Reference Library
26.4K subscribers
1K photos
122 videos
343K files
10.3K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب

لینک چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA
Download Telegram
معشوقه من_معشوقه رسام.pdf
4.6 MB
#معشوقه_من ( #جلد_اول)
(#جلد_دوم_معشوقه_رسام )

🌼ژانر : #عاشقانه

💫نویسنده : #سلنا_شمس

🌼خلاصه :
سیوان پسری مغرور و خود ساخته که در یک برخورد با نفس عاشقش میشه ... سیوان بدون در نظر گرفتن غرورش به عشقش اعتراف میکنه ولی ...
قاتل تاریکی دو جلد.pdf
2.7 MB
#قاتل_تاریکی #دو_جلد

💫ژانر : #جنایی #عاشقانه

🌼نویسنده : #مهدیه_حسین_زاده

💫تعداد صفحات : 443

🌼خلاصه :
دختری سرخورده و تنها دختری از جنس سادگی در مسیری قرار میگیرد که هر دو سر آن باخت است.
رفتن و نرفتن هر دو یک حکم را برایش رقم خواهد زد ؟
دختری برای پرداخت بدهی اش به مردی برای قتل اموزش میبینه تا انتقام مردی رو بگیره که در حقیقت پشت پرده .....
1
هویت پنهان.pdf
2 MB
#هویت_پنهان

🌼ژانر: #عاشقانه

💫نویسنده: #والا و #پدیده

🌼خلاصه:
داستان در مورد دختری است که خودش را شبیه پسرها تغییر قیافه می دهد و از خانه فرار میکنید و برای جنگ به جبهه می رود… اما از بخت بد اسیر نیروهای عراقی میشود…
خون آشام تنها.pdf
1.6 MB
#قدرت پنهان(جلد اول خون آشام تنها)
عشق پردردسر.pdf
7.1 MB
#عشق_پر_دردسر

🌼ژانر : #عاشقانه #هیجانی

💫نویسنده : #آرمیتا_لطفی

🌼خلاصه :
آرمیتا دختری مغرور و سرسخت که عاشق پسرعمه خشن و مغروش میشه، توسط سمانه دختری پر ادعا و کینه ای که برای انتقام از سرهنگ راد، دختر یکی یدونش رو انتخاب میکنه. ضربه روحی و عاطفی محکمی میخوره و...
عشوه گر.pdf
9.5 MB
#عشوه_گر

💫ژانر : #عاشقانه #بزرگسال

🌼نویسنده : #طناز_ب

💫خلاصه :
داستان شرح زندگیِ دختری مهربون و آرومه که توسط پسرعموش تو مهمونی خانوادگی بهش تجاوز شده و حالا که بعداز مدتها قراره پسرعموش برگرده...
پیش مرگ ارباب.pdf
3.8 MB
#پیش مرگ ارباب.pdf
eshgh dar ebham.pdf
2.2 MB
#عشق در ابهام (۲)
همخونه.pdf
5.7 MB
#همخونه

🌼ژانر : #عاشقانه #همخونه_ایی

💫نویسنده : #مریم_ریاحی

🌼خلاصه :
دختری به اسم یلدا که به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکنه.بچه های اون مرد (حاج رضا) خارج از کشور هستن بجز پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره و اونم تصمیم داره از ایران بره …
خلاصه اینکه حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا میخواد که با همین پسر کوچیکه (که تابحال یک بارم یلدا رو ندیده) که اسمش شهابه ازدواج کنه و به مدت شش ماه با هم تو یه خونه زندگی کنن . اخلاق شهاب هم از اون جوریاست که نمیشه با یه من عسل نگاشون کرد . مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشن .
در این بین اتفاقاتی میفته و حرفهائی زده میشه و روزهائی میگذره که شرحش رو باید خودتون بخونین …