💔ناکامی درد عشق را دوچندان میکند
1⃣ ترس نیازهای بدوی انسان را هدف میگیرد، اما دلیل دیگر تأثیر زیانگریزی (Loss aversion) است، به عبارتی درد ازدستدادن یک چیز، نیرومندتر از لذت کسب آن است. مثلاً درد ازدستدادن ۲۰ دلار بیش از لذت بهدستآوردن ۲۰ دلار است. به همین دلیل است که بیشتر افراد وقتی رقم شرطبندی بالا باشد حاضر نیستند شانس ۵۰-۵۰ پرتاب سکه را برای برد و باخت قبول کنند. در واقع بیشتر افراد حتی اگر یک شرطبندی ۲۰ دلاری، جایزهی ۳۰ دلاری داشته باشد حاضر به شرکت در شرطبندی نیستند. به بیان ریاضی وقتی در قماری شانس برد ۵۰-۵۰ باشد و رقم برد بالاتر از رقم شرطبندی باشد میشود گفت آن قمار دارای یک «ارزش خالص مثبت» است و اینجاست که افراد به شرکت در چنین قماری تمایل پیدا میکنند. باید توجه کنیم که حتی در این حالت افراد وقتی دست به قمار میزنند که رقم باخت آن برایشان قابل پرداخت باشد. مثلاً اگر رقم باخت ۲۰ دلار باشد که معادل پول بلیط سینماست منطقی است، اما اگر رقم باخت ۲۰۰ دلار یا معادل کرایه خانه یک ماه باشد، زیاد است. با این حال بیشتر افراد حاضر نیستند در بازی شیر یا خط با رقم باخت ۲۰ دلار و رقم برد ۳۰ دلار شرکت کنند. چرا؟
وقتی دانشمندان از مغز کسانی که در شرطبندی شرکت کرده بودند اسکن تهیه کردند و به نواحی ترشح دوپامین دقت کردند، دریافتند که طبق انتظار فعالیت مدار عصبی آرزو پس از برد افزایش و پس از باخت کاهش مییابد. اما این تغییرات قرینه نبودند. کاهش فعالیت عصبی پس از باخت از نظر مقدار بیشتر از افزایش فعالیت عصبی پس از برد بود. مدار دوپامین که تصویر آینهای تجربهی فرد را بسان میداد به محققان میگفت که تأثیر باخت بیشتر از برد است.
کدام راههای عصبی در ایجاد این عدم تعادل دخالت داشتند؟ چه چیز سبب بیشترشدن واکنش باخت نسبت به برد میشد؟ محققان به آمیگدال، یکی از ساختارهای سیستم «اینجا و اکنون» که پردازش ترس و سایر هیجانهای منفی را انجام میدهد توجه کردند. هر بار که داوطلب شرط را میباخت آمیگدال فعال میشد و رنج و اندوه فرد را تشدید میکرد. در واقع هیجان «اینجا و اکنون» بود که زیانگریزی را وارد میدان میکرد. سیستم «اینجا و اکنون» به آینده اهمیت نمیدهد. برایش چیزهایی که فرد در آینده میتواند کسب کند مهم نیست. برای این سیستم دارایی حال اهمیت دارد و وقتی این دارایی تهدید شود، ترس و رنج و اندوه به سراغ فرد میآید.
سایر مطالعات نیز نتایج مشابهی داشتند. در یک مطالعه به عدهای از داوطلبان بهطور تصادفی یک لیوان دستهدار قهوهخوری دادند. به نیمی از داوطلبان یک لیوان رسید و باقی بینصیب ماندند. سپس محققان به داوطلبان اجازه دادند در صورت تمایل لیوان خود را به سایر اعضا بفروشند. به دارندگان و خریداران ليوان پیشنهاد شد رقم مشخصی را برای معامله عنوان کنند. رقم پیشنهادی برای فروش ۵/۷۸ دلار و رقم پیشنهادی برای خرید ۲/۲۱ دلار بود. یعنی فروشندگان تمایل چندانی برای فروش نداشتند و خریداران هم تاب دلکندن از پول خود برای خرید را نداشتند. به عبارتی خریداران و فروشندگان هیچ یک مایل به ازدستدادن موجودی خود نبودند.
ادامه دارد👇
@SciBookReader
1⃣ ترس نیازهای بدوی انسان را هدف میگیرد، اما دلیل دیگر تأثیر زیانگریزی (Loss aversion) است، به عبارتی درد ازدستدادن یک چیز، نیرومندتر از لذت کسب آن است. مثلاً درد ازدستدادن ۲۰ دلار بیش از لذت بهدستآوردن ۲۰ دلار است. به همین دلیل است که بیشتر افراد وقتی رقم شرطبندی بالا باشد حاضر نیستند شانس ۵۰-۵۰ پرتاب سکه را برای برد و باخت قبول کنند. در واقع بیشتر افراد حتی اگر یک شرطبندی ۲۰ دلاری، جایزهی ۳۰ دلاری داشته باشد حاضر به شرکت در شرطبندی نیستند. به بیان ریاضی وقتی در قماری شانس برد ۵۰-۵۰ باشد و رقم برد بالاتر از رقم شرطبندی باشد میشود گفت آن قمار دارای یک «ارزش خالص مثبت» است و اینجاست که افراد به شرکت در چنین قماری تمایل پیدا میکنند. باید توجه کنیم که حتی در این حالت افراد وقتی دست به قمار میزنند که رقم باخت آن برایشان قابل پرداخت باشد. مثلاً اگر رقم باخت ۲۰ دلار باشد که معادل پول بلیط سینماست منطقی است، اما اگر رقم باخت ۲۰۰ دلار یا معادل کرایه خانه یک ماه باشد، زیاد است. با این حال بیشتر افراد حاضر نیستند در بازی شیر یا خط با رقم باخت ۲۰ دلار و رقم برد ۳۰ دلار شرکت کنند. چرا؟
وقتی دانشمندان از مغز کسانی که در شرطبندی شرکت کرده بودند اسکن تهیه کردند و به نواحی ترشح دوپامین دقت کردند، دریافتند که طبق انتظار فعالیت مدار عصبی آرزو پس از برد افزایش و پس از باخت کاهش مییابد. اما این تغییرات قرینه نبودند. کاهش فعالیت عصبی پس از باخت از نظر مقدار بیشتر از افزایش فعالیت عصبی پس از برد بود. مدار دوپامین که تصویر آینهای تجربهی فرد را بسان میداد به محققان میگفت که تأثیر باخت بیشتر از برد است.
کدام راههای عصبی در ایجاد این عدم تعادل دخالت داشتند؟ چه چیز سبب بیشترشدن واکنش باخت نسبت به برد میشد؟ محققان به آمیگدال، یکی از ساختارهای سیستم «اینجا و اکنون» که پردازش ترس و سایر هیجانهای منفی را انجام میدهد توجه کردند. هر بار که داوطلب شرط را میباخت آمیگدال فعال میشد و رنج و اندوه فرد را تشدید میکرد. در واقع هیجان «اینجا و اکنون» بود که زیانگریزی را وارد میدان میکرد. سیستم «اینجا و اکنون» به آینده اهمیت نمیدهد. برایش چیزهایی که فرد در آینده میتواند کسب کند مهم نیست. برای این سیستم دارایی حال اهمیت دارد و وقتی این دارایی تهدید شود، ترس و رنج و اندوه به سراغ فرد میآید.
سایر مطالعات نیز نتایج مشابهی داشتند. در یک مطالعه به عدهای از داوطلبان بهطور تصادفی یک لیوان دستهدار قهوهخوری دادند. به نیمی از داوطلبان یک لیوان رسید و باقی بینصیب ماندند. سپس محققان به داوطلبان اجازه دادند در صورت تمایل لیوان خود را به سایر اعضا بفروشند. به دارندگان و خریداران ليوان پیشنهاد شد رقم مشخصی را برای معامله عنوان کنند. رقم پیشنهادی برای فروش ۵/۷۸ دلار و رقم پیشنهادی برای خرید ۲/۲۱ دلار بود. یعنی فروشندگان تمایل چندانی برای فروش نداشتند و خریداران هم تاب دلکندن از پول خود برای خرید را نداشتند. به عبارتی خریداران و فروشندگان هیچ یک مایل به ازدستدادن موجودی خود نبودند.
ادامه دارد👇
@SciBookReader
2⃣ نقش ضروری آمیگدال در «زیانگریزی» با مطالعهای از نوع «آزمایش طبیعی» تایید شد. محققان با انجام مطالعههای طبیعی در مورد آسیبها و بیماری به اطلاعات مهمی دست مییابند. آزمایشهای طبیعی از این نظر که انجام آنها به طور ساختگی به دلایل اخلاقی غیرقابلقبول بوده و دانشمندان مجاز به طراحی مطالعهای برای آنها نیستند، در حل مشکلات علمی سودمندند. مثلاً هیچ دانشمندی نمیتواند از یک جراح درخواست کند جمجمهی داوطلبی را باز کند و آمیگدال او را بردارد. اما گاهی چنین اتفاقی بهطور طبیعی پیش میآید. در این مورد خاص دانشمندان به مطالعه دو بیمار پرداختند که مبتلا به بیماری اورباخ-ويته (Urbach-weithe) بودند، بیماری نادری که در آن آمیگدال هر دو طرف مغز تخریب میشود. وقتی این افراد در قمار شرکت میکردند، برایشان برد و باخت یکی بود. یعنی اگر آمیگدال تخریب میشد، «زیانگریزی» نیز از بین میرفت. شاید بتوان گفت برد و باخت براساس یک حساب و کتاب ساده انجام میشود. برد مربوط به آیندهای بهتر است و بنابراین در پیدایش آن دوپامین نقش اصلی را بر عهده دارد. احتمال برد را میتوان در سیستم دوپامین با «الف بعلاوه یک» نشان داد، اما سیستم «اینجا و اکنون» به آن صفر میدهد، چرا که این سیستم با مسائل حال سروکار دارد. باخت هم مربوط به آینده است و لذا سیستم دوپامین به آن «الف منهای یک» میدهد. در عین حال باخت به سیستم «اینجا و اکنون» نیز مربوط است، چون مربوط به داراییهایی است که همین الان در اختیار ما هستند و لذا سیستم «اینجا و اکنون» به آن «الف منهای یک» میدهد. وقتی اینها را در کنار هم بگذاریم برد ۱+ و باخت ۲- میگیرد. این همان نکتهای است که اسکن مغزی داوطلبان مطالعهی شرطبندی به ما نشان میدهد.
ترس مثل آرزو عمدتاً مفهومی مربوط به آینده است و در قلمرو دوپامین قرار دارد. اما سیستم «اینجا و اکنون» با فعالسازی آمیگدال و افزایش درد باخت ارتباط دارد و این نکته بر تصمیمهای ما در زمینهی مدیریت ریسک اثر میگذارد.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 160-162
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
ترس مثل آرزو عمدتاً مفهومی مربوط به آینده است و در قلمرو دوپامین قرار دارد. اما سیستم «اینجا و اکنون» با فعالسازی آمیگدال و افزایش درد باخت ارتباط دارد و این نکته بر تصمیمهای ما در زمینهی مدیریت ریسک اثر میگذارد.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 160-162
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖... با این حال، انگارههای مغایر هابز و روسو از وضعیت طبیعی انسان طی قرون گذشته الهامبخش اندیشهگران بوده است. تأثیر دکترین وحشی نجیب در تفکر معاصر بر کسی پوشیده نیست و همه جا خودنمایی میکند؛ از جمله در شیفتگی جامعهی کنونی نسبت به هر آنچه طبیعی است (مانند غذای طبیعی، داروی طبیعی و زایمان طبیعی)، سوءظن نسبت به مصنوعات انسانی و از مد افتادن روشهای تربیتی و آموزشی مبتنی بر انضباط و تنبیه، و البته شیوع دیدگاههایی که مشکلات اجتماعی را به نارساییهای ترمیمپذیری نسبت میدهد که از نهادهای انسان نشأت گرفته، نه به وضعیتی تراژیک که ریشه در ذات بشر دارد.
#لوح_سپید ص۲۱
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#لوح_سپید ص۲۱
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
🔬
1⃣ فریدریش آگوست ککوله، با کشف ساختار حلقوی بنزن که در آن زمان مادهی صنعتی مهمی بود به شهرت رسید. در آن زمان شیمیدانانان میدانستند که مولکول بنزن از ۶ اتم کربن و ۶ اتم هیدروژن ساخته شده که مایهی تعجب آنان بود. معمولاً مولکولهایی از این قبیل تعداد اتمهای هیدروژن بیشتری نسبت به کربن دارند. از این جهت مولکول بنزن میبایست ساختار متفاوتی داشته باشد.
شیمیدانها اتمهای هیدروژن و کربن را با در نظر گرفتن قوانین پیوندهای شیمیایی به حالتهای مختلفی کنار هم قرار دادند. آنها میدانستند که اتمهای کربن میتوانند مانند حلقههای زنجیر به هم متصل شوند و نیز میدانستند که زنجیرههای جانبی کربن میتوانند با زاویهی ۹۰ درجه از رشتهی اصلی جدا شوند. اما هیچیک از ساختارهایی که در نظر گرفته بودند خواص مولکول بنزن را توجیه نمیکرد و راز شکل واقعی مولکول بنزن همچنان ناشناخته مانده بود. ککوله پیبردن به این راز را چنین توصیف میکند:
«آن شب نشستم و شروع کردم به نوشتن کتاب شیمی که قصد تألیفش را داشتم، اما کار خوب پیش نمیرفت. فکرم جای دیگری بود. صندلی را به بخاری نزدیکتر کردم و تقریباً خوابم برد. در عالم رؤيا اتمها جلوی چشمم به رقص درآمدند. گروههای کوچکی از اتمها صحنه را پر کردند. قبلاً تصاویری شبیه آن را دیده بودم، اما در این رؤیا ساختارها بزرگتر و پرتنوعتر بودند. ردیفهای طویل اتمها به شکل متراکمی به هم متصل شدند. همه چیز پیوسته در حرکت بود. اتمها مثل مار در هم میلولیدند و میچرخیدند. ناگهان چیزی توجهم را جلب کرد. یکی از مارها دمش را به دندان گرفته بود. این مار به شكل مضحکی در برابر چشمانم به گردش درآمد و من گویی صاعقهای به مغزم خورده باشد از خواب جستم.»
....
@SciBookReader
1⃣ فریدریش آگوست ککوله، با کشف ساختار حلقوی بنزن که در آن زمان مادهی صنعتی مهمی بود به شهرت رسید. در آن زمان شیمیدانانان میدانستند که مولکول بنزن از ۶ اتم کربن و ۶ اتم هیدروژن ساخته شده که مایهی تعجب آنان بود. معمولاً مولکولهایی از این قبیل تعداد اتمهای هیدروژن بیشتری نسبت به کربن دارند. از این جهت مولکول بنزن میبایست ساختار متفاوتی داشته باشد.
شیمیدانها اتمهای هیدروژن و کربن را با در نظر گرفتن قوانین پیوندهای شیمیایی به حالتهای مختلفی کنار هم قرار دادند. آنها میدانستند که اتمهای کربن میتوانند مانند حلقههای زنجیر به هم متصل شوند و نیز میدانستند که زنجیرههای جانبی کربن میتوانند با زاویهی ۹۰ درجه از رشتهی اصلی جدا شوند. اما هیچیک از ساختارهایی که در نظر گرفته بودند خواص مولکول بنزن را توجیه نمیکرد و راز شکل واقعی مولکول بنزن همچنان ناشناخته مانده بود. ککوله پیبردن به این راز را چنین توصیف میکند:
«آن شب نشستم و شروع کردم به نوشتن کتاب شیمی که قصد تألیفش را داشتم، اما کار خوب پیش نمیرفت. فکرم جای دیگری بود. صندلی را به بخاری نزدیکتر کردم و تقریباً خوابم برد. در عالم رؤيا اتمها جلوی چشمم به رقص درآمدند. گروههای کوچکی از اتمها صحنه را پر کردند. قبلاً تصاویری شبیه آن را دیده بودم، اما در این رؤیا ساختارها بزرگتر و پرتنوعتر بودند. ردیفهای طویل اتمها به شکل متراکمی به هم متصل شدند. همه چیز پیوسته در حرکت بود. اتمها مثل مار در هم میلولیدند و میچرخیدند. ناگهان چیزی توجهم را جلب کرد. یکی از مارها دمش را به دندان گرفته بود. این مار به شكل مضحکی در برابر چشمانم به گردش درآمد و من گویی صاعقهای به مغزم خورده باشد از خواب جستم.»
....
@SciBookReader
2⃣ ماری که دم خود را به دهان گرفته یا همان اروبروس عهد باستان که نماد چرخهی ابدی تناسخ یا ابدیت است، در ذهن ککوله این تصور را ایجاد کرد که بنزن باید مولکولی حلقوی باشد. رؤیاها نیز مانند مارهایی که دم در دهان دارند و نمودار کمال هستند، جلوههای ایدههای ذهنی ما به شمار میآیند. رؤیاها با فاصلهگرفتن از حواس، دوپامین را از قید واقعیتهای عینی دنیای خارج رها میکنند.
دکتر دیدر بارت، یکی از محققان موضوع رؤیا در هاروارد میگوید «اینکه رؤیای ککوله حالت بصری داشت ما را به تعجب نمیاندازد. بیشتر قسمتهای مغز حین دیدن رؤیا مانند حالت بیداری فعال هستند، اما رؤیا با حالت بیداری تفاوتهای مهمی نیز دارد. در حین رؤیا کنش بخشهایی از مغز یا همان لوبهای پیشانی که مسئول نادیدهگرفتن جزئیات بیاهمیت دنیای اطراف هستند، متوقف میشود. اما فعالیت قشر بینایی افزایش مییابد. این بخش از مغز بهطور مستقیم از چشمها که حین رؤیادیدن بستهاند، سیگنال دریافت نمیکند. اما مسئول پردازش دادههای بینایی است و به مغز برای درک چیزی که چشم میبیند کمک میکند.
رؤیاها جنبهی بصری نیرومندی دارند. دکتر بارت در کتابش کمیتهی خواب: چگونه هنرمندان، دانشمندان و ورزشکاران از رؤیا برای حل مشکلات به طریقی خلاق بهره میگیرند - و چگونه شما نیز میتوانید این کار را انجام دهید، میگوید همانطور که ککوله ساختار بنزن را در رؤيا کشف کرد، افراد عادی هم میتوانند از رؤیا برای مشکلات عملی خود استفاده کنند. دکتر بارت توانایی حل مسئله با کاربرد رؤیا را در گروهی از دانشجویان هاروارد بررسی کرد.
وی از داوطلبان خواست بکوشند مسئلهای را که برایشان اهمیت دارد حل کند. این مسئله ممکن بود شخصی، عمومی یا علمی باشد. بعد به آنان تکنیک پرورش رؤیا (Dream incubation) را یاد داد. اینها تکنیکهایی هستند که به داوطلبان کمک میکنند تا بتوانند رؤیاهایی ببینند که در حل مسئله مفید باشند. دانشجویان به مدت یک هفته رؤیاهای شبانهی خود را یادداشت میکردند. بعد رویاها را به هیئت داوری میدادند تا ببینند آیا در رؤیا راه مناسبی برای حل مسئله ارائه شده است یا خیر.
نتیجه حیرتآور بود. حدود نیمی از دانشجویان رؤیایی مربوط به حل مشکل خود دیده بودند و در ۷۰ درصد موارد معتقد بودند که رؤیا به آنها در حل مسئله کمک کرده است. داوران نیز نظر مشابهی داشتند. داوران معتقد بودند رؤیاهای دانشجویان حداقل در نیمی از موارد حاوی جواب سوال آنهاست.
یکی از داوطلبان این مطالعه میخواست تصمیم بگیرد بعد از اتمام تحصيل چه شغلی را انتخاب کند. او در دو رشتهی روانشناسی بالینی در شهر زادگاهش ماساچوست و نیز در برنامهی روانشناسی صنعتی در تکزاس و کالیفرنیا درخواست پر کرده بود. یک شب خواب دید سوار بر هواپیما در حال پرواز است. بعد موتور هواپیما مشکل پیدا کرد و خلبان اعلام کرد باید بهطور اضطراری فرود بیاید. هواپیما بر فراز ماساچوست بود و دانشجو به خلبان پیشنهاد کرد همانجا فرود بیایند. اما خلبان گفت فرود در ماساچوست خطرناک است. وقتی این داوطلب از خواب برخاست نتیجه گرفت بهتر است بعد از یک عمر زندگی در ماساچوست جلای وطن کند و از آنجا برود. برای این دانشجو دانشگاه محل تحصیل مهمتر از رشته تحصیلی بود. به این ترتیب مدارهای دوپامین مغزش دورنمای جدیدی را برایش ترسیم کردند.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 132-134
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دکتر دیدر بارت، یکی از محققان موضوع رؤیا در هاروارد میگوید «اینکه رؤیای ککوله حالت بصری داشت ما را به تعجب نمیاندازد. بیشتر قسمتهای مغز حین دیدن رؤیا مانند حالت بیداری فعال هستند، اما رؤیا با حالت بیداری تفاوتهای مهمی نیز دارد. در حین رؤیا کنش بخشهایی از مغز یا همان لوبهای پیشانی که مسئول نادیدهگرفتن جزئیات بیاهمیت دنیای اطراف هستند، متوقف میشود. اما فعالیت قشر بینایی افزایش مییابد. این بخش از مغز بهطور مستقیم از چشمها که حین رؤیادیدن بستهاند، سیگنال دریافت نمیکند. اما مسئول پردازش دادههای بینایی است و به مغز برای درک چیزی که چشم میبیند کمک میکند.
رؤیاها جنبهی بصری نیرومندی دارند. دکتر بارت در کتابش کمیتهی خواب: چگونه هنرمندان، دانشمندان و ورزشکاران از رؤیا برای حل مشکلات به طریقی خلاق بهره میگیرند - و چگونه شما نیز میتوانید این کار را انجام دهید، میگوید همانطور که ککوله ساختار بنزن را در رؤيا کشف کرد، افراد عادی هم میتوانند از رؤیا برای مشکلات عملی خود استفاده کنند. دکتر بارت توانایی حل مسئله با کاربرد رؤیا را در گروهی از دانشجویان هاروارد بررسی کرد.
وی از داوطلبان خواست بکوشند مسئلهای را که برایشان اهمیت دارد حل کند. این مسئله ممکن بود شخصی، عمومی یا علمی باشد. بعد به آنان تکنیک پرورش رؤیا (Dream incubation) را یاد داد. اینها تکنیکهایی هستند که به داوطلبان کمک میکنند تا بتوانند رؤیاهایی ببینند که در حل مسئله مفید باشند. دانشجویان به مدت یک هفته رؤیاهای شبانهی خود را یادداشت میکردند. بعد رویاها را به هیئت داوری میدادند تا ببینند آیا در رؤیا راه مناسبی برای حل مسئله ارائه شده است یا خیر.
نتیجه حیرتآور بود. حدود نیمی از دانشجویان رؤیایی مربوط به حل مشکل خود دیده بودند و در ۷۰ درصد موارد معتقد بودند که رؤیا به آنها در حل مسئله کمک کرده است. داوران نیز نظر مشابهی داشتند. داوران معتقد بودند رؤیاهای دانشجویان حداقل در نیمی از موارد حاوی جواب سوال آنهاست.
یکی از داوطلبان این مطالعه میخواست تصمیم بگیرد بعد از اتمام تحصيل چه شغلی را انتخاب کند. او در دو رشتهی روانشناسی بالینی در شهر زادگاهش ماساچوست و نیز در برنامهی روانشناسی صنعتی در تکزاس و کالیفرنیا درخواست پر کرده بود. یک شب خواب دید سوار بر هواپیما در حال پرواز است. بعد موتور هواپیما مشکل پیدا کرد و خلبان اعلام کرد باید بهطور اضطراری فرود بیاید. هواپیما بر فراز ماساچوست بود و دانشجو به خلبان پیشنهاد کرد همانجا فرود بیایند. اما خلبان گفت فرود در ماساچوست خطرناک است. وقتی این داوطلب از خواب برخاست نتیجه گرفت بهتر است بعد از یک عمر زندگی در ماساچوست جلای وطن کند و از آنجا برود. برای این دانشجو دانشگاه محل تحصیل مهمتر از رشته تحصیلی بود. به این ترتیب مدارهای دوپامین مغزش دورنمای جدیدی را برایش ترسیم کردند.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 132-134
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
صدها ویژگی رفتاری از ترس از مار گرفته تا عملگرهای منطقی از عشق رومانتیک تا اهانت طنز امیز از شعر تا تابوهای غذایی از تبادل کالا تا سوگواری برای مردگان در هر جامعه به ثبت رسیده ای یافت میشود. قرار نیست هر رفتار جهانشمول بازتاب مستقیم بخشی از ذات انسان باشد بسیاری محصول برهمکنش میان خصوصیات جهانشمول ذهن خصوصیات جهانشمول بدن و خصوصیات جهان شمول جهانند!
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
درست است که بخت شهرت و توانایی وودی آلن در جذب زنان زیبارو ممکنست به ژنهایی بستگی داشته باشد که به او شوخ طبعی بخشیده است، اما همانطور که خودش در خاطرات جادویی خطاب به یکی از دوستان حسود دوران کودکیاش میگوید عامل محیطی نیز بسیار مهم بوده است: ''من در جامعهای زندگی میکنیم که به جوک ارزش فراوان میدهد... اگر من یک سرخپوست آپاچی بودم، جامعهام نیازی به کمدین نداشت و من هم بیکار میماندم.''
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
اولین پل میان زیستشناسی و فرهنگ، علم ذهن یا همان علم شناختی است.
دومین میانجی ذهن و ماده عصبپژوهیست به ویژه عصبپژوهی شناختی که چگونگی پیاده سازی مولفه های شناختی و عاطفی در مغز را مطالعه میکند.
سومین رابط زیستشناسی و مطالعه ذهن ژنتیک رفتاری یا همان مطالعه رفتار ژنها بر رفتار است.
چهارمین پیوند میان زیستشناسی و فرهنگ را روانشناسی تکاملی یا همان مطالعه پیشینه تکامل نوع و سازگاریهای تکاملی ذهن انسان برقرار میکند.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
دومین میانجی ذهن و ماده عصبپژوهیست به ویژه عصبپژوهی شناختی که چگونگی پیاده سازی مولفه های شناختی و عاطفی در مغز را مطالعه میکند.
سومین رابط زیستشناسی و مطالعه ذهن ژنتیک رفتاری یا همان مطالعه رفتار ژنها بر رفتار است.
چهارمین پیوند میان زیستشناسی و فرهنگ را روانشناسی تکاملی یا همان مطالعه پیشینه تکامل نوع و سازگاریهای تکاملی ذهن انسان برقرار میکند.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
ویلیام جیمز: «ما ورثه فاتحان پیروزمند خونریزیهای مستمریم، و هر چقدر هم که نرمخو باشیم، رگههایی از خباثت در چنته داشته و برای چنگ و دندان نشان دادن آمادهایم. اگر نبودیم از چنان کشتارهایی، که سایرین را حذف میکند و ما را مصون میدارد جان به در نمیبردیم..»
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
منشا پتانسیل لازم برای تفکر و یادگیری و احساس سهگانهای که ما را از سایر حیوانات متمایز میکند اطلاعات موجود در دیانای یک تخمک بارور شده است. این تمایز زمانی جلب توجه میکند که به مقایسه گونهها با یکدیگر بنشینیم. شامپانزههایی که در خانه انسان بزرگ میشوند نه مانند انسانها حرف میزنند نه فکر میکنند و نه عمل؛ و این به واسطه تفاوت ۱۰ مگابایتی در دیانای ماست. حتی دو گونه شامپانزه یعنی شامپانزههای معمولی و بنوبوها که تنها چیزی حدود چند دهم یک درصد از ژنومشان با یکدیگر تفاوت میکند رفتارهای متفاوتی نشان میدهند.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
تفاوتهای ژنتیکی جزئی میتواند منجر به تفاوتهای رفتاری عمده شود. این تفاوتها میتواند بر اندازه و شکل بخشهای مختلف مغز، سیمبندی آنها و سازوکار انتشار انقیاد و بازیابی هورمونها و ناقلهای عصبی اثر بگذارد.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
استدلالی در مخالفت با لوح سپید در پاسخ موجز لایبنیتز به لاک مطرح شد. لایبنیتز ان شعار تجربه گرایان که میگوید ''هیچ چیز در فکر نیست که پیشتر در حواس نبوده باشد'' تکرار کرد، و سپس افزود ''مگر خود فکر.'' بالاخره باید چیزی در ذهن ذاتی باشد حتی اگر این چیز همان ساز و کار یادگیری باشد.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
لایبنیتز، مانند هابز که بر او تأثیر گذاشته بود، از زمانهاش پیش بود زیرا هوشمندی را نوعی پردازش اطلاعات میدانست که پیادهسازی آن به ماشینآلات پیچیده نیاز دارد. همان گونه که امروزه میدانیم، کامپیوتر هم، زمانی که از خط تولید بیرون میآید، توانایی درک گفتار و تشخیص متن را ندارد؛ ابتدا لازم است کسی نرمافزارهای مربوط را نصب کند. به نظر میرسد که این مطلب در مورد عملکردِ به مراتب پرزحمتترِ انسان نیز درست باشد. مدلهای شناختی نشان داده است که چالشهای روزمرهای چون راه رفتن در حواشی اجسام، درک معنای یک جمله، به خاطر آوردن یک مسئله، یا گمانهزنی دربارهی اهداف انسانها، مسائل مهندسی سنگینی است و هوش مصنوعی یا این چالش ها را به تازگی پشت سر گذاشته و یا هنوز با آنها دست به گریبان است. با این اوصاف، دیدگاهی که برای درک چنین مسائلی به چیزی شبیه خمیر بازی متوسل میشود که قالب «فرهنگ» را به خود گرفته، دیگر کمی ساده انگارانه به نظر میرسد. #لوح_سپید
برگ 45
✍️ استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
برگ 45
✍️ استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
یکی از تاثیرگذارترین نشانههایی که این خود یکپارچه توهمی بیش نیست، از مطالعات دو عصبپژوه مایکل گازانیکا و راجر اسپری به دست می اید. این دو نشان دادند اگر جراحان، جسم پینهای را، که دو نیمکره مغز را به یکدیگر متصل نگاه داشته قطع کنند به معنای واقعی کلمه خود را به دو نیمه کردهاند و هر کدام از دو نیمکره قادر است اراده آزاد خود را بی اعتنا به رای و موافقت نیمه دیگر به اجرا گذارد. انچه آزاردهندهتر است انکه نیمکره چپ پیوسته روایتی منسجم اما دروغ درباره رفتاری که نیمکره راست بدون اطلاع آن انجام داده ساخته و پرداخته میکند.
...
بخش ترسناک ماجرا انجاست که تضمینی وجود ندارد که آنچه در نیمکره چپ این بیمار چنین مهملاتی میبافد در نیمکره چپ ما نیز وقتی میخواهیم از تمایلات سایر بخش های ذهن خودمان سر در آوریم همین کار را نکند.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
...
بخش ترسناک ماجرا انجاست که تضمینی وجود ندارد که آنچه در نیمکره چپ این بیمار چنین مهملاتی میبافد در نیمکره چپ ما نیز وقتی میخواهیم از تمایلات سایر بخش های ذهن خودمان سر در آوریم همین کار را نکند.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
سیگموند فرویدِ از خود راضی نوشت «خودشیفتگی ساده انگارانهی بشریت نسبت به خود در گذر زمان با سه بیحرمتی از جانب علم روبهرو شده است.» یکی کشف این که جهان ما در مرکز کائنات قرار نگرفته بلکه ارزنی ناچیز در گسترهی هستی است، دیگری کشف این که ما خلقت ممتازی نداشته ایم و نیاکانمان جانور بودهاند، و نهایتا کشف اینکه اغلب ذهنهای آگاه ما بر عملکرد ما احاطهای ندارند، بلکه تنها تلاش میکنند درباره اعمال ما داستان ببافند. او درباره تاثیر این سه کشف درست میگفت، اما این عصبپژوهی شناختی بود که تیر خلاص آخر را زد، نه روانکاوی.
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
فصل سوم
✍استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
مثالی عمده از تنوع رفتاری در نظر آوریم. انسانها به شش هزار زبان تکلم میکنند و هیچ کدام از این زبانها برای دیگری مفهوم نیست. با این وجود، برنامههای گرامری ذهن انسانها به مراتب کمتر از واژگانی که ادا میکنند تفاوت دارد. دیربازی است که میدانیم تمامی زبانهای انسانی ایده های مشابهی را منتقل می کند. نه تنها انجیل به صدها زبان غیر غربی برگردانده شده است، بلکه در طول جنگ جهانی دوم نیروی دریایی ارتش آمریکا پیامهای سری خود را از مسیر اقیانوس آرام منتقل می کرد و به این منظور از سرخپوستان ناواهوا استفاده میکرد تا پیام ها را در مبدأ به زبان بومی خود و در مقصد از آن زبان به انگلیسی برگردانند. این حقیقت که می توان با هر زبانی هر گزارهای را، از حکایتهای مذهبی گرفته تا دستورات نظامی، ادا کرد پیشنهاد میدهد که تمامی زبانها ریشهی مشترکی دارند. #لوح_سپید
برگ 47
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
برگ 47
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
ذهنی که از تشخیص باورها و مقاصد سایر انسانها ناتوان باشد، حتا اگر از جهات دیگر دارای قابلیت یادگیری باشد، نمیتواند نوعی از یادگیری را تجربه کند که ناقل فرهنگ است. کسانی که درخودماندگی (اوتیسم) دارند، از همین نارسایی رنج می برند. آنها بازنمودهای فیزیکی مانند نقشه و نمودار را درک میکنند اما از درک بازنمودهای ذهنی عاجزند - یعنی نمیتوانند ذهن سایر انسانها را بخوانند. از این رو تقلید در چنین افرادی شکلی عجیب و غریب به خود میگیرد. مثلاً برخی از آنها نسبت به پژواکگویی آسیب پذیرند، یعنی به جای استخراج الگوهای گرامری لازم برای ساختن جمله، گفته های سایرین را عيناً تکرار می کنند. درخودماندهای که صحبت کردن را خود فرا بگیرد، اغلب از واژهی تو به شکلی استفاده میکند که انگار نام خود اوست، چرا که سایرین او را تو میخوانند و هرگز به ذهن او خطور نمیکند که این واژه متناسب با مخاطب انتخاب میشود. اگر یکی از والدین لیوانی را چپه کند و بگوید «آه، لعنتی!»، کودک درخودمانده ممکن است آه لعنتی را نام لیوان تلقی کند و این خود ناقض این نظریهی تجربه گرایان است که کودکان ، واژهها را به صِرف صداها و رویدادهایی که همپوشانیِ زمانی دارند ، میآموزند.
#لوح_سپید
برگ 71
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
برگ 71
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
فروکاست گرایی- reductionism -هم، مثل کلسترول، خوب و بد دارد. فروکاست گرایی بد - که «فروکاست گرایی حریصانه» یا «فروکاست گرایی مخرب» هم خوانده شده - به معنای کوشش برای تبیین یک پدیده به زبان کوچکترین یا سادهترین اجزای آن است. فروکاست گرایی حریصانه آدمک پوشالی نیست. من دانشمندان بسیاری را میشناسم که اعتقاد دارند (یا دست کم هنگام دریافت کمک هزینهی پژوهشی این طور ادعا میکنند) که با پژوهش در حوزهی بیوفیزیک غشاهای عصبی یا ساختمان مولکولی سیناپس میتوانند راهکارهای نوینی برای نگرانیهای اجتماعیای چون مسئلهی آموزش و پرورش، رفع اختلاف، و غیره ارائه دهند. اما فروکاست گرایی حریصانه به هیچ وجه در اکثریت قرار ندارد، و به سادگی میتوان نشان داد که چرا اشتباه است. همانطور که هیلاری پاتنام فيلسوف اشاره کرده، حتا این واقعیت ساده که یک مهرهی مربع درون یک سوراخ گرد جا نمیگیرد هم در سطح مولکولی و اتمی تبیین شدنی نیست و تحلیل بایستی در سطحی بالاتر، که مفاهیمی چون سختی (فارغ از چرایی فیزیکی سختی) و هندسه را شامل می شود، انجام پذیرد. اگر کسی واقعا فکر میکند جامعهشناسی یا ادبیات یا تاریخ را میتوان با زیستشناسی جایگزین کرد، باید پرسيد چرابه زیستشناسی رضایت داده؟ زیستشناسی خود میتواند به شیمی تبدیل شود، و شیمی به فیزیک، و در آن صورت چالش پیش رو چیزی از این جنس است: تبیین علل بروز جنگ جهانی اول به زبان الكترونها و کوارکها. اما حتا اگر جنگ جهانی اول چیزی نباشد جز یک مجموعهی خیلی خیلی بزرگ از کوارکها که مطابق یک الگوی خیلی خیلی پیچیده در حرکت است، باز هم چنین توصیفی کمکی به درک مطلب نمیکند.
فروکاست گرایی خوب (که فروکاست گرایی بایگانی نیز خوانده می شود) قصدش نه جایگزین کردن یک حوزهی دانش با حوزهی دیگر، بلکه وصل کردن یا وحدت بخشیدن آنهاست. اجزای سازندهی یک حوزه زیر ذرهبین حوزهی دیگر قرار میگیرد. جعبههای سیاه باز و سفتهها نقد میشود. یک جغرافیادان میتواند این پدیده را که خط ساحلی آفریقا و خط ساحلی آمریکا مانند قفل و کلید در هم میرود این گونه توضیح دهد که این دو تودهی خشکی زمانی در مجاورت یکدیگر قرار داشتهاند اما از آنجا که روی صفحههای جداگانهای واقع بوده اند، به مرور زمان از یکدیگر فاصله گرفته اند. پاسخ این پرسش که چرا صفحهها حرکت میکند به زمین شناسانی واگذار میشود که مسئله را بر مبنای بیرون زدن گدازههایی که صفحهها را از هم دور میکند توضیح میدهند. برای تبیین این که چرا گدازه این قدر داغ میشود فیزیکدانان فراخوانده میشوند تا واکنشهای هسته و جبهی زمین را تبیین کنند. نقش هیچ کدام از این دانشمندان چشم پوشیدنی نیست. یک جغرافیادان به تنهایی بایستی به جادو متوسل شود و یک فیزیکدان به تنهایی نمیتواند شکل آمریکای جنوبی را پیشبینی کند.
#لوح_سپید
برگ 79 و 80
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
فروکاست گرایی خوب (که فروکاست گرایی بایگانی نیز خوانده می شود) قصدش نه جایگزین کردن یک حوزهی دانش با حوزهی دیگر، بلکه وصل کردن یا وحدت بخشیدن آنهاست. اجزای سازندهی یک حوزه زیر ذرهبین حوزهی دیگر قرار میگیرد. جعبههای سیاه باز و سفتهها نقد میشود. یک جغرافیادان میتواند این پدیده را که خط ساحلی آفریقا و خط ساحلی آمریکا مانند قفل و کلید در هم میرود این گونه توضیح دهد که این دو تودهی خشکی زمانی در مجاورت یکدیگر قرار داشتهاند اما از آنجا که روی صفحههای جداگانهای واقع بوده اند، به مرور زمان از یکدیگر فاصله گرفته اند. پاسخ این پرسش که چرا صفحهها حرکت میکند به زمین شناسانی واگذار میشود که مسئله را بر مبنای بیرون زدن گدازههایی که صفحهها را از هم دور میکند توضیح میدهند. برای تبیین این که چرا گدازه این قدر داغ میشود فیزیکدانان فراخوانده میشوند تا واکنشهای هسته و جبهی زمین را تبیین کنند. نقش هیچ کدام از این دانشمندان چشم پوشیدنی نیست. یک جغرافیادان به تنهایی بایستی به جادو متوسل شود و یک فیزیکدان به تنهایی نمیتواند شکل آمریکای جنوبی را پیشبینی کند.
#لوح_سپید
برگ 79 و 80
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
👍1
پل ارتباطی میان زیستشناسی و فرهنگ نیز همین گونه است. اندیشهگران برجستهی علوم ذات بشر همواره تأکید داشتهاند که فرآیندهای ذهنی بایستی در چند سطح تحلیل مورد بررسی قرار گیرد، و نه صرفأ در پایینترین سطح. نوام چامسکی زبانشناس، دیوید مار از عصبپژوهان محاسباتی، و نیکو تینبرگن رفتارشناس، هر کدام مستقلا سطوح تحلیلی برای درک قوای ذهنی پیشنهاد کردهاند. این ردهها عبارتند از: کارکرد (در نهایت، به لحاظ تکاملی چه هدفی را برآورده میکند)؛ عملکرد زمان واقعی و آنی (در لحظه چگونه کار میکند)؛ پیادهسازی در قالب بافت عصبی؛ تکوین در فرد؛ و تکامل در گونه. به عنوان نمونه، زبان مبتنی بر یک گرامر ترکیبیاتی است که برای انتقال افکاری بی نهایت متنوع طراحی شده است. در سطح زمان واقعی، فرد برای استفاده از قابلیت زبانی خود، به فعل و انفعالاتی چون بازیابی از حافظه و به کارگیری قواعد زبان متکی است. زبان همچنین در شبکهای از نواحی عصبی در مرکز نیمکرهی چپ پیادهسازی میشود که هماهنگیهای لازم را میان حافظه، برنامهریزی، معنای لغات، و گرامر برقرار میکند. زبان در سه سال اول زندگی فرد مسیری تکوینی طی میکند که طی آن آواها ابتدا نامفهومند و سپس به واژهها و ترکیبیات واژهها تبدیل میشوند و قواعدی که در طی این مسیر تکوینی به کار میروند در بازههایی دچار خطا میشوند. مجراهای صوتی و مدارهای مغزیای که زبان را پیادهسازی می کنند تغییر یافتهی مدارهایی هستند که در نخستیهای ابتداییتر کاربردهای دیگری داشته است، و این تغییرات به نیاکان ما امکان داده که زندگی خود را بر اساس روابط اجتماعی و بهرهگیری از دانستههای دیگران پایهریزی کنند. هیچ کدام از این سطوح را نمیتوان با دیگری جایگزین کرد، اما هیچ کدام را هم نمیتوان جدای از سطوح دیگر به کفایت درک کرد.
#لوح_سپید
برگ 80 و 81
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
#لوح_سپید
برگ 80 و 81
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHY3HmKKGH0zQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐿 🐤 رفتارگرایان بر آن باور بودند که میتوان رفتار را بدون توجه به سایر بخشهای زیستشناسی، ساختمان ژنتیکی حیوان و یا پیشینهای تکاملی گونه مطالعه نمود. روانشناسی تبدیل شد به مطالعهی فرآیند یادگیری در حیوانات آزمایشگاهی. اسکینر ، نام آشناترین روانشناس دهههای میانی قرن بیستم، کتابی با عنوان رفتار ارگانیسمها نوشت که در آن تنها ارگانیسمهای مورد مطالعه موش و کبوتر بودند و تنها رفتارها پایین آوردن دسته و نوک زدن به دکمه. روانشناسان تنها زمانی به این نکته پی بردند که گونهها و غرایزشان اهمیت دارد که گذرشان به سیرک افتاد. در مقالهای با عنوان «بدرفتاری ارگانیسمها» کلر و ماریان برليد که هر دو دانشجویان اسکینر بودند، گزارش دادند که وقتی تلاش کردند از تکنیکهای اسکینر برای تربیت حیوانات به منظور انداختن ژتون در ماشین استفاده کند، جوجهها به ژتونها نوک زدند، راکونها ژتونها را شستند، و خوکها ژتونها را با غذا اشتباه گرفتد.
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDGNSW0XTSk_uA
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDGNSW0XTSk_uA
زیستشناسی مدرن به ما میگوید عواملی که آدمها را به یکدیگر شبیه میکند از جنس نیروهایی نیست که آنها را از هم متمایز میکند. (در واقع هر کدام ازین نیروها را گروه متفاوتی از دانشمندان مورد مطالعه قرار میدهند: شباهتها را روانشناسان تکاملی و تفاوتها را متخصصان ژنتیک رفتاری.)
#لوح_سپید
فصل هشتم
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDGNSW0XTSk_uA
#لوح_سپید
فصل هشتم
✍️استیون پینکر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDGNSW0XTSk_uA