ولی بگم که خب حالا این روز اول هست. توقع زیادی نداریم. قرار شد یک ماه باهاش ور بریم. بهترش کنیم. نیاز های خودمون رو پیدا کنیم.
تا اخرش یه دستیار کامل برای همگی کتابخونا بشه.
تا اخرش یه دستیار کامل برای همگی کتابخونا بشه.
❤10
برای شروع میتونیم داخلش یه ساعت تعریف کنیم، بگیم مثلا ۶ عصر.
هر روز ۶ عصر ازمون بپرسه کتاب خوندی یا نه ؟؟!
بعد بگیم اره خوندیم.
اینطوری شاید هر روز کتاب بخونیم 🍓
هر روز ۶ عصر ازمون بپرسه کتاب خوندی یا نه ؟؟!
بعد بگیم اره خوندیم.
اینطوری شاید هر روز کتاب بخونیم 🍓
💘9🤣5😁1🤡1
چون اول های کاره ممکنه مثلا اون ساعتی که شما گفتین، ربات خاموش باشه و بهتون پیام نده. ولی چند ساعت بعدش که روشن شه، خودش یادش هست و حتما ازتون سوال میپرسه.
💋7🔥2
💋16❤4🆒4🍌1
سقوط
@ReferenceLibrary
قضاوتی که درباره دیگران کردهاید سرانجام یک راست به خودتان برخواهد گشت، مانند سیلی به صورتتان میخورد.
سقوط
@ReferenceLibrary
👍5❤3
ماندهام که مردم از چه چیزی بیشتر وحشت دارند.
من که میگویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدم تازهای بردارند یا حرف تازهای بزنند.
@ReferenceLibrary
من که میگویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدم تازهای بردارند یا حرف تازهای بزنند.
جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی
@ReferenceLibrary
❤13
شاید نامش برایتان عجیب باشد
اما...
«خرمگس» داستان انسانی است که میان عشق، ایمان و آزادی، بهای سنگینی میپردازد.
روایت آرمانهایی که گاهی برای زنده ماندن، باید از عزیزترین چیزهای زندگی گذشت.
«خرمگس» از یک مبارز نمیگوید؛
بلکه از انسان میگوید.
از زخمهایی که زمان درمانشان نمیکند، از حقیقتی که گاهی تمام باورهای یک عمر را فرو میریزد، و از ایستادگیای که حتی رنج و مرگ نیز توان شکستن آن را ندارند.
«خرمگس»
@ReferenceLibrary
اما...
«خرمگس» داستان انسانی است که میان عشق، ایمان و آزادی، بهای سنگینی میپردازد.
روایت آرمانهایی که گاهی برای زنده ماندن، باید از عزیزترین چیزهای زندگی گذشت.
«خرمگس» از یک مبارز نمیگوید؛
بلکه از انسان میگوید.
از زخمهایی که زمان درمانشان نمیکند، از حقیقتی که گاهی تمام باورهای یک عمر را فرو میریزد، و از ایستادگیای که حتی رنج و مرگ نیز توان شکستن آن را ندارند.
«خرمگس»
@ReferenceLibrary
❤5
از بزدلی نبود که بزدل شدم، بلکه از غرور بیحد و حصرم بود. میترسیدم، نه از دو متر قد و نه از سخت کتکخوردن و پرتابشدن از پنجره؛ بهراستی شجاعت بدنی کافی برای این کار را داشتم؛ چیزی که نداشم شجاعت روحی کافی بود. میترسیدم اگر شروع به اعتراض کنم و با زبانی ادبی با آنها حرف بزنم هیچیک از حاضران نفهمد و همگی به ریشم بخندند از امتیازشمار وقیح بیلیارد گرفته تا کارمند گندیدهای که همان اطراف میپلکید با صورتی غرقه در جوشهای سرسیاه و یقهی روغنی خوکیاش.
یادداشت های زیر زمینی
@ReferenceLibrary
یادداشت های زیر زمینی
@ReferenceLibrary
❤5🔥1
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مرد، چه هشیار و چه مست
رباعیات خیام
@ReferenceLibrary
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مرد، چه هشیار و چه مست
رباعیات خیام
@ReferenceLibrary
❤5
شرلوک هولمز | آرتور کانن
آرتور کانن دویل هنگام تحصیل پزشکی، شاگرد پزشکی به نام جوزف بل بود؛ پزشکی که به مشاهدهی دقیق و توجه به کوچکترین جزئیات معروف بود.
دویل بعدها از همین ویژگیها برای خلق شرلوک هولمز الهام گرفت؛ کارآگاهی که میتوانست از جزئیترین نشانهها، به نتایجی برسد که برای دیگران غیرممکن به نظر میرسید.
اما ماجرا فقط به داستانها ختم نشد.
شرلوک هولمز آنقدر برای خوانندهها واقعی شده بود که بعضی از آنها برای 221B Baker Street، آدرس خانهی هولمز، نامه میفرستادند و انتظار داشتند خود شرلوک جوابشان را بدهد!
جالب اینجاست که 221B در زمان انتشار داستانها حتی یک آدرس واقعی هم نبود.
@ReferenceLibrary
چند سرنخ کوچک، یک ذهن فوقالعاده و پروندههایی که هیچکس نمیتواند حلشان کند...
شرلوک هولمز همیشه چیزی را میبیند که بقیه از کنارش رد شدهاند.
آرتور کانن دویل هنگام تحصیل پزشکی، شاگرد پزشکی به نام جوزف بل بود؛ پزشکی که به مشاهدهی دقیق و توجه به کوچکترین جزئیات معروف بود.
دویل بعدها از همین ویژگیها برای خلق شرلوک هولمز الهام گرفت؛ کارآگاهی که میتوانست از جزئیترین نشانهها، به نتایجی برسد که برای دیگران غیرممکن به نظر میرسید.
اما ماجرا فقط به داستانها ختم نشد.
شرلوک هولمز آنقدر برای خوانندهها واقعی شده بود که بعضی از آنها برای 221B Baker Street، آدرس خانهی هولمز، نامه میفرستادند و انتظار داشتند خود شرلوک جوابشان را بدهد!
جالب اینجاست که 221B در زمان انتشار داستانها حتی یک آدرس واقعی هم نبود.
@ReferenceLibrary
❤9
Reference Library
خب ربات رو راه انداختیم اولین نسخه اش رو. میتونید تست کنید. @BOOKzMAbot
رباتمون راه افتاده. این چندتا پیام رو بخونید 👆
تا حالا دقت کردید داستایوفسکی تقریباً همیشه یک کارمند دارد؟
یک کارمندِ دونپایه، کمپول، تحقیرشده؛
آدمی که در اداره کسی تحویلش نمیگیرد و در زندگی هم انگار دیده نمیشود.
اما داستایوفسکی علاقهای به شغلش ندارد؛
به آدمِ پشت آن میز علاقه دارد.
@ReferenceLibrary
یک کارمندِ دونپایه، کمپول، تحقیرشده؛
آدمی که در اداره کسی تحویلش نمیگیرد و در زندگی هم انگار دیده نمیشود.
اما داستایوفسکی علاقهای به شغلش ندارد؛
به آدمِ پشت آن میز علاقه دارد.
آدمی که جامعه به او میگوید:
«تو مهم نیستی.»
و او، در تمام رمان، با خودش کلنجار میرود که ثابت کند:
«اما من یک دنیای کامل درون خودم دارم.»
آدمهایی کوچک در چشم جامعه، اما با روانهایی پر از غرور، ترس، عشق و رنج.
@ReferenceLibrary
❤2🥰1