Reference Library
26K subscribers
1.01K photos
123 videos
343K files
10.3K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

لینک چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA
Download Telegram
هیولا شناس .pdf
39.5 MB
رمان : #هیولاشناس (جلد¹)

نویسنده : #ریک_ینسی
(جلد اول #مجموعه_هیولاشناس) #هیولا_شناس
ژانر : #فانتزی #وحشت

قرار است «هیولاشناس» کتابی در مورد شکار هیولاها باشد. هیولا شناس بینشی عمیق ، داستانی زیبا و نوشتاری غم انگیز و باشکوه با چنین قصه ای بسیار جذاب و زیبا برای روایت را در اختیار شما قرار می دهد. همه ما با داشتن بسیاری از افسانه ها و داستان های حیوانات وحشی و خزنده های مرموز ، کمی راحت تر فکر می کنیم که یک شکارچی هیولا (شکار به معنای بیولوژیکی ، نه پوست و حس غذا خوردن) وجود دارد که همه چیز را کنار هم نگه می دارد. در اینجا قرار است با روایتی خون آلود و پر تعلیق از ریک ینسی رو به رو شوید. مضامینی چون هیولا، خون، بازگشت به طبیعت، غرب وحشی و در نهایت خون آشام های گرسنه دایره واژگان اصلی این کتاب را تشکیل می دهند.

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
اینجا آخر خط نیست.pdf
1.6 MB
رمان : #اینجا_آخر_خط_نیست

ژانر : #عاشقانه #متاهلی
نویسنده : #مهدیه_mhk

خلاصه:
تابش متاهل است و با همسرش زندگی عاشقانه‌ای را می‌گذراند. او پرورشگاهی بوده و سختی‌های زیادی کشیده ولی حالا یک زندگی آرام دارد. ناگهان اتفاقی می‌افتد که باعث می‌شود که زندگی تابش دستخوش تغییراتی بشود و زمانی می‌رسد که باید انتخاب کند...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#نفس_من.pdf
683.2 KB
رمان : #نفس_من

نویسنده : #زهرا_مرزوقی
ژانر : #عاشقانه #طنز

خلاصه :
یه دختر پاک شیطون مغرور یه پسر مریض و عاشق و مغروردختریه که حس میکنه مدیونه پسره و میخواد باهاش بدون عشق ازدواج کنه ولی یه پسر که خودشم نمیدونه از کجا اومده میاد ر راهش و میشه نفس نفس

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#همبرگر.pdf
4.4 MB
رمان : #همبرگر

نویسنده :#شهلا_ابراهیمی
ژانر: #عاشقانه

خلاصه :
چطور ما آدمها در کوچه پس کوچه های زندگی به بن بست می رسیم و عده ای دیگر هم به باغی باصفا و پرگل و زیبا.
دعا می کنم هیچ کوچه ای بن بست نباشد و راه همه ما به ان باغ زیبا ختم می‌شود

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
شیطون و بلا.pdf
749.6 KB
رمان: #شیطون_و_بلا

ژانر : #عاشقانه #طنز
نویسنده : #هلیا_سعیدی

خلاصه :
این داستان در مورد یک پسر و دختر که به صورت اتفاقی و طنز با هم آشنا میشن و اتفاقات زیادی براشون میفته حتی از مرگ هم برمی گردن.....

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#یک_نفس_سر_کشیدم_تا_تو.pdf
2.2 MB
رمان : #یک_نفس_سر_کشیدم_تا_تو

نویسنده : #soratyrooz
ژانر : #عاشقانه #طنز #همخونه

خلاصه :
حمید و رها خواهر و برادری هستن که با هم زندگی میکنن…
یه روز حمید بخاطر مشکلی که داره تصمیم میگیره که خونشون رو که ارث پدریشونه رو بفروشه و حالا یه آقایی میاد خونه رو بخره که

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#لبخند_قرمز.pdf
1.6 MB
رمان : #لبخند_قرمز

نویسنده: #Elah (#الهه_ک)
ژانر: #طنز #عاشقانه

خلاصه:
دختری خندان….برای همین به او لبخند میگویند…اما دویدن به دنبال دروغی 25 ساله لبخند قرمز بر لبانش رو میخشکاند….و این لحظه است که ناجی او از باتلاق بی کسی نجاتش میدهد…. پایان_خوش

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#ﺍﻭ_ﻣﺮﺍ_ﮐﺸﺖ.pdf
14.3 MB
ﺭﻣﺎﻥ: #ﺍﻭ_ﻣﺮﺍ_ﮐﺸﺖ
ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ: #ﺱ_ﺷﺐ
ﮊﺍﻧﺮ: #ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ #ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

خلاصه:
ﺳﺎﻣﺮﻩ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﺍﺳﺖ . ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﺳﻨﺘﯽ؛ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﯽﻣﻬﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺍﻭ ﺩﭼﺎﺭ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﻣﺮﻣﻮﺯ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﭘﯽ ﺑﺒﺮﺩ، ﺭﺍﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ .

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#بخش_سانسور_شده.pdf
2.6 MB
رمان: #بخش_سانسور_شده
نویسنده: #سارا_جلالی_فر
ژانر: #طنز #عاشقانه #پسر_خشن

خلاصه:
سلنای قصه؛ یه دختر ساده و تقریبا چاقیه که تو بیمارستان، بخش تزریقات مشغول به کاره..مثل همه ی دخترا، دنیای دخترونه ی خودش رو داره تا اینکه گردونه ی تقدیرش، به پسری برخورد میکنه که از قضا برای کار تو بیمارستان اومده و متخصص ختنه ی نوزادانه و اونقدر رفتارای عجیبی از خودش نشون میده و بی حس و خنثی است که به سلنا برمیخوره و حس میکنه داره توسط میلان؛ پسر قصه مون تحقیر میشه و همین دلیل باعث میشه تا باهم اتفاقات طنز و جالبی رو رقم میزنه

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#قلب_ستاره.pdf
1.8 MB
رمان: #قلب_ستاره
نویسنده: #پری_نرگسی
ژانر: #عاشقانه

خلاصه:
ای کاش از پشت پنجره بیرون را نگاه نمی کردم.پرده را عقب کشیدم و نگاهم را به دست باران سپردم.آن روز از موهای طلایی خورشید در سینه ی آبی آسمان خبری نبود.قطرات باران چون اشک از چشم آسمان به زمین فرو می ریخت.

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#تصادف.pdf
1.9 MB
رمان: #تصادف
نویسنده: #m_salar
ژانر: #کلکلی #طنز #عاشقانه

خلاصه:
رمان در مورد دختریه به اسم آیسا که معماری میخونه و به پیشنهاد عموش میخواد تو شرکت دوست عموش کار کنه،اما روزی که میخواست به اون شرکت بره با یه آقایی تصادف میکنه و کلی دعوا میشه،بیخیال مقصر میشه ومیره به اون شرکت اما وقتی میره به اون شرکت میبینه رییس شرکت همون پسرست که باهاش تصادف کرده…
پایان خوش

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#سرنوشت_تصادفی.pdf
4.6 MB
رمان : #سرنوشت_تصادفی (#تصادف_شیرین)
نویسنده #نفس_و_بارانا
ژانر: #عاشقانه #طنز #کلکلی

خلاصه :
 نفس یه دختر شر و شیطون و زبون دراز که دانشجوی معماریه و با دوستش واسه انجام پروژه ای به یه شرکت معماری میرن و صاحب این شرکت پسر مغروری به اسم بردیاست…

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
وقتی که نبودی.pdf
3.4 MB
رمان: #وقتی_که_نبودی
ژانر: #عاشقانه #جنایی
نویسنده: Moaz17

خلاصه:
سارن، دختری که به همسرش علاقه دارد. همسری از تبار بی‌رحمی. زندگیِ تلخ مزه سارن که با گذشت زمان و اتفاقات ریز و درشت، زیر زبان علی مزه می‌کند. با فاش شدن حقایقی پنهان، عشق نابود می‌شود یا همچنان پایدار می‌ماند ؟!!!

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#یک_لحظه_زندگی.pdf
2.7 MB
رمان: #یک_لحظه_زندگی

نویسنده: #SABAKU_NO_GAARA
ژانر: #عاشقانه

خلاصه:
جید قبلا یه نامزد داشته . کسی که از صمیم قلب عاشقش بود و اونم متقابلا اونو دوست داشت . همه چیز خیلی خوب پیش میرفت که ناگهان یه طوفان همه چیزو دگرگون کرد . اون عشق تبدیل به هیولایی شد که خوشبختیش و بلعید . حالا دو سال گذشته و جید داره با تنهائیاش سر میکنه در حالی که هنوزم نتونسته راز اون اتفاقو کشف کنه . به زندگی جید خوش اومدید . ببینید چطور نزدیکترین ادما میتونن بهش آسیب برسونن .پایان خوش

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#نامزد_شهادت.pdf
612.9 KB
رمان : #نامزد_شهادت
نویسنده : #فاطمه_ولی_نژاد
ژانر : #عاشقانه #مذهبی

خلاصه :
از سطل‌های زباله آتش می‌پاشید و شدت دود به حدی بود که حتی از پشت شیشه‌های بسته اتومبیل ، نفسم را می‌سوزاند .
اتومبیل من در حاشیه خیابان بود و می‌دیدم که شیشه‌های بانک کنار خیابان شکسته و خرده شیشه از پیاده‌رو تا میان خیابان کشیده شده است . آنچنان نگاهم مبهوت مهلکه روبرویم شده بود که نمی‌دیدم دستان سردم روی فرمان چطور می‌لرزد . فقط آرزو می‌کردم لحظه ای را ببینم که سالم به خانه رسیده و از این معرکه آتش و شیشه شکسته ، فرار کرده باشم ...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#سقفی_برای_من_و_تو.pdf
1.6 MB
رمان: #سقفی_برای_من_و_تو

نویسنده: #شیرین_کیومرثی
ژانر: #عاشقانه #همخونه_ایی #طنز

خلاصه:
راجب هشت دختروپسر که شیش تاشون بخاطر پروژه دانشگاهی میرن شیراز و شیش ماه هم خونه میشن اونجا ۴تا عاشق(دوتا از دخترا.دوتا از پسرا)به عشقشون اعتراف میکنن بعد از اون میان تهران و اخرین دختر به عشقش میرسه و اخرین پسرم به عشقش میرسه پسر شخصیت اصلی بعد از عقد با عشقش تصادف میکنه.....وکلی اتفاقات غیر منتظره و هیجان انگیز در این رمان واقعا زیباو متفاوت!
اینم بگیم که شخصیتا سه به سه مقابل هم نیستن!

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
تو آغاز منی.pdf
4.4 MB
رمان #تو_آغاز_منی
نویسنده: #محیا_داودی
ژانر: #عاشقانه #خیانتی #اجتماعی

خلاصه:
درباره ی دختری به نام هلنا هستش که عاشق استادش میشه و با هم ازدواج میکنن ولی شوهرش توی زندگی بهش خیانت میکنه و...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
ییلاق دلپذیر.pdf
9.7 MB
رمان: #ییلاق_دلپذیر
ژانر: #روستایی #عاشقانه
نویسنده: #اسماء_کرمی_پور

خلاصه:
عرفان، پسر خان رضا، خان ایل عشایری است. عرفان که به خاطر رفتارهای دردسرسازش، سالهاست از ایل به شهر تبعید شده است، بعد از مدت ها تنهایی طعم شیرین عشق را می چشد اما ...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#همسفر_ها.pdf
6.6 MB
رمان: #همسفر_ها
نویسنده: #علی_محمد_افغانی
ژانر : #اجتماعی

خلاصه :
داستان دو مردی است که با هم قصد سفر به بلخ را دارند که در راه با حوادث زیبا و جذاب روبرو میشوند .

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#عروسک_خیال.pdf
7.6 MB
رمان : #عروسک_خیال
ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
نویسنده : #بهاره_فلاحی

خلاصه :
پرند دختر چهارده ساله ای که در بین رفت و آمد ها به بوتیک مادرش با پسری اکبرنام که هجده سال از خودش بزرگت تر است آشنا می شود و ..

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─
#به_انتظارت_خواهم_ماند.pdf
4.2 MB
رمان : #به_انتظارت_خواهم_ماند
نویسندہ : #مریم_جعفری
ژانر : #عاشقانه #خانوادگی

خلاصہ :
داستان ، شرح زندگی خانواده‌ای است که بر اثر حادثه‌ای دست‌خوش فلاڪت و بدبختی می‌شوند . سیامک و کیهان دو برادرند . آنها ازدواج کردہ و در خانه‌ای مشترک با پدر و مادر و تنها خواهرشان سهیلا زندگی می‌کنند . پسری به نام فریدون با فریب دادن سهیلا منجر به خودکشی او می‌شود . در شب عروسی فریدون ، سیامک و کیهان به منزل او می‌روند و سیامک خسته از مرگ خواهر ، فریدون را به قتل می‌رساند . در این ماجرا سیامک به سی سال حبس محکوم می‌شود و ...

کانالمون به دوستان معروفی کن رفیق 😍👇
─━──── •📚😈 • ────━─