روزِ دلدادگانِ کتاب فرخنده باد 📚🤍
به ما که میانِ صفحات گم میشویم،
با واژهها نفس میکشیم،
و در خاموشیِ کتابها، هزاران جهان را مییابیم.
باشد که همیشه کتابی باشد
که دلمان را به ماندن کنارِ خویش بخواند. 🤍
@ReferenceLibrary
به ما که میانِ صفحات گم میشویم،
با واژهها نفس میکشیم،
و در خاموشیِ کتابها، هزاران جهان را مییابیم.
باشد که همیشه کتابی باشد
که دلمان را به ماندن کنارِ خویش بخواند. 🤍
@ReferenceLibrary
❤21👍1
«پدران و پسران» داستان دو نسل است؛ نسلی که به گذشته دل بسته و نسلی که میخواهد همهچیز را از نو تعریف کند. رویاروییِ باورهایی که هیچکدام حاضر نیستند به آسانی کنار بروند.
این کتاب از اختلاف نسلها نمیگوید؛ بلکه از انسان میگوید. از غروری که گاهی جای حقیقت را میگیرد، از عشقی که سرسختترین عقاید را به لرزه درمیآورد، و از زندگی که همیشه از هر اندیشهای پیچیدهتر است.
«پدران و پسران»
@ReferenceLibrary
این کتاب از اختلاف نسلها نمیگوید؛ بلکه از انسان میگوید. از غروری که گاهی جای حقیقت را میگیرد، از عشقی که سرسختترین عقاید را به لرزه درمیآورد، و از زندگی که همیشه از هر اندیشهای پیچیدهتر است.
شاید هیچ فاصلهای، به اندازهی فاصلهی میان آنچه باور داریم و آنچه احساس میکنیم، عمیق نباشد.
«پدران و پسران»
@ReferenceLibrary
❤6👎1
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
وز تار امید عمر ما پودی کو؟
چندین سر و پای نازنینان جهان
میسوزد و خاک میشود دودی کو؟
خیام
@ReferenceLibrary
وز تار امید عمر ما پودی کو؟
چندین سر و پای نازنینان جهان
میسوزد و خاک میشود دودی کو؟
خیام
@ReferenceLibrary
❤9
گاهی آدمها چیزی را نمیبینند، نه به این دلیل که جلوی چشمشان نیست؛
بلکه چون دیدنش برایشان راحت نیست.
شاید ترسناکترین نوع کوری، ندیدن آدمها و حقیقتهایی باشد که درست روبهرویمان ایستادهاند.
برگرفته از کتاب «کوری» — ژوزه ساراماگو
@ReferenceLibrary
بلکه چون دیدنش برایشان راحت نیست.
شاید ترسناکترین نوع کوری، ندیدن آدمها و حقیقتهایی باشد که درست روبهرویمان ایستادهاند.
برگرفته از کتاب «کوری» — ژوزه ساراماگو
@ReferenceLibrary
❤15
۹ آگوست، روز جهانی عاشقان کتاب رو خدمت مخاطبان عزیزمون تبریک میگیم💐✨
❤33🙏2
نظریه نامحبوب:
اگر ادمی هستید که روی تانشدن صفحه کتاب ، خراب نشدن جلدش و... حساسید ، کتاباتون امانت ندید.
چون وقتی برگشت اونقدر داغونه که نمیشناسیدش.
اصلا بزارید مردم بدون کتاب شما تو جهل خودشون بمونن اما حداقل افسردگی پس از نابودی کتاب ندارید .
@ReferenceLibrary
اگر ادمی هستید که روی تانشدن صفحه کتاب ، خراب نشدن جلدش و... حساسید ، کتاباتون امانت ندید.
چون وقتی برگشت اونقدر داغونه که نمیشناسیدش.
اصلا بزارید مردم بدون کتاب شما تو جهل خودشون بمونن اما حداقل افسردگی پس از نابودی کتاب ندارید .
@ReferenceLibrary
👍41❤8😁3🆒2
چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هَفت شُمُر، خواهی هَشت
چون باید مُرد و آرزوها همه هِشت
چه مور خورَد به گور و چه گرگ به دشت!
@ReferenceLibrary
خواهی تو فلک هَفت شُمُر، خواهی هَشت
چون باید مُرد و آرزوها همه هِشت
چه مور خورَد به گور و چه گرگ به دشت!
رباعیات
خیام
@ReferenceLibrary
❤15👎1
Forwarded from کتابخانه مرجع (BIG COW)
یه فکری دارم.
ربات رو بالا میاریم، حدودا ۱ ماه تست میکنیم. ممکنه قطع و وصل شه و...
ولی هی قابلیت های مختلف رو اضافه میکنیم بهش و تست میکنیم.
اگر دیدیم بعد ۱ ماه، ربات مفیدی هست و باحاله، گلریزون میکنیم یه جوری یه سرور خوب میگیریم که دائمی با سرعت خوب وصل باشه. 💋🍓
اینطوری بهتره.
ربات رو بالا میاریم، حدودا ۱ ماه تست میکنیم. ممکنه قطع و وصل شه و...
ولی هی قابلیت های مختلف رو اضافه میکنیم بهش و تست میکنیم.
اگر دیدیم بعد ۱ ماه، ربات مفیدی هست و باحاله، گلریزون میکنیم یه جوری یه سرور خوب میگیریم که دائمی با سرعت خوب وصل باشه. 💋🍓
اینطوری بهتره.
❤22👍3🤡1
ذوق و لبخندشو ببنید.
حالا اگر ایرانی بود با دیدن قیمتا نهایت میتونست دوتا کتاب برداره
@ReferenceLibrary
حالا اگر ایرانی بود با دیدن قیمتا نهایت میتونست دوتا کتاب برداره
@ReferenceLibrary
😭25❤4🤡2😁1
Reference Library
ذوق و لبخندشو ببنید. حالا اگر ایرانی بود با دیدن قیمتا نهایت میتونست دوتا کتاب برداره @ReferenceLibrary
این حجم تو اروپا هم گرونه 😭😭😭😭
😁25😭1
Forwarded from Pouria
https://t.iss.one/ReferenceLibrary/1376418
اروپا گرونه ایران دستنیافتنی
اروپا گرونه ایران دستنیافتنی
Telegram
Reference Library
این حجم تو اروپا هم گرونه 😭😭😭😭
😭13
«آیا من نمیتوانم سعی خودم را بکنم؟
البته سخن بر سر این نیست...
اما آیا نمیتوانم در حوزهای دیگر؟»
باید یک کتاب باشد.
من جز نوشتن کتاب، کار دیگری بلد نیستم.
اما نه یک کتاب تاریخی.
تاریخ درباره چیزی حرف میزند که وجود داشته است؛
و یک موجود، هرگز نمیتواند وجود موجودی دیگر را توجیه کند.
خطای من این بود که میخواستم مارکی دور ولبون را احیا کنم؛
میخواستم چیزی را که زمانی وجود داشته، دوباره به وجود بیاورم.
اما کتاب باید از جنس دیگری باشد.
نمیدانم چه جنسی...
فقط میدانم باید پشت کلمات چاپشده،
پشت این همه صفحه،
چیزی را بتوان حدس زد که هرگز وجود نداشته است؛
چیزی فراتر از وجود.
مثلاً تاریخی که هرگز امکان رخدادنش نبوده.
یک ماجرا،
زیبا و سخت مثل فولاد،
آنقدر بیرحم و کامل
که آدمها را از وجود خودشان شرمنده کند.
@ReferenceLibrary
البته سخن بر سر این نیست...
اما آیا نمیتوانم در حوزهای دیگر؟»
باید یک کتاب باشد.
من جز نوشتن کتاب، کار دیگری بلد نیستم.
اما نه یک کتاب تاریخی.
تاریخ درباره چیزی حرف میزند که وجود داشته است؛
و یک موجود، هرگز نمیتواند وجود موجودی دیگر را توجیه کند.
خطای من این بود که میخواستم مارکی دور ولبون را احیا کنم؛
میخواستم چیزی را که زمانی وجود داشته، دوباره به وجود بیاورم.
اما کتاب باید از جنس دیگری باشد.
نمیدانم چه جنسی...
فقط میدانم باید پشت کلمات چاپشده،
پشت این همه صفحه،
چیزی را بتوان حدس زد که هرگز وجود نداشته است؛
چیزی فراتر از وجود.
مثلاً تاریخی که هرگز امکان رخدادنش نبوده.
یک ماجرا،
زیبا و سخت مثل فولاد،
آنقدر بیرحم و کامل
که آدمها را از وجود خودشان شرمنده کند.
تهوع
ژان پل سارتر
@ReferenceLibrary
❤8👍1
کنون سری به هر داری شکسته گردنی دارد
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند
@ReferenceLibrary
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند
سیمین بهبهانی
@ReferenceLibrary
💔9❤3
«کلکسیونر» داستان انسانی است که میخواهد زیبایی را برای همیشه از آنِ خود کند؛
بیآنکه بداند عشق، در اسارت زنده نمیماند.
گاهی مرز میان دوست داشتن و مالک شدن، آنقدر باریک است که تنها یک قدم، انسان را به هیولا تبدیل میکند.
«کلکسیونر» از یک آدمِ عجیب نمیگوید؛
بلکه از تاریکترین گوشههای ذهن انسان میگوید.
از وسواسِ تملک، از تنهاییِ عمیقی که پشت سکوت پنهان شده، و از آزادیای که وقتی از انسان گرفته شود، حتی نفس کشیدن هم معنای خود را از دست میدهد.
ترسناکترین زندانها،
آنهایی نیستند که دیوار دارند؛
آنهایی هستند که در ذهن آدمها ساخته میشوند.
«کلکسیونر»
@ReferenceLibrary
بیآنکه بداند عشق، در اسارت زنده نمیماند.
گاهی مرز میان دوست داشتن و مالک شدن، آنقدر باریک است که تنها یک قدم، انسان را به هیولا تبدیل میکند.
«کلکسیونر» از یک آدمِ عجیب نمیگوید؛
بلکه از تاریکترین گوشههای ذهن انسان میگوید.
از وسواسِ تملک، از تنهاییِ عمیقی که پشت سکوت پنهان شده، و از آزادیای که وقتی از انسان گرفته شود، حتی نفس کشیدن هم معنای خود را از دست میدهد.
ترسناکترین زندانها،
آنهایی نیستند که دیوار دارند؛
آنهایی هستند که در ذهن آدمها ساخته میشوند.
«کلکسیونر»
@ReferenceLibrary
❤5
🤣21🤝7👍5❤1😭1