Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
پزشکی قهرمانوار
دههی ۱۸۵۰ به دوران بهاصطلاح «طب قهرمانوار (heroic medicine) «مربوط میشود، که پزشکان احتمالاً بیشتر آسیب میرساندند تا فایده.
«پزشکی قهرمانوار» اصطلاحی است که در قرن بیستم ساخته شد تا طبابت خشنی را که تا اواسط قرن نوزدهم بر مراقبتهای بهداشتی مسلط بود توصیف کند. بیماران مجبور بودند حجامت، پاکسازی رودهها، استفراغ، تعریق و تاولزدن را تحمل کنند که بر بدنی که پیشاپیش ضعیف بود فشار میآورد. علاوهبر همهی اینها، بیمار مقدار زیادی دارو مانند جیوه و آرسنیک دریافت میکرد که امروزه دانشمندان میدانند که بسیار سمی است. فصد شدیدی را که جورج واشینگتن دریافت کرد یک نمونهی برجستهی پزشکی قهرمانوار و اثر زیانبخش آن بر روی بیمار است. برچسب پزشکی قهرمانوار بازتاب نقشی بود که این پزشکان قهرمانوار بازی میکردند، ولی هر کسی که پس از این درمانها زنده میماند قهرمان واقعی بود.
ثروتمندترین بیماران قهرمانترین همهی آنها بودند، زیرا آنها شدیدترین درمانها را تحمل میکردند. این مشاهده در اوایل ۱۶۲۲ انجام شد. بههنگامیکه یک پزشک فلورانسی بهنام آنتونیو دورازینی در مورد میزان بهبودی از تبی که در سراسر آن ناحیه در حال شیوع بود گزارش داد: «کسانی که قادرند بهدنبال مشاوره و درمان پزشکی بروند بیشتر از افراد فقیر میمیرند.» در همین دوران بود که پزشک لاتانزیو ماجیوتی، دوک بزرگ فلورانس گفت، «جناب مستطاب عالیمقام، من این پول را بهخاطر خدماتم بهعنوان دکتر نمیگیرم بلکه بهعنوان محافظ میگیرم تا از طبابت آن جوانی جلوگیری کنم که به هر چیزی که در کتابها میخواند معتقد است پیش میآید و چیزی را به بیماران میخوراند که آنها را میکشد.»
اگرچه تهیدستان، ثروتمندان و بیماران همچنان به پزشکان متکی بودند، بسیاری از ناظران آشکارا از کار آنها انتقاد میکردند. بنیامین فرنکلین اظهار داشت، «همهی داروپزشکان شارلاتان هستند.» در حالیکه ولتر فیلسوف نوشت، «پزشکان کسانی هستند که داروهایی را تجویز میکنند که کمی دربارهاش میدانند، برای بیماریهایی که کمتر میشناسند در انسانهایی که دربارهشان چیزی نمیدانند.» او توصیه میکرد که یک پزشک خوب کسی است که سر بیمارانش را گرم میکند تا طبیعت بیماریاش را شفا دهد. این نگرانی در مورد داروها در کارهای چندین نمایشنامهنویس منعکس شده است، از جمله شکسپیر که در تیمون آتنی از قول تیمون میگوید «به پزشکان اعتماد مکن، که پادزهر آنها زهرآگین است.» بههمین ترتیب مولیر در بیمار خیالی نوشت: «تقریباً همهی انسانها بهعلت روشهای درمانی میمیرند و نه بهخاطر بیماریهایشان.»
بنابراین اگر درماننکردن اصلاً بهتر از پزشکی قهرمانوار رایج برای بیماران وبایی بوده است، پس شکاکین امروزی نباید تعجب کنند که هومیوپاتی نیز بهتر از پزشکی قهرمانوار بوده است. بالاتر از همهی اینکه شکاکین احساس میکنند که داروهای هومیوپاتی بهقدری رقیق بوده است که استفاده از آنها معادل درماننکردن است. بهعبارت دیگر میتوانیم در مورد آن بیماری که تا پیش از قرن بیستم دنبال درمان بوده است دو نتیجه بگیریم. اول آنکه وضع بیمار در صورت عدم درمان بهتر از استفاده از پزشکی قهرمانوار بوده است، دوم آنکه اگر بیمار هومیوپاتی را انتخاب میکرده است وضعاش بهتر از فردی بوده که از پزشکی قهرمانوار استفاده میکرده است. بااینحال پرسش مهم این است که آیا هومیوپاتی اصولاً بهتر از فقدان درمان است؟ آنهایی که از هومیوپاتی حمایت میکردند از تجربهی خودشان متقاعد شده بودند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است، در حالیکه افراد شکاک استدلال میکردند که چنین درمانهایی احتمالاً نمیتواند برای بیماران مفید باشد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
دههی ۱۸۵۰ به دوران بهاصطلاح «طب قهرمانوار (heroic medicine) «مربوط میشود، که پزشکان احتمالاً بیشتر آسیب میرساندند تا فایده.
«پزشکی قهرمانوار» اصطلاحی است که در قرن بیستم ساخته شد تا طبابت خشنی را که تا اواسط قرن نوزدهم بر مراقبتهای بهداشتی مسلط بود توصیف کند. بیماران مجبور بودند حجامت، پاکسازی رودهها، استفراغ، تعریق و تاولزدن را تحمل کنند که بر بدنی که پیشاپیش ضعیف بود فشار میآورد. علاوهبر همهی اینها، بیمار مقدار زیادی دارو مانند جیوه و آرسنیک دریافت میکرد که امروزه دانشمندان میدانند که بسیار سمی است. فصد شدیدی را که جورج واشینگتن دریافت کرد یک نمونهی برجستهی پزشکی قهرمانوار و اثر زیانبخش آن بر روی بیمار است. برچسب پزشکی قهرمانوار بازتاب نقشی بود که این پزشکان قهرمانوار بازی میکردند، ولی هر کسی که پس از این درمانها زنده میماند قهرمان واقعی بود.
ثروتمندترین بیماران قهرمانترین همهی آنها بودند، زیرا آنها شدیدترین درمانها را تحمل میکردند. این مشاهده در اوایل ۱۶۲۲ انجام شد. بههنگامیکه یک پزشک فلورانسی بهنام آنتونیو دورازینی در مورد میزان بهبودی از تبی که در سراسر آن ناحیه در حال شیوع بود گزارش داد: «کسانی که قادرند بهدنبال مشاوره و درمان پزشکی بروند بیشتر از افراد فقیر میمیرند.» در همین دوران بود که پزشک لاتانزیو ماجیوتی، دوک بزرگ فلورانس گفت، «جناب مستطاب عالیمقام، من این پول را بهخاطر خدماتم بهعنوان دکتر نمیگیرم بلکه بهعنوان محافظ میگیرم تا از طبابت آن جوانی جلوگیری کنم که به هر چیزی که در کتابها میخواند معتقد است پیش میآید و چیزی را به بیماران میخوراند که آنها را میکشد.»
اگرچه تهیدستان، ثروتمندان و بیماران همچنان به پزشکان متکی بودند، بسیاری از ناظران آشکارا از کار آنها انتقاد میکردند. بنیامین فرنکلین اظهار داشت، «همهی داروپزشکان شارلاتان هستند.» در حالیکه ولتر فیلسوف نوشت، «پزشکان کسانی هستند که داروهایی را تجویز میکنند که کمی دربارهاش میدانند، برای بیماریهایی که کمتر میشناسند در انسانهایی که دربارهشان چیزی نمیدانند.» او توصیه میکرد که یک پزشک خوب کسی است که سر بیمارانش را گرم میکند تا طبیعت بیماریاش را شفا دهد. این نگرانی در مورد داروها در کارهای چندین نمایشنامهنویس منعکس شده است، از جمله شکسپیر که در تیمون آتنی از قول تیمون میگوید «به پزشکان اعتماد مکن، که پادزهر آنها زهرآگین است.» بههمین ترتیب مولیر در بیمار خیالی نوشت: «تقریباً همهی انسانها بهعلت روشهای درمانی میمیرند و نه بهخاطر بیماریهایشان.»
بنابراین اگر درماننکردن اصلاً بهتر از پزشکی قهرمانوار رایج برای بیماران وبایی بوده است، پس شکاکین امروزی نباید تعجب کنند که هومیوپاتی نیز بهتر از پزشکی قهرمانوار بوده است. بالاتر از همهی اینکه شکاکین احساس میکنند که داروهای هومیوپاتی بهقدری رقیق بوده است که استفاده از آنها معادل درماننکردن است. بهعبارت دیگر میتوانیم در مورد آن بیماری که تا پیش از قرن بیستم دنبال درمان بوده است دو نتیجه بگیریم. اول آنکه وضع بیمار در صورت عدم درمان بهتر از استفاده از پزشکی قهرمانوار بوده است، دوم آنکه اگر بیمار هومیوپاتی را انتخاب میکرده است وضعاش بهتر از فردی بوده که از پزشکی قهرمانوار استفاده میکرده است. بااینحال پرسش مهم این است که آیا هومیوپاتی اصولاً بهتر از فقدان درمان است؟ آنهایی که از هومیوپاتی حمایت میکردند از تجربهی خودشان متقاعد شده بودند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است، در حالیکه افراد شکاک استدلال میکردند که چنین درمانهایی احتمالاً نمیتواند برای بیماران مفید باشد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
در همهگیری سال ۱۸۴۹ دکتر جان اسنو (John snow) پزشک متخصص زایمان این نظریهی حاکم را که وبا از طريق هوا توسط بخارهای سمی ناشناخته شیوع مییابد مورد سوال قرار داد. او در پژوهش بر روی بیهوشی پیشگام بود و در هنگام بهدنیاآمدن پرنس لئوپولد، کلروفرم را برای ملکه ویکتوریا بهکار برده بود. بنابراین او دقیقاً میدانست که سموم گازی چگونه بر گروههای مردم اثر میکنند. اگر وبا در اثر گازها ایجاد میشد، پس تمامی جمعیت باید به آن مبتلا میشد ولی در عوض بهنظر میرسید که این بیماری بهطور انتخابی بر قربانیانش اثر میگذارد. بنابراین او این نظریه بنیادی را پیش کشید که وبا در اثر تماس با آب آلوده و فاضلاب ایجاد میشود. او نظریهی خویش را بههنگام شیوع بعدی وبا در سال ۱۸۵۴ به آزمایش گذاشت در محلهی سوهوی لندن او مشاهداتی را انجام داد که بهنظر میرسید که نظریهی او را تایید میکند:
در ۲۴۰ متری نقطهای که خیابان کمبریج را به خیابان براد متصل میکند بیش از ۵۰۰ مورد حملهی مهلک وبا در ۱۰ روز پیش آمد. بهمحض اینکه من از این وضعیت و وسعت انتشار و با اطلاع یافتم حدس زدم که بهعلت آلودگی آب تلمبهی خیابانی در خیابان براد است که در آن بسیار رفتوآمد میشود.
برای تحقیق در مورد نظریهاش او جای هر مورد مرگ را بر روی نقشهی سوهو رسم کرد (شکل ۴ را ببینید) و با اطمینان دید که تلمبهی مورد سوءظن در مرکز این آلودگی قرار دارد. نظریهی او با این مشاهده که قهوهخانهی محلی که از آب این تلمبه استفاده میکرد، نُه مشتری داشت که همگی به وبا دچار شده بودند. از سوی دیگر کارخانهای نزدیک آن حوالی که دارای چاه اختصاصی بود هیچ مورد وبایی نداشت و کارمندان آبجوسازی در خیابان براد هم مبتلا نشده بودند، زیرا آنها هم محصولات خود را مینوشیدند.
یک مدرک عمده زنی بود که از وبا مرده بود، اگرچه بسیار دور از سوهو زندگی میکرد. اسنو متوجه شد که این زن پیش از این در سوهو زندگی میکرد و چنان به آب شیرین تلمبه علاقهمند بود که مخصوصاً درخواست کرده بود که مقداری از این آب خیابان براد برایش برده شود. بر اساس همهی این مشاهدات اسنو مسؤولین را قانع کرد تا تلمبه را ببندند. وقتی تامین آب آلوده قطع شد به شیوع همهگیری وبا خاتمه داده شد. اسنو مسلماً اولین همهگیریشناس جهان بود که قدرت رویکرد علمی جدید به پزشکی را نشان داده بود، و در سال ۱۸۶۶ بریتانیا آخرین همهگیری خود را داشت. اكتشافات علمی دیگر شامل واکسنزدن بود که از آغاز آن در سالهای ۱۸۰۰ و استفادهی پیشگامانهی گندزداها در سال ۱۸۶۵ توسط ژوزف لیستر، محبوبیت روزافزونی مییافت. پس از آن لوئی پاستور واکسن هاری و سیاهزخم را کشف کرد و بهاینترتیب به ایجاد نظریهی میکروبی بیماریها کمک کرد. حتی مهمتر از آن، رابرت کخ و شاگردانش باکتریهای عامل وبا، طاعون خیارکی، سل، دیفتری، حصبه، کزاز و سیفلیس را شناسایی کردند و کخ بهحق جایزهی نوبل پزشکی ۱۹۰۵ را بهخاطر کشفیاتش دریافت کرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
در ۲۴۰ متری نقطهای که خیابان کمبریج را به خیابان براد متصل میکند بیش از ۵۰۰ مورد حملهی مهلک وبا در ۱۰ روز پیش آمد. بهمحض اینکه من از این وضعیت و وسعت انتشار و با اطلاع یافتم حدس زدم که بهعلت آلودگی آب تلمبهی خیابانی در خیابان براد است که در آن بسیار رفتوآمد میشود.
برای تحقیق در مورد نظریهاش او جای هر مورد مرگ را بر روی نقشهی سوهو رسم کرد (شکل ۴ را ببینید) و با اطمینان دید که تلمبهی مورد سوءظن در مرکز این آلودگی قرار دارد. نظریهی او با این مشاهده که قهوهخانهی محلی که از آب این تلمبه استفاده میکرد، نُه مشتری داشت که همگی به وبا دچار شده بودند. از سوی دیگر کارخانهای نزدیک آن حوالی که دارای چاه اختصاصی بود هیچ مورد وبایی نداشت و کارمندان آبجوسازی در خیابان براد هم مبتلا نشده بودند، زیرا آنها هم محصولات خود را مینوشیدند.
یک مدرک عمده زنی بود که از وبا مرده بود، اگرچه بسیار دور از سوهو زندگی میکرد. اسنو متوجه شد که این زن پیش از این در سوهو زندگی میکرد و چنان به آب شیرین تلمبه علاقهمند بود که مخصوصاً درخواست کرده بود که مقداری از این آب خیابان براد برایش برده شود. بر اساس همهی این مشاهدات اسنو مسؤولین را قانع کرد تا تلمبه را ببندند. وقتی تامین آب آلوده قطع شد به شیوع همهگیری وبا خاتمه داده شد. اسنو مسلماً اولین همهگیریشناس جهان بود که قدرت رویکرد علمی جدید به پزشکی را نشان داده بود، و در سال ۱۸۶۶ بریتانیا آخرین همهگیری خود را داشت. اكتشافات علمی دیگر شامل واکسنزدن بود که از آغاز آن در سالهای ۱۸۰۰ و استفادهی پیشگامانهی گندزداها در سال ۱۸۶۵ توسط ژوزف لیستر، محبوبیت روزافزونی مییافت. پس از آن لوئی پاستور واکسن هاری و سیاهزخم را کشف کرد و بهاینترتیب به ایجاد نظریهی میکروبی بیماریها کمک کرد. حتی مهمتر از آن، رابرت کخ و شاگردانش باکتریهای عامل وبا، طاعون خیارکی، سل، دیفتری، حصبه، کزاز و سیفلیس را شناسایی کردند و کخ بهحق جایزهی نوبل پزشکی ۱۹۰۵ را بهخاطر کشفیاتش دریافت کرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
👍2
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
نیچر و هومیوپاتی
هومیوپاتها میپذیرند که رقیقکردن مکرر به ناگزیر مواد موثر را از محلول خارج میکند و همینطور هم تجزیهی شیمیایی همیشه تاکید کرده است که داروهای هومیوپاتیک دارای «توانمندی بالا» چیزی جز آب خالص نیستند. بااینحال هومیوپاتها اصرار داشتند که این آب ویژهای است، زیرا خاطرهی مواد فعالی را که زمانی در آن بوده است با خود دارد. این موضوع سبب شد تا شورای استرالیایی بر علیه تقلبهای بهداشتی با اشاره به اینکه این حافظه باید بسیار انتخابی باشد هومیوپاتی را مسخره کند: «خیلی عجیب است که این آبی که برای درمان بهکار میرود مثانهای را که در آن بوده یا مواد شیمیایی را که ممکن است با ملکولهایش تماس پیدا کردهاند یا محتویات فاضلابی را که در آن بوده است و یا تابش کیهانی را که از میان آن گذشته بهخاطر ندارد.»
سپس در ژوئن سال ۱۹۸۸ این خندهها ناگهان متوقف شد. نیچر به یقین معتبرترین نشریهی علمی در جهان یک مقالهی تحقیقاتی با عنوان دگرانولاسیون بازوفیل انسانی در اثر مقادیر بسیار رقیق آنتی سرم ضد ایمونوگلوبولین منتشر کرد. برای اینکه غیرمتخصصان هم اهمیت این مقاله را دریابند به کمی رمزگشایی نیاز بود، ولی بهسرعت روشن شد. بهنظر میرسد که پژوهشی وجود دارد که بعضی از ادعاهای هومیوپاتها را تایید میکند. اگر این مقاله درست بود محلولهای بینهایت رقیقی که هیچگونه مواد مؤثرهای نداشتند واقعاً بر روی دستگاه زیستشناختی اثر میکردند. این موضوع فقط موقعی امکان داشت که این مواد خاطرهی خود را در آب بهجا میگذاشتند. چنین کشفی به نوبهی خود ایجاب میکرد که ممکن است هومیوپاتها در تمام این مدت درست میگفتند... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
هومیوپاتها میپذیرند که رقیقکردن مکرر به ناگزیر مواد موثر را از محلول خارج میکند و همینطور هم تجزیهی شیمیایی همیشه تاکید کرده است که داروهای هومیوپاتیک دارای «توانمندی بالا» چیزی جز آب خالص نیستند. بااینحال هومیوپاتها اصرار داشتند که این آب ویژهای است، زیرا خاطرهی مواد فعالی را که زمانی در آن بوده است با خود دارد. این موضوع سبب شد تا شورای استرالیایی بر علیه تقلبهای بهداشتی با اشاره به اینکه این حافظه باید بسیار انتخابی باشد هومیوپاتی را مسخره کند: «خیلی عجیب است که این آبی که برای درمان بهکار میرود مثانهای را که در آن بوده یا مواد شیمیایی را که ممکن است با ملکولهایش تماس پیدا کردهاند یا محتویات فاضلابی را که در آن بوده است و یا تابش کیهانی را که از میان آن گذشته بهخاطر ندارد.»
سپس در ژوئن سال ۱۹۸۸ این خندهها ناگهان متوقف شد. نیچر به یقین معتبرترین نشریهی علمی در جهان یک مقالهی تحقیقاتی با عنوان دگرانولاسیون بازوفیل انسانی در اثر مقادیر بسیار رقیق آنتی سرم ضد ایمونوگلوبولین منتشر کرد. برای اینکه غیرمتخصصان هم اهمیت این مقاله را دریابند به کمی رمزگشایی نیاز بود، ولی بهسرعت روشن شد. بهنظر میرسد که پژوهشی وجود دارد که بعضی از ادعاهای هومیوپاتها را تایید میکند. اگر این مقاله درست بود محلولهای بینهایت رقیقی که هیچگونه مواد مؤثرهای نداشتند واقعاً بر روی دستگاه زیستشناختی اثر میکردند. این موضوع فقط موقعی امکان داشت که این مواد خاطرهی خود را در آب بهجا میگذاشتند. چنین کشفی به نوبهی خود ایجاب میکرد که ممکن است هومیوپاتها در تمام این مدت درست میگفتند... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
نیچر و هومیوپاتی
هومیوپاتها میپذیرند که رقیقکردن مکرر به ناگزیر مواد موثر را از محلول خارج میکند و همینطور هم تجزیهی شیمیایی همیشه تاکید کرده است که داروهای هومیوپاتیک دارای «توانمندی بالا» چیزی جز آب خالص نیستند. بااینحال هومیوپاتها اصرار داشتند که این آب ویژهای…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
در حالی که زیستشناسان سعی داشتند مدرکی را در مورد اثر هومیوپاتی در سطح سلولی پیدا کنند که ناموفق بودند، فیزیکدانها سعی کردند هومیوپاتی را در سطح ملکولی بررسی کنند. آشکار بود که محلولهای هومیوپاتیک فوقالعاده رقيق فقط حاوى آب بودند و هیچگونه مادهی فعالی نداشتند، ولی بعضی فیزیکدانها در این مورد کنجکاو بودند که آیا ممکن است که ملکولهای آب برای حفظ حافظهی خود در مورد مواد قبلی تا حدودی ترتیب خود را تغییر داده باشند.
فیزیکدانها نتایج دهها آزمایش را طی دو دههی گذشته در مورد ساختار ملکولی آب معمولی در مقایسه با آب هومیوپاتی منتشر کردهاند. آنها شیوههای نیرومند و پنهانی مانند رزونانس مغناطیسی هسته (NMR)، طیفنمایی رامان و جذب نور را بهکار بردهاند تا جزئیترین مدرک را در مورد حافظهی آب و آنچه در بر داشته است پیدا کنند. متاسفانه مقالهی مروری در مورد این مطالعات که در نشریهی پزشکی جایگزین و مکمل در سال ۲۰۰۳ منتشر شد معمولاً کیفیت پایینی داشتند و دارای خطاهایی بودند.
برای مثال یک آزمایش NMR ادعا کرده بود که میان ملکولهای عادی آب و ملکولهای آب در یک داروی هومیوپاتیک تفاوتهایی دیده شده است، ولی در نهایت این تفاوت به دستگاه نسبت داده شد. دستگاه NMR حاوی لولههای آزمایشی بود که از شیشهی قلیایی ساخته شده بودند که پایدارترین نوع شیشه نیست. بنابراین هنگامیکه محلول هومیوپاتیک در این فرآوردهها تکان داده میشد، ملکولهای شیشه به درون محلول نشت میکردند. تعجبی نداشت که این محلول هومیوپاتیک منحنی NMR متفاوتی با آب خالص داشت که در ابتدا این احساس گمراهکننده را داد که محلول هومیوپاتیک پدیدهی حافظهداشتن آب را نشان میدهد. معلوم شد که وقتی گروه دیگری همین آزمایش را با لولههای آزمایش ساختهشده از شیشه بوروسیلیکات که بسیار پایدارتر از شیشهی قلیایی است تکرار کردند، دستگاه NMR دیگر نتوانست میان آب خالص و آب داروهای هومیوپاتیک هیچ تفاوتی پیدا کند. باز هم دوباره آزمایشها تاکنون نتوانستهاند هیچ چیز شگفتآوری در مورد رفتار ملکولها در محلولهای هومیوپاتیک پیدا کنند.
بهطور خلاصه، هومیوپاتها ناامید شدهاند از اینکه فیزیکدانهایی که به بررسی ملکولهای آب پرداختهاند، چیز ویژهای را در مورد داروهای هومیوپاتیک پیدا نکردهاند. همچنین زیستشناسانی که سلولهای تکی را مطالعه میکردهاند هیچ مدرک قانعکنندهای را در تایید هومیوپاتی پیدا نکردهاند.
در هر حال همهی اینها در زمینهی بحث در مورد هومیوپاتی اهمیت بسیار کمی دارد، زیرا آنچه که در سطح ملکولی یا سلولی رخ میدهد کمتر از آنچه برای بیمار پیش میآید اهمیت دارد. زیستشناسی و فیزیک را فراموش کنید، زیرا هومیوپاتی فقط در مورد پزشکی است. پرسش اساسی بسیار سرراست است: آیا هومیوپاتی بیماران را شفا میدهد؟
البته هومیوپاتها همیشه مطمئن بودهاند که داروهای آنها علایم بیماری متعددی را درمان میکند، ولی برای اینکه پزشکان و هر کس دیگری را قانع کنند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است نیاز به ارائهی مدارک قاطع حاصل از آزماشهای علمی دارند. قطعیترین نوع آزمایش بالینی آزمایشهای تصادفی کنترلشده با دارونما، بهشیوهی بیخبری دوسویه است. اگر چنین آزمایشهایی بتواند نتایجی را به بار آورد که ایدههای هانمان را تایید کند، پس جامعهی پزشکی را مجبور خواهد کرد تا هومیوپاتی را بپذیرند. از دیگر سو، اگر این مطالعات نتواند نشان دهند که رقتهای بسیار زیاد هیچگونه فایدهای ندارند، پس بهمعنای این است که هومیوپاتی چیزی جز شیادی نیست.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
فیزیکدانها نتایج دهها آزمایش را طی دو دههی گذشته در مورد ساختار ملکولی آب معمولی در مقایسه با آب هومیوپاتی منتشر کردهاند. آنها شیوههای نیرومند و پنهانی مانند رزونانس مغناطیسی هسته (NMR)، طیفنمایی رامان و جذب نور را بهکار بردهاند تا جزئیترین مدرک را در مورد حافظهی آب و آنچه در بر داشته است پیدا کنند. متاسفانه مقالهی مروری در مورد این مطالعات که در نشریهی پزشکی جایگزین و مکمل در سال ۲۰۰۳ منتشر شد معمولاً کیفیت پایینی داشتند و دارای خطاهایی بودند.
برای مثال یک آزمایش NMR ادعا کرده بود که میان ملکولهای عادی آب و ملکولهای آب در یک داروی هومیوپاتیک تفاوتهایی دیده شده است، ولی در نهایت این تفاوت به دستگاه نسبت داده شد. دستگاه NMR حاوی لولههای آزمایشی بود که از شیشهی قلیایی ساخته شده بودند که پایدارترین نوع شیشه نیست. بنابراین هنگامیکه محلول هومیوپاتیک در این فرآوردهها تکان داده میشد، ملکولهای شیشه به درون محلول نشت میکردند. تعجبی نداشت که این محلول هومیوپاتیک منحنی NMR متفاوتی با آب خالص داشت که در ابتدا این احساس گمراهکننده را داد که محلول هومیوپاتیک پدیدهی حافظهداشتن آب را نشان میدهد. معلوم شد که وقتی گروه دیگری همین آزمایش را با لولههای آزمایش ساختهشده از شیشه بوروسیلیکات که بسیار پایدارتر از شیشهی قلیایی است تکرار کردند، دستگاه NMR دیگر نتوانست میان آب خالص و آب داروهای هومیوپاتیک هیچ تفاوتی پیدا کند. باز هم دوباره آزمایشها تاکنون نتوانستهاند هیچ چیز شگفتآوری در مورد رفتار ملکولها در محلولهای هومیوپاتیک پیدا کنند.
بهطور خلاصه، هومیوپاتها ناامید شدهاند از اینکه فیزیکدانهایی که به بررسی ملکولهای آب پرداختهاند، چیز ویژهای را در مورد داروهای هومیوپاتیک پیدا نکردهاند. همچنین زیستشناسانی که سلولهای تکی را مطالعه میکردهاند هیچ مدرک قانعکنندهای را در تایید هومیوپاتی پیدا نکردهاند.
در هر حال همهی اینها در زمینهی بحث در مورد هومیوپاتی اهمیت بسیار کمی دارد، زیرا آنچه که در سطح ملکولی یا سلولی رخ میدهد کمتر از آنچه برای بیمار پیش میآید اهمیت دارد. زیستشناسی و فیزیک را فراموش کنید، زیرا هومیوپاتی فقط در مورد پزشکی است. پرسش اساسی بسیار سرراست است: آیا هومیوپاتی بیماران را شفا میدهد؟
البته هومیوپاتها همیشه مطمئن بودهاند که داروهای آنها علایم بیماری متعددی را درمان میکند، ولی برای اینکه پزشکان و هر کس دیگری را قانع کنند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است نیاز به ارائهی مدارک قاطع حاصل از آزماشهای علمی دارند. قطعیترین نوع آزمایش بالینی آزمایشهای تصادفی کنترلشده با دارونما، بهشیوهی بیخبری دوسویه است. اگر چنین آزمایشهایی بتواند نتایجی را به بار آورد که ایدههای هانمان را تایید کند، پس جامعهی پزشکی را مجبور خواهد کرد تا هومیوپاتی را بپذیرند. از دیگر سو، اگر این مطالعات نتواند نشان دهند که رقتهای بسیار زیاد هیچگونه فایدهای ندارند، پس بهمعنای این است که هومیوپاتی چیزی جز شیادی نیست.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
طب گیاهی
از این که فارماکوژی مدرن از درون سنت گیاهی تکامل یافت یک توافق عمومی وجود دارد. بر طبق نظر پاتریک وال که متخصص علوم عصبی است، ۹۵ درصد ضددردهایی که امروزه پزشکان مصرف میکنند، از تریاک و یا آسپیرین مشتق شدهاند و ردیفی از داروهای جدید که منشاء گیاهی دارند، شامل داروی ضدسرطان تاکسول (از درخت سرخدار ناحیهی اقیانوس آرام)، داروی ضدمالاریای آرتمیسینین (از بوتهی درمنه) میشوند. بعضی از داروهایی که مانند پنیسیلین منشاء طبیعی دارند، دارای منشاء بسیار سادهای هستند و هنگامی کشف شدند که ذرهای از قارچ پنیسیلیوم وارد یک آزمایشگاه در پدینگتون لندن شد. بعضی از داروهای دیگر از مناطق دورافتادهای منشاء گرفتهاند، مانند ماداگاسکار که محل رویش بعضی از گونههای پروانش (periwinkle) است که داروهای جالبی را ارائه دادهاند، از جمله داروی وینکریستین (vincristine) و وينبلاستين (vinblastine) که در شیمیدرمانی مصرف دارند.
علیرغم همهی این نمونهها که نشان میدهد گیاهان متعدد بخشی از طب جاری شدهاند، تأکید بر این نکته اهمیت دارد که بیشتر طب گیاهی هنوز هم جزو طب جایگزین محسوب میشود. درواقع تفاوت میان طب گیاهی جایگزین و آنچه را که میتوان طب گیاهی علمی نامید بسیار آسان است. تفاوت میان هر دو گروه وقتی آشکار میشود که ما در اهداف دانشورزانی که داروهای گیاهی را در قرن نوزدهم و بیستم مطالعه میکردند، بازنگری کنیم.
دانشورزان میخواستند مواد فعال هر گیاه را شناسایی کرده و آنها را جدا کنند. آنها سعی کردند بهشیوهی صنعتی آنها را سنتز کنند تا با هزینهی کم به تولید انبوه برسانند. آنها حتی تلاش کردند تا با دستکاری مولکولهای اصلی کار طبیعت را بهبود بخشند. مهم آنکه دانشورزان سعی کردند تأثیر داروهایشان را بر روی بیماران ارزیابی کنند تا بفهمند کدام عصارهی گیاهی بیخطر و مؤثر است و کدام خطرناک و یا بیاثر است. داروهایی که از این رویکرد علمی نسبت به طب گیاهی حاصل شد، بهکلی جزو طب جاری هستند و دیگر طب گیاهی محسوب نمیشوند، بلکه کاملاً در حوزهی فارماکولوژی مدرن قرار میگیرند. بهطورحتم مناسبت دارد که واژهی دارو (drug) از واژهی سوئدی drauug بهمعنای «گیاه خشکشده» گرفته شده است.
از سوی دیگر طب گیاهی جایگزین عموماً بر استفاده از تمامی گیاه و یا تمامی بخشی از گیاه تأکید دارد، زیرا فلسفهی بنیادین آن، این است که این گیاهان برای درمان ما ایجاد شدهاند. گیاهدرمانگران سنتی اعتقاد دارند که مادر طبیعت مخلوط پیچیدهای از مواد را در درون یک گیاه قرار داده است تا آنها هماهنگ با هم دیگر اثر کنند، که به این معنی است که گیاه اثری ایجاد میکند که بیشتر از جمع اجزای آن است. گیاهدرمانگران این را همکوشی (synergy) مینامند.
بهطور خلاصه درمانگران طب گیاهی جایگزین معتقدند که مادر طبیعت بهتر از همه میداند که تمامی گیاه بهترین دارو را فراهم میآورد، در حالیکه دانشورزان اعتقاد دارند طبیعت فقط یک نقطهی آغازین است و قویترین داروها از شناسایی (و گاهی دستکاری) مواد اصلی یک گیاه به دست میآیند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
از این که فارماکوژی مدرن از درون سنت گیاهی تکامل یافت یک توافق عمومی وجود دارد. بر طبق نظر پاتریک وال که متخصص علوم عصبی است، ۹۵ درصد ضددردهایی که امروزه پزشکان مصرف میکنند، از تریاک و یا آسپیرین مشتق شدهاند و ردیفی از داروهای جدید که منشاء گیاهی دارند، شامل داروی ضدسرطان تاکسول (از درخت سرخدار ناحیهی اقیانوس آرام)، داروی ضدمالاریای آرتمیسینین (از بوتهی درمنه) میشوند. بعضی از داروهایی که مانند پنیسیلین منشاء طبیعی دارند، دارای منشاء بسیار سادهای هستند و هنگامی کشف شدند که ذرهای از قارچ پنیسیلیوم وارد یک آزمایشگاه در پدینگتون لندن شد. بعضی از داروهای دیگر از مناطق دورافتادهای منشاء گرفتهاند، مانند ماداگاسکار که محل رویش بعضی از گونههای پروانش (periwinkle) است که داروهای جالبی را ارائه دادهاند، از جمله داروی وینکریستین (vincristine) و وينبلاستين (vinblastine) که در شیمیدرمانی مصرف دارند.
علیرغم همهی این نمونهها که نشان میدهد گیاهان متعدد بخشی از طب جاری شدهاند، تأکید بر این نکته اهمیت دارد که بیشتر طب گیاهی هنوز هم جزو طب جایگزین محسوب میشود. درواقع تفاوت میان طب گیاهی جایگزین و آنچه را که میتوان طب گیاهی علمی نامید بسیار آسان است. تفاوت میان هر دو گروه وقتی آشکار میشود که ما در اهداف دانشورزانی که داروهای گیاهی را در قرن نوزدهم و بیستم مطالعه میکردند، بازنگری کنیم.
دانشورزان میخواستند مواد فعال هر گیاه را شناسایی کرده و آنها را جدا کنند. آنها سعی کردند بهشیوهی صنعتی آنها را سنتز کنند تا با هزینهی کم به تولید انبوه برسانند. آنها حتی تلاش کردند تا با دستکاری مولکولهای اصلی کار طبیعت را بهبود بخشند. مهم آنکه دانشورزان سعی کردند تأثیر داروهایشان را بر روی بیماران ارزیابی کنند تا بفهمند کدام عصارهی گیاهی بیخطر و مؤثر است و کدام خطرناک و یا بیاثر است. داروهایی که از این رویکرد علمی نسبت به طب گیاهی حاصل شد، بهکلی جزو طب جاری هستند و دیگر طب گیاهی محسوب نمیشوند، بلکه کاملاً در حوزهی فارماکولوژی مدرن قرار میگیرند. بهطورحتم مناسبت دارد که واژهی دارو (drug) از واژهی سوئدی drauug بهمعنای «گیاه خشکشده» گرفته شده است.
از سوی دیگر طب گیاهی جایگزین عموماً بر استفاده از تمامی گیاه و یا تمامی بخشی از گیاه تأکید دارد، زیرا فلسفهی بنیادین آن، این است که این گیاهان برای درمان ما ایجاد شدهاند. گیاهدرمانگران سنتی اعتقاد دارند که مادر طبیعت مخلوط پیچیدهای از مواد را در درون یک گیاه قرار داده است تا آنها هماهنگ با هم دیگر اثر کنند، که به این معنی است که گیاه اثری ایجاد میکند که بیشتر از جمع اجزای آن است. گیاهدرمانگران این را همکوشی (synergy) مینامند.
بهطور خلاصه درمانگران طب گیاهی جایگزین معتقدند که مادر طبیعت بهتر از همه میداند که تمامی گیاه بهترین دارو را فراهم میآورد، در حالیکه دانشورزان اعتقاد دارند طبیعت فقط یک نقطهی آغازین است و قویترین داروها از شناسایی (و گاهی دستکاری) مواد اصلی یک گیاه به دست میآیند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
پیش از شروع استفاده از یک داروی گیاهی معین، بسیار مهم است که مطمئن شوید که بیخطر است. برای کمک به شما جدول شماره ۲ را تهیه کردهایم که خطرهای عمدهی ناشی از مهمترین داروهای گیاهی پرمصرف را نشان میدهد. متأسفانه نمیتوانیم یک راهنمای کامل از خطرهای چنین داروهایی برای شما فراهم کنیم، زیرا این فهرست شامل دهها صفحه میشود. علاوهبر آن تقریباً هر ماه خطرهای جدیدی کشف میشود. برای مثال در سال ۲۰۰۷ نشریهی پزشکی نیوانگلند گزارشی از سه پسربچه داده بود که پس از آنکه مادرانشان روغن اسطوخودوس و روغن درخت چای، بر سینههایشان مالیده بودند، بافتهای پستانی پیدا کرده بودند. بهنظر میرسد که روغن اسطوخودوس و روغن درخت چای میتوانند اثر هورمونهای زنانه را تقلید کرده و هورمونهای مردانه را وقفه دهند و بهاینترتیب منجر به این عارضه شوند.
پس از نگاهکردن به جدول ۱ و ۲ و منابع قابل اعتماد اطلاعاتی، ممکن است احساس کنید که داروی گیاهی معینی برایتان مفید باشد، زیرا بهنظر میرسد که هم بیخطر است و هم مؤثر، در حالیکه هنوز هم لازم است تا ببینید که آیا بیخطرتر و مؤثرتر از داروهای معمولی است. اگر داروهای معمولی بیخطرتر و مؤثرتر وجود داشته باشد موردی ندارد که از یک داروی گیاهی استفاده کنید، بهویژه بهخاطر داشته باشید که داروهای معمولی از لحاظ بیخطری و موثربودن بهطور کلی تحت آزمایشهای بیشتری قرار گرفتهاند. اگر داروهای گیاهی گزینهی ترجیحی شما است، پس ما توصیه میکنیم که پیش از درمان به نکات زیر توجه کنید:
۱ داروهای گیاهی خود را از یک داروخانهی عمده تهیه کنید، جایی که بهاحتمال، فرآوردههای دارای کیفیت بالا را میتوانید پیدا کنید و احتمال دارد که از آلودگی و مواد تقلبی عاری باشد. احتمال بیشتری میرود که توصیههای مسئولانهتری در مورد بیماری معینتان و درمانش دریافت کنید.
۲ داروهای گیاهی را بهشکل قرص مصرف کنید تا بهشکل گرد برگ گیاه، دمکرده یا جوشاندهای که درمانگر گیاهی تهیه کرده است. این بهترین روش برای اطمینان پیدا کردن از دریافت مقدار صحیح دارو است.
۳ مخلوط گیاهی انفرادی را از درمانگران سنتی گیاهی نخرید. ممکن است آلوده و یا تقلبی باشند. همچنین هرچه که مقدار زیادتری گیاه مصرف کنید، احتمال عوارض جانبی بیشتر خواهد بود. علاوهبر آن هیچ مدرکی در مورد موثرتربودن داروهای گیاهی انفرادی وجود ندارد.
۴ اگر آبستن هستید و یا دارو برای کودک یا شخص سالخوردهای است بسیار دقت کنید.
۵ اگر در ضمن دارید از داروهای معمولی هم مصرف میکنید، پس متوجه باشید که احتمال خطر تداخل میان داروهای معمولی و داروهای گیاهی هم وجود دارد.
۶ به پزشک یا تیم پزشکی خود دربارهی استفاده از داروهای گیاهی اطلاع دهید.
۷ آخرین و نه کماهمیتترین نکته این است که در هیچ شرایطی داروهای معمولی خود را کنار نگذارید، مگر آن که ابتدا آن را بهطور مفصل با پزشک در میان گذاشته باشید.
این نکتهی آخر بسیار مهم است. شاید یکی از خطرناکترین جنبههای داروهای گیاهی این است که آنها اغلب جایگزین داروهای مؤثر معمولی میشوند. اگر داروهای گیاهی بیتأثیر جایگزین یک درمان مؤثر معمولی شوند، بدترشدن وضعیت بیمار تقریباً اجتنابناپذیر است. بدتر از آن اگر بیمار دیگر تحت مراقبت متخصص داروهای معمولی نباشد بهترشدن وضعیت بیمار پیش از آنکه دیر شود ممکن است متوقف نشود.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
پس از نگاهکردن به جدول ۱ و ۲ و منابع قابل اعتماد اطلاعاتی، ممکن است احساس کنید که داروی گیاهی معینی برایتان مفید باشد، زیرا بهنظر میرسد که هم بیخطر است و هم مؤثر، در حالیکه هنوز هم لازم است تا ببینید که آیا بیخطرتر و مؤثرتر از داروهای معمولی است. اگر داروهای معمولی بیخطرتر و مؤثرتر وجود داشته باشد موردی ندارد که از یک داروی گیاهی استفاده کنید، بهویژه بهخاطر داشته باشید که داروهای معمولی از لحاظ بیخطری و موثربودن بهطور کلی تحت آزمایشهای بیشتری قرار گرفتهاند. اگر داروهای گیاهی گزینهی ترجیحی شما است، پس ما توصیه میکنیم که پیش از درمان به نکات زیر توجه کنید:
۱ داروهای گیاهی خود را از یک داروخانهی عمده تهیه کنید، جایی که بهاحتمال، فرآوردههای دارای کیفیت بالا را میتوانید پیدا کنید و احتمال دارد که از آلودگی و مواد تقلبی عاری باشد. احتمال بیشتری میرود که توصیههای مسئولانهتری در مورد بیماری معینتان و درمانش دریافت کنید.
۲ داروهای گیاهی را بهشکل قرص مصرف کنید تا بهشکل گرد برگ گیاه، دمکرده یا جوشاندهای که درمانگر گیاهی تهیه کرده است. این بهترین روش برای اطمینان پیدا کردن از دریافت مقدار صحیح دارو است.
۳ مخلوط گیاهی انفرادی را از درمانگران سنتی گیاهی نخرید. ممکن است آلوده و یا تقلبی باشند. همچنین هرچه که مقدار زیادتری گیاه مصرف کنید، احتمال عوارض جانبی بیشتر خواهد بود. علاوهبر آن هیچ مدرکی در مورد موثرتربودن داروهای گیاهی انفرادی وجود ندارد.
۴ اگر آبستن هستید و یا دارو برای کودک یا شخص سالخوردهای است بسیار دقت کنید.
۵ اگر در ضمن دارید از داروهای معمولی هم مصرف میکنید، پس متوجه باشید که احتمال خطر تداخل میان داروهای معمولی و داروهای گیاهی هم وجود دارد.
۶ به پزشک یا تیم پزشکی خود دربارهی استفاده از داروهای گیاهی اطلاع دهید.
۷ آخرین و نه کماهمیتترین نکته این است که در هیچ شرایطی داروهای معمولی خود را کنار نگذارید، مگر آن که ابتدا آن را بهطور مفصل با پزشک در میان گذاشته باشید.
این نکتهی آخر بسیار مهم است. شاید یکی از خطرناکترین جنبههای داروهای گیاهی این است که آنها اغلب جایگزین داروهای مؤثر معمولی میشوند. اگر داروهای گیاهی بیتأثیر جایگزین یک درمان مؤثر معمولی شوند، بدترشدن وضعیت بیمار تقریباً اجتنابناپذیر است. بدتر از آن اگر بیمار دیگر تحت مراقبت متخصص داروهای معمولی نباشد بهترشدن وضعیت بیمار پیش از آنکه دیر شود ممکن است متوقف نشود.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
دلایل عمدهی اینکه چرا افراد خواهان طب جایگزین هستند، اغلب به سه اصلی بازمیگردد که پایهی بسیاری از این درمانها است. گفته میشود که آنها بر پایهی رویکردی طبیعی، سنتی و کلنگر نسبت به مراقبتهای بهداشتی است. طرفداران طب جایگزین پیوسته این اصول را بهعنوان زمینهای قوی برای گزینش پزشکی جایگزین ذکر میکنند، اما درواقع بهآسانی میتوان نشان داد که اینها چیزی جز ترفندها، بازاریابی زیرکانه و گمراهکننده نیستند. این سه اصل پزشکی جایگزین واقعاً مغلطههایی بیش نیستند.
۱ مغلطهی «طبیعی»بودن
هر چیزی به صرف اینکه طبیعی است، به این معنی نیست که چیز خوبی است و همینطور هر چیزی هم که غیرطبیعی است، به این معنی نیست که بد است. آرسینیک سم کبرا، پرتو هستهای، زمینلرزه و ویروس ابولا (ebola) را، همگی میتوان در طبیعت یافت، در حالیکه واکسنها، عینک و پای مصنوعی، همگی ساخت انسان هستند، یا آنچنان که مدیکال مونیتور گفته است: «طبیعت هیچ جانبداری نمیکند و بهروشنی و با سرسختی در گسترش همهگیریها در حال کار است، همچنان که در زایمان یک نوزاد سالم.
۲ مغلطهی «سنتی»بودن
این تصور که هر چیز سنتی کیفیت خوبی دارد به بسیاری از درمانگران پزشکی جایگزین کمک میکند، زیرا به این معنی است که اثر دارونما با یک مقدار احساس سنتپرستی تقویت شده است. در هر حال اشتباه است اگر فرض کنیم که درمانهای سنتی ذاتاً مفید هستند. فصدکردن برای چندین قرن یک روش سنتی بود و طی این مدت به افراد بیشتر آسیب رساند تا اینکه آنها را درمان کند. وظیفهی ما در قرن بیستویکم این است که آنچه را که نیاکانمان برای ما به میراث گذاشتهاند، بیازمانیم. بهاینترتیب میتوانیم سنتهای خوب را ادامه دهیم، سنتهای بالقوه خوب را برگرفته و سنتهای دیوانهوار، بد، و یا خطرناک را رها کنیم.
۳ مغالطهی «کلنگر»بودن
درمانهای جایگزین اصطلاح کلنگر را بهکار میگیرند تا بهطور ضمنی بگویند که رویکرد آنها برتر از پزشکی مرسوم است، ولی این دیدگاه «کلنگرتر از تو» بیمورد است. کلنگری صرفاً به این معنی است که در پزشکی رویکردی نسبت به کل شخص داشته باشیم و پزشکان معمولی نیز بیمار را بهشیوهای کلنگرانه درمان میکنند. پزشکان عمومی شیوهی زندگی بیمار، رژیم غذایی، سابقهی خانوادگی، زمینهی پزشکی، اطلاعات ژنتیکی و نتایج بسیاری از آزمایشها را در نظر میگیرند. از اینرو پزشکی مرسوم رویکردی کلنگرتر از پزشکی جایگزین در پیش میگیرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
۱ مغلطهی «طبیعی»بودن
هر چیزی به صرف اینکه طبیعی است، به این معنی نیست که چیز خوبی است و همینطور هر چیزی هم که غیرطبیعی است، به این معنی نیست که بد است. آرسینیک سم کبرا، پرتو هستهای، زمینلرزه و ویروس ابولا (ebola) را، همگی میتوان در طبیعت یافت، در حالیکه واکسنها، عینک و پای مصنوعی، همگی ساخت انسان هستند، یا آنچنان که مدیکال مونیتور گفته است: «طبیعت هیچ جانبداری نمیکند و بهروشنی و با سرسختی در گسترش همهگیریها در حال کار است، همچنان که در زایمان یک نوزاد سالم.
۲ مغلطهی «سنتی»بودن
این تصور که هر چیز سنتی کیفیت خوبی دارد به بسیاری از درمانگران پزشکی جایگزین کمک میکند، زیرا به این معنی است که اثر دارونما با یک مقدار احساس سنتپرستی تقویت شده است. در هر حال اشتباه است اگر فرض کنیم که درمانهای سنتی ذاتاً مفید هستند. فصدکردن برای چندین قرن یک روش سنتی بود و طی این مدت به افراد بیشتر آسیب رساند تا اینکه آنها را درمان کند. وظیفهی ما در قرن بیستویکم این است که آنچه را که نیاکانمان برای ما به میراث گذاشتهاند، بیازمانیم. بهاینترتیب میتوانیم سنتهای خوب را ادامه دهیم، سنتهای بالقوه خوب را برگرفته و سنتهای دیوانهوار، بد، و یا خطرناک را رها کنیم.
۳ مغالطهی «کلنگر»بودن
درمانهای جایگزین اصطلاح کلنگر را بهکار میگیرند تا بهطور ضمنی بگویند که رویکرد آنها برتر از پزشکی مرسوم است، ولی این دیدگاه «کلنگرتر از تو» بیمورد است. کلنگری صرفاً به این معنی است که در پزشکی رویکردی نسبت به کل شخص داشته باشیم و پزشکان معمولی نیز بیمار را بهشیوهای کلنگرانه درمان میکنند. پزشکان عمومی شیوهی زندگی بیمار، رژیم غذایی، سابقهی خانوادگی، زمینهی پزشکی، اطلاعات ژنتیکی و نتایج بسیاری از آزمایشها را در نظر میگیرند. از اینرو پزشکی مرسوم رویکردی کلنگرتر از پزشکی جایگزین در پیش میگیرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
👍3
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
مغالطات درمانگران پزشکی جایگزین
صنعت پزشکی جایگزین علاوهبر اینکه اصول کاذب، و با اینحال بهظاهر جالب خود را تبلیغ میکند، سعی دارد تا بیماران را نیز به خدمت گیرد تا به دانشورزان حمله کنند. البته درمانگران طب جایگزین آگاهند که دانشورزان عموماً از درمانهای جایگزین انتقاد میکنند، بنابراین آنها سعی دارند تا انتقاد علمی را کماهمیت جلوه داده و اعتبار خود دانشورزی را مورد پرسش قرار دهند. حمله به دانشورزی در سه حوزه انجام میشود، ولی باز هم میتوانیم ببینیم که درمانگران پزشکی جایگزین تبلیغات خود را بر پایهی مغلطه قرار میدهند... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
صنعت پزشکی جایگزین علاوهبر اینکه اصول کاذب، و با اینحال بهظاهر جالب خود را تبلیغ میکند، سعی دارد تا بیماران را نیز به خدمت گیرد تا به دانشورزان حمله کنند. البته درمانگران طب جایگزین آگاهند که دانشورزان عموماً از درمانهای جایگزین انتقاد میکنند، بنابراین آنها سعی دارند تا انتقاد علمی را کماهمیت جلوه داده و اعتبار خود دانشورزی را مورد پرسش قرار دهند. حمله به دانشورزی در سه حوزه انجام میشود، ولی باز هم میتوانیم ببینیم که درمانگران پزشکی جایگزین تبلیغات خود را بر پایهی مغلطه قرار میدهند... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
مغالطات درمانگران پزشکی جایگزین
صنعت پزشکی جایگزین علاوهبر اینکه اصول کاذب، و با اینحال بهظاهر جالب خود را تبلیغ میکند، سعی دارد تا بیماران را نیز به خدمت گیرد تا به دانشورزان حمله کنند. البته درمانگران طب جایگزین آگاهند که دانشورزان عموماً از درمانهای جایگزین انتقاد میکنند، بنابراین…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
دارونماها - دروغی مصلحتآمیز یا کذبی فریبنده؟
اکثریت درمانهای جایگزین در درمان اکثریت بیماریها کاملاً یا بهطور کلی بیتأثیرند. بااینحال واژهی «بیتأثیر» به این معنی نیست که چنین درمانهایی برای بیماران بیفایدهاند، زیرا همیشه اثر دارونما وجود دارد که میدانیم که درجات مختلفی از تسکین را ارائه میدهند. بنابراین آیا پزشکان باید استفاده از درمانهای جایگزین ردشده را تشویق کنند که از یک طرف چیزی بیش از درمانهای قلابی نیستند، و از طرف دیگر میتوانند به بیمارانی که اعتقاد کافی به آنها دارند کمک کنند؟ آیا بخش عمدهی صنعت پزشکی جایگزین میتواند وجود را با ارائهی روش تسکینی از طریق اعتقاد (و نه تسکین از طریق درمان) توجیه کند؟
البته بیماران مبتلا به وضعیتهای تهدیدکنندهی حیات نمیتوانند به اثر دارونما تکیه کنند تا آنها را نجات دهد ولی در مورد بیمارانی که دچار ناراحتیهایی که شدت کمتری دارند این موضوع پیچیدهتر میشود. به علت این پیچیدگی، ما ارزش دارونماها را با تمرکز بر روی هومیوپاتی بررسی میکنیم ولی هر چیزی که از آن نتیجه میشود در مورد اثر دارونما، در مورد سایر درمانهای جایگزین نیز صحت دارد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
اکثریت درمانهای جایگزین در درمان اکثریت بیماریها کاملاً یا بهطور کلی بیتأثیرند. بااینحال واژهی «بیتأثیر» به این معنی نیست که چنین درمانهایی برای بیماران بیفایدهاند، زیرا همیشه اثر دارونما وجود دارد که میدانیم که درجات مختلفی از تسکین را ارائه میدهند. بنابراین آیا پزشکان باید استفاده از درمانهای جایگزین ردشده را تشویق کنند که از یک طرف چیزی بیش از درمانهای قلابی نیستند، و از طرف دیگر میتوانند به بیمارانی که اعتقاد کافی به آنها دارند کمک کنند؟ آیا بخش عمدهی صنعت پزشکی جایگزین میتواند وجود را با ارائهی روش تسکینی از طریق اعتقاد (و نه تسکین از طریق درمان) توجیه کند؟
البته بیماران مبتلا به وضعیتهای تهدیدکنندهی حیات نمیتوانند به اثر دارونما تکیه کنند تا آنها را نجات دهد ولی در مورد بیمارانی که دچار ناراحتیهایی که شدت کمتری دارند این موضوع پیچیدهتر میشود. به علت این پیچیدگی، ما ارزش دارونماها را با تمرکز بر روی هومیوپاتی بررسی میکنیم ولی هر چیزی که از آن نتیجه میشود در مورد اثر دارونما، در مورد سایر درمانهای جایگزین نیز صحت دارد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
دارونماها - دروغی مصلحتآمیز یا کذبی فریبنده؟
اکثریت درمانهای جایگزین در درمان اکثریت بیماریها کاملاً یا بهطور کلی بیتأثیرند. بااینحال واژهی «بیتأثیر» به این معنی نیست که چنین درمانهایی برای بیماران بیفایدهاند، زیرا همیشه اثر دارونما وجود دارد که میدانیم که درجات مختلفی از تسکین را ارائه میدهند.…
👍2
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
ده مقصر اصلی در ترویج پزشکیِ اثباتنشده و ردشده - بخش اول
۱ اشخاص مشهور
۲ پژوهشگران پزشکی
۳ دانشگاهها
۴ آموزگاران جایگزین
۵ رسانههای غربی
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
۱ اشخاص مشهور
۲ پژوهشگران پزشکی
۳ دانشگاهها
۴ آموزگاران جایگزین
۵ رسانههای غربی
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
ده مقصر اصلی در ترویج پزشکی اثباتنشده و ردشده - بخش اول
۱ اشخاص مشهور این فهرست نظم معینی ندارد بنابراین اشخاص مشهور لزوماً متخلفترین افراد از نظر ترویج بیجهت پزشکی جایگزین بیاثر نیستند، ولی آنها بهطور حتم نقش مهمی را در دهههای اخیر بازی کردهاند. هنگامی که پروفسور ارنست و همکارش ماکس اچ. پیتلر بهدنبال…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
ده مقصر اصلی در ترویج پزشکیِ اثباتنشده و ردشده - بخش دوم
۶ باز هم رسانههای عمومی
۷ پزشکان
۸ انجمنهای پزشکی جایگزین
۹ دولتها و قانونگذاران
۱۰ سازمان بهداشت جهانی
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
۶ باز هم رسانههای عمومی
۷ پزشکان
۸ انجمنهای پزشکی جایگزین
۹ دولتها و قانونگذاران
۱۰ سازمان بهداشت جهانی
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
ده مقصر اصلی در ترویج پزشکی اثباتنشده و ردشده - بخش دوم
۶ باز هم رسانههای عمومی رسانههای عمومی نیروی پرقدرتی است برای اثرگذاری بر جامعه، و بههمین دلیل است که در فهرست ۱۰ عامل ترویج روشهای جایگزین دوبار نام برده شده است. در بخش پیشین توضیح دادیم که رسانههای عمومی در فواید پزشکی جایگزین اغراق میکند،…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
مسیر اولین پژوهشها تا در دسترس بیمار قرار گرفتن دارو
۱. پژوهشهای پیشبالینی
۲. مطالعات بالینی، مرحلهی اول
۳. مطالعات بالینی، مرحلهی دوم
۴. مطالعات بالینی، مرحلهی سوم
۵. بررسی توسط ادارهی مواد خوراکی و داروئی (FDA)
۶. نظارتهای پس از ورود به بازار
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
۱. پژوهشهای پیشبالینی
۲. مطالعات بالینی، مرحلهی اول
۳. مطالعات بالینی، مرحلهی دوم
۴. مطالعات بالینی، مرحلهی سوم
۵. بررسی توسط ادارهی مواد خوراکی و داروئی (FDA)
۶. نظارتهای پس از ورود به بازار
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
مسیر اولین پژوهشها تا در دسترس بیمار قرار گرفتن دارو
ما این کتاب را به این علت نوشتیم تا بهترین پژوهشها را دربارهی پزشکی جایگزین در اختیار مردم بگذاریم، به این امید که خوانندگان را در وضعیت بهتری برای تصمیمگیری آگاهانه در مورد سلامتیشان بگذاریم، ولی در مورد آنهایی که این کتاب را نخواندهاند چطور؟ در مورد…
برخورد با مسئلۀ نوسازی و توسعه از ١۳۳٢ به بعد، کموبیش در همان خطهای دوران رضاشاهی سیر کرد، با تفاوتهای ناگزیر آن، و تنها در زمینۀ اصلاحات ارضی و تأکید بر عدالت اجتماعی بود که از آن جدا شد. در اینجا لازم به تذکر است که «برخورد با توسعه» را نباید بهعنوان یک طرح یا سلسله طرحهای پیش اندیشیده گرفت؛ و صرفاً از روی بررسی سیاستها و روندهای گوناگون و عموماً تابع جریانات روز است که میتوان از یک «نمونۀ توسعه» در بیستوپنج سال میان ١۳۳٢و ١۳۵۷سخن گفت.
این استراتژی توسعه یا «نمونۀ توسعه» که همه زمینهها و سطحهای زندگی جامعه ایرانی را در برگرفت با همه نویدها و دستاوردهایش به هدفهای خود نرسید و در پایان به مصیبت انقلاب اسلامی انجامید که خود بدان کمک کرده بود. کاستیهای اصلی آن را میتوان زیر عنوانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد.
الف- در زمینۀ سیاسی... بیشتر بخوانید
ب- در زمینۀ اجتماعی
پ- در زمینۀ اقتصادی
📓 دیروز و فردا
✍🏿 داریوش همایون
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
این استراتژی توسعه یا «نمونۀ توسعه» که همه زمینهها و سطحهای زندگی جامعه ایرانی را در برگرفت با همه نویدها و دستاوردهایش به هدفهای خود نرسید و در پایان به مصیبت انقلاب اسلامی انجامید که خود بدان کمک کرده بود. کاستیهای اصلی آن را میتوان زیر عنوانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد.
الف- در زمینۀ سیاسی... بیشتر بخوانید
✍🏿 داریوش همایون
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Telegraph
الف- در زمینه سیاسی
١- توسعه یک امر شخصی شمرده میشد. مأموریت یک فرد بود و تابع خواستها و آرزوها و نیز هوسهای او. جامعه ماده خامی بود که میبایست در دستهای یک شخصیت تاریخی شکل میگرفت و با دستاوردهایش افتخار ابدی او را تضمین میکرد. اینکه مردم واقعاً چه میخواهند یا چه میتوانند…
برخورد با مسئلۀ نوسازی و توسعه از ١۳۳٢ به بعد، کموبیش در همان خطهای دوران رضاشاهی سیر کرد، با تفاوتهای ناگزیر آن، و تنها در زمینۀ اصلاحات ارضی و تأکید بر عدالت اجتماعی بود که از آن جدا شد. در اینجا لازم به تذکر است که «برخورد با توسعه» را نباید بهعنوان یک طرح یا سلسله طرحهای پیش اندیشیده گرفت؛ و صرفاً از روی بررسی سیاستها و روندهای گوناگون و عموماً تابع جریانات روز است که میتوان از یک «نمونۀ توسعه» در بیستوپنج سال میان ١۳۳٢و ١۳۵۷سخن گفت.
این استراتژی توسعه یا «نمونۀ توسعه» که همه زمینهها و سطحهای زندگی جامعه ایرانی را در برگرفت با همه نویدها و دستاوردهایش به هدفهای خود نرسید و در پایان به مصیبت انقلاب اسلامی انجامید که خود بدان کمک کرده بود. کاستیهای اصلی آن را میتوان زیر عنوانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد.
الف- در زمینۀ سیاسی
ب- در زمینۀ اجتماعی... بیشتر بخوانید
پ- در زمینۀ اقتصادی
📓 دیروز و فردا
✍🏿 داریوش همایون
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
این استراتژی توسعه یا «نمونۀ توسعه» که همه زمینهها و سطحهای زندگی جامعه ایرانی را در برگرفت با همه نویدها و دستاوردهایش به هدفهای خود نرسید و در پایان به مصیبت انقلاب اسلامی انجامید که خود بدان کمک کرده بود. کاستیهای اصلی آن را میتوان زیر عنوانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد.
✍🏿 داریوش همایون
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Telegraph
ب- در زمینۀ اجتماعی
١- در بررسی فراگرد توسعه کمتر به عامل اخلاقی توجه میکنند، هر چند با تأثیر تعیینکنندهای که دارد باید جای اصلی را بدان داد. در جامعهای که مبانی اخلاقیاش فروریخته باشد توسعه حداکثر به شکل جستهگریخته و اینجا و آنجا و بیبهره از هماهنگی و تعدل روی خواهد…
برخورد با مسئلۀ نوسازی و توسعه از ١۳۳٢ به بعد، کموبیش در همان خطهای دوران رضاشاهی سیر کرد، با تفاوتهای ناگزیر آن، و تنها در زمینۀ اصلاحات ارضی و تأکید بر عدالت اجتماعی بود که از آن جدا شد. در اینجا لازم به تذکر است که «برخورد با توسعه» را نباید بهعنوان یک طرح یا سلسله طرحهای پیش اندیشیده گرفت؛ و صرفاً از روی بررسی سیاستها و روندهای گوناگون و عموماً تابع جریانات روز است که میتوان از یک «نمونۀ توسعه» در بیستوپنج سال میان ١۳۳٢و ١۳۵۷سخن گفت.
این استراتژی توسعه یا «نمونۀ توسعه» که همه زمینهها و سطحهای زندگی جامعه ایرانی را در برگرفت با همه نویدها و دستاوردهایش به هدفهای خود نرسید و در پایان به مصیبت انقلاب اسلامی انجامید که خود بدان کمک کرده بود. کاستیهای اصلی آن را میتوان زیر عنوانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد.
الف- در زمینۀ سیاسی
ب- در زمینۀ اجتماعی
پ- در زمینۀ اقتصادی... بیشتر بخوانید
📓 دیروز و فردا
✍🏿 داریوش همایون
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
این استراتژی توسعه یا «نمونۀ توسعه» که همه زمینهها و سطحهای زندگی جامعه ایرانی را در برگرفت با همه نویدها و دستاوردهایش به هدفهای خود نرسید و در پایان به مصیبت انقلاب اسلامی انجامید که خود بدان کمک کرده بود. کاستیهای اصلی آن را میتوان زیر عنوانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد.
ب- در زمینۀ اجتماعی
📓 دیروز و فردا
✍🏿 داریوش همایون
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Telegraph
پ- در زمینۀ اقتصادی
١- بحث در اینکه ایران یک کشور کشاورزی است یا نه از اوایل سده بیستم در ایران چنان آغاز شد که گویی فراگرد صنعتیشدن مخالف توسعه کشاورزی است. برخلاف نمونههای موفق غربی که صنعت از یک پایگاه کشاورزی نسبتاً توسعهیافته برخوردار بود که میتوانست مازادی برای سرمایهگذاری…
👍1
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
نسیم هوای تازه
زمانی که ناپلئون بناپارت در سال ۱۷۹۸ به مصر حمله کرد، فقط کشتی و سرباز و اسلحه در سپاهش نداشت. او که خودش را یک دانشمند میدانست میخواست از طریق کمک به مصر برای کنترل رود نیل این کشور را متحول کند، استاندارد زندگی را در آنجا بهبود بخشد و تاریخ فرهنگی و طبیعی آن را بشناسد. برخی از بهترین مهندسان و دانشمندان فرانسه در تیم او عضویت داشتند. یکی از آنها اتین ژفروآ سنت-هیلر (۱۷۷۲-۱۸۴۴) بود.
سنت-هیلر در سن بیستوشش سالگی از نوابغ علمی بود. او که حتی در این سن، کرسی جانورشناسی را در موزهی تاریخ طبیعی پاریس در دست داشت، مقدر بود که یکی از بزرگترین کالبدشناسان تمام تاریخ شود. در همان دههی بیستسالگی عمر، توصیفات کالبدشناختی ممتازی از پستانداران و ماهیها ارائه کرد. در محضر ناپلئون، وظیفهی فرحبخش او تشریح، تحلیل و نامگذاری بسیاری از گونههایی بود که تیمهای ناپلئون در وادیها، واحدها، و رودخانههای مصر پیدا میکردند. یکی از آنها یک ماهی بود که رئیس موزهی پاریس بعدها گفت که بهعنوان دستاورد برای تمام لشکرکشی ناپلئون به مصر کافی بود. البته شاید ژان-فرانسوا شامپولیون که هیروگلیفهای مصری را با استفاده از سنگ روزتا رمزگشایی کرد، این مطلب را قبول نداشته باشد... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
زمانی که ناپلئون بناپارت در سال ۱۷۹۸ به مصر حمله کرد، فقط کشتی و سرباز و اسلحه در سپاهش نداشت. او که خودش را یک دانشمند میدانست میخواست از طریق کمک به مصر برای کنترل رود نیل این کشور را متحول کند، استاندارد زندگی را در آنجا بهبود بخشد و تاریخ فرهنگی و طبیعی آن را بشناسد. برخی از بهترین مهندسان و دانشمندان فرانسه در تیم او عضویت داشتند. یکی از آنها اتین ژفروآ سنت-هیلر (۱۷۷۲-۱۸۴۴) بود.
سنت-هیلر در سن بیستوشش سالگی از نوابغ علمی بود. او که حتی در این سن، کرسی جانورشناسی را در موزهی تاریخ طبیعی پاریس در دست داشت، مقدر بود که یکی از بزرگترین کالبدشناسان تمام تاریخ شود. در همان دههی بیستسالگی عمر، توصیفات کالبدشناختی ممتازی از پستانداران و ماهیها ارائه کرد. در محضر ناپلئون، وظیفهی فرحبخش او تشریح، تحلیل و نامگذاری بسیاری از گونههایی بود که تیمهای ناپلئون در وادیها، واحدها، و رودخانههای مصر پیدا میکردند. یکی از آنها یک ماهی بود که رئیس موزهی پاریس بعدها گفت که بهعنوان دستاورد برای تمام لشکرکشی ناپلئون به مصر کافی بود. البته شاید ژان-فرانسوا شامپولیون که هیروگلیفهای مصری را با استفاده از سنگ روزتا رمزگشایی کرد، این مطلب را قبول نداشته باشد... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
Telegraph
نسیم هوای تازه
زمانی که ناپلئون بناپارت در سال ۱۷۹۸ به مصر حمله کرد، فقط کشتی و سرباز و اسلحه در سپاهش نداشت. او که خودش را یک دانشمند میدانست میخواست از طریق کمک به مصر برای کنترل رود نیل این کشور را متحول کند، استاندارد زندگی را در آنجا بهبود بخشد و تاریخ فرهنگی و طبیعی…
👍2
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
خاستگاه بالزدن
موضوع ادعای میوارت بر علیه داروین نه در مورد ماهیها و دوزیستان، که در مورد پرندگان بود. در آن زمان خاستگاه پرواز یک معمای سترگ بود. داروین در ویراست نخست خاستگاه گونهها در سال ۱۸۵۹، پیشگوییهای كاملاً مشخصی بهعمل آورد. اگر نظریهی او دربارهی نیای مشترک حیات بر روی زمین درست باشد، باید حلقههای واسطی در سوابق فسیلی یافت شود، واسطههایی که نشاندهندهی گذار بین شکلهای مختلف حیات باشد. در آن زمان هیچ واسطهای از این نوع شناخته نشده بود، چه رسد به حلقهای که پرندگان را با موجودات روی زمین پیوند بدهد.
اما انتظار داروین زیاد طول نکشید. در سال ۱۸۶۱، کارگران در یک معدن سنگآهک در آلمان فسیل جالبی را کشف کردند. سنگهای آهکی ریزدانهی این معدن برای لوحهای مورد استفاده در چاپ سنگی که در آن روزگار رواج داشت، بسیار مناسب بود. سنگآهک در محیط بسیار آرام دریاچه تشکیل شده بود، بدان معنا که چیزهایی که داخل سنگها به دام افتاده بود، خیلی خوب حفظ شده بود. این سنگها برای حفظ فسیلها تقریباً ایدهآل است.
سنگ مورد نظر نقش جالبی داشت که از چیزی دراز و پَرمانند به جا مانده بود. در حقیقت مثل یک پر کامل بهنظر میرسید. معما این بود که چرا باید یک پر در داخل این سنگ جای گرفته باشد.
سنگآهکی که این نقش عجیب را داشت مربوط به عصر ژوراسیک بود. چند دهه قبل از این کشف، طبیعتشناس اشرافی آلمانی الکساندر فون هومبولت (۱۷۶۹-۱۸۵۹) سنگهای آهکی متمایزی را در کوههای ژورا در مرز بین فرانسه و سوئیس پیدا کرده بود. این سنگآهک بهصورت لایهای بود که چندین مایل امتداد داشت. فون هومبولت نام آن را با توجه به خصوصیات متمایزی که داشت، ژوراسیک گذاشت، تا نشاندهندهی دوران خاصی از تاریخ زمین باشد. مدت کوتاهی پس از آن بعضی دیگر از دانشمندان متوجه شدند که لایهی ژوراسیک غالباً پر از فسیل است، مثلاً موجودات پوستهدار پیچخوردهای که شاخقوچی نامیده میشوند. فسیلهای مشابهی در سرتاسر جهان یافت شد، بهطوریکه پژوهشگران ژوراسیک را دورهی متمایزی نه فقط در فرانسه و سوئیس، بلکه در تمام جهان دانستند... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
موضوع ادعای میوارت بر علیه داروین نه در مورد ماهیها و دوزیستان، که در مورد پرندگان بود. در آن زمان خاستگاه پرواز یک معمای سترگ بود. داروین در ویراست نخست خاستگاه گونهها در سال ۱۸۵۹، پیشگوییهای كاملاً مشخصی بهعمل آورد. اگر نظریهی او دربارهی نیای مشترک حیات بر روی زمین درست باشد، باید حلقههای واسطی در سوابق فسیلی یافت شود، واسطههایی که نشاندهندهی گذار بین شکلهای مختلف حیات باشد. در آن زمان هیچ واسطهای از این نوع شناخته نشده بود، چه رسد به حلقهای که پرندگان را با موجودات روی زمین پیوند بدهد.
اما انتظار داروین زیاد طول نکشید. در سال ۱۸۶۱، کارگران در یک معدن سنگآهک در آلمان فسیل جالبی را کشف کردند. سنگهای آهکی ریزدانهی این معدن برای لوحهای مورد استفاده در چاپ سنگی که در آن روزگار رواج داشت، بسیار مناسب بود. سنگآهک در محیط بسیار آرام دریاچه تشکیل شده بود، بدان معنا که چیزهایی که داخل سنگها به دام افتاده بود، خیلی خوب حفظ شده بود. این سنگها برای حفظ فسیلها تقریباً ایدهآل است.
سنگ مورد نظر نقش جالبی داشت که از چیزی دراز و پَرمانند به جا مانده بود. در حقیقت مثل یک پر کامل بهنظر میرسید. معما این بود که چرا باید یک پر در داخل این سنگ جای گرفته باشد.
سنگآهکی که این نقش عجیب را داشت مربوط به عصر ژوراسیک بود. چند دهه قبل از این کشف، طبیعتشناس اشرافی آلمانی الکساندر فون هومبولت (۱۷۶۹-۱۸۵۹) سنگهای آهکی متمایزی را در کوههای ژورا در مرز بین فرانسه و سوئیس پیدا کرده بود. این سنگآهک بهصورت لایهای بود که چندین مایل امتداد داشت. فون هومبولت نام آن را با توجه به خصوصیات متمایزی که داشت، ژوراسیک گذاشت، تا نشاندهندهی دوران خاصی از تاریخ زمین باشد. مدت کوتاهی پس از آن بعضی دیگر از دانشمندان متوجه شدند که لایهی ژوراسیک غالباً پر از فسیل است، مثلاً موجودات پوستهدار پیچخوردهای که شاخقوچی نامیده میشوند. فسیلهای مشابهی در سرتاسر جهان یافت شد، بهطوریکه پژوهشگران ژوراسیک را دورهی متمایزی نه فقط در فرانسه و سوئیس، بلکه در تمام جهان دانستند... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
Telegraph
خاستگاه بالزدن
موضوع ادعای میوارت بر علیه داروین نه در مورد ماهیها و دوزیستان، که در مورد پرندگان بود. در آن زمان خاستگاه پرواز یک معمای سترگ بود. داروین در ویراست نخست خاستگاه گونهها در سال ۱۸۵۹، پیشگوییهای كاملاً مشخصی بهعمل آورد. اگر نظریهی او دربارهی نیای مشترک…
👍2
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
داستانهای تکوین
قرنها است که افراد وقتی به رويانها نگاه میکنند بهطور شهودی فکر میکنند که سرنخ قوانینی که گونهها را از هم متمایز میسازد، جایی در درون ترادیسی از تخم به بالغ قرار دارد. در حقیقت، در آن زمان که دومریل به معمای سمندرهایش میاندیشید، تصور بر این بود که تکوین یک رویان، اعم از رویان ماهی، قورباغه یا جوجه، همچون دریچهای برای مشاهدهی تنوع زیستشناختی تمام جانوران روی زمین است.
از زمانی که ارسطو به درون تخممرغها نگاه کرد، رویانهای جوجه توجه زیادی به خود جلب کردهاند. جوجه در محفظهای بهوجود میآید که میتوانید آن را مانند یک پنجره باز کنید. میتوانید پوستهی آن را سوراخ کنید، از کنار تخممرغ نوری به آن بتابانید و آن را زیر میکروسکوپ قرار دهید تا بتوانید رویان را ببینید. رویان در ابتدا بهصورت تودهی کوچکی از یاختههای سفید است که مستقیماً در بالای زرده قرار گرفته است. این با گذشت زمان بزرگتر میشود و علایم قابلتشخیصی بهتدریج در آن پدیدار میشود -سر، دم پشت و اندامها. این فرایند مانند رقصی از پیش تعیینشده بهنظر میرسد. در همان آغاز تخم بارورشده تقسیم میشود -یک سلول دو سلول میشود، دو سلول چهار سلول، چهار سلول هشت سلول و الی آخر. با تکثیر بیشتر سلولها، نهایتاً رویان تبدیل به گلولهای از سلولها میشود. در طول چند روز، رویان از گلولهی توخالی، تبدیل به دیسک سادهای از سلولها میشود که ساختارهایی آن را احاطه کرده است که از آن محافظت میکند، آن را تغذیه میکند و محیط مناسبی را برای نمو آن فراهم مینماید. از این دیسک سلولی ساده، یک موجود کامل پدید میآید. جای تعجب نیست که تکوین رویان همواره منبعی برای گمانهزنی و تحقیقات علمی بوده است... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
قرنها است که افراد وقتی به رويانها نگاه میکنند بهطور شهودی فکر میکنند که سرنخ قوانینی که گونهها را از هم متمایز میسازد، جایی در درون ترادیسی از تخم به بالغ قرار دارد. در حقیقت، در آن زمان که دومریل به معمای سمندرهایش میاندیشید، تصور بر این بود که تکوین یک رویان، اعم از رویان ماهی، قورباغه یا جوجه، همچون دریچهای برای مشاهدهی تنوع زیستشناختی تمام جانوران روی زمین است.
از زمانی که ارسطو به درون تخممرغها نگاه کرد، رویانهای جوجه توجه زیادی به خود جلب کردهاند. جوجه در محفظهای بهوجود میآید که میتوانید آن را مانند یک پنجره باز کنید. میتوانید پوستهی آن را سوراخ کنید، از کنار تخممرغ نوری به آن بتابانید و آن را زیر میکروسکوپ قرار دهید تا بتوانید رویان را ببینید. رویان در ابتدا بهصورت تودهی کوچکی از یاختههای سفید است که مستقیماً در بالای زرده قرار گرفته است. این با گذشت زمان بزرگتر میشود و علایم قابلتشخیصی بهتدریج در آن پدیدار میشود -سر، دم پشت و اندامها. این فرایند مانند رقصی از پیش تعیینشده بهنظر میرسد. در همان آغاز تخم بارورشده تقسیم میشود -یک سلول دو سلول میشود، دو سلول چهار سلول، چهار سلول هشت سلول و الی آخر. با تکثیر بیشتر سلولها، نهایتاً رویان تبدیل به گلولهای از سلولها میشود. در طول چند روز، رویان از گلولهی توخالی، تبدیل به دیسک سادهای از سلولها میشود که ساختارهایی آن را احاطه کرده است که از آن محافظت میکند، آن را تغذیه میکند و محیط مناسبی را برای نمو آن فراهم مینماید. از این دیسک سلولی ساده، یک موجود کامل پدید میآید. جای تعجب نیست که تکوین رویان همواره منبعی برای گمانهزنی و تحقیقات علمی بوده است... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
Telegraph
داستانهای تکوین
قرنها است که افراد وقتی به رويانها نگاه میکنند بهطور شهودی فکر میکنند که سرنخ قوانینی که گونهها را از هم متمایز میسازد، جایی در درون ترادیسی از تخم به بالغ قرار دارد. در حقیقت، در آن زمان که دومریل به معمای سمندرهایش میاندیشید، تصور بر این بود که…
👍1
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
استاد در ژنوم
زمانی که زوکر کاندل در اواخر دههی ۱۹۵۰ وارد حلقهی پاولینگ شد، توالی آمینواسیدی پروتئینهای مختلف بهتدریج داشت در دسترس قرار میگرفت، و آزمایشگاه پاولینگ به این دادهها دسترسی داشت. توالییابی DNA بهصورت امروزی در آن زمان هنوز بههیچوجه در دسترس نبود ولی تعیین توالی اسیدهای آمینهی پروتئینهای مختلف امکانپذیر بود، هرچند که تا حدودی مشکل و کند بود. پاولینگ توالی پروتئینهای گونههای مختلف، شامل گوریلها، شمپانزهها، انسانها و غیره را دریافت میکرد. او و زوکر کاندل با داشتن این اطلاعات آماده بودند که به سراغ پرسش اساسی بروند: از پروتئینهای جانوران مختلف دربارهی ارتباط آنها با یکدیگر چه میتوان فهمید؟ نتایج اولیهی زوکر کاندل که با تحلیل نهچندان دقیق اندازه و بار الکتریکی انجام شده بود، نشاندهندهی آن بود که این پروتئینها میتوانند مطالب زیادی را دربارهی تاریخ آشکار کنند.
یک قرن قبل از آنکه کسی اطلاعی از DNA و توالی پروتئینها داشته باشد، داروین دربارهی آنها استنباطهای خاصی بهعمل آورده بود. داروین حدس میزد که اگر موجودات شجرهنامهی مشترکی داشته باشند، در آنصورت توالی آمینواسیدی پروتئینهای انسانها، نخستیان، دیگر پستانداران، و قورباغهها باید منعکسکنندهی این تاریخچهی تکاملی باشد. آزمایشهای اولیهی زوکر کاندل نیز نشان میداد که وضعیت بههمین صورت است.
معلوم شد که هموگلوبین سوژهی مناسبی برای این پژوهش است. تمام جانوران از اکسیژن در سوختوساز خود استفاده میکنند، و هموگلوبین پروتئینی در خون است که اکسیژن را از اعضای تنفسی، یعنی ششها یا آبششها به اعضای دیگر بدن حمل میکند. زوکر کاندل و پاولینگ توالی آمینواسیدی مولکول هموگلوبین را در گونههای مختلف با هم مقایسه کردند و توانستند میزان مشابهت پروتئینها را برآورد کنند... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
زمانی که زوکر کاندل در اواخر دههی ۱۹۵۰ وارد حلقهی پاولینگ شد، توالی آمینواسیدی پروتئینهای مختلف بهتدریج داشت در دسترس قرار میگرفت، و آزمایشگاه پاولینگ به این دادهها دسترسی داشت. توالییابی DNA بهصورت امروزی در آن زمان هنوز بههیچوجه در دسترس نبود ولی تعیین توالی اسیدهای آمینهی پروتئینهای مختلف امکانپذیر بود، هرچند که تا حدودی مشکل و کند بود. پاولینگ توالی پروتئینهای گونههای مختلف، شامل گوریلها، شمپانزهها، انسانها و غیره را دریافت میکرد. او و زوکر کاندل با داشتن این اطلاعات آماده بودند که به سراغ پرسش اساسی بروند: از پروتئینهای جانوران مختلف دربارهی ارتباط آنها با یکدیگر چه میتوان فهمید؟ نتایج اولیهی زوکر کاندل که با تحلیل نهچندان دقیق اندازه و بار الکتریکی انجام شده بود، نشاندهندهی آن بود که این پروتئینها میتوانند مطالب زیادی را دربارهی تاریخ آشکار کنند.
یک قرن قبل از آنکه کسی اطلاعی از DNA و توالی پروتئینها داشته باشد، داروین دربارهی آنها استنباطهای خاصی بهعمل آورده بود. داروین حدس میزد که اگر موجودات شجرهنامهی مشترکی داشته باشند، در آنصورت توالی آمینواسیدی پروتئینهای انسانها، نخستیان، دیگر پستانداران، و قورباغهها باید منعکسکنندهی این تاریخچهی تکاملی باشد. آزمایشهای اولیهی زوکر کاندل نیز نشان میداد که وضعیت بههمین صورت است.
معلوم شد که هموگلوبین سوژهی مناسبی برای این پژوهش است. تمام جانوران از اکسیژن در سوختوساز خود استفاده میکنند، و هموگلوبین پروتئینی در خون است که اکسیژن را از اعضای تنفسی، یعنی ششها یا آبششها به اعضای دیگر بدن حمل میکند. زوکر کاندل و پاولینگ توالی آمینواسیدی مولکول هموگلوبین را در گونههای مختلف با هم مقایسه کردند و توانستند میزان مشابهت پروتئینها را برآورد کنند... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
Telegraph
استاد در ژنوم
زمانی که زوکر کاندل در اواخر دههی ۱۹۵۰ وارد حلقهی پاولینگ شد، توالی آمینواسیدی پروتئینهای مختلف بهتدریج داشت در دسترس قرار میگرفت، و آزمایشگاه پاولینگ به این دادهها دسترسی داشت. توالییابی DNA بهصورت امروزی در آن زمان هنوز بههیچوجه در دسترس نبود…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
یک انقلاب مولکولی
از زمانی که زوکر کاندل و پاولینگ کارهای اولیهی خود را بر روی پروتئینها انجام داده بودند، تعدادی از آزمایشگاهها در صدد فهمیدن آن بودند که کدام یک از کپیهای زنده نزدیکترین خویشاوندان ما هستند، و گونهی ما چه مدت پیش از آنها جدا شده است. ویلسون و گروهش معتقد بودند که برای بهدستآوردن پاسخ باید هرچه میتوانیم، دادههای بیشتری جمعآوری کنیم. کینگ با روش کلاسیک ويلسون، تصمیم گرفت که فقط هموگلوبینها را بررسی نکند، بلکه تمام پروتئینهایی را که در دسترس او بودند مورد بررسی قرار دهد. اگر سیگنالی همزمان در چندین پروتئین مختلف مشاهده شود، میتواند نشاندهندهی یک سیگنال مطمئن تکاملی باشد. کینگ و ویلسون از باغ وحشهای مختلف خون شمپانزه و از بیمارستانها خون انسان دریافت میکردند. شاید کینگ در ابتدا در کارهای آزمایشگاهی خیلی مهارت نداشت، ولی مجبور بود این مهارت را بهدست آورد. خون شمپانزه خیلی زود لخته میشد، بنابراین باید خیلی سريع عمل میکرد یا اینکه روش جدیدی ابداع میکرد. در نهایت هر دو کار را انجام داد.
کینگ تصمیم گرفت روش سریعی برای بررسی تفاوتهای بین پروتئینها ایجاد کند. هدف او نوع سادهای از همان روشی بود که زوکر کاندل یک دههی قبل استفاده کرده بود. اگر دو پروتئین از نظر توالی آمینواسیدی متفاوت میبودند، در آنصورت وزن آنها نیز متفاوت بود. بهعلاوه، تفاوت ترکیب اسیدهای آمینه بهمعنای آن بود که بار الکتریکی آنها نیز با یکدیگر تفاوت داشت. از نقطهنظر فنی اگر پروتئینها را در یک سوسپانسیون ژلهای قرار دهیم و یک جریان الکتریکی را از ژل عبور دهیم، پروتئینها بهعلت بار الکتریکی که دارند بهسمت لبه مهاجرت خواهند کرد. پروتئینهای مشابه با سرعت یکسانی مهاجرت خواهند کرد، در حالیکه پروتئینهایی که با یکدیگر تفاوت دارند، سرعت متفاوتی خواهند داشت. میتوانید ژل را مانند یک مسیر اسبدوانی در نظر بگیرید که در آن بار الکتریکی باعث حرکت در مسیر مسابقه میشود. پروتئینهای مشابه در زمان مشابه، مسافت مشابهی را طی خواهند کرد. هرچه تفاوت آنها بیشتر باشد، در ژل از یکدیگر بیشتر جدا خواهند شد... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
از زمانی که زوکر کاندل و پاولینگ کارهای اولیهی خود را بر روی پروتئینها انجام داده بودند، تعدادی از آزمایشگاهها در صدد فهمیدن آن بودند که کدام یک از کپیهای زنده نزدیکترین خویشاوندان ما هستند، و گونهی ما چه مدت پیش از آنها جدا شده است. ویلسون و گروهش معتقد بودند که برای بهدستآوردن پاسخ باید هرچه میتوانیم، دادههای بیشتری جمعآوری کنیم. کینگ با روش کلاسیک ويلسون، تصمیم گرفت که فقط هموگلوبینها را بررسی نکند، بلکه تمام پروتئینهایی را که در دسترس او بودند مورد بررسی قرار دهد. اگر سیگنالی همزمان در چندین پروتئین مختلف مشاهده شود، میتواند نشاندهندهی یک سیگنال مطمئن تکاملی باشد. کینگ و ویلسون از باغ وحشهای مختلف خون شمپانزه و از بیمارستانها خون انسان دریافت میکردند. شاید کینگ در ابتدا در کارهای آزمایشگاهی خیلی مهارت نداشت، ولی مجبور بود این مهارت را بهدست آورد. خون شمپانزه خیلی زود لخته میشد، بنابراین باید خیلی سريع عمل میکرد یا اینکه روش جدیدی ابداع میکرد. در نهایت هر دو کار را انجام داد.
کینگ تصمیم گرفت روش سریعی برای بررسی تفاوتهای بین پروتئینها ایجاد کند. هدف او نوع سادهای از همان روشی بود که زوکر کاندل یک دههی قبل استفاده کرده بود. اگر دو پروتئین از نظر توالی آمینواسیدی متفاوت میبودند، در آنصورت وزن آنها نیز متفاوت بود. بهعلاوه، تفاوت ترکیب اسیدهای آمینه بهمعنای آن بود که بار الکتریکی آنها نیز با یکدیگر تفاوت داشت. از نقطهنظر فنی اگر پروتئینها را در یک سوسپانسیون ژلهای قرار دهیم و یک جریان الکتریکی را از ژل عبور دهیم، پروتئینها بهعلت بار الکتریکی که دارند بهسمت لبه مهاجرت خواهند کرد. پروتئینهای مشابه با سرعت یکسانی مهاجرت خواهند کرد، در حالیکه پروتئینهایی که با یکدیگر تفاوت دارند، سرعت متفاوتی خواهند داشت. میتوانید ژل را مانند یک مسیر اسبدوانی در نظر بگیرید که در آن بار الکتریکی باعث حرکت در مسیر مسابقه میشود. پروتئینهای مشابه در زمان مشابه، مسافت مشابهی را طی خواهند کرد. هرچه تفاوت آنها بیشتر باشد، در ژل از یکدیگر بیشتر جدا خواهند شد... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
Telegraph
یک انقلاب مولکولی
از زمانی که زوکر کاندل و پاولینگ کارهای اولیهی خود را بر روی پروتئینها انجام داده بودند، تعدادی از آزمایشگاهها در صدد فهمیدن آن بودند که کدام یک از کپیهای زنده نزدیکترین خویشاوندان ما هستند، و گونهی ما چه مدت پیش از آنها جدا شده است. ویلسون و گروهش…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
تغییر در دستور آشپزی
در نگاه اول بسیار شگفتانگیز است که گربهها و انسانهای دارای انگشت اضافه، حتی تا زمان تولد زنده میمانند. سونیک خارپشت تنها اندامهای حرکتی را در حین تکوین رویانی کنترل نمیکند؛ بلکه ژن عمدهای است که تکوین قلب، نخاع، مغز و دستگاه تناسلی را نیز زیر کنترل خود دارد. سونیک مانند یک ابزار همهکاره است که تکوین از جعبهابزار خود بیرون میآورد تا اعضا و بافتهای مختلف را بسازد. بر این اساس، جهش در ژن سونیک خارپشت قاعدتاً باید بر تمام ساختارهایی که در آن فعال است، تأثیر بگذارد؛ یعنی جانداران جهشیافته باید تغییر شکل در نخاع، قلب، اندامهای حرکتی صورت، دستگاه تناسلی، و اعضای دیگر داشته باشند. ولی جهش ژن سونیک خارپشت چه نوع جانوری را پدید میآورد؟ از آنجا که جهش سونیک خارپشت احتمالاً موجب بروز بافتهای غیرطبیعی متعددی میشود، لذا پاسخ احتمالاً یک جانور مرده است.
ولی نحوهی کنترلشدن سونیک خارپشت در حین تکوین بهصورتی است که چنین پیامدی اتفاق نمیافتد. چرا؟ جهش در ناحیهی کنترل اندام حرکتی بر اندامهای حرکتی تأثیر میگذارد. بدین خاطر است که افراد دچار پرانگشتی که دارای این نوع جهش سونیک خارپشت هستند، دارای قلب، نخاع، و دیگر ساختارهای طبیعی هستند: سوئیچی که فعالیت ژن را کنترل میکند، تنها مختص یک بافت خاص است، بهطوری که بقیه تحت تأثیر قرار نمیگیرند.
خانهای را در نظر بگیرید که اتاقهای متعدد دارد و هر کدام از آنها ترموستات مختص خود دارند. تغییر در موتورخانه بر دمای هر کدام از اتاقها تأثیر میگذارد، ولی تغییردادن یکی از ترموستاتها فقط بر دمای اتاقی که تحت کنترل آن است، تأثیر خواهد گذاشت. همین رابطه در مورد ژنها و نواحی کنترلی آنها نیز برقرار است. همانگونه که تغییر در موتورخانه بر تمام خانه تأثیر میگذارد، تغییر در ژن و پروتئین حاصل از آن نیز بر تمام بدن تأثیر میگذارد. تغییر سراسری فاجعهبار است و منجر به بنبست تکاملی میشود. ولی از آنجا که نواحی کنترل ژنتیکی مختص هر بافت هستند، مانند ترموستات که مخصوص یک اتاق است، تغییر در یک عضو بر دیگران تأثیر نمیگذارد. جانوران جهشیافته ممکن است زنده بمانند و تکامل میتواند به مسیر خود ادامه دهد... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
در نگاه اول بسیار شگفتانگیز است که گربهها و انسانهای دارای انگشت اضافه، حتی تا زمان تولد زنده میمانند. سونیک خارپشت تنها اندامهای حرکتی را در حین تکوین رویانی کنترل نمیکند؛ بلکه ژن عمدهای است که تکوین قلب، نخاع، مغز و دستگاه تناسلی را نیز زیر کنترل خود دارد. سونیک مانند یک ابزار همهکاره است که تکوین از جعبهابزار خود بیرون میآورد تا اعضا و بافتهای مختلف را بسازد. بر این اساس، جهش در ژن سونیک خارپشت قاعدتاً باید بر تمام ساختارهایی که در آن فعال است، تأثیر بگذارد؛ یعنی جانداران جهشیافته باید تغییر شکل در نخاع، قلب، اندامهای حرکتی صورت، دستگاه تناسلی، و اعضای دیگر داشته باشند. ولی جهش ژن سونیک خارپشت چه نوع جانوری را پدید میآورد؟ از آنجا که جهش سونیک خارپشت احتمالاً موجب بروز بافتهای غیرطبیعی متعددی میشود، لذا پاسخ احتمالاً یک جانور مرده است.
ولی نحوهی کنترلشدن سونیک خارپشت در حین تکوین بهصورتی است که چنین پیامدی اتفاق نمیافتد. چرا؟ جهش در ناحیهی کنترل اندام حرکتی بر اندامهای حرکتی تأثیر میگذارد. بدین خاطر است که افراد دچار پرانگشتی که دارای این نوع جهش سونیک خارپشت هستند، دارای قلب، نخاع، و دیگر ساختارهای طبیعی هستند: سوئیچی که فعالیت ژن را کنترل میکند، تنها مختص یک بافت خاص است، بهطوری که بقیه تحت تأثیر قرار نمیگیرند.
خانهای را در نظر بگیرید که اتاقهای متعدد دارد و هر کدام از آنها ترموستات مختص خود دارند. تغییر در موتورخانه بر دمای هر کدام از اتاقها تأثیر میگذارد، ولی تغییردادن یکی از ترموستاتها فقط بر دمای اتاقی که تحت کنترل آن است، تأثیر خواهد گذاشت. همین رابطه در مورد ژنها و نواحی کنترلی آنها نیز برقرار است. همانگونه که تغییر در موتورخانه بر تمام خانه تأثیر میگذارد، تغییر در ژن و پروتئین حاصل از آن نیز بر تمام بدن تأثیر میگذارد. تغییر سراسری فاجعهبار است و منجر به بنبست تکاملی میشود. ولی از آنجا که نواحی کنترل ژنتیکی مختص هر بافت هستند، مانند ترموستات که مخصوص یک اتاق است، تغییر در یک عضو بر دیگران تأثیر نمیگذارد. جانوران جهشیافته ممکن است زنده بمانند و تکامل میتواند به مسیر خود ادامه دهد... بیشتر بخوانید
📓 دگرگونیهای بزرگ: رمزگشایی چهار میلیارد سال حیات، از فسیلهای باستانی
✍🏿 نیل شوبین
🔛 قاسم کیانیمقدم
@Chekide_ha
Telegraph
تغییر در دستور آشپزی
در نگاه اول بسیار شگفتانگیز است که گربهها و انسانهای دارای انگشت اضافه، حتی تا زمان تولد زنده میمانند. سونیک خارپشت تنها اندامهای حرکتی را در حین تکوین رویانی کنترل نمیکند؛ بلکه ژن عمدهای است که تکوین قلب، نخاع، مغز و دستگاه تناسلی را نیز زیر کنترل…
👍1