چرا حتی اگر پیام را جواب ندهیم، همان نوتیفیکیشن تمرکزمان را از بین میبرد؟
وقتی توجه ما بین مطالعه و یک محرک جدید جابهجا میشود، بخشی از ذهن همچنان درگیر کار قبلی یا پیام دیدهنشده باقی میماند. به همین دلیل، بازگشت به تمرکز اولیه زمان میبرد.
این پدیده با مفهوم «باقیماندن توجه» (Attention Residue) شناخته میشود.
@ReferenceLibrary
وقتی توجه ما بین مطالعه و یک محرک جدید جابهجا میشود، بخشی از ذهن همچنان درگیر کار قبلی یا پیام دیدهنشده باقی میماند. به همین دلیل، بازگشت به تمرکز اولیه زمان میبرد.
این پدیده با مفهوم «باقیماندن توجه» (Attention Residue) شناخته میشود.
منابع: Leroy (2009), Organization Science.
@ReferenceLibrary
❤11
فقط آدمهای باهوش ممکن است از بارداری جلوگیری کنند، درحالیکه احمقها دستور دارند تولید مثل کنند و بر جمعیت خود بیفزایند. در نتیجه اقلیتِ تحصیل کرده (فقیر یا غنی) سهم جمعیتی کمتری در نسل بعد خواهند داشت و اکثریتِ تحصیل نکرده با فرزندآوری بیشتر، جمعیتشان فزونی میگیرد. — رازِ فساد سیاسی ما و مواد خامِ ماشینهای شهریمان، در همین تولید مثلِ بیقاعدهی اراذل و اوباش نهفته است. — دموکراسی از پا میافتد چون همیشه اکثریتی از احمقها وجود دارد.»
ویل دورانت
برشی از کتاب دربارهی معنای زندگی
@ReferenceLibrary
ویل دورانت
برشی از کتاب دربارهی معنای زندگی
@ReferenceLibrary
👍26❤7👎4💔1
دربارهی معنی زندگی
#ویل_دورانت
ویل دورانت در زمان حیات خویش یکی از شناختهشدهترین نویسندگان و مورخان بود؛ روزی مردی شیکپوش نزد او آمد و گفت: «من قصد خودکشی دارم و دلیلی برای ادامهی زندگی نمیبینم. شما که فیلسوف هستید دلیل ارزشمندی برایم بیاورید تا این کار را انجام ندهم.»
دورانت کمی تعجب کرد اما با صحبتهای خود به دنبال راهی بود تا مرد را از کار خود منصرف کند و به او دلیلی برای زندگی بدهد اما هیچکدام از صحبتهای دورانت نتوانست این مرد را برای ادامهی حیات قانع کند. سرانجام دورانت تصمیم گرفت کمی دربارهی خودکشی تحقیق کند و نتایج به دست آمده او را به تفکر واداشت و برای او نیز این سوال پیش آمد: «معنی زندگی چیست؟»
او این سوال را برای صد نفر ارسال کرد و در میان آنها بسیاری از فیلسوفان، نویسندگان و مشاهیر معاصر وی بودند. ویل دورانت پاسخهای بسیاری دریافت کرد که برخی قابل تأمل و برخی به دلیل شخصیت پاسخدهنده جالب بودند.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
#ویل_دورانت
ویل دورانت در زمان حیات خویش یکی از شناختهشدهترین نویسندگان و مورخان بود؛ روزی مردی شیکپوش نزد او آمد و گفت: «من قصد خودکشی دارم و دلیلی برای ادامهی زندگی نمیبینم. شما که فیلسوف هستید دلیل ارزشمندی برایم بیاورید تا این کار را انجام ندهم.»
دورانت کمی تعجب کرد اما با صحبتهای خود به دنبال راهی بود تا مرد را از کار خود منصرف کند و به او دلیلی برای زندگی بدهد اما هیچکدام از صحبتهای دورانت نتوانست این مرد را برای ادامهی حیات قانع کند. سرانجام دورانت تصمیم گرفت کمی دربارهی خودکشی تحقیق کند و نتایج به دست آمده او را به تفکر واداشت و برای او نیز این سوال پیش آمد: «معنی زندگی چیست؟»
او این سوال را برای صد نفر ارسال کرد و در میان آنها بسیاری از فیلسوفان، نویسندگان و مشاهیر معاصر وی بودند. ویل دورانت پاسخهای بسیاری دریافت کرد که برخی قابل تأمل و برخی به دلیل شخصیت پاسخدهنده جالب بودند.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
❤8
گمان میکنید نامش نام بیماریست.
اما...
بیماری فقط بهانه است.
«طاعون» داستان آدمهایی است که در قلب تاریکی، هنوز به دنبال نوری برای زنده ماندن میگردند. ترسهایی که همه تجربهشان کردهایم، تنهاییهایی که هیچ کس نمیبیند، و امیدی که گاه فقط به اندازهی یک نفس دوام میآورد.
طاعون از طاعون نمیگوید؛
بلکه از انسان میگوید.
از اینکه در جهانی بیرحم، هنوز هم میتوان شریف ماند، کنار هم و دوشادوش یکدیگر ایستاد و هرگز تسلیم جبرهای روزگار نبود.
@ReferenceLibrary
اما...
بیماری فقط بهانه است.
«طاعون» داستان آدمهایی است که در قلب تاریکی، هنوز به دنبال نوری برای زنده ماندن میگردند. ترسهایی که همه تجربهشان کردهایم، تنهاییهایی که هیچ کس نمیبیند، و امیدی که گاه فقط به اندازهی یک نفس دوام میآورد.
طاعون از طاعون نمیگوید؛
بلکه از انسان میگوید.
از اینکه در جهانی بیرحم، هنوز هم میتوان شریف ماند، کنار هم و دوشادوش یکدیگر ایستاد و هرگز تسلیم جبرهای روزگار نبود.
طاعون
@ReferenceLibrary
❤11👍1
امروز تو را دسترس فردا نیست
واندیشهٔ فردات به جز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
@ReferenceLibrary
واندیشهٔ فردات به جز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
رباعیات
خیام
@ReferenceLibrary
❤10
از بوی کتاب های نو که بگذریم، همهی ما بوی کتابهای قدیمی را میشناسیم... بویی که انگار با هیچ عطر دیگری قابل مقایسه نیست.
اما این بوی خاص، اتفاقی نیست.
به آن
میگویند؛ بویی که از تجزیهی آرام کاغذ، جوهر و چسب کتاب به وجود میآید.
به همین دلیل است که هر کتاب قدیمی، عطر مخصوص خودش را دارد.
@ReferenceLibrary
اما این بوی خاص، اتفاقی نیست.
به آن
Bibliosmia
میگویند؛ بویی که از تجزیهی آرام کاغذ، جوهر و چسب کتاب به وجود میآید.
به همین دلیل است که هر کتاب قدیمی، عطر مخصوص خودش را دارد.
@ReferenceLibrary
🥰13❤3
Forwarded from R
گرونی ها جفت این سرگرمیها رو ازم گرفت
👍29💔3🙏1
چرا بعضی کتابها را سریع میخوانیم، اما یک هفته بعد تقریباً هیچ چیز از آنها یادمان نیست؟
سرعت زیاد در مطالعه، همیشه نشانهی یادگیری بهتر نیست. اگر هنگام خواندن، مغز فرصت کافی برای پردازش، ارتباط دادن و بازیابی اطلاعات نداشته باشد، بخش زیادی از مطالب خیلی زود فراموش میشوند.
هدف از مطالعه، تمام کردن کتاب نیست؛ ساختن حافظه است.
@ReferenceLibrary
سرعت زیاد در مطالعه، همیشه نشانهی یادگیری بهتر نیست. اگر هنگام خواندن، مغز فرصت کافی برای پردازش، ارتباط دادن و بازیابی اطلاعات نداشته باشد، بخش زیادی از مطالب خیلی زود فراموش میشوند.
هدف از مطالعه، تمام کردن کتاب نیست؛ ساختن حافظه است.
منابع: Dunlosky et al. (2013), Psychological Science in the Public Interest.
@ReferenceLibrary
❤13
#زنی_در_برلین
زنی در برلین
نویسنده ناشناس
ترجمه: سیامند زندی
کتاب خاطرهنگاری زنی در حد فاصل ۲۰ آوریل تا ۲۲ ژوئن ۱۹۴۵ است که در برلین تحت اشغال نیروهای متفقین و به خاصه آمریکاییها و روسها برای بقای خودش و نزدیکانش تلاش میکند. زن داستان بدون هیچ پوشیدگی از هزاران تجاوزی نوشته که هر روز خودش و دیگر زنان اطرافش با آن مواجه شدهاند و این زنان برای زنده ماندن خودشان یا نجات جان اطرافیانشان و یا به دست آوردن اندکی غذا مجبور بودهاند با این موضوع کنار بیایند. تکاندهندگی و شوک عجیب زنی در برلین، نه فقط حاصل روایت بیخلل هزاران تجاوز انجام شده، بلکه مرهون فرم روایتیست که هیلرز در نوشتن خاطرههای روزانهاش انتخاب کردهاست. زنی که چنان با تجاوز خو گرفته که با علم به تنها راه زندهماندن، همچون وضعیتی بیبدیل از زندگی روزمرهاش به آن نگاه میکند! همین نکتهی اساسی، موجب شده زنی در برلین پس از چندین دهه همچنان اثری عجیب و شوکهکننده باشد که خواندنش برای شناخت بهتر سرشت شر انسانی، حتی آنها که به ظاهر برای خیرخواهی آمدهبوند، ضروریست.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
زنی در برلین
نویسنده ناشناس
ترجمه: سیامند زندی
کتاب خاطرهنگاری زنی در حد فاصل ۲۰ آوریل تا ۲۲ ژوئن ۱۹۴۵ است که در برلین تحت اشغال نیروهای متفقین و به خاصه آمریکاییها و روسها برای بقای خودش و نزدیکانش تلاش میکند. زن داستان بدون هیچ پوشیدگی از هزاران تجاوزی نوشته که هر روز خودش و دیگر زنان اطرافش با آن مواجه شدهاند و این زنان برای زنده ماندن خودشان یا نجات جان اطرافیانشان و یا به دست آوردن اندکی غذا مجبور بودهاند با این موضوع کنار بیایند. تکاندهندگی و شوک عجیب زنی در برلین، نه فقط حاصل روایت بیخلل هزاران تجاوز انجام شده، بلکه مرهون فرم روایتیست که هیلرز در نوشتن خاطرههای روزانهاش انتخاب کردهاست. زنی که چنان با تجاوز خو گرفته که با علم به تنها راه زندهماندن، همچون وضعیتی بیبدیل از زندگی روزمرهاش به آن نگاه میکند! همین نکتهی اساسی، موجب شده زنی در برلین پس از چندین دهه همچنان اثری عجیب و شوکهکننده باشد که خواندنش برای شناخت بهتر سرشت شر انسانی، حتی آنها که به ظاهر برای خیرخواهی آمدهبوند، ضروریست.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
💔10
به نظر من وقتی کرکگور ادعا کرد که:
اغراق میکرد ولی ملال به بسیاری از شرها مدد میرساند.
فلسفه ملال
@ReferenceLibrary
«ملال ریشه تمام شرهاست»
اغراق میکرد ولی ملال به بسیاری از شرها مدد میرساند.
فلسفه ملال
@ReferenceLibrary
❤6
«بیابان تاتارها» داستان آدمهایی است که عمرشان را در انتظار میگذرانند؛ در انتظار روزی که شاید هرگز از راه نرسد. انتظارِ اتفاقی بزرگ، فرصتی متفاوت، یا معنایی که همیشه انگار یک قدم دورتر ایستاده است.
بیابان تاتارها از بیابان نمیگوید؛ بلکه از زمان میگوید. از روزهایی که آرام و بیصدا از کنارمان عبور میکنند، از رؤیاهایی که زیر سایهی تعلل رنگ میبازند، و از زندگیای که گاهی آنقدر منتظر آغازش میمانیم که بیآنکه بفهمیم، به پایانش رسیدهایم.
بعضی کتابها را نمیخوانی؛ آنها آینهای میشوند که خودت را در سکوتشان تماشا کنی.
بیابان تاتارها
@ReferenceLibrary
بیابان تاتارها از بیابان نمیگوید؛ بلکه از زمان میگوید. از روزهایی که آرام و بیصدا از کنارمان عبور میکنند، از رؤیاهایی که زیر سایهی تعلل رنگ میبازند، و از زندگیای که گاهی آنقدر منتظر آغازش میمانیم که بیآنکه بفهمیم، به پایانش رسیدهایم.
بعضی کتابها را نمیخوانی؛ آنها آینهای میشوند که خودت را در سکوتشان تماشا کنی.
بیابان تاتارها آینه زندگی برخی از ماست که میتوانیم در سکوت تماشایش کنیم.
بیابان تاتارها
@ReferenceLibrary
❤7
این کهنه رباط را که عالم نام است
وآرامگه ابلقِ صبح و شام است
بزمیست که واماندۀ صد جمشید است
قصریست که تکیهگاه صد بهرام است
@ReferenceLibrary
وآرامگه ابلقِ صبح و شام است
بزمیست که واماندۀ صد جمشید است
قصریست که تکیهگاه صد بهرام است
رباعیات
خیام
@ReferenceLibrary
❤14👎1🔥1
Forwarded from Khosro
سلام و درود وقتتون بخیر
با تشکر از زحماتتون برای کانال و مجموعه ای که ساختین واقعا خسته نباشید.❤️
فقط اینکه تا کی کتاب جدید آپلود نمیکنین ؟؟
با تشکر از زحماتتون برای کانال و مجموعه ای که ساختین واقعا خسته نباشید.❤️
فقط اینکه تا کی کتاب جدید آپلود نمیکنین ؟؟
❤1
Reference Library
سلام و درود وقتتون بخیر با تشکر از زحماتتون برای کانال و مجموعه ای که ساختین واقعا خسته نباشید.❤️ فقط اینکه تا کی کتاب جدید آپلود نمیکنین ؟؟
درود بچه ها. اپلود خیلی وقته شروع شده. فقط توی این چنل نه. چون اینجارو تلگرام پاک میکنه :////
توی چنل آرشیو آپلود میشه:
@BOOKzMA
توی چنل آرشیو آپلود میشه:
@BOOKzMA
❤5
کتاب خوندن با کلاسی نیست، اتفاقاً گاهی با خودم فکر میکنم: خب که چی؟ اینهمه وقت و هزینه برای چی؟
اینو نوشتم چون تایملاین جدیدم این حسو تو من ایجاد کرد که انگار یه خودنمایی و پز دادنی در جریانه
یه توصیه دوستانه:کتابها رو پشت سر هم فقط برای اینکه کتاب بخونید، نخونید.
یا تو حاشیه کتاب یا تو یه دفتر جداگانه یا تو نوت گوشی در مورد کتاب بنویسید، در مورد هر فصل و نهایتاً در مورد کل کتاب. با نویسنده موافقت و مخالفت کنید، باهاش بحث کنید، اگه نویسنده استدلالی مطرح میکنه از خودتون بپرسید مبنای این استدلال چیه، فرض پنهان پشت این استدلال چیه؟
اگر من مخالف این فرض باشم نتیجه چه تغییری میکنه. و اینکه ادبیات خوبه، رمان یکی از دستاوردهای بزرگ ادبی انسانه، ولی همش انقدر رمان نخونید، رمان خیلی چیزها یاد میده که هیچ کتاب تخصصی دیگهای نمیتونه یاد بده ولی نه هر رمانی نه با هر کیفیتی، هرچی پستها رو نگاه میکنم: رمان رمان رمان رمان رمان، برای خودتون یک یا چند حوزه علاقمندی تعریف کنید و در موردشون بخونید، بینشون رمان هم بخونید.
این چیزی بود که عقل من قد میداد باز هرجور صلاحه
✍️شوق و هراس بودن (نوید)
اینو نوشتم چون تایملاین جدیدم این حسو تو من ایجاد کرد که انگار یه خودنمایی و پز دادنی در جریانه
یه توصیه دوستانه:کتابها رو پشت سر هم فقط برای اینکه کتاب بخونید، نخونید.
یا تو حاشیه کتاب یا تو یه دفتر جداگانه یا تو نوت گوشی در مورد کتاب بنویسید، در مورد هر فصل و نهایتاً در مورد کل کتاب. با نویسنده موافقت و مخالفت کنید، باهاش بحث کنید، اگه نویسنده استدلالی مطرح میکنه از خودتون بپرسید مبنای این استدلال چیه، فرض پنهان پشت این استدلال چیه؟
اگر من مخالف این فرض باشم نتیجه چه تغییری میکنه. و اینکه ادبیات خوبه، رمان یکی از دستاوردهای بزرگ ادبی انسانه، ولی همش انقدر رمان نخونید، رمان خیلی چیزها یاد میده که هیچ کتاب تخصصی دیگهای نمیتونه یاد بده ولی نه هر رمانی نه با هر کیفیتی، هرچی پستها رو نگاه میکنم: رمان رمان رمان رمان رمان، برای خودتون یک یا چند حوزه علاقمندی تعریف کنید و در موردشون بخونید، بینشون رمان هم بخونید.
این چیزی بود که عقل من قد میداد باز هرجور صلاحه
✍️شوق و هراس بودن (نوید)
❤25👍2