کتاب‌خوان (علم و روشنگری)
709 subscribers
23 photos
1 video
16 files
1.08K links
در این کانال گزیده‌هایی از کتب علمی و مرتبط به روشنگری علمی ارائه می‌شود.

برای ارتباط و فرستادن مطالبی از کتب علمی به گروه کتابخوانی علمی بپیوندید:
https://t.iss.one/joinchat/QrnAMV7mJqOanhEr
Download Telegram
Audio
📘 #سنت_شکنان
#لندن
🗓۱۶۸۹میلادی
📄۸۵_۹۰
✍️استیون ندلر و بن ندلر

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ

۱۶
ایده خمیروارگی ذات بشر سزاوار آن همه اعتباری که به عنوان یک ایده متعالی و مترقی از آن خود کرده، نیست. که اگر بود اسکینر را انسان‌دوستی بزرگ می‌شناختند که بر آن بود تا فن‌آوری شرطی‌سازی انسان را در جامعه به کار گیرد، تا آدمها را چنان شکل دهد که از لوازم ضد بارداری استفاده کنند، از اتلاف انرژی بپرهیزد، صلح‌طلب باشند و از شهرهای شلوغ دوری کنند. اسکینر مدافع سرسخت لوح‌سپید و آرمانشهر‌طلبی دوآتشه بود. خیالات نابی که او در سر می‌پروراند ما را قادر می‌سازد تا پیامدهای انکار خوش‌بینانه ذات بشر را دقیق‌تر بررسی کنیم. اگر پیش‌فرض او را مبنی بر اینکه رفتار نامطلوب نه برآمده از ژن‌ها که محصولی از محیط است بپذیریم، نتیجه این میشود که باید محیط را کنترل کنیم که یعنی برنامه‌های من درآوردی تقویت رفتار را با نمونه‌های مهندسی شده جایگزین کنیم.

چرا بیشتر مردم در برابر چنین تصوری از جامعه ایستادگی می‌کنند؟ از منظر منتقدان فراسوی آزادی و‌ منزلت اسکینر در اینکه رفتار را میتوان کنترل کرد شکی نیست؛ گذاشتن تفنگ روی پیشانی و تهدید به شکنجه از تکنیک‌های اصیلی است که ما را به هدفمان می‌رساند. حتی شیوه مورد علاقه اسکینر برای شرطی سازی فعال نیز نیازمند آن بود که ارگانیسم را تا حد از دست دادن ۸۰ درصد وزنش گرسنگی بدهیم و او را در جعبه‌ای که برنامه‌ریزی مربوط به تثبیت با دقت کنترل می‌شد حبس کنیم. مسئله این نیست که آیا میتوان رفتار انسان را تغییر داد یا نه، مسئله آن است که به چه قیمتی؟

📚#لوح‌سپید
✍️استیون‌پینکر
#فصل‌نهم
#ص‌۱۷۵
@SciBookReader
گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
📘 #سنت_شکنان
#لندن
#ژنو
🗓۱۷۰۳_۱۷۵۵میلادی
📄۹۶_۱۰۵
✍️استیون ندلر و بن ندلر

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ

۱۷
روشن است که چرا ارگانیسم‌ها گاه به یکدیگر آسیب می‌رسانند. تکامل وجدان سرش نمی‌شود و اگر از آسیب‌رساندن به دیگری سودی عاید کسی بشود، مثلاً فرصتی دست بدهد که او را بخورد، یا با او رابطه‌ای انگلی برقرار بکند، یا مرعوبش بکند، یا با زنش بخوابد، در آن صورت، ظالم نسبت به آن نگون‌بخت مظلوم که کلاه سرش رفته، اولاد بیشتری خواهد داشت. به همین خاطر است که در فرهنگ عامه، صفت «داروینی» برابرنهادی برای «بی‌رحم» تلقی شده و تنیسون چنگ و دندان طبیعت را خونین توصیف کرده است. اگر قافله‌ی تکامل انسان جز این چیزی در چنته نداشت، بایستی یکصدا آن ترانه‌ی راک را می‌خواندیم که می‌گوید: زندگی نکبته، بعد هم می‌میری.

اما بدیهی‌ست که زندگی سراسر نکبت نیست. بسیاری از جانوران همکاری می‌کنند، هوای هم را دارند، صلح برقرار می‌کنند، و خاصه انسان در خانواده، دوستان و اجتماعات خود آرامش و آسایش کسب می‌کند. این نکته نیز بایستی برای خوانندگان ژن خودخواه و سایر کتاب‌هایی که از آن زمان به بعد به مبحث تکامل فداکاری پرداخته‌اند آشنا باشد. دلایل بسیاری وجود دارد که چرا ارگانیسم‌ها ممکن است کردار نیک پیشه کنند. آن‌ها ممکن است در حین دنبال‌کردن منافع خود به سایرین نیز کمک کنند، مانند زمانی که با یکدیگر یک گله تشکیل می‌دهند و درندگان را گیج می‌کنند، یا وقتی از محصولات جانبی یکدیگر استفاده می‌کنند. این پدیده همزیستی، یا همکاری خوانده می‌شود. در میان انسان‌ها، دوستانی که سلیقه، علاقه، یا دشمن مشترک دارند نوعی جفت همزیست به شمار می‌روند. والدین بچه‌ها برای این مورد مثال بهتری است. ژن‌های آن‌ها در بسته‌بندی یکسانی فرزندان‌شان به هم گره خورده، بنابراین آن‌چه برای یکی از آن دو سودمند باشد، برای دیگری نیز سودمند است، و منافع هریک از این دو ایجاب می‌کند که دیگری زنده و سالم بماند. این منافع مشترک زمینه را برای تکامل عواطفی چون عشق مبتنی بر شفقت و عشق معطوف به ازدواج فراهم می‌کند.

📘#لوح_سپید
✍️استیون پینکر
📄 ۲۴۵

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۱۵
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش اول
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۱۵
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش دوم
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۱
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش اول
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۱
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش دوم
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۱
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش سوم
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۲
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش اول
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۲
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش دوم
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
در میان ترکیبیات انسانی مورد مطالعه‌ی ترایورز، جفت‌های زنان و مردان نیز قرار داشت. منطق ارتباط آنان ریشه در بنیادی‌ترین تفاوت میان دو جنس دارد: نه کروموزوم، نه معماری، بلکه سرمایه‌گذاری والدینی. در پستانداران، سرمایه‌گذاری کمینه‌ی والدینی در جنس نر و ماده به شدت متفاوت است. نر می‌تواند با چند دقیقه جفت‌گیری و یک قاشق چایخوری منی فلنگ را ببندد، اما ماده ماه‌های متمادی بچه را در بدن خود نگهداری می‌کند و مسئول مراقبت پیش و پس از تولد است. هنگام سنجش میزان مشارکت مرغ و خوک به تخم‌مرغ و گوشت خوک گفته می‌شود که اولی درگیر است، اما دومی پایش گیر است. از آن‌جا که برای درست‌کردن بچه یک نر و یک ماده نیاز است، منبع محدودیت‌زا برای نرها در تولید مثل دسترسی به ماده‌هاست. برای آن‌که یک نفر تعداد اولاد خود را بیشینه کند، باید با هر تعداد ماده که در دسترس قرار دارند بخوابد؛ اما برای آن‌که یک ماده بر تعداد اولاد خود بیفزاید، بایستی باکیفیت‌ترین نر موجود را برای جفت‌گیری انتخاب کند. و این خود تبیین‌گر تفاوت‌های شایان جنسی در بین گونه‌ها در دنیای جانوران است: نرها رقابت می‌کنند، ماده‌ها انتخاب؛ نرها می‌کوشند بر کمیت بیفزایند، ماده‌ها بر کیفیت.

انسان‌ها پستانداراند و رفتار جنسی ما با رده‌مان در رده‌بندی لینه‌ای سازگار است. دونالد سایمونز نتیجه‌ی مطالعات قوم‌نگارانه‌ی خود پیرامون تفاوت رفتارهای جنسی میان دو جنس را این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: «در میان تمامی مردمان اصولاً مردان هستند که تملق می‌گویند، عشق‌بازی می‌کنند، خواستگاری می‌کنند، اغواگری می‌کنند، به طلسم‌ها و جادوهای عشق متوسل می‌شوند، در ازای رابطه‌ی جنسی هدیه می‌دهند، و مشتری خدمات روسپی‌ها هستند». مطالعات در میان غربیان نشان داده است که مردان در مقایسه با زنان جفت‌های جنسی بیشتری طلب می‌کنند، در انتخاب جفت کوتاه‌مدت کمتر گزینشی عمل می‌کنند، و بیشتر محتمل است که مشتری پورنونگاری تصویری باشند. اما نر هوموساپینس با نر بیشتر گونه‌های دیگر از یک جهت متفاوت است: مردان به جای آن‌که تمام سرمایه‌گذاری را به زنان واگذار کنند، خود نیز سرمایه‌گذاری می‌کنند. اگرچه مرد از اندام‌هایی که مواد مغذی را مستقیماً به کودک می‌رسانند بی‌بهره است، اما می‌تواند غیرمستقیم و با فراهم‌کردن خوراک، محافظت، آموزش و مراقبت مؤثر باشد. سرمایه‌گذاری کمینه‌ی مرد و زن كماكان نابرابر است، چرا که ممکن است فرزند در شرایطی متولد شود که مادر مجرد مانده و شوهرش گریخته، اما شرایطی که پدر مجرد بماند و زن بگریزد نشدنی است. اما سرمایه‌گذاری مرد بیشتر از صفر است، که خود به معنای آن است که زنان نیز در بازار مردان به رقابت مشغولند، گرچه رقابت در این‌جا بر سر مردانی است که بیش از همه سرمایه‌گذاری می‌کنند و بالاترین کیفیت ژنتیکی را نیز دارند نه بر سر مردانی که بیشتر از همه مایل به جفت‌گیری هستند.

📘#لوح_سپید
✍️استیون پینکر
📄 ۲۵۴-۲۵۵

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
لوح سپید.فصل3.فایل1.ص40
#لوح_سپید
#فصل۳
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش اول
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۳
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش دوم
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
روابط اقتصادی حاکم بر ژنتیک رابطه‌ی جنسی همچنین پیش‌بینی می‌کند که هر دو جنس برای ارتکاب زنا انگیزه دارند، گرچه به دلایلی که تا حدی متفاوت است. یک مرد هوسباز می‌تواند با باردارکردن زنانی جز همسر خود بچه‌های اضافه بیاورد. یک زن هوسباز نیز می‌تواند با همخوابه‌شدن با مردی که به نسبت شوهرش ژن‌های مرغوب‌تری دارد بچه‌ی بهتری به دنیا بیاورد و در عین حال شوهر خود را حفظ کند تا از این بچه‌ها مراقبت کند. اما شوهر چنین زنی که دوسره بار کرده است بایست سماق بمکد، چرا که عملاً دارد روی مردی سرمایه‌گذاری می‌کند که ژن‌هایش جای ژن‌های او را گرفته است. در چنین شرایطی شاهد روی دیگر سکه‌ی تکامل احساسات پدرانه هستیم: تکامل حسادت جنسی در مرد که طراحی شده تا مانع از ان شود که همسرش فرزند مرد دیگری را حمل کند. حسادت زنانه بیشتر در جهت پیشگیری از کاهش توجه مرد است، که خود نشانه‌ای برای سرمایه‌گذاری مرد روی فرزندان زن دیگری است که بارشان روی دوش این زن خواهد بود.

📘#لوح_سپید
✍️استیون پینکر
📄 ۲۵۵

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۳
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش چهارم
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
MOST PEOPLE ARE familiar with the idea that some of our ordeals come from a mismatch between the source of our passions in evolutionary history and the goals we set for ourselves today. People gorge themselves in anticipation of a famine that never comes, engage in dangerous liaisons that conceive babies they don’t want, and rev up their bodies in response to stressors from which they cannot run away.

What is true for the emotions may also be true for the intellect. Some of our perplexities may come from a mismatch between the purposes for which our cognitive faculties evolved and the purposes to which we put them today. This is obvious enough when it comes to raw data processing. People do not try to multiply six-digit numbers in their heads or remember the phone number of everyone they meet, because they know their minds were not designed for the job. But it is not as obvious when it comes to the way we conceptualize the world. Our minds keep us in touch with aspects of reality—such as objects, animals, and people—that our ancestors dealt with for millions of years. But as science and technology open up new and hidden worlds, our untutored intuitions may find themselves at sea.‌

اغلب مردم با این ایده آشنایی دارند که برخی پریشانی‌های ما محصول ناسازگاری میان مبدأهای تکاملی اميال ما و مقصدهای امروزی‌شان است. انسان در انتظار قحطی‌ای که هیچگاه فرا نمی‌رسد پُرخوری می‌کند، درگیر روابط جنسی نامشروعی می شود که فرزندان ناخواسته به دنبال دارد، و در پاسخ به فشارهای روانی گریز ناپذیر برانگیخته شود.

آنچه درباره عواطف صدق می‌کند می‌تواند در مورد قوه‌ی تفکر نیز صدق کند. ممکن است برخی از تشویش‌های ما ریشه در ناسازگاری میان اهداف تکاملی قابلیت‌های شناختی ما و کاربرد امروزی‌شان داشته باشد. در مورد پردازش داده‌های خام مسئله بدیهی به نظر می‌رسد: انسان‌ها اصراری ندارند اعداد ۶ رقمی را در هم ضرب کنند، یا شماره تلفن هر کسی را که می‌بینند به خاطر بسپارند، چون می‌دانند مغزهایشان برای این کار طراحی نشده است. اما زمانی که بحث مفهوم‌بندی جهان خارج مطرح می‌شود، مسئله چندان بدیهی به نظر نمی‌رسد. ذهن ما را با جوانبی از واقعیت ـ مانند اشیا، حیوانات، و انسان‌ها مماس نگاه می‌دارد که نیاکان ما میلیون‌ها سال با آنها دست و پنجه نرم کرده‌اند. اما در شرایطی که علم و فن‌آوری از جهان‌های تازه و ناشناخته پرده برمی‌دارد، شهود تربیت نشده‌ی ما خود را در قلمرویی ناشناخته احساس می‌کند.
#لوح_سپید
فصل سیزدهم
✍️استیون پینکر

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۴
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش اول
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
درمان واضح چنین کاستی‌های تراژیکی در شهود انسان در این جهان پیشرفته آموزش است و این خود اولویت‌هایی را برای سیاست‌گذاری‌های آموزشی معین می‌کند: قرار دادن ابزارهای شناختی‌ای که از یک سو بیشترین اهمیت را برای درک جهان مدرن دارند و از سوی دیگر با ابزارهای شناختی مادرزاد ما سنخیتی ندارند. به عنوان نمونه، مغالطه‌های خطرناکی که در این فصل دیدیم اولویت بالایی برای اقتصاد، زیست‌شناسی تکاملی، و احتمالات و آمار در برنامه‌ی درسی هر مدرسه و دانشگاه می‌طلبد. اما با کمال تأسف، بیشتر برنامه‌ها از قرون وسطی به این سو تغییر چندانی نداشته و چندان قابل تغییر هم نیستند، چرا که هیچ کس نمی‌خواهد آن آدم بی‌فرهنگی تلقی شود که می‌گوید یادگیری زبان خارجی، با ادبیات انگلیسی، یا مثلثات، یا ادبیات کلاسیک بی‌اهمیت است. اما اهمیت یک موضوع هر چقدر هم که باشد، یک روز تنها بیست و چهار ساعت دارد، و هر تصمیمی برای تدریس یک درس، در آن واحد تصمیمی است برای تدریس نکردن درسی دیگر. بحث بر سر این نیست که آیا مثلثات اهمیت دارد، بلکه آیا به قدر آمار اهمیت دارد؛ نه این که آیا لزومی دارد که یک فرد تحصیل کرده با ادبیات یونان و روم آشنا باشد، بلکه لزوم کدام بیشتر است، ادبیات یونان و روم یا مبانی اقتصاد. در جهانی که پیچیدگی‌هایش پیوسته شهود ما را به چالش می‌گیرد، نمی‌توان از زیر بار چنین بده بستانهایی شانه خالی کرد.

The obvious cure for the tragic shortcomings of human intuition in a high-tech world is education. And this offers priorities for educational policy: to provide students with the cognitive tools that are most important for grasping the modern world and that are most unlike the cognitive tools they are born with. The perilous fallacies we have seen in this chapter, for example, would give high priority to economics, evolutionary biology, and probability and statistics in any high school or college curriculum. Unfortunately, most curricula have barely changed since medieval times, and are barely changeable, because no one wants to be the philistine who seems to be saying that it is unimportant to learn a foreign language, or English literature, or trigonometry, or the classics. But no matter how valuable a subject may be, there are only twenty-four hours in a day, and a decision to teach one subject is also a decision not to teach another one. The question is not whether trigonometry is important, but whether it is more important than statistics; not whether an educated person should know the classics, but whether it is more important for an educated person to know the classics than to know elementary economics. In a world whose complexities are constantly challenging our intuitions, these tradeoffs cannot responsibly be avoided.

#لوح_سپید
فصل سیزدهم
✍️استیون پینکر

@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ
Audio
#لوح_سپید
#فصل۴
#صوتی
استیون پینکر
🎙 خانم ف.ایرانی
بخش دوم
@SciBookReader

گروه کتابخوانی علمی👇
https://t.iss.one/joinchat/AtGPR0K5wDHIQWUt-2hxZQ