Reference Library
26K subscribers
1.01K photos
123 videos
343K files
10.3K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

لینک چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA
Download Telegram
#یاسمین_زندگی_من.pdf
1.7 MB
رمان : #یاسمین_زندگی_من
نویسنده: ستاره افشار
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :
در مورد پدریه که دیوانه وار دخترشو دوست داره و برای جلوگیری از رفتنش به خارج از کشور مجبور به ناگفته های زندگی عاشقانه ی خودش میشه و …

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#رالی_مرگ.pdf
1.5 MB
رمان : #رالی_مرگ
نویسنده: #Ely_jt
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :
دختري كه عاشق ميشه اما نميدونه عاشق چه كسي شده كسي كه فقط به فكر سو استفاده بوده دختر در دام اين پسر ميوفته و اتفاقاتي در اين رَآه براش ميوفته ......

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#سند_کلیشه.pdf
1.6 MB
رمان : #سند_کلیشه
نویسنده: #نگین_صحراگرد
ژانر: #عاشقانه

خلاصه:
قلبم محکم و بی امان در سینه ام می کوبید، آن قدر بلند که حس می کردم ضربانش از روی مانتوی سورمه ای رنگ مدرسه معلوم می شود. پر استرس پایم را تکان می دادم، یک حرکت کاملا هیستریک که در مداقع بحرانی سراغم می آمد.بر خلاف بقیه که در حال گریه یا التماس بودند، من آرام و پر بغض سرم را پایین انداخته بودم تا کسی نشناستم و برای محکم کاری دستم را جلوی صورتم گرفته بودم.تمام تنم از استرس می لرزید. وای که اگر یکی از آشنا های بابا مرا در این جا می دید، فاتحه ام خوانده بود. قطعاً بابا زنده زنده آتشم می زد.

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#سطح_زیرین_زندگی.pdf
1.7 MB
رمان: #سطح_زیرین_زندگی
نویسنده: #نارینه
ژانر: #عاشقانه

خلاصه:
باران سالهاست که تنهاست…با برادرش….شبیه دخترهایی اطرافمان نیست…یاور زنان ایدزی….با مردان….کودکان ولگرد…همسایه کامیاری می شود که نابغه است… باسحر….اینها در گردونه …زندگی…باهم روبرو می شوند…. و فرهاد که آشنایی قدیمی باران است…پایان خوش

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#عشقم_نترس.pdf
1.2 MB
رمان: #عشقم_نترس
ژانر: #عاشقانه
نویسنده: #آریانا_عاشوری_زاده

خلاصه:
بازی از جنس عشق و انتقامی از جنس حسادت و آمیخته با حسرتی عمیق و جان سوز.
اتفاقاتی مرموز و هیجانی که قلب را از تپش می اندازد. خلافکاری مرموز و تشنه به خون در مقابل، سرگردی تیز هوش و سرشار از تجربه.
کیست برنده این میدان خون؟ ماهورا در این بین چه سرنوشتی را می چشد؟ تصادفی که جان خانواده دخترک ساده قصه را گرفته ، اما آیا این اصل ماجراست؟

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#شوفر_جذاب_من.pdf
4.1 MB
رمان: #شوفر_جذاب_من
نویسنده: #الهه
ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال #اروتیک

خلاصه
بادیگارد خوش قیافه و پرجذبه‌ای که گیر دختری میوفته که هیچی واسش مهم نیست و بهش پیشنهاد رابطه میده و بادیگارش رو با اذیت‌هاش به فنا میده...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
سودازده.pdf
8.1 MB
رمان : #سودا_زده
ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری
نویسنده : #فرناز_رمضان_نیا

خلاصه :
قصه، قصه ی آدم هایی معمولی مثل خودمان است. بدون اغراق و بزرگ نمایی. دقیقا همان چیزی که در زندگی واقعی جریان دارد. قصه ی عشقیست که در دلِ اجبار جوانه می زند. قصه ی تاوان است، قصه ی بزرگ شدن... قصه ی تغییر. میعاد و وفا به اجبار با هم ازدواج می کنند، میعاد کینه ی وفا را به دل می گیرد و برای آزار دادن او از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کند، وفا اما روشش فرق دارد. آدم منطق است. سعی می کند با درایت همه چیز را پیش ببرد اما...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
رمــان دلبرک مغرور خان .pdf
1.5 MB
رمان : #دلبرک_مغرور_خان

نویسنده #بانو_کهکشان
ژانر #اربابی #ازدواج_اجباری

خلاصه
برای فرار از آن ازدواج اجباری پیشنهاد پسر خان را قبول کردم اما این را نمیدانستم که خان دشمن چندین ساله ای پدرم است و من....
داستان واقعی...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
سایه امید.pdf
6.8 MB
رمان : #سایه_امید
نویسنده : #مهسا_رمضانی
ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه
مهتا دختریه که تو یه خانواده بسته زندگی میکنه و به خاطر یه انتقام دزدیده میشه و اینجوری سرنوشت زندگیشو تغییر میده...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
گناهم عاشقی بود.pdf
1008.6 KB
رمان : #گناهم_عاشقی_بود
ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #غمگین
نویسنده : #سیاوش

خلاصه :
قصه زندگی فرشته ، دختری که رازی توی زندگیش هست که حتی نزدیکترین افراد خونواده اش از اون خبر ندارن ، و اما بازگشت پسر دایی اش باعث مرور گذشته و

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#اسفند_معشوقه_زمستان_است.pdf
2.6 MB
رمان : #اسفند_معشوقه_زمستان_است

نویسنده : #آیلار_سبحانی
ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :
اسفند روایتی از دو زمان گذشته و معاصر است. در زمان گذشته، شعله در کاباره ای کار می‌کند که در یک شب متوجه نگاه های خیره و مرموز مردی جذاب می‌شود! در زمان معاصر هم راجع به دختری به نام مهسا است که در تئاتر کار می‌کند و در یکی از نمایش هایش دلداده تماشاچیش می‌‌شود، فردی نهان زمان!

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#ناز_و_نیستی.pdf
3.1 MB
رمان: #ناز_و_نیستی
نویسنده: #مهسا_طایع
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه:
روزها در پی اینم که بتوانم به خود جرات دهم وتو را مخاطب خویش قرار دهم.زمان می گذرد اما من هنوز جرات شکستن سکوت را نیافته ام.
ولی می دانم که تواز پس لب های خموشم نیز می شنوی که:ای خالق عشق!

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
عاشق بودیم.pdf
9 MB
رمان: | #عاشق_بودیم

نویسنده: #الهام_الف
ژانر: #رمان_ایرانی #عاشقانه #درام_اجتماعی

خلاصه:
داستان درباره ی مردی به اسم بهرام آریایی هستش که در اول زندگی مشترکش بر اثر یک سانحه رانندگی از دو پا فلج می شود و در میانه دست و پنجه نرم کردن با این ناتوانی احساس می کند همسرش مثل سابق به او علاقه ندارد و با فرد دیگری…

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#قرارمون_تو_آسمون.pdf
2.6 MB
رمان: #قرارمون_تو_آسمون

نویسنده : #هانسل
ژانر : #عاشقانه #کلکلی #همخونه_ای #تخیلی #دانشجویی

خلاصه: 
آناهید دانشجوی رشته نجومه…پدرش بخاطر نپسندیدن این رشته، باهاش رابطه خوبی نداره…وقتی آناهید داره خودش رو برای گذروندن ترم آخر آماده میکنه متوجه میشه که دوستاش خونه دانشجویی رو تخلیه کردن و چون آناهید نمی تونه از پدرش پول بگیره و خونه رو تنها اجاره کنه پس …..

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
ماکر.pdf
1.4 MB
رمان : #ماکر
ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #معمایی
#اروتیک #درخواستی #پلیسی
نویسنده : #تهمینه

خلاصه :
قصه از اونجایی شروع می شه که آیلین 21 ساله به تازگی بیوه شده، ولی بعد یه مدت
متوجه میشه زندگی مشترکش با راستین اون رویای شیرینی که فکر میکرده نبوده....

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
در خیابان دوبلین.pdf
18.6 MB
رمان : #در_خیابان_دوبلین
نویسنده : #سامانتا_یانگ
ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #اروتیک #خارجی

خلاصه :
جوسلین که در نوجوانی خانواده و بهترین دوستش را در حادثه های مختلفی از دست داده است, حالا از برقراری هر نوع ارتباط عاطفی با دیگران عاجز است و خود را کنار می کشد. او که با رفتن هم اتاقی دانشگاهیش تنها شده است, با الی کارمایکل هم خانه می شود و برادر عجیب و غریب الی عرصه را بر او تنگ می کند تا این که . . .

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
زیبای غرق در خون (1).pdf
719.9 KB
رمان #زیبای_غرق_در_خون

نویسنده: #شیما_فراهانی
ژانر: #عاشقانه #پلیسی #جنایی

خلاصه:
داستانی سراسر ترس، دلهره، خشم، انتقام!
داستان پلیس جوانی بنام سهند که حل پرونده‌ی قتل‌های سریالی را برعهده می‌گیرد. غافل از اینکه این پرونده روی زندگی شخصی خودش نیز سایه می‌اندازد و با مرگ همسرش روند داستان متفاوت می‌شود...
خواندن این رمان بدلیل صحنه‌های دلهره آور به همه توصیه نمی‌شود.

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
طاعون زده.pdf
6.1 MB
رمان #طاعون_زده

نویسنده: #آوا_موسوی (#آوان)
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه:
طاعون زده روایتگر دختری مثل همه دخترای دیگه. با یه زندگی آروم و بی دغدغه و رویاهای صورتی کوچیک و بزرگ تا حالا اسم طاعون به گوشتون خورده؟ طاعون یه بیماریه و حالا طاعون افتاده به جون تک تک اون آرزوها. داستان ما درباره دختریه که مجبور میشه آرزوهای طاعون گرفته اش رو خودش با دستای خودش بسوزونه. حالا سال ها گذشته و کسی که روزی از مهم ترین داشته زندگیش بود، از میون خاکستر آرزوهاش دوباره پیدا میشه. اومده تا جواب تک تک سوالاتش رو از طنین بگیره.بعد از سال ها طاعون برگشته؛ اما این بار قراره طاعون به جون خودش بیفته!

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
حبس ابد.pdf
2.8 MB
رمان #حبس_ابد

ژانر: #عاشقانه
نویسنده ها: #دل_آرا_دشت_بهشت #مهسا_رمضانی

خلاصه:
یادگار دختر پونزده ساله و عزیز دردونه‌ی بابا ناخواسته پاش به عمارت عطاخان باز شد؛ اما نه به عنوان عروس به عنوان خون‌بس؛ اما سرنوشت جوری به دلش راه اومد که شد عزیز اون خونه، یادگار برای همه دوست شد و دوست بود به جز توحید همسر شرعی و قانونیش که حالا بعد از ده سال برگشته...!

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
تماس مستانه.pdf
6.7 MB
رمان: #تماس_مستانه
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #اروتیک #بزرگسال
نویسنده: #پنلوپه_وارد

خلاصه:
قلبم محکم میکوبید و میلرزیدم چون خوب میدونستم میخوام چیکار کنم.
روی صندلی نشستم جوری که پشتم به آینه ی بیضی شکل باشه. موهایِ مشکیم مثل آبشار پشت لختم رو تا زیرِ باسنم پوشونده بود.
چند تا عکس گرفتم تا اینکه بالاخره از یکیش خوشم اومد. مراقب بودم اصلاً صورتم تویِ عکس معلوم نشده باشه. عکس فوق العاده سکسی و حرفه ای شده بود.
شورت پسرونه ای که پام بود، حالت باسن و پاهام رو خوش فرم تر نشون میداد. بهترین ورژن خودم رو انتخاب کرده بودم. اگه قرار بود یه قدم بردارم ترجیح میدادم درست پیش برم

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
1
#لبخند_زیبا.pdf
7.9 MB
رمان: #لبخند_زیبا

نویسنده: #سانیا_ل #ساناز_صابونی
ژانر: #اجتماعی  #عاشقانه #غمگین #مدرسه_ای

خلاصه:
اسمش جُوانا بود، بچه خطه پر افتخار کُردستان و دامنه های کوهستان های مقتدر و سر به فلک کشیده اش ! دختر ۱۸ ساله نازدانه،خودشیفته، مغرور، رُک و راست و ریسک پذیرِ یکی از خانواده های اصیل،نامدار و متمول شهر سنندج. سنندج، مرکز استان کُردستان که از دیرباز مشهور به قلعه خانان و لانه عقاب بوده.همان دیار کُردزبانان در قلب دلنشین استان کُردستان، که چند سالی است بعنوان م ٓهد موسیقی و هنر ایران معرفی میشود. نواده ای از نسل دوم خانواده پر جمعیت »واعظی« با هفت پسر و سه دختر

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─