ایران‌نامه
1.76K subscribers
58 photos
68 videos
8 files
373 links
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعه‌شناسی هستم. ایران‌نامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
Download Telegram
✳️اول اکتبر، یادآور گوگَمِل و نقصی در نظام‌های سیاسی ایران ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعه‌شناس
t.iss.one/SIAGS
امروز، اول اکتبر، درست 2352 سال از سومین و آخرین نبرد داریوش سوم با اسکندر مقدونی در گوگَمِل می‌گذرد. گوگَمِل را در تاریخ ایران باید به خاطر داشت چرا که آشکار کنندۀ یکی از مهمترین ضعف‌های نظام‌های سیاسی ایران است، ضعفی که اگر برطرف نشود تکرار گوگَمِل‌ها تا حذف تمدنی کهن از عرصۀ تاریخ، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.
داریوش سوم نمونه‌ای از رهبران بی‌کفایت تاریخ ایران است که با تصمیم‌گیری‌های اشتباه خود دروازه‌های ایران را به روی اسکندر گشود و موجبات فروپاشی امپراتوری بزرگ هخامنشی و ایجاد تغییری نزولی در مسیر تاریخ ایران را فراهم کرد.
ایرانیان اگرچه یکی از نخستین طراحان نظام‌های حکومتی در مقیاس امپراتوری‌ها و سرزمین‌های بزرگ در جهان بوده‌اند، اما یکی از نقص‌های نظام‌های سیاسی آنها در چند قرن گذشته آن بوده است که در این نظام‌ها، به همان اندازه که احتمال به قدرت رسیدن رهبرانی شایسته، چون کورش و داریوش بزرگ، فراهم بوده است امکان به قدرت رسیدن رهبرانی بی‌کفایت، چون داریوش سوم، که کنترلی بر قدرت و تصمیم‌گیری‌های اشتباه آنها اعمال نمی‌شود نیز وجود داشته؛ و این رهبران با ضعف‌ها وتصمیم‌گیری‌های اشتباه خود می‌توانسته‌اند تمامی دستاوردهای رهبران کارآمد پیشین را بر باد دهند.
در تمام قرن‌های گذشته، ایرانیان هنوز نتوانسته‌اند نظام سیاسی‌ای را پدید آورند که در آن از یک‌سو موجبات به قدرت رسیدن رهبران و سیاست‌مداران بلندپایۀ با کفایت فراهم شود و از سوی دیگر بر قدرت رهبران محدودیت‌هایی اعمال شود که تصمیم‌گیری‌های اشتباه آنها کنترل شده و دستاوردهای تمدن کهنی چون ایران بواسطۀ ضعف‌ها و تصمیم‌گیری‌های اشتباه آنها در چشم‌زدنی بر باد نرود؛ و این یکی از دلایل چرخۀ تکرار شوندۀ ناکامی‌های ایران است.
آری گوگَمِل را باید به خاطر داشت چرا که درسی بزرگ برای تاریخ ایران دارد.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
#اول_اکتبر #داریوش_سوم #اسکندر #گوگمل
✳️حزب توده، جهان‌وطنی و ناتوانی در تأمینِ منافعِ ملّی✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعه‌شناس
t.iss.one/SIAGS
10 مهر 1320، «حزب تودۀ ایران» توسط جمعی از فعالان سیاسی چپ‌گرا و ملّی‌گرای ایرانی تأسیس شد. از نظر سازماندهی و اثرگذاری، این حزب با هیچ‌یک از احزاب سیاسی دیگر پدید آمده در تاریخ ایران قابل مقایسه نیست.
علیرغم تمامی توانمندی‌ها و نقاط قوت این حزب که در سایر احزاب ایرانی در یک سدۀ گذشته بی‌سابقه است، ایراد بنیادین این حزب را باید در مرام سیاسی آن جستجو کرد که سبب شد نتواند به گونه‌ای شایسته به بهبود وضعیت ایران کمک کند.
مرام سیاسی حزب توده ترکیبی از «مارکسیسم – لنینیسم»، «سوسیالیسم» و «کمونیسم» بود که اصولاً مرامی جهان وطن و در آن «ایران» به خودی خود اولویتی دست چندم است.
احزابی چون حزب توده در زمانه‌ای که نظام حاکم بر جهان، نظامی مبتنی بر دولت- ملّت‌ها است در بهترین حالت نمی‌توانند کمک چندانی به بهبود وضعیت کشورهای محل استقرار خود کنند و در بدترین حالت تبدیل به ابزاری برای تأمین منافع کشورهایی می‌شوند که مرام سیاسی حزب، صرفاً ابزاری برای تأمین منافع ملّی یا دولتی آنهاست.
از این نظر، احزابی چون حزب توده، همانند احزابی هستند که اسلام یا هر دین و ایدئولوژی دیگری را که جزئی از فرهنگ یک سرزمین و ملّت است به کل تبدیل نموده و کل، یعنی «ایران» را در خدمت اهداف آن ایدئولوژی قرار می‌دهند.
ایران کلیّتی است که ایدئولوژی‌ها و ادیان گوناگون حاضر در آن، تنها عناصری از فرهنگ اجتماعی و سیاسی آن هستند (به این موضوع در کتاب ایران و مسألۀ پایداری به صورتی مشروح‌ پرداخته شده است)، اگر حزب یا نظامی سیاسی با تکیه بر یکی از این اجزاء، اولویتی غیر از کلیّت ایران را برگزیند نمی‌تواند خدمتی به بهبود وضعیت این سرزمین و ساکنانش کند؛ خواه این جزء، سوسیالیسم و کمونیسم ایرانی باشد که در حزبی چون حزب توده تبلور یافته بود و خواه قرائتی از اسلام که در برخی احزاب و نظام سیاسی کنونی ایران تبلور یافته است.
#دهم_مهر #حزب_توده
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✳️حبیب‌الله ثابت و نخستین فرستندۀ تلویزیون ایران ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعه‌شناس
t.iss.one/SIAGS
ساعت 5 عصر امروز، 11 مهر‌ماه، 63 سال از آغاز به کار نخستین فرستندۀ تلویزیونی ایران می‌گذرد.
این فرستنده در سال 1337 و با همّت یکی از بزرگ‌ترین کارآفرینان ایرانی یعنی «حبیب‌الله ثابت» شروع به کار کرد.
ثابت در زمرۀ نسلی از کارآفرینان خودساختۀ ایرانی بود که دوران کودکی را در وضعیتی نه چندان مناسب از نظر اقتصادی سپری کرد؛ اما به پشتوانۀ سخت‌کوشی و نظم، تبدیل به یکی از ثروتمندترین ایرانیان زمان خود شد؛ که ایرانیان فراوانی در شرکت‌های گوناگون تجاری او مشغول به کار بودند. او در بهره‌گیری از فرصت‌های تجاری و خلق ثروت چنان توانمند بود که در سال 1974، دارایی او را یک دهم کل دارایی‌های ایران تخمین می‌زدند و همین امروز امارت مصادره شده و مخروبۀ او در خیابان جردن تهران همچنان یکی از گران‌قیمت‌ترین خانه‌ها در شهر تهران است.
امروز اگر چشممان به تلویزیون افتاد و نام و تصویر حبیب‌الله ثابت در ذهن ما نقش بست باید یک نکتۀ اساسی را به خاطر داشته باشیم و آن این است که:
همۀ ایرانیان و بویژه ایرانیان شیعۀ مسلمان باید یک صدا خواهان برطرف شدن کلیۀ اشکال تبعیض مذهبی و دینی در این سرزمین باشند؛ چرا که حبیب‌الله ثابت یک بهایی بود و اگر قرار بر این بود که با محدودیت‌های امروز ایران با او و خانواده‌اش برخورد می‌شد، شاید اصولاً حبیب‌الله ثابتی در تاریخ ایران پدید نمی‌آمد و ثروت و فرصت‌های کاری که او خلق کرد، و بخشی از ایرانیان از آن بهره‌مند شدند، ایجاد نمی‌شد. در ایرانِ امروز ایرانیانی با کیش‌هایی متفاوت از اسلام شیعی، چون ایرانیان زرتشتی، مسیحی، یهودی، بهایی و حتی اهل سنت و اهل حق ایران، با تبعیض‌ها و محدودیت‌هایی ناروا و کم‌سابقه در تاریخ این سرزمین مواجه‌اند که همین امر خود یکی از موانع رشد اقتصادی در ایران است که تبعات مخرب آن ایرانیان شیعۀ مسلمان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
#یازدهم_مهر #حبیب_الله_ثابت

⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✳️برگزاری نخستین کنگرۀ بزرگ علمی در ایران ✳️
عوامل گوناگونی دست به دست هم داده‌اند تا ایران بر خلاف تمدن‌های بزرگ دیگری چون مصر، که پس از حملۀ اعراب هویت تاریخی و ملّی خود را از دست دادند، به حیات فرهنگی و تاریخی خود ادامه دهد. اما به نظر می‌رسد که از میان تمامی این عوامل، فردوسی و شاهنامۀ او نقشی اساسی در این استمرار و بقا داشته‌اند؛ از این روست که ایران و ایرانیان برای همیشۀ تاریخ وامدار اویند.
بر اساس همین نقش بزرگ فردوسی در تاریخ ایران نیز بود که نخستین کنگرۀ بزرگ علمی ایران به مناسبت هزارمین سالگرد تولد او به این حکیم بزرگ ایران‌شهر اختصاص یافت.
کنگرۀ هزارۀ فردوسی در فاصلۀ روزهای 12 تا 16 مهرماه 1313 در تهران و تالار مدرسۀ دارالفنون با حضور بسیاری از شرق‌شناسان برجسته هم‌چون «آرتور کریستنسن» برگزار شد. کنگره‌ای با کیفیت که حتی تا امروز نیز کمتر کنگره‌ای در ایران در سطح آن برگزار شده است.
#دوازدهم_مهر #فردوسی
@SIAGS
✳️5 اکتبر روز جهانی معلم ✳️
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
یکی از نخستین کلاس‌های آموزشیِ دورۀ دکتری در مهر ماه 1390 در دانشگاه مازندران کلاس درس روش تحقیق بود. وقتی کلاس به پایان رسید بدون آنکه سایر کلاس‌ها برگزار شده باشد و اساتید دیگر را دیده باشم مطمئن بودم که استاد راهنمای من، استاد درس همین کلاس است. طرز بیان، مطالبی که در اولین جلسۀ کلاس گفت و نحوۀ تدریسش همه به‌گونه‌ای بود که پیشتر تجربه نکرده بودم. بعد از کلاس به اتاق او رفتم و گفتم می‌خواهم رسالۀ دکتری را با شما بگذرانم، لبخندی زد و گفت هنوز برای این انتخاب خیلی زود است و البته این تصمیم، تصمیمی دو طرفه است. از اتاق بیرون آمدم درحالی که می‌دانستم او استاد راهنمای رساله‌ام خواهد بود.
امروز روز جهانی معلم است و به نظرم معلم خوب در همان اولین جلسۀ کلاس با طرز بیان، نحوۀ پوشش، و تسلط بر مطالب آموزشی، دانش‌آموز و دانشجو را به خود جذب خواهد کرد.
«محمّد فاضلی» از همان نخستین دیدار در کلاس درس روش تحقیق در مهرماه 1390 تا به امروز به عنوان معلمی بی‌نظیر مرا به خود جذب کرده است. رابطۀ معلمی و دانش‌آموزی بین ما در سال‌های بعد عمق بیشتری پیدا کرد و امروز او علاوه بر آنکه همچنان معلم یگانۀ من است دوستی بی‌نظیر نیز هست. کسانی که لذت دوستی با بهترین معلم دوران زندگی خود را تجربه کرده‌اند می‌دانند که این لذت یکی از بزرگترین لذت‌های زندگی است.
با او که باشی همیشه چیزی برای آموختن وجود دارد و هنگامی که او را ترک می‌کنی سرشار از انرژی برای آموختن و بهتر کردن ایران هستی و البته این هر دو در دانشگاه فرسودۀ ایرانی گناهی بس بزرگ است؛ چرا که دانشگاه سیاست‌زدۀ ایرانی، دیری است که خانۀ دانش نیست و تبدیل به یکی از ادارات دولتی شده است.
همۀ اینها را نوشتم تا 5 اکتبر روز جهانی معلم را به معلم و دوست گرامیم محمد فاضلی تبریک بگویم.
⭕️ محمّد جان بابت همۀ آنچه در سال‌های گذشته به من آموخته‌ای سپاسگزارم و روزت مبارک.
#سیزدهم_مهر #پنجم_اکتبر #روز_جهانی_معلم #محمد_فاضلی
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
انور سادات، خالد اسلامبولی و منافع ملّی ایران
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS

تصور کنید در کشور شما رئیس‌جمهورتان را ترور کنند و بعد نظام سیاسی کشور دیگری به احترام ترور کننده و بزرگداشت عملی که انجام داده است، نام او را بر روی یکی از خیابان‌های پایتخت خود بگذارد؛ آیا می‌توانید حقی به کشور حامی ترورکنندۀ رئیس‌جمهورتان بدهید؟ آیا آن نظام سیاسی با این اقدام کمکی به تأمین منافع ملّی سرزمینی که در آن استقرار یافته است می‌کند؟
این دقیقاً موضوعی است که در رابطۀ بین ایران و مصر اتفاق افتاده است. ۴۰ سال پیش در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۱۴ مهرماه ۱۳۶۰) «خالد اسلامبولی» به همراه تنی چند از سربازان ارتش مصر که وابسته به گروه جهاد اسلامی بودند، انور سادات رئیس جمهور مصر را در اعتراض به امضای قرارداد صلح کمپ دیوید با اسرائیل ترور کردند .
جمهوری اسلامی هم که بواسطۀ میزبانی انورسادات از محمد رضا شاه در آخرین ماه‌های حیاتش، رد و بدل شدن سخنانی تند بین انورسادات و آیت‌الله خمینی نسبت به یکدیگر در سال‌های پس از انقلاب (با جستجو در اینترنت می‌توانید بریده‌ای از سخنان این دو را در سایت آپارات ببینید) و البته امضای قرارداد صلح کمپ دیوید روابط مناسبی با او نداشت، نام خالد اسلامبولی را بر روی یکی از خیابان‌های تهران (خیابان وزرا) گذاشت.
وظیفۀ بدیهی هر نظام سیاسی که در ایران مستقر باشد این است که رابطۀ بین ایران و تمامی کشورهای حاضر در منطقه، و از جمله مصر و اسرائیل، را به گونه‌ای مدیریت کند که بیشینۀ منافع ملّی ایران تأمین شود.
در کتاب ایران و مسئلۀ پایداری توضیح داده‌ام که رویکرد امت‌گرایانۀ جمهوری اسلامی در چند دهۀ گذشته ضربات جبران‌ناپذیری را به منافع ملّی ایران وارد کرده است؛ نحوۀ مواجهۀ جمهوری اسلامی با قرارداد صلح کمپ دیوید و موضوع ترور انور سادات تنها نمونه‌هایی کوچک در این زمینه است.

#چهاردهم_مهر #ششم_اکتبر #انورسادات #خالد_اسلامبولی #ایران_و_مسألۀ_پایداری #سجاد_فتاحی
✳️یحیی شمشادیان و ضرورت دادگری دینی و مذهبی ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعه‌شناس
t.iss.one/SIAGS
هنگامی که داشتم مناسبت‌های پانزدهم مهرماه، را نگاه میکردم تا در مورد یکی از آنها چند خطی بنویسم علیرغم برخی مناسبت‌های شناخته‌شده‌تر‌، سالروز شهادت «یحیی شمشادیان» از خلبانان هوانیروز ارتش ایران توجه‌ مرا بیشتر به خود جلب کرد.
علت این توجه هم تعلق مذهبی او به آیین یارسان یا آنچه که عموماً به نام آیین اهل حق شناخته شده است بود. پیروان آیین یارسان در ایران همانند سایر پیروان ادیان و مذاهب دیگر در این سرزمین، سال‌ها به‌واسطۀ تبعیض‌های مذهبی از برخی حقوق بدیهی که همۀ ایرانیان باید از آن برخوردار باشند محروم شده‌اند. نمی‌دانم اگر یحیی شمشادیان در زمانه‌ای همانند زمانۀ ما بزرگ می‌شد که روح حاکم بر سیاست‌‌های رسمی نظام سیاسی وقت، رنگ و بوی تبعیض‌ و بیداد دینی و مذهبی داشت آیا باز هم مجالی برای رشد و انگیزه‌ای کافی برای فداکاری در راه این سرزمین داشت؟
یحیی در بیست و سه ماه نخست جنگ ایران و عراق، بارها با توانایی‌های خود پادگان‌ها و شهرستان‌های غربی ایران را از سقوط نجات داد و نهایتاً به همراه هم‌پروازش «خلبان یدالله واعظی» در ساعت 14.30 دقیقۀ 15 مهر ماه 1362، در سن 29 سالگی، در منطقۀ عملیاتی سومار مورد اصابت مستقیم گلولۀ تانک قرار گرفت و در حالی که یک پایش قطع شده بود جان خود را در حفاظت از ایران و هموطنانش از دست داد.
ایران‌زمین در طول تاریخ خود آشیان ادیان و مذاهب گوناگونی بوده است و یکی از اصول بدیهی حکمرانی در این سرزمین احترام به همین تکثر دینی و مذهبی است. هیچ نظام سیاسی در ایران حق ندارد که با اعمال قوانین تبعیض‌آمیز شکافی در وحدت ملّی ایرانیان ایجاد نموده و از دسترسی ایرانیانی با ادیان و مذاهبی متفاوت از اسلام شیعی به حتی عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اجرایی جلوگیری کند.
تکثر دینی و مذهبی در ایران اگر قدر دانسته شود فرصتی بزرگ است که با بیداد دینی و مذهبی می‌تواند به تهدیدی برای این سرزمین تبدیل شود.
در 26 مرداد امسال رهبر جمهوری اسلامی «دریادار شهرام ایرانی» را که اولین فرد غیر شیعه‌ای است که در دوران جمهوری اسلامی به یک پست عالی‌رتبۀ نظامی می‌رسد به سمت فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب کرد؛ اگرچه این اقدام پس از دهه‌ها بیداد دینی و مذهبی، گامی به سوی دادگری دینی و مذهبی است اما کافی نیست.
به امید روزی که همۀ ایرانیان، با کیش‌ها و آیین‌‌های متفاوت، از فرصتی برابر برای دست‌یابی به بلندپایه‌ترین موقعیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشند؛ بی‌گمان آن روز ایران آشیانۀ بهتری برای همۀ ایرانیان خواهد بود.

این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
#پانزدهم_مهر #یحیی_شمشادیان #آیین‌_یارسان #دادگری_دینی #دادگری_مذهبی #اصول_حکمرانی #شهرام_ایرانی
جشن‌های ایرانی
(به بهانۀ 16 مهر روز جشن مهرگان)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
فستیوال‌ها و جشن‌ها در جهان امروز از اهمیتی بیشتر در مقایسه با گذشته برخوردار شده‌اند و کشورها و نظام‌های سیاسی بواسطۀ کارکرد هویتی، اجتماعی و حتی اقتصادی که این رویدادها دارند بیش از گذشته به آنها توجه می‌کنند. اما در ایران علیرغم آنکه در هر ماه دست‌کم جشنی و مناسبتی نیکو وجود دارد که بواسطۀ ماهیت ملّی آن می‌تواند فرصت و بهانه‌ای برای شادی تمامی ایرانیان با هر دین و مذهب و تیره‌ای باشد، از آن رو که نظام سیاسی کنونی تاریخ ایران را به دوپاره تقسیم نموده و عموماً پارۀ دوم یعنی ایرانِ پس از حملۀ اعراب را مورد توجه قرار می‌دهد، سرمایۀ بزرگ جشن‌های ایرانی که قدمت آنها به هزاره‌ها قبل باز می‌گردد و می‌تواند کارکردها و مزیت‌های گوناگونی داشته باشد نادیده گرفته شده است.
جشن‌های ایرانی ویژگی‌هایی دارند که آنها را در خور توجه و ستایش می‌کند:
نخست آنکه این جشن‌ها بزرگداشت یک فرد نیست بلکه فرصتی است برای گرامی‌داشت زمانی مناسب در طبیعت یا اقدام و کنشی نیکو در تمدن ایرانی.
دوم آنکه این جشن‌ها با فراتر رفتن از مرزهای دینی، قومی، تیره‌ای و حتی سیاسی کنونی، فرصتی است برای شادی همۀ ایرانیان فارغ از تفاوت‌های بزرگ و کوچکشان. در این جشن‌ها بر خلاف جشن‌های دینی که در آن تنها پیروان یک دین یا مذهب شادند و پیروان ادیان و مذاهب دیگر با آن احساس نزدیکی نمی‌کنند همۀ ایرانیان، فارغ از تفاوت‌هایشان، شادمانند.
سوم آنکه این جشن‌ها با طبیعت، پیوندی دیرین و عمیق دارند و از این رو فرصتی هستند برای یادآوری یگانگی انسان و طبیعت.
این ویژگی‌ها و موارد دیگری که می‌توان به آنها افزود جشن‌های ایرانی را تبدیل به سرمایه‌ای می‌کند که بیش از پیش باید به آن توجه نمود.
به امید آن روز که نوروز، مهرگان و سایر جشن‌های ایرانی تبدیل به جشنواره‌هایی بزرگ در ایران شوند که در ایام آنها ضمن افزایش شادی، همدلی و پیوستگی تمامی ایرانیان، مسافران فراوانی از نقاط دیگر جهان برای شرکت در این جشنواره‌ها و لذت بردن از زیبایی‌های آن به ایران بیایند.
مهرگانتان شاد باد

#شانزدهم_مهر
#مهرگان
#جشن_ایرانی
#سجاد_فتاحی
مقام دماوندی
(به یاد دماوند آواز ایران)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
همانگونه که «دماوند» در تاریخ ایران مقامی بس بزرگ یافته است، در طول تاریخ این سرزمین نیز مردان و زنانی بوده‌اند که به «مقام دماوندی» رسیده‌اند. چنین افرادی پس از مرگ تبدیل به اسطوره‌هایی می‌شوند از جنس همان آدمیانی که «حافظ» در عالم خاکی نمی‌یافت و در جستجوی آنها در عالمی دیگر بود.
در هر سده شمار چنین افرادی به انگشتان یک دست نمی‌رسد؛ و در دوران معاصر بی‌گمان یکی از برجسته‌ترین آنها «محمّد‌رضا شجریان» است. «فریدون مشیری» او را دماوند آواز ایران نام نهاده است و شجریان به درستی خود را فردوسی زمانه می‌داند که خویشکاریش حفظ موسیقی این سرزمین در شرایط سختی است که به گفتۀ او در سال 1390 «سی‌وسه‌ سالش به بدبختی گذشته» است.
آنان که تاریخ ایران را خوانده‌اند می‌دانند که پرسشی تکرارشونده ذهن خوانندۀ تاریخ این سرزمین را به خود مشغول می‌کند و آن پرسش این است که: «بوستانِ ایران علیرغم تمامی سمومی که بر آن گذشته است چگونه همچنان رنگ و بویی دارد و در تاریخ جهان ماناست؟». به گمانم یک پاسخ این پرسش می‌تواند این باشد که:
«در این سرزمین مردان و زنانی بوده‌اند که به مقام دماوندی رسیده‌اند و ایران پشت به این دماوندان تاریخ خود دارد؛ که بی‌گمان محمّد رضا شجریان یکی از آنهاست».
به امید روزی که مرغِ سحر از ظلم ظالم و جور صیاد رها شده باشد و شنیدن این تصنیف با صدای خسرو آواز ایران اشک بر چشمانمان جاری نکند.
#هفدهم_مهر
#محمدرضا_شجریان
#مقام_دماوندی
#دماوند_آواز_ایران
#سجاد_فتاحی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقام دماوندی
(به یاد دماوند آواز ایران)

https://t.iss.one/SIAGS/372

«در این سرزمین مردان و زنانی بوده‌اند که به مقام دماوندی رسیده‌اند و ایران پشت به این دماوندان تاریخ خود دارد؛ که بی‌گمان محمّد رضا شجریان یکی از آنهاست».
به امید روزی که مرغِ سحر از ظلم ظالم و جور صیاد رها شده باشد و شنیدن این تصنیف با صدای خسرو آواز ایران اشک بر چشمانمان جاری نکند.
#هفدهم_مهر
#محمدرضا_شجریان
#سجاد_فتاحی
اصفهان ره‌آورد زاینده‌رود
(۱۸ مهر روز بزرگداشت زاینده‌رود)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
در فاصلۀ سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸، «زاینده‌رود» یکی از موضوعاتی بود که به صورت پراکنده به آن می‌پرداختم؛ حاصل جمع این تأملات و نوشته‌ها که به شیوه‌های گوناگون در اختیار بلندپایه‌ترین مقام‌های سیاسی و اجرایی کشور نیز قرار گرفت و به خاطر ناشنوایی سیستماتیک شنیده نشد، را در کتاب «ایران و مسألۀ پایداری» آورده‌ام.
در این پنج سال مطالعه و مشاهدۀ پراکنده، رساترین تعبیر در مورد زاینده‌رود را در مقاله‌ای از «حسن حسینی ابری» (۱۳۸۲) خواندم. او در مورد اهمیت زاینده‌رود در پیدایش تمدن ایران مرکزی که مهمترین شهر آن در طول تاریخ اصفهان بوده است می‌گوید:
«همانگونه که مصر را هدیۀ نیل دانسته‌اند اصفهان نیز هدیۀ زاینده‌رود [به ایران] است».
اصفهان در ناحیه‌ای واقع شده است که میزان تبخیر سالیانۀ آب در آن بیش از ۳۰۰۰ میلی‌متر و میانگین ۵۰ سالۀ بارندگی در نواحی غربی آن حدود ۱۲۵ میلی‌متر در سال است؛ این یعنی اگر زاینده‌رود آب را از ارتفاعات زردکوه بختیاری به بخش‌های مرکزی و غربی این ناحیه منتقل نمی‌کرد و در نهایت به تالاب ارزشمند گاوخونی نمی‌رساند و ایرانیان از کهن‌ترین زمان‌ها که دست‌کم به دوران اردشیر بابکان می‌رسد آب آن را به شیوه‌‌هایی هوشمندانه استفاده نمی‌کردند، اصفهانی که به درستی آن را نصف جهان خوانده‌اند در تمدن ایرانی پدید نمی‌آمد.
امروز ۱۸ مهر روز بزرگداشت زاینده‌رود است؛ زاینده‌رود و شادی مردمانی که در بخش‌های گوناگون آن از سرچشمه تا تالاب گاوخونی استقرار یافته‌اند و البته وضعیت ناگوار بسیاری دیگر از رودخانه‌های دائمی ایران، در یک عبارت کلی، «قربانی نظام حکمرانی غلط آب در ایران است»؛ که به صورت کامل این موضوع را در کتاب ایران و مسألۀ پایداری توضیح داده‌ام.
آشکارترین نمودهای این نظام ناکارآمد حکمرانی آب نیز، به شماره افتادن نفس‌های زاینده‌رود، تضعیف همبستگی بین برخی هموطنان در استان‌های چهارمحال و بختیاری، اصفهان و یزد و وضعیت ناگوار کارون است.
تا زمانی نیز که صابون اصلاح نظام حکمرانی آب را به تن نزنیم بزرگداشت‌هایی چون ۱۸ مهر ره به جایی نخواهد برد و تنها فرصتی می‌شود برای مویه بر زیبایی‌ها و پایداری‌هایی که یک‌به‌یک از دست می‌روند.
به امید روزی که زاینده‌رود و کارون روزهای زیبای گذشتۀ خود را بازیابند.
پی‌نوشت :
عنوان مطلب نام کتابی از حسینی ابری است.
#هجدهم_مهر
#زاینده_رود
#کارون
#ایران_و_مسألۀ_پایداری
#ناشنوایی_سیستماتیک
#حسینی_ابری
#سجاد_فتاحی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا طفلی به نام شادی، گم شده است؟
(زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و روز جهانی دختر شاد باد)
✍️ سجاد فتاحی
این مطلب را می‌توانید در پیوند زیر مطالعه کنید:
https://t.iss.one/SIAGS/376

استاد محمدرضا شفیعی کدکنی:
«اصل اول برای مسئولین باید ایران باشد و نیست»
#نوزدهم_مهر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#سجاد_فتاحی
چرا طفلی به نام شادی، گم شده است؟
(زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و روز جهانی دختر شاد باد)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
آنچه برخی نویسندگان و اندیشمندان در صفحات پرشمار کتاب‌های خود با مفاهیمی فنی و دشوار بیان می‌کنند، ادیب اندیشمندانی برجسته از تبار حافظ و سعدی در بیتی یا در جمله‌ای کوتاه به مخاطب انتقال می‌دهند. این سرودۀ استاد «محمدرضا شفیعی کدکنی» که به کوتاه‌ترین شکل ممکن وضعیت کنونی ایران را ترسیم نموده از آن دست است:
«طفلی به نام شادی، دیری است گم شده است
با چشم‌های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر»
اما شاعر همین سروده، باز هم چیره‌دستانه و گزیده‌گو در جملۀ انتهایی این فیلم ( https://t.iss.one/SIAGS/375) دلیل گم شدن طفلی به نام شادی، که رساترین تعبیر برای بیان وضعیت کنونی ایران است، را بیان نموده:
«اصل اول برای مسئولین باید ایران باشد و نیست»
هنگامی که ایران اصل اول نبود، می‌توان با خط‌کش مذهب و دین، ایرانیان را به دسته‌‌های گوناگون تقسیم کرد.
هنگامی که ایران اصل اول نبود می‌توان آن را به منزلۀ منبعی نگریست که تنها در خدمت سایر اصول است؛ و هر بار به بهانۀ اصولی فراتر و مقدمتر نسبت به ایران، بخشی از منابع و منافع آن را قربانی کرد؛ و اینگونه است که شادی، تبدیل به گم‌شدۀ بزرگ مردمان یک سرزمین می‌شود.

امروز زادروز استاد محمد رضا شفیعی کدکنی است، ادیبی که اگر نبود ادبیات و شعر اجتماعی معاصر ایران، گم‌شده‌ای بزرگ داشت.
تنش به ناز طبیبان نیاز مباد.
راستی امروز روز جهانی دختر نیز هست؛ و دختران و زنان ایران زمین در امروز و فردا نقشی اساسی تر از پسران و مردان در بازگرداندن شادی به این مرز و بوم دارند.
روز جهانی دختر بر تمام دختران ایران زمین شاد باد.
#نوزدهم_مهر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#یازدهم_اکتبر
#روز_جهانی_دختر
#سجاد_فتاحی
حافظ و پارادوکسِ دینِ در قدرت
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
حافظ در کنار مولانا جلال‌الدین رومی یکی دیگر از منادیانِ #دین_ایرانی است. دیوان او سرشار از اندیشه‌ها و آموزه‌هایی است که ویژگی‌هایِ دینِ ایرانی در آن انعکاس یافته و به گمانم یکی از بزرگ‌ترین آموزه‌های آن این است که هنگامی که دین‌داران (با توجه به سرنوشت آیینِ زرتشت و دینِ اسلام تفاوتی نمی‌کند پیروان کدام دین) سودای گسترش و اجرای آموزه‌ها و احکام دین خود را با بهره‌گیری از ابزار قدرتِ سیاسی در سر می‌پرورانند در همان لحظه گرچه تصور خدمت به دین و مردم دارند اما به گونه‌ای پارادوکس‌گونه هم موجبات کاهش شأن دین مورد حمایت خود را در اذهان عموم جامعه فراهم می‌کنند و هم در سودای رساندن مردم به بهشت، نه تنها دنیا را برای آنها جهنم نموده، بلکه دنیا و آخرت آنها را به یکباره با هم بر باد می‌دهند.
این بیت مشهور دیوان حافظ را با هم زمزمه کنیم:
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند
شکستن سبوی می و بستن در میخانه به تصورِ دین‌دارانِ قائل به حضور دین در قدرت سیاسی کمک به تعالی جامعه و اخلاقی‌تر نمودن آن است؛ اما تجربۀ تاریخی ایران و البته تجربۀ زیستۀ ما در تمامی سال‌های پس از انقلاب 1357 که پس از آن سرخوشانه، سبوها شکسته و میکده‌ها بسته شد، گویای آن است که چنین اقداماتی نه تنها جامعه را اخلاقی‌تر نمی‌کند بلکه بیماری‌هایی بسیار بدخیم‌تر از نوشیدن می، یعنی تزویر، تظاهر، سالوس و ریا را در جامعه تکثیر نموده و از این طریق «مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» را که پیامبر اسلام، هدف بعثت خود را تمام و کامل کردن آن دانسته است ( إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ) بر باد می‌دهند.
به عبارتی گرچه فقهای معتقد به حضورِ دین در قدرتِ سیاسی و اجرای احکام و آموزه‌های آن از این طریق به این نیندیشیده‌اند اما به محض آنکه احکام دینی با پشتوانۀ قدرت سیاسی در جامعه‌ای اجرا شود کارِ مکارم‌ الاخلاق و دین در آن جامعه تمام است.
بر این اساس است که در نظام اندیشه‌ای منادیانِ دینِ ایرانی که حافظ یکی از آنهاست، دین نه تنها سودای حضور در عرصۀ قدرت و سیاست را در سر نمی‌پروارند بلکه چنین کنشی به دلیل تبعات ویرانگر آن نکوهیده می‌شود؛ چون این حضور اگرچه برای عده‌ای نان خواهد داشت و «می را حرام خواهند کرد و مال اوقاف را حلال» اما نتیجۀ نهایی آن زوالِ دین‌داری و مکارم‌ الاخلاق در جامعه است که با هدف اصلی پیام‌آوران و منادیانِ #دین_ایرانی ناسازگار است.
#بیستم_مهرماه
#بزرگداشت_حافظ
#دین_ایرانی
#سجاد_فتاحی
اهمیت داد، دادخواهی و دادگستری در تاریخِ ایران
(21 مهرماه روز «جشنِ داد و دادخواهیِ ملّتِ ایران»)
بازنشر
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
یکی از مفاهیمی که می‌توان حول آن به تفسیر و تبیین تاریخ ایران پرداخت، مفهومِ «داد» و مفاهیم ساخته شده از آن چون «دادخواهی»، «دادگستری» و «بیداد» است.
از این منظر سرِّ ماندگاری نام نیکوی برخی حاکمان بزرگ در این سرزمین که در تاریخ پیش از اسلام برجسته‌ترین نمونۀ آن کورش بزرگ است و در تاریخ پس از اسلام شاهانی چون کریم‌خان زند، دادگستری آنان است؛ و رازِ بدنامی برخی دیگر از حاکمان، «بیداد» آنان در دوران فرمانروایی خویش.
آبادانی یا ویرانی ایران و تبدیل شدن آن به گلستان یا کلنگستان در دوره‌‌های تاریخی مختلف نسبتی مستقیم با استقرارِ «داد» و «بیداد» در این سرزمین دارد.
از سوی دیگر «داد» و «دادخواهی» از چنان حرمتی در تاریخ ایران برخوردار است که در آن رهبران قیام‌ها و جنبش‌های بزرگ دادخواه و آنان که در برابر «بیدادِ» زمانۀ خویش شوریده‌اند، در بین عموم مردم به مقامی شبه خدایی می‌رسند.
از قضا می‌توان با مفهوم ساخته شدۀ دیگری از مفهومِ «داد» به تبیین تاریخِ ایران پرداخت و رازِ چرخه‌های تکرار شوندۀ «بیداد» و «دادخواهی» در این تاریخ را ناتوانی ما ایرانیان در طراحی و استقرار نظام حکمرانی‌ای دانست که در آن یک «نهادِ دادگسترِ مستقل» و منطبق بر نیازهای زمانه، «قدرتِ بیداد» را از حاکمان سلب نبوده و پیش از آنکه «بیدادگریِ» آنان موجبات سوگواری مردم و ویرانی سرزمین را فراهم کند آنان را از مقام خود برکنار نموده و در دماوند به بند کشد.
امروز 21 مهرماه روز بزرگداشتِ پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک است که به گمانم می‌توان آن را روز «جشنِ داد و دادخواهیِ ملّتِ ایران» نامید.
به امید آنکه به قدرت یک «نهادِ دادگسترِ مستقل»، برای همیشه، ضحاکِ بیدادگر در دماوند به بند کشیده شود.
#بیست_و_یکم_مهرماه
#جشن_داد_و_دادخواهی
#کاوه #فریدون #ضحاک
#نهاد_دادگستری_مستقل
#سجاد_فتاحی
حکمرانی غیراستاندارد در ایران
(چهاردهم اکتبر روز جهانی استاندارد)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
هر کالا یا محصول باید دارای ویژگی‌هایی خاص باشد تا بتوان گفت از استاندارد لازم برخوردار است و استفاده از آن تبعات ناگواری برای مصرف‌کننده نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر در ساخت و نگهداری یک بنا، ضوابط و استانداردهای لازم رعایت نشود، ساکنان آن هر لحظه در خطر فروریختن ساختمان و از دست دادن جان هستند.
«حکمرانی» در سطوح مختلف و از جمله حکمرانی در مقیاس یک کشور نیز باید واجد ویژگی‌ها و استانداردهایی باشد که در مفهوم «حکمرانی خوب» انعکاس یافته است. دولت‌‌ها و نظام‌های سیاسی که از این ویژگی‌ها برخوردارند دولت‌هایی خوب و استاندارد هستند که می‌توانند شادکامی را برای مردمان یک سرزمین به ارمغان آورند؛ و اگر این ویژگی‌ها در ساخت یک نظام سیاسی رعایت نشود بحران‌هایی در حوزه‌‌های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیط‌زیستی گریبان جوامع تحت مدیریت آنها را خواهد گرفت.
مهمترین ویژگی‌های حکمرانی خوب را می‌توان در مواردی چون: «مشارکت مردم»، «حاکمیت قانون»، «شفافیت»، «پاسخ‌گویی»، «شکل‌گیری وفاق»، «اثربخشی و کارآیی» و «مسئولیت‌پذیری» برشمرد. به هر اندازه که یک نظام حکمرانی و سیاسی چنین ویژگی‌هایی را نداشته یا به میزان کمی داشته باشد، سیستمی غیر استاندارد خواهد بود که نتیجۀ حاکمیت آن بر یک جامعه، بحران‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون است.
امروز اگر ردّ هر یک از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیط‌زیستی ایران را تا ریشه دنبال کنیم به یکی از این ویژگی‌ها میرسیم که در طراحی و ساخت نظام سیاسی باید به آن توجه می‌شد و نشده است. نتیجه هم یک نظام حکمرانی غیر استاندارد است که مولّد بحران بوده و از توانایی لازم برای برقراری پایداری در این سرزمین برخوردار نیست.
ای کاش گرفتن استاندارد برای نظام‌های حکمرانی و سیاسی پیش از آنکه به همه‌پرسی عمومی گذاشته شده و در یک کشور استقرار یابند نیز اجباری می‌شد؛ آنگاه امروز ایران و جهان وضعیت بهتری داشت.
امروز چهاردهم اکتبر روز جهانی استاندارد است و به گمانم فرصتی است برای ما ایرانیان که به تبعات ویرانگر حکمرانی غیر استاندارد و چگونگی رسیدن به یک نظام حکمرانی استاندارد بیاندیشیم.
پی‌نوشت:
در کتاب «ایران و مسئلۀ پایداری» که دیباچه‌ای بر طراحی و تحلیل نظام‌های حکمرانی است به ویژگی‌های یک نظام حکمرانی مناسب و چگونگی طراحی و تحلیل آن پرداخته‌‌ام.
#بیست_و_دوم_مهر
#چهاردهم_اکتبر
#روز_جهانی_استاندارد
#حکمرانی_استاندارد
#سیستم_حکمرانی
#ایران_و_مسئلۀ_پایداری
#سجاد_فتاحی
الحاق آب کوهرنگ به زاینده‌رود و مسئله‌ای که حل نشد!
( ۲۳ مهرماه، سالروز افتتاح سد و تونل کوهرنگ)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
اگرچه اندیشۀ انتقال آب رودخانۀ کوهرنگ به زاینده‌رود، برای تخفیف یا حل مسئلۀ محدودیت منابع آب در این منطقه، اندیشه‌ای کهن در ذهن انسان ایرانی بوده و می‌توان آن را دست‌کم تا دوران شاه عباس اوّل ردیابی نمود اما این اندیشه بواسطۀ محدودیت‌های تکنولوژیک و سیاسی تا ‌مهرماه 1327 مجال عملیاتی شدن نیافت. در این سال بود که پروژۀ ساخت «سد و تونل کوهرنگ»، برای الحاق آب کوهرنگ به زاینده‌رود، با هزینۀ 33 سهم‌بر رودخانۀ زاینده‌رود آغاز شد و در 23 مهرماه 1332 پایان یافت.
در آغاز تصور می‌شد که با این اقدام بخشی از محدودیت منابع آب در اصفهان و زاینده‌رود برطرف شده است؛ اما تنها چند سال کافی بود تا مشخص شود که انتقال آب از یک حوضه به حوضۀ دیگر راهکار مناسبی برای برطرف کردن محدودیت منابع آب در حوضۀ مقصد نیست و پس از مدتی بواسطۀ تعریف مصارف بیشتر و افزایش سطح زمین‌های زیرکشت، زاینده‌رود حتی بیش از گذشته با کمبود منابع آب مواجه شد؛ اما با بی‌توجهی به این درس بزرگ ساخت تونل‌های کوهرنگ 2، 3 و چشمه لنگان هم بعدها در دستور کار قرار گرفت، پروژه‌های انتقال آبی که هیچ‌یک کمکی به حل مسئلۀ محدودیت منابع آب در اصفهان و زاینده‌رود نخواهد کرد. این پروژه‌ها در بهترین حالت همانند تزریق خون به انسان مجروحی است که خون‌ریزی او برطرف نشده است.
«کنترل و بهینه‌سازی مصرف آب و زیستن در چارچوب محدودیت‌های محیط زیست» یا «توهم غلبه بر محدودیت‌های محیط زیست با استفاده از تکنولوژی و تأمین هرچه بیشتر منابع آب»، به روش‌‌های گوناگون از قبیل بهره‌برداری بیشتر از منابع آب زیرزمینی یا پروژه‌های انتقال آب، دو شیوۀ مواجهه با مسئلۀ آب در ایران است. شیوۀ نخست هزاره‌ها در ایران آزموده شده و تمدن آبی ایران را پدید آورده و از عمر شیوۀ دوم تنها 8 دهه سپری می‌شود و نتیجۀ آن برهم خوردن پایداری محیط‌زیستی این تمدن کهن است.
از این منظر است که الحاق آب کوهرنگ به زاینده‌رود بدون توجه به اصل بودنِ کنترل و بهینه‌سازی مصرف آب و زیستن در چارچوب محدودیت‌های محیط‌زیست، نه تنها مسئلۀ محدودیت منابع آب را حل نمی‌کند بلکه تجربۀ زاینده‌رود نشان داده که با تقویت توهم فراوانی آب حتی ممکن است مسئله را بحرانی‌تر از گذشته نماید.
#بیست_سوم_مهر
#سد_کوهرنگ
#تونل_کوهرنگ
#حکمرانی_آب
#زاینده_رود
#سجاد_فتاحی
برخی اوقات ده ها کلمه و جمله را می‌توان با یک تصویر بیان کرد. اینجاست که شبکه‌ای اجتماعی همچون اینستاگرام مهم می‌شود.
آدرس صفحه من در اینستاگرام

https://www.instagram.com/p/CVCEEzXKxrW/?utm_medium=copy_link
مسئلۀ «غذا» در ایران
(شانزدهم اکتبر روز جهانی غذا)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
از طریق مفاهیم گوناگونی می‌توان به مسئلۀ غذا در ایران اندیشید که «گرسنگی»، «بهره‌وری غذایی»، «سلامت غذا» و «امنیت غذایی» بعضی از مهمترین آنها هستند.
بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده در ایران 5 درصد جمعیت یعنی در حدود 4 میلیون نفر از هموطنانمان از گرسنگی رنج می‌برند و ایران یکی از کشورهایی است که در آن سرانۀ اتلاف مواد غذایی بسیار بالاست؛ جدا از آنکه حاکمان باید به نقش خود در پیدایش وضعیت کنونی بیاندیشند، ما نیز هر زمان که غذایی را دور میریزیم باید به این فکر کنیم که همین غذا می‌تواند در کاهش رنج گرسنگی یکی از هموطنانمان مؤثر باشد.
مستند «میوه‌ها روی درخت مانده‌اند!» یکی از بهترین مستندهایی است که ناکارآمدی نظام کشاورزی در ایران را به خوبی به تصویر کشیده است. در حوزۀ تولید و توزیع محصولات کشاورزی، استفادۀ غیراستاندارد از سموم و کودهای شیمیایی؛ بهره‌وری پایین در حوزۀ تولید محصولات؛ بهره‌وری پایین در حوزۀ توزیع محصولات و اتلاف بخش قابل توجهی از آنها پیش از رسیدن به دست مصرف‌کننده مهمترین مسائلی هستند که بر وضعیت کنونی امنیت غذایی در ایران و البته از بین رفتن امنیت آبی اثرگذار بوده‌اند.
وضعیت سلامت مردمان یک سرزمین نسبت مستقیمی با کیفیت و کمیت غذایی دارد که مصرف می‌کنند. در دهه‌های گذشته نظام سلامت ایران، علیرغم صرف هزینه‌هایی هنگفت در حوزۀ درمان، عموماً به موضوع با اهمیت غذا و تأثیری که می‌توند بر پیشگیری از بیماری‌ها داشته باشد توجهی نداشته است. به عنوان مثال یکی از بیماری‌های شایع در ایران و یکی از مهمترین دلایل مرگ‌ومیر، بیماری‌های قلبی و عروقی است که ارتباطی مستقیم با الگوی تغذیه دارد و با تغییراتی کوچک در برخی عادت‌های نامناسب غذایی ما ایرانیان، می‌توان به میزان قابل توجهی از نرخ ابتلا به این بیماری و هزینه‌های سنگینی که به بخش درمان تحمیل می‌کند کاست؛ اما نظام سلامتِ درمان‌محورِ ایران این موضوع ساده را نادیده گرفته است.
مفهوم مهم دیگر، «امنیت غذایی» در ایران است که بواسطۀ برداشت نادرست نظام سیاسی از آن و شیوه‌های نادرست‌تر حرکت به سوی امنیت غذایی در چند دهۀ گذشته، منجر به از دست رفتن امنیت محیط‌زیستی و آبی ایران شده است.
امروز روز جهانی غذاست و به نظر فرصتی مناسب است تا هم به آسیب‌های نظام حکمرانی غذا در ایران بیاندیشیم و هم به اصلاح الگوهای نامناسب تغذیۀ خود.
#شانزدهم_اکتبر
#بیست_و_چهارم_مهر
#روز_جهانی_غذا
#امنیت_غذایی
#گرسنگی
#امنیت_آبی
#سجاد_فتاحی
فقر و آزادی
(روز جهانی ریشه‌کنی فقر و سالروز درگذشت فرخی یزدی)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
شکوفایی ظرفیت‌های انسانی یکی از پیش‌نیازهای کاهشِ پایدار فقر در جوامع است و «آزادی» یکی از مهمترین پیش‌نیازها برای شکوفایی ظرفیت‌های انسانی. به این ترتیب آزادی از طریق ایجاد زمینه برای شکوفایی ظرفیت‌های انسانی با کاهش فقر ارتباط می‌یابد.
کشورها و جوامع انسانی به نسبتی که آزادی انسان در حوزه‌های مختلف را تأمین کنند، زمینه‌های شکوفایی ظرفیت‌ها و استعدادهای انسانی را فراهم نموده و از این طریق گامی در جهت کاهش پایدار نرخ فقر برخواهند داشت. از این منظر است که فقرا بیش از مبالغی پول که به صورت ماهیانه در اختیار آنها قرار گیرد، به ایجاد زمینه جهت شکوفایی استعدادهای خود نیازمندند که نسبتی مستقیم با ایجاد زمینه برای آزادی انسان در حوزه‌های گوناگون دارد. این ایده را بیش از هر کس «آمارتیان‌سن» اقتصاددان هندی در آثار گوناگون خود و مهمترین آنها «توسعه به مثابه آزادی» تشریح کرده است.
با این دید است که باید در نیت نظام‌های سیاسی که از صبح تا شام از فقرا و مستضعفین سخن می‌گویند و شعار مبارزه با فقر سر می‌دهند اما آزادی‌های انسانی در حوزه‌‌های گوناگون را به بهانه‌های مختلف سلب می‌کنند، با دیدۀ تردید نگریست. چنین نظام‌هایی از طریق سرکوب ظرفیت‌های انسانی خود مولد فقراند و نمی‌توان از مولد فقر انتظار داشت که کمکی به کاهش فقر در جامعه نماید.
امروز هفدهم اکتبر و بیست و پنجم مهرماه در تاریخ ایران تقارن زیبایی رخ داده است از یک سو مناسبتی جهانی به نام روز جهانی ریشه‌کنی فقر است و از سوی دیگر سالگرد درگذشت، یا قتل یکی از مهمترین شاعران آزادی‌خواه معاصر ایران، «محمد فرخی یزدی» در زندان قصر. بی‌گمان اگر رؤیاهای زیبای فرخی یزدی در 82 سالی که از مرگ او گذشته است محقق شده بود امروز در ایران ظرفیت‌های انسانی شکوفاتر و نرخ فقر پایین‌تر بود. یادش گرامی.

#هفدهم_اکتبر
#بیست_و_پنجم_مهر
#روز_جهانی_مبارزه_با_فقر
#محمد_فرخی_یزدی
#آمارتیاسن
#سجاد_فتاحی
ورزش، تبعیض جنسیتی و منافع ملّی
(26 مهرماه روز تربیت‌ بدنی و ورزش)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
دو اصل اساسی وجود دارد که هر نظام سیاسی موجود در ایران باید آن را در شیوۀ حکمرانی و سیاست‌ورزی خود رعایت کند تا آن نظام سیاسی را نظامی ایران‌گرا و حافظِ منافعِ ملّی بدانیم. این دو اصل یکی عدم تبعیض در حوزه‌های گوناگون بین ساکنان مختلف این سرزمین از نظر جنس، دین و مذهب است و دیگری اولویت داشتن منافعِ کلیّت ایران نسبت به هر گرایش یا منفعت ایدئولوژیک دیگر.
نحوۀ سیاست‌گذاری ورزش ایران در سال‌های پس از انقلاب 1357یکی از حوزه‌هایی است که بارها نشان داده است که این دو اصل در سیاست‌ورزی نظام سیاسی کنونی رعایت نمی‌شود.
برجسته‌ترین شکل تبعیض در ورزش ایران تبعیض جنسیتی است؛ که در آن زنان از فرصت‌هایی برابر با مردان برای پرداختن به علائق خود در سطوح ملّی و جهانی برخوردار نیستند؛ نتیجۀ این امر هم علاوه بر نقض حقوق بدیهی زنان ایرانی در جهان معاصر، آن شده است که نیمی از جمعیت کشور در کسب افتخار برای سرزمین خود با موانعی جدی روبرو هستند.
داستان مضحک ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی، عدم امکان ورود زنان به برخی رشته‌های ورزشی در سطح قهرمانی و نوع پوشش تحمیلی به آنها در رقابت‌های ملّی و جهانی که همگی دهه‌ها پیش از انقلاب 1357 حل شده بود نمودی آشکار از این تبعیض و نقض منافع ملّی در پیشگاه عقاید فرهنگی و ایدئولوژیکی است که اگرچه در حوزۀ فرهنگ محترم است اما نباید جایگاهی در سطح سیاست‌ورزی ملّی داشته باشند.
عدم اولویت منافع ملّی در سیاست‌گذاری‌های ورزش قهرمانی در ایران خود را در موضوع رقابت ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیل نیز نشان می‌دهد؛ اعتقاد به غصب سرزمین فلسطینیان توسط جمعی از یهودیان موضوعی است که اگرچه می‌تواند در سطح فرهنگی و در گفت‌وگوهایی که بین جریان‌های گوناگون در حوزۀ فرهنگی ایران در می‌گیرد مجالی برای طرح داشته باشد اما هنگامی که به عرصۀ سیاست‌ورزی در سطح ملّی می‌رسیم باید تابع عرف پذیرفته شده در جهان باشد که در غیر این صورت، همانطور که تجربۀ تمامی سال‌های پس از انقلاب 1357 نشان داده، لطمات جبران‌ناپذیری را به منافع ملّی ایران وارد خواهد کرد. لطماتی که تنها بخش کوچکی از آن را می‌توانیم در حوزۀ ورزش ایران و برخی محدودیت‌ها و محرومیت‌های ایجاد شده برای آن شاهد باشیم.
روز تربیت‌بدنی و ورزش بر تمام زنان ورزشکار ایران زمین شاد باد.
#بیست_و_ششم_مهر
#روز_تربیت_بدنی_و_ورزش
#تبعیض_جنسیتی
#منافع_ملی
#ورود_زنان_به_ورزشگاه
#پوشش_زنان_ورزشکار
#حکمرانی_ورزشی
#سجاد_فتاحی