تفکر سریع وکند. مقدمه۲.
t.iss.one/SciBookReader
#تفکر_سریع_و_کند
#مقدمه
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
فایل دوم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
#مقدمه
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
فایل دوم
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تفکر سریع وکند .فصل۱
t.iss.one/SciBookReader
#تفکر_سریع_و_کند
#فصل۱
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
تصاویر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
#فصل۱
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
تصاویر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
والد و فرزند یک رابطه انسانی دارند. هرگز کسی نمیپرسد که "آیا فرقی نمیکند چطور با زنم یا شوهرم رفتار کنم؟" هرچند که هیچکس جز یک تازهعروس یا تازهداماد باور ندارد که میتوان شخصیت همسر کسی را تغییر داد. زنان و شوهران با یکدیگر رابطه خوبی دارند( یا باید داشته باشند) نه به آن خاطر که شخصیت همدیگر را به قالبی مطلوبتر تغییر دهند، که تنها برای ساختن رابطهای عمیق و ارضاکننده. در مورد والدین و فرزندان هم به همین شکل است: رفتار یک فرد نسبت دیگری دربردارنده پیامدهایی برای کیفیت رابطه میان آنهاست. همانگونه که هریس میگوید«اگر فکر نمیکنید که الزام اخلاقی، دلیل خوبی برای خوشرفتاری با بچههاست، این یکی را امتحان کنید: با بچهات وقتی جوان است خوشرفتار باش تا وقتی پیر شدی با تو خوشرفتاری کند.»
بچهها خمیروارههایی آمادهی قالبسازی نیستند بلکه شریکهایی برای یک رابطه انسانی هستند. حتی این نظریه که که بچهها جذب گروه همسالان خود میشوند کمتر شگفتانگیز به نظر میرسد، وقتی آنان را به عنوان انسانهایی چون خود بینگاریم. «گروه همسالان»، وقتی درباره بچهها صحبت میکنیم، معادل قیممابانه« دوستان و همکاران و وابستگان» است وقتی در مورد خودمان سخن میگوییم. « اجتماعی شدن در یک گروه همسالان» بیان دیگر« زندگی موفق درون یک جامعه» است که برای یک گونه اجتماعی یعنی « زندگی». بچهها بیش از همه مصداق #لوحسپید تلقی شدهاند، و این میتواند باعث شود از یاد ببریم که آنها هم انسان هستند.
📚#لوحسپید
✍️#استیونپینکر
#فصلنوزدهم( کودکان)
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی:👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
بچهها خمیروارههایی آمادهی قالبسازی نیستند بلکه شریکهایی برای یک رابطه انسانی هستند. حتی این نظریه که که بچهها جذب گروه همسالان خود میشوند کمتر شگفتانگیز به نظر میرسد، وقتی آنان را به عنوان انسانهایی چون خود بینگاریم. «گروه همسالان»، وقتی درباره بچهها صحبت میکنیم، معادل قیممابانه« دوستان و همکاران و وابستگان» است وقتی در مورد خودمان سخن میگوییم. « اجتماعی شدن در یک گروه همسالان» بیان دیگر« زندگی موفق درون یک جامعه» است که برای یک گونه اجتماعی یعنی « زندگی». بچهها بیش از همه مصداق #لوحسپید تلقی شدهاند، و این میتواند باعث شود از یاد ببریم که آنها هم انسان هستند.
📚#لوحسپید
✍️#استیونپینکر
#فصلنوزدهم( کودکان)
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی:👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تفکر سریع و کند .فصل ۲
t.iss.one/SciBookReader
#تفکر_سریع_و_کند
#فصل۲
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
#فصل۲
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تفکر سریع و کند .فصل ۳
t.iss.one/SciBookReader
#تفکر_سریع_و_کند
#فصل۳
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
#فصل۳
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تاکید بر نامتناهیبودن عقلانیت انسان، با یافتههای بهدستآمده از علوم شناختی که ذهن را یک نظام ترکیبیاتی جایگشتی میانگارد، همخوان است. ما نهتنها فکر میکنیم، بلکه دربارهی فکرهایمان هم فکر میکنیم، و دربارهی فکرکردن به فکرهایمان هم فکر میکنیم. این پیشرفتهایی که بشر برای حل اختلافات خود به آن نائل آمده و بعضی از آنها را در این فصل از نظر گذراندیم - گردننهادن به حکومت قانون، برونرفت مورد توافق دو طرف از بحران، تا هیچ طرفی شکست خورده نباشد، اذعان به احتمال خودفریبی، داشتن منافع خود و دیگران - وابسته و برآمدهی این توانمندیهاست. بسیاری از روشنفکران بر منطق تکاملی خشونت چشم بستهاند، تا مبادا اذعان به درستی الگو به پذیرش یا حتی تشویق خشونت بینجامد. آنها در مقابل توهم وحشی نجیب را بسط دادند، که در آن خشونت، یک برساختهای مندرآوردی اجتماعی یا ماهیتی بیمارگونه است که خاستگاهش جهان بیرون است. انکار منطق خشونت اما، تنها باعث میشود فراموش کنیم که خشونت چه آسان شعلهور میشود. و نادیده انگاشتن آن بخشهایی از ذهن که به خشونت دامن میزنند، به ندیدن آن بخشهایی منجر میشود که خشونت را مهار میکنند. در مورد خشونت نیز، همچون بسیاری دیگر از دغدغههای انسانی، ذات انسان هم درد است و هم درمان.
📘 #لوح_سپید
✍️استیون پینکر
📄 ۳۳۳
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
📘 #لوح_سپید
✍️استیون پینکر
📄 ۳۳۳
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
کتاب لوح سپید توسط استیون پینکر، روانشناس شناختی و زبانشناس از دانشگاه هاروارد نوشته شده و فینالیست جایزهی پولیتزر در بخش کتابهای غیر تخیلی بوده است.
کتاب شامل چند بخش است که در بخش اول به بررسی ایدههای نادرست گذشته میپردازد. در این میان سه ایده را انتخاب میکند و به سه متفکر برجستهی عصر روشنگری نسبت میدهد و تاثیر و شکلهای مختلف این ایدهها را در قرون بعدی نشان میدهد.
ایدهی اول لوح سپید است که جان لاک اندیشمند انگلیسی از آن حمایت میکرد. لاک یکی از برجستهترین تجربهگرایان است که بشر را در بدو تولد فاقد دانشی ذاتی میداند و معتقد است که تمام دانش انسان از تجربیات او به دست میآید.
ایدهی دوم وحشی نجیب است که به گفتهی پینکر ژان ژاک روسو حامی آن بود. در این دیدگاه انسان به صورت ذاتی میل به صلح و نرمخویی دارد و این نهادهای اجتماعی هستند که باعث گرایش انسان به خشونت و خودخواهی میشوند.
ایدهی سوم دوگانگی جسم و روح است که رنه دکارت دانشمند و فیلسوف فرانسوی آن را عرضه کرد و پینکر با نام شبح در ماشین از آن یاد میکند. در این دیدگاه ذهن و جسم دو جوهر متفاوت هستند و روح یا ذهن آزادنه جسم را در کنترل دارد.
پینکر این سه باور را با هم سازگار میداند و از مجموع آنها به عنوان نظریهی رسمی یاد میکند.
پینکر همچنین به حضور این سه ایده در لباس مبدل در تفکر کنونی انسانها میپردازد. پیکان انتقاد پینکر بیش از همه رفتارگرایان را نشانه رفته که گمان میکردند با فرایند شرطیسازی میتوان ذهن انسان (یا دیگر جانوران) آن گونه که میخواهیم شکل دهیم. در کتاب اشتباهات و تصورات خام آنها نشان داده میشود.
دیدگاه کلاسیک جامعهشناسی نیز یکی از مواردی است که در این کتاب مورد انتقاد قرار میگیرد. دیدگاهی که فرهنگ را موجودی کاملا مستقل از انسان و سرشت انسان میداند و معتقد است که این فرهنگ است که ذات انسان را شکل میدهد نه برعکس. پینکر مثالهایی میآورد که چگونه همواره تلاش برای تغییر ذات انسان ناموفق بوده و غالبا با فجایعی نیز همراه بوده است.
او با بواز همنظر است که فرهنگهای متفاوت نتیجهی ژنهای متفاوت نیستند، اما این ایده که فرهنگ در دنیایی مستقل از سرشت انسان سیر میکند یا ذهن را چون موم شکل میدهد را نادرست میداند. او به توانایی کودکان در یادگیری موارد خاصی میپردازد که انتقال فرهنگ را ممکن میکند و این یادگیری را ذاتی میداند. برای مثال طوطی و شامپانزه گرچه میتوانند در معرض این آموزشها قرار گیرند و حتی آن را تقلید کنند، اما توانایی ذاتی برای درک آن را ندارند.
شاید یکی از مهمترین فصلهای کتاب فصل پنجم باشد که پینکر سه ایراد علمی به وجود ذات (سرشت) انسان را مطرح میکند و به آنها پاسخ میدهد.
ایراد نخست این است که تعداد ژنهای انسان بسیار کم است و برای سیمکشی مغز کافی نیست و این ارادهی آزاد را در برابر استعدادها و تمایلات ذاتی حمایت میکند. پینکر نشان میدهد که چنین ایرادی به هیچ وجه وارد نیست، زیرا هیچ تصوری از این که تعداد ژنها چقدر باید باشد تا تمایلات ذاتی را تائید یا رد کند نداریم. او سپس به توضیح نقش دیگر بخشهای دیانای میپردازد و یادآور میشود که بقیهی بخشها نیز حاوی اطلاعات هستند. مقایسهای که بین انسام و یک نوع کرم انجام میدهد و نشان میدهد که تعداد کمتر ژن به هیچ وجه نشان آزادی ارادهی بیشتر نیست.
ایراد دوم پیوندگرایی است. ادعا میشود که مغز انسان تنها با اندکی توانایی ذاتی (یک شبکهی ژانریک پایه) از طریق پیوندگرایی میتواند تمام مهارتها را کسب کند و به یک ذات پیچیده نیاز ندارد. پینکر با اشاره به نقصهای این نظریه و ناتوانی شبکهی ژانریک پایه از تقلید پیش پا افتادهترین کارهای ذهنی انسان نشان میدهد که چنین برنامههایی نیاز دارند تا مهارتهای خاص توسط برنامهنویس در آنها گنجانده شود، یعنی به صورت ذاتی در آنها قرار داده شود و این کاریست که انتخاب طبیعی در مورد انسان انجام داده است. پس دانش کامپیوتری مؤید وجود تواناییهای ذاتی انسان است.
ایراد سوم پلاستیسیته (انعطافپذیر بودن) مغر است. عدهای با هیجان زیاد از تاثیر محیط در تغییر ساختار مغز میگویند، گویی که کشفی بسیار مهم است. اما پینکر توضیح میدهد برای کسی که جایگاه تفکر و دانش را در مغز میداند، تغییر ارتباطات مغز چیزی بدیهی و پیش پا افتاده است. سپس او با ارائهی توضیحاتی در مورد نحوهی سیمکشی و مدارهای مختلف مغز روشن میکند که تغییر کارکرد در مغز به صورت بینهایت انعطافپذیر نیست و عملکرد ذاتی مغز آن را محدود میکند.
خلاصهای از کتاب #لوح_سپید نوشتهی استیون پینکر
بخش اول
✍ یاسر سلیمی
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
کتاب شامل چند بخش است که در بخش اول به بررسی ایدههای نادرست گذشته میپردازد. در این میان سه ایده را انتخاب میکند و به سه متفکر برجستهی عصر روشنگری نسبت میدهد و تاثیر و شکلهای مختلف این ایدهها را در قرون بعدی نشان میدهد.
ایدهی اول لوح سپید است که جان لاک اندیشمند انگلیسی از آن حمایت میکرد. لاک یکی از برجستهترین تجربهگرایان است که بشر را در بدو تولد فاقد دانشی ذاتی میداند و معتقد است که تمام دانش انسان از تجربیات او به دست میآید.
ایدهی دوم وحشی نجیب است که به گفتهی پینکر ژان ژاک روسو حامی آن بود. در این دیدگاه انسان به صورت ذاتی میل به صلح و نرمخویی دارد و این نهادهای اجتماعی هستند که باعث گرایش انسان به خشونت و خودخواهی میشوند.
ایدهی سوم دوگانگی جسم و روح است که رنه دکارت دانشمند و فیلسوف فرانسوی آن را عرضه کرد و پینکر با نام شبح در ماشین از آن یاد میکند. در این دیدگاه ذهن و جسم دو جوهر متفاوت هستند و روح یا ذهن آزادنه جسم را در کنترل دارد.
پینکر این سه باور را با هم سازگار میداند و از مجموع آنها به عنوان نظریهی رسمی یاد میکند.
پینکر همچنین به حضور این سه ایده در لباس مبدل در تفکر کنونی انسانها میپردازد. پیکان انتقاد پینکر بیش از همه رفتارگرایان را نشانه رفته که گمان میکردند با فرایند شرطیسازی میتوان ذهن انسان (یا دیگر جانوران) آن گونه که میخواهیم شکل دهیم. در کتاب اشتباهات و تصورات خام آنها نشان داده میشود.
دیدگاه کلاسیک جامعهشناسی نیز یکی از مواردی است که در این کتاب مورد انتقاد قرار میگیرد. دیدگاهی که فرهنگ را موجودی کاملا مستقل از انسان و سرشت انسان میداند و معتقد است که این فرهنگ است که ذات انسان را شکل میدهد نه برعکس. پینکر مثالهایی میآورد که چگونه همواره تلاش برای تغییر ذات انسان ناموفق بوده و غالبا با فجایعی نیز همراه بوده است.
او با بواز همنظر است که فرهنگهای متفاوت نتیجهی ژنهای متفاوت نیستند، اما این ایده که فرهنگ در دنیایی مستقل از سرشت انسان سیر میکند یا ذهن را چون موم شکل میدهد را نادرست میداند. او به توانایی کودکان در یادگیری موارد خاصی میپردازد که انتقال فرهنگ را ممکن میکند و این یادگیری را ذاتی میداند. برای مثال طوطی و شامپانزه گرچه میتوانند در معرض این آموزشها قرار گیرند و حتی آن را تقلید کنند، اما توانایی ذاتی برای درک آن را ندارند.
شاید یکی از مهمترین فصلهای کتاب فصل پنجم باشد که پینکر سه ایراد علمی به وجود ذات (سرشت) انسان را مطرح میکند و به آنها پاسخ میدهد.
ایراد نخست این است که تعداد ژنهای انسان بسیار کم است و برای سیمکشی مغز کافی نیست و این ارادهی آزاد را در برابر استعدادها و تمایلات ذاتی حمایت میکند. پینکر نشان میدهد که چنین ایرادی به هیچ وجه وارد نیست، زیرا هیچ تصوری از این که تعداد ژنها چقدر باید باشد تا تمایلات ذاتی را تائید یا رد کند نداریم. او سپس به توضیح نقش دیگر بخشهای دیانای میپردازد و یادآور میشود که بقیهی بخشها نیز حاوی اطلاعات هستند. مقایسهای که بین انسام و یک نوع کرم انجام میدهد و نشان میدهد که تعداد کمتر ژن به هیچ وجه نشان آزادی ارادهی بیشتر نیست.
ایراد دوم پیوندگرایی است. ادعا میشود که مغز انسان تنها با اندکی توانایی ذاتی (یک شبکهی ژانریک پایه) از طریق پیوندگرایی میتواند تمام مهارتها را کسب کند و به یک ذات پیچیده نیاز ندارد. پینکر با اشاره به نقصهای این نظریه و ناتوانی شبکهی ژانریک پایه از تقلید پیش پا افتادهترین کارهای ذهنی انسان نشان میدهد که چنین برنامههایی نیاز دارند تا مهارتهای خاص توسط برنامهنویس در آنها گنجانده شود، یعنی به صورت ذاتی در آنها قرار داده شود و این کاریست که انتخاب طبیعی در مورد انسان انجام داده است. پس دانش کامپیوتری مؤید وجود تواناییهای ذاتی انسان است.
ایراد سوم پلاستیسیته (انعطافپذیر بودن) مغر است. عدهای با هیجان زیاد از تاثیر محیط در تغییر ساختار مغز میگویند، گویی که کشفی بسیار مهم است. اما پینکر توضیح میدهد برای کسی که جایگاه تفکر و دانش را در مغز میداند، تغییر ارتباطات مغز چیزی بدیهی و پیش پا افتاده است. سپس او با ارائهی توضیحاتی در مورد نحوهی سیمکشی و مدارهای مختلف مغز روشن میکند که تغییر کارکرد در مغز به صورت بینهایت انعطافپذیر نیست و عملکرد ذاتی مغز آن را محدود میکند.
خلاصهای از کتاب #لوح_سپید نوشتهی استیون پینکر
بخش اول
✍ یاسر سلیمی
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تفکر سریع وکند .فصل ۴
t.iss.one/SciBookReader
#تفکر_سریع_و_کند
#فصل۴
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
#فصل۴
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
دو سیستم
روانشناسان، چندین دهه است که علاقهی وافری به این دو حالت تفکر دارند و برای حالتهایی که از دیدن تصویر زن یا عملیات ضرب برانگیخته میشوند، اصطلاحات متفاوتی پیشنهاد دادهاند. من از اصطلاحی استفاده کردم که نخستین بار دو روانشناس به نامهای کیت استانوویچ و ریچارد وست مطرح کردند و به دو سیستم در ذهن اطلاق میشود: سیستم ۱ و سیستم ۲.
• سیستم ۱ به صورت خودکار و سریع، بدون نیاز به تلاش زیاد یا کنترل خودخواسته، عمل میکند.
• سیستم ۲ به فعالیتهای ذهنی نیازمند تلاش، مانند محاسبات پیچیده، معطوف میشود. کارکردهای سیستم ۲ اغلب با تجربههای ذهنگرا مانند اختیار، انتخاب و تمرکز در ارتباط است.
طبقهبندیهای سیستم ۱ و سیستم ۲ به شکلی گسترده در روانشناسی مورد استفاده قرار میگیرند، اما من در این کتاب که به شکل سایکودراما (psychodrama)، با دو شخصیت اصلی نوشته شده است، از این مفاهیم فراتر رفتهام.
وقتی ما به خودمان میاندیشیم، با سیستم ۲ احساس نزدیکی یا وابستگی کردهایم؛ خودِ منطقی خودآگاهی که باورهایی دارد، انتخاب میکند و تصمیم میگیرد که به چه بیندیشیم و چه بکنیم. اگرچه سیستم ۲ خود را منشأ همهی اعمال میداند، اما سیستم خودکار ۱ قهرمان این کتاب است. من سیستم ۱ را به عنوان احساسات و ادراکات پایه و بیزحمتی توصیف میکنم که منبع اصلی باورهای خارجی و انتخابهای عمدی سیستم ۲ هستند. کارکردهای خودکار سیستم ۱ به صورتی الگوهای پیچیدهی فکرها را تولید میکنند ولی تنها سیستم آرامتر ۲ میتواند افکار را به صورت مراحلی منظم شکل دهد.
همچنین شرایطی را تشریح میکنم که سیستم ۲ برعهده میگیرد و در همین حین ارتباطات و امیال بدون محدودیت سیستم ۱ را نادیده میگیرد. از شما میخواهم این دو سیسیتم را به عنوان دو فاعل مختار با کارکردها، محدودیتها و تواناییهای مستقل در نظر بگیرید.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۲۷-۲۸
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
روانشناسان، چندین دهه است که علاقهی وافری به این دو حالت تفکر دارند و برای حالتهایی که از دیدن تصویر زن یا عملیات ضرب برانگیخته میشوند، اصطلاحات متفاوتی پیشنهاد دادهاند. من از اصطلاحی استفاده کردم که نخستین بار دو روانشناس به نامهای کیت استانوویچ و ریچارد وست مطرح کردند و به دو سیستم در ذهن اطلاق میشود: سیستم ۱ و سیستم ۲.
• سیستم ۱ به صورت خودکار و سریع، بدون نیاز به تلاش زیاد یا کنترل خودخواسته، عمل میکند.
• سیستم ۲ به فعالیتهای ذهنی نیازمند تلاش، مانند محاسبات پیچیده، معطوف میشود. کارکردهای سیستم ۲ اغلب با تجربههای ذهنگرا مانند اختیار، انتخاب و تمرکز در ارتباط است.
طبقهبندیهای سیستم ۱ و سیستم ۲ به شکلی گسترده در روانشناسی مورد استفاده قرار میگیرند، اما من در این کتاب که به شکل سایکودراما (psychodrama)، با دو شخصیت اصلی نوشته شده است، از این مفاهیم فراتر رفتهام.
وقتی ما به خودمان میاندیشیم، با سیستم ۲ احساس نزدیکی یا وابستگی کردهایم؛ خودِ منطقی خودآگاهی که باورهایی دارد، انتخاب میکند و تصمیم میگیرد که به چه بیندیشیم و چه بکنیم. اگرچه سیستم ۲ خود را منشأ همهی اعمال میداند، اما سیستم خودکار ۱ قهرمان این کتاب است. من سیستم ۱ را به عنوان احساسات و ادراکات پایه و بیزحمتی توصیف میکنم که منبع اصلی باورهای خارجی و انتخابهای عمدی سیستم ۲ هستند. کارکردهای خودکار سیستم ۱ به صورتی الگوهای پیچیدهی فکرها را تولید میکنند ولی تنها سیستم آرامتر ۲ میتواند افکار را به صورت مراحلی منظم شکل دهد.
همچنین شرایطی را تشریح میکنم که سیستم ۲ برعهده میگیرد و در همین حین ارتباطات و امیال بدون محدودیت سیستم ۱ را نادیده میگیرد. از شما میخواهم این دو سیسیتم را به عنوان دو فاعل مختار با کارکردها، محدودیتها و تواناییهای مستقل در نظر بگیرید.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۲۷-۲۸
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تفكر سریع وکند.فصل ۵
t.iss.one/SciBookReader
#تفکر_سریع_و_کند
#فصل۵
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
🌁تصویر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
#فصل۵
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
🌁تصویر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تفکر سریع و کند.فصل ۶
t.iss.one/SciBookReader
#تفکر_سریع_و_کند
#فصل۶
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
تصویر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
#فصل۶
#صوتی
✍️دنیل کانمن
🎙خانم ل.آریا
تصویر
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
هر شخص از ظرفیت محدود توجه خودش آگاهی دارد و رفتار اجتماعی ما این محدودیتها را در نظر میگیرد. برای مثال، وقتی رانندهی ماشین سواری در جادهای باریک از کامیونی سبقت میگیرد، سرنشینان بزرگسال، به شکلی محسوس، دست از حرفزدن برمیدارند. آنها متوجهاند که پرتکردن حواس راننده درست نیست و همچنین حدس میزنند که راننده ماشین موقت ناشنواست و آنچه را که میگویند، نمیشنود.
تمرکز عمیق بر یک مسئولیت، میتواند افراد را عملاً کور کند؛ حتی در محرکهایی که در وضعیت عادی توجه شخص را به خود جلب میکنند. مهیجترین نمود این موضوع را کریستوفر چَبریس و دانیل سیمونز در کتابشان به نام گوریل نامرئی نشان دادند. آنها فیلم کوتاهی از دو تیم در حال بازی بسکتبال ساختند، اعضای یک تیم لباس مشکی به تن داشتند و تیم دیگر لباس سفید پوشیده بودند. از تماشاگران فیلم خواستند که تعداد پاسهای تیم سفیدپوش را بشمارند و بازیکنان مشکیپوش را نادیده بگیرند. انجامدادن این وظیفه بسیار دشوار است و شخص را کاملاً درگیر میکند. در نیمههای فیلم، زنی که لباسی به شکل گوریل پوشیده است ظاهر میشود، از وسط زمین عبور میکند، به سینهاش مشت میکوبد و رد میشود. گوریل به مدت نُه ثانیه در تصویر دیده میشود. هزاران نفر این فیلم را دیده و حدود نیمی از آنها متوجه هیچ چیز غیرعادیای نشدهاند. افراد دیگری که فیلم را دیدند و وظیفهی خاصی بر عهدهشان گذاشته نشد، همگی گوریل را دیدند. دیدن و جهتیابیکردن از وظایف سیستم ۱ است، اما به معطوفکردن قسمتی از توجه به محرکهای مربوط بستگی دارد. این نویسندگان ذکر میکنند که چشمگیرترین دستاورد تحقیق آنها این است که اشخاص نتیجهی آن را بسیار شگفتانگیز میدانند. مسلماً تماشاگرانی که گوریل را ندیدند، اطمینان کامل دارند که اصلاً گوریلی وجود نداشته است. آنها حتی نمیتوانند تصور کنند چنین رویداد درخور توجهی را از دست داده باشند. تحقیق گوریل، دو حقیقت مهم را دربارهی ذهن ما نشان میدهد: ما ممکن است در مقابل بدیهیات کور باشیم و در مورد کوری خودمان نیز کور هستیم.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۳۰-۳۱
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تمرکز عمیق بر یک مسئولیت، میتواند افراد را عملاً کور کند؛ حتی در محرکهایی که در وضعیت عادی توجه شخص را به خود جلب میکنند. مهیجترین نمود این موضوع را کریستوفر چَبریس و دانیل سیمونز در کتابشان به نام گوریل نامرئی نشان دادند. آنها فیلم کوتاهی از دو تیم در حال بازی بسکتبال ساختند، اعضای یک تیم لباس مشکی به تن داشتند و تیم دیگر لباس سفید پوشیده بودند. از تماشاگران فیلم خواستند که تعداد پاسهای تیم سفیدپوش را بشمارند و بازیکنان مشکیپوش را نادیده بگیرند. انجامدادن این وظیفه بسیار دشوار است و شخص را کاملاً درگیر میکند. در نیمههای فیلم، زنی که لباسی به شکل گوریل پوشیده است ظاهر میشود، از وسط زمین عبور میکند، به سینهاش مشت میکوبد و رد میشود. گوریل به مدت نُه ثانیه در تصویر دیده میشود. هزاران نفر این فیلم را دیده و حدود نیمی از آنها متوجه هیچ چیز غیرعادیای نشدهاند. افراد دیگری که فیلم را دیدند و وظیفهی خاصی بر عهدهشان گذاشته نشد، همگی گوریل را دیدند. دیدن و جهتیابیکردن از وظایف سیستم ۱ است، اما به معطوفکردن قسمتی از توجه به محرکهای مربوط بستگی دارد. این نویسندگان ذکر میکنند که چشمگیرترین دستاورد تحقیق آنها این است که اشخاص نتیجهی آن را بسیار شگفتانگیز میدانند. مسلماً تماشاگرانی که گوریل را ندیدند، اطمینان کامل دارند که اصلاً گوریلی وجود نداشته است. آنها حتی نمیتوانند تصور کنند چنین رویداد درخور توجهی را از دست داده باشند. تحقیق گوریل، دو حقیقت مهم را دربارهی ذهن ما نشان میدهد: ما ممکن است در مقابل بدیهیات کور باشیم و در مورد کوری خودمان نیز کور هستیم.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۳۰-۳۱
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
خلاصهی داستان
تداخل دو سیستم، مضمون اصلی این کتاب است و خلاصهی کوتاهی از داستان را در اینجا آوردهایم. در این داستان خواهم گفت که وقتی ما بیداریم، سیستم ۱ و ۲ هر دو فعالاند. سیستم ۱ به صورت خودکار مشغول کار است و سیستم ۲ عموماً در حالت راحت و بیزحمت قرار دارد و تنها بخش کوچکی از ظرفیتش را مورد استفاده قرار میدهد. سیستم 1 بیوقفه پیشنهادهایی به سیستم ۲ میدهد: عقاید، ادراکات شهودی، نیات و احساسات. چنانچه سیستم ۲ تایید کند، عقاید و ادراکات شهودی به باورها تبدیل میشوند و امیال به اعمال ارادی. اگر همهی مراحل بدون مشکل پیش رفت که در بیشتر اوقات نیز چنین است، سیستم ۲ پیشنهادهای سیستم ۱ را بدون تغییر یا با اندکی تغییر به کار میگیرد. شما بهطور کلی به عقاید و کارها و امیالتان باور دارید و این در بیشتر موارد چیز خوبی است.
وقتی سیستم ۱ به مشکلی برمیخورد، از سیستم ۲ درخواست پشتیبانی میکند تا شاید با فرآیندهای جزئی و خاص بتواند مسئله را به طریقی حل کند. وقتی پرسشی پیش میآید که سیستم ۱ قادر به پاسخگویی نیست، سیستم ۲ آماده میشود. این وضعیت احتمالاً هنگام انجامدادن عمل ضرب ۲۴×۱۷ برای شما اتفاق افتاده است. به همین منوال هنگامی که شگفتزده میشوید، میتوانید فوران توجه خودآگاه را حس کنید. سیستم ۲ هنگامی فعال میشود که تشخیص بدهد یک رویداد الگوهای کاربردی جهان سیستم ۱ را نقض کرده است. در این جهان گوسفندان نمیپرند، گربهها پارس نمیکنند و گوریلها از وسط زمین بسکتبال سر در نمیآورند. آزمایش گوریل نشان میدهد که برای تشخیص یک محرک شگفتآور، به توجه نیاز داریم. خیره میشوید و حافظهتان را برای پیداکردن داستانی که به این داستان شگفتانگیز معنا ببخشد، زیرورو میکنید. سیستم ۲ با نظارت مداوم رفتار خود شما نیز اعتبار مییابد - نظارتی که هنگام عصبانیت باعث میشود مؤدب و هنگام رانندگی در شب هشیار بمانید. هنگامی که سیستم ۲ تشخیص میدهد در شرف رخدادن است، آماده میشود تا تلاشی مضاعف انجام دهد. زمانی را به خاطر بیاورید که ناگهان حرف زشتی از دهانتان پریده و چقدر سخت تلاش کردهاید که اوضاع را درست کنید. بهطور خلاصه، اغلب اوقات وقتی فکر میکنیم و کاری انجام میدهیم (درحقیقت وقتی سیستم ۲ فکر میکند و کاری انجام میدهد) از سیستم ۱ کمک میگیریم، اما هرگاه مشکلی پیش میآید، سیستم ۲ اقدام میکند و معمولاً حرف آخر را میزند.
تقسیم کار میان سیستم ۱ و ۲ بسیار کارآمد است: تلاش را به حداقل و کارکرد را به حداکثر میرساند. در بیشتر اوقات ترتیب امور خوب پیش میرود، چون سیستم ۱ درکل کارش را خوب انجام میدهد: الگوها در موقعیتهای مشابه سیستم ۱ دقيق هستند. پیشبینیهای کوتاهمدت سیستم ۱ نیز اغلب دقیق هستند. واکنشهای ابتدایی این سیستم نسبت به چالشها نیز سریع و در کل، مناسب هستند. گرچه سیستم ۱ سوگیریهایی نیز دارد، مثلاً در موقعیتهای خاص خطاهای خاصی مرتکب میشود. به پرسشهای آسانتری نسبت به آنچه پرسیده شده، پاسخ میدهد و درک کمی از منطق و آمار دارد. یکی دیگر از محدودیتهای سیستم ۱ این است که نمیتواند خاموش شود. اگر روی یک صفحه کلمهای به زبانی که بلدید به شما نشان دهند، آن را میخوانید، مگر اینکه حواستان کاملاً جای دیگری باشد.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۳۱-۳۳
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
تداخل دو سیستم، مضمون اصلی این کتاب است و خلاصهی کوتاهی از داستان را در اینجا آوردهایم. در این داستان خواهم گفت که وقتی ما بیداریم، سیستم ۱ و ۲ هر دو فعالاند. سیستم ۱ به صورت خودکار مشغول کار است و سیستم ۲ عموماً در حالت راحت و بیزحمت قرار دارد و تنها بخش کوچکی از ظرفیتش را مورد استفاده قرار میدهد. سیستم 1 بیوقفه پیشنهادهایی به سیستم ۲ میدهد: عقاید، ادراکات شهودی، نیات و احساسات. چنانچه سیستم ۲ تایید کند، عقاید و ادراکات شهودی به باورها تبدیل میشوند و امیال به اعمال ارادی. اگر همهی مراحل بدون مشکل پیش رفت که در بیشتر اوقات نیز چنین است، سیستم ۲ پیشنهادهای سیستم ۱ را بدون تغییر یا با اندکی تغییر به کار میگیرد. شما بهطور کلی به عقاید و کارها و امیالتان باور دارید و این در بیشتر موارد چیز خوبی است.
وقتی سیستم ۱ به مشکلی برمیخورد، از سیستم ۲ درخواست پشتیبانی میکند تا شاید با فرآیندهای جزئی و خاص بتواند مسئله را به طریقی حل کند. وقتی پرسشی پیش میآید که سیستم ۱ قادر به پاسخگویی نیست، سیستم ۲ آماده میشود. این وضعیت احتمالاً هنگام انجامدادن عمل ضرب ۲۴×۱۷ برای شما اتفاق افتاده است. به همین منوال هنگامی که شگفتزده میشوید، میتوانید فوران توجه خودآگاه را حس کنید. سیستم ۲ هنگامی فعال میشود که تشخیص بدهد یک رویداد الگوهای کاربردی جهان سیستم ۱ را نقض کرده است. در این جهان گوسفندان نمیپرند، گربهها پارس نمیکنند و گوریلها از وسط زمین بسکتبال سر در نمیآورند. آزمایش گوریل نشان میدهد که برای تشخیص یک محرک شگفتآور، به توجه نیاز داریم. خیره میشوید و حافظهتان را برای پیداکردن داستانی که به این داستان شگفتانگیز معنا ببخشد، زیرورو میکنید. سیستم ۲ با نظارت مداوم رفتار خود شما نیز اعتبار مییابد - نظارتی که هنگام عصبانیت باعث میشود مؤدب و هنگام رانندگی در شب هشیار بمانید. هنگامی که سیستم ۲ تشخیص میدهد در شرف رخدادن است، آماده میشود تا تلاشی مضاعف انجام دهد. زمانی را به خاطر بیاورید که ناگهان حرف زشتی از دهانتان پریده و چقدر سخت تلاش کردهاید که اوضاع را درست کنید. بهطور خلاصه، اغلب اوقات وقتی فکر میکنیم و کاری انجام میدهیم (درحقیقت وقتی سیستم ۲ فکر میکند و کاری انجام میدهد) از سیستم ۱ کمک میگیریم، اما هرگاه مشکلی پیش میآید، سیستم ۲ اقدام میکند و معمولاً حرف آخر را میزند.
تقسیم کار میان سیستم ۱ و ۲ بسیار کارآمد است: تلاش را به حداقل و کارکرد را به حداکثر میرساند. در بیشتر اوقات ترتیب امور خوب پیش میرود، چون سیستم ۱ درکل کارش را خوب انجام میدهد: الگوها در موقعیتهای مشابه سیستم ۱ دقيق هستند. پیشبینیهای کوتاهمدت سیستم ۱ نیز اغلب دقیق هستند. واکنشهای ابتدایی این سیستم نسبت به چالشها نیز سریع و در کل، مناسب هستند. گرچه سیستم ۱ سوگیریهایی نیز دارد، مثلاً در موقعیتهای خاص خطاهای خاصی مرتکب میشود. به پرسشهای آسانتری نسبت به آنچه پرسیده شده، پاسخ میدهد و درک کمی از منطق و آمار دارد. یکی دیگر از محدودیتهای سیستم ۱ این است که نمیتواند خاموش شود. اگر روی یک صفحه کلمهای به زبانی که بلدید به شما نشان دهند، آن را میخوانید، مگر اینکه حواستان کاملاً جای دیگری باشد.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۳۱-۳۳
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
کشمکش میان واکنش خودکار و کنترلکردن آن در زندگی، بسیار رایج است. احتمالاً همهی ما تابهحال در رستوران بودهایم و وقتی دو نفر با لباس عجیبوغریب کنارمان نشسته باشند، سعی کردهایم به آنها خیره نشویم. همینطور، میدانیم چه حسی دارد وقتی به زور سعی داریم کتابی خستهکننده بخوانیم، در حالی که مدام به همان نقطهای برمیگردیم که تمرکزمان را از دست دادهایم. بسیاری از رانندهها، در زمستانهای سخت، روی یخ سر خورده و سعی کردهاند از دستورالعملهایی پیروی کنند که با روال معمولی رانندگیشان متفاوت هستند: «روی سطح لغزنده به رانندگی ادامه بده، هر کاری میکنی بکن، فقط ترمز نکن!» هر کسی در این شرایط قرار گرفته است که دلش بخواهد به کسی بگوید «برو به جهنم» و جلو خود را بگیرد و آن را بر زبان نیاورد. یکی از وظایف سیستم ۲ این است که بر وسوسههای سیستم ۱ غلبه کند. به بیان دیگر، سیستم ۲ مسئول خویشتنداری است.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۳۴
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
↔️ فروغ تالوصمدی
📄 ۳۴
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
قسمتهایی جالب از فصل 2 کتاب تفکر سریع و کند:
1_ در نظر بگیرید که چهار رقم 9462 را به شما نشان بدهند و به شما بگویند زندگی شما به این بستگی دارد که این چهار رقم را 10 ثانیه در ذهنتان نگه دارید, وقتی شما با همه ی وجود می خواهید زنده بمانید نمی توانید آن مقدار تلاشی که مجبورید صرف تمرین 3 تا اضافه کن کنید, به این تمرین نیز اختصاص دهید.
2_ توجه کردن فرایند پیچیده ایست و تاریخچه ی تکاملی طولانی دارد, جهت یابی یا واکنش سریع به مهمترین تحدیدها یا ممکنترین موقعیت ها, امکان نجات یافتن را بیشتر می کند و این توانایی به طور قطع به نوع بشر محدود نمی شود. حتی در انسان امروزی, سیستم 1 در موقعیت های اضطراری اختیار را به دست می گیرد و اولویت تمام و کمال را به فعالیتهای مربوط به محافظت شخصی اختصاص می دهد.
3_ هنگامی که شما در کاری مهارت کسب می کنید, نیاز شما برای صرف انرژی کاهش می یابد. مطالعات مغز نشان داده اند که الگوهای فعالیت مربوط به کاری که مهارت در آن افزایش می یابد تغییر می کند و محدوده ی کمتری از مغز درگیر می شود. استعداد نیز تاثیر مشابهی دارد, افرادی که استعدادهایی درخشان دارند, به تلاش کمتری برای کارهای مشابه نیاز دارند.
4_ پژوهشی نشان داده است که ممانعت از گرایش به خواندن کلمه هایی که حواس را پرت می کند (مانند شکل 2 در فصل قبل) تلاش متوسطی می طلبد. آزمونهای حافظه ی کوتاه مدت برای شش تا هفت رقم به تلاش بیشتری نیاز داشت.
5_ روانشناسان برای تشریح گزینش و اتمام مجموعه های کاری از عبارت "کنترل اجرایی" استفاده می کنند و عصب شناسان نیز محدوده هایی از مغز را شناسایی کردند که به "عملیات اجرایی" مربوط است. هرگاه تضادی باید حل شود یکی از این قسمتهای مغز درگیر می شود. قسمت دیگر ناحیه ی پیش پیشانیست, ناحیه ای که اساسا در انسان نسبت به نخستی های دیگر رشت بیشتری یافته است و مربوط به فعالیتهایی می شود که به هوش و ذکاوت نیاز دارد.
6_ یکی از کشفیات بارز روانشناسان شناختی در دهه های اخیر این است که متوجه شده اند پرداختن به یک کار پس از کار دیگر, به خصوص وقتی که محدودیت زمانی در میان باشد به تلاش نیاز دارد.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
1_ در نظر بگیرید که چهار رقم 9462 را به شما نشان بدهند و به شما بگویند زندگی شما به این بستگی دارد که این چهار رقم را 10 ثانیه در ذهنتان نگه دارید, وقتی شما با همه ی وجود می خواهید زنده بمانید نمی توانید آن مقدار تلاشی که مجبورید صرف تمرین 3 تا اضافه کن کنید, به این تمرین نیز اختصاص دهید.
2_ توجه کردن فرایند پیچیده ایست و تاریخچه ی تکاملی طولانی دارد, جهت یابی یا واکنش سریع به مهمترین تحدیدها یا ممکنترین موقعیت ها, امکان نجات یافتن را بیشتر می کند و این توانایی به طور قطع به نوع بشر محدود نمی شود. حتی در انسان امروزی, سیستم 1 در موقعیت های اضطراری اختیار را به دست می گیرد و اولویت تمام و کمال را به فعالیتهای مربوط به محافظت شخصی اختصاص می دهد.
3_ هنگامی که شما در کاری مهارت کسب می کنید, نیاز شما برای صرف انرژی کاهش می یابد. مطالعات مغز نشان داده اند که الگوهای فعالیت مربوط به کاری که مهارت در آن افزایش می یابد تغییر می کند و محدوده ی کمتری از مغز درگیر می شود. استعداد نیز تاثیر مشابهی دارد, افرادی که استعدادهایی درخشان دارند, به تلاش کمتری برای کارهای مشابه نیاز دارند.
4_ پژوهشی نشان داده است که ممانعت از گرایش به خواندن کلمه هایی که حواس را پرت می کند (مانند شکل 2 در فصل قبل) تلاش متوسطی می طلبد. آزمونهای حافظه ی کوتاه مدت برای شش تا هفت رقم به تلاش بیشتری نیاز داشت.
5_ روانشناسان برای تشریح گزینش و اتمام مجموعه های کاری از عبارت "کنترل اجرایی" استفاده می کنند و عصب شناسان نیز محدوده هایی از مغز را شناسایی کردند که به "عملیات اجرایی" مربوط است. هرگاه تضادی باید حل شود یکی از این قسمتهای مغز درگیر می شود. قسمت دیگر ناحیه ی پیش پیشانیست, ناحیه ای که اساسا در انسان نسبت به نخستی های دیگر رشت بیشتری یافته است و مربوط به فعالیتهایی می شود که به هوش و ذکاوت نیاز دارد.
6_ یکی از کشفیات بارز روانشناسان شناختی در دهه های اخیر این است که متوجه شده اند پرداختن به یک کار پس از کار دیگر, به خصوص وقتی که محدودیت زمانی در میان باشد به تلاش نیاز دارد.
📘 #تفکر_سریع_و_کند
✍🏻 دانیل کانمن
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ