📝 به همین ترتیب، وقتی میگوییم که امروزه تمام زیستشناسان نظریهی داروین را قبول دارند منظورمان آن نیست که هر زیست شناسی نسخهای کاملا یکسان از نوشتههای چارلز داروین را در ذهناش حک کرده است. بلکه هر کسی به شیوهی خودش تفسیری از نظریات داروین در ذهن دارد. او این تفاسیر را، احتمالا ، نه از نوشتههای خود داروین، بلکه از نویسندگان متأخرتر فرا گرفته است. بیشتر جرئیات آن چیزهایی که داروین گفته غلط است. اگر داروین این کتاب را میخواند به ندرت میتوانست نظریات خودش را در آن بیاید، هرچند من دلم میخواست که از شیوهی بيان من خوشاش بیاید. اما، علیرغم همهی اینها، در سر هر کسی که نظریهی داروین را میفهمد، رایحهای از داروینیسم، وجود دارد. اگر چنین نبود که هر گونه سخنی از دو نفر که توافق دارند، تقریباً بیمورد مینمود. یک «مم - ایده را میتوان به صورت یک هستی تعریف کرد که قادر به انتقال از مغز کسی به مغز کسی دیگر است از این رو، مم نظریهی داروین آن بنیاد اساسی این ایده است که در همهی مغزهایی که این نظریه را میفهمند وجود دارد. لذا، تفاوت در شیوهی بیان این نظریه توسط دیگران، جزئی از مم نیست. اگر بتوان نظریهی داروین را به بخشهایی تقسیم کرد به نحوی که برخیها بخش A را قبول داشته، اما بخش B را قبول نداشته باشند و برخی دیگر بخش B را قبول داشته، اما بخش A را قبول نداشته باشند، آنگاه A و B را می توان ممهایی جدا از هم در نظر گرفت. اما اگر تقریباً هر کسی که A را قبول دارد B را هم قبول داشته باشد - به زبان ژنتیکی اگر ممها «پیوستگی» داشته باشند - راحتتر آن است که هردو را یک مم بدانیم.
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل یازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل یازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
Forwarded from Scientific Skepticism (Sona)
چگونه زنده بمانیم⁉️
@LiberalScientists
📖خواستن یا آرزو از یک بخش قدیمی تکاملی مغز که در عمق جمجمه قرار دارد ناشی میشود، که ناحیه تگمنتال قدامی نامیده میشود. این بخش سرشار از دوپامین بوده و دراصل یکی از دو ناحیه اصلی ترشح کننده دوپامین مغز است.
سلول های این بخش مثل بیشتر سلول های مغزی دارای رشته های بلندی هستند که با عبور از مسیری پرپیچ و خم در مغز به هسته آکومبنس می رسند. وقتی این سلولهای دارای رشته های بلند فعال شوند دوپامین ترشح میکنند و آن را به هسته آکومبنس انتقال میدهند تا مایه تولید حس برانگیختگی شود نام علمی این مدار مسیر مزولیمبیک است ، اما به منظور رعایت سادگی می توان آن را مدار آرزوی دوپامین نامید.
📚هدف این مدار دوپامینی تقویت رفتارهایی است که منجر به افزایش شانس بقا و تولید مثل میشوند یا به زبان ساده تر در پیدا کردن جفت و غذا و غلبه بر رقیبان به موجود زنده کمک می کنند . مدار آرزو وقتی یک بشقاب پر از دونات را روی میز می بینیم فعال میشود. ربطی هم به این ندارد که در آن لحظه گرسنه باشیم یا نه.
فقط صرف حضور چیزی که از دیدگاه تکاملی برای حفظ بقا اهمیت داشته باشد می تواند آن را فعال کند.
📚یعنی بمحض آنکه چنین چیزی دیده شد اعم از اینکه فرد گرسنه باشد یا نه، مدار آرزو روشن می شود، این ماهیت دوپامین است که همیشه می خواهد مقدار بیشتری از هرچیز را به دست آورد و همواره به سوی آینده می نگرد. گرسنگی مسئله «اینجا و اکنون» است، اما دوپامین می گوید؛ «حتی اگر گرسنه هم نیستی برو جلو ، یک دونات بردار و بخور ، آنطوری شانس بیشتری برای زنده ماندن داری از کجا میدانی دوباره چه وقتی می توانی لقمه غذایی به چنگ بیاوری؟» این توجیه برای نیاکان باستانی ما که بخش عمده زندگی خود را در گرسنگی به سر می بردند قابل قبول بود.
📖برای یک ارگانیسم زیستی مهم ترین هدف زنده ماندن است، لذا سیستم دوپامین پیوسته در فکر زنده نگهداشتن ماست. این سیستم موجود زنده را به جستجوی غذا، سرپناه، جفت و سایر منابعی وادار می کند که امکان تکثیر و توالد به او می دهند . وقتی این سیستم چیزی که ارزش بالقوه دارد پیدا میکند به موجود زنده پیام می دهد حواست را جمع کن ، بیدار باش این خیلی اهمیت دارد .این پیام اغلب با حس آرزو و محتوای هیجانی همراه است خواستن ناشی از فعال شدن این سیستم انتخاب فرد نیست ، بلکه واکنش او دربرابر مسائلی است که با آنها روبرو است.
#برشی_از_فصل_دوم
#داروها
#دوپامین
#مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#دنیل_ز_لیبرمن
#مایکل_ای_لانگ
@LiberalScientists
@LiberalScientists
📖خواستن یا آرزو از یک بخش قدیمی تکاملی مغز که در عمق جمجمه قرار دارد ناشی میشود، که ناحیه تگمنتال قدامی نامیده میشود. این بخش سرشار از دوپامین بوده و دراصل یکی از دو ناحیه اصلی ترشح کننده دوپامین مغز است.
سلول های این بخش مثل بیشتر سلول های مغزی دارای رشته های بلندی هستند که با عبور از مسیری پرپیچ و خم در مغز به هسته آکومبنس می رسند. وقتی این سلولهای دارای رشته های بلند فعال شوند دوپامین ترشح میکنند و آن را به هسته آکومبنس انتقال میدهند تا مایه تولید حس برانگیختگی شود نام علمی این مدار مسیر مزولیمبیک است ، اما به منظور رعایت سادگی می توان آن را مدار آرزوی دوپامین نامید.
📚هدف این مدار دوپامینی تقویت رفتارهایی است که منجر به افزایش شانس بقا و تولید مثل میشوند یا به زبان ساده تر در پیدا کردن جفت و غذا و غلبه بر رقیبان به موجود زنده کمک می کنند . مدار آرزو وقتی یک بشقاب پر از دونات را روی میز می بینیم فعال میشود. ربطی هم به این ندارد که در آن لحظه گرسنه باشیم یا نه.
فقط صرف حضور چیزی که از دیدگاه تکاملی برای حفظ بقا اهمیت داشته باشد می تواند آن را فعال کند.
📚یعنی بمحض آنکه چنین چیزی دیده شد اعم از اینکه فرد گرسنه باشد یا نه، مدار آرزو روشن می شود، این ماهیت دوپامین است که همیشه می خواهد مقدار بیشتری از هرچیز را به دست آورد و همواره به سوی آینده می نگرد. گرسنگی مسئله «اینجا و اکنون» است، اما دوپامین می گوید؛ «حتی اگر گرسنه هم نیستی برو جلو ، یک دونات بردار و بخور ، آنطوری شانس بیشتری برای زنده ماندن داری از کجا میدانی دوباره چه وقتی می توانی لقمه غذایی به چنگ بیاوری؟» این توجیه برای نیاکان باستانی ما که بخش عمده زندگی خود را در گرسنگی به سر می بردند قابل قبول بود.
📖برای یک ارگانیسم زیستی مهم ترین هدف زنده ماندن است، لذا سیستم دوپامین پیوسته در فکر زنده نگهداشتن ماست. این سیستم موجود زنده را به جستجوی غذا، سرپناه، جفت و سایر منابعی وادار می کند که امکان تکثیر و توالد به او می دهند . وقتی این سیستم چیزی که ارزش بالقوه دارد پیدا میکند به موجود زنده پیام می دهد حواست را جمع کن ، بیدار باش این خیلی اهمیت دارد .این پیام اغلب با حس آرزو و محتوای هیجانی همراه است خواستن ناشی از فعال شدن این سیستم انتخاب فرد نیست ، بلکه واکنش او دربرابر مسائلی است که با آنها روبرو است.
#برشی_از_فصل_دوم
#داروها
#دوپامین
#مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#دنیل_ز_لیبرمن
#مایکل_ای_لانگ
@LiberalScientists
Telegram
@LiberalScientists
☑️ شیوهی راهبرد پایدار تکاملی را با سیستم «دورهای» که در دو تورنمنت اکسلرود پیاده شد مقایسه کنید. سیستم دورهای شبیه به لیگ فوتبال است. به این صورت که هر راهبردی به دفعات مساوی در برابر تمام راهبردهای دیگر قرار گرفت. امتیاز نهایی هر راهبرد جمع امتیازاتی بود که در برابر دیگر راهبردها کسب کرده بود. بنابراین برای موفق بودن در یک تورنمنت دورهای، هر راهبرد باید بتواند در برابر تمام دیگر راهبردهای ارائه شده رقیب خوبی باشد. اکسلرود به راهبردی که در برابر انواع مختلف راهبردهای دیگر خوب عمل میکند صفت «قوی» را داد. نتایج نشان میداد که «این به آن در» یک راهبرد «قوی» است. اما دیگر راهبردهایی که ممکن بود توسط مردم ارائه شده باشند معلوم نبود که چیستند. این همان نکتهای بود که پیشتر ما را نگران کرد در نخستین تورنمنت اکسترود بر حسب شانس نیمی از راهبردهای ارائه شده «خوب» بودند. در چنین جوّی «این به آن در» پیروز شد، و اگر «این به آن دو در» ارائه میشد آن بود که میبرد. اما فرض کنید که تقریباً تمام راهبردهای ارائه شده «بد» میبودند. چنین چیزی میتوانست به راحتی رخ دهد. اما خب، از ۱۴ راهبرد ارائه شده ۶ راهبرد «بد» بودند. اگر ۱۳ راهبرد «بد» میبودند «این به آن در» برنده نمیشد. چرا که «جوّ» برایش مناسب نمیبود. بنابراین، نه تنها پول برده شده، بلکه ترتیب رتبهبندی موفقیت در بین راهبردها بستگی به آن دارد که چه راهبردهای دیگری ارائه شده باشند. به دیگر سخن، بستگی به چیزی به همان خودسرانهگی هوسهای آدمی دارد، چگونه میتوانیم این خودسرانهگی را کاهش دهیم؟ با «تفکر در قالب راهبردهای پایدار تکاملی».
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📝 وقتی تصمیم به خرید چیزی داریم و به آینده ای فکر می کنیم که در آن خرید مطلوب انجام شده، سیستم دوپامینی مغز ما که معطوف به آینده است فعال می شود. اما وقتی تملک انجام شد، شیء مطلوب از فضای فراشخصی به فضای پیراشخصی و از آینده که قلمرو سلطه سیستم دوپامین است به مرحله حال و وصال که قلمرو سلطه سیستم «اینجا و اکنون» است می رسد. پشیمانی خریدار ناشی از این است که سیستم «اینجا و اکنون» قادر به جبران افت برانگیختگی وابسته به کاهش ترشح دوپامین نیست. اگر خرید عاقلانه ای انجام داده باشیم احتمال دارد که سیستم اینجا و اکنون تقویت شود و افت هیجان وابسته به کاهش ترشح دوپامین را جبران کند.
راه دیگر اجتناب از پشیمانی پس از خرید آن است که چیزی بخریم که خود مایه تحریک ترشح دوپامین باشد، مثلا کامپیوتر جدیدی که باعث افزایش بهره وری شود یا لباسی که با پوشیدن آن موقع رفتن به خیابان جذاب تر شویم.
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
📖#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
📩ارسال از #علیرضا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
راه دیگر اجتناب از پشیمانی پس از خرید آن است که چیزی بخریم که خود مایه تحریک ترشح دوپامین باشد، مثلا کامپیوتر جدیدی که باعث افزایش بهره وری شود یا لباسی که با پوشیدن آن موقع رفتن به خیابان جذاب تر شویم.
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
📖#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
📩ارسال از #علیرضا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
👍1
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_2
#داروها
مغز افراد نوجوان فاقد تکامل کافی بوده وشبیه مغز بزرگسالی است که دچار آسیب مغزی شده باشند.
بزرگترین تفاوت مغز افراد نوجوان با بزرگسال مربوط به لُبهای پیشانی است که کامل شدن آنها تا بیست سالگی به طول میانجامد.
این یکی از نقاط ضعف مغز افراد نوجوان است، چرا که وجود همین لبهای پیشانی تکامل یافته است که به بزرگسالان امکان قضاوت صحیح را میدهد.
این لبها به هنگام انجام کارهایی که شاید پیامدهای خوبی نداشته باشند به ما هشدار میدهند و مثل ترمز عمل میکنند.
در افراد نوجوان که لبهای پیشانی هنوز درست کار نمیکنند، فرد حتی در صورت داشتن آگاهی کافی دست به انجام رفتارهای تکانهای و خطرناک میزند و تصمیمهای غلط میگیرد.
📖#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_2
#داروها
مغز افراد نوجوان فاقد تکامل کافی بوده وشبیه مغز بزرگسالی است که دچار آسیب مغزی شده باشند.
بزرگترین تفاوت مغز افراد نوجوان با بزرگسال مربوط به لُبهای پیشانی است که کامل شدن آنها تا بیست سالگی به طول میانجامد.
این یکی از نقاط ضعف مغز افراد نوجوان است، چرا که وجود همین لبهای پیشانی تکامل یافته است که به بزرگسالان امکان قضاوت صحیح را میدهد.
این لبها به هنگام انجام کارهایی که شاید پیامدهای خوبی نداشته باشند به ما هشدار میدهند و مثل ترمز عمل میکنند.
در افراد نوجوان که لبهای پیشانی هنوز درست کار نمیکنند، فرد حتی در صورت داشتن آگاهی کافی دست به انجام رفتارهای تکانهای و خطرناک میزند و تصمیمهای غلط میگیرد.
📖#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
👍1
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_2
#داروها
مدارهای کنترل دوپامین با فعالیتهای لبهای پیشانی مربوط هستند، یعنی قسمتی از مغز که گاهی نئوکورتکس نامیده میشود و در مراحل نهایی تکامل به وجود آمده است.
همین نئوکورتکس است که به انسان در میان موجودات جایگاهی یگانه داده است.
به کمک همین بخش مغز میتوانیم خود را در آیندهای که آرزوها ما را به طرف آن جلو میبرند تصور کنیم و برای این آینده نقشه بریزیم.
نیز همین بخش مغز است که به ما امکان میدهد با خلق ابزارهای جدید و کاربرد مفاهیم انتزاعی ( مفاهیمی که از حد "اینجا و اکنون" و قلمرو حواس مانند زبان، ریاضیات و علم فراتر می روند) تواناییهای این آینده فرضی را گسترش و افزایش دهیم.
این بخش مغز تابع منطق است نه احساس. عاطفه و احساس پدیدههایی مربوط به " اینجا واکنون" هستند.
📖#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_2
#داروها
مدارهای کنترل دوپامین با فعالیتهای لبهای پیشانی مربوط هستند، یعنی قسمتی از مغز که گاهی نئوکورتکس نامیده میشود و در مراحل نهایی تکامل به وجود آمده است.
همین نئوکورتکس است که به انسان در میان موجودات جایگاهی یگانه داده است.
به کمک همین بخش مغز میتوانیم خود را در آیندهای که آرزوها ما را به طرف آن جلو میبرند تصور کنیم و برای این آینده نقشه بریزیم.
نیز همین بخش مغز است که به ما امکان میدهد با خلق ابزارهای جدید و کاربرد مفاهیم انتزاعی ( مفاهیمی که از حد "اینجا و اکنون" و قلمرو حواس مانند زبان، ریاضیات و علم فراتر می روند) تواناییهای این آینده فرضی را گسترش و افزایش دهیم.
این بخش مغز تابع منطق است نه احساس. عاطفه و احساس پدیدههایی مربوط به " اینجا واکنون" هستند.
📖#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
💢معتادی که دیگر نمیتواند ظاهر تمیز و آراسته ای داشته باشد.
📖عواملی که فرد معتاد را به مصرف ترغیب می کنند چه بسا عجیب باشند، مثلا یکی از معتادها برای موفقیت در ترک مواد باید از دیدن کارتون خودداری می کرد، چون پخش کننده ای که معتاد از او جنس می خرید عادت داشت روی بسته های مواد عکس شخصیت های کارتونی را بچسباند .یکی از هروئینی ها میگفت: هربار که به سوپر می رود ولع شدید پیدا می کند.یک روز او و مشاورش به سوپر رفتند تا علت این قضیه را بفهمند . مشاور به معتاد گفت «وقتی داریم توی سوپر قدم می زنیم به محض اینکه احساس تمایل شدید به مصرف پیدا کردی بگو.» بعد به نوبت در راهروهای سوپر شروع به راه رفتن کردند تا اینکه معتاد ناگهان در یکی از راهروها ایستاد و گفت ؛ همین جاست،، راهرویی که در آن ایستاده بودند انباشته از مواد شوینده و سفید کننده بود.
معلوم شد که او همیشه در ایام مصرف هروئین قبل از تزریق سرنگ نوک آن را در مواد سفیدکننده فرو می برد تا از ابتلا به ایدز در امان باشد.
#دوپامین
#مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#دنیل_ز_لیبرمن
#مایکل_ای_لانگ
#برشی_از_فصل_دوم
#داروها
@SciBookReader
📖عواملی که فرد معتاد را به مصرف ترغیب می کنند چه بسا عجیب باشند، مثلا یکی از معتادها برای موفقیت در ترک مواد باید از دیدن کارتون خودداری می کرد، چون پخش کننده ای که معتاد از او جنس می خرید عادت داشت روی بسته های مواد عکس شخصیت های کارتونی را بچسباند .یکی از هروئینی ها میگفت: هربار که به سوپر می رود ولع شدید پیدا می کند.یک روز او و مشاورش به سوپر رفتند تا علت این قضیه را بفهمند . مشاور به معتاد گفت «وقتی داریم توی سوپر قدم می زنیم به محض اینکه احساس تمایل شدید به مصرف پیدا کردی بگو.» بعد به نوبت در راهروهای سوپر شروع به راه رفتن کردند تا اینکه معتاد ناگهان در یکی از راهروها ایستاد و گفت ؛ همین جاست،، راهرویی که در آن ایستاده بودند انباشته از مواد شوینده و سفید کننده بود.
معلوم شد که او همیشه در ایام مصرف هروئین قبل از تزریق سرنگ نوک آن را در مواد سفیدکننده فرو می برد تا از ابتلا به ایدز در امان باشد.
#دوپامین
#مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#دنیل_ز_لیبرمن
#مایکل_ای_لانگ
#برشی_از_فصل_دوم
#داروها
@SciBookReader
🧬 همان طور که از فصول پیشین در خاطر داریم، ویژگی مهم یک راهبرد پایدار تکاملی این است که وقتی تعدادش در میان جمعیت راهبردها زیاد باشد همچنان خوب عمل میکند. اینکه بگوییم «این به آن در» یک راهبرد پایدار تکاملی است به این معنی است که «این به آن در» در فضایی پر از «این به آن در» خوب عمل می کند. این را میتوان نوع خاصی از «قوی بودن» دید. ما تکاملگراها دوست داریم که آن را تنها نوعی از «قوی بودن» بدانیم که واجد اهمیت است. اما چرا این نوع این قدر واجد اهمیت است؟ زیرا در دنیای داروینی امتیازها براساس پول نیست؛ بلکه براساس تعداد زادهگان - فرزندان و نوه ها و... ـ است. برای یک داروینیست، راهبرد موفق آن راهبردی است که در میان جمعیتی از دیگر راهبردها تعدادش فراوان شود. برای اینکه راهبردی موفق باقی بماند باید به خصوص وقتی تعدادش زیاد است، یعنی در فضایی پر از نسخههای خودش، خوب عمل کند.
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
🧬 میوز فرآیندی فیزیکی است که ژنها می توانند بر آن تاثیر بگذارند.
اگر ژن جهش یافته ای پدید آید که نه بر صفات آشکار،مثل رنگ چشم یا فری مو، که بر خود میوز اثر بگذارد چه؟
مثلا فرض کنید که این ژن جهش یافته، انحرافی درمیوز ایجاد کند که نسبت به آلل شریکش شانس حضور خود را در تخمک بالا ببرد. یک چنین ژنهایی وجود دارند و منحرف کنندگان تفرق نام دارند.
آنها سادگی اهریمنی دارند. وقتی که جهش باعث ایجاد یک منحرف کننده تفرق شود، ژن جهش یافته به سرعت در میان جمعیت گسترش یافته، وجای آللاش را میگیرد.
همین پدیده است که رانش میوزی نامیده شده است.
این پدیده، حتی اگر بر روی سلامت بدن و سلامت تمام دیگر ژن ها اثرات فاجعه باری به جا بگذارد هم، کار خود را میکند.
#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه:دکتر جلال سلطانی،انتشارات مازیار
فصل سیزدهم
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
اگر ژن جهش یافته ای پدید آید که نه بر صفات آشکار،مثل رنگ چشم یا فری مو، که بر خود میوز اثر بگذارد چه؟
مثلا فرض کنید که این ژن جهش یافته، انحرافی درمیوز ایجاد کند که نسبت به آلل شریکش شانس حضور خود را در تخمک بالا ببرد. یک چنین ژنهایی وجود دارند و منحرف کنندگان تفرق نام دارند.
آنها سادگی اهریمنی دارند. وقتی که جهش باعث ایجاد یک منحرف کننده تفرق شود، ژن جهش یافته به سرعت در میان جمعیت گسترش یافته، وجای آللاش را میگیرد.
همین پدیده است که رانش میوزی نامیده شده است.
این پدیده، حتی اگر بر روی سلامت بدن و سلامت تمام دیگر ژن ها اثرات فاجعه باری به جا بگذارد هم، کار خود را میکند.
#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه:دکتر جلال سلطانی،انتشارات مازیار
فصل سیزدهم
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید؟
مدار آرزو در بخشی از مغز که محرک شور و شوق و هیجان است خاتمه مییابد، اما مدار کنترل در لبهای پیشانی که خاص تفکر منطقی است.
هر دو مدار به ما توانایی توجه به چیزهای "خیالی" یا چیزهایی را میدهد که از نظر فیزیکی و مادی وجود ندارند.
برای دوپامین آرزو چیزهای خیالی چیزهایی هستند که دوست داریم آنها را داشته باشیم اما در حال حاضر نداریم.
برای دوپامین کنترل خیالها، اجزای سازنده تفکر خلاق هستند، یعنی ایدهها، نقشهها، نظریهها، مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات، زیبایی و دنیاهایی که درآینده تحقق مییابند.
دوپامین کنترل ما را از " خواستن" بدوی که مربوط به دوپامین آرزوست فراتر میبرد و به ما ابزارهایی برای درک و تحلیل ومدل سازی از جهان اطراف میدهدتا بتوانیم فرصتهارا بسنجیم و با هم مقایسه کنیم و سپس برای رسیدن به اهداف راههایی پیدا کنیم.
این مدار بخش قدیمی و بغرنج اراده تکاملی است و سعی میکند تا حد امکان منابع بیشتری را در اختیار بگیرد.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید؟
مدار آرزو در بخشی از مغز که محرک شور و شوق و هیجان است خاتمه مییابد، اما مدار کنترل در لبهای پیشانی که خاص تفکر منطقی است.
هر دو مدار به ما توانایی توجه به چیزهای "خیالی" یا چیزهایی را میدهد که از نظر فیزیکی و مادی وجود ندارند.
برای دوپامین آرزو چیزهای خیالی چیزهایی هستند که دوست داریم آنها را داشته باشیم اما در حال حاضر نداریم.
برای دوپامین کنترل خیالها، اجزای سازنده تفکر خلاق هستند، یعنی ایدهها، نقشهها، نظریهها، مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات، زیبایی و دنیاهایی که درآینده تحقق مییابند.
دوپامین کنترل ما را از " خواستن" بدوی که مربوط به دوپامین آرزوست فراتر میبرد و به ما ابزارهایی برای درک و تحلیل ومدل سازی از جهان اطراف میدهدتا بتوانیم فرصتهارا بسنجیم و با هم مقایسه کنیم و سپس برای رسیدن به اهداف راههایی پیدا کنیم.
این مدار بخش قدیمی و بغرنج اراده تکاملی است و سعی میکند تا حد امکان منابع بیشتری را در اختیار بگیرد.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
🧠 کار دوپامین به جای آوردن دستورهای تکاملی، برای حفظ و تداوم حیات است.
دوپامین ما را به افزایش منابع وادار می کند و زمانی که کاری را به نحو احسن انجام می دهیم یا آینده بهتری را برای خود تدارک میبینیم سطح آن باز هم مختصری افزایش می یابد ودرما احساس خوبی به وجود می آورد.
🧠 سرسختی وپشتکار ( نه میزان علاقه) با تخریب دوپامین تغییر میکند.
🧠 گرسنگی نوعی پدیده مربوط به " اینجا واکنون" ونوعی تجربه آنی است،نه موضوعی مربوط به آینده که تحت نفوذ ترشح دوپامین باشد.
اگر میزان گرسنگی یا سایر تجربه های حسی را کم و زیاد کنیم میتوانیم برارزش پاداشی که از راه کار به دست میآید تاثیر بگذاریم. اما درنهایت چیزی که انجام کار را ممکن میکند دوپامین است.
اگر دوپامین نباشد، تلاشی هم درمیان نخواهد بود.
این مطالعه به فهم تأثیر دوپامین درانتخاب راه سخت یا آسان توسط ما کمک میکند.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_3
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
🧠 کار دوپامین به جای آوردن دستورهای تکاملی، برای حفظ و تداوم حیات است.
دوپامین ما را به افزایش منابع وادار می کند و زمانی که کاری را به نحو احسن انجام می دهیم یا آینده بهتری را برای خود تدارک میبینیم سطح آن باز هم مختصری افزایش می یابد ودرما احساس خوبی به وجود می آورد.
🧠 سرسختی وپشتکار ( نه میزان علاقه) با تخریب دوپامین تغییر میکند.
🧠 گرسنگی نوعی پدیده مربوط به " اینجا واکنون" ونوعی تجربه آنی است،نه موضوعی مربوط به آینده که تحت نفوذ ترشح دوپامین باشد.
اگر میزان گرسنگی یا سایر تجربه های حسی را کم و زیاد کنیم میتوانیم برارزش پاداشی که از راه کار به دست میآید تاثیر بگذاریم. اما درنهایت چیزی که انجام کار را ممکن میکند دوپامین است.
اگر دوپامین نباشد، تلاشی هم درمیان نخواهد بود.
این مطالعه به فهم تأثیر دوپامین درانتخاب راه سخت یا آسان توسط ما کمک میکند.
#دوپامین
✍دنیل ز لیبرمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
#فصل_3
💊داروهایی مثل کوکائین وآمفتامین، ترشح دوپامین رابالا می برند ویکی از پیامدهای این افزایش ارتقاء خودبسندگی تا سطوح آسیب زاست.
کسانی که این موادرا مصرف می کنندبا اعتماد به نفس برنامه هایی را آغاز میکنند که شاید به پایان رساندن همه آن ها ناممکن باشد.
کسانی که این داروها رابا مقدار بالا مصرف کنند دچار هذیان خودبزرگ بینی می شوند.
مثلا بدون دلیل ممکن است اعتقاد پیداکنند که درحال نوشتن بهترین رساله تحقیقی جهان هستندیا درحال اختراع دستگاهی هستند که می تواند همه مشکلات جهان را حل کند.
آمفتامین علاوه برافزایش شادی وکارآیی زنان خانه دار باعث ایجاد لاغری هم می شد.
طبق گزارش مجله لایف سالانه میلیاردها قرص آمفتامین برای ایجاد لاغری درآمریکا تجویز می شد.
البته کاهش وزن ایجاد شده موقتی بودوبه محض کنار گذاشتن دارو وزن فرد به حال نخست برمی گشت.
اما اگر بیمار به مصرف دارو ادامه می داد نسبت به اثر آن تحمل ایجاد می شدوفرد مجبور بود مقدار بیشتری ازدارو را مصرف کندتا همان تاثیر نخست دراو بوجود آید.
⚠️ این پدیده خطرناک است.مصرف زیاد آمفتامین می تواند تغییرات شخصیتی ایجاد کند یا باعث پسیکوز (روان پریشی)، حمله های قلبی، سکته و مرگ شود.
#دوپامین
✍ دنیل ز لیبرمن
#SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#تا_کجا_میخواهید_ادامه_بدهید
#فصل_3
💊داروهایی مثل کوکائین وآمفتامین، ترشح دوپامین رابالا می برند ویکی از پیامدهای این افزایش ارتقاء خودبسندگی تا سطوح آسیب زاست.
کسانی که این موادرا مصرف می کنندبا اعتماد به نفس برنامه هایی را آغاز میکنند که شاید به پایان رساندن همه آن ها ناممکن باشد.
کسانی که این داروها رابا مقدار بالا مصرف کنند دچار هذیان خودبزرگ بینی می شوند.
مثلا بدون دلیل ممکن است اعتقاد پیداکنند که درحال نوشتن بهترین رساله تحقیقی جهان هستندیا درحال اختراع دستگاهی هستند که می تواند همه مشکلات جهان را حل کند.
آمفتامین علاوه برافزایش شادی وکارآیی زنان خانه دار باعث ایجاد لاغری هم می شد.
طبق گزارش مجله لایف سالانه میلیاردها قرص آمفتامین برای ایجاد لاغری درآمریکا تجویز می شد.
البته کاهش وزن ایجاد شده موقتی بودوبه محض کنار گذاشتن دارو وزن فرد به حال نخست برمی گشت.
اما اگر بیمار به مصرف دارو ادامه می داد نسبت به اثر آن تحمل ایجاد می شدوفرد مجبور بود مقدار بیشتری ازدارو را مصرف کندتا همان تاثیر نخست دراو بوجود آید.
⚠️ این پدیده خطرناک است.مصرف زیاد آمفتامین می تواند تغییرات شخصیتی ایجاد کند یا باعث پسیکوز (روان پریشی)، حمله های قلبی، سکته و مرگ شود.
#دوپامین
✍ دنیل ز لیبرمن
#SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
👨🏫 زندگی شخصی انیشتین دشواری در برقراری ارتباط را نشان میدهد. او به علم بیشتر علاقه داشت تا به انسانها. انیشتین دو سال قبل از طلاق درگیر رابطه با یکی از بستگان خود شد که سرانجام با او ازدواج کرد. چندی بعد به او هم خیانت کرد و با منشی خود دوست شد و احتمالا بعد از او هم با عده زیادی رابطه داشت. مغز سرشار از دوپامین اینشتین برای او هم نعمت بود و هم نفرین ...سطح بالای دوپامین که به او امکان کشف نسبیت را میداد از سوی دیگر سبب شد نتواند رابطه پایدار انسانی داشته باشد که از عشق همدلانه دراز مدت که به سیستم اینجا و اکنون وابسته است برخوردار شود...
📖#دوپامین ؛ فصل چهارم
✍دنیل ز لیبرمن
📩ارسال از #Sareh
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#دوپامین ؛ فصل چهارم
✍دنیل ز لیبرمن
📩ارسال از #Sareh
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دوپامین میانه خوبی با وجدان ندارد. حتی برعکس، دوپامین سرچشمه مکر و فریب به منظور تحقق آرزوست. وقتی سیستم دوپامین فعال شود، احساس گناه که مربوط به «اینجا و اکنون» است سرکوب می شود. سیستم دوپامین از طرفی فرد را به تلاش شرافتمندانه و از طرف دیگر او را به انجام مکر و فریب یا حتی خشونت برای رسیدن به آرزوها وادار می کند.
دوپامین دنبال کسب فزونی است و با اصول اخلاقی کاری ندارد و برای رسیدن
به هدف از مکر و فریب و قدرت استفاده می کند.
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
📩ارسال از #علیرضا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دوپامین دنبال کسب فزونی است و با اصول اخلاقی کاری ندارد و برای رسیدن
به هدف از مکر و فریب و قدرت استفاده می کند.
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#فصل_3
📩ارسال از #علیرضا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#ژن_خودخواه
#فصل_13
#دست_یازی_بلند_ژن
به نظر من مهمترین پرسشی که در مورد هر انگلی میتوان کرد این است که آیا ژنهایش به همان شیوهی ژنهای میزبان به نسلهای بعدی منتقل میشوند؟!
اگر اینطور نباشد، انتظار من این است که آن انگل بنحوی به میزبانش آسیب بزند. اما اگر اینطور باشد، انگل هرکاری که بتواند میکند تا به میزبانش کمک کند که نه تنها زنده بماند بلکه تولید مثل هم بکند.
چنین انگلی، در بازههای زمانی تکامل، با میزبانش همکاری خواهد کرد، و ممکن است نهایتاً با بافتهای میزبان ممزوج شود و دیگراصلا به عنوان یک انگل تشخیص داده نشود.
همان طور که در فصل 10 گفتم، ممکن است سلولهای ما راهی طولانی را در این منظر تکاملی پیموده باشند: چرا که ما همه بازماندههای امتزاج انگلی باستانی هستیم.
توضیح مترجم: منظور نظریه درون همزیستی باکتری های هوازی باستانی با سلول های یوکاریوتی اولیه وتکامل آن ها به اندامک سلولی یعنی همان میتوکندری است.
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
#فصل_13
#دست_یازی_بلند_ژن
به نظر من مهمترین پرسشی که در مورد هر انگلی میتوان کرد این است که آیا ژنهایش به همان شیوهی ژنهای میزبان به نسلهای بعدی منتقل میشوند؟!
اگر اینطور نباشد، انتظار من این است که آن انگل بنحوی به میزبانش آسیب بزند. اما اگر اینطور باشد، انگل هرکاری که بتواند میکند تا به میزبانش کمک کند که نه تنها زنده بماند بلکه تولید مثل هم بکند.
چنین انگلی، در بازههای زمانی تکامل، با میزبانش همکاری خواهد کرد، و ممکن است نهایتاً با بافتهای میزبان ممزوج شود و دیگراصلا به عنوان یک انگل تشخیص داده نشود.
همان طور که در فصل 10 گفتم، ممکن است سلولهای ما راهی طولانی را در این منظر تکاملی پیموده باشند: چرا که ما همه بازماندههای امتزاج انگلی باستانی هستیم.
توضیح مترجم: منظور نظریه درون همزیستی باکتری های هوازی باستانی با سلول های یوکاریوتی اولیه وتکامل آن ها به اندامک سلولی یعنی همان میتوکندری است.
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
@Scibookreader
گروه کتابخوانی علمی 👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
☘🐝 گیاهان هم براساس نظر اکسلرود و هاميلتون ممکن است تلافی کنند، که باز هم کاملاً ناخودآگاهانه است. درخت انجیر و زنبور انجیر رابطهی همکاری صمیمانهای با هم دارند. انجیری که میخوریم در واقع یک میوه نیست. سوراخی کوچک در انتهای آن وجود دارد که اگر به دروناش بروید (باید به اندازه یک زنبور انجیر باشید تا بتوانید داخلش شوید، و آنها بسیار ریزند: خوشبختانه آن قدر ریز که وقتی انجیری را میخوریم متوجهشان نمیشویم) صدها گل کوچک را میبینید که دیوارهای درونی را پوشاندهاند. انجیر گرمخانهای درونی برای گلها و یک اتاقک گردهافشانی درونی است، و تنها عواملی که میتوانند گرده افشانی انجیر را انجام دهند زنبورهای انجیرند. اما برای زنبورها چه چیزی آن درون هست؟ آنها تخمهایشان را درون برخی گلهای ریز میگذارند، که نوزادشان بعداً از آن تغذیه کند، آنها در درون همان انجیر گلهای دیگر را هم گرده افشانی میکنند. «ضربه زدن» برای یک زنبور، به این مفهوم است که تخمهایی بیش از حد درگلها بگذارد و تعداد کمی از آنها را گردهافشانی کند. اما درخت انجیر چگونه «تلافی» میکند؟ براساس نظرات اکسلرود و هاميلتون، «در بسیاری از موارد معلوم شده که اگر زنبورِ انجیری که وارد انجیری تازه شده تعدادی کافی از گلها را برای تولید بذر گردهافشانی نکند و در عوض تخم هایش را تقریبا در تمام گلها بگذارد، درخت رشد و نمو «آن میوه» را در همان مرحلهی آغازین متوقف میکند. و لذا، تمام دودمان زنبور به باد میرود.»
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
📖#ژن_خودخواه
✍ریچارد داوکینز
ترجمه: دکتر جلال سلطانی، انتشارات مازیار
فصل دوازدهم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
خلاقیت و جنون
📖ذهن خلاق تواناترین نیروی موجود کره زمین است، هیچ چاه نفت یا معدن طلا یا مزرعه پهناوری نمیتواند از نظر تولید ثروت به پای یک ایده خلاقانه برسد. خلاقیت بهترین حالت فعالیت مغز و بیماری روانی درست نقطه مقابل آن است. در بیماری روانی مغز نمیتواند از اداره سادهترین چالشهای زندگی روزمره نیز برآید با این همه جنون و نبوغ یا بهترین و بدترین حالتهای کارکرد مغز هردو وابسته به دوپامین هستند به همین دلیل اساس شیمیایی جنون و نبوغ بیش از فعالیتهای عادی مغز به هم نزدیکند . رابطه جنون و نبوغ چیست و این رابطه چه نکاتی را درباره آنها فاش میکند؟
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#مایکل_ای_لانگ
#دنیل_ز_لیبرمن
#برشی_از_فصل_چهارم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
📚کتــــــــــــــاب و کتــــــابخوانے
https://t.iss.one/joinchat/BZy-gUK5wDGRi3Z8_xa0EQ
📖ذهن خلاق تواناترین نیروی موجود کره زمین است، هیچ چاه نفت یا معدن طلا یا مزرعه پهناوری نمیتواند از نظر تولید ثروت به پای یک ایده خلاقانه برسد. خلاقیت بهترین حالت فعالیت مغز و بیماری روانی درست نقطه مقابل آن است. در بیماری روانی مغز نمیتواند از اداره سادهترین چالشهای زندگی روزمره نیز برآید با این همه جنون و نبوغ یا بهترین و بدترین حالتهای کارکرد مغز هردو وابسته به دوپامین هستند به همین دلیل اساس شیمیایی جنون و نبوغ بیش از فعالیتهای عادی مغز به هم نزدیکند . رابطه جنون و نبوغ چیست و این رابطه چه نکاتی را درباره آنها فاش میکند؟
#دوپامین_مولکولی_با_خواص_شگفت_انگیز
#مایکل_ای_لانگ
#دنیل_ز_لیبرمن
#برشی_از_فصل_چهارم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
📚کتــــــــــــــاب و کتــــــابخوانے
https://t.iss.one/joinchat/BZy-gUK5wDGRi3Z8_xa0EQ
🐵🐭❤️ میمونها، موشها و اینکه چرا عشق رنگ میبازد
دانشمندان برای بررسی این نکته که آیا غذا نیز میتواند مانند دارو سبب تحریک ترشح دوپامین شود یا نه، برای تحریک نورونهای ترشحکنندهی دوپامین الکترودهایی را در مغز موشها جاسازی کردند. موشها را در قفسهایی مجهز به کانالهایی برای پرتاب گلولههای غذا جای دادند. با پرتاب اولین گلولهی مواد غذایی دیدند که سیستم دوپامین مغز موشها فعال شد. پس نتیجه مثبت بود! یعنی پاداشهای طبیعی نیز میتوانستند مانند کوکائین و داروهای اعتیادآور مشابه آن فعالیت دوپامین را تحریک کنند.
در مرحلهی بعد آزمایش را مختصری تغییر دادند. آنها روزهای متوالی حین انداختن گلولهی مواد غذایی به درون قفس به بررسی و پایش موشها پرداختند. موشها مثل سابق غذاها را میخوردند و پیدا بود که لذت میبرند. اما فعالیت سیستم دوپامین آنها متوقف شده بود. چرا با وجودی که تحریک ادامه داشت سیستم دوپامین دیگر فعال نبود؟ پاسخ با مطالعهای با شرکت میمون و چراغ معلوم شد.
ولفرام شولتز یکی از محققان پیشرو در عرصهی تحقیق پیرامون دوپامین است. او زمانی که استاد فیزیولوژی اعصاب دانشگاه فرایبورگ سوییس بود به مطالعهی نقش دوپامین در زمینهی یادگیری علاقه یافت و الکترودهای کوچکی در بخشی از میمون ماکاک که محل تجمع سلولهای ترشحکنندهی دوپامین بود، جاسازی کرد. سپس میمونها را در دستگاهی دارای دو چراغ و دو جعبه قرار داد. هر از گاهی یکی از چراغها روشن میشد. روشنشدن یکی از چراغها به این معنی بود که در جعبهی سمت راست غذا وجود دارد. روشنشدن چراغ دیگر نشان میداد در جعبهی سمت چپ غذا وجود دارد.
مدتی طول کشید تا میمونها به این نکته پی بردند. در ابتدا آنها در جعبهها را بهطور تصادفی باز میکردند و در نیمی از موارد غذا را مییافتند و وقتی موفق میشدند سلولهای دوپامینی مغزشان مثل موشها فعال میشد. کمی بعد میمونها به مفهوم سیگنالها پی بردند و با هر بار روشنشدن چراغ جعبهی محتوی غذا را بلافاصله پیدا میکردند. به این ترتیب زمان فعالشدن سلولهای دوپامین از لحظهی کشف غذا به لحظهی روشنشدن چراغ تغییر یافت. چرا؟
روشنشدن چراغ ابتدا اهمیتی نداشت. اما وقتی میمونها فهمیدند که روشنشدن چراغ به معنی رسیدن غذاست «تعجب» آنها از زمان دریافت غذا به لحظهای منتقل شد که چراغ روشن میشد. اینجا بود که معلوم شد فعالیت دوپامین فقط شاخص لذت نیست بلکه فعالیت دوپامین نوعی واکنش در برابر پیشامدهای شگفتیزا و رویدادهای محتمل و پیشبینیهاست.
انسان ها نیز در برابر وقایعی که با بروز تعجب و شگفتی همراهند دچار افزایش ترشح دوپامین میشوند. مثلاً دریافت پیامی از جانب کسی که دوستش دارند با دیدن نشانهی دریافت پیام روی گوشی از خود میپرسند (محتوای پیام چیست؟) یا رسیدن نامهای الکترونیک از جانب دوستی که سالهاست او را ندیدهاند (از خود میپرسند مگر اتفاقی افتاده؟) یا اگر در پی ایجاد رابطهای عاطفی باشند ملاقات با فردی جذاب کنار میزی چوبی در کافهای قدیمی (به خود میگویند بگذار ببینم چه میشود؟). اما وقتی این رویدادها تکرار میشوند و دیگر تازگی ندارند، نمیتوانند موجب افزایش ترشح دوپامین شوند و دیگر یک پیام دلخواه با نامهای طولانیتر یا میزی جذابتر نمیتواند آن حجم قبلی ترشح دوپامین را ایجاد کند.
این ایدهی ساده میتواند پاسخ علمی مناسبی برای آن سوال قدیمی باشد: چرا عشق با گذشت زمان رنگ میبازد و سستی میگیرد؟ مغز انسان طوری طراحی شده که شیفتهی امور غیرمنتظره و چشمبهراه امور آینده باشد. آیندهای که آبستن رویدادهای هیجانانگیز بسیار است. اما وقتی همه چیز عادی و روزمره شود و از هیجان عاری باشد، مغز به مسایل جدیدتر گرایش مییابد.
دانشمندان تحریک ناشی از پدیدههای نو در مغز انسان را خطای پیشبینی پاداش نامیدند. معنی این اصطلاح همان است که از معنی کلمات آن میتوان فهمید. ما همیشه در حال پیشبینی آینده هستیم، از پیشبینی لحظهی پایان کار خود در اداره گرفته تا پیشبینی رقم موجودی حساب خود در برابر خودپرداز بانک. وقتی در عمل با موردی روبرو شویم که از پیشبینی ما بهتر است دچار نوعی خطای پیشبینی پاداش میشویم: مثلاً ممکن است روزی ساعت کاری ما زودتر به پایان رسد یا موجودی حساب ما خیلی بیشتر از آنچه حدس میزدیم باشد. خطاهایی که ترشح دوپامین را فعال میکنند موجب شادی ما میشوند. زمان بهدستآمده یا پول بیشتر به خودی خود چندان مطرح نیستند. هیجان برخاسته از اخبار خوب و غیرمنتظره است که اهمیت دارد.
در حقیقت صرف احتمال بروز خطای پیشبینی پاداش کافی است تا ترشح دوپامین را فعال کند.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 14-16
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
دانشمندان برای بررسی این نکته که آیا غذا نیز میتواند مانند دارو سبب تحریک ترشح دوپامین شود یا نه، برای تحریک نورونهای ترشحکنندهی دوپامین الکترودهایی را در مغز موشها جاسازی کردند. موشها را در قفسهایی مجهز به کانالهایی برای پرتاب گلولههای غذا جای دادند. با پرتاب اولین گلولهی مواد غذایی دیدند که سیستم دوپامین مغز موشها فعال شد. پس نتیجه مثبت بود! یعنی پاداشهای طبیعی نیز میتوانستند مانند کوکائین و داروهای اعتیادآور مشابه آن فعالیت دوپامین را تحریک کنند.
در مرحلهی بعد آزمایش را مختصری تغییر دادند. آنها روزهای متوالی حین انداختن گلولهی مواد غذایی به درون قفس به بررسی و پایش موشها پرداختند. موشها مثل سابق غذاها را میخوردند و پیدا بود که لذت میبرند. اما فعالیت سیستم دوپامین آنها متوقف شده بود. چرا با وجودی که تحریک ادامه داشت سیستم دوپامین دیگر فعال نبود؟ پاسخ با مطالعهای با شرکت میمون و چراغ معلوم شد.
ولفرام شولتز یکی از محققان پیشرو در عرصهی تحقیق پیرامون دوپامین است. او زمانی که استاد فیزیولوژی اعصاب دانشگاه فرایبورگ سوییس بود به مطالعهی نقش دوپامین در زمینهی یادگیری علاقه یافت و الکترودهای کوچکی در بخشی از میمون ماکاک که محل تجمع سلولهای ترشحکنندهی دوپامین بود، جاسازی کرد. سپس میمونها را در دستگاهی دارای دو چراغ و دو جعبه قرار داد. هر از گاهی یکی از چراغها روشن میشد. روشنشدن یکی از چراغها به این معنی بود که در جعبهی سمت راست غذا وجود دارد. روشنشدن چراغ دیگر نشان میداد در جعبهی سمت چپ غذا وجود دارد.
مدتی طول کشید تا میمونها به این نکته پی بردند. در ابتدا آنها در جعبهها را بهطور تصادفی باز میکردند و در نیمی از موارد غذا را مییافتند و وقتی موفق میشدند سلولهای دوپامینی مغزشان مثل موشها فعال میشد. کمی بعد میمونها به مفهوم سیگنالها پی بردند و با هر بار روشنشدن چراغ جعبهی محتوی غذا را بلافاصله پیدا میکردند. به این ترتیب زمان فعالشدن سلولهای دوپامین از لحظهی کشف غذا به لحظهی روشنشدن چراغ تغییر یافت. چرا؟
روشنشدن چراغ ابتدا اهمیتی نداشت. اما وقتی میمونها فهمیدند که روشنشدن چراغ به معنی رسیدن غذاست «تعجب» آنها از زمان دریافت غذا به لحظهای منتقل شد که چراغ روشن میشد. اینجا بود که معلوم شد فعالیت دوپامین فقط شاخص لذت نیست بلکه فعالیت دوپامین نوعی واکنش در برابر پیشامدهای شگفتیزا و رویدادهای محتمل و پیشبینیهاست.
انسان ها نیز در برابر وقایعی که با بروز تعجب و شگفتی همراهند دچار افزایش ترشح دوپامین میشوند. مثلاً دریافت پیامی از جانب کسی که دوستش دارند با دیدن نشانهی دریافت پیام روی گوشی از خود میپرسند (محتوای پیام چیست؟) یا رسیدن نامهای الکترونیک از جانب دوستی که سالهاست او را ندیدهاند (از خود میپرسند مگر اتفاقی افتاده؟) یا اگر در پی ایجاد رابطهای عاطفی باشند ملاقات با فردی جذاب کنار میزی چوبی در کافهای قدیمی (به خود میگویند بگذار ببینم چه میشود؟). اما وقتی این رویدادها تکرار میشوند و دیگر تازگی ندارند، نمیتوانند موجب افزایش ترشح دوپامین شوند و دیگر یک پیام دلخواه با نامهای طولانیتر یا میزی جذابتر نمیتواند آن حجم قبلی ترشح دوپامین را ایجاد کند.
این ایدهی ساده میتواند پاسخ علمی مناسبی برای آن سوال قدیمی باشد: چرا عشق با گذشت زمان رنگ میبازد و سستی میگیرد؟ مغز انسان طوری طراحی شده که شیفتهی امور غیرمنتظره و چشمبهراه امور آینده باشد. آیندهای که آبستن رویدادهای هیجانانگیز بسیار است. اما وقتی همه چیز عادی و روزمره شود و از هیجان عاری باشد، مغز به مسایل جدیدتر گرایش مییابد.
دانشمندان تحریک ناشی از پدیدههای نو در مغز انسان را خطای پیشبینی پاداش نامیدند. معنی این اصطلاح همان است که از معنی کلمات آن میتوان فهمید. ما همیشه در حال پیشبینی آینده هستیم، از پیشبینی لحظهی پایان کار خود در اداره گرفته تا پیشبینی رقم موجودی حساب خود در برابر خودپرداز بانک. وقتی در عمل با موردی روبرو شویم که از پیشبینی ما بهتر است دچار نوعی خطای پیشبینی پاداش میشویم: مثلاً ممکن است روزی ساعت کاری ما زودتر به پایان رسد یا موجودی حساب ما خیلی بیشتر از آنچه حدس میزدیم باشد. خطاهایی که ترشح دوپامین را فعال میکنند موجب شادی ما میشوند. زمان بهدستآمده یا پول بیشتر به خودی خود چندان مطرح نیستند. هیجان برخاسته از اخبار خوب و غیرمنتظره است که اهمیت دارد.
در حقیقت صرف احتمال بروز خطای پیشبینی پاداش کافی است تا ترشح دوپامین را فعال کند.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 14-16
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
🧠 یک مغز و دو دنیا
مغز، جهان خارجی را به نواحی جداگانهای تقسیم میکند: ناحیهی اطراف شخص یا پیراشخصی (peripersonal) و ناحیهی دور از شخص یا ناحیهی فراشخصی (extrapersonal) که میتوانیم آنها را به طور خلاصه نواحی نزدیک و دور بنامیم. فضای پیراشخصی مشتمل است بر فضای اطراف فرد در محدودهی طول بازوی او و عبارت از چیزهایی است که فرد میتواند با دستهایش آنها را کنترل کند. این محدوده مربوط به چیزهای واقعی است که هماکنون وجود دارند. فضای فراشخصی عبارت است فضای بیرون و فراتر از فضای اول - هرچند چیزهایی که فرد نمیتواند لمس کند مگر در حالتی که با حرکت از محدوده در دسترس خود دور شود. این محدودهی حرکت ممکن است یک متر باشد یا پنج میلیون کیلومتر و همان قلمرو احتمالها و فرصتها و امکانهاست.
با این تعریفها به واقعیت دیگری میرسیم که میتواند به همان اندازه روشن و ساده باشد: چون لازمهی حرکت از یک مکان به مکان دیگر صرف زمان است، هر برهمکنشی مربوط به فضای فراشخصی باید در آینده انجام شود. یا به بیان دیگر مسافت و زمان به هم متصلاند. مثلاً اگر هوس خوردن هلو کنید و نزدیکترین محل دسترسی به هلو غرفهای در بازار باشد شما قادر به خوردن هلو نیستید و ناچارید این کار را به بعد موکول کنید. کسب چیزهایی که از دسترس دورند نیاز به برنامهریزی دارد. ممکن است این برنامهریزی بسیار ساده باشد مثل از جا برخاستن و روشنکردن یک چراغ یا رفتن به بازار و خرید هلو، نیز ممکن است بسیار پیچیده باشد مانند برنامهریزی برای پرتاب موشک به کرهی ماه. ویژگیهایی که در محیط فراشخصی وجود دارند این است که برای رسیدن به آنها تلاش و وقت صرف کرد و در بسیاری از موارد برنامهریزی کرد. برخلاف این حالت، چیزهایی که در محیط پیراشخصی وجود دارند هماکنون و در اینجا قابل حصول هستند. یعنی دسترسی به آنها بهطور آنی امکانپذیر است. مثلاً ما قادر به چشیدن، در دست نگهداشتن و فشردن اشیاء هستیم. میتوانیم شادی، غم و شعف را حس کنیم.
از این نکته به واقعیتی روشنگر در عرصهی شیمی سیستم عصبی میرسیم: مغز در قلمرو پیراشخصی به گونهای و در قلمرو فراشخصی به گونهی دیگری عمل میکند. اگر بخواهیم ذهن انسان را بازسازی کنیم باید مغزی بسازیم که بتواند بین اشیاء چنین تمایزی قایل شود. یعنی سیستمی برای چیزهایی که داریم و سیستمی برای چیزهایی که نداریم داشته باشد. برای انسانهای نخستین «داشتن یا نداشتن» میتوانست به معنی مرگ و زندگی باشد.
از دید تکاملی غذای در دسترس با غذایی دور از دسترس کاملاً متفاوت است. این مطلب در مورد آب، سرپناه و ابزارها نیز صدق میکند. تفاوت مذکور به حدی بنیادی است که در مغز راههای عصبی و شیمیایی جداگانهای برای ادارهی فضاهای پیراشخصی و فراشخصی به وجود آمده است. وقتی به پایین نگاه میکنید دارید فضای پیراشخصی را میبینید. مغز برای اشیایی که در این فضا وجود دارند مجموعهای از مواد شیمیایی را به کار میگیرد که با تجربهی اینجا و اکنون در ارتباط هستند. اما در مغز به هنگام توجه به فضای فراشخصی فقط یک ماده است که نسبت به سایر مواد نقش اصلی را ایفا میکند، مادهای که با پیشبینی و احتمال مربوط است: دوپامین. چیزهای دور از دسترس را نمیتوان به کار برد یا مصرف کرد. فقط میتوان آرزوی رسیدن به آنها را در دل پروراند. دوپامین وظیفهی روشن و مشخصی دارد: افزایشدادن منابع در درسترس بشر در آینده و جستجوی چیزهای بهتر.
همهی موارد و مسایل زندگی به همین روش قابل تقسیمبندی هستند: ما برای چیزهایی که در پی رسیدن به آنها هستیم یک سامانه و برای چیزهایی که مالک آنها هستیم سامانهی دیگری داریم. آرزوی تملک یک خانه به ما امکان میدهد سخت کار کنیم تا بتوانیم آن را بخریم. برای رسیدن به این هدف در مقایسه با حالتی که صاحبخانه هستیم و از مزایای آن برخورداریم، مدارهای متفاوتی در مغز به کار گرفته میشوند. پیشبینی افزایش حقوق در آینده، مسیرهای دوپامینی به آینده را فعال میکند، و آن احساس بسیار متفاوتی از دریافت حقوق بیشتر برای بار دوم یا سوم مسئلهای مربوط به «اینجا و اکنون» است در فرد ایجاد میکند. در جستجوی عشق بودن نیاز به مهارتهای متفاوتی با تلاش برای حفظ و تداوم عشق دارد. عشق باید از مسئلهای پیراشخصی به مسئلهای فراشخصی تبدیل شود و از مرحلهی جستجو و تعقیب به مرحلهی تملک برسد و از حالت قابل پیشبینی به چیزی تبدیل شود که دوست داشته باشیم از آن حفاظت کنیم. اینها نیاز به مهارتهای مختلفی دارند و به همین دلیل است که با گذشت زمان ماهیت عشق تغییر میکند و با خاتمهیافتن هیجان دوپامین رابطهی عاطفی و سودایی کمرنگتر میشود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 18-21
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
مغز، جهان خارجی را به نواحی جداگانهای تقسیم میکند: ناحیهی اطراف شخص یا پیراشخصی (peripersonal) و ناحیهی دور از شخص یا ناحیهی فراشخصی (extrapersonal) که میتوانیم آنها را به طور خلاصه نواحی نزدیک و دور بنامیم. فضای پیراشخصی مشتمل است بر فضای اطراف فرد در محدودهی طول بازوی او و عبارت از چیزهایی است که فرد میتواند با دستهایش آنها را کنترل کند. این محدوده مربوط به چیزهای واقعی است که هماکنون وجود دارند. فضای فراشخصی عبارت است فضای بیرون و فراتر از فضای اول - هرچند چیزهایی که فرد نمیتواند لمس کند مگر در حالتی که با حرکت از محدوده در دسترس خود دور شود. این محدودهی حرکت ممکن است یک متر باشد یا پنج میلیون کیلومتر و همان قلمرو احتمالها و فرصتها و امکانهاست.
با این تعریفها به واقعیت دیگری میرسیم که میتواند به همان اندازه روشن و ساده باشد: چون لازمهی حرکت از یک مکان به مکان دیگر صرف زمان است، هر برهمکنشی مربوط به فضای فراشخصی باید در آینده انجام شود. یا به بیان دیگر مسافت و زمان به هم متصلاند. مثلاً اگر هوس خوردن هلو کنید و نزدیکترین محل دسترسی به هلو غرفهای در بازار باشد شما قادر به خوردن هلو نیستید و ناچارید این کار را به بعد موکول کنید. کسب چیزهایی که از دسترس دورند نیاز به برنامهریزی دارد. ممکن است این برنامهریزی بسیار ساده باشد مثل از جا برخاستن و روشنکردن یک چراغ یا رفتن به بازار و خرید هلو، نیز ممکن است بسیار پیچیده باشد مانند برنامهریزی برای پرتاب موشک به کرهی ماه. ویژگیهایی که در محیط فراشخصی وجود دارند این است که برای رسیدن به آنها تلاش و وقت صرف کرد و در بسیاری از موارد برنامهریزی کرد. برخلاف این حالت، چیزهایی که در محیط پیراشخصی وجود دارند هماکنون و در اینجا قابل حصول هستند. یعنی دسترسی به آنها بهطور آنی امکانپذیر است. مثلاً ما قادر به چشیدن، در دست نگهداشتن و فشردن اشیاء هستیم. میتوانیم شادی، غم و شعف را حس کنیم.
از این نکته به واقعیتی روشنگر در عرصهی شیمی سیستم عصبی میرسیم: مغز در قلمرو پیراشخصی به گونهای و در قلمرو فراشخصی به گونهی دیگری عمل میکند. اگر بخواهیم ذهن انسان را بازسازی کنیم باید مغزی بسازیم که بتواند بین اشیاء چنین تمایزی قایل شود. یعنی سیستمی برای چیزهایی که داریم و سیستمی برای چیزهایی که نداریم داشته باشد. برای انسانهای نخستین «داشتن یا نداشتن» میتوانست به معنی مرگ و زندگی باشد.
از دید تکاملی غذای در دسترس با غذایی دور از دسترس کاملاً متفاوت است. این مطلب در مورد آب، سرپناه و ابزارها نیز صدق میکند. تفاوت مذکور به حدی بنیادی است که در مغز راههای عصبی و شیمیایی جداگانهای برای ادارهی فضاهای پیراشخصی و فراشخصی به وجود آمده است. وقتی به پایین نگاه میکنید دارید فضای پیراشخصی را میبینید. مغز برای اشیایی که در این فضا وجود دارند مجموعهای از مواد شیمیایی را به کار میگیرد که با تجربهی اینجا و اکنون در ارتباط هستند. اما در مغز به هنگام توجه به فضای فراشخصی فقط یک ماده است که نسبت به سایر مواد نقش اصلی را ایفا میکند، مادهای که با پیشبینی و احتمال مربوط است: دوپامین. چیزهای دور از دسترس را نمیتوان به کار برد یا مصرف کرد. فقط میتوان آرزوی رسیدن به آنها را در دل پروراند. دوپامین وظیفهی روشن و مشخصی دارد: افزایشدادن منابع در درسترس بشر در آینده و جستجوی چیزهای بهتر.
همهی موارد و مسایل زندگی به همین روش قابل تقسیمبندی هستند: ما برای چیزهایی که در پی رسیدن به آنها هستیم یک سامانه و برای چیزهایی که مالک آنها هستیم سامانهی دیگری داریم. آرزوی تملک یک خانه به ما امکان میدهد سخت کار کنیم تا بتوانیم آن را بخریم. برای رسیدن به این هدف در مقایسه با حالتی که صاحبخانه هستیم و از مزایای آن برخورداریم، مدارهای متفاوتی در مغز به کار گرفته میشوند. پیشبینی افزایش حقوق در آینده، مسیرهای دوپامینی به آینده را فعال میکند، و آن احساس بسیار متفاوتی از دریافت حقوق بیشتر برای بار دوم یا سوم مسئلهای مربوط به «اینجا و اکنون» است در فرد ایجاد میکند. در جستجوی عشق بودن نیاز به مهارتهای متفاوتی با تلاش برای حفظ و تداوم عشق دارد. عشق باید از مسئلهای پیراشخصی به مسئلهای فراشخصی تبدیل شود و از مرحلهی جستجو و تعقیب به مرحلهی تملک برسد و از حالت قابل پیشبینی به چیزی تبدیل شود که دوست داشته باشیم از آن حفاظت کنیم. اینها نیاز به مهارتهای مختلفی دارند و به همین دلیل است که با گذشت زمان ماهیت عشق تغییر میکند و با خاتمهیافتن هیجان دوپامین رابطهی عاطفی و سودایی کمرنگتر میشود.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 18-21
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
💑 طبق نظر هلن فیشر مردمشناس، عشقِ نخستین یا «سودایی» حدود ۱۲ الى ۱۸ ماه طول میکشد. پس از این مرحله برای آنکه دو طرف به یکدیگر وابسته بمانند به نوع دیگری از عشق نیاز دارند که آن را عشق صمیمانه مینامند. واسطهی بروز عشق صمیمانه مکانیسمها و تجربههای «اینجا و اکنون» مغز هستند، زیرا با مسائلی که مربوط به اینجا و اکنون هستند ارتباط دارند و میخواهند به فرد القا کنند که تو در کنار کسی هستی که دوستش داری، پس دم را غنیمت دان و از زندگی خود لذت بر.
ماجرای عاطفی بر پایهی ترشح دوپامین بسیار پرهیجان بوده و در صورتی که طول آن کوتاه باشد مانند سوار شدن بر سرسرههای هوایی است. اما شیمی مغز ابزارهایی برای حرکت به سوی عشق صمیمانه در اختیار ما گذاشته است. دوپامین، مولكول آرزوهای وسواسگونه است. اما اکسیتوسین و وازوپرسین مربوط به رابطهی درازمدت هستند. اکسیتوسین بیشتر در زنان و وازوپرسین بیشتر در مردان فعال است.
دانشمندان در آزمایشگاه حیوانات مختلف را از نظر ترشح این هورمونها بررسی کردهاند. مثلاً وقتی اکسیتوسین را به مغز موشهای صحرایی ماده تزریق کردند دیدند اگر همان لحظه موش نری کنارش حضور داشته باشد، به او علاقهمند میشود. به همین شکل وقتی به موشهای نری که از نظر ژنتیکی تمایل شهوانی زیاد داشتند ژن مسئول ترشح وازوپرسین میدادند، آنها حتی در صورت در دسترس بودن مادههای دیگر، فقط با یک موش ماده جفتگیری میکردند. وازوپرسین مثل یک هورمون پدیدآورندهی «شوهر نمونه» عمل میکند. دوپامین عکس آن است. افرادی که حامل تعداد زیادی ژن مولد دوپامین باشند شریکهای جنسی بیشتری اختیار میکنند و سن شروع رابطهی جنسی نیز در آنها پایینتر است.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 27-29
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ
ماجرای عاطفی بر پایهی ترشح دوپامین بسیار پرهیجان بوده و در صورتی که طول آن کوتاه باشد مانند سوار شدن بر سرسرههای هوایی است. اما شیمی مغز ابزارهایی برای حرکت به سوی عشق صمیمانه در اختیار ما گذاشته است. دوپامین، مولكول آرزوهای وسواسگونه است. اما اکسیتوسین و وازوپرسین مربوط به رابطهی درازمدت هستند. اکسیتوسین بیشتر در زنان و وازوپرسین بیشتر در مردان فعال است.
دانشمندان در آزمایشگاه حیوانات مختلف را از نظر ترشح این هورمونها بررسی کردهاند. مثلاً وقتی اکسیتوسین را به مغز موشهای صحرایی ماده تزریق کردند دیدند اگر همان لحظه موش نری کنارش حضور داشته باشد، به او علاقهمند میشود. به همین شکل وقتی به موشهای نری که از نظر ژنتیکی تمایل شهوانی زیاد داشتند ژن مسئول ترشح وازوپرسین میدادند، آنها حتی در صورت در دسترس بودن مادههای دیگر، فقط با یک موش ماده جفتگیری میکردند. وازوپرسین مثل یک هورمون پدیدآورندهی «شوهر نمونه» عمل میکند. دوپامین عکس آن است. افرادی که حامل تعداد زیادی ژن مولد دوپامین باشند شریکهای جنسی بیشتری اختیار میکنند و سن شروع رابطهی جنسی نیز در آنها پایینتر است.
#دوپامین، مولکولی با خواص شگفتانگیز
صفحهی 27-29
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDFPnbmDztxYRQ