کتاب‌خوان (علم و روشنگری)
708 subscribers
23 photos
1 video
16 files
1.08K links
در این کانال گزیده‌هایی از کتب علمی و مرتبط به روشنگری علمی ارائه می‌شود.

برای ارتباط و فرستادن مطالبی از کتب علمی به گروه کتابخوانی علمی بپیوندید:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
Download Telegram
Audio
📘 تصویر بزرگ
شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۲۹۷ تا ۳۲۴ (فصل ۳۷ تا ۳۹)
🔖 فایل پانزدهم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Audio
📘 تصویر بزرگ
شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۳۲۵ تا ۳۴۵ (فصل ۴۰ تا ۴۲)
🔖 فایل شانزدهم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
وظیفه‌ی ما در این‌جا این نیست که چیز عمیقی درباره‌ی طبیعت احتمالات را تصمیم‌گیری کنیم. ما علاقه به باورها داریم: یعنی چیزهائی که مردم فکر می‌کنند حقیقت دارد، یا حداقل احتمال دارد که حقیقت داشته باشند. گاهی واژه‌ی "باور که" همنام با "این فکر است که چیزی حقیقت دارد بدون این‌که مدرک کافی برای آن باشد"، مفهومی است که بی‌دینان را عصبانی کرده و باعث می‌شود که واژه را کلاً رد کنند. ما این واژه را به‌معنی هر چیزی به‌کار خواهیم برد که فکر می‌کنیم حقیقت دارد صرف‌نظر از این که ما دلیل خوبی برای آن داشته باشیم؛ کاملاً قابل قبول است که گفته شود "من باور دارم که دو به اضافه‌ی دو می‌شود چهار".

اغلب -امّا اگر دقت کنیم، در واقع همیشه- ما باورهایمان را با صد در صد اعتبار دارا نخواهیم بود. من باور دارم که خورشید فردا از شرق طلوع خواهد کرد، امّا من به‌طور قطعی در این باره اطمینان ندارم. زمین ممکن است با یک سیاه‌چاله‌ی سرعت‌گرفته‌ای برخورد کند و کاملاً از بین برود. چیزی که ما واقعاً داریم درجاتی از اعتبار است، که آمارشناسان به آن ضریب اعتبارها (credences) می‌گویند. اگر شما فکر می‌کنید که یک‌چهارم شانس وجود دارد که فردا باران ببارد، ضریب اعتبار شما به این که فردا باران ببارد ۲۵ درصد است. هر باور منفردی که داریم یک ضریب اعتباری به آن متصل است، حتی اگر آن را صراحتاً به زبان نیاوریم. بعضی مواقع ضریب اعتبارها درست مثل احتمالات هستند، مثل وقتی که می‌گوئیم که ضریب اعتبار ۵۰ درصدی داریم که یک سکّه‌ی منصفانه شیر خواهد آمد. در مواقع دیگر ضریب اعتبارها در حقیقت منعکس‌کننده‌ی فقدان اطلاعات کامل از جانب ما هستند. اگر دوستی به شما بگوید که واقعاً سعی کرده تا روز تولدتان به شما تلفن کند امّا در جائی گیر کرده بود که سرویس تلفن نبود، در واقع هیچ احتمالی وجود ندارد؛ گفته‌ی او یا حقیقت دارد یا ندارد. امّا شما نمی‌دانید که کدام یک مورد دارد، لذا بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که ضریب اعتباری به هر کدام از این احتمالات بدهید.

ایده‌ی اصلی بیز، که امروزه به‌سادگی قاعده یا قضیّه‌ی بیز (Bayes’s Theorem) شناخته می‌شود، راهی برای تفکر درباره‌ی ضریب اعتبار است. این قضیّه به ما امکان می‌دهد تا به سؤال زیر جواب بدهیم. تصور کنید که ما ضریب اعتباری به باورهای متفاوتی داریم. سپس ما درباره‌ی آن‌ها بعضی اطلاعات را گردآوری کرده و چیز تازه‌ای یاد می‌گیریم. این اطلاعات تازه ضریب اعتباری را که ما داشتیم چگونه تغییر داده است؟ این سؤالی است که ما، وقتی که چیزهای تازه‌ای درباره‌ی جهان یاد می‌گیریم، باید بارها و بارها از خودمان بپرسیم.

📘 تصویر بزرگ: درباره‌ی خاستگاه‌های حیات، معنی‌داشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۷۵-۷۶

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
در نظر بگیرید که شما با دوستانتان پوکر بازی می‌کنید. بازی برداشتن ۵ ورق است، لذا هر کدام از شماها با ۵ ورق شروع کرده، و بعد از آن انتخاب می‌کنید که تعداد خاصی از آن‌ها را زمین گذاشته و ورق‌های دیگری را بردارید. شما نمی‌توانید ورق‌های آن‌ها را ببینید، لذا برای شروع، شما هیچ ایده‌ای ندارید که چه دستی دارند، به‌جز این‌که می‌دانید که هیچ‌کدام از ورق‌های خاص دست شما را ندارند. اما، شما کاملاً بی‌اطلاع هم نیستید، و می‌دانید که بعضی از دست‌ها احتمال بیشتری از دست‌های دیگر دارند. دست اولی که یک جفت دارد، یا اصلاً هیچ جفتی ندارد، احتمال نسبتاً زیادی دارد؛ در اولین دست داشتن یک رنگ (۵ ورق از یک دست) خیلی نادر است. با در نظر گرفتن اعداد، یک دست با ۵ ورق بی‌نظم که دست "خالی" خواهد بود در حدود ۵۰ درصد دفعات است، یک زوج حدود ۴۲ درصد دفعات، و یک رنگ کمتر از ۰.۲ درصد موارد، لازم نیست که بقیه‌ی احتمالات ذکر شوند. این شانس‌های شروع را ضریب اعتبار پیشین (prior credences) می‌گویند. این‌ها ضریب‌های اعتباری هستند که شما در شروع بازی، قبل از این‌که چیز تازه‌ای یاد بگیرید، در ذهن دارید.

امّا بعداً اتفاقی می‌افتد: دوستتان تعداد خاصی از ورق‌ها را زمین می‌زند، و به همان تعداد ورق چانشینی برمی‌دارد. این اطلاع تازه‌ای است، و شما می‌توانید آن را مورد استفاده قرار داده تا ضریب اعتبارتان را به‌روز کنید. فرض بگیرید که دوستتان تصمیم بگیرد که فقط یک ورق بردارد. این امر درباره‌ی دست آن‌ها چه می‌گوید؟

بعید است که یک جفت داشته باشد؛ اگر داشت شاید سه ورق برمی‌داشت، تا شانسش را برای بهبود به سه یا چهار ورق از یک نوع اضافه کند. به همین منوال، اگر در شروع سه ورق از یک نوع داشت، احتمال زیاد دو ورق برمی‌داشت. امّا برداشتن یک ورق درخور این ایده است که او دو جفت یا چهار عدد از یک نوع دارد، که در این موارد می‌خواهد که هر چهار ورق مربوطه را نگه‌دارد. بعلاوه این امر تا حدی با داشتن چهار ورق از یک خال (به امید روکردن یک رنگ) یا چهار ورق پشت سرهم (به امید کامل‌کردن استریت) تطبیق می‌کند. چنین رفتارهای محتمل، به اندازه‌ی کافی مستدلانه، احتمال مسئله خوانده می‌شوند. با ترکیب ضریب اعتبار قبلی با احتمالات، ما به ضریب اعتبار به‌روزی برای این‌که دست اول دوستتان چی بوده، می‌رسیم. (معلوم‌کردن این امر که دستش شاید بعد از عهده‌ی آن بر نیاید.) چنین فرصت‌های به‌روزشده را طبیعتاً ضریب‌های اعتباری پسین (posterior credences) کامل‌شدن کشیدن ورق‌ها چیست کار بیشتری لازم دارد، ولی کاری نیست که یک پوکرباز خوب از می‌خوانند.

قضیّه‌ی بیز را می‌توان به‌عنوان نسخه‌ی کمی روش استنتاج فکر کرد که ما قبلاً آن را "قیاس" خواندیم. (قیاس تأکید بر یافتن "بهترین توضیح" دارد تا این‌که اطلاعات را مناسب کند، امّا ایده‌ها بطور روش‌شناسانه بسیار شبیه به هم هستند.) این روش اساس تمامی علم و فرم‌های دیگر استدلال تجربی است. این امر یک طرح جهانی برای تفکر درباره‌ی درجه‌ی باور را پیشنهاد می‌کند: یعنی با شروع از یک ضریب اعتبار پیشین، بر اساس احتمالی که این اطلاع با هر یک از احتمالات اولیه مطابقت دارد.

📘 تصویر بزرگ: درباره‌ی خاستگاه‌های حیات، معنی‌داشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۷۶-۷۷

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
STONE TOOLS IN HUMAN EVOLUTION-FARSI 1400.pdf
13.2 MB
📖 ابزارهای سنگی در سیر تکاملی انسان
🐒 تفاوتهای رفتاری در بین نخستیان دارای فناوری
نویسنده: جان شی
ترجمه فارسی توسط گروه مترجمین زیست شناسی و انسانشناسی
📆 سال انتشار: ۲۰۱۶

@SciBookReader
باز هم سگ‌ها

حال که سرانجام به مبحثِ انتخابِ طبیعی رسیدیم، می‌توانیم به مثالِ سگ‌ها بازگردیم و درس‌هایِ مهمِ دیگری از آن بیاموزیم. گفته بودم که سگ‌ها گرگ‌هایِ اهلی‌شده‌اند، اما، به کمکِ نظریه‌ای جالب، که باز هم رِیموند کوپینگِر آن را به روشن‌ترین شکل بیان کرده است، باید آن را تلطیف کنم. ایدۀ محوری این است که فرگشتِ سگ فقط در پیِ انتخابِ مصنوعی نبود. دستِ‌کم گرگ‌ها هم، با تطبیق‌دادنِ خود با زندگیِ انسان، نقشِ برابری در این مسئله داشتند. عمدۀ اهلی‌سازیِ سگ خوداهلی‌سازی (self-domestication)، نه به واسطۀ انتخابِ مصنوعی، بلکه به واسطۀ انتخابِ طبیعی، بوده است. مدت‌ها پیش از این که دستمان به تیشۀ انتخابِ مصنوعی برسد، انتخابِ طبیعی، از پیش، گرگ‌ها را، بدونِ هیچ مداخلۀ انسانی، به «سگ‌هایِ روستاییِ» خوداهلی‌شده بدل کرده بود. انسان‌ها تازه بعدها واردِ صحنه شدند و این سگ‌هایِ روستایی را، جداگانه و به طورِ گسترده، به نژادهایِ رنگارنگی تبدیل کردند که امروزه آذین‌بخشِ (اگر «آذین‌بخش» واژۀ مناسبی باشد) مسابقاتِ کرافتس (Crufts) و دیگر مسابقاتِ زیبایی (البته اگر «زیبایی» واژۀ مناسبی باشد) و دیگر دستاوردها <در اصلاحِ نژادِ> سگان است... بیشتر بخوانید

📘 باشکوه‌ترین نمایش روی زمین: شواهد فرگشت
✍🏻 ریچارد داوکینز
↔️ محمدکریم طهماسبی

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
1
اهریمنان خشونت


اعتراض من به خشونت بر مبنای یک اصل کاملاً اخلاقی نیست، هرچند تصور می‌کنم بر کسی پوشیده نیست که تمامی مردان و زنان نجیب و صلح‌طلب می‌پذیرند که عموماً حل صلح‌آمیز درگیری‌ها ایده‌ای خوب است. بزرگ‌ترین اعتراض من به خشونت از این واقعیت نشأت می‌گیرد که این ابراز به‌خوبی عمل نکرده یا این‌که به‌هیچ‌وجه به‌مانند یک مقاومت مسالمت‌آمیز جواب نمی‌دهد. من برای توضیح بیشتر به‌نظر کارشناسان متوسل می‌شوم.

دو محقق جوان آمریکایی به نام‌های اریکا چنووت و ماریا جی. استفان در کتابی موفق با عنوان «چرا مبارزه‌ی مدنی مؤثر است: منطق راهبردی مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز» کاری را انجام دادند که تا قبل از آن هیچ پژوهشگری انجام نداده بود؛ آن‌ها به‌سراغ بررسی تمامی درگیری‌های شکل‌گرفته بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶ رفتند و درمجموع موفق به بررسی دقیق ۳۲۳ مبارزه از منظر موفقیت، شکست و دلیل شکل‌گیری آن‌ها شدند. یافته‌های آن‌ها حیرت‌انگیز بود. آن‌ها دریافتند «کمپین‌های مبارزاتی مسالمت‌آمیز تقریباً دو برابر مبارزات خشونت‌آمیز به موفقیت کامل یا نسبی رسیده‌اند.» اگر شما به اعداد و ارقام علاقه‌مند هستید بهتر است تا به این موارد توجه کنید: طبق بررسی‌های آن‌ها شانس شما برای موفقیت از طریق مبارزه‌ی مسلحانه تنها ۲۶ درصد است؛ اما کافی است تا همین اصول ذکرشده در این کتاب را تمرین کنید و شانس موفقیت خود را به ۵۳ درصد برسانید. به‌همین‌خاطر اگر به آمارهای مشابه تنها در دو دهه‌یی اخیر (بدون هیچ جنگ سردی که موجب افزایش هزینه‌ها برای درگیری‌های نظامی در سراسر جهان می‌شود) نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید که ضریب تمایل گروه‌ها به‌سمت جنبش‌های مسالمت‌آمیز به‌شدت افزایش یافته است... بیشتر بخوانید

📘 طرحی برای انقلاب
✍🏻 سردیا پوپویچ
↔️ یه بنده‌ی بی‌خدا

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
💍 الهام از ارباب حلقه‌ها؛ گاهی قهرمان یک هابیت کوچولو است.


من در حال حاضر به‌هیچ‌وجه فردی مذهبی نیستم؛ اما اگر می‌خواستم یک کتاب را به‌عنوان کتاب مقدس خودم انتخاب کنم، بدون شک کتاب «ارباب حلقه‌ها» را انتخاب می‌کردم. من یک پرستشگاه کوچک از کتاب‌های جی آر آر تالکین را در اتاقم دارم و حتی در سخت‌ترین لحظات کمپین، زمانی که میلوشویچ و دیوانگی ناشی از پاکسازی نژادی تمام اطراف ما را احاطه می‌کرد، به‌سراغ آن کتاب‌ها می‌رفتم و با خواندن جملات آن‌ها روحیه‌ی مضاعف می‌گرفتم. من بیشتر از همه عاشق یک بخش از کتاب بودم که در آن گالادریل به فرودو (هابیت) می‌گفت: «حتی کوچکترین موجودات هم می‌توانند مسیر حرکت آینده را تغییر دهند.»

من آن کلمات را برای مصریان بازگو کردم. سپس دوباره این کار را تکرار کردم. کاملاً مشخص بود که چرا مصری‌ها احساس می‌کردند که هیچ‌چیزی نیستند. از همان سال‌های نوجوانی به بچه‌ها گفته می‌شود که این قدرت و عظمت است که تاریخ را رقم می‌زند. روزنامه‌ها و مجلات در نمایش سابقه‌ی افراد قدرتمند و پولدار با هم رقابت می‌کنند و به‌نظر می‌رسد که مجریان تلویزیون همواره با نخبگانی که دنیا را ساخته‌اند در استودیوهایشان مصاحبه می‌کنند. در غرب، فرهنگ ما با ایلیاد (همراه با صحنه‌هایی از نوک پستان‌های سوراخ‌شده با نیزه‌ها و کلاه‌خودهای پرشده از خون) آغاز می‌شود و تا به امروز به‌عنوان یک مراسم سه‌هزارساله از خشونت، قهرمان‌پروری و پیروزی ادامه دارد. کمی به این موضوع فکر کنید: شما تابه‌حال چندین فیلم در مورد جنگ جهانی اول یا جنگ ویتنام دیده‌اید؟ من مطمئنم خیلی زیاد؛ اما سعی کنید تا فیلم‌های مهمی که در مورد جنبش‌های مسالمت‌آمیز ساخته شده‌اند را نام ببرید. بله، گاندی با بازی بن کینگزلی؛ میلک با بازی شان پن؛ به‌علاوه چند فیلم هم در مورد نلسون ماندلا؛ اما این تعداد زیاد نیست.

ما جنگاوران را تکریم می‌کنیم، اما آیا به‌راستی جنگاوران تاریخ را شکل داده‌اند؟ به این موضوع توجه کنید: مهم‌ترین دستاورد جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم بود و مهم‌ترین نتیجه‌ی جنگ جهانی دوم، جنگ سرد. بعد از آن هم جنگ کره، ویتنام، افغانستان، جنگ با تروریست‌ها و غیره؛ اما منفعت دنیا از مارتین لوترکینگ چه بود؟ حقوق مدنی و یک رئیس‌جمهور سیاه‌پوست در سال ۲۰۰۸. میراث جاودان گاندی چه بود؟ استقلال هند و پایان استعمارگرایی. یا اینکه دستاورد لیچ والسا، رهبر جنبش اتحاد لهستان در دهه‌ی ۸۰، چیست؟ پایان کمونیسم در اروپای شرقی. اصلاً لیچ والسا که بود؟ تنها یک تکنسین برق در کارخانه‌ی کشتی‌سازی در گَسنک؛ نمونه‌ای از یک هابیت.

من به مصری‌ها در مورد هاروی میلک، رهبر کشته‌شده‌ی حقوق همجنسگرایان، گفتم. او به اولین فرد همجنسگرای انتخاب‌شده در شورای شهر سانفرانسیسکو بدل شد و قبل از اینکه تصمیم بگیرد دیدگاه جامعه نسبت به همجنسگرایی را تغییر دهد یک فروشنده‌ی معمولی بود. هاروی یکی دیگر از نمونه‌های هابیت بود. زمانی که جین ژاکوب تصمیم گرفت تا در برابر رابرت موسس (قدرتمندترین مرد نیویورک که طرح دیوانه‌وار او برای ساخت یک بزرگراه عظیم‌الجثه در اطراف محله‌ی منهتن باعث نابودی شهر می‌شد) قد علم کند، به‌عنوان یک زن خانه‌دار جیغ‌جیغو و دیوانه مسخره شد. ژاکوب هم یک هابیت بود، زیرا توانسته بود بدون داشتن حتی یک مدرک دانشگاهی موجب تغییری اساسی در حوزه‌ی برنامه‌ریزی شهری شود.

هیچ‌کدام از این افراد از طبقه‌ی نخبه‌ی جامعه نمی‌آمدند و اگر قرار بود تا شما یک قالب برای ساخت یک مجسمه‌ی برنزی به‌منظور قرارگرفتن در میدان شهر بسازید، هیچ‌کدام از آن‌ها را انتخاب نمی‌کردید؛ اما این افراد دنیای بزرگ را به جلو بردند. بااین‌حال تنها هابیت‌ها نمی‌توانند مسیر حرکت آینده را تغییر دهند، من قول می‌دهم که مصری‌ها هم می‌توانند. این اتفاق در بلگراد رخ داد، پس می‌تواند در مصر هم به‌وقوع بپیوندد.

📘 طرحی برای انقلاب
✍🏻 سردیا پوپویچ
↔️ یه بنده‌ی بی‌خدا

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
جنگ‌افزارهای غیرخشونت‌آمیز و انضباط

در تضاد با راه‌های نظامی، روش‌های غیرخشونت‌آمیز می‌توانند به‌صورت مستقیم بر اهداف مورد نظر متمرکز شوند. برای مثال با توجه به اینکه موضوع دیکتاتوری بحثی کاملاً سیاسی است، می‌توان از شیوه‌های مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز سیاسی بهره جست. این مبارزات شامل سر باز زدن از پذیرش مشروعیت نظام و دیکتاتور و همچنین عدم همکاری با آنان می‌باشد. عدم همکاری همچنین می‌تواند تنها در مورد سیاست‌هایی خاص به اجرا درآید. گاهی به تعویق‌انداختن و طفره‌رفتن را می‌توان در سکوت و حتی مخفیانه تجربه کرد در حالی‌که در مواقع دیگر عدم همکاری آشکار، تظاهرات مبارزه‌طلبانۀ عمومی و اعتصابات برای همه قابل مشاهده است.

از طرف دیگر اگر دیکتاتوری در برابر فشار اقتصادی صدمه‌پذیر باشد یا اکثر شکایات مردمی از آن مربوط به مسائل اقتصادی باشد آن‌گاه اقدام اقتصادی، مانند تحریم‌ها و اعتصابات ممکن است راه‌های مناسبی برای مبارزه باشند. تلاش دیکتاتور برای بهره‌برداری از سیستم اقتصادی ممکن است با اعتصابات عمومی محدود، کندکاری (Slow-Down) و امتناع از کمک (یا ناپدیدشدن) متخصصین مورد نیاز روبرو شود. بکارگیری گزینشی انواع مختلفی از اعتصابات می‌تواند در حوزه‌هایی کلیدی همچون تولید، حمل‌ونقل، تامین مواد خام و توزیع کالاها اعمال شود... بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
ما پیوسته گمان می‌کردیم، اما اکنون می‌دانیم که رژیم استالینی، هرگز حکومتی «یک‌پارچه» نبود، بلکه «آگاهانه بر محور کارکردهای متداخل و دوگانه و متقارن ساخته شده بود»؛ و این ساخت بدقواره‌ی زشت، بر پایه‌ی اصل پیشوایی -یا همان «کیش شخصیت»- که در آلمان نازی می‌یابیم، استوار نگه داشته می‌شد، و شاخه‌ی اجرایی این حکومت ویژه، نه حزب، بلکه پلیس بود و «فعالیت‌های عملیاتی‌اش از طریق مجراهای حزبی تنظیم نمی‌شدند.» مردم کاملاً بی‌گناهی که رژیم، میلیون‌ها تن از آن‌ها را نابود کرده بود، همان مردمی که به‌اصطلاح بلشویکی «دشمنان عینی» که خوانده می‌شدند، می‌دانستند که «جنایت‌کارانی بدون ارتکاب جنایت» هستند. درست همین مردم متفاوت از دشمنان راستین رژیم پیشین -ترورکنندگان مأموران دولتی و بمب‌اندازان و راهزنان- بودند که با «انفعال کامل»، از خود واکنش نشان دادند، همان انفعالی که ما از روی الگوهای رفتاری قربانیان ارعاب نازی، به‌خوبی می‌شناسیم. هرگز در این‌باره شکی وجود نداشته است که «سیل نکوهش‌های متقابل»، طی تصفیه‌ی بزرگ، اگرچه برای رفاه اقتصادی و اجتماعی کشور مصیبت‌بار بود، اما، برای تقویت فرمانروای توتالیتر، بسیار مؤثر بود. ما تازه متوجه شده‌ایم که استالین، چگونه آگاهانه این «زنجيره‌ی شوم نکوهش‌های متقابل را به‌حرکت درمی‌آورد.» او در ۲۹ ژوئیه، رسماً اعلام کرد که خصلت جدایی‌ناپذیر هر بلشویک در شرایط کنونی، باید این باشد که بتواند دست‌کم یک «دشمن حزبی را تحت هر نامی بازشناسد.» طرح «راه‌حل نهایی» هیتلر، عملاً به‌معنای فرمان «تو باید بکشی»، به برگزیدگان حزب نازی بود. همچنان که استالین نیز فرمان «تو باید گواهی دروغین بدهی» را به‌عنوان دستورالعمل، برای همه‌ی اعضای حزب بلشویک مقرر کرده بود. یک نگاه به وضعیت عملی امور و سیر رویدادها در یک منطقه از کشور روسیه، کافی است تا هرگونه شک و شبهه درباره‌ی نادرستی نظریه‌ی اخیر را به یقین تبدیل کند، نظریه‌ای که بنابر آن، ارعاب دهه‌های دوم و سوم این قرن، «بهای سنگین رنجی» بود که صنعتی‌کردن و پیشرفت اقتصادی، بر کشور تحمیل کرده بود. ارعاب هرگز چنین پیشرفتی را به‌بار نیاورد. بهترین پیامد کولاک‌زدایی و اشتراکی‌کردن و تصفیه‌ی بزرگ، نه پیشرفت و نه صنعتی‌شدن سریع، بلکه قحطی و هرج‌ومرج در تولید مواد غذایی و کاهش جمعیت بود. پیامدهای این اقدامات، بحران همیشگی در کشاورزی، وقفه در رشد جمعیت و ناکامی در توسعه و آبادسازی سرزمین متروک سیبری بود. وانگهی، همچنان که آرشیو اسمولنسک به‌تفصیل نشان می‌دهد، شیوه‌های فرمانروایی استالین، همه‌ی آن کاردانی و تخصص فنی را که کشور پس از انقلاب اکتبر به‌دست آورده بود، نابود کرد. همه‌ی مواردی که گفته شد، «بهای سنگین» و باورنکردنی بود که برای گشودن درهای مشاغل دولتی و حزبی بر روی بخش‌هایی از جمعیت کشور، که علاوه‌بر عدم تخصص، «از نظر سیاسی نیز بی‌سواد» بودند، بر کشور تحميل شده بود (بهائی که تنها شامل رنج نبود. حقیقت این است که تاوان فرمانروایی توتالیتر، چه در آلمان و چه در روسیه، به‌حدی سنگین بوده است که هنوز به‌صورت کامل پرداخت نشده است).

📘 توتالیتاریسم
✍🏻 هانا آرنت
↔️ محسن ثلاثی

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
bonyanhaye Zati Akhlagh (text).pdf
1.8 MB
کتاب کوتاه
بنیادهای ذاتی اخلاق «The Moral Instinct»
نوشته: استیون پینکر
ترجمه: الهام ذوالقدر
@SciBookReader
آزادی از طریق خشونت؟

اکنون سوال این است که در این شرایط چه باید کرد؟ راه‌حل‌هایی که در اولین قدم به ذهن می‌رسند، غیرقابل استفاده‌اند؛ قانون اساسی، قوانین قضایی و افکار عمومی غالباً به‌سادگی از طرف دیکتاتورها نادیده گرفته می‌شوند. به‌صورتی کاملاً منطقی با مشاهدۀ بی‌رحمی‌ها، شکنجه‌ها، مفقودشدن‌ها و کشته‌شدن‌ها معمولاً نتیجه گرفته می‌شود که تنها خشونت می‌تواند به دیکتاتوری‌ها پایان دهد. قربانیان خشمگین خشونت‌ها و اطرفیان آن‌ها گاهی علی‌رغم مشاهدۀ عدم توازن ،قوا تلاش می‌کنند با جمع‌آوری و نظم‌دهی به نیروهای مخالف دولت و تجهیز آن‌ها با تمام امکاناتی که در اختیار دارند علیه دیکتاتوری مبارزه کنند. این مردمان با شجاعت مبارزه می‌کنند و هزینه‌های مادی و جانی بسیاری در قبال مبارزۀ خود می‌پردازند فضیلت این مردم مثال‌زدنی است اما اقدامات آنان تقريباً هیچ‌گاه به آزادی نمی‌انجامد. این شورش‌های خشونت‌آمیز تنها ماشۀ سرکوبی بیشتر مردم توسط دیکتاتور را می‌چکانند و توده‌ها را در وضعیتی بی‌دفاع‌تر از گذشته باقی می‌نهند.

به‌هر شکلی که به مبارزۀ خشونت‌آمیز نگاه کنیم یک نکته همیشه به‌چشم می‌آید. در صورت انتخاب خشونت به‌عنوان راه مبارزه پا به میدانی نهاده‌ایم که دیکتاتورها در آن برتری دارند. دیکتاتورها همیشه خود را برای بکارگیری خشونت در مقیاسی خارق‌العاده مجهز کرده‌اند. دموکرات‌ها هر چقدر هم که دوام بیاورند در نهایت مجبور خواهند بود تا در مقابل حقایق خشن نظامی سر تسلیم فرود آورند. دیکتاتورها تقریباً همیشه در سختافزار جنگی، تسلیحات، حمل‌ونقل و حجم نیروهای نظامی برتری دارند و آزادی‌خواهان تقریباً هیچ‌گاه حتی با وجود ایمان و ارادۀ راسخشان شانسی برای پیروزی نخواهند داشت.

وقتی که شورش‌های آزادی‌بخش نظامی سنتی غیرواقع‌بینانه شناخته می‌شوند عده‌ای از مخالفین بر مبارزات چریکی پافشاری می‌کنند. به‌هر حال جنگ چریکی تقریباً هیچ‌گاه فایده‌ای برای مردم تحت ستم نداشته و راهنمای دموکراسی نبوده است. مبارزۀ چریکی راه‌حل خوبی نیست، خصوصاً به‌این‌دلیل که در اکثر موارد منجر به صدمات بسیار زیاد به مردم خودی می‌شود. حتی در هنگامی‌که تئوری‌ها و استراتژی‌های دقیق دربارۀ اهداف و آرمان‌های جنبش چریکی وجود دارد یا حتی این جنبش از خارج پشتیبانی می‌شود تضمینی برای جلوگیری از بروز انحراف و خطا در آن وجود ندارد. جنگ‌های چریکی معمولاً بسیار طولانی هستند و در بسیاری از موارد، مردم غیرنظامی با تحمل رنج‌های انسانی و اجتماعی بسیار توسط دولت مجبور به تغییر مکان می‌شوند.

اگر هم جنبش‌های چریکی به پیروزی منجر شوند، رژیم تازه سریعاً برای مقابله به مثل در برابر بازماندگان رژیم سابق مستبدتر از آنان عمل خواهد کرد. اگر در نهایت پیروزی با چریک‌ها باشد رژیم جدید به‌خاطر تمرکز بسیار بالای نیروهای نظامی و ضعف یا نابودی گروه‌های مستقل اجتماعی و موسسات آن‌ها در طول مبارزه -که اعضای حیاتی جامعه‌ای آزاد هستند- دیکتاتورمآبانه‌تر از حکومت قبلی خواهد بود. مخالفین دیکتاتوری باید به‌دنبال راه‌حل دیگری باشند.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👎1
کودتا، انتخابات، منجیان خارجی؟

کودتای نظامی علیه حکومت استبدادی شاید در ظاهر ساده‌ترین و سریع‌ترین روش سرنگونی یک رژیم تنفربرانگیز باشد، اما در عمل مشکلات بسیاری در اجرای این روش وجود دارد. از همه مهم‌تر اینکه کودتای نظامی هیچ تغییری در توزیع نامتناسب قدرت میان مردم، الیت حاکم و نیروهای نظامی ایجاد نمی‌کند. بیرون‌راندن افراد یا گروه‌های خاص از موقعیت‌های دولتی تنها جایی خالی برای افراد و گروه‌های فرصت‌طلب ایجاد می‌کند. در تئوری این افراد و گروه‌های جدید ممکن است تساهل بیشتری از افراد و گروه‌های قبلی داشته باشند و امکانات بیشتری برای پیشبرد آزادی در اختیار مردم قرار دهند ولی متاسفانه شق معکوس این قضیه محتمل‌تر است.

گروه‌های جدید پس از تحکیم قدرت خود شاید ظالم‌تر و جاه‌طلب‌تر از همتایان قدیمی خود باشند، در نتیجه گروه جدید -که مردم امید بیشتری به آن‌ها داشتند- پس از تثبیت می‌تواند بدون دغدغۀ حقوق بشر یا دموکراسی هر گونه که می‌خواهد عمل کند. کودتا پاسخ مناسبی برای مشکل دیکتاتوری نیست.

رای‌گیری‌ها هم تحت حکومت‌های استبدادی وسیله‌ای مناسب برای ایجاد تغییر اساسی در ساختار سیاسی نیستند. بعضی حکومت‌های دیکتاتوری گاهی برای حفظ ظاهر دموکراتیک‌بودن خود رای‌گیری‌هایی نیز برگزار می‌کنند (شبیه به رای‌گیری‌های کشورهای بلوک شرق سابق) اما این رای‌گیری‌ها در حقیقت همه‌پرسی‌های بسته‌ای هستند که تنها به‌منظور صحه‌گزاردن مردمی و انتخاب یکی از کاندیداهای دست‌چین‌شدۀ دیکتاتور انجام می‌شوند. اگر کاندیداهای مخالفی اجازۀ حضور در انتخابات بیابند و حتی برگزیده هم بشوند (همانگونه که در سال ۱۹۹۰ در برمه و در سال ۱۹۹۳ در نیجریه روی داد) نتایج انتخابات به‌سادگی از طرف دیکتاتور رد خواهد شد. گاهی نیز کاندیدای پیروز، ارعاب شده، دستگیر و حتی اعدام می‌شود. دیکتاتور هیچ‌گاه به‌سادگی به رای‌گیری‌ای که وی را از تخت پادشاهی به زیر بکشد اجازۀ برگزاری نخواهد داد.

گاهی نیز افرادی که از حکومت‌های دیکتاتوری رنج می‌برند یا کسانی که برای رهایی از چنگال دیکتاتور به تبعیدگاه‌های خودخواستۀ خارجی رفته‌اند باور نمی‌کنند که مردم تحت ستم بتوانند خود را آزاد سازند. این افراد امید خود را به نیروهای خارجی می‌بندند. به باور آنان فقط کمک بین‌المللی توان کافی برای به پایین کشیدن دیکتاتور را دارا خواهد بود.

این دیدگاه که مردمان تحت ستم توانایی عملکرد موثر را دارا نیستند در دوره‌های زمانی خاصی بروز می‌کند. همانگونه که ذکر شد، در این برهه‌ها مردم تحت ستم ناامید بوده و موقتاً توان مبارزه را از دست می‌دهند چراکه اعتمادبه‌نفس لازم برای مواجهه با دیکتاتوری را از دست داده و راهی برای نجات خویش نمی‌شناسند. در این شرایط طبیعی است که عده‌ای امید رهایی را به دیگران می‌بندند و منتظر دخالت‌های نیروهای بیگانه باقی می‌مانند. این نیروی نجات‌دهندۀ خارجی می‌تواند محصول اتفاق نظر کشورهای دیگر سازمان ملل متحد کشوری خاص یا تصویب قوانین بین‌المللی، اقتصادی و سیاسی علیه دیکتاتوری موجود در کشور باشد.

این سناریو به‌نظر دلچسپ می‌آید اما موانع بزرگی در راه اعتماد و توکل به منجیان بیگانه وجود دارد... بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
مواجهه با واقعیت

برای به زانو درآوردن دیکتاتور با کمترین هزینه، چهار قدم اصلی باید برداشته شود:

۱. لازم است ارادۀ اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های مربوط به مقاومت در مردم تحت ستم تقویت شود.
۲. لازم است گروه‌های اجتماعی مستقل و سازمان‌های ویژۀ مردم تحت ستم ایجاد و تقویت شود.
۳. لازم است نیروی داخلی قدرتمندی ایجاد شود و
۴. لازم است طرح استراتژیک خردمندانه‌ای برای کسب آزادی طراحی شده، با مهارت اجرا شود.

مبارزه برای کسب آزادی، هنگامۀ اتکای به خود گروه‌های درگیر و تقویت قوای حاضر در مبارزات داخلی است. همان‌گونه که چارلز استوارت پارنل در ۱۸۷۹ در جمع ایرلندیان اعتصابی علیه اجاره‌های انگلستان گفته است:

"«تکیه بر دولت هیچ سودی ندارد... لازم است تنها بر ارادۀ خود اتکا کنید... با ایستادن در کنار یکدیگر خود را یاری کنید... کسانی که ضعیف هستند را تقویت کنید... پیوندها را بین خود برقرار کنید... خود را سازمان دهید... و پیروز خواهید شد.
وقتی که تقاضای خود را برای به کرسی نشاندن آماده کردید، آنگاه و نه پیش از آن به کرسی خواهد نشست.»
"

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
The_Blind_Watchmaker_ساعت_ساز_نابینا_SmallScreens.pdf
4.6 MB
📚 ساعت‌ساز نابینا (The Blind Watchmaker)
ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر محمود بهزاد، شهلا باقری

📱نسخه‌ی صفحه کوچک برای خواندن راحت‌تر در گوشی موبایل.
یکی از بهترین کتاب‌ها برای یادگیری مفاهیم پایه‌ای زیست‌شناسی تکاملی و داروینیسم.

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
دیکتاتورهای قابل سازش

دیکتاتورها ممکن است محرک‌ها و انگیزه‌های مختلفی برای تحت سلطه درآوردن داشته باشند: قدرت، موقعیت، ثروت، تغییر شکل جامعه و موارد مشابه باید دانست که در صورت کناره‌گیری دیکتاتور از موقعیت فعلی، هیچ‌یک از این اهداف و انگیزه‌ها برای وی قابل دستیابی نخواهد بود. در مذاکره دیکتاتور تلاش خواهد کرد تا اهداف خویش را حفظ نماید.

علی‌رغم هر وعده و پیمانی که دیکتاتورها در توافق‌نامۀ حاصل از مذاکره تقبل کنند نباید فراموش کرد که این وعده‌ها با هدف تحت سیطره نگاه داشتن مخالفان دموکرات داده شده‌اند و دیکتاتور هرگاه بخواهد، بی‌شرمانه توافق‌نامه‌ها را زیر پا خواهد گذاشت.

اگر دموکرات‌ها به‌منظور به تعویق انداختن سرکوب‌ها، توقف مبارزات را بپذیرند به احتمال زیاد ناکام خواهند شد. توقف مبارزه تقریباً هیچ‌گاه باعث تقلیل سرکوبی‌ها نشده است. همین‌که مهار نیروهای مخالفت داخلی و خارجی از برابر دیکتاتور برداشته شود وی احتمالاً وحشیانه‌تر از قبل به اعمال فشار و خشونت خواهد پرداخت. از میان رفتن مقاومت‌های مردمی معمولاً نیروی مقاومی که باعث محدودیت بکارگیری خشونت از سوی دیکتاتور می‌شود را از میان می‌برد. حاکم مستبد در این وضعیت خواهند توانست علیه هر کسی که اراده کند، عمل نماید. همان‌گونه که کریشنالال شریدهارانی گفته است:

"حاکم مستبد تنها به دلیل پایین‌بودن توان مقابله در ما قدرت ضربه‌زدن به ما را پیدا می‌کند."

مقاومت -و نه مذاکره- برای ایجاد تغییر در منازعاتی که در آن‌ها بحث بر سر موضوعات بنیادی است، حیاتی است. تقریباً در تمامی موارد مقاومت باید تا خروج کامل دیکتاتور از قدرت ادامه پیدا کند. پیروزی در بیشتر مواقع نه از طریق توافق حاصل از مذاکره که از طریق استفادۀ هوشمندانه از مناسب‌ترین و قدرت‌مندترین ابزارهای مقاومتی به‌دست می‌آید. صحبت ما این است که مبارزه‌طلبی سیاسی یا مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز قدرت‌مندترین ابزار مبارزاتی برای کسب آزادی است.


چگونه صلحی؟

اگر اصولاً قرار باشد که دموکرات‌ها و دیکتاتورها با یکدیگر مذاکره نمایند، به‌دلیل مخاطرات موجود به تفکر بسیار دقیق نیاز است. هر کسی که از واژۀ صلح استفاده می‌کند لزوماً مقصودش صلح با آزادی و عدالت نیست. اطاعت مطلق در برابر ظلم و پذیرش منفعلانۀ دیکتاتورهای ستمگری که علیه صدها هزار انسان مرتکب بی‌رحمی شده‌اند صلح نیست. هیتلر هم ادعای صلح داشت، صلحی که منظور از آن اطاعت بی‌چون و چرا در برابر ارادۀ وی بود. صلح دیکتاتور معمولاً چیزی بیشتر از آرامش زندان و گورستان نیست.

خطرات دیگری هم وجود دارند. مذاکراتی که با نیت خوب شروع شده‌اند گاهی در اهداف آن و حتی در نفس روند مذاکره دچار سردرگمی می‌شوند. علاوه‌بر این مذاکره‌کنندگان طرفدار دموکراسی و یا متخصصین مذاکرۀ خارجی که قبول کرده‌اند به روند مذاکره کمک کنند. ممکن است در قدم اول مشروعیتی محلی یا بین‌المللی به دیکتاتور اعطا نمایند که پیش از این به‌دلایل مختلف از جمله تصرف غیرقانونی دولت، نقض حقوق بشر، سفاکی‌ها و فاقد آن بوده است. بدون وجود این مشروعیت سخت مورد نیاز دیکتاتورها نمی‌توانند به فرمانروایی بی‌حد و مرز خود ادامه دهند. نمایندگان صلح نباید فراهم‌کنندۀ مشروعیت برای دیکتاتورها باشند.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
افسانۀ ارباب میمون‌ها

تمثیلی چینی و متعلق به قرن چهاردهم از لیو جی -برای مثال- به‌خوبی مفهوم مورد غفلت واقع شدۀ قدرت سیاسی را آشکار می‌کند:

در استان ملوک‌الطوایفی چو پیرمردی از طریق میمون‌هایی که به خدمت خود گماشته بود زندگی را می‌گذارند. مردم چو به وی جو-کونگ (ارباب میمون) می‌گفتند.
پیرمرد هر روز صبح میمون‌ها را در حیاط به صف می‌کرد و به کهنسال‌ترین آن‌ها دستور می‌داد تا بقیۀ میمون‌ها را برای جمع‌آوری میوه از بوته‌ها و درختان به‌سمت کوه‌ها راهنمایی کند. قانون این بود که هر میمونی می‌بایست یک‌دهم میوه‌های جمع‌آوری‌شدۀ خود را به پیرمرد می‌داد. کسانی که از این کار سرپیچی می‌کردند بیرحمانه شلاق می‌خوردند. تمامی میمون‌ها از این زندگی در رنج بودند ولی هیچ‌یک از آن‌ها جرأت شکایت نداشت. یک روز میمون کوچکی از دیگر میمون‌ها پرسید: «آیا پیرمرد این درخت‌ها و بوته‌های میوه را کاشته است؟». دیگران پاسخ دادند: «نه! آن‌ها در طبیعت رشد کرده‌اند. میمون کوچک دوباره پرسید: «آيا ما بدون اجازۀ پیرمرد نمی‌توانیم میوه بچینیم؟» دیگران پاسخ دادند: «آری می‌توانیم» میمون کوچک ادامه داد: «پس چرا باید به پیرمرد وابسته باشیم؟ چرا باید به وی خدمت کنیم؟».
حتی قبل از اینکه میمون کوچک حرف خود را تمام کند همۀ میمون‌ها ناگهان به آگاهی رسیده بیدار شده بودند.
در همان شب پس از به خواب رفتن پیرمرد، میمون‌ها تورها و حصارهای اطراف حیاط را پاره کرده، موانع را برداشته و خود را آزاد کردند. آن‌ها همچنین میوه‌هایی که پیرمرد در انبار ذخیره کرده بود را با خود به جنگل برده و هیچ‌گاه بازنگشتند. سرانجام پیرمرد از گرسنگی جان سپرد.

یو-لی-زی می‌گوید: «در جهان بعضی از آدم‌ها با حیله و نه با قوانین عادلانه بر مردمانشان حکومت می‌کنند. آیا این مردم همچون ارباب میمون نیستند؟ این آدم‌ها از نادانی خود آگاه نیستند. به‌محض اینکه مردمان آن‌ها به آگاهی برسند حیله‌های آنان دیگر کارگر نخواهد بود.»

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
منابع مورد نیاز قدرت سیاسی

اصل موضوع ساده است. دیکتاتورها به همکاری مردمی که بر آن‌ها حکمرانی می‌کنند محتاج هستند. همکاری‌ای که بدون آن نخواهند توانست منابع قدرت سیاسی خود را تامین کرده و آن را ابقاء نمایند. این منابع قدرت سیاسی شامل موارد زیر می‌شوند:

• مشروعیت باور عمومی در میان مردم نسبت به اینکه حکومت قانونی است و آن‌ها نسبت به فرمانبرداری از آن تعهدی اخلاقی دارند.

• منابع انسانی تعداد و اهمیت افراد و گروه‌هایی که از حکام اطاعت کرده با آن‌ها همیاری می‌کنند و یا به حکام کمک می‌نمایند.

• مهارت و دانش برای حکومت به‌منظور انجام اعمال بخصوص مورد نیاز است و توسط افراد و یا گروه‌های همیاری‌دهنده تامین می‌شود.

• فاکتورهای غیرعینی فاکتورهای روانی و ایدئولوژیکی که ممکن است مردم را وادار به فرمانبرداری از حکام و مساعدت به آن‌ها بنماید.

• منابع مادی میزانی از دسترسی و اعمال نظر که حکام بر روی دارایی‌ها، منابع طبیعی، منابع مالی، سیستم اقتصادی و وسایل ارتباطی و حمل‌ونقل دارد.

• جریمه‌ها و کیفرها بکارگیری و یا تهدید به بکارگیری مجازات‌ها بر ضد متمردین یا کسانی که از همیاری دریغ می‌کنند به‌منظور کسب اطمینان از اطاعت و همیاری آنان اطاعت و همیاری‌ای که برای بقای رژیم و اجرای سیاست‌هایش ضروری است.

به‌هر حال تمامی این منابع وابسته به پذیرش رژیم، فرمانبرداری و اطاعت مردم و همیاری تعداد بیشماری از انسان‌ها و نهادهای اجتماعی با حکام هستند. تضمینی برای استمرار هیچ‌یک از این منابع وجود ندارد. همیاری کامل و اطاعت و حمایت مردم دسترسی حکام به منابع قدرت را افزایش می‌دهد و در نتیجه ظرفیت قدرت دولت افزایش می‌یابد.

از سوی دیگر بازپس‌گیری همیاری نیروهای مردمی و نهادها از مهاجمین و دیکتاتورها دسترسی آنان به قدرت سیاسی‌ای که برای موجودیت خود بدان وابسته هستند را کمرنگ کرده یا بکلی از میان می‌برد. بدون دسترسی به این منابع، قدرت دیکتاتور کم شده، در نهایت از میان می‌رود... بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👎1
ضعف‌های دیکتاتوری

از ضعف‌های حکومت‌های دیکتاتوری می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱. ممکن است همیاری تعداد زیادی از مردم، گروه‌ها و موسساتی که برای عملکرد سیستم ضروری هستند محدود شده یا قطع شود.
۲. ملزومات و نتایج سیاست‌های گذاشتۀ رژیم گاهی توان پذیرش و اجرای سیاست‌های جدید را محدود کرده يا آن را سلب می‌کند.
۳. ممکن است سیستم در عملکرد خود دچار روزمرگی شود و در نتیجه قادر به انطباق سریع با وضعیت‌های جدید نباشد.
۴. افراد و منابعی که برای انجام وظایف فعلی اختصاص داده شده‌اند احتمالاً برای رفع نیازهای جدید آمادگی نخواهند داشت.
۵. افراد مادون ممکن است از ترس ایجاد نارضایتی در مافوق‌های خود اطلاعات صحیح و کاملی که دیکتاتورها برای تصمیم‌گیری به آن احتیاج دارند را در اختیار وی قرار ندهند.
۶. ممکن است ایدئولوژی‌ها کهنه شوند و افسانه‌ها و نمادهای سیستم پایداری خود را از دست بدهند.
۷. اگر ایدئولوژی قدرت‌مندی ارائه شده باشد که بر بینش فرد از حقیقت تاثیر بگذارد پای‌بندی بیش از حد به آن ممکن است باعث بی‌توجهی به شرایط و نیازهای واقعی شود.
۸. بروز زوال در کارایی و تاکید بیش از حد بر بروکراسی و اعمال تنظیمات مرکزی و کنترل‌های مفرط ممکن است سیاست‌ها و اعمال سیستم را ناکارآمد کند.
۹. تضادهای موسسات داخلی و رقابت‌ها یا حتی خصومت‌های شخصی میان افراد ممکن است عملکرد دیکتاتوری را مختل کرده آن را از هم بگسلاند.
۱۰. روشنفکران و دانشجویان ممکن است در برابر شرایط، محدودیت‌ها، دکترین‌گرایی‌ها و سرکوب‌ها بی‌طاقت شوند.
۱۱. تودۀ مردم ممکن است در طول زمان نسبت به رژیم بی‌تفاوت، شکاک و حتی دشمن شوند.
۱۲. هر یک از اختلاف منطقه‌ای، طبقاتی، فرهنگی و ملی ممکن است اوج بگیرند.
۱۳. سلسله‌مراتب قدرت در حکومت‌های استبدادی همیشه دارای درجاتی از بی‌ثباتی است. گاهی هم این بی‌ثباتی بسیار زیاد است. افراد نه‌تنها در درجه‌بندی خاص خود باقی می‌مانند، که ممکن است به سطوح بالاتر یا پایین‌تر منتقل شوند یا اصولاً حذف شده، کسان دیگری جای آنان را بگیرند.
۱۴. بخش‌هایی از نیروهای نظامی و پلیس ممکن است برای رسیدن به اهداف خود حتی در تضاد با ارادۀ دیکتاتور -مثلاً کودتا- عمل نمایند.
۱۵. اگر دیکتاتوری به‌تازگی تاسیس شده باشد برای جایگزین‌کردن کامل رژیم خود، به زمان احتیاج خواهد داشت.
۱۶. از آنجایی که در حکومت‌های دیکتاتوری اکثر تصمیمات توسط عده‌ای معدود از افراد اخذ می‌شوند احتمال بروز اشتباه در قضاوت‌ها، سیاست‌ها و کنش‌ها بسیار بالاست.
۱۷. اگر رژیم برای جلوگیری از بروز مشکلات فوق از مراقبت‌ها و تصمیم‌گیری‌ها تمرکززدایی نماید، خودبه‌خود کنترلش بر اهرم‌های مرکزی قدرت کمتر و کمتر خواهد شد.

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👍2👎1
جنگ‌افزارهای غیرخشونت‌امیز و انضباط

در تضاد با راه‌های نظامی، روش‌های غیرخشونت‌آمیز می‌توانند به‌صورت مستقیم بر اهداف مورد نظر متمرکز شوند. برای مثال با توجه به اینکه موضوع دیکتاتوری بحثی کاملاً سیاسی است، می‌توان از شیوه‌های مبارزۀ غیرخشونت‌آمیز سیاسی بهره جست. این مبارزات شامل سر باز زدن از پذیرش مشروعیت نظام و دیکتاتور و همچنین عدم همکاری با آنان می‌باشد. عدم همکاری همچنین می‌تواند تنها در مورد سیاست‌هایی خاص به اجرا درآید. گاهی به تعویق‌انداختن و طفره‌رفتن را می‌توان در سکوت و حتی مخفیانه تجربه کرد در حالی‌که در مواقع دیگر عدم همکاری آشکار، تظاهرات مبارزه‌طلبانۀ عمومی و اعتصابات برای همه قابل مشاهده است.

از طرف دیگر اگر دیکتاتوری در برابر فشار اقتصادی صدمه‌پذیر باشد یا اکثر شکایات مردمی از آن مربوط به مسائل اقتصادی باشد آن‌گاه اقدام اقتصادی، مانند تحریم‌ها و اعتصابات ممکن است راه‌های مناسبی برای مبارزه باشند. تلاش دیکتاتور برای بهره‌برداری از سیستم اقتصادی ممکن است با اعتصابات عمومی محدود، کندکاری (Slow-Down) و امتناع از کمک (یا ناپدیدشدن) متخصصین مورد نیاز روبرو شود. بکارگیری گزینشی انواع مختلفی از اعتصابات می‌تواند در حوزه‌هایی کلیدی همچون تولید، حمل‌ونقل، تامین مواد خام و توزیع کالاها اعمال شود.

برخی از شیوه‌های مبارزه‌های غیرخشونت‌آمیز نیازمند انجام اعمالی خارج از زندگی روزمره از سوی مردم هستند. همانند توزیع جزوات، گرداندن نشریات زیرزمینی، عملی‌کردن اعتصاب غذا کردن یا نشستن در خیابان به غیر از موارد بسیار حاد اجرای این روش‌ها ممکن است برای بعضی از مردم دشوار باشد... بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
👍1👎1
هدف‌گیری قدرت دیکتاتور

همچنان‌که مبارزۀ درازمدت از استراتژی‌های اولیه به‌سمت مراحل بلندپروازانه و پیشرفته‌تر توسعه می‌یابد، استراتژیست‌ها نیاز دارند تا بررسی نمایند که چگونه می‌توان منابع قدرت دیکتاتور را محدودتر کرد. هدف این بررسی باید استفاده از عدم همکاری مردم برای رسیدن به وضعیت سودمندتر استراتژیک به‌نفع نیروهای دموکراتیک باشد.

با قدرت‌گرفتن نیروهای مقاومت‌گر دموکرات، استراتژیست‌ها باید مبارزه‌طلبی و عدم همکاری بلندپروازانه‌تری طراحی کنند تا با هدف ایجاد فلج سیاسی توسعه‌یابنده و در نهایت فروپاشاندن خود دیکتاتوری منابع قدرت را از آن جدا نمایند.

لازم است تا دقیقاً برنامه‌ریزی شود که نیروهای دموکراتیک چگونه می‌توانند حمایت مردم و گروه‌هایی که پیش از این در اختیار دیکتاتور قرار می‌گرفتند را تضعیف کنند. حمایت مردم با آشکارسازی بی‌رحمی‌هایی که از سوی رژیم اعمال شده تضعیف خواهد شد؟ با افشاء نتایج اقتصادی مصیبت‌بار سیاست‌های اعمال‌شده از سوی دیکتاتور چطور؟ یا با درک این موضوع که دیکتاتوری قابل خاتمه‌دادن است؟ حمایت‌هایی که از دیکتاتور می‌شود باید تا آنجا تضعیف شود که به حد اقدامات بی‌طرفانه برسد (نظاره‌گران) یا حتی ترجیحاً به حمایت فعال از اقدامات طرفدار دموکراسی تبدیل شود.

در طول برنامه‌ریزی و اجرای مبارزه‌طلبی سیاسی و عدم همکاری حمایت‌گران و پشتیبانان دیکتاتور، از جمله گروه‌های داخلی، احزاب سیاسی، پلیس، ماموران اداری و خصوصاً ارتش باید مورد توجه و مواظبت دقیق قرار گیرند. درجۀ وفاداری نیروهای نظامی چه سربازان و چه افسران نسبت به دیکتاتور باید با دقت تخمین زده شود و مشخص شود که نیروهای دموکراتیک توان تاثیرگذاری بر آن‌ها را دارند یا نه. شاید بسیاری از سربازان عادی به‌اجبار به سربازی آمده و ناراضی باشند. شاید هم بسیاری از سربازان و افسران به‌دلایل شخصی خانوادگی یا سیاسی نسبت به حکومت بیگانه شده باشند. کدام عوامل ممکن است سربازان و افسران را در مقابل اقدامات دموکراتیک آسیب‌پذیر سازد؟ بیشتر بخوانید

📘 از دیکتاتوری تا دموکراسی: چارچوبی نظری برای کسب آزادی
✍🏻 جین شارپ
↔️ جادی، انجمن بدون مرز

📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader