Forwarded from کتابخانه مرجع (BIG COW)
یه فکری دارم.
ربات رو بالا میاریم، حدودا ۱ ماه تست میکنیم. ممکنه قطع و وصل شه و...
ولی هی قابلیت های مختلف رو اضافه میکنیم بهش و تست میکنیم.
اگر دیدیم بعد ۱ ماه، ربات مفیدی هست و باحاله، گلریزون میکنیم یه جوری یه سرور خوب میگیریم که دائمی با سرعت خوب وصل باشه. 💋🍓
اینطوری بهتره.
ربات رو بالا میاریم، حدودا ۱ ماه تست میکنیم. ممکنه قطع و وصل شه و...
ولی هی قابلیت های مختلف رو اضافه میکنیم بهش و تست میکنیم.
اگر دیدیم بعد ۱ ماه، ربات مفیدی هست و باحاله، گلریزون میکنیم یه جوری یه سرور خوب میگیریم که دائمی با سرعت خوب وصل باشه. 💋🍓
اینطوری بهتره.
❤22👍3🤡1
ذوق و لبخندشو ببنید.
حالا اگر ایرانی بود با دیدن قیمتا نهایت میتونست دوتا کتاب برداره
@ReferenceLibrary
حالا اگر ایرانی بود با دیدن قیمتا نهایت میتونست دوتا کتاب برداره
@ReferenceLibrary
😭25❤4🤡2😁1
Reference Library
ذوق و لبخندشو ببنید. حالا اگر ایرانی بود با دیدن قیمتا نهایت میتونست دوتا کتاب برداره @ReferenceLibrary
این حجم تو اروپا هم گرونه 😭😭😭😭
😁25😭1
Forwarded from Pouria
https://t.iss.one/ReferenceLibrary/1376418
اروپا گرونه ایران دستنیافتنی
اروپا گرونه ایران دستنیافتنی
Telegram
Reference Library
این حجم تو اروپا هم گرونه 😭😭😭😭
😭13
«آیا من نمیتوانم سعی خودم را بکنم؟
البته سخن بر سر این نیست...
اما آیا نمیتوانم در حوزهای دیگر؟»
باید یک کتاب باشد.
من جز نوشتن کتاب، کار دیگری بلد نیستم.
اما نه یک کتاب تاریخی.
تاریخ درباره چیزی حرف میزند که وجود داشته است؛
و یک موجود، هرگز نمیتواند وجود موجودی دیگر را توجیه کند.
خطای من این بود که میخواستم مارکی دور ولبون را احیا کنم؛
میخواستم چیزی را که زمانی وجود داشته، دوباره به وجود بیاورم.
اما کتاب باید از جنس دیگری باشد.
نمیدانم چه جنسی...
فقط میدانم باید پشت کلمات چاپشده،
پشت این همه صفحه،
چیزی را بتوان حدس زد که هرگز وجود نداشته است؛
چیزی فراتر از وجود.
مثلاً تاریخی که هرگز امکان رخدادنش نبوده.
یک ماجرا،
زیبا و سخت مثل فولاد،
آنقدر بیرحم و کامل
که آدمها را از وجود خودشان شرمنده کند.
@ReferenceLibrary
البته سخن بر سر این نیست...
اما آیا نمیتوانم در حوزهای دیگر؟»
باید یک کتاب باشد.
من جز نوشتن کتاب، کار دیگری بلد نیستم.
اما نه یک کتاب تاریخی.
تاریخ درباره چیزی حرف میزند که وجود داشته است؛
و یک موجود، هرگز نمیتواند وجود موجودی دیگر را توجیه کند.
خطای من این بود که میخواستم مارکی دور ولبون را احیا کنم؛
میخواستم چیزی را که زمانی وجود داشته، دوباره به وجود بیاورم.
اما کتاب باید از جنس دیگری باشد.
نمیدانم چه جنسی...
فقط میدانم باید پشت کلمات چاپشده،
پشت این همه صفحه،
چیزی را بتوان حدس زد که هرگز وجود نداشته است؛
چیزی فراتر از وجود.
مثلاً تاریخی که هرگز امکان رخدادنش نبوده.
یک ماجرا،
زیبا و سخت مثل فولاد،
آنقدر بیرحم و کامل
که آدمها را از وجود خودشان شرمنده کند.
تهوع
ژان پل سارتر
@ReferenceLibrary
❤8👍1
کنون سری به هر داری شکسته گردنی دارد
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند
@ReferenceLibrary
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند
سیمین بهبهانی
@ReferenceLibrary
💔10❤3
«کلکسیونر» داستان انسانی است که میخواهد زیبایی را برای همیشه از آنِ خود کند؛
بیآنکه بداند عشق، در اسارت زنده نمیماند.
گاهی مرز میان دوست داشتن و مالک شدن، آنقدر باریک است که تنها یک قدم، انسان را به هیولا تبدیل میکند.
«کلکسیونر» از یک آدمِ عجیب نمیگوید؛
بلکه از تاریکترین گوشههای ذهن انسان میگوید.
از وسواسِ تملک، از تنهاییِ عمیقی که پشت سکوت پنهان شده، و از آزادیای که وقتی از انسان گرفته شود، حتی نفس کشیدن هم معنای خود را از دست میدهد.
ترسناکترین زندانها،
آنهایی نیستند که دیوار دارند؛
آنهایی هستند که در ذهن آدمها ساخته میشوند.
«کلکسیونر»
@ReferenceLibrary
بیآنکه بداند عشق، در اسارت زنده نمیماند.
گاهی مرز میان دوست داشتن و مالک شدن، آنقدر باریک است که تنها یک قدم، انسان را به هیولا تبدیل میکند.
«کلکسیونر» از یک آدمِ عجیب نمیگوید؛
بلکه از تاریکترین گوشههای ذهن انسان میگوید.
از وسواسِ تملک، از تنهاییِ عمیقی که پشت سکوت پنهان شده، و از آزادیای که وقتی از انسان گرفته شود، حتی نفس کشیدن هم معنای خود را از دست میدهد.
ترسناکترین زندانها،
آنهایی نیستند که دیوار دارند؛
آنهایی هستند که در ذهن آدمها ساخته میشوند.
«کلکسیونر»
@ReferenceLibrary
❤5
🤣21🤝7👍5❤1😭1
خاکی که به زیر پای هر نادانیست
کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانیست
هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانیست
انگشت وزیر یا سر سلطانیست
@ReferenceLibrary
کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانیست
هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانیست
انگشت وزیر یا سر سلطانیست
رباعیات خیام
@ReferenceLibrary
❤10
اگر تو هم مثل من، از زنِ ایوان ایلیچ متنفری؛همونجایی که همکار شوهرش رو دعوت میکنه اتاق کناری ، ازش میپرسه چطور میتونه برای خودش مقرری بیشتری بگیره، و مرد هم خیلی مفصل شروع میکنه به توضیح دادن راهوچاهها.
دقیقا همون وقتی شوهرش هنوز در اتاق کناری، در تابوت خوابیده و تابوتش هنوز خاک رو لمس نکرده
تو دوست خوب منی. :)🧡🫂
@ReferenceLibrary
و زن، خیلی خونسرد میگوید:«اینها را میدانم… دیگر چه؟»
دقیقا همون وقتی شوهرش هنوز در اتاق کناری، در تابوت خوابیده و تابوتش هنوز خاک رو لمس نکرده
تو دوست خوب منی. :)🧡🫂
@ReferenceLibrary
💔13😢1🆒1
از اونجایی که باید برای فصل چهارم و گویا اخر خاندان اژدها تا 2028 منتظر بمونیم.
بریم کتاباشونو بخونیم یا ارزش نداره ؟!
بخونیم 👍
نه ارزش نداره 👎
@ReferenceLibrary
بریم کتاباشونو بخونیم یا ارزش نداره ؟!
بخونیم 👍
نه ارزش نداره 👎
@ReferenceLibrary
👍18👎11🤷♂1🖕1
Forwarded from Help
📕بزرگترین آرشیو / انتشارات رمان مصور (کمیک) ترجمه پارسی در ایران زمین به صورت کاملا رایگان🆓
📗رکورد دار تعداد رمان مصور (کمیک) ترجمه شده اختصاصی در تاریخ ایران زمین (بیش از ۲۴۰۰ جلد)🔥
📚لیست تمام کمیک های ترجمه شده
🆔 @FreeComics
📗رکورد دار تعداد رمان مصور (کمیک) ترجمه شده اختصاصی در تاریخ ایران زمین (بیش از ۲۴۰۰ جلد)🔥
📚لیست تمام کمیک های ترجمه شده
🆔 @FreeComics
❤4👍1