عاشق_بیدار_شده_جلد_سوم_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
20.7 MB
🤍نام رمان : #عاشق_بیدار_شده
#LOVER_AWAKENED
(#جلد_سوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داستان نجات بلا توسط زسادیست، جنگجویی که قبلابرده خون بوده و سال ها موردآزار جنسی بانو قرارگرفته، و هنوز هم زخم های گذشته رو با خود حمل میکنه.تنها همراهش خشم و تنها چیزی که باعث شهوتش میشه به وحشت انداختن دیگرانه.تا زمانی که بابلا آشنامیشه و ...
#LOVER_AWAKENED
(#جلد_سوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داستان نجات بلا توسط زسادیست، جنگجویی که قبلابرده خون بوده و سال ها موردآزار جنسی بانو قرارگرفته، و هنوز هم زخم های گذشته رو با خود حمل میکنه.تنها همراهش خشم و تنها چیزی که باعث شهوتش میشه به وحشت انداختن دیگرانه.تا زمانی که بابلا آشنامیشه و ...
عاشق_ابدی_جلد_دوم_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
4.1 MB
🤍نام رمان : #عاشق_ابدی
#Lover_Eternal
(#جلد_دوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
" آه ، لعنت ، وی ، تو داری منو میکشی " باچ اونیل کشوی جوراب هایش را گشت . دنبال جوراب مشکی ابریشمی بود ، ولی کتان سفید پیدا
کرد . نه . صبر کن . یک جوراب مناسب پیدا کرد ، البته برای پیدا کردنش نیازی به جشن گرفتن
نبود.
-" اگه داشتم می کشتمت پلیس ، جوراب آخرین چیزی بود که به ذهنت میرسید "
باچ به هم اتاقی اش نگاه کرد . کسی که مثل او طرفدار تیم رد ساکس بود . او... خوب .. یکی از دو
دوست صمیمی اش بود... که هر دو نفر خون آشام از آب درآمده بودند .
ویشس تازه از حمام درآمده و یک حوله به دور کمر خود پیچیده بود . عضلات سینه و بازوهای
ضخیمش در معرض نمایش بود .
#Lover_Eternal
(#جلد_دوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
" آه ، لعنت ، وی ، تو داری منو میکشی " باچ اونیل کشوی جوراب هایش را گشت . دنبال جوراب مشکی ابریشمی بود ، ولی کتان سفید پیدا
کرد . نه . صبر کن . یک جوراب مناسب پیدا کرد ، البته برای پیدا کردنش نیازی به جشن گرفتن
نبود.
-" اگه داشتم می کشتمت پلیس ، جوراب آخرین چیزی بود که به ذهنت میرسید "
باچ به هم اتاقی اش نگاه کرد . کسی که مثل او طرفدار تیم رد ساکس بود . او... خوب .. یکی از دو
دوست صمیمی اش بود... که هر دو نفر خون آشام از آب درآمده بودند .
ویشس تازه از حمام درآمده و یک حوله به دور کمر خود پیچیده بود . عضلات سینه و بازوهای
ضخیمش در معرض نمایش بود .
عاشق_سیاه_جلد_اول_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
6 MB
🤍نام رمان : #عاشق_سیاه
#Dark_Lover
(#جلد_اول #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی
#اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داریوش دور و بر کلوپ و بدن های نیمه عریانی که در حال رقص بودند را نگاه کرد . آن شب پر از جمعیت بود .
پر از زنانی که چرم پوشیده بودند و مردانی که به نظر می آمد دستی در جرم های همراه با خشونت داشته باشند . داریوش و همراهش کامال همرنگ این جماعت بودند . به جز اینکه آنها قاتلین واقعی بودند . تورمنت از او پرسید: " پس واقعا میخوای انجامش بدی ؟ "
داریوش به روبه روی خود ، و در چشمان خون آشام دیگر نگاه کرد: " آره" تورمنت کمی از مشروب خود را نوشید و با دهن کجی لبخند زد. نوک دندان های نیشش نمایان شد " تو دیوونه ای"
#Dark_Lover
(#جلد_اول #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی
#اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داریوش دور و بر کلوپ و بدن های نیمه عریانی که در حال رقص بودند را نگاه کرد . آن شب پر از جمعیت بود .
پر از زنانی که چرم پوشیده بودند و مردانی که به نظر می آمد دستی در جرم های همراه با خشونت داشته باشند . داریوش و همراهش کامال همرنگ این جماعت بودند . به جز اینکه آنها قاتلین واقعی بودند . تورمنت از او پرسید: " پس واقعا میخوای انجامش بدی ؟ "
داریوش به روبه روی خود ، و در چشمان خون آشام دیگر نگاه کرد: " آره" تورمنت کمی از مشروب خود را نوشید و با دهن کجی لبخند زد. نوک دندان های نیشش نمایان شد " تو دیوونه ای"
همکن.pdf
5.7 MB
مهر یک تقاص .pdf
6.1 MB
#مهر_یک_تقاص
💫ژانر : #پلیسی #عاشقانه #جدید
💫به قلم: mahshid84#
🌼خلاصه رمان:
در اینجا با یک اشتباه لیلی دختر این داستان همه چیز عوض میشه و مشکلاتی پیش میاد و اون دختر مجبور به امضایه یه برگه میشه که براش حکم مرگ و داره و با اون برگه زندگیش تغییر میکنه وتقاص گذشته رو پس میده . گذشته ای که یه داستان و رقممیزنه
مهر یک تقاص
💫ژانر : #پلیسی #عاشقانه #جدید
💫به قلم: mahshid84#
🌼خلاصه رمان:
در اینجا با یک اشتباه لیلی دختر این داستان همه چیز عوض میشه و مشکلاتی پیش میاد و اون دختر مجبور به امضایه یه برگه میشه که براش حکم مرگ و داره و با اون برگه زندگیش تغییر میکنه وتقاص گذشته رو پس میده . گذشته ای که یه داستان و رقممیزنه
مهر یک تقاص