کتاب‌خوان (علم و روشنگری)
708 subscribers
23 photos
1 video
16 files
1.08K links
در این کانال گزیده‌هایی از کتب علمی و مرتبط به روشنگری علمی ارائه می‌شود.

برای ارتباط و فرستادن مطالبی از کتب علمی به گروه کتابخوانی علمی بپیوندید:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
Download Telegram
bonyanhaye Zati Akhlagh (text).pdf
1.8 MB
کتاب کوتاه
بنیادهای ذاتی اخلاق «The Moral Instinct»
نوشته: استیون پینکر
ترجمه: الهام ذوالقدر
@SciBookReader
آزادی از طریق خشونت؟

اکنون سوال این است که در این شرایط چه باید کرد؟ راه‌حل‌هایی که در اولین قدم به ذهن می‌رسند، غیرقابل استفاده‌اند؛ قانون اساسی، قوانین قضایی و افکار عمومی غالباً به‌سادگی از طرف دیکتاتورها نادیده گرفته می‌شوند. به‌صورتی کاملاً منطقی با مشاهدۀ بی‌رحمی‌ها، شکنجه‌ها، مفقودشدن‌ها و کشته‌شدن‌ها معمولاً نتیجه گرفته می‌شود که تنها خشونت می‌تواند به دیکتاتوری‌ها پایان دهد. قربانیان خشمگین خشونت‌ها و اطرفیان آن‌ها گاهی علی‌رغم مشاهدۀ عدم توازن ،قوا تلاش می‌کنند با جمع‌آوری و نظم‌دهی به نیروهای مخالف دولت و تجهیز آن‌ها با تمام امکاناتی که در اختیار دارند علیه دیکتاتوری مبارزه کنند. این مردمان با شجاعت مبارزه می‌کنند و هزینه‌های مادی و جانی بسیاری در قبال مبارزۀ خود می‌پردازند فضیلت این مردم مثال‌زدنی است اما اقدامات آنان تقريباً هیچ‌گاه به آزادی نمی‌انجامد. این شورش‌های خشونت‌آمیز تنها ماشۀ سرکوبی بیشتر مردم توسط دیکتاتور را می‌چکانند و توده‌ها را در وضعیتی بی‌دفاع‌تر از گذشته باقی می‌نهند.

به‌هر شکلی که به مبارزۀ خشونت‌آمیز نگاه کنیم یک نکته همیشه به‌چشم می‌آید. در صورت انتخاب خشونت به‌عنوان راه مبارزه پا به میدانی نهاده‌ایم که دیکتاتورها در آن برتری دارند. دیکتاتورها همیشه خود را برای بکارگیری خشونت در مقیاسی خارق‌العاده مجهز کرده‌اند. دموکرات‌ها هر چقدر هم که دوام بیاورند در نهایت مجبور خواهند بود تا در مقابل حقایق خشن نظامی سر تسلیم فرود آورند. دیکتاتورها تقریباً همیشه در سختافزار جنگی، تسلیحات، حمل‌ونقل و حجم نیروهای نظامی برتری دارند و آزادی‌خواهان تقریباً هیچ‌گاه حتی با وجود ایمان و ارادۀ راسخشان شانسی برای پیروزی نخواهند داشت.

وقتی که شورش‌های آزادی‌بخش نظامی سنتی غیرواقع‌بینانه شناخته می‌شوند عده‌ای از مخالفین بر مبارزات چریکی پافشاری می‌کنند. به‌هر حال جنگ چریکی تقریباً هیچ‌گاه فایده‌ای برای مردم تحت ستم نداشته و راهنمای دموکراسی نبوده است. مبارزۀ چریکی راه‌حل خوبی نیست، خصوصاً به‌این‌دلیل که در اکثر موارد منجر به صدمات بسیار زیاد به مردم خودی می‌شود. حتی در هنگامی‌که تئوری‌ها و استراتژی‌های دقیق دربارۀ اهداف و آرمان‌های جنبش چریکی وجود دارد یا حتی این جنبش از خارج پشتیبانی می‌شود تضمینی برای جلوگیری از بروز انحراف و خطا در آن وجود ندارد. جنگ‌های چریکی معمولاً بسیار طولانی هستند و در بسیاری از موارد، مردم غیرنظامی با تحمل رنج‌های انسانی و اجتماعی بسیار توسط دولت مجبور به تغییر مکان می‌شوند.

اگر هم جنبش‌های چریکی به پیروزی منجر شوند، رژیم تازه سریعاً برای مقابله به مثل در برابر بازماندگان رژیم سابق مستبدتر از آنان عمل خواهد کرد. اگر در نهایت پیروزی با چریک‌ها باشد رژیم جدید به‌خاطر تمرکز بسیار بالای نیروهای نظامی و ضعف یا نابودی گروه‌های مستقل اجتماعی و موسسات آن‌ها در طول مبارزه -که اعضای حیاتی جامعه‌ای آزاد هستند- دیکتاتورمآبانه‌تر از حکومت قبلی خواهد بود. مخالفین دیکتاتوری باید به‌دنبال راه‌حل دیگری باشند.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👎1
کودتا، انتخابات، منجیان خارجی؟

کودتای نظامی علیه حکومت استبدادی شاید در ظاهر ساده‌ترین و سریع‌ترین روش سرنگونی یک رژیم تنفربرانگیز باشد، اما در عمل مشکلات بسیاری در اجرای این روش وجود دارد. از همه مهم‌تر اینکه کودتای نظامی هیچ تغییری در توزیع نامتناسب قدرت میان مردم، الیت حاکم و نیروهای نظامی ایجاد نمی‌کند. بیرون‌راندن افراد یا گروه‌های خاص از موقعیت‌های دولتی تنها جایی خالی برای افراد و گروه‌های فرصت‌طلب ایجاد می‌کند. در تئوری این افراد و گروه‌های جدید ممکن است تساهل بیشتری از افراد و گروه‌های قبلی داشته باشند و امکانات بیشتری برای پیشبرد آزادی در اختیار مردم قرار دهند ولی متاسفانه شق معکوس این قضیه محتمل‌تر است.

گروه‌های جدید پس از تحکیم قدرت خود شاید ظالم‌تر و جاه‌طلب‌تر از همتایان قدیمی خود باشند، در نتیجه گروه جدید -که مردم امید بیشتری به آن‌ها داشتند- پس از تثبیت می‌تواند بدون دغدغۀ حقوق بشر یا دموکراسی هر گونه که می‌خواهد عمل کند. کودتا پاسخ مناسبی برای مشکل دیکتاتوری نیست.

رای‌گیری‌ها هم تحت حکومت‌های استبدادی وسیله‌ای مناسب برای ایجاد تغییر اساسی در ساختار سیاسی نیستند. بعضی حکومت‌های دیکتاتوری گاهی برای حفظ ظاهر دموکراتیک‌بودن خود رای‌گیری‌هایی نیز برگزار می‌کنند (شبیه به رای‌گیری‌های کشورهای بلوک شرق سابق) اما این رای‌گیری‌ها در حقیقت همه‌پرسی‌های بسته‌ای هستند که تنها به‌منظور صحه‌گزاردن مردمی و انتخاب یکی از کاندیداهای دست‌چین‌شدۀ دیکتاتور انجام می‌شوند. اگر کاندیداهای مخالفی اجازۀ حضور در انتخابات بیابند و حتی برگزیده هم بشوند (همانگونه که در سال ۱۹۹۰ در برمه و در سال ۱۹۹۳ در نیجریه روی داد) نتایج انتخابات به‌سادگی از طرف دیکتاتور رد خواهد شد. گاهی نیز کاندیدای پیروز، ارعاب شده، دستگیر و حتی اعدام می‌شود. دیکتاتور هیچ‌گاه به‌سادگی به رای‌گیری‌ای که وی را از تخت پادشاهی به زیر بکشد اجازۀ برگزاری نخواهد داد.

گاهی نیز افرادی که از حکومت‌های دیکتاتوری رنج می‌برند یا کسانی که برای رهایی از چنگال دیکتاتور به تبعیدگاه‌های خودخواستۀ خارجی رفته‌اند باور نمی‌کنند که مردم تحت ستم بتوانند خود را آزاد سازند. این افراد امید خود را به نیروهای خارجی می‌بندند. به باور آنان فقط کمک بین‌المللی توان کافی برای به پایین کشیدن دیکتاتور را دارا خواهد بود.

این دیدگاه که مردمان تحت ستم توانایی عملکرد موثر را دارا نیستند در دوره‌های زمانی خاصی بروز می‌کند. همانگونه که ذکر شد، در این برهه‌ها مردم تحت ستم ناامید بوده و موقتاً توان مبارزه را از دست می‌دهند چراکه اعتمادبه‌نفس لازم برای مواجهه با دیکتاتوری را از دست داده و راهی برای نجات خویش نمی‌شناسند. در این شرایط طبیعی است که عده‌ای امید رهایی را به دیگران می‌بندند و منتظر دخالت‌های نیروهای بیگانه باقی می‌مانند. این نیروی نجات‌دهندۀ خارجی می‌تواند محصول اتفاق نظر کشورهای دیگر سازمان ملل متحد کشوری خاص یا تصویب قوانین بین‌المللی، اقتصادی و سیاسی علیه دیکتاتوری موجود در کشور باشد.

این سناریو به‌نظر دلچسپ می‌آید اما موانع بزرگی در راه اعتماد و توکل به منجیان بیگانه وجود دارد... بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
مواجهه با واقعیت

برای به زانو درآوردن دیکتاتور با کمترین هزینه، چهار قدم اصلی باید برداشته شود:

۱. لازم است ارادۀ اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های مربوط به مقاومت در مردم تحت ستم تقویت شود.
۲. لازم است گروه‌های اجتماعی مستقل و سازمان‌های ویژۀ مردم تحت ستم ایجاد و تقویت شود.
۳. لازم است نیروی داخلی قدرتمندی ایجاد شود و
۴. لازم است طرح استراتژیک خردمندانه‌ای برای کسب آزادی طراحی شده، با مهارت اجرا شود.

مبارزه برای کسب آزادی، هنگامۀ اتکای به خود گروه‌های درگیر و تقویت قوای حاضر در مبارزات داخلی است. همان‌گونه که چارلز استوارت پارنل در ۱۸۷۹ در جمع ایرلندیان اعتصابی علیه اجاره‌های انگلستان گفته است:

"«تکیه بر دولت هیچ سودی ندارد... لازم است تنها بر ارادۀ خود اتکا کنید... با ایستادن در کنار یکدیگر خود را یاری کنید... کسانی که ضعیف هستند را تقویت کنید... پیوندها را بین خود برقرار کنید... خود را سازمان دهید... و پیروز خواهید شد.
وقتی که تقاضای خود را برای به کرسی نشاندن آماده کردید، آنگاه و نه پیش از آن به کرسی خواهد نشست.»
"

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
The_Blind_Watchmaker_ساعت_ساز_نابینا_SmallScreens.pdf
4.6 MB
📚 ساعت‌ساز نابینا (The Blind Watchmaker)
ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر محمود بهزاد، شهلا باقری

📱نسخه‌ی صفحه کوچک برای خواندن راحت‌تر در گوشی موبایل.
یکی از بهترین کتاب‌ها برای یادگیری مفاهیم پایه‌ای زیست‌شناسی تکاملی و داروینیسم.

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
دیکتاتورهای قابل سازش

دیکتاتورها ممکن است محرک‌ها و انگیزه‌های مختلفی برای تحت سلطه درآوردن داشته باشند: قدرت، موقعیت، ثروت، تغییر شکل جامعه و موارد مشابه باید دانست که در صورت کناره‌گیری دیکتاتور از موقعیت فعلی، هیچ‌یک از این اهداف و انگیزه‌ها برای وی قابل دستیابی نخواهد بود. در مذاکره دیکتاتور تلاش خواهد کرد تا اهداف خویش را حفظ نماید.

علی‌رغم هر وعده و پیمانی که دیکتاتورها در توافق‌نامۀ حاصل از مذاکره تقبل کنند نباید فراموش کرد که این وعده‌ها با هدف تحت سیطره نگاه داشتن مخالفان دموکرات داده شده‌اند و دیکتاتور هرگاه بخواهد، بی‌شرمانه توافق‌نامه‌ها را زیر پا خواهد گذاشت.

اگر دموکرات‌ها به‌منظور به تعویق انداختن سرکوب‌ها، توقف مبارزات را بپذیرند به احتمال زیاد ناکام خواهند شد. توقف مبارزه تقریباً هیچ‌گاه باعث تقلیل سرکوبی‌ها نشده است. همین‌که مهار نیروهای مخالفت داخلی و خارجی از برابر دیکتاتور برداشته شود وی احتمالاً وحشیانه‌تر از قبل به اعمال فشار و خشونت خواهد پرداخت. از میان رفتن مقاومت‌های مردمی معمولاً نیروی مقاومی که باعث محدودیت بکارگیری خشونت از سوی دیکتاتور می‌شود را از میان می‌برد. حاکم مستبد در این وضعیت خواهند توانست علیه هر کسی که اراده کند، عمل نماید. همان‌گونه که کریشنالال شریدهارانی گفته است:

"حاکم مستبد تنها به دلیل پایین‌بودن توان مقابله در ما قدرت ضربه‌زدن به ما را پیدا می‌کند."

مقاومت -و نه مذاکره- برای ایجاد تغییر در منازعاتی که در آن‌ها بحث بر سر موضوعات بنیادی است، حیاتی است. تقریباً در تمامی موارد مقاومت باید تا خروج کامل دیکتاتور از قدرت ادامه پیدا کند. پیروزی در بیشتر مواقع نه از طریق توافق حاصل از مذاکره که از طریق استفادۀ هوشمندانه از مناسب‌ترین و قدرت‌مندترین ابزارهای مقاومتی به‌دست می‌آید. صحبت ما این است که مبارزه‌طلبی سیاسی یا مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز قدرت‌مندترین ابزار مبارزاتی برای کسب آزادی است.


چگونه صلحی؟

اگر اصولاً قرار باشد که دموکرات‌ها و دیکتاتورها با یکدیگر مذاکره نمایند، به‌دلیل مخاطرات موجود به تفکر بسیار دقیق نیاز است. هر کسی که از واژۀ صلح استفاده می‌کند لزوماً مقصودش صلح با آزادی و عدالت نیست. اطاعت مطلق در برابر ظلم و پذیرش منفعلانۀ دیکتاتورهای ستمگری که علیه صدها هزار انسان مرتکب بی‌رحمی شده‌اند صلح نیست. هیتلر هم ادعای صلح داشت، صلحی که منظور از آن اطاعت بی‌چون و چرا در برابر ارادۀ وی بود. صلح دیکتاتور معمولاً چیزی بیشتر از آرامش زندان و گورستان نیست.

خطرات دیگری هم وجود دارند. مذاکراتی که با نیت خوب شروع شده‌اند گاهی در اهداف آن و حتی در نفس روند مذاکره دچار سردرگمی می‌شوند. علاوه‌بر این مذاکره‌کنندگان طرفدار دموکراسی و یا متخصصین مذاکرۀ خارجی که قبول کرده‌اند به روند مذاکره کمک کنند. ممکن است در قدم اول مشروعیتی محلی یا بین‌المللی به دیکتاتور اعطا نمایند که پیش از این به‌دلایل مختلف از جمله تصرف غیرقانونی دولت، نقض حقوق بشر، سفاکی‌ها و فاقد آن بوده است. بدون وجود این مشروعیت سخت مورد نیاز دیکتاتورها نمی‌توانند به فرمانروایی بی‌حد و مرز خود ادامه دهند. نمایندگان صلح نباید فراهم‌کنندۀ مشروعیت برای دیکتاتورها باشند.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
افسانۀ ارباب میمون‌ها

تمثیلی چینی و متعلق به قرن چهاردهم از لیو جی -برای مثال- به‌خوبی مفهوم مورد غفلت واقع شدۀ قدرت سیاسی را آشکار می‌کند:

در استان ملوک‌الطوایفی چو پیرمردی از طریق میمون‌هایی که به خدمت خود گماشته بود زندگی را می‌گذارند. مردم چو به وی جو-کونگ (ارباب میمون) می‌گفتند.
پیرمرد هر روز صبح میمون‌ها را در حیاط به صف می‌کرد و به کهنسال‌ترین آن‌ها دستور می‌داد تا بقیۀ میمون‌ها را برای جمع‌آوری میوه از بوته‌ها و درختان به‌سمت کوه‌ها راهنمایی کند. قانون این بود که هر میمونی می‌بایست یک‌دهم میوه‌های جمع‌آوری‌شدۀ خود را به پیرمرد می‌داد. کسانی که از این کار سرپیچی می‌کردند بیرحمانه شلاق می‌خوردند. تمامی میمون‌ها از این زندگی در رنج بودند ولی هیچ‌یک از آن‌ها جرأت شکایت نداشت. یک روز میمون کوچکی از دیگر میمون‌ها پرسید: «آیا پیرمرد این درخت‌ها و بوته‌های میوه را کاشته است؟». دیگران پاسخ دادند: «نه! آن‌ها در طبیعت رشد کرده‌اند. میمون کوچک دوباره پرسید: «آيا ما بدون اجازۀ پیرمرد نمی‌توانیم میوه بچینیم؟» دیگران پاسخ دادند: «آری می‌توانیم» میمون کوچک ادامه داد: «پس چرا باید به پیرمرد وابسته باشیم؟ چرا باید به وی خدمت کنیم؟».
حتی قبل از اینکه میمون کوچک حرف خود را تمام کند همۀ میمون‌ها ناگهان به آگاهی رسیده بیدار شده بودند.
در همان شب پس از به خواب رفتن پیرمرد، میمون‌ها تورها و حصارهای اطراف حیاط را پاره کرده، موانع را برداشته و خود را آزاد کردند. آن‌ها همچنین میوه‌هایی که پیرمرد در انبار ذخیره کرده بود را با خود به جنگل برده و هیچ‌گاه بازنگشتند. سرانجام پیرمرد از گرسنگی جان سپرد.

یو-لی-زی می‌گوید: «در جهان بعضی از آدم‌ها با حیله و نه با قوانین عادلانه بر مردمانشان حکومت می‌کنند. آیا این مردم همچون ارباب میمون نیستند؟ این آدم‌ها از نادانی خود آگاه نیستند. به‌محض اینکه مردمان آن‌ها به آگاهی برسند حیله‌های آنان دیگر کارگر نخواهد بود.»

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
منابع مورد نیاز قدرت سیاسی

اصل موضوع ساده است. دیکتاتورها به همکاری مردمی که بر آن‌ها حکمرانی می‌کنند محتاج هستند. همکاری‌ای که بدون آن نخواهند توانست منابع قدرت سیاسی خود را تامین کرده و آن را ابقاء نمایند. این منابع قدرت سیاسی شامل موارد زیر می‌شوند:

• مشروعیت باور عمومی در میان مردم نسبت به اینکه حکومت قانونی است و آن‌ها نسبت به فرمانبرداری از آن تعهدی اخلاقی دارند.

• منابع انسانی تعداد و اهمیت افراد و گروه‌هایی که از حکام اطاعت کرده با آن‌ها همیاری می‌کنند و یا به حکام کمک می‌نمایند.

• مهارت و دانش برای حکومت به‌منظور انجام اعمال بخصوص مورد نیاز است و توسط افراد و یا گروه‌های همیاری‌دهنده تامین می‌شود.

• فاکتورهای غیرعینی فاکتورهای روانی و ایدئولوژیکی که ممکن است مردم را وادار به فرمانبرداری از حکام و مساعدت به آن‌ها بنماید.

• منابع مادی میزانی از دسترسی و اعمال نظر که حکام بر روی دارایی‌ها، منابع طبیعی، منابع مالی، سیستم اقتصادی و وسایل ارتباطی و حمل‌ونقل دارد.

• جریمه‌ها و کیفرها بکارگیری و یا تهدید به بکارگیری مجازات‌ها بر ضد متمردین یا کسانی که از همیاری دریغ می‌کنند به‌منظور کسب اطمینان از اطاعت و همیاری آنان اطاعت و همیاری‌ای که برای بقای رژیم و اجرای سیاست‌هایش ضروری است.

به‌هر حال تمامی این منابع وابسته به پذیرش رژیم، فرمانبرداری و اطاعت مردم و همیاری تعداد بیشماری از انسان‌ها و نهادهای اجتماعی با حکام هستند. تضمینی برای استمرار هیچ‌یک از این منابع وجود ندارد. همیاری کامل و اطاعت و حمایت مردم دسترسی حکام به منابع قدرت را افزایش می‌دهد و در نتیجه ظرفیت قدرت دولت افزایش می‌یابد.

از سوی دیگر بازپس‌گیری همیاری نیروهای مردمی و نهادها از مهاجمین و دیکتاتورها دسترسی آنان به قدرت سیاسی‌ای که برای موجودیت خود بدان وابسته هستند را کمرنگ کرده یا بکلی از میان می‌برد. بدون دسترسی به این منابع، قدرت دیکتاتور کم شده، در نهایت از میان می‌رود... بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👎1
ضعف‌های دیکتاتوری

از ضعف‌های حکومت‌های دیکتاتوری می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱. ممکن است همیاری تعداد زیادی از مردم، گروه‌ها و موسساتی که برای عملکرد سیستم ضروری هستند محدود شده یا قطع شود.
۲. ملزومات و نتایج سیاست‌های گذاشتۀ رژیم گاهی توان پذیرش و اجرای سیاست‌های جدید را محدود کرده يا آن را سلب می‌کند.
۳. ممکن است سیستم در عملکرد خود دچار روزمرگی شود و در نتیجه قادر به انطباق سریع با وضعیت‌های جدید نباشد.
۴. افراد و منابعی که برای انجام وظایف فعلی اختصاص داده شده‌اند احتمالاً برای رفع نیازهای جدید آمادگی نخواهند داشت.
۵. افراد مادون ممکن است از ترس ایجاد نارضایتی در مافوق‌های خود اطلاعات صحیح و کاملی که دیکتاتورها برای تصمیم‌گیری به آن احتیاج دارند را در اختیار وی قرار ندهند.
۶. ممکن است ایدئولوژی‌ها کهنه شوند و افسانه‌ها و نمادهای سیستم پایداری خود را از دست بدهند.
۷. اگر ایدئولوژی قدرت‌مندی ارائه شده باشد که بر بینش فرد از حقیقت تاثیر بگذارد پای‌بندی بیش از حد به آن ممکن است باعث بی‌توجهی به شرایط و نیازهای واقعی شود.
۸. بروز زوال در کارایی و تاکید بیش از حد بر بروکراسی و اعمال تنظیمات مرکزی و کنترل‌های مفرط ممکن است سیاست‌ها و اعمال سیستم را ناکارآمد کند.
۹. تضادهای موسسات داخلی و رقابت‌ها یا حتی خصومت‌های شخصی میان افراد ممکن است عملکرد دیکتاتوری را مختل کرده آن را از هم بگسلاند.
۱۰. روشنفکران و دانشجویان ممکن است در برابر شرایط، محدودیت‌ها، دکترین‌گرایی‌ها و سرکوب‌ها بی‌طاقت شوند.
۱۱. تودۀ مردم ممکن است در طول زمان نسبت به رژیم بی‌تفاوت، شکاک و حتی دشمن شوند.
۱۲. هر یک از اختلاف منطقه‌ای، طبقاتی، فرهنگی و ملی ممکن است اوج بگیرند.
۱۳. سلسله‌مراتب قدرت در حکومت‌های استبدادی همیشه دارای درجاتی از بی‌ثباتی است. گاهی هم این بی‌ثباتی بسیار زیاد است. افراد نه‌تنها در درجه‌بندی خاص خود باقی می‌مانند، که ممکن است به سطوح بالاتر یا پایین‌تر منتقل شوند یا اصولاً حذف شده، کسان دیگری جای آنان را بگیرند.
۱۴. بخش‌هایی از نیروهای نظامی و پلیس ممکن است برای رسیدن به اهداف خود حتی در تضاد با ارادۀ دیکتاتور -مثلاً کودتا- عمل نمایند.
۱۵. اگر دیکتاتوری به‌تازگی تاسیس شده باشد برای جایگزین‌کردن کامل رژیم خود، به زمان احتیاج خواهد داشت.
۱۶. از آنجایی که در حکومت‌های دیکتاتوری اکثر تصمیمات توسط عده‌ای معدود از افراد اخذ می‌شوند احتمال بروز اشتباه در قضاوت‌ها، سیاست‌ها و کنش‌ها بسیار بالاست.
۱۷. اگر رژیم برای جلوگیری از بروز مشکلات فوق از مراقبت‌ها و تصمیم‌گیری‌ها تمرکززدایی نماید، خودبه‌خود کنترلش بر اهرم‌های مرکزی قدرت کمتر و کمتر خواهد شد.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👍2👎1
جنگ‌افزارهای غیرخشونت‌امیز و انضباط

در تضاد با راه‌های نظامی، روش‌های غیرخشونت‌آمیز می‌توانند به‌صورت مستقیم بر اهداف مورد نظر متمرکز شوند. برای مثال با توجه به اینکه موضوع دیکتاتوری بحثی کاملاً سیاسی است، می‌توان از شیوه‌های مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز سیاسی بهره جست. این مبارزات شامل سر باز زدن از پذیرش مشروعیت نظام و دیکتاتور و همچنین عدم همکاری با آنان می‌باشد. عدم همکاری همچنین می‌تواند تنها در مورد سیاست‌هایی خاص به اجرا درآید. گاهی به تعویق‌انداختن و طفره‌رفتن را می‌توان در سکوت و حتی مخفیانه تجربه کرد در حالی‌که در مواقع دیگر عدم همکاری آشکار، تظاهرات مبارزه‌طلبانۀ عمومی و اعتصابات برای همه قابل مشاهده است.

از طرف دیگر اگر دیکتاتوری در برابر فشار اقتصادی صدمه‌پذیر باشد یا اکثر شکایات مردمی از آن مربوط به مسائل اقتصادی باشد آن‌گاه اقدام اقتصادی، مانند تحریم‌ها و اعتصابات ممکن است راه‌های مناسبی برای مبارزه باشند. تلاش دیکتاتور برای بهره‌برداری از سیستم اقتصادی ممکن است با اعتصابات عمومی محدود، کندکاری (Slow-Down) و امتناع از کمک (یا ناپدیدشدن) متخصصین مورد نیاز روبرو شود. بکارگیری گزینشی انواع مختلفی از اعتصابات می‌تواند در حوزه‌هایی کلیدی همچون تولید، حمل‌ونقل، تامین مواد خام و توزیع کالاها اعمال شود.

برخی از شیوه‌های مبارزه‌های غیرخشونت‌آمیز نیازمند انجام اعمالی خارج از زندگی روزمره از سوی مردم هستند. همانند توزیع جزوات، گرداندن نشریات زیرزمینی، عملی‌کردن اعتصاب غذا کردن یا نشستن در خیابان به غیر از موارد بسیار حاد اجرای این روش‌ها ممکن است برای بعضی از مردم دشوار باشد... بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👍1👎1
هدف‌گیری قدرت دیکتاتور

همچنان‌که مبارزۀ درازمدت از استراتژی‌های اولیه به‌سمت مراحل بلندپروازانه و پیشرفته‌تر توسعه می‌یابد، استراتژیست‌ها نیاز دارند تا بررسی نمایند که چگونه می‌توان منابع قدرت دیکتاتور را محدودتر کرد. هدف این بررسی باید استفاده از عدم همکاری مردم برای رسیدن به وضعیت سودمندتر استراتژیک به‌نفع نیروهای دموکراتیک باشد.

با قدرت‌گرفتن نیروهای مقاومت‌گر دموکرات، استراتژیست‌ها باید مبارزه‌طلبی و عدم همکاری بلندپروازانه‌تری طراحی کنند تا با هدف ایجاد فلج سیاسی توسعه‌یابنده و در نهایت فروپاشاندن خود دیکتاتوری منابع قدرت را از آن جدا نمایند.

لازم است تا دقیقاً برنامه‌ریزی شود که نیروهای دموکراتیک چگونه می‌توانند حمایت مردم و گروه‌هایی که پیش از این در اختیار دیکتاتور قرار می‌گرفتند را تضعیف کنند. حمایت مردم با آشکارسازی بی‌رحمی‌هایی که از سوی رژیم اعمال شده تضعیف خواهد شد؟ با افشاء نتایج اقتصادی مصیبت‌بار سیاست‌های اعمال‌شده از سوی دیکتاتور چطور؟ یا با درک این موضوع که دیکتاتوری قابل خاتمه‌دادن است؟ حمایت‌هایی که از دیکتاتور می‌شود باید تا آنجا تضعیف شود که به حد اقدامات بی‌طرفانه برسد (نظاره‌گران) یا حتی ترجیحاً به حمایت فعال از اقدامات طرفدار دموکراسی تبدیل شود.

در طول برنامه‌ریزی و اجرای مبارزه‌طلبی سیاسی و عدم همکاری حمایت‌گران و پشتیبانان دیکتاتور، از جمله گروه‌های داخلی، احزاب سیاسی، پلیس، ماموران اداری و خصوصاً ارتش باید مورد توجه و مواظبت دقیق قرار گیرند. درجۀ وفاداری نیروهای نظامی چه سربازان و چه افسران نسبت به دیکتاتور باید با دقت تخمین زده شود و مشخص شود که نیروهای دموکراتیک توان تاثیرگذاری بر آن‌ها را دارند یا نه. شاید بسیاری از سربازان عادی به‌اجبار به سربازی آمده و ناراضی باشند. شاید هم بسیاری از سربازان و افسران به‌دلایل شخصی خانوادگی یا سیاسی نسبت به حکومت بیگانه شده باشند. کدام عوامل ممکن است سربازان و افسران را در مقابل اقدامات دموکراتیک آسیب‌پذیر سازد؟ بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
فروپاشاندن دیکتاتوری

اثر تجمعی رشته مبارزه‌طلبی‌های سیاسی صحیح هدایت‌شده و موفق می‌تواند تقویت مقاومت‌گران و تاسیس و گسترش بخش‌هایی از جامعه باشد که دیکتاتور برای کنترل موثر آن‌ها با محدودیت‌هایی مواجه خواهد شد. این رشته مبارزات همچنین باید تجربه‌ای ارزشمند از نحوۀ سرباززدن از همکاری و چگونگی مبادرت به مبارزه‌طلبی سیاسی ارائه دهند. این تجربه هنگامی که زمان برای عدم همکاری و مبارزه‌طلبی گسترده در مقیاس وسیع مناسب شود، کمک بزرگی خواهد بود.

برای باقی‌ماندن دیکتاتورها در قدرت، فرمانبرداری، همکاری و تسلیم مردم ضروری است. بدون دسترسی به منابع قدرت سیاسی، قدرت دیکتاتور تضعیف شده و در نهایت از بین خواهد رفت. بنابر این بازپس‌گیری حمایت و پشتیبانی مهم‌ترین اقدام لازم برای فروپاشاندن دیکتاتوری می‌باشد. شاید بررسی شیوۀ تاثیرگذاری مبارزه‌طلبی سیاسی بر منابع قدرت سودمند باشد.

اقدامات ردکنندۀ نمادین و مبارزه‌طلبی از جملۀ روش‌های موجود برای تضعیف مشروعیت اخلاقی و سیاسی رژیم دیکتاتوری یا همان حقانیت آن هستند. هر چقدر مشروعیت نظام بیشتر باشد فرمانبرداری و همکاری‌ای که دریافت می‌کند نیز بیشتر و قابل اتکاتر خواهد بود. برای تهدید موجودیت دیکتاتور، عدم پذیرش اخلاقی باید در عمل بیان شود. امتناع از همکاری و فرمانبرداری برای جداکردن منابع دیگر قدرت رژیم مورد نیاز هستند.

دومین منبع قدرت مهم، منابع انسانی هستند، یعنی تعداد و اهمیت افراد و گروه‌هایی که از حاکمان اطاعت می‌کنند، با آنان همکاری می‌نمایند یا به آنان کمک می‌رسانند. اگر عدم همکاری توسط بخش‌های عمده‌ای از مردم به‌کار گرفته شود رژیم دچار مشکلات جدی‌ای خواهد شد. برای مثال اگر کارمندان مدنی با بهره‌وری عادی خود کار نکنند یا حتی در خانه بمانند دستگاه اداری رژیم شدیداً تحت‌تاثیر واقع خواهد شد.

به‌همین شکل اگر افراد و گروه‌هایی که در عدم همکاری شرکت می‌کنند شامل آن‌هایی باشد که پیش از این فراهم‌کنندۀ مهارت‌ها و دانش تخصصی لازم بوده‌اند. دیکتاتور شاهد کاهش شدید ظرفیت خود در اجرای اراده‌اش خواهد بود. احتمالاً حتی توانایی وی برای تصمیم‌گیری آگاهانه و توسعۀ سیاست‌های موثر نیز شدیداً کاهش پیدا خواهد کرد.

اگر نفوذ روانی و ایدئولوژیکی -عوامل غیرملموس- که معمولاً اطاعت و همکاری با حاکمان را به مردم القا می‌کنند، تضعیف شوند یا واژگون گردند، مردم گرایش بیشتری به نافرمانی و عدم همکاری خواهند داشت. دسترسی دیکتاتور به منابع مادی نیز مستقیماً بر قدرت وی تاثیر می‌گذارد. با تحت کنترل گرفتن منابع مادی سیستم اقتصادی، دارایی‌ها، منابع طبیعی، حمل‌ونقل و وسایل ارتباطی توسط رقبای فعلی یا بالقوۀ رژیم، منبع مهم دیگری از قدرت آسیب‌پذیر شده و از دسترس دیکتاتور خارج خواهد شد. اعتصابات، تحریم‌ها و افزایش خودگردانی و استقلال در بخش‌های اقتصادی، ارتباطات و حمل‌ونقل رژیم را تضعیف خواهد کرد.

توانایی دیکتاتورها در ترساندن یا بکاربردن ضمانت‌های اجرایی -کیفردادن بخش‌های سرکش، نافرمان و مجری عدم همکاری در جامعه- منبع اساسی قدرت آن‌ها است. این منبع قدرت می‌تواند به دو شیوه تضعیف شود. اول اگر مردم همچون مواقع جنگی آماده باشند که پی‌آمدهای خطرناک مبارزه‌طلبی را بپذیرند، تاثیرگذاری مجازات‌های فعلی به‌شدت کاهش خواهد یافت (یعنی سرکوبگری دیکتاتور اطاعت مورد انتظار را موجب نخواهد شد). دوم اگر خود نیروهای پلیس و نظامی دلسرد شوند، ممکن است به‌صورت فردی یا جمعی از اجرای دستورات مربوط به دستگیری ضرب‌وشتم یا شلیک به مقاومت‌گران طفره روند و یا آشکارا از اجرای فرامین خودداری کنند. اگر دیکتاتور دیگر نتواند برای سرکوب به پلیس و نیروهای نظامی‌اش متکی باشد شدیداً تهدید خواهد شد.

به‌طور خلاصه موفقیت در برابر دیکتاتوری مسلح، محتاج تقلیل و حذف منابع قدرت رژیم از طریق به‌کارگیری عدم همکاری و مبارزه‌طلبی است. بدون بازسازی ثابت منابع ضروری قدرت دیکتاتوری تضعیف خواهد شد و در نهایت فرو خواهد پاشید. به‌همین دلیل برنامه‌ریزی استراتژیک مناسب برای مبارزه‌طلبی سیاسی علیه دیکتاتوری‌ها باید اصلی‌ترین منابع قدرت دیکتاتور را هدف قرار دهد.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
ادارۀ مسوولانۀ موفقیت‌ها

برنامه‌ریزان استراتژی بزرگ باید پیشاپیش شیوه‌های عملی و مرجحی را که از طریق آن‌ها می‌توان مبارزه‌ای موفق را به بهترین نحو به‌منظور جلوگیری از ظهور یک دیکتاتوری جدید به پایان رساند و تاسیس تدریجی سیستم دموکراسی پایدار را تضمین نمود، محاسبه کنند.

دموکرات‌ها باید برآورد کنند که چگونه می‌توان در پایان مبارزه، گذار از دیکتاتوری به دولتی موقت را اداره نمود. به‌هر حال دولت جدید نباید صرفاً دولت قدیمی با افراد جدید باشد. مهم است تا برآورد شود که چه بخش‌هایی از ساختار دولت قبلی (مثلاً پلیس سیاسی) باید به‌دلیل خصوصیات ذاتی غیردموکراتیک خود کاملاً حذف شوند و چه بخش‌هایی باید موضوع فعالیت‌های دموکراتیک‌کنندۀ آتی قرار گیرند. حذف کامل دولت می‌تواند باعث به‌وجودآمدن هرج‌ومرج یا دیکتاتوری‌ای جدید شود.

باید پیشاپیش فکر کرد و تصمیم گرفت که پس از فروپاشی دیکتاتوری چه سیاستی باید در قبال صاحب‌منصبان رده‌بالای آن اتخاذ شود. برای مثال آیا باید دیکتاتورها را به‌منظور محاکمه در دادگاه حاضر کرد؟ آیا باید به آن‌ها اجازه داد تا برای همیشه کشور را ترک کنند؟ چه گزینه‌های دیگری در دست است که با مبارزه‌طلبی سیاسی، بازسازی کشور و ایجاد دموکراسی همگون باشد؟ باید از ایجاد قتل‌عامی که پی‌آمدهای حادی برای امکان ایجاد سیستم دموکراتیک آتی خواهد داشت، جلوگیری شود.

باید طرح‌های خاص دوران گذار به‌منظور استفاده در زمانی که دیکتاتوری ضعیف شده یا فرو می‌پاشد آماده شده باشد. این طرح‌ها کمک می‌کنند تا گروهی دیگر نتواند از طریق کودتا قدرت دولتی را در دست گیرند. طرح‌هایی نیز برای تاسیس دولتی دموکراتیک و مبتنی بر قانون اساسی با تمامی آزادی‌های سیاسی و فردی مورد احتیاج است. تغییراتی که با هزینه‌های بسیار به‌دست آمده است را نباید به خاطر کمبود طرح و برنامه از دست داد.
در مواجهه با مردمی که دائماً قدرت‌مندتر می‌شوند و رشد گروه‌های مستقل، دموکراتیک و موسساتی که دیکتاتور توان کنترل هیچ‌یک از آن‌ها را ندارد، دیکتاتورها درمی‌یابند که اقداماتشان بی‌نتیجه است. تعطیلات کلان جامعه، اعتصابات عمومی، خانه‌نشینی‌های توده‌ای، راه‌پیمایی‌های مبارزه‌طلبانه یا اقدامات دیگر به‌گونه‌ای فزاینده باعث تخریب سازمان‌های دیکتاتور و موسسات مرتبط با وی می‌گردند. پی‌آمد اجرای هوشمندانۀ چنین مبارزه‌طلبی و عدم همکاری‌ای که در طول زمان با مشارکت تودۀ مردم همراه می‌شود ضعیف‌شدن دیکتاتور و درنهایت به پیروزی‌رسیدن مقاومت‌گران دموکرات بدون توسل به خشونت است. دیکتاتوری در مقابل مردم مبارزه‌طلب فرو خواهد پاشید.

البته هر تلاشی از این نوع هم خصوصاً به‌راحتی و سرعت منجر به پیروزی نخواهد شد. باید در یاد داشت که به همان تعداد جنگ نظامی پیروزمندانه که وجود دارد جنگ نظامی منجر به شکست هم موجود است. اگرچه مبارزه‌طلبی سیاسی امکانی عملی برای پیروزی فراهم می‌کند. این احتمال را می‌توان از طریق توسعۀ یک استراتژی بزرگ هوشمندانه، برنامه‌ریزی دقیق استراتژیک، تلاش سخت و مبارزۀ منضبط و دلاورانه افزایش داد.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
پیش‌نویسی قانون اساسی

سیستم دموکراتیک جدید به قانون اساسی‌ای نیاز خواهد داشت که چارچوب مورد تقاضای دولت دموکراتیک را بنا نهد. قانون اساسی باید اهداف دولت، محدودیت‌های قدرت‌های دولتی، روش و زمان‌بندی‌های انتخاباتی که بر اساس آن‌ها صاحب‌منصبان دولتی و قانون‌گذاران انتخاب می‌شوند، حقوق ذاتی مردم و شیوۀ ارتباط دولت ملی با سطوح پایین‌تر دولت را مشخص کند.

در درون دولت مرکزی اگر دولت بخواهد دموکراتیک باقی بماند تقسیم اقتداری روشن و صریح باید بین قانون‌گذار، مجری قانون و شاخۀ قضایی دولت ایجاد شده باشد. محدودیت‌هایی قدرتمند باید برای اقدامات پلیس، سازمان‌های اطلاعات و نیروهای نظامی قائل شد تا امکان هرگونه دخالت سیاسی از آن‌ها گرفته شود.

به‌منظور حفظ سیستم دموکراتیک و بازداری از تلاش‌ها و اهداف استبدادگرایانه، قانون اساسی ترجیحاً باید به گونه‌ای باشد که سیستمی فدرال با حقوق پیش‌بینی‌شدۀ کافی برای سطوح منطقه‌ای، ایالتی و محلی دولت بنا کند. در بعضی مواقع سیستم بخش‌های (Canton) سوئیس می‌تواند در نظر گرفته شود که در آن مناطقی نسبتاً کوچک با برخورداری از حقوقی بسیار در عین حال قسمتی از کل کشور نیز باقی می‌مانند.

اگر پیش از این در تاریخ کشور به‌تازگی آزادشده، قانونی اساسی با اکثر این خصوصیات وجود داشته است، هوشمندانه است که به‌سادگی با ترمیم موارد مورد نظر آن را اعاده نمود. اگر قانون اساسی قدیمی‌ای وجود نداشته باشد، شاید لازم باشد که یک قانون اساسی موقت بکار گرفته شود. در غیر این‌صورت باید قانون اساسی جدیدی آماده شود. آماده‌سازی یک قانون اساسی جدید به زمان و تفکر قابل ملاحظه‌ای احتیاج خواهد داشت. در این فرآیند مشارکت عمومی برای تصویب متن جدید یا ترمیمی، پسندیده و مورد احتیاج است. باید در مورد ضمیمه‌نمودن وعده‌هایی در قانون اساسی که ممکن است در آینده غیرقابل اجرا تشخیص داده شوند یا مقرراتی که احتیاج به یک دولت بسیار متمرکز دارند بسیار مراقب بود، چراکه هر دوی آن‌ها می‌توانند ظهور دیکتاتوری‌ای جدید را تسهیل کنند.

جمله‌بندی قانون اساسی باید به‌راحتی توسط تعداد زیادی از مردم قابل فهم باشد. قانون اساسی نباید آن‌قدر پیچیده یا مبهم باشد که تنها وکلا یا دیگر نخبگان بتوانند مدعی درک آن باشند.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👍1
یک مسئولیت شایسته

تاثیر مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز تنها تضعیف و از میان بردن دیکتاتورها نیست بلکه قدرت‌بخشیدن به مردم تحت‌ستم نیز هست. این تکنیک مردمی که پیش از این خود را را پیادۀ شطرنج یا قربانیان احساس می‌کردند را قادر می‌کند تا با تلاش‌های خود قدرت را مستقیماً برای دستیابی به آزادی و عدالت بیشتر به‌کار گیرند. این تجربۀ مبارزاتی نتایج روانی مهمی دارد که می‌تواند در افزایش عزت و اعتمادبه‌نفس در میان بی‌قدرتان سابق نقشی ایفا کند.

یکی از نتایج سودمند و درازمدت مهمی که استفاده از مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز به‌منظور تاسیس دولتی دموکراتیک دارا می‌باشد این است که به جامعه توان بیشتری برای سروکارداشتن با مشکلات آتی و ادامۀ راه اهدا می‌کند. مشکلاتی همانند سوء استفاده‌های دولتی آتی و انحراف آن، بدرفتاری هر یک از گروه‌ها، بی‌عدالتی‌های اقتصادی و محدودیت‌های اعمال‌شده بر کیفیت دموکراتیک‌بودن سیستم سیاسی. مردمی که در استفاده از مبارزه‌طلبی سیاسی کارآزموده شده باشند کمتر در برابر دیکتاتورهای آتی ضربه‌پذیر خواهند بود.

بعد از آزادی آشنایی با مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز شیوه‌هایی برای دفاع از دموکراسی آزادی‌های مدنی، حقوق اقلیت‌ها و حقوق ویژۀ دولت‌های منطقه‌ای، ایالتی و منطقه‌ای و موسسات غیردولتی فراهم می‌کند. این روش‌ها همچنین راه‌هایی فراهم می‌کنند که از طریق آن‌ها مردم و گروه‌ها می‌تواند عقاید افراطی خود بر روی مسائلی که آن‌قدر مهم بوده‌اند که گروه‌های مخالف گاه برای ابراز آن‌ها به ترور و جنگ چریکی روی آورده بوده بودند، را بیان کنند.
امید است تا اندیشه‌های مطرح‌شده در این بررسی مبارزه‌طلبی سیاسی یا مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز، کمکی باشد برای تمامی افراد و گروه‌هایی که به‌دنبال رفع ستم دیکتاتوری از مردم خود هستند و ایجاد سیستمی دموکراتیک و پایدار که آزادی‌های انسان و کنش مردمی برای بهبود جامعه را محترم شمارد.
در اندیشه‌هایی که شرح داده شدند سه نتیجۀ عمده وجود دارد:

• آزادی از دیکتاتوری ممکن است.
• برای رسیدن به آن احتیاج به برنامه‌ریزی استراتژیک و اندیشه‌ای دقیق است و
• برای رسیدن به آن احتیاط، سخت‌کوشی و مبارزۀ منضبط، حتی با هزینۀ بالا، مورد احتیاج است.

نقل‌قول مشهور «آزادی رایگان نیست» حقیقت دارد. هیچ نیروی خارجی‌ای برای بخشش آزادی‌ای که مردم تحت‌ستم بسیار خواستار آنند نخواهد آمد. مردم باید یاد بگیرند که چگونه به خودشان آزادی ببخشند و این به‌آسانی ممکن نیست.

اگر مردم چیزی که برای آزادی خود آنان مورد نیاز است را به چنگ بیاورند، می‌توانند مجموعه‌اقداماتی که در نهایت به‌واسطه‌ی رنج فراوان به آزادی منجر می‌شوند را طراحی نمایند. آن‌گاه آنان با پشتکار می‌توانند نظم دموکراتیک نوینی بنا نهند و برای دفاع از آن آماده شوند. آزادی‌ای که از طریق این‌چنین مبارزه‌ای به‌دست بیاید، می‌تواند پایدار باشد. این آزادی توسط مردمی سخت‌کوش که به حراست و غنابخشی آن متعهدند، نگهداری خواهد شد.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
چرا گسترش محصولات از هلال حاصل‌خیز چنین سریع بود؟

پاسخ تاحدی در محور شرقی-غربی اوراسیا، نهفته است. مناطقی که در امتداد شرقی-غربی یک‌دیگر و در یک عرض جغرافیائی قرار دارند. دقیقاً دارای طول روز واحد و تنوع فصلی مشابهی هستند. در درجه‌ی بعد، به‌طور معمول، بیماری‌های مشترک و دما و بارش مشابهی دارند و زیست‌بوم و نوع گیاهان‌شان نیز یک‌سان است. مثلاً، پرتغال، شمال ایران و ژاپن که همگی کم‌وبیش در یک عرض جغرافیائی واقع شده‌اند اما به‌ترتیب از سمت شرق یا غرب با هم ۶۵۰۰ کیلومتر فاصله دارند، از لحاظ اقلیمی بیش‌تر به هم شبیه‌اند تا به محلی که حتا ۱۶۰۰ کیلومتر از سمت جنوب با آن‌ها فاصله دارد. در تمامی قاره‌ها، زیست‌بوم‌هایی که به مناطق جنگلی باران‌خیز استوائی معروف‌اند، کم‌وبیش در محدوده‌ی ۱۰ درجه‌ی عرض جغرافیائی از استوا قرار دارند. در حالی‌که زیست‌بوم‌های درختچه‌زار مديترانه‌ئی (مانند بیشه‌ی بلوط‌های کوتاه و همیشه بهار کالیفرنیا و بیشه‌زارهای اروپا) تقریباً بین عرض جغرافیائی ۳۰ و ۴۰ درجه‌ی شمالی واقع شده‌اند... بیشتر بخوانید

📓 اسلحه، میکروب و فولاد: سرنوشت جوامع انسانی
✍🏿 جرد دایموند
🔛 حسن مرتضوی

@Chekide_ha
1
چرا گسترش محصولات از هلال حاصل‌خیز چنین سریع بود؟

پاسخ تاحدی در محور شرقی-غربی اوراسیا، نهفته است. مناطقی که در امتداد شرقی-غربی یک‌دیگر و در یک عرض جغرافیائی قرار دارند. دقیقاً دارای طول روز واحد و تنوع فصلی مشابهی هستند. در درجه‌ی بعد، به‌طور معمول، بیماری‌های مشترک و دما و بارش مشابهی دارند و زیست‌بوم و نوع گیاهان‌شان نیز یک‌سان است. مثلاً، پرتغال، شمال ایران و ژاپن که همگی کم‌وبیش در یک عرض جغرافیائی واقع شده‌اند اما به‌ترتیب از سمت شرق یا غرب با هم ۶۵۰۰ کیلومتر فاصله دارند، از لحاظ اقلیمی بیش‌تر به هم شبیه‌اند تا به محلی که حتا ۱۶۰۰ کیلومتر از سمت جنوب با آن‌ها فاصله دارد. در تمامی قاره‌ها، زیست‌بوم‌هایی که به مناطق جنگلی باران‌خیز استوائی معروف‌اند، کم‌وبیش در محدوده‌ی ۱۰ درجه‌ی عرض جغرافیائی از استوا قرار دارند. در حالی‌که زیست‌بوم‌های درختچه‌زار مديترانه‌ئی (مانند بیشه‌ی بلوط‌های کوتاه و همیشه بهار کالیفرنیا و بیشه‌زارهای اروپا) تقریباً بین عرض جغرافیائی ۳۰ و ۴۰ درجه‌ی شمالی واقع شده‌اند... بیشتر بخوانید

📓 اسلحه، میکروب و فولاد: سرنوشت جوامع انسانی
✍🏿 جرد دایموند
🔛 حسن مرتضوی

@Chekide_ha
گونه‌های باستانی پستان‌دار بزرگ اهلی علف‌خوار

اهمیت پستان‌داران اهلی بر چند گونه‌ی علف‌خوار بزرگ در خشکی استوار است (تنها پستانداران خشکی‌زی اهلی شده‌اند به این دلیل روشن که نگه‌داری و پرورش پستان‌داران آبزی تا زمان تکامل امکانات دریایی جدید دشوار بوده است. اگر «بزرگ» را «دارای وزنی بیش از ۱۰۰ پوند» تعریف کنیم، آنگاه فقط ۱۴ نوع حیوان پیش از قرن بیستم اهلی شده بودند (برای فهرست آن‌ها به جدول پیوست‌شده رجوع کنید). از این چهارده حیوان باستانی، ۹ حیوان («نه حیوان کوچک» در جدول پیوست‌شده) به چارپایان مهمی برای انسان‌ها در مناطق محدودی از جهان بدل شدند: شتر عربی، شتر دوکوهان، لاما/آلپاکا (گونه‌های جداگانه از یک نوع باستانی)، خر، گوزن، بوفالوی آبی، غژگاو، گاو وحشی، و گاو هندی با شاخ‌های مخروطی. فقط ۵ نوع حیوان در سراسر جهان گسترش و اهمیت یافتند. این ۵ پستاندار اهلی عبارتند از گاو، گوسفند، بز، خوک، و اسب.

در ابتدا به نظر می‌رسد که نام‌های درخشانی از این فهرست حذف شده است. فیل آفریقایی که ارتش‌های هانیبال با آن از کوه‌های آلپ رد شد کجاست؟ فیل آسیایی که امروزه در آسیای جنوب شرقی به عنوان حیوان بارکش بهره‌برداری می‌شود؟ نه من آن‌ها را فراموش نکرده‌ام و این تمایز مهمی را به وجود می‌آورد. فیل‌ها رام شدند اما هرگز اهلی نشدند. فیل‌های هانیبال و فیل‌های بارکش آسیایی مانند تمام فیل‌های وحشی به دام افتادند و رام شدند؛ آنان در اسارت پرورش داده نشدند. در عوض، حیوان اهلی به عنوان حیوانی تعریف می‌شود که به طور انتخابی در اسارت پرورش داده و از این طریق از اجداد وحشی خود متفاوت می‌شود تا برای انسان‌هایی مفید واقع شود که بر زاد و ولد و تامین خوراک حیوان کنترل دارند.

به بیان دیگر، اهلی‌شدن مستلزم آن است که به چیزی سودمند برای انسان‌ها تبدیل شوند. حیواناتی که به واقع اهلی شده‌اند، به طرق گوناگون با اجداد وحشی خود تفاوت دارند. این تفاوت‌ها ناشی از دو فرایند است: انتخاب انسانی آن دسته از حیوانات منفرد که از گونه‌های مشابه سودمندترند، و واکنش‌های تکاملی خودکار حیوانات به نیروی‌های تغییریافته‌ی انتخاب طبیعی که در محیط زیست انسان‌ها در مقایسه با محیط زیست طبیعی عمل می‌کند. تمامی این عبارات در مورد اهلی‌شدن گیاهان نیز مصداق دارد.

شیوه‌هایی که در آن‌ها حیوانات اهلی‌شده از اجداد وحشی خود جدا می‌شوند موارد زیر را در بر می‌گیرند. جثه‌ی بسیاری از انواع تغییر کرده است: گاوها، خوک‌ها و گوسفندها در هنگام اهلی‌شدن کوچک‌تر شده‌اند در حالی که خوکچه‌ی هندی بزرگ‌تر شد. گوسفند و آلپاکا برای حفظ پشم و کاهش یا فقدان مو، اما گاوها برای دادن شیر زیاد انتخاب شدند. بسیاری از انواع حیوانات اهلی مغزی کوچک‌تر و اندام‌های حسی کم‌تررشدکرده‌یی در مقایسه با اجداد وحشی خود دارند زیرا دیگر نیازی به مغز بزرگ‌تر و اندام‌های حسی متکامل‌تری ندارند که اجدادشان برای فرار از دست حیوانات شکارچی به آن‌ها وابسته بودند.

برای ارزیابی از تغییرات در زمان اهلی‌شدن، فقط گرگ‌ها، یعنی اجداد وحشی سگ‌های اهلی، را با بسیاری از نژادهای سگ‌ها مقایسه کنید. برخی از سگ‌ها بسیار بزرگ‌تر از گرگ‌ها هستند (سگ دانمارکی)، در حالی که برخی دیگر بسیار کوچک‌ترند (سگ چینی). برخی لاغرترند و برای مسابقه پرورش داده می‌شوند (سگ تازی)، در حالی که عده‌یی دیگر پاکوتاه هستند و برای مسابقه‌دادن بی‌فایده‌اند (داکسوند). سگ‌ها از لحاظ شکل و رنگ مو تفاوت بسیاری با هم دارند و برخی از آن‌ها حتا بی‌مو هستند. پولینزی‌ها و آزتک‌ها عمدتاً سگ را برای خوراک خود پرورش می‌دادند. با مقایسه‌ی داکسوند با گرگ، امکان ندارد به ذهن‌تان برسد که داکسوند از گرگ انشقاق یافته است.

📓 اسلحه، میکروب و فولاد: سرنوشت جوامع انسانی
✍🏿 جرد دایموند
🔛 حسن مرتضوی

@Chekide_ha
👍4
آیا همه‌ی مردمان آفریقا، آمریکا و استرالیا، برای اهلی‌کردن حیوانات با موانع فرهنگی مشابهی روبه‌رو بودند که در میان اوراسیائی‌ها یافت نمی‌شد؟

چرا اسب‌های اوراسیائی اهلی شدند اما گورخرهای آفریقائی نه؟ چرا خوک‌های آسیائی اهلی شدند اما گرازهای آمریکائی و سه گونه‌ی خوک واقعاً وحشی آفریقائی نه؟ چرا پنج گونه از دام‌های وحشی اوراسیا (aurochs، گاومیش هندی، غژگاو، گاو هندی و بان‌تنگ) اهلی شدند اما گاو میش آفریقائی یا گاومیش آمریکائی نه؟ چرا قوچ کوهی (نیای گوسفند اهلی ما) اهلی شد اما گوسفند کوهی آمریکائی نه؟

آیا همه‌ی مردمان آفریقا، آمریکا و استرالیا، به‌رغم تنوع عظیم‌شان، برای اهلی‌کردن حیوانات با موانع فرهنگی مشابهی روبه‌رو بودند که در میان اوراسیائی‌ها یافت نمی‌شد؟ مثلاً، آیا فراوانی پستان‌داران بزرگ وحشی در آفریقا که برای شکار در دسترس بودند سبب شده بود که بیش‌تر شکار شوند و بنابراین آفریقائی‌ها زحمت اهلی‌کردن دام‌ها را بر خود هموار نکنند؟

در پاسخ به این پرسش باید قاطعانه بگوییم نه! این برداشت با پنج نوع مدرک رد می‌شود پذیرش سریع حیوانات اهلی‌شده‌ی اوراسیائی توسط غیراوراسیائی‌ها، تمایل زیاد و همگانی انسان‌ها برای نگهداری حیوانات دست‌آموز، اهلی‌کردن سریع چهارده حیوان باستانی، اهلی‌کردن مستقل و مکرر برخی از آن‌ها، و موفقیت‌های محدود اقدامات جدید برای اهلی‌کردن گونه‌های بیش‌تر... بیشتر بخوانید

📓 اسلحه، میکروب و فولاد: سرنوشت جوامع انسانی
✍🏿 جرد دایموند
🔛 حسن مرتضوی

@Chekide_ha
👍1
بسیاری فراخوانده می‌شوند اما شمار اندکی برگزیده می‌شوند

در مجموع، در کل جهان، از ۱۴۸ پستاندار خشکی‌زی گیاه‌خوار وحشی و بزرگ -مستعد برای اهلی‌شدن- فقط ۱۴ گونه از آزمون موفق بیرون آمده‌اند. چرا ۱۳۴ گونه‌ی دیگر ناکام ماندند؟ این گفته‌ی فرانسیس گالتون که گونه‌های دیگر مقدر است تا ابد وحشی باقی بمانند، ناظر بر چه شرایطی است؟

پاسخ را باید در اصل آناکارنینا جست. گونه‌ی وحشی مستعد برای اهلی‌شدن باید خصوصیات متفاوت بسیاری داشته باشد. نبود حتا یک خصوصیت لازم تلاش برای اهلی‌کردن آن‌ها را با شکست روبه‌رو می‌کند، همان‌طور که تلاش برای ساختن یک زندگی زناشوئی موفق را نقش بر آب می‌کند. با ایفای نقش مشاور ازدواج برای زوج گورخر-انسان و سایر زوج‌های نامناسب، می‌توان دست‌کم شش دسته دلیل را برای ناکامی در اهلی‌کردن حیوانات ذکر کرد... بیشتر بخوانید

📓 اسلحه، میکروب و فولاد: سرنوشت جوامع انسانی
✍🏿 جرد دایموند
🔛 حسن مرتضوی

@Chekide_ha
👍1
میکرب‌ها

میکرب‌ها همان‌قدر محصول انتخاب طبیعی هستند که ما. میکرب‌ها با بیمارکردن ما به شیوه‌های عجیب‌وغریب، مانند ایجاد زخم روی اندام‌های تناسلی یا ایجاد اسهال، چه نفع تکاملی‌یی می‌برند؟ و چرا میکرب‌ها تکامل می‌یابند که ما را بکشند؟ این موضوع به‌نظر معماگونه می‌رسد و نتیجه‌ی معکوس می‌دهد زیرا میکربی که میزبان خود را می‌کشد خود را نیز می‌کشد.

اساساً میکرب‌ها مانند سایر گونه‌ها تکامل می‌یابند. تکاملْ آن افرادی از یک گونه را برمی‌گزیند که بیش‌ترین کارآئی را در تولید فرزند و نیز در کمک به فرزندان برای استقرار در مکان‌های مناسب زندگی دارند. گسترش یک میکرب را از لحاظ ریاضی می‌توان از شمار قربانیان جدیدی تعیین کرد که از طریق هر بیمار اولیه مبتلا می‌شوند. این تعداد به این بستگی دارد که هر قربانی تا چه زمان قادر به مبتلاکردن قربانیان جدید است و این‌که انتقال میکرب از یک قربانی به قربانی بعدی با چه میزانی از کارآئی صورت می‌گیرد.

میکرب‌ها شیوه‌های گوناگونی را برای انتقال خود از فردی به فرد دیگر، و همین‌طور از حیوانات به انسان‌ها تکامل بخشیده‌اند. میکربی که بهتر گسترش می‌یابد، زادوولد بهتری دارد و از نظر انتخاب طبیعی مطلوب تشخیص داده می‌شود. بسیاری از «نشانه»های بیماری در ما، درواقع ، نشانگر شیوه‌هایی هستند که چند میکرب لعنتی کاربلد با استفاده از آن‌ها بدن یا رفتار ما را به گونه‌یی تغییر می‌دهند تا برای پخش میکرب آماده خدمت شویم... بیشتر بخوانید

📓 اسلحه، میکروب و فولاد: سرنوشت جوامع انسانی
✍🏿 جرد دایموند
🔛 حسن مرتضوی

@Chekide_ha
👍1