Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
میزان مصرف غذای دریایی در جهان اول بالاست و بیشتر هم میشود، در کشورهای دیگر بالاتر است و با سرعت بیشتری افزایش مییابد؛ برای مثال طی دههی گذشته در چین دو برابر شده است. ماهی در حال حاضر ۴۰ درصد کل پروتئین مصرفی در جهان سوم را تشکیل میدهد (از مجموع پروتئین گیاهی و حیوانی) و برای بیش از یک میلیارد آسیایی منبع اصلی پروتئین حیوانی است. جابهجاییهای جمعیت جهانی از سرزمینهای داخلی به سمت سواحل طی قرنها تقاضا برای غذای دریایی را افزایش میدهد، زیرا سهچهارم جمعیت جهان در سال ۲۰۱۰ در فاصلهی ۸۰ کیلومتری ساحل دریا اقامت دارند. در نتیجه وابستگی ما به غذای دریایی، دریا برای ۲۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان کار و درآمد تأمین میکند و ماهیگیری مهمترین منبع اقتصادی ایسلند، شیلی و برخی کشورهای دیگر است.
ضمن این که مدیریت هرگونه منبع زیستی تجدیدپذیری مشکل است، مدیریت حوزههای ماهیگیری به ویژه دشواریهای خاص خود را دارد. حتی در حوزههای ماهیگیری واقع در محدودهی آبهای تحت کنترل کشوری واحد مشکلاتی پدید میآید، چه رسد به حوزههای ماهیگیری که گسترهی آنها تا آبهایی که تحت کنترل چند کشور است، امتداد دارد که با مشکلات بزرگتری مواجه است و گمان میرود نخستین حوزههایی باشند که فرو بپاشند، زیرا هیچ کشور واحدی نمیتواند ارادهی خود را در آنجا تحمیل کند. حوزههای ماهیگیری اقیانوسهای آزاد خارج از محدودهی ۲۰۰ میل دریایی بیرون از کنترل هر دولتی قرار دارد. مطالعات حاکی است که با مدیریت مناسب، صيد غذای دریایی در جهان را میتوان در سطحی حتی بالاتر از سطح کنونی پایدار کرد. هرچند متاسفانه بیشتر حوزههای ماهیگیری دریایی واجد اهمیت تجاری، پیشتر تا جایی فرو پاشیدهاند که از لحاظ اقتصادی بیارزش محسوب میشوند، چون به شدت تخریب شدهاند؛ یا در حال حاضر بیش از حد ماهیگیری میشود، یا در این حوزهها در حال احیای آهسته از ماهیگیریهای بیرویه گذشته هستند، یا نیاز اضطراری به مدیریت دارند.
از جمله مهمترین ماهیها و حوزههای ماهیگیری که در حال حاضر رو به نابودی میروند، میتوان به این گونهها اشاره کرد: ماهی بزرگ هالیبوت آتلانتیک، ماهی تُن بلوفین آتلانتیک، شمشیرماهی آتلانتیک، ماهی هرینگ دریای شمال، ماهی کاد گراند بانکز، ماهی روغنی هیک آرژانتین و ماهی کاد رودخانه مورِی استراليا.
دلایل اصلی که در پس همهی این شکستها قرار دارد عبارت است از تراژدی منابع مشترک و اینکه رسیدن به توافق در میان مصرفکنندگان و بهرهبرداران از منبعی مشترک و تجدیدپذیر، به رغم علاقه به انجام آن، دشوار است؛ همچنین فقدان گستردهی مدیریت و مقررات مؤثر؛ پرداخت یارانههای نامعقول، یعنی یارانههایی که از لحاظ اقتصادی بیمورد است، ولی بسیاری از دولتها به دلایل سیاسی برای حمایت از صنعت ماهیگیری در حوزههایی میپردازند که ذخایر ماهی بسیاری دارد و بدون تردید منجر به ماهیگیری بیش از حد میشود و سود حاصل کمتر از آن است که بدون یارانه قابل دوام باشد.
آسیب ناشی از ماهیگیری بیش از حد آنچنان گسترده است که بهرهبرداری از غذاهای دریایی در آینده چشمانداز مطلوبی ندارد و چشمانداز استفاده از بقای ذخایر ماهیان خاص یا ذخایر غذاهای دریایی که صید میکنیم، مساعد به نظر نمیرسد. بیشتر غذاهای دریایی با تورگذاری و روشهای دیگر صید میشود که منجر به گرفتن حيوانات ناخواسته به جای حیواناتی میشود که در واقع قصدگرفتن آنها را داشتهایم. آن حیوانات را که صیدهای جانبی مینامند، بین یکچهارم تا دوسوم کل صید را تشکیل میدهند. در بیشتر موارد صیدهای جانبی میمیرند و آنها را به دریا میریزند؛ از جمله صیدهای جانبی گونههای ماهیان ناخواسته، بچهماهیان گونههای ماهیان مورد نظر، دلفینها و نهنگها، کوسهها و لاکپشتهای دریایی. با این حال از مرگومیر صیدهای جانبی نمیتوان اجتناب کرد، برای مثال تغییرات جدید در تجهیزات ماهیگیری مرگومیر دلفینها را در حوزههای صید ماهی تن در پاسیفیک شرقی فقط تا ۵۰ برابر کاهش داده است. همچنین آسیب شدیدی به زیستبومهای دریایی وارد میشود، به ویژه به بستر دریا بر اثر انداختن تور و به آبسنگهای مرجانی بر اثر دینامیت و ماهیگیری سیانوری. بالاخره ماهیگیری بیش از حد، به ماهیگیران آسیب میرساند، چون در نهایت پایهی معیشت آنها را نابود میکند و به بهای از دست رفتن کارشان تمام میشود.
📓 فروپاشی: چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند
✍🏿 جرد دایموند
🔛 فریدون مجلسی
@Chekide_ha
ضمن این که مدیریت هرگونه منبع زیستی تجدیدپذیری مشکل است، مدیریت حوزههای ماهیگیری به ویژه دشواریهای خاص خود را دارد. حتی در حوزههای ماهیگیری واقع در محدودهی آبهای تحت کنترل کشوری واحد مشکلاتی پدید میآید، چه رسد به حوزههای ماهیگیری که گسترهی آنها تا آبهایی که تحت کنترل چند کشور است، امتداد دارد که با مشکلات بزرگتری مواجه است و گمان میرود نخستین حوزههایی باشند که فرو بپاشند، زیرا هیچ کشور واحدی نمیتواند ارادهی خود را در آنجا تحمیل کند. حوزههای ماهیگیری اقیانوسهای آزاد خارج از محدودهی ۲۰۰ میل دریایی بیرون از کنترل هر دولتی قرار دارد. مطالعات حاکی است که با مدیریت مناسب، صيد غذای دریایی در جهان را میتوان در سطحی حتی بالاتر از سطح کنونی پایدار کرد. هرچند متاسفانه بیشتر حوزههای ماهیگیری دریایی واجد اهمیت تجاری، پیشتر تا جایی فرو پاشیدهاند که از لحاظ اقتصادی بیارزش محسوب میشوند، چون به شدت تخریب شدهاند؛ یا در حال حاضر بیش از حد ماهیگیری میشود، یا در این حوزهها در حال احیای آهسته از ماهیگیریهای بیرویه گذشته هستند، یا نیاز اضطراری به مدیریت دارند.
از جمله مهمترین ماهیها و حوزههای ماهیگیری که در حال حاضر رو به نابودی میروند، میتوان به این گونهها اشاره کرد: ماهی بزرگ هالیبوت آتلانتیک، ماهی تُن بلوفین آتلانتیک، شمشیرماهی آتلانتیک، ماهی هرینگ دریای شمال، ماهی کاد گراند بانکز، ماهی روغنی هیک آرژانتین و ماهی کاد رودخانه مورِی استراليا.
دلایل اصلی که در پس همهی این شکستها قرار دارد عبارت است از تراژدی منابع مشترک و اینکه رسیدن به توافق در میان مصرفکنندگان و بهرهبرداران از منبعی مشترک و تجدیدپذیر، به رغم علاقه به انجام آن، دشوار است؛ همچنین فقدان گستردهی مدیریت و مقررات مؤثر؛ پرداخت یارانههای نامعقول، یعنی یارانههایی که از لحاظ اقتصادی بیمورد است، ولی بسیاری از دولتها به دلایل سیاسی برای حمایت از صنعت ماهیگیری در حوزههایی میپردازند که ذخایر ماهی بسیاری دارد و بدون تردید منجر به ماهیگیری بیش از حد میشود و سود حاصل کمتر از آن است که بدون یارانه قابل دوام باشد.
آسیب ناشی از ماهیگیری بیش از حد آنچنان گسترده است که بهرهبرداری از غذاهای دریایی در آینده چشمانداز مطلوبی ندارد و چشمانداز استفاده از بقای ذخایر ماهیان خاص یا ذخایر غذاهای دریایی که صید میکنیم، مساعد به نظر نمیرسد. بیشتر غذاهای دریایی با تورگذاری و روشهای دیگر صید میشود که منجر به گرفتن حيوانات ناخواسته به جای حیواناتی میشود که در واقع قصدگرفتن آنها را داشتهایم. آن حیوانات را که صیدهای جانبی مینامند، بین یکچهارم تا دوسوم کل صید را تشکیل میدهند. در بیشتر موارد صیدهای جانبی میمیرند و آنها را به دریا میریزند؛ از جمله صیدهای جانبی گونههای ماهیان ناخواسته، بچهماهیان گونههای ماهیان مورد نظر، دلفینها و نهنگها، کوسهها و لاکپشتهای دریایی. با این حال از مرگومیر صیدهای جانبی نمیتوان اجتناب کرد، برای مثال تغییرات جدید در تجهیزات ماهیگیری مرگومیر دلفینها را در حوزههای صید ماهی تن در پاسیفیک شرقی فقط تا ۵۰ برابر کاهش داده است. همچنین آسیب شدیدی به زیستبومهای دریایی وارد میشود، به ویژه به بستر دریا بر اثر انداختن تور و به آبسنگهای مرجانی بر اثر دینامیت و ماهیگیری سیانوری. بالاخره ماهیگیری بیش از حد، به ماهیگیران آسیب میرساند، چون در نهایت پایهی معیشت آنها را نابود میکند و به بهای از دست رفتن کارشان تمام میشود.
📓 فروپاشی: چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند
✍🏿 جرد دایموند
🔛 فریدون مجلسی
@Chekide_ha
👍1
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
جدیترین مسائل زیستمحیطی جوامع
به نظر من جدیترین مسائل زیستمحیطی که جوامع گذشته و حال با آن مواجه بوده و هستند، در ۱۲ گروه قرار میگیرد. ۸ عنوان از این ۱۲ عنوان در گذشته شاخص بود، در حالی که ۴ عنوان از اینها (انرژی، سقفهای فوتوسینتتیک، مواد شیمیایی سمی و تغییرات جوی) فقط در دوران اخیر جدی شده است. چهار گروه اول شامل موارد تخریب یا از بین رفتن منابع طبیعی است؛ سه تای دیگر شامل رسیدن منابع طبیعی به سقف مجاز میشود؛ سه گروه بعدی شامل موارد زیانآوری میشود که ما تولید میکنیم؛ و دو عنوان آخر مربوط به مسائل آلودگی میشود. اجازه دهید با آن دسته از منابع طبیعی آغاز کنیم که موجب تخریب آن میشویم، یعنی زیستگاههای طبیعی گونههای متنوع زیستی و خاک... بیشتر بخوانید
📓 فروپاشی: چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند
✍🏿 جرد دایموند
🔛 فریدون مجلسی
@Chekide_ha
به نظر من جدیترین مسائل زیستمحیطی که جوامع گذشته و حال با آن مواجه بوده و هستند، در ۱۲ گروه قرار میگیرد. ۸ عنوان از این ۱۲ عنوان در گذشته شاخص بود، در حالی که ۴ عنوان از اینها (انرژی، سقفهای فوتوسینتتیک، مواد شیمیایی سمی و تغییرات جوی) فقط در دوران اخیر جدی شده است. چهار گروه اول شامل موارد تخریب یا از بین رفتن منابع طبیعی است؛ سه تای دیگر شامل رسیدن منابع طبیعی به سقف مجاز میشود؛ سه گروه بعدی شامل موارد زیانآوری میشود که ما تولید میکنیم؛ و دو عنوان آخر مربوط به مسائل آلودگی میشود. اجازه دهید با آن دسته از منابع طبیعی آغاز کنیم که موجب تخریب آن میشویم، یعنی زیستگاههای طبیعی گونههای متنوع زیستی و خاک... بیشتر بخوانید
📓 فروپاشی: چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند
✍🏿 جرد دایموند
🔛 فریدون مجلسی
@Chekide_ha
Telegraph
جدیترین مسائل زیستمحیطی جوامع
به نظر من جدیترین مسائل زیستمحیطی که جوامع گذشته و حال با آن مواجه بوده و هستند، در ۱۲ گروه قرار میگیرد. ۸ عنوان از این ۱۲ عنوان در گذشته شاخص بود، در حالی که ۴ عنوان از اینها (انرژی، سقفهای فوتوسینتتیک، مواد شیمیایی سمی و تغییرات جوی) فقط در دوران اخیر…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
پزشکی مبنی بر مدرک
از آنجایی که آزمایشهای بالینی عامل مهمی در تعیین بهترین روشهای درمانی برای بیماران هستند نقشی مرکزی در جنبشی به نام پزشکی مبنی بر مدرک (evidence-based medicine) دارند. اگرچه هستهی اصلی پزشکی مبنی بر مدرک در قرن هجدهم توسط جیمز لیند درک میشد، اما این جنبش تا اواسط قرن بیستم پا نگرفت و خود این اصطلاح تا سال ۱۹۹۲ که توسط دیوید سکت در دانشگاه مک مستر در اونتاریو ساخته شد در مطبوعات ظاهر نشد. او آن را چنین تعریف کرد: «پزشکی مبنی بر مدرک استفادهی آگاهانه، آشکار و سنجیده از بهترین مدارک موجود برای تصمیمگیری در مورد مراقبت از بیماران است.»
پزشکی مبنی بر مدرک با ارایهی قابل اعتمادترین اطلاعات به پزشکان آنها را قدرت میبخشد و بنابراین با افزایش احتمال اینکه آنها مناسبترین درمان را دریافت کنند بیماران را بهرهمند میسازد از چشمانداز قرن بیستویکم مسلم بهنظر میرسد که تصمیمات پزشکی باید بر مبنای مدرک باشد، عموماً بر مبنای آزمایشهای بالینی تصادفی، ولی پیدایش پزشکی مبنی بر مدرک نقطهی عطفی در تاریخ پزشکی است.
تا پیش از ابداع پزشکی مبنی بر مدرک، پزشکان بهطور چشمگیری بیفایده بودند. آن بیمارانی که از بیماریها بهبود پیدا میکردند معمولاً علیرغم درمانهایی بود که دریافت داشته بودند، نه بهخاطر آن درمانها اما هنگامی که نظام پزشکی ایدهی سادهای مانند آزمایش بالینی را بهکار گرفت پیشرفت سریع شد. امروزه آزمایشهای بالینی در تهیهی روشهای درمانی جدید امر عادی است و متخصصین پزشکی قبول دارند که پزشکی مبنی بر مدرک کلید مراقبتهای بهداشتی مؤثر است... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
از آنجایی که آزمایشهای بالینی عامل مهمی در تعیین بهترین روشهای درمانی برای بیماران هستند نقشی مرکزی در جنبشی به نام پزشکی مبنی بر مدرک (evidence-based medicine) دارند. اگرچه هستهی اصلی پزشکی مبنی بر مدرک در قرن هجدهم توسط جیمز لیند درک میشد، اما این جنبش تا اواسط قرن بیستم پا نگرفت و خود این اصطلاح تا سال ۱۹۹۲ که توسط دیوید سکت در دانشگاه مک مستر در اونتاریو ساخته شد در مطبوعات ظاهر نشد. او آن را چنین تعریف کرد: «پزشکی مبنی بر مدرک استفادهی آگاهانه، آشکار و سنجیده از بهترین مدارک موجود برای تصمیمگیری در مورد مراقبت از بیماران است.»
پزشکی مبنی بر مدرک با ارایهی قابل اعتمادترین اطلاعات به پزشکان آنها را قدرت میبخشد و بنابراین با افزایش احتمال اینکه آنها مناسبترین درمان را دریافت کنند بیماران را بهرهمند میسازد از چشمانداز قرن بیستویکم مسلم بهنظر میرسد که تصمیمات پزشکی باید بر مبنای مدرک باشد، عموماً بر مبنای آزمایشهای بالینی تصادفی، ولی پیدایش پزشکی مبنی بر مدرک نقطهی عطفی در تاریخ پزشکی است.
تا پیش از ابداع پزشکی مبنی بر مدرک، پزشکان بهطور چشمگیری بیفایده بودند. آن بیمارانی که از بیماریها بهبود پیدا میکردند معمولاً علیرغم درمانهایی بود که دریافت داشته بودند، نه بهخاطر آن درمانها اما هنگامی که نظام پزشکی ایدهی سادهای مانند آزمایش بالینی را بهکار گرفت پیشرفت سریع شد. امروزه آزمایشهای بالینی در تهیهی روشهای درمانی جدید امر عادی است و متخصصین پزشکی قبول دارند که پزشکی مبنی بر مدرک کلید مراقبتهای بهداشتی مؤثر است... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
پزشکی مبنی بر مدرک
از آنجایی که آزمایشهای بالینی عامل مهمی در تعیین بهترین روشهای درمانی برای بیماران هستند نقشی مرکزی در جنبشی به نام پزشکی مبنی بر مدرک (evidence-based medicine) دارند. اگرچه هستهی اصلی پزشکی مبنی بر مدرک در قرن هجدهم توسط جیمز لیند درک میشد، اما این…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
فلورانس نایتینگل؛ زنی که دنیای پزشکی را دگرگون ساخت
فلورانس و خواهرش طی یک ماهعسل بسیار پربار و طولانی دوساله که والدینشان ویلیام و فرانس نایتینگل به ایتالیا رفته بودند بهدنیا آمدند. خواهر بزرگتر فلورانس در سال ۱۸۱۹ بهدنیا آمده و نام شهری را که در آن بهدنیا آمده بود -پارتنوپ که نام یونانی ناپل است- بر وی گذاشتند. سپس فلورانس در بهار ۱۸۲۰ بهدنیا آمد، او را هم به نام شهری که در آن به دنیا آمده بود نامیدند. انتظار میرفت که فلورانس بزرگ شده و زندگی یک خانم انگلیسی ویکتوریایی را سپری کند ولی در دوران نوجوانی او پیوسته ادعا داشت که صدای خداوند را میشنود که او را راهنمایی میکند. بنابراین بهنظر میرسد که آرزویش برای پرستارشدن نتیجهی دعوت خداوند باشد. این موضوع پدر و مادر او را نگران کرده بود زیرا پرستارها را عموماً بیسواد، بیبندوبار و اغلب مست میدانستند ولی دقیقاً همین پیشداوریها بود که فلورانس سعی داشت آنها را در هم بشکند.
چشمانداز پرستاریکردن فلورانس در بریتانیا بهقدر کافی تکاندهنده بود، بنابراین پدر و مادرش از تصمیم بعدی او برای کار در بیمارستانهای جنگ کریمه وحشتزدهتر شدند. فلورانس گزارشهای رسوایی جنگ را در روزنامههایی مانند تایمز خوانده بود که تعداد زیاد سربازانی را که از وبا و مالاریا از پا درمیآمدند، برجسته کرده بود. او داوطلبانه به خدمت رفت و در نوامبر ۱۸۵۴ بیمارستان اسکوتاری در ترکیه را که بهخاطر بخشهای کثیف رختخوابهای چرکین و فاضلابهای مسدود و غذاهای فاسد، بدنام بود، اداره میکرد. بهزودی برایش آشکار شد که علت عمدهی مرگ سربازان در اثر زخمهایی نبود که داشتند بلکه در اثر بیماریهایی بود که در چنین محیط آلودهای فراوان بود. یکی از مسؤولین اقرار کرده بود: «باد هوای فاضلاب لولههای بسیاری از توالتهای سربازان را به راهروها و بخشها و محل بستری بیماران میآورد.»... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
فلورانس و خواهرش طی یک ماهعسل بسیار پربار و طولانی دوساله که والدینشان ویلیام و فرانس نایتینگل به ایتالیا رفته بودند بهدنیا آمدند. خواهر بزرگتر فلورانس در سال ۱۸۱۹ بهدنیا آمده و نام شهری را که در آن بهدنیا آمده بود -پارتنوپ که نام یونانی ناپل است- بر وی گذاشتند. سپس فلورانس در بهار ۱۸۲۰ بهدنیا آمد، او را هم به نام شهری که در آن به دنیا آمده بود نامیدند. انتظار میرفت که فلورانس بزرگ شده و زندگی یک خانم انگلیسی ویکتوریایی را سپری کند ولی در دوران نوجوانی او پیوسته ادعا داشت که صدای خداوند را میشنود که او را راهنمایی میکند. بنابراین بهنظر میرسد که آرزویش برای پرستارشدن نتیجهی دعوت خداوند باشد. این موضوع پدر و مادر او را نگران کرده بود زیرا پرستارها را عموماً بیسواد، بیبندوبار و اغلب مست میدانستند ولی دقیقاً همین پیشداوریها بود که فلورانس سعی داشت آنها را در هم بشکند.
چشمانداز پرستاریکردن فلورانس در بریتانیا بهقدر کافی تکاندهنده بود، بنابراین پدر و مادرش از تصمیم بعدی او برای کار در بیمارستانهای جنگ کریمه وحشتزدهتر شدند. فلورانس گزارشهای رسوایی جنگ را در روزنامههایی مانند تایمز خوانده بود که تعداد زیاد سربازانی را که از وبا و مالاریا از پا درمیآمدند، برجسته کرده بود. او داوطلبانه به خدمت رفت و در نوامبر ۱۸۵۴ بیمارستان اسکوتاری در ترکیه را که بهخاطر بخشهای کثیف رختخوابهای چرکین و فاضلابهای مسدود و غذاهای فاسد، بدنام بود، اداره میکرد. بهزودی برایش آشکار شد که علت عمدهی مرگ سربازان در اثر زخمهایی نبود که داشتند بلکه در اثر بیماریهایی بود که در چنین محیط آلودهای فراوان بود. یکی از مسؤولین اقرار کرده بود: «باد هوای فاضلاب لولههای بسیاری از توالتهای سربازان را به راهروها و بخشها و محل بستری بیماران میآورد.»... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
فلورانس نایتینگل؛ زنی که دنیای پزشکی را دگرگون ساخت
فلورانس و خواهرش طی یک ماهعسل بسیار پربار و طولانی دوساله که والدینشان ویلیام و فرانس نایتینگل به ایتالیا رفته بودند بهدنیا آمدند. خواهر بزرگتر فلورانس در سال ۱۸۱۹ بهدنیا آمده و نام شهری را که در آن بهدنیا آمده بود -پارتنوپ که نام یونانی ناپل است- بر…
👍1
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
چند هشدار به بیماران در مورد کایروپراکتیک
بهطور خلاصه مدارک علمی نشان میدهد که اگر فقط مشکل کمردرد دارید دیدن کایروپراکتور ارزش دارد. بااینحال هنوز بسیار مهم است که با احتیاط باشید. بهویژه شش توصیهی زیر که برای هر کسی که در نظر دارد پیش کایروپراکتور برود میتواند مفید باشد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
بهطور خلاصه مدارک علمی نشان میدهد که اگر فقط مشکل کمردرد دارید دیدن کایروپراکتور ارزش دارد. بااینحال هنوز بسیار مهم است که با احتیاط باشید. بهویژه شش توصیهی زیر که برای هر کسی که در نظر دارد پیش کایروپراکتور برود میتواند مفید باشد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
چند هشدار به بیماران در مورد کایروپراکتیک
بهطور خلاصه مدارک علمی نشان میدهد که اگر فقط مشکل کمردرد دارید دیدن کایروپراکتور ارزش دارد. بااینحال هنوز بسیار مهم است که با احتیاط باشید. بهویژه شش توصیهی زیر که برای هر کسی که در نظر دارد پیش کایروپراکتور برود میتواند مفید باشد. 1 مطمئن شوید…
👍1
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
خطرهای کایروپراکتیکدرمانی
شاید مهمترین مطالعه توسط پژوهشگران کانادایی در سال ۲۰۰۱ انجام شد که نتیجه گرفتند خطر آسیب به سرخرگها یک مورد در هر ۱۰۰ هزار نفری است که دستورزی گردنی کایروپراکتیک را دریافت میدارند. آنها بیمارانی را که سرخرگهای مهرهی ایشان آسیب دیده بود با گروههای کنترل بدون هیچ سابقهی سکته مقایسه کردند. نتایج نشان داد که بیماران زیر چهلوپنج سال سن که سرخرگهایشان پاره شده بود احتمال داشت که پنج بار بیشتر از افراد سالم همان سن کایروپراکتیک را در هفتهی پیش از تشخیص آسیبدیدگی ملاقات کرده باشند. این موضوع دلالت دارد بر اینکه درمان کایروپراکتیک میتواند خطر آسیب به سرخرگها را به نسبت پنج بار افزایش دهد.
یکی از ما، یعنی پروفسور ارنست، نشریات را در زمینهی خطر دستورزی ستونمهرهها بهطور مکرر مرور کرده است. تا امروز در حدود ۷۰۰ مورد جدی عوارض در این نشریات مستند شده است. این باید یک نگرانی عمده برای مقامات بهداشتی باشد، بهویژه کم گزارشدادن به این معنا است که تعداد واقعی موارد بسیار بیشتر است. درواقع، اگر دستورزی ستونمهرهها مانند دارویی با چنین عوارض جانبی وسیع و جدی و منافع مشهود جزئی بود، بهطور یقین تاکنون از بازار جمعآوری شده بود... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
شاید مهمترین مطالعه توسط پژوهشگران کانادایی در سال ۲۰۰۱ انجام شد که نتیجه گرفتند خطر آسیب به سرخرگها یک مورد در هر ۱۰۰ هزار نفری است که دستورزی گردنی کایروپراکتیک را دریافت میدارند. آنها بیمارانی را که سرخرگهای مهرهی ایشان آسیب دیده بود با گروههای کنترل بدون هیچ سابقهی سکته مقایسه کردند. نتایج نشان داد که بیماران زیر چهلوپنج سال سن که سرخرگهایشان پاره شده بود احتمال داشت که پنج بار بیشتر از افراد سالم همان سن کایروپراکتیک را در هفتهی پیش از تشخیص آسیبدیدگی ملاقات کرده باشند. این موضوع دلالت دارد بر اینکه درمان کایروپراکتیک میتواند خطر آسیب به سرخرگها را به نسبت پنج بار افزایش دهد.
یکی از ما، یعنی پروفسور ارنست، نشریات را در زمینهی خطر دستورزی ستونمهرهها بهطور مکرر مرور کرده است. تا امروز در حدود ۷۰۰ مورد جدی عوارض در این نشریات مستند شده است. این باید یک نگرانی عمده برای مقامات بهداشتی باشد، بهویژه کم گزارشدادن به این معنا است که تعداد واقعی موارد بسیار بیشتر است. درواقع، اگر دستورزی ستونمهرهها مانند دارویی با چنین عوارض جانبی وسیع و جدی و منافع مشهود جزئی بود، بهطور یقین تاکنون از بازار جمعآوری شده بود... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
خطرهای کایروپراکتیکدرمانی
شاید مهمترین مطالعه توسط پژوهشگران کانادایی در سال ۲۰۰۱ انجام شد که نتیجه گرفتند خطر آسیب به سرخرگها یک مورد در هر ۱۰۰ هزار نفری است که دستورزی گردنی کایروپراکتیک را دریافت میدارند. آنها بیمارانی را که سرخرگهای مهرهی ایشان آسیب دیده بود با گروههای…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
تاریخچهی پیدایش طب سوزنی
بیشتر افراد گمان میکنند که طب سوزنی شیوهی سوراخکردن پوست با سوزنها برای بهبود سلامتی یک سیستم پزشکی است که اصل آن از چین آمده است. درواقع قدیمیترین مدرک برای این عمل در قلب اروپا کشف شده است. در سال ۱۹۹۱ دو گردشگر آلمانی بهنام هلمرت و اریکا سیمون که داشتند در یکی از یخچالهای آلپ در اوتس در نزدیکی مرز ایتالیا و اتریش پیادهروی میکردند با جسد منجمدی روبرو شدند. در ابتدا آنها فکر کردند که این جسد یک کوهنورد معاصر است که در اثر شرایط بد آب و هوا جانش را از دست داده است. درواقع آنها به بقایای یک انسان ۵۰۰۰ ساله برخورد کرده بودند.
اوتسی مرد یخی که بهنام درهای که در آنجا پیدا شد نام گرفت، از شهرت جهانی برخوردار شد، زیرا بدن او بهعلت هوای بسیار سرد بهشکل قابل ملاحظهای از فساد محفوظ مانده بود. او قدیمیترین انسان مومیاییشدهی اروپایی است. دانشمندان شروع به معاینهی اوتسی کردند و بهزودی یک رشته اکتشافات حیرتانگیزی انجام شد. برای مثال محتویات معدهی او نشان داد که آخرین وعدهی غذایش گوشت بز کوهی و گوزن سرخ بوده است. بررسی دانههای گردهای که همراه گوشت بود، نشان میداد که او در بهار مرده است. او با خود تبری داشت که از ۹۹/۷ درصد مس خالص ساخته شده بود، و موی او حاوی آلودگی زیاد با مس بود که دلالت بر این میکرد که ممکن است شغل او گداختن مس بوده است.
یکی از نتایج غیرمنتظرهی مسیرهای پژوهش توسط دکتر فرانک بار از آکادمی طب سوزنی و طب شنوایی آلمان آغاز شد. از دیدگاه او جالبترین جنبهی اوتسی رشتهخالکوبیهایی بود که بخشهایی از بدن او را پوشانده بود. این خالکوبیها شامل خطها و نقطههایی میشدند که تصویر نبودند و بهنظر میرسید پانزده گروه مشخص را تشکیل میدادند. علاوهبر آن بار متوجه شد که این علامتها در مکانهای آشنایی بودند: «من در شگفت شدم ۸۰ درصد این نقاط مشابه همان نقاطی بودند که امروزه در طب سوزنی بهکار میروند.»
هنگامی که او تصاویر را به سایر کارشناسان طب سوزنی نشان داد، آنها تایید کردند که بهنظر میرسد بخش عظیمی از این خالکوبیها در فاصلهی شش میلیمتری نقاط شناختهشدهی طب سوزنی قرار دارند و بقیهی آنها نزدیک مناطقی قرار دارند که در طب سوزنی دارای اهمیت ویژهای است. با در نظر گرفتن تغییر شکل پوست اوتسی در ۵۰۰۰ سال گذشته حتی ممکن بود که هر نقطهی خالکوبی مطابق نقاط طب سوزنی باشد. دکتر بار به این نتیجه رسید که این علامات توسط یک درمانگر باستانی ایجاد شده است تا اوتسی بتواند با استفاده از این خالکوبیها بهعنوان یک راهنما و فروبردن سوزنها در محلهای صحیح خود را درمان کند.
در حالیکه منتقدان اظهار میدارند که نزدیکی خالکوبیها و نقاط طب سوزنی چیزی جز یک تصادف بیمعنی نیست. دکتر بار اطمینان دارد که اوتسی واقعاً یک بیمار طب سوزنی ماقبل تاریخی بوده. او اشاره دارد بر اینکه الگوی جای خالکوبیها دلالت دارد بر روش درمانی طب سوزنی ویژهای -بخش عمدهای از جای خالکوبیها دقیقاً همانهایی هستند که یک سوزنگر امروزی برای درمان کمردرد استفاده میکند، و بقیهی آنها را میتوان به ناراحتیهای شکمی ارتباط داد بار و همکارانش در مقالهای که در سال ۱۹۹۹ در مجلهی بسیار معتبر لانست انتشار دادند نوشتند: «از دیدگاه سوزنگر مجموع نقاط انتخابشده نشانهی شیوهی درمانی معنیداری است.» نهتنها ما یک شیوهی درمانی مشهود داریم بلکه ما یک تشخیص داریم که با پیشبینی جور درمیآید، زیرا مطالعات رادیولوژیکی نشان داده است که اوتسی در ناحیهی کمری ستون فقرات دچار آرتریت بوده است، و نیز میدانیم که تعداد زیادی تخم کرم شلاقی در کولون او وجود داشت که سبب ناراحتیهای شکمی شدیدی در او میشده است.
با وجود این ادعا که اوتسی قدیمیترین بیمار سوزنی شناختهشده است، چینیها اصرار میورزند که منشأ این شیوه در شرق آسیاست. بر طبق افسانهها اثر طب سوزنی بهطور غیرمترقبه توسط سربازی کشف شد که در جنگ مغولستان در ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تیری به او اصابت کرد. خوشبختانه تیر کشندهای نبود و ظاهراً بعد از مدتها بیماری شفا یافت. مدارک مستندتر در مورد منشأ طب سوزنی در مقبرههای پیش از تاریخ یافت شده است که در آنجا باستانشناسان ابزارهای سنگی ظریفی را کشف کردهاند که ظاهراً برای سوزنزدن بهکار میرفتهاند. گمان بر این است که چنین ابزارهایی از این جهت ساخته میشدند که چینیهای باستان اعتقاد داشتند که تمام بیماریها توسط شیاطین در بدن انسان ایجاد میشوند. فکر میکردند شاید فروبردن سوزنها در بدن میتواند چنین شیاطینی را کشته و یا بیرون کند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
بیشتر افراد گمان میکنند که طب سوزنی شیوهی سوراخکردن پوست با سوزنها برای بهبود سلامتی یک سیستم پزشکی است که اصل آن از چین آمده است. درواقع قدیمیترین مدرک برای این عمل در قلب اروپا کشف شده است. در سال ۱۹۹۱ دو گردشگر آلمانی بهنام هلمرت و اریکا سیمون که داشتند در یکی از یخچالهای آلپ در اوتس در نزدیکی مرز ایتالیا و اتریش پیادهروی میکردند با جسد منجمدی روبرو شدند. در ابتدا آنها فکر کردند که این جسد یک کوهنورد معاصر است که در اثر شرایط بد آب و هوا جانش را از دست داده است. درواقع آنها به بقایای یک انسان ۵۰۰۰ ساله برخورد کرده بودند.
اوتسی مرد یخی که بهنام درهای که در آنجا پیدا شد نام گرفت، از شهرت جهانی برخوردار شد، زیرا بدن او بهعلت هوای بسیار سرد بهشکل قابل ملاحظهای از فساد محفوظ مانده بود. او قدیمیترین انسان مومیاییشدهی اروپایی است. دانشمندان شروع به معاینهی اوتسی کردند و بهزودی یک رشته اکتشافات حیرتانگیزی انجام شد. برای مثال محتویات معدهی او نشان داد که آخرین وعدهی غذایش گوشت بز کوهی و گوزن سرخ بوده است. بررسی دانههای گردهای که همراه گوشت بود، نشان میداد که او در بهار مرده است. او با خود تبری داشت که از ۹۹/۷ درصد مس خالص ساخته شده بود، و موی او حاوی آلودگی زیاد با مس بود که دلالت بر این میکرد که ممکن است شغل او گداختن مس بوده است.
یکی از نتایج غیرمنتظرهی مسیرهای پژوهش توسط دکتر فرانک بار از آکادمی طب سوزنی و طب شنوایی آلمان آغاز شد. از دیدگاه او جالبترین جنبهی اوتسی رشتهخالکوبیهایی بود که بخشهایی از بدن او را پوشانده بود. این خالکوبیها شامل خطها و نقطههایی میشدند که تصویر نبودند و بهنظر میرسید پانزده گروه مشخص را تشکیل میدادند. علاوهبر آن بار متوجه شد که این علامتها در مکانهای آشنایی بودند: «من در شگفت شدم ۸۰ درصد این نقاط مشابه همان نقاطی بودند که امروزه در طب سوزنی بهکار میروند.»
هنگامی که او تصاویر را به سایر کارشناسان طب سوزنی نشان داد، آنها تایید کردند که بهنظر میرسد بخش عظیمی از این خالکوبیها در فاصلهی شش میلیمتری نقاط شناختهشدهی طب سوزنی قرار دارند و بقیهی آنها نزدیک مناطقی قرار دارند که در طب سوزنی دارای اهمیت ویژهای است. با در نظر گرفتن تغییر شکل پوست اوتسی در ۵۰۰۰ سال گذشته حتی ممکن بود که هر نقطهی خالکوبی مطابق نقاط طب سوزنی باشد. دکتر بار به این نتیجه رسید که این علامات توسط یک درمانگر باستانی ایجاد شده است تا اوتسی بتواند با استفاده از این خالکوبیها بهعنوان یک راهنما و فروبردن سوزنها در محلهای صحیح خود را درمان کند.
در حالیکه منتقدان اظهار میدارند که نزدیکی خالکوبیها و نقاط طب سوزنی چیزی جز یک تصادف بیمعنی نیست. دکتر بار اطمینان دارد که اوتسی واقعاً یک بیمار طب سوزنی ماقبل تاریخی بوده. او اشاره دارد بر اینکه الگوی جای خالکوبیها دلالت دارد بر روش درمانی طب سوزنی ویژهای -بخش عمدهای از جای خالکوبیها دقیقاً همانهایی هستند که یک سوزنگر امروزی برای درمان کمردرد استفاده میکند، و بقیهی آنها را میتوان به ناراحتیهای شکمی ارتباط داد بار و همکارانش در مقالهای که در سال ۱۹۹۹ در مجلهی بسیار معتبر لانست انتشار دادند نوشتند: «از دیدگاه سوزنگر مجموع نقاط انتخابشده نشانهی شیوهی درمانی معنیداری است.» نهتنها ما یک شیوهی درمانی مشهود داریم بلکه ما یک تشخیص داریم که با پیشبینی جور درمیآید، زیرا مطالعات رادیولوژیکی نشان داده است که اوتسی در ناحیهی کمری ستون فقرات دچار آرتریت بوده است، و نیز میدانیم که تعداد زیادی تخم کرم شلاقی در کولون او وجود داشت که سبب ناراحتیهای شکمی شدیدی در او میشده است.
با وجود این ادعا که اوتسی قدیمیترین بیمار سوزنی شناختهشده است، چینیها اصرار میورزند که منشأ این شیوه در شرق آسیاست. بر طبق افسانهها اثر طب سوزنی بهطور غیرمترقبه توسط سربازی کشف شد که در جنگ مغولستان در ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تیری به او اصابت کرد. خوشبختانه تیر کشندهای نبود و ظاهراً بعد از مدتها بیماری شفا یافت. مدارک مستندتر در مورد منشأ طب سوزنی در مقبرههای پیش از تاریخ یافت شده است که در آنجا باستانشناسان ابزارهای سنگی ظریفی را کشف کردهاند که ظاهراً برای سوزنزدن بهکار میرفتهاند. گمان بر این است که چنین ابزارهایی از این جهت ساخته میشدند که چینیهای باستان اعتقاد داشتند که تمام بیماریها توسط شیاطین در بدن انسان ایجاد میشوند. فکر میکردند شاید فروبردن سوزنها در بدن میتواند چنین شیاطینی را کشته و یا بیرون کند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
خطرهای کایروپراکتیکدرمانی
شاید مهمترین مطالعه توسط پژوهشگران کانادایی در سال ۲۰۰۱ انجام شد که نتیجه گرفتند خطر آسیب به سرخرگها یک مورد در هر ۱۰۰ هزار نفری است که دستورزی گردنی کایروپراکتیک را دریافت میدارند. آنها بیمارانی را که سرخرگهای مهرهی ایشان آسیب دیده بود با گروههای کنترل بدون هیچ سابقهی سکته مقایسه کردند. نتایج نشان داد که بیماران زیر چهلوپنج سال سن که سرخرگهایشان پاره شده بود احتمال داشت که پنج بار بیشتر از افراد سالم همان سن کایروپراکتیک را در هفتهی پیش از تشخیص آسیبدیدگی ملاقات کرده باشند. این موضوع دلالت دارد بر اینکه درمان کایروپراکتیک میتواند خطر آسیب به سرخرگها را به نسبت پنج بار افزایش دهد.
یکی از ما، یعنی پروفسور ارنست، نشریات را در زمینهی خطر دستورزی ستونمهرهها بهطور مکرر مرور کرده است. تا امروز در حدود ۷۰۰ مورد جدی عوارض در این نشریات مستند شده است. این باید یک نگرانی عمده برای مقامات بهداشتی باشد، بهویژه کم گزارشدادن به این معنا است که تعداد واقعی موارد بسیار بیشتر است. درواقع، اگر دستورزی ستونمهرهها مانند دارویی با چنین عوارض جانبی وسیع و جدی و منافع مشهود جزئی بود، بهطور یقین تاکنون از بازار جمعآوری شده بود... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
شاید مهمترین مطالعه توسط پژوهشگران کانادایی در سال ۲۰۰۱ انجام شد که نتیجه گرفتند خطر آسیب به سرخرگها یک مورد در هر ۱۰۰ هزار نفری است که دستورزی گردنی کایروپراکتیک را دریافت میدارند. آنها بیمارانی را که سرخرگهای مهرهی ایشان آسیب دیده بود با گروههای کنترل بدون هیچ سابقهی سکته مقایسه کردند. نتایج نشان داد که بیماران زیر چهلوپنج سال سن که سرخرگهایشان پاره شده بود احتمال داشت که پنج بار بیشتر از افراد سالم همان سن کایروپراکتیک را در هفتهی پیش از تشخیص آسیبدیدگی ملاقات کرده باشند. این موضوع دلالت دارد بر اینکه درمان کایروپراکتیک میتواند خطر آسیب به سرخرگها را به نسبت پنج بار افزایش دهد.
یکی از ما، یعنی پروفسور ارنست، نشریات را در زمینهی خطر دستورزی ستونمهرهها بهطور مکرر مرور کرده است. تا امروز در حدود ۷۰۰ مورد جدی عوارض در این نشریات مستند شده است. این باید یک نگرانی عمده برای مقامات بهداشتی باشد، بهویژه کم گزارشدادن به این معنا است که تعداد واقعی موارد بسیار بیشتر است. درواقع، اگر دستورزی ستونمهرهها مانند دارویی با چنین عوارض جانبی وسیع و جدی و منافع مشهود جزئی بود، بهطور یقین تاکنون از بازار جمعآوری شده بود... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
خطرهای کایروپراکتیکدرمانی
شاید مهمترین مطالعه توسط پژوهشگران کانادایی در سال ۲۰۰۱ انجام شد که نتیجه گرفتند خطر آسیب به سرخرگها یک مورد در هر ۱۰۰ هزار نفری است که دستورزی گردنی کایروپراکتیک را دریافت میدارند. آنها بیمارانی را که سرخرگهای مهرهی ایشان آسیب دیده بود با گروههای…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
تاریخچهی پیدایش طب سوزنی
بیشتر افراد گمان میکنند که طب سوزنی شیوهی سوراخکردن پوست با سوزنها برای بهبود سلامتی یک سیستم پزشکی است که اصل آن از چین آمده است. درواقع قدیمیترین مدرک برای این عمل در قلب اروپا کشف شده است. در سال ۱۹۹۱ دو گردشگر آلمانی بهنام هلمرت و اریکا سیمون که داشتند در یکی از یخچالهای آلپ در اوتس در نزدیکی مرز ایتالیا و اتریش پیادهروی میکردند با جسد منجمدی روبرو شدند. در ابتدا آنها فکر کردند که این جسد یک کوهنورد معاصر است که در اثر شرایط بد آب و هوا جانش را از دست داده است. درواقع آنها به بقایای یک انسان ۵۰۰۰ ساله برخورد کرده بودند.
اوتسی مرد یخی که بهنام درهای که در آنجا پیدا شد نام گرفت، از شهرت جهانی برخوردار شد، زیرا بدن او بهعلت هوای بسیار سرد بهشکل قابل ملاحظهای از فساد محفوظ مانده بود. او قدیمیترین انسان مومیاییشدهی اروپایی است. دانشمندان شروع به معاینهی اوتسی کردند و بهزودی یک رشته اکتشافات حیرتانگیزی انجام شد. برای مثال محتویات معدهی او نشان داد که آخرین وعدهی غذایش گوشت بز کوهی و گوزن سرخ بوده است. بررسی دانههای گردهای که همراه گوشت بود، نشان میداد که او در بهار مرده است. او با خود تبری داشت که از ۹۹/۷ درصد مس خالص ساخته شده بود، و موی او حاوی آلودگی زیاد با مس بود که دلالت بر این میکرد که ممکن است شغل او گداختن مس بوده است.
یکی از نتایج غیرمنتظرهی مسیرهای پژوهش توسط دکتر فرانک بار از آکادمی طب سوزنی و طب شنوایی آلمان آغاز شد. از دیدگاه او جالبترین جنبهی اوتسی رشتهخالکوبیهایی بود که بخشهایی از بدن او را پوشانده بود. این خالکوبیها شامل خطها و نقطههایی میشدند که تصویر نبودند و بهنظر میرسید پانزده گروه مشخص را تشکیل میدادند. علاوهبر آن بار متوجه شد که این علامتها در مکانهای آشنایی بودند: «من در شگفت شدم ۸۰ درصد این نقاط مشابه همان نقاطی بودند که امروزه در طب سوزنی بهکار میروند.»
هنگامی که او تصاویر را به سایر کارشناسان طب سوزنی نشان داد، آنها تایید کردند که بهنظر میرسد بخش عظیمی از این خالکوبیها در فاصلهی شش میلیمتری نقاط شناختهشدهی طب سوزنی قرار دارند و بقیهی آنها نزدیک مناطقی قرار دارند که در طب سوزنی دارای اهمیت ویژهای است. با در نظر گرفتن تغییر شکل پوست اوتسی در ۵۰۰۰ سال گذشته حتی ممکن بود که هر نقطهی خالکوبی مطابق نقاط طب سوزنی باشد. دکتر بار به این نتیجه رسید که این علامات توسط یک درمانگر باستانی ایجاد شده است تا اوتسی بتواند با استفاده از این خالکوبیها بهعنوان یک راهنما و فروبردن سوزنها در محلهای صحیح خود را درمان کند.
در حالیکه منتقدان اظهار میدارند که نزدیکی خالکوبیها و نقاط طب سوزنی چیزی جز یک تصادف بیمعنی نیست. دکتر بار اطمینان دارد که اوتسی واقعاً یک بیمار طب سوزنی ماقبل تاریخی بوده. او اشاره دارد بر اینکه الگوی جای خالکوبیها دلالت دارد بر روش درمانی طب سوزنی ویژهای -بخش عمدهای از جای خالکوبیها دقیقاً همانهایی هستند که یک سوزنگر امروزی برای درمان کمردرد استفاده میکند، و بقیهی آنها را میتوان به ناراحتیهای شکمی ارتباط داد بار و همکارانش در مقالهای که در سال ۱۹۹۹ در مجلهی بسیار معتبر لانست انتشار دادند نوشتند: «از دیدگاه سوزنگر مجموع نقاط انتخابشده نشانهی شیوهی درمانی معنیداری است.» نهتنها ما یک شیوهی درمانی مشهود داریم بلکه ما یک تشخیص داریم که با پیشبینی جور درمیآید، زیرا مطالعات رادیولوژیکی نشان داده است که اوتسی در ناحیهی کمری ستون فقرات دچار آرتریت بوده است، و نیز میدانیم که تعداد زیادی تخم کرم شلاقی در کولون او وجود داشت که سبب ناراحتیهای شکمی شدیدی در او میشده است.
با وجود این ادعا که اوتسی قدیمیترین بیمار سوزنی شناختهشده است، چینیها اصرار میورزند که منشأ این شیوه در شرق آسیاست. بر طبق افسانهها اثر طب سوزنی بهطور غیرمترقبه توسط سربازی کشف شد که در جنگ مغولستان در ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تیری به او اصابت کرد. خوشبختانه تیر کشندهای نبود و ظاهراً بعد از مدتها بیماری شفا یافت. مدارک مستندتر در مورد منشأ طب سوزنی در مقبرههای پیش از تاریخ یافت شده است که در آنجا باستانشناسان ابزارهای سنگی ظریفی را کشف کردهاند که ظاهراً برای سوزنزدن بهکار میرفتهاند. گمان بر این است که چنین ابزارهایی از این جهت ساخته میشدند که چینیهای باستان اعتقاد داشتند که تمام بیماریها توسط شیاطین در بدن انسان ایجاد میشوند. فکر میکردند شاید فروبردن سوزنها در بدن میتواند چنین شیاطینی را کشته و یا بیرون کند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
بیشتر افراد گمان میکنند که طب سوزنی شیوهی سوراخکردن پوست با سوزنها برای بهبود سلامتی یک سیستم پزشکی است که اصل آن از چین آمده است. درواقع قدیمیترین مدرک برای این عمل در قلب اروپا کشف شده است. در سال ۱۹۹۱ دو گردشگر آلمانی بهنام هلمرت و اریکا سیمون که داشتند در یکی از یخچالهای آلپ در اوتس در نزدیکی مرز ایتالیا و اتریش پیادهروی میکردند با جسد منجمدی روبرو شدند. در ابتدا آنها فکر کردند که این جسد یک کوهنورد معاصر است که در اثر شرایط بد آب و هوا جانش را از دست داده است. درواقع آنها به بقایای یک انسان ۵۰۰۰ ساله برخورد کرده بودند.
اوتسی مرد یخی که بهنام درهای که در آنجا پیدا شد نام گرفت، از شهرت جهانی برخوردار شد، زیرا بدن او بهعلت هوای بسیار سرد بهشکل قابل ملاحظهای از فساد محفوظ مانده بود. او قدیمیترین انسان مومیاییشدهی اروپایی است. دانشمندان شروع به معاینهی اوتسی کردند و بهزودی یک رشته اکتشافات حیرتانگیزی انجام شد. برای مثال محتویات معدهی او نشان داد که آخرین وعدهی غذایش گوشت بز کوهی و گوزن سرخ بوده است. بررسی دانههای گردهای که همراه گوشت بود، نشان میداد که او در بهار مرده است. او با خود تبری داشت که از ۹۹/۷ درصد مس خالص ساخته شده بود، و موی او حاوی آلودگی زیاد با مس بود که دلالت بر این میکرد که ممکن است شغل او گداختن مس بوده است.
یکی از نتایج غیرمنتظرهی مسیرهای پژوهش توسط دکتر فرانک بار از آکادمی طب سوزنی و طب شنوایی آلمان آغاز شد. از دیدگاه او جالبترین جنبهی اوتسی رشتهخالکوبیهایی بود که بخشهایی از بدن او را پوشانده بود. این خالکوبیها شامل خطها و نقطههایی میشدند که تصویر نبودند و بهنظر میرسید پانزده گروه مشخص را تشکیل میدادند. علاوهبر آن بار متوجه شد که این علامتها در مکانهای آشنایی بودند: «من در شگفت شدم ۸۰ درصد این نقاط مشابه همان نقاطی بودند که امروزه در طب سوزنی بهکار میروند.»
هنگامی که او تصاویر را به سایر کارشناسان طب سوزنی نشان داد، آنها تایید کردند که بهنظر میرسد بخش عظیمی از این خالکوبیها در فاصلهی شش میلیمتری نقاط شناختهشدهی طب سوزنی قرار دارند و بقیهی آنها نزدیک مناطقی قرار دارند که در طب سوزنی دارای اهمیت ویژهای است. با در نظر گرفتن تغییر شکل پوست اوتسی در ۵۰۰۰ سال گذشته حتی ممکن بود که هر نقطهی خالکوبی مطابق نقاط طب سوزنی باشد. دکتر بار به این نتیجه رسید که این علامات توسط یک درمانگر باستانی ایجاد شده است تا اوتسی بتواند با استفاده از این خالکوبیها بهعنوان یک راهنما و فروبردن سوزنها در محلهای صحیح خود را درمان کند.
در حالیکه منتقدان اظهار میدارند که نزدیکی خالکوبیها و نقاط طب سوزنی چیزی جز یک تصادف بیمعنی نیست. دکتر بار اطمینان دارد که اوتسی واقعاً یک بیمار طب سوزنی ماقبل تاریخی بوده. او اشاره دارد بر اینکه الگوی جای خالکوبیها دلالت دارد بر روش درمانی طب سوزنی ویژهای -بخش عمدهای از جای خالکوبیها دقیقاً همانهایی هستند که یک سوزنگر امروزی برای درمان کمردرد استفاده میکند، و بقیهی آنها را میتوان به ناراحتیهای شکمی ارتباط داد بار و همکارانش در مقالهای که در سال ۱۹۹۹ در مجلهی بسیار معتبر لانست انتشار دادند نوشتند: «از دیدگاه سوزنگر مجموع نقاط انتخابشده نشانهی شیوهی درمانی معنیداری است.» نهتنها ما یک شیوهی درمانی مشهود داریم بلکه ما یک تشخیص داریم که با پیشبینی جور درمیآید، زیرا مطالعات رادیولوژیکی نشان داده است که اوتسی در ناحیهی کمری ستون فقرات دچار آرتریت بوده است، و نیز میدانیم که تعداد زیادی تخم کرم شلاقی در کولون او وجود داشت که سبب ناراحتیهای شکمی شدیدی در او میشده است.
با وجود این ادعا که اوتسی قدیمیترین بیمار سوزنی شناختهشده است، چینیها اصرار میورزند که منشأ این شیوه در شرق آسیاست. بر طبق افسانهها اثر طب سوزنی بهطور غیرمترقبه توسط سربازی کشف شد که در جنگ مغولستان در ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تیری به او اصابت کرد. خوشبختانه تیر کشندهای نبود و ظاهراً بعد از مدتها بیماری شفا یافت. مدارک مستندتر در مورد منشأ طب سوزنی در مقبرههای پیش از تاریخ یافت شده است که در آنجا باستانشناسان ابزارهای سنگی ظریفی را کشف کردهاند که ظاهراً برای سوزنزدن بهکار میرفتهاند. گمان بر این است که چنین ابزارهایی از این جهت ساخته میشدند که چینیهای باستان اعتقاد داشتند که تمام بیماریها توسط شیاطین در بدن انسان ایجاد میشوند. فکر میکردند شاید فروبردن سوزنها در بدن میتواند چنین شیاطینی را کشته و یا بیرون کند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
قدرت دارونما
اولین ثبت اختراعی (patent) که زیر نظر قانون اساسی ایالات متحده صادر شد به پزشکی بهنام الیشا پرکینز داده شد، که یک جفت میله را اختراع کرده بود که ادعا میکرد که درد را از بدن بیماران بیرون میکشد. این میلهها که آنها را کِشنده (tractor) مینامید، در درون بدن بیمار کار گذاشته نمیشدند بلکه بهمدت چند دقیقه بر روی نواحی دردناک مالیده میشدند که در این مدت ادعا میشد مایع الکتریکی مضری را که ریشهی درد بود بیرون میکشید. لوئیجی گالوانی در همان وقت نشان داده بود که اعصاب ارگانیسمهای زنده به «الکتریسیتهی حیوانی» پاسخ میدهند. بهاینترتیب کشندههای پرکینز بخشی از مد فراگیر در مراقبتهای بهداشتی بود که بر پایهی اصول الکتریسیته بنا نهاده شده بود.
پرکینز ادعا میکرد که کشندههای او علاوهبر الکترودرمانی انواع دردها، نیز میتواند روماتیسم، نقرس، کرختی و ضعف عضلانی را درمان کند. او که به ۵۰۰۰ بیمار راضی خود میبالید طولی نکشید که اعتبارش با حمایت چندین دانشکدهی پزشکی و افراد مشهوری مانند جورج واشینگتن که خودش یک جفت از آن را خریده بود، گسترش یافت. هنگامیکه بنجامین پسر پرکینز به لندن مهاجرت کرد و تأثیر کشندههای فلزی بر روی بدن انسان را منتشر کرد این ایده در اروپا رایج شد. هم پدر و هم پسر از این ابزار خود ثروت زیادی را بهدست آوردند -همچنین برای کشندهی درمانی از بیماران خود مقدار زیادی پول میگرفتند و نیز این کشندهها را به پزشکان دیگر بهقیمت ۵ گینی (guinea) میفروختند. آنها ادعا میکردند که گرانی این کشندهها به این علت است که از آلیاژ کمیابی ساخته شدهاند و این آلیاژ ظاهراً در قدرت شفابخشی آنها مهم هستند.
در هر حال یک پزشک بازنشستهی انگلیسی بهنام جان هیگارث نسبت به قدرت معجزهآسای این کشندهها مشکوک شد. او در باث زندگی میکرد که در آن موقع یک مرکز بهداشتی پررونقی برای اشراف بود و او پیوسته در مورد شفاهایی که به کشندههای پرکینز نسبت داده میشد چیزهایی میشنید که تمامی نامعقول بود. او میپذیرفت بیمارانی که با کشندههای پرکینز درمان شده بودند واقعاً احساس بهتری داشتند، ولی او حدس میزد که این میلهها اصولاً قلابی بوده و اثر آنها بر روی ذهن بیماران است نه بدن آنها. بهعبارت دیگر بیماران سادهلوح فقط ممکن بود خود را قانع میکردند که احساس بهتری دارند زیرا آنها به این کشندههای اغراقآمیز و گرانقیمت ایمان داشتند. برای آزمون نظریهاش او در نامهای به یکی از همکارانش پیشنهادی کرد:
"بگذارید در مورد فایدهی آنها بهطور بیطرفانه تحقیق شود، تا اگر صحت داشت، شهرت آنها تایید شود و اگر فقط بر پایهی توهم بود، افکار عمومی را تصحیح کرد... یک جفت کشندههای جعلی درست کنید که دقیقاً شبیه کشندههای واقعی باشند. بگذارید این موضوع مخفی بماند، نهفقط از بیمار بلکه از هر کس دیگری. بگذارید که اثربخشی هردو کشنده بیطرفانه آزمایش شود و گزارش اثرهای حاصل از کشندههای جعلی و واقعی بهطور کامل از زبان بیمارن ارائه شود." بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
اولین ثبت اختراعی (patent) که زیر نظر قانون اساسی ایالات متحده صادر شد به پزشکی بهنام الیشا پرکینز داده شد، که یک جفت میله را اختراع کرده بود که ادعا میکرد که درد را از بدن بیماران بیرون میکشد. این میلهها که آنها را کِشنده (tractor) مینامید، در درون بدن بیمار کار گذاشته نمیشدند بلکه بهمدت چند دقیقه بر روی نواحی دردناک مالیده میشدند که در این مدت ادعا میشد مایع الکتریکی مضری را که ریشهی درد بود بیرون میکشید. لوئیجی گالوانی در همان وقت نشان داده بود که اعصاب ارگانیسمهای زنده به «الکتریسیتهی حیوانی» پاسخ میدهند. بهاینترتیب کشندههای پرکینز بخشی از مد فراگیر در مراقبتهای بهداشتی بود که بر پایهی اصول الکتریسیته بنا نهاده شده بود.
پرکینز ادعا میکرد که کشندههای او علاوهبر الکترودرمانی انواع دردها، نیز میتواند روماتیسم، نقرس، کرختی و ضعف عضلانی را درمان کند. او که به ۵۰۰۰ بیمار راضی خود میبالید طولی نکشید که اعتبارش با حمایت چندین دانشکدهی پزشکی و افراد مشهوری مانند جورج واشینگتن که خودش یک جفت از آن را خریده بود، گسترش یافت. هنگامیکه بنجامین پسر پرکینز به لندن مهاجرت کرد و تأثیر کشندههای فلزی بر روی بدن انسان را منتشر کرد این ایده در اروپا رایج شد. هم پدر و هم پسر از این ابزار خود ثروت زیادی را بهدست آوردند -همچنین برای کشندهی درمانی از بیماران خود مقدار زیادی پول میگرفتند و نیز این کشندهها را به پزشکان دیگر بهقیمت ۵ گینی (guinea) میفروختند. آنها ادعا میکردند که گرانی این کشندهها به این علت است که از آلیاژ کمیابی ساخته شدهاند و این آلیاژ ظاهراً در قدرت شفابخشی آنها مهم هستند.
در هر حال یک پزشک بازنشستهی انگلیسی بهنام جان هیگارث نسبت به قدرت معجزهآسای این کشندهها مشکوک شد. او در باث زندگی میکرد که در آن موقع یک مرکز بهداشتی پررونقی برای اشراف بود و او پیوسته در مورد شفاهایی که به کشندههای پرکینز نسبت داده میشد چیزهایی میشنید که تمامی نامعقول بود. او میپذیرفت بیمارانی که با کشندههای پرکینز درمان شده بودند واقعاً احساس بهتری داشتند، ولی او حدس میزد که این میلهها اصولاً قلابی بوده و اثر آنها بر روی ذهن بیماران است نه بدن آنها. بهعبارت دیگر بیماران سادهلوح فقط ممکن بود خود را قانع میکردند که احساس بهتری دارند زیرا آنها به این کشندههای اغراقآمیز و گرانقیمت ایمان داشتند. برای آزمون نظریهاش او در نامهای به یکی از همکارانش پیشنهادی کرد:
"بگذارید در مورد فایدهی آنها بهطور بیطرفانه تحقیق شود، تا اگر صحت داشت، شهرت آنها تایید شود و اگر فقط بر پایهی توهم بود، افکار عمومی را تصحیح کرد... یک جفت کشندههای جعلی درست کنید که دقیقاً شبیه کشندههای واقعی باشند. بگذارید این موضوع مخفی بماند، نهفقط از بیمار بلکه از هر کس دیگری. بگذارید که اثربخشی هردو کشنده بیطرفانه آزمایش شود و گزارش اثرهای حاصل از کشندههای جعلی و واقعی بهطور کامل از زبان بیمارن ارائه شود." بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
قدرت دارونما
اولین ثبت اختراعی (patent) که زیر نظر قانون اساسی ایالات متحده صادر شد به پزشکی بهنام الیشا پرکینز داده شد، که یک جفت میله را اختراع کرده بود که ادعا میکرد که درد را از بدن بیماران بیرون میکشد. این میلهها که آنها را کِشنده (tractor) مینامید، در درون…
👍1
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
آزمایشهای بیخبری یکسویه و دوسویه
مفهوم بیخبری را میتوان در تمامی آزمایشها بهکار گرفت که به آزمایشهای بالینی بیخبری (blinded clinical trials) معروفاند. برای مثال اگر قرص تازهای آزمایش میشود، پس به تمام بیماران گروه تحتدرمان داده میشود. در حالیکه قرصی که به همان شکل است ولی بدون هیچگونه مادهی مؤثر است به گروه شاهد داده میشود. نکتهی مهم این است که بیماران هیچ اطلاعی ندارند که در گروه درمان هستند یا در گروه شاهد، بنابراین در مورد اینکه آیا آنها درمان میشوند یا نه بیخبر میمانند. اگر هر دو گروه به اثر دارونمای ناشی از امکان دریافت قرصهای واقعی واکنش نشان دهند کاملاً امکان دارد که هر دو گروه علایم بهبود بیماری را نشان دهند. بااینحال اگر قرصهای واقعی تأثیری واقعی فراتر از اثر دارونما را داشته باشند گروه درمان باید علایم بهبودی بیشتری را از گروه شاهد نشان دهند.
در یک آزمایش بیخبری بسیار تعیینکننده است که گروه شاهد و گروه درمان بهشیوهی مشابهی درمان شوند، زیرا هر گونه تفاوت بالقوه میتواند بر بهبودی بیمارن تأثیر کرده و نتایج آزمایش را جانبدارانه (biased) کند. بنابراین همانطور که قرصهای دریافتی شبیه هم هستند بیماران هر دو گروه نیز باید در همان محل درمان شده و همان مقدار مراقبت را دریافت دارند و غیره. همهی این عوامل میتوانند در ایجاد بهاصطلاح اثرهای غیراختصاصی (non-specific effects) -یعنی اثرهایی که از زمینهی فرآیند درمان ناشی میشوند، ولی بهطور مستقیم حاصل خود درمان نیستند- شرکت داشته باشند. اثر غیراختصاصی اصطلاح جامعی است که اثر دارونما را هم میپوشاند.
حتی لازم است که بیماران هر دو گروه را دقیقاً به یک روش تحت نظر گرفت، زیرا نشان داده شده است که عمل پایش (monitoring) از نزدیک عموماً میتواند به تغییر مثبتی در سلامتی یا کارکرد بیمار منجر شود. این جریان به نام اثر هاثورن (Hawthorne effect) معروف است. اصطلاحی که پس از بازدید پژوهشگران از تأسیسات هاثورن در ایلینوی که بخشی از شرکت وسترن الکتریک بود ساخته شد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
مفهوم بیخبری را میتوان در تمامی آزمایشها بهکار گرفت که به آزمایشهای بالینی بیخبری (blinded clinical trials) معروفاند. برای مثال اگر قرص تازهای آزمایش میشود، پس به تمام بیماران گروه تحتدرمان داده میشود. در حالیکه قرصی که به همان شکل است ولی بدون هیچگونه مادهی مؤثر است به گروه شاهد داده میشود. نکتهی مهم این است که بیماران هیچ اطلاعی ندارند که در گروه درمان هستند یا در گروه شاهد، بنابراین در مورد اینکه آیا آنها درمان میشوند یا نه بیخبر میمانند. اگر هر دو گروه به اثر دارونمای ناشی از امکان دریافت قرصهای واقعی واکنش نشان دهند کاملاً امکان دارد که هر دو گروه علایم بهبود بیماری را نشان دهند. بااینحال اگر قرصهای واقعی تأثیری واقعی فراتر از اثر دارونما را داشته باشند گروه درمان باید علایم بهبودی بیشتری را از گروه شاهد نشان دهند.
در یک آزمایش بیخبری بسیار تعیینکننده است که گروه شاهد و گروه درمان بهشیوهی مشابهی درمان شوند، زیرا هر گونه تفاوت بالقوه میتواند بر بهبودی بیمارن تأثیر کرده و نتایج آزمایش را جانبدارانه (biased) کند. بنابراین همانطور که قرصهای دریافتی شبیه هم هستند بیماران هر دو گروه نیز باید در همان محل درمان شده و همان مقدار مراقبت را دریافت دارند و غیره. همهی این عوامل میتوانند در ایجاد بهاصطلاح اثرهای غیراختصاصی (non-specific effects) -یعنی اثرهایی که از زمینهی فرآیند درمان ناشی میشوند، ولی بهطور مستقیم حاصل خود درمان نیستند- شرکت داشته باشند. اثر غیراختصاصی اصطلاح جامعی است که اثر دارونما را هم میپوشاند.
حتی لازم است که بیماران هر دو گروه را دقیقاً به یک روش تحت نظر گرفت، زیرا نشان داده شده است که عمل پایش (monitoring) از نزدیک عموماً میتواند به تغییر مثبتی در سلامتی یا کارکرد بیمار منجر شود. این جریان به نام اثر هاثورن (Hawthorne effect) معروف است. اصطلاحی که پس از بازدید پژوهشگران از تأسیسات هاثورن در ایلینوی که بخشی از شرکت وسترن الکتریک بود ساخته شد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
آزمایشهای بیخبری یکسویه و دوسویه
مفهوم بیخبری را میتوان در تمامی آزمایشها بهکار گرفت که به آزمایشهای بالینی بیخبری (blinded clinical trials) معروفاند. برای مثال اگر قرص تازهای آزمایش میشود، پس به تمام بیماران گروه تحتدرمان داده میشود. در حالیکه قرصی که به همان شکل است ولی بدون…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
طب سوزنی و چالشهایش
تاریخچهی پژوهش بر روی طب سوزنی مسیر پر پیچ و خمی را پیموده است و مقالات پژوهشی بیشتری بهویژه با استفاده از سوزنهای دروغی تلسکوپی جدید و ارزیابی کاملتر آزمایشهای مگای آلمانی، در آینده منتشر خواهد شد. بنابراین بهاحتمال بهنظر میرسد که درک ما از طب سوزنی بسیار نزدیک به واقعیت باشد. خلاصهی آنچه از پژوهشهای مفصل میدانیم این است:
۱ اصول سنتی طب سوزنی بهطور عمیقی نادرست است، زیرا بههیچوجه مدرکی که وجود چی را نشان دهد وجود ندارد.
۲ در سه دههی گذشته شمار عظیمی از آزمایشهای بالینی اثر طب سوزنی را بر روی اختلالات متعددی آزموده است. بعضی از این آزمایشها به تأثیر طب سوزنی اشاره داشتهاند. متاسفانه بیشترین آنها بدون گروههای کنترلشده با دارونما و ناقص بودهاند -بنابراین اکثر آزمایشهای مثبت غیرقابل اطمینان هستند.
۳ با تمرکز به تعداد روزافزونی مقالات پژوهشی دارای کیفیت بالا، نتیجهگیریهای قابل اطمینان از بررسیهای سامانمند آشکار میکند که طب سوزنی بر طیف وسیعی از ناراحتی اثری ندارد، مگر همچون دارونما، بنابراین اگر میبینید که درمانگاهی طب سوزنی را تبلیغ کرده است پس میتوانید تصور کنید که احتمالاً بهجز درمان بعضی از انواع دردها و تهوع واقعاً تأثیری ندارد.
۴ آزمایشهای باکیفیت بالایی وجود دارد که استفاده از طب سوزنی را برای بعضی انواع درد و تهوع توصیه میکند ولی آزمایشهای دارای کیفیت بالایی نیز وجود دارد که با این نتیجهگیریها در تضاد است. بهعبارت کوتاه، مدارک نه یکدست هستند و نه قانعکننده -بلکه در حد وسط قرار دارند.
این چهار معیار شامل انواع دیگر طب سوزنی نیز میشود، مانند طب فشاری (acupressure) (فشار با انگشتان دست و پا با چوبهایی که جای سوزنها را میگیرد)، فتیلهگذاری (maxibustion) (گیاه برنجاسف را بر بالای پوست میسوزانند و نقاط طب سوزنی را گرم میکنند) و شکلهایی از طب سوزنی که شامل الکتریسیته، نور لیزر و ارتعاشات صوتی است. این روشهای درمانی نیز بر پایهی همان اصل مرکزی قرار دارند، و صرفاً مسئله این است که آیا نقاط طب سوزنی سوزن زده شدهاند، فشار داده شدهاند، گرم شدهاند، برق داده شدهاند، نور داده شدهاند یا نوسان پیدا کردهاند. این شکلهای جدید طب سوزنی با جدیت کمتری از طب سوزنی مرسوم آزمایش شدهاند ولی رویهمرفته نتیجهگیریها بههمین ترتیب ناامیدکنندهاند.
بهطور خلاصه اگر قرار بود طب سوزنی بههمین روشی بررسی شود، که یک داروی ضددرد مرسوم باید آزمایش شود، در اثبات خودش موفق نمیبود و اجازهی ورود آن به بازار امور بهداشتی داده نمیشد. بااینحال طب سوزنی به یک تجارت بینالمللی چندمیلیارد دلاری تبدیل شده است که بهطور عمده خارج از طب مرسوم قرار دارد. سوزنگران استدلال میکنند که این صنعتی قانونی است، زیرا مدارکی در مورد تأثیر طب سوزنی وجود دارد از سوی دیگر منتقدان بر این نکته اشاره دارند که اکثریت سوزنگران بیماریهایی را درمان میکنند که هیچگونه مدرک قابل اعتباری در موردشان وجود ندارد و حتی در مورد درمان درد و تهوع. منتقدان استدلال میکنند که فواید طب سوزنی اگر اصلاً فایدهای داشته باشد باید نسبتاً کم باشد وگرنه این فواید باید بهطور قطعی در آزمایشهای بالینی نشان داده شده باشد. مهمتر از آنکه هر جلسهی طب سوزنی دستکم ۵۰ دلار هزینه دارد و یک دورهی درمان کامل ممکن است شامل دهها جلسه باشد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
تاریخچهی پژوهش بر روی طب سوزنی مسیر پر پیچ و خمی را پیموده است و مقالات پژوهشی بیشتری بهویژه با استفاده از سوزنهای دروغی تلسکوپی جدید و ارزیابی کاملتر آزمایشهای مگای آلمانی، در آینده منتشر خواهد شد. بنابراین بهاحتمال بهنظر میرسد که درک ما از طب سوزنی بسیار نزدیک به واقعیت باشد. خلاصهی آنچه از پژوهشهای مفصل میدانیم این است:
۱ اصول سنتی طب سوزنی بهطور عمیقی نادرست است، زیرا بههیچوجه مدرکی که وجود چی را نشان دهد وجود ندارد.
۲ در سه دههی گذشته شمار عظیمی از آزمایشهای بالینی اثر طب سوزنی را بر روی اختلالات متعددی آزموده است. بعضی از این آزمایشها به تأثیر طب سوزنی اشاره داشتهاند. متاسفانه بیشترین آنها بدون گروههای کنترلشده با دارونما و ناقص بودهاند -بنابراین اکثر آزمایشهای مثبت غیرقابل اطمینان هستند.
۳ با تمرکز به تعداد روزافزونی مقالات پژوهشی دارای کیفیت بالا، نتیجهگیریهای قابل اطمینان از بررسیهای سامانمند آشکار میکند که طب سوزنی بر طیف وسیعی از ناراحتی اثری ندارد، مگر همچون دارونما، بنابراین اگر میبینید که درمانگاهی طب سوزنی را تبلیغ کرده است پس میتوانید تصور کنید که احتمالاً بهجز درمان بعضی از انواع دردها و تهوع واقعاً تأثیری ندارد.
۴ آزمایشهای باکیفیت بالایی وجود دارد که استفاده از طب سوزنی را برای بعضی انواع درد و تهوع توصیه میکند ولی آزمایشهای دارای کیفیت بالایی نیز وجود دارد که با این نتیجهگیریها در تضاد است. بهعبارت کوتاه، مدارک نه یکدست هستند و نه قانعکننده -بلکه در حد وسط قرار دارند.
این چهار معیار شامل انواع دیگر طب سوزنی نیز میشود، مانند طب فشاری (acupressure) (فشار با انگشتان دست و پا با چوبهایی که جای سوزنها را میگیرد)، فتیلهگذاری (maxibustion) (گیاه برنجاسف را بر بالای پوست میسوزانند و نقاط طب سوزنی را گرم میکنند) و شکلهایی از طب سوزنی که شامل الکتریسیته، نور لیزر و ارتعاشات صوتی است. این روشهای درمانی نیز بر پایهی همان اصل مرکزی قرار دارند، و صرفاً مسئله این است که آیا نقاط طب سوزنی سوزن زده شدهاند، فشار داده شدهاند، گرم شدهاند، برق داده شدهاند، نور داده شدهاند یا نوسان پیدا کردهاند. این شکلهای جدید طب سوزنی با جدیت کمتری از طب سوزنی مرسوم آزمایش شدهاند ولی رویهمرفته نتیجهگیریها بههمین ترتیب ناامیدکنندهاند.
بهطور خلاصه اگر قرار بود طب سوزنی بههمین روشی بررسی شود، که یک داروی ضددرد مرسوم باید آزمایش شود، در اثبات خودش موفق نمیبود و اجازهی ورود آن به بازار امور بهداشتی داده نمیشد. بااینحال طب سوزنی به یک تجارت بینالمللی چندمیلیارد دلاری تبدیل شده است که بهطور عمده خارج از طب مرسوم قرار دارد. سوزنگران استدلال میکنند که این صنعتی قانونی است، زیرا مدارکی در مورد تأثیر طب سوزنی وجود دارد از سوی دیگر منتقدان بر این نکته اشاره دارند که اکثریت سوزنگران بیماریهایی را درمان میکنند که هیچگونه مدرک قابل اعتباری در موردشان وجود ندارد و حتی در مورد درمان درد و تهوع. منتقدان استدلال میکنند که فواید طب سوزنی اگر اصلاً فایدهای داشته باشد باید نسبتاً کم باشد وگرنه این فواید باید بهطور قطعی در آزمایشهای بالینی نشان داده شده باشد. مهمتر از آنکه هر جلسهی طب سوزنی دستکم ۵۰ دلار هزینه دارد و یک دورهی درمان کامل ممکن است شامل دهها جلسه باشد... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
طب سوزنی و چالشهایش
تاریخچهی پژوهش بر روی طب سوزنی مسیر پر پیچ و خمی را پیموده است و مقالات پژوهشی بیشتری بهویژه با استفاده از سوزنهای دروغی تلسکوپی جدید و ارزیابی کاملتر آزمایشهای مگای آلمانی، در آینده منتشر خواهد شد. بنابراین بهاحتمال بهنظر میرسد که درک ما از طب سوزنی…
👍2
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
آزمایش طب سوزنی
در اواخر قرن بیستم مجموعهی تازهای از نتایج حاصل از آخرین آزمایشهای بالینی در مورد طب سوزنی شروع به پدیدارشدن کرد. بهطور کلی این آزمایشها کیفیت بالاتری از آزمایشهای پیشین داشتند و بعضی از آنها اثر طب سوزنی را بر روی بعضی بیماریهایی بررسی کردند که تا پیش از این آزمایش نشده بودند. با اینهمه اطلاعات جدید سازمان بهداشت جهانی تصمیم گرفت که چالش خلاصهکردن همهی این پژوهشها را به عهده بگیرد و نتایج آنها را عرضه کند.
البته سازمان بهداشت جهانی پیش از این در سال ۱۹۷۹ گزارش مختصری را منتشر کرده بود که در مورد توانایی طب سوزنی برای درمان بیش از بیست ناراحتی بسیار مثبت بود، ولی آنها علاقهمند بودند که در پرتو یافتههای جدیدی که به دست میآمد وضعیت آن را دوباره مطالعه کنند. سرانجام گروه سازمان بهداشت جهانی نتایج ۲۹۳ مقالهی پژوهشی را بررسی کرد و نتیجهگیری خود را در سال ۲۰۰۳ در گزارشی با عنوان طب سوزنی: بررسی و تجزیهوتحلیل گزارشها در مورد آزمایشهای بالینی کنترلشده ارائه داد. گزارش جدید کمیت و کیفیت مدارکی را ارزیابی کرد که استفاده از طب سوزنی را برای یک رشتهی کامل از بیماریها تایید میکنند و با تقسیمکردن بیماریها و اختلالات به چهار گروه نتیجهگیریهای خود را خلاصه کرد. اولین گروه شامل بیماریهایی بود که قانعکنندهترین مدارک بهنفع استفاده از طب سوزنی در مورد آنها وجود داشت و چهارمین گروه حاوی بیماریهایی بود که کمترین مدارک متقاعدکننده را داشت:
۱ بیماریهایی که در مورد آنها اثبات شده بود -از طریق آزمایشهای کنترلشده- که «طب سوزنی درمان مؤثری است» این بیماریها شامل ۲۸ مورد از بیماری صبحگاهی (morning sickness) تا سکته بود.
۲ بیماریهایی که «اثرهای درمانی طب سوزنی نشان داده شده بود، ولی برای آنها دلایل بیشتری لازم بود» -که شامل سیوشش بیماری، از دردهای شکمی گرفته تا سیاهسرفه را شامل میشد.
۳ بیماریهایی «که برای آنها فقط آزمایشهای کنترلشدهی انفرادی اثرهای درمانی چندی را گزارش میدهند ولی امتحان طب سوزنی در مورد آنها ارزشمند است زیرا درمان با روشهای درمانی مرسوم یا روشهای درمانی دیگر مشکل است» -شامل نه بیماری، مانند کوررنگی و کری- میشد.
۴ بیماریهایی که «طب سوزنی را میتوان در مورد آنها امتحان کرد بهشرطیکه اجراکنندهی آن تا حدودی معلومات پزشکی نوین را داشته باشد» شامل هفت بیماری مانند تشنج کودکان و اغماء میشد.
گزارش ۲۰۰۳ سازمان بهداشت جهانی نتیجه گرفت که فواید طب سوزنی در مورد نودویک بیماری یا «ثابت شده است» یا «نشان داده شده است». در مورد شش بیماری دیگر یا کمی مثبت و یا مبهم بود و این گزارش استفاده از طب سوزنی را برای هیچ بیماری دیگری مستثنی نکرده بود. گزارش سازمان بهداشت جهانی بهطور قاطع از طب سوزنی حمایت کرده و گزارش سال ۱۹۷۹ خود را دوباره مهر تأیید زد.
طبیعی است که فرض شود که این آخرین کلام در مورد بحث دوبارهی طب سوزنی باشد، زیرا سازمان بهداشت جهانی یک مرجع بینالمللی در مورد مسایل پزشکی است. بهنظر میرسید که طب سوزنی نشان داده که درمان پزشکی نیرومندی است. اما درواقع وضعیت آنقدرها مشخص نیست. متاسفانه همانطور که خواهیم دید گزارش سال ۲۰۰۳ سازمان بهداشت جهانی بهطور حیرتآوری گمراهکننده بود... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
در اواخر قرن بیستم مجموعهی تازهای از نتایج حاصل از آخرین آزمایشهای بالینی در مورد طب سوزنی شروع به پدیدارشدن کرد. بهطور کلی این آزمایشها کیفیت بالاتری از آزمایشهای پیشین داشتند و بعضی از آنها اثر طب سوزنی را بر روی بعضی بیماریهایی بررسی کردند که تا پیش از این آزمایش نشده بودند. با اینهمه اطلاعات جدید سازمان بهداشت جهانی تصمیم گرفت که چالش خلاصهکردن همهی این پژوهشها را به عهده بگیرد و نتایج آنها را عرضه کند.
البته سازمان بهداشت جهانی پیش از این در سال ۱۹۷۹ گزارش مختصری را منتشر کرده بود که در مورد توانایی طب سوزنی برای درمان بیش از بیست ناراحتی بسیار مثبت بود، ولی آنها علاقهمند بودند که در پرتو یافتههای جدیدی که به دست میآمد وضعیت آن را دوباره مطالعه کنند. سرانجام گروه سازمان بهداشت جهانی نتایج ۲۹۳ مقالهی پژوهشی را بررسی کرد و نتیجهگیری خود را در سال ۲۰۰۳ در گزارشی با عنوان طب سوزنی: بررسی و تجزیهوتحلیل گزارشها در مورد آزمایشهای بالینی کنترلشده ارائه داد. گزارش جدید کمیت و کیفیت مدارکی را ارزیابی کرد که استفاده از طب سوزنی را برای یک رشتهی کامل از بیماریها تایید میکنند و با تقسیمکردن بیماریها و اختلالات به چهار گروه نتیجهگیریهای خود را خلاصه کرد. اولین گروه شامل بیماریهایی بود که قانعکنندهترین مدارک بهنفع استفاده از طب سوزنی در مورد آنها وجود داشت و چهارمین گروه حاوی بیماریهایی بود که کمترین مدارک متقاعدکننده را داشت:
۱ بیماریهایی که در مورد آنها اثبات شده بود -از طریق آزمایشهای کنترلشده- که «طب سوزنی درمان مؤثری است» این بیماریها شامل ۲۸ مورد از بیماری صبحگاهی (morning sickness) تا سکته بود.
۲ بیماریهایی که «اثرهای درمانی طب سوزنی نشان داده شده بود، ولی برای آنها دلایل بیشتری لازم بود» -که شامل سیوشش بیماری، از دردهای شکمی گرفته تا سیاهسرفه را شامل میشد.
۳ بیماریهایی «که برای آنها فقط آزمایشهای کنترلشدهی انفرادی اثرهای درمانی چندی را گزارش میدهند ولی امتحان طب سوزنی در مورد آنها ارزشمند است زیرا درمان با روشهای درمانی مرسوم یا روشهای درمانی دیگر مشکل است» -شامل نه بیماری، مانند کوررنگی و کری- میشد.
۴ بیماریهایی که «طب سوزنی را میتوان در مورد آنها امتحان کرد بهشرطیکه اجراکنندهی آن تا حدودی معلومات پزشکی نوین را داشته باشد» شامل هفت بیماری مانند تشنج کودکان و اغماء میشد.
گزارش ۲۰۰۳ سازمان بهداشت جهانی نتیجه گرفت که فواید طب سوزنی در مورد نودویک بیماری یا «ثابت شده است» یا «نشان داده شده است». در مورد شش بیماری دیگر یا کمی مثبت و یا مبهم بود و این گزارش استفاده از طب سوزنی را برای هیچ بیماری دیگری مستثنی نکرده بود. گزارش سازمان بهداشت جهانی بهطور قاطع از طب سوزنی حمایت کرده و گزارش سال ۱۹۷۹ خود را دوباره مهر تأیید زد.
طبیعی است که فرض شود که این آخرین کلام در مورد بحث دوبارهی طب سوزنی باشد، زیرا سازمان بهداشت جهانی یک مرجع بینالمللی در مورد مسایل پزشکی است. بهنظر میرسید که طب سوزنی نشان داده که درمان پزشکی نیرومندی است. اما درواقع وضعیت آنقدرها مشخص نیست. متاسفانه همانطور که خواهیم دید گزارش سال ۲۰۰۳ سازمان بهداشت جهانی بهطور حیرتآوری گمراهکننده بود... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
آزمایش طب سوزنی
در اواخر قرن بیستم مجموعهی تازهای از نتایج حاصل از آخرین آزمایشهای بالینی در مورد طب سوزنی شروع به پدیدارشدن کرد. بهطور کلی این آزمایشها کیفیت بالاتری از آزمایشهای پیشین داشتند و بعضی از آنها اثر طب سوزنی را بر روی بعضی بیماریهایی بررسی کردند که تا…
👍1
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
منشأ هومیوپاتی
منشأ هومیوپاتی بر خلاف طب سوزنی در غبار زمان پنهان نشده است ولی میتوان آن را با کارهای پزشک آلمانی زاموئل هانمان (Samuel Hahnemann) در پایان قرن هجدهم ردیابی کرد. هانمان که در لایپزیک، وین و ارلانگن پزشکی تحصیل کرده بود، بهعنوان یکی از مشهورترین روشنفکران اروپا شناخته میشد. او در زمینهی پزشکی و شیمی تالیفات زیادی داشت و بهعلت آشنایی با انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، یونانی، لاتین، عربی، سریانی، کلانی و عبری رسایل علمی زیادی را ترجمه کرد.
بهنظر میرسید که هانمان حرفهی پزشکی برجستهای را خواهد داشت ولی طی دههی ۱۷۸۰ طبابت مرسوم زمانش را زیر سوال برد. علاوهبر آن او منتقد صریح کسانی بود که مسؤول درمان امپراطور مقدس روم لئوپولد اتریشی بودند که در بیستوچهار ساعت پیش از مرگ در سال ۱۷۹۲ چهار بار فصد (حجامت) شد. بر طبق نظر هانمان تب شدید و نفخ شکم لئوپولد، چنین درمان خطرناکی را لازم نداشت. البته اکنون میدانیم که فصد درواقع یک عمل خطرناک است. پزشکان دربار سلطنتی هم با قاتلنامیدن هانمان بهعلت محرومکردن بیمارانش از آنچه آن را یک عمل پزشکی حیاتی میدانستند، به او پاسخ دادند.
هانمان مرد شریفی بود که هوش را با درستی بهطور توام داشت. او بهتدریج تشخیص داد که همکاران پزشکش در مورد روش تشخیص دقیق بیماران مقدار بسیار کمی میدانند و بدتر از آن اینکه پزشکان در مورد تأثیر درمانهایشان حتی کمتر از آن میدانستند، که به این معنی بود که آنها بیشتر آسیب میرساندند تا فایده. تعجبی نداشت که سرانجام هانمان احساس کرد که نمیتواند به این نوع طبابت ادامه دهد.
"احساس وظیفه بهآسانی به من اجازه نمیدهد که حالت مرض ناشناخته برادران مبتلایم را با این داروهای ناشناخته درمان کنم. فکر اینکه بهاینترتیب در مورد زندگی موجودات انسانی همجنسم یک قاتل یا جنایتکار شوم، برایم بسیار ترسناک بود. آنقدر ترسناک و ناراحتکننده که طبابت را در سال اول ازدواجم ترک کردم و خود را فقط با شیمی و نویسندگی مشغول داشتم." بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
منشأ هومیوپاتی بر خلاف طب سوزنی در غبار زمان پنهان نشده است ولی میتوان آن را با کارهای پزشک آلمانی زاموئل هانمان (Samuel Hahnemann) در پایان قرن هجدهم ردیابی کرد. هانمان که در لایپزیک، وین و ارلانگن پزشکی تحصیل کرده بود، بهعنوان یکی از مشهورترین روشنفکران اروپا شناخته میشد. او در زمینهی پزشکی و شیمی تالیفات زیادی داشت و بهعلت آشنایی با انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، یونانی، لاتین، عربی، سریانی، کلانی و عبری رسایل علمی زیادی را ترجمه کرد.
بهنظر میرسید که هانمان حرفهی پزشکی برجستهای را خواهد داشت ولی طی دههی ۱۷۸۰ طبابت مرسوم زمانش را زیر سوال برد. علاوهبر آن او منتقد صریح کسانی بود که مسؤول درمان امپراطور مقدس روم لئوپولد اتریشی بودند که در بیستوچهار ساعت پیش از مرگ در سال ۱۷۹۲ چهار بار فصد (حجامت) شد. بر طبق نظر هانمان تب شدید و نفخ شکم لئوپولد، چنین درمان خطرناکی را لازم نداشت. البته اکنون میدانیم که فصد درواقع یک عمل خطرناک است. پزشکان دربار سلطنتی هم با قاتلنامیدن هانمان بهعلت محرومکردن بیمارانش از آنچه آن را یک عمل پزشکی حیاتی میدانستند، به او پاسخ دادند.
هانمان مرد شریفی بود که هوش را با درستی بهطور توام داشت. او بهتدریج تشخیص داد که همکاران پزشکش در مورد روش تشخیص دقیق بیماران مقدار بسیار کمی میدانند و بدتر از آن اینکه پزشکان در مورد تأثیر درمانهایشان حتی کمتر از آن میدانستند، که به این معنی بود که آنها بیشتر آسیب میرساندند تا فایده. تعجبی نداشت که سرانجام هانمان احساس کرد که نمیتواند به این نوع طبابت ادامه دهد.
"احساس وظیفه بهآسانی به من اجازه نمیدهد که حالت مرض ناشناخته برادران مبتلایم را با این داروهای ناشناخته درمان کنم. فکر اینکه بهاینترتیب در مورد زندگی موجودات انسانی همجنسم یک قاتل یا جنایتکار شوم، برایم بسیار ترسناک بود. آنقدر ترسناک و ناراحتکننده که طبابت را در سال اول ازدواجم ترک کردم و خود را فقط با شیمی و نویسندگی مشغول داشتم." بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
منشأ هومیوپاتی
منشأ هومیوپاتی بر خلاف طب سوزنی در غبار زمان پنهان نشده است ولی میتوان آن را با کارهای پزشک آلمانی زاموئل هانمان (Samuel Hahnemann) در پایان قرن هجدهم ردیابی کرد. هانمان که در لایپزیک، وین و ارلانگن پزشکی تحصیل کرده بود، بهعنوان یکی از مشهورترین روشنفکران…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
پزشکی قهرمانوار
دههی ۱۸۵۰ به دوران بهاصطلاح «طب قهرمانوار (heroic medicine) «مربوط میشود، که پزشکان احتمالاً بیشتر آسیب میرساندند تا فایده.
«پزشکی قهرمانوار» اصطلاحی است که در قرن بیستم ساخته شد تا طبابت خشنی را که تا اواسط قرن نوزدهم بر مراقبتهای بهداشتی مسلط بود توصیف کند. بیماران مجبور بودند حجامت، پاکسازی رودهها، استفراغ، تعریق و تاولزدن را تحمل کنند که بر بدنی که پیشاپیش ضعیف بود فشار میآورد. علاوهبر همهی اینها، بیمار مقدار زیادی دارو مانند جیوه و آرسنیک دریافت میکرد که امروزه دانشمندان میدانند که بسیار سمی است. فصد شدیدی را که جورج واشینگتن دریافت کرد یک نمونهی برجستهی پزشکی قهرمانوار و اثر زیانبخش آن بر روی بیمار است. برچسب پزشکی قهرمانوار بازتاب نقشی بود که این پزشکان قهرمانوار بازی میکردند، ولی هر کسی که پس از این درمانها زنده میماند قهرمان واقعی بود.
ثروتمندترین بیماران قهرمانترین همهی آنها بودند، زیرا آنها شدیدترین درمانها را تحمل میکردند. این مشاهده در اوایل ۱۶۲۲ انجام شد. بههنگامیکه یک پزشک فلورانسی بهنام آنتونیو دورازینی در مورد میزان بهبودی از تبی که در سراسر آن ناحیه در حال شیوع بود گزارش داد: «کسانی که قادرند بهدنبال مشاوره و درمان پزشکی بروند بیشتر از افراد فقیر میمیرند.» در همین دوران بود که پزشک لاتانزیو ماجیوتی، دوک بزرگ فلورانس گفت، «جناب مستطاب عالیمقام، من این پول را بهخاطر خدماتم بهعنوان دکتر نمیگیرم بلکه بهعنوان محافظ میگیرم تا از طبابت آن جوانی جلوگیری کنم که به هر چیزی که در کتابها میخواند معتقد است پیش میآید و چیزی را به بیماران میخوراند که آنها را میکشد.»
اگرچه تهیدستان، ثروتمندان و بیماران همچنان به پزشکان متکی بودند، بسیاری از ناظران آشکارا از کار آنها انتقاد میکردند. بنیامین فرنکلین اظهار داشت، «همهی داروپزشکان شارلاتان هستند.» در حالیکه ولتر فیلسوف نوشت، «پزشکان کسانی هستند که داروهایی را تجویز میکنند که کمی دربارهاش میدانند، برای بیماریهایی که کمتر میشناسند در انسانهایی که دربارهشان چیزی نمیدانند.» او توصیه میکرد که یک پزشک خوب کسی است که سر بیمارانش را گرم میکند تا طبیعت بیماریاش را شفا دهد. این نگرانی در مورد داروها در کارهای چندین نمایشنامهنویس منعکس شده است، از جمله شکسپیر که در تیمون آتنی از قول تیمون میگوید «به پزشکان اعتماد مکن، که پادزهر آنها زهرآگین است.» بههمین ترتیب مولیر در بیمار خیالی نوشت: «تقریباً همهی انسانها بهعلت روشهای درمانی میمیرند و نه بهخاطر بیماریهایشان.»
بنابراین اگر درماننکردن اصلاً بهتر از پزشکی قهرمانوار رایج برای بیماران وبایی بوده است، پس شکاکین امروزی نباید تعجب کنند که هومیوپاتی نیز بهتر از پزشکی قهرمانوار بوده است. بالاتر از همهی اینکه شکاکین احساس میکنند که داروهای هومیوپاتی بهقدری رقیق بوده است که استفاده از آنها معادل درماننکردن است. بهعبارت دیگر میتوانیم در مورد آن بیماری که تا پیش از قرن بیستم دنبال درمان بوده است دو نتیجه بگیریم. اول آنکه وضع بیمار در صورت عدم درمان بهتر از استفاده از پزشکی قهرمانوار بوده است، دوم آنکه اگر بیمار هومیوپاتی را انتخاب میکرده است وضعاش بهتر از فردی بوده که از پزشکی قهرمانوار استفاده میکرده است. بااینحال پرسش مهم این است که آیا هومیوپاتی اصولاً بهتر از فقدان درمان است؟ آنهایی که از هومیوپاتی حمایت میکردند از تجربهی خودشان متقاعد شده بودند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است، در حالیکه افراد شکاک استدلال میکردند که چنین درمانهایی احتمالاً نمیتواند برای بیماران مفید باشد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
دههی ۱۸۵۰ به دوران بهاصطلاح «طب قهرمانوار (heroic medicine) «مربوط میشود، که پزشکان احتمالاً بیشتر آسیب میرساندند تا فایده.
«پزشکی قهرمانوار» اصطلاحی است که در قرن بیستم ساخته شد تا طبابت خشنی را که تا اواسط قرن نوزدهم بر مراقبتهای بهداشتی مسلط بود توصیف کند. بیماران مجبور بودند حجامت، پاکسازی رودهها، استفراغ، تعریق و تاولزدن را تحمل کنند که بر بدنی که پیشاپیش ضعیف بود فشار میآورد. علاوهبر همهی اینها، بیمار مقدار زیادی دارو مانند جیوه و آرسنیک دریافت میکرد که امروزه دانشمندان میدانند که بسیار سمی است. فصد شدیدی را که جورج واشینگتن دریافت کرد یک نمونهی برجستهی پزشکی قهرمانوار و اثر زیانبخش آن بر روی بیمار است. برچسب پزشکی قهرمانوار بازتاب نقشی بود که این پزشکان قهرمانوار بازی میکردند، ولی هر کسی که پس از این درمانها زنده میماند قهرمان واقعی بود.
ثروتمندترین بیماران قهرمانترین همهی آنها بودند، زیرا آنها شدیدترین درمانها را تحمل میکردند. این مشاهده در اوایل ۱۶۲۲ انجام شد. بههنگامیکه یک پزشک فلورانسی بهنام آنتونیو دورازینی در مورد میزان بهبودی از تبی که در سراسر آن ناحیه در حال شیوع بود گزارش داد: «کسانی که قادرند بهدنبال مشاوره و درمان پزشکی بروند بیشتر از افراد فقیر میمیرند.» در همین دوران بود که پزشک لاتانزیو ماجیوتی، دوک بزرگ فلورانس گفت، «جناب مستطاب عالیمقام، من این پول را بهخاطر خدماتم بهعنوان دکتر نمیگیرم بلکه بهعنوان محافظ میگیرم تا از طبابت آن جوانی جلوگیری کنم که به هر چیزی که در کتابها میخواند معتقد است پیش میآید و چیزی را به بیماران میخوراند که آنها را میکشد.»
اگرچه تهیدستان، ثروتمندان و بیماران همچنان به پزشکان متکی بودند، بسیاری از ناظران آشکارا از کار آنها انتقاد میکردند. بنیامین فرنکلین اظهار داشت، «همهی داروپزشکان شارلاتان هستند.» در حالیکه ولتر فیلسوف نوشت، «پزشکان کسانی هستند که داروهایی را تجویز میکنند که کمی دربارهاش میدانند، برای بیماریهایی که کمتر میشناسند در انسانهایی که دربارهشان چیزی نمیدانند.» او توصیه میکرد که یک پزشک خوب کسی است که سر بیمارانش را گرم میکند تا طبیعت بیماریاش را شفا دهد. این نگرانی در مورد داروها در کارهای چندین نمایشنامهنویس منعکس شده است، از جمله شکسپیر که در تیمون آتنی از قول تیمون میگوید «به پزشکان اعتماد مکن، که پادزهر آنها زهرآگین است.» بههمین ترتیب مولیر در بیمار خیالی نوشت: «تقریباً همهی انسانها بهعلت روشهای درمانی میمیرند و نه بهخاطر بیماریهایشان.»
بنابراین اگر درماننکردن اصلاً بهتر از پزشکی قهرمانوار رایج برای بیماران وبایی بوده است، پس شکاکین امروزی نباید تعجب کنند که هومیوپاتی نیز بهتر از پزشکی قهرمانوار بوده است. بالاتر از همهی اینکه شکاکین احساس میکنند که داروهای هومیوپاتی بهقدری رقیق بوده است که استفاده از آنها معادل درماننکردن است. بهعبارت دیگر میتوانیم در مورد آن بیماری که تا پیش از قرن بیستم دنبال درمان بوده است دو نتیجه بگیریم. اول آنکه وضع بیمار در صورت عدم درمان بهتر از استفاده از پزشکی قهرمانوار بوده است، دوم آنکه اگر بیمار هومیوپاتی را انتخاب میکرده است وضعاش بهتر از فردی بوده که از پزشکی قهرمانوار استفاده میکرده است. بااینحال پرسش مهم این است که آیا هومیوپاتی اصولاً بهتر از فقدان درمان است؟ آنهایی که از هومیوپاتی حمایت میکردند از تجربهی خودشان متقاعد شده بودند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است، در حالیکه افراد شکاک استدلال میکردند که چنین درمانهایی احتمالاً نمیتواند برای بیماران مفید باشد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
در همهگیری سال ۱۸۴۹ دکتر جان اسنو (John snow) پزشک متخصص زایمان این نظریهی حاکم را که وبا از طريق هوا توسط بخارهای سمی ناشناخته شیوع مییابد مورد سوال قرار داد. او در پژوهش بر روی بیهوشی پیشگام بود و در هنگام بهدنیاآمدن پرنس لئوپولد، کلروفرم را برای ملکه ویکتوریا بهکار برده بود. بنابراین او دقیقاً میدانست که سموم گازی چگونه بر گروههای مردم اثر میکنند. اگر وبا در اثر گازها ایجاد میشد، پس تمامی جمعیت باید به آن مبتلا میشد ولی در عوض بهنظر میرسید که این بیماری بهطور انتخابی بر قربانیانش اثر میگذارد. بنابراین او این نظریه بنیادی را پیش کشید که وبا در اثر تماس با آب آلوده و فاضلاب ایجاد میشود. او نظریهی خویش را بههنگام شیوع بعدی وبا در سال ۱۸۵۴ به آزمایش گذاشت در محلهی سوهوی لندن او مشاهداتی را انجام داد که بهنظر میرسید که نظریهی او را تایید میکند:
در ۲۴۰ متری نقطهای که خیابان کمبریج را به خیابان براد متصل میکند بیش از ۵۰۰ مورد حملهی مهلک وبا در ۱۰ روز پیش آمد. بهمحض اینکه من از این وضعیت و وسعت انتشار و با اطلاع یافتم حدس زدم که بهعلت آلودگی آب تلمبهی خیابانی در خیابان براد است که در آن بسیار رفتوآمد میشود.
برای تحقیق در مورد نظریهاش او جای هر مورد مرگ را بر روی نقشهی سوهو رسم کرد (شکل ۴ را ببینید) و با اطمینان دید که تلمبهی مورد سوءظن در مرکز این آلودگی قرار دارد. نظریهی او با این مشاهده که قهوهخانهی محلی که از آب این تلمبه استفاده میکرد، نُه مشتری داشت که همگی به وبا دچار شده بودند. از سوی دیگر کارخانهای نزدیک آن حوالی که دارای چاه اختصاصی بود هیچ مورد وبایی نداشت و کارمندان آبجوسازی در خیابان براد هم مبتلا نشده بودند، زیرا آنها هم محصولات خود را مینوشیدند.
یک مدرک عمده زنی بود که از وبا مرده بود، اگرچه بسیار دور از سوهو زندگی میکرد. اسنو متوجه شد که این زن پیش از این در سوهو زندگی میکرد و چنان به آب شیرین تلمبه علاقهمند بود که مخصوصاً درخواست کرده بود که مقداری از این آب خیابان براد برایش برده شود. بر اساس همهی این مشاهدات اسنو مسؤولین را قانع کرد تا تلمبه را ببندند. وقتی تامین آب آلوده قطع شد به شیوع همهگیری وبا خاتمه داده شد. اسنو مسلماً اولین همهگیریشناس جهان بود که قدرت رویکرد علمی جدید به پزشکی را نشان داده بود، و در سال ۱۸۶۶ بریتانیا آخرین همهگیری خود را داشت. اكتشافات علمی دیگر شامل واکسنزدن بود که از آغاز آن در سالهای ۱۸۰۰ و استفادهی پیشگامانهی گندزداها در سال ۱۸۶۵ توسط ژوزف لیستر، محبوبیت روزافزونی مییافت. پس از آن لوئی پاستور واکسن هاری و سیاهزخم را کشف کرد و بهاینترتیب به ایجاد نظریهی میکروبی بیماریها کمک کرد. حتی مهمتر از آن، رابرت کخ و شاگردانش باکتریهای عامل وبا، طاعون خیارکی، سل، دیفتری، حصبه، کزاز و سیفلیس را شناسایی کردند و کخ بهحق جایزهی نوبل پزشکی ۱۹۰۵ را بهخاطر کشفیاتش دریافت کرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
در ۲۴۰ متری نقطهای که خیابان کمبریج را به خیابان براد متصل میکند بیش از ۵۰۰ مورد حملهی مهلک وبا در ۱۰ روز پیش آمد. بهمحض اینکه من از این وضعیت و وسعت انتشار و با اطلاع یافتم حدس زدم که بهعلت آلودگی آب تلمبهی خیابانی در خیابان براد است که در آن بسیار رفتوآمد میشود.
برای تحقیق در مورد نظریهاش او جای هر مورد مرگ را بر روی نقشهی سوهو رسم کرد (شکل ۴ را ببینید) و با اطمینان دید که تلمبهی مورد سوءظن در مرکز این آلودگی قرار دارد. نظریهی او با این مشاهده که قهوهخانهی محلی که از آب این تلمبه استفاده میکرد، نُه مشتری داشت که همگی به وبا دچار شده بودند. از سوی دیگر کارخانهای نزدیک آن حوالی که دارای چاه اختصاصی بود هیچ مورد وبایی نداشت و کارمندان آبجوسازی در خیابان براد هم مبتلا نشده بودند، زیرا آنها هم محصولات خود را مینوشیدند.
یک مدرک عمده زنی بود که از وبا مرده بود، اگرچه بسیار دور از سوهو زندگی میکرد. اسنو متوجه شد که این زن پیش از این در سوهو زندگی میکرد و چنان به آب شیرین تلمبه علاقهمند بود که مخصوصاً درخواست کرده بود که مقداری از این آب خیابان براد برایش برده شود. بر اساس همهی این مشاهدات اسنو مسؤولین را قانع کرد تا تلمبه را ببندند. وقتی تامین آب آلوده قطع شد به شیوع همهگیری وبا خاتمه داده شد. اسنو مسلماً اولین همهگیریشناس جهان بود که قدرت رویکرد علمی جدید به پزشکی را نشان داده بود، و در سال ۱۸۶۶ بریتانیا آخرین همهگیری خود را داشت. اكتشافات علمی دیگر شامل واکسنزدن بود که از آغاز آن در سالهای ۱۸۰۰ و استفادهی پیشگامانهی گندزداها در سال ۱۸۶۵ توسط ژوزف لیستر، محبوبیت روزافزونی مییافت. پس از آن لوئی پاستور واکسن هاری و سیاهزخم را کشف کرد و بهاینترتیب به ایجاد نظریهی میکروبی بیماریها کمک کرد. حتی مهمتر از آن، رابرت کخ و شاگردانش باکتریهای عامل وبا، طاعون خیارکی، سل، دیفتری، حصبه، کزاز و سیفلیس را شناسایی کردند و کخ بهحق جایزهی نوبل پزشکی ۱۹۰۵ را بهخاطر کشفیاتش دریافت کرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
👍2
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
نیچر و هومیوپاتی
هومیوپاتها میپذیرند که رقیقکردن مکرر به ناگزیر مواد موثر را از محلول خارج میکند و همینطور هم تجزیهی شیمیایی همیشه تاکید کرده است که داروهای هومیوپاتیک دارای «توانمندی بالا» چیزی جز آب خالص نیستند. بااینحال هومیوپاتها اصرار داشتند که این آب ویژهای است، زیرا خاطرهی مواد فعالی را که زمانی در آن بوده است با خود دارد. این موضوع سبب شد تا شورای استرالیایی بر علیه تقلبهای بهداشتی با اشاره به اینکه این حافظه باید بسیار انتخابی باشد هومیوپاتی را مسخره کند: «خیلی عجیب است که این آبی که برای درمان بهکار میرود مثانهای را که در آن بوده یا مواد شیمیایی را که ممکن است با ملکولهایش تماس پیدا کردهاند یا محتویات فاضلابی را که در آن بوده است و یا تابش کیهانی را که از میان آن گذشته بهخاطر ندارد.»
سپس در ژوئن سال ۱۹۸۸ این خندهها ناگهان متوقف شد. نیچر به یقین معتبرترین نشریهی علمی در جهان یک مقالهی تحقیقاتی با عنوان دگرانولاسیون بازوفیل انسانی در اثر مقادیر بسیار رقیق آنتی سرم ضد ایمونوگلوبولین منتشر کرد. برای اینکه غیرمتخصصان هم اهمیت این مقاله را دریابند به کمی رمزگشایی نیاز بود، ولی بهسرعت روشن شد. بهنظر میرسد که پژوهشی وجود دارد که بعضی از ادعاهای هومیوپاتها را تایید میکند. اگر این مقاله درست بود محلولهای بینهایت رقیقی که هیچگونه مواد مؤثرهای نداشتند واقعاً بر روی دستگاه زیستشناختی اثر میکردند. این موضوع فقط موقعی امکان داشت که این مواد خاطرهی خود را در آب بهجا میگذاشتند. چنین کشفی به نوبهی خود ایجاب میکرد که ممکن است هومیوپاتها در تمام این مدت درست میگفتند... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
هومیوپاتها میپذیرند که رقیقکردن مکرر به ناگزیر مواد موثر را از محلول خارج میکند و همینطور هم تجزیهی شیمیایی همیشه تاکید کرده است که داروهای هومیوپاتیک دارای «توانمندی بالا» چیزی جز آب خالص نیستند. بااینحال هومیوپاتها اصرار داشتند که این آب ویژهای است، زیرا خاطرهی مواد فعالی را که زمانی در آن بوده است با خود دارد. این موضوع سبب شد تا شورای استرالیایی بر علیه تقلبهای بهداشتی با اشاره به اینکه این حافظه باید بسیار انتخابی باشد هومیوپاتی را مسخره کند: «خیلی عجیب است که این آبی که برای درمان بهکار میرود مثانهای را که در آن بوده یا مواد شیمیایی را که ممکن است با ملکولهایش تماس پیدا کردهاند یا محتویات فاضلابی را که در آن بوده است و یا تابش کیهانی را که از میان آن گذشته بهخاطر ندارد.»
سپس در ژوئن سال ۱۹۸۸ این خندهها ناگهان متوقف شد. نیچر به یقین معتبرترین نشریهی علمی در جهان یک مقالهی تحقیقاتی با عنوان دگرانولاسیون بازوفیل انسانی در اثر مقادیر بسیار رقیق آنتی سرم ضد ایمونوگلوبولین منتشر کرد. برای اینکه غیرمتخصصان هم اهمیت این مقاله را دریابند به کمی رمزگشایی نیاز بود، ولی بهسرعت روشن شد. بهنظر میرسد که پژوهشی وجود دارد که بعضی از ادعاهای هومیوپاتها را تایید میکند. اگر این مقاله درست بود محلولهای بینهایت رقیقی که هیچگونه مواد مؤثرهای نداشتند واقعاً بر روی دستگاه زیستشناختی اثر میکردند. این موضوع فقط موقعی امکان داشت که این مواد خاطرهی خود را در آب بهجا میگذاشتند. چنین کشفی به نوبهی خود ایجاب میکرد که ممکن است هومیوپاتها در تمام این مدت درست میگفتند... بیشتر بخوانید
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Telegraph
نیچر و هومیوپاتی
هومیوپاتها میپذیرند که رقیقکردن مکرر به ناگزیر مواد موثر را از محلول خارج میکند و همینطور هم تجزیهی شیمیایی همیشه تاکید کرده است که داروهای هومیوپاتیک دارای «توانمندی بالا» چیزی جز آب خالص نیستند. بااینحال هومیوپاتها اصرار داشتند که این آب ویژهای…
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
در حالی که زیستشناسان سعی داشتند مدرکی را در مورد اثر هومیوپاتی در سطح سلولی پیدا کنند که ناموفق بودند، فیزیکدانها سعی کردند هومیوپاتی را در سطح ملکولی بررسی کنند. آشکار بود که محلولهای هومیوپاتیک فوقالعاده رقيق فقط حاوى آب بودند و هیچگونه مادهی فعالی نداشتند، ولی بعضی فیزیکدانها در این مورد کنجکاو بودند که آیا ممکن است که ملکولهای آب برای حفظ حافظهی خود در مورد مواد قبلی تا حدودی ترتیب خود را تغییر داده باشند.
فیزیکدانها نتایج دهها آزمایش را طی دو دههی گذشته در مورد ساختار ملکولی آب معمولی در مقایسه با آب هومیوپاتی منتشر کردهاند. آنها شیوههای نیرومند و پنهانی مانند رزونانس مغناطیسی هسته (NMR)، طیفنمایی رامان و جذب نور را بهکار بردهاند تا جزئیترین مدرک را در مورد حافظهی آب و آنچه در بر داشته است پیدا کنند. متاسفانه مقالهی مروری در مورد این مطالعات که در نشریهی پزشکی جایگزین و مکمل در سال ۲۰۰۳ منتشر شد معمولاً کیفیت پایینی داشتند و دارای خطاهایی بودند.
برای مثال یک آزمایش NMR ادعا کرده بود که میان ملکولهای عادی آب و ملکولهای آب در یک داروی هومیوپاتیک تفاوتهایی دیده شده است، ولی در نهایت این تفاوت به دستگاه نسبت داده شد. دستگاه NMR حاوی لولههای آزمایشی بود که از شیشهی قلیایی ساخته شده بودند که پایدارترین نوع شیشه نیست. بنابراین هنگامیکه محلول هومیوپاتیک در این فرآوردهها تکان داده میشد، ملکولهای شیشه به درون محلول نشت میکردند. تعجبی نداشت که این محلول هومیوپاتیک منحنی NMR متفاوتی با آب خالص داشت که در ابتدا این احساس گمراهکننده را داد که محلول هومیوپاتیک پدیدهی حافظهداشتن آب را نشان میدهد. معلوم شد که وقتی گروه دیگری همین آزمایش را با لولههای آزمایش ساختهشده از شیشه بوروسیلیکات که بسیار پایدارتر از شیشهی قلیایی است تکرار کردند، دستگاه NMR دیگر نتوانست میان آب خالص و آب داروهای هومیوپاتیک هیچ تفاوتی پیدا کند. باز هم دوباره آزمایشها تاکنون نتوانستهاند هیچ چیز شگفتآوری در مورد رفتار ملکولها در محلولهای هومیوپاتیک پیدا کنند.
بهطور خلاصه، هومیوپاتها ناامید شدهاند از اینکه فیزیکدانهایی که به بررسی ملکولهای آب پرداختهاند، چیز ویژهای را در مورد داروهای هومیوپاتیک پیدا نکردهاند. همچنین زیستشناسانی که سلولهای تکی را مطالعه میکردهاند هیچ مدرک قانعکنندهای را در تایید هومیوپاتی پیدا نکردهاند.
در هر حال همهی اینها در زمینهی بحث در مورد هومیوپاتی اهمیت بسیار کمی دارد، زیرا آنچه که در سطح ملکولی یا سلولی رخ میدهد کمتر از آنچه برای بیمار پیش میآید اهمیت دارد. زیستشناسی و فیزیک را فراموش کنید، زیرا هومیوپاتی فقط در مورد پزشکی است. پرسش اساسی بسیار سرراست است: آیا هومیوپاتی بیماران را شفا میدهد؟
البته هومیوپاتها همیشه مطمئن بودهاند که داروهای آنها علایم بیماری متعددی را درمان میکند، ولی برای اینکه پزشکان و هر کس دیگری را قانع کنند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است نیاز به ارائهی مدارک قاطع حاصل از آزماشهای علمی دارند. قطعیترین نوع آزمایش بالینی آزمایشهای تصادفی کنترلشده با دارونما، بهشیوهی بیخبری دوسویه است. اگر چنین آزمایشهایی بتواند نتایجی را به بار آورد که ایدههای هانمان را تایید کند، پس جامعهی پزشکی را مجبور خواهد کرد تا هومیوپاتی را بپذیرند. از دیگر سو، اگر این مطالعات نتواند نشان دهند که رقتهای بسیار زیاد هیچگونه فایدهای ندارند، پس بهمعنای این است که هومیوپاتی چیزی جز شیادی نیست.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
فیزیکدانها نتایج دهها آزمایش را طی دو دههی گذشته در مورد ساختار ملکولی آب معمولی در مقایسه با آب هومیوپاتی منتشر کردهاند. آنها شیوههای نیرومند و پنهانی مانند رزونانس مغناطیسی هسته (NMR)، طیفنمایی رامان و جذب نور را بهکار بردهاند تا جزئیترین مدرک را در مورد حافظهی آب و آنچه در بر داشته است پیدا کنند. متاسفانه مقالهی مروری در مورد این مطالعات که در نشریهی پزشکی جایگزین و مکمل در سال ۲۰۰۳ منتشر شد معمولاً کیفیت پایینی داشتند و دارای خطاهایی بودند.
برای مثال یک آزمایش NMR ادعا کرده بود که میان ملکولهای عادی آب و ملکولهای آب در یک داروی هومیوپاتیک تفاوتهایی دیده شده است، ولی در نهایت این تفاوت به دستگاه نسبت داده شد. دستگاه NMR حاوی لولههای آزمایشی بود که از شیشهی قلیایی ساخته شده بودند که پایدارترین نوع شیشه نیست. بنابراین هنگامیکه محلول هومیوپاتیک در این فرآوردهها تکان داده میشد، ملکولهای شیشه به درون محلول نشت میکردند. تعجبی نداشت که این محلول هومیوپاتیک منحنی NMR متفاوتی با آب خالص داشت که در ابتدا این احساس گمراهکننده را داد که محلول هومیوپاتیک پدیدهی حافظهداشتن آب را نشان میدهد. معلوم شد که وقتی گروه دیگری همین آزمایش را با لولههای آزمایش ساختهشده از شیشه بوروسیلیکات که بسیار پایدارتر از شیشهی قلیایی است تکرار کردند، دستگاه NMR دیگر نتوانست میان آب خالص و آب داروهای هومیوپاتیک هیچ تفاوتی پیدا کند. باز هم دوباره آزمایشها تاکنون نتوانستهاند هیچ چیز شگفتآوری در مورد رفتار ملکولها در محلولهای هومیوپاتیک پیدا کنند.
بهطور خلاصه، هومیوپاتها ناامید شدهاند از اینکه فیزیکدانهایی که به بررسی ملکولهای آب پرداختهاند، چیز ویژهای را در مورد داروهای هومیوپاتیک پیدا نکردهاند. همچنین زیستشناسانی که سلولهای تکی را مطالعه میکردهاند هیچ مدرک قانعکنندهای را در تایید هومیوپاتی پیدا نکردهاند.
در هر حال همهی اینها در زمینهی بحث در مورد هومیوپاتی اهمیت بسیار کمی دارد، زیرا آنچه که در سطح ملکولی یا سلولی رخ میدهد کمتر از آنچه برای بیمار پیش میآید اهمیت دارد. زیستشناسی و فیزیک را فراموش کنید، زیرا هومیوپاتی فقط در مورد پزشکی است. پرسش اساسی بسیار سرراست است: آیا هومیوپاتی بیماران را شفا میدهد؟
البته هومیوپاتها همیشه مطمئن بودهاند که داروهای آنها علایم بیماری متعددی را درمان میکند، ولی برای اینکه پزشکان و هر کس دیگری را قانع کنند که هومیوپاتی واقعاً مؤثر است نیاز به ارائهی مدارک قاطع حاصل از آزماشهای علمی دارند. قطعیترین نوع آزمایش بالینی آزمایشهای تصادفی کنترلشده با دارونما، بهشیوهی بیخبری دوسویه است. اگر چنین آزمایشهایی بتواند نتایجی را به بار آورد که ایدههای هانمان را تایید کند، پس جامعهی پزشکی را مجبور خواهد کرد تا هومیوپاتی را بپذیرند. از دیگر سو، اگر این مطالعات نتواند نشان دهند که رقتهای بسیار زیاد هیچگونه فایدهای ندارند، پس بهمعنای این است که هومیوپاتی چیزی جز شیادی نیست.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
طب گیاهی
از این که فارماکوژی مدرن از درون سنت گیاهی تکامل یافت یک توافق عمومی وجود دارد. بر طبق نظر پاتریک وال که متخصص علوم عصبی است، ۹۵ درصد ضددردهایی که امروزه پزشکان مصرف میکنند، از تریاک و یا آسپیرین مشتق شدهاند و ردیفی از داروهای جدید که منشاء گیاهی دارند، شامل داروی ضدسرطان تاکسول (از درخت سرخدار ناحیهی اقیانوس آرام)، داروی ضدمالاریای آرتمیسینین (از بوتهی درمنه) میشوند. بعضی از داروهایی که مانند پنیسیلین منشاء طبیعی دارند، دارای منشاء بسیار سادهای هستند و هنگامی کشف شدند که ذرهای از قارچ پنیسیلیوم وارد یک آزمایشگاه در پدینگتون لندن شد. بعضی از داروهای دیگر از مناطق دورافتادهای منشاء گرفتهاند، مانند ماداگاسکار که محل رویش بعضی از گونههای پروانش (periwinkle) است که داروهای جالبی را ارائه دادهاند، از جمله داروی وینکریستین (vincristine) و وينبلاستين (vinblastine) که در شیمیدرمانی مصرف دارند.
علیرغم همهی این نمونهها که نشان میدهد گیاهان متعدد بخشی از طب جاری شدهاند، تأکید بر این نکته اهمیت دارد که بیشتر طب گیاهی هنوز هم جزو طب جایگزین محسوب میشود. درواقع تفاوت میان طب گیاهی جایگزین و آنچه را که میتوان طب گیاهی علمی نامید بسیار آسان است. تفاوت میان هر دو گروه وقتی آشکار میشود که ما در اهداف دانشورزانی که داروهای گیاهی را در قرن نوزدهم و بیستم مطالعه میکردند، بازنگری کنیم.
دانشورزان میخواستند مواد فعال هر گیاه را شناسایی کرده و آنها را جدا کنند. آنها سعی کردند بهشیوهی صنعتی آنها را سنتز کنند تا با هزینهی کم به تولید انبوه برسانند. آنها حتی تلاش کردند تا با دستکاری مولکولهای اصلی کار طبیعت را بهبود بخشند. مهم آنکه دانشورزان سعی کردند تأثیر داروهایشان را بر روی بیماران ارزیابی کنند تا بفهمند کدام عصارهی گیاهی بیخطر و مؤثر است و کدام خطرناک و یا بیاثر است. داروهایی که از این رویکرد علمی نسبت به طب گیاهی حاصل شد، بهکلی جزو طب جاری هستند و دیگر طب گیاهی محسوب نمیشوند، بلکه کاملاً در حوزهی فارماکولوژی مدرن قرار میگیرند. بهطورحتم مناسبت دارد که واژهی دارو (drug) از واژهی سوئدی drauug بهمعنای «گیاه خشکشده» گرفته شده است.
از سوی دیگر طب گیاهی جایگزین عموماً بر استفاده از تمامی گیاه و یا تمامی بخشی از گیاه تأکید دارد، زیرا فلسفهی بنیادین آن، این است که این گیاهان برای درمان ما ایجاد شدهاند. گیاهدرمانگران سنتی اعتقاد دارند که مادر طبیعت مخلوط پیچیدهای از مواد را در درون یک گیاه قرار داده است تا آنها هماهنگ با هم دیگر اثر کنند، که به این معنی است که گیاه اثری ایجاد میکند که بیشتر از جمع اجزای آن است. گیاهدرمانگران این را همکوشی (synergy) مینامند.
بهطور خلاصه درمانگران طب گیاهی جایگزین معتقدند که مادر طبیعت بهتر از همه میداند که تمامی گیاه بهترین دارو را فراهم میآورد، در حالیکه دانشورزان اعتقاد دارند طبیعت فقط یک نقطهی آغازین است و قویترین داروها از شناسایی (و گاهی دستکاری) مواد اصلی یک گیاه به دست میآیند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
از این که فارماکوژی مدرن از درون سنت گیاهی تکامل یافت یک توافق عمومی وجود دارد. بر طبق نظر پاتریک وال که متخصص علوم عصبی است، ۹۵ درصد ضددردهایی که امروزه پزشکان مصرف میکنند، از تریاک و یا آسپیرین مشتق شدهاند و ردیفی از داروهای جدید که منشاء گیاهی دارند، شامل داروی ضدسرطان تاکسول (از درخت سرخدار ناحیهی اقیانوس آرام)، داروی ضدمالاریای آرتمیسینین (از بوتهی درمنه) میشوند. بعضی از داروهایی که مانند پنیسیلین منشاء طبیعی دارند، دارای منشاء بسیار سادهای هستند و هنگامی کشف شدند که ذرهای از قارچ پنیسیلیوم وارد یک آزمایشگاه در پدینگتون لندن شد. بعضی از داروهای دیگر از مناطق دورافتادهای منشاء گرفتهاند، مانند ماداگاسکار که محل رویش بعضی از گونههای پروانش (periwinkle) است که داروهای جالبی را ارائه دادهاند، از جمله داروی وینکریستین (vincristine) و وينبلاستين (vinblastine) که در شیمیدرمانی مصرف دارند.
علیرغم همهی این نمونهها که نشان میدهد گیاهان متعدد بخشی از طب جاری شدهاند، تأکید بر این نکته اهمیت دارد که بیشتر طب گیاهی هنوز هم جزو طب جایگزین محسوب میشود. درواقع تفاوت میان طب گیاهی جایگزین و آنچه را که میتوان طب گیاهی علمی نامید بسیار آسان است. تفاوت میان هر دو گروه وقتی آشکار میشود که ما در اهداف دانشورزانی که داروهای گیاهی را در قرن نوزدهم و بیستم مطالعه میکردند، بازنگری کنیم.
دانشورزان میخواستند مواد فعال هر گیاه را شناسایی کرده و آنها را جدا کنند. آنها سعی کردند بهشیوهی صنعتی آنها را سنتز کنند تا با هزینهی کم به تولید انبوه برسانند. آنها حتی تلاش کردند تا با دستکاری مولکولهای اصلی کار طبیعت را بهبود بخشند. مهم آنکه دانشورزان سعی کردند تأثیر داروهایشان را بر روی بیماران ارزیابی کنند تا بفهمند کدام عصارهی گیاهی بیخطر و مؤثر است و کدام خطرناک و یا بیاثر است. داروهایی که از این رویکرد علمی نسبت به طب گیاهی حاصل شد، بهکلی جزو طب جاری هستند و دیگر طب گیاهی محسوب نمیشوند، بلکه کاملاً در حوزهی فارماکولوژی مدرن قرار میگیرند. بهطورحتم مناسبت دارد که واژهی دارو (drug) از واژهی سوئدی drauug بهمعنای «گیاه خشکشده» گرفته شده است.
از سوی دیگر طب گیاهی جایگزین عموماً بر استفاده از تمامی گیاه و یا تمامی بخشی از گیاه تأکید دارد، زیرا فلسفهی بنیادین آن، این است که این گیاهان برای درمان ما ایجاد شدهاند. گیاهدرمانگران سنتی اعتقاد دارند که مادر طبیعت مخلوط پیچیدهای از مواد را در درون یک گیاه قرار داده است تا آنها هماهنگ با هم دیگر اثر کنند، که به این معنی است که گیاه اثری ایجاد میکند که بیشتر از جمع اجزای آن است. گیاهدرمانگران این را همکوشی (synergy) مینامند.
بهطور خلاصه درمانگران طب گیاهی جایگزین معتقدند که مادر طبیعت بهتر از همه میداند که تمامی گیاه بهترین دارو را فراهم میآورد، در حالیکه دانشورزان اعتقاد دارند طبیعت فقط یک نقطهی آغازین است و قویترین داروها از شناسایی (و گاهی دستکاری) مواد اصلی یک گیاه به دست میآیند.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
پیش از شروع استفاده از یک داروی گیاهی معین، بسیار مهم است که مطمئن شوید که بیخطر است. برای کمک به شما جدول شماره ۲ را تهیه کردهایم که خطرهای عمدهی ناشی از مهمترین داروهای گیاهی پرمصرف را نشان میدهد. متأسفانه نمیتوانیم یک راهنمای کامل از خطرهای چنین داروهایی برای شما فراهم کنیم، زیرا این فهرست شامل دهها صفحه میشود. علاوهبر آن تقریباً هر ماه خطرهای جدیدی کشف میشود. برای مثال در سال ۲۰۰۷ نشریهی پزشکی نیوانگلند گزارشی از سه پسربچه داده بود که پس از آنکه مادرانشان روغن اسطوخودوس و روغن درخت چای، بر سینههایشان مالیده بودند، بافتهای پستانی پیدا کرده بودند. بهنظر میرسد که روغن اسطوخودوس و روغن درخت چای میتوانند اثر هورمونهای زنانه را تقلید کرده و هورمونهای مردانه را وقفه دهند و بهاینترتیب منجر به این عارضه شوند.
پس از نگاهکردن به جدول ۱ و ۲ و منابع قابل اعتماد اطلاعاتی، ممکن است احساس کنید که داروی گیاهی معینی برایتان مفید باشد، زیرا بهنظر میرسد که هم بیخطر است و هم مؤثر، در حالیکه هنوز هم لازم است تا ببینید که آیا بیخطرتر و مؤثرتر از داروهای معمولی است. اگر داروهای معمولی بیخطرتر و مؤثرتر وجود داشته باشد موردی ندارد که از یک داروی گیاهی استفاده کنید، بهویژه بهخاطر داشته باشید که داروهای معمولی از لحاظ بیخطری و موثربودن بهطور کلی تحت آزمایشهای بیشتری قرار گرفتهاند. اگر داروهای گیاهی گزینهی ترجیحی شما است، پس ما توصیه میکنیم که پیش از درمان به نکات زیر توجه کنید:
۱ داروهای گیاهی خود را از یک داروخانهی عمده تهیه کنید، جایی که بهاحتمال، فرآوردههای دارای کیفیت بالا را میتوانید پیدا کنید و احتمال دارد که از آلودگی و مواد تقلبی عاری باشد. احتمال بیشتری میرود که توصیههای مسئولانهتری در مورد بیماری معینتان و درمانش دریافت کنید.
۲ داروهای گیاهی را بهشکل قرص مصرف کنید تا بهشکل گرد برگ گیاه، دمکرده یا جوشاندهای که درمانگر گیاهی تهیه کرده است. این بهترین روش برای اطمینان پیدا کردن از دریافت مقدار صحیح دارو است.
۳ مخلوط گیاهی انفرادی را از درمانگران سنتی گیاهی نخرید. ممکن است آلوده و یا تقلبی باشند. همچنین هرچه که مقدار زیادتری گیاه مصرف کنید، احتمال عوارض جانبی بیشتر خواهد بود. علاوهبر آن هیچ مدرکی در مورد موثرتربودن داروهای گیاهی انفرادی وجود ندارد.
۴ اگر آبستن هستید و یا دارو برای کودک یا شخص سالخوردهای است بسیار دقت کنید.
۵ اگر در ضمن دارید از داروهای معمولی هم مصرف میکنید، پس متوجه باشید که احتمال خطر تداخل میان داروهای معمولی و داروهای گیاهی هم وجود دارد.
۶ به پزشک یا تیم پزشکی خود دربارهی استفاده از داروهای گیاهی اطلاع دهید.
۷ آخرین و نه کماهمیتترین نکته این است که در هیچ شرایطی داروهای معمولی خود را کنار نگذارید، مگر آن که ابتدا آن را بهطور مفصل با پزشک در میان گذاشته باشید.
این نکتهی آخر بسیار مهم است. شاید یکی از خطرناکترین جنبههای داروهای گیاهی این است که آنها اغلب جایگزین داروهای مؤثر معمولی میشوند. اگر داروهای گیاهی بیتأثیر جایگزین یک درمان مؤثر معمولی شوند، بدترشدن وضعیت بیمار تقریباً اجتنابناپذیر است. بدتر از آن اگر بیمار دیگر تحت مراقبت متخصص داروهای معمولی نباشد بهترشدن وضعیت بیمار پیش از آنکه دیر شود ممکن است متوقف نشود.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
پس از نگاهکردن به جدول ۱ و ۲ و منابع قابل اعتماد اطلاعاتی، ممکن است احساس کنید که داروی گیاهی معینی برایتان مفید باشد، زیرا بهنظر میرسد که هم بیخطر است و هم مؤثر، در حالیکه هنوز هم لازم است تا ببینید که آیا بیخطرتر و مؤثرتر از داروهای معمولی است. اگر داروهای معمولی بیخطرتر و مؤثرتر وجود داشته باشد موردی ندارد که از یک داروی گیاهی استفاده کنید، بهویژه بهخاطر داشته باشید که داروهای معمولی از لحاظ بیخطری و موثربودن بهطور کلی تحت آزمایشهای بیشتری قرار گرفتهاند. اگر داروهای گیاهی گزینهی ترجیحی شما است، پس ما توصیه میکنیم که پیش از درمان به نکات زیر توجه کنید:
۱ داروهای گیاهی خود را از یک داروخانهی عمده تهیه کنید، جایی که بهاحتمال، فرآوردههای دارای کیفیت بالا را میتوانید پیدا کنید و احتمال دارد که از آلودگی و مواد تقلبی عاری باشد. احتمال بیشتری میرود که توصیههای مسئولانهتری در مورد بیماری معینتان و درمانش دریافت کنید.
۲ داروهای گیاهی را بهشکل قرص مصرف کنید تا بهشکل گرد برگ گیاه، دمکرده یا جوشاندهای که درمانگر گیاهی تهیه کرده است. این بهترین روش برای اطمینان پیدا کردن از دریافت مقدار صحیح دارو است.
۳ مخلوط گیاهی انفرادی را از درمانگران سنتی گیاهی نخرید. ممکن است آلوده و یا تقلبی باشند. همچنین هرچه که مقدار زیادتری گیاه مصرف کنید، احتمال عوارض جانبی بیشتر خواهد بود. علاوهبر آن هیچ مدرکی در مورد موثرتربودن داروهای گیاهی انفرادی وجود ندارد.
۴ اگر آبستن هستید و یا دارو برای کودک یا شخص سالخوردهای است بسیار دقت کنید.
۵ اگر در ضمن دارید از داروهای معمولی هم مصرف میکنید، پس متوجه باشید که احتمال خطر تداخل میان داروهای معمولی و داروهای گیاهی هم وجود دارد.
۶ به پزشک یا تیم پزشکی خود دربارهی استفاده از داروهای گیاهی اطلاع دهید.
۷ آخرین و نه کماهمیتترین نکته این است که در هیچ شرایطی داروهای معمولی خود را کنار نگذارید، مگر آن که ابتدا آن را بهطور مفصل با پزشک در میان گذاشته باشید.
این نکتهی آخر بسیار مهم است. شاید یکی از خطرناکترین جنبههای داروهای گیاهی این است که آنها اغلب جایگزین داروهای مؤثر معمولی میشوند. اگر داروهای گیاهی بیتأثیر جایگزین یک درمان مؤثر معمولی شوند، بدترشدن وضعیت بیمار تقریباً اجتنابناپذیر است. بدتر از آن اگر بیمار دیگر تحت مراقبت متخصص داروهای معمولی نباشد بهترشدن وضعیت بیمار پیش از آنکه دیر شود ممکن است متوقف نشود.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
Forwarded from چکیدهها و گزیدههای کتابها (Mohammad Darzi)
دلایل عمدهی اینکه چرا افراد خواهان طب جایگزین هستند، اغلب به سه اصلی بازمیگردد که پایهی بسیاری از این درمانها است. گفته میشود که آنها بر پایهی رویکردی طبیعی، سنتی و کلنگر نسبت به مراقبتهای بهداشتی است. طرفداران طب جایگزین پیوسته این اصول را بهعنوان زمینهای قوی برای گزینش پزشکی جایگزین ذکر میکنند، اما درواقع بهآسانی میتوان نشان داد که اینها چیزی جز ترفندها، بازاریابی زیرکانه و گمراهکننده نیستند. این سه اصل پزشکی جایگزین واقعاً مغلطههایی بیش نیستند.
۱ مغلطهی «طبیعی»بودن
هر چیزی به صرف اینکه طبیعی است، به این معنی نیست که چیز خوبی است و همینطور هر چیزی هم که غیرطبیعی است، به این معنی نیست که بد است. آرسینیک سم کبرا، پرتو هستهای، زمینلرزه و ویروس ابولا (ebola) را، همگی میتوان در طبیعت یافت، در حالیکه واکسنها، عینک و پای مصنوعی، همگی ساخت انسان هستند، یا آنچنان که مدیکال مونیتور گفته است: «طبیعت هیچ جانبداری نمیکند و بهروشنی و با سرسختی در گسترش همهگیریها در حال کار است، همچنان که در زایمان یک نوزاد سالم.
۲ مغلطهی «سنتی»بودن
این تصور که هر چیز سنتی کیفیت خوبی دارد به بسیاری از درمانگران پزشکی جایگزین کمک میکند، زیرا به این معنی است که اثر دارونما با یک مقدار احساس سنتپرستی تقویت شده است. در هر حال اشتباه است اگر فرض کنیم که درمانهای سنتی ذاتاً مفید هستند. فصدکردن برای چندین قرن یک روش سنتی بود و طی این مدت به افراد بیشتر آسیب رساند تا اینکه آنها را درمان کند. وظیفهی ما در قرن بیستویکم این است که آنچه را که نیاکانمان برای ما به میراث گذاشتهاند، بیازمانیم. بهاینترتیب میتوانیم سنتهای خوب را ادامه دهیم، سنتهای بالقوه خوب را برگرفته و سنتهای دیوانهوار، بد، و یا خطرناک را رها کنیم.
۳ مغالطهی «کلنگر»بودن
درمانهای جایگزین اصطلاح کلنگر را بهکار میگیرند تا بهطور ضمنی بگویند که رویکرد آنها برتر از پزشکی مرسوم است، ولی این دیدگاه «کلنگرتر از تو» بیمورد است. کلنگری صرفاً به این معنی است که در پزشکی رویکردی نسبت به کل شخص داشته باشیم و پزشکان معمولی نیز بیمار را بهشیوهای کلنگرانه درمان میکنند. پزشکان عمومی شیوهی زندگی بیمار، رژیم غذایی، سابقهی خانوادگی، زمینهی پزشکی، اطلاعات ژنتیکی و نتایج بسیاری از آزمایشها را در نظر میگیرند. از اینرو پزشکی مرسوم رویکردی کلنگرتر از پزشکی جایگزین در پیش میگیرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
۱ مغلطهی «طبیعی»بودن
هر چیزی به صرف اینکه طبیعی است، به این معنی نیست که چیز خوبی است و همینطور هر چیزی هم که غیرطبیعی است، به این معنی نیست که بد است. آرسینیک سم کبرا، پرتو هستهای، زمینلرزه و ویروس ابولا (ebola) را، همگی میتوان در طبیعت یافت، در حالیکه واکسنها، عینک و پای مصنوعی، همگی ساخت انسان هستند، یا آنچنان که مدیکال مونیتور گفته است: «طبیعت هیچ جانبداری نمیکند و بهروشنی و با سرسختی در گسترش همهگیریها در حال کار است، همچنان که در زایمان یک نوزاد سالم.
۲ مغلطهی «سنتی»بودن
این تصور که هر چیز سنتی کیفیت خوبی دارد به بسیاری از درمانگران پزشکی جایگزین کمک میکند، زیرا به این معنی است که اثر دارونما با یک مقدار احساس سنتپرستی تقویت شده است. در هر حال اشتباه است اگر فرض کنیم که درمانهای سنتی ذاتاً مفید هستند. فصدکردن برای چندین قرن یک روش سنتی بود و طی این مدت به افراد بیشتر آسیب رساند تا اینکه آنها را درمان کند. وظیفهی ما در قرن بیستویکم این است که آنچه را که نیاکانمان برای ما به میراث گذاشتهاند، بیازمانیم. بهاینترتیب میتوانیم سنتهای خوب را ادامه دهیم، سنتهای بالقوه خوب را برگرفته و سنتهای دیوانهوار، بد، و یا خطرناک را رها کنیم.
۳ مغالطهی «کلنگر»بودن
درمانهای جایگزین اصطلاح کلنگر را بهکار میگیرند تا بهطور ضمنی بگویند که رویکرد آنها برتر از پزشکی مرسوم است، ولی این دیدگاه «کلنگرتر از تو» بیمورد است. کلنگری صرفاً به این معنی است که در پزشکی رویکردی نسبت به کل شخص داشته باشیم و پزشکان معمولی نیز بیمار را بهشیوهای کلنگرانه درمان میکنند. پزشکان عمومی شیوهی زندگی بیمار، رژیم غذایی، سابقهی خانوادگی، زمینهی پزشکی، اطلاعات ژنتیکی و نتایج بسیاری از آزمایشها را در نظر میگیرند. از اینرو پزشکی مرسوم رویکردی کلنگرتر از پزشکی جایگزین در پیش میگیرد.
📓 دروغ یا درمان
✍🏿 سیمون سینگ، ادزاد ارنست
🔛 محمدرضا توکلی صابری
@Chekide_ha
👍3