کتاب‌خوان (علم و روشنگری)
708 subscribers
23 photos
1 video
16 files
1.08K links
در این کانال گزیده‌هایی از کتب علمی و مرتبط به روشنگری علمی ارائه می‌شود.

برای ارتباط و فرستادن مطالبی از کتب علمی به گروه کتابخوانی علمی بپیوندید:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
Download Telegram
🐵🐭❤️ میمون‌ها، موش‌ها و اینکه چرا عشق رنگ می‌بازد

دانشمندان برای بررسی این نکته که آیا غذا نیز می‌تواند مانند دارو سبب تحریک ترشح دوپامین شود یا نه، برای تحریک نورون‌های ترشح‌کننده‌ی دوپامین الکترودهایی را در مغز موش‌ها جاسازی کردند. موش‌ها را در قفس‌هایی مجهز به کانال‌هایی برای پرتاب گلوله‌های غذا جای دادند. با پرتاب اولین گلوله‌ی مواد غذایی دیدند که سیستم دوپامین مغز موش‌ها فعال شد. پس نتیجه مثبت بود! یعنی پاداش‌های طبیعی نیز می‌توانستند مانند کوکائین و داروهای اعتیادآور مشابه آن فعالیت دوپامین را تحریک کنند.

در مرحله‌ی بعد آزمایش را مختصری تغییر دادند. آن‌ها روزهای متوالی حین انداختن گلوله‌ی مواد غذایی به درون قفس به بررسی و پایش موش‌ها پرداختند. موش‌ها مثل سابق غذاها را می‌خوردند و پیدا بود که لذت می‌برند. اما فعالیت سیستم دوپامین آن‌ها متوقف شده بود. چرا با وجودی که تحریک ادامه داشت سیستم دوپامین دیگر فعال نبود؟ پاسخ با مطالعه‌ای با شرکت میمون و چراغ معلوم شد.

ولفرام شولتز یکی از محققان پیشرو در عرصه‌ی تحقیق پیرامون دوپامین است. او زمانی که استاد فیزیولوژی اعصاب دانشگاه فرایبورگ سوییس بود به مطالعه‌ی نقش دوپامین در زمینه‌ی یادگیری علاقه یافت و الکترودهای کوچکی در بخشی از میمون ماکاک که محل تجمع سلول‌های ترشح‌کننده‌ی دوپامین بود، جاسازی کرد. سپس میمون‌ها را در دستگاهی دارای دو چراغ و دو جعبه قرار داد. هر از گاهی یکی از چراغ‌ها روشن می‌شد. روشن‌شدن یکی از چراغ‌ها به این معنی بود که در جعبه‌ی سمت راست غذا وجود دارد. روشن‌شدن چراغ دیگر نشان می‌داد در جعبه‌ی سمت چپ غذا وجود دارد.

مدتی طول کشید تا میمون‌ها به این نکته پی بردند. در ابتدا آن‌ها در جعبه‌ها را به‌طور تصادفی باز می‌کردند و در نیمی از موارد غذا را می‌یافتند و وقتی موفق می‌شدند سلول‌های دوپامینی مغزشان مثل موش‌ها فعال می‌شد. کمی بعد میمون‌ها به مفهوم سیگنال‌ها پی بردند و با هر بار روشن‌شدن چراغ جعبه‌ی محتوی غذا را بلافاصله پیدا می‌کردند. به این ترتیب زمان فعال‌شدن سلول‌های دوپامین از لحظه‌ی کشف غذا به لحظه‌ی روشن‌شدن چراغ تغییر یافت. چرا؟

روشن‌شدن چراغ ابتدا اهمیتی نداشت. اما وقتی میمون‌ها فهمیدند که روشن‌شدن چراغ به معنی رسیدن غذاست «تعجب» آن‌ها از زمان دریافت غذا به لحظه‌ای منتقل شد که چراغ روشن می‌شد. اینجا بود که معلوم شد فعالیت دوپامین فقط شاخص لذت نیست بلکه فعالیت دوپامین نوعی واکنش در برابر پیشامدهای شگفتی‌زا و رویدادهای محتمل و پیش‌بینی‌هاست.

انسان ها نیز در برابر وقایعی که با بروز تعجب و شگفتی همراهند دچار افزایش ترشح دوپامین می‌شوند. مثلاً دریافت پیامی از جانب کسی که دوستش دارند با دیدن نشانه‌ی دریافت پیام روی گوشی از خود می‌پرسند (محتوای پیام چیست؟) یا رسیدن نامه‌ای الکترونیک از جانب دوستی که سال‌هاست او را ندیده‌اند (از خود می‌پرسند مگر اتفاقی افتاده؟) یا اگر در پی ایجاد رابطه‌ای عاطفی باشند ملاقات با فردی جذاب کنار میزی چوبی در کافه‌ای قدیمی (به خود می‌گویند بگذار ببینم چه می‌شود؟). اما وقتی این رویدادها تکرار می‌شوند و دیگر تازگی ندارند، نمی‌توانند موجب افزایش ترشح دوپامین شوند و دیگر یک پیام دلخواه با نام‌های طولانی‌تر یا میزی جذاب‌تر نمی‌تواند آن حجم قبلی ترشح دوپامین را ایجاد کند.

این ایده‌ی ساده می‌تواند پاسخ علمی مناسبی برای آن سوال قدیمی باشد: چرا عشق با گذشت زمان رنگ می‌بازد و سستی می‌گیرد؟ مغز انسان طوری طراحی شده که شیفته‌ی امور غیرمنتظره و چشم‌به‌راه امور آینده باشد. آینده‌ای که آبستن رویدادهای هیجان‌انگیز بسیار است. اما وقتی همه چیز عادی و روزمره شود و از هیجان عاری باشد، مغز به مسایل جدیدتر گرایش می‌یابد.

دانشمندان تحریک ناشی از پدیده‌های نو در مغز انسان را خطای پیش‌بینی پاداش نامیدند. معنی این اصطلاح همان است که از معنی کلمات آن می‌توان فهمید. ما همیشه در حال پیش‌بینی آینده هستیم، از پیش‌بینی لحظه‌ی پایان کار خود در اداره گرفته تا پیش‌بینی رقم موجودی حساب خود در برابر خودپرداز بانک. وقتی در عمل با موردی روبرو شویم که از پیش‌بینی ما بهتر است دچار نوعی خطای پیش‌بینی پاداش می‌شویم: مثلاً ممکن است روزی ساعت کاری ما زودتر به پایان رسد یا موجودی حساب ما خیلی بیشتر از آنچه حدس می‌زدیم باشد. خطاهایی که ترشح دوپامین را فعال می‌کنند موجب شادی ما می‌شوند. زمان به‌دست‌آمده یا پول بیشتر به خودی خود چندان مطرح نیستند. هیجان برخاسته از اخبار خوب و غیرمنتظره است که اهمیت دارد.
در حقیقت صرف احتمال بروز خطای پیش‌بینی پاداش کافی است تا ترشح دوپامین را فعال کند.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز
صفحه‌ی 14-16

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
🧠 یک مغز و دو دنیا

مغز، جهان خارجی را به نواحی جداگانه‌ای تقسیم می‌کند: ناحیه‌ی اطراف شخص یا پیراشخصی (peripersonal) و ناحیه‌ی دور از شخص یا ناحیه‌ی فراشخصی (extrapersonal) که می‌توانیم آن‌ها را به طور خلاصه نواحی نزدیک و دور بنامیم. فضای پیراشخصی مشتمل است بر فضای اطراف فرد در محدوده‌ی طول بازوی او و عبارت از چیزهایی است که فرد می‌تواند با دست‌هایش آن‌ها را کنترل کند. این محدوده مربوط به چیزهای واقعی است که هم‌اکنون وجود دارند. فضای فراشخصی عبارت است فضای بیرون و فراتر از فضای اول - هرچند چیزهایی که فرد نمی‌تواند لمس کند مگر در حالتی که با حرکت از محدوده در دسترس خود دور شود. این محدوده‌ی حرکت ممکن است یک متر باشد یا پنج میلیون کیلومتر و همان قلمرو احتمال‌ها و فرصت‌ها و امکان‌هاست.

با این تعریف‌ها به واقعیت دیگری می‌رسیم که می‌تواند به همان اندازه روشن و ساده باشد: چون لازمه‌ی حرکت از یک مکان به مکان دیگر صرف زمان است، هر برهمکنشی مربوط به فضای فراشخصی باید در آینده انجام شود. یا به بیان دیگر مسافت و زمان به هم متصل‌اند. مثلاً اگر هوس خوردن هلو کنید و نزدیک‌ترین محل دسترسی به هلو غرفه‌ای در بازار باشد شما قادر به خوردن هلو نیستید و ناچارید این کار را به بعد موکول کنید. کسب چیزهایی که از دسترس دورند نیاز به برنامه‌ریزی دارد. ممکن است این برنامه‌ریزی بسیار ساده باشد مثل از جا برخاستن و روشن‌کردن یک چراغ یا رفتن به بازار و خرید هلو، نیز ممکن است بسیار پیچیده باشد مانند برنامه‌ریزی برای پرتاب موشک به کره‌ی ماه. ویژگی‌هایی که در محیط فراشخصی وجود دارند این است که برای رسیدن به آن‌ها تلاش و وقت صرف کرد و در بسیاری از موارد برنامه‌ریزی کرد. برخلاف این حالت، چیزهایی که در محیط پیراشخصی وجود دارند هم‌اکنون و در اینجا قابل حصول هستند. یعنی دسترسی به آن‌ها به‌طور آنی امکان‌پذیر است. مثلاً ما قادر به چشیدن، در دست نگه‌داشتن و فشردن اشیاء هستیم. می‌توانیم شادی، غم و شعف را حس کنیم.

از این نکته به واقعیتی روشنگر در عرصه‌ی شیمی سیستم عصبی می‌رسیم: مغز در قلمرو پیراشخصی به گونه‌ای و در قلمرو فراشخصی به گونه‌ی دیگری عمل می‌کند. اگر بخواهیم ذهن انسان را بازسازی کنیم باید مغزی بسازیم که بتواند بین اشیاء چنین تمایزی قایل شود. یعنی سیستمی برای چیزهایی که داریم و سیستمی برای چیزهایی که نداریم داشته باشد. برای انسان‌های نخستین «داشتن یا نداشتن» می‌توانست به معنی مرگ و زندگی باشد.

از دید تکاملی غذای در دسترس با غذایی دور از دسترس کاملاً متفاوت است. این مطلب در مورد آب، سرپناه و ابزارها نیز صدق می‌کند. تفاوت مذکور به حدی بنیادی است که در مغز راه‌های عصبی و شیمیایی جداگانه‌ای برای اداره‌ی فضاهای پیراشخصی و فراشخصی به وجود آمده است. وقتی به پایین نگاه می‌کنید دارید فضای پیراشخصی را می‌بینید. مغز برای اشیایی که در این فضا وجود دارند مجموعه‌ای از مواد شیمیایی را به کار می‌گیرد که با تجربه‌ی اینجا و اکنون در ارتباط هستند. اما در مغز به هنگام توجه به فضای فراشخصی فقط یک ماده است که نسبت به سایر مواد نقش اصلی را ایفا می‌کند، ماده‌ای که با پیش‌بینی و احتمال مربوط است: دوپامین. چیزهای دور از دسترس را نمی‌توان به کار برد یا مصرف کرد. فقط می‌توان آرزوی رسیدن به آن‌ها را در دل پروراند. دوپامین وظیفه‌ی روشن و مشخصی دارد: افزایش‌دادن منابع در درسترس بشر در آینده و جستجوی چیزهای بهتر.

همه‌ی موارد و مسایل زندگی به همین روش قابل تقسیم‌بندی هستند: ما برای چیزهایی که در پی رسیدن به آن‌ها هستیم یک سامانه و برای چیزهایی که مالک آن‌ها هستیم سامانه‌ی دیگری داریم. آرزوی تملک یک خانه به ما امکان می‌دهد سخت کار کنیم تا بتوانیم آن را بخریم. برای رسیدن به این هدف در مقایسه با حالتی که صاحبخانه هستیم و از مزایای آن برخورداریم، مدارهای متفاوتی در مغز به کار گرفته می‌شوند. پیش‌بینی افزایش حقوق در آینده، مسیرهای دوپامینی به آینده را فعال می‌کند، و آن احساس بسیار متفاوتی از دریافت حقوق بیشتر برای بار دوم یا سوم مسئله‌ای مربوط به «اینجا و اکنون» است در فرد ایجاد می‌کند. در جستجوی عشق بودن نیاز به مهارت‌های متفاوتی با تلاش برای حفظ و تداوم عشق دارد. عشق باید از مسئله‌ای پیراشخصی به مسئله‌ای فراشخصی تبدیل شود و از مرحله‌ی جستجو و تعقیب به مرحله‌ی تملک برسد و از حالت قابل پیش‌بینی به چیزی تبدیل شود که دوست داشته باشیم از آن حفاظت کنیم. این‌ها نیاز به مهارت‌های مختلفی دارند و به همین دلیل است که با گذشت زمان ماهیت عشق تغییر می‌کند و با خاتمه‌یافتن هیجان دوپامین رابطه‌ی عاطفی و سودایی کمرنگ‌تر می‌شود.


#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز
صفحه‌ی 18-21

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
💑 طبق نظر هلن فیشر مردم‌شناس، عشقِ نخستین یا «سودایی» حدود ۱۲ الى ۱۸ ماه طول می‌کشد. پس از این مرحله برای آنکه دو طرف به یکدیگر وابسته بمانند به نوع دیگری از عشق نیاز دارند که آن را عشق صمیمانه می‌نامند. واسطه‌ی بروز عشق صمیمانه مکانیسم‌ها و تجربه‌های «اینجا و اکنون» مغز هستند، زیرا با مسائلی که مربوط به اینجا و اکنون هستند ارتباط دارند و می‌خواهند به فرد القا کنند که تو در کنار کسی هستی که دوستش داری، پس دم را غنیمت دان و از زندگی خود لذت بر.

ماجرای عاطفی بر پایه‌ی ترشح دوپامین بسیار پرهیجان بوده و در صورتی که طول آن کوتاه باشد مانند سوار شدن بر سرسره‌های هوایی است. اما شیمی مغز ابزارهایی برای حرکت به سوی عشق صمیمانه در اختیار ما گذاشته است. دوپامین، مولكول آرزوهای وسواس‌گونه است. اما اکسی‌توسین و وازوپرسین مربوط به رابطه‌ی درازمدت هستند. اکسی‌توسین بیشتر در زنان و وازوپرسین بیشتر در مردان فعال است.

دانشمندان در آزمایشگاه حیوانات مختلف را از نظر ترشح این هورمون‌ها بررسی کرده‌اند. مثلاً وقتی اکسی‌توسین را به مغز موش‌های صحرایی ماده تزریق کردند دیدند اگر همان لحظه موش نری کنارش حضور داشته باشد، به او علاقه‌مند می‌شود. به همین شکل وقتی به موش‌های نری که از نظر ژنتیکی تمایل شهوانی زیاد داشتند ژن مسئول ترشح وازوپرسین می‌دادند، آن‌ها حتی در صورت در دسترس بودن ماده‌های دیگر، فقط با یک موش ماده جفت‌گیری می‌کردند. وازوپرسین مثل یک هورمون پدیدآورنده‌ی «شوهر نمونه» عمل می‌کند. دوپامین عکس آن است. افرادی که حامل تعداد زیادی ژن مولد دوپامین باشند شریک‌های جنسی بیشتری اختیار می‌کنند و سن شروع رابطه‌ی جنسی نیز در آن‌ها پایین‌تر است.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز
صفحه‌ی 27-29

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
خواستن یا آرزو از یک بخش قدیمی تکاملی مغز که در عمق جمجمه قرار دارد ناشی می‌شود که ناحیه‌ی تگمنتال قدامی نامیده می‌شود. این بخش سرشار از دوپامین بوده و در اصل یکی از دو ناحیه‌ی اصلی ترشح‌کننده‌ی دوپامین مغز است. سلول‌های این بخش مثل بیشتر سلول‌های مغزی دارای رشته‌های بلندی هستند که با عبور از مسیری پرپیچ‌وخم در مغز به هسته‌ی آکومبنس می‌رسند. وقتی این سلول‌های دارای رشته‌های بلند فعال شوند دوپامین ترشح می‌کنند و آن را به هسته‌ی آکومبنس انتقال می‌دهند تا مایه‌ی تولید حس برانگیختگی شود. نام علمی این مدار مسیر مزولیمبیک است، اما به منظور رعایت سادگی می‌توان آن را مدار آرزوی دوپامین (شکل زیر) نامید.

هدف این مدار دوپامینی تقویت رفتارهایی است که منجر به افزایش شانس بقاء و تولیدمثل می‌شوند یا به زبان ساده‌تر در پیداکردن جفت و غذا و غلبه بر رقیبان به موجود زنده کمک می‌کند. مدار آرزو وقتی یک بشقاب پر از دونات را روی میز می‌بینیم فعال می‌شود. ربطی هم به این ندارد که در آن لحظه گرسنه باشیم یا نه. فقط صرف حضور چیزی که از دیدگاه تکاملی برای حفظ بقا اهمیت داشته باشد می‌تواند آن را فعال کند. یعنی به محض آنکه چنین چیزی دیده شد اعم از اینکه فرد گرسنه باشد یا نه، مدار آرزو روشن می‌شود. این ماهیت دوپامین است که همیشه می‌خواهد مقدار بیشتری از هر چیز را به دست آورد و همواره به سوی آینده می‌نگرد. گرسنگی مسئله‌ی «اینجا و اکنون» است، اما دوپامین می‌گوید «حتی اگر گرسنه هم نیستی برو جلو، یک دونات بردار و بخور. آن‌طوری شانس بیشتری برای زنده‌ماندن داری. از کجا می‌دانی دوباره چه‌وقتی می‌توانی لقمه‌ی غذایی به چنگ بیاوری؟» این توجیه برای نیاکان باستانی ما که بخش عمده‌ی زندگی خود را در گرسنگی به سر می‌بردند قابل قبول بود.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
برای یک ارگانیسم زیستی مهم‌ترین هدف زنده ماندن است. لذا سیستم دوپامین پیوسته در فکر زنده نگه داشتن ماست. این سیستم موجود زنده را به جستجوی غذا، سرپناه، جفت و سایر منابعی وادار می‌کند که امکان تکثیر و توالد به او می‌دهند. وقتی این سیستم چیزی را که ارزش بالقوه دارد پیدا می‌کند به موجود زنده پیام می‌دهد حواست را جمع کن. بیدار باش. این خیلی اهمیت دارد. این پیام اغلب با حس آرزو و محتوای هیجانی همراه است. خواستن ناشی از فعال شدن این سیستم انتخاب فرد نیست، بلکه واکنش او در برابر مسائلی است که با آن‌ها روبرو می‌شود.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
کراک نسبت به کوکائین چه مزیتی داشت که توانست آن را از میدان به در کند و هزاران نفر را پایبند خود سازد؟ از دید علمی پاسخ ساده است: سرعت عمل.

الكل نیز می‌تواند سبب تحریک ترشح دوپامین شود. الكل هر چه سریع‌تر وارد مغز شود می‌تواند بر خلق و خوی فرد تأثیر بیشتری بگذارد. در شکل زیر محور افقی نشان‌دهنده‌ی زمان و محور عمودی نشان‌دهنده‌ی مقدار ماده‌ای است که وارد مغز می‌شود. اگر کسی جرعه‌ای شاردونی بنوشد منحنی به سمت راست متمایل می‌شود. اما اگر کسی ودکا بنوشد، منحنی با شیب تند به طرف بالا می‌رود.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
شیب منحنی مثلاً در مورد الكل نشان می‌دهد که سطح این ماده با چه سرعتی در مغز افزایش می‌یابد. هر اندازه سرعت صعود بیشتر باشد دوپامین بیشتری آزاد می‌شود و سرخوشی بیشتری به وجود می‌آید. همچنین به هنگام قطع مصرف ماده وسوسه‌ی بیشتری در راه خواهد بود.

به همین دلیل است که کشیدن کراک نسبت به پودر استنشاقی کوکائین اثر سریع‌تری دارد و ترشح دوپامین بیشتری ایجاد می‌کند. کوکائین معمولی را نمی‌توان دود کرد، چون گرما نابودش می‌کند. بنابراین برای مصرف کوکائین به روش کشیدنی باید نخست آن را فشرده کرد و به کراک تبدیل کرد. به این ترتیب می‌توان ماده را به جای بینی، از راه ریه وارد بدن کرد و این خود تفاوت ایجاد می‌کند.

وقتی پودر کوکائین وارد بینی شود، روی مخاط بینی (قسمت قرمز و مرطوب داخل بینی) می‌نشیند. قرمزی مخاط به دلیل فراوان‌بودن عروق خونی سطحی آن است. کوکائین از راه این عروق وارد جریان خون می‌شود. اما این طریقه‌ی مصرف چندان کارآمد نیست، چون داخل بینی فضای کافی وجود ندارد. گاهی وقتی معتاد یک خط کوکائین را از راه بینی بالا می‌کشد قسمتی از ماده‌ی استنشاقی به دلیل محدودبودن فضای بینی جذب نمی‌شود و به گردش خون راه پیدا نمی‌کند.

منظور این نیست که بالاکشیدن کوکائین از راه بینی خطرناک و اعتیادآور نیست، اما مصرف کوکائین به روش کشیدن به مراتب خطرناک‌تر و اعتیادآورتر است. وقتی کراک به شکل دود وارد ریه می‌شود که نسبت به بینی سطح وسیع‌تری دارد، تأثیر به مراتب بیشتر و سریع‌تری ایجاد می‌کند. ریه‌ها دارای صد میلیون حباب هوایی کوچک یا آلوئول هستند که سطحی معادل یک زمین تنیس دارند. بنابراین وقتی دود کوکائین وارد ریه می‌شود فضای کافی برای جذب و ورود به گردش خون و فرصت کافی برای رسیدن آن به مغز وجود دارد. به این ترتیب منحنی جذب آن شیب تندی دارد - مثل یک انفجار ناگهانی - و با ترشح زیاد دوپامین همراه است.

ارتباط بین افزایش سریع سطح ماده‌ی اعتیادآور در خون و رهاسازی دوپامین سبب می‌شود که معتادان وقتی سایر راه‌های مصرف دیگر نمی‌تواند آن‌ها را نشئه کند روش تزریق وریدی را انتخاب کنند. البته تزریق مواد خطرناک بوده و یکی از علامت‌های مشخص اعتیاد شدید است. بیشتر معتادها به دلیل بدنامی و ترسی که تزریق ورید به همراه دارد سعی می‌کنند از آن دوری کنند. البته تدخین (کشیدن) نیز می‌تواند مثل تزریق وریدی سبب ورود مقدار زیادی ماده‌ی دارویی به مغز شود، حال آنکه مثل روش تزریقی با ننگ و بدنامی همراه نیست. بسیاری از افرادی که گاه‌گداری کوکائین را به روش کشیدن مصرف می‌کنند و دلشان خوش است که به روش تزریقی استفاده نمی‌کنند، به اشکال شدید اعتیاد که زندگی آن‌ها را به کام نابودی می‌کشاند گرفتار می‌شوند. متامفتامین نیز وقتی به شکل کشیدن وارد بازار شد چنین تأثیر مخربی داشت.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
مغز افراد نوجوان فاقد تکامل کافی بوده و شبیه مغز بزرگسانی است که دچار آسیب مغزی شده باشند. بزرگ‌ترین تفاوت مغز افراد نوجوان با بزرگسال مربوط به لوب‌های پیشانی است که کامل‌شدن آن‌ها تا بیست‌سالگی به طول می‌انجامد. این یکی از نقاط ضعف مغز افراد نوجوان است، چراکه وجود همین لوب‌های پیشانی تکامل‌یافته است که به بزرگسالان امکان قضاوت صحیح را می‌دهد. این لوب‌ها به هنگام انجام کارهایی که شاید پیامدهای خوبی نداشته باشند به ما هشدار می‌دهند و مثل ترمز عمل می‌کنند. در افراد نوجوان که لوب‌های پیشانی هنوز درست کار نمی‌کنند، فرد حتی در صورت داشتن آگاهی کافی دست به انجام رفتارهای تکانه‌ای و خطرناک می‌زند و تصمیم‌های غلط می‌گیرد.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز
صفحه ۶۲

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
مدار کنترل دوپامین سرچشمه‌ی تخیل است و به فرد امکان می دهد به آینده نظر کند و پیامد تصمیم‌های خود را ببیند و به این ترتیب بتواند گزینه‌های بهتری را انتخاب کند. دوپامین به فرد توانایی برنامه‌ریزی برای تحقق آینده دلخواه را می‌دهد. مدار کنترل مانند مدار آرزو که فقط به چیزهایی که نداریم اهمیت می‌دهد، در عالم غیرواقعی فرصت‌ها و امکان‌ها سیر می‌کند. این دو مدار در یک ناحیه از مغز آغاز می‌شوند، مدار آرزو در بخشی از مغز که محرک شور و شوق و هیجان است خاتمه می‌یابد، اما مدار کنترل در لوب‌های پیشانی که خاص تفکر منطقی است.

دو مدار به ما توانایی توجه به چیزهای «خیالی» یا چیزهایی را می‌دهند که از نظر فیزیکی و مادی وجود ندارند. برای دوپامین آرزو چیزهای خیالی چیزهایی هستند که دوست داریم آن‌ها را داشته باشیم اما در حال حاضر نداریم، برای دوپامین کنترل خیال‌ها، اجزای سازنده‌ی تفکر خلاق هستند، یعنی ایده‌ها، نقشه‌های نظریه‌ها، مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات، زیبایی و دنیاهایی که در آینده تحقق می‌یابند.

دوپامین کنترل ما را از «خواستن» بدوی که مربوط به دوپامین آرزوست فراتر می‌برد و به ما ابزارهایی برای درک و تحلیل و مدل‌سازی از جهان اطراف می‌دهد تا بتوانیم فرصت‌ها را بسنجیم و با هم مقایسه کنیم و سپس برای رسیدن به اهداف راه‌هایی پیدا کنیم. این مدار بخش قدیمی و بغرنج اراده‌ی تکاملی است و سعی می‌کند تا حد امکان منابع بیشتری را در اختیار بگیرد. دوپامین آرزو برعکس آن مثل کودکی است که روی صندلی عقب خودرو نشسته و با دیدن چیزهای جذاب مثل مک‌دونالد، اسباب‌بازی یا سگی در پیاده‌رو به پدر و مادر خود می‌گوید «نگاه کنید!» دوپامین کنترل مثل والدی است که پشت فرمان نشسته و این حرف‌ها را می‌شنود و فکر می‌کند بایستد یا برود و تصمیم می‌گیرد که اگر بایستد چه کند. دوپامین کنترل هیجان و انگیزه را از دوپامین آرزو می‌گیرد، گزینه‌ها را می‌سنجد، ابزارها را انتخاب می‌کند و راهبردی برای رسیدن به اهداف تدوین می‌کند.

برای مثال مرد جوانی که برای نخستین بار قصد خرید خودرو دارد، اگر فقط متکی به دوپامین آرزو باشد اولین خودرویی را که مورد پسندش باشد می‌خرد، اما چون دارای دوپامین کنترل نیز هست می‌تواند انگیزه‌های خود را بسنجد. برای انتخاب یک خودرو دلایل مختلفی می‌تواند مطرح باشند. مثلاً فرض کنیم این فرد اقتصادی فکر می‌کند و می‌خواهد بهترین خودرو را با ارزان‌ترین قیمت بخرد. او با تکیه بر نیروی دوپامین آرزو ساعت‌ها در اینترنت به جستجو در سایت‌های فروش خودرو می‌پردازد و با راهبردهای مذاکره آشنا می‌شود. او می‌خواهد همه‌ی چم‌وخم کار را بیاموزد تا از خرید خود به ارزش بیشتری برسد. وقتی با دلال پشت میز می‌نشیند. کاملاً آماده است و از چیزی تعجب نمی‌کند. احساس خوبی دارد و چون همه‌ی اطلاعات لازم را بررسی کرده بر موقعیت مسلط است.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
گروه کتابخوانی علمی در حال انتخاب کتاب جدید برای مطالعه‌ی گروهی است.

اگر به مطالعه و گفتگو در مورد کتب علمی علاقه دارید به گروه بپیوندید و کتاب مورد نظرتان را پیشنهاد دهید.

دیگر علاقه‌مندان به کتب علمی را هم به گروه دعوت کنید:
📚https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ

@SciBookReader
🐁 موش‌های مصمم

یکی از راه‌های بررسی پشتکار و سرسختی در آزمایشگاه این است که ببینیم موش‌ها برای رسیدن به غذا تا چه حد حاضرند تلاش کنند. برای محاسبه‌ی این تلاش، تعداد دفعاتی را که موش اهرم را فشار می‌دهد تا غذا بگیرد ملاک می‌گیرند. دانشمندان در مطالعه‌ای تعداد دفعات مورد نیاز فشار اهرم برای دریافت غذا را به تدریج افزایش دادند تا به عزم حیوان برای افزایش میزان تلاش پی ببرند.

محققان دانشگاه کانکتیکات در این مطالعه می‌خواستند دریابند آیا می‌توان با تغییردادن فعالیت دوپامین مغز موش‌ها پشتکار و سرسختی آن‌ها را نیز افزایش داد؟ آن‌ها تعدادی موش را که در قفس بودند از حیث غذا محدود کردند. همه‌ی موش‌ها تا حدود ۲۵ درصد لاغر شدند. پس از این دوره‌ی گرسنگی به موش‌ها اجازه دادند برای کسب پاداش (غذا) تلاش کنند.

موش‌ها را به دو گروه تقسیم کردند. گروه کنترل که غیر از رژیم غذایی تعیین‌شده چیزی نمی‌گرفت و گروه دوم که دانشمندان با تزریق نوعی سم عصبی سلول‌های مولد دوپامین مغز آن‌ها را نابود کردند.

اولین مرحله‌ی آزمایش آسان بود. در این مرحله اگر موشی اهرم را یکبار فشار می‌داد، یک قرص غذا می‌گرفت. در این مرحله که موش‌ها به پشتکار و سرسختی زیادی نیاز نداشتند، وضعیت پایه مشخص شد. در این مرحله موش‌های دچار کمبود دوپامین هم مثل موش‌های سالم به کارکردن و دریافت پاداش علاقه نشان دادند. اهیمت مرحله‌ی اول این بود که معلوم کرد موش‌های دچار کمبود دوپامین به دریافت غذا علاقه دارند و لذا می‌توان سرسختی آن‌ها را برای دریافت پاداش اندازه‌گیری کرد.

وقتی نیازی به انجام کار زیاد نبود، موش‌های محروم از دوپامین اهرم را به همان میزان موش‌های نرمال فشار می‌دادند و به محض دریافت غذا آن را می‌خوردند. این نتیجه تعجب‌آور نبود. چون میزان علاقه و لذت با تغییر سطح دوپامین تغییر نمی‌کند. اما وقتی لازم شد موش‌ها برای دریافت غذا بیشتر کار کنند وضع عوض شد:

وقتی تعداد دفعات لازم فشاردادن اهرم برای دریافت غذا از یکبار به چهاربار افزایش یافت، موش‌های نرمال ظرف ۳۰ دقیقه تقریباً ۱۰۰۰ بار اهرم را فشار دادند. اما موش‌های دچار کمبود دوپامین که به اندازه‌ی آن‌ها انگیزه نداشتند اهرم را فقط ۶۰۰ بار فشار دادند.

وقتی تعداد دفعات لازم فشاردادن اهرم به 16 رسید موش‌های نرمال اهرم را ۲۰۰۰ بار فشار دادند، اما موش‌های محروم از دوپامین دیگر به تلاش خود اضافه نکردند.

سرانجام برای دریافت یک قرص غذا تعداد دفعات لازم فشاردادن اهرم را به ۶۴ افزایش دادند و دیدند که موش‌های نرمال اهرم را ۲۵۰۰ بار فشار دادند (یعنی تقریباً هر ثانیه یک بار فشار به مدت ۳۰ دقیقه) اما موش‌های محروم از دوپامین میزان تلاش خود را زیاد نکردند. در واقع حتی میزان تلاش آن‌ها کمتر شد و تسلیم شدند.

نتیجه اینکه حذف دوپامین اراده‌ی موش‌ها را برای کارکردن تضعیف کرد.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
تمرکز افراطی بر آینده و لذت‌گرایی بیش از حد در زمان حال هر دو می‌توانند فرد را درمانده و ناتوان کنند.
دوپامین و پیام‌رسان‌های «اینجا و اکنون» با هم کار می‌کنند. معمولا فعالیت آنها عکس هم است، اما همین امر به حفظ ثبات سلول‌های مغزی که به طور دائم در حال فعالیت هستند می‌انجامد. در بسیاری از موارد هر دو سیستم (به ویژه بخش دوپامینی) از حالت تعادل خارج می‌شوند. دنیای مدرن همواره سبب تحریک سیستم #دوپامین می شود. دوپامین بیش از حد انسان را به خلاقیت توام با بدبختی گرفتار می‌کند، حال آنکه فعالیت زیاد سیستم «اینجا و اکنون» ما را به سعادت توام با رخوت می‌رساند. در یک سوی طیف کسی را داریم که از فرط کار زیاد می‌خواهد خودکشی کند و در سوی دیگری با آدمی مواجه هستیم که می خواهد در زیرزمین خانه‌اش حشیش بکشد و خوش باشد. هیچ یک از این دو تن زندگی دلخواه و شخصیت رو به رشدی ندارند. برای آنکه آنها به زندگی مطلوبی دست یابند باید کاری کنیم که به تعادل برسند.

#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
فصل 7 : #هارمونی
برگ 204
📩H.N.L

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
انجام دادنِ چند کار در آنِ واحد ، به جای افزایش کارایی ، موجب افت کارایی می شود. اگر بخواهیم چند کار را با هم انجام دهیم درصد بروز اشتباه بیشتر می شود. قطع فعالیت به اندازه چند ثانیه، مثلا تغییر تمرکز از ئی میل به شنیدن تلفن و برعکس، تعداد خطاها را دو برابر می کند. مسئله فقط پریشانی حواس نیست. تغییر کانون توجه نیاز به صرف انرژی ذهنی زیادی دارد و خستگی ناشی از این کار تداوم تمرکز را دشوار می کند. متأسفانه به ویژه کسانی که با کامپیوتر کار می کنند عادت دارند چند کار را همزمان انجام دهند.

#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
فصل 7:#هارمونی
برگ 210

📩H.N.L

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
مدارهای #دوپامین ، عامل انسان بودن ما هستند و به ما در میان سایر گونه ها ، مقامی ممتاز و قدرتی برتر داده اند . ما می توانیم فکر کنیم و نقشه بکشیم. از قدرت تخیل برخورداریم. می توانیم در مورد مفاهیم انتزاعی مانند حقیقت و عدالت و زیبایی بیندیشیم. ما به کمک مدارهای دوپامینی همه مرزهای فضا و زمان را پشت سر می گذاریم و به لطف استعداد غلبه بر محیط می توانیم در شرایط سخت و ناسازگار - حتی در فضای خارج - زمین زندگی کنیم. اما همین مدارها می توانند ما را وارد مسیرهای تاریک و خطرناکی مانند اعتیاد و خیانت به همسر کنند و به بدبختی بکشانند. اگر بخواهیم همچنان در میان موجودات روی زمین در موضع سروری باقی بمانیم باید قبول کنیم که مصیبت نیز بخشی از این موهبت است. وقتی دیگران دارند از معاشرت دوستان و اعضای خانواده لذت می برند، حس عدم رضایت برخاسته از ترشح دوپامین ما را به کار کردن وادار می کند.
اما کسانی که در پی زندگی سعادتمندانه اند ناگزیرند وظیفه دیگری را نیز به انجام رسانند: رسیدن به هارمونی. آنها باید خود را از فریب تحریک دوپامینی مداوم و سلطه «تلاش برای کسب بیشتر» رها کنند. اگر بتوانیم فعالیت سیستم های دوپامین و «اینجا و اکنون» را به نحو مناسبی ترکیب کنیم رسیدن به هارمونی امکان پذیر خواهد بود. فقط تکیه بر دوپامین نمی تواند ضامن رسیدن به آینده ای دلخواه باشد. اگر ادراک حسی و تفکر انتزاعی در کنار هم قرار گیرند توانایی های بالقوه مغز انسان آشکار می شود و زمانی که مغز با حداکثر قوای خود کار کند می تواند علاوه بر سعادت و رضایت و ثروت و دانش، ترکیبی غنی از تجربه حسی و ادراک عمیق ببار آورد و اینها در مجموع راه رسیدن به حالت متعادل تری از هستی انسانی را فراهم می کنند.

#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
فصل 7 : #هارمونی
برگ های 215 و 216

📩H.N.L

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
🍰 🥬 چالش تربچه و شیرینی

دوپامین از طریق مدار آرزو منشأ آرزو و از طریق مدار کنترل منشأ سرسختی و سماجت است. آرزو، شور و شوقی است که راه را به فرد می‌نمایاند و اراده نیرویی است که او را به هدف نزدیک می‌کند. معمولاً این دو باید در کنار هم کار کنند تا مؤثر واقع شوند. اما وقتی آرزویی مانند پرخوری، رابطه‌ی نامشروع یا مصرف هروئین در دل جای می‌گیرد که سرانجامی جز تباهی ندارد، اراده‌ی دوپامینی می‌تواند در برابر آن بایستد و با مدار آرزو مبارزه کند.

اراده تنها اسلحه‌ی زرادخانه‌ی دوپامین کنترل برای ایستادگی در برابر آرزوها نیست. دوپامین کنترل، از برنامه‌ریزی، راهبرد و انتزاع (مانند فکرکردن به پیامدهای درازمدت گزینه‌ها) نیز استفاده می‌کند. وقتی لازم باشد در برابر تحریک‌ها و تمناهای زیان‌بار مقاومت کنیم، اراده در صف نخست قرار می‌گیرد. البته می‌دانیم که شاید خیلی هم مؤثر نباشد. مثلاً اراده می‌تواند به یک آدم الكلی کمک کند که یک بار به الکل نه بگوید. اما اگر قرار باشد ماه‌ها و سال‌ها به نه‌گفتن ادامه دهد، کارآیی خود را از دست می‌دهد. اراده مثل عضله است، اگر زیاد از آن استفاده کنیم خسته و پس از مدتی کوتاه تسلیم می‌شود. یکی از بهترین مطالعاتی که محدودیت اراده را نشان داد مطالعه‌ی معروف تربچه و شیرینی بود. این مطالعه بر اساس فریب استوار بود و طی آن به داوطلبان گفتند قرار است در مطالعه‌ای به منظور سنجش قدرت چشایی شرکت کنند. به گفته‌ی محققان:

اتاق آزمایشگاه را قبل از ورود داوطلبان مرتب کردند. شیرینی‌های شکلاتی را در اجاق کوچکی که در اتاق گذاشته بودند پختند. بوی دلپذیر و اشتهاآور شیرینی فضای اتاق را پر کرده بود. روی میزی که جلوی داوطلبان گذاشته بودند در یک سمت شیرینی و در سمت دیگر تربچه‌های سفید و قرمز قرار دادند.

به داوطلبان از قبل گفته بودند یک وعده غذا مصرف نکنند که روز مورد نظر حسابی گرسنه باشند، ظاهر شیرینی‌ها برای داوطلبان وسوسه‌انگیز بود. آن‌ها را یک‌به‌یک به اتاقی بردند که اجاق شیرینی‌پزی در آن قرار داشت. شیرینی‌های داغ را تازه از اجاق درآورده بودند. داوطلبان را به چند گروه تقسیم کردند و به بعضی از گروه‌ها گفتند دو سه تا شیرینی و به بعضی گروه‌ها گفتند دو سه تا تربچه بردارند و بخورند. مسئول مطالعه قبل از آنکه داوطلبان دست به کار شوند از اتاق بیرون می‌رفت و قبل از رفتن به داوطلبان گفت فقط غذایی را که به آنان گفته شده، حق دارند تست کنند.

در عمل هیچ‌یک از داوطلبانی که باید تربچه می‌خوردند با وجودی که خیلی وسوسه شده بودند، قانون را زیر پا نگذاشتند و به شیرینی‌ها دست نزدند. محققان که از پشت پرده اوضاع را تحت نظر داشتند دیدند که تعدادی از داوطلبان با نگاه‌های حسرت‌بار به شیرینی‌ها خیره شده و حتی در مواردی آن‌ها را برداشته و بو کرده بودند.

آن‌ها پس از گذشت ۵ دقیقه به اتاق برگشتند و به داوطلبان گفتند که مرحله‌ی بعدی کاملاً با مرحله‌ی قبلی متفاوت است. در مرحله‌ی دوم داوطلبان باید مسئله‌ای را حل می‌کردند. چیزی که به داوطلبان نگفتند این بود که مسئله غیرقابل حل بود. محققان می‌خواستند بدانند هر یک از داوطلبان تا چه حد برای حل مسئله وقت صرف می‌کنند؟

معلوم شد داوطلبانی که شیرینی خورده بودند ۱۹ دقیقه و داوطلبانی که تربچه خورده بودند و نفس خود را مهار کرده بودند ۸ دقیقه - تقریباً نصف گروه اول - صرف حل مسئله کرده‌اند. محققان نتیجه گرفتند «مقاومت در برابر وسوسه بهای روانی دارد. یعنی داوطلبانی که در برابر وسوسه مقاومت کرده بودند در برابر شکست زودتر تسلیم می‌شدند.» به عبارتی اگر کسی رژیم لاغری بگیرد به ازای هر بار مقاومت در برابر وسوسه‌ی خوردن، در برابر وسوسه‌ی بعدی توان ایستادگی کمتری خواهد داشت. پس اراده منبعی محدود و پایان‌پذیر است.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز
صفحه‌ی 101-102

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
سفر زمانی در ذهن

وقتی باید از میان موارد بسیاری که در برابر ما قرار دارند. یکی را انتخاب کنیم داشتن مدل به کار می‌آید. مدل به ما امکان می‌دهد، در ذهن خود سناریوهای مختلفی را در نظر بگیریم. مثلاً اگر کسی بخواهد از واشینگتن دی سی به نیویورک برود می‌تواند از قطار یا اتوبوس یا هواپیما استفاده کند. هر کسی می‌تواند، برای انتخاب سریع‌ترین، راحت‌ترین و به‌صرفه‌ترین راه در ذهن خود حالت‌های مختلفی را مرور کند و سپس بر اساس تجربه انتخاب مناسبی انجام دهد. این فرایند را سفر زمانی در ذهن می‌نامند. افراد می‌توانند به مدد تخیل آینده‌های مختلفی را در ذهن خود مجسم کنند و سپس تصمیم بگیرند چگونه می‌توانند. بهترین استفاده را از امکانات موجود به عمل آورند، مثلاً چگونه صندلی جادارتر یا بلیط ارزان‌تری بگیرند و سریع‌تر سفر کنند.

سفر زمانی در ذهن یکی از ابزارهای نیرومند دوپامین است و به کمک آن می‌توانیم آینده را در ذهن خود به گونه‌ای تصور کنیم که گویی در آن حضور داریم. سفر زمانی در ذهن با واسطه‌ی مدل انجام می‌شود و طی این سفر در مورد موقعیت‌هایی که هرگز در آن‌ها نبوده‌ایم پیش‌بینی‌هایی انجام می‌دهیم. مثلاً در ذهن خود تصور می‌کنیم که اگر یک ماشین ظرفشویی بخریم چه تغییری در زندگی ما ایجاد می‌شود؟ فضانوردی که به مریخ سفر کند با چه مشکلاتی ممکن است روبرو شود؟ اگر از چراغ قرمز عبور کنیم چه مشکلی پیش می‌آید؟

فرایند سفر زمانی در ذهن پیوسته فعال است و در همه‌ی انتخاب‌های آگاهانه‌ی زندگی ما دخالت دارد. همه‌ی تصمیم‌های مغز در باب آینده با واسطه‌ی سیستم دوپامین و مدل‌هایی که به کمک آن ساخته شده، انجام می‌گیرد، چه در حال اخذ تصمیم برای خرید همبرگر باشیم چه آنجا که شخص رییس جمهور می‌خواهد درباره‌ی شروع جنگ تصمیم بگیرد. سفر زمانی در ذهن، در هر قدمی که در زندگی برمی‌داریم دخالت دارد.


دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز
صفحه‌ی 123

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
💔ناکامی درد عشق را دوچندان می‌کند

1⃣ ترس نیازهای بدوی انسان را هدف می‌گیرد، اما دلیل دیگر تأثیر زیان‌گریزی (Loss aversion) است، به عبارتی درد ازدست‌دادن یک چیز، نیرومندتر از لذت کسب آن است. مثلاً درد ازدست‌دادن ۲۰ دلار بیش از لذت به‌دست‌آوردن ۲۰ دلار است. به همین دلیل است که بیشتر افراد وقتی رقم شرط‌بندی بالا باشد حاضر نیستند شانس ۵۰-۵۰ پرتاب سکه را برای برد و باخت قبول کنند. در واقع بیشتر افراد حتی اگر یک شرط‌بندی ۲۰ دلاری، جایزه‌ی ۳۰ دلاری داشته باشد حاضر به شرکت در شرط‌بندی نیستند. به بیان ریاضی وقتی در قماری شانس برد ۵۰-۵۰ باشد و رقم برد بالاتر از رقم شرط‌بندی باشد می‌شود گفت آن قمار دارای یک «ارزش خالص مثبت» است و اینجاست که افراد به شرکت در چنین قماری تمایل پیدا می‌کنند. باید توجه کنیم که حتی در این حالت افراد وقتی دست به قمار می‌زنند که رقم باخت آن برای‌شان قابل پرداخت باشد. مثلاً اگر رقم باخت ۲۰ دلار باشد که معادل پول بلیط سینماست منطقی است، اما اگر رقم باخت ۲۰۰ دلار یا معادل کرایه خانه یک ماه باشد، زیاد است. با این حال بیشتر افراد حاضر نیستند در بازی شیر یا خط با رقم باخت ۲۰ دلار و رقم برد ۳۰ دلار شرکت کنند. چرا؟

وقتی دانشمندان از مغز کسانی که در شرط‌بندی شرکت کرده بودند اسکن تهیه کردند و به نواحی ترشح دوپامین دقت کردند، دریافتند که طبق انتظار فعالیت مدار عصبی آرزو پس از برد افزایش و پس از باخت کاهش می‌یابد. اما این تغییرات قرینه نبودند. کاهش فعالیت عصبی پس از باخت از نظر مقدار بیشتر از افزایش فعالیت عصبی پس از برد بود. مدار دوپامین که تصویر آینه‌ای تجربه‌ی فرد را بسان می‌داد به محققان می‌گفت که تأثیر باخت بیشتر از برد است.

کدام راه‌های عصبی در ایجاد این عدم تعادل دخالت داشتند؟ چه چیز سبب بیشترشدن واکنش باخت نسبت به برد می‌شد؟ محققان به آمیگدال، یکی از ساختارهای سیستم «اینجا و اکنون» که پردازش ترس و سایر هیجان‌های منفی را انجام می‌دهد توجه کردند. هر بار که داوطلب شرط را می‌باخت آمیگدال فعال می‌شد و رنج و اندوه فرد را تشدید می‌کرد. در واقع هیجان «اینجا و اکنون» بود که زیان‌گریزی را وارد میدان می‌کرد. سیستم «اینجا و اکنون» به آینده اهمیت نمی‌دهد. برایش چیزهایی که فرد در آینده می‌تواند کسب کند مهم نیست. برای این سیستم دارایی حال اهمیت دارد و وقتی این دارایی تهدید شود، ترس و رنج و اندوه به سراغ فرد می‌آید.

سایر مطالعات نیز نتایج مشابهی داشتند. در یک مطالعه به عده‌ای از داوطلبان به‌طور تصادفی یک لیوان دسته‌دار قهوه‌خوری دادند. به نیمی از داوطلبان یک لیوان رسید و باقی بی‌نصیب ماندند. سپس محققان به داوطلبان اجازه دادند در صورت تمایل لیوان خود را به سایر اعضا بفروشند. به دارندگان و خریداران ليوان پیشنهاد شد رقم مشخصی را برای معامله عنوان کنند. رقم پیشنهادی برای فروش ۵/۷۸ دلار و رقم پیشنهادی برای خرید ۲/۲۱ دلار بود. یعنی فروشندگان تمایل چندانی برای فروش نداشتند و خریداران هم تاب دل‌کندن از پول خود برای خرید را نداشتند. به عبارتی خریداران و فروشندگان هیچ یک مایل به ازدست‌دادن موجودی خود نبودند.

ادامه دارد👇
@SciBookReader
2⃣ نقش ضروری آمیگدال در «زیان‌گریزی» با مطالعه‌ای از نوع «آزمایش طبیعی» تایید شد. محققان با انجام مطالعه‌های طبیعی در مورد آسیب‌ها و بیماری به اطلاعات مهمی دست می‌یابند. آزمایش‌های طبیعی از این نظر که انجام آن‌ها به طور ساختگی به دلایل اخلاقی غیرقابل‌قبول بوده و دانشمندان مجاز به طراحی مطالعه‌ای برای آن‌ها نیستند، در حل مشکلات علمی سودمندند. مثلاً هیچ دانشمندی نمی‌تواند از یک جراح درخواست کند جمجمه‌ی داوطلبی را باز کند و آمیگدال او را بردارد. اما گاهی چنین اتفاقی به‌طور طبیعی پیش می‌آید. در این مورد خاص دانشمندان به مطالعه دو بیمار پرداختند که مبتلا به بیماری اورباخ-ويته (Urbach-weithe) بودند، بیماری نادری که در آن آمیگدال هر دو طرف مغز تخریب می‌شود. وقتی این افراد در قمار شرکت می‌کردند، برای‌شان برد و باخت یکی بود. یعنی اگر آمیگدال تخریب می‌شد، «زیان‌گریزی» نیز از بین می‌رفت. شاید بتوان گفت برد و باخت براساس یک حساب و کتاب ساده انجام می‌شود. برد مربوط به آینده‌ای بهتر است و بنابراین در پیدایش آن دوپامین نقش اصلی را بر عهده دارد. احتمال برد را می‌توان در سیستم دوپامین با «الف بعلاوه یک» نشان داد، اما سیستم «اینجا و اکنون» به آن صفر می‌دهد، چرا که این سیستم با مسائل حال سروکار دارد. باخت هم مربوط به آینده است و لذا سیستم دوپامین به آن «الف منهای یک» می‌دهد. در عین حال باخت به سیستم «اینجا و اکنون» نیز مربوط است، چون مربوط به دارایی‌هایی است که همین الان در اختیار ما هستند و لذا سیستم «اینجا و اکنون» به آن «الف منهای یک» می‌دهد. وقتی این‌ها را در کنار هم بگذاریم برد ۱+ و باخت ۲- می‌گیرد. این همان نکته‌ای است که اسکن مغزی داوطلبان مطالعه‌ی شرط‌بندی به ما نشان می‌دهد.

ترس مثل آرزو عمدتاً مفهومی مربوط به آینده است و در قلمرو دوپامین قرار دارد. اما سیستم «اینجا و اکنون» با فعال‌سازی آمیگدال و افزایش درد باخت ارتباط دارد و این نکته بر تصمیم‌های ما در زمینه‌ی مدیریت ریسک اثر می‌گذارد.

#دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز
صفحه‌ی 160-162

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖... با این حال، انگاره‌های مغایر هابز و روسو از وضعیت طبیعی انسان طی قرون گذشته الهام‌بخش اندیشه‌گران بوده است. تأثیر دکترین وحشی نجیب در تفکر معاصر بر کسی پوشیده نیست و همه جا خودنمایی می‌کند؛ از جمله در شیفتگی جامعه‌ی کنونی نسبت به هر آنچه طبیعی است (مانند غذای طبیعی، داروی طبیعی و زایمان طبیعی)، سوءظن نسبت به مصنوعات انسانی و از مد افتادن روش‌های تربیتی و آموزشی مبتنی بر انضباط و تنبیه، و البته شیوع دیدگاه‌هایی که مشکلات اجتماعی را به نارسایی‌های ترمیم‌پذیری نسبت می‌دهد که از نهادهای انسان نشأت گرفته، نه به وضعیتی تراژیک که ریشه در ذات بشر دارد.

#لوح_سپید ص۲۱
استیون پینکر

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ