Reference Library
27.1K subscribers
1.44K photos
163 videos
380K files
10.7K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA
Download Telegram
دیگر زندگی را چندان آسان نمی‌بینم. حساسیت‌های من به جای آن‌که کم‌تر شود، مدام بیش‌تر می‌شود. هرچیز بی‌ارزش و ناچیزی آزارم می‌دهد.

@ReferenceLibrary
👍73👎1🤡1
کتاب ها آینه اند؛ فقط چیزی را در آن ها می بینی که از پیش در درونت داری.

سایه باد
کارلوس روئیث زافون


@ReferenceLibrary
13👍2
گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم.
گفتم ای کاش مرده بودیم و نمی‌دیدیم.

- شاهرخ مسکوب
@ReferenceLibrary
💔1610
بزرگسالی یعنی کتابی که یک روزه میخوندی رو دوماه طول میکشه تا تموم کنی...💔
👍28💔173😢1
هربار که کتابی برمی داشتم،برایم مثل قرار بود.برای یکی دو ساعت،به جای دنیای کسل کننده خودم،بخشی از دنیای کتاب می شدم...

بخش دی
فریدا مک فادن

@ReferenceLibrary
9😁1
آنان که خدایان دوستشان دارند،جوان می میرند.


طاعون

@ReferenceLibrary
12💔10
تا حالا شنیدین به افسردگی می‌گن: «سگ سیاه»؟


جالبه بدونین این اصطلاح خیلی قدیمی‌تر از چیزی هست که فکر می‌کنیم؛ حتی هوراس، شاعر رومی، قرن‌ها پیش ازش استفاده کرده بود.

بعد، در سال ۱۷۷۶، ساموئل جانسون هم یکی از اولین جاهایی که این عبارت برای مالیخولیا ثبت شده رو تو زبان انگلیسی به کار برد.

و قرن‌ها بعد هم چرچیل دوباره از همین «سگ سیاه» گفت و باعث شد بیشتر معروف بشه.

انگار آدم‌ها همیشه برای اون غم سنگینی که نمی‌تونستن درست توضیحش بدن، دنبال اسم می‌گشتن.
@ReferenceLibrary
9
وقتی تو در قلب منی من همه چیز را می‌توانم تحمل کنم.

فرانتس کافکا - نامه به میلنا


دانلود کتاب

@ReferenceLibrary
71
«من دیگر باید به چیزهایی که هنوز می‌تواند مرا سرحال نگه دارد بچسبم. چیزهای زیادی برایم باقی نمانده، می‌فهمی؟»

_گرترود
_هرمان هسه

@ReferenceLibrary
👍83💔1
و دلش به حال خودش می سوخت، و مثل طفلی به گریه می افتاد
به درماندگی و تنهایی سیاه خود می گریست.


مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی

@ReferenceLibrary
8💔1

در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست!
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

حضرت حافظ
@ReferenceLibrary
7
این بزک تهوع انگیز دورویی و دوپهلویی را از چهره روح خود بزدایید و با آب فراوان بشویید!!

_رومن رولان
@ReferenceLibrary
5
🏛️ کتابخانه آدمنت؛ کتابخانه‌ای که از دل تاریخ بیرون آمده

داستان این کتابخانه به سال ۱۰۷۴ برمی‌گردد؛ زمانی که صومعه‌ی آدمنت در اتریش تأسیس شد و راهبان، مجموعه‌ای از کتاب‌ها و نسخه‌های خطی را در آن نگهداری می‌کردند.

اما سالن باشکوهی که امروز می‌بینیم، چند قرن بعد ساخته شد. در قرن هجدهم، ساخت کتابخانه‌ی جدید آغاز شد و سرانجام در ۱۷۷۶ به پایان رسید؛ سالنی که قرار بود فقط محل نگهداری کتاب نباشد و خودش هم یک اثر هنری باشد.

سقف کتابخانه با هفت نقاشی بزرگ اثر بارتولومئو آلتومونته پوشانده شد؛ نقاشی‌هایی درباره‌ی مسیر انسان از نادانی به دانش. جالب اینکه آلتومونته هنگام خلق این آثار، بیش از ۸۰ سال داشت.

اما چند دهه بعد، اتفاقی افتاد که می‌توانست همه‌چیز را از بین ببرد.

در سال ۱۸۶۵ آتش‌سوزی بزرگی بخش زیادی از صومعه را نابود کرد؛ اما سالن کتابخانه از آتش جان سالم به در برد.

امروز، پشت این قفسه‌های سفید و سقف طلایی، مجموعه‌ای با حدود ۲۰۰ هزار اثر قرار دارد؛ از جمله نسخه‌هایی که قدمت بعضی از آن‌ها به قرن هشتم می‌رسد.

@ReferenceLibrary
7
Forwarded from 🔖برترین های تلگرام🔖 via @chToolsBot
🌈🌈🌈

💎برترین کانال‌های تلگرام:


🦋"تـ𝒕𝒐ـو" "را من چشــــم در راهم در کافه هنر
@kafeh_honar31

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
1
شرّ مثل تاریکی است. تا ابدالآباد کش می‌آید. و خیر مثل برق است، غلبه‌ای بر تاریکی است، دیری نمی‌پاید. خیر فناپذیر است.

تادئوش کونویتسکی
محشر صغرا


@ReferenceLibrary
7
«در فریادهای آشفته‌وارت، در رویابافی‌های دیوانه‌وارت، در اشک‌ها و فریادها، در پروازت، بیش از این‌ها می‌توان بود! آری، بیش از این‌ها می‌توان بود!»

انجمن شاعران مرده
@ReferenceLibrary
4