🧬 همان طور که از فصول پیشین در خاطر داریم، ویژگی مهم یک راهبرد پایدار تکاملی این است که وقتی تعدادش در میان جمعیت راهبردها زیاد باشد همچنان خوب عمل میکند. اینکه بگوییم «این به آن در» یک راهبرد پایدار تکاملی است به این معنی است که «این به آن در» در فضایی پر از «این به آن در» خوب عمل می کند. این را میتوان نوع خاصی از «قوی بودن» دید. ما تکاملگراها دوست داریم که آن را تنها نوعی از «قوی بودن» بدانیم که واجد اهمیت است. اما چرا این نوع این قدر واجد اهمیت است؟ زیرا در دنیای داروینی امتیازها براساس پول نیست؛ بلکه براساس تعداد زادهگان - فرزندان و نوه ها و... ـ است. برای یک داروینیست، راهبرد موفق آن راهبردی است که در میان جمعیتی از دیگر راهبردها تعدادش فراوان شود. برای اینکه راهبردی موفق باقی بماند باید به خصوص وقتی تعدادش زیاد است، یعنی در فضایی پر از نسخههای خودش، خوب عمل کند.
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
🧬 میوز فرآیندی فیزیکی است که ژنها می توانند بر آن تاثیر بگذارند.
اگر ژن جهش یافته ای پدید آید که نه بر صفات آشکار،مثل رنگ چشم یا فری مو، که بر خود میوز اثر بگذارد چه؟
مثلا فرض کنید که این ژن جهش یافته، انحرافی درمیوز ایجاد کند که نسبت به آلل شریکش شانس حضور خود را در تخمک بالا ببرد. یک چنین ژنهایی وجود دارند و منحرف کنندگان تفرق نام دارند.
آنها سادگی اهریمنی دارند. وقتی که جهش باعث ایجاد یک منحرف کننده تفرق شود، ژن جهش یافته به سرعت در میان جمعیت گسترش یافته، وجای آللاش را میگیرد.
همین پدیده است که رانش میوزی نامیده شده است.
این پدیده، حتی اگر بر روی سلامت بدن و سلامت تمام دیگر ژن ها اثرات فاجعه باری به جا بگذارد هم، کار خود را میکند.
#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه:دکتر جلال سلطانی،انتشارات مازیار
فصل سیزدهم
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
اگر ژن جهش یافته ای پدید آید که نه بر صفات آشکار،مثل رنگ چشم یا فری مو، که بر خود میوز اثر بگذارد چه؟
مثلا فرض کنید که این ژن جهش یافته، انحرافی درمیوز ایجاد کند که نسبت به آلل شریکش شانس حضور خود را در تخمک بالا ببرد. یک چنین ژنهایی وجود دارند و منحرف کنندگان تفرق نام دارند.
آنها سادگی اهریمنی دارند. وقتی که جهش باعث ایجاد یک منحرف کننده تفرق شود، ژن جهش یافته به سرعت در میان جمعیت گسترش یافته، وجای آللاش را میگیرد.
همین پدیده است که رانش میوزی نامیده شده است.
این پدیده، حتی اگر بر روی سلامت بدن و سلامت تمام دیگر ژن ها اثرات فاجعه باری به جا بگذارد هم، کار خود را میکند.
#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه:دکتر جلال سلطانی،انتشارات مازیار
فصل سیزدهم
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید؟
مدار آرزو در بخشی از مغز که محرک شور و شوق و هیجان است خاتمه مییابد، اما مدار کنترل در لبهای پیشانی که خاص تفکر منطقی است.
هر دو مدار به ما توانایی توجه به چیزهای "خیالی" یا چیزهایی را میدهد که از نظر فیزیکی و مادی وجود ندارند.
برای دوپامین آرزو چیزهای خیالی چیزهایی هستند که دوست داریم آنها را داشته باشیم اما در حال حاضر نداریم.
برای دوپامین کنترل خیالها، اجزای سازنده تفکر خلاق هستند، یعنی ایدهها، نقشهها، نظریهها، مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات، زیبایی و دنیاهایی که درآینده تحقق مییابند.
دوپامین کنترل ما را از " خواستن" بدوی که مربوط به دوپامین آرزوست فراتر میبرد و به ما ابزارهایی برای درک و تحلیل ومدل سازی از جهان اطراف میدهدتا بتوانیم فرصتهارا بسنجیم و با هم مقایسه کنیم و سپس برای رسیدن به اهداف راههایی پیدا کنیم.
این مدار بخش قدیمی و بغرنج اراده تکاملی است و سعی میکند تا حد امکان منابع بیشتری را در اختیار بگیرد.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید؟
مدار آرزو در بخشی از مغز که محرک شور و شوق و هیجان است خاتمه مییابد، اما مدار کنترل در لبهای پیشانی که خاص تفکر منطقی است.
هر دو مدار به ما توانایی توجه به چیزهای "خیالی" یا چیزهایی را میدهد که از نظر فیزیکی و مادی وجود ندارند.
برای دوپامین آرزو چیزهای خیالی چیزهایی هستند که دوست داریم آنها را داشته باشیم اما در حال حاضر نداریم.
برای دوپامین کنترل خیالها، اجزای سازنده تفکر خلاق هستند، یعنی ایدهها، نقشهها، نظریهها، مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات، زیبایی و دنیاهایی که درآینده تحقق مییابند.
دوپامین کنترل ما را از " خواستن" بدوی که مربوط به دوپامین آرزوست فراتر میبرد و به ما ابزارهایی برای درک و تحلیل ومدل سازی از جهان اطراف میدهدتا بتوانیم فرصتهارا بسنجیم و با هم مقایسه کنیم و سپس برای رسیدن به اهداف راههایی پیدا کنیم.
این مدار بخش قدیمی و بغرنج اراده تکاملی است و سعی میکند تا حد امکان منابع بیشتری را در اختیار بگیرد.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
🧠 کار دوپامین به جای آوردن دستورهای تکاملی، برای حفظ و تداوم حیات است.
دوپامین ما را به افزایش منابع وادار می کند و زمانی که کاری را به نحو احسن انجام می دهیم یا آینده بهتری را برای خود تدارک میبینیم سطح آن باز هم مختصری افزایش می یابد ودرما احساس خوبی به وجود می آورد.
🧠 سرسختی وپشتکار ( نه میزان علاقه) با تخریب دوپامین تغییر میکند.
🧠 گرسنگی نوعی پدیده مربوط به " اینجا واکنون" ونوعی تجربه آنی است،نه موضوعی مربوط به آینده که تحت نفوذ ترشح دوپامین باشد.
اگر میزان گرسنگی یا سایر تجربه های حسی را کم و زیاد کنیم میتوانیم برارزش پاداشی که از راه کار به دست میآید تاثیر بگذاریم. اما درنهایت چیزی که انجام کار را ممکن میکند دوپامین است.
اگر دوپامین نباشد، تلاشی هم درمیان نخواهد بود.
این مطالعه به فهم تأثیر دوپامین درانتخاب راه سخت یا آسان توسط ما کمک میکند.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
🧠 کار دوپامین به جای آوردن دستورهای تکاملی، برای حفظ و تداوم حیات است.
دوپامین ما را به افزایش منابع وادار می کند و زمانی که کاری را به نحو احسن انجام می دهیم یا آینده بهتری را برای خود تدارک میبینیم سطح آن باز هم مختصری افزایش می یابد ودرما احساس خوبی به وجود می آورد.
🧠 سرسختی وپشتکار ( نه میزان علاقه) با تخریب دوپامین تغییر میکند.
🧠 گرسنگی نوعی پدیده مربوط به " اینجا واکنون" ونوعی تجربه آنی است،نه موضوعی مربوط به آینده که تحت نفوذ ترشح دوپامین باشد.
اگر میزان گرسنگی یا سایر تجربه های حسی را کم و زیاد کنیم میتوانیم برارزش پاداشی که از راه کار به دست میآید تاثیر بگذاریم. اما درنهایت چیزی که انجام کار را ممکن میکند دوپامین است.
اگر دوپامین نباشد، تلاشی هم درمیان نخواهد بود.
این مطالعه به فهم تأثیر دوپامین درانتخاب راه سخت یا آسان توسط ما کمک میکند.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
#فصل_3
💊داروهایی مثل کوکائین وآمفتامین، ترشح دوپامین رابالا می برند ویکی از پیامدهای این افزایش ارتقاء خودبسندگی تا سطوح آسیب زاست.
کسانی که این موادرا مصرف می کنندبا اعتماد به نفس برنامه هایی را آغاز میکنند که شاید به پایان رساندن همه آن ها ناممکن باشد.
کسانی که این داروها رابا مقدار بالا مصرف کنند دچار هذیان خودبزرگ بینی می شوند.
مثلا بدون دلیل ممکن است اعتقاد پیداکنند که درحال نوشتن بهترین رساله تحقیقی جهان هستندیا درحال اختراع دستگاهی هستند که می تواند همه مشکلات جهان را حل کند.
آمفتامین علاوه برافزایش شادی وکارآیی زنان خانه دار باعث ایجاد لاغری هم می شد.
طبق گزارش مجله لایف سالانه میلیاردها قرص آمفتامین برای ایجاد لاغری درآمریکا تجویز می شد.
البته کاهش وزن ایجاد شده موقتی بودوبه محض کنار گذاشتن دارو وزن فرد به حال نخست برمی گشت.
اما اگر بیمار به مصرف دارو ادامه می داد نسبت به اثر آن تحمل ایجاد می شدوفرد مجبور بود مقدار بیشتری ازدارو را مصرف کندتا همان تاثیر نخست دراو بوجود آید.
⚠️ این پدیده خطرناک است.مصرف زیاد آمفتامین می تواند تغییرات شخصیتی ایجاد کند یا باعث پسیکوز (روان پریشی)، حمله های قلبی، سکته و مرگ شود.
#دوپامین
✍ دنیل ز لیبرمن
#SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
#فصل_3
💊داروهایی مثل کوکائین وآمفتامین، ترشح دوپامین رابالا می برند ویکی از پیامدهای این افزایش ارتقاء خودبسندگی تا سطوح آسیب زاست.
کسانی که این موادرا مصرف می کنندبا اعتماد به نفس برنامه هایی را آغاز میکنند که شاید به پایان رساندن همه آن ها ناممکن باشد.
کسانی که این داروها رابا مقدار بالا مصرف کنند دچار هذیان خودبزرگ بینی می شوند.
مثلا بدون دلیل ممکن است اعتقاد پیداکنند که درحال نوشتن بهترین رساله تحقیقی جهان هستندیا درحال اختراع دستگاهی هستند که می تواند همه مشکلات جهان را حل کند.
آمفتامین علاوه برافزایش شادی وکارآیی زنان خانه دار باعث ایجاد لاغری هم می شد.
طبق گزارش مجله لایف سالانه میلیاردها قرص آمفتامین برای ایجاد لاغری درآمریکا تجویز می شد.
البته کاهش وزن ایجاد شده موقتی بودوبه محض کنار گذاشتن دارو وزن فرد به حال نخست برمی گشت.
اما اگر بیمار به مصرف دارو ادامه می داد نسبت به اثر آن تحمل ایجاد می شدوفرد مجبور بود مقدار بیشتری ازدارو را مصرف کندتا همان تاثیر نخست دراو بوجود آید.
⚠️ این پدیده خطرناک است.مصرف زیاد آمفتامین می تواند تغییرات شخصیتی ایجاد کند یا باعث پسیکوز (روان پریشی)، حمله های قلبی، سکته و مرگ شود.
#دوپامین
✍ دنیل ز لیبرمن
#SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
👨🏫 زندگی شخصی انیشتین دشواری در برقراری ارتباط را نشان میدهد. او به علم بیشتر علاقه داشت تا به انسانها. انیشتین دو سال قبل از طلاق درگیر رابطه با یکی از بستگان خود شد که سرانجام با او ازدواج کرد. چندی بعد به او هم خیانت کرد و با منشی خود دوست شد و احتمالا بعد از او هم با عده زیادی رابطه داشت. مغز سرشار از دوپامین اینشتین برای او هم نعمت بود و هم نفرین ...سطح بالای دوپامین که به او امکان کشف نسبیت را میداد از سوی دیگر سبب شد نتواند رابطه پایدار انسانی داشته باشد که از عشق همدلانه دراز مدت که به سیستم اینجا و اکنون وابسته است برخوردار شود...
📖#دوپامین ؛ فصل چهارم
✍دنیل ز لیبرمن
📩ارسال از #Sareh
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#دوپامین ؛ فصل چهارم
✍دنیل ز لیبرمن
📩ارسال از #Sareh
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دوپامین میانه خوبی با وجدان ندارد. حتی برعکس، دوپامین سرچشمه مکر و فریب به منظور تحقق آرزوست. وقتی سیستم دوپامین فعال شود، احساس گناه که مربوط به «اینجا و اکنون» است سرکوب می شود. سیستم دوپامین از طرفی فرد را به تلاش شرافتمندانه و از طرف دیگر او را به انجام مکر و فریب یا حتی خشونت برای رسیدن به آرزوها وادار می کند.
دوپامین دنبال کسب فزونی است و با اصول اخلاقی کاری ندارد و برای رسیدن
به هدف از مکر و فریب و قدرت استفاده می کند.
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
📩ارسال از #علیرضا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دوپامین دنبال کسب فزونی است و با اصول اخلاقی کاری ندارد و برای رسیدن
به هدف از مکر و فریب و قدرت استفاده می کند.
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
📩ارسال از #علیرضا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#ژن_خودخواه
#فصل_13
#دست_یازی_بلند_ژن
به نظر من مهمترین پرسشی که در مورد هر انگلی میتوان کرد این است که آیا ژنهایش به همان شیوهی ژنهای میزبان به نسلهای بعدی منتقل میشوند؟!
اگر اینطور نباشد، انتظار من این است که آن انگل بنحوی به میزبانش آسیب بزند. اما اگر اینطور باشد، انگل هرکاری که بتواند میکند تا به میزبانش کمک کند که نه تنها زنده بماند بلکه تولید مثل هم بکند.
چنین انگلی، در بازههای زمانی تکامل، با میزبانش همکاری خواهد کرد، و ممکن است نهایتاً با بافتهای میزبان ممزوج شود و دیگراصلا به عنوان یک انگل تشخیص داده نشود.
همان طور که در فصل 10 گفتم، ممکن است سلولهای ما راهی طولانی را در این منظر تکاملی پیموده باشند: چرا که ما همه بازماندههای امتزاج انگلی باستانی هستیم.
توضیح مترجم: منظور نظریه درون همزیستی باکتری های هوازی باستانی با سلول های یوکاریوتی اولیه وتکامل آن ها به اندامک سلولی یعنی همان میتوکندری است.
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_13
#دست_یازی_بلند_ژن
به نظر من مهمترین پرسشی که در مورد هر انگلی میتوان کرد این است که آیا ژنهایش به همان شیوهی ژنهای میزبان به نسلهای بعدی منتقل میشوند؟!
اگر اینطور نباشد، انتظار من این است که آن انگل بنحوی به میزبانش آسیب بزند. اما اگر اینطور باشد، انگل هرکاری که بتواند میکند تا به میزبانش کمک کند که نه تنها زنده بماند بلکه تولید مثل هم بکند.
چنین انگلی، در بازههای زمانی تکامل، با میزبانش همکاری خواهد کرد، و ممکن است نهایتاً با بافتهای میزبان ممزوج شود و دیگراصلا به عنوان یک انگل تشخیص داده نشود.
همان طور که در فصل 10 گفتم، ممکن است سلولهای ما راهی طولانی را در این منظر تکاملی پیموده باشند: چرا که ما همه بازماندههای امتزاج انگلی باستانی هستیم.
توضیح مترجم: منظور نظریه درون همزیستی باکتری های هوازی باستانی با سلول های یوکاریوتی اولیه وتکامل آن ها به اندامک سلولی یعنی همان میتوکندری است.
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
☘🐝 گیاهان هم براساس نظر اکسلرود و هاميلتون ممکن است تلافی کنند، که باز هم کاملاً ناخودآگاهانه است. درخت انجیر و زنبور انجیر رابطهی همکاری صمیمانهای با هم دارند. انجیری که میخوریم در واقع یک میوه نیست. سوراخی کوچک در انتهای آن وجود دارد که اگر به دروناش بروید (باید به اندازه یک زنبور انجیر باشید تا بتوانید داخلش شوید، و آنها بسیار ریزند: خوشبختانه آن قدر ریز که وقتی انجیری را میخوریم متوجهشان نمیشویم) صدها گل کوچک را میبینید که دیوارهای درونی را پوشاندهاند. انجیر گرمخانهای درونی برای گلها و یک اتاقک گردهافشانی درونی است، و تنها عواملی که میتوانند گرده افشانی انجیر را انجام دهند زنبورهای انجیرند. اما برای زنبورها چه چیزی آن درون هست؟ آنها تخمهایشان را درون برخی گلهای ریز میگذارند، که نوزادشان بعداً از آن تغذیه کند، آنها در درون همان انجیر گلهای دیگر را هم گرده افشانی میکنند. «ضربه زدن» برای یک زنبور، به این مفهوم است که تخمهایی بیش از حد درگلها بگذارد و تعداد کمی از آنها را گردهافشانی کند. اما درخت انجیر چگونه «تلافی» میکند؟ براساس نظرات اکسلرود و هاميلتون، «در بسیاری از موارد معلوم شده که اگر زنبورِ انجیری که وارد انجیری تازه شده تعدادی کافی از گلها را برای تولید بذر گردهافشانی نکند و در عوض تخم هایش را تقریبا در تمام گلها بگذارد، درخت رشد و نمو «آن میوه» را در همان مرحلهی آغازین متوقف میکند. و لذا، تمام دودمان زنبور به باد میرود.»
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
خلاقیت و جنون
📖ذهن خلاق تواناترین نیروی موجود کره زمین است، هیچ چاه نفت یا معدن طلا یا مزرعه پهناوری نمیتواند از نظر تولید ثروت به پای یک ایده خلاقانه برسد. خلاقیت بهترین حالت فعالیت مغز و بیماری روانی درست نقطه مقابل آن است. در بیماری روانی مغز نمیتواند از اداره سادهترین چالشهای زندگی روزمره نیز برآید با این همه جنون و نبوغ یا بهترین و بدترین حالتهای کارکرد مغز هردو وابسته به دوپامین هستند به همین دلیل اساس شیمیایی جنون و نبوغ بیش از فعالیتهای عادی مغز به هم نزدیکند . رابطه جنون و نبوغ چیست و این رابطه چه نکاتی را درباره آنها فاش میکند؟
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#مایکل_ای_لانگ
#دنیل_ز_لیبرمن
#برشی_از_فصل_چهارم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
📚کتــــــــــــــاب و کتــــــابخوانے
https://t.iss.one/joinchat/BZy-gUK5wDGRi3Z8_xa0EQ
📖ذهن خلاق تواناترین نیروی موجود کره زمین است، هیچ چاه نفت یا معدن طلا یا مزرعه پهناوری نمیتواند از نظر تولید ثروت به پای یک ایده خلاقانه برسد. خلاقیت بهترین حالت فعالیت مغز و بیماری روانی درست نقطه مقابل آن است. در بیماری روانی مغز نمیتواند از اداره سادهترین چالشهای زندگی روزمره نیز برآید با این همه جنون و نبوغ یا بهترین و بدترین حالتهای کارکرد مغز هردو وابسته به دوپامین هستند به همین دلیل اساس شیمیایی جنون و نبوغ بیش از فعالیتهای عادی مغز به هم نزدیکند . رابطه جنون و نبوغ چیست و این رابطه چه نکاتی را درباره آنها فاش میکند؟
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#مایکل_ای_لانگ
#دنیل_ز_لیبرمن
#برشی_از_فصل_چهارم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
📚کتــــــــــــــاب و کتــــــابخوانے
https://t.iss.one/joinchat/BZy-gUK5wDGRi3Z8_xa0EQ
🐵🐭❤️ میمونها، موشها و اینکه چرا عشق رنگ میبازد
دانشمندان برای بررسی این نکته که آیا غذا نیز میتواند مانند دارو سبب تحریک ترشح دوپامین شود یا نه، برای تحریک نورونهای ترشحکنندهی دوپامین الکترودهایی را در مغز موشها جاسازی کردند. موشها را در قفسهایی مجهز به کانالهایی برای پرتاب گلولههای غذا جای دادند. با پرتاب اولین گلولهی مواد غذایی دیدند که سیستم دوپامین مغز موشها فعال شد. پس نتیجه مثبت بود! یعنی پاداشهای طبیعی نیز میتوانستند مانند کوکائین و داروهای اعتیادآور مشابه آن فعالیت دوپامین را تحریک کنند.
در مرحلهی بعد آزمایش را مختصری تغییر دادند. آنها روزهای متوالی حین انداختن گلولهی مواد غذایی به درون قفس به بررسی و پایش موشها پرداختند. موشها مثل سابق غذاها را میخوردند و پیدا بود که لذت میبرند. اما فعالیت سیستم دوپامین آنها متوقف شده بود. چرا با وجودی که تحریک ادامه داشت سیستم دوپامین دیگر فعال نبود؟ پاسخ با مطالعهای با شرکت میمون و چراغ معلوم شد.
ولفرام شولتز یکی از محققان پیشرو در عرصهی تحقیق پیرامون دوپامین است. او زمانی که استاد فیزیولوژی اعصاب دانشگاه فرایبورگ سوییس بود به مطالعهی نقش دوپامین در زمینهی یادگیری علاقه یافت و الکترودهای کوچکی در بخشی از میمون ماکاک که محل تجمع سلولهای ترشحکنندهی دوپامین بود، جاسازی کرد. سپس میمونها را در دستگاهی دارای دو چراغ و دو جعبه قرار داد. هر از گاهی یکی از چراغها روشن میشد. روشنشدن یکی از چراغها به این معنی بود که در جعبهی سمت راست غذا وجود دارد. روشنشدن چراغ دیگر نشان میداد در جعبهی سمت چپ غذا وجود دارد.
مدتی طول کشید تا میمونها به این نکته پی بردند. در ابتدا آنها در جعبهها را بهطور تصادفی باز میکردند و در نیمی از موارد غذا را مییافتند و وقتی موفق میشدند سلولهای دوپامینی مغزشان مثل موشها فعال میشد. کمی بعد میمونها به مفهوم سیگنالها پی بردند و با هر بار روشنشدن چراغ جعبهی محتوی غذا را بلافاصله پیدا میکردند. به این ترتیب زمان فعالشدن سلولهای دوپامین از لحظهی کشف غذا به لحظهی روشنشدن چراغ تغییر یافت. چرا؟
روشنشدن چراغ ابتدا اهمیتی نداشت. اما وقتی میمونها فهمیدند که روشنشدن چراغ به معنی رسیدن غذاست «تعجب» آنها از زمان دریافت غذا به لحظهای منتقل شد که چراغ روشن میشد. اینجا بود که معلوم شد فعالیت دوپامین فقط شاخص لذت نیست بلکه فعالیت دوپامین نوعی واکنش در برابر پیشامدهای شگفتیزا و رویدادهای محتمل و پیشبینیهاست.
انسان ها نیز در برابر وقایعی که با بروز تعجب و شگفتی همراهند دچار افزایش ترشح دوپامین میشوند. مثلاً دریافت پیامی از جانب کسی که دوستش دارند با دیدن نشانهی دریافت پیام روی گوشی از خود میپرسند (محتوای پیام چیست؟) یا رسیدن نامهای الکترونیک از جانب دوستی که سالهاست او را ندیدهاند (از خود میپرسند مگر اتفاقی افتاده؟) یا اگر در پی ایجاد رابطهای عاطفی باشند ملاقات با فردی جذاب کنار میزی چوبی در کافهای قدیمی (به خود میگویند بگذار ببینم چه میشود؟). اما وقتی این رویدادها تکرار میشوند و دیگر تازگی ندارند، نمیتوانند موجب افزایش ترشح دوپامین شوند و دیگر یک پیام دلخواه با نامهای طولانیتر یا میزی جذابتر نمیتواند آن حجم قبلی ترشح دوپامین را ایجاد کند.
این ایدهی ساده میتواند پاسخ علمی مناسبی برای آن سوال قدیمی باشد: چرا عشق با گذشت زمان رنگ میبازد و سستی میگیرد؟ مغز انسان طوری طراحی شده که شیفتهی امور غیرمنتظره و چشمبهراه امور آینده باشد. آیندهای که آبستن رویدادهای هیجانانگیز بسیار است. اما وقتی همه چیز عادی و روزمره شود و از هیجان عاری باشد، مغز به مسایل جدیدتر گرایش مییابد.
دانشمندان تحریک ناشی از پدیدههای نو در مغز انسان را خطای پیشبینی پاداش نامیدند. معنی این اصطلاح همان است که از معنی کلمات آن میتوان فهمید. ما همیشه در حال پیشبینی آینده هستیم، از پیشبینی لحظهی پایان کار خود در اداره گرفته تا پیشبینی رقم موجودی حساب خود در برابر خودپرداز بانک. وقتی در عمل با موردی روبرو شویم که از پیشبینی ما بهتر است دچار نوعی خطای پیشبینی پاداش میشویم: مثلاً ممکن است روزی ساعت کاری ما زودتر به پایان رسد یا موجودی حساب ما خیلی بیشتر از آنچه حدس میزدیم باشد. خطاهایی که ترشح دوپامین را فعال میکنند موجب شادی ما میشوند. زمان بهدستآمده یا پول بیشتر به خودی خود چندان مطرح نیستند. هیجان برخاسته از اخبار خوب و غیرمنتظره است که اهمیت دارد.
در حقیقت صرف احتمال بروز خطای پیشبینی پاداش کافی است تا ترشح دوپامین را فعال کند.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 14-16
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دانشمندان برای بررسی این نکته که آیا غذا نیز میتواند مانند دارو سبب تحریک ترشح دوپامین شود یا نه، برای تحریک نورونهای ترشحکنندهی دوپامین الکترودهایی را در مغز موشها جاسازی کردند. موشها را در قفسهایی مجهز به کانالهایی برای پرتاب گلولههای غذا جای دادند. با پرتاب اولین گلولهی مواد غذایی دیدند که سیستم دوپامین مغز موشها فعال شد. پس نتیجه مثبت بود! یعنی پاداشهای طبیعی نیز میتوانستند مانند کوکائین و داروهای اعتیادآور مشابه آن فعالیت دوپامین را تحریک کنند.
در مرحلهی بعد آزمایش را مختصری تغییر دادند. آنها روزهای متوالی حین انداختن گلولهی مواد غذایی به درون قفس به بررسی و پایش موشها پرداختند. موشها مثل سابق غذاها را میخوردند و پیدا بود که لذت میبرند. اما فعالیت سیستم دوپامین آنها متوقف شده بود. چرا با وجودی که تحریک ادامه داشت سیستم دوپامین دیگر فعال نبود؟ پاسخ با مطالعهای با شرکت میمون و چراغ معلوم شد.
ولفرام شولتز یکی از محققان پیشرو در عرصهی تحقیق پیرامون دوپامین است. او زمانی که استاد فیزیولوژی اعصاب دانشگاه فرایبورگ سوییس بود به مطالعهی نقش دوپامین در زمینهی یادگیری علاقه یافت و الکترودهای کوچکی در بخشی از میمون ماکاک که محل تجمع سلولهای ترشحکنندهی دوپامین بود، جاسازی کرد. سپس میمونها را در دستگاهی دارای دو چراغ و دو جعبه قرار داد. هر از گاهی یکی از چراغها روشن میشد. روشنشدن یکی از چراغها به این معنی بود که در جعبهی سمت راست غذا وجود دارد. روشنشدن چراغ دیگر نشان میداد در جعبهی سمت چپ غذا وجود دارد.
مدتی طول کشید تا میمونها به این نکته پی بردند. در ابتدا آنها در جعبهها را بهطور تصادفی باز میکردند و در نیمی از موارد غذا را مییافتند و وقتی موفق میشدند سلولهای دوپامینی مغزشان مثل موشها فعال میشد. کمی بعد میمونها به مفهوم سیگنالها پی بردند و با هر بار روشنشدن چراغ جعبهی محتوی غذا را بلافاصله پیدا میکردند. به این ترتیب زمان فعالشدن سلولهای دوپامین از لحظهی کشف غذا به لحظهی روشنشدن چراغ تغییر یافت. چرا؟
روشنشدن چراغ ابتدا اهمیتی نداشت. اما وقتی میمونها فهمیدند که روشنشدن چراغ به معنی رسیدن غذاست «تعجب» آنها از زمان دریافت غذا به لحظهای منتقل شد که چراغ روشن میشد. اینجا بود که معلوم شد فعالیت دوپامین فقط شاخص لذت نیست بلکه فعالیت دوپامین نوعی واکنش در برابر پیشامدهای شگفتیزا و رویدادهای محتمل و پیشبینیهاست.
انسان ها نیز در برابر وقایعی که با بروز تعجب و شگفتی همراهند دچار افزایش ترشح دوپامین میشوند. مثلاً دریافت پیامی از جانب کسی که دوستش دارند با دیدن نشانهی دریافت پیام روی گوشی از خود میپرسند (محتوای پیام چیست؟) یا رسیدن نامهای الکترونیک از جانب دوستی که سالهاست او را ندیدهاند (از خود میپرسند مگر اتفاقی افتاده؟) یا اگر در پی ایجاد رابطهای عاطفی باشند ملاقات با فردی جذاب کنار میزی چوبی در کافهای قدیمی (به خود میگویند بگذار ببینم چه میشود؟). اما وقتی این رویدادها تکرار میشوند و دیگر تازگی ندارند، نمیتوانند موجب افزایش ترشح دوپامین شوند و دیگر یک پیام دلخواه با نامهای طولانیتر یا میزی جذابتر نمیتواند آن حجم قبلی ترشح دوپامین را ایجاد کند.
این ایدهی ساده میتواند پاسخ علمی مناسبی برای آن سوال قدیمی باشد: چرا عشق با گذشت زمان رنگ میبازد و سستی میگیرد؟ مغز انسان طوری طراحی شده که شیفتهی امور غیرمنتظره و چشمبهراه امور آینده باشد. آیندهای که آبستن رویدادهای هیجانانگیز بسیار است. اما وقتی همه چیز عادی و روزمره شود و از هیجان عاری باشد، مغز به مسایل جدیدتر گرایش مییابد.
دانشمندان تحریک ناشی از پدیدههای نو در مغز انسان را خطای پیشبینی پاداش نامیدند. معنی این اصطلاح همان است که از معنی کلمات آن میتوان فهمید. ما همیشه در حال پیشبینی آینده هستیم، از پیشبینی لحظهی پایان کار خود در اداره گرفته تا پیشبینی رقم موجودی حساب خود در برابر خودپرداز بانک. وقتی در عمل با موردی روبرو شویم که از پیشبینی ما بهتر است دچار نوعی خطای پیشبینی پاداش میشویم: مثلاً ممکن است روزی ساعت کاری ما زودتر به پایان رسد یا موجودی حساب ما خیلی بیشتر از آنچه حدس میزدیم باشد. خطاهایی که ترشح دوپامین را فعال میکنند موجب شادی ما میشوند. زمان بهدستآمده یا پول بیشتر به خودی خود چندان مطرح نیستند. هیجان برخاسته از اخبار خوب و غیرمنتظره است که اهمیت دارد.
در حقیقت صرف احتمال بروز خطای پیشبینی پاداش کافی است تا ترشح دوپامین را فعال کند.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 14-16
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
🧠 یک مغز و دو دنیا
مغز، جهان خارجی را به نواحی جداگانهای تقسیم میکند: ناحیهی اطراف شخص یا پیراشخصی (peripersonal) و ناحیهی دور از شخص یا ناحیهی فراشخصی (extrapersonal) که میتوانیم آنها را به طور خلاصه نواحی نزدیک و دور بنامیم. فضای پیراشخصی مشتمل است بر فضای اطراف فرد در محدودهی طول بازوی او و عبارت از چیزهایی است که فرد میتواند با دستهایش آنها را کنترل کند. این محدوده مربوط به چیزهای واقعی است که هماکنون وجود دارند. فضای فراشخصی عبارت است فضای بیرون و فراتر از فضای اول - هرچند چیزهایی که فرد نمیتواند لمس کند مگر در حالتی که با حرکت از محدوده در دسترس خود دور شود. این محدودهی حرکت ممکن است یک متر باشد یا پنج میلیون کیلومتر و همان قلمرو احتمالها و فرصتها و امکانهاست.
با این تعریفها به واقعیت دیگری میرسیم که میتواند به همان اندازه روشن و ساده باشد: چون لازمهی حرکت از یک مکان به مکان دیگر صرف زمان است، هر برهمکنشی مربوط به فضای فراشخصی باید در آینده انجام شود. یا به بیان دیگر مسافت و زمان به هم متصلاند. مثلاً اگر هوس خوردن هلو کنید و نزدیکترین محل دسترسی به هلو غرفهای در بازار باشد شما قادر به خوردن هلو نیستید و ناچارید این کار را به بعد موکول کنید. کسب چیزهایی که از دسترس دورند نیاز به برنامهریزی دارد. ممکن است این برنامهریزی بسیار ساده باشد مثل از جا برخاستن و روشنکردن یک چراغ یا رفتن به بازار و خرید هلو، نیز ممکن است بسیار پیچیده باشد مانند برنامهریزی برای پرتاب موشک به کرهی ماه. ویژگیهایی که در محیط فراشخصی وجود دارند این است که برای رسیدن به آنها تلاش و وقت صرف کرد و در بسیاری از موارد برنامهریزی کرد. برخلاف این حالت، چیزهایی که در محیط پیراشخصی وجود دارند هماکنون و در اینجا قابل حصول هستند. یعنی دسترسی به آنها بهطور آنی امکانپذیر است. مثلاً ما قادر به چشیدن، در دست نگهداشتن و فشردن اشیاء هستیم. میتوانیم شادی، غم و شعف را حس کنیم.
از این نکته به واقعیتی روشنگر در عرصهی شیمی سیستم عصبی میرسیم: مغز در قلمرو پیراشخصی به گونهای و در قلمرو فراشخصی به گونهی دیگری عمل میکند. اگر بخواهیم ذهن انسان را بازسازی کنیم باید مغزی بسازیم که بتواند بین اشیاء چنین تمایزی قایل شود. یعنی سیستمی برای چیزهایی که داریم و سیستمی برای چیزهایی که نداریم داشته باشد. برای انسانهای نخستین «داشتن یا نداشتن» میتوانست به معنی مرگ و زندگی باشد.
از دید تکاملی غذای در دسترس با غذایی دور از دسترس کاملاً متفاوت است. این مطلب در مورد آب، سرپناه و ابزارها نیز صدق میکند. تفاوت مذکور به حدی بنیادی است که در مغز راههای عصبی و شیمیایی جداگانهای برای ادارهی فضاهای پیراشخصی و فراشخصی به وجود آمده است. وقتی به پایین نگاه میکنید دارید فضای پیراشخصی را میبینید. مغز برای اشیایی که در این فضا وجود دارند مجموعهای از مواد شیمیایی را به کار میگیرد که با تجربهی اینجا و اکنون در ارتباط هستند. اما در مغز به هنگام توجه به فضای فراشخصی فقط یک ماده است که نسبت به سایر مواد نقش اصلی را ایفا میکند، مادهای که با پیشبینی و احتمال مربوط است: دوپامین. چیزهای دور از دسترس را نمیتوان به کار برد یا مصرف کرد. فقط میتوان آرزوی رسیدن به آنها را در دل پروراند. دوپامین وظیفهی روشن و مشخصی دارد: افزایشدادن منابع در درسترس بشر در آینده و جستجوی چیزهای بهتر.
همهی موارد و مسایل زندگی به همین روش قابل تقسیمبندی هستند: ما برای چیزهایی که در پی رسیدن به آنها هستیم یک سامانه و برای چیزهایی که مالک آنها هستیم سامانهی دیگری داریم. آرزوی تملک یک خانه به ما امکان میدهد سخت کار کنیم تا بتوانیم آن را بخریم. برای رسیدن به این هدف در مقایسه با حالتی که صاحبخانه هستیم و از مزایای آن برخورداریم، مدارهای متفاوتی در مغز به کار گرفته میشوند. پیشبینی افزایش حقوق در آینده، مسیرهای دوپامینی به آینده را فعال میکند، و آن احساس بسیار متفاوتی از دریافت حقوق بیشتر برای بار دوم یا سوم مسئلهای مربوط به «اینجا و اکنون» است در فرد ایجاد میکند. در جستجوی عشق بودن نیاز به مهارتهای متفاوتی با تلاش برای حفظ و تداوم عشق دارد. عشق باید از مسئلهای پیراشخصی به مسئلهای فراشخصی تبدیل شود و از مرحلهی جستجو و تعقیب به مرحلهی تملک برسد و از حالت قابل پیشبینی به چیزی تبدیل شود که دوست داشته باشیم از آن حفاظت کنیم. اینها نیاز به مهارتهای مختلفی دارند و به همین دلیل است که با گذشت زمان ماهیت عشق تغییر میکند و با خاتمهیافتن هیجان دوپامین رابطهی عاطفی و سودایی کمرنگتر میشود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 18-21
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
مغز، جهان خارجی را به نواحی جداگانهای تقسیم میکند: ناحیهی اطراف شخص یا پیراشخصی (peripersonal) و ناحیهی دور از شخص یا ناحیهی فراشخصی (extrapersonal) که میتوانیم آنها را به طور خلاصه نواحی نزدیک و دور بنامیم. فضای پیراشخصی مشتمل است بر فضای اطراف فرد در محدودهی طول بازوی او و عبارت از چیزهایی است که فرد میتواند با دستهایش آنها را کنترل کند. این محدوده مربوط به چیزهای واقعی است که هماکنون وجود دارند. فضای فراشخصی عبارت است فضای بیرون و فراتر از فضای اول - هرچند چیزهایی که فرد نمیتواند لمس کند مگر در حالتی که با حرکت از محدوده در دسترس خود دور شود. این محدودهی حرکت ممکن است یک متر باشد یا پنج میلیون کیلومتر و همان قلمرو احتمالها و فرصتها و امکانهاست.
با این تعریفها به واقعیت دیگری میرسیم که میتواند به همان اندازه روشن و ساده باشد: چون لازمهی حرکت از یک مکان به مکان دیگر صرف زمان است، هر برهمکنشی مربوط به فضای فراشخصی باید در آینده انجام شود. یا به بیان دیگر مسافت و زمان به هم متصلاند. مثلاً اگر هوس خوردن هلو کنید و نزدیکترین محل دسترسی به هلو غرفهای در بازار باشد شما قادر به خوردن هلو نیستید و ناچارید این کار را به بعد موکول کنید. کسب چیزهایی که از دسترس دورند نیاز به برنامهریزی دارد. ممکن است این برنامهریزی بسیار ساده باشد مثل از جا برخاستن و روشنکردن یک چراغ یا رفتن به بازار و خرید هلو، نیز ممکن است بسیار پیچیده باشد مانند برنامهریزی برای پرتاب موشک به کرهی ماه. ویژگیهایی که در محیط فراشخصی وجود دارند این است که برای رسیدن به آنها تلاش و وقت صرف کرد و در بسیاری از موارد برنامهریزی کرد. برخلاف این حالت، چیزهایی که در محیط پیراشخصی وجود دارند هماکنون و در اینجا قابل حصول هستند. یعنی دسترسی به آنها بهطور آنی امکانپذیر است. مثلاً ما قادر به چشیدن، در دست نگهداشتن و فشردن اشیاء هستیم. میتوانیم شادی، غم و شعف را حس کنیم.
از این نکته به واقعیتی روشنگر در عرصهی شیمی سیستم عصبی میرسیم: مغز در قلمرو پیراشخصی به گونهای و در قلمرو فراشخصی به گونهی دیگری عمل میکند. اگر بخواهیم ذهن انسان را بازسازی کنیم باید مغزی بسازیم که بتواند بین اشیاء چنین تمایزی قایل شود. یعنی سیستمی برای چیزهایی که داریم و سیستمی برای چیزهایی که نداریم داشته باشد. برای انسانهای نخستین «داشتن یا نداشتن» میتوانست به معنی مرگ و زندگی باشد.
از دید تکاملی غذای در دسترس با غذایی دور از دسترس کاملاً متفاوت است. این مطلب در مورد آب، سرپناه و ابزارها نیز صدق میکند. تفاوت مذکور به حدی بنیادی است که در مغز راههای عصبی و شیمیایی جداگانهای برای ادارهی فضاهای پیراشخصی و فراشخصی به وجود آمده است. وقتی به پایین نگاه میکنید دارید فضای پیراشخصی را میبینید. مغز برای اشیایی که در این فضا وجود دارند مجموعهای از مواد شیمیایی را به کار میگیرد که با تجربهی اینجا و اکنون در ارتباط هستند. اما در مغز به هنگام توجه به فضای فراشخصی فقط یک ماده است که نسبت به سایر مواد نقش اصلی را ایفا میکند، مادهای که با پیشبینی و احتمال مربوط است: دوپامین. چیزهای دور از دسترس را نمیتوان به کار برد یا مصرف کرد. فقط میتوان آرزوی رسیدن به آنها را در دل پروراند. دوپامین وظیفهی روشن و مشخصی دارد: افزایشدادن منابع در درسترس بشر در آینده و جستجوی چیزهای بهتر.
همهی موارد و مسایل زندگی به همین روش قابل تقسیمبندی هستند: ما برای چیزهایی که در پی رسیدن به آنها هستیم یک سامانه و برای چیزهایی که مالک آنها هستیم سامانهی دیگری داریم. آرزوی تملک یک خانه به ما امکان میدهد سخت کار کنیم تا بتوانیم آن را بخریم. برای رسیدن به این هدف در مقایسه با حالتی که صاحبخانه هستیم و از مزایای آن برخورداریم، مدارهای متفاوتی در مغز به کار گرفته میشوند. پیشبینی افزایش حقوق در آینده، مسیرهای دوپامینی به آینده را فعال میکند، و آن احساس بسیار متفاوتی از دریافت حقوق بیشتر برای بار دوم یا سوم مسئلهای مربوط به «اینجا و اکنون» است در فرد ایجاد میکند. در جستجوی عشق بودن نیاز به مهارتهای متفاوتی با تلاش برای حفظ و تداوم عشق دارد. عشق باید از مسئلهای پیراشخصی به مسئلهای فراشخصی تبدیل شود و از مرحلهی جستجو و تعقیب به مرحلهی تملک برسد و از حالت قابل پیشبینی به چیزی تبدیل شود که دوست داشته باشیم از آن حفاظت کنیم. اینها نیاز به مهارتهای مختلفی دارند و به همین دلیل است که با گذشت زمان ماهیت عشق تغییر میکند و با خاتمهیافتن هیجان دوپامین رابطهی عاطفی و سودایی کمرنگتر میشود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 18-21
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
💑 طبق نظر هلن فیشر مردمشناس، عشقِ نخستین یا «سودایی» حدود ۱۲ الى ۱۸ ماه طول میکشد. پس از این مرحله برای آنکه دو طرف به یکدیگر وابسته بمانند به نوع دیگری از عشق نیاز دارند که آن را عشق صمیمانه مینامند. واسطهی بروز عشق صمیمانه مکانیسمها و تجربههای «اینجا و اکنون» مغز هستند، زیرا با مسائلی که مربوط به اینجا و اکنون هستند ارتباط دارند و میخواهند به فرد القا کنند که تو در کنار کسی هستی که دوستش داری، پس دم را غنیمت دان و از زندگی خود لذت بر.
ماجرای عاطفی بر پایهی ترشح دوپامین بسیار پرهیجان بوده و در صورتی که طول آن کوتاه باشد مانند سوار شدن بر سرسرههای هوایی است. اما شیمی مغز ابزارهایی برای حرکت به سوی عشق صمیمانه در اختیار ما گذاشته است. دوپامین، مولكول آرزوهای وسواسگونه است. اما اکسیتوسین و وازوپرسین مربوط به رابطهی درازمدت هستند. اکسیتوسین بیشتر در زنان و وازوپرسین بیشتر در مردان فعال است.
دانشمندان در آزمایشگاه حیوانات مختلف را از نظر ترشح این هورمونها بررسی کردهاند. مثلاً وقتی اکسیتوسین را به مغز موشهای صحرایی ماده تزریق کردند دیدند اگر همان لحظه موش نری کنارش حضور داشته باشد، به او علاقهمند میشود. به همین شکل وقتی به موشهای نری که از نظر ژنتیکی تمایل شهوانی زیاد داشتند ژن مسئول ترشح وازوپرسین میدادند، آنها حتی در صورت در دسترس بودن مادههای دیگر، فقط با یک موش ماده جفتگیری میکردند. وازوپرسین مثل یک هورمون پدیدآورندهی «شوهر نمونه» عمل میکند. دوپامین عکس آن است. افرادی که حامل تعداد زیادی ژن مولد دوپامین باشند شریکهای جنسی بیشتری اختیار میکنند و سن شروع رابطهی جنسی نیز در آنها پایینتر است.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 27-29
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
ماجرای عاطفی بر پایهی ترشح دوپامین بسیار پرهیجان بوده و در صورتی که طول آن کوتاه باشد مانند سوار شدن بر سرسرههای هوایی است. اما شیمی مغز ابزارهایی برای حرکت به سوی عشق صمیمانه در اختیار ما گذاشته است. دوپامین، مولكول آرزوهای وسواسگونه است. اما اکسیتوسین و وازوپرسین مربوط به رابطهی درازمدت هستند. اکسیتوسین بیشتر در زنان و وازوپرسین بیشتر در مردان فعال است.
دانشمندان در آزمایشگاه حیوانات مختلف را از نظر ترشح این هورمونها بررسی کردهاند. مثلاً وقتی اکسیتوسین را به مغز موشهای صحرایی ماده تزریق کردند دیدند اگر همان لحظه موش نری کنارش حضور داشته باشد، به او علاقهمند میشود. به همین شکل وقتی به موشهای نری که از نظر ژنتیکی تمایل شهوانی زیاد داشتند ژن مسئول ترشح وازوپرسین میدادند، آنها حتی در صورت در دسترس بودن مادههای دیگر، فقط با یک موش ماده جفتگیری میکردند. وازوپرسین مثل یک هورمون پدیدآورندهی «شوهر نمونه» عمل میکند. دوپامین عکس آن است. افرادی که حامل تعداد زیادی ژن مولد دوپامین باشند شریکهای جنسی بیشتری اختیار میکنند و سن شروع رابطهی جنسی نیز در آنها پایینتر است.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 27-29
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
فصل6, بخش اول
دوپامین، مولکولی با خواص شگفت انگیز
دوپامین، مولکولی با خواص شگفت انگیز
فصل6, بخش اول
دوپامین، مولکولی با خواص شگفت انگیز
دوپامین، مولکولی با خواص شگفت انگیز
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
فصل ششم، قسمت اول، ۷دقیقه
🎙گوینده: رویا رضایی
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
فصل ششم، قسمت اول، ۷دقیقه
🎙گوینده: رویا رضایی
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
خواستن یا آرزو از یک بخش قدیمی تکاملی مغز که در عمق جمجمه قرار دارد ناشی میشود که ناحیهی تگمنتال قدامی نامیده میشود. این بخش سرشار از دوپامین بوده و در اصل یکی از دو ناحیهی اصلی ترشحکنندهی دوپامین مغز است. سلولهای این بخش مثل بیشتر سلولهای مغزی دارای رشتههای بلندی هستند که با عبور از مسیری پرپیچوخم در مغز به هستهی آکومبنس میرسند. وقتی این سلولهای دارای رشتههای بلند فعال شوند دوپامین ترشح میکنند و آن را به هستهی آکومبنس انتقال میدهند تا مایهی تولید حس برانگیختگی شود. نام علمی این مدار مسیر مزولیمبیک است، اما به منظور رعایت سادگی میتوان آن را مدار آرزوی دوپامین (شکل زیر) نامید.
هدف این مدار دوپامینی تقویت رفتارهایی است که منجر به افزایش شانس بقاء و تولیدمثل میشوند یا به زبان سادهتر در پیداکردن جفت و غذا و غلبه بر رقیبان به موجود زنده کمک میکند. مدار آرزو وقتی یک بشقاب پر از دونات را روی میز میبینیم فعال میشود. ربطی هم به این ندارد که در آن لحظه گرسنه باشیم یا نه. فقط صرف حضور چیزی که از دیدگاه تکاملی برای حفظ بقا اهمیت داشته باشد میتواند آن را فعال کند. یعنی به محض آنکه چنین چیزی دیده شد اعم از اینکه فرد گرسنه باشد یا نه، مدار آرزو روشن میشود. این ماهیت دوپامین است که همیشه میخواهد مقدار بیشتری از هر چیز را به دست آورد و همواره به سوی آینده مینگرد. گرسنگی مسئلهی «اینجا و اکنون» است، اما دوپامین میگوید «حتی اگر گرسنه هم نیستی برو جلو، یک دونات بردار و بخور. آنطوری شانس بیشتری برای زندهماندن داری. از کجا میدانی دوباره چهوقتی میتوانی لقمهی غذایی به چنگ بیاوری؟» این توجیه برای نیاکان باستانی ما که بخش عمدهی زندگی خود را در گرسنگی به سر میبردند قابل قبول بود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
هدف این مدار دوپامینی تقویت رفتارهایی است که منجر به افزایش شانس بقاء و تولیدمثل میشوند یا به زبان سادهتر در پیداکردن جفت و غذا و غلبه بر رقیبان به موجود زنده کمک میکند. مدار آرزو وقتی یک بشقاب پر از دونات را روی میز میبینیم فعال میشود. ربطی هم به این ندارد که در آن لحظه گرسنه باشیم یا نه. فقط صرف حضور چیزی که از دیدگاه تکاملی برای حفظ بقا اهمیت داشته باشد میتواند آن را فعال کند. یعنی به محض آنکه چنین چیزی دیده شد اعم از اینکه فرد گرسنه باشد یا نه، مدار آرزو روشن میشود. این ماهیت دوپامین است که همیشه میخواهد مقدار بیشتری از هر چیز را به دست آورد و همواره به سوی آینده مینگرد. گرسنگی مسئلهی «اینجا و اکنون» است، اما دوپامین میگوید «حتی اگر گرسنه هم نیستی برو جلو، یک دونات بردار و بخور. آنطوری شانس بیشتری برای زندهماندن داری. از کجا میدانی دوباره چهوقتی میتوانی لقمهی غذایی به چنگ بیاوری؟» این توجیه برای نیاکان باستانی ما که بخش عمدهی زندگی خود را در گرسنگی به سر میبردند قابل قبول بود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
Telegram
@Science4Lifee
برای یک ارگانیسم زیستی مهمترین هدف زنده ماندن است. لذا سیستم دوپامین پیوسته در فکر زنده نگه داشتن ماست. این سیستم موجود زنده را به جستجوی غذا، سرپناه، جفت و سایر منابعی وادار میکند که امکان تکثیر و توالد به او میدهند. وقتی این سیستم چیزی را که ارزش بالقوه دارد پیدا میکند به موجود زنده پیام میدهد حواست را جمع کن. بیدار باش. این خیلی اهمیت دارد. این پیام اغلب با حس آرزو و محتوای هیجانی همراه است. خواستن ناشی از فعال شدن این سیستم انتخاب فرد نیست، بلکه واکنش او در برابر مسائلی است که با آنها روبرو میشود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
کراک نسبت به کوکائین چه مزیتی داشت که توانست آن را از میدان به در کند و هزاران نفر را پایبند خود سازد؟ از دید علمی پاسخ ساده است: سرعت عمل.
الكل نیز میتواند سبب تحریک ترشح دوپامین شود. الكل هر چه سریعتر وارد مغز شود میتواند بر خلق و خوی فرد تأثیر بیشتری بگذارد. در شکل زیر محور افقی نشاندهندهی زمان و محور عمودی نشاندهندهی مقدار مادهای است که وارد مغز میشود. اگر کسی جرعهای شاردونی بنوشد منحنی به سمت راست متمایل میشود. اما اگر کسی ودکا بنوشد، منحنی با شیب تند به طرف بالا میرود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
الكل نیز میتواند سبب تحریک ترشح دوپامین شود. الكل هر چه سریعتر وارد مغز شود میتواند بر خلق و خوی فرد تأثیر بیشتری بگذارد. در شکل زیر محور افقی نشاندهندهی زمان و محور عمودی نشاندهندهی مقدار مادهای است که وارد مغز میشود. اگر کسی جرعهای شاردونی بنوشد منحنی به سمت راست متمایل میشود. اما اگر کسی ودکا بنوشد، منحنی با شیب تند به طرف بالا میرود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
شیب منحنی مثلاً در مورد الكل نشان میدهد که سطح این ماده با چه سرعتی در مغز افزایش مییابد. هر اندازه سرعت صعود بیشتر باشد دوپامین بیشتری آزاد میشود و سرخوشی بیشتری به وجود میآید. همچنین به هنگام قطع مصرف ماده وسوسهی بیشتری در راه خواهد بود.
به همین دلیل است که کشیدن کراک نسبت به پودر استنشاقی کوکائین اثر سریعتری دارد و ترشح دوپامین بیشتری ایجاد میکند. کوکائین معمولی را نمیتوان دود کرد، چون گرما نابودش میکند. بنابراین برای مصرف کوکائین به روش کشیدنی باید نخست آن را فشرده کرد و به کراک تبدیل کرد. به این ترتیب میتوان ماده را به جای بینی، از راه ریه وارد بدن کرد و این خود تفاوت ایجاد میکند.
وقتی پودر کوکائین وارد بینی شود، روی مخاط بینی (قسمت قرمز و مرطوب داخل بینی) مینشیند. قرمزی مخاط به دلیل فراوانبودن عروق خونی سطحی آن است. کوکائین از راه این عروق وارد جریان خون میشود. اما این طریقهی مصرف چندان کارآمد نیست، چون داخل بینی فضای کافی وجود ندارد. گاهی وقتی معتاد یک خط کوکائین را از راه بینی بالا میکشد قسمتی از مادهی استنشاقی به دلیل محدودبودن فضای بینی جذب نمیشود و به گردش خون راه پیدا نمیکند.
منظور این نیست که بالاکشیدن کوکائین از راه بینی خطرناک و اعتیادآور نیست، اما مصرف کوکائین به روش کشیدن به مراتب خطرناکتر و اعتیادآورتر است. وقتی کراک به شکل دود وارد ریه میشود که نسبت به بینی سطح وسیعتری دارد، تأثیر به مراتب بیشتر و سریعتری ایجاد میکند. ریهها دارای صد میلیون حباب هوایی کوچک یا آلوئول هستند که سطحی معادل یک زمین تنیس دارند. بنابراین وقتی دود کوکائین وارد ریه میشود فضای کافی برای جذب و ورود به گردش خون و فرصت کافی برای رسیدن آن به مغز وجود دارد. به این ترتیب منحنی جذب آن شیب تندی دارد - مثل یک انفجار ناگهانی - و با ترشح زیاد دوپامین همراه است.
ارتباط بین افزایش سریع سطح مادهی اعتیادآور در خون و رهاسازی دوپامین سبب میشود که معتادان وقتی سایر راههای مصرف دیگر نمیتواند آنها را نشئه کند روش تزریق وریدی را انتخاب کنند. البته تزریق مواد خطرناک بوده و یکی از علامتهای مشخص اعتیاد شدید است. بیشتر معتادها به دلیل بدنامی و ترسی که تزریق ورید به همراه دارد سعی میکنند از آن دوری کنند. البته تدخین (کشیدن) نیز میتواند مثل تزریق وریدی سبب ورود مقدار زیادی مادهی دارویی به مغز شود، حال آنکه مثل روش تزریقی با ننگ و بدنامی همراه نیست. بسیاری از افرادی که گاهگداری کوکائین را به روش کشیدن مصرف میکنند و دلشان خوش است که به روش تزریقی استفاده نمیکنند، به اشکال شدید اعتیاد که زندگی آنها را به کام نابودی میکشاند گرفتار میشوند. متامفتامین نیز وقتی به شکل کشیدن وارد بازار شد چنین تأثیر مخربی داشت.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
به همین دلیل است که کشیدن کراک نسبت به پودر استنشاقی کوکائین اثر سریعتری دارد و ترشح دوپامین بیشتری ایجاد میکند. کوکائین معمولی را نمیتوان دود کرد، چون گرما نابودش میکند. بنابراین برای مصرف کوکائین به روش کشیدنی باید نخست آن را فشرده کرد و به کراک تبدیل کرد. به این ترتیب میتوان ماده را به جای بینی، از راه ریه وارد بدن کرد و این خود تفاوت ایجاد میکند.
وقتی پودر کوکائین وارد بینی شود، روی مخاط بینی (قسمت قرمز و مرطوب داخل بینی) مینشیند. قرمزی مخاط به دلیل فراوانبودن عروق خونی سطحی آن است. کوکائین از راه این عروق وارد جریان خون میشود. اما این طریقهی مصرف چندان کارآمد نیست، چون داخل بینی فضای کافی وجود ندارد. گاهی وقتی معتاد یک خط کوکائین را از راه بینی بالا میکشد قسمتی از مادهی استنشاقی به دلیل محدودبودن فضای بینی جذب نمیشود و به گردش خون راه پیدا نمیکند.
منظور این نیست که بالاکشیدن کوکائین از راه بینی خطرناک و اعتیادآور نیست، اما مصرف کوکائین به روش کشیدن به مراتب خطرناکتر و اعتیادآورتر است. وقتی کراک به شکل دود وارد ریه میشود که نسبت به بینی سطح وسیعتری دارد، تأثیر به مراتب بیشتر و سریعتری ایجاد میکند. ریهها دارای صد میلیون حباب هوایی کوچک یا آلوئول هستند که سطحی معادل یک زمین تنیس دارند. بنابراین وقتی دود کوکائین وارد ریه میشود فضای کافی برای جذب و ورود به گردش خون و فرصت کافی برای رسیدن آن به مغز وجود دارد. به این ترتیب منحنی جذب آن شیب تندی دارد - مثل یک انفجار ناگهانی - و با ترشح زیاد دوپامین همراه است.
ارتباط بین افزایش سریع سطح مادهی اعتیادآور در خون و رهاسازی دوپامین سبب میشود که معتادان وقتی سایر راههای مصرف دیگر نمیتواند آنها را نشئه کند روش تزریق وریدی را انتخاب کنند. البته تزریق مواد خطرناک بوده و یکی از علامتهای مشخص اعتیاد شدید است. بیشتر معتادها به دلیل بدنامی و ترسی که تزریق ورید به همراه دارد سعی میکنند از آن دوری کنند. البته تدخین (کشیدن) نیز میتواند مثل تزریق وریدی سبب ورود مقدار زیادی مادهی دارویی به مغز شود، حال آنکه مثل روش تزریقی با ننگ و بدنامی همراه نیست. بسیاری از افرادی که گاهگداری کوکائین را به روش کشیدن مصرف میکنند و دلشان خوش است که به روش تزریقی استفاده نمیکنند، به اشکال شدید اعتیاد که زندگی آنها را به کام نابودی میکشاند گرفتار میشوند. متامفتامین نیز وقتی به شکل کشیدن وارد بازار شد چنین تأثیر مخربی داشت.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
مغز افراد نوجوان فاقد تکامل کافی بوده و شبیه مغز بزرگسانی است که دچار آسیب مغزی شده باشند. بزرگترین تفاوت مغز افراد نوجوان با بزرگسال مربوط به لوبهای پیشانی است که کاملشدن آنها تا بیستسالگی به طول میانجامد. این یکی از نقاط ضعف مغز افراد نوجوان است، چراکه وجود همین لوبهای پیشانی تکاملیافته است که به بزرگسالان امکان قضاوت صحیح را میدهد. این لوبها به هنگام انجام کارهایی که شاید پیامدهای خوبی نداشته باشند به ما هشدار میدهند و مثل ترمز عمل میکنند. در افراد نوجوان که لوبهای پیشانی هنوز درست کار نمیکنند، فرد حتی در صورت داشتن آگاهی کافی دست به انجام رفتارهای تکانهای و خطرناک میزند و تصمیمهای غلط میگیرد.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحه ۶۲
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحه ۶۲
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
مدار کنترل دوپامین سرچشمهی تخیل است و به فرد امکان می دهد به آینده نظر کند و پیامد تصمیمهای خود را ببیند و به این ترتیب بتواند گزینههای بهتری را انتخاب کند. دوپامین به فرد توانایی برنامهریزی برای تحقق آینده دلخواه را میدهد. مدار کنترل مانند مدار آرزو که فقط به چیزهایی که نداریم اهمیت میدهد، در عالم غیرواقعی فرصتها و امکانها سیر میکند. این دو مدار در یک ناحیه از مغز آغاز میشوند، مدار آرزو در بخشی از مغز که محرک شور و شوق و هیجان است خاتمه مییابد، اما مدار کنترل در لوبهای پیشانی که خاص تفکر منطقی است.
دو مدار به ما توانایی توجه به چیزهای «خیالی» یا چیزهایی را میدهند که از نظر فیزیکی و مادی وجود ندارند. برای دوپامین آرزو چیزهای خیالی چیزهایی هستند که دوست داریم آنها را داشته باشیم اما در حال حاضر نداریم، برای دوپامین کنترل خیالها، اجزای سازندهی تفکر خلاق هستند، یعنی ایدهها، نقشههای نظریهها، مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات، زیبایی و دنیاهایی که در آینده تحقق مییابند.
دوپامین کنترل ما را از «خواستن» بدوی که مربوط به دوپامین آرزوست فراتر میبرد و به ما ابزارهایی برای درک و تحلیل و مدلسازی از جهان اطراف میدهد تا بتوانیم فرصتها را بسنجیم و با هم مقایسه کنیم و سپس برای رسیدن به اهداف راههایی پیدا کنیم. این مدار بخش قدیمی و بغرنج ارادهی تکاملی است و سعی میکند تا حد امکان منابع بیشتری را در اختیار بگیرد. دوپامین آرزو برعکس آن مثل کودکی است که روی صندلی عقب خودرو نشسته و با دیدن چیزهای جذاب مثل مکدونالد، اسباببازی یا سگی در پیادهرو به پدر و مادر خود میگوید «نگاه کنید!» دوپامین کنترل مثل والدی است که پشت فرمان نشسته و این حرفها را میشنود و فکر میکند بایستد یا برود و تصمیم میگیرد که اگر بایستد چه کند. دوپامین کنترل هیجان و انگیزه را از دوپامین آرزو میگیرد، گزینهها را میسنجد، ابزارها را انتخاب میکند و راهبردی برای رسیدن به اهداف تدوین میکند.
برای مثال مرد جوانی که برای نخستین بار قصد خرید خودرو دارد، اگر فقط متکی به دوپامین آرزو باشد اولین خودرویی را که مورد پسندش باشد میخرد، اما چون دارای دوپامین کنترل نیز هست میتواند انگیزههای خود را بسنجد. برای انتخاب یک خودرو دلایل مختلفی میتواند مطرح باشند. مثلاً فرض کنیم این فرد اقتصادی فکر میکند و میخواهد بهترین خودرو را با ارزانترین قیمت بخرد. او با تکیه بر نیروی دوپامین آرزو ساعتها در اینترنت به جستجو در سایتهای فروش خودرو میپردازد و با راهبردهای مذاکره آشنا میشود. او میخواهد همهی چموخم کار را بیاموزد تا از خرید خود به ارزش بیشتری برسد. وقتی با دلال پشت میز مینشیند. کاملاً آماده است و از چیزی تعجب نمیکند. احساس خوبی دارد و چون همهی اطلاعات لازم را بررسی کرده بر موقعیت مسلط است.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دو مدار به ما توانایی توجه به چیزهای «خیالی» یا چیزهایی را میدهند که از نظر فیزیکی و مادی وجود ندارند. برای دوپامین آرزو چیزهای خیالی چیزهایی هستند که دوست داریم آنها را داشته باشیم اما در حال حاضر نداریم، برای دوپامین کنترل خیالها، اجزای سازندهی تفکر خلاق هستند، یعنی ایدهها، نقشههای نظریهها، مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات، زیبایی و دنیاهایی که در آینده تحقق مییابند.
دوپامین کنترل ما را از «خواستن» بدوی که مربوط به دوپامین آرزوست فراتر میبرد و به ما ابزارهایی برای درک و تحلیل و مدلسازی از جهان اطراف میدهد تا بتوانیم فرصتها را بسنجیم و با هم مقایسه کنیم و سپس برای رسیدن به اهداف راههایی پیدا کنیم. این مدار بخش قدیمی و بغرنج ارادهی تکاملی است و سعی میکند تا حد امکان منابع بیشتری را در اختیار بگیرد. دوپامین آرزو برعکس آن مثل کودکی است که روی صندلی عقب خودرو نشسته و با دیدن چیزهای جذاب مثل مکدونالد، اسباببازی یا سگی در پیادهرو به پدر و مادر خود میگوید «نگاه کنید!» دوپامین کنترل مثل والدی است که پشت فرمان نشسته و این حرفها را میشنود و فکر میکند بایستد یا برود و تصمیم میگیرد که اگر بایستد چه کند. دوپامین کنترل هیجان و انگیزه را از دوپامین آرزو میگیرد، گزینهها را میسنجد، ابزارها را انتخاب میکند و راهبردی برای رسیدن به اهداف تدوین میکند.
برای مثال مرد جوانی که برای نخستین بار قصد خرید خودرو دارد، اگر فقط متکی به دوپامین آرزو باشد اولین خودرویی را که مورد پسندش باشد میخرد، اما چون دارای دوپامین کنترل نیز هست میتواند انگیزههای خود را بسنجد. برای انتخاب یک خودرو دلایل مختلفی میتواند مطرح باشند. مثلاً فرض کنیم این فرد اقتصادی فکر میکند و میخواهد بهترین خودرو را با ارزانترین قیمت بخرد. او با تکیه بر نیروی دوپامین آرزو ساعتها در اینترنت به جستجو در سایتهای فروش خودرو میپردازد و با راهبردهای مذاکره آشنا میشود. او میخواهد همهی چموخم کار را بیاموزد تا از خرید خود به ارزش بیشتری برسد. وقتی با دلال پشت میز مینشیند. کاملاً آماده است و از چیزی تعجب نمیکند. احساس خوبی دارد و چون همهی اطلاعات لازم را بررسی کرده بر موقعیت مسلط است.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
Telegram
@Science4Lifee