی دریافتند سرعت افت کلی حافظه و تواناییهای شناختی در گروه دارای بیشترین مصرف، ۶۲ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین مصرف بود.
سرعت افت در گروه دارای مصرف متوسط نیز ۳۵ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین میزان مصرف بود. پژوهشگران این تفاوت را معادل حدود ۱.۳ سال پیری بیشتر دانستند.
این ارتباط در افراد زیر ۶۰ سال مشاهده شد، اما پژوهشگران در میان شرکتکنندگان بالای ۶۰ سال ارتباط مشابهی نیافتند. ارتباط میان مصرف شیرینکنندهها و افت سریعتر تواناییهای شناختی در مبتلایان به دیابت نیز قویتر بود.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر از جایگزینهای شکر استفاده کنند، زیرا معمولا به آنها توصیه میشود مصرف محصولاتی را که قند خون را بهسرعت افزایش میدهند، محدود کنند.
بررسی جداگانه شیرینکنندهها نشان داد مصرف آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم، اریتریتول، سوربیتول و زایلیتول با افت سریعتر عملکرد شناختی، بهویژه حافظه، ارتباط داشت.
تاگاتوز تنها شیرینکننده بررسیشده در این مطالعه بود که پژوهشگران میان مصرف آن و افت تواناییهای شناختی ارتباطی نیافتند.
کلودیا کیمیه سوئموتو، پژوهشگر دانشگاه سائوپائولو و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «شیرینکنندههای کمکالری و بدون کالری اغلب جایگزینی سالم برای شکر تلقی میشوند، اما یافتههای ما نشان میدهد برخی شیرینکنندهها ممکن است در درازمدت بر سلامت مغز اثر منفی بگذارند.»
او خواستار انجام پژوهشهای بیشتر برای تایید نتایج و بررسی جایگزینهایی مانند پوره سیب، عسل، شربت افرا و شکر نارگیل شد.
اطلاعات غذایی این مطالعه بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال فراموشی مواد غذایی یا برآورد نادرست میزان مصرف وجود داشت. این پژوهش همه شیرینکنندههای موجود در مواد غذایی و نوشیدنیها را نیز بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه جایگزینهای شکر تعمیم داد.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260717033213.htm
🆔@ScientificDialectics
ScienceDaily
Popular sugar substitutes linked to faster brain aging
Several popular sugar substitutes may not be as harmless as they seem. Adults who consumed the most artificial sweeteners showed substantially faster declines in memory and thinking, especially if they were under 60 or had diabetes. The highest intake was…
❤4
💢رباتی که از افسانههای باستانی بیرون آمده است/ نخستین ربات «سانتور» جهان در چین رونمایی شد
یک شرکت رباتیک در شانگهای از نخستین ربات شبهانسان و چرخدار جهان موسوم به «سانتور» رونمایی کرده است که با ترکیب سرعت و قابلیت عبور از موانع، تحولی بزرگ در عملیاتهای امدادی و صنعتی ایجاد میکند. این ماشین هوشمند که بیش از ۹۵ درصد قطعات آن کاملاً بومی است، با ساختار منحصربهفرد خود توانایی انجام پیچیدهترین مأموریتها را در محیطهای خطرناک دارد.
شرکت رباتیک «ران رباتیکس» (Run Robotics) در جریان کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ (WAIC ۲۰۲۶) در شانگهای، از جدیدترین دستاورد خود یعنی نخستین ربات هیبریدی چرخدار-پادار جهان تحت عنوان «سانتور» رونمایی کرد.
نام و طراحی این ربات با الهام از موجود اساطیری سانتور (موجودی با بالاتنه انسان و پایینتنه اسب) شکل گرفته است. برخلاف رباتهای انساننمای سنتی که متکی بر حرکت دوپا هستند، این ربات از یک طراحی دو بخشی بهره میبرد؛ شاسی چهارچرخ و همهفنحریف در بخش پایینی برای حرکت سریع، و بالاتنهای کاملاً مشابه انسان مجهز به بازوهای مکانیکی برای انجام عملیاتهای پیچیده فیزیکی.
این ربات به طور ویژه برای به کارگیری در شرایط سخت و محیطهای پرخطر مانند کارخانههای فولاد، پالایشگاههای نفت، تأسیسات هستهای و معدنکاری طراحی شده است. ترکیب ساختاری آن به گونهای است که بخش چرخدار پایینی امکان پیمایش سریع در سطوح ناهموار و خطرناک را فراهم میسازد، در حالی که بازوهای مکانیکی و بالاتنه هوشمند آن میتوانند اقداماتی نظیر پاکسازی موانع، کار با تجهیزات صنعتی و کمک به تیمهای امداد و نجات را در شرایط بحرانی انجام دهند.
علاوه بر این، ربات سانتور با رعایت استانداردهای ضد انفجار، ترکیبی از وزن سبک و قابلیت اطمینان بالا را ارائه میدهد. این پلتفرم ماژولار توانایی حمل بارهای تجاری بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم را داشته و حتی میتواند بار استاتیک تا حداکثر ۲۱۰ کیلوگرم را تحمل کند. همچنین بسته به نوع مأموریت، امکان نصب انواع بازوهای دوگانه، دستهای پرتوان و سنسورهای چندبعدی نیرو روی آن وجود دارد.
مغز متفکر این ربات به یک سیستم درک محیطی بومی مجهز است که از تلفیق لایدار (Lidar)، بینایی دوچشمی و دوربینهای عمقسنج بهره میبرد. این سیستم هوشمند ربات را قادر میسازد تا لولهها، شیرآلات، گیجها، موانع و افراد را به دقت شناسایی کرده، موقعیت آنها را ارزیابی کند و با مسیریابی خودکار و خودفرمان، چرخه کاملی از درک محیطی تا تصمیمگیری و اجرا را به نمایش بگذارد.
ساخت این محصول حاصل تلاش برای برطرف کردن چالشهای قدیمی رباتها، مانند محدودیت توان حرکتی و عدم تطبیقپذیری با محیطهای گوناگون بوده است. سازندگان آن اعلام کردهاند که خط تولید انبوه و اتوماتیک این محصول در سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ تکمیل میشود و از هماکنون سفارشهای تجاری متعددی برای دریافت آن ثبت شده است.
رویداد رونمایی از این ربات، که در میان ۱۰ رویداد برتر شبکه تلویزیونی دولتی چین (CCTV) قرار گرفت، نشاندهنده رشد شتابان چین در حوزه رباتیک هوشمند است. طبق آمار وزارت صنعت و فناوری اطلاعات چین، شرکتهای چینی تاکنون بیش از ۴۰۰ مدل ربات انساننما توسعه دادهاند که بیش از نصف کل آمار جهانی را شامل میشود.
همچنین نزدیک به ۷۰ درصد از فروش جهانی رباتهای چهارپا نیز در اختیار سازندگان چینی قرار دارد. این ربات جدید نیز که تمام مراحل تحقیق و توسعه آن در شهر علمی ژانگجیانگ شانگهای انجام شده، گواه دیگری بر تکمیل زنجیره تأمین داخلی و جهش فناوری در این کشور است.
https://interestingengineering.com/ai-robotics/worlds-first-centaur-robot
🆔@ScientificDialectics
یک شرکت رباتیک در شانگهای از نخستین ربات شبهانسان و چرخدار جهان موسوم به «سانتور» رونمایی کرده است که با ترکیب سرعت و قابلیت عبور از موانع، تحولی بزرگ در عملیاتهای امدادی و صنعتی ایجاد میکند. این ماشین هوشمند که بیش از ۹۵ درصد قطعات آن کاملاً بومی است، با ساختار منحصربهفرد خود توانایی انجام پیچیدهترین مأموریتها را در محیطهای خطرناک دارد.
شرکت رباتیک «ران رباتیکس» (Run Robotics) در جریان کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ (WAIC ۲۰۲۶) در شانگهای، از جدیدترین دستاورد خود یعنی نخستین ربات هیبریدی چرخدار-پادار جهان تحت عنوان «سانتور» رونمایی کرد.
نام و طراحی این ربات با الهام از موجود اساطیری سانتور (موجودی با بالاتنه انسان و پایینتنه اسب) شکل گرفته است. برخلاف رباتهای انساننمای سنتی که متکی بر حرکت دوپا هستند، این ربات از یک طراحی دو بخشی بهره میبرد؛ شاسی چهارچرخ و همهفنحریف در بخش پایینی برای حرکت سریع، و بالاتنهای کاملاً مشابه انسان مجهز به بازوهای مکانیکی برای انجام عملیاتهای پیچیده فیزیکی.
این ربات به طور ویژه برای به کارگیری در شرایط سخت و محیطهای پرخطر مانند کارخانههای فولاد، پالایشگاههای نفت، تأسیسات هستهای و معدنکاری طراحی شده است. ترکیب ساختاری آن به گونهای است که بخش چرخدار پایینی امکان پیمایش سریع در سطوح ناهموار و خطرناک را فراهم میسازد، در حالی که بازوهای مکانیکی و بالاتنه هوشمند آن میتوانند اقداماتی نظیر پاکسازی موانع، کار با تجهیزات صنعتی و کمک به تیمهای امداد و نجات را در شرایط بحرانی انجام دهند.
علاوه بر این، ربات سانتور با رعایت استانداردهای ضد انفجار، ترکیبی از وزن سبک و قابلیت اطمینان بالا را ارائه میدهد. این پلتفرم ماژولار توانایی حمل بارهای تجاری بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم را داشته و حتی میتواند بار استاتیک تا حداکثر ۲۱۰ کیلوگرم را تحمل کند. همچنین بسته به نوع مأموریت، امکان نصب انواع بازوهای دوگانه، دستهای پرتوان و سنسورهای چندبعدی نیرو روی آن وجود دارد.
مغز متفکر این ربات به یک سیستم درک محیطی بومی مجهز است که از تلفیق لایدار (Lidar)، بینایی دوچشمی و دوربینهای عمقسنج بهره میبرد. این سیستم هوشمند ربات را قادر میسازد تا لولهها، شیرآلات، گیجها، موانع و افراد را به دقت شناسایی کرده، موقعیت آنها را ارزیابی کند و با مسیریابی خودکار و خودفرمان، چرخه کاملی از درک محیطی تا تصمیمگیری و اجرا را به نمایش بگذارد.
ساخت این محصول حاصل تلاش برای برطرف کردن چالشهای قدیمی رباتها، مانند محدودیت توان حرکتی و عدم تطبیقپذیری با محیطهای گوناگون بوده است. سازندگان آن اعلام کردهاند که خط تولید انبوه و اتوماتیک این محصول در سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ تکمیل میشود و از هماکنون سفارشهای تجاری متعددی برای دریافت آن ثبت شده است.
رویداد رونمایی از این ربات، که در میان ۱۰ رویداد برتر شبکه تلویزیونی دولتی چین (CCTV) قرار گرفت، نشاندهنده رشد شتابان چین در حوزه رباتیک هوشمند است. طبق آمار وزارت صنعت و فناوری اطلاعات چین، شرکتهای چینی تاکنون بیش از ۴۰۰ مدل ربات انساننما توسعه دادهاند که بیش از نصف کل آمار جهانی را شامل میشود.
همچنین نزدیک به ۷۰ درصد از فروش جهانی رباتهای چهارپا نیز در اختیار سازندگان چینی قرار دارد. این ربات جدید نیز که تمام مراحل تحقیق و توسعه آن در شهر علمی ژانگجیانگ شانگهای انجام شده، گواه دیگری بر تکمیل زنجیره تأمین داخلی و جهش فناوری در این کشور است.
https://interestingengineering.com/ai-robotics/worlds-first-centaur-robot
🆔@ScientificDialectics
Interesting Engineering
China unveils world's first centaur robot that tackles rough terrain
China unveils the world's first centaur wheel-leg robot, combining speed, agility and AI for industrial and rescue missions.
❤2🔥1
💢قدرت شفابخش صدا و موسیقی
ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
خیلیها با این تجربه آشنایی دارند: ترانهای که در مسیر خانه در ماشین گوش میکنند و حس خوبی از آن میگیرند، یا صدای باران که کمک میکند به خواب عمیق بروند. صدا فقط حالوهوای ما را تغییر نمیدهد، بلکه وضعیت جسمانی ما را هم دگرگون میکند. ضربان قلب کاهش پیدا میکند، سطح هورمونهای استرس به حداقل میرسد و احساس درد و ناراحتی دستخوش تغییر میشود.
به این ترتیب، ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
تأثیری که صدا روی بدن میگذارد
همهچیز به عملکرد دستگاه عصبی بازمیگردد. صوتدرمانی روی امواج مغزی اثر میگذارد. از آنجا که امواج مغزی مختلف با سطوح متفاوتی از آرامش ارتباط دارند، صدا یا موسیقی میتواند به آرامش مغز کمک کند.
مطالعات مبتنی بر اسکن مغزی نشان دادهاند که صدای کاسه تبتی باعث افزایش فعالیت امواج دلتا و تتا در مغز میشود. امواج تتا، با فرکانس ۴ تا ۸ هرتز، با مراقبه و خواب سبک ارتباط دارند. این درحالی است که امواج دلتا، با فرکانس کمتر از ۴ هرتز، به خواب عمیق و آرام گره خوردهاند.
صدا و ارتعاش عصب واگ را تحریک میکنند؛ عصبی که نقش مهمی در خروج بدن از حالت ستیز یا گریز دارد و بدن را وارد فاز آرامش میکند.
باید بین دو مقولهای که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، تمایز قائل شویم: موسیقیدرمانی و صوتدرمانی. صوتدرمانی با استفاده از کاسه تبتی یا تکنیک غوطهورشدن در صدا یک رویکرد شخصی و بدون نیاز به تشخیص پزشکی یا هدف درمانی مشخص است. با اینحال، موسیقیدرمانی در گوش دادن به موسیقی خلاصه نمیشود و یک مداخله هدفمند و منسجم است که در حضور موسیقیدرمانگر انجام میگیرد و با توجه به نیازهای بیمار پیش میرود.
موسیقیدرمانی: رسیدگی به نیازهای خاص
موسیقیدرمانی با کاهش استرس، اضطراب و افسردگی ارتباط دارد و در زمینه کاهش درد و ناراحتی نتایج امیدوارکنندهای را رقم زده است.
موسیقیدرمانی نقاط مغزی مرتبط با تنظیم خلقوخو را فعال میکند و باعث ترشح دوپامین، اندورفین و اکسیتوسین میشود. موسیقی همچنین ذهن ما را مشغول موضوعات متفرقه میکند و جلوی افکار اضطرابی را میگیرد.
یک مطالعه مروری با بررسی ۹ مطالعه باکیفیت نشان داد که موسیقیدرمانی شدت درد را کاهش میدهد و باعث بهبود افسردگی میشود. پژوهشگران دریافتند که مدتزمان مناسب برای موسیقیدرمانی ۲۰ دقیقه است و زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بیمار به موسیقی مورد علاقه خود گوش کند، ساز بزند یا از هدفون استفاده کند.
تجربه موسیقیدرمانی برای هرکسی متفاوت است. کارا گلدربلوم، موسیقیدرمانگر باتجربه می گوید: «من از ساز برای تحریک ذهن و دستگاه عصبی و واکاوی آنها استفاده میکنم.» او گاهی از گیتار، آهنگ پاپ مورد علاقه بیمار یا قطعهای استفاده میکند که همان لحظه و براساس نیاز فرد ساخته میشود.
گلدربلوم به افرادی که مشکلات روانشناختی دارند، پیشنهاد میکند از یک موسیقیدرمانگر حرفهای کمک بگیرند: «اگر بیمار از طریق خواندن یا نواختن با موسیقی آشنایی داشته باشد، موسیقیدرمانی برای او گزینه مناسبی خواهد بود.»
🆔@ScientificDialectics
ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
خیلیها با این تجربه آشنایی دارند: ترانهای که در مسیر خانه در ماشین گوش میکنند و حس خوبی از آن میگیرند، یا صدای باران که کمک میکند به خواب عمیق بروند. صدا فقط حالوهوای ما را تغییر نمیدهد، بلکه وضعیت جسمانی ما را هم دگرگون میکند. ضربان قلب کاهش پیدا میکند، سطح هورمونهای استرس به حداقل میرسد و احساس درد و ناراحتی دستخوش تغییر میشود.
به این ترتیب، ایدهای که پیشتر بهعنوان یک روش تسکیندهنده غیرعلمی در روزگار مدرن تلقی میشد، اینروزها برای درمان مشکلات مختلف از جمله اضطراب و دردهای مزمن به کار گرفته میشود.
تأثیری که صدا روی بدن میگذارد
همهچیز به عملکرد دستگاه عصبی بازمیگردد. صوتدرمانی روی امواج مغزی اثر میگذارد. از آنجا که امواج مغزی مختلف با سطوح متفاوتی از آرامش ارتباط دارند، صدا یا موسیقی میتواند به آرامش مغز کمک کند.
مطالعات مبتنی بر اسکن مغزی نشان دادهاند که صدای کاسه تبتی باعث افزایش فعالیت امواج دلتا و تتا در مغز میشود. امواج تتا، با فرکانس ۴ تا ۸ هرتز، با مراقبه و خواب سبک ارتباط دارند. این درحالی است که امواج دلتا، با فرکانس کمتر از ۴ هرتز، به خواب عمیق و آرام گره خوردهاند.
صدا و ارتعاش عصب واگ را تحریک میکنند؛ عصبی که نقش مهمی در خروج بدن از حالت ستیز یا گریز دارد و بدن را وارد فاز آرامش میکند.
باید بین دو مقولهای که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، تمایز قائل شویم: موسیقیدرمانی و صوتدرمانی. صوتدرمانی با استفاده از کاسه تبتی یا تکنیک غوطهورشدن در صدا یک رویکرد شخصی و بدون نیاز به تشخیص پزشکی یا هدف درمانی مشخص است. با اینحال، موسیقیدرمانی در گوش دادن به موسیقی خلاصه نمیشود و یک مداخله هدفمند و منسجم است که در حضور موسیقیدرمانگر انجام میگیرد و با توجه به نیازهای بیمار پیش میرود.
موسیقیدرمانی: رسیدگی به نیازهای خاص
موسیقیدرمانی با کاهش استرس، اضطراب و افسردگی ارتباط دارد و در زمینه کاهش درد و ناراحتی نتایج امیدوارکنندهای را رقم زده است.
موسیقیدرمانی نقاط مغزی مرتبط با تنظیم خلقوخو را فعال میکند و باعث ترشح دوپامین، اندورفین و اکسیتوسین میشود. موسیقی همچنین ذهن ما را مشغول موضوعات متفرقه میکند و جلوی افکار اضطرابی را میگیرد.
یک مطالعه مروری با بررسی ۹ مطالعه باکیفیت نشان داد که موسیقیدرمانی شدت درد را کاهش میدهد و باعث بهبود افسردگی میشود. پژوهشگران دریافتند که مدتزمان مناسب برای موسیقیدرمانی ۲۰ دقیقه است و زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بیمار به موسیقی مورد علاقه خود گوش کند، ساز بزند یا از هدفون استفاده کند.
تجربه موسیقیدرمانی برای هرکسی متفاوت است. کارا گلدربلوم، موسیقیدرمانگر باتجربه می گوید: «من از ساز برای تحریک ذهن و دستگاه عصبی و واکاوی آنها استفاده میکنم.» او گاهی از گیتار، آهنگ پاپ مورد علاقه بیمار یا قطعهای استفاده میکند که همان لحظه و براساس نیاز فرد ساخته میشود.
گلدربلوم به افرادی که مشکلات روانشناختی دارند، پیشنهاد میکند از یک موسیقیدرمانگر حرفهای کمک بگیرند: «اگر بیمار از طریق خواندن یا نواختن با موسیقی آشنایی داشته باشد، موسیقیدرمانی برای او گزینه مناسبی خواهد بود.»
🆔@ScientificDialectics
PubMed Central (PMC)
Eastern Integrative Medicine and Ancient Sound Healing Treatments for Stress: Recent Research Advances
Eastern integrative medicine includes centuries-old practices and treatments which have quite recently garnered significant attention in Western society. Numerous traditional medicine techniques such as yoga, sound healing, Qigong, Tai Chi Chuan, ...
❤8
💢نوشیدن ۵ فنجان قهوه، دوست یا دشمن قلب؟ پاسخ تازه انجمن قلب آمریکا به یک بحث قدیمی
یک بررسی جامع جدید اعلام میکند مصرف روزانه تا پنج فنجان قهوه برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و حتی ممکن است فوایدی هم داشته باشد.
انجمن قلب آمریکا (AHA)با صدور یک بیانیه علمی تازه اعلام کرد که نوشیدن حداکثر پنج فنجان قهوه در روز برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و مصرف منظم آن ممکن است خطر سکته مغزی، دیابت و نارسایی قلبی را کاهش دهد.
این گزارش رسمی که روز دوشنبه در نشریه علمی Circulation منتشر شد، به سالها توصیههای متناقض درباره تاثیر کافئین بر سلامت قلب میپردازد.
با این حال، این نتایج تنها درباره قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند و شامل انواع دیگر قهوه نمیشود.
پزشکان در چند ده سال اخیر اغلب به افراد مبتلا به بیماریهای قلبی توصیه میکردند از مصرف مواد محرک خودداری کنند. اما این مرور جامع، با تفکیک قائل شدن میان قهوه طبیعی و کافئین مصنوعی، تغییر مهمی در این رویکرد ایجاد کرده است.
در گذشته، توصیههای پزشکی بیشتر بر اساس مطالعاتی با شواهد ضعیفتر بود، اما کارشناسان انجمن قلب آمریکا در بررسی جدید خود نتایج تحقیقات بالینی تازه را هم بررسی کردند.
این تحقیقات نشان میدهد حتی بیمارانی که برای درمان نامنظمی ضربان قلب تحت عمل قرار گرفتهاند، با نوشیدن روزانه قهوه ممکن است ۳۹ درصد کمتر در معرض بازگشت این مشکل قرار بگیرند.
مصرف منظم قهوه همچنین با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز مرتبط دانسته شده است.
با این حال، انجمن قلب آمریکا هشدار میدهد که روش تهیه روزانه قهوه میتواند بهطور چشمگیری بر این فواید احتمالی سلامت تأثیر بگذارد. این ارتباطهای مفید برای سلامت قلب، تنها در مورد قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند.
قهوههای بدون فیلتر، از جمله قهوه تهیهشده با فرنچپرس، اسپرسو یا قهوه ترک، ترکیب طبیعیای به نام کافستول را در خود حفظ میکنند. این ماده سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) یا همان «کلسترول بد» را افزایش میدهد. کلسترول بد با گذشت زمان میتواند باعث گرفتگی رگها شود.
نکته مهم این است که این ارتباطهای مثبت با سلامت قلب، شامل محصولات حاوی کافئین مصنوعی با غلظت بالا مانند نوشیدنیهای انرژیزا، شاتهای کافئین و قرصهای کافئین نمیشود. انجمن قلب آمریکا تأکید میکند که نوشیدنیهای انرژیزای پرکافئین بهطور مداوم با آسیبهای قلبیعروقی مرتبط بودهاند. این محصولات با افزایش ناگهانی فشار خون و بروز حملات حاد بینظمی ریتم قلب، حتی در افراد سالم، ارتباط دارند.
نوشیدنیهای انرژیزا میتوانند آسیبهای قابلتوجهی به سلامت قلب و عروق وارد کنند. مصرف زیاد این نوشیدنیها میتواند باعث بروز اختلالات خطرناک ریتم قلب و حتی ایست قلبی شود.
مانند بسیاری از خوراکیها، اعتدال اصل اساسی است و اگر به قهوه خامه، شکر، شیرینکنندهها، شربتهای طعمدهنده یا افزودنیهای پرکالری اضافه کنید، بسیاری از فواید احتمالی آن از بین میرود.
در نهایت باید گفت که میزان ایدهآل مصرف کافئین برای هر فرد تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی او قرار دارد. تفاوتهای ارثی در ژن یک آنزیم کبدی به نام CYP1A2 تعیین میکند که بدن با چه سرعتی مواد محرک را متابولیزه میکند. در حالی که برخی افراد بهراحتی میتوانند ۴۰۰ میلیگرم کافئین، یعنی حدود سه تا پنج فنجان قهوه، را دفع کنند، برخی دیگر ممکن است با مقدار بسیار کمتری کافئین نیز دچار اختلال خواب و افزایش ناگهانی فشار خون شوند.
پزشکان همچنان هشدار میدهند افرادی که به بیماری قلبی زمینهای مبتلا هستند یا خطر ابتلا به بیماری قلبی یا سکته مغزی در آنها وجود دارد، باید درباره میزان ایمن مصرف قهوه یا کافئین با پزشک خود مشورت کنند.
https://www.sciencealert.com/new-review-from-american-heart-association-reveals-the-optimal-daily-cups-of-coffee-for-your-health
🆔@ScientificDialectics
یک بررسی جامع جدید اعلام میکند مصرف روزانه تا پنج فنجان قهوه برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و حتی ممکن است فوایدی هم داشته باشد.
انجمن قلب آمریکا (AHA)با صدور یک بیانیه علمی تازه اعلام کرد که نوشیدن حداکثر پنج فنجان قهوه در روز برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و مصرف منظم آن ممکن است خطر سکته مغزی، دیابت و نارسایی قلبی را کاهش دهد.
این گزارش رسمی که روز دوشنبه در نشریه علمی Circulation منتشر شد، به سالها توصیههای متناقض درباره تاثیر کافئین بر سلامت قلب میپردازد.
با این حال، این نتایج تنها درباره قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند و شامل انواع دیگر قهوه نمیشود.
پزشکان در چند ده سال اخیر اغلب به افراد مبتلا به بیماریهای قلبی توصیه میکردند از مصرف مواد محرک خودداری کنند. اما این مرور جامع، با تفکیک قائل شدن میان قهوه طبیعی و کافئین مصنوعی، تغییر مهمی در این رویکرد ایجاد کرده است.
در گذشته، توصیههای پزشکی بیشتر بر اساس مطالعاتی با شواهد ضعیفتر بود، اما کارشناسان انجمن قلب آمریکا در بررسی جدید خود نتایج تحقیقات بالینی تازه را هم بررسی کردند.
این تحقیقات نشان میدهد حتی بیمارانی که برای درمان نامنظمی ضربان قلب تحت عمل قرار گرفتهاند، با نوشیدن روزانه قهوه ممکن است ۳۹ درصد کمتر در معرض بازگشت این مشکل قرار بگیرند.
مصرف منظم قهوه همچنین با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز مرتبط دانسته شده است.
با این حال، انجمن قلب آمریکا هشدار میدهد که روش تهیه روزانه قهوه میتواند بهطور چشمگیری بر این فواید احتمالی سلامت تأثیر بگذارد. این ارتباطهای مفید برای سلامت قلب، تنها در مورد قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند.
قهوههای بدون فیلتر، از جمله قهوه تهیهشده با فرنچپرس، اسپرسو یا قهوه ترک، ترکیب طبیعیای به نام کافستول را در خود حفظ میکنند. این ماده سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) یا همان «کلسترول بد» را افزایش میدهد. کلسترول بد با گذشت زمان میتواند باعث گرفتگی رگها شود.
نکته مهم این است که این ارتباطهای مثبت با سلامت قلب، شامل محصولات حاوی کافئین مصنوعی با غلظت بالا مانند نوشیدنیهای انرژیزا، شاتهای کافئین و قرصهای کافئین نمیشود. انجمن قلب آمریکا تأکید میکند که نوشیدنیهای انرژیزای پرکافئین بهطور مداوم با آسیبهای قلبیعروقی مرتبط بودهاند. این محصولات با افزایش ناگهانی فشار خون و بروز حملات حاد بینظمی ریتم قلب، حتی در افراد سالم، ارتباط دارند.
نوشیدنیهای انرژیزا میتوانند آسیبهای قابلتوجهی به سلامت قلب و عروق وارد کنند. مصرف زیاد این نوشیدنیها میتواند باعث بروز اختلالات خطرناک ریتم قلب و حتی ایست قلبی شود.
مانند بسیاری از خوراکیها، اعتدال اصل اساسی است و اگر به قهوه خامه، شکر، شیرینکنندهها، شربتهای طعمدهنده یا افزودنیهای پرکالری اضافه کنید، بسیاری از فواید احتمالی آن از بین میرود.
در نهایت باید گفت که میزان ایدهآل مصرف کافئین برای هر فرد تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی او قرار دارد. تفاوتهای ارثی در ژن یک آنزیم کبدی به نام CYP1A2 تعیین میکند که بدن با چه سرعتی مواد محرک را متابولیزه میکند. در حالی که برخی افراد بهراحتی میتوانند ۴۰۰ میلیگرم کافئین، یعنی حدود سه تا پنج فنجان قهوه، را دفع کنند، برخی دیگر ممکن است با مقدار بسیار کمتری کافئین نیز دچار اختلال خواب و افزایش ناگهانی فشار خون شوند.
پزشکان همچنان هشدار میدهند افرادی که به بیماری قلبی زمینهای مبتلا هستند یا خطر ابتلا به بیماری قلبی یا سکته مغزی در آنها وجود دارد، باید درباره میزان ایمن مصرف قهوه یا کافئین با پزشک خود مشورت کنند.
https://www.sciencealert.com/new-review-from-american-heart-association-reveals-the-optimal-daily-cups-of-coffee-for-your-health
🆔@ScientificDialectics
ScienceAlert
American Heart Association Reveals The Optimal Daily Cups of Coffee For Your Health
Put the kettle on.
❤4
💢فراموش کنید اسلک و تیمز: چت کاری بعدی شما با همکاران هوش مصنوعی است
شرکت بلاک یک رقیب متنباز برای اسلک و گیتهاب راهاندازی کرده که به عاملهای هوش مصنوعی هویت و مجوز مستقل میدهد و آنها را همکار نه ابزار میبیند.
شرکت فینتک «بلاک» متعلق به جک دورسی، همبنیانگذار توییتر، پلتفرمی جدید به نام Buzz معرفی کرده است؛ پلتفرم متنباز همکاری در محیط کار که عاملهای هوش مصنوعی را نه مانند زبانهای در مرورگر که بیسر و صدا میبندید، بلکه به عنوان اعضای کامل تیم در نظر میگیرد.
این پلتفرم روز سهشنبه راهاندازی شد و اکنون در نشانی buzz.xyz در دسترس است. Buzz کانالها، رشتهها، پیامهای مستقیم، صدا، اشتراکگذاری محتوای چندرسانهای، مخزنهای کد و گردشکارهای خودکار را در یک جا ترکیب میکند و به همین دلیل ساختاری مشابه اسلک دارد.
تفاوت اصلی در نحوه برخورد این پلتفرم با هوش مصنوعی است.
در Buzz هر عامل هوش مصنوعی هویت و سطح دسترسی رمزنگاریشده خود را دریافت میکند و میتواند در کنار همکاران انسانی پست منتشر کند، کد را بررسی کند، فرایندهای خودکار را اجرا کند و در گفتگوها مشارکت داشته باشد.
برادلی اکسن، رئیس بخش توانمندیهای هوش مصنوعی در بلاک، گفت: «هر شرکت به فضایی نیاز خواهد داشت که در آن انسانها و عاملها در کنار هم کار کنند.»
او افزود: «سوال این است که آیا این فضا باید مالکیتی باشد یا باز. ما Buzz را ساختیم چون معتقدیم این فضا باید باز باشد.»
پلتفرم Buzz بر پایه پروتکل غیرمتمرکز Nostr کار میکند؛ پروتکلی که برای هر مشارکتکننده، چه انسان و چه عامل هوش مصنوعی، یک جفت کلید رمزنگاری ایجاد میکند که متعلق به خود اوست نه به پلتفرم.
بلاک میگوید این موضوع باعث میشود هویت و سابقه یک عامل قابلانتقال باشد و بتواند در دیگر سامانههای سازگار با Nostr جابهجا شود، بدون آنکه به سامانه حسابهای یک عرضهکننده واحد گره بخورد.
این پلتفرم نسبت به مدلهای هوش مصنوعی بیطرف است. تیمها میتوانند عاملهایی را که بر پایه Claude Code، Codex یا چارچوب اختصاصی بلاک به نام goose ساخته شدهاند متصل کنند یا از عاملهای خودشان استفاده کنند.
مت راس، رئیس بخش ارتباط با سرمایهگذاران در بلاک، گفت که دیده است چند عامل هوش مصنوعی در زمان واقعی روی یک پروژه با هم همکاری کردهاند و خروجی آن بلافاصله برای تیم او قابل استفاده بوده تا کار را ادامه دهند.
او در پستی در ایکس نوشت: «این فناوری به طور کامل شیوه کار ما را دگرگون خواهد کرد.»
بلاک Buzz را تحت مجوز Apache 2.0 عرضه میکند؛ به این معنا که توسعهدهندگان میتوانند کد آن را آزادانه بررسی، ویرایش و روی سرورهای خود میزبانی کنند.
تیمهایی که نمیخواهند زیرساخت خود را راهاندازی کنند میتوانند از طریق buzz.xyz برای میزبانی مدیریتشده بلاک ثبتنام کنند، هرچند شرکت هنوز قیمت این گزینه را اعلام نکرده است.
بلاک میگوید Buzz را متنباز کرده چون بیشتر ابزارهای هوش مصنوعی موجود شرکتها را به پلتفرم و قواعد یک شرکت واحد وابسته میکند، در حالی که Buzz به کسبوکارها امکان میدهد مالک سامانه هوش مصنوعی خود باشند و آن را متناسب با نیازهایشان تغییر دهند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
شرکت بلاک یک رقیب متنباز برای اسلک و گیتهاب راهاندازی کرده که به عاملهای هوش مصنوعی هویت و مجوز مستقل میدهد و آنها را همکار نه ابزار میبیند.
شرکت فینتک «بلاک» متعلق به جک دورسی، همبنیانگذار توییتر، پلتفرمی جدید به نام Buzz معرفی کرده است؛ پلتفرم متنباز همکاری در محیط کار که عاملهای هوش مصنوعی را نه مانند زبانهای در مرورگر که بیسر و صدا میبندید، بلکه به عنوان اعضای کامل تیم در نظر میگیرد.
این پلتفرم روز سهشنبه راهاندازی شد و اکنون در نشانی buzz.xyz در دسترس است. Buzz کانالها، رشتهها، پیامهای مستقیم، صدا، اشتراکگذاری محتوای چندرسانهای، مخزنهای کد و گردشکارهای خودکار را در یک جا ترکیب میکند و به همین دلیل ساختاری مشابه اسلک دارد.
تفاوت اصلی در نحوه برخورد این پلتفرم با هوش مصنوعی است.
در Buzz هر عامل هوش مصنوعی هویت و سطح دسترسی رمزنگاریشده خود را دریافت میکند و میتواند در کنار همکاران انسانی پست منتشر کند، کد را بررسی کند، فرایندهای خودکار را اجرا کند و در گفتگوها مشارکت داشته باشد.
برادلی اکسن، رئیس بخش توانمندیهای هوش مصنوعی در بلاک، گفت: «هر شرکت به فضایی نیاز خواهد داشت که در آن انسانها و عاملها در کنار هم کار کنند.»
او افزود: «سوال این است که آیا این فضا باید مالکیتی باشد یا باز. ما Buzz را ساختیم چون معتقدیم این فضا باید باز باشد.»
پلتفرم Buzz بر پایه پروتکل غیرمتمرکز Nostr کار میکند؛ پروتکلی که برای هر مشارکتکننده، چه انسان و چه عامل هوش مصنوعی، یک جفت کلید رمزنگاری ایجاد میکند که متعلق به خود اوست نه به پلتفرم.
بلاک میگوید این موضوع باعث میشود هویت و سابقه یک عامل قابلانتقال باشد و بتواند در دیگر سامانههای سازگار با Nostr جابهجا شود، بدون آنکه به سامانه حسابهای یک عرضهکننده واحد گره بخورد.
این پلتفرم نسبت به مدلهای هوش مصنوعی بیطرف است. تیمها میتوانند عاملهایی را که بر پایه Claude Code، Codex یا چارچوب اختصاصی بلاک به نام goose ساخته شدهاند متصل کنند یا از عاملهای خودشان استفاده کنند.
مت راس، رئیس بخش ارتباط با سرمایهگذاران در بلاک، گفت که دیده است چند عامل هوش مصنوعی در زمان واقعی روی یک پروژه با هم همکاری کردهاند و خروجی آن بلافاصله برای تیم او قابل استفاده بوده تا کار را ادامه دهند.
او در پستی در ایکس نوشت: «این فناوری به طور کامل شیوه کار ما را دگرگون خواهد کرد.»
بلاک Buzz را تحت مجوز Apache 2.0 عرضه میکند؛ به این معنا که توسعهدهندگان میتوانند کد آن را آزادانه بررسی، ویرایش و روی سرورهای خود میزبانی کنند.
تیمهایی که نمیخواهند زیرساخت خود را راهاندازی کنند میتوانند از طریق buzz.xyz برای میزبانی مدیریتشده بلاک ثبتنام کنند، هرچند شرکت هنوز قیمت این گزینه را اعلام نکرده است.
بلاک میگوید Buzz را متنباز کرده چون بیشتر ابزارهای هوش مصنوعی موجود شرکتها را به پلتفرم و قواعد یک شرکت واحد وابسته میکند، در حالی که Buzz به کسبوکارها امکان میدهد مالک سامانه هوش مصنوعی خود باشند و آن را متناسب با نیازهایشان تغییر دهند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
euronews
Forget Slack and Teams — your next work chat comes with AI co-workers
Block has launched an open-source rival to Slack and GitHub that gives AI agents their own identities and permissions, treating them as colleagues rather than tools.
❤2
💢 ۴ راهکار برای کاهش وابستگی کودکان به صفحهنمایش، بدون درگیری و تنش
بسیاری از والدین با صحنهای آشنا هستند: زمان کنار گذاشتن گوشی یا تبلت فرا میرسد و کودک با ناراحتی، گریه یا مقاومت واکنش نشان میدهد.
برای کاهش وابستگی کودکان به صفحهنمایش، چهار راهکار پیشنهادی وجود دارد: انتخاب محتوای آرامتر، همراهی والدین با کودک در استفاده از دستگاه، جلوگیری از بهکارگیری مداوم صفحهنمایش بهعنوان ابزار آرامسازی، و تنظیم زمانبندی مشخص برای استفاده. هدف ایجاد تعادل در مصرف فناوری دیجیتال است تا رشد کودک و تنش خانواده کاهش یابد.
پژوهشگران میگویند این رفتار همیشه نشانه لجبازی نیست. بسیاری از بازیها، ویدئوها و برنامههای دیجیتال بهگونهای طراحی شدهاند که توجه کودکان را برای مدت طولانی حفظ کنند و جدا شدن از آنها را دشوار سازند.
متخصصان چهار راهکار ساده را برای کاهش تنش در این موقعیتها پیشنهاد میکنند:
محتوای آرامتر انتخاب کنید
همه محتواهای دیجیتال یکسان نیستند. بازیها و ویدئوهای پرسرعت که دائماً محرکهای جدید ارائه میکنند، معمولاً ترک کردن صفحهنمایش را دشوارتر میکنند. در مقابل، برنامههای آموزشی یا محتواهای آرامتر میتوانند انتقال به فعالیتهای دیگر را آسانتر کنند.
کنار کودک باشید
پژوهشگران توصیه میکنند والدین تا حد امکان در استفاده از صفحهنمایش همراه کودک باشند. تماشای مشترک یک برنامه یا بازی کردن در کنار کودک نهتنها فرصت گفتوگو و یادگیری را افزایش میدهد، بلکه از مصرف منفعلانه و طولانیمدت محتوا نیز جلوگیری میکند.
صفحهنمایش را ابزار آرامسازی دائمی نکنید
استفاده از موبایل یا تبلت برای ساکت کردن کودک در هر موقعیت ناراحتکننده ممکن است در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما فرصت یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان را از او میگیرد. کودکان نیاز دارند گاهی بیحوصلگی، ناامیدی یا انتظار را تجربه کنند و یاد بگیرند چگونه با این احساسات کنار بیایند.
زمانبندی مشخص داشته باشید
داشتن قوانین روشن یکی از مؤثرترین راهکارهاست. اعلام زمان استفاده از قبل، دادن هشدار چند دقیقهای پیش از پایان و برنامهریزی برای یک فعالیت جذاب بعد از خاموش شدن دستگاه میتواند مقاومت کودک را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد.
متخصصان تأکید میکنند هدف، حذف کامل فناوری از زندگی کودکان نیست. آنچه اهمیت دارد ایجاد تعادل و کمک به کودکان برای استفاده سالمتر از ابزارهای دیجیتال است؛ تعادلی که هم به رشد آنها کمک میکند و هم تنشهای روزمره خانواده را کاهش میدهد.
https://theconversation.com/why-turning-off-screens-is-so-hard-for-children-and-four-tips-to-make-it-easier-284996
🆔@ScientificDialectics
بسیاری از والدین با صحنهای آشنا هستند: زمان کنار گذاشتن گوشی یا تبلت فرا میرسد و کودک با ناراحتی، گریه یا مقاومت واکنش نشان میدهد.
برای کاهش وابستگی کودکان به صفحهنمایش، چهار راهکار پیشنهادی وجود دارد: انتخاب محتوای آرامتر، همراهی والدین با کودک در استفاده از دستگاه، جلوگیری از بهکارگیری مداوم صفحهنمایش بهعنوان ابزار آرامسازی، و تنظیم زمانبندی مشخص برای استفاده. هدف ایجاد تعادل در مصرف فناوری دیجیتال است تا رشد کودک و تنش خانواده کاهش یابد.
پژوهشگران میگویند این رفتار همیشه نشانه لجبازی نیست. بسیاری از بازیها، ویدئوها و برنامههای دیجیتال بهگونهای طراحی شدهاند که توجه کودکان را برای مدت طولانی حفظ کنند و جدا شدن از آنها را دشوار سازند.
متخصصان چهار راهکار ساده را برای کاهش تنش در این موقعیتها پیشنهاد میکنند:
محتوای آرامتر انتخاب کنید
همه محتواهای دیجیتال یکسان نیستند. بازیها و ویدئوهای پرسرعت که دائماً محرکهای جدید ارائه میکنند، معمولاً ترک کردن صفحهنمایش را دشوارتر میکنند. در مقابل، برنامههای آموزشی یا محتواهای آرامتر میتوانند انتقال به فعالیتهای دیگر را آسانتر کنند.
کنار کودک باشید
پژوهشگران توصیه میکنند والدین تا حد امکان در استفاده از صفحهنمایش همراه کودک باشند. تماشای مشترک یک برنامه یا بازی کردن در کنار کودک نهتنها فرصت گفتوگو و یادگیری را افزایش میدهد، بلکه از مصرف منفعلانه و طولانیمدت محتوا نیز جلوگیری میکند.
صفحهنمایش را ابزار آرامسازی دائمی نکنید
استفاده از موبایل یا تبلت برای ساکت کردن کودک در هر موقعیت ناراحتکننده ممکن است در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما فرصت یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان را از او میگیرد. کودکان نیاز دارند گاهی بیحوصلگی، ناامیدی یا انتظار را تجربه کنند و یاد بگیرند چگونه با این احساسات کنار بیایند.
زمانبندی مشخص داشته باشید
داشتن قوانین روشن یکی از مؤثرترین راهکارهاست. اعلام زمان استفاده از قبل، دادن هشدار چند دقیقهای پیش از پایان و برنامهریزی برای یک فعالیت جذاب بعد از خاموش شدن دستگاه میتواند مقاومت کودک را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد.
متخصصان تأکید میکنند هدف، حذف کامل فناوری از زندگی کودکان نیست. آنچه اهمیت دارد ایجاد تعادل و کمک به کودکان برای استفاده سالمتر از ابزارهای دیجیتال است؛ تعادلی که هم به رشد آنها کمک میکند و هم تنشهای روزمره خانواده را کاهش میدهد.
https://theconversation.com/why-turning-off-screens-is-so-hard-for-children-and-four-tips-to-make-it-easier-284996
🆔@ScientificDialectics
The Conversation
Why turning off screens is so hard for children – and four tips to make it easier
There are ways to help children better self-regulate their own digital activity and prepare for the digital demands in their future.
❤5
💢پژوهشگران به دنبال تولید دندانهاییاند که عاج، مینا و پوسیدگی خودشان را ترمیم میکنند
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند
پژوهشگرانی در آمریکا و بریتانیا موفق شدهاند در آزمایشگاه، با استفاده از سلولهای بنیادی، پروتئینهای مینای دندان و ترکیب سلولهای انسانی و حیوانی، ساختارهایی شبیه دندان را پرورش دهند. آنها امیدوارند این دستاورد بتواند در آینده امکان ترمیم طبیعی پوسیدگیها و جایگزینی دندانهای ازدسترفته را فراهم کند.
دانشمندان در تلاشاند با بهرهگیری از توان پزشکی بازساختی، برای میلیونها نفری که دندانهایشان را از دست دادهاند یا دنداندرد دارند، راهکار نوینی پیدا کنند که جایگزین درمانهای سنتی دندانپزشکی شود.
اگر طرح این دانشمندان عملی شود، ممکن است دندانپزشکان در آینده بهجای استفاده از مواد مصنوعی یا کشیدن دندان، بافت آسیبدیده آن را ترمیم کنند یا حتی دندان تازهای را رشد دهند.
امروزه میدانیم که مشکلات دهان و دندان، مانند باکتریهای ناشی از بیماری لثه، حتی میتوانند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عفونتهای تنفسی را افزایش دهند و میان این مشکلات و بیماری آلزایمر نیز ارتباط مشاهده شده است. از دست دادن دندان نیز با افزایش بیماریها و مرگ زودرس ارتباط دارد، زیرا توانایی غذا خوردن، جویدن و لبخند زدن را مختل میکند و میتواند به سلامت اجتماعی و عاطفی فرد آسیب بزند.
دندانپزشکان برای مقابله با این مشکلات ابزارهای متعددی دارند. آنها میتوانند بخش پوسیده دندان را بردارند و فضای ایجادشده را با مادهای مصنوعی، مانند کامپوزیت رزینی، پر کنند. همچنین میتوانند با مواد پرکننده، لبپریدگیها و ترکهای کوچک دندان را ترمیم کنند، اما این راهحلها بینقص نیستند. برای مثال، دوام مواد پرکننده بسیار متفاوت است و ممکن است از حدود پنج تا ۲۰ سال متغیر باشد و افراد ناچار شوند چنین درمانهایی را چندین بار تکرار کنند. دلیلش این است که این روشها عمدتا بر ترمیم آسیب متمرکزند، نه بازگرداندن عملکرد طبیعی و زیستی دندان و اینجا است که دندانپزشکی بازساختی میتواند الگوی درمان را کاملا تغییر دهد؛ زیرا بر التیام و بازسازی تاکید دارد.
هانله روهولابیکر، معاون موسسه سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی دانشگاه واشنگتن در آمریکا، میگوید: «وقتی کارمان را شروع کردیم، یک چیز برایم کاملا روشن شد: مردم آمادهاند روشهای تازه دندانپزشکی را امتحان کنند.»
پوسیدگی دندان «شایعترین عامل تخریب دندان» است. دندانها چهار لایه اصلی دارند: مینا، عاج، سمان و پالپ. پوسیدگی زمانی ایجاد میشود که باکتریهای پلاک دندان از قندها تغذیه و اسیدهایی تولید کنند که بهتدریج نخستین لایه، یعنی مینای دندان، را حل میکنند. عاج زیر مینا قرار دارد و نرمتر و در برابر پوسیدگی آسیبپذیرتر است. وقتی مینا از بین میرود و عاج بدون پوشش میماند، احتمال پوسیدگی باز هم افزایش مییابد.
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند. آنها همچنین یکی از ژنهای موثر در تشکیل عاج را همانندسازی کردند تا سازوکار اولیه تولید و نگهداری این بافت در دندان بهتر شناخته شود. این شناخت ممکن است به درمانهای تازهای منجر شود که دندان آسیبدیده را تحریک میکنند با ساخت عاج جدید، پوسیدگی را خودبهخود ترمیم کند و دیگر نیازی نباشد حفره دندان با مواد پرکننده معمول پوشانده شود.
روهولابیکر و گروهش نیز روی نوعی روش زیستی برای پر کردن دندان کار میکنند که میتواند به بازسازی طبیعی مینای آسیبدیده کمک کند، اما پژوهش آنها بیشتر بر مینای دندان متمرکز است تا عاج.
این دانشمندان پس از بررسی دندان عقلهای اهدایی دریافتند که سلولهای ویژه تولیدکننده مینای دندان، موسوم به آملوبلاست، پس از رویش دندان انسان از بین میروند. بنابراین پس از بیرون آمدن دندان از لثه، دیگر نمیتوان این سلولها را تحریک کرد. این گروه با استفاده از پیامهای شیمیایی، برخی سلولهای بنیادی را به آملوبلاست تبدیل کرد و گروه دیگری از سلولهای بنیادی را واداشت به ادونتوبلاست، یعنی سلولهای سازنده عاج، تبدیل شوند. ترکیب این مواد در محیط آزمایشگاه، یک اندامواره دندانی ایجاد کرد که میتواند بهطور مستقل، پروتئینهای سازنده مینا ترشح کند.
روهولابیکر امیدوار است در آینده از این پروتئینها برای تولید مواد پرکننده استفاده شود یا سطح دندانهای ترکخورده با آنها پوشانده شود، اما هدف بلندمدت او تولید یک دندان کامل در آزمایشگاه است.
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند
پژوهشگرانی در آمریکا و بریتانیا موفق شدهاند در آزمایشگاه، با استفاده از سلولهای بنیادی، پروتئینهای مینای دندان و ترکیب سلولهای انسانی و حیوانی، ساختارهایی شبیه دندان را پرورش دهند. آنها امیدوارند این دستاورد بتواند در آینده امکان ترمیم طبیعی پوسیدگیها و جایگزینی دندانهای ازدسترفته را فراهم کند.
دانشمندان در تلاشاند با بهرهگیری از توان پزشکی بازساختی، برای میلیونها نفری که دندانهایشان را از دست دادهاند یا دنداندرد دارند، راهکار نوینی پیدا کنند که جایگزین درمانهای سنتی دندانپزشکی شود.
اگر طرح این دانشمندان عملی شود، ممکن است دندانپزشکان در آینده بهجای استفاده از مواد مصنوعی یا کشیدن دندان، بافت آسیبدیده آن را ترمیم کنند یا حتی دندان تازهای را رشد دهند.
امروزه میدانیم که مشکلات دهان و دندان، مانند باکتریهای ناشی از بیماری لثه، حتی میتوانند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عفونتهای تنفسی را افزایش دهند و میان این مشکلات و بیماری آلزایمر نیز ارتباط مشاهده شده است. از دست دادن دندان نیز با افزایش بیماریها و مرگ زودرس ارتباط دارد، زیرا توانایی غذا خوردن، جویدن و لبخند زدن را مختل میکند و میتواند به سلامت اجتماعی و عاطفی فرد آسیب بزند.
دندانپزشکان برای مقابله با این مشکلات ابزارهای متعددی دارند. آنها میتوانند بخش پوسیده دندان را بردارند و فضای ایجادشده را با مادهای مصنوعی، مانند کامپوزیت رزینی، پر کنند. همچنین میتوانند با مواد پرکننده، لبپریدگیها و ترکهای کوچک دندان را ترمیم کنند، اما این راهحلها بینقص نیستند. برای مثال، دوام مواد پرکننده بسیار متفاوت است و ممکن است از حدود پنج تا ۲۰ سال متغیر باشد و افراد ناچار شوند چنین درمانهایی را چندین بار تکرار کنند. دلیلش این است که این روشها عمدتا بر ترمیم آسیب متمرکزند، نه بازگرداندن عملکرد طبیعی و زیستی دندان و اینجا است که دندانپزشکی بازساختی میتواند الگوی درمان را کاملا تغییر دهد؛ زیرا بر التیام و بازسازی تاکید دارد.
هانله روهولابیکر، معاون موسسه سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی دانشگاه واشنگتن در آمریکا، میگوید: «وقتی کارمان را شروع کردیم، یک چیز برایم کاملا روشن شد: مردم آمادهاند روشهای تازه دندانپزشکی را امتحان کنند.»
پوسیدگی دندان «شایعترین عامل تخریب دندان» است. دندانها چهار لایه اصلی دارند: مینا، عاج، سمان و پالپ. پوسیدگی زمانی ایجاد میشود که باکتریهای پلاک دندان از قندها تغذیه و اسیدهایی تولید کنند که بهتدریج نخستین لایه، یعنی مینای دندان، را حل میکنند. عاج زیر مینا قرار دارد و نرمتر و در برابر پوسیدگی آسیبپذیرتر است. وقتی مینا از بین میرود و عاج بدون پوشش میماند، احتمال پوسیدگی باز هم افزایش مییابد.
دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند. آنها همچنین یکی از ژنهای موثر در تشکیل عاج را همانندسازی کردند تا سازوکار اولیه تولید و نگهداری این بافت در دندان بهتر شناخته شود. این شناخت ممکن است به درمانهای تازهای منجر شود که دندان آسیبدیده را تحریک میکنند با ساخت عاج جدید، پوسیدگی را خودبهخود ترمیم کند و دیگر نیازی نباشد حفره دندان با مواد پرکننده معمول پوشانده شود.
روهولابیکر و گروهش نیز روی نوعی روش زیستی برای پر کردن دندان کار میکنند که میتواند به بازسازی طبیعی مینای آسیبدیده کمک کند، اما پژوهش آنها بیشتر بر مینای دندان متمرکز است تا عاج.
این دانشمندان پس از بررسی دندان عقلهای اهدایی دریافتند که سلولهای ویژه تولیدکننده مینای دندان، موسوم به آملوبلاست، پس از رویش دندان انسان از بین میروند. بنابراین پس از بیرون آمدن دندان از لثه، دیگر نمیتوان این سلولها را تحریک کرد. این گروه با استفاده از پیامهای شیمیایی، برخی سلولهای بنیادی را به آملوبلاست تبدیل کرد و گروه دیگری از سلولهای بنیادی را واداشت به ادونتوبلاست، یعنی سلولهای سازنده عاج، تبدیل شوند. ترکیب این مواد در محیط آزمایشگاه، یک اندامواره دندانی ایجاد کرد که میتواند بهطور مستقل، پروتئینهای سازنده مینا ترشح کند.
روهولابیکر امیدوار است در آینده از این پروتئینها برای تولید مواد پرکننده استفاده شود یا سطح دندانهای ترکخورده با آنها پوشانده شود، اما هدف بلندمدت او تولید یک دندان کامل در آزمایشگاه است.
❤3
دیالکتیک علمی
💢پژوهشگران به دنبال تولید دندانهاییاند که عاج، مینا و پوسیدگی خودشان را ترمیم میکنند دانشمندان اکنون روی پروتئینهایی تحقیق میکند که به رشد، رسوب مواد معدنی و در نتیجه سخت شدن و ترمیم عاج دندان و ترمیم خودبهخودی عاج کمک میکنند پژوهشگرانی در آمریکا…
پرورش دندان
اگر دندانی پوسیدگیهای متعدد و گسترده داشته باشد، بهترین و سادهترین درمان ممکن است کشیدن آن و قرار دادن ایمپلنت باشد. ایمپلنت از یک پایه پیچمانند، تاج مصنوعی و قطعهای برای اتصال این دو تشکیل میشود، اما ایمپلنت عصب ندارد که هنگام جویدن به ایجاد حس کمک کنند. به همین دلیل ممکن است فرد ناخواسته بیش از اندازه محکم گاز بزند و ایمپلنت ترک بخورد.
باکتریها نیز ممکن است به ایمپلنت بچسبند و عارضهای ایجاد کنند که دندانهای سالم باقیمانده را تحتتاثیر قرار دهد. از طرفی تاجهای مصنوعی نیز پس از حدود ۱۵ سال باید تعویض شوند و بسته به پوشش بیمه، ممکن است هزاران دلار هزینه داشته باشند.
آنا آنجلووا ولپونی، مدیر بخش دندانپزشکی بازساختی کینگز کالج لندن، میگوید دندانهایی که بهطور کامل در آزمایشگاه پرورش یافتهاند، ممکن است راهحلی بادوامتر از ایمپلنت باشند.
ولپونی که در حال ساخت انداموارهای با قابلیت تبدیل شدن به دندان جایگزین است، میگوید: «بهجای اینکه فقط قسمت آسیبدیده را وصله کنیم، میتوانیم از جایگزینی زیستی استفاده کنیم.»
گروه ولپونی دریافت که ترکیب سلولهای گرفتهشده از بافت لثه انسان بالغ با سلولهای سازنده دندان موش، میتواند «ساختاری دندانمانند» ایجاد کند که ریشههای زنده و در حال رشد دارد. او اکنون میکوشد دستورهای زیستی هدایتکننده این فرایند را بازسازی کند و همزمان روی مواد زیستی مهندسیشدهای کار میکند که ممکن است به این سلولها کمک کنند در قالب دندانهایی منظم و دارای عملکرد طبیعی، کنار یکدیگر قرار گیرند.
متاسفانه این فرایند در بدن انسان بهطور طبیعی رخ نمیدهد و انسان برخلاف برخی حیوانات، پس از آسیب دیدن یا از دست رفتن دندانهای دائمی خود نمیتواند دندان تازه تولید کند.
برای مثال کوسهها ذخیرهای پایانناپذیر از دندان دارند و دندانهایشان بهطور پیوسته، مانند حرکت تسمهنقاله، جایگزین میشود. کانگوروها و فیلها نیز چندین مجموعه دندان آسیاب تولید میکنند. خوکها نیز ویژگی زیستی عجیبی دارند: فک آنها حاوی چندین مجموعه جوانه دندان دائمی است که هنوز نروییدهاند.
همین ویژگیها به پاملا یلیک، استاد دانشکده دندانپزشکی تافتس در آمریکا، امکان داد با ترکیب سلولهای دندانی انسان و خوک، دندانهایی شبیه دندان انسان را در بدن خوکهای بالغ یوکاتان پرورش دهد. این گروه سلولهای قادر به ساخت عاج را از دندانهای انسان گرفت و سلولهای تولیدکننده مینا را از دندانهای نروییده موجود در فک خوکهایی که یک قصاب دور انداخته بود، استخراج کرد.
پژوهشگران پس از پرورش سلولها در آزمایشگاه، آنها را روی داربستی زیستمهندسیشده قرار دادند که برای شبیهسازی محیط رشد دندان طراحی شده بود. پس از سه ماه، ساختارهایی شبیه دندان با سرعتی نزدیک به رشد طبیعی دندان خوک شکل گرفتند. او اکنون قصد دارد آزمایش را در بازه زمانی طولانیتری و مستقیم درون فک خوک انجام دهد. هدف نهایی یلیک و گروهش این است که بدون استفاده از هیچ سلول خوکی، سلولها را وادار کنند در دهان انسان دندان تولید کنند.
از آزمایشگاه تا مطب دندانپزشکی
با وجود تقاضای فراوان، هنوز با نخستین انسانی که پوسیدگی دندانش خودبهخود ترمیم شود یا دندان پرورشیافته در آزمایشگاه دریافت کند، سالها فاصله داریم. روهولابیکر میگوید پیش از آنکه حتی بتوان درباره آزمایش روی انسان صحبت کرد، ابتدا باید آزمایشهایی روی نخستیسانان غیرانسان انجام شود.
این مرحله به تحقیقات، زمان و بودجه بیشتری نیاز دارد. افزون بر این، پژوهشگران برای قرار دادن دندانهای پرورشیافته آزمایشگاهی در دهان انسان باید محیط مناسبتری برای رشد دندان ایجاد کنند.
در این فاصله، یافتههای دندانپزشکی بازساختی ممکن است به تلاشهای گستردهتر برای بازتولید بخشهای مختلف بدن، مانند اندامها و استخوانها، کمک کنند.
https://www.bbc.com/future/article/20260717-goodbye-implants-scientists-are-regrowing-teeth
🆔@ScientificDialectics
اگر دندانی پوسیدگیهای متعدد و گسترده داشته باشد، بهترین و سادهترین درمان ممکن است کشیدن آن و قرار دادن ایمپلنت باشد. ایمپلنت از یک پایه پیچمانند، تاج مصنوعی و قطعهای برای اتصال این دو تشکیل میشود، اما ایمپلنت عصب ندارد که هنگام جویدن به ایجاد حس کمک کنند. به همین دلیل ممکن است فرد ناخواسته بیش از اندازه محکم گاز بزند و ایمپلنت ترک بخورد.
باکتریها نیز ممکن است به ایمپلنت بچسبند و عارضهای ایجاد کنند که دندانهای سالم باقیمانده را تحتتاثیر قرار دهد. از طرفی تاجهای مصنوعی نیز پس از حدود ۱۵ سال باید تعویض شوند و بسته به پوشش بیمه، ممکن است هزاران دلار هزینه داشته باشند.
آنا آنجلووا ولپونی، مدیر بخش دندانپزشکی بازساختی کینگز کالج لندن، میگوید دندانهایی که بهطور کامل در آزمایشگاه پرورش یافتهاند، ممکن است راهحلی بادوامتر از ایمپلنت باشند.
ولپونی که در حال ساخت انداموارهای با قابلیت تبدیل شدن به دندان جایگزین است، میگوید: «بهجای اینکه فقط قسمت آسیبدیده را وصله کنیم، میتوانیم از جایگزینی زیستی استفاده کنیم.»
گروه ولپونی دریافت که ترکیب سلولهای گرفتهشده از بافت لثه انسان بالغ با سلولهای سازنده دندان موش، میتواند «ساختاری دندانمانند» ایجاد کند که ریشههای زنده و در حال رشد دارد. او اکنون میکوشد دستورهای زیستی هدایتکننده این فرایند را بازسازی کند و همزمان روی مواد زیستی مهندسیشدهای کار میکند که ممکن است به این سلولها کمک کنند در قالب دندانهایی منظم و دارای عملکرد طبیعی، کنار یکدیگر قرار گیرند.
متاسفانه این فرایند در بدن انسان بهطور طبیعی رخ نمیدهد و انسان برخلاف برخی حیوانات، پس از آسیب دیدن یا از دست رفتن دندانهای دائمی خود نمیتواند دندان تازه تولید کند.
برای مثال کوسهها ذخیرهای پایانناپذیر از دندان دارند و دندانهایشان بهطور پیوسته، مانند حرکت تسمهنقاله، جایگزین میشود. کانگوروها و فیلها نیز چندین مجموعه دندان آسیاب تولید میکنند. خوکها نیز ویژگی زیستی عجیبی دارند: فک آنها حاوی چندین مجموعه جوانه دندان دائمی است که هنوز نروییدهاند.
همین ویژگیها به پاملا یلیک، استاد دانشکده دندانپزشکی تافتس در آمریکا، امکان داد با ترکیب سلولهای دندانی انسان و خوک، دندانهایی شبیه دندان انسان را در بدن خوکهای بالغ یوکاتان پرورش دهد. این گروه سلولهای قادر به ساخت عاج را از دندانهای انسان گرفت و سلولهای تولیدکننده مینا را از دندانهای نروییده موجود در فک خوکهایی که یک قصاب دور انداخته بود، استخراج کرد.
پژوهشگران پس از پرورش سلولها در آزمایشگاه، آنها را روی داربستی زیستمهندسیشده قرار دادند که برای شبیهسازی محیط رشد دندان طراحی شده بود. پس از سه ماه، ساختارهایی شبیه دندان با سرعتی نزدیک به رشد طبیعی دندان خوک شکل گرفتند. او اکنون قصد دارد آزمایش را در بازه زمانی طولانیتری و مستقیم درون فک خوک انجام دهد. هدف نهایی یلیک و گروهش این است که بدون استفاده از هیچ سلول خوکی، سلولها را وادار کنند در دهان انسان دندان تولید کنند.
از آزمایشگاه تا مطب دندانپزشکی
با وجود تقاضای فراوان، هنوز با نخستین انسانی که پوسیدگی دندانش خودبهخود ترمیم شود یا دندان پرورشیافته در آزمایشگاه دریافت کند، سالها فاصله داریم. روهولابیکر میگوید پیش از آنکه حتی بتوان درباره آزمایش روی انسان صحبت کرد، ابتدا باید آزمایشهایی روی نخستیسانان غیرانسان انجام شود.
این مرحله به تحقیقات، زمان و بودجه بیشتری نیاز دارد. افزون بر این، پژوهشگران برای قرار دادن دندانهای پرورشیافته آزمایشگاهی در دهان انسان باید محیط مناسبتری برای رشد دندان ایجاد کنند.
در این فاصله، یافتههای دندانپزشکی بازساختی ممکن است به تلاشهای گستردهتر برای بازتولید بخشهای مختلف بدن، مانند اندامها و استخوانها، کمک کنند.
https://www.bbc.com/future/article/20260717-goodbye-implants-scientists-are-regrowing-teeth
🆔@ScientificDialectics
Bbc
Scientists are regrowing human teeth
While teeth play a greater role in health than many realise, current dental solutions for tooth loss are temporary and subpar. What if we could regrow our teeth instead?
❤8
💢کاوشگر ناسا پس از یک دوره خواب زمستانی در اعماق فضا دوباره فعال شد
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است
فضاپیمای «نیو هورایزنز» (New Horizons) ناسا پس از نزدیک به یک سال خواب زمستانی [و حالت کممصرف]، دوباره فعال شده و دانشمندان مشتاقاند دادههایی را که این فضاپیما در این مدت جمعآوری کرده است، بررسی کنند.
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است.
دادههایی که آنجا ثبت شدهاند، میتوانند به یافتن پاسخهای بیشتر درباره چگونگی شکلگیری گیتی و آنچه در کمربند سیارکی دوردست «کویپر» قرار دارد، کمک کنند.
[توضیح: کمربند کویپر منطقهای حلقهمانند به شکل شیرینی دونات از اجرام یخی است که فراتر از مدار نپتون قرار دارد. این منطقه محل قرارگیری پلوتو، بیشتر سیارههای کوتوله شناختهشده و همچنین برخی دنبالهدارها است]
نیو هورایزنز معمولا در دورههای طولانی سفرش به حالت خواب زمستانی میرود؛ دورههایی که در جریان آنها، به جمعآوری و ذخیرهسازی اطلاعات ادامه میدهد. این دوره خواب زمستانی ۳۲۱ روز طول کشید و در ۲۳ ژوئن به پایان رسید.
ناسا اعلام کرد که خوشبختانه به نظر میرسد نیو هورایزنز در سلامت کامل از خواب بیدار شده است. این فضاپیما در طول این مدت وضعیت خود را به زمین گزارش میداد، اما اطلاعات حسگرها و ابزارهای علمی خود را ارسال نمیکرد.
آلیس بومن، مدیر عملیات ماموریت نیو هورایزنز در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه «جانز هاپکینز» در مریلند، در اظهاراتی گفت: «تمام گزارشهای وضعیت در طول این دوره خواب زمستانی 'سبز' بودند؛ یعنی هر هفته، همهچیز در نیو هورایزنز خوب بود.»
در روزهای آینده، تیم ماموریت دادههای مربوط به سلامت و ایمنی فضاپیما را از آن دریافت خواهد کرد.
در ادامه، این تیم، دادههای سه ابزار علمی نیو هورایزنز را دریافت خواهد کرد: «ونیشا برنی استیودنت داست کانتر» (VBSDC) که غبار فضایی را آشکارسازی میکند، «طیفسنج بررسی ذرات پرانرژی پلوتو» (PEPSSI) که ذرات را آشکارسازی میکند و ابزار «باد خورشیدی در پلوتو» (SWAP) که باد خورشیدی را اندازهگیری میکند.
این ابزارهای علمی در کمتر از یک ماه دیگر، فعالیتشان را از سر خواهند گرفت.
ناسا گفت: «حدود سه هفته دیگر، طیفنگار فرابنفش آلیس که روی فضاپیما نصب شده است، توزیع گاز هیدروژن را در بخش بیرونی هلیوسفر بررسی خواهد کرد. همزمان ابزارهای باد خورشیدی در پلوتو، طیفسنج پژوهش ذرات پرانرژی پلوتو و ونیشا برنی استیودنت داست کانتر [که غبارهای فضایی را شمارش میکند]، به اندازهگیریهایشان ادامه خواهند داد و تیم زمینی نیز مجموعهای از بررسیها را روی فضاپیما و ابزارهای آن انجام خواهد داد.»
این تیم همچنین در حال تکمیل ارتقای نرمافزارهای زمینی است که نگهداری از نیو هورایزنز را آسانتر خواهد کرد.
آزمایشهای آن نرمافزار از هماکنون تا پایان سال در حال اجرا است.
نیو هورایزنز نخستین بار ژانویه ۲۰۰۶ از زمین پرتاب شد؛ سریعترین پرتاب فضایی ثبتشده تا آن زمان.
این فضاپیما برای بررسی پلوتو طراحی شده بود و این ماموریت را در ژوییه ۲۰۱۵ انجام داد. دومین هدف آن رسیدن به جرم «آراکوث» در کمربند کویپر بود که دورترین جرمی است که تاکنون از فاصله نزدیک بررسی شده است. این هدف در سال ۲۰۱۹ محقق شد.
نیو هورایزنز در طول سفرش از کنار مشتری گذشت، تصاویر خیرهکنندهای از قمرهای آن ثبت کرد و جو بیرونی خورشید، موسوم به هلیوسفر، را بررسی کرد.
به گفته انجمن سیارهای (Planetary Society)، انتظار میرود این فضاپیما تا پایان دهه جاری به فعالیتش ادامه دهد.
https://www.independent.co.uk/space/nasa-new-horizons-satellite-deep-space-b3012245.html
🆔@ScientificDialectics
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است
فضاپیمای «نیو هورایزنز» (New Horizons) ناسا پس از نزدیک به یک سال خواب زمستانی [و حالت کممصرف]، دوباره فعال شده و دانشمندان مشتاقاند دادههایی را که این فضاپیما در این مدت جمعآوری کرده است، بررسی کنند.
این کاوشگر ۷۸۰.۶ میلیون دلاری که نخستین فضاپیمایی به شمار میرفت که پلوتو را از فاصله نزدیک کاوش کرد، اکنون در نواحی بیرونی منظومه شمسی، در فاصله حدود ۹.۷ میلیارد کیلومتری از زمین، در حال حرکت است.
دادههایی که آنجا ثبت شدهاند، میتوانند به یافتن پاسخهای بیشتر درباره چگونگی شکلگیری گیتی و آنچه در کمربند سیارکی دوردست «کویپر» قرار دارد، کمک کنند.
[توضیح: کمربند کویپر منطقهای حلقهمانند به شکل شیرینی دونات از اجرام یخی است که فراتر از مدار نپتون قرار دارد. این منطقه محل قرارگیری پلوتو، بیشتر سیارههای کوتوله شناختهشده و همچنین برخی دنبالهدارها است]
نیو هورایزنز معمولا در دورههای طولانی سفرش به حالت خواب زمستانی میرود؛ دورههایی که در جریان آنها، به جمعآوری و ذخیرهسازی اطلاعات ادامه میدهد. این دوره خواب زمستانی ۳۲۱ روز طول کشید و در ۲۳ ژوئن به پایان رسید.
ناسا اعلام کرد که خوشبختانه به نظر میرسد نیو هورایزنز در سلامت کامل از خواب بیدار شده است. این فضاپیما در طول این مدت وضعیت خود را به زمین گزارش میداد، اما اطلاعات حسگرها و ابزارهای علمی خود را ارسال نمیکرد.
آلیس بومن، مدیر عملیات ماموریت نیو هورایزنز در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه «جانز هاپکینز» در مریلند، در اظهاراتی گفت: «تمام گزارشهای وضعیت در طول این دوره خواب زمستانی 'سبز' بودند؛ یعنی هر هفته، همهچیز در نیو هورایزنز خوب بود.»
در روزهای آینده، تیم ماموریت دادههای مربوط به سلامت و ایمنی فضاپیما را از آن دریافت خواهد کرد.
در ادامه، این تیم، دادههای سه ابزار علمی نیو هورایزنز را دریافت خواهد کرد: «ونیشا برنی استیودنت داست کانتر» (VBSDC) که غبار فضایی را آشکارسازی میکند، «طیفسنج بررسی ذرات پرانرژی پلوتو» (PEPSSI) که ذرات را آشکارسازی میکند و ابزار «باد خورشیدی در پلوتو» (SWAP) که باد خورشیدی را اندازهگیری میکند.
این ابزارهای علمی در کمتر از یک ماه دیگر، فعالیتشان را از سر خواهند گرفت.
ناسا گفت: «حدود سه هفته دیگر، طیفنگار فرابنفش آلیس که روی فضاپیما نصب شده است، توزیع گاز هیدروژن را در بخش بیرونی هلیوسفر بررسی خواهد کرد. همزمان ابزارهای باد خورشیدی در پلوتو، طیفسنج پژوهش ذرات پرانرژی پلوتو و ونیشا برنی استیودنت داست کانتر [که غبارهای فضایی را شمارش میکند]، به اندازهگیریهایشان ادامه خواهند داد و تیم زمینی نیز مجموعهای از بررسیها را روی فضاپیما و ابزارهای آن انجام خواهد داد.»
این تیم همچنین در حال تکمیل ارتقای نرمافزارهای زمینی است که نگهداری از نیو هورایزنز را آسانتر خواهد کرد.
آزمایشهای آن نرمافزار از هماکنون تا پایان سال در حال اجرا است.
نیو هورایزنز نخستین بار ژانویه ۲۰۰۶ از زمین پرتاب شد؛ سریعترین پرتاب فضایی ثبتشده تا آن زمان.
این فضاپیما برای بررسی پلوتو طراحی شده بود و این ماموریت را در ژوییه ۲۰۱۵ انجام داد. دومین هدف آن رسیدن به جرم «آراکوث» در کمربند کویپر بود که دورترین جرمی است که تاکنون از فاصله نزدیک بررسی شده است. این هدف در سال ۲۰۱۹ محقق شد.
نیو هورایزنز در طول سفرش از کنار مشتری گذشت، تصاویر خیرهکنندهای از قمرهای آن ثبت کرد و جو بیرونی خورشید، موسوم به هلیوسفر، را بررسی کرد.
به گفته انجمن سیارهای (Planetary Society)، انتظار میرود این فضاپیما تا پایان دهه جاری به فعالیتش ادامه دهد.
https://www.independent.co.uk/space/nasa-new-horizons-satellite-deep-space-b3012245.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
A NASA satellite just woke up from hibernation in deep space
The probe is six billion miles from Earth
❤2
💢کشف لاشه کشتی در دریاچه بودنزه: شگفتی باستانشناسان زیرآبی
پروفسور دکتر توبیاس فلفلدر از انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآب (BGfU) از کشف قطعات چوبی لاشه یک کشتی در دریاچه کنستانس خبر میدهد و توضیح میدهد چه چیز این کشف را ویژه میکند.
در برابر شهر لینداو در دریاچه کنستانس باستانشناسان زیرآبی قطعات چوبی یک لاشه کشتی را کشف کردهاند که ظاهرا بسیار قدیمیتر از آن چیزی است که ابتدا تصور میشد.
توبیاس پفلدرر، باستانشناس پژوهشگر زیرآبی، میگوید: «سرنخ را یکی از غواصان ورزشی که منطقه را خوب میشناسد در اختیار ما گذاشت. او پیشتر حدس میزد که شاید با لاشه یک کشتی روبهرو باشد.» پفلدرر در زندگی حرفهای اصلی خود متخصص قلب در شهر کافبویِرن و استاد دانشگاه ارلانگن است و در عین حال رئیس افتخاری انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (BGfU) به شمار میرود.
پفلدرر توضیح میدهد: «آنچه برای ما بیش از همه جالب بود این بود که توانستیم این بقایای چوب را واقعا بهعنوان لاشه کشتی شناسایی کنیم. این موضوع از همان ابتدا اصلا روشن نبود و ممکن بود با بقایای چوبی دیگری طرف باشیم. اما وقتی چندین اسپانت و بخشهایی از دیواره بدنه کشتی از سطح بستر دریاچه بیرون زده بود، تفسیر ما بهسرعت روشن شد.»
اسپانت یک عضو باربر در ساختمان قایق، کشتی یا هواپیماست. اسپانتهای بههمپیوسته مانند دندهها بدنه کشتی را شکل میدهند. باستانشناسان زیرآبی انجمن BGfU پیش از این در دریاچه کنستانس و همچنین در دریاچه خیِمزه چندین قایق تکالواری بسیار سنگین یافته بودند که برخی از آنها در موزه آلمان در مونیخ به نمایش گذاشته شده است.
این کشتی قرون وسطایی که اکنون کشف شده ظاهرا بین هشت تا دوازده متر طول دارد. پهنای دیواره بدنه آن حدود سه متر است.
اسپانتها و دیگر قطعات چوبی در دریاچه کنستانس، بزرگ ترین پهنه آبی داخلی آلمان ، در برابر شهر لینداو و در نزدیکی مرز اتریش کشف شدهاند. ساحل مقابل این نقطه متعلق به سوئیس است.
سطح آب دریاچه کنستانس حتی در سال گذشته و پیش از موجهای اخیر گرما بهطور تاریخی پایین بود.
لاشه کشتیای از قرون وسطی متاخر
باستانشناسان زیرآبی اما از سن این لاشه کشتی واقعا شگفتزده شدهاند. پفلدرر میگوید: «ما در اصل انتظار داشتیم که این یافته به دوران جدید تعلق داشته باشد. هرچند در دریاچه کنستانس چند لاشه کشتی از قرون وسطی متاخر شناخته شده است، اما تعداد آنها بسیار کم است و تا کنون فقط چهار مورد بوده. بنابراین این لاشه میتواند اطلاعات بیشتری درباره شیوه کشتیسازی و دریانوردی در دریاچه کنستانس در اواخر قرون وسطی در اختیار ما بگذارد.»
تحلیل یک نمونه کوچک چوب، در هماهنگی با اداره ایالتی حفاظت از بناهای تاریخی بایرن، نشان داده است که این لاشه به دورهای میان سالهای ۱۴۲۰ تا ۱۴۵۰ میلادی تعلق دارد؛ همانطور که روزنامه «شوابیِشه سایتونگ» نیز گزارش کرده است.
پفلدرر با فروتنی توضیح میدهد: «تا کنون تنها دو غواصی انجام دادهایم و صرفا یک بررسی اولیه صورت گرفته است؛ به این معنا که ارتوفوتوگرافی انجام دادیم و یک نمونه چوب از یکی از اسپانتها برداشتیم. با کمک روش تاریخگذاری کربن-۱۴ توانستیم این لاشه را در سده پانزدهم میلادی تاریخگذاری کنیم.»
بیرون آوردن لاشه بسیار پرهزینه است
برخلاف کشف تماشایی محموله یک کشتی از دوران روم باستان در دریاچه نویِنبورگِر در سوئیس، برنامهای برای بیرون آوردن این لاشه از دریاچه کنستانس تا کنون در نظر گرفته نشده است.
توبیاس پفلدرر در این باره میگوید: «بیرون آوردن یعنی اینکه باید قطعات لاشه را بهطور حرفهای حفاظت و نگهداری کرد. این کاری بهغایت پرهزینه است. علاوه بر این، هیچ چیز به اندازه آنکه لاشه زیر آب و بهتر از آن زیر پوشش رسوبات باقی بماند، محافظ و نگهدارنده نیست. احتمال انجام یک حفاری محدود برای شناسایی شیوه ساخت کشتی و ابعاد دقیق آن در حال بررسی است.»
اطلاعات بیشتر درباره پروژههای این انجمن در چند دریاچه مختلف در وبسایت انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (منبع به زبان آلمانی)(BGfU) در دسترس است. این انجمن حدود ۱۰۰ عضو دارد که بیشتر آنها بهطور داوطلبانه همکاری میکنند. میان اعضا باستانشناسان حرفهای و غواصان پژوهشی آموزشدیده حضور دارند و همچنین دانشجویان، غواصان ورزشی باتجربه و کسانی که باستانشناسی زیرآبی را بهعنوان یک سرگرمی دنبال میکنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: آلمانی.
🆔@ScientificDialectics
پروفسور دکتر توبیاس فلفلدر از انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآب (BGfU) از کشف قطعات چوبی لاشه یک کشتی در دریاچه کنستانس خبر میدهد و توضیح میدهد چه چیز این کشف را ویژه میکند.
در برابر شهر لینداو در دریاچه کنستانس باستانشناسان زیرآبی قطعات چوبی یک لاشه کشتی را کشف کردهاند که ظاهرا بسیار قدیمیتر از آن چیزی است که ابتدا تصور میشد.
توبیاس پفلدرر، باستانشناس پژوهشگر زیرآبی، میگوید: «سرنخ را یکی از غواصان ورزشی که منطقه را خوب میشناسد در اختیار ما گذاشت. او پیشتر حدس میزد که شاید با لاشه یک کشتی روبهرو باشد.» پفلدرر در زندگی حرفهای اصلی خود متخصص قلب در شهر کافبویِرن و استاد دانشگاه ارلانگن است و در عین حال رئیس افتخاری انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (BGfU) به شمار میرود.
پفلدرر توضیح میدهد: «آنچه برای ما بیش از همه جالب بود این بود که توانستیم این بقایای چوب را واقعا بهعنوان لاشه کشتی شناسایی کنیم. این موضوع از همان ابتدا اصلا روشن نبود و ممکن بود با بقایای چوبی دیگری طرف باشیم. اما وقتی چندین اسپانت و بخشهایی از دیواره بدنه کشتی از سطح بستر دریاچه بیرون زده بود، تفسیر ما بهسرعت روشن شد.»
اسپانت یک عضو باربر در ساختمان قایق، کشتی یا هواپیماست. اسپانتهای بههمپیوسته مانند دندهها بدنه کشتی را شکل میدهند. باستانشناسان زیرآبی انجمن BGfU پیش از این در دریاچه کنستانس و همچنین در دریاچه خیِمزه چندین قایق تکالواری بسیار سنگین یافته بودند که برخی از آنها در موزه آلمان در مونیخ به نمایش گذاشته شده است.
این کشتی قرون وسطایی که اکنون کشف شده ظاهرا بین هشت تا دوازده متر طول دارد. پهنای دیواره بدنه آن حدود سه متر است.
اسپانتها و دیگر قطعات چوبی در دریاچه کنستانس، بزرگ ترین پهنه آبی داخلی آلمان ، در برابر شهر لینداو و در نزدیکی مرز اتریش کشف شدهاند. ساحل مقابل این نقطه متعلق به سوئیس است.
سطح آب دریاچه کنستانس حتی در سال گذشته و پیش از موجهای اخیر گرما بهطور تاریخی پایین بود.
لاشه کشتیای از قرون وسطی متاخر
باستانشناسان زیرآبی اما از سن این لاشه کشتی واقعا شگفتزده شدهاند. پفلدرر میگوید: «ما در اصل انتظار داشتیم که این یافته به دوران جدید تعلق داشته باشد. هرچند در دریاچه کنستانس چند لاشه کشتی از قرون وسطی متاخر شناخته شده است، اما تعداد آنها بسیار کم است و تا کنون فقط چهار مورد بوده. بنابراین این لاشه میتواند اطلاعات بیشتری درباره شیوه کشتیسازی و دریانوردی در دریاچه کنستانس در اواخر قرون وسطی در اختیار ما بگذارد.»
تحلیل یک نمونه کوچک چوب، در هماهنگی با اداره ایالتی حفاظت از بناهای تاریخی بایرن، نشان داده است که این لاشه به دورهای میان سالهای ۱۴۲۰ تا ۱۴۵۰ میلادی تعلق دارد؛ همانطور که روزنامه «شوابیِشه سایتونگ» نیز گزارش کرده است.
پفلدرر با فروتنی توضیح میدهد: «تا کنون تنها دو غواصی انجام دادهایم و صرفا یک بررسی اولیه صورت گرفته است؛ به این معنا که ارتوفوتوگرافی انجام دادیم و یک نمونه چوب از یکی از اسپانتها برداشتیم. با کمک روش تاریخگذاری کربن-۱۴ توانستیم این لاشه را در سده پانزدهم میلادی تاریخگذاری کنیم.»
بیرون آوردن لاشه بسیار پرهزینه است
برخلاف کشف تماشایی محموله یک کشتی از دوران روم باستان در دریاچه نویِنبورگِر در سوئیس، برنامهای برای بیرون آوردن این لاشه از دریاچه کنستانس تا کنون در نظر گرفته نشده است.
توبیاس پفلدرر در این باره میگوید: «بیرون آوردن یعنی اینکه باید قطعات لاشه را بهطور حرفهای حفاظت و نگهداری کرد. این کاری بهغایت پرهزینه است. علاوه بر این، هیچ چیز به اندازه آنکه لاشه زیر آب و بهتر از آن زیر پوشش رسوبات باقی بماند، محافظ و نگهدارنده نیست. احتمال انجام یک حفاری محدود برای شناسایی شیوه ساخت کشتی و ابعاد دقیق آن در حال بررسی است.»
اطلاعات بیشتر درباره پروژههای این انجمن در چند دریاچه مختلف در وبسایت انجمن بایرنی باستانشناسی زیرآبی (منبع به زبان آلمانی)(BGfU) در دسترس است. این انجمن حدود ۱۰۰ عضو دارد که بیشتر آنها بهطور داوطلبانه همکاری میکنند. میان اعضا باستانشناسان حرفهای و غواصان پژوهشی آموزشدیده حضور دارند و همچنین دانشجویان، غواصان ورزشی باتجربه و کسانی که باستانشناسی زیرآبی را بهعنوان یک سرگرمی دنبال میکنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: آلمانی.
🆔@ScientificDialectics
bgfu
BGfU - Unterwasserarchäologie in Bayern
Unterwasserarchäologie in Bayern und darüber hinaus
❤4
💢استفاده از ChatGPT به جای روانشناس در حال افزایش است؛ دو کارشناس دلیل را توضیح میدهند
گفتگو با چت جیپیتی درباره اضطراب، جدایی و مشکلات شخصی هر روز رایجتر میشود. دو روانشناس بررسی کرده اند چرا افراد بیشتری از هوش مصنوعی به عنوان پشتوانه احساسی استفاده میکنند.
صحبت کردن با ChatGPT درباره یک جدایی عاطفی، گرفتن مشورت از آن پیش از اتخاذ یک تصمیم مهم یا حتی استفاده از آن به عنوان تکیهگاهی برای کاهش اضطراب، به رویهای روزبهروز رایجتر، بهویژه در میان جوانان، تبدیل شده است. چیزی که تا چند سال پیش بیشتر یک کنجکاوی فناورانه به نظر میرسید، حالا در حال تبدیل شدن به یکی از اصلیترین کاربردهای هوش مصنوعی مولد است.
آمارها این روند را بازتاب میدهند. بر اساس یک گزارش در «هاروارد بیزنس ریویو» (منبع به زبان اسپانیایی) رایجترین استفاده از هوش مصنوعی مولد حمایت عاطفی و همراهی است؛ حتی جلوتر از ساماندهی زندگی شخصی، جستوجوی هدف در زندگی یا در پیش گرفتن عادتهای سالم.
همزمان، یک مطالعه شرکت «لاینیا دیرکتا» در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۹ نفر از هر ۱۰ جوان اسپانیایی ۱۶ تا ۱۹ سال از فناوری برای کسب اطلاعات در حوزه سلامت استفاده میکنند و ۲۴٫۸ درصد از اسپانیاییها در گام نخست به خودتشخیصی دیجیتال متوسل شدهاند. در مکزیک هم این پدیده در حال گسترش است. طبق ششمین نسخه گزارش سلامت ذهنی AXA (منبع به زبان اسپانیایی)، ۷۱ درصد جمعیت میگویند از ابزارهای هوش مصنوعی برای جستوجوی حمایت در زمینه سلامت روان خود استفاده میکنند.
این اوجگیری با زمینهای همزمان شده که در آن سلامت روان رو به وخامت گذاشته است. سازمان جهانی بهداشت (سازمان جهانی بهداشت) برآورد میکند بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از نوعی اختلال یا مشکل مرتبط با تندرستی روانی رنج میبرند.
با این حال، رجوع فزاینده به این ابزارها نگرانیهایی را هم برانگیخته است. یک تحقیق منتشرشده در روزنامه بریتانیایی «گاردین» هشدار داد که بعضی از سامانههای هوش مصنوعی تعبیهشده در موتورهای جستوجو، گاهی اطلاعات نادرست یا خارج از زمینه در حوزه سلامت ارائه کردهاند که در ظاهر برای کاربر قابل اعتماد جلوه داده میشود.
دقیقا به دلیل تاثیری که این فناوریها میتوانند بر زندگی افراد داشته باشند، اتحادیه اروپا سامانههای هوش مصنوعی کاربردی در حوزه سلامت را در زمره حوزههای مشمول سختگیرانهترین الزامات در قانون هوش مصنوعی خود قرار داده است.
چرا هر روز افراد بیشتری مشکلات خود را با ChatGPT در میان میگذارند؟
به باور ماریا فرناندا کروز اورکیزا، روانشناس مکزیکی، این پدیده پاسخی است به نیازهای عاطفی بسیار مشخص. او میگوید این روزها بیش از گذشته شاهد آن است که افراد پیش از اتخاذ تصمیمهای مهم، بهویژه درباره تعارضهای زوجی یا جداییها، سراغ ChatGPT میروند.
به گفته او، هوش مصنوعی چیزی را فراهم میکند که بسیاری از افراد کمبودش را احساس میکنند: دسترسی دائمی. او توضیح میدهد: «ChatGPT همیشه آنچه کاربر برایش تعریف میکند را تایید میکند و این تایید شدن مداوم برای مراجعان بسیار جذاب است.» علاوه بر این، امکان بیان خود بدون احساس قضاوت شدن و دریافت پاسخ فوری، ترکیبی است که بهویژه برای افراد دچار اضطراب جذابیت زیادی دارد.
سیسیلیا پاردس آلداما، رواندرمانگر، تا حدی با این تحلیل همنظر است، هرچند تاکید میکند که تا امروز ندیده است مراجعانش درمان را با ChatGPT جایگزین کنند. در عوض متوجه شدهاند که از این ابزار برای نوشتن پیامها، ارتباط assertiveتر و روبهرو شدن با گفتوگوهای دشوار استفاده میکنند. او میگوید: «این یک ابزار است، بهویژه برای افرادی که نمیخواهند مشکلاتشان را پیش دیگران باز کنند.»
Cecilia Paredes Aldama
رواندرمانگر
هر دو متخصص بر این باورند که هوش مصنوعی در برخی زمینهها میتواند مفید باشد. پاردس معتقد است وقتی این ابزار به نظمبخشی زمان، تعیین اولویتها یا حتی پیشنهاد راههایی برای مرزبندی در محیط کار کمک میکند، میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند. با این حال، او تاکید میکند این کمک سطحی است.
او میگوید: «هوش مصنوعی میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند، اما علت را از میان نمیبرد.» در همین راستا، کروز اورکیزا بر این باور است که ChatGPT میتواند به یک تکیهگاه اولیه بدل شود برای افرادی که هنوز راهبردهای خودتنظیمی عاطفی ندارند یا از عهده هزینه مالی درمان روانشناختی برنمیآیند.
🆔@ScientificDialectics
گفتگو با چت جیپیتی درباره اضطراب، جدایی و مشکلات شخصی هر روز رایجتر میشود. دو روانشناس بررسی کرده اند چرا افراد بیشتری از هوش مصنوعی به عنوان پشتوانه احساسی استفاده میکنند.
صحبت کردن با ChatGPT درباره یک جدایی عاطفی، گرفتن مشورت از آن پیش از اتخاذ یک تصمیم مهم یا حتی استفاده از آن به عنوان تکیهگاهی برای کاهش اضطراب، به رویهای روزبهروز رایجتر، بهویژه در میان جوانان، تبدیل شده است. چیزی که تا چند سال پیش بیشتر یک کنجکاوی فناورانه به نظر میرسید، حالا در حال تبدیل شدن به یکی از اصلیترین کاربردهای هوش مصنوعی مولد است.
آمارها این روند را بازتاب میدهند. بر اساس یک گزارش در «هاروارد بیزنس ریویو» (منبع به زبان اسپانیایی) رایجترین استفاده از هوش مصنوعی مولد حمایت عاطفی و همراهی است؛ حتی جلوتر از ساماندهی زندگی شخصی، جستوجوی هدف در زندگی یا در پیش گرفتن عادتهای سالم.
همزمان، یک مطالعه شرکت «لاینیا دیرکتا» در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۹ نفر از هر ۱۰ جوان اسپانیایی ۱۶ تا ۱۹ سال از فناوری برای کسب اطلاعات در حوزه سلامت استفاده میکنند و ۲۴٫۸ درصد از اسپانیاییها در گام نخست به خودتشخیصی دیجیتال متوسل شدهاند. در مکزیک هم این پدیده در حال گسترش است. طبق ششمین نسخه گزارش سلامت ذهنی AXA (منبع به زبان اسپانیایی)، ۷۱ درصد جمعیت میگویند از ابزارهای هوش مصنوعی برای جستوجوی حمایت در زمینه سلامت روان خود استفاده میکنند.
این اوجگیری با زمینهای همزمان شده که در آن سلامت روان رو به وخامت گذاشته است. سازمان جهانی بهداشت (سازمان جهانی بهداشت) برآورد میکند بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از نوعی اختلال یا مشکل مرتبط با تندرستی روانی رنج میبرند.
با این حال، رجوع فزاینده به این ابزارها نگرانیهایی را هم برانگیخته است. یک تحقیق منتشرشده در روزنامه بریتانیایی «گاردین» هشدار داد که بعضی از سامانههای هوش مصنوعی تعبیهشده در موتورهای جستوجو، گاهی اطلاعات نادرست یا خارج از زمینه در حوزه سلامت ارائه کردهاند که در ظاهر برای کاربر قابل اعتماد جلوه داده میشود.
دقیقا به دلیل تاثیری که این فناوریها میتوانند بر زندگی افراد داشته باشند، اتحادیه اروپا سامانههای هوش مصنوعی کاربردی در حوزه سلامت را در زمره حوزههای مشمول سختگیرانهترین الزامات در قانون هوش مصنوعی خود قرار داده است.
چرا هر روز افراد بیشتری مشکلات خود را با ChatGPT در میان میگذارند؟
به باور ماریا فرناندا کروز اورکیزا، روانشناس مکزیکی، این پدیده پاسخی است به نیازهای عاطفی بسیار مشخص. او میگوید این روزها بیش از گذشته شاهد آن است که افراد پیش از اتخاذ تصمیمهای مهم، بهویژه درباره تعارضهای زوجی یا جداییها، سراغ ChatGPT میروند.
به گفته او، هوش مصنوعی چیزی را فراهم میکند که بسیاری از افراد کمبودش را احساس میکنند: دسترسی دائمی. او توضیح میدهد: «ChatGPT همیشه آنچه کاربر برایش تعریف میکند را تایید میکند و این تایید شدن مداوم برای مراجعان بسیار جذاب است.» علاوه بر این، امکان بیان خود بدون احساس قضاوت شدن و دریافت پاسخ فوری، ترکیبی است که بهویژه برای افراد دچار اضطراب جذابیت زیادی دارد.
سیسیلیا پاردس آلداما، رواندرمانگر، تا حدی با این تحلیل همنظر است، هرچند تاکید میکند که تا امروز ندیده است مراجعانش درمان را با ChatGPT جایگزین کنند. در عوض متوجه شدهاند که از این ابزار برای نوشتن پیامها، ارتباط assertiveتر و روبهرو شدن با گفتوگوهای دشوار استفاده میکنند. او میگوید: «این یک ابزار است، بهویژه برای افرادی که نمیخواهند مشکلاتشان را پیش دیگران باز کنند.»
ما انسانهایی رابطهمحور هستیم و هوش مصنوعی هرگز جایگزین پیوند انسانی نخواهد شد
Cecilia Paredes Aldama
رواندرمانگر
هر دو متخصص بر این باورند که هوش مصنوعی در برخی زمینهها میتواند مفید باشد. پاردس معتقد است وقتی این ابزار به نظمبخشی زمان، تعیین اولویتها یا حتی پیشنهاد راههایی برای مرزبندی در محیط کار کمک میکند، میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند. با این حال، او تاکید میکند این کمک سطحی است.
او میگوید: «هوش مصنوعی میتواند به کاهش شدت اضطراب کمک کند، اما علت را از میان نمیبرد.» در همین راستا، کروز اورکیزا بر این باور است که ChatGPT میتواند به یک تکیهگاه اولیه بدل شود برای افرادی که هنوز راهبردهای خودتنظیمی عاطفی ندارند یا از عهده هزینه مالی درمان روانشناختی برنمیآیند.
🆔@ScientificDialectics
Harvard Business Review
How People Are Really Using AI in 2026
In the third edition of this study, the authors found that people are adopting generative AI for an ever-widening range of uses. Trends from one year to the next should be understood as shifts in emphasis, rather than stark ruptures. As the breadth and depth…
❤2
💢آنچه از تاریکی بیرون آمد همه را شگفتزده کرد
دانشمندان لاشه یک گاو را در اعماق دریا به عنوان طعمه استفاده کردند و نتیجه، کشف غیرمنتظره یکی از مرموزترین کوسههای جهان بود.
گاهی مهمترین کشفها زمانی رخ میدهند که پژوهشگران به دنبال چیز دیگری هستند. گروهی از زیستشناسان دریایی برای بررسی اینکه جانوران اعماق اقیانوس چگونه از لاشه جانوران بزرگ تغذیه میکنند، یک لاشه گاو را در عمق ۱٬۶۲۹ متری دریای چین جنوبی مستقر کردند. در این میان دوربینهای نصبشده در کف دریا، تصویر مهمانی غیرمنتظره را ثبت کردند. کوسه خفته اقیانوس آرام (Pacific sleeper shark)، گونهای که تاکنون هرگز در این بخش از جهان مشاهده نشده بود. این کشف میتواند دید دانشمندان را نسبت به پراکندگی یکی از اسرارآمیزترین شکارچیان اعماق اقیانوس تغییر دهد.
کوسه خفته اقیانوس آرام معمولاً در آبهای سرد شمال اقیانوس آرام زندگی میکند. از دریای برینگ و خلیج آلاسکا گرفته تا سواحل ژاپن و کالیفرنیا. مشاهده این گونه در آبهای گرمتر دریای چین جنوبی، محدوده شناختهشده زیستگاه آن را به شکل قابل توجهی گسترش میدهد و نشان میدهد این شکارچی بزرگ احتمالاً سازگاری بیشتری با شرایط محیطی دارد.
فیلمهای ثبتشده نشان میدهد کوسههای بزرگتر، با طول بیش از ۲٫۷ متر، با شدت بیشتری لاشه را تکهتکه میکردند، در حالی که نمونههای کوچکتر با احتیاط در اطراف آن شنا میکردند.
یکی دیگر از یافتههای جالب، حرکت عقبکشیدن چشم هنگام تغذیه بود. برخلاف بسیاری از کوسهها، این گونه پرده محافظ روی چشم ندارد. پژوهشگران معتقدند عقب کشیدن کره چشم احتمالاً راهکاری برای محافظت از چشم در برابر برخورد با طعمه یا لاشه است. این فرضیه با مشاهدات ویدئویی سازگار است، اما برای تأیید آن به مطالعات بیشتری نیاز خواهد بود.
در طول این مطالعه، هشت کوسه مشاهده شدند و همه آنها ماده بودند. پژوهشگران یادآور میشوند که در برخی گونههای اعماق دریا نیز الگوی مشابهی دیده شده است. این موضوع احتمال میدهد دریای چین جنوبی برای مادهها اهمیت ویژهای، مثلاً بهعنوان منطقه تغذیه یا حتی زادآوری، داشته باشد. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که در حال حاضر شواهد کافی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد.
https://www.discoverwildlife.com/animal-facts/marine-animals/pacific-sleep-shark-predation-south-china-sea
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان لاشه یک گاو را در اعماق دریا به عنوان طعمه استفاده کردند و نتیجه، کشف غیرمنتظره یکی از مرموزترین کوسههای جهان بود.
گاهی مهمترین کشفها زمانی رخ میدهند که پژوهشگران به دنبال چیز دیگری هستند. گروهی از زیستشناسان دریایی برای بررسی اینکه جانوران اعماق اقیانوس چگونه از لاشه جانوران بزرگ تغذیه میکنند، یک لاشه گاو را در عمق ۱٬۶۲۹ متری دریای چین جنوبی مستقر کردند. در این میان دوربینهای نصبشده در کف دریا، تصویر مهمانی غیرمنتظره را ثبت کردند. کوسه خفته اقیانوس آرام (Pacific sleeper shark)، گونهای که تاکنون هرگز در این بخش از جهان مشاهده نشده بود. این کشف میتواند دید دانشمندان را نسبت به پراکندگی یکی از اسرارآمیزترین شکارچیان اعماق اقیانوس تغییر دهد.
کوسه خفته اقیانوس آرام معمولاً در آبهای سرد شمال اقیانوس آرام زندگی میکند. از دریای برینگ و خلیج آلاسکا گرفته تا سواحل ژاپن و کالیفرنیا. مشاهده این گونه در آبهای گرمتر دریای چین جنوبی، محدوده شناختهشده زیستگاه آن را به شکل قابل توجهی گسترش میدهد و نشان میدهد این شکارچی بزرگ احتمالاً سازگاری بیشتری با شرایط محیطی دارد.
فیلمهای ثبتشده نشان میدهد کوسههای بزرگتر، با طول بیش از ۲٫۷ متر، با شدت بیشتری لاشه را تکهتکه میکردند، در حالی که نمونههای کوچکتر با احتیاط در اطراف آن شنا میکردند.
یکی دیگر از یافتههای جالب، حرکت عقبکشیدن چشم هنگام تغذیه بود. برخلاف بسیاری از کوسهها، این گونه پرده محافظ روی چشم ندارد. پژوهشگران معتقدند عقب کشیدن کره چشم احتمالاً راهکاری برای محافظت از چشم در برابر برخورد با طعمه یا لاشه است. این فرضیه با مشاهدات ویدئویی سازگار است، اما برای تأیید آن به مطالعات بیشتری نیاز خواهد بود.
در طول این مطالعه، هشت کوسه مشاهده شدند و همه آنها ماده بودند. پژوهشگران یادآور میشوند که در برخی گونههای اعماق دریا نیز الگوی مشابهی دیده شده است. این موضوع احتمال میدهد دریای چین جنوبی برای مادهها اهمیت ویژهای، مثلاً بهعنوان منطقه تغذیه یا حتی زادآوری، داشته باشد. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که در حال حاضر شواهد کافی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد.
https://www.discoverwildlife.com/animal-facts/marine-animals/pacific-sleep-shark-predation-south-china-sea
🆔@ScientificDialectics
Discover Wildlife
Scientists sunk a cow into the South China Sea. Then a gigantic animal appeared | Discover Wildlife
The enormous deep-sea creature, which can grow up to seven metres in length, had never been filmed in this part of the world before.
❤5
💢جنجال استفاده زندایا از جواهرات ۳ هزار ساله ایرانی در رویداد فیلم «ادیسه»
استفاده زندایا از گوشوارههای طلا ۳۰۰۰ ساله باستانی ایران (مجموعه زیویه) در رویداد فیلم ادیسه، موجی از انتقادات باستانشناسان و معترضین را به همراه داشت.
به گزارش مجله باستان شناسی ، بازیگر سرشناس هالیوود، زندایا (Zendaya)، در جریان تور تبلیغاتی فیلم جدید کریستوفر نولان با نام «ادیسه» (The Odyssey) در لندن، با بهکارگیری گوشوارههایی از جنس طلا متعلق به تقریباً ۳,۰۰۰ سال پیش (دوران هخامنشی/مادی ایران)، جنجالآفرین شد. این اقدام که با اعتراض شدید باستان شناسان و تاریخدانان همراه بوده، بحثهای داغی را پیرامون غارت، کالاسازی و استفاده تجملی از آثار غارتشده میراث جهانی به راه انداخته است.
یک گنجینه باستانی در خدمت فرش قرمز!
زندایا که در اثر جدید کریستوفر نولان نقش «آتنا» (الهه خرد و جنگ) را ایفا میکند، در مراسم فرش قرمز لندن با گوشوارههایی ظاهر شد که از آثار باستانی ایران مربوط به حدود ۷۰۰ پیش از میلاد ساخته شدهاند.
این گوشوارهها متعلق به گالری اعیانی «بارون لندن» (Barron London) است. طبق بیانیه این گالری، این قطعات در سال ۲۰۲۵ از یک جواهرسازی خریده شده و منتسب به گنجینه معروف زیویه (Ziwiye) هستند که در سال ۱۹۴۷ در شمال غربی ایران (کردستان) توسط چوپانان محلی کشف و سپس مورد غارت قرار گرفت. بخش عمدهای از این گنجینه در دهه ۱۹۶۰ میلادی در بازارهای سیاه عتیقهجات به خارج از ایران قاچاق شد و امروز در موزهها و مجموعههای خصوصی جهان پراکنده است.
خشم باستان شناسان: «اینها میراث بشریتاند، نه اکسسوری!»
پروفسور سوسن بابایی، تاریخدان برجسته هنر در موسسه کورتولد (Courtauld Institute)، با ابراز خشم شدید از این اتفاق گفت: «بسیار تکاندهنده است که هیچکس در تیم استایل و مد این بازیگر فکر نکرده که این کار شاید فکره خوبی نباشد. طراحان لباس و استایلیستهای سلبریتیها حساسیت و سواد فرهنگی کافی ندارند و این کار، غارت، پیشپاافتادهسازی و جدا کردن آثار از هویت تاریخی ایران است.»
دکتر آنلیس بر (Dr. Annelise Baer)، باستانشناس و تهیهکننده نیز تاکید کرد: «مسئله اصلی این است که این گوشوارهها از اشیاء باستانی غارتشده ساخته شدهاند. استفاده زندایا از آنها روی فرش قرمز، این موضوع تلخ را به شکل عریانی در معرض دید عموم قرار داد.»
توجیه گالری بارون و تناقضهای سیاسی-فرهنگی
گالری بارون در دفاع از خود مدعی شده که هدف از قرض دادن این جواهرات، تجاری نبوده بلکه «تجلیل از هنر و استادی والای جواهرسازان پارسی/ایرانی» بوده است. با این حال، منتقدان میگویند تقلیل دادن آثار مقدس و ارزشمند ۳,۰۰۰ ساله به یک «اکسسوری مد روز» در حالی که ایران همواره تحت فشارهای سیاسی و بحرانهای گوناگون قرار دارد، مصداق بارز مصادره فرهنگی است.
این جنجال یادآور اتفاق مشابهی در سال ۲۰۲۲ است، زمانی که کیم کارداشیان لباس تاریخی مرلین مونرو را در مراسم مت گالا پوشید و با انتقادهای گسترده در مورد عدم حفظ و نگهداری میراثهای تاریخی روبرو شد.
https://share.google/Vpk4WZ4yqkXv8WG7L
@ScientificDialectics
استفاده زندایا از گوشوارههای طلا ۳۰۰۰ ساله باستانی ایران (مجموعه زیویه) در رویداد فیلم ادیسه، موجی از انتقادات باستانشناسان و معترضین را به همراه داشت.
به گزارش مجله باستان شناسی ، بازیگر سرشناس هالیوود، زندایا (Zendaya)، در جریان تور تبلیغاتی فیلم جدید کریستوفر نولان با نام «ادیسه» (The Odyssey) در لندن، با بهکارگیری گوشوارههایی از جنس طلا متعلق به تقریباً ۳,۰۰۰ سال پیش (دوران هخامنشی/مادی ایران)، جنجالآفرین شد. این اقدام که با اعتراض شدید باستان شناسان و تاریخدانان همراه بوده، بحثهای داغی را پیرامون غارت، کالاسازی و استفاده تجملی از آثار غارتشده میراث جهانی به راه انداخته است.
یک گنجینه باستانی در خدمت فرش قرمز!
زندایا که در اثر جدید کریستوفر نولان نقش «آتنا» (الهه خرد و جنگ) را ایفا میکند، در مراسم فرش قرمز لندن با گوشوارههایی ظاهر شد که از آثار باستانی ایران مربوط به حدود ۷۰۰ پیش از میلاد ساخته شدهاند.
این گوشوارهها متعلق به گالری اعیانی «بارون لندن» (Barron London) است. طبق بیانیه این گالری، این قطعات در سال ۲۰۲۵ از یک جواهرسازی خریده شده و منتسب به گنجینه معروف زیویه (Ziwiye) هستند که در سال ۱۹۴۷ در شمال غربی ایران (کردستان) توسط چوپانان محلی کشف و سپس مورد غارت قرار گرفت. بخش عمدهای از این گنجینه در دهه ۱۹۶۰ میلادی در بازارهای سیاه عتیقهجات به خارج از ایران قاچاق شد و امروز در موزهها و مجموعههای خصوصی جهان پراکنده است.
خشم باستان شناسان: «اینها میراث بشریتاند، نه اکسسوری!»
پروفسور سوسن بابایی، تاریخدان برجسته هنر در موسسه کورتولد (Courtauld Institute)، با ابراز خشم شدید از این اتفاق گفت: «بسیار تکاندهنده است که هیچکس در تیم استایل و مد این بازیگر فکر نکرده که این کار شاید فکره خوبی نباشد. طراحان لباس و استایلیستهای سلبریتیها حساسیت و سواد فرهنگی کافی ندارند و این کار، غارت، پیشپاافتادهسازی و جدا کردن آثار از هویت تاریخی ایران است.»
دکتر آنلیس بر (Dr. Annelise Baer)، باستانشناس و تهیهکننده نیز تاکید کرد: «مسئله اصلی این است که این گوشوارهها از اشیاء باستانی غارتشده ساخته شدهاند. استفاده زندایا از آنها روی فرش قرمز، این موضوع تلخ را به شکل عریانی در معرض دید عموم قرار داد.»
توجیه گالری بارون و تناقضهای سیاسی-فرهنگی
گالری بارون در دفاع از خود مدعی شده که هدف از قرض دادن این جواهرات، تجاری نبوده بلکه «تجلیل از هنر و استادی والای جواهرسازان پارسی/ایرانی» بوده است. با این حال، منتقدان میگویند تقلیل دادن آثار مقدس و ارزشمند ۳,۰۰۰ ساله به یک «اکسسوری مد روز» در حالی که ایران همواره تحت فشارهای سیاسی و بحرانهای گوناگون قرار دارد، مصداق بارز مصادره فرهنگی است.
این جنجال یادآور اتفاق مشابهی در سال ۲۰۲۲ است، زمانی که کیم کارداشیان لباس تاریخی مرلین مونرو را در مراسم مت گالا پوشید و با انتقادهای گسترده در مورد عدم حفظ و نگهداری میراثهای تاریخی روبرو شد.
https://share.google/Vpk4WZ4yqkXv8WG7L
@ScientificDialectics
Arkeofili
Zendaya, Odysseia Etkinliğinde Pers Takıları Yüzünden Tepki Çekti
Oyuncu Zendaya, Christopher Nolan'ın Odysseia filminin tanıtımını yaparken neredeyse 3.000 yıl öncesine tarihlenen altın eserler taktı.
❤6👍1😭1
💢حد نهایی طول عمر انسان چقدر است؟ دانشمندان حداکثر سن ممکن را کشف کردند
دانشمندان با بررسی الگوی جهشهای ژنتیکی اعلام کردند که حتی در صورت درمان تمام عوامل پیری، بدن انسان با یک سقف سخت و غیرقابل عبور برای ادامه حیات روبرو است.
پژوهشهای تازه نشان میدهد اگر روزی علم پزشکی موفق شود تمام علل و نشانههای اصلی پیری را کاملا درمان کرده و از بین ببرد، طول عمر انسان همچنان حد نهایی و مشخصی خواهد داشت.
بر اساس مدلسازیهای جدید، جهشهای اجتنابناپذیر دیانای مانعی بازدارنده ایجاد میکنند که بر اساس آن، میانگین طول عمر انسان حتی در ایدهآلترین شرایط درمانی فراتر از حدود ۲۰۰ سال نخواهد رفت.
گروهی از پژوهشگران با طراحی یک مدل ریاضی پیچیده تلاش کردند به این پرسش پاسخ دهند که اگر تمام عوامل اصلی پیری بهجز جهشهای ژنتیکی در سلولهای غیرجنسی (جهشهای سوماپیک) حذف شوند، انسان تا چه سنی میتواند زنده بماند.
جهشهای دیانای بهطور طبیعی طی زمان و با تقسیم سلولی، فرآیندهای سوختوساز بدن یا مواجهه با عوامل محیطی رخ میدهند و رویهم انباشته میشوند.
این آسیبهای ژنتیکی از سختترین عوامل پیری برای درمان یا دستکاری ژنتیکی به شمار میروند.
رویای جاودانگی در برابر واقعیت زیستشناختی
در این مطالعه که نتایج آن در مجله علمی «انپیجی ایجینگ» منتشر شده است، محققان سناریویی فرضی و ایدهآل را شبیهسازی کردند که در آن سایر عوامل شناختهشده پیری مانند التهابهای مزمن، اختلال در عملکرد میتوکندریها و تجمع سلولهای فرسوده (پیر) کاملا قابل بازگشت و درمان باشند.
نتایج این شبیهسازی نشان داد که ارگانهای مختلف بدن واکنشهای بسیار متفاوتی به آسیبهای ناشی از جهشهای ژنتیکی نشان میدهند.
در این میان، بافتهای مغز و قلب به دلیل داشتن سلولهای حیاتی و غیرقابل جایگزینی که پس از تولد بهندرت تقسیم میشوند، بیشترین آسیبپذیری را در برابر انباشت این جهشها دارند.
در مقابل، کبد به عنوان عضوی با توانایی بازسازی بالا، بهطور مداوم سلولهای فرسوده را جایگزین میکند.
با ترکیب شبیهسازی کارکرد ارگانهای مختلف در یک مدل یکپارچه، دانشمندان دریافتند انسانهایی که تنها با پیری ناشی از جهشهای ژنتیکی روبرو هستند، به میانه طول عمری بین ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال خواهند رسید؛ رقمی که تقریبا دو برابر میانگین طول عمر فعلی بشر (حدود ۷۹ سال) است.
پژوهشگران در مقاله خود نوشتهاند: «نتایج ما نشان میدهد که حتی با حذف تمامی نشانههای پیری به جز جهشهای سوماپیک، میانگین طول عمر انسان به ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال میرسد. این شکاف دو برابری نشان میدهد سایر عوامل پیری دستکم به اندازه جهشهای ژنتیکی در محدود کردن طول عمر انسان نقش دارند.»
گامی به سوی نظریه جامع پیری
با وجود این نتایج شگفتانگیز، دانشمندان تاکید دارند که این پژوهش یک دستاورد نظری و محاسباتی است و نباید آن را به عنوان یک آزمایش بالینی یا قطعی تلقی کرد، چرا که متغیرهای مدل به نحوه تعامل پیچیده میان ارگانهای بدن وابسته است.
هدف اصلی این مطالعه، اثبات این واقعیت است که جهشهای ساختاری دیانای بزرگترین سد راه زیستشناختی در صورت دستیابی پزشکی آینده به درمان سایر ابعاد پیری خواهند بود.
این مدلسازی گامی کلیدی برای تفکیک فرآیند پیری به اجزای قابل سنجش مکانیکی محسوب میشود و میتواند راه را برای شکلگیری یک نظریه جامع و دقیق درباره پیری هموار سازد.
https://doi.org/10.1038/s41514-026-00421-6
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان با بررسی الگوی جهشهای ژنتیکی اعلام کردند که حتی در صورت درمان تمام عوامل پیری، بدن انسان با یک سقف سخت و غیرقابل عبور برای ادامه حیات روبرو است.
پژوهشهای تازه نشان میدهد اگر روزی علم پزشکی موفق شود تمام علل و نشانههای اصلی پیری را کاملا درمان کرده و از بین ببرد، طول عمر انسان همچنان حد نهایی و مشخصی خواهد داشت.
بر اساس مدلسازیهای جدید، جهشهای اجتنابناپذیر دیانای مانعی بازدارنده ایجاد میکنند که بر اساس آن، میانگین طول عمر انسان حتی در ایدهآلترین شرایط درمانی فراتر از حدود ۲۰۰ سال نخواهد رفت.
گروهی از پژوهشگران با طراحی یک مدل ریاضی پیچیده تلاش کردند به این پرسش پاسخ دهند که اگر تمام عوامل اصلی پیری بهجز جهشهای ژنتیکی در سلولهای غیرجنسی (جهشهای سوماپیک) حذف شوند، انسان تا چه سنی میتواند زنده بماند.
جهشهای دیانای بهطور طبیعی طی زمان و با تقسیم سلولی، فرآیندهای سوختوساز بدن یا مواجهه با عوامل محیطی رخ میدهند و رویهم انباشته میشوند.
این آسیبهای ژنتیکی از سختترین عوامل پیری برای درمان یا دستکاری ژنتیکی به شمار میروند.
رویای جاودانگی در برابر واقعیت زیستشناختی
در این مطالعه که نتایج آن در مجله علمی «انپیجی ایجینگ» منتشر شده است، محققان سناریویی فرضی و ایدهآل را شبیهسازی کردند که در آن سایر عوامل شناختهشده پیری مانند التهابهای مزمن، اختلال در عملکرد میتوکندریها و تجمع سلولهای فرسوده (پیر) کاملا قابل بازگشت و درمان باشند.
نتایج این شبیهسازی نشان داد که ارگانهای مختلف بدن واکنشهای بسیار متفاوتی به آسیبهای ناشی از جهشهای ژنتیکی نشان میدهند.
در این میان، بافتهای مغز و قلب به دلیل داشتن سلولهای حیاتی و غیرقابل جایگزینی که پس از تولد بهندرت تقسیم میشوند، بیشترین آسیبپذیری را در برابر انباشت این جهشها دارند.
در مقابل، کبد به عنوان عضوی با توانایی بازسازی بالا، بهطور مداوم سلولهای فرسوده را جایگزین میکند.
با ترکیب شبیهسازی کارکرد ارگانهای مختلف در یک مدل یکپارچه، دانشمندان دریافتند انسانهایی که تنها با پیری ناشی از جهشهای ژنتیکی روبرو هستند، به میانه طول عمری بین ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال خواهند رسید؛ رقمی که تقریبا دو برابر میانگین طول عمر فعلی بشر (حدود ۷۹ سال) است.
پژوهشگران در مقاله خود نوشتهاند: «نتایج ما نشان میدهد که حتی با حذف تمامی نشانههای پیری به جز جهشهای سوماپیک، میانگین طول عمر انسان به ۱۴۶ تا ۱۹۴ سال میرسد. این شکاف دو برابری نشان میدهد سایر عوامل پیری دستکم به اندازه جهشهای ژنتیکی در محدود کردن طول عمر انسان نقش دارند.»
گامی به سوی نظریه جامع پیری
با وجود این نتایج شگفتانگیز، دانشمندان تاکید دارند که این پژوهش یک دستاورد نظری و محاسباتی است و نباید آن را به عنوان یک آزمایش بالینی یا قطعی تلقی کرد، چرا که متغیرهای مدل به نحوه تعامل پیچیده میان ارگانهای بدن وابسته است.
هدف اصلی این مطالعه، اثبات این واقعیت است که جهشهای ساختاری دیانای بزرگترین سد راه زیستشناختی در صورت دستیابی پزشکی آینده به درمان سایر ابعاد پیری خواهند بود.
این مدلسازی گامی کلیدی برای تفکیک فرآیند پیری به اجزای قابل سنجش مکانیکی محسوب میشود و میتواند راه را برای شکلگیری یک نظریه جامع و دقیق درباره پیری هموار سازد.
https://doi.org/10.1038/s41514-026-00421-6
🆔@ScientificDialectics
Nature
Somatic mutations impose an entropic upper bound on human lifespan
npj Aging - Somatic mutations impose an entropic upper bound on human lifespan
❤10👍1