سینوهه_مصری_ج۲_میکا_والتاری_احمد_سادات_عقیلی.pdf
7 MB
👈 #درخواستی
#سینوهه_مصری
جلد دوم
#میکا_والتاری
#احمد_سادات_عقیلی
#داستان_خارجی
#رمان
#تاریخ
#داستان_فنلاندی
#ادبیات_کلاسیک
داستان رمان سینوهه پزشک مخصوص فرعون، به دورهای تقریباً فراموش شده از تاریخ جهان میپردازد: مصر در قرن چهاردهم قبل از میلاد مسیح، زمانی که فراعنه و خدایان با سقوطِ در شرف وقوعِ بزرگترین امپراتوری تاریخ به نزاع برخاستند. این داستان حماسی، تمامی جهان شناخته شده در آن زمان، از بابیلون و تبای گرفته تا کرِت و اورشلیم، را دربرمیگیرد و شخصیتی فراموش نشدنی را به مخاطبین معرفی میکند: سینوهه، مردی با پیشینهای اسرارآمیز که از پایین ترین سطوح اجتماع به مقام پزشک مخصوص فرعونی با نام آخناتون میرسد.
#سینوهه_مصری
جلد دوم
#میکا_والتاری
#احمد_سادات_عقیلی
#داستان_خارجی
#رمان
#تاریخ
#داستان_فنلاندی
#ادبیات_کلاسیک
داستان رمان سینوهه پزشک مخصوص فرعون، به دورهای تقریباً فراموش شده از تاریخ جهان میپردازد: مصر در قرن چهاردهم قبل از میلاد مسیح، زمانی که فراعنه و خدایان با سقوطِ در شرف وقوعِ بزرگترین امپراتوری تاریخ به نزاع برخاستند. این داستان حماسی، تمامی جهان شناخته شده در آن زمان، از بابیلون و تبای گرفته تا کرِت و اورشلیم، را دربرمیگیرد و شخصیتی فراموش نشدنی را به مخاطبین معرفی میکند: سینوهه، مردی با پیشینهای اسرارآمیز که از پایین ترین سطوح اجتماع به مقام پزشک مخصوص فرعونی با نام آخناتون میرسد.
❤1
nefrin-sandali_[www.ketabesabz.com].pdf
1.8 MB
مبل جادویی (نفرین صندلی)
شروین وکیلی
انتشارات فرهی- تهران
چاپ نخست: 1391، تهران
تعداد صفحات: 332
مبل جادویی (نفرین صندلی)
شروین وکیلی
انتشارات فرهی- تهران
چاپ نخست: 1391، تهران
تعداد صفحات: 332
[email protected]
2.7 MB
📚رمان پیمان
نویسنده:دانیل استیل
تعداد صفحات:166
#خارجی
نانسی مک آلیستر و مایکل هیلیارد جلوی تالار الیوت در حیاط دانشگاه هاروارد قفل دوچرخه هایشان را باز میکردند که خورشید صبحگاهی نخستین پرتوهای زرفام خود را بر پشتشان افشاند.
لحظه ای دست از کار کشیدند تا بروی هم لبخند بزنند. ماه مه بود و آندو خیلی جوان بودند. موهای کوتاه نانسی در پرتو آفتاب میدرخشید
نویسنده:دانیل استیل
تعداد صفحات:166
#خارجی
نانسی مک آلیستر و مایکل هیلیارد جلوی تالار الیوت در حیاط دانشگاه هاروارد قفل دوچرخه هایشان را باز میکردند که خورشید صبحگاهی نخستین پرتوهای زرفام خود را بر پشتشان افشاند.
لحظه ای دست از کار کشیدند تا بروی هم لبخند بزنند. ماه مه بود و آندو خیلی جوان بودند. موهای کوتاه نانسی در پرتو آفتاب میدرخشید
@mybestnovels_DozdeSheytoonPoliceMaghroor.pdf
1.3 MB
رمان : دزد شیطون و پلیس مغرور فرمت : پی دی اف