💢کشف تخته بازی ۲ هزار ساله در مقبره باستانی : ابزاری برای طالعبینی مرگ
باستانشناسان در یک مقبره باستانی، قطعات نادر از یک بازی اسرارآمیز چینی را کشف کردند که ۲ هزار سال پیش برای پیشبینی سرنوشت، طالعبینی آینده و ارتباط با جهان مردگان استفاده میشد.
به گزارش مجله باستان شناسی ، باستانشناسان در جریان کاوشهای اخیر خود در یک مقبره باستانی، موفق به کشف قطعات شگفتانگیز و نادری از یک بازی تختهای ۲ هزار ساله شدند که در چین باستان به عنوان ابزاری مخوف برای پیشبینی سرنوشت و طالعبینی آینده استفاده میشده است. این بازی اسرارآمیز که «لیوبو» (Liubo) نام دارد و قوانین آن قرنهاست که مفقود شده، فراتر از یک سرگرمی، دروازهای آیینی برای ارتباط با جهان مردگان و هدایت روح متوفی در دنیای پس از مرگ بوده است.
کشف تختههای بازی طالعبینی در مقبرههای سلسله هان (کشف کلیدی)
در جریان عملیات آمادهسازی زمین برای ساخت خوابگاه دانشجویی در پردیس چانگانِ «دانشگاه نرمال شانشی»، باستانشناسان ۲۵ مقبره باستانی را پاکسازی کردند که ۱۰ مورد از مقبرههای سلسله هان کاملاً دستنخورده باقی مانده بودند.
در این میان، ۱۳۰ مجموعه شیء از زیر خاک بیرون کشیده شد که برجستهترین آنها، تختههای بازی باستانی «لیوبو» (Liubo) بود. لیوبو که به معنای «شش چوب» است، یک بازی دو نفره با قدمت بیش از ۲,۰۰۰ سال است که کارشناسان آن را نیای شطرنج چینی میدانند.
کشف مقبره «شانزده پادشاهی» و ارتش سفالین
در منطقه شینچنگ در شهر شیآن، باستانشناسان در جریان یک پروژه نوسازی شهری، مقبرهای متعلق به دوران «شانزده پادشاهی» (۳۰۴-۴۳۹ میلادی) را کشف کردند.
اگرچه این مقبره در گذشته مورد سرقت و دستبرد قرار گرفته بود، اما دانشمندان موفق شدند ۶۰ قطعه شیء باستانی، عمدتاً تندیسهای سفالی، را کشف کنند. این تندیسها شامل مجسمههای انسانی، نوازندگان زنِ نشسته، ارابه و اسبهای مینیاتوری مجهز به زین و یراقآلات نقاشیشده کاملاً سالم هستند که اطلاعات بینظیری از سیستم نظامی و آیینهای تدفین آن دوران به دست میدهند.
مقبرههای سلسله تانگ و پیوند با جادوی تائوریسم
یکی دیگر از اکتشافات بزرگ در منطقه چانگان رخ داد؛ جایی که ۱۱ مقبره باستانی کشف شد. دو مقبره به نامهای M1 و M2 به طرز شگفتانگیزی سالم مانده و حاوی کتیبههایی با تاریخ دقیق بودند که تحول بزرگی در شناخت اواخر سلسله تانگ (۶۱۸-۹۰۷ میلادی) ایجاد میکند.
کتیبه مقبره M2 اطلاعات بسیار نادری درباره روابط زناشویی، ساختار خانواده و آداب دفن زوجین در آن دوران ارائه میدهد. نکته هیجانانگیز این مقبره، تندیسهای عجیب و غریبی است که در آن پیدا شده؛ از جمله موجوداتی با مدل موهای بسیار بلند، گوشهای غولآسا و گوزنهایی با شاخهای پیچخورده. باستانشناسان معتقدند صاحب این مقبره عمیقاً در آیینها و جادوگری تائوئیستی غرق بوده و این مجسمهها مستقیماً با اسطورهشناسی، باورهای ماوراءالطبیعه و نمادهای مذهبی چین باستان مرتبط هستند.
گورستان مشترک عاشقانه در سلسله ژو شمالی
آخرین کشف مربوط به مقبره «یوون وی» (Yuwen Wei)، یکی از مقامات برجسته نظامی و حکومتی است که در سال ۵۷۹ میلادی (سلسله ژو شمالی) درگذشته است.
این مقبره حاوی ۱۱۵ شیء باستانی از جمله ظروف سفالی، پرسلین، اشیای فلزی و جواهرات بود. اما بخش شگفتانگیز، کشف بقایای دو اسکلت در اتاقک پشتی بود. بررسیها نشان داد این گور، محل دفن مشترک این مقام حکومتی و همسرش بوده است؛ اسکلت زن در ضلع شرقی و اسکلت مرد در ضلع غربی تابوت قرار داشت که دقیقاً با اطلاعات حکشده روی سنگ قبر مطابقت دارد. همچنین یک ظرف آبخوری از جنس پرسلین سفید با ظرافت خیرهکننده در این مقبره پیدا شد که تاریخچه تکامل چینیِ سفید در سلسله سوئی را بازنویسی میکند.
https://www.globaltimes.cn/page/202607/1366046.shtml
🆔@ScientificDialectics
باستانشناسان در یک مقبره باستانی، قطعات نادر از یک بازی اسرارآمیز چینی را کشف کردند که ۲ هزار سال پیش برای پیشبینی سرنوشت، طالعبینی آینده و ارتباط با جهان مردگان استفاده میشد.
به گزارش مجله باستان شناسی ، باستانشناسان در جریان کاوشهای اخیر خود در یک مقبره باستانی، موفق به کشف قطعات شگفتانگیز و نادری از یک بازی تختهای ۲ هزار ساله شدند که در چین باستان به عنوان ابزاری مخوف برای پیشبینی سرنوشت و طالعبینی آینده استفاده میشده است. این بازی اسرارآمیز که «لیوبو» (Liubo) نام دارد و قوانین آن قرنهاست که مفقود شده، فراتر از یک سرگرمی، دروازهای آیینی برای ارتباط با جهان مردگان و هدایت روح متوفی در دنیای پس از مرگ بوده است.
کشف تختههای بازی طالعبینی در مقبرههای سلسله هان (کشف کلیدی)
در جریان عملیات آمادهسازی زمین برای ساخت خوابگاه دانشجویی در پردیس چانگانِ «دانشگاه نرمال شانشی»، باستانشناسان ۲۵ مقبره باستانی را پاکسازی کردند که ۱۰ مورد از مقبرههای سلسله هان کاملاً دستنخورده باقی مانده بودند.
در این میان، ۱۳۰ مجموعه شیء از زیر خاک بیرون کشیده شد که برجستهترین آنها، تختههای بازی باستانی «لیوبو» (Liubo) بود. لیوبو که به معنای «شش چوب» است، یک بازی دو نفره با قدمت بیش از ۲,۰۰۰ سال است که کارشناسان آن را نیای شطرنج چینی میدانند.
پیوند بازی با طالعبینی و سرنوشت: این بازی در دوران سلسله هان غربی میان پادشاهان و مردم عادی به شدت محبوب بود؛ اما راز بزرگ آن در این است که قطعات و تخته بازی، مکانیزمی برای کیهانشناسی و طالعبینی به شمار میرفتند. مردمان باستان معتقد بودند تاسها و حرکت قطعات روی این تختهها، تحت کنترل نیروهای ماوراءالطبیعه است و میتوان از طریق آن، مسیر سرنوشت فرد و آینده را پیشبینی کرد. قرار دادن این تختهها در قبر، تلاشی برای پیشگویی و هدایت روح متوفی در دنیای تاریک پس از مرگ بوده است. قوانین دقیق این بازی مرموز پس از سلسله تانگ (۶۱۸-۹۰۷ میلادی) به طور کامل در تاریخ گم شد.
کشف مقبره «شانزده پادشاهی» و ارتش سفالین
در منطقه شینچنگ در شهر شیآن، باستانشناسان در جریان یک پروژه نوسازی شهری، مقبرهای متعلق به دوران «شانزده پادشاهی» (۳۰۴-۴۳۹ میلادی) را کشف کردند.
اگرچه این مقبره در گذشته مورد سرقت و دستبرد قرار گرفته بود، اما دانشمندان موفق شدند ۶۰ قطعه شیء باستانی، عمدتاً تندیسهای سفالی، را کشف کنند. این تندیسها شامل مجسمههای انسانی، نوازندگان زنِ نشسته، ارابه و اسبهای مینیاتوری مجهز به زین و یراقآلات نقاشیشده کاملاً سالم هستند که اطلاعات بینظیری از سیستم نظامی و آیینهای تدفین آن دوران به دست میدهند.
مقبرههای سلسله تانگ و پیوند با جادوی تائوریسم
یکی دیگر از اکتشافات بزرگ در منطقه چانگان رخ داد؛ جایی که ۱۱ مقبره باستانی کشف شد. دو مقبره به نامهای M1 و M2 به طرز شگفتانگیزی سالم مانده و حاوی کتیبههایی با تاریخ دقیق بودند که تحول بزرگی در شناخت اواخر سلسله تانگ (۶۱۸-۹۰۷ میلادی) ایجاد میکند.
کتیبه مقبره M2 اطلاعات بسیار نادری درباره روابط زناشویی، ساختار خانواده و آداب دفن زوجین در آن دوران ارائه میدهد. نکته هیجانانگیز این مقبره، تندیسهای عجیب و غریبی است که در آن پیدا شده؛ از جمله موجوداتی با مدل موهای بسیار بلند، گوشهای غولآسا و گوزنهایی با شاخهای پیچخورده. باستانشناسان معتقدند صاحب این مقبره عمیقاً در آیینها و جادوگری تائوئیستی غرق بوده و این مجسمهها مستقیماً با اسطورهشناسی، باورهای ماوراءالطبیعه و نمادهای مذهبی چین باستان مرتبط هستند.
گورستان مشترک عاشقانه در سلسله ژو شمالی
آخرین کشف مربوط به مقبره «یوون وی» (Yuwen Wei)، یکی از مقامات برجسته نظامی و حکومتی است که در سال ۵۷۹ میلادی (سلسله ژو شمالی) درگذشته است.
این مقبره حاوی ۱۱۵ شیء باستانی از جمله ظروف سفالی، پرسلین، اشیای فلزی و جواهرات بود. اما بخش شگفتانگیز، کشف بقایای دو اسکلت در اتاقک پشتی بود. بررسیها نشان داد این گور، محل دفن مشترک این مقام حکومتی و همسرش بوده است؛ اسکلت زن در ضلع شرقی و اسکلت مرد در ضلع غربی تابوت قرار داشت که دقیقاً با اطلاعات حکشده روی سنگ قبر مطابقت دارد. همچنین یک ظرف آبخوری از جنس پرسلین سفید با ظرافت خیرهکننده در این مقبره پیدا شد که تاریخچه تکامل چینیِ سفید در سلسله سوئی را بازنویسی میکند.
https://www.globaltimes.cn/page/202607/1366046.shtml
🆔@ScientificDialectics
www.globaltimes.cn
2,000-year-old chessboards found in Han Dynasty tombs
Chinese archaeologists have unveiled four new archaeological discoveries in Northwest China's Shaanxi Province, including a collection of Han Dynasty (206BC-AD220) tombs containing ancient chessboards, dating back to 2,000 years ago, a Northern Zhou Dynasty…
❤4
💢راز بزرگترین الماسهای جهان / این سنگهای گرانقیمت از کجا آمدهاند؟
بزرگترین و ارزشمندترین الماسهای جهان تاریخ اعماق زمین را در خود حفظ کردهاند. پژوهشگران دانشگاه کیپتاون با بررسی سنگهای آتشفشانی حامل این الماسها، سرنخهای تازهای از منشأ آنها و چرخه مواد در اعماق زمین به دست آوردهاند.
الماسهای موسوم به CLIPPIR در محیطی کاملاً متفاوت از بیشتر الماسهای معمولی شکل گرفتهاند و منشأ آنها به سنگهای کف اقیانوسهای باستانی بازمیگردد که صدها میلیون سال پیش به اعماق زمین فرورفتهاند.
الماسهای CLIPPIR کمتر از یک درصد الماسهای طبیعی جهان را تشکیل میدهند، اما تقریباً تمام مشهورترین الماسهای غولپیکر در این گروه قرار میگیرند. مشهورترین آنها الماس کولینان با وزن ۳۱۰۶ قیراط است که بزرگترین الماس خام کشفشده در تاریخ محسوب میشود. همچنین الماس لسدی لا رونا با وزن ۱۱۱۱ قیراط در سال ۲۰۱۵ در بوتسوانا کشف و دو سال بعد به قیمت حدود ۵۳ میلیون دلار فروخته شد. تازهترین عضو این خانواده نیز الماس موتسودی با وزن ۲۴۹۲ قیراط است که در سال ۲۰۲۴ از همان معدن استخراج شد.
این الماسها کجا متولد میشوند؟
نتایج پژوهشی که در مجله Nature Communications منتشر شده، نشان میدهد که برخلاف بیشتر الماسها که در عمق حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتری زمین تشکیل میشوند، الماسهای CLIPPIR در ناحیه گذار گوشته و در عمقی بین ۴۱۰ تا ۶۶۰ کیلومتر رشد میکنند. منطقهای که فشار و دمای آن چندین برابر بیشتر از محل تشکیل الماسهای معمولی است.
این الماسها اطلاعاتی از بخشی از زمین در اختیار دانشمندان قرار میدهند که دسترسی مستقیم به آن تقریباً غیرممکن است.
پژوهشگران برای کشف منشأ این الماسها، ترکیب شیمیایی کانی الیوین را در سنگهای آتشفشانی کیمبرلیت بررسی کردند. سنگهایی که مانند آسانسور طبیعی، الماسها را با سرعت زیاد از اعماق زمین به سطح میآورند.
نتایج نشان داد کیمبرلیتهایی که الماسهای CLIPPIR را حمل میکنند، از پوسته اقیانوسی بازالتی تشکیل شده است. به بیان دیگر، بخشی از کف اقیانوسهای باستانی پس از فرورانش به اعماق گوشته، در شرایط فشار و دمای بسیار بالا به محیطی مناسب برای تشکیل این الماسهای غولآسا تبدیل شده است.
این سنگها که بسیار چگال هستند چگونه دوباره به سطح زمین رسیدند؟ پژوهشگران احتمال میدهند ستونهای عظیم سنگ داغ موسوم به ستونهای گوشتهای (Mantle Plumes) این مواد سنگین را از اعماق بالا کشیده باشند. سپس این سنگهای الماسدار صدها میلیون سال در زیر قارههای کهن باقی ماندهاند تا اینکه فورانهای نادر کیمبرلیتی آنها را با سرعت بسیار زیاد به سطح زمین منتقل کردهاند.
اگر سرعت این فورانها کافی نباشد، الماسها پیش از رسیدن به سطح میتوانند به گرافیت تبدیل شوند به همین دلیل تنها تعداد اندکی از فورانهای کیمبرلیتی موفق به حفظ چنین الماسهای عظیمی شدهاند. پژوهشگران میگویند وجود الیوینهای غنی از آهن میتواند بهعنوان یک نشانگر زمینشناسی برای شناسایی کیمبرلیتهای مستعد یافتن الماسهای CLIPPIR استفاده شود.
به گفته پژوهشگران، این روش تضمین نمیکند که الماس غولپیکری پیدا شود، اما میتواند احتمال موفقیت اکتشاف را افزایش دهد و در عین حال اطلاعات ارزشمندی درباره چرخه بازیافت مواد در اعماق زمین و تکامل سیاره ما در اختیار دانشمندان قرار دهد.
https://phys.org/news/2026-07-world-biggest-diamonds-geology.html
🆔@ScientificDialectics
بزرگترین و ارزشمندترین الماسهای جهان تاریخ اعماق زمین را در خود حفظ کردهاند. پژوهشگران دانشگاه کیپتاون با بررسی سنگهای آتشفشانی حامل این الماسها، سرنخهای تازهای از منشأ آنها و چرخه مواد در اعماق زمین به دست آوردهاند.
الماسهای موسوم به CLIPPIR در محیطی کاملاً متفاوت از بیشتر الماسهای معمولی شکل گرفتهاند و منشأ آنها به سنگهای کف اقیانوسهای باستانی بازمیگردد که صدها میلیون سال پیش به اعماق زمین فرورفتهاند.
الماسهای CLIPPIR کمتر از یک درصد الماسهای طبیعی جهان را تشکیل میدهند، اما تقریباً تمام مشهورترین الماسهای غولپیکر در این گروه قرار میگیرند. مشهورترین آنها الماس کولینان با وزن ۳۱۰۶ قیراط است که بزرگترین الماس خام کشفشده در تاریخ محسوب میشود. همچنین الماس لسدی لا رونا با وزن ۱۱۱۱ قیراط در سال ۲۰۱۵ در بوتسوانا کشف و دو سال بعد به قیمت حدود ۵۳ میلیون دلار فروخته شد. تازهترین عضو این خانواده نیز الماس موتسودی با وزن ۲۴۹۲ قیراط است که در سال ۲۰۲۴ از همان معدن استخراج شد.
این الماسها کجا متولد میشوند؟
نتایج پژوهشی که در مجله Nature Communications منتشر شده، نشان میدهد که برخلاف بیشتر الماسها که در عمق حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتری زمین تشکیل میشوند، الماسهای CLIPPIR در ناحیه گذار گوشته و در عمقی بین ۴۱۰ تا ۶۶۰ کیلومتر رشد میکنند. منطقهای که فشار و دمای آن چندین برابر بیشتر از محل تشکیل الماسهای معمولی است.
این الماسها اطلاعاتی از بخشی از زمین در اختیار دانشمندان قرار میدهند که دسترسی مستقیم به آن تقریباً غیرممکن است.
پژوهشگران برای کشف منشأ این الماسها، ترکیب شیمیایی کانی الیوین را در سنگهای آتشفشانی کیمبرلیت بررسی کردند. سنگهایی که مانند آسانسور طبیعی، الماسها را با سرعت زیاد از اعماق زمین به سطح میآورند.
نتایج نشان داد کیمبرلیتهایی که الماسهای CLIPPIR را حمل میکنند، از پوسته اقیانوسی بازالتی تشکیل شده است. به بیان دیگر، بخشی از کف اقیانوسهای باستانی پس از فرورانش به اعماق گوشته، در شرایط فشار و دمای بسیار بالا به محیطی مناسب برای تشکیل این الماسهای غولآسا تبدیل شده است.
این سنگها که بسیار چگال هستند چگونه دوباره به سطح زمین رسیدند؟ پژوهشگران احتمال میدهند ستونهای عظیم سنگ داغ موسوم به ستونهای گوشتهای (Mantle Plumes) این مواد سنگین را از اعماق بالا کشیده باشند. سپس این سنگهای الماسدار صدها میلیون سال در زیر قارههای کهن باقی ماندهاند تا اینکه فورانهای نادر کیمبرلیتی آنها را با سرعت بسیار زیاد به سطح زمین منتقل کردهاند.
اگر سرعت این فورانها کافی نباشد، الماسها پیش از رسیدن به سطح میتوانند به گرافیت تبدیل شوند به همین دلیل تنها تعداد اندکی از فورانهای کیمبرلیتی موفق به حفظ چنین الماسهای عظیمی شدهاند. پژوهشگران میگویند وجود الیوینهای غنی از آهن میتواند بهعنوان یک نشانگر زمینشناسی برای شناسایی کیمبرلیتهای مستعد یافتن الماسهای CLIPPIR استفاده شود.
به گفته پژوهشگران، این روش تضمین نمیکند که الماس غولپیکری پیدا شود، اما میتواند احتمال موفقیت اکتشاف را افزایش دهد و در عین حال اطلاعات ارزشمندی درباره چرخه بازیافت مواد در اعماق زمین و تکامل سیاره ما در اختیار دانشمندان قرار دهد.
https://phys.org/news/2026-07-world-biggest-diamonds-geology.html
🆔@ScientificDialectics
Phys.org
Where do the world's biggest diamonds come from? Geology now has answers
Some of the most extraordinary gems ever found belong to a rare class of diamonds known as CLIPPIRs (Cullinan-like, Large, Inclusion-Poor, Pure, Irregular, Resorbed). They make up less than 1% of all ...
❤5
💢قدرتمندترین موشک جهان آماده پرتاب شد
استارشیپ، قدرتمندترین سامانه موشکی جهان برای سیزدهمین پرتاب آزمایشی آماده میشود و طبق اعلام اسپیسایکس پنجشنبه ۱ مرداد به فضا پرتاب خواهد شد.
استارشیپ، قدرتمندترین موشک جهان، برای سیزدهمین پرتاب آزمایشی آماده شده است و قرار است پنجشنبه ۲۳ ژوئیه به فضا پرتاب شود. در این ماموریت، موشک ۲۰ ماهواره واقعی استارلینک نسخه ۳ را حمل کند تا سامانه ارتباطات لیزری و استقرار ماهوارهها آزمایش شود. موفقیت این پرواز میتواند گام مهمی در توسعه این سامانه فضایی باشد.
شرکت اسپیسایکس اعلام کرد پس از لغو پرتاب آزمایشی قبلی در آخرین لحظات، اکنون قصد دارد پنجشنبه ۲۳ ژوئیه (به وقت آمریکا) سیزدهمین پرواز آزمایشی موشک استارشیپ را انجام دهد. این پرتاب ابتدا برای دوشنبه برنامهریزی شده بود، اما پس از بررسیهای فنی چند روز به تعویق افتاد.
تلاش قبلی تنها چند ثانیه پیش از روشن شدن کامل موتورها متوقف شد زیرا تعدادی از موتورهای رپتور بوستر بهدرستی روشن نشدند. ایلان ماسک اعلام کرده بود که دو موتور تعویض خواهند شد و سامانه پیشران نیز تغییراتی را تجربه میکند.
در این ماموریت، استارشیپ برای نخستین بار ۲۰ ماهواره واقعی استارلینک نسخه ۳ را حمل خواهد کرد تا سامانه استقرار ماهوارهها و ارتباطات لیزری میان آنها آزمایش شود. با این حال، این ماهوارهها وارد مدار عملیاتی نخواهند شد و طبق برنامه پس از پایان آزمایش در جو زمین خواهند سوخت. اسپیسایکس اعلام کرده است که استقرار عملیاتی ماهوارههای استارلینک توسط استارشیپ را تا پایان سال هدفگذاری کرده است.
استارشیپ مهمترین پروژه اسپیسایکس برای کاهش هزینه پرتابهای فضایی، توسعه شبکه استارلینک و مأموریتهای آینده به ماه و مریخ به شمار میرود. موفقیت پرواز سیزدهم میتواند گام مهمی در اثبات قابلیتهای این سامانه پس از چند آزمایش پرچالش اخیر باشد.
https://www.reuters.com/business/media-telecom/spacex-moves-starship-launch-attempt-thursday-2026-07-19/
🆔@ScientificDialectics
استارشیپ، قدرتمندترین سامانه موشکی جهان برای سیزدهمین پرتاب آزمایشی آماده میشود و طبق اعلام اسپیسایکس پنجشنبه ۱ مرداد به فضا پرتاب خواهد شد.
استارشیپ، قدرتمندترین موشک جهان، برای سیزدهمین پرتاب آزمایشی آماده شده است و قرار است پنجشنبه ۲۳ ژوئیه به فضا پرتاب شود. در این ماموریت، موشک ۲۰ ماهواره واقعی استارلینک نسخه ۳ را حمل کند تا سامانه ارتباطات لیزری و استقرار ماهوارهها آزمایش شود. موفقیت این پرواز میتواند گام مهمی در توسعه این سامانه فضایی باشد.
شرکت اسپیسایکس اعلام کرد پس از لغو پرتاب آزمایشی قبلی در آخرین لحظات، اکنون قصد دارد پنجشنبه ۲۳ ژوئیه (به وقت آمریکا) سیزدهمین پرواز آزمایشی موشک استارشیپ را انجام دهد. این پرتاب ابتدا برای دوشنبه برنامهریزی شده بود، اما پس از بررسیهای فنی چند روز به تعویق افتاد.
تلاش قبلی تنها چند ثانیه پیش از روشن شدن کامل موتورها متوقف شد زیرا تعدادی از موتورهای رپتور بوستر بهدرستی روشن نشدند. ایلان ماسک اعلام کرده بود که دو موتور تعویض خواهند شد و سامانه پیشران نیز تغییراتی را تجربه میکند.
در این ماموریت، استارشیپ برای نخستین بار ۲۰ ماهواره واقعی استارلینک نسخه ۳ را حمل خواهد کرد تا سامانه استقرار ماهوارهها و ارتباطات لیزری میان آنها آزمایش شود. با این حال، این ماهوارهها وارد مدار عملیاتی نخواهند شد و طبق برنامه پس از پایان آزمایش در جو زمین خواهند سوخت. اسپیسایکس اعلام کرده است که استقرار عملیاتی ماهوارههای استارلینک توسط استارشیپ را تا پایان سال هدفگذاری کرده است.
استارشیپ مهمترین پروژه اسپیسایکس برای کاهش هزینه پرتابهای فضایی، توسعه شبکه استارلینک و مأموریتهای آینده به ماه و مریخ به شمار میرود. موفقیت پرواز سیزدهم میتواند گام مهمی در اثبات قابلیتهای این سامانه پس از چند آزمایش پرچالش اخیر باشد.
https://www.reuters.com/business/media-telecom/spacex-moves-starship-launch-attempt-thursday-2026-07-19/
🆔@ScientificDialectics
❤6🔥1
💢مطالعه: زندگی کنار ترافیک پرسر و صدا خطر پارکینسون را افزایش میدهد
پژوهشی تازه نشان میدهد قرارگرفتن طولانیمدت در کنار خیابانهای پررفتوآمد خطر ابتلا به پارکینسون را بالا میبرد، هرچند سمت آرام خانه میتواند تا حدی محافظت ایجاد کند.
نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صدای ترافیک جادهای با افزایش خطر ابتلا به بیماری پارکینسون همراه است؛ احتمالا به دلیل اختلال در خواب و استرس سیستمیک.
پژوهشگران دانمارکی دادههای بیش از سه میلیون ساکن را بررسی کردند تا مشخص شود آیا نویز پایدار در مناطق مختلف مسکونی و موقعیتهای گوناگون خانه، خطر این اختلال نورودژنراتیو را افزایش میدهد یا نه.
این پژوهش که در نشریه JAMA Neurology (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، بیش از سه میلیون نفر از ساکنان دانمارک را در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ در بر میگیرد؛ افرادی دستکم ۴۰ ساله که در آغاز مطالعه به پارکینسون مبتلا نبودند.
به گفته پژوهشگران، با هر افزایش تقریبا ۱۱ دسیبل (dB) در سطح نویز در پرسروصداترین سمت خانه، خطر ابتلا به بیماری پارکینسون حدود ۳ درصد بیشتر میشود.
در سمت آرام خانه، یعنی سمتی که کمترین مواجهه را با ترافیک دارد، خطر پارکینسون به ازای هر ۹ دسیبل افزایش نویز، ۴ درصد بالا میرود.
همزمان، مطالعه نشان داد وجود یک «سمت آرام» ـ جایی که یک سمت خانه دستکم ۱۰ دسیبل آرامتر از سمت دیگر است ـ نقش یک سپر محافظ را ایفا میکند و میتواند این اثرات زیانبار را کاهش دهد؛ بهویژه برای ساکنانی که در معرض سطح کلی بالاتری از نویز هستند.
افرادی که خانهشان سمت آرام ندارد، با سطحی پایدار و اجتنابناپذیر از صدا روبهرو هستند؛ بهخصوص در شب، سطحی که به گفته نویسندگان مطالعه آسیبزاتر است.
نویسندگان افزودند مطالعات پیشین که تنها پرسروصداترین سمت خانه را در نظر میگرفتند ممکن است خطرات سلامت را کمتر از واقع برآورد کرده باشند، چون نمیسنجیدند آیا ساکنان امکان عقبنشینی به یک فضای آرام را دارند یا نه.
این نتایج مستقل از جنسیت، سطح تحصیلات، درآمد، وضعیت همباشی و تراکم جمعیت به دست آمده است.
نویز چگونه بر خطر پارکینسون اثر میگذارد؟
نویسندگان میگویند این یافتهها از نظر زیستی قابل توضیح است، زیرا نویز مزمن میتواند خواب را که برای سلامت مغز حیاتی است مختل کند و همچنین پاسخ استرس در بدن را برانگیزد.
نویز مزمن همچنین میتواند موجب «التهاب عصبی» و استرس اکسیداتیو در مغز شود؛ ویژه در نواحی مرتبط با تولید دوپامین.
بیماری پارکینسون دومین اختلال نورودژنراتیو شایع در جهان است که بنا بر پژوهشهای اخیر بیش از ۱۱ میلیون نفر را درگیر کرده است؛ باری که انتظار میرود در دهههای آینده، با افزایش طول عمر و رشد جمعیت در برخی کشورها، بیش از دو برابر شود.
در بیماری پارکینسون، سلولهای عصبی مغز موسوم به نورونها بهتدریج تخریب شده یا از بین میروند. بسیاری از نشانهها ناشی از از دست رفتن نورونهای تولیدکننده دوپامین است که فعالیت مغز را نامنظم میکند.
علت دقیق این بیماری هنوز ناشناخته است و در حال حاضر درمان قطعی برای آن وجود ندارد.
فرناندو آلونسو فرچ، متخصص مغز و اعصاب و پژوهشگر مرکز جامع علوم اعصاب HM CINAC که در این مطالعه مشارکت نداشت، گفت: «بنابراین شناسایی عوامل محیطی بالقوه قابل اصلاح، یک اولویت در حوزه بهداشت عمومی است.»
او افزود بخش بزرگی از جمعیت در معرض نویز ناشی از ترافیک قرار دارد و این موضوع میتواند اثر قابل توجهی بر سلامت عمومی داشته باشد.
او تاکید کرد: «در این چارچوب، نتایج بر اهمیت سیاستهایی برای کاهش آلودگی صوتی شهری تاکید میکند؛ از جمله برنامهریزی شهری، ایجاد موانع صوتی، کاهش ترافیک در مناطق مسکونی یا طراحی ساختمانهایی با نماها و فضاهای استراحتی که کمتر در معرض صدا قرار دارند.»
🆔@ScientificDialectics
پژوهشی تازه نشان میدهد قرارگرفتن طولانیمدت در کنار خیابانهای پررفتوآمد خطر ابتلا به پارکینسون را بالا میبرد، هرچند سمت آرام خانه میتواند تا حدی محافظت ایجاد کند.
نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صدای ترافیک جادهای با افزایش خطر ابتلا به بیماری پارکینسون همراه است؛ احتمالا به دلیل اختلال در خواب و استرس سیستمیک.
پژوهشگران دانمارکی دادههای بیش از سه میلیون ساکن را بررسی کردند تا مشخص شود آیا نویز پایدار در مناطق مختلف مسکونی و موقعیتهای گوناگون خانه، خطر این اختلال نورودژنراتیو را افزایش میدهد یا نه.
این پژوهش که در نشریه JAMA Neurology (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، بیش از سه میلیون نفر از ساکنان دانمارک را در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ در بر میگیرد؛ افرادی دستکم ۴۰ ساله که در آغاز مطالعه به پارکینسون مبتلا نبودند.
به گفته پژوهشگران، با هر افزایش تقریبا ۱۱ دسیبل (dB) در سطح نویز در پرسروصداترین سمت خانه، خطر ابتلا به بیماری پارکینسون حدود ۳ درصد بیشتر میشود.
در سمت آرام خانه، یعنی سمتی که کمترین مواجهه را با ترافیک دارد، خطر پارکینسون به ازای هر ۹ دسیبل افزایش نویز، ۴ درصد بالا میرود.
همزمان، مطالعه نشان داد وجود یک «سمت آرام» ـ جایی که یک سمت خانه دستکم ۱۰ دسیبل آرامتر از سمت دیگر است ـ نقش یک سپر محافظ را ایفا میکند و میتواند این اثرات زیانبار را کاهش دهد؛ بهویژه برای ساکنانی که در معرض سطح کلی بالاتری از نویز هستند.
افرادی که خانهشان سمت آرام ندارد، با سطحی پایدار و اجتنابناپذیر از صدا روبهرو هستند؛ بهخصوص در شب، سطحی که به گفته نویسندگان مطالعه آسیبزاتر است.
نویسندگان افزودند مطالعات پیشین که تنها پرسروصداترین سمت خانه را در نظر میگرفتند ممکن است خطرات سلامت را کمتر از واقع برآورد کرده باشند، چون نمیسنجیدند آیا ساکنان امکان عقبنشینی به یک فضای آرام را دارند یا نه.
این نتایج مستقل از جنسیت، سطح تحصیلات، درآمد، وضعیت همباشی و تراکم جمعیت به دست آمده است.
نویز چگونه بر خطر پارکینسون اثر میگذارد؟
نویسندگان میگویند این یافتهها از نظر زیستی قابل توضیح است، زیرا نویز مزمن میتواند خواب را که برای سلامت مغز حیاتی است مختل کند و همچنین پاسخ استرس در بدن را برانگیزد.
نویز مزمن همچنین میتواند موجب «التهاب عصبی» و استرس اکسیداتیو در مغز شود؛ ویژه در نواحی مرتبط با تولید دوپامین.
بیماری پارکینسون دومین اختلال نورودژنراتیو شایع در جهان است که بنا بر پژوهشهای اخیر بیش از ۱۱ میلیون نفر را درگیر کرده است؛ باری که انتظار میرود در دهههای آینده، با افزایش طول عمر و رشد جمعیت در برخی کشورها، بیش از دو برابر شود.
در بیماری پارکینسون، سلولهای عصبی مغز موسوم به نورونها بهتدریج تخریب شده یا از بین میروند. بسیاری از نشانهها ناشی از از دست رفتن نورونهای تولیدکننده دوپامین است که فعالیت مغز را نامنظم میکند.
علت دقیق این بیماری هنوز ناشناخته است و در حال حاضر درمان قطعی برای آن وجود ندارد.
فرناندو آلونسو فرچ، متخصص مغز و اعصاب و پژوهشگر مرکز جامع علوم اعصاب HM CINAC که در این مطالعه مشارکت نداشت، گفت: «بنابراین شناسایی عوامل محیطی بالقوه قابل اصلاح، یک اولویت در حوزه بهداشت عمومی است.»
او افزود بخش بزرگی از جمعیت در معرض نویز ناشی از ترافیک قرار دارد و این موضوع میتواند اثر قابل توجهی بر سلامت عمومی داشته باشد.
او تاکید کرد: «در این چارچوب، نتایج بر اهمیت سیاستهایی برای کاهش آلودگی صوتی شهری تاکید میکند؛ از جمله برنامهریزی شهری، ایجاد موانع صوتی، کاهش ترافیک در مناطق مسکونی یا طراحی ساختمانهایی با نماها و فضاهای استراحتی که کمتر در معرض صدا قرار دارند.»
🆔@ScientificDialectics
Jamanetwork
Road Traffic Noise and Risk of Parkinson Disease
This cohort study evaluates the association between long-term exposure to road traffic noise and risk of Parkinson disease.
❤5
💢روش درست استفاده از هوش مصنوعی
هوش مصنوعی انسان را کمهوش نمیکند اما واگذار کردن کامل کارهای ذهنی به آن میتواند مهارتهایی را که تنها با تمرین شکل میگیرند، به مرور زمان ضعیف کند.
استفاده مداوم از هوش مصنوعی میتواند به مرور مهارتهای شناختی انسان مانند تفکر انتقادی، نوشتن و تصمیمگیری را ضعیف کند. این پدیده در گذشته نیز با ظهور فناوریهای دیگر مشابه دیده شده است. بهترین روش استفاده از هوش مصنوعی جایگزین نکردن آن با تفکر شخصی است. افراد باید از هوش مصنوعی برای ایدهپردازی یا بازخورد استفاده کنند، اما آخرین تصمیم را خودشان بگیرند.
هرچه بیشتر از تواناییهایی مانند حل مسئله، استدلال، نوشتن، به خاطر سپردن اطلاعات یا تفکر انتقادی استفاده کنیم، این مهارتها تقویت میشوند. اما اگر این وظایف را همیشه به هوش مصنوعی بسپاریم، فرصت تمرین از بین میرود و یادگیری عمیق نیز کاهش مییابد.
این موضوع پدیده تازهای نیست. در طول تاریخ، با ظهور فناوریهایی مانند ماشینحساب، GPS و موتورهای جستوجو نیز نگرانیهای مشابهی مطرح شده بود. برای مثال، امروزه بسیاری از افراد شماره تلفن نزدیکان خود را حفظ نیستند یا بدون مسیریاب به سختی مسیرها را پیدا میکنند. با این حال، این فناوریها انسان را «کمهوش» نکردند، بلکه نوع مهارتهایی را که بیشتر از آنها استفاده میشود تغییر دادند. پژوهشگران معتقدند هوش مصنوعی نیز احتمالاً چنین اثری خواهد داشت، اما دامنه آن میتواند گستردهتر باشد، زیرا مستقیماً وارد فرایندهای شناختی مانند نوشتن، تحلیل و تصمیمگیری شده است.
مطالعات اخیر نیز نشان میدهند استفاده مداوم از هوش مصنوعی ممکن است اعتماد کاربران به پاسخهای هوش مصنوعی را افزایش دهد و در نتیجه، آنها کمتر به بررسی مستقل اطلاعات یا ارزیابی انتقادی نتایج بپردازند. این موضوع بهویژه در آموزش، پژوهش و تصمیمگیریهای مهم میتواند مشکلساز باشد. با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند هنوز شواهد کافی وجود ندارد که نشان دهد استفاده از هوش مصنوعی بهطور دائمی باعث کاهش تواناییهای شناختی انسان میشود و برای رسیدن به چنین نتیجهای، به مطالعات بلندمدت بیشتری نیاز است.
متخصصان توصیه میکنند بهترین راه استفاده از هوش مصنوعی، جایگزین نکردن آن با تفکر شخصی است. بهجای سپردن کامل کارها به هوش مصنوعی، بهتر است از آن برای ایدهپردازی، یادگیری، دریافت بازخورد یا بررسی دیدگاههای مختلف استفاده شود و در نهایت، تحلیل، قضاوت و تصمیمگیری نهایی بر عهده خود کاربر باقی بماند. به گفته پژوهشگران، مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت و حل مسئله تنها زمانی حفظ میشوند که انسان همچنان آنها را بهطور فعال تمرین کند.
https://phys.org/news/2026-07-ai-stupid-weaken-skills-built.html
🆔@ScientificDialectics
هوش مصنوعی انسان را کمهوش نمیکند اما واگذار کردن کامل کارهای ذهنی به آن میتواند مهارتهایی را که تنها با تمرین شکل میگیرند، به مرور زمان ضعیف کند.
استفاده مداوم از هوش مصنوعی میتواند به مرور مهارتهای شناختی انسان مانند تفکر انتقادی، نوشتن و تصمیمگیری را ضعیف کند. این پدیده در گذشته نیز با ظهور فناوریهای دیگر مشابه دیده شده است. بهترین روش استفاده از هوش مصنوعی جایگزین نکردن آن با تفکر شخصی است. افراد باید از هوش مصنوعی برای ایدهپردازی یا بازخورد استفاده کنند، اما آخرین تصمیم را خودشان بگیرند.
هرچه بیشتر از تواناییهایی مانند حل مسئله، استدلال، نوشتن، به خاطر سپردن اطلاعات یا تفکر انتقادی استفاده کنیم، این مهارتها تقویت میشوند. اما اگر این وظایف را همیشه به هوش مصنوعی بسپاریم، فرصت تمرین از بین میرود و یادگیری عمیق نیز کاهش مییابد.
این موضوع پدیده تازهای نیست. در طول تاریخ، با ظهور فناوریهایی مانند ماشینحساب، GPS و موتورهای جستوجو نیز نگرانیهای مشابهی مطرح شده بود. برای مثال، امروزه بسیاری از افراد شماره تلفن نزدیکان خود را حفظ نیستند یا بدون مسیریاب به سختی مسیرها را پیدا میکنند. با این حال، این فناوریها انسان را «کمهوش» نکردند، بلکه نوع مهارتهایی را که بیشتر از آنها استفاده میشود تغییر دادند. پژوهشگران معتقدند هوش مصنوعی نیز احتمالاً چنین اثری خواهد داشت، اما دامنه آن میتواند گستردهتر باشد، زیرا مستقیماً وارد فرایندهای شناختی مانند نوشتن، تحلیل و تصمیمگیری شده است.
مطالعات اخیر نیز نشان میدهند استفاده مداوم از هوش مصنوعی ممکن است اعتماد کاربران به پاسخهای هوش مصنوعی را افزایش دهد و در نتیجه، آنها کمتر به بررسی مستقل اطلاعات یا ارزیابی انتقادی نتایج بپردازند. این موضوع بهویژه در آموزش، پژوهش و تصمیمگیریهای مهم میتواند مشکلساز باشد. با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند هنوز شواهد کافی وجود ندارد که نشان دهد استفاده از هوش مصنوعی بهطور دائمی باعث کاهش تواناییهای شناختی انسان میشود و برای رسیدن به چنین نتیجهای، به مطالعات بلندمدت بیشتری نیاز است.
متخصصان توصیه میکنند بهترین راه استفاده از هوش مصنوعی، جایگزین نکردن آن با تفکر شخصی است. بهجای سپردن کامل کارها به هوش مصنوعی، بهتر است از آن برای ایدهپردازی، یادگیری، دریافت بازخورد یا بررسی دیدگاههای مختلف استفاده شود و در نهایت، تحلیل، قضاوت و تصمیمگیری نهایی بر عهده خود کاربر باقی بماند. به گفته پژوهشگران، مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت و حل مسئله تنها زمانی حفظ میشوند که انسان همچنان آنها را بهطور فعال تمرین کند.
https://phys.org/news/2026-07-ai-stupid-weaken-skills-built.html
🆔@ScientificDialectics
Phys.org
AI may not make us stupid, but relying on it could weaken the skills built through practice
The worry of becoming stupid isn't new; it dates back to the time of the Greek philosopher Socrates, who insisted that writing would destroy memory and weaken the mind. Then came calculators, GPS and ...
❤5
💢پژوهشگران: ویدیوهای ساختگی حیوانات با هوش مصنوعی درک ما از حیاتوحش را مخدوش میکنند
ویدئوهای حیوانات ساخته شده با هوش مصنوعی میلیونها بار در اینترنت دیده میشود، اما پژوهشگران هشدار میدهند این روند درک رفتار حیاتوحش را مخدوش و حمایت از حفاظت را تضعیف میکند.
یک پژوهش نشان میدهد تصاویر ساختگی از حیوانات در شبکههای اجتماعی تلاشها برای حفاظت را مخدوش میکند و ممکن است حمایت افکار عمومی از گونههای در معرض خطر را تضعیف کند.
به نوشته یک مقاله (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده در نشریه Conservation Biology به قلم پژوهشگران دانشگاه کوردوبا، ابزارهای هوش مصنوعی مولد اکنون قادرند ویدیوها و عکسهای قانعکنندهای از حیاتوحش تولید کنند که هرگز رخ ندادهاند.
نویسندگان، خوسه گوئررو کاسادو، تامارا مورییو خیمنس، آنتونیو کارپییو، فرانسیسکو تورتوسا و روسیو سرانو رودریگز، معتقدند این محتوا هر چه بیشتر در شکلدادن به درک عموم از رفتار حیوانات نقش دارد؛ آن هم اغلب به شکلی نادرست.
یکی از نمونههایی که این پژوهشگران برجسته میکنند ویدیوی وایرالِ ساختهشده با هوش مصنوعی است که در آن چندین گونه پرنده دیده میشوند که جوجههایشان را از باران پناه میدهند؛ ویدیویی که با زیرنویسهایی از جمله «عشق واقعی مادر» بهطور گسترده به اشتراک گذاشته شده است.
اما چنین روایتگری یک واقعیت تثبیتشده را نادیده میگیرد: در ۹۰ درصد گونههای پرندگان، نرها هم در بزرگکردن جوجهها مشارکت میکنند، در حالیکه بسیاری از خزندگان، دوزیستان و ماهیها اصلا مراقبت والدینی ندارند.
مقاله همچنین به تعاملات ساختگی میان گونهها اشاره میکند؛ برای مثال، ویدیوهای جعلی از شکارچیان و شکارها یا انگلها و میزبانهایشان که در آنها با مهربانیای غیرواقعبینانه با هم رفتار میکنند.
نویسندگان جداگانه به ویدیوهایی میپردازند که در آن پیوندهایی خیالی میان انسان و حیوانات وحشی به تصویر کشیده میشود؛ از جمله کلیپی که در آن صیادان یک خرس قطبی را نجات میدهند و این حیوان با قدردانیای اغراقآمیز واکنش نشان میدهد.
به گفته نویسندگان، اینگونه صحنهها خطر آن را دارند که در مردم احساس امنیتی کاذب در برابر حیوانات وحشی ایجاد کنند و تقاضا برای حیوانات خانگی خاص و عجیب را تشویق کنند؛ تقاضایی که به نوبه خود میتواند به تجارت غیرقانونی حیاتوحش دامن بزند.
پژوهشگران همچنین انتظار دارند محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی بیشتر بر پستانداران متمرکز شود، زیرا این گونهها همین حالا هم در شبکههای اجتماعی بیشترین توجه را جلب میکنند.
آنها هشدار میدهند این روند میتواند نابرابریهای موجود در تامین بودجه را تشدید کند و پروژههای حفاظتی مربوط به گروههای کمتر محبوبِ جانوری را بیش از پیش کنار بزند.
همچنین هشدار میدهند تصاویر ساختگی از حیاتوحش که با برچسب مکان منتشر میشوند میتوانند گردشگران را به نقاطی بکشانند که آن حیوان هرگز در آن حضور نداشته است و در نتیجه فشار بیشتری بر اکوسیستمها وارد کنند.
این مطالعه راهحلی مشخص پیشنهاد نمیکند و میپذیرد که تنظیمگری جهانی محتوای هوش مصنوعی در کوتاهمدت بعید است، و در عوض بر لزوم آموزش گستردهتر سواد رسانهای تاکید میکند تا مخاطبان بیاموزند آنچه را که آنلاین میبینند زیر سوال ببرند.
این یافتهها بازتابدهنده هشدار جداگانهای است که این هفته از سوی پژوهشگرانی که در نشریه Nature Ecology and Evolution مطلب نوشتهاند منتشر شد. آنها استدلال میکنند عکسها، صداها و ویدیوهایی که با هوش مصنوعی دستکاری شده و در پلتفرمهای علم شهروندی بارگذاری میشود میتواند دادههایی را که پژوهشگران برای رصد محل حضور گونهها و رفتارشان به آن تکیه میکنند آلوده کند و در نهایت به نتیجهگیریهای نادرست زیستمحیطی بینجامد.
به گفته این پژوهشگران، مشکل رایجتر نه جعل کامل، بلکه «زیادهپردازی» و اغراق در بهبود تصاویر است.
ابزارهای ویرایشی میتوانند ویژگیهای ظاهریِ ملاکِ تشخیص گونهها را حذف یا تغییر دهند و گاه باعث شوند گونه بهکلی اشتباه شناسایی شود.
آنها به یک مورد واقعی اشاره میکنند: عکسی که تصور میشد پرندهای سیاه با بالهای سرخ (red-winged blackbird)، گونهای از آمریکای شمالی که هرگز پیشتر در برزیل ثبت نشده بود، را نشان میدهد و به عنوان نخستین مشاهده احتمالی به پلتفرم iNaturalist ارسال شد.
اما پرنده در واقع از گونهای به نام epaulet oriole بود که در آن منطقه بسیار رایج است. تصویر با استفاده از ویرایشگر تصویریِ هوش مصنوعی گوگل «بازسازی» شده بود؛ ابزاری که نشانههایی شبیه پرنده آمریکای شمالی به عکس اضافه کرده بود؛ احتمالا به این دلیل که این گونه در دادههای آموزشی آن ابزار نمایندگی بیشتری دارد.
🆔@ScientificDialectics
ویدئوهای حیوانات ساخته شده با هوش مصنوعی میلیونها بار در اینترنت دیده میشود، اما پژوهشگران هشدار میدهند این روند درک رفتار حیاتوحش را مخدوش و حمایت از حفاظت را تضعیف میکند.
یک پژوهش نشان میدهد تصاویر ساختگی از حیوانات در شبکههای اجتماعی تلاشها برای حفاظت را مخدوش میکند و ممکن است حمایت افکار عمومی از گونههای در معرض خطر را تضعیف کند.
به نوشته یک مقاله (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده در نشریه Conservation Biology به قلم پژوهشگران دانشگاه کوردوبا، ابزارهای هوش مصنوعی مولد اکنون قادرند ویدیوها و عکسهای قانعکنندهای از حیاتوحش تولید کنند که هرگز رخ ندادهاند.
نویسندگان، خوسه گوئررو کاسادو، تامارا مورییو خیمنس، آنتونیو کارپییو، فرانسیسکو تورتوسا و روسیو سرانو رودریگز، معتقدند این محتوا هر چه بیشتر در شکلدادن به درک عموم از رفتار حیوانات نقش دارد؛ آن هم اغلب به شکلی نادرست.
یکی از نمونههایی که این پژوهشگران برجسته میکنند ویدیوی وایرالِ ساختهشده با هوش مصنوعی است که در آن چندین گونه پرنده دیده میشوند که جوجههایشان را از باران پناه میدهند؛ ویدیویی که با زیرنویسهایی از جمله «عشق واقعی مادر» بهطور گسترده به اشتراک گذاشته شده است.
اما چنین روایتگری یک واقعیت تثبیتشده را نادیده میگیرد: در ۹۰ درصد گونههای پرندگان، نرها هم در بزرگکردن جوجهها مشارکت میکنند، در حالیکه بسیاری از خزندگان، دوزیستان و ماهیها اصلا مراقبت والدینی ندارند.
مقاله همچنین به تعاملات ساختگی میان گونهها اشاره میکند؛ برای مثال، ویدیوهای جعلی از شکارچیان و شکارها یا انگلها و میزبانهایشان که در آنها با مهربانیای غیرواقعبینانه با هم رفتار میکنند.
نویسندگان جداگانه به ویدیوهایی میپردازند که در آن پیوندهایی خیالی میان انسان و حیوانات وحشی به تصویر کشیده میشود؛ از جمله کلیپی که در آن صیادان یک خرس قطبی را نجات میدهند و این حیوان با قدردانیای اغراقآمیز واکنش نشان میدهد.
به گفته نویسندگان، اینگونه صحنهها خطر آن را دارند که در مردم احساس امنیتی کاذب در برابر حیوانات وحشی ایجاد کنند و تقاضا برای حیوانات خانگی خاص و عجیب را تشویق کنند؛ تقاضایی که به نوبه خود میتواند به تجارت غیرقانونی حیاتوحش دامن بزند.
پژوهشگران همچنین انتظار دارند محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی بیشتر بر پستانداران متمرکز شود، زیرا این گونهها همین حالا هم در شبکههای اجتماعی بیشترین توجه را جلب میکنند.
آنها هشدار میدهند این روند میتواند نابرابریهای موجود در تامین بودجه را تشدید کند و پروژههای حفاظتی مربوط به گروههای کمتر محبوبِ جانوری را بیش از پیش کنار بزند.
همچنین هشدار میدهند تصاویر ساختگی از حیاتوحش که با برچسب مکان منتشر میشوند میتوانند گردشگران را به نقاطی بکشانند که آن حیوان هرگز در آن حضور نداشته است و در نتیجه فشار بیشتری بر اکوسیستمها وارد کنند.
این مطالعه راهحلی مشخص پیشنهاد نمیکند و میپذیرد که تنظیمگری جهانی محتوای هوش مصنوعی در کوتاهمدت بعید است، و در عوض بر لزوم آموزش گستردهتر سواد رسانهای تاکید میکند تا مخاطبان بیاموزند آنچه را که آنلاین میبینند زیر سوال ببرند.
این یافتهها بازتابدهنده هشدار جداگانهای است که این هفته از سوی پژوهشگرانی که در نشریه Nature Ecology and Evolution مطلب نوشتهاند منتشر شد. آنها استدلال میکنند عکسها، صداها و ویدیوهایی که با هوش مصنوعی دستکاری شده و در پلتفرمهای علم شهروندی بارگذاری میشود میتواند دادههایی را که پژوهشگران برای رصد محل حضور گونهها و رفتارشان به آن تکیه میکنند آلوده کند و در نهایت به نتیجهگیریهای نادرست زیستمحیطی بینجامد.
به گفته این پژوهشگران، مشکل رایجتر نه جعل کامل، بلکه «زیادهپردازی» و اغراق در بهبود تصاویر است.
ابزارهای ویرایشی میتوانند ویژگیهای ظاهریِ ملاکِ تشخیص گونهها را حذف یا تغییر دهند و گاه باعث شوند گونه بهکلی اشتباه شناسایی شود.
آنها به یک مورد واقعی اشاره میکنند: عکسی که تصور میشد پرندهای سیاه با بالهای سرخ (red-winged blackbird)، گونهای از آمریکای شمالی که هرگز پیشتر در برزیل ثبت نشده بود، را نشان میدهد و به عنوان نخستین مشاهده احتمالی به پلتفرم iNaturalist ارسال شد.
اما پرنده در واقع از گونهای به نام epaulet oriole بود که در آن منطقه بسیار رایج است. تصویر با استفاده از ویرایشگر تصویریِ هوش مصنوعی گوگل «بازسازی» شده بود؛ ابزاری که نشانههایی شبیه پرنده آمریکای شمالی به عکس اضافه کرده بود؛ احتمالا به این دلیل که این گونه در دادههای آموزشی آن ابزار نمایندگی بیشتری دارد.
🆔@ScientificDialectics
Society for Conservation Biology
Threats to conservation from artificial‐intelligence‐generated wildlife images and videos
Click on the article title to read more.
❤6👍2
💢دانشمندان پهپادی ساختند که میتواند غیب شود
از آنجا که این پهپاد جدید که با سرعت زیاد حرکت میکند تقریبا بهطور کامل شفاف است، معدود اجزای غیرشفاف آن با پسزمینه به صورت یکپارچه دیده میشوند و در نتیجه، در مجموع تنها به شکل هالهای محو و کمرنگ به نظر میرسد
دانشمندان پهپادی اختراع کردهاند که تقریبا بهطور کامل ناپدید میشود.
«فانتوم توئیست» (Phantom Twist) با سرعتی تا ۲۵ بار در ثانیه میچرخد؛ آنقدر سریع که با چشم انسان قابلمشاهده نیست.
سالها است که پژوهشگران تلاش کردهاند پهپادها و رباتهایی بسازند که بتوانند ناپدید شوند، با این امید که از آنها در کاربردهایی از پایش حیاتوحش گرفته تا جنگ استفاده کنند. بیشتر این تلاشها بر دستگاههایی متمرکز بودند که چه با استفاده از مواد شفاف و چه با خم کردن [مسیر] نور در اطرافشان، با پسزمینه خود یکپارچه میشوند.
این دستگاه جدید رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته است و آنقدر سریع حرکت میکند که نمیتوان آن را دید. این پهپاد به دلیل چرخش خود، به ردی محو و شبحمانند تبدیل میشود که [به کمک استتار بصری] با پسزمینه خود یکی میشود.
مایکل روبنشتاین از دانشگاه نورثوسترن، که سرپرستی این پژوهش را بر عهده داشت، گفت: «بیشتر تلاشها برای پنهان کردن پهپادها بر این متمرکز است که آنها شبیه محیط اطرافشان به نظر برسند. ما در عوض پرسیدیم که آیا میتوانیم خود پهپاد را بر پایه شیوهای که انسانها حرکت را ادراک میکنند، طراحی کنیم یا نه. این ایده که چیزی به کمک حرکت مداوم، کمتر نمایان و دیده شود، موضوعی است که تعداد کمی آن را بررسی کردهاند.»
پژوهشگران امیدوارند که این اختراع بتواند برای ساخت پهپادهایی به کار گرفته شود که قادر باشند بدون آنکه بهراحتی دیده شوند و آشکارا قابلدیدن باشند، حیاتوحش را پایش یا محیطزیست را بازرسی کنند. در بسیاری از این موارد و همچنین در کاربردهای نظامی، قابلمشاهده بودن پهپادها یک مشکل است، زیرا حیوانات یا افرادی که تحت نظارت قرار دارند، وقتی آن را میبینند، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند و در نتیجه، پایش و نظارت، سودمندی کمتری پیدا میکند.
در این پژوهش لازم بود برای تولید و سپس آزمایش نسخههایی از این پهپاد، از یک مدل محاسباتی و هوش مصنوعی استفاده شود که هم قادر به پرواز پایدار باشند و هم بتوانند در [تصویر] پسزمینه خود محو شوند.
محققان سپس نمونههای با بیشترین احتمال موفقیت را شبیهسازی کردند و آنها را در برابر ۱۰۰ پسزمینه واقعی به پرواز درآوردند. مدلی که بینایی انسان را شبیهسازی میکرد، توانست تعیین کند که آیا آنها در عمل در آن پسزمینهها ناپدید میشوند یا نه.
آنها پس از آنکه پهپاد شبیهسازیشدهای را پیدا کردند که بیش از بقیه، معیارها را براورده میکرد، یک نمونه واقعی از آن ساختند و دریافتند که آن پهپاد در عمل تقریبا بهطور کامل ناپدید میشود.
اِما الکساندر، از همکاران پروفسور روبنشتاین و متخصص بینایی رایانهای، گفت: «چشم انسان برای انباشتن سیگنالها به زمان نیاز دارد، چیزی که تقریبا مشابه زمان نوردهی یک دوربین است. «هنگامی که یک جسم با سرعت زیاد میچرخد، آن را بهصورت جسمی ادراک میکنیم که محو میشود و ویژگیهای متمایز [یعنی اجزای قابلتشخیص ظاهری] آن از بین میرود.
«از آنجا که این پهپاد جدید تقریبا بهطور کامل شفاف است، معدود اجزای غیرشفاف آن با پسزمینه به صورت یکپارچه دیده میشوند و در نتیجه، در مجموع تنها به شکل هالهای محو و کمرنگ به نظر میرسد.»
این پهپاد جدید همچنان با یکسری از مشکلات روبهرو است، از جمله اینکه صدایی قابلشنیدن تولید میکند. پژوهشگران امیدوارند مدلهای جدیدی از آن بسازند که بتوانند این مشکلات را برطرف کنند، به این صورت که برای رفع مشکل صدا، از سامانه پیشران کمصداتری استفاده کنند و برای از بین بردن بخشهایی که هنوز اندکی قابلمشاهدهاند، از قطعات شفاف استفاده کنند.
https://www.independent.co.uk/tech/drone-disappear-technology-phantom-b3016285.html
🆔@ScientificDialectics
از آنجا که این پهپاد جدید که با سرعت زیاد حرکت میکند تقریبا بهطور کامل شفاف است، معدود اجزای غیرشفاف آن با پسزمینه به صورت یکپارچه دیده میشوند و در نتیجه، در مجموع تنها به شکل هالهای محو و کمرنگ به نظر میرسد
دانشمندان پهپادی اختراع کردهاند که تقریبا بهطور کامل ناپدید میشود.
«فانتوم توئیست» (Phantom Twist) با سرعتی تا ۲۵ بار در ثانیه میچرخد؛ آنقدر سریع که با چشم انسان قابلمشاهده نیست.
سالها است که پژوهشگران تلاش کردهاند پهپادها و رباتهایی بسازند که بتوانند ناپدید شوند، با این امید که از آنها در کاربردهایی از پایش حیاتوحش گرفته تا جنگ استفاده کنند. بیشتر این تلاشها بر دستگاههایی متمرکز بودند که چه با استفاده از مواد شفاف و چه با خم کردن [مسیر] نور در اطرافشان، با پسزمینه خود یکپارچه میشوند.
این دستگاه جدید رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته است و آنقدر سریع حرکت میکند که نمیتوان آن را دید. این پهپاد به دلیل چرخش خود، به ردی محو و شبحمانند تبدیل میشود که [به کمک استتار بصری] با پسزمینه خود یکی میشود.
مایکل روبنشتاین از دانشگاه نورثوسترن، که سرپرستی این پژوهش را بر عهده داشت، گفت: «بیشتر تلاشها برای پنهان کردن پهپادها بر این متمرکز است که آنها شبیه محیط اطرافشان به نظر برسند. ما در عوض پرسیدیم که آیا میتوانیم خود پهپاد را بر پایه شیوهای که انسانها حرکت را ادراک میکنند، طراحی کنیم یا نه. این ایده که چیزی به کمک حرکت مداوم، کمتر نمایان و دیده شود، موضوعی است که تعداد کمی آن را بررسی کردهاند.»
پژوهشگران امیدوارند که این اختراع بتواند برای ساخت پهپادهایی به کار گرفته شود که قادر باشند بدون آنکه بهراحتی دیده شوند و آشکارا قابلدیدن باشند، حیاتوحش را پایش یا محیطزیست را بازرسی کنند. در بسیاری از این موارد و همچنین در کاربردهای نظامی، قابلمشاهده بودن پهپادها یک مشکل است، زیرا حیوانات یا افرادی که تحت نظارت قرار دارند، وقتی آن را میبینند، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند و در نتیجه، پایش و نظارت، سودمندی کمتری پیدا میکند.
در این پژوهش لازم بود برای تولید و سپس آزمایش نسخههایی از این پهپاد، از یک مدل محاسباتی و هوش مصنوعی استفاده شود که هم قادر به پرواز پایدار باشند و هم بتوانند در [تصویر] پسزمینه خود محو شوند.
محققان سپس نمونههای با بیشترین احتمال موفقیت را شبیهسازی کردند و آنها را در برابر ۱۰۰ پسزمینه واقعی به پرواز درآوردند. مدلی که بینایی انسان را شبیهسازی میکرد، توانست تعیین کند که آیا آنها در عمل در آن پسزمینهها ناپدید میشوند یا نه.
آنها پس از آنکه پهپاد شبیهسازیشدهای را پیدا کردند که بیش از بقیه، معیارها را براورده میکرد، یک نمونه واقعی از آن ساختند و دریافتند که آن پهپاد در عمل تقریبا بهطور کامل ناپدید میشود.
اِما الکساندر، از همکاران پروفسور روبنشتاین و متخصص بینایی رایانهای، گفت: «چشم انسان برای انباشتن سیگنالها به زمان نیاز دارد، چیزی که تقریبا مشابه زمان نوردهی یک دوربین است. «هنگامی که یک جسم با سرعت زیاد میچرخد، آن را بهصورت جسمی ادراک میکنیم که محو میشود و ویژگیهای متمایز [یعنی اجزای قابلتشخیص ظاهری] آن از بین میرود.
«از آنجا که این پهپاد جدید تقریبا بهطور کامل شفاف است، معدود اجزای غیرشفاف آن با پسزمینه به صورت یکپارچه دیده میشوند و در نتیجه، در مجموع تنها به شکل هالهای محو و کمرنگ به نظر میرسد.»
این پهپاد جدید همچنان با یکسری از مشکلات روبهرو است، از جمله اینکه صدایی قابلشنیدن تولید میکند. پژوهشگران امیدوارند مدلهای جدیدی از آن بسازند که بتوانند این مشکلات را برطرف کنند، به این صورت که برای رفع مشکل صدا، از سامانه پیشران کمصداتری استفاده کنند و برای از بین بردن بخشهایی که هنوز اندکی قابلمشاهدهاند، از قطعات شفاف استفاده کنند.
https://www.independent.co.uk/tech/drone-disappear-technology-phantom-b3016285.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Scientists invent drone that almost completely disappears
‘Phantom Twist’ drone spins so fast the human eye can’t see it
❤6
💢دانشکده پزشکی ییل: گرما غلظت خون را افزایش میدهد
بدن برای خنک شدن در هوای گرم، خون بیشتری به سمت پوست هدایت میکند. این واکنش، همراه افزایش غلظت خون ناشی از گرما، باعث میشود قلب برای پمپاژ خون سختتر کار کند
گرما و آلودگی هوا ممکن است بیش از آنچه بسیاری از مردم تصور میکنند به بدن، بهویژه قلب، فشار بیاورد.
پژوهش جدید دانشکده پزشکی ییل نشان میدهد سالمندانی که هیچ بیماری قلبی مهم و شناختهشدهای نداشتند، پس از قرارگیری طولانیمدت در معرض ذرات ریز آلاینده هوا، تغییرات خفیفی در عملکرد قلب آنها مشاهده شد.
همچنین، دمای بالای هوا میتواند با غلیظتر کردن خون، فشار بیشتری به قلب وارد کند. بدن برای خنک شدن در هوای گرم، خون بیشتری به سمت پوست هدایت میکند. این واکنش، همراه افزایش غلظت خون ناشی از گرما، باعث میشود قلب برای پمپاژ خون سختتر کار کند.
این یافتهها نشان میدهد برخی آسیبهای قلبیعروقی ممکن است مدتها پیش از آنکه بیماری قلبی تشخیص داده شود، آغاز شوند.
اندرو چانگ، پژوهشگر دانشکده پزشکی ییل، گفت: «یکی از خطرات اصلی موجهای گرما فقط خود گرما نیست، بلکه افزایش خطر حملات قلبی و سکته مغزی است.»
دادههای پژوهش نیز این موضوع را تایید میکند و نشان میدهد هنگام گرمای شدید، میزان مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبیعروقی در مناطق درگیر بین ۱۲ تا ۱۷ درصد افزایش پیدا میکند.
علاوه بر این، پژوهش دیگری از دانشکده پزشکی ییل نشان میدهد آلودگی ناشی از ذرات معلق میتواند عملکرد عضله قلب را کاهش دهد. در این پژوهش، افرادی که بیشتر در معرض آلودگی هوا قرار داشتند، در مقایسه با افرادی که کمترین میزان مواجهه را داشتند، حدود ۳۲ درصد بیشتر احتمال داشت دچار اختلال عملکرد قلب شوند.
نگرانی اصلی این است که آثار مرتبط با قلب ممکن است بهتدریج و بدون علائم آشکار آغاز شوند. اگرچه آلودگی هوا معمولا بهعنوان عامل مضر برای ریهها شناخته میشود، نتایج این پژوهشها نشان میدهد ممکن است تغییرات قلبیعروقی پیش از بروز علائم بیماری ایجاد شود.
البته یک روز گرم یا یک روز با کیفیت هوای نامطلوب بهمعنای ابتلا به بیماری قلبی نیست، اما مواجهه مکرر و طولانیمدت میتواند فشار تدریجی به قلب وارد کند که ممکن است بهراحتی نادیده گرفته شود.
به همین دلیل، بررسی پیشبینی وضعیت هوا یا شاخص کیفیت هوا فقط برای آسایش بیشتر نیست، بلکه میتواند در تصمیمگیری درباره میزان مصرف مایعات، انجام فعالیتهای خارج از منزل یا ماندن در فضای سرپوشیده نقش داشته باشد.
https://health.yahoo.com/conditions/cardiovascular/articles/heat-thicken-blood-dirty-air-201600611.html
🆔@ScientificDialectics
بدن برای خنک شدن در هوای گرم، خون بیشتری به سمت پوست هدایت میکند. این واکنش، همراه افزایش غلظت خون ناشی از گرما، باعث میشود قلب برای پمپاژ خون سختتر کار کند
گرما و آلودگی هوا ممکن است بیش از آنچه بسیاری از مردم تصور میکنند به بدن، بهویژه قلب، فشار بیاورد.
پژوهش جدید دانشکده پزشکی ییل نشان میدهد سالمندانی که هیچ بیماری قلبی مهم و شناختهشدهای نداشتند، پس از قرارگیری طولانیمدت در معرض ذرات ریز آلاینده هوا، تغییرات خفیفی در عملکرد قلب آنها مشاهده شد.
همچنین، دمای بالای هوا میتواند با غلیظتر کردن خون، فشار بیشتری به قلب وارد کند. بدن برای خنک شدن در هوای گرم، خون بیشتری به سمت پوست هدایت میکند. این واکنش، همراه افزایش غلظت خون ناشی از گرما، باعث میشود قلب برای پمپاژ خون سختتر کار کند.
این یافتهها نشان میدهد برخی آسیبهای قلبیعروقی ممکن است مدتها پیش از آنکه بیماری قلبی تشخیص داده شود، آغاز شوند.
اندرو چانگ، پژوهشگر دانشکده پزشکی ییل، گفت: «یکی از خطرات اصلی موجهای گرما فقط خود گرما نیست، بلکه افزایش خطر حملات قلبی و سکته مغزی است.»
دادههای پژوهش نیز این موضوع را تایید میکند و نشان میدهد هنگام گرمای شدید، میزان مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبیعروقی در مناطق درگیر بین ۱۲ تا ۱۷ درصد افزایش پیدا میکند.
علاوه بر این، پژوهش دیگری از دانشکده پزشکی ییل نشان میدهد آلودگی ناشی از ذرات معلق میتواند عملکرد عضله قلب را کاهش دهد. در این پژوهش، افرادی که بیشتر در معرض آلودگی هوا قرار داشتند، در مقایسه با افرادی که کمترین میزان مواجهه را داشتند، حدود ۳۲ درصد بیشتر احتمال داشت دچار اختلال عملکرد قلب شوند.
نگرانی اصلی این است که آثار مرتبط با قلب ممکن است بهتدریج و بدون علائم آشکار آغاز شوند. اگرچه آلودگی هوا معمولا بهعنوان عامل مضر برای ریهها شناخته میشود، نتایج این پژوهشها نشان میدهد ممکن است تغییرات قلبیعروقی پیش از بروز علائم بیماری ایجاد شود.
البته یک روز گرم یا یک روز با کیفیت هوای نامطلوب بهمعنای ابتلا به بیماری قلبی نیست، اما مواجهه مکرر و طولانیمدت میتواند فشار تدریجی به قلب وارد کند که ممکن است بهراحتی نادیده گرفته شود.
به همین دلیل، بررسی پیشبینی وضعیت هوا یا شاخص کیفیت هوا فقط برای آسایش بیشتر نیست، بلکه میتواند در تصمیمگیری درباره میزان مصرف مایعات، انجام فعالیتهای خارج از منزل یا ماندن در فضای سرپوشیده نقش داشته باشد.
https://health.yahoo.com/conditions/cardiovascular/articles/heat-thicken-blood-dirty-air-201600611.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Heat can thicken blood, and dirty air may quietly strain the heart
Cardiovascular disease-related deaths skyrocket by 12-17%.
❤6
💢دانشمندان پرتغالی ابرهای مریخ را برای فرودهای آینده بررسی میکنند
در زمانی که ماموریتهای سرنشیندار آینده به سطح مریخ طراحی میشود، پژوهشی به سرپرستی دو محقق پرتغالی در دانشکده علوم دانشگاه لیسبون راه را برای «فرودهای نرمتر» بر سیاره سرخ هموار کرده است.
دو دانشمند پرتغالی نویسندگان اصلی یک مطالعه، منتشرشده در نشریه علمی Journal of Geophysical Research: Planets, (منبع به زبان پرتغالی) بودند که با هدف «شکار» و تحلیل ابرهای مریخ انجام شد؛ دستاوردی که قرار است ماموریتهای آینده به سیاره سرخ را تسهیل کند.
در چارچوب این پژوهش، هدف آن بود که بهطور همزمان ارتفاع و سرعت انتشار امواج جوی مریخ اندازهگیری شود؛ امواجی که عنصری کلیدی برای درک چگونگی انتقال انرژی در جو این سیاره بهشمار میروند.
فرانسیسکو براسیل، دانشمندی که همراه با پدرو ماشادو این مطالعه را هدایت کرد و هر دو از دانشکده علوم دانشگاه لیسبون (CIÊNCIAS ULisboa) و موسسه اخترفیزیک و علوم فضا (IA) هستند، در گفتوگو با یورونیوز توضیح داد که این کار اساسا با اتکا به دادههای ماموریت «مارس اکسپرس» انجام شدهاست.
این ماموریت «یکی از طولانیترین» ماموریتهای آژانس فضایی اروپاست؛ ۲۳ سال است که در مدار قرار دارد و در این میان تا «سال ۲۰۲۹» تمدید شدهاست و شماری از اجزای برجسته این ماموریت بدون سرنشین در مطالعه جدید نقش داشتهاند.
فرانسیسکو براسیل در توضیح اهمیت این پژوهش گفت: «برای فرودآمدن روی یک سیاره، همانطور که روی زمین فرود میآییم، باید کموبیش بدانیم این جو از نظر لایهها چگونه توزیع شدهاست.»
با توصیف امواج جوی این سیاره میتوان دریافت «پویایی جو آن در این ارتفاعهای مشخص چگونه است». در این کار، بهطور خاص، «اندازهگیری ارتفاع ابرها و بادها» بهعنوان «تکنیکهای اساسی» بهکار گرفته شد.
تمام این کار با استفاده از دوربینی با وضوح بالا بر روی فضاپیمای اروپایی «مارس اکسپرس» ممکن شد؛ دوربینی که «امکان مشاهده یک نقطه را از زوایای مختلف فراهم کرد».
فرانسیسکو براسیل افزود که این کشف «در آینده، زمانی که انسانیت به مریخ برسد، اهمیت خواهد داشت» تا روشن شود «چه بهینهسازیهایی باید» در فضاپیماهایی که قرار است به «سطح» مریخ برسند انجام شود. هدف، «کنترل اصطکاکها یا تفاوتهایی است که در جو» این سیاره وجود دارد تا «فرود بهخوبی انجام شود».
جویی «بسیار رقیق در مقایسه با جو زمین»
اما چرا این تحلیل میتواند آنقدر بر ماموریتهای آینده به مریخ تاثیرگذار باشد؟ زیرا «جو» این سیاره «در مقایسه با جو زمین بسیار رقیق» است، یعنی «مولکولهای کمی دارد». در نتیجه، «نیروی اصطکاکی که» در سیاره سرخ وجود دارد بسیار کمتر است. این اخترفیزیکدان توضیح میدهد: «انگار تقریبا در سقوط آزاد هستیم.» وضعیتی کاملا متفاوت با زمین، جایی که «فرستادن یک موشک به فضا بسیار دشوار است».
چالشها در این سطح طی دهههای گذشته کاملا مشهود بودهاست. فرانسیسکو براسیل توضیح داد: «فرستادن روورها به سطح مریخ بسیار دشوار بودهاست». واقعیت این است که از حدود سال ۱۹۶۰، تقریبا نیمی از ماموریتهای اکتشافی مریخ مطابق انتظار پیش نرفتهاند؛ از سقوط این خودروهای رباتیک بر سطح سیاره گرفته تا شکست در پرتاب و ورود به مدار.
او در توضیح دلیل اصلی دشواریهای فرود و در چشمانداز یک ماموریت سرنشیندار به سطح مریخ، که تاکنون رخ نداده، گفت: «چون آنقدر اطلاعات نداشتیم که بدانیم جو چگونه توزیع شدهاست، این روورها عملا در سقوط آزاد قرار میگرفتند و بر سطح مریخ سقوط میکردند. و ما نمیخواهیم چنین چیزی برای انسانها رخ دهد.»
این پژوهشگر توضیح داد که با این حال، این واقعیت «در سالهای اخیر» تغییر کرده و در این دوره «نرخ موفقیت فرود» در مریخ در مقایسه با دورههای پیشین بهطور قابل توجهی افزایش یافتهاست.
این موضوع همچنین ناشی از سرمایهگذاریهایی است که در حوزه تجهیزات انجام شدهاست. او گفت: «در سالهای اخیر، همه روورها در زمینه کاهش آن سقوط آزاد که در مریخ رخ میدهد، پیشرفت زیادی کردهاند» و با استفاده از سازوکارهای مختلف، از جمله «چترهای بسیار خاص» و «سیستمهای ضربهگیر» شبیه به ایربگ، شدت ضربه در لحظه فرود بر سطح را کاهش میدهند.
🆔@ScientificDialectics
در زمانی که ماموریتهای سرنشیندار آینده به سطح مریخ طراحی میشود، پژوهشی به سرپرستی دو محقق پرتغالی در دانشکده علوم دانشگاه لیسبون راه را برای «فرودهای نرمتر» بر سیاره سرخ هموار کرده است.
دو دانشمند پرتغالی نویسندگان اصلی یک مطالعه، منتشرشده در نشریه علمی Journal of Geophysical Research: Planets, (منبع به زبان پرتغالی) بودند که با هدف «شکار» و تحلیل ابرهای مریخ انجام شد؛ دستاوردی که قرار است ماموریتهای آینده به سیاره سرخ را تسهیل کند.
در چارچوب این پژوهش، هدف آن بود که بهطور همزمان ارتفاع و سرعت انتشار امواج جوی مریخ اندازهگیری شود؛ امواجی که عنصری کلیدی برای درک چگونگی انتقال انرژی در جو این سیاره بهشمار میروند.
فرانسیسکو براسیل، دانشمندی که همراه با پدرو ماشادو این مطالعه را هدایت کرد و هر دو از دانشکده علوم دانشگاه لیسبون (CIÊNCIAS ULisboa) و موسسه اخترفیزیک و علوم فضا (IA) هستند، در گفتوگو با یورونیوز توضیح داد که این کار اساسا با اتکا به دادههای ماموریت «مارس اکسپرس» انجام شدهاست.
این ماموریت «یکی از طولانیترین» ماموریتهای آژانس فضایی اروپاست؛ ۲۳ سال است که در مدار قرار دارد و در این میان تا «سال ۲۰۲۹» تمدید شدهاست و شماری از اجزای برجسته این ماموریت بدون سرنشین در مطالعه جدید نقش داشتهاند.
فرانسیسکو براسیل در توضیح اهمیت این پژوهش گفت: «برای فرودآمدن روی یک سیاره، همانطور که روی زمین فرود میآییم، باید کموبیش بدانیم این جو از نظر لایهها چگونه توزیع شدهاست.»
با توصیف امواج جوی این سیاره میتوان دریافت «پویایی جو آن در این ارتفاعهای مشخص چگونه است». در این کار، بهطور خاص، «اندازهگیری ارتفاع ابرها و بادها» بهعنوان «تکنیکهای اساسی» بهکار گرفته شد.
تمام این کار با استفاده از دوربینی با وضوح بالا بر روی فضاپیمای اروپایی «مارس اکسپرس» ممکن شد؛ دوربینی که «امکان مشاهده یک نقطه را از زوایای مختلف فراهم کرد».
فرانسیسکو براسیل افزود که این کشف «در آینده، زمانی که انسانیت به مریخ برسد، اهمیت خواهد داشت» تا روشن شود «چه بهینهسازیهایی باید» در فضاپیماهایی که قرار است به «سطح» مریخ برسند انجام شود. هدف، «کنترل اصطکاکها یا تفاوتهایی است که در جو» این سیاره وجود دارد تا «فرود بهخوبی انجام شود».
جویی «بسیار رقیق در مقایسه با جو زمین»
اما چرا این تحلیل میتواند آنقدر بر ماموریتهای آینده به مریخ تاثیرگذار باشد؟ زیرا «جو» این سیاره «در مقایسه با جو زمین بسیار رقیق» است، یعنی «مولکولهای کمی دارد». در نتیجه، «نیروی اصطکاکی که» در سیاره سرخ وجود دارد بسیار کمتر است. این اخترفیزیکدان توضیح میدهد: «انگار تقریبا در سقوط آزاد هستیم.» وضعیتی کاملا متفاوت با زمین، جایی که «فرستادن یک موشک به فضا بسیار دشوار است».
چالشها در این سطح طی دهههای گذشته کاملا مشهود بودهاست. فرانسیسکو براسیل توضیح داد: «فرستادن روورها به سطح مریخ بسیار دشوار بودهاست». واقعیت این است که از حدود سال ۱۹۶۰، تقریبا نیمی از ماموریتهای اکتشافی مریخ مطابق انتظار پیش نرفتهاند؛ از سقوط این خودروهای رباتیک بر سطح سیاره گرفته تا شکست در پرتاب و ورود به مدار.
او در توضیح دلیل اصلی دشواریهای فرود و در چشمانداز یک ماموریت سرنشیندار به سطح مریخ، که تاکنون رخ نداده، گفت: «چون آنقدر اطلاعات نداشتیم که بدانیم جو چگونه توزیع شدهاست، این روورها عملا در سقوط آزاد قرار میگرفتند و بر سطح مریخ سقوط میکردند. و ما نمیخواهیم چنین چیزی برای انسانها رخ دهد.»
این پژوهشگر توضیح داد که با این حال، این واقعیت «در سالهای اخیر» تغییر کرده و در این دوره «نرخ موفقیت فرود» در مریخ در مقایسه با دورههای پیشین بهطور قابل توجهی افزایش یافتهاست.
این موضوع همچنین ناشی از سرمایهگذاریهایی است که در حوزه تجهیزات انجام شدهاست. او گفت: «در سالهای اخیر، همه روورها در زمینه کاهش آن سقوط آزاد که در مریخ رخ میدهد، پیشرفت زیادی کردهاند» و با استفاده از سازوکارهای مختلف، از جمله «چترهای بسیار خاص» و «سیستمهای ضربهگیر» شبیه به ایربگ، شدت ضربه در لحظه فرود بر سطح را کاهش میدهند.
🆔@ScientificDialectics
AGU Journals
Morphological and Dynamical Analysis of Atmospheric Gravity Waves on Mars Using Mars Express HRSC Observations
We catalog 146 gravity wave packets; 114 have morphology, 100 cloud top heights, and 11 include winds and vertical wavelength
HRSC multi-channel and short-interval repeats retrieve cloud top heig...
HRSC multi-channel and short-interval repeats retrieve cloud top heig...
❤5
💢مطالعه: کمبود ویتامین ث با کاهش حجم مغز ارتباط دارد
ویتامین ث بیشتر بهواسطه تقویت سیستم ایمنی و نقش آنتیاکسیدانی آن شناخته میشود، اما این ویتامین مغز را هم دستخوش تغییر میکند؛ امری که کمتر مورد توجه قرار گرفته است
ویتامین ث از قدیم بهعنوان تقویتکننده سیستم ایمنی شناخته شده است، اما پژوهشگران دریافتهاند که این ویتامین به محافظت از مغز در قبال سالخوردگی کمک میکند.
این فرضیه با نتایج مطالعهای که اخیراً با حضور بیش از ۲ هزار سالمند ژاپنی انجام گرفت همخوانی دارد. پژوهشگران دریافتند داوطلبانی که سطح ویتامین ث آنها پایینتر بود، ماده خاکستری کمتری داشتند. از این گذشته، ارتباط بین سلولهای عصبی مغز در بخشی که بر اثر بیماری آلزایمر آسیب میبیند ضعیفتر بود.
توماس هالند، پژوهشگر بالینی عملکرد ذهنی در دوران سالمندی، که نقشی در این مطالعه نداشت، میگوید: «اگر مغز را به یک شهر تشبیه کنیم، ماده خاکستری مصداق ساختمانها هستند و شبکههای عصبی حکمِ بزرگراههایی را دارند که این ساختمانها را به هم متصل میکنند.»
هالند می گوید: «مغز افرادی که ویتامین ث بیشتری دارند، از ساختمانهای بیشتر و جادههای بهتری برخوردار است.»
تغییراتی که در نقاط کلیدی مغز رخ میدهند
نتایج این مطالعه، که در نشریه پلاس وان منتشر شده است، به داوطلبان بزرگسال با میانگین سنی ۷۰ سال مربوط میشود. داوطلبان برای بررسی حجم مغز و ارتباط سلولهای عصبی تحت امآرآی قرار گرفتند و سطح ویتامین ث آنها بهصورت ناشتا اندازهگیری شد.
پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که پایینبودن سطح ویتامین ث با کاهش حجم ماده خاکستری و تضعیف ارتباط سلولهای عصبی در شبکه حالت پیشفرض مغز ارتباط دارد؛ شبکهای متشکل از بخشهای بههمپیوسته که در حافظه، خوداندیشی و برنامهریزی برای آینده دخیل هستند.
ماده خاکستری محل استقرار بخش بزرگی از سلولهای عصبی است و کاهش حجم آن بهمنزله تحلیلرفتن و کوچکشدن بافت مغز است.
ارتباط فوق حتی بعد از در نظر گرفتن سن، جنسیت، عملکرد ذهنی، تحصیلات و سبک زندگی از جمله مصرف سیگار و الکل و فعالیت بدنی همچنان پابرجا بود.
دکتر توموهیرو شینتاکو، استادیار دانشگاه هیروساکی و نویسنده اصلی این مطالعه می گوید: «کاهش حجم مغز و تضعیف ارتباط سلولهای عصبی در شبکه حالت پیشفرض از جمله نشانههای بالینی اختلالات ذهنی مانند آلزایمر و افت خفیف عملکرد ذهنی هستند.»
شینتاکو افزود: «تأثیر ویتامین ث بر ساختار مغز با عوامل خطر مرتبط با سبک زندگی و بیماریهای عروقی برابری میکند؛ امری که نشان میدهد تفاوتهای جزئی در سطح کلان مؤثر ظاهر میشوند.»
چرا ویتامین ث برای مغز حائز اهمیت است؟
ویتامین ث بیشتر بهواسطه تقویت سیستم ایمنی و نقش آنتیاکسیدانی آن شناخته میشود، اما این ویتامین مغز را هم دستخوش تغییر میکند؛ امری که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این ویتامین به خنثیسازی رادیکالهای آزاد، که سطحشان با بالارفتن سن در بدن افزایش مییابد، کمک کرده و از سلامت بافت مغز هم محافظت میکند. ویتامین ث همچنین در تولید انتقالدهندههای عصبی دخیل است؛ همان پیامرسانهای شیمیایی که سلولهای مغزی از آنها برای ایجاد ارتباط استفاده میکنند.
بدن انسان نمیتواند ویتامین ث تولید کند و این ویتامین باید از طریق رژیم غذایی تأمین شود. مرکبات، انواع توت و سبزیهای دارای برگسبز جزو منابع ویتامین ث هستند.
مصرف مجاز روزانه این ویتامین برای خانمهای بزرگسال ۷۵ میلیگرم و برای آقایان بزرگسال ۹۰ میلیگرم است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که دریافت مقادیر بیشتر با اشباع بافتهای بدن تأثیر بیشتری میگذارند، اما مقدار مصرف بهینه برای حفظ سلامت بلندمدت مغز هنوز نامعلوم است.
پژوهشهای پیشین
یافتههای جدید مکمل شواهدی هستند که نشان میدهند حفظ سطح ویتامین ث با بهبود عملکرد ذهنی ارتباط مستقیم دارد.
پژوهشگران هلندی در مطالعهای در سال ۲۰۰۲ با بررسی ۵ هزار و ۳۹۵ نفر در شش سال به این نتیجه رسیدند که دریافت ویتامین ث و ئی فراوان با کاهش ۱۸ درصدی خطر ابتلا به آلزایمر همراه است.
مطالعات دیگر نشان دادهاند که حتی اگر کمبود ویتامین ث در حد ایجاد علائم نباشد، همچنان با ضعف حافظه و کاهش سرعت پردازش اطلاعات در سالمندان ارتباط دارد.
پژوهشگران در یک مطالعه مروری در سال ۲۰۲۲ با بررسی دوازده مطالعه نشان دادند که افراد مبتلا به آلزایمر ویتامین ث کمتری نسبت به بزرگسالان سالم دارند؛ امری که نشان میدهد این ماده مغذی در روند پیشرفت آلزایمر دخیل است.
🆔@ScientificDialectics
ویتامین ث بیشتر بهواسطه تقویت سیستم ایمنی و نقش آنتیاکسیدانی آن شناخته میشود، اما این ویتامین مغز را هم دستخوش تغییر میکند؛ امری که کمتر مورد توجه قرار گرفته است
ویتامین ث از قدیم بهعنوان تقویتکننده سیستم ایمنی شناخته شده است، اما پژوهشگران دریافتهاند که این ویتامین به محافظت از مغز در قبال سالخوردگی کمک میکند.
این فرضیه با نتایج مطالعهای که اخیراً با حضور بیش از ۲ هزار سالمند ژاپنی انجام گرفت همخوانی دارد. پژوهشگران دریافتند داوطلبانی که سطح ویتامین ث آنها پایینتر بود، ماده خاکستری کمتری داشتند. از این گذشته، ارتباط بین سلولهای عصبی مغز در بخشی که بر اثر بیماری آلزایمر آسیب میبیند ضعیفتر بود.
توماس هالند، پژوهشگر بالینی عملکرد ذهنی در دوران سالمندی، که نقشی در این مطالعه نداشت، میگوید: «اگر مغز را به یک شهر تشبیه کنیم، ماده خاکستری مصداق ساختمانها هستند و شبکههای عصبی حکمِ بزرگراههایی را دارند که این ساختمانها را به هم متصل میکنند.»
هالند می گوید: «مغز افرادی که ویتامین ث بیشتری دارند، از ساختمانهای بیشتر و جادههای بهتری برخوردار است.»
تغییراتی که در نقاط کلیدی مغز رخ میدهند
نتایج این مطالعه، که در نشریه پلاس وان منتشر شده است، به داوطلبان بزرگسال با میانگین سنی ۷۰ سال مربوط میشود. داوطلبان برای بررسی حجم مغز و ارتباط سلولهای عصبی تحت امآرآی قرار گرفتند و سطح ویتامین ث آنها بهصورت ناشتا اندازهگیری شد.
پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که پایینبودن سطح ویتامین ث با کاهش حجم ماده خاکستری و تضعیف ارتباط سلولهای عصبی در شبکه حالت پیشفرض مغز ارتباط دارد؛ شبکهای متشکل از بخشهای بههمپیوسته که در حافظه، خوداندیشی و برنامهریزی برای آینده دخیل هستند.
ماده خاکستری محل استقرار بخش بزرگی از سلولهای عصبی است و کاهش حجم آن بهمنزله تحلیلرفتن و کوچکشدن بافت مغز است.
ارتباط فوق حتی بعد از در نظر گرفتن سن، جنسیت، عملکرد ذهنی، تحصیلات و سبک زندگی از جمله مصرف سیگار و الکل و فعالیت بدنی همچنان پابرجا بود.
دکتر توموهیرو شینتاکو، استادیار دانشگاه هیروساکی و نویسنده اصلی این مطالعه می گوید: «کاهش حجم مغز و تضعیف ارتباط سلولهای عصبی در شبکه حالت پیشفرض از جمله نشانههای بالینی اختلالات ذهنی مانند آلزایمر و افت خفیف عملکرد ذهنی هستند.»
شینتاکو افزود: «تأثیر ویتامین ث بر ساختار مغز با عوامل خطر مرتبط با سبک زندگی و بیماریهای عروقی برابری میکند؛ امری که نشان میدهد تفاوتهای جزئی در سطح کلان مؤثر ظاهر میشوند.»
چرا ویتامین ث برای مغز حائز اهمیت است؟
ویتامین ث بیشتر بهواسطه تقویت سیستم ایمنی و نقش آنتیاکسیدانی آن شناخته میشود، اما این ویتامین مغز را هم دستخوش تغییر میکند؛ امری که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این ویتامین به خنثیسازی رادیکالهای آزاد، که سطحشان با بالارفتن سن در بدن افزایش مییابد، کمک کرده و از سلامت بافت مغز هم محافظت میکند. ویتامین ث همچنین در تولید انتقالدهندههای عصبی دخیل است؛ همان پیامرسانهای شیمیایی که سلولهای مغزی از آنها برای ایجاد ارتباط استفاده میکنند.
بدن انسان نمیتواند ویتامین ث تولید کند و این ویتامین باید از طریق رژیم غذایی تأمین شود. مرکبات، انواع توت و سبزیهای دارای برگسبز جزو منابع ویتامین ث هستند.
مصرف مجاز روزانه این ویتامین برای خانمهای بزرگسال ۷۵ میلیگرم و برای آقایان بزرگسال ۹۰ میلیگرم است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که دریافت مقادیر بیشتر با اشباع بافتهای بدن تأثیر بیشتری میگذارند، اما مقدار مصرف بهینه برای حفظ سلامت بلندمدت مغز هنوز نامعلوم است.
پژوهشهای پیشین
یافتههای جدید مکمل شواهدی هستند که نشان میدهند حفظ سطح ویتامین ث با بهبود عملکرد ذهنی ارتباط مستقیم دارد.
پژوهشگران هلندی در مطالعهای در سال ۲۰۰۲ با بررسی ۵ هزار و ۳۹۵ نفر در شش سال به این نتیجه رسیدند که دریافت ویتامین ث و ئی فراوان با کاهش ۱۸ درصدی خطر ابتلا به آلزایمر همراه است.
مطالعات دیگر نشان دادهاند که حتی اگر کمبود ویتامین ث در حد ایجاد علائم نباشد، همچنان با ضعف حافظه و کاهش سرعت پردازش اطلاعات در سالمندان ارتباط دارد.
پژوهشگران در یک مطالعه مروری در سال ۲۰۲۲ با بررسی دوازده مطالعه نشان دادند که افراد مبتلا به آلزایمر ویتامین ث کمتری نسبت به بزرگسالان سالم دارند؛ امری که نشان میدهد این ماده مغذی در روند پیشرفت آلزایمر دخیل است.
🆔@ScientificDialectics
journals.plos.org
Plasma vitamin C levels are associated with brain structural networks on MRI: A large cohort study
Background Neurodegenerative diseases significantly impact brain health in older adults, and although dietary vitamin C intake has been associated with a reduced risk of cognitive impairment, it remains unclear whether plasma vitamin C levels independently…
👌4
💢چگونه در تابستان داغ امسال از نوزادان محافظت کنیم
با بیشتر و شدیدتر شدن موجهای گرما، والدین باید این نکات را بدانند تا نوزادان و کودکان خردسال را در برابر گرما ایمن نگه دارند.
نوپاها و کودکان خردسال برای ساختن بدن و ذهنی قوی به فعالیت در فضای باز نیاز دارند اما در گرما به مراقبت بیشتری هم احتیاج دارند.
در ماههای تابستان برقرار کردن این تعادل میتواند باعث نگرانی پدر و مادرها شود. بچهها باید چقدر بیرون بمانند؟ از کجا بفهمم حالشان خوب است؟ از چه چیزهایی باید پرهیز کنم؟
از ابتدای تابستان امسال، اروپا با دماهای بیسابقهای روبهرو شده که در سراسر قاره باعث بیش از ۱۰ هزار مرگ اضافی شده است. تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت انسان، موجهای گرما را طولانیتر، شدیدتر و گستردهتر میکند.
کاترین ویلیامسون، متخصص کودکان در مرکز بهداشت کودکان ردی در کالیفرنیا، میگوید این تغییر باعث شده پرسشها درباره ایمن نگه داشتن نوزادان جدیتر شود.
او میگوید: «با پدر و مادرهای کودکان نوپا درباره خطر غرق شدن و خفگی صحبت میکنیم و حالا داریم گرما را هم به این فهرست اضافه میکنیم. گرما به عاملی تبدیل شده که بیشتر از قبل به عنوان یک آسیب بالقوه مطرح است.»
بر اساس یکی از تازهترین تحلیلهای یونیسف، در سراسر جهان بیش از یک و نیم میلیارد کودک به طور مکرر با موجهای گرمای شدید روبهرو هستند. این نهاد سازمان ملل همچنین برآورد کرده است که افزایش گرما در اروپا و آسیای مرکزی هر سال جان نزدیک به ۴۰۰ کودک را میگیرد.
کودکان در برابر بیماریهای مرتبط با گرما آسیبپذیرترند؛ در ادامه چند کار که باید انجام دهید و چند مورد که باید از آنها پرهیز کنید تا ایمنی آنها حفظ شود، آمده است:
تنظیم دمای بدن برای کودکان دشوارتر است
در مقایسه با بزرگسالان، کودکان هم در برابر پیامدهای کوتاهمدت و هم در برابر پیامدهای بلندمدت استرس گرمایی آسیبپذیرترند. آنها به ازای هر کیلوگرم وزن بدن کمتر عرق میکنند و سوختوساز بالاتری دارند و به همین دلیل در دماهای بسیار بالا سریعتر گرم میشوند.
در روزهای خیلی گرم، پدر و مادرها باید مراقب نشانههای بیماری ناشی از گرما باشند. نبود اشک هنگام گریه کردن یا خیس نشدن معمول پوشک میتواند نشانه کمآبی بدن نوزاد باشد. دادن وعدههای غذایی کوچکتر اما با فاصلههای کوتاهتر میتواند کمک کند که مایعات کافی به بدنشان برسد.
ویلیامسون میگوید خستگی و سرخ شدن پوست اگرچه لزوما نشانه بیماری نیست، اما به احتمال زیاد یعنی کودک شما نیاز دارد کمی استراحت کند و خنک شود. او اضافه میکند که افزایش بیقراری هم میتواند نشانه این باشد که کودک بیش از حد گرم شده است.
چند توصیه برای حفظ ایمنی کودکان در گرما
در گرمترین ساعات روز تا حد امکان از خانه بیرون نروید، کودکان را با لباسهای گشاد و رنگ روشن بپوشانید، از کرم ضدآفتاب استفاده کنید و مطمئن شوید مایعات کافی مینوشند. میوههای پرآب مثل هندوانه و توتفرنگی میانوعدههای بسیار مناسبی در هوای گرم هستند.
دبرا لنگلوا، متخصص کودکان در بیمارستان کودکان سی اس مات وابسته به دانشگاه میشیگان، میگوید: «اگر شما احساس گرما میکنید، نوزادتان هم حتما گرمش است.»
لنگلوا توصیه میکند پدر و مادرها و دیگر مراقبان، مدت زمانی را که نوزادان و کودکان نوپا در هوای گرم بیرون هستند محدود کنند اما تاکید میکند که به نظر او لازم نیست در هیچ زمانی کاملا در خانه بمانید.
روی کالسکه پتو یا روکش نکشید
این توصیه در نگاه اول عجیب به نظر میرسد. بالاخره مگر نه اینکه منطقی است کودکان را از آفتاب دور نگه داریم؟
با این حال پتو و سایر پوششها حتی اگر نازک باشند جلوی جریان هوا را میگیرند و گرما را در خود حبس میکنند و همین میتواند دمای داخل کالسکه را بالا ببرد.
در عوض سازمان جهانی بهداشت (WHO) توصیه میکند از یک پارچه نازک خیس استفاده کنید و هر وقت لازم بود دوباره آن را خیس کنید تا دما پایین بیاید و در صورت امکان از یک پنکه قابل حمل هم برای خنک کردن بیشتر استفاده شود.
کودکان را در خودروی داغ رها نکنید
دو کودک اخیرا در جریان یک موج گرما در جنوب فرانسه در خودرویی جان باختند.
سازمان جهانی بهداشت هشدار میدهد که هرگز حتی برای مدت کوتاه کودکان را در خودروی پارک شده تنها نگذارید چون دما حتی در سایه و با پنجرههای باز هم میتواند خیلی سریع به سطحی خطرناک برسد.
برای خنک کردن خودروی داغ، کارشناسان توصیه میکنند در حالی که کولر روشن است، برای ۱۰ تا ۲۰ ثانیه شیشهها را باز کنید.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
با بیشتر و شدیدتر شدن موجهای گرما، والدین باید این نکات را بدانند تا نوزادان و کودکان خردسال را در برابر گرما ایمن نگه دارند.
نوپاها و کودکان خردسال برای ساختن بدن و ذهنی قوی به فعالیت در فضای باز نیاز دارند اما در گرما به مراقبت بیشتری هم احتیاج دارند.
در ماههای تابستان برقرار کردن این تعادل میتواند باعث نگرانی پدر و مادرها شود. بچهها باید چقدر بیرون بمانند؟ از کجا بفهمم حالشان خوب است؟ از چه چیزهایی باید پرهیز کنم؟
از ابتدای تابستان امسال، اروپا با دماهای بیسابقهای روبهرو شده که در سراسر قاره باعث بیش از ۱۰ هزار مرگ اضافی شده است. تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت انسان، موجهای گرما را طولانیتر، شدیدتر و گستردهتر میکند.
کاترین ویلیامسون، متخصص کودکان در مرکز بهداشت کودکان ردی در کالیفرنیا، میگوید این تغییر باعث شده پرسشها درباره ایمن نگه داشتن نوزادان جدیتر شود.
او میگوید: «با پدر و مادرهای کودکان نوپا درباره خطر غرق شدن و خفگی صحبت میکنیم و حالا داریم گرما را هم به این فهرست اضافه میکنیم. گرما به عاملی تبدیل شده که بیشتر از قبل به عنوان یک آسیب بالقوه مطرح است.»
بر اساس یکی از تازهترین تحلیلهای یونیسف، در سراسر جهان بیش از یک و نیم میلیارد کودک به طور مکرر با موجهای گرمای شدید روبهرو هستند. این نهاد سازمان ملل همچنین برآورد کرده است که افزایش گرما در اروپا و آسیای مرکزی هر سال جان نزدیک به ۴۰۰ کودک را میگیرد.
کودکان در برابر بیماریهای مرتبط با گرما آسیبپذیرترند؛ در ادامه چند کار که باید انجام دهید و چند مورد که باید از آنها پرهیز کنید تا ایمنی آنها حفظ شود، آمده است:
تنظیم دمای بدن برای کودکان دشوارتر است
در مقایسه با بزرگسالان، کودکان هم در برابر پیامدهای کوتاهمدت و هم در برابر پیامدهای بلندمدت استرس گرمایی آسیبپذیرترند. آنها به ازای هر کیلوگرم وزن بدن کمتر عرق میکنند و سوختوساز بالاتری دارند و به همین دلیل در دماهای بسیار بالا سریعتر گرم میشوند.
در روزهای خیلی گرم، پدر و مادرها باید مراقب نشانههای بیماری ناشی از گرما باشند. نبود اشک هنگام گریه کردن یا خیس نشدن معمول پوشک میتواند نشانه کمآبی بدن نوزاد باشد. دادن وعدههای غذایی کوچکتر اما با فاصلههای کوتاهتر میتواند کمک کند که مایعات کافی به بدنشان برسد.
ویلیامسون میگوید خستگی و سرخ شدن پوست اگرچه لزوما نشانه بیماری نیست، اما به احتمال زیاد یعنی کودک شما نیاز دارد کمی استراحت کند و خنک شود. او اضافه میکند که افزایش بیقراری هم میتواند نشانه این باشد که کودک بیش از حد گرم شده است.
چند توصیه برای حفظ ایمنی کودکان در گرما
در گرمترین ساعات روز تا حد امکان از خانه بیرون نروید، کودکان را با لباسهای گشاد و رنگ روشن بپوشانید، از کرم ضدآفتاب استفاده کنید و مطمئن شوید مایعات کافی مینوشند. میوههای پرآب مثل هندوانه و توتفرنگی میانوعدههای بسیار مناسبی در هوای گرم هستند.
دبرا لنگلوا، متخصص کودکان در بیمارستان کودکان سی اس مات وابسته به دانشگاه میشیگان، میگوید: «اگر شما احساس گرما میکنید، نوزادتان هم حتما گرمش است.»
لنگلوا توصیه میکند پدر و مادرها و دیگر مراقبان، مدت زمانی را که نوزادان و کودکان نوپا در هوای گرم بیرون هستند محدود کنند اما تاکید میکند که به نظر او لازم نیست در هیچ زمانی کاملا در خانه بمانید.
روی کالسکه پتو یا روکش نکشید
این توصیه در نگاه اول عجیب به نظر میرسد. بالاخره مگر نه اینکه منطقی است کودکان را از آفتاب دور نگه داریم؟
با این حال پتو و سایر پوششها حتی اگر نازک باشند جلوی جریان هوا را میگیرند و گرما را در خود حبس میکنند و همین میتواند دمای داخل کالسکه را بالا ببرد.
در عوض سازمان جهانی بهداشت (WHO) توصیه میکند از یک پارچه نازک خیس استفاده کنید و هر وقت لازم بود دوباره آن را خیس کنید تا دما پایین بیاید و در صورت امکان از یک پنکه قابل حمل هم برای خنک کردن بیشتر استفاده شود.
کودکان را در خودروی داغ رها نکنید
دو کودک اخیرا در جریان یک موج گرما در جنوب فرانسه در خودرویی جان باختند.
سازمان جهانی بهداشت هشدار میدهد که هرگز حتی برای مدت کوتاه کودکان را در خودروی پارک شده تنها نگذارید چون دما حتی در سایه و با پنجرههای باز هم میتواند خیلی سریع به سطحی خطرناک برسد.
برای خنک کردن خودروی داغ، کارشناسان توصیه میکنند در حالی که کولر روشن است، برای ۱۰ تا ۲۰ ثانیه شیشهها را باز کنید.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
euronews
How to keep babies safe when temperatures soar this summer
As heatwaves grow more frequent and severe, here's what parents need to know to keep infants and young children safe in the heat.
🙏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢در هلند، میزی شبیه به یک حشره ساختهاند که «Carpentopod» نام دارد.
این میز با الهام از حرکت حشرات طراحی شده و از چوب بامبو ساخته شده است. «کارپنتوپاد» به کمک دو موتور ۲۴ ولتی حرکت میکند و با یک ریموتکنترل ویژه هدایت میشود.
طراحی خلاقانهٔ این سازه باعث شده است که میز، مانند یک موجود زنده روی پاهای خود راه برود و نمونهای جذاب از تلفیق هنر، طراحی صنعتی، رباتیک و مهندسی مکانیک باشد.
🆔@ScientificDialectics
این میز با الهام از حرکت حشرات طراحی شده و از چوب بامبو ساخته شده است. «کارپنتوپاد» به کمک دو موتور ۲۴ ولتی حرکت میکند و با یک ریموتکنترل ویژه هدایت میشود.
طراحی خلاقانهٔ این سازه باعث شده است که میز، مانند یک موجود زنده روی پاهای خود راه برود و نمونهای جذاب از تلفیق هنر، طراحی صنعتی، رباتیک و مهندسی مکانیک باشد.
🆔@ScientificDialectics
👍5❤4
💢نتیجه یک مطالعه: مردم عمر طولانیتری دارند اما سالمتر زندگی نمیکنند
امروز طول عمر انسانها از هر زمان دیگری بیشتر شده، اما یک مطالعه بزرگ جهانی نشان میدهد بخش زیادی از این سالهای اضافه در سلامت نامطلوب میگذرد.
امید به زندگی در یک قرن گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافته و اکنون به ۷۳.۸ سال رسیده است؛ رشدی که عمدتا ناشی از کاهش شدید بیماریهای عفونی، مرگومیر مادران و کودکان و پیشرفتها در پیشگیری و درمان بیماریهای مزمن است.
با این حال، مطالعهای تازه که در نشریه The Lancet Public Health (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، نشان میدهد سالهای اضافهای که به عمر انسانها افزوده شده لزوما در سلامت خوب سپری نمیشود. نویسندگان میگویند در تقریبا همه ۲۰۴ کشور و قلمرو بررسیشده، افزایش امید به زندگی از بهبود «امید به زندگی همراه با سلامت» جلو زده است و بنابراین نظامهای سلامت باید تمرکز خود را از صرفا طولانیتر کردن عمر، به بهبود کیفیت این سالهای اضافه تغییر دهند.
به گفته پژوهشگران، در سال ۲۰۲۳ مردم جهان به طور متوسط ۱۴.۵ درصد از عمر خود را در وضعیت سلامت نامطلوب گذراندهاند و افزایش امید به زندگی هر چه بیشتر با بیماریها و ناتوانیهای غیرکشنده همراه شده است.
در کشورهایی که طول عمر مردم بیشتر است، سالهای بیشتری نیز در سلامت ضعیف سپری میشود؛ نکتهای که نشان میدهد افزایش امید به زندگی بیشتر به طولانیتر شدن دوره بیماری و ناتوانی در طول بزرگسالی انجامیده است، نه این که این دوره را به سالهای پایانی عمر موکول کند.
در سال ۲۰۲۳، ساکنان ثروتمندترین کشورها ۱۵.۷ درصد از عمر خود را در سلامت نامطلوب گذراندند، در حالی که ابرمنطقه آفریقای جنوب صحرا کمترین «شکاف ناتوانی» را داشت و این فاصله در آن حدود ۹ سال بود.
هلند بیشترین افزایش مطلق را ثبت کرد؛ سهم سالهای زندگی در سلامت نامطلوب در این کشور از ۱۳.۲ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۱۵.۷ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده است.
بزرگترین شکافهای ناتوانی، یعنی مدت یا سهم بیشتری از عمر که در سلامت ضعیف سپری میشود، در ایالات متحده، استرالیا و کانادا دیده شد.
در مقابل، مردم نائورو، جزایر سلیمان و لائوس کمترین شکاف ناتوانی را تجربه کردند و کوچکترین بخش از عمر خود را در سلامت نامطلوب گذراندند.
چه عواملی این شکاف را ایجاد میکند؟
نویسندگان دریافتند که شرایط غیرکشنده ۵۷.۴ درصد از شکاف ناتوانی جهانی را توضیح میدهد، زیرا این بیماریها مدت زمانی را که افراد با ناتوانی یا سلامت کاهشیافته زندگی میکنند افزایش میدهد.
مهمترین محرکها در میان این بیماریها، اختلالهای اسکلتیعضلانی مانند کمردرد، اختلالهای روانی، بیماریهای اندامهای حسی مانند کاهش شنوایی ناشی از سن و آسیبهای ناخواسته بود.
در کشورهای کمدرآمدتر، کمبودهای تغذیهای، عفونتهای تنفسی، سل و بیماریهای نادیدهگرفتهشده گرمسیری نیز از عوامل اصلی بودند.
این مطالعه چندین عامل خطر را نیز شناسایی کرده است؛ از جمله شاخص توده بدنی بالا، سوءتغذیه کودکان و مادران، مصرف دخانیات، قند خون ناشتا بالا و آلودگی هوا.
مصرف مواد مخدر و مصرف زیاد الکل تنها در ابرمنطقه کشورهای با درآمد بالا در میان ده عامل اصلی خطرساز برای شکاف ناتوانی قرار داشت، در حالی که رابطه جنسی ناایمن فقط در آفریقای جنوب صحرا به عنوان یک عامل پیشرو ظاهر شد.
چشمانداز یک آینده سالم چگونه است؟
به گفته نویسندگان، این یافتهها پرسشهایی را درباره پایداری خدمات مراقبت اجتماعی و نحوه تخصیص منابع میان پیشگیری، درمان و نوآوری مطرح میکند. با توجه به این که از سال ۱۹۹۰ سهم عمر سپریشده در سلامت نامطلوب به طور پیوسته افزایش یافته است، به گفته سازمان جهانی بهداشت (WHO) اکنون ضرورت دارد تمرکز بر «سالمندی سالم» بیشتر شود؛ یعنی فرایند تقویت و حفظ توانایی عملکردی که رفاه در سنین بالاتر را ممکن میکند.
کریستوفر ماری، نویسنده ارشد مطالعه و مدیر موسسه ارزیابی معیارهای سلامت (IHME) در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن، گفت: «یافتههای ما نشان میدهد که بهبود آینده سلامت جمعیتها فقط از کمک به طولانیتر شدن عمر به دست نمیآید، بلکه از این راه حاصل میشود که مردم بتوانند سالمتر زندگی کنند.»
او افزود: «پیشرفت در سالمندی سالم باید نه فقط با طول عمر، بلکه با طول دوره سلامت سنجیده شود و برای کاهش سالهای زندگی در سلامت ضعیف لازم است سرمایهگذاری بیشتری در پیشگیری، مدیریت بلندمدت بیماریها و مراقبت مزمن انجام شود.»
نویسندگان مطالعه با استناد به مدلهای اقتصادی استدلال میکنند که بهبود سلامت از طریق هدف قرار دادن فرایند سالمندی میتواند منافع مالی بزرگتری نسبت به افزایش امید به زندگی از راه حذف یکایک بیماریهای خاص به همراه داشته باشد.
🆔@ScientificDialectics
امروز طول عمر انسانها از هر زمان دیگری بیشتر شده، اما یک مطالعه بزرگ جهانی نشان میدهد بخش زیادی از این سالهای اضافه در سلامت نامطلوب میگذرد.
امید به زندگی در یک قرن گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافته و اکنون به ۷۳.۸ سال رسیده است؛ رشدی که عمدتا ناشی از کاهش شدید بیماریهای عفونی، مرگومیر مادران و کودکان و پیشرفتها در پیشگیری و درمان بیماریهای مزمن است.
با این حال، مطالعهای تازه که در نشریه The Lancet Public Health (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، نشان میدهد سالهای اضافهای که به عمر انسانها افزوده شده لزوما در سلامت خوب سپری نمیشود. نویسندگان میگویند در تقریبا همه ۲۰۴ کشور و قلمرو بررسیشده، افزایش امید به زندگی از بهبود «امید به زندگی همراه با سلامت» جلو زده است و بنابراین نظامهای سلامت باید تمرکز خود را از صرفا طولانیتر کردن عمر، به بهبود کیفیت این سالهای اضافه تغییر دهند.
به گفته پژوهشگران، در سال ۲۰۲۳ مردم جهان به طور متوسط ۱۴.۵ درصد از عمر خود را در وضعیت سلامت نامطلوب گذراندهاند و افزایش امید به زندگی هر چه بیشتر با بیماریها و ناتوانیهای غیرکشنده همراه شده است.
در کشورهایی که طول عمر مردم بیشتر است، سالهای بیشتری نیز در سلامت ضعیف سپری میشود؛ نکتهای که نشان میدهد افزایش امید به زندگی بیشتر به طولانیتر شدن دوره بیماری و ناتوانی در طول بزرگسالی انجامیده است، نه این که این دوره را به سالهای پایانی عمر موکول کند.
در سال ۲۰۲۳، ساکنان ثروتمندترین کشورها ۱۵.۷ درصد از عمر خود را در سلامت نامطلوب گذراندند، در حالی که ابرمنطقه آفریقای جنوب صحرا کمترین «شکاف ناتوانی» را داشت و این فاصله در آن حدود ۹ سال بود.
هلند بیشترین افزایش مطلق را ثبت کرد؛ سهم سالهای زندگی در سلامت نامطلوب در این کشور از ۱۳.۲ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۱۵.۷ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده است.
بزرگترین شکافهای ناتوانی، یعنی مدت یا سهم بیشتری از عمر که در سلامت ضعیف سپری میشود، در ایالات متحده، استرالیا و کانادا دیده شد.
در مقابل، مردم نائورو، جزایر سلیمان و لائوس کمترین شکاف ناتوانی را تجربه کردند و کوچکترین بخش از عمر خود را در سلامت نامطلوب گذراندند.
چه عواملی این شکاف را ایجاد میکند؟
نویسندگان دریافتند که شرایط غیرکشنده ۵۷.۴ درصد از شکاف ناتوانی جهانی را توضیح میدهد، زیرا این بیماریها مدت زمانی را که افراد با ناتوانی یا سلامت کاهشیافته زندگی میکنند افزایش میدهد.
مهمترین محرکها در میان این بیماریها، اختلالهای اسکلتیعضلانی مانند کمردرد، اختلالهای روانی، بیماریهای اندامهای حسی مانند کاهش شنوایی ناشی از سن و آسیبهای ناخواسته بود.
در کشورهای کمدرآمدتر، کمبودهای تغذیهای، عفونتهای تنفسی، سل و بیماریهای نادیدهگرفتهشده گرمسیری نیز از عوامل اصلی بودند.
این مطالعه چندین عامل خطر را نیز شناسایی کرده است؛ از جمله شاخص توده بدنی بالا، سوءتغذیه کودکان و مادران، مصرف دخانیات، قند خون ناشتا بالا و آلودگی هوا.
مصرف مواد مخدر و مصرف زیاد الکل تنها در ابرمنطقه کشورهای با درآمد بالا در میان ده عامل اصلی خطرساز برای شکاف ناتوانی قرار داشت، در حالی که رابطه جنسی ناایمن فقط در آفریقای جنوب صحرا به عنوان یک عامل پیشرو ظاهر شد.
چشمانداز یک آینده سالم چگونه است؟
به گفته نویسندگان، این یافتهها پرسشهایی را درباره پایداری خدمات مراقبت اجتماعی و نحوه تخصیص منابع میان پیشگیری، درمان و نوآوری مطرح میکند. با توجه به این که از سال ۱۹۹۰ سهم عمر سپریشده در سلامت نامطلوب به طور پیوسته افزایش یافته است، به گفته سازمان جهانی بهداشت (WHO) اکنون ضرورت دارد تمرکز بر «سالمندی سالم» بیشتر شود؛ یعنی فرایند تقویت و حفظ توانایی عملکردی که رفاه در سنین بالاتر را ممکن میکند.
کریستوفر ماری، نویسنده ارشد مطالعه و مدیر موسسه ارزیابی معیارهای سلامت (IHME) در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن، گفت: «یافتههای ما نشان میدهد که بهبود آینده سلامت جمعیتها فقط از کمک به طولانیتر شدن عمر به دست نمیآید، بلکه از این راه حاصل میشود که مردم بتوانند سالمتر زندگی کنند.»
او افزود: «پیشرفت در سالمندی سالم باید نه فقط با طول عمر، بلکه با طول دوره سلامت سنجیده شود و برای کاهش سالهای زندگی در سلامت ضعیف لازم است سرمایهگذاری بیشتری در پیشگیری، مدیریت بلندمدت بیماریها و مراقبت مزمن انجام شود.»
نویسندگان مطالعه با استناد به مدلهای اقتصادی استدلال میکنند که بهبود سلامت از طریق هدف قرار دادن فرایند سالمندی میتواند منافع مالی بزرگتری نسبت به افزایش امید به زندگی از راه حذف یکایک بیماریهای خاص به همراه داشته باشد.
🆔@ScientificDialectics
The Lancet Public Health
Global, regional, and national trends in the morbidity gap and contributing diseases, injuries, and risk factors, 1990–2023: a…
The expansion of the morbidity gap across nearly all locations indicates that improvements
in survival have consistently outpaced reductions in non-fatal health loss across
geographies, SDI levels, and sexes, with most populations now spending a decade or…
in survival have consistently outpaced reductions in non-fatal health loss across
geographies, SDI levels, and sexes, with most populations now spending a decade or…
👍5
💢دانشگاه منچستر: برای خواب بهتر شبانه، در طول روز بیشتر در معرض نور باشید
دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند
پژوهشی تازه نشان داده است افرادی که در طول روز بهطور منظمتری در معرض نور قرار داشتند، معمولا در ساعتهای مناسبتری میخوابیدند و بیدار میشدند، در اوایل شب نیز خواب عمیقتری داشتند.
جنیفر مارتین، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه بینالمللی فلوریدا، که در این مطالعه مشارکت نداشت، گفت که این یافتهها با دانستههای کنونی متخصصان خواب درباره تاثیر نور بر ساعت زیستی بدن مطابقت دارد.
به گفته مارتین، نور از طریق مسیری مشخص که از چشم آغاز میشود، بر خواب انسان تاثیر میگذارد. وقتی نور به سلولهای خاصی در شبکیه چشم میرسد، این پیام را به مغز منتقل میکند که روز است و در نتیجه باید هوشیار و فعال باشیم.
نور صبحگاهی اهمیت ویژهای دارد، چون به تنظیم چرخه خواب و بیداری بدن کمک میکند. به همین دلیل معمولا توصیه میشود افراد در صورت امکان، در ساعات ابتدایی روز مدتی را در فضای باز بگذرانند.
مارتین دراینباره گفت: «قرار گرفتن در معرض نور خورشید در ساعات ابتدایی روز برای داشتن خواب سالم بسیار مفید است. دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند.»
او افزود محدود کردن نور شدید در ساعات عصر و شب نیز میتواند به بهبود خواب کمک کند. مارتین توصیه میکند افراد در دو ساعت پایانی پیش از خواب از نور شدید دوری کنند و هر روز صبح سر ساعت ثابتی از خواب بیدار شوند، تغییر ساعت بیدار شدن به میزان بیش از حدود یک ساعت میتواند حالتی شبیه پرواززدگی ایجاد و خواب منظم و باکیفیت را مختل کند.
البته پژوهشگران این مطالعه خاطرنشان کردهاند که این مطالعه چند محدودیت داشته و آنها در این پژوهش میان قرار گرفتن در معرض نور روز و الگوهای خواب، ارتباطی آماری یافتهاند، اما این ثابت نمیکند که یکی مستقیما علت دیگری است.
پژوهشگران همچنین میزان نور دریافتی را با دستگاههای مچبند اندازهگیری کردند، نه در سطح چشمها، یعنی جایی که نور مستقیم بر ساعت زیستی بدن اثر میگذارد. افزون بر این، عواملی مانند فعالیت بدنی یا زمان صرف وعدههای غذایی را که ممکن است بر خواب اثرگذار باشند، در محاسباتشان لحاظ نکردند.
https://www.aol.com/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706000.html
https://health.yahoo.com/wellness/sleep/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706398.html
🆔@ScientificDialectics
دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند
پژوهشی تازه نشان داده است افرادی که در طول روز بهطور منظمتری در معرض نور قرار داشتند، معمولا در ساعتهای مناسبتری میخوابیدند و بیدار میشدند، در اوایل شب نیز خواب عمیقتری داشتند.
جنیفر مارتین، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه بینالمللی فلوریدا، که در این مطالعه مشارکت نداشت، گفت که این یافتهها با دانستههای کنونی متخصصان خواب درباره تاثیر نور بر ساعت زیستی بدن مطابقت دارد.
به گفته مارتین، نور از طریق مسیری مشخص که از چشم آغاز میشود، بر خواب انسان تاثیر میگذارد. وقتی نور به سلولهای خاصی در شبکیه چشم میرسد، این پیام را به مغز منتقل میکند که روز است و در نتیجه باید هوشیار و فعال باشیم.
نور صبحگاهی اهمیت ویژهای دارد، چون به تنظیم چرخه خواب و بیداری بدن کمک میکند. به همین دلیل معمولا توصیه میشود افراد در صورت امکان، در ساعات ابتدایی روز مدتی را در فضای باز بگذرانند.
مارتین دراینباره گفت: «قرار گرفتن در معرض نور خورشید در ساعات ابتدایی روز برای داشتن خواب سالم بسیار مفید است. دریافت منظم نور صبحگاهی کمک میکند افراد هر شب تقریبا سر ساعت مشخصی احساس خوابآلودگی کنند و الگوی خواب منظمی داشته باشند.»
او افزود محدود کردن نور شدید در ساعات عصر و شب نیز میتواند به بهبود خواب کمک کند. مارتین توصیه میکند افراد در دو ساعت پایانی پیش از خواب از نور شدید دوری کنند و هر روز صبح سر ساعت ثابتی از خواب بیدار شوند، تغییر ساعت بیدار شدن به میزان بیش از حدود یک ساعت میتواند حالتی شبیه پرواززدگی ایجاد و خواب منظم و باکیفیت را مختل کند.
البته پژوهشگران این مطالعه خاطرنشان کردهاند که این مطالعه چند محدودیت داشته و آنها در این پژوهش میان قرار گرفتن در معرض نور روز و الگوهای خواب، ارتباطی آماری یافتهاند، اما این ثابت نمیکند که یکی مستقیما علت دیگری است.
پژوهشگران همچنین میزان نور دریافتی را با دستگاههای مچبند اندازهگیری کردند، نه در سطح چشمها، یعنی جایی که نور مستقیم بر ساعت زیستی بدن اثر میگذارد. افزون بر این، عواملی مانند فعالیت بدنی یا زمان صرف وعدههای غذایی را که ممکن است بر خواب اثرگذار باشند، در محاسباتشان لحاظ نکردند.
https://www.aol.com/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706000.html
https://health.yahoo.com/wellness/sleep/articles/daytime-habit-could-transform-sleep-200706398.html
🆔@ScientificDialectics
AOL.com
The daytime habit that could transform your sleep, according to new study - AOL
A study of 89 adults found that brighter, more consistent daylight exposure was linked to earlier sleep timing and more deep sleep at night.
❤4👍3
💢عجیبترین رژیمهای غذایی ستارههای فوتبال؛ از هشت تخممرغ در روز تا بستنی فراوان
برخی ستارههای فوتبال روزانه تا شش وعده غذا میخورند و برخی نزدیک به چهار هزار کالری دریافت میکنند
امروزه بیشتر فوتبالیستها به داشتن رژیمهای غذایی سختگیرانهای معروفاند که برای رساندن آنها به بهترین وضعیت جسمانی طراحی شدهاند. از آنجا که تقویم مسابقات از همیشه فشردهتر شده و بازیها با سرعتی نفسگیر برگزار میشوند، آمادگی جسمانی هیچگاه تا این اندازه در فوتبال اهمیت نداشته است. غذاهای بیشتر ورزشکاران معمولا ساده، بیرنگولعاب و تکراری است و مرغ و برنج تقریبا هیجانانگیزترین گزینه در برنامه غذایی آنها به شمار میرود، اما در سالهای گذشته اوضاع بسیار فرق کرده است و بعضی فوتبالیستها عادتهای غذایی عجیب خود را دنبال میکنند.
روزنامه سان در گزارشی، برخی از عجیبترین رژیمهای غذایی فوتبالیستهای گذشته و حال را مرور کرده است.
ارلینگ هالند
جاش کینگ، همتیمی ارلینگ هالند در تیم ملی نروژ، زمانی او را «موجودی عجیب» توصیف کرد که «مثل خرس غذا میخورد». این ستاره منچسترسیتی به خوردن شش وعده غذا در روز و دریافت حدود چهار هزار کالری شهرت دارد. گفته میشود هالند ۲۳ ساله، مرغ و پاستایی را که بدون نمک و روغن پخته شده است، با اشتهای فراوان میخورد. او همچنین انواع ماهی را که همراه با سبزیجات تازه پخته شده باشند، دوست دارد. با این حال، یک غذا برای او جایگاه ویژهای دارد: پیتزا با گوشت کباب دونر.
دینو زوف
دینو زوف، دروازهبان ایتالیایی، یکی از برترین دروازهبانان تاریخ فوتبال است، با این حال میگوید که اگر توصیه غذایی مادربزرگش نبود، شاید هرگز به چنین جایگاهی نمیرسید. باورکردنی نیست، اما مردی که بعدها قهرمان جام جهانی و جام ملتهای اروپا شد و شش بار عنوان قهرمانی سری آ را به دست آورد، در ۱۴ سالگی از سوی اینترمیلان و یوونتوس رد شد، چون بیش از اندازه کوتاهقد بود. اینجا بود که مادربزرگ زوف دستبهکار شد و دینو نوجوان را واداشت برای کمک به رشدش، روزی هشت تخممرغ بخورد. جالب اینکه ظاهرا این روش نتیجه داد و قد زوف به حدود ۱۸۳ سانتیمتر رسید و فوتبالیست حرفهای شد. او سرانجام سال ۱۹۷۲ به یوونتوس پیوست، ۱۱ سال در این باشگاه ماند و بعدها حتی سرمربی آن شد.
کریستیانو رونالدو
همین که رونالدو، این ستاره پرتغالی دنیای فوتبال، در ۳۸ سالگی همچنان مهاجمی قوی و گلزن است، نشان میدهد که احتمالا تغذیه خوبی دارد.
سالها پیش مشخص شد که رونالدو به الگوی سه وعده غذا در روز اعتقادی ندارد و خوردن شش وعده را ترجیح میدهد. خوردن وعدههای کوچکتر در فاصلههای زمانی کوتاهتر باعث میشود هنگام تمرینهای سنگین بدنسازی، سطح انرژی همواره بالا بماند. رونالدو مرغ زیاد میخورد که میدانیم غذایی سرشار از پروتئین و کمچرب است. او آووکادو، سالاد و میوه را نیز دوست دارد. در یورو ۲۰۲۰ رونالدو نشان داد که به نوشیدن کوکاکولا علاقهای ندارد و آب را ترجیح میدهد.
ماساهیکو اینوها
نام این مدافع ژاپنی شاید خیلی شناختهشده نباشد، با این حال او با ۲۱ بازی ملی، قهرمانی جام ملتهای آسیا در سال ۲۰۱۱ و دو قهرمانی جیلیگ، دوران حرفهای قابلتوجهی داشت، با افتخار گفته بود روزی سه وعده بستنی میخورد که یکی از آنها هنگام حمام کردن است. علاقه او به بستنی پس از بازنشستگی نیز ادامه یافت و در حسابهایش در شبکههای اجتماعی انواع بستنی را پیشنهاد میکند.
الکس سانگ
الکس سانگ، هافبک پیشین آرسنال، در بالاترین سطح فوتبال و در تیمهایی مانند آرسنال، بارسلونا و وستهام دوران موفقی داشت و نمایشهای درخشانی ارائه میکرد. با این حال امانوئل فریمپونگ، همتیمی سابقش، ادعا کرده بود سانگ پیش از هر مسابقه در ورزشگاه امارات، مرغ سوخاری «کیافسی» میخورد.
گلن جانسون
گلن جانسون سال ۲۰۱۲ که بازیکن لیورپول بود، گفت او و همتیمیهایش در تیم ملی انگلستان پیش از مسابقات قرص کافئین مصرف میکردند. مصرف کافئین در ورزش ممنوع نیست، اما آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (وادا) میزان استفاده ورزشکاران از آن را زیر نظر دارد تا مشخص شود آیا مصرفش به حدی رسیده است که در آینده نیاز به محدودیت یا ممنوعیت داشته باشد.
🆔@ScientificDialectics
برخی ستارههای فوتبال روزانه تا شش وعده غذا میخورند و برخی نزدیک به چهار هزار کالری دریافت میکنند
امروزه بیشتر فوتبالیستها به داشتن رژیمهای غذایی سختگیرانهای معروفاند که برای رساندن آنها به بهترین وضعیت جسمانی طراحی شدهاند. از آنجا که تقویم مسابقات از همیشه فشردهتر شده و بازیها با سرعتی نفسگیر برگزار میشوند، آمادگی جسمانی هیچگاه تا این اندازه در فوتبال اهمیت نداشته است. غذاهای بیشتر ورزشکاران معمولا ساده، بیرنگولعاب و تکراری است و مرغ و برنج تقریبا هیجانانگیزترین گزینه در برنامه غذایی آنها به شمار میرود، اما در سالهای گذشته اوضاع بسیار فرق کرده است و بعضی فوتبالیستها عادتهای غذایی عجیب خود را دنبال میکنند.
روزنامه سان در گزارشی، برخی از عجیبترین رژیمهای غذایی فوتبالیستهای گذشته و حال را مرور کرده است.
ارلینگ هالند
جاش کینگ، همتیمی ارلینگ هالند در تیم ملی نروژ، زمانی او را «موجودی عجیب» توصیف کرد که «مثل خرس غذا میخورد». این ستاره منچسترسیتی به خوردن شش وعده غذا در روز و دریافت حدود چهار هزار کالری شهرت دارد. گفته میشود هالند ۲۳ ساله، مرغ و پاستایی را که بدون نمک و روغن پخته شده است، با اشتهای فراوان میخورد. او همچنین انواع ماهی را که همراه با سبزیجات تازه پخته شده باشند، دوست دارد. با این حال، یک غذا برای او جایگاه ویژهای دارد: پیتزا با گوشت کباب دونر.
دینو زوف
دینو زوف، دروازهبان ایتالیایی، یکی از برترین دروازهبانان تاریخ فوتبال است، با این حال میگوید که اگر توصیه غذایی مادربزرگش نبود، شاید هرگز به چنین جایگاهی نمیرسید. باورکردنی نیست، اما مردی که بعدها قهرمان جام جهانی و جام ملتهای اروپا شد و شش بار عنوان قهرمانی سری آ را به دست آورد، در ۱۴ سالگی از سوی اینترمیلان و یوونتوس رد شد، چون بیش از اندازه کوتاهقد بود. اینجا بود که مادربزرگ زوف دستبهکار شد و دینو نوجوان را واداشت برای کمک به رشدش، روزی هشت تخممرغ بخورد. جالب اینکه ظاهرا این روش نتیجه داد و قد زوف به حدود ۱۸۳ سانتیمتر رسید و فوتبالیست حرفهای شد. او سرانجام سال ۱۹۷۲ به یوونتوس پیوست، ۱۱ سال در این باشگاه ماند و بعدها حتی سرمربی آن شد.
کریستیانو رونالدو
همین که رونالدو، این ستاره پرتغالی دنیای فوتبال، در ۳۸ سالگی همچنان مهاجمی قوی و گلزن است، نشان میدهد که احتمالا تغذیه خوبی دارد.
سالها پیش مشخص شد که رونالدو به الگوی سه وعده غذا در روز اعتقادی ندارد و خوردن شش وعده را ترجیح میدهد. خوردن وعدههای کوچکتر در فاصلههای زمانی کوتاهتر باعث میشود هنگام تمرینهای سنگین بدنسازی، سطح انرژی همواره بالا بماند. رونالدو مرغ زیاد میخورد که میدانیم غذایی سرشار از پروتئین و کمچرب است. او آووکادو، سالاد و میوه را نیز دوست دارد. در یورو ۲۰۲۰ رونالدو نشان داد که به نوشیدن کوکاکولا علاقهای ندارد و آب را ترجیح میدهد.
ماساهیکو اینوها
نام این مدافع ژاپنی شاید خیلی شناختهشده نباشد، با این حال او با ۲۱ بازی ملی، قهرمانی جام ملتهای آسیا در سال ۲۰۱۱ و دو قهرمانی جیلیگ، دوران حرفهای قابلتوجهی داشت، با افتخار گفته بود روزی سه وعده بستنی میخورد که یکی از آنها هنگام حمام کردن است. علاقه او به بستنی پس از بازنشستگی نیز ادامه یافت و در حسابهایش در شبکههای اجتماعی انواع بستنی را پیشنهاد میکند.
الکس سانگ
الکس سانگ، هافبک پیشین آرسنال، در بالاترین سطح فوتبال و در تیمهایی مانند آرسنال، بارسلونا و وستهام دوران موفقی داشت و نمایشهای درخشانی ارائه میکرد. با این حال امانوئل فریمپونگ، همتیمی سابقش، ادعا کرده بود سانگ پیش از هر مسابقه در ورزشگاه امارات، مرغ سوخاری «کیافسی» میخورد.
گلن جانسون
گلن جانسون سال ۲۰۱۲ که بازیکن لیورپول بود، گفت او و همتیمیهایش در تیم ملی انگلستان پیش از مسابقات قرص کافئین مصرف میکردند. مصرف کافئین در ورزش ممنوع نیست، اما آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (وادا) میزان استفاده ورزشکاران از آن را زیر نظر دارد تا مشخص شود آیا مصرفش به حدی رسیده است که در آینده نیاز به محدودیت یا ممنوعیت داشته باشد.
🆔@ScientificDialectics
The Sun
Weirdest football diets including eight eggs a day and Prem ace's kebab pizza
MOST footballers are renowned for having strict diets geared towards getting them in the best physical shape possible. With the fixture list as crammed as it has ever been and the game played at a …
❤5
💢کشف۵۶۰ مجسمه و آیینهای تدفین عجیب در مصر
باستانشناسان در محوطه تل آثار قویستا مصر ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی از آیینهای نادر تدفین کشف کردند که زوایای تازهای از باورهای پس از مرگ را روشن میسازد.
به گزارش مجله باستان شناسی ، باستانشناسان در جریان کاوشهای اخیر خود در محوطه باستانی «تل آثار قویستا» (Tell Athar Quesna) واقع در استان منوفیه مصر، موفق به کشف مجموعهای بینظیر شامل ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی دستنخورده از آیینهای نادر تدفین شدند. این یافتهها پرتوی تازهای بر پیچیدگی باورهای پس از مرگ و رفتارهای مذهبی مصریان باستان در دورههای متأخر میتاباند.
کشف ۵۶۰ خدمتکار پس از مرگ در محوطه قویستا
در باورهای مصر باستان، مجسمههای «اوشابتی» (Ushabti) یا «شوابتی» به عنوان خدمتکاران طلسمشدهای ساخته میشدند تا در جهان پس از مرگ (آرو/Aaru) وظایف و کارهای سختِ شخص درگذشته را به جای او انجام دهند. کشف ۵۶۰ مجسمه اوشابتی به صورت یکجا و در یک مجموعه آرامگاهی، یافتهای بسیار نادر و باارزش تلقی میشود.
این مجسمهها که از جنس فایانس لعابدار (Faience)، سفال و سنگ ساخته شدهاند، دارای کتیبهها و خطوط هیروگلیف هستند که متون طلسمگونهای از «کتاب مردگان» (بخش معروف به فصل ششم) روی آنها حک شده است. این متون از مجسمه میخواهند که در صورت فراخوانده شدن درگذشته برای کارهایی نظیر کشاورزی یا آبیاری زمینهای جهان پس از مرگ، بلافاصله پاسخ داده و بگویند: «من اینجام!»
شواهدی از آیینهای تدفین نادر
آنچه این کشف را از کاوشهای معمول ممتاز میسازد، تنها تعداد بالای مجسمهها نیست؛ بلکه چیدمان ساختاریافته و آیینهای نادر تدفین در این گورستان است:
۱. چیدمان هندسی و نمادین: مجسمهها بر اساس الگویی دقیق حول تابوت اصلی و در لایههای مختلف قرار گرفته بودند که نشاندهنده یک آیین محافظتی ویژه برای حفظ روح درگذشته در برابر نیروهای تاریکی است.
۲. بقایای مواد معطر و رزینهای خاص: در لایههای اطراف قبر، بقایایی از رزینهای معطر و روغنهای سوخته به دست آمده که نشاندهنده برگزاری مراسم قربانی و عطرافشانی پیچیده در لحظه خاکسپاری است.
۳. تجهیزات همراه تدفین: در کنار اوشابتیها، طلسمهای محافظتی نظیر چشم هوروس (Wedjat) و اسکاراب (سوسک مقدس) یافت شده که حاکی از موقعیت اجتماعی بالای فرد مدفون یا اهمیت مذهبی این بخش از محوطه است.
اهمیت محوطه تل آثار قویستا
محوطه قویستا (Quesna) که در دل دلتای نیل واقع شده، یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی متعلق به دورههای متأخر مصر باستان (Late Period) تا عصر بطلمیوسی و رومی است. این منطقه به دلیل دارا بودن کاتاکومبها (گورپشتههای زیرزمینی)، مقابر پرندگان مقدس (مانند لکلک و شاهین) و تابوتهای سنگی و طلایی شناخته میشود.
به گفته محققان، بررسیهای آزمایشگاهی بر روی کتیبههای ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و آنالیز رزینهای بهکاررفته در آیین تدفین همچنان ادامه دارد و انتظار میرود جزئیات بیشتری درباره هویت فرد مدفون و تاریخ دقیق این گورستان منتشر شود.
https://archaeologymag.com/2026/07/560-ushabti-rare-burial-rituals-tell-athar-quesna/#:~:text=One%20chamber%20held%20two%20groups,for%20protection%20in%20the%20afterlife.
🆔@ScientificDialectics
باستانشناسان در محوطه تل آثار قویستا مصر ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی از آیینهای نادر تدفین کشف کردند که زوایای تازهای از باورهای پس از مرگ را روشن میسازد.
به گزارش مجله باستان شناسی ، باستانشناسان در جریان کاوشهای اخیر خود در محوطه باستانی «تل آثار قویستا» (Tell Athar Quesna) واقع در استان منوفیه مصر، موفق به کشف مجموعهای بینظیر شامل ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و شواهدی دستنخورده از آیینهای نادر تدفین شدند. این یافتهها پرتوی تازهای بر پیچیدگی باورهای پس از مرگ و رفتارهای مذهبی مصریان باستان در دورههای متأخر میتاباند.
کشف ۵۶۰ خدمتکار پس از مرگ در محوطه قویستا
در باورهای مصر باستان، مجسمههای «اوشابتی» (Ushabti) یا «شوابتی» به عنوان خدمتکاران طلسمشدهای ساخته میشدند تا در جهان پس از مرگ (آرو/Aaru) وظایف و کارهای سختِ شخص درگذشته را به جای او انجام دهند. کشف ۵۶۰ مجسمه اوشابتی به صورت یکجا و در یک مجموعه آرامگاهی، یافتهای بسیار نادر و باارزش تلقی میشود.
این مجسمهها که از جنس فایانس لعابدار (Faience)، سفال و سنگ ساخته شدهاند، دارای کتیبهها و خطوط هیروگلیف هستند که متون طلسمگونهای از «کتاب مردگان» (بخش معروف به فصل ششم) روی آنها حک شده است. این متون از مجسمه میخواهند که در صورت فراخوانده شدن درگذشته برای کارهایی نظیر کشاورزی یا آبیاری زمینهای جهان پس از مرگ، بلافاصله پاسخ داده و بگویند: «من اینجام!»
شواهدی از آیینهای تدفین نادر
آنچه این کشف را از کاوشهای معمول ممتاز میسازد، تنها تعداد بالای مجسمهها نیست؛ بلکه چیدمان ساختاریافته و آیینهای نادر تدفین در این گورستان است:
۱. چیدمان هندسی و نمادین: مجسمهها بر اساس الگویی دقیق حول تابوت اصلی و در لایههای مختلف قرار گرفته بودند که نشاندهنده یک آیین محافظتی ویژه برای حفظ روح درگذشته در برابر نیروهای تاریکی است.
۲. بقایای مواد معطر و رزینهای خاص: در لایههای اطراف قبر، بقایایی از رزینهای معطر و روغنهای سوخته به دست آمده که نشاندهنده برگزاری مراسم قربانی و عطرافشانی پیچیده در لحظه خاکسپاری است.
۳. تجهیزات همراه تدفین: در کنار اوشابتیها، طلسمهای محافظتی نظیر چشم هوروس (Wedjat) و اسکاراب (سوسک مقدس) یافت شده که حاکی از موقعیت اجتماعی بالای فرد مدفون یا اهمیت مذهبی این بخش از محوطه است.
اهمیت محوطه تل آثار قویستا
محوطه قویستا (Quesna) که در دل دلتای نیل واقع شده، یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی متعلق به دورههای متأخر مصر باستان (Late Period) تا عصر بطلمیوسی و رومی است. این منطقه به دلیل دارا بودن کاتاکومبها (گورپشتههای زیرزمینی)، مقابر پرندگان مقدس (مانند لکلک و شاهین) و تابوتهای سنگی و طلایی شناخته میشود.
به گفته محققان، بررسیهای آزمایشگاهی بر روی کتیبههای ۵۶۰ مجسمه اوشابتی و آنالیز رزینهای بهکاررفته در آیین تدفین همچنان ادامه دارد و انتظار میرود جزئیات بیشتری درباره هویت فرد مدفون و تاریخ دقیق این گورستان منتشر شود.
https://archaeologymag.com/2026/07/560-ushabti-rare-burial-rituals-tell-athar-quesna/#:~:text=One%20chamber%20held%20two%20groups,for%20protection%20in%20the%20afterlife.
🆔@ScientificDialectics
Archaeology News Online Magazine
560 ushabti figurines and rare burial rituals found in ancient Egyptian necropolis at Tell Athar Quesna | Archaeology News Online…
Archaeologists find 560 ushabti figurines, rare burial practices, and imported Greek pottery at Egypt's Tell Athar Quesna necropolis.
👍3🥰1
💢چرا گوگل دسترسی به قویترین هوش مصنوعی امنیتی خود را محدود کرد؟
گوگل با رونمایی از سه مدل جدید از خانواده جِمینای (Gemini)، گام بلندی در بازتعریف رقابت هوش مصنوعی برداشت.
در مرکز این رونمایی، مدل تخصصی Gemini 3.5 Flash Cyber قرار دارد. ابزاری که مستقیماً برای شناسایی و رفع آسیبپذیریهای امنیتی توسعه یافته و پاسخ مستقیم گوگل به پیشتازی رقبایی همچون آنتروپیک و اوپنایآی در حوزه امنیت سایبری محسوب میشود.
زره هوشمند گوگل در برابر حملات سایبری
مدل Flash Cyber بر پایه نسخه استاندارد Flash آموزش دیده اما بهطور ویژه برای مرور، تحلیل و وصلهکردن خودکار کدهای نرمافزاری بهینهسازی شده است. این مدل درون عامل امنیتی گوگل به نام CodeMender یکپارچه شده و قادر است کدهای پیچیده را تحلیل کند. در آزمونهای اولیه روی موتور مرورگر کروم (V8 JavaScript Engine)، این مدل هوش مصنوعی موفق شد ۵۵ اختلال امنیتی را شناسایی کند که ۱۰ مورد از آنها پیشتر توسط هیچ مدل دیگری کشف نشده بود.
نکته کلیدی در معماری این سیستم، استفاده از چندین عامل همزمان است. بهجای یک فراخوانی پرهزینه به یک مدل غولپیکر، چند عامل سبکوزن بهصورت موازی بخشهای مختلف کد را اسکن کرده و نتایج را در قالب یک گزارش امنیتی دقیق ترکیب میکنند.
فناوری با «کاربرد دوگانه»
قدرت بالای هوش مصنوعی در شناسایی نقاط ضعف نرمافزار، چالش بزرگی بههمراه دارد که در علوم رایانه به آن ماهیت کاربرد دوگانه (Dual-Use) میگویند. همان الگوریتمی که به مدافعان برای بستن روزنههای امنیتی کمک میکند، در دست هکرها میتواند به ابزاری برای ساخت سریع اکسپلویت و حملات سایبری تبدیل شود.
به همین دلیل، گوگل رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده و دسترسی به Gemini 3.5 Flash Cyber را عمومی نکرده است. این مدل تنها در قالب یک برنامه آزمایشی محدود در اختیار دولتها و شرکای تجاری مورد اعتماد قرار میگیرد تا مدافعان خط مقدم، پیش از سوءاستفاده مهاجمان، کدهای خود را ایمن کنند.
بهینهسازی به جای غولسازی
در کنار مدل امنیتی، گوگل دو مدل دیگر یعنی Gemini 3.6 Flash و Gemini 3.5 Flash-Lite را معرفی کرد. مدل ۳.۶ Flash با کاهش ۱۷ درصدی در مصرف توکنهای خروجی و کاهش قیمت، کارایی بالاتری برای کارهای روزمره مهندسی نرمافزار ارائه میدهد. مدل Flash-Lite نیز با سرعت پاسخدهی بالای ۳۵۰ توکن در ثانیه، برای مدیریت عوامل خودکار (AI Agents) طراحی شده است.
این عرضه در حالی صورت میگیرد که پرچمدار اصلی گوگل، یعنی مدل Gemini 3.5 Pro، همچنان با تأخیر در عرضه مواجه است. این موضوع نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در گوگل برای تمرکز بر ارزانتر کردن، سریعتر کردن و کاربردیتر کردن مدلهای سبک (Flash)، بهجای رقابت صرف بر سر ابعاد مدلهای غولپیکر است.
تحول اخیر نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال عبور از مرحله «چتباتهای عمومی» و ورود به «ابزارهای تخصصی» است. با این حال، تا زمانی که قابلیتهای این مدلها در شرایط واقعی و در برابر حملات پیچیده بازار سنجیده نشود، نمیتوان از برتری مطلق امنیت پایه هوش مصنوعی سخن گفت.
https://https//www.nytimes.com/2026/07/21/technology/google-ai-cybersecurity-gemini.html
🆔@ScientificDialectics
گوگل با رونمایی از سه مدل جدید از خانواده جِمینای (Gemini)، گام بلندی در بازتعریف رقابت هوش مصنوعی برداشت.
در مرکز این رونمایی، مدل تخصصی Gemini 3.5 Flash Cyber قرار دارد. ابزاری که مستقیماً برای شناسایی و رفع آسیبپذیریهای امنیتی توسعه یافته و پاسخ مستقیم گوگل به پیشتازی رقبایی همچون آنتروپیک و اوپنایآی در حوزه امنیت سایبری محسوب میشود.
زره هوشمند گوگل در برابر حملات سایبری
مدل Flash Cyber بر پایه نسخه استاندارد Flash آموزش دیده اما بهطور ویژه برای مرور، تحلیل و وصلهکردن خودکار کدهای نرمافزاری بهینهسازی شده است. این مدل درون عامل امنیتی گوگل به نام CodeMender یکپارچه شده و قادر است کدهای پیچیده را تحلیل کند. در آزمونهای اولیه روی موتور مرورگر کروم (V8 JavaScript Engine)، این مدل هوش مصنوعی موفق شد ۵۵ اختلال امنیتی را شناسایی کند که ۱۰ مورد از آنها پیشتر توسط هیچ مدل دیگری کشف نشده بود.
نکته کلیدی در معماری این سیستم، استفاده از چندین عامل همزمان است. بهجای یک فراخوانی پرهزینه به یک مدل غولپیکر، چند عامل سبکوزن بهصورت موازی بخشهای مختلف کد را اسکن کرده و نتایج را در قالب یک گزارش امنیتی دقیق ترکیب میکنند.
فناوری با «کاربرد دوگانه»
قدرت بالای هوش مصنوعی در شناسایی نقاط ضعف نرمافزار، چالش بزرگی بههمراه دارد که در علوم رایانه به آن ماهیت کاربرد دوگانه (Dual-Use) میگویند. همان الگوریتمی که به مدافعان برای بستن روزنههای امنیتی کمک میکند، در دست هکرها میتواند به ابزاری برای ساخت سریع اکسپلویت و حملات سایبری تبدیل شود.
به همین دلیل، گوگل رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده و دسترسی به Gemini 3.5 Flash Cyber را عمومی نکرده است. این مدل تنها در قالب یک برنامه آزمایشی محدود در اختیار دولتها و شرکای تجاری مورد اعتماد قرار میگیرد تا مدافعان خط مقدم، پیش از سوءاستفاده مهاجمان، کدهای خود را ایمن کنند.
بهینهسازی به جای غولسازی
در کنار مدل امنیتی، گوگل دو مدل دیگر یعنی Gemini 3.6 Flash و Gemini 3.5 Flash-Lite را معرفی کرد. مدل ۳.۶ Flash با کاهش ۱۷ درصدی در مصرف توکنهای خروجی و کاهش قیمت، کارایی بالاتری برای کارهای روزمره مهندسی نرمافزار ارائه میدهد. مدل Flash-Lite نیز با سرعت پاسخدهی بالای ۳۵۰ توکن در ثانیه، برای مدیریت عوامل خودکار (AI Agents) طراحی شده است.
این عرضه در حالی صورت میگیرد که پرچمدار اصلی گوگل، یعنی مدل Gemini 3.5 Pro، همچنان با تأخیر در عرضه مواجه است. این موضوع نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در گوگل برای تمرکز بر ارزانتر کردن، سریعتر کردن و کاربردیتر کردن مدلهای سبک (Flash)، بهجای رقابت صرف بر سر ابعاد مدلهای غولپیکر است.
تحول اخیر نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال عبور از مرحله «چتباتهای عمومی» و ورود به «ابزارهای تخصصی» است. با این حال، تا زمانی که قابلیتهای این مدلها در شرایط واقعی و در برابر حملات پیچیده بازار سنجیده نشود، نمیتوان از برتری مطلق امنیت پایه هوش مصنوعی سخن گفت.
https://https//www.nytimes.com/2026/07/21/technology/google-ai-cybersecurity-gemini.html
🆔@ScientificDialectics
Nytimes
Google Releases Three New A.I. Models
The models include one that is the company’s most powerful and another that is fine-tuned for cybersecurity, as Google competes with rivals like OpenAI and Anthropic.
❤5🥰1
💢چگونه چهره واقعی را از تصویر تولید هوش مصنوعی تشخیص دهیم؟
چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند
پژوهشگران در مطالعهای بررسی کردهاند که آیا میتوان افراد را برای تشخیص تصاویر چهرههای تولیدی هوش مصنوعی آموزش داد یا خیر. این تحقیق با سرپرستی دکتر کلر ساترلند از دانشگاه ابردین و پروفسور ایمی داول، مدیر آزمایشگاه احساسات و چهرهها در دانشگاه ملی استرالیا، انجام شده است. تقارن بیش از حد چهره، متناسب نبودن اجزای صورت، بیش از حد جذاب بودن، تکراری بودن چهره، منتقل نشدن احساس، و به یادماندنی نبودن از جمله ویژگیهای چهرههای تولید هوش مصنوعی است.
به نوشته سرویس جهانی بیبیسی، پیشرفت سریع هوش مصنوعی باعث شده است تصاویر ساختگی یا جعل عمیق (دیپ فیک) بسیار واقعیتر از گذشته به نظر برسند. در گذشته، تشخیص این تصاویر آسانتر بود، زیرا هوش مصنوعی اشتباههای آشکاری مانند انگشت اضافی یا جزئیات غیرطبیعی ایجاد میکرد، اما با پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی این خطاها تا حد زیادی برطرف شدهاند. به همین دلیل، پژوهشگران بهجای تمرکز بر یافتن نقصهای آشکار، روش متفاوتی را برای آموزش افراد آزمایش کردند.
در این پژوهش، هزاران تصویر چهره با استفاده از ابزار تولید تصویر StyleGAN3، یکی از پیشرفتهترین مولدهای چهره، ساخته شد. شرکتکنندگان ابتدا در آزمونی شرکت کردند تا توانایی اولیه آنها در تشخیص تصاویر واقعی از تصاویر تولیدی هوش مصنوعی سنجیده شود. سپس، آموزش دیدند و بار دیگر ارزیابی شدند.
آموزش بر شش ویژگی ادراکی متمرکز بود. نخست، تقارن چهره؛ زیرا چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند.
دوم، تناسب اجزای صورت؛ تصاویر هوش مصنوعی معمولا از چهرههایی با بینی بسیار بزرگ یا گوشهای برجسته دوری میکنند و به سمت تناسبهای رایج گرایش دارند.
ویژگی سوم، جذابیت ظاهری است. به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی معمولا چهرههایی میسازد که از نظر ظاهری زیباتر و خوشایندتر از میانگین افراد واقعیاند.
چهارمین ویژگی، تمایز چهره بود. تصاویر تولیدی هوش مصنوعی معمولا به چهرههای متوسط و معمولی شباهت دارند و کمتر ویژگیهایی دارند که آنها را در میان جمعیت متمایز کند.
پنجمین معیار، میزان بیان احساسات است. پژوهشگران دریافتند چهرههای تولیدشدی هوش مصنوعی معمولا احساسات کمتری منتقل میکنند و حالتهای چهره در آنها محدودتر است.
ششمین ویژگی نیز به قابلیت بهیادماندنی بودن چهره مربوط میشد. این تصاویر اغلب کمتر در ذهن باقی میمانند و پس از مشاهده، بهسختی به یاد آورده میشوند.
به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی در تولید چهره افراد غیرسفیدپوست، سالمندان و کودکان هنوز عملکرد ضعیفتری دارد، زیرا دادههای آموزشی بیشتر شامل تصاویر افراد جوان و سفیدپوست بوده است.
بر اساس نتایج تحقیق، تشخیص تصاویر ساختگی به یافتن یک نشانه قطعی وابسته نیست، بلکه نیازمند آشنایی تدریجی با مجموعهای از ویژگیهای ظریف و شکلگیری نوعی حس شهودی است. شرکتکنندگان با مشاهده مجموعهای از تصاویر واقعی و ساختگی و اطلاع از پاسخ صحیح، در مدت حدود یک ساعت پیشرفت قابل توجهی در تشخیص تصاویر داشتند.
نتایج نشان داد میانگین دقت شرکتکنندگان از حدود ۴۰ درصد پیش از آموزش به حدود ۸۰ درصد پس از آموزش افزایش پیدا کرد و تعدادی از افراد نیز به دقت نزدیک به ۱۰۰ درصد دست یافتند.
پژوهشگران این روند را مشابه نحوه یادگیری مدلهای هوش مصنوعی توصیف کردند؛ به این معنا که انسان نیز با مشاهده نمونههای متعدد و دریافت بازخورد، بهمرور الگوها را تشخیص میدهد، حتی اگر دقیقا نداند این فرایند چگونه در ذهن او شکل گرفته است.
بخش دیگری از پژوهش میزان اعتمادبهنفس شرکتکنندگان را بررسی کرد. مطالعات پیشین نشان داده بود افرادی که بیشترین اطمینان را به تواناییشان در تشخیص تصاویر ساختگی داشتند، اغلب بیشترین اشتباه را نیز مرتکب میشدند. اما در این پژوهش، هم دقت و هم اعتمادبهنفس افراد پس از آموزش افزایش پیدا کرد.
افراد میتوانند با تمرین بیشتر، مهارت تشخیص تصاویر ساختگی را افزایش دهند و حتی از طریق وبسایتهای آموزشی یا مشارکت در پروژههای تحقیقاتی این توانایی را تقویت کنند.
خبر خوب این است که هنوز در دنیایی پادآرمانشهری زندگی نمیکنیم که تشخیص واقعیت از تولید رایانه غیرممکن باشد.
اما خبر بد این است که مدلهای هوش مصنوعی احتمالا تاکنون مقالات علمی منتشرشده را «خواندهاند» و همچنان در حال یادگیریاند.
🆔@ScientificDialectics
چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند
پژوهشگران در مطالعهای بررسی کردهاند که آیا میتوان افراد را برای تشخیص تصاویر چهرههای تولیدی هوش مصنوعی آموزش داد یا خیر. این تحقیق با سرپرستی دکتر کلر ساترلند از دانشگاه ابردین و پروفسور ایمی داول، مدیر آزمایشگاه احساسات و چهرهها در دانشگاه ملی استرالیا، انجام شده است. تقارن بیش از حد چهره، متناسب نبودن اجزای صورت، بیش از حد جذاب بودن، تکراری بودن چهره، منتقل نشدن احساس، و به یادماندنی نبودن از جمله ویژگیهای چهرههای تولید هوش مصنوعی است.
به نوشته سرویس جهانی بیبیسی، پیشرفت سریع هوش مصنوعی باعث شده است تصاویر ساختگی یا جعل عمیق (دیپ فیک) بسیار واقعیتر از گذشته به نظر برسند. در گذشته، تشخیص این تصاویر آسانتر بود، زیرا هوش مصنوعی اشتباههای آشکاری مانند انگشت اضافی یا جزئیات غیرطبیعی ایجاد میکرد، اما با پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی این خطاها تا حد زیادی برطرف شدهاند. به همین دلیل، پژوهشگران بهجای تمرکز بر یافتن نقصهای آشکار، روش متفاوتی را برای آموزش افراد آزمایش کردند.
در این پژوهش، هزاران تصویر چهره با استفاده از ابزار تولید تصویر StyleGAN3، یکی از پیشرفتهترین مولدهای چهره، ساخته شد. شرکتکنندگان ابتدا در آزمونی شرکت کردند تا توانایی اولیه آنها در تشخیص تصاویر واقعی از تصاویر تولیدی هوش مصنوعی سنجیده شود. سپس، آموزش دیدند و بار دیگر ارزیابی شدند.
آموزش بر شش ویژگی ادراکی متمرکز بود. نخست، تقارن چهره؛ زیرا چهرههایی که هوش مصنوعی میسازد اغلب بیش از حد متقارناند و ویژگیهای طبیعی مانند افتادگی جزئی پلک یا نامتقارنی لبخند را کمتر نشان میدهند.
دوم، تناسب اجزای صورت؛ تصاویر هوش مصنوعی معمولا از چهرههایی با بینی بسیار بزرگ یا گوشهای برجسته دوری میکنند و به سمت تناسبهای رایج گرایش دارند.
ویژگی سوم، جذابیت ظاهری است. به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی معمولا چهرههایی میسازد که از نظر ظاهری زیباتر و خوشایندتر از میانگین افراد واقعیاند.
چهارمین ویژگی، تمایز چهره بود. تصاویر تولیدی هوش مصنوعی معمولا به چهرههای متوسط و معمولی شباهت دارند و کمتر ویژگیهایی دارند که آنها را در میان جمعیت متمایز کند.
پنجمین معیار، میزان بیان احساسات است. پژوهشگران دریافتند چهرههای تولیدشدی هوش مصنوعی معمولا احساسات کمتری منتقل میکنند و حالتهای چهره در آنها محدودتر است.
ششمین ویژگی نیز به قابلیت بهیادماندنی بودن چهره مربوط میشد. این تصاویر اغلب کمتر در ذهن باقی میمانند و پس از مشاهده، بهسختی به یاد آورده میشوند.
به گفته پژوهشگران، هوش مصنوعی در تولید چهره افراد غیرسفیدپوست، سالمندان و کودکان هنوز عملکرد ضعیفتری دارد، زیرا دادههای آموزشی بیشتر شامل تصاویر افراد جوان و سفیدپوست بوده است.
بر اساس نتایج تحقیق، تشخیص تصاویر ساختگی به یافتن یک نشانه قطعی وابسته نیست، بلکه نیازمند آشنایی تدریجی با مجموعهای از ویژگیهای ظریف و شکلگیری نوعی حس شهودی است. شرکتکنندگان با مشاهده مجموعهای از تصاویر واقعی و ساختگی و اطلاع از پاسخ صحیح، در مدت حدود یک ساعت پیشرفت قابل توجهی در تشخیص تصاویر داشتند.
نتایج نشان داد میانگین دقت شرکتکنندگان از حدود ۴۰ درصد پیش از آموزش به حدود ۸۰ درصد پس از آموزش افزایش پیدا کرد و تعدادی از افراد نیز به دقت نزدیک به ۱۰۰ درصد دست یافتند.
پژوهشگران این روند را مشابه نحوه یادگیری مدلهای هوش مصنوعی توصیف کردند؛ به این معنا که انسان نیز با مشاهده نمونههای متعدد و دریافت بازخورد، بهمرور الگوها را تشخیص میدهد، حتی اگر دقیقا نداند این فرایند چگونه در ذهن او شکل گرفته است.
بخش دیگری از پژوهش میزان اعتمادبهنفس شرکتکنندگان را بررسی کرد. مطالعات پیشین نشان داده بود افرادی که بیشترین اطمینان را به تواناییشان در تشخیص تصاویر ساختگی داشتند، اغلب بیشترین اشتباه را نیز مرتکب میشدند. اما در این پژوهش، هم دقت و هم اعتمادبهنفس افراد پس از آموزش افزایش پیدا کرد.
افراد میتوانند با تمرین بیشتر، مهارت تشخیص تصاویر ساختگی را افزایش دهند و حتی از طریق وبسایتهای آموزشی یا مشارکت در پروژههای تحقیقاتی این توانایی را تقویت کنند.
خبر خوب این است که هنوز در دنیایی پادآرمانشهری زندگی نمیکنیم که تشخیص واقعیت از تولید رایانه غیرممکن باشد.
اما خبر بد این است که مدلهای هوش مصنوعی احتمالا تاکنون مقالات علمی منتشرشده را «خواندهاند» و همچنان در حال یادگیریاند.
🆔@ScientificDialectics
BBC News
See if you can spot an AI deepfake with our test
Researchers in Aberdeen have been finding out if you can train people to identify computer-generated facial images.
❤5
💢کشف منظومهای نامتعارف در کهکشان راه شیری؛ پدیدهای که در تعاریف اخترشناسی نمیگنجد
دانشمندان منظومهای غیرمتعارف و استثنایی در کهکشان راه شیری کشف کردهاند؛ ساختاری چنان متفاوت از منظومه شمسی که اخترشناسان حتی در نامگذاری و توصیف اجرام آن با چالش روبهرو شدهاند.
این منظومه از یک ستاره کوتوله سرخ با جرمی حدود ۴۰ درصد جرم خورشید تشکیل شده است که یک کوتوله قهوهای به دور آن میگردد؛ جرمی آسمانی که از نظر ویژگیها در مرز میان سیاره و ستاره قرار دارد.
ساختار این منظومه پیچیدهتر از این است. جرمی گازی تقریبا هماندازه مشتری به دور این کوتوله قهوهای میچرخد؛ جرمی که به تازگی با استفاده از «تلسکوپ بسیار بزرگ» رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی شناسایی شده است.
بر اساس تعاریف رایج که عمدتا بر مبنای منظومه شمسی شکل گرفتهاند، جرمی که به دور جرم دیگری میگردد و آن جرم نیز خود به دور یک ستاره در گردش است، باید «قمر» نامیده شود.
اگر چنین جرمی خارج از منظومه شمسی باشد، میتوان آن را «قمر فراخورشیدی» نامید.
با این حال، جرم تازه کشفشده از نظر اندازه و ترکیب به هیچ یک از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی شباهت ندارد.
قمرهای منظومه شمسی عمدتا اجرامی نسبتا کوچک و سنگی یا یخی هستند، در حالی که جرم تازه کشفشده یک غول گازی با جرمی نزدیک به مشتری است.
یافتههای این پژوهش در مجله علمی «نیچر» منتشر شده است.
معمای نامگذاری جرم جدید
کوین هوی، دانشجوی دکترای اخترفیزیک در دانشگاه دیهگو پورتالس شیلی و نویسنده اصلی این پژوهش، گفت: «بیشتر اخترشناسان در حال حاضر با استفاده از اصطلاح "ماهواره فراخورشیدی" موافق هستند؛ دستکم بهعنوان نامی موقت تا زمانی که تعاریف رسمی برای چنین اجرامی تدوین شود.»
او افزود در مواجهه با این منظومه، دانشمندان عملا به مرزهای کاربرد واژههایی رسیدهاند که برای توصیف منظومه شمسی ابداع شده بودند.
این منظومه حدود ۷۱ سال نوری از زمین فاصله دارد. یک سال نوری مسافتی است که نور در مدت یک سال طی میکند و معادل حدود ۹.۵ تریلیون کیلومتر است.
این «ماهواره فراخورشیدی» دستکم از ۹۰ درصد جرم مشتری برخوردار است؛ غولی گازی که بزرگترین سیاره منظومه شمسی به شمار میرود.
این جرم هر ۱۷۰ روز یک بار به دور کوتوله قهوهای میگردد و فاصله مداری آن حدود یکپنجم فاصله میان زمین و خورشید است.
آلیس زورلو، اخترفیزیکدان دانشگاه دیهگو پورتالس و از نویسندگان این پژوهش، کشف این منظومه غیرمعمول را به باز شدن «جعبه پاندورا» برای جامعه علمی تشبیه کرد.
او گفت: «این نوع جرم کاملا جدید و غیرمعمول است و واقعا با آنچه در منظومه شمسی خود میشناسیم، تفاوت دارد. اکنون باید با استفاده از مدلهای نظری دریابیم این نوع اجرام چگونه شکل میگیرند و آیا رایج هستند یا خیر.»
«جعبه پاندورا» اصطلاحی برگرفته از اساطیر یونان است که به رخدادی با پیامدهای گسترده، پیچیده و پیشبینیناپذیر اشاره دارد که میتواند زمینهساز چالشها و مسائل تازه شود.
زورلو افزود پژوهشگران عمدا تصمیم گرفتهاند این جرم را «قمر» ننامند، زیرا نه تنها بسیار پرجرمتر از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی است، بلکه به دور یک سیاره نیز نمیگردد و میزبان آن یک کوتوله قهوهای است.
از آنجا که تاکنون منظومهای کاملا مشابه این نمونه مشاهده نشده است، دانشمندان هنوز در تلاشاند مناسبترین تعریف و اصطلاح را برای توصیف آن پیدا کنند.
اگرچه تا به حال بیش از ۶۳۰۰ سیاره فراخورشیدی، یعنی سیارات خارج از منظومه شمسی، کشف شدهاند، شناسایی قمرهای فراخورشیدی بسیار دشوارتر بوده است و تاکنون تنها چند نامزد جدی برای قرار گرفتن در این دسته شناسایی شدهاند.
ابهام درباره چگونگی شکلگیری این منظومه نامتعارف
پژوهشگران اکنون میکوشند چگونگی شکلگیری جرم گازی تازه کشفشده و رابطه آن با کوتوله قهوهای میزبانش را مشخص کنند.
یک احتمال این است که این جرم از قرص گاز و غبار پیرامون کوتوله قهوهای شکل گرفته باشد؛ فرایندی مشابه آنچه در زمان شکلگیری سیارات در اطراف ستارگان رخ میدهد.
احتمال دیگر این است که این جرم بهطور مستقل شکل گرفته و سپس بر اثر نیروی گرانش کوتوله قهوهای در دام آن افتاده باشد.
کوتولههای قهوهای نه کاملا ستارهاند و نه سیاره و از نظر جرم و ویژگیهای فیزیکی، در محدودهای میان این دو قرار میگیرند.
منظومه بررسیشده این پژوهش یکی از نامتعارفترین نمونههای شناختهشده است؛ پدیدهای که نه تنها درک دانشمندان از چگونگی شکلگیری اجرام آسمانی را به چالش میکشد، بلکه نشان میدهد تعاریف و اصطلاحات رایج اخترشناسی ممکن است برای توصیف تنوع منظومههای موجود در کهکشان کافی نباشند.
https://www.reuters.com/science/strange-milky-way-planetary-system-leaves-scientists-puzzled-2026-07-22/
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان منظومهای غیرمتعارف و استثنایی در کهکشان راه شیری کشف کردهاند؛ ساختاری چنان متفاوت از منظومه شمسی که اخترشناسان حتی در نامگذاری و توصیف اجرام آن با چالش روبهرو شدهاند.
این منظومه از یک ستاره کوتوله سرخ با جرمی حدود ۴۰ درصد جرم خورشید تشکیل شده است که یک کوتوله قهوهای به دور آن میگردد؛ جرمی آسمانی که از نظر ویژگیها در مرز میان سیاره و ستاره قرار دارد.
ساختار این منظومه پیچیدهتر از این است. جرمی گازی تقریبا هماندازه مشتری به دور این کوتوله قهوهای میچرخد؛ جرمی که به تازگی با استفاده از «تلسکوپ بسیار بزرگ» رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی شناسایی شده است.
بر اساس تعاریف رایج که عمدتا بر مبنای منظومه شمسی شکل گرفتهاند، جرمی که به دور جرم دیگری میگردد و آن جرم نیز خود به دور یک ستاره در گردش است، باید «قمر» نامیده شود.
اگر چنین جرمی خارج از منظومه شمسی باشد، میتوان آن را «قمر فراخورشیدی» نامید.
با این حال، جرم تازه کشفشده از نظر اندازه و ترکیب به هیچ یک از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی شباهت ندارد.
قمرهای منظومه شمسی عمدتا اجرامی نسبتا کوچک و سنگی یا یخی هستند، در حالی که جرم تازه کشفشده یک غول گازی با جرمی نزدیک به مشتری است.
یافتههای این پژوهش در مجله علمی «نیچر» منتشر شده است.
معمای نامگذاری جرم جدید
کوین هوی، دانشجوی دکترای اخترفیزیک در دانشگاه دیهگو پورتالس شیلی و نویسنده اصلی این پژوهش، گفت: «بیشتر اخترشناسان در حال حاضر با استفاده از اصطلاح "ماهواره فراخورشیدی" موافق هستند؛ دستکم بهعنوان نامی موقت تا زمانی که تعاریف رسمی برای چنین اجرامی تدوین شود.»
او افزود در مواجهه با این منظومه، دانشمندان عملا به مرزهای کاربرد واژههایی رسیدهاند که برای توصیف منظومه شمسی ابداع شده بودند.
این منظومه حدود ۷۱ سال نوری از زمین فاصله دارد. یک سال نوری مسافتی است که نور در مدت یک سال طی میکند و معادل حدود ۹.۵ تریلیون کیلومتر است.
این «ماهواره فراخورشیدی» دستکم از ۹۰ درصد جرم مشتری برخوردار است؛ غولی گازی که بزرگترین سیاره منظومه شمسی به شمار میرود.
این جرم هر ۱۷۰ روز یک بار به دور کوتوله قهوهای میگردد و فاصله مداری آن حدود یکپنجم فاصله میان زمین و خورشید است.
آلیس زورلو، اخترفیزیکدان دانشگاه دیهگو پورتالس و از نویسندگان این پژوهش، کشف این منظومه غیرمعمول را به باز شدن «جعبه پاندورا» برای جامعه علمی تشبیه کرد.
او گفت: «این نوع جرم کاملا جدید و غیرمعمول است و واقعا با آنچه در منظومه شمسی خود میشناسیم، تفاوت دارد. اکنون باید با استفاده از مدلهای نظری دریابیم این نوع اجرام چگونه شکل میگیرند و آیا رایج هستند یا خیر.»
«جعبه پاندورا» اصطلاحی برگرفته از اساطیر یونان است که به رخدادی با پیامدهای گسترده، پیچیده و پیشبینیناپذیر اشاره دارد که میتواند زمینهساز چالشها و مسائل تازه شود.
زورلو افزود پژوهشگران عمدا تصمیم گرفتهاند این جرم را «قمر» ننامند، زیرا نه تنها بسیار پرجرمتر از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی است، بلکه به دور یک سیاره نیز نمیگردد و میزبان آن یک کوتوله قهوهای است.
از آنجا که تاکنون منظومهای کاملا مشابه این نمونه مشاهده نشده است، دانشمندان هنوز در تلاشاند مناسبترین تعریف و اصطلاح را برای توصیف آن پیدا کنند.
اگرچه تا به حال بیش از ۶۳۰۰ سیاره فراخورشیدی، یعنی سیارات خارج از منظومه شمسی، کشف شدهاند، شناسایی قمرهای فراخورشیدی بسیار دشوارتر بوده است و تاکنون تنها چند نامزد جدی برای قرار گرفتن در این دسته شناسایی شدهاند.
ابهام درباره چگونگی شکلگیری این منظومه نامتعارف
پژوهشگران اکنون میکوشند چگونگی شکلگیری جرم گازی تازه کشفشده و رابطه آن با کوتوله قهوهای میزبانش را مشخص کنند.
یک احتمال این است که این جرم از قرص گاز و غبار پیرامون کوتوله قهوهای شکل گرفته باشد؛ فرایندی مشابه آنچه در زمان شکلگیری سیارات در اطراف ستارگان رخ میدهد.
احتمال دیگر این است که این جرم بهطور مستقل شکل گرفته و سپس بر اثر نیروی گرانش کوتوله قهوهای در دام آن افتاده باشد.
کوتولههای قهوهای نه کاملا ستارهاند و نه سیاره و از نظر جرم و ویژگیهای فیزیکی، در محدودهای میان این دو قرار میگیرند.
منظومه بررسیشده این پژوهش یکی از نامتعارفترین نمونههای شناختهشده است؛ پدیدهای که نه تنها درک دانشمندان از چگونگی شکلگیری اجرام آسمانی را به چالش میکشد، بلکه نشان میدهد تعاریف و اصطلاحات رایج اخترشناسی ممکن است برای توصیف تنوع منظومههای موجود در کهکشان کافی نباشند.
https://www.reuters.com/science/strange-milky-way-planetary-system-leaves-scientists-puzzled-2026-07-22/
🆔@ScientificDialectics
❤4
💢ایتالیا نخستین مرکز درمان اعتیاد به شبکههای اجتماعی را راهاندازی کرد
در فلورانس مرکز «دیسکاور»، نخستین مرکز تخصصی ایتالیا برای مقابله با خطرهای استفاده نادرست از دیجیتال راهاندازی میشود؛ رویکردهای ایتالیا و اروپا مقایسه میشوند.
روز سهشنبه در فلورانس توافقنامه ایجاد پروژه «Discover- Fuori dal guscio» (منبع به زبان ایتالیایی)، نخستین مرکز تخصصی در ایتالیا که به موضوع قطع ارتباط و استفاده آگاهانه از فضای دیجیتال اختصاص دارد.
این ابتکار که توسط Asl Toscana centro، شهرداری فلورانس و تعاونی Retesviluppo پیش برده میشود، نخستین تلاش در ایتالیاست برای مواجهه با پدیده اعتیاد به جهان دیجیتال، که پیش از همه جوانان را درگیر میکند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی به همراه دارد.
لتیتزیا پرینی، معاون سیاستهای جوانان و از اصلیترین حامیان این مرکز، توضیح میدهد: «فناوریهای دیجیتال بخشی از زندگی روزمره دختران و پسران است و یک فرصت فوقالعاده به شمار میرود. درست به همین دلیل ما موظفیم آنها را به سمت استفاده هر چه آگاهانهتر همراهی کنیم و کمک کنیم میان زمانی که در اینترنت میگذرانند و وقتی که در روابط، ورزش، فرهنگ و تجربههای مشترک صرف میکنند، تعادلی پیدا کنند».
قوانین و محدودیتها در اروپا
بحث بر سر این موضوع در سطح جهان گسترده است و این روزها در اروپا راهحلهای مختلفی به کار گرفته شده است. نخستین کشوری که قانون سختگیرانهای علیه پلتفرمها به تصویب رسانده، استرالیا است که ارائهدهندگان خدمات را موظف میکند سن کاربران را راستیآزمایی کنند. این اقدام تنها شامل شبکههایی مانند اینستاگرام، تیکتاک یا فیسبوک نمیشود، بلکه انواع دیگری از خدمات آنلاین را نیز در بر میگیرد.
در ادامه رویکرد استرالیا، فرانسه روز سهشنبه نخستین کشور اروپایی شد که ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۵ سال را معرفی کرد؛ مقرراتی که از ماه سپتامبر اجرایی میشود.
پس از آنکه اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، از معرفی تدابیر تازه برای حفاظت از کودکان در فضای مجازی حمایت کرد و به دادههایی استناد کرد که خطرات پیشروی کمسنوسالها را نشان میدهد (منبع به زبان ایتالیایی)، ابتکارهای مشابهی در اروپا در حال گسترش است.
بریتانیا ۱۵ ژوئیه طرحی را برای معرفی ممنوعیت شبانه استفاده از شبکههای اجتماعی برای نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله اعلام کرد؛ هرچند این اقدام به دلیل ناکارآمد دانسته شدن، با مخالفتهایی روبهرو است.
دیگر کشورهای اروپایی، از جمله یونان، اسلوونی، سوئد و اسپانیا نیز در حال برنامهریزی برای اعمال محدودیت بر استفاده از شبکههای اجتماعی توسط افراد زیر ۱۶ و ۱۴ سال هستند.
ایتالیا بر پیشگیری تمرکز میکند
در ایتالیا هنوز تدابیری مشابه دیگر کشورهای اتحادیه اروپا به اجرا گذاشته نشده است. پروژه Discover که پس از تابستان آغاز به کار خواهد کرد، میکوشد در سطح پیشگیری از سوءاستفاده و استفاده نادرست از صفحهنمایشها و پلتفرمها وارد عمل شود و در عین حال استفاده آگاهانه از آنها را ترویج کند.
استر ماکری، رئیس Retesviluppo، میگوید: «ما صرفا ممنوعیتهای ساده پیشنهاد نخواهیم کرد، بلکه رویکردی نوآورانه را بر دو ستون بنا میکنیم: قطع ارتباط هدایتشده و ترویج استفاده آگاهانه از فناوری تا جوانان از مصرفکنندگان منفعل به بازیگران فعال زمان خودشان تبدیل شوند. مرکز Discover میخواهد به نقطه اتصالی باز برای منطقه تبدیل شود تا این پدیده را تحلیل کند، مداخلات و کارگاههای عملی را به راه بیندازد و جامعه تربیتی را آموزش دهد و آن بافت اجتماعی را که انزوای دیجیتال در معرض ازهمگسیختن آن قرار میدهد، بازسازی کند».
این مرکز پذیرای جوانان ۱۰ تا ۲۵ ساله خواهد بود و مدیریت آن را تعاونی Retesviluppo بر عهده دارد؛ تعاونیای که با یک تیم متشکل از کارکنان، همکاران و داوطلبان، تجربهای بیش از یک دهه در مدارس دارد. از جمله خدمات پیشبینیشده میتوان به مسیرهای مشاوره و جهتیابی، یک بخش مشاوره و گفتوگو و فعالیتهای کارگاهی اشاره کرد که هم بر آموزش رسانهای و هم بر تقویت جنبههای اجتماعی، از طریق بازیهای رومیزی، فعالیتهای دستی و گروهی، تمرکز دارد.
🆔@ScientificDialectics
در فلورانس مرکز «دیسکاور»، نخستین مرکز تخصصی ایتالیا برای مقابله با خطرهای استفاده نادرست از دیجیتال راهاندازی میشود؛ رویکردهای ایتالیا و اروپا مقایسه میشوند.
روز سهشنبه در فلورانس توافقنامه ایجاد پروژه «Discover- Fuori dal guscio» (منبع به زبان ایتالیایی)، نخستین مرکز تخصصی در ایتالیا که به موضوع قطع ارتباط و استفاده آگاهانه از فضای دیجیتال اختصاص دارد.
این ابتکار که توسط Asl Toscana centro، شهرداری فلورانس و تعاونی Retesviluppo پیش برده میشود، نخستین تلاش در ایتالیاست برای مواجهه با پدیده اعتیاد به جهان دیجیتال، که پیش از همه جوانان را درگیر میکند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی به همراه دارد.
لتیتزیا پرینی، معاون سیاستهای جوانان و از اصلیترین حامیان این مرکز، توضیح میدهد: «فناوریهای دیجیتال بخشی از زندگی روزمره دختران و پسران است و یک فرصت فوقالعاده به شمار میرود. درست به همین دلیل ما موظفیم آنها را به سمت استفاده هر چه آگاهانهتر همراهی کنیم و کمک کنیم میان زمانی که در اینترنت میگذرانند و وقتی که در روابط، ورزش، فرهنگ و تجربههای مشترک صرف میکنند، تعادلی پیدا کنند».
قوانین و محدودیتها در اروپا
بحث بر سر این موضوع در سطح جهان گسترده است و این روزها در اروپا راهحلهای مختلفی به کار گرفته شده است. نخستین کشوری که قانون سختگیرانهای علیه پلتفرمها به تصویب رسانده، استرالیا است که ارائهدهندگان خدمات را موظف میکند سن کاربران را راستیآزمایی کنند. این اقدام تنها شامل شبکههایی مانند اینستاگرام، تیکتاک یا فیسبوک نمیشود، بلکه انواع دیگری از خدمات آنلاین را نیز در بر میگیرد.
در ادامه رویکرد استرالیا، فرانسه روز سهشنبه نخستین کشور اروپایی شد که ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۵ سال را معرفی کرد؛ مقرراتی که از ماه سپتامبر اجرایی میشود.
پس از آنکه اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، از معرفی تدابیر تازه برای حفاظت از کودکان در فضای مجازی حمایت کرد و به دادههایی استناد کرد که خطرات پیشروی کمسنوسالها را نشان میدهد (منبع به زبان ایتالیایی)، ابتکارهای مشابهی در اروپا در حال گسترش است.
بریتانیا ۱۵ ژوئیه طرحی را برای معرفی ممنوعیت شبانه استفاده از شبکههای اجتماعی برای نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله اعلام کرد؛ هرچند این اقدام به دلیل ناکارآمد دانسته شدن، با مخالفتهایی روبهرو است.
دیگر کشورهای اروپایی، از جمله یونان، اسلوونی، سوئد و اسپانیا نیز در حال برنامهریزی برای اعمال محدودیت بر استفاده از شبکههای اجتماعی توسط افراد زیر ۱۶ و ۱۴ سال هستند.
ایتالیا بر پیشگیری تمرکز میکند
در ایتالیا هنوز تدابیری مشابه دیگر کشورهای اتحادیه اروپا به اجرا گذاشته نشده است. پروژه Discover که پس از تابستان آغاز به کار خواهد کرد، میکوشد در سطح پیشگیری از سوءاستفاده و استفاده نادرست از صفحهنمایشها و پلتفرمها وارد عمل شود و در عین حال استفاده آگاهانه از آنها را ترویج کند.
استر ماکری، رئیس Retesviluppo، میگوید: «ما صرفا ممنوعیتهای ساده پیشنهاد نخواهیم کرد، بلکه رویکردی نوآورانه را بر دو ستون بنا میکنیم: قطع ارتباط هدایتشده و ترویج استفاده آگاهانه از فناوری تا جوانان از مصرفکنندگان منفعل به بازیگران فعال زمان خودشان تبدیل شوند. مرکز Discover میخواهد به نقطه اتصالی باز برای منطقه تبدیل شود تا این پدیده را تحلیل کند، مداخلات و کارگاههای عملی را به راه بیندازد و جامعه تربیتی را آموزش دهد و آن بافت اجتماعی را که انزوای دیجیتال در معرض ازهمگسیختن آن قرار میدهد، بازسازی کند».
این مرکز پذیرای جوانان ۱۰ تا ۲۵ ساله خواهد بود و مدیریت آن را تعاونی Retesviluppo بر عهده دارد؛ تعاونیای که با یک تیم متشکل از کارکنان، همکاران و داوطلبان، تجربهای بیش از یک دهه در مدارس دارد. از جمله خدمات پیشبینیشده میتوان به مسیرهای مشاوره و جهتیابی، یک بخش مشاوره و گفتوگو و فعالیتهای کارگاهی اشاره کرد که هم بر آموزش رسانهای و هم بر تقویت جنبههای اجتماعی، از طریق بازیهای رومیزی، فعالیتهای دستی و گروهی، تمرکز دارد.
🆔@ScientificDialectics
Città di Firenze
Nasce Discover, primo Centro a Firenze e in Italia specializzato nella disconnessione guidata e nel contrasto all’uso improprio…
❤2
💢مصرف زیاد جایگزینهای مصنوعی شکر با پیری سریعتر مغز ارتباط دارد
پژوهشی روی نزدیک به ۱۳ هزار بزرگسال نشان داد سرعت افت حافظه و تواناییهای شناختی در افرادی که بیشترین میزان شیرینکنندههای مصنوعی را مصرف میکردند، ۶۲ درصد بیشتر از افراد دارای کمترین میزان مصرف بود؛ تفاوتی که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱.۶ سال پیری بیشتر دانستند.
نتایج این مطالعه که در «نورولوژی»، نشریه پزشکی آکادمی عصبشناسی آمریکا، منتشر شد، نشان میدهد مصرف شماری از جایگزینهای کمکالری یا بدون کالری شکر ممکن است با افت سریعتر عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردند این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند شیرینکنندههای مصنوعی عامل افت تواناییهای شناختیاند.
بهگفته آنها، ممکن است عوامل دیگری نیز در شکلگیری این ارتباط نقش داشته باشند.
در این پژوهش که با مشارکت سه دانشگاه برزیلی انجام شد، وضعیت ۱۲ هزار و ۷۷۲ بزرگسال ساکن مناطق مختلف برزیل بهمدت حدود هشت سال پیگیری شد. میانگین سنی شرکتکنندگان در آغاز مطالعه ۵۲ سال بود.
پژوهشگران مصرف هفت شیرینکننده رایج شامل آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم (شیرینکنندههای مصنوعی)، اریتریتول، زایلیتول، سوربیتول (الکلهای قندی) و تاگاتوز (نوعی قند کم کالری) را بررسی کردند.
این مواد در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، از جمله نوشابههای رژیمی، آبهای طعمدار، نوشیدنیهای انرژیزا، ماستها و دسرهای کمکالری وجود دارند. برخی از آنها نیز جداگانه برای افزودن به قهوه و چای یا استفاده در آشپزی و شیرینیپزی فروخته میشوند.
شرکتکنندگان بر اساس میزان مصرف روزانه شیرینکنندهها در سه گروه قرار گرفتند. میانگین مصرف در گروه دارای کمترین میزان مصرف، روزانه ۲۰ میلیگرم و در گروه دارای بیشترین مصرف، روزانه ۱۹۱ میلیگرم بود.
میزان آسپارتام مصرفشده در گروه دارای بالاترین مصرف (۱۹۱ میلیگرم در روز)، تقریبا با آسپارتام موجود در یک قوطی نوشابه رژیمی برابری میکرد.
شرکتکنندگان در آغاز، میانه و پایان مطالعه در آزمونهایی برای سنجش حافظه فعال، یادآوری واژهها، روانی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات شرکت کردند.
پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی دریافتند سرعت افت کلی حافظه و تواناییهای شناختی در گروه دارای بیشترین مصرف، ۶۲ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین مصرف بود.
سرعت افت در گروه دارای مصرف متوسط نیز ۳۵ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین میزان مصرف بود. پژوهشگران این تفاوت را معادل حدود ۱.۳ سال پیری بیشتر دانستند.
این ارتباط در افراد زیر ۶۰ سال مشاهده شد، اما پژوهشگران در میان شرکتکنندگان بالای ۶۰ سال ارتباط مشابهی نیافتند. ارتباط میان مصرف شیرینکنندهها و افت سریعتر تواناییهای شناختی در مبتلایان به دیابت نیز قویتر بود.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر از جایگزینهای شکر استفاده کنند، زیرا معمولا به آنها توصیه میشود مصرف محصولاتی را که قند خون را بهسرعت افزایش میدهند، محدود کنند.
بررسی جداگانه شیرینکنندهها نشان داد مصرف آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم، اریتریتول، سوربیتول و زایلیتول با افت سریعتر عملکرد شناختی، بهویژه حافظه، ارتباط داشت.
تاگاتوز تنها شیرینکننده بررسیشده در این مطالعه بود که پژوهشگران میان مصرف آن و افت تواناییهای شناختی ارتباطی نیافتند.
کلودیا کیمیه سوئموتو، پژوهشگر دانشگاه سائوپائولو و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «شیرینکنندههای کمکالری و بدون کالری اغلب جایگزینی سالم برای شکر تلقی میشوند، اما یافتههای ما نشان میدهد برخی شیرینکنندهها ممکن است در درازمدت بر سلامت مغز اثر منفی بگذارند.»
او خواستار انجام پژوهشهای بیشتر برای تایید نتایج و بررسی جایگزینهایی مانند پوره سیب، عسل، شربت افرا و شکر نارگیل شد.
اطلاعات غذایی این مطالعه بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال فراموشی مواد غذایی یا برآورد نادرست میزان مصرف وجود داشت. این پژوهش همه شیرینکنندههای موجود در مواد غذایی و نوشیدنیها را نیز بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه جایگزینهای شکر تعمیم داد.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260717033213.htm
🆔@ScientificDialectics
پژوهشی روی نزدیک به ۱۳ هزار بزرگسال نشان داد سرعت افت حافظه و تواناییهای شناختی در افرادی که بیشترین میزان شیرینکنندههای مصنوعی را مصرف میکردند، ۶۲ درصد بیشتر از افراد دارای کمترین میزان مصرف بود؛ تفاوتی که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱.۶ سال پیری بیشتر دانستند.
نتایج این مطالعه که در «نورولوژی»، نشریه پزشکی آکادمی عصبشناسی آمریکا، منتشر شد، نشان میدهد مصرف شماری از جایگزینهای کمکالری یا بدون کالری شکر ممکن است با افت سریعتر عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردند این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند شیرینکنندههای مصنوعی عامل افت تواناییهای شناختیاند.
بهگفته آنها، ممکن است عوامل دیگری نیز در شکلگیری این ارتباط نقش داشته باشند.
در این پژوهش که با مشارکت سه دانشگاه برزیلی انجام شد، وضعیت ۱۲ هزار و ۷۷۲ بزرگسال ساکن مناطق مختلف برزیل بهمدت حدود هشت سال پیگیری شد. میانگین سنی شرکتکنندگان در آغاز مطالعه ۵۲ سال بود.
پژوهشگران مصرف هفت شیرینکننده رایج شامل آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم (شیرینکنندههای مصنوعی)، اریتریتول، زایلیتول، سوربیتول (الکلهای قندی) و تاگاتوز (نوعی قند کم کالری) را بررسی کردند.
این مواد در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، از جمله نوشابههای رژیمی، آبهای طعمدار، نوشیدنیهای انرژیزا، ماستها و دسرهای کمکالری وجود دارند. برخی از آنها نیز جداگانه برای افزودن به قهوه و چای یا استفاده در آشپزی و شیرینیپزی فروخته میشوند.
شرکتکنندگان بر اساس میزان مصرف روزانه شیرینکنندهها در سه گروه قرار گرفتند. میانگین مصرف در گروه دارای کمترین میزان مصرف، روزانه ۲۰ میلیگرم و در گروه دارای بیشترین مصرف، روزانه ۱۹۱ میلیگرم بود.
میزان آسپارتام مصرفشده در گروه دارای بالاترین مصرف (۱۹۱ میلیگرم در روز)، تقریبا با آسپارتام موجود در یک قوطی نوشابه رژیمی برابری میکرد.
شرکتکنندگان در آغاز، میانه و پایان مطالعه در آزمونهایی برای سنجش حافظه فعال، یادآوری واژهها، روانی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات شرکت کردند.
پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی دریافتند سرعت افت کلی حافظه و تواناییهای شناختی در گروه دارای بیشترین مصرف، ۶۲ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین مصرف بود.
سرعت افت در گروه دارای مصرف متوسط نیز ۳۵ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین میزان مصرف بود. پژوهشگران این تفاوت را معادل حدود ۱.۳ سال پیری بیشتر دانستند.
این ارتباط در افراد زیر ۶۰ سال مشاهده شد، اما پژوهشگران در میان شرکتکنندگان بالای ۶۰ سال ارتباط مشابهی نیافتند. ارتباط میان مصرف شیرینکنندهها و افت سریعتر تواناییهای شناختی در مبتلایان به دیابت نیز قویتر بود.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر از جایگزینهای شکر استفاده کنند، زیرا معمولا به آنها توصیه میشود مصرف محصولاتی را که قند خون را بهسرعت افزایش میدهند، محدود کنند.
بررسی جداگانه شیرینکنندهها نشان داد مصرف آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم، اریتریتول، سوربیتول و زایلیتول با افت سریعتر عملکرد شناختی، بهویژه حافظه، ارتباط داشت.
تاگاتوز تنها شیرینکننده بررسیشده در این مطالعه بود که پژوهشگران میان مصرف آن و افت تواناییهای شناختی ارتباطی نیافتند.
کلودیا کیمیه سوئموتو، پژوهشگر دانشگاه سائوپائولو و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «شیرینکنندههای کمکالری و بدون کالری اغلب جایگزینی سالم برای شکر تلقی میشوند، اما یافتههای ما نشان میدهد برخی شیرینکنندهها ممکن است در درازمدت بر سلامت مغز اثر منفی بگذارند.»
او خواستار انجام پژوهشهای بیشتر برای تایید نتایج و بررسی جایگزینهایی مانند پوره سیب، عسل، شربت افرا و شکر نارگیل شد.
اطلاعات غذایی این مطالعه بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال فراموشی مواد غذایی یا برآورد نادرست میزان مصرف وجود داشت. این پژوهش همه شیرینکنندههای موجود در مواد غذایی و نوشیدنیها را نیز بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه جایگزینهای شکر تعمیم داد.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260717033213.htm
🆔@ScientificDialectics
ScienceDaily
Popular sugar substitutes linked to faster brain aging
Several popular sugar substitutes may not be as harmless as they seem. Adults who consumed the most artificial sweeteners showed substantially faster declines in memory and thinking, especially if they were under 60 or had diabetes. The highest intake was…
❤4