@shab_emtehan_nub1.pdf
2.1 MB
🔖 نمونه سوال مهم امتحانات فیزیک یازدهم
🔹فصل یک
🔹فصل یک
@shab_emtehan_nub1.pdf
3.4 MB
🔖 جزوه خلاصه درس ریاضی یازدهم
🔹فصل هندسه تحلیلی
🔹فصل هندسه تحلیلی
تریاق.pdf
8 MB
فونت درشت
♥️رمان: #تریاق
♥️ژانر: #عاشقانه
♥️نویسنده : #هانی_زند
♥️خلاصه :
کسری فخار یه تاجر سرشناس و موفقه با یه لقب خاص که توی تموم شهر بهش معروفه! عالیجناب! شاهزادهای که هیچکس و بالاتر از خودش نمیدونه! اون بی رقیب تو کار و تجارته و سرد و مرموز توی روابط شخصیش! بودن با این مرد جدی و بیرقیب قوانین خاص خودشو داره و تاحالا هیچ زنی بیشتر از یکی دو شب شریک زندگی و سقف خونهش نبوده! عالیجناب حتی توی انتخاب شریک تختش هم به شدت وسواسی عمل میکنه! قصه از اونجا شروع میشه که رقباش برای زمین زدنش از هر راهی استفاده میکنن حتی دست به دامن یکی از بزرگترین خلاف کارهای جنوب شهر شدن دختری که به پنجهطلا معروفه! نوارهای پیروزی برای جناب فخار دریده میشه اما اون هرگز از باعث رسواییش نمیگذره و برای این کار روشهای کثیف خودش و داره.
♥️رمان: #تریاق
♥️ژانر: #عاشقانه
♥️نویسنده : #هانی_زند
♥️خلاصه :
کسری فخار یه تاجر سرشناس و موفقه با یه لقب خاص که توی تموم شهر بهش معروفه! عالیجناب! شاهزادهای که هیچکس و بالاتر از خودش نمیدونه! اون بی رقیب تو کار و تجارته و سرد و مرموز توی روابط شخصیش! بودن با این مرد جدی و بیرقیب قوانین خاص خودشو داره و تاحالا هیچ زنی بیشتر از یکی دو شب شریک زندگی و سقف خونهش نبوده! عالیجناب حتی توی انتخاب شریک تختش هم به شدت وسواسی عمل میکنه! قصه از اونجا شروع میشه که رقباش برای زمین زدنش از هر راهی استفاده میکنن حتی دست به دامن یکی از بزرگترین خلاف کارهای جنوب شهر شدن دختری که به پنجهطلا معروفه! نوارهای پیروزی برای جناب فخار دریده میشه اما اون هرگز از باعث رسواییش نمیگذره و برای این کار روشهای کثیف خودش و داره.
@romandl چشمان زغالی-1.pdf
8.3 MB
💚رمان : #چشمان_زغالی
🍀نویسنده : #راضیه_عباسی
🍀ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری
💚خلاصه :
من آیلارم دختری که به خاطر تهمتی که بهش زدن مجبورش میکنن با برادر عشقش ازدواج کنه..
امان از شبی که منو جلوی چشمای سیاوشم به حجله میبردن...
🍀نویسنده : #راضیه_عباسی
🍀ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری
💚خلاصه :
من آیلارم دختری که به خاطر تهمتی که بهش زدن مجبورش میکنن با برادر عشقش ازدواج کنه..
امان از شبی که منو جلوی چشمای سیاوشم به حجله میبردن...
@moonnovell بوی مه.pdf
6.5 MB
❤️🔥رمان: #بوی_مه😶🌫🌿
✍️🏼نویسنده: #راضیه_عباسی♡
🔥ژانر: #عاشقانه #کلکلی #طنز_هات❤️🔥🍫
🎞خلاصه رمان:ماهان پسر شیطون و بسیار هاتی که از قضا خلبان هم هست توی تولد دوست صمیمیش هواپیمای قلبش توی فرودگاه چشمای خواهر دوستش تبسم میشینه اما ... یه مشکل اساسی که وجود داره تبسم حتی چشم دیدن ماهان رو هم نداره از هر فرصتی برای اینکه سرشو زیر آب کنه استفاده میکنه باید دید که شیطنت و عشق ماهان برنده میشه یا بی اعصابی و نفرت تبسم البته قابل به ذکره که آقا پسرمون خیلی هم طبع داغی داره جوری که هر بار به زور تبسم رو میبوسه و یه کتک مفصل از تبسم نوش جان میکنه..
📌👀🪄✨️
ری اکت و حمایت فراموش نشه 🥺🧚♀️💞✨️
✍️🏼نویسنده: #راضیه_عباسی♡
🔥ژانر: #عاشقانه #کلکلی #طنز_هات❤️🔥🍫
🎞خلاصه رمان:ماهان پسر شیطون و بسیار هاتی که از قضا خلبان هم هست توی تولد دوست صمیمیش هواپیمای قلبش توی فرودگاه چشمای خواهر دوستش تبسم میشینه اما ... یه مشکل اساسی که وجود داره تبسم حتی چشم دیدن ماهان رو هم نداره از هر فرصتی برای اینکه سرشو زیر آب کنه استفاده میکنه باید دید که شیطنت و عشق ماهان برنده میشه یا بی اعصابی و نفرت تبسم البته قابل به ذکره که آقا پسرمون خیلی هم طبع داغی داره جوری که هر بار به زور تبسم رو میبوسه و یه کتک مفصل از تبسم نوش جان میکنه..
📌👀🪄✨️
ری اکت و حمایت فراموش نشه 🥺🧚♀️💞✨️
شکسته تر از انار.pdf
7.7 MB
رمان : #شکسته_تر_از_انار
نویسنده : #راضیه_عباسی
#ژانر : #عاشقانه #هیجانی
خلاصه :
خدا گل های انار را آفرید.
دست نوازشی بر سرشان کشید و گفت: سوار بال فرشته ها بشوید. آنهایی که دور ترند مقصدشان بهشت است و این ها که نزدیکتر مقصدشان زمین.
فرشته ها بال هایشان را باز کرده و منتظر بودند.گل انار سر به هوا بود. خوب گوش نکرد و رفت و بربال فرشته ای نشست.فرشته گل انار را آورد و روی درختی در باغی روستایی نشاند.
گل انار از فرشته پرسید: کی می رسیم؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
╲\╭┓
╭🌺╯
┗╯🧚 ⃝⃐🧜♀ #لینک_گپ_درخواست❄️
💬
┏ ┉┉━─━⊱⊰♛⊱⊰━─━┉┉ ┓
🧚 ⃝⃐🧜♀ . ⃝⃐🧜♀
┗ ━┉┉─━⊱⊰♛⊱⊰━─┉┉━ ┛
نویسنده : #راضیه_عباسی
#ژانر : #عاشقانه #هیجانی
خلاصه :
خدا گل های انار را آفرید.
دست نوازشی بر سرشان کشید و گفت: سوار بال فرشته ها بشوید. آنهایی که دور ترند مقصدشان بهشت است و این ها که نزدیکتر مقصدشان زمین.
فرشته ها بال هایشان را باز کرده و منتظر بودند.گل انار سر به هوا بود. خوب گوش نکرد و رفت و بربال فرشته ای نشست.فرشته گل انار را آورد و روی درختی در باغی روستایی نشاند.
گل انار از فرشته پرسید: کی می رسیم؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
╲\╭┓
╭🌺╯
┗╯🧚 ⃝⃐🧜♀ #لینک_گپ_درخواست❄️
💬
┏ ┉┉━─━⊱⊰♛⊱⊰━─━┉┉ ┓
🧚 ⃝⃐🧜♀ . ⃝⃐🧜♀
┗ ━┉┉─━⊱⊰♛⊱⊰━─┉┉━ ┛