Reference Library
25.1K subscribers
1.09K photos
153 videos
343K files
10.3K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

لینک چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA
Download Telegram
Sueña 1 Espanol lengua extranjera [www.kava.ir].pdf
122.2 MB
📚آموزش زبان اسپانیایی
Modern Spanish Grammar.pdf
1.8 MB
📚گرامر زبان اسپانیایی
book2 spanish.pdf
1.8 MB
📚زبان اسپانیایی
اموزش زبان اسپانیایی (صوتی.zip
209.2 MB
آموزش زبان اسپانیایی نصرت
فایل صوتی (zip)
Spanish
حقوق تجارت جلد 2 ربیعا اسکینی.zip
530.5 MB
حقوق تجارت شرکت های سهامی عام و خاص جلد دوم نویسنده دکتر ربیعا اسکینی
عمارت لوسیفر.pdf
34.1 MB
📚رمان: #عمارت_لوسیفر 👆

💫ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #اربابی

نویسنده: #شیواA

🌞خلاصه:

داستان در مورد دختری یتیمه و فقیره..
که جایی برای موندن نداره و تو کوچه
خیابون ها میمونه..
و پسر داستان ما پسری خشن و مغروره
این پسر خشن یکی از ارباب های بزرگه
و از پدرش به یه سری دلایل متنفره..
و دست سرنوشت این دو را بین هم قرار میده.
Guyton vol2 @MedicineCurriculum.pdf
16.4 MB
فزیولوژی گایتون و هال
ترجمه فارسی، جلد دوم
Guyton [email protected]
167.1 MB
فزیولوژی گایتون و هال
ترجمه فارسی، جلد اول
4_5978582677756840250.pdf
58.5 MB
📕 کتاب: اصول حسابداری 2
🖊 مولف: اسکندری
صحرای کتاب
تقاص (DONYAIEMAMNOE@).pdf
11.7 MB
#تقاص
┄┅┄┅┄ ❥✮❥ ┄┅┄┅┄☆
••••●☆JOiN👇
🧡 🧡
‌‌‌‌┄┅┄┅┄ ❥✮❥ ┄┅┄┅┄☆
تقاص @fery_roman.pdf
5.7 MB
🌼رمان: #تقاص

🌼نویسنده:#زهرا_قلنده

🌼ژانر: #عاشقانه #جدید #بزرگسال
#پایان_خوش

🌼خلاصه:این رمان در مورد کوروش مرد قاچاقچی موادی که بهترین دوستش بهش خیانت میکنه یکی از محموله هاشو لو میده و کوروش هرکسیو که از اعتمادش سواستفاده کنه و بهش خیانت کنه رو میکشه و ماهور دخترشو بزرگ میکنه و اما ماهور بخاطر قتل پدرش توسط کوروش ازش متنفره 7 ساله از اون موقع می گذره و ماهور با بادیگارد کوروش رابطه داره اما وقتی کوروش میفهمه اونو از خونه بیرون میکنه و...
پیامها_مهارتهای_ارتباطی_متیو_مک.zip
220 MB
عنوان: پیامها
مهارتهای ارتباطی
مولفین: پاتریک فنینگ, مارتا دیویس, متیو مکی
مترجم: محمدعلی رحیمی
موضوع مرتبط: جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ناشر: ارجمند
تیغ و ترمه.pdf
703.3 KB
❤️رمان: #تیغ_و_ترمه

❤️نویسنده: #مهتاب_ر

❤️ژانر: #لیتل_گرل #میسترس #لزبین #عاشقانه #صحنه_دار

❤️قسمتی از رمان:
دستمال رو محکم روی سرامیک های اتاق خواب کشیدم ،اینقدر اینکار رو تکرار کردم تا همه جا
تمیز شد.
عرق روی پیشونیم رو با پشت دستم پاک کردم، دستمال و سطل رو برداشتم و به انباری بردم.
کمی گردن و کمرم رو مالیدم،کمی که آروم شدن به پذیرایی رفتم.
خانوم روی مبل نشسته بود و پاش رو روی پای دیگه اش انداخته بود و با یکی از دوستانش
حرف میزد.
روی زمین زانو زدم و شروع به.....

#درخواستی