اگر تو هم مثل من، از زنِ ایوان ایلیچ متنفری؛همونجایی که همکار شوهرش رو دعوت میکنه اتاق کناری ، ازش میپرسه چطور میتونه برای خودش مقرری بیشتری بگیره، و مرد هم خیلی مفصل شروع میکنه به توضیح دادن راهوچاهها.
دقیقا همون وقتی شوهرش هنوز در اتاق کناری، در تابوت خوابیده و تابوتش هنوز خاک رو لمس نکرده
تو دوست خوب منی. :)🧡🫂
@ReferenceLibrary
و زن، خیلی خونسرد میگوید:«اینها را میدانم… دیگر چه؟»
دقیقا همون وقتی شوهرش هنوز در اتاق کناری، در تابوت خوابیده و تابوتش هنوز خاک رو لمس نکرده
تو دوست خوب منی. :)🧡🫂
@ReferenceLibrary
💔18😢1🤝1🆒1
از اونجایی که باید برای فصل چهارم و گویا اخر خاندان اژدها تا 2028 منتظر بمونیم.
بریم کتاباشونو بخونیم یا ارزش نداره ؟!
بخونیم 👍
نه ارزش نداره 👎
@ReferenceLibrary
بریم کتاباشونو بخونیم یا ارزش نداره ؟!
بخونیم 👍
نه ارزش نداره 👎
@ReferenceLibrary
👍25👎18🤷♂2❤1🖕1
Reference Library
خب ربات رو راه انداختیم اولین نسخه اش رو. میتونید تست کنید. @BOOKzMAbot
لطفا فحش ندید. فعلا فقط بوس میده.
💋29🤣6😁3🤬2🍌1
Reference Library
لطفا فحش ندید. فعلا فقط بوس میده.
از اونجایی که اگه بخام همه کدشو خودم بزنم وقت نمیکنم و هیچ وقت شدنی نیست؛ دارم وایب کد میکنم 🥰 کلادی رو شلاق میزنم.
🥰9🤣3🤡1
برای شروع بهش گفتم یه استریک اپشن بسازه ببینم اصلا میشه برای این پروژه ازش استفاده کرد یا نه.
و ساخت 🥰🥰
و ساخت 🥰🥰
❤6💩1
ولی بگم که خب حالا این روز اول هست. توقع زیادی نداریم. قرار شد یک ماه باهاش ور بریم. بهترش کنیم. نیاز های خودمون رو پیدا کنیم.
تا اخرش یه دستیار کامل برای همگی کتابخونا بشه.
تا اخرش یه دستیار کامل برای همگی کتابخونا بشه.
❤10
برای شروع میتونیم داخلش یه ساعت تعریف کنیم، بگیم مثلا ۶ عصر.
هر روز ۶ عصر ازمون بپرسه کتاب خوندی یا نه ؟؟!
بعد بگیم اره خوندیم.
اینطوری شاید هر روز کتاب بخونیم 🍓
هر روز ۶ عصر ازمون بپرسه کتاب خوندی یا نه ؟؟!
بعد بگیم اره خوندیم.
اینطوری شاید هر روز کتاب بخونیم 🍓
💘8🤣5😁1🤡1
چون اول های کاره ممکنه مثلا اون ساعتی که شما گفتین، ربات خاموش باشه و بهتون پیام نده. ولی چند ساعت بعدش که روشن شه، خودش یادش هست و حتما ازتون سوال میپرسه.
💋7🔥2
💋16❤4🆒4🍌1
سقوط
@ReferenceLibrary
قضاوتی که درباره دیگران کردهاید سرانجام یک راست به خودتان برخواهد گشت، مانند سیلی به صورتتان میخورد.
سقوط
@ReferenceLibrary
👍5❤3
ماندهام که مردم از چه چیزی بیشتر وحشت دارند.
من که میگویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدم تازهای بردارند یا حرف تازهای بزنند.
@ReferenceLibrary
من که میگویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدم تازهای بردارند یا حرف تازهای بزنند.
جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی
@ReferenceLibrary
❤12
شاید نامش برایتان عجیب باشد
اما...
«خرمگس» داستان انسانی است که میان عشق، ایمان و آزادی، بهای سنگینی میپردازد.
روایت آرمانهایی که گاهی برای زنده ماندن، باید از عزیزترین چیزهای زندگی گذشت.
«خرمگس» از یک مبارز نمیگوید؛
بلکه از انسان میگوید.
از زخمهایی که زمان درمانشان نمیکند، از حقیقتی که گاهی تمام باورهای یک عمر را فرو میریزد، و از ایستادگیای که حتی رنج و مرگ نیز توان شکستن آن را ندارند.
«خرمگس»
@ReferenceLibrary
اما...
«خرمگس» داستان انسانی است که میان عشق، ایمان و آزادی، بهای سنگینی میپردازد.
روایت آرمانهایی که گاهی برای زنده ماندن، باید از عزیزترین چیزهای زندگی گذشت.
«خرمگس» از یک مبارز نمیگوید؛
بلکه از انسان میگوید.
از زخمهایی که زمان درمانشان نمیکند، از حقیقتی که گاهی تمام باورهای یک عمر را فرو میریزد، و از ایستادگیای که حتی رنج و مرگ نیز توان شکستن آن را ندارند.
«خرمگس»
@ReferenceLibrary
❤5
از بزدلی نبود که بزدل شدم، بلکه از غرور بیحد و حصرم بود. میترسیدم، نه از دو متر قد و نه از سخت کتکخوردن و پرتابشدن از پنجره؛ بهراستی شجاعت بدنی کافی برای این کار را داشتم؛ چیزی که نداشم شجاعت روحی کافی بود. میترسیدم اگر شروع به اعتراض کنم و با زبانی ادبی با آنها حرف بزنم هیچیک از حاضران نفهمد و همگی به ریشم بخندند از امتیازشمار وقیح بیلیارد گرفته تا کارمند گندیدهای که همان اطراف میپلکید با صورتی غرقه در جوشهای سرسیاه و یقهی روغنی خوکیاش.
یادداشت های زیر زمینی
@ReferenceLibrary
یادداشت های زیر زمینی
@ReferenceLibrary
❤4🔥1
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مرد، چه هشیار و چه مست
رباعیات خیام
@ReferenceLibrary
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مرد، چه هشیار و چه مست
رباعیات خیام
@ReferenceLibrary
❤4