یکی از دوستان من، که دانشمند علوم اعصاب و زیستشناس است، میتواند فرد فرد سلولها را دوباره جوان کند. دانشمندان تکنیکهائی ابداع کردهاند که سلولهای بنیادی را که سنی از آنها گذشته و ویژگیهای بالغتری بخود گرفتهاند، از بدن بالغین برداشت کرده، و گذشت عمر آنها را معکوس کرده تا اینکه بسیار شبیه به سلولهای بنیادی نوزادان شوند.
راهی بس طولانی از سلولها تا ارگانیسمهای کامل وجود دارد. لذا، من از او (خانم) با نیمهشوخطبعی پرسیدم، آیا روزی ما خواهیم توانست عمر انسانها را برعکس کرده، و بالفعل آنها را برای همیشه جوان نگه داریم. متفکرانه گفت که "تو و من روزی خواهیم مرد، امّا اگر یکی از ماها نوه داشته باشیم، من آنقدر مطمئن نخواهم بود".
این تفکری مشابه یک زیستشناس است. امّا من بعنوان یک فیزیکدان میدانم که این تصور که موجودات زنده میلیونها حتی میلیاردها سال زندگی کنند، هیچیک از قوانین طبیعت را زیر پا نمیگذارند، لذا من اعتراضی در این مورد ندارم. امّا بالاخره همهی ستارهها سوخت اتمیشان را به اتمام رسانده، بازماندههای سردشدهی آنها به داخل سیاهچالهها افتاده، و این سیاهچالهها در جهان تیره و خالی تدریجاً تبخیر میشوند. هر اندازه هم که زیستشناسان با ذکاوت شوند، ما واقعاً برای همیشه زندگی نخواهیم کرد.
همه خواهند مرد. حیات یک عنصر مانند یک دریا یا صخره نیست؛ یک فرآیند است، مانند یک شعله یا موجی که به ساحل میکوبد. فرآیندی است که شروع شده، مدتی دوام یافته، و بالاخره به اتمام میرسد. کوتاه یا بلند، لحظات ما در مقابل طیف ابدیت بسیار کوتاه هستند.
📘 تصویر بزرگ: دربارهی خاستگاههای حیات، معنیداشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۱۵
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
راهی بس طولانی از سلولها تا ارگانیسمهای کامل وجود دارد. لذا، من از او (خانم) با نیمهشوخطبعی پرسیدم، آیا روزی ما خواهیم توانست عمر انسانها را برعکس کرده، و بالفعل آنها را برای همیشه جوان نگه داریم. متفکرانه گفت که "تو و من روزی خواهیم مرد، امّا اگر یکی از ماها نوه داشته باشیم، من آنقدر مطمئن نخواهم بود".
این تفکری مشابه یک زیستشناس است. امّا من بعنوان یک فیزیکدان میدانم که این تصور که موجودات زنده میلیونها حتی میلیاردها سال زندگی کنند، هیچیک از قوانین طبیعت را زیر پا نمیگذارند، لذا من اعتراضی در این مورد ندارم. امّا بالاخره همهی ستارهها سوخت اتمیشان را به اتمام رسانده، بازماندههای سردشدهی آنها به داخل سیاهچالهها افتاده، و این سیاهچالهها در جهان تیره و خالی تدریجاً تبخیر میشوند. هر اندازه هم که زیستشناسان با ذکاوت شوند، ما واقعاً برای همیشه زندگی نخواهیم کرد.
همه خواهند مرد. حیات یک عنصر مانند یک دریا یا صخره نیست؛ یک فرآیند است، مانند یک شعله یا موجی که به ساحل میکوبد. فرآیندی است که شروع شده، مدتی دوام یافته، و بالاخره به اتمام میرسد. کوتاه یا بلند، لحظات ما در مقابل طیف ابدیت بسیار کوتاه هستند.
📘 تصویر بزرگ: دربارهی خاستگاههای حیات، معنیداشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۱۵
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
چیزی که ما مشاهده میکنیم تفاوت بین یک هستیشناسی متعدد و هستیشناسی معدود است. هر هستیشناسی متعددی با تعداد زیادی از فقرههای مختلف بنیادی میآید، جائی که منظور ما از "بنیادی" "بازیگری در یک نقش اساسی در عمیقترین، و فراگیرترین تصویر واقعیت ماست".
در یک هستیشناسی معدود، تعداد کمی از فقرههای بنیادی وجود دارند (ممکن است فقط یکی) که همهی جهان را شرح میدهد. امّا در این هستیشناسی راههای بسیار زیادی وجود دارند تا دربارهی دنیا صحبت کنیم. ایدهی از "یک راه صحبتکردن" دکوراسیون محضی نیست - یک بخش مطلقاً مهم از فهم ما از واقعیت است.
یکی از منافع هستیشناسی متعدد در این است که بر اساس آن ساده است که بگوئیم "واقعیت" چیست - هر فقرهای چیزی واقعی را توصیف میکند. در هستیشناسی معدود، واقعیت آنقدر روشن نیست. آیا ما باید مواد زیربنائی جهان را بعنوان واقعیت به حساب آوریم، و تمامی راههای متفاوتی را که ما آن را از هم جدا کردهایم صرفاً وهم و خیال باطل (ایلوژن) تلقی کنیم؟ این سختترین موضعگیریای است که ما میتوانیم نسبت به واقعیت اتخاذ کنیم، که گاهی حذفگرائی (eliminativism) خوانده میشود، چون که طرفدارانش هیچ چیزی را بهتر از این دوست ندارند تا به اطراف رفته و این و آن ایده را از فهرست چیزهائی حذف کنند که واقعیت هستند. براي یک حذفگرا، این سؤال که، "کدام کاپیتان کرك واقعی است؟" جوابش "چه اهمیتی دارد؟ است، چون انسانها ایلوژن (وهم یا خیال باطل) هستند. اینها همه فقط داستانهای ساختگیای هستند که ما دربارهی یک دنیای واقعی حقیقی میگوئیم".
من در نظر دارم که در مورد یک دیدگاه دیگری بحث کنم: یعنی هستیشناسی بنیادی، بهترین راهی که داریم تا دربارهی دنیا در عمیقترین سطح آن صحبت کنیم که بسیار معدود است. امّا تعداد زیادی از ایدههائی که بخشی از راههای غیربنیادیای هستند که ما دربارهی جهان صحبت میکنیم - یعنی ایدههای کارآمدی که در سطح بالا، واقعیت ماکروسکوپی را شرح میدهند - مستحق این هستند که "واقعیت" خوانده شوند.
واژهی کلیدی در اینجا "کارآمدبودن" است. مطمئناً راههای غیرکارآمدی برای صحبتکردن دربارهی جهان وجود دارند. در زمینههای علمی، ما به این راههای غیرکارآمد بهعنوان "غلط" یا "کاذب" ارجاع میکنیم. یک راه صحبتکردن منحصراً یک فهرستی از مفاهیم نیست؛ بلکه بطور کلی شامل یک رده از قوانین برای استفاده از آنها، و ارتباط بین آنها میشود. هر تئوری علمی راهی برای صحبتکردن دربارهی جهان است، که طبق آن ما میتوانیم برای مثال بگوئیم که "چیزهائی وجود دارند که سیاره خوانده میشوند، و چیزی هست که خورشید خوانده میشود، که همهی آنها در داخل چیزی که فضا خوانده میشود در حرکتاند، و سیارهها کاری میکنند که به آن گردش دور خورشید گفته میشود، و این مدارهای گردشی یک شکل خاصی را در فضا شرح میدهند که به آن بیضی میگویند." این اساساً تئوری جوهانس کپلر از حرکت اجرام آسمانی است، که بعد از اینکه کوپرنیکوس دلیل آورد که خورشید در مرکز منظومهی شمسی قرار دارد، پیشرفت کرد، امّا قبل از این بود که آیزیک نیوتون همهی آن را در واژههای نیروی جاذبه شرح دهد. امروزه، ما میگوئیم که تئوری کپلر در بعضی شرائط نسبتاً کارآمد است، امّا مثل تئوری نیوتون کارآمد واقع نمیشود، تئوریای که به نوبهی خود به وسعت تئوری نسبیت عام آنشتاین کارآمد نیست.
📘 تصویر بزرگ: دربارهی خاستگاههای حیات، معنیداشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۲۹-۳۰
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
در یک هستیشناسی معدود، تعداد کمی از فقرههای بنیادی وجود دارند (ممکن است فقط یکی) که همهی جهان را شرح میدهد. امّا در این هستیشناسی راههای بسیار زیادی وجود دارند تا دربارهی دنیا صحبت کنیم. ایدهی از "یک راه صحبتکردن" دکوراسیون محضی نیست - یک بخش مطلقاً مهم از فهم ما از واقعیت است.
یکی از منافع هستیشناسی متعدد در این است که بر اساس آن ساده است که بگوئیم "واقعیت" چیست - هر فقرهای چیزی واقعی را توصیف میکند. در هستیشناسی معدود، واقعیت آنقدر روشن نیست. آیا ما باید مواد زیربنائی جهان را بعنوان واقعیت به حساب آوریم، و تمامی راههای متفاوتی را که ما آن را از هم جدا کردهایم صرفاً وهم و خیال باطل (ایلوژن) تلقی کنیم؟ این سختترین موضعگیریای است که ما میتوانیم نسبت به واقعیت اتخاذ کنیم، که گاهی حذفگرائی (eliminativism) خوانده میشود، چون که طرفدارانش هیچ چیزی را بهتر از این دوست ندارند تا به اطراف رفته و این و آن ایده را از فهرست چیزهائی حذف کنند که واقعیت هستند. براي یک حذفگرا، این سؤال که، "کدام کاپیتان کرك واقعی است؟" جوابش "چه اهمیتی دارد؟ است، چون انسانها ایلوژن (وهم یا خیال باطل) هستند. اینها همه فقط داستانهای ساختگیای هستند که ما دربارهی یک دنیای واقعی حقیقی میگوئیم".
من در نظر دارم که در مورد یک دیدگاه دیگری بحث کنم: یعنی هستیشناسی بنیادی، بهترین راهی که داریم تا دربارهی دنیا در عمیقترین سطح آن صحبت کنیم که بسیار معدود است. امّا تعداد زیادی از ایدههائی که بخشی از راههای غیربنیادیای هستند که ما دربارهی جهان صحبت میکنیم - یعنی ایدههای کارآمدی که در سطح بالا، واقعیت ماکروسکوپی را شرح میدهند - مستحق این هستند که "واقعیت" خوانده شوند.
واژهی کلیدی در اینجا "کارآمدبودن" است. مطمئناً راههای غیرکارآمدی برای صحبتکردن دربارهی جهان وجود دارند. در زمینههای علمی، ما به این راههای غیرکارآمد بهعنوان "غلط" یا "کاذب" ارجاع میکنیم. یک راه صحبتکردن منحصراً یک فهرستی از مفاهیم نیست؛ بلکه بطور کلی شامل یک رده از قوانین برای استفاده از آنها، و ارتباط بین آنها میشود. هر تئوری علمی راهی برای صحبتکردن دربارهی جهان است، که طبق آن ما میتوانیم برای مثال بگوئیم که "چیزهائی وجود دارند که سیاره خوانده میشوند، و چیزی هست که خورشید خوانده میشود، که همهی آنها در داخل چیزی که فضا خوانده میشود در حرکتاند، و سیارهها کاری میکنند که به آن گردش دور خورشید گفته میشود، و این مدارهای گردشی یک شکل خاصی را در فضا شرح میدهند که به آن بیضی میگویند." این اساساً تئوری جوهانس کپلر از حرکت اجرام آسمانی است، که بعد از اینکه کوپرنیکوس دلیل آورد که خورشید در مرکز منظومهی شمسی قرار دارد، پیشرفت کرد، امّا قبل از این بود که آیزیک نیوتون همهی آن را در واژههای نیروی جاذبه شرح دهد. امروزه، ما میگوئیم که تئوری کپلر در بعضی شرائط نسبتاً کارآمد است، امّا مثل تئوری نیوتون کارآمد واقع نمیشود، تئوریای که به نوبهی خود به وسعت تئوری نسبیت عام آنشتاین کارآمد نیست.
📘 تصویر بزرگ: دربارهی خاستگاههای حیات، معنیداشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۲۹-۳۰
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
طبیعتگرائی به سه چیز منتهی میشود:
۱- فقط یک دنیا وجود دارد، دنیای طبیعی.
۲- جهان براساس طرحهای ناشکستنی، یعنی قوانین طبیعت، تحول مییابد.
۳- تنها راه قابل اعتماد برای یادگیری جهان مشاهدهی آن است.
اساساً طبیعتگرائی ایدهای است که جهانی که توسط تحقیقات علمی به ما آشکار شده تنها جهان حقیقی است. جنبهی شاعرانهاش وقتی نیرو میگیرد که ما شروع به صحبتکردن دربارهی آن میکنیم. این جنبه را میتوان در سه نکته خلاصه کرد:
۱- راههای زیادی برای صحبتکردن دربارهی جهان وجود دارند.
۲- تمامی راههای خوبِ صحبتکردن باید با یکدیگر نامتناقض باشند.
۳- در این لحظه اهداف ما بهترین راه را برای صحبتکردن تعیین میکنند.
یک طبیعتگرای شاعرانه موافقت خواهد کرد که هم کاپیتان کرك و هم کشتی تسئوس در حقیقت راههای صحبتکردن دربارهی بعضی تجمعات اتمها هستند که در زمان و مکان گسترش یافتهاند. تفاوت این است که یک حذفگرا خواهد گفت که "و بنابراین آنها فقط وهم (ایلوژن) هستند،" در حالی که یک طبیعتگرای شاعرانه میگوید "امّا آنها به جهت تمامیتشان واقعیت کمتری ندارند".
ویلفرید سلارز (Wilfrid Sellars) اصطلاح تصویر آشکار (manifest image) را برای اشاره به هستیشناسی عامیانه ابداع کرد که با تجربیات روزمرهي ما متصور میشوند، و تصویر علمی (scientific image) را برای دید جدید و متشکلی بکار گرفت که توسط علم استقرار یافته است. تصویر آشکار و تصویر علمی مفاهیم متفاوت و واژگان متفاوتی را مورد استفاده قرار میدهند، امّا نهایتاً اینها باید در راههای نامتناقضی از صحبتکردن دربارهی جهان متناسب هم باشند. طبیعتگرائی شاعرانه کارآمدبودن هر کدام از راهها را در شرائط مناسب خودش قبول کرده و سعی دارد تا نشان دهد که آنها چگونه میتوانند با یکدیگر کنار بیایند.
ما میتوانیم در داخل طبیعتگرائی شاعرانه بین سه نوع از داستانهائی که قادریم دربارهی دنیا بسرائیم، تمایز قائل شویم. عمیقترین توصیفی که وجود دارد بنیادیترین داستانی است که میتوانیم تصورش را بکنیم – داستانی دربارهی همهی جهان که دقیقاً در هر سطح میکروسکوپی توصیف شده است. در زمان حال علم مدرن نمیداند که چنین توصیفی واقعاً چیست، امّا فرض بر آن داریم که حداقل چنین واقعیت زیربنائی وجود دارد. بعد از آن داستان توصیفات "ظهوری" یا "کارآمد" وجود دارند، که در بعضی از زمینههای محدود اعتقاد دارند. این امر هنگامی است که ما دربارهی کشتیها و انسانها صحبت میکنیم، مجموعههای ماکروسکوپی از مواد که ما بعنوان بخشی از این واژگان سطح بالا، آنها را در یک نهاد فردی گروهبندی میکنیم. بالاخره داستان مفاهیم ارز شی خوب و بد، هدف و وظیفه، یا زیبائی و ز شتی وجود دارند. برخلاف توصیفات علمی سطح بالا، این مفاهیم توسط هدف علمی درخورکردن اطلاعات تعیین نمیشوند. ما اهداف دیگری داریم: ما میخواهیم انسانهای خوبی باشیم، با یکدیگر کنار بیائیم، و در زندگیهایمان معنی پیدا کنیم. یافتن بهترین راه برای صحبتکردن دربارهی دنیا بخش مهمی از سعی در رسیدن به این اهداف است.
طبیعتگرائی شاعرانه فلسفهای از آزادی و مسئولیتپذیری است. مواد خام حیات توسط دنیای طبیعی به ما داده شدهاند، و ما باید سعی کنیم تا آنها را بشناسیم و عواقبشان را قبول کنیم. انتقال از توصیف به تجویز، از گفتن اینکه چه اتفاقی بر قضاوتکردن در مورد این امر پیش میآید که چه چیزی باید اتفاق بیافتد، امری خلاقانه، و اساساً انسانی است. دنیا فقط دنیاست، که بر اساس طرحهای طبیعت تحول مییابد، و فارع از هر ویژگی قضاوتی است. دنیا وجود دارد؛ زیبائی و خوبی چیزهائی هستند که ما به آن وارد میکنیم.
📘 تصویر بزرگ: دربارهی خاستگاههای حیات، معنیداشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۳۱-۳۲
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
۱- فقط یک دنیا وجود دارد، دنیای طبیعی.
۲- جهان براساس طرحهای ناشکستنی، یعنی قوانین طبیعت، تحول مییابد.
۳- تنها راه قابل اعتماد برای یادگیری جهان مشاهدهی آن است.
اساساً طبیعتگرائی ایدهای است که جهانی که توسط تحقیقات علمی به ما آشکار شده تنها جهان حقیقی است. جنبهی شاعرانهاش وقتی نیرو میگیرد که ما شروع به صحبتکردن دربارهی آن میکنیم. این جنبه را میتوان در سه نکته خلاصه کرد:
۱- راههای زیادی برای صحبتکردن دربارهی جهان وجود دارند.
۲- تمامی راههای خوبِ صحبتکردن باید با یکدیگر نامتناقض باشند.
۳- در این لحظه اهداف ما بهترین راه را برای صحبتکردن تعیین میکنند.
یک طبیعتگرای شاعرانه موافقت خواهد کرد که هم کاپیتان کرك و هم کشتی تسئوس در حقیقت راههای صحبتکردن دربارهی بعضی تجمعات اتمها هستند که در زمان و مکان گسترش یافتهاند. تفاوت این است که یک حذفگرا خواهد گفت که "و بنابراین آنها فقط وهم (ایلوژن) هستند،" در حالی که یک طبیعتگرای شاعرانه میگوید "امّا آنها به جهت تمامیتشان واقعیت کمتری ندارند".
ویلفرید سلارز (Wilfrid Sellars) اصطلاح تصویر آشکار (manifest image) را برای اشاره به هستیشناسی عامیانه ابداع کرد که با تجربیات روزمرهي ما متصور میشوند، و تصویر علمی (scientific image) را برای دید جدید و متشکلی بکار گرفت که توسط علم استقرار یافته است. تصویر آشکار و تصویر علمی مفاهیم متفاوت و واژگان متفاوتی را مورد استفاده قرار میدهند، امّا نهایتاً اینها باید در راههای نامتناقضی از صحبتکردن دربارهی جهان متناسب هم باشند. طبیعتگرائی شاعرانه کارآمدبودن هر کدام از راهها را در شرائط مناسب خودش قبول کرده و سعی دارد تا نشان دهد که آنها چگونه میتوانند با یکدیگر کنار بیایند.
ما میتوانیم در داخل طبیعتگرائی شاعرانه بین سه نوع از داستانهائی که قادریم دربارهی دنیا بسرائیم، تمایز قائل شویم. عمیقترین توصیفی که وجود دارد بنیادیترین داستانی است که میتوانیم تصورش را بکنیم – داستانی دربارهی همهی جهان که دقیقاً در هر سطح میکروسکوپی توصیف شده است. در زمان حال علم مدرن نمیداند که چنین توصیفی واقعاً چیست، امّا فرض بر آن داریم که حداقل چنین واقعیت زیربنائی وجود دارد. بعد از آن داستان توصیفات "ظهوری" یا "کارآمد" وجود دارند، که در بعضی از زمینههای محدود اعتقاد دارند. این امر هنگامی است که ما دربارهی کشتیها و انسانها صحبت میکنیم، مجموعههای ماکروسکوپی از مواد که ما بعنوان بخشی از این واژگان سطح بالا، آنها را در یک نهاد فردی گروهبندی میکنیم. بالاخره داستان مفاهیم ارز شی خوب و بد، هدف و وظیفه، یا زیبائی و ز شتی وجود دارند. برخلاف توصیفات علمی سطح بالا، این مفاهیم توسط هدف علمی درخورکردن اطلاعات تعیین نمیشوند. ما اهداف دیگری داریم: ما میخواهیم انسانهای خوبی باشیم، با یکدیگر کنار بیائیم، و در زندگیهایمان معنی پیدا کنیم. یافتن بهترین راه برای صحبتکردن دربارهی دنیا بخش مهمی از سعی در رسیدن به این اهداف است.
طبیعتگرائی شاعرانه فلسفهای از آزادی و مسئولیتپذیری است. مواد خام حیات توسط دنیای طبیعی به ما داده شدهاند، و ما باید سعی کنیم تا آنها را بشناسیم و عواقبشان را قبول کنیم. انتقال از توصیف به تجویز، از گفتن اینکه چه اتفاقی بر قضاوتکردن در مورد این امر پیش میآید که چه چیزی باید اتفاق بیافتد، امری خلاقانه، و اساساً انسانی است. دنیا فقط دنیاست، که بر اساس طرحهای طبیعت تحول مییابد، و فارع از هر ویژگی قضاوتی است. دنیا وجود دارد؛ زیبائی و خوبی چیزهائی هستند که ما به آن وارد میکنیم.
📘 تصویر بزرگ: دربارهی خاستگاههای حیات، معنیداشتن و خود جهان
✍🏻 شان کرول
↔️ تقی کیمیایی اسدی
📄 ص ۳۱-۳۲
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️همه چیز چون بسیار شود خوار و ارزان شود، مگر علم و دانــــش که هرچه بیشـتـر شود عزیزتر باشد.
گروه کتابخوانی علمی محفلی دوستانه برای معرفی، مطالعه و بحث در مورد کتابهای علمی و مرتبط به تفکر و جهانبینی علمی.
کتاب انتخاب شده برای این دوره: تصویر بزرگ نوشتهی شان کرول
لینک عضویت در گروه:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
گروه کتابخوانی علمی محفلی دوستانه برای معرفی، مطالعه و بحث در مورد کتابهای علمی و مرتبط به تفکر و جهانبینی علمی.
کتاب انتخاب شده برای این دوره: تصویر بزرگ نوشتهی شان کرول
لینک عضویت در گروه:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 تا صفحه ۳۳(پایان فصل دوم)
🔖 فایل اول از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 تا صفحه ۳۳(پایان فصل دوم)
🔖 فایل اول از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۳۴تا ۴۷ (فصلهای سوم و چهارم)
🔖 فایل دوم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۳۴تا ۴۷ (فصلهای سوم و چهارم)
🔖 فایل دوم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۴۸تا ۶۱ (فصلهای پنجم و ششم)
🔖 فایل سوم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۴۸تا ۶۱ (فصلهای پنجم و ششم)
🔖 فایل سوم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۶۲ تا ۷۸ (فصلهای ۷ و ۸ و ۹)
🔖 فایل چهارم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۶۲ تا ۷۸ (فصلهای ۷ و ۸ و ۹)
🔖 فایل چهارم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۷۹ تا ۱۱۶ (فصلهای ۱۰ تا ۱۳)
🔖 فایل پنجم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۷۹ تا ۱۱۶ (فصلهای ۱۰ تا ۱۳)
🔖 فایل پنجم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Forwarded from گنجینه خرد (چ و ب)
این همان تمایل به افزایش آنتروپی است که مسئول وجود پیکان زمان است. آسان است تا یک تخم مرغ را بشکنیم امّا مشکل بتوان آن را دو باره سرهم کرد؛ قهوه و خامه با هم مخلوط می شوند، امّا غیرمخلوط نمی شوند: ما همه نوجوان متولد شده ایم و تدریجاً پیرتر می شویم؛ ما به خاطر می آوریم که چه اتفاقی دیروز افتاد، امّا به خاطر نمی آوریم که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. بیشـــتر از همه، چیزي که باعث یک اتفاق می شـــود باید پیش از اتفاق پیش بیاید، نه بعد از آن.
📕 تصویر بزرگ
🖋 شان #کرول
↔️ تقی کیمیائی اسدی
ص ۵۳
📕 تصویر بزرگ
🖋 شان #کرول
↔️ تقی کیمیائی اسدی
ص ۵۳
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۱۲۴ تا ۱۳۰ (فصل ۱۵)
🔖 فایل هشتم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۱۲۴ تا ۱۳۰ (فصل ۱۵)
🔖 فایل هشتم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Forwarded from Science For Life (Yaser)
کلاب گروه Science for Life در کلابهاوس
برای دنبال کردن گفتگوهای علمی فالو کنید
https://www.joinclubhouse.com/club/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C
برای دنبال کردن گفتگوهای علمی فالو کنید
https://www.joinclubhouse.com/club/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C
Clubhouse
علم برای زندگی - Clubhouse
فضایی برای ترویج علم و اندیشهی علمی به زبان ساده برای عموم
لینک گروه تلگرامی:
https://t.iss.one/scienceforlife1
لینک گروه کتابخوانی:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
لینک گروه تلگرامی:
https://t.iss.one/scienceforlife1
لینک گروه کتابخوانی:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۱۳۱ تا ۱۵۶ (فصل ۱۶ تا ۱۹)
🔖 فایل نهم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۱۳۱ تا ۱۵۶ (فصل ۱۶ تا ۱۹)
🔖 فایل نهم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
Audio
📘 تصویر بزرگ
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۱۱۷ تا ۱۲۳ (فصل ۱۴)
🔖 فایل هفتم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
✍ شان کرول
↔️ دکتر تقی کیمیایی اسدی
🎙 هنگامه حسینی
📄 از صفحه ۱۱۷ تا ۱۲۳ (فصل ۱۴)
🔖 فایل هفتم از کل کتاب
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader