زندگی یک رشته رنجهایی بود که مدام شدیدتر میشد و با سرعت پیوسته فزایندهای به سوی پایانش، که عذابی بینهایت هولناک بود میشتابید.مرگ ایوان ایلیچ
@ReferenceLibrary
❤5💔1
دوباره کمی خودم را بدست آوردهام و اندک اندک کار میکنم؛ همان جریان پیاپی از هم پاشیدن و به خود آمدن، پراکندگی و جمع و پیوسته جمعِ پریشان بودن.
@ReferenceLibrary
_روزها در راه
_ شاهرخ مسکوب
@ReferenceLibrary
❤9
دیگر زندگی را چندان آسان نمیبینم. حساسیتهای من به جای آنکه کمتر شود، مدام بیشتر میشود. هرچیز بیارزش و ناچیزی آزارم میدهد.
@ReferenceLibrary
@ReferenceLibrary