دلوین.PDF
13.7 MB
#دلوین
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #حدیثه_ورمز
🌼خلاصه :
هلما دختری جسور و زرنگ که عکس های محرمانه ی اصیلزادهی بزرگ شهر امیرفرهام رحیمی را به دست می آورد و شروع به اخاذی از او می کند اما بعد از گرفتن پولی هنگفت تمامی آن عکس ها را در فضایمجازی منتشر می کند و پا روی حیثیت خانواده ی رحیمی می گذارد...
ماجرا این جا تمام نمیشود امیرفرهام خشن و عصبی در پی تلافی کار هلما جوری وانمود می کند که دختر داخل عکس خود هلما است و او را وادار می کند سر سفره ی عقد با او بشیند...
عقدی صوری که جایی ثبت نمیشود و هلمایی که بیخبر به خانه او می رود و...
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #حدیثه_ورمز
🌼خلاصه :
هلما دختری جسور و زرنگ که عکس های محرمانه ی اصیلزادهی بزرگ شهر امیرفرهام رحیمی را به دست می آورد و شروع به اخاذی از او می کند اما بعد از گرفتن پولی هنگفت تمامی آن عکس ها را در فضایمجازی منتشر می کند و پا روی حیثیت خانواده ی رحیمی می گذارد...
ماجرا این جا تمام نمیشود امیرفرهام خشن و عصبی در پی تلافی کار هلما جوری وانمود می کند که دختر داخل عکس خود هلما است و او را وادار می کند سر سفره ی عقد با او بشیند...
عقدی صوری که جایی ثبت نمیشود و هلمایی که بیخبر به خانه او می رود و...
ماه طوفان.pdf
4.7 MB
#ماه_طوفان
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #زینب_ایلخانی
🌼خلاصه :
فریماه مرتضوی که به همراه برادرش در یک موسسه مالی اعتباری ( برادرش رییس ) است ، به خاطر طمع برادرش به اجبار پولی را نزول می کند، که با مزاحمت سردسته یکی از بزرگ ترین ارازل و اوباش ( باند مافیایی کلاه مخملی ) رو به رو می شود و طبق این ماجرا با طوفان صفاری آشنا می شود که..
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #زینب_ایلخانی
🌼خلاصه :
فریماه مرتضوی که به همراه برادرش در یک موسسه مالی اعتباری ( برادرش رییس ) است ، به خاطر طمع برادرش به اجبار پولی را نزول می کند، که با مزاحمت سردسته یکی از بزرگ ترین ارازل و اوباش ( باند مافیایی کلاه مخملی ) رو به رو می شود و طبق این ماجرا با طوفان صفاری آشنا می شود که..
اکیپ نامزدهای اجباری.pdf
1.8 MB
#اکیپ_نامزد_های_اجباری
💫ژانر: #عاشقانه #کلکلی
🌼خلاصه
یه اتفاق در گوشه ای دنیا…
شاید دلیل محکمی برای وجود منو تو باشد
منو تویی که در کنار هم سر…
یه بازی بچگانه…
یه حماقت احمقانه…
یه تصادف عاشقانه…
یه نگاه دلبرانه…
به سمت هم جذب شدیم
هر کدوم با افکار و نقشه هایی که داشتیم
اما در نهایت مسیرمون تغییر کرد
قطار زندگی ترمز کشیدو منو تو
با کله توی قلب های هم پرت میشن
💫ژانر: #عاشقانه #کلکلی
🌼خلاصه
یه اتفاق در گوشه ای دنیا…
شاید دلیل محکمی برای وجود منو تو باشد
منو تویی که در کنار هم سر…
یه بازی بچگانه…
یه حماقت احمقانه…
یه تصادف عاشقانه…
یه نگاه دلبرانه…
به سمت هم جذب شدیم
هر کدوم با افکار و نقشه هایی که داشتیم
اما در نهایت مسیرمون تغییر کرد
قطار زندگی ترمز کشیدو منو تو
با کله توی قلب های هم پرت میشن
جیوه سیاه.pdf
7.1 MB
#جیوه_سیاه
💫 ژانر : #عاشقانه #کلکلی #هیجانی #صحنهدار
💫نویسنده : #رزمشکیحک
🌼خلاصه :
من سرگرد ایمان شایانم ؛ کسی که خلاف های زیادی رو با اقتدا به شغلش انجام داده !حالا یه سروان کوچولوی جذاب و لوند وارد اداره من شده و از من مدارکی رو داره که نباید داشته باشه !حالا اگه من بخوام اونو زیرم داشته باشم چه اتفاقی میوفته ؟
نکته:
توجه داشته باشید که در جلد دوم این رمان نام دکتر آشوب پارسا به دکتر سایه پارسا تغییر کرده است
💫 ژانر : #عاشقانه #کلکلی #هیجانی #صحنهدار
💫نویسنده : #رزمشکیحک
🌼خلاصه :
من سرگرد ایمان شایانم ؛ کسی که خلاف های زیادی رو با اقتدا به شغلش انجام داده !حالا یه سروان کوچولوی جذاب و لوند وارد اداره من شده و از من مدارکی رو داره که نباید داشته باشه !حالا اگه من بخوام اونو زیرم داشته باشم چه اتفاقی میوفته ؟
نکته:
توجه داشته باشید که در جلد دوم این رمان نام دکتر آشوب پارسا به دکتر سایه پارسا تغییر کرده است
عاشق_آشکار_شده_جلد_چهارم_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
6.2 MB
🤍نام رمان : #عاشق_آشکار_شده
#LOVER_REVEALED
(#جلد_چهارم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
باچ اونیل جنگجوی بالفطرهست. پلیس سابق دایره جنایی جان سخت. تنها آدمیه که اجازه پیدا کرده وارد حلقه انجمن برادری خنجرسیاه بشه. و میخواد بیشتر وارد دنیای خون آشامها بشه_پ بخشی از جنگ بالسره. اون هیچ چیزبرای ازدست دادن نداره. قلبش متعلق به خونآشامه اشراف زاده زیبای که امکان نداره بهش برسه. اما اگه نمیتونسه ماریسا رو داشته باشه پس حداقل میتونسته کنار برادرها بجنگه. تقدیر اون رو با دادن چیزی که بهش نیازداره نفرین میکنه. وقتی باچ فداکاری میکنه تایک خون آشام غیرنظامی رو از دست لسرها نجات بده قربانی تاریک ترین نیروی جنگ میشه. درحالی که رهاشده تا بمیره به طور معجزه آسایی پیدا میشه. وانجمن برادری ماریسا رو فرا میخونه تا اونو نجات بده. اماشاید حتی عشق ماریسا اون قدرکافی نباشه که باچ روبرگردونه...
#LOVER_REVEALED
(#جلد_چهارم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
باچ اونیل جنگجوی بالفطرهست. پلیس سابق دایره جنایی جان سخت. تنها آدمیه که اجازه پیدا کرده وارد حلقه انجمن برادری خنجرسیاه بشه. و میخواد بیشتر وارد دنیای خون آشامها بشه_پ بخشی از جنگ بالسره. اون هیچ چیزبرای ازدست دادن نداره. قلبش متعلق به خونآشامه اشراف زاده زیبای که امکان نداره بهش برسه. اما اگه نمیتونسه ماریسا رو داشته باشه پس حداقل میتونسته کنار برادرها بجنگه. تقدیر اون رو با دادن چیزی که بهش نیازداره نفرین میکنه. وقتی باچ فداکاری میکنه تایک خون آشام غیرنظامی رو از دست لسرها نجات بده قربانی تاریک ترین نیروی جنگ میشه. درحالی که رهاشده تا بمیره به طور معجزه آسایی پیدا میشه. وانجمن برادری ماریسا رو فرا میخونه تا اونو نجات بده. اماشاید حتی عشق ماریسا اون قدرکافی نباشه که باچ روبرگردونه...
عاشق_بیدار_شده_جلد_سوم_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
20.7 MB
🤍نام رمان : #عاشق_بیدار_شده
#LOVER_AWAKENED
(#جلد_سوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داستان نجات بلا توسط زسادیست، جنگجویی که قبلابرده خون بوده و سال ها موردآزار جنسی بانو قرارگرفته، و هنوز هم زخم های گذشته رو با خود حمل میکنه.تنها همراهش خشم و تنها چیزی که باعث شهوتش میشه به وحشت انداختن دیگرانه.تا زمانی که بابلا آشنامیشه و ...
#LOVER_AWAKENED
(#جلد_سوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داستان نجات بلا توسط زسادیست، جنگجویی که قبلابرده خون بوده و سال ها موردآزار جنسی بانو قرارگرفته، و هنوز هم زخم های گذشته رو با خود حمل میکنه.تنها همراهش خشم و تنها چیزی که باعث شهوتش میشه به وحشت انداختن دیگرانه.تا زمانی که بابلا آشنامیشه و ...
عاشق_ابدی_جلد_دوم_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
4.1 MB
🤍نام رمان : #عاشق_ابدی
#Lover_Eternal
(#جلد_دوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
" آه ، لعنت ، وی ، تو داری منو میکشی " باچ اونیل کشوی جوراب هایش را گشت . دنبال جوراب مشکی ابریشمی بود ، ولی کتان سفید پیدا
کرد . نه . صبر کن . یک جوراب مناسب پیدا کرد ، البته برای پیدا کردنش نیازی به جشن گرفتن
نبود.
-" اگه داشتم می کشتمت پلیس ، جوراب آخرین چیزی بود که به ذهنت میرسید "
باچ به هم اتاقی اش نگاه کرد . کسی که مثل او طرفدار تیم رد ساکس بود . او... خوب .. یکی از دو
دوست صمیمی اش بود... که هر دو نفر خون آشام از آب درآمده بودند .
ویشس تازه از حمام درآمده و یک حوله به دور کمر خود پیچیده بود . عضلات سینه و بازوهای
ضخیمش در معرض نمایش بود .
#Lover_Eternal
(#جلد_دوم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
" آه ، لعنت ، وی ، تو داری منو میکشی " باچ اونیل کشوی جوراب هایش را گشت . دنبال جوراب مشکی ابریشمی بود ، ولی کتان سفید پیدا
کرد . نه . صبر کن . یک جوراب مناسب پیدا کرد ، البته برای پیدا کردنش نیازی به جشن گرفتن
نبود.
-" اگه داشتم می کشتمت پلیس ، جوراب آخرین چیزی بود که به ذهنت میرسید "
باچ به هم اتاقی اش نگاه کرد . کسی که مثل او طرفدار تیم رد ساکس بود . او... خوب .. یکی از دو
دوست صمیمی اش بود... که هر دو نفر خون آشام از آب درآمده بودند .
ویشس تازه از حمام درآمده و یک حوله به دور کمر خود پیچیده بود . عضلات سینه و بازوهای
ضخیمش در معرض نمایش بود .
عاشق_سیاه_جلد_اول_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
6 MB
🤍نام رمان : #عاشق_سیاه
#Dark_Lover
(#جلد_اول #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی
#اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داریوش دور و بر کلوپ و بدن های نیمه عریانی که در حال رقص بودند را نگاه کرد . آن شب پر از جمعیت بود .
پر از زنانی که چرم پوشیده بودند و مردانی که به نظر می آمد دستی در جرم های همراه با خشونت داشته باشند . داریوش و همراهش کامال همرنگ این جماعت بودند . به جز اینکه آنها قاتلین واقعی بودند . تورمنت از او پرسید: " پس واقعا میخوای انجامش بدی ؟ "
داریوش به روبه روی خود ، و در چشمان خون آشام دیگر نگاه کرد: " آره" تورمنت کمی از مشروب خود را نوشید و با دهن کجی لبخند زد. نوک دندان های نیشش نمایان شد " تو دیوونه ای"
#Dark_Lover
(#جلد_اول #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی
#اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
داریوش دور و بر کلوپ و بدن های نیمه عریانی که در حال رقص بودند را نگاه کرد . آن شب پر از جمعیت بود .
پر از زنانی که چرم پوشیده بودند و مردانی که به نظر می آمد دستی در جرم های همراه با خشونت داشته باشند . داریوش و همراهش کامال همرنگ این جماعت بودند . به جز اینکه آنها قاتلین واقعی بودند . تورمنت از او پرسید: " پس واقعا میخوای انجامش بدی ؟ "
داریوش به روبه روی خود ، و در چشمان خون آشام دیگر نگاه کرد: " آره" تورمنت کمی از مشروب خود را نوشید و با دهن کجی لبخند زد. نوک دندان های نیشش نمایان شد " تو دیوونه ای"