✍️«خشونت و سبک زندگی ایرانی-اسلامی»
♦️خشونت فوتبال پدیدهای است که در همه جوامع وجود دارد و ایران قطعا استثنا نیست، اما چند نکته آزاردهنده وجود دارد که علیالقاعده مسئولین را میبایستی به فکر فرو برد. نخست آن که خشونت در استادیومهای فوتبال در حال افزایش است. یک راهحل آن است که نیروی انتظامی را بیشتر نماییم، اما پرسش اساسیتر آن است که چرا روند خشونت فوتبال در حال افزایش است؟
♦️نکته دوم آن است که این فقط در فوتبال نیست که خشونت درحال افزایش است. در ابعاد دیگر هم خشونت در حال افزایش است. نزاع، پرخاش گری و درگیریهای خیابانی، خشونت در خانواده نسبت به زنان، خشونت در مدارس، قتلهایی که درنتیجه عصبانیت و خشونتهای لحظهای به هنگام مشاجرهها اتفاق میافتند هم در حال افزایش هستند. اگر روند رو به صعود ناهنجاریهای دیگر همچون تمایل به مهاجرت نخبگان و تحصیلکردهها، بیکاری، ناامیدی، رواج بیماریهای روانپریشی، افسردگی، طلاق، فساد، از بین رفتن قبح مفاسد اقتصادی و... را هم اضافه کنیم در آنصورت میبایستی گفت که ناهنجاری فقط در میان تماشاگران فوتبال نیست که در حال گسترش است، بلکه کل جامعه ایران اسلامی دچار بحران است.
♦️همین چندی پیش بود که شورایعالی انقلاب فرهنگی سند «سبک زندگی ایرانی – اسلامی» را معرفی کردند که نهتنها در ایران بلکه برای جوامع دیگر بشری هم الگو قرار بگیرد. قطعا بعد از چهل سال الگوی «سبک زندگی ایرانی – اسلامی» که دیگران هم بشتابند و از آن تقلید نمایند خیلی الگوی موفقی از آب در نیامده.
♦️نمیدانم، شاید به زودی مسئولین محترم کشور اعلام کنند که رفتن جامعه در مسیر عکس «الگوی پیشرفت ایرانی – اسلامی» توطئه جدید دیگری از سوی استکبار جهانی، صهیونیسم، استعمار و سایر دشمنان اسلام میبوده و میبایستی از فردا این توطئه آنان را هم به فضل الهی خنثی نماییم.
#صادق_زیباکلام
هشتم اردیبهشت۱۳۹۸
@Roshanfkrane
♦️خشونت فوتبال پدیدهای است که در همه جوامع وجود دارد و ایران قطعا استثنا نیست، اما چند نکته آزاردهنده وجود دارد که علیالقاعده مسئولین را میبایستی به فکر فرو برد. نخست آن که خشونت در استادیومهای فوتبال در حال افزایش است. یک راهحل آن است که نیروی انتظامی را بیشتر نماییم، اما پرسش اساسیتر آن است که چرا روند خشونت فوتبال در حال افزایش است؟
♦️نکته دوم آن است که این فقط در فوتبال نیست که خشونت درحال افزایش است. در ابعاد دیگر هم خشونت در حال افزایش است. نزاع، پرخاش گری و درگیریهای خیابانی، خشونت در خانواده نسبت به زنان، خشونت در مدارس، قتلهایی که درنتیجه عصبانیت و خشونتهای لحظهای به هنگام مشاجرهها اتفاق میافتند هم در حال افزایش هستند. اگر روند رو به صعود ناهنجاریهای دیگر همچون تمایل به مهاجرت نخبگان و تحصیلکردهها، بیکاری، ناامیدی، رواج بیماریهای روانپریشی، افسردگی، طلاق، فساد، از بین رفتن قبح مفاسد اقتصادی و... را هم اضافه کنیم در آنصورت میبایستی گفت که ناهنجاری فقط در میان تماشاگران فوتبال نیست که در حال گسترش است، بلکه کل جامعه ایران اسلامی دچار بحران است.
♦️همین چندی پیش بود که شورایعالی انقلاب فرهنگی سند «سبک زندگی ایرانی – اسلامی» را معرفی کردند که نهتنها در ایران بلکه برای جوامع دیگر بشری هم الگو قرار بگیرد. قطعا بعد از چهل سال الگوی «سبک زندگی ایرانی – اسلامی» که دیگران هم بشتابند و از آن تقلید نمایند خیلی الگوی موفقی از آب در نیامده.
♦️نمیدانم، شاید به زودی مسئولین محترم کشور اعلام کنند که رفتن جامعه در مسیر عکس «الگوی پیشرفت ایرانی – اسلامی» توطئه جدید دیگری از سوی استکبار جهانی، صهیونیسم، استعمار و سایر دشمنان اسلام میبوده و میبایستی از فردا این توطئه آنان را هم به فضل الهی خنثی نماییم.
#صادق_زیباکلام
هشتم اردیبهشت۱۳۹۸
@Roshanfkrane
🔴ایران خسته
✍🏻#علیرضا_کفایی
🔹راه طی شده از ابتدای انقلاب تا کنون خطاهایی را بر میشمرد که عمدتاً مردم در آن نقش فعالی نداشته اند، نمی توان مردم را مقصر دانست بلکه عمده خطاها که بعضاً خسارتهای جبران ناپذیر وارد آورده اند بخاطر اتخاذ سیاستهای غلط از سوی مسئولین و تصمیم گیران رخ داده و قربانی اصلی هم مردم بوده اند.
🔹روندی هم که اکنون طی می شود چشم اندازی از بهبود اوضاع در آن مشهود نیست، می توان از تجارب چهل ساله سود برد و اصرار بر ادامه اشتباهات نداشت تا جامعه از وضعیت دشوار و سختی های پیش رو رهایی یافته و یا حداقل از شدت آنها کاسته گردد.
🔹بی تردید آمریکا بخصوص در دوره ترامپ و گروه جنگ طلب همراهش بر گسترش نارضایتی ها متمرکز شده اند و متاسفانه داخلی های بی فکر تندرو هم با آنها همداستانند، ادعای اینکه هیچ غلطی نمی توانند بکنند هم غلط است و هم در دیپلماسی پذیرفتنی نیست، در هر حال تاثیری خواهند گذاشت و آنچه که مشاهده می شود حاکی از آن است که غلط! هم کرده اند و فشار بر ایران و مردم زیاد است ولی نمی توان از این واقعیت فرار کرد که خود ما بیشتر غلط! می کنیم.
🔹هرج و مرج اقتصادی، دزدی های بزرگ، حرامخواری، آشفتگی سیاسی، دخالت نیروهای نظامی در اقتصاد و سیاست و فرهنگ، دین گریزی جوانان، عدم آزادی های قانونی، زندانها و حصرها و محدودیتها، خرافه پرستی و چاپلوسی و مقدس سازی های بیمورد و ..... همه و همه علامتهای فروپاشی است و با زور و حرکت در مدار دیکتاتوری با هر توجیهی حتی کوتاه مدت و برای گذر از مقطع کنونی نه تنها راه حل نیست بلکه بر انبوه مشکلات می افزاید و شاید تسریع در از هم گسیختگی ملی باشد.
🔹واقعیت کنونی این است که مردم خسته شده اند؛ خسته از بی مهری ها، از اینکه رای آنها اعمال نمی شود، از اینکه در مایحتاج روزانه خود درمانده اند، از اینکه اقلیتی بر خطاهای خود که جامعه را به این روز انداخته همچنان اصرار دارند و هنوز وعده روزگار بهتر می دهند، روحانیت که عمده امور را چهل سال است در دست دارد نتوانسته کارکرد معنی دار و مثبتی از خود نشان دهد و نباید ادعا کند در راه دین و مذهب عمل می کند، سخن از مخالفت با روحانیت نیست بلکه واقعیتی که در اندیشه مردم می گذرد بیان می شود و البته روشنفکران هم نتوانسته اند راه درستی را نشان دهند، برآیند همه آنچه که گذشته است و می گذرد خستگی و بیزاری امروز مردم است.
🔹چرا اصلاح طلبان را با حمایت حاکمیت و نهادهای نظارتی و امنیتی و نظامی و انتظامی در تنگنا قرار می دهند؟ ادعایی بر این نیست که اگر اصلاحطلبان ارکان امور را در دست داشته باشند ایران گلستان می شود ولی جناح دیگر که به کمک قدرت از هر امکانی سود برده؛ فلاکت امروز را رقم زده است و اصلاحات تنها راهی است که می تواند گرهی را بگشاید و گرد خستگی و غبار غم را از چهره ایران پاک کند.
🔹وقتی یک جریان و نورچشمی ها و روحانیت زمامدارند خسارت ببار می آید و خطای خود را هم نمی پذیرد، نمونه عینی آن احمدی نژاد است که با حمایت بی چون و چرا آنها سر کار آمد و این شد که می بینیم.
🔹مردم خسته، جامعه خسته، ایران خسته از بی تدبیرها و خطاها که مصیبت از زمین و آسمان بر او می بارد و مسئولین به هر بهانه ای فضا را تنگتر و تنگتر می کنند معلوم نیست فردا چه عکس العملی از خود نشان دهند.
🔹این سخن و نظر دکتر احسان شریعتی در «نگاهی دیگر به انقلاب» قابل ملاحظه است، در این مسیر حرکت کنیم: « همرأیی و همگرایی در جهت شکلگیری نوعی جبههٔ نجات حافظ مصالح ملی، صلح، و اصلاحات اساسی معطوف به «حاکمیتِ قانونبیناد»، جمهوری و مردمسالاری، حرمت و رعایت آزادیها و حقوق پایهای بشری-و-شهروندی ؛ بازبینی شیوهٔ زیست و اسکان، تولید و توزیع، مبتنی اوولویتهای زیستمحیطی، و معیار تقدم مصلحت عمومی و عدالت اجتماعی؛ تغییر سیاستگذاری کلان فرهنگی، آموزشی-و-پرورشی، در راستای آموزههای نوزایی ملی، دین پیرایی، و اعتلای علمی و اخلاقی جامعه.»
🔹شبی دود خلق آتشی برفروخت
شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
@Roshanfkrane
✍🏻#علیرضا_کفایی
🔹راه طی شده از ابتدای انقلاب تا کنون خطاهایی را بر میشمرد که عمدتاً مردم در آن نقش فعالی نداشته اند، نمی توان مردم را مقصر دانست بلکه عمده خطاها که بعضاً خسارتهای جبران ناپذیر وارد آورده اند بخاطر اتخاذ سیاستهای غلط از سوی مسئولین و تصمیم گیران رخ داده و قربانی اصلی هم مردم بوده اند.
🔹روندی هم که اکنون طی می شود چشم اندازی از بهبود اوضاع در آن مشهود نیست، می توان از تجارب چهل ساله سود برد و اصرار بر ادامه اشتباهات نداشت تا جامعه از وضعیت دشوار و سختی های پیش رو رهایی یافته و یا حداقل از شدت آنها کاسته گردد.
🔹بی تردید آمریکا بخصوص در دوره ترامپ و گروه جنگ طلب همراهش بر گسترش نارضایتی ها متمرکز شده اند و متاسفانه داخلی های بی فکر تندرو هم با آنها همداستانند، ادعای اینکه هیچ غلطی نمی توانند بکنند هم غلط است و هم در دیپلماسی پذیرفتنی نیست، در هر حال تاثیری خواهند گذاشت و آنچه که مشاهده می شود حاکی از آن است که غلط! هم کرده اند و فشار بر ایران و مردم زیاد است ولی نمی توان از این واقعیت فرار کرد که خود ما بیشتر غلط! می کنیم.
🔹هرج و مرج اقتصادی، دزدی های بزرگ، حرامخواری، آشفتگی سیاسی، دخالت نیروهای نظامی در اقتصاد و سیاست و فرهنگ، دین گریزی جوانان، عدم آزادی های قانونی، زندانها و حصرها و محدودیتها، خرافه پرستی و چاپلوسی و مقدس سازی های بیمورد و ..... همه و همه علامتهای فروپاشی است و با زور و حرکت در مدار دیکتاتوری با هر توجیهی حتی کوتاه مدت و برای گذر از مقطع کنونی نه تنها راه حل نیست بلکه بر انبوه مشکلات می افزاید و شاید تسریع در از هم گسیختگی ملی باشد.
🔹واقعیت کنونی این است که مردم خسته شده اند؛ خسته از بی مهری ها، از اینکه رای آنها اعمال نمی شود، از اینکه در مایحتاج روزانه خود درمانده اند، از اینکه اقلیتی بر خطاهای خود که جامعه را به این روز انداخته همچنان اصرار دارند و هنوز وعده روزگار بهتر می دهند، روحانیت که عمده امور را چهل سال است در دست دارد نتوانسته کارکرد معنی دار و مثبتی از خود نشان دهد و نباید ادعا کند در راه دین و مذهب عمل می کند، سخن از مخالفت با روحانیت نیست بلکه واقعیتی که در اندیشه مردم می گذرد بیان می شود و البته روشنفکران هم نتوانسته اند راه درستی را نشان دهند، برآیند همه آنچه که گذشته است و می گذرد خستگی و بیزاری امروز مردم است.
🔹چرا اصلاح طلبان را با حمایت حاکمیت و نهادهای نظارتی و امنیتی و نظامی و انتظامی در تنگنا قرار می دهند؟ ادعایی بر این نیست که اگر اصلاحطلبان ارکان امور را در دست داشته باشند ایران گلستان می شود ولی جناح دیگر که به کمک قدرت از هر امکانی سود برده؛ فلاکت امروز را رقم زده است و اصلاحات تنها راهی است که می تواند گرهی را بگشاید و گرد خستگی و غبار غم را از چهره ایران پاک کند.
🔹وقتی یک جریان و نورچشمی ها و روحانیت زمامدارند خسارت ببار می آید و خطای خود را هم نمی پذیرد، نمونه عینی آن احمدی نژاد است که با حمایت بی چون و چرا آنها سر کار آمد و این شد که می بینیم.
🔹مردم خسته، جامعه خسته، ایران خسته از بی تدبیرها و خطاها که مصیبت از زمین و آسمان بر او می بارد و مسئولین به هر بهانه ای فضا را تنگتر و تنگتر می کنند معلوم نیست فردا چه عکس العملی از خود نشان دهند.
🔹این سخن و نظر دکتر احسان شریعتی در «نگاهی دیگر به انقلاب» قابل ملاحظه است، در این مسیر حرکت کنیم: « همرأیی و همگرایی در جهت شکلگیری نوعی جبههٔ نجات حافظ مصالح ملی، صلح، و اصلاحات اساسی معطوف به «حاکمیتِ قانونبیناد»، جمهوری و مردمسالاری، حرمت و رعایت آزادیها و حقوق پایهای بشری-و-شهروندی ؛ بازبینی شیوهٔ زیست و اسکان، تولید و توزیع، مبتنی اوولویتهای زیستمحیطی، و معیار تقدم مصلحت عمومی و عدالت اجتماعی؛ تغییر سیاستگذاری کلان فرهنگی، آموزشی-و-پرورشی، در راستای آموزههای نوزایی ملی، دین پیرایی، و اعتلای علمی و اخلاقی جامعه.»
🔹شبی دود خلق آتشی برفروخت
شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
@Roshanfkrane
تولید ایرانی گروگان توهمات
4 باور غلط در #اقتصاد ایران
✍دکتر فرخ قبادی
حوزه تولید در ایران به نظر میرسد، اسیر توهم تصمیمگیران شده است. زیرا چارچوبی از باورهای غلط، وضعیت تولید را به حال و روز کنونی کشانده است.
نکته اول اینجاست که مسیر صنعتی شدن در کشورهای صنعتی، نشانی از تولید صفر تا صد در کشور مادر ندارد. اما این به یک اصل در داخل کشور تبدیل شده که اگر در مسیر تولید، کالایی وارد شود یک نگاه بدبینانه به دنبال خواهد داشت.
این نگاه بدبینانه در بخش «خدمات» نیز موج میزند. تولید در ایران مترادف با توسعه بخشهای کشاورزی و صنعت است. درحالیکه کمتر کشور صنعتی را میتوان یافت که سهم بخش خدمات در تولید ملی کمتر از 70 درصد و سهم بخش کشاورزی بیش از 2 یا 3 درصد باشد.
علت این بدبینی را به نحوه توسعه بخش خدمات در اقتصاد ایران مربوط میدانم. از نظر من، سرنخ اصلی این نقصان به وجود منابع نفتی بازمیگردد.
توهم سوم در مورد سیاستهای حمایتی است، اگرچه سیاستهای حمایتی در تمامی کشورهای صنعتی در زمان پاگرفتن صنعت، بهکار گرفته شده، اما این حمایت چکسفید امضا نبوده و پس از مدتی جای خود را به تجارت آزاد و رقابت داده است. اما در ایران اغلب حمایت از تولید، مترادف با پولپاشیهای بیحساب و کتاب شده است.
توهم چهارم را میتوان به گزاره «هدایت نقدینگی به سمت تولید» نسبت داد. در اقتصاد نیز نقدینگی به سمت نقاطی خواهد رفت که بازدهی بالاتر و مطمئنتری را حاصل کند و قدعلم کردن در برابر آن، مانند بستن مسیلها در برابر مسیر آب است که منجر به سیلی در برخی نقاط اقتصاد خواهد شد.
@Roshanfkrane
4 باور غلط در #اقتصاد ایران
✍دکتر فرخ قبادی
حوزه تولید در ایران به نظر میرسد، اسیر توهم تصمیمگیران شده است. زیرا چارچوبی از باورهای غلط، وضعیت تولید را به حال و روز کنونی کشانده است.
نکته اول اینجاست که مسیر صنعتی شدن در کشورهای صنعتی، نشانی از تولید صفر تا صد در کشور مادر ندارد. اما این به یک اصل در داخل کشور تبدیل شده که اگر در مسیر تولید، کالایی وارد شود یک نگاه بدبینانه به دنبال خواهد داشت.
این نگاه بدبینانه در بخش «خدمات» نیز موج میزند. تولید در ایران مترادف با توسعه بخشهای کشاورزی و صنعت است. درحالیکه کمتر کشور صنعتی را میتوان یافت که سهم بخش خدمات در تولید ملی کمتر از 70 درصد و سهم بخش کشاورزی بیش از 2 یا 3 درصد باشد.
علت این بدبینی را به نحوه توسعه بخش خدمات در اقتصاد ایران مربوط میدانم. از نظر من، سرنخ اصلی این نقصان به وجود منابع نفتی بازمیگردد.
توهم سوم در مورد سیاستهای حمایتی است، اگرچه سیاستهای حمایتی در تمامی کشورهای صنعتی در زمان پاگرفتن صنعت، بهکار گرفته شده، اما این حمایت چکسفید امضا نبوده و پس از مدتی جای خود را به تجارت آزاد و رقابت داده است. اما در ایران اغلب حمایت از تولید، مترادف با پولپاشیهای بیحساب و کتاب شده است.
توهم چهارم را میتوان به گزاره «هدایت نقدینگی به سمت تولید» نسبت داد. در اقتصاد نیز نقدینگی به سمت نقاطی خواهد رفت که بازدهی بالاتر و مطمئنتری را حاصل کند و قدعلم کردن در برابر آن، مانند بستن مسیلها در برابر مسیر آب است که منجر به سیلی در برخی نقاط اقتصاد خواهد شد.
@Roshanfkrane
🔻ترامپ به مثابه صدام!
✍🏻 جعفر گلابی
🔹بیش از نیم قرن است که حوادث و رویدادهای گوناگون سیاسی روسای جمهور آمریکا را به نوعی در مرکز توجه ایرانیان قرار داده است. از ماجرای کاپیتالاسیون گرفته که در آن جامعه ایرانی احساس میکرد از سوی هیات حاکمه آمریکا مورد تحقیر قرار گرفته و رهبر فقید انقلاب رئیسجمهور این کشور را منفورترین افراد نزد ملت ایران دانست تا کنون که دونالد ترامپ تمام قامت علیه ایران ایستاده است.
🔹به صورت منطقی و عرفی معمولا هیچ انسانی یافت نمیشود که از مهاجم خویش استقبال کند و دلایل او را برای زخم و جراحتی که میزند بپذیرد. احتمالا تصمیمگیران نشسته در کاخ سفید هم به خوبی میدانند که «توجیهاتشان» پیرامون برقراری شدیدترین تحریمها علیه ایران به شوخی بیشتر شبیه است و برای خالی نبودن عریضه بیان میشود. این ادعا که تحریمها برای حمایت از ملت ایران انجام میشوند ضمن اینکه نوعی دهنکجی است خشم بیشتری را برمیانگیزاند.
🔹متاسفانه نوع تبلیغات و مواجهه ما با آمریکا طی سالیان طولانی از عمق و ظرافت و واقعگرایی لازم برخوردار نبوده و معمولا در چارچوب شعارهای کلیشهای تعریف شده است، لذا شاید همین معنا سبب شده است که در حال حاضر نفرت ایرانیان نسبت به شخصی که علیه آنان شمشیر را از رو بسته است آنچنان که باید بروز و ظهور پیدا نکند. بجز برخی از فارسیزبانان برانداز که تصور میکنند اقدامات ترامپ در نهایت راه را برای به قدرت رسیدن آنان هموار میکند و برای همین هم بیشرمانه نامه مینویسند و خواستار تحریم هموطنان خود میشوند بعید است ایرانی یافت شود که تحریمها را اقدامی خصمانه تلقی نکند و از آن استقبال نشان دهد.
🔹مسلما اگر منافع کوتاه مدت آمریکا ایجاب نکند، اگر در انتخاب مجدد آقای ترامپ موثر نباشد، اگر القائات اسرائیل و عربستان نباشد، اگر افزایش سطح تنش با ایران بازار اسلحهفروشان آمریکا را رونق ندهد در منظومه فکری تاجری مثل رئیسجمهور آمریکا آزادی و امنیت و رفاه مردم ایران محلی از اعراب ندارد و ذهنش را حتی برای لحظهای به خود مشغول نمیکند.
🔹در حال حاضر آشنایان به سیاست به خوبی میدانند که هیچیک از مدعیان اپوزیسیون سابقه، توان، نفوذ، نیرو و شناخت لازم برای جایگزینی حکومت ایران را ندارند و در صورت تضعیف حکومت مرکزی در ایران احتمال ایجاد یک خلأ عظیم قدرت و برباد رفتن نظم و سامان کشور بسیار بالاست لذا روشن است که در شرایط کنونی تمرکز آمریکا روی فشار حداکثری بر جامعه ایرانی خطرات چند بعدی را در بر دارد که تضعیف جمهوری اسلامی تنها یکی از این پیامدهاست. آمریکا نه تنها بر این حقیقت آگاه است بلکه تلاشی را نشان میدهد که در آن کوچکترین تعهدی نسبت به تمامیت ارضی ایران دیده نمیشود.
🔹بعید است مردم ایران متوجه نباشند که چاقویی که در دست ترامپ است برای طبابت و جراحی و دفع بلا از ایران نیست و اگر فرود آید قلب سالم کشور را میشکافد. بر این اساس اگر بگذاریم جامعه خودش باشد، خصومت آمریکا با نظام را پررنگتر از بازی کردنش با سرنوشت ایران نشان ندهیم و کینههای درونی به وجود آمده را التیام ببخشیم رئیسجمهور آمریکا منفورترین شخص نزد ملت ایران خواهد بود.
🔹کاخ سفید پس از نا آرامیهای دیماه سال 96با تصور داشتن زمینه لازم برای گسترش آشوبها از برجام خارج شد و چون از گرفتن نتیجه دلخواه محروم شد بر شدت و سرعت اقدامات ضد ایرانی خود میافزاید. متاسفانه چون دیالوگ منطقی و جدی و متواضعانه و موثر میان دولت و ملت برقرار نشده است حتی برای برخی از نخبگان شرایط موجود پر از ابهام است.
🔹چندی پیش با دوستی از اهل سیاست که هزینههای بسیار هم پرداخته است همکلام شدم و در کمال تعجب شنیدم که میگفت مسئله من تحریمها نیست! وقتی از او پرسیدم که چگونه شکنجه میلیونها ایرانی توسط قلدری به نام ترامپ برایتان مسئله نیست؟ پاسخ روشنی نداشت و نشان میداد خسارتهایی که متحمل شده او را از داشتن یک تحلیل واقعگرایانه از وضع موجود عاجز کرده است.
🔹تا دیر نشده است باید همه ظرفیتهای درونی کشور را با صداقت و توسعه اعتماد عمومی فعال کنیم که در این صورت نفرت از هر متجاوزی او را از خیال خام بیرون خواهد کرد. ایرانیان مثل همه ملتها از هر متجاوزی متنفرند و در مقابلش میایستند و تفاوتی میان صدام و ترامپ وجود ندارد.
@Roshanfkrane
✍🏻 جعفر گلابی
🔹بیش از نیم قرن است که حوادث و رویدادهای گوناگون سیاسی روسای جمهور آمریکا را به نوعی در مرکز توجه ایرانیان قرار داده است. از ماجرای کاپیتالاسیون گرفته که در آن جامعه ایرانی احساس میکرد از سوی هیات حاکمه آمریکا مورد تحقیر قرار گرفته و رهبر فقید انقلاب رئیسجمهور این کشور را منفورترین افراد نزد ملت ایران دانست تا کنون که دونالد ترامپ تمام قامت علیه ایران ایستاده است.
🔹به صورت منطقی و عرفی معمولا هیچ انسانی یافت نمیشود که از مهاجم خویش استقبال کند و دلایل او را برای زخم و جراحتی که میزند بپذیرد. احتمالا تصمیمگیران نشسته در کاخ سفید هم به خوبی میدانند که «توجیهاتشان» پیرامون برقراری شدیدترین تحریمها علیه ایران به شوخی بیشتر شبیه است و برای خالی نبودن عریضه بیان میشود. این ادعا که تحریمها برای حمایت از ملت ایران انجام میشوند ضمن اینکه نوعی دهنکجی است خشم بیشتری را برمیانگیزاند.
🔹متاسفانه نوع تبلیغات و مواجهه ما با آمریکا طی سالیان طولانی از عمق و ظرافت و واقعگرایی لازم برخوردار نبوده و معمولا در چارچوب شعارهای کلیشهای تعریف شده است، لذا شاید همین معنا سبب شده است که در حال حاضر نفرت ایرانیان نسبت به شخصی که علیه آنان شمشیر را از رو بسته است آنچنان که باید بروز و ظهور پیدا نکند. بجز برخی از فارسیزبانان برانداز که تصور میکنند اقدامات ترامپ در نهایت راه را برای به قدرت رسیدن آنان هموار میکند و برای همین هم بیشرمانه نامه مینویسند و خواستار تحریم هموطنان خود میشوند بعید است ایرانی یافت شود که تحریمها را اقدامی خصمانه تلقی نکند و از آن استقبال نشان دهد.
🔹مسلما اگر منافع کوتاه مدت آمریکا ایجاب نکند، اگر در انتخاب مجدد آقای ترامپ موثر نباشد، اگر القائات اسرائیل و عربستان نباشد، اگر افزایش سطح تنش با ایران بازار اسلحهفروشان آمریکا را رونق ندهد در منظومه فکری تاجری مثل رئیسجمهور آمریکا آزادی و امنیت و رفاه مردم ایران محلی از اعراب ندارد و ذهنش را حتی برای لحظهای به خود مشغول نمیکند.
🔹در حال حاضر آشنایان به سیاست به خوبی میدانند که هیچیک از مدعیان اپوزیسیون سابقه، توان، نفوذ، نیرو و شناخت لازم برای جایگزینی حکومت ایران را ندارند و در صورت تضعیف حکومت مرکزی در ایران احتمال ایجاد یک خلأ عظیم قدرت و برباد رفتن نظم و سامان کشور بسیار بالاست لذا روشن است که در شرایط کنونی تمرکز آمریکا روی فشار حداکثری بر جامعه ایرانی خطرات چند بعدی را در بر دارد که تضعیف جمهوری اسلامی تنها یکی از این پیامدهاست. آمریکا نه تنها بر این حقیقت آگاه است بلکه تلاشی را نشان میدهد که در آن کوچکترین تعهدی نسبت به تمامیت ارضی ایران دیده نمیشود.
🔹بعید است مردم ایران متوجه نباشند که چاقویی که در دست ترامپ است برای طبابت و جراحی و دفع بلا از ایران نیست و اگر فرود آید قلب سالم کشور را میشکافد. بر این اساس اگر بگذاریم جامعه خودش باشد، خصومت آمریکا با نظام را پررنگتر از بازی کردنش با سرنوشت ایران نشان ندهیم و کینههای درونی به وجود آمده را التیام ببخشیم رئیسجمهور آمریکا منفورترین شخص نزد ملت ایران خواهد بود.
🔹کاخ سفید پس از نا آرامیهای دیماه سال 96با تصور داشتن زمینه لازم برای گسترش آشوبها از برجام خارج شد و چون از گرفتن نتیجه دلخواه محروم شد بر شدت و سرعت اقدامات ضد ایرانی خود میافزاید. متاسفانه چون دیالوگ منطقی و جدی و متواضعانه و موثر میان دولت و ملت برقرار نشده است حتی برای برخی از نخبگان شرایط موجود پر از ابهام است.
🔹چندی پیش با دوستی از اهل سیاست که هزینههای بسیار هم پرداخته است همکلام شدم و در کمال تعجب شنیدم که میگفت مسئله من تحریمها نیست! وقتی از او پرسیدم که چگونه شکنجه میلیونها ایرانی توسط قلدری به نام ترامپ برایتان مسئله نیست؟ پاسخ روشنی نداشت و نشان میداد خسارتهایی که متحمل شده او را از داشتن یک تحلیل واقعگرایانه از وضع موجود عاجز کرده است.
🔹تا دیر نشده است باید همه ظرفیتهای درونی کشور را با صداقت و توسعه اعتماد عمومی فعال کنیم که در این صورت نفرت از هر متجاوزی او را از خیال خام بیرون خواهد کرد. ایرانیان مثل همه ملتها از هر متجاوزی متنفرند و در مقابلش میایستند و تفاوتی میان صدام و ترامپ وجود ندارد.
@Roshanfkrane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«فراموشی»
تصاویری از حملۀ موشکی عراق به ایران، زمستان ۶۶ و بهار ۶۷؛ آخرین مرحله از «جنگ شهرها»
موشکهای عراق نوعی اسکادِ روسی بود که در عراق تولید میشد. عراقیها در طول ۵۰ روز ۱۸۹ موشک شلیک کردند. ۱۳۵ فروند در تهران، ۲۳ فروند در قم، ۲۲ فروند در اصفهان و تعدادی در تبریز و شیراز و کرج فرود آمد. حدود دو هزار هموطن جان باختند و بخش بزرگی از مردم تهران به شهرستانها رفتند.
تصاویر بسیار اندکی از این حملات گسترده یافت میشود. وقتی صدای آژیر پخش میشد، یعنی سه چهار دقیقۀ بعد... چه روزهای پررنجی... و پرسش بزرگتر اینکه: چرا جامعۀ ایرانی نمیتواند حوادث بد را پیشبینی و پیشگیری کند؟
#مستند
#جنگ
@Roshanfkrane
تصاویری از حملۀ موشکی عراق به ایران، زمستان ۶۶ و بهار ۶۷؛ آخرین مرحله از «جنگ شهرها»
موشکهای عراق نوعی اسکادِ روسی بود که در عراق تولید میشد. عراقیها در طول ۵۰ روز ۱۸۹ موشک شلیک کردند. ۱۳۵ فروند در تهران، ۲۳ فروند در قم، ۲۲ فروند در اصفهان و تعدادی در تبریز و شیراز و کرج فرود آمد. حدود دو هزار هموطن جان باختند و بخش بزرگی از مردم تهران به شهرستانها رفتند.
تصاویر بسیار اندکی از این حملات گسترده یافت میشود. وقتی صدای آژیر پخش میشد، یعنی سه چهار دقیقۀ بعد... چه روزهای پررنجی... و پرسش بزرگتر اینکه: چرا جامعۀ ایرانی نمیتواند حوادث بد را پیشبینی و پیشگیری کند؟
#مستند
#جنگ
@Roshanfkrane
وصیتنامه برتولت برشت (به آیندگان)
این شاهکار در سال ۱۹۳۹ زمانی که برشت در دانمارک و در شرایط سخت تبعيد بسر میبرد سروده شده و از این شعر به عنوان وصیت نامه معنوی او نام برده اند.
به آيندگان
راستی كه در دوره تيره و تاری زندگی می كنم:
امروزه فقط حرفهای احمقانه بی خطرند.
گره بر ابرو نداشتن، از بی احساسی خبر مي دهد،
و آنكه می خندد،
هنوز خبر هولناك را نشنيده است.
اين چه زمانه ايست كه
حرف زدن از درختان عين جنايت است.
وقتی از اين همه تباهی چيزی نگفته باشيم!
كسی كه آرام به راه خود می رود گناهكار است
زيرا دوستانی كه در تنگنا هستند
ديگر به او دسترس ندارند.
اين درست است: من هنوز رزق و روزی دارم.
اما باور كنيد: اين تنها از روی تصادف است.
هيچ قرار نيست از كاری كه می كنم نان و آبی برسد.
اگر بخت و اقبال پشت كند، كارم ساخته است.
به من می گويند: بخور، بنوش و از آنچه داری شاد باش.
اما چطور می توان خورد و نوشيد
وقتی خوراكم را از چنگ گرسنه ای بيرون كشيده ام
و به جام آبم تشنه ای مستحق تر است.
اما باز هم م خورم و می نوشم.
من هم دلم می خواهد كه خردمند باشم.
در كتابهای قديمی آدم خردمند را چنين تعريف كرده اند:
از آشوب زمانه دوری گرفتن و اين عمر كوتاه را
بی وحشت سپری كردن.
بدی را با نيكی پاسخ دادن.
آرزوها را يكايك به نسيان سپردن.
اين است خردمندی.
اما اين كارها بر نمی آيد از من.
راستی كه در دوره تيره و تاری زندگی می كنم.
*
در دوران آشوب به شهرها آمدم
زمانی كه گرسنگی بيداد می كرد.
در زمان شورش به ميان مردم آمدم
و به همراهشان فرياد زدم.
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
خوراكم را ميان معركه ها خوردم.
خوابم را كنار قاتلها خفتم.
عشق را جدی نگرفتم.
و به طبيعت دل ندادم.
عمری كه مرا داده شده بود.
بر زمين چنين گذشت.
در روزگار من همه راهها به مرداب ختم مي شدند.
زبانم مرا به جلادان لو می داد
زورم زياد نبود، اما اميد داشتم
كه برای زمامداران دردسر فراهم كنم.
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
توش و توان ما زياد نبود.
مقصد در دوردست بود.
از دور ديده می شد اما
من آن را در دسترس نمی ديدم.
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
*
آهای آيندگان!
شما كه از دل توفانی بيرون می جهيد
كه ما را بلعيده است.
وقتی از ضعفهای ما حرف می زنيد
يادتان باشد
از زمانه سخت ما هم چيزی بگوييد.
به ياد آوريد كه ما بيش از كفشهامان كشور عوض كرديم.
و نوميدانه ميدانهای جنگ را پشت سر گذاشتيم.
آنجا كه ستم بود و اعتراضی نبود.
اين را خوب می دانيم:
حتی نفرت از حقارت نيز
آدم را سنگدل می كند.
حتی خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می كند.
آخ، ما كه خواستيم زمين را برای مهربانی مهيا كنيم.
خود نتوانستيم مهربان باشيم.
اما شما وقتی به روزی رسيديد
كه انسان ياور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری كنيد!
#برتولت_برشت
@Roshanfkrane
این شاهکار در سال ۱۹۳۹ زمانی که برشت در دانمارک و در شرایط سخت تبعيد بسر میبرد سروده شده و از این شعر به عنوان وصیت نامه معنوی او نام برده اند.
به آيندگان
راستی كه در دوره تيره و تاری زندگی می كنم:
امروزه فقط حرفهای احمقانه بی خطرند.
گره بر ابرو نداشتن، از بی احساسی خبر مي دهد،
و آنكه می خندد،
هنوز خبر هولناك را نشنيده است.
اين چه زمانه ايست كه
حرف زدن از درختان عين جنايت است.
وقتی از اين همه تباهی چيزی نگفته باشيم!
كسی كه آرام به راه خود می رود گناهكار است
زيرا دوستانی كه در تنگنا هستند
ديگر به او دسترس ندارند.
اين درست است: من هنوز رزق و روزی دارم.
اما باور كنيد: اين تنها از روی تصادف است.
هيچ قرار نيست از كاری كه می كنم نان و آبی برسد.
اگر بخت و اقبال پشت كند، كارم ساخته است.
به من می گويند: بخور، بنوش و از آنچه داری شاد باش.
اما چطور می توان خورد و نوشيد
وقتی خوراكم را از چنگ گرسنه ای بيرون كشيده ام
و به جام آبم تشنه ای مستحق تر است.
اما باز هم م خورم و می نوشم.
من هم دلم می خواهد كه خردمند باشم.
در كتابهای قديمی آدم خردمند را چنين تعريف كرده اند:
از آشوب زمانه دوری گرفتن و اين عمر كوتاه را
بی وحشت سپری كردن.
بدی را با نيكی پاسخ دادن.
آرزوها را يكايك به نسيان سپردن.
اين است خردمندی.
اما اين كارها بر نمی آيد از من.
راستی كه در دوره تيره و تاری زندگی می كنم.
*
در دوران آشوب به شهرها آمدم
زمانی كه گرسنگی بيداد می كرد.
در زمان شورش به ميان مردم آمدم
و به همراهشان فرياد زدم.
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
خوراكم را ميان معركه ها خوردم.
خوابم را كنار قاتلها خفتم.
عشق را جدی نگرفتم.
و به طبيعت دل ندادم.
عمری كه مرا داده شده بود.
بر زمين چنين گذشت.
در روزگار من همه راهها به مرداب ختم مي شدند.
زبانم مرا به جلادان لو می داد
زورم زياد نبود، اما اميد داشتم
كه برای زمامداران دردسر فراهم كنم.
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
توش و توان ما زياد نبود.
مقصد در دوردست بود.
از دور ديده می شد اما
من آن را در دسترس نمی ديدم.
عمری كه مرا داده شده بود
بر زمين چنين گذشت.
*
آهای آيندگان!
شما كه از دل توفانی بيرون می جهيد
كه ما را بلعيده است.
وقتی از ضعفهای ما حرف می زنيد
يادتان باشد
از زمانه سخت ما هم چيزی بگوييد.
به ياد آوريد كه ما بيش از كفشهامان كشور عوض كرديم.
و نوميدانه ميدانهای جنگ را پشت سر گذاشتيم.
آنجا كه ستم بود و اعتراضی نبود.
اين را خوب می دانيم:
حتی نفرت از حقارت نيز
آدم را سنگدل می كند.
حتی خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می كند.
آخ، ما كه خواستيم زمين را برای مهربانی مهيا كنيم.
خود نتوانستيم مهربان باشيم.
اما شما وقتی به روزی رسيديد
كه انسان ياور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری كنيد!
#برتولت_برشت
@Roshanfkrane
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای ترانه ی #ساحل_و_دریا از #گوگوش توسط خواننده نروژی
چقدر با احساس اجرا کرد فرای هر زبانی زبان موسیقی خیلی رساست
ما قطعاتی از نور و عشق هستیم.ما شعاع های درخشان و به ظاهر پراکنده یک ستاره تابان هستیم. از هم جدا افتاده ایم و میلیون ها سالِ نوری هست که در سفر هستیم . به لطف جادویِ موسیقی و کلمه ، فاصله بینهایتِ جان های مسافر ِ ما به هم متصل میشود و به توهمِ جدایی پایان بخشیده میشود...
#موسیقی
@Roshanfkrane
چقدر با احساس اجرا کرد فرای هر زبانی زبان موسیقی خیلی رساست
ما قطعاتی از نور و عشق هستیم.ما شعاع های درخشان و به ظاهر پراکنده یک ستاره تابان هستیم. از هم جدا افتاده ایم و میلیون ها سالِ نوری هست که در سفر هستیم . به لطف جادویِ موسیقی و کلمه ، فاصله بینهایتِ جان های مسافر ِ ما به هم متصل میشود و به توهمِ جدایی پایان بخشیده میشود...
#موسیقی
@Roshanfkrane
گاهی اوقات کسی که دوستت دارد، بیش از همه آزارت میدهد! میدانی چیست لیلی؟ دروغ محض است که میگویند با لباس سفید که رفتی با کفن باید برگردی! من، تو و تمام زنانی که عاشق میشوند باید یاد بگیریم که عشق نباید نقطه ضعفمان شود.. که عشق نباید از خطوط قرمزمان رد شود و چیزی از خودمان باقی نگذارد.. سخت است و چه بسا غیر ممکن اما باید یاد بگیریم که ما فقط یک بار اجازه زندگی کردن داریم و هیچ چیز و هیچ کس حق ندارد این زندگی را به کاممان زهر کند حتی عشق....
#کالین_هوور
@Roshanfkrane
#کالین_هوور
@Roshanfkrane
تابستان چند سال پیش از سرِ جوگیریِ مفرط، سوار ترن هوایی شدم. در واقع بار اول و آخرم بود. یک ماشین زرد و جمع و جور که هشت نفر آدم جا میگرفت. نشستیم و مامور ترن آمد و کمربندها را کنترل کرد تا مطمئن شود موقع برگشت هم هشت نفر هستیم و کسی وسط راه، رهسپار معراج نمیشود. بعد هم رفت توی کابینش و یک دکمه را زد و ما مثل تیر رها شده از کمان شلیک شدیم جلو. ما را برد بالا. بعد با سرعت هزار کیلومتر شوت کرد پائین. بعد پیچید چپ و راست. بعد آویزانمان کرد. بعد یک جایی نزدیک آسمان هفتم برای لحظهی نگه داشت. بعد دوباره شوت شد پائین. آنقدر سریع مختصاتمان جابجا میشد که روده و معده و پانکراسمان مثل کلاف کاموا در هم گره خورد. آخر سر بعد از این همه بالا و پائین رفتن و چپ و راست شدن، نهایتا برگشت سر جای اول و پیادهمان کرد. از نظر آدمهایی که روی زمین بودند و ما را تماشا میکردند، ماجرا فقط بوی بیهودگی میداد. اینکه کمتر از یک دقیقه با آن سرعت حرکت کردن و نهایتا پیاده شدن سر جای اول. اما برای ما هشت نفر، ماجرا فرق میکرد. آن یک دقیقه نشستن توی ترن هوایی برای من یک سال طول کشید. یک سال پر از احساسات جورواجور که توی ده سال زندگی روی زمین آن را نمیتوانم تجربه کنم. ترس. هیجان. شوق. فحش. پشیمانی. لذت. همه با هم. درست مثل عصاره آکالیپتوس که یک شیشهی کوچک آن میتواند یک بشکهی 220 لیتری آب را معطر کند.
من یک رفیق مجازی دارم که همیشه اینجا ازش مینویسم. مثلا اسمش را میگذاریم تیام. یک بار برایم نوشت که زندگی به خودی خود، هیچ چیزی ندارد. توالی یک سری اتفاقات تکراری و روزمره. حتی اگر رئیسجمهور یک کشور هم که باشی، باز هم درگیر تسلسلی. هر روز صبح باید پای پنجاه نامهی مهم را امضا کنی. روزی بیست بار با مهمترین آدمهای مملکت جلسه بگذاری. روزی ده بار میکروفون را فرو کنی توی حلقت. همهی این اتفاقات هم تکراریاند. چون ظاهر زندگی یک سری اتفاقات تکراری است. حالا وای به حال ما مردم معمولی. مثلا خود من. پیدا کردن دو روز متفاوت در طول زندگیام، کار حضرت فیل است. تکرار مکررات. اما تیام معتقد است که زندگی را باید ترجمه کرد. میگوید که زندگی در واقع مثل نور آفتاب است. بیرنگ. وقتی از پنجره میتابد روی دیوار ما، رنگ دیوار همان است که بوده. هیچ فرقی نمیکند. اما وقتی منشور سر راهش باشد، آن را به هفت رنگ تجزیه میکند و میپاشد به دیوار. در واقع ترجمهی روح بیرنگ و تکراری افتاب به هفت رنگ مهیج.
گمان کنم زندگیِ ترجمه نشده و عادی میتواند به کسالتباری ایستادن روی سکوی بتنی جلوی ترنهوایی باشد. تا اینکه اتفاقی بیفتد و مجبور به سوار شدن شویم. ولو برای یک دقیقه. درست مثل همان زمان کوتاهی که از لای منشور رد میشویم و تجزیه و ترجمه میشویم. تیام اینها را در ستایش عشق میگفت. اینکه آدم تجزیه نشده، زندگیاش همان تسلسل بیهوده است. اما وقتی یک جایی جرات کرد و رفت لای منشور، آنوقت میفهمد که خودِ بیرنگش، چقدر میتواند رنگی باشد. اینکه کمتر از یک دقیقه سوار ترن هوایی شدن، بیشتر از ده سال زندگی روی زمین به آدم تجربه میدهد. تجربه زندگی کردن. تجربهی پیدا کردن احساساتی که فقط با بالا و پائین شدن به دست میآیند. یا همانی که تیام میگفت. آدم ملغمهای از احساسات است که در روال عادی زندگی باهم ترکیب شدهاند و رنگشان دیده نمیشود و حسشان نمیکنیم. باید آنها را تجزیه کرد تا دیوارمان رنگی شود. همان که حضرت حافظ میگوید: عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید | ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی. دقیقا همان. دم تیام گرم.
#فهیم_عطار
@Roshanfkrane
من یک رفیق مجازی دارم که همیشه اینجا ازش مینویسم. مثلا اسمش را میگذاریم تیام. یک بار برایم نوشت که زندگی به خودی خود، هیچ چیزی ندارد. توالی یک سری اتفاقات تکراری و روزمره. حتی اگر رئیسجمهور یک کشور هم که باشی، باز هم درگیر تسلسلی. هر روز صبح باید پای پنجاه نامهی مهم را امضا کنی. روزی بیست بار با مهمترین آدمهای مملکت جلسه بگذاری. روزی ده بار میکروفون را فرو کنی توی حلقت. همهی این اتفاقات هم تکراریاند. چون ظاهر زندگی یک سری اتفاقات تکراری است. حالا وای به حال ما مردم معمولی. مثلا خود من. پیدا کردن دو روز متفاوت در طول زندگیام، کار حضرت فیل است. تکرار مکررات. اما تیام معتقد است که زندگی را باید ترجمه کرد. میگوید که زندگی در واقع مثل نور آفتاب است. بیرنگ. وقتی از پنجره میتابد روی دیوار ما، رنگ دیوار همان است که بوده. هیچ فرقی نمیکند. اما وقتی منشور سر راهش باشد، آن را به هفت رنگ تجزیه میکند و میپاشد به دیوار. در واقع ترجمهی روح بیرنگ و تکراری افتاب به هفت رنگ مهیج.
گمان کنم زندگیِ ترجمه نشده و عادی میتواند به کسالتباری ایستادن روی سکوی بتنی جلوی ترنهوایی باشد. تا اینکه اتفاقی بیفتد و مجبور به سوار شدن شویم. ولو برای یک دقیقه. درست مثل همان زمان کوتاهی که از لای منشور رد میشویم و تجزیه و ترجمه میشویم. تیام اینها را در ستایش عشق میگفت. اینکه آدم تجزیه نشده، زندگیاش همان تسلسل بیهوده است. اما وقتی یک جایی جرات کرد و رفت لای منشور، آنوقت میفهمد که خودِ بیرنگش، چقدر میتواند رنگی باشد. اینکه کمتر از یک دقیقه سوار ترن هوایی شدن، بیشتر از ده سال زندگی روی زمین به آدم تجربه میدهد. تجربه زندگی کردن. تجربهی پیدا کردن احساساتی که فقط با بالا و پائین شدن به دست میآیند. یا همانی که تیام میگفت. آدم ملغمهای از احساسات است که در روال عادی زندگی باهم ترکیب شدهاند و رنگشان دیده نمیشود و حسشان نمیکنیم. باید آنها را تجزیه کرد تا دیوارمان رنگی شود. همان که حضرت حافظ میگوید: عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید | ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی. دقیقا همان. دم تیام گرم.
#فهیم_عطار
@Roshanfkrane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸بچه همیشه برای مادر و پدرش بچه است حتی اگر صد ساله بشه.نخست وزیر هند رفته دیدن #مادر ش. مادرش با دست به او غذا داد و با دستمال دهنش و پاک کرد و از زیر تشک به او پول تو جیبی داد.
توییت حمیدرضا فرزاد
@Roshanfkrane
توییت حمیدرضا فرزاد
@Roshanfkrane
از کدام سمت می آیی که صدای پایت اینچنین نفس های مرا به بند کشیده است ؟
یک جسد شده ام لای این پیرآهنی که یادگار توست . دست هایت عیسای شفا بخش کدام مرگ است که برای زنده شدن با نوازش سر انگشتانت من هزاران بار مرده ام ؟!!!
چشم های آهوان تاتارت کدام عطشِ ابدی را سیراب می کند که من هزار قرن است در خیالِ شبِ چشمان تو گم شده ام و دیگر پیدا نمی شوم ؟
جواب کدام سوال را با شراب لب هایت می دهی و ناب می کنی که من از لعل لب شیرینت مست می شدم و جان در رگ های خشک تنم می دوید ای ساقی خم خانه ی من.
مگر تو نبودی که چنین به قاعده،هر بار لب هایم را به دندان گرفتی و از آسمان خویشتن به زمینی در ناکجا آباد فرو نشاندی ام .
دشتِ آفتابگردانِ طلاییِ موهایت کجاست؟ بِبُردی اش .
چشم های قهوه قاجارت کجاست ؟ ندیدمش .
لبت کجاست ؟ ندارمش .
بهشت آغوشت کجاست ؟ سپردی اش .
دِق که ندانی که چیست ؟ گرفتمش ....
#علی_والی
@Roshanfkrane
یک جسد شده ام لای این پیرآهنی که یادگار توست . دست هایت عیسای شفا بخش کدام مرگ است که برای زنده شدن با نوازش سر انگشتانت من هزاران بار مرده ام ؟!!!
چشم های آهوان تاتارت کدام عطشِ ابدی را سیراب می کند که من هزار قرن است در خیالِ شبِ چشمان تو گم شده ام و دیگر پیدا نمی شوم ؟
جواب کدام سوال را با شراب لب هایت می دهی و ناب می کنی که من از لعل لب شیرینت مست می شدم و جان در رگ های خشک تنم می دوید ای ساقی خم خانه ی من.
مگر تو نبودی که چنین به قاعده،هر بار لب هایم را به دندان گرفتی و از آسمان خویشتن به زمینی در ناکجا آباد فرو نشاندی ام .
دشتِ آفتابگردانِ طلاییِ موهایت کجاست؟ بِبُردی اش .
چشم های قهوه قاجارت کجاست ؟ ندیدمش .
لبت کجاست ؟ ندارمش .
بهشت آغوشت کجاست ؟ سپردی اش .
دِق که ندانی که چیست ؟ گرفتمش ....
#علی_والی
@Roshanfkrane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیا ما را زیبا نمیکند
ما دنیا را با خوبیهایمان
زیبا میکنیم
پس زیبا ببین
زیبا بیاندیش
زیبا بگو
و زیبا عمل کن
تا محیط و دنیای زیبایی
داشته باشی
@Roshanfkrane
ما دنیا را با خوبیهایمان
زیبا میکنیم
پس زیبا ببین
زیبا بیاندیش
زیبا بگو
و زیبا عمل کن
تا محیط و دنیای زیبایی
داشته باشی
@Roshanfkrane
#هواشناسی
🌡تا روز جمعه روند افزایش نسبی دما در کشور ادامه دارد که در مرکز، جنوب و جنوب غرب کشور افزایش دما بین ۸ تا ۱۲ درجه و در نوار شمالی کشور بین ۵ تا ۸ درجه پیشبینی میشود.
😷در بخشهایی از استان کرمان،سیستان و بلوچستان و شرق هرمزگان وزش باد شدید، گردوخاک و کاهش کیفیت هوا پیشبینی میشود.
🌤آسمان تهران کمی ابری تا نیمه ابری گاهی با وزش باد پیشبینی میشود.
#خبرهوا
@Roshanfkrane
🌡تا روز جمعه روند افزایش نسبی دما در کشور ادامه دارد که در مرکز، جنوب و جنوب غرب کشور افزایش دما بین ۸ تا ۱۲ درجه و در نوار شمالی کشور بین ۵ تا ۸ درجه پیشبینی میشود.
😷در بخشهایی از استان کرمان،سیستان و بلوچستان و شرق هرمزگان وزش باد شدید، گردوخاک و کاهش کیفیت هوا پیشبینی میشود.
🌤آسمان تهران کمی ابری تا نیمه ابری گاهی با وزش باد پیشبینی میشود.
#خبرهوا
@Roshanfkrane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به تمام عطارد
شش سال پیش، کل سطح سیارۀ عطارد نقشهبرداری شد. مشاهدات دقیق از درونیترین پوستۀ هیجانانگیز این سیاره زمانی آغاز شد که فضاپیمای رباتیک مسنجر برای اولینبار در سال ۲۰۰۸ از عطارد عبور کرد و تا زمان سقوط کنترل شدهاش در سال ۲۰۱۵ ادامه پیدا کرد. قبلأ، بیشتر سطح عطارد ناشناخته بود چون برای تلسکوپهای زمینی بسیار دور است، در حالیکه پروازهای مارینر ۱۰ در دهه ۷۰ فقط حدود نیمی از آن را مشاهده کرد.
این ویدئوی برجسته تلفیقی از هزاران عکس از عطارد است که در رنگهای اغراقآمیز ارائه شده تا کنتراست بهتری از رنگهای مختلف سطح این سیاره ارائه دهد. پرتوهای ساطع شده از یک برخورد شمالی که در بیشترین بخش این سیاره گسترده شدهاند در این دنیای در حال چرخش دیده می شوند، در حالیکه حدود نیمی از مسیر در این ویدئو، محدودۀ کالوریس است که با رنگ روشن نشان داده شده در زاویۀ دید قرار می گیرد. این ناحیه یک دهانۀ برخورد باستانی است که با گدازه پر شده است. تحلیل اخیر دادههای کاوشگر مسنجر نشان می دهد که عطارد یک هستۀ درونی جامد دارد.
ترجمه: سحر اللهوردی/ سایت بیگ بنگ
#نجوم
@Roshanfkrane
شش سال پیش، کل سطح سیارۀ عطارد نقشهبرداری شد. مشاهدات دقیق از درونیترین پوستۀ هیجانانگیز این سیاره زمانی آغاز شد که فضاپیمای رباتیک مسنجر برای اولینبار در سال ۲۰۰۸ از عطارد عبور کرد و تا زمان سقوط کنترل شدهاش در سال ۲۰۱۵ ادامه پیدا کرد. قبلأ، بیشتر سطح عطارد ناشناخته بود چون برای تلسکوپهای زمینی بسیار دور است، در حالیکه پروازهای مارینر ۱۰ در دهه ۷۰ فقط حدود نیمی از آن را مشاهده کرد.
این ویدئوی برجسته تلفیقی از هزاران عکس از عطارد است که در رنگهای اغراقآمیز ارائه شده تا کنتراست بهتری از رنگهای مختلف سطح این سیاره ارائه دهد. پرتوهای ساطع شده از یک برخورد شمالی که در بیشترین بخش این سیاره گسترده شدهاند در این دنیای در حال چرخش دیده می شوند، در حالیکه حدود نیمی از مسیر در این ویدئو، محدودۀ کالوریس است که با رنگ روشن نشان داده شده در زاویۀ دید قرار می گیرد. این ناحیه یک دهانۀ برخورد باستانی است که با گدازه پر شده است. تحلیل اخیر دادههای کاوشگر مسنجر نشان می دهد که عطارد یک هستۀ درونی جامد دارد.
ترجمه: سحر اللهوردی/ سایت بیگ بنگ
#نجوم
@Roshanfkrane
یکی از روشهای عجیب پسران جوان اوکراینی برای فرار از سربازی، ازدواج با زنان مسن است! آنها به این شکل از سربازی معاف می شوند!
#جالب
@Roshanfkrane
#جالب
@Roshanfkrane
هوشنگ مرادیکرمانی با دنیای نویسندگی خداحافظی می کند.آخرین کتاب این نویسنده با عنوان «قاشق چای خوری» منتشر شد و گفته برای همیشه قلم را می بوسد و کنار می گذارد چون این داستان ها اذیتش می کنند و دیگر کتابی چاپ نمی کند.
منبع:مدیر انتشارات معین
#خبر
#فرهنگ
@Roshanfkrane
منبع:مدیر انتشارات معین
#خبر
#فرهنگ
@Roshanfkrane
🚘 آخرین قیمت پژو در بازار
🔸قیمت انواع پژو در بازار با افزایش محسوس نسبت به یک ماه گذشته روبرو بود
#خبر
#خودرو
@Roshanfkrane
🔸قیمت انواع پژو در بازار با افزایش محسوس نسبت به یک ماه گذشته روبرو بود
#خبر
#خودرو
@Roshanfkrane
فلز طلا و پلاتین از محصولات انفجار ستارههای نوترونی هستند. دانشمندان معتقدند حداقل نیمی از ذخایر طلا در جهان از این راه به وجود آمده اند!
#نجوم
@Roshanfkrane
#نجوم
@Roshanfkrane